صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
شنبه, 31 مرداد 1405 14:10

سلمان آباد ؛ روستایِ محروم

داستان سلمان آباد روستایِ محروم و جهان بیگلو در صدای معلم

سلمان آباد روستایی بود در کنار دره یِ عمیق که در آن آب زلالی از دل کوه بلند می تراوید  مردم این روستا آب آشامیدنی و آبِ مزارع خود را در جایی از درّه که عمق کمتر ی داشت و در کنار روستای جهان بیگلو قرار گرفته بود با جوی فرعی که کشیده بودند تأمین می کردند .

در سلمان آباد و جهان بیگلو ؛ محبوب‌ترین و با تجربه ترین فرد ، کد خدا انتخاب می شد و سالیان سال در صلح و صفا زندگی می کردند زیرا هر یک اخلاق ، انسانیّت و نوع دوستی را معیار رفتار و عمل کرد خویش با دیگران می دانستند نه اعتقادات دینیِ متفاوت هر دو روستا را .

داستان سلمان آباد روستایِ محروم و جهان بیگلو در صدای معلم

فرماندارِ شهرِ این دو روستا ، کدخدا ها را از سِمَت شان بر کنار کرد با این بهانه که روستاها باید شورایی اداره شوند نه فردی .

پنج نفر با اعمال نفوذ فرماندار بر گزیده شدند و مُهر شورای محل به یکی از آنها که کم سواد ترین و کم تجربه ترین ودر عین حال حرف گوش کننده ترین بود داده شد .

خیلی زود مروّت با دوستان و مدارا با دشمنان به تلافی و انتقام از هر دو تبدیل گردید .

جهان بیگلوها آب سلمان آباد را قطع کردند ؛ نتیجه یِ عدم مدارا و تلافیِ کور کورانه قحطی شد .

اعضای شورای سلمان آباد به مردم می گفتند :

خدا را باید شکر کنید که تعاونی روستا پُر از کالاست ، امّا مردم که کالاهای تعاونی را مثل اشیایِ موزه ای می دیدند که باید همیشه در قفسه ها بمانند ، دیگر شکر گزار خدا نبودند چون قدرت خرید اشیای موزه ای را نداشتند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

داستان سلمان آباد روستایِ محروم و جهان بیگلو در صدای معلم

منتشرشده در بازنشستگان

تجارب علی زینلی معلم بندر خمیر و سال‌های سختی که پشت سر گذاشتیم

 جمعه  30 مرداد ، آزمون سراسری برگزار شد؛ امتحانی سرنوشت‌ساز که اگرچه سؤال‌های مشترکی برای همه شرکت‌کنندگان دارد، اما شرایط همه شرکت‌کنندگان در آن یکسان نیست.

یکی در مدرسه‌ای درس خوانده است که به دلیل کمبود نیروی انسانی، گاهی دبیر برخی درس‌ها غیرمرتبط با رشته و تخصص خود بوده است؛ مدرسه‌ای با کولرهای گازی فرسوده، امکانات محدود و حتی گاهی صندلی‌هایی که به تعداد دانش‌آموزان وجود نداشته است.

تجارب علی زینلی معلم بندر خمیر و سال‌های سختی که پشت سر گذاشتیم

و دیگری، سال‌ها در انواع مؤسسات آموزشی درس خوانده، بارها آزمون‌های شبیه‌ساز نهایی و کنکور داده و برای همین روز، امکانات و فرصت‌های بیشتری در اختیار داشته است.

هر دو اما امروز یک دفترچه سؤال گرفته‌اند.

سؤال‌ها مشترک است، اما آیا شرایط هم مشترک است؟

این فقط یک سؤال درباره کنکور نیست؛ پرسشی درباره عدالت آموزشی است.

تجارب علی زینلی معلم بندر خمیر و سال‌های سختی که پشت سر گذاشتیم

همین امروز و دیروز و پریروز، در گرمای بالای پنجاه درجه هرمزگان، بار دیگر برق‌ها قطع شد. داوطلبی که ساعت‌ها درگیر آزمونی سرنوشت‌ساز بوده، علاوه بر خستگی و اضطراب امتحان، باید گرما و سردرد را هم تحمل کند. خانواده‌ها نیز در کنار فرزندانشان، نگران و سردرگم بودند.

با خود فکر می‌کنم:

چه روز سختی را پشت سر گذاشتیم.

ماه گذشته هم حمله آمریکا را داشتیم؛ پل‌ها خراب شد، خانواده‌ها داغدار شدند و دانش‌آموزانی کشته شدند. مسئله این است که آیا می‌توانیم شرایطی فراهم کنیم که فرزندان مان مجبور نباشند تمام سختی‌هایی را که ما پشت سر گذاشتیم، دوباره تجربه کنند؟

با خود فکر می‌کنم: چه ماه سختی داشتیم.

به سالی که پشت سر گذاشتیم فکر می‌کنم؛ گرانی، تحریم، کمبود برق و آب، دشواری تهیه برخی مواد غذایی و صف‌های بنزین.

با خود فکر می‌کنم: چه سال سختی پشت سر گذاشتیم.

به گریه‌هایی که برای کودکان مدرسه میناب کردیم، به غمی که از حادثه اسکله شهید رجایی در دلمان لانه کرد، به آتش گرفتن کشتی و فروریختن پلاسکو، به تصادف‌های جاده‌ها و زندگی با پراید پیر، به قانون‌گریزی و خسارت‌هایی که به محیط زیست وارد می‌شود ؛

تجارب علی زینلی معلم بندر خمیر و سال‌های سختی که پشت سر گذاشتیم

به شهروندان کم‌حوصله و غمگین و هزاران دلواپسی دیگر.

به راستی چه سال‌های سختی را پشت سر گذاشتیم.

از کودکی تا امروز، از دوران مدرسه تا میان سالی، بیشتر روزهای زندگی‌مان یا با خبر اختلاس و کلاهبرداری گذشت یا با دیدن تبعیض و بی‌عدالتی.

کودکی‌مان را در میان راهپیمایی و شعار و جنگ و گرانی به خاطر می‌آوریم؛ نسلی که هر بار با خود گفت شاید سال آینده بهتر باشد، شاید ماه آینده، شاید روزهای آینده.

اما روزهای سخت یکی پس از دیگری آمدند و اوضاع نگران کننده تر شد!

بزرگ شدیم ، اما بسیاری از دلواپسی‌ها همچنان باقی ماندند.

امروز وقتی دانش‌آموزی را می‌بینم که برای آینده‌اش در آزمون کنکور نشسته است، فقط به پاسخ درست یا غلط یک سؤال فکر نمی‌کنم؛ به مسیری فکر می‌کنم که هر دانش‌آموز تا رسیدن به همین صندلی طی کرده است.

فکر می کنم آزمون شاید برای همه یکسان باشد؛ اما زندگی قبل از آزمون برای همه یکسان نبوده است.

من معلم هستم . با بیست سال تجربه تدریس و با فرصت روبه‌رو شدن با صدها دانش‌آموزی که امروز وارد جامعه شده‌اند.

گاهی به آنها فکر می‌کنم؛ به اینکه امروز کجا هستند، چه می‌کنند و چه مسیری را طی کرده‌اند.

به این فکر می‌کنم که من، به عنوان یک معلم، چه نقشی در تغییر زندگی آنان داشته‌ام؟ آیا توانسته‌ام چیزی به زندگی‌شان اضافه کنم؟ آیا توانسته‌ام حتی برای یکی از آنها، مسیر آینده را کمی روشن‌تر کنم؟

مسئله این است که آیا می‌توانیم شرایطی فراهم کنیم که فرزندان مان مجبور نباشند تمام سختی‌هایی را که ما پشت سر گذاشتیم، دوباره تجربه کنند؟

تجارب علی زینلی معلم بندر خمیر و سال‌های سختی که پشت سر گذاشتیم

من به امروز، به این ماه، به این سال و به تمام سال‌هایی که پشت سر گذاشته‌ایم فکر می‌کنم و با خود می‌گویم:

چه روز سختی را پشت سر گذاشتیم.
چه ماه سختی را پشت سر گذاشتیم.
چه سال سختی را پشت سر گذاشتیم.

و بعد به دانش آموزانم فکر می‌کنم.

و به نظرم پرسش اصلی این است که برای اینکه فرزندان ما مجبور نباشند همین جمله را درباره نسل خودشان تکرار کنند، چه باید کرد؟


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

تجارب علی زینلی معلم بندر خمیر و سال‌های سختی که پشت سر گذاشتیم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری نشست خبری وزیر آموزش و پرورش به شیوه علیرضا کاظمی

امروز شنبه 31 مرداد 1405 خبری در گروه « پوشش خبری وزارت آموزش و پرورش » ساعت 45 / 9 صبح منتشر شد که در نوع خود اگر نگوییم « بی سابقه » اما واقعا کم نظیر است .

« خبرنگاران گرامی

با سلام و احترام

" نشست خبری جناب آقای دکتر علیرضا کاظمی وزیر محترم آموزش و پرورش با موضوع برگزاری بزرگداشت دولتمردان شهید "

زمان: شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ ساعت: ۱۶:۳۰

مکان: خیابان دکتر فاطمی، بین دائمی و شیخلر، پلاک ۱۴۲ ، ساختمان شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، طبقه چهارم

مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش »

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری نشست خبری وزیر آموزش و پرورش به شیوه علیرضا کاظمی

مشخص نیست بر اساس کدام اصل مدیریتی و یا پروتکل رسانه ای در این زمان محدود برای خبرنگاران نشست خبری تعیین می کنند و البته موضوع آن را هم از قبل مشخص و معین می کنند ؟

آن هم برای وزیر آموزش و پرورش دولتی که مدعی است آموزش و پرورش برای او در اولویت است و مسئولان این وزارتخانه در نشست های خبری می گویند که مسعود پزشکیان برای آموزش و پرورش بیش از 70 نشست اختصاصی چند ساعته با موضوع « آموزش و پرورش » برگزار کرده است ؟

همین نمونه ی کوچک می تواند وضعیت  مدیریت ، برنامه ریزی و سیاست گذاری را در این دستگاه « پهن پیکر » نشان دهد و این که « روزمرگی » و « رفع تکلیف » تا در چه حد در سیستم ریشه دوانده و در آن نهادینه شده است .

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری نشست خبری وزیر آموزش و پرورش به شیوه علیرضا کاظمی

  علیرضا کاظمی در مدت وزارت دو ساله خویش هیچ گونه نشست خبری با خبرنگاران نداشته است و این در نوع بی سابقه است .

به نظر می رسد این گونه حرکات نمایشی بیشتر برای خالی نبودن عریضه و نوعی رفع تکلیف در برابر مطالبه گری « حوزه عمومی » باشد .

در این دو سال تنها رسانه ای که به صورت مشخص و رسمی چه در گزارش های خود و چه در نشست های خبری به این موضوع یعنی عدم برگزاری نشست خبری توسط وزیر آموزش و پرورش همواره « انتقاد » کرده و خواهان « پاسخ گویی » شده است ؛ رسانه « صدای معلم » باشد .

آخرین موضع در این مورد در نشست خبری « احمد محمودزاده ، رییس رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت‌های مردمی وزارت آموزش و پرورش » بود .

« علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم » گفت : ( این جا )

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری نشست خبری وزیر آموزش و پرورش به شیوه علیرضا کاظمی

« آقای محمودزاده

از آن جا که جناب عالی عضو شورای محترم معاونین وزارت آموزش و پرورش هستید ؛ این موضوع بیان می شود .

آقای کاظمی به مناسبت « روز خبرنگار » پیامی نوشته است .

در بخشی چنین آمده است :

« هفدهم مرداد، روز خبرنگار و روز بزرگداشت رسالتی است که با حقیقت، اخلاق، آگاهی و مسئولیت اجتماعی معنا می‌یابد. این روز، روز تجلیل از انسان‌های فرهیخته‌ای است که قلم را امانت، خبر را حق مردم و آگاهی را زیربنای پیشرفت جامعه می‌دانند و با صداقت، انصاف، شجاعت و تعهد حرفه‌ای، از سرمایه گران سنگ اعتماد عمومی پاسداری می‌کنند » .

از عمر وزارت آقای کاظمی دو سال می گذرد اما در این مدت هیچ گونه نشست خبری با رسانه ها نداشته است .

که البته در نوع خود اگر نگوییم بی سابقه است اما قرینه ی کمی برای آن یافت می شود .

پرسش این است چرا وزیری که برای این مناسبت پیام می دهد ، از برگزاری نشست رو در رو و چهره به چهره با رسانه ها استنکاف می ورزد ؟

اگر ایشان مشکلات و ترافیک کاری دارند ؛ چرا زمانی که معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش بود ؛ این گونه نبود ؟

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری نشست خبری وزیر آموزش و پرورش به شیوه علیرضا کاظمی

مسئولیت پذیری دقیقا باید از کجا و چگونه آغاز شود ؟

آیا با حرف و شعار می توان اعتماد عمومی را پاسداری کرد ؟ »

انتظار می رود وزیر آموزش و پرورش و مجموعه روابط عمومی و نیز مدیر کل حوزه وزارتی  در مورد نقدهای رسانه ها « بی تفاوت » و « منفعل » نبوده و به آن چه می گویند پای بند و متعهد باشند .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری نشست خبری وزیر آموزش و پرورش به شیوه علیرضا کاظمی

منتشرشده در گفت و شنود

نقد و پرسش های علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جان باختن 18 موتور سوار زن در 4 ماه

« بی علاقگی به سرنوشت جامعه به صورت خودخواهی فردگرایانه در جوامع مدرن دیده می شود؛ به عقیده من تمام مسائل جهان ما از بقای کره زمین، قحطی درآفریقا و دیکتاتوری های سیاسی گرفته تا پیشرفت ایدز، همگی؛ ما را به قبول مسئولیت هایمان فرا می‌خوانند.

آن چه ضامن دموکراسی است تنها یک قانون اساسی خوب با بندهای خوب نیست.

دموکراسی شرط لازم آزادی است اما شرط کافی نیست.

بدونِ شهروندانی آگاه به ارزش های عام، دموکراسی معنا ندارد.

این ارزش های عام را شهروندان باید از شعر، فلسفه و علوم اجتماعی استخراج کنند.

رامین جهانبگلو - از کتاب" نقد عقل مدرن"

***

فرمانده انتظامی استان اصفهان از جان باختن ۱۸زن موتورسیکلت‌ سوار در حوادث رانندگی ۴ ماهه امسال خبر داد .

روزنامه اطلاعات با اعلام این خبر نوشت: سردار عبدالوهاب حسنوند با هشدار نسبت به موتورسواری بدون داشتن گواهی نامه گفت: حدود ۵۱ درصد از تصادفات منجر به جرح و مرگ استان مربوط به موتورسیکلت سواران بوده و حل این مساله نیازمند توجه جدی تر خانواده ها و دستگاه های متولی آموزش و فرهنگ سازی است .

بنا بر این گزارش، خبر رسمی مرگ این تعداد خانم موتورسوار در حوادث رانندگی اصفهان در حالی دیروز از سوی فرمانده انتظامی این استان اعلام شد که تاکنون هیچ آماری از مرگ و میرها در این حوزه در سایر شهرهای کشورمان اعلام نشده است..

بر اساس قانون،هیچ یک از شرکت های بیمه، متعهد به پرداخت خسارت مالی و جانی به موتورسوران بدون گواهی نامه نیستند و به محض وقوع حادثه، موتورسیکلت متخلفان توسط پلیس توقیف می شود » .

یک زمانی آرزو و یا رویای خانم ها ، « دوچرخه سواری » بود . این که مانند آقایان بتوانند به راحتی و بدون مزاحمت سوار دوچرخه شوند و فرد و یا نهادی متعرض آنان نشود اما با گذشت زمان به نظر می رسد « ذائقه عمومی جامعه » تغییر کرده است .

نقد و پرسش های علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جان باختن 18 موتور سوار زن در 4 ماه

اما ؛ اکنون و در فرهنگ عمومی ایران ، موتورسواری زنان نشانه ی تجدد و مدرنیته و البته در برخی موارد به نوعی اعتراض به حکومت و عملکرد آنان در این حوزه و سایر بخش هاست .

بر اساس گفته ی فرمانده انتظامی استان اصفهان و آماری که ارائه کرده است می توان گفت که به طور متوسط تقریبا در هر ماه 5 موتورسوار  زن جان خود را دست داده اند .

فرمانده نیروی انتظامی حسب معمول ، توپ را به زمین « دستگاه های متولی آموزش و فرهنگ سازی » می اندازد اما پرسش اساسی که مطرح می باشد آن است که نقش « پلیس » در این میان چیست ؟

« فرهنگ » و « فرهنگ سازی » چیزی نیست که یک شبه حاصل شود آن هم در جامعه ای که مدرسه و آموزش آن تقریبا به نوعی درگیر« تعطیل آشکار و یا پنهان » هستند .

تعطیلی آشکار آن جا که به بهانه های مختلف ، در مدرسه بسته می شود و تعطیلی پنهان آن جایی است که در مدرسه باز است و آموزش در جریان است اما به تنها چیزی که پرداخته نمی شود همان کارکرد « پردازش و پیرایش فرهنگ » است .

نقد و پرسش های علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جان باختن 18 موتور سوار زن در 4 ماه

در یادداشت پیشین : « من هستم و کارکردی فراتر از یک « مترسک مزرعه » دارم .  نوید زیادخان قره داغی ، پلیس و اقتداری که دیگر نیست ؟! » به برخی موضوعات و نکات اشاره کردم . ( این جا )

در حال حاضر ؛ مهم ترین مشکل در زمینه موتورسواری زنان موانع قانونی مانند نداشتن گواهی نامه عنوان می شود اما پرسش اساسی این جاست که حتی اگر این مشکل حل شود ؛ تغییری در « مساله » ایجاد خواهد شد ؟

نقد و پرسش های علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جان باختن 18 موتور سوار زن در 4 ماه

اگر آن 18 موتورسوار زن حداقل به نکات ایمنی توجه کرده و از « کلاه کاسکت » استفاده می کردند ؛ آیا اکنون این وضعیت رکورد می زد ؟

چیزهایی مانند این که گفته می شود :

- خانم ها قانون مند هستند .

-خانم ها احتیاط می کنند .

- مدیریت و همه چیز را به دست زنان بسپارید و همه چیز درست می شود و غیره ؛ دقیقا در کجا و چگونه باید عینیت یابد ؟

و.....

نقد و پرسش های علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جان باختن 18 موتور سوار زن در 4 ماه

در این زمینه اساسا چه تفاوتی میان رانندگی مردان و زنان در ایران وجود دارد ؟

در آن یادداشت آورده بودم :

« بر اساس تجارب زیسته در حرفه ی معلمی به مثالی در این مورد می پردازم .

بارها در کلاس درس و در مدرسه شاهد بوده ام که دانش آموزان یکدیگر را با الفاظ و عبارات ناشایست مورد خطاب قرار داده اند .

در مواجهه با این وضعیت ، برخی از معلمان به اصطلاح با سابقه توصیه می کردند که بهترین و عقلانی ترین نوع برخورد در این شرایط آن است که به آن اهمیت ندهید . و از کنار آن رد شوید .

توجیه آن ها هم این بود که حساس شدن و واکنش معلم به این نوع برخوردها موجب می شود که دانش آموزان دیگر تحریک شده و بخواهند از راه های دیگر کنترل کلاس را به دست بگیرند و اقتدار معلم را بشکنند .

شاید ظاهر این توصیه منطقی و مصلحت آمیز به نظر برسد اما نکته ی مهم و راهبردی در این وضعیت آن است که نتیجه ی سکوت معلم و بی تفاوتی او به عنوان « مدیر کلاس » در برابر خطاها و تخلفات عمدی و آگاهانه ی دانش آموزان موجب عادی شدن یک ناهنجاری و یا تجاوز آشکار به حقوق شهروندی دیگران خواهد بود . و چه بسا وقتی شرایط به حد « غیر قابل تحمل » برسد حتی در صورت واکنش معلم ، مدیر کلاس بر اساس همان نرم های غلط برآمده ی ناشی از « سکوت » دیگر نتواند نظم و آرامش را در کلاس برقرار کند و کلاس به حد « نافرمانی عقل ستیز »  برسد .

این وضعیت می تواند در مورد « همه » افراد و نهادها ساری و جاری باشد .

نقد و پرسش های علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جان باختن 18 موتور سوار زن در 4 ماه

پلیس راهنمایی و و رانندگی که در گرمای تابستان درون اتومبیل خود نشسته و با کولر روشن و بی توجه به آن چه در پیرامون او می گذرد در حال وررفتن با گوشی موبایل خود است ؛ خیلی واضح و آشکار و روشن به دیگران و محیط اعلام می کند که من در عمل نیستم و یا کارکردی فراتر از یک « مترسک مزرعه » ندارم » .

حال که خبری از آموزش و فرهنگ و فرهنگ سازی نیست و گویی جان و امنیت و آرامش جایگاه و ارزشی نداشته و چیزهای دیگر برجسته و پر رنگ می شوند ؛ به لحاظ منطقی آیا نمی توان و نباید این انتظار موکد را از پلیس و حافظان و ضابطان « قانون » داشت که تعارف و رو در بایستی را کنار گذاشته و در این زمینه در « پوپولیسم رایج » در جامعه و ارزش های و هنجارهای خود ساخته و مخرب آن « استحاله » نشده و حداقل به وظایف قانونی خودشان عمل کنند .

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

آن چه در زیر می آید ؛ پرسش های صدای معلم از علی فرهای سخنگوی وزارت آموزش و پرورش به همراه پاسخ ایشان در نشست خبری است که به مناسبت گرامی داشت « روز خبرنگار » یکشنبه 18 مرداد در مدرسه امام علی ( ع ) در خیابان کاشان شهرک شهید نامجو برگزار گردید .

منتشرشده در گفت و شنود

جستارگشایی

گزارش صدای معلم از دانشگاه خوارزمی میراثی برای آینده در صدای معلم

با افتخار، دانش‌آموخته ریاضیات دانشگاه خوارزمی‌ام؛ دانشگاهی که برای من صرفاً نامی در کارنامه تحصیلی نیست، بلکه بخشی از هویت علمی، فکری و فرهنگی من است؛ دانشگاهی با بیش از یک قرن پیشینه، خاستگاه چهره‌های اثرگذار علم و فرهنگ و یکی از ریشه‌های تاریخی آموزش عالی نوین ایران.

خوارزمی در گذر بیش از یک قرن، نه‌ تنها خود بخشی از تاریخ آموزش عالی کشور بوده، بلکه در شکل‌گیری و بالندگی بسیاری از نهادهای علمی و دانشگاهی ایران نیز نقش داشته است. امروز اما پرسش مهم این است که آیا جایگاه کنونی این دانشگاه با میراث تاریخی، سرمایه انسانی و ظرفیت‌های علمی آن تناسب دارد؟ و مهم‌تر از آن، خوارزمی چه نقشی می‌تواند در حل مسائل امروز و ساختن آینده البرز ایفا کند؟

 بی‌ برقی هم حریف ما نشد

هجدهمین نشست تخصصی فراکسیون اصلاح‌طلبان خانه احزاب استان البرز، عصر دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، با حضور دکتر بیژن عبدالهی رییس دانشگاه خوارزمی، معاونان و مشاوران دانشگاه و جمعی از دبیران احزاب، فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و اصحاب رسانه برگزار شد.

خاموشی برق و گرمای سنگین نیز نتوانست از شور و حضور حاضران بکاهد. حاضران شش طبقه برج رضا را پیمودند تا پای سخن دانشگاهی بنشینند که بیش از یک قرن از تاریخ آموزش عالی ایران را در حافظه خود دارد.

دکتر عبدالهی، دانش‌آموخته مدیریت آموزشی دانشگاه خوارزمی، در این نشست تصویری واقع‌بینانه از دانشگاهی ارائه کرد که به تعبیر او در فراز و فرودهای تاریخی، «خم شده، اما نشکسته است».

گزارش صدای معلم از دانشگاه خوارزمی میراثی برای آینده در صدای معلم

 خوارزمی؛ دانشگاه جامع و مسئله‌ محور

رئیس دانشگاه خوارزمی، این مجموعه را دانشگاهی ۱۰۸ ساله، از نخستین نهادهای دانشگاهی مدرن ایران و دانشگاهی جامع با حدود ۳۰۰ رشته تحصیلی، مقاطع تحصیلی تا پسادکتری، ۵۱۲ عضو هیئت علمی و حدود ۱۵۰۰ دانشجوی بین‌المللی معرفی کرد.

از نگاه عبدالهی، دانشگاه نباید در حصار دیوارهای خود محصور بماند. دانشگاه آینده، «دانشگاه بی‌ دیوار» است؛ دانشگاهی که با جامعه، صنعت، مدیریت شهری و نهادهای عمومی وارد گفت‌وگویی مستمر شود و از تولید صرف مقاله به سمت حل واقعی مسائل حرکت کند.

اشاره به انجام ۵۲ پژوهش پیرامون مسائل استان، از جمله مطالعات مرتبط با فرونشست البرز، و تأکید بر ظرفیت آزمایشگاه مرکزی، پارک علم و فن آوری و مراکز شتاب‌دهنده، نشان می‌دهد که خوارزمی ظرفیت تبدیل شدن به یکی از اتاق‌های فکر و مراکز حل مسئله استان را دارد.

در البرز صنعتی، این ظرفیت اهمیتی دوچندان دارد. فاصله میان دانشگاه و صنعت باید به همکاری واقعی و پایدار تبدیل شود؛ به‌گونه‌ای که مسئله صنعت به پروژه پژوهشی دانشگاه تبدیل شود و دانش دانشگاه نیز در نهایت به راه‌حل عملی برای صنعت و جامعه بینجامد.

گزارش صدای معلم از دانشگاه خوارزمی میراثی برای آینده در صدای معلم

 دانشگاه و شهر؛ توافقی برای توسعه متوازن

یکی از مهم‌ترین محورهای نشست، چالش‌های دانشگاه خوارزمی با مدیریت شهری کرج و استان بود؛ از توسعه مترو و دسترسی‌های پیرامونی گرفته تا پل عابر، ایستگاه حمل‌ونقل عمومی، پارک علم و فن آوری و دانشکده مترو.

عبدالهی با صراحت تأکید کرد که دانشگاه خوارزمی مخالف توسعه مترو نیست؛ اما توسعه شهری نیز نباید به قیمت آسیب به هویت، استقلال و میراث تاریخی دانشگاه تمام شود.

کاهش مساحت دانشگاه از حدود ۴۰۰ هکتار به ۱۴۰ هکتار در طول زمان، صرفاً یک آمار جغرافیایی نیست؛ سخن از بخشی از حافظه تاریخی آموزش عالی ایران است. زمین دانشگاه را نمی‌توان تنها با مترمربع، قیمت روز و ارزش اقتصادی ارزیابی کرد؛ زیرا بخشی از ارزش آن تاریخی، علمی، فرهنگی و تمدنی است.

از این منظر، هرگونه توافق میان دانشگاه و مدیریت شهری باید بر پایه کارشناسی، شفافیت، منافع متقابل و آینده‌نگری شکل گیرد؛ توسعه شهر آری، اما نه به بهای تضعیف سرمایه‌های علمی و تاریخی آن.

گزارش صدای معلم از دانشگاه خوارزمی میراثی برای آینده در صدای معلم

 احزاب؛ از تریبون تا حلقه واسط حل مسئله

مهندس ترابیان رییس خانه احزاب استان البرز، نیز با استقبال از برگزاری این نشست، یکی از مشکلات ساختاری مدیریت در کشور را اداره جزیره‌ای بسیاری از دستگاه‌ها دانست.

وی تأکید کرد توافقات دانشگاه خوارزمی با شورا و شهرداری باید «برد ـ برد» و همه‌جانبه باشد؛ توافقی که در آن منافع دانشگاه، شهر، شهروندان و توسعه پایدار استان هم‌زمان دیده شود.

ترابیان با اشاره به جایگاه احزاب به‌عنوان حلقه واسط جامعه و حاکمیت، آمادگی خانه احزاب را برای مشارکت و میانجی‌گری در حل مسائل دانشگاه اعلام کرد.

این پیشنهاد می‌تواند سرآغاز یک گفت‌وگوی چندجانبه و مؤثر میان دانشگاه، مدیریت شهری، احزاب، نخبگان، صنعت و جامعه مدنی باشد؛ گفت‌وگویی که هدف آن نه تقسیم منافع، بلکه هم‌افزایی ظرفیت‌ها برای حل مسائل واقعی استان باشد.

گزارش صدای معلم از دانشگاه خوارزمی میراثی برای آینده در صدای معلم

 فاصله میان توافق و اجرا

دکتر عبدالهی در پاسخ به پرسش‌های حاضران، با اشاره به برخی مسائل ساختاری استان گفت: «ناف البرز هنوز کامل از تهران بریده نشده است.»

وی همچنین از اجرا نشدن برخی توافقات گذشته شهرداری با دانشگاه سخن گفت.

به گفته رییس دانشگاه، کانال روباز داخل مجموعه دانشگاه نیز همچنان تعیین تکلیف نشده و افزون بر ایجاد مزاحمت فیزیکی، مشکلات بهداشتی به همراه دارد.

شاید این کانال کوچک، نمادی از یک مسئله بزرگ‌تر باشد؛ فاصله میان تصمیم و اجرا، توافق و تعهد و وعده و عمل.

توسعه واقعی زمانی محقق می‌شود که تصمیم‌ها از روی کاغذ به میدان عمل برسند.

گزارش صدای معلم از دانشگاه خوارزمی میراثی برای آینده در صدای معلم

مسئولیت اجتماعی؛ خیابانی دوطرفه

مسئولیت اجتماعی دانشگاه، یعنی قرار گرفتن دانش، تخصص، آزمایشگاه، فن آوری و سرمایه انسانی آن در خدمت مسائل جامعه؛ اما این رابطه باید دوسویه باشد.

مدیریت شهری و مدیریت استان نیز نباید دانشگاه را صرفاً زمانی به یاد آورند که به زمین، امکانات یا ظرفیت‌های فیزیکی آن نیاز دارند.

خوارزمی می‌تواند شریک راهبردی البرز در حل مسائل شهری، صنعتی، زیست‌محیطی، اجتماعی و فن آورانه باشد؛ همان‌گونه که مدیریت استان و شهر نیز می‌توانند زمینه شکوفایی بیشتر ظرفیت‌های این دانشگاه را فراهم کنند.

از سوی دیگر، دانشگاه نیز باید بیش از گذشته از انزوا فاصله بگیرد و سرمایه علمی خود را در متن مسائل جامعه به میدان آورد.

 هوش مصنوعی و دانشگاه فردا

ضرورت ورود جدی دانشگاه به عرصه هوش مصنوعی نیز از دیگر محورهای قابل تأمل نشست بود.

دانشگاهی با چنین پیشینه‌ای نمی‌تواند آینده را صرفاً با الگوهای آموزشی و پژوهشی گذشته دنبال کند. خوارزمی باید در یک توازن هوشمندانه، هم حافظ میراث تاریخی و هویت علمی خود باشد و هم پیشگام فن آوری‌های نوین، هوش مصنوعی، پژوهش‌های مسئله‌محور و اقتصاد دانش‌بنیان.

دانشگاه آینده، دانشگاهی است که گذشته خود را فراموش نمی‌کند، اما در گذشته متوقف نمی‌ماند.

گزارش صدای معلم از دانشگاه خوارزمی میراثی برای آینده در صدای معلم

سخن پایانی؛ میراثی که باید به آینده سپرده شود

نشست فراکسیون اصلاح‌طلبان خانه احزاب استان البرز با رییس دانشگاه خوارزمی، صرفاً یک جلسه گفت‌وگومحور نبود؛ فرصتی بود برای بازخوانی نسبت دانشگاه، شهر، جامعه و حکمرانی.

خوارزمی مانع توسعه البرز نیست؛ می‌تواند یکی از پیشران‌های اصلی توسعه آن باشد.

شهر نیز نباید رقیب دانشگاه باشد؛ می‌تواند میدان تحقق مسئولیت اجتماعی و علمی دانشگاه باشد.

احزاب نیز اگر از نقش تشریفاتی عبور کنند، می‌توانند به حلقه واسط گفت‌وگو، مطالبه‌گری، میانجی‌گری و حل مسئله تبدیل شوند.

خوارزمی می‌تواند یکی از مهم‌ترین موتورهای فکری و علمی توسعه استان جوان البرز باشد؛ استانی که برای عبور از چالش‌های پیچیده خود، بیش از هر زمان دیگری به دانش، پژوهش، گفت‌وگو و سرمایه انسانی نیاز دارد.

و شاید جان کلام نشست را بتوان در رویکرد دکتر عبدالهی خلاصه کرد؛ آمادگی کامل دانشگاه جامع خوارزمی برای ورود جدی‌تر به تعاملات مثبت و سازنده با مدیریت شهری و ایفای نقشی فعال‌تر در تحولات توسعه‌ای استان البرز.

اکنون زمان آن است که به جای فرسودن این میراث، آن را از گذشته به آینده پیوند بزنیم؛ خوارزمی باید نه فقط بخشی از تاریخ آموزش عالی ایران، بلکه یکی از سازندگان آینده علمی، فرهنگی، فناورانه و توسعه‌ای البرز باشد.

میراث‌ها زمانی زنده‌اند که برای آینده به کار گرفته شوند؛ و دانشگاه خوارزمی، میراثی است که آینده البرز به آن نیاز دارد.

گزارش صدای معلم از دانشگاه خوارزمی میراثی برای آینده در صدای معلم

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش صدای معلم از دانشگاه خوارزمی میراثی برای آینده در صدای معلم

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور