
تقریبا تمام مدارس قانون خاصی برای لباس پوشیدن دانش آموزان دارند. گاهی دانش آموزان خاطی را که از قوانین درست پیروی نکرده باشند، به خانه می فرستند و اجازه حضور در کلاس به آنها نمی دهند...
قوانین مربوط به لباس یکدست در مدارس، گاهی به بحث های داغی میان محققان، مسئولان و رسانه های انگلیس تبدیل می شود.
موافقان یونیفورم مدرسه معتقدند که پوشیدن لباس های یکدست به دانش آموزان کمک می کند که در فضای مدرسه جا بیفتند و هویت دانش آموزی پیدا کنند. بعضی می گویند اینکه مجبور نباشند از آخرین مد لباس بخرند تا فرزندانشان مقابل دوستان کم نیاورند، از مزایای یونیفورم مدرسه است و این به نفع هزینه های خانواده است.
یکی از تولیدکنندگان یونیفورم مدرسه در انگلیس به اسم تراتکس (Trutex) در سال 2017 تحقیقی منتشر کرد که نشان می داد پوشیدن یونیفورم در مدرسه باعث کم شدن رفتارهای قلدرانه (Bullying) در میان دانش آموزان می شود.
گاهی هم تحقیقاتی صورت گرفته که رابطه مثبت میان نمرات و نتایج تحصیلی و الزام به پوشیدن یونیفورم در مدارس را نشان می دهد و علت آن را تمرکز بیشتر دانش آموزان بر تحصیل و یادگیری بیان می کند.
اما کماکان خیلی ها مخالف این روند در انگلیس هستند: عده ای از والدین الزام یونیفورم پوشیدن در مدارس را گران و محدودکننده آزادی های خانواده می دانند و می گویند "این فقط یک بیزنس پولساز برای مدارس و تولیدکنندگان روپوش مدرسه است. آنها هر سال ما را به فروشگاه هایشان می کشانند تا در کنار روپوش مدرسه، کلی اجناس دیگر از آنها بخریم ." (والدین انگلیسی به طور متوسط سالانه بیش از 200 پوند -نزدیک به یک و نیم میلیون تومان- برای خرید یونیفورم مدرسه فرزندانشان هزینه می کنند).
عده ای از مسئولین مدارس و معلمان هم می گویند که تمرکز بسیاری از بحث ها و مشکلاتشان با دانش آموزان، این است که چرا از قوانین یونیفورم مدرسه درست پیروی نمی کنند، در حالی که تمرکز در مدرسه باید بر یادگیری و تعلیم باشد.
کمپین هایی از والدین و مسئولان مدارس در مخالفت با این قوانین تشکیل شده که تاکید دارند "اگر ما به دانش آموزان تفهیم کنیم که آنقدر عاقل و بالغ هستند که بتوانند لباسشان را خودشان انتخاب کنند و همچنان در چارچوب قوانین رفتار کنند، برای رشد اجتماعی و شخصیت آنها بسیار بهتر است.
" این افراد معتقدند که "اگر در جامعه و در میان خانواده ها، فرهنگ چشم و همچشمی و فاخر وجود داشته باشد، این رفتارها در مدرسه هم خود را نشان خواهد داد، و حتی اگر ما دانش آموزان را با محدود کردن پوشش یا مدل موی سر از این کار بازداریم، راهی دیگر پیدا خواهند کرد.

باید ارزش ها و هنجار های فرهنگی از روش های دیگر به دانش آموزان یاد داده شود، نه محدود کردن لباس و مدل مویشان!"
آنها همچنین می گویند هیچ تحقیق درست و قابل اعتمادی، بهبود نتایج و نمرات دانش آموزان در اثر الزام به لباس پوشیدن یکدست را تایید نمی کند...
عده ای از والدین و مسئولان آموزش هم می گویند که در شرایط کنونی برداشتن قانون الزام پوشش خاص در مدارس یک چالش جدی است، چون "وقتی قانونی وجود داشته و ناگهان محدودیت ناشی از آن برداشته می شود، حداقل در کوتاه مدت، رفتار جامعه بی ثبات و معمولا افراطی است، و حتی در صورتی که ثابت شود این کار به نفع عموم است، باید چاره ای برای مشکلات احتمالی در زمان گذار اندیشید."
برای مطالعه بیشتر در این خصوص می توانید به لینک های زیر مراجعه کنید:
https://en.wikipedia.org/wiki/School_uniforms_in_England
و مقالات پی نوشت آن
https://www.bristolpost.co.uk/news/bristol-news/school-uniform-ban-blazer-ridiculous-65908
منبع : کانال هفت جوش

آموزش از مهمترین عوامل پیشرفت بشر در جوامع و زمانهای مختلف بوده است. با این وجود و در عصر حاضر که سرعت پیشرفت بشر در علوم مختلف بیسابقه است، هنوز هم در تمام دنیا آموزش به صورت برابر و با کیفیت مطلوب وجود ندارد.
در این رده بندی سعی شده کشورهای مختلف در مقایسه با پیشرفت سیستم آموزشی خود دسته بندی شوند.
شاید بسیاری از شما با خود فکر کنید بهترین سیستم آموزشی مربوط به کشور آمریکا یا یکی از کشورهای غربی است. اما اشتباه حدس زدید، برخلاف تصور اغلب مردم و در کمال تعجب برترین سیستمهای آموزشی مربوط به آسیا به خصوص شرق آسیاست!
در این کشورها هوش و استعداد موروثی کنار گذاشته شده و آموزش برای همه به صورت یکسان و با هدف گذاری و خروجی مشخص، در نظر گرفته شده و در فرهنگ آموزشی این کشورها مسئولیت پذیری ملاک اصلی به شمار میآید.

عامل مهمتر دیگر، هوشمند سازی مدارس است، به عنوان مثال کشور سنگاپور در این زمینه به یک مدل موفق برای سایر کشورها تبدیل شده است. البته در این لیست کشورهای اروپایی به خصوص حوزه اسکاندیناوی هم حضور دارند که به طور سنتی اهل کار و تلاش هستند، ولی نسبت به نظر سنجی مشابه در سال ۲۰۱۲ افت داشتهاند، به طوری که فنلاند از بهترین نطام آموزشی به رتبه پنجم نزول کرده است.
اکونومیست فارسی
شبکه جامعهشناسی علامه

جستارگشایی در آموزش و پرورش جهانی:
در ظاهر امر، جهانی شدن یعنی ره سپردن تمامی جوامع به سوی جهانی وحدت یافته كه در آن همه چیز در سطح جهانی مطرح و نگریسته می شود. اما در واقع، جهانی شدن به معنای آزادی مطلق كسب و كار، برداشته شدن تمامی موانع برای جریان یافتن سهل و آسان سرمایه و نفوذ آن در تمامی عرصه ها و حركت روان اطلاعات، امور مالیه، خدمات و بالاخره تداخل فرهنگ ها آنهم به سوی یكسان_شدگی و یكدستی است که تمامی این امور در مقیاسی جهانی رخ می دهد .جهانی شدن، مرزها و هویت ها را كم رنگ تر می كند. به مردم، كالاها، اطلاعات، عادتها، هنجارها و نهادها توجه می کند و به مرزها اجازه جابه جایی می دهد.
از آنجا كه نمی توان مرزهای نفوذناپذیری در مقابل اشاعه اندیشه ها و كالاها ایجاد كرد، بنابراین جهانی شدن در بلند مدت به هر حال استیلا خواهد یافت. پویشهای مرزگشای جهانی شدن دقیقا به این دلیل بارزتر می شود كه طی دهه های گذشته گسترش فراوان امكانات، منافع و بازارها زمینه بالقوه رواج عالمگیر آنها را فراهم ساخته است. انقلاب كشاورزی و بعد از آن دگرگونیهای عصر صنعتی و فراصنعتی در شمار منابع اصلی تقویت كننده فرایند جهانی شدن هستند.البته جهانی شدن فرهنگ اصطلاح تأویل پذیری است كه از آن تعبیراتی متفاوتی ارائه شده است. عده ای آن را پدیده ای محتوم دانسته و نظر داده اند كه دیر یا زود باید در برابر آن سر تسلیم فرود آورد و پذیرای آن شد برخی دیگر گفته اند كه جوامع در قبول یا رد آن آزادند و اختیار دارند كه درباره آن تصمیم بگیرند.

نقش حقوق بشر در ایجاد بسترهای جهانی شدن آموزش و پرورش
حقوق بشر مقولهای است که فهم، برخورداری، رعایت و اجرای آن، بیش و پیش از هر چیز نیاز به آموزش دارد؛ مثل نیاز یک کودک به فراگیری زبان و آنگاه انتظار سخن گفتن از او.
در بند 2 ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:
«آموزش و پرورش باید طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر فرد را به حد کمال_رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادیهای بشر را تقویت کند. آموزش و پرورش باید حس تفاهم، گذشت و احترام به عقیده مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیتهای نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیتهای ملل متحد را در راه حفظ صلح تسهیل نماید»
آموزش در جامعه قرن 21 نباید فقط محدود به دانشگاه و مدرسه باشد. بسیاری از فرآیندهای آموزش، غیررسمی و در جامعه هستند حق_بر_آموزش یکی از حقوق اساسی بشر است و دولتها موظفاند آن را بهطور رایگان لااقل در حد تعلیمات ابتدایی برای مردم جامعه خودشان فراهم کنند (بند1 ماده 26 اعلامیه) که البته مورد اتفاق تمام دولتها واقع شده و در قوانین اساسی اغلب کشورها به آن اشاره شده است ازجمله قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که در اصل 30 بیان میدارد:
«دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور بهطور رایگان گسترش دهد»
اساسیترین گام در اجرای تعهدات حقوق بشری، آموزش آن به دانشآموزان در مدارس است تا فرهنگ صلح و حقوق بشر در اندیشه نسل فردای جامعه، از همان اوایل زندگی مدنی، با اطمینان درونی شود. این امر نه تنها فقط در راستای اجرای تعهدات حقوقی داخلی و بینالمللی است، بلکه نتیجه عملی مفیدی نیز برای رشد جامعه دارد، زیرا گسترش رعایت و احترام به حقوق بشر در رابطه مردم با دولت از یک طرف و مردم با یکدیگر از طرف دیگر، تاثیری مستقیم و پایدار بر توسعه و صلح ملی و بینالمللی دارد.
آموزش نوع دوستی و كمك به يكديگر؛ چه در قالب اعلاميه حقوق بشر گنجانده شده باشد يا خير، لازم و ضروری است. اگر ميخواهيم نسلی با دغدغه نسبت به همنوعان و جامعه تربيت كنيم، بايد اهميت آموزش اين مفاهيم را باور داشته باشيم.

نتیجه گیری و جمع بندی :
آموزش در جامعه قرن 21 نباید فقط محدود به دانشگاه و مدرسه باشد. بسیاری از فرآیندهای آموزش، غیررسمی و در جامعه هستند، مثل نانوسوسایتی که طراحی کرده و ارتباط بین جامعه و موسسات آموزشی را تقویت کنیم. موسسات آموزشی نمی توانند بدون توجه به جامعه باشند، بلکه باید با مشارکت مردم جامعه بوده و به تمام گروه های اجتماعی توجه کنند.
تقویت نظامهای آموزش غیر رسمی به دلیل استفاده از تکنولوژیهای اطلاعات و ارتباطات و آموزش مادام العمر خصوصا از طریق تکنولوژیها گسترش پیدا کرده است.
مقوله بعدی تقویت پیوند میان آموزش و جهان کار است. نظامهای تعلیم و تربیت باید افرادی را پرورش دهند که توانایی تکامل و قابلیت تطبیق با دنیای پیشرفته را داشته باشند.
استفاده از رویکردهای جامع و کل گرایانه در مقابل تک خطی و تک بعدی. یعنی تقویت رویکرد جهانی دیگر در جامعه قرن 21 علوم نمی توانند به شکل منفرد در یک حوزه خاص کار کنند.
( تلخیص مقاله ارائه شده به همایش آموزش و پرورش تطبیقی)
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
" با فردی با زبانی که میفهمد صحبت کنید، حرفتان به مغزش میرسد، اما اگر با او به زبان مادریش صحبت کنید، حرفتان به دلش مینشیند" / پژوهش ها نشان می دهند که استفاده از زبان مادری نقش مهمی در یادگیری مؤثر دارد/ در جوامعی مانند ایران که طبق آمار حداقل بین 40 تا 50 درصد جمعیت را اقوام غیرفارس تشکیل میدهند عملی نکردن طرح آموزش به زبان مادری نابودی سرمایه های ملی است/ دولت هایی که حق آموختن به زبان مادری را نادیده می گیرند، به طور آشکار فرصت نابرابر آموزشی فراهم می آورند/ همیشه وقتی بحران هویتی شکل می گیرد که هویتی نقض یا سرکوب شود/ مید اینکه فرادستان با اجتناب از ایجاد، تشدید و تعمیق عقده سیاسی و فرهنگی در میان اقوام و کاستن از ذهنیتهای منفی نسبت به عملکرد سایر قومیت ها ، در اجراییشدن اصل 15 مغفول مانده قانون اساسی بکوشند
دلم می خواهد فرصتی دست می داد که روز "ابراز عشق" به عشق هایمان، وطنی می بود و نمادهای فرهنگ بومی یمان دست مایه" ابراز عشق "هایمان می شد/ دردناک تر آن جاست، که یقین دارم فرهنگ ملی ما از چنین ظرفیتی برخوردار است. ولی کج سلیقگی کسانی که خودشان را متولی فرهنگ جامعه می دانند، سبب شده که یک نماد غیر وطنی چنین پر رنگ نماید/ بی تردید نفس"عشق ورزیدن"و"عاشقی کردن" موجبات رشد و تعالی انسان را فراهم می کند. از این گذشته برای انسان مدرن امروز که اسیر "قفس عقلانیت" وبری است،عشق به منزله اکسیر حیات هم است/ انسان بودن انسان ، به خاطر توانایی او برای عاشقی کردن و عشق ورزیدن است
بزرگترین عنوان خشونت را در این نظرسنجی، «لت وکوب» رقم زده است. چنانچه از هر چهار کودک مکتبی در این نظرسنجی، سه تن آنها گفتهاند که بیشتر از یکبار از سوی آموزگارانشان، «شلاق» خوردهاند/ شکنجه، آزار و اذیت جنسی، تهدید به مرگ، تنبیه، دشنام، تحقیر، ناکام ساختن اجباری و اخراج اجباری، از دیگر موارد خشونت در این نظرسنجی، از سوی دانشآموزان شمرده شدهاند/ شش درصد از این دانشآموزان در گفتوگو با خبرنگاران پیک، از بدرفتاری و آزار جنسی توسط آموزگاران، همصنفان و ملای مسجد سخن گفته و تنها دو تن از این میان گفتهاند که گواه ترک مکتب همصنفان خود بهدلیل آزار و تجاوز جنسی بودهاند/ یافتههای این نظرپرسی نشان میدهد که آموزگاران، همصنفان و ملازمان به ترتیب از بزرگترین عاملان خشونت فیزیکی و روانی در برابر کودکان در داخل مکتب بودهاند/ افزون بر دلایلی مانند شوخی، نافرمانی، انجام ندادن کارخانهگی، غیرحاضری، آزار و اذیت همصنفان و نپرداختن فیس (درمکتبهای خصوصی)، یکی از سه دانشآموز در گفتوگو با خبرنگار پیک گفته است که حتا بدون هیچ دلیلی از سوی آموزگاران شان مورد خشونت قرار گرفتهاند/ میگوید: «به غیر از بینظمی، لتوکوب و دشنام، چیزی در مکتب ما نبود، حالا همینصد یا دو صد روپه حلال که پیدا میکنم، بهتر ازآن روزگمیهای مکتب است.»/ در پاسخ به این پرسش که آیا به خاطر رفع خشونت از سوی همصنفان، آموزگاران و دیگران، به جایی یا مرجعی شکایت رسمی یا شفاهی کردهاند یا نه؟ در این میان، ۸۵ درصد از دانشآموزان گفتهاند؛ از ترس این که مبادا ناکام نشوند و یا خشونت در برابرشان دو برابر شود، هرگز به هیچ مرجعی شکایت نکردهاند. اما ۱۵ درصد دیگر گفتهاند که به دلیل خشونت از سوی همصنفان و آموزگاران، بارها به ادارهی مکتب و خانوادههای شان شکایت کردهاند؛ اما از سوی ادارهی مکتب درست رسیدهگی نشده است/ مادهی ۳۹ قانون معارف افغانستان تصریح کرده که «هر نوع تعذیب جسمی و روحی شاگردان، حتا به منظور تادیب و اصلاح آنها ممنوع است. متخلفین مطابق به احکام قانون ورد تعقیب عدلی قرار میگیرند. اما کمرنگی حاکمیت قانون و قانونستیزی در کشور سبب شده تا بسیاری از متخلفین از پیگرد قانون در امان مانده و به خشونت و خلافورزی ادامه دهند...
گروه بین الملل/
جمعی از دبیران اعزامی به کشور امارات در نامه ای که برای صدای معلم ارسال کرده اند خواهان توجه مسئولان به مطالبات قانونی خود شده اند .
متن کامل این نامه که در اختیار صدای معلم قرار گرفته است به شرح زیر است .
لازم به ذکر است اسامی و شماره تلفن این همکاران در صدای معلم محفوظ است
« صدای معلم » آمادگی خود را برای اننشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .
آموزش و پرورش با چنین افعالی حس بی اعتمادی و بی کفایتی را به عناصر زیر مجموعه خود القا می کند و باعث دلسردی و نومیدی آنان می گردد که شامل معلمین و مدیران و .... و دانش آموزان و اولیا است/ با اختصاص بخشی از درآمد غیر مستقیم شهرداری ها یا مالیات غیرمستقیم و درآمد شوراهای شهر و روستا به آموزش و پرورش می توان این بخش و فعالان آن را احیا کرد/ ما نیز می توانیم با اختصاص بخشی از سود بانک ها و مؤسسه های پولی ، بخشی از درآمد نفت و گاز و مالیات بر ارزش افزوده (مالیات بر ارزش افزوده مالیات غیر مستقیمی است که مصرفکننده آن را به همراه بهای خرید کالا یا خدمات میپردازد و دریافت کننده فروشنده موظف است مقدار مالیات دریافتی را به خزانه دولت واریز کند) در کشور تأمین کننده منابع مالی برای وزارت آموزش و پرورش باشیم/ " مجلس در سال 96 در بودجه مصوب کرد درصدی از هزینه بانکها کسر شود تا در این راستا نیز حدود 3 هزار میلیارد تومان به آموزش و پرورش پرداخت شود که این مصوبه بسیار مهم در بودجه 97 حذف شده است" / خصوصی سازی مدارس فقط برای انتقال بار مالی آموزش است و تجارب کشورهای مختلف عدم موفقیت آن را نشان می دهد . "دیوید برلینر" و "جین گلاس" نویسندگان کتاب "پنجاه افسانه و دروغی که مدرسه های دولتی آمریکا را تهدید می کند " این ادعا که مدرسه های خصوصی از مدرسه های دولتی بهترند را به عنوان یک افسانه معرفی کرده و حاصل خصوصی سازی مدارس را افزایش جداسازی نژادی، قومی، اجتماعی و اقتصادی می دانند/ چرا درآمد حاصل از صادرات در آموزش و پرورش ما هزینه نمی شود/ در کشور روسیه صد درصد آموزش دولتی است. پیشرفته ترین کشورهای جهان نظیر فرانسه و فنلاند نظام آموزشی دولتی دارند/ هیچ کس در این مملکت نمی داند که می توان کانال های دیگری هم برای تأمین بودجه آموزش و پرورش فراهم ساخت/ اگر در مجلس شورای اسلامی به عنوان مرجع قانونگذاری ،قوانین مستحکمی از لحاظ مالی در جهت حمایت از ساختار آموزشی و تأمین معاش مناسب فرهنگیان منعقد نگردد ، در سال 97 هیچ معجزه ای صورت نخواهد گرفت
در تبصره ٢ ماده مذکور نیز آمده است، پرداختهای دانشگاهها، مراکز و مؤسسات آموزش عالی پژوهشی و فناوری که دارای مجوز از شورای گسترش آموزش عالی وزارتخانهها هستند، به اشخاص حقیقی اعم از کارکنان و غیرکارکنان خود در قالب حقالتدریس مشمول مالیات مقطوع به نرخ ١٠ درصد خواهد بود/ وضع معلمان در آمریکا از سایر کشورها مناسبتر است زیرا اولا حقوق معلمان در حد سرانه ملی است و ثانیا شاخص مصرفکننده، بسیار بالا نیست/ کشور کرهجنوبی را میتوان در جایگاه دوم بهترین کشورها از نظر حقوق معلمان قرار داد. وضع در قطر، بریتانیا و فنلاند هم مناسب است با این تفصیل که قیمتها در فنلاند و بریتانیا بالاست و سهم معلمان قطری از ثروت کشورشان، اندک ارزیابی میشود/ شاخص مصرفکننده در ایران به نسبت سایر کشورها پایینتر است. مشابه این وضعیت در کشور ترکیه هم وجود دارد/ علاوه بر پایینبودن حقوق معلم در ایران و همچنین با توجه به اینکه معلمها نصف سرانه ملی را دریافت میکنند، معلمهای حقالتدریس با شرايط متفاوتتري مواجه هستند/ یکی از اجحافهایی که به این افراد شده این است که معمولا مؤسسات خصوصی توانستهاند درآمد هنگفتی از این معلمهای حقالتدریس کسب كنند درحالیکه درآمد این قشر تنها در حد یک امرار معاش حداقلی است/ معلمهای حقالتدریس از هیچ پاداش و عایده مستقیمی برخوردار نیستند، از هیچ نوع خدمات درمانی، پزشکی و حتی تفریحی و ارتقاي مهارتهای شخصی از جمله دورههای ضمن خدمت برخوردار نیستند و مهمتر اینکه چیزی تحت عنوان مرخصی در هر قالب و صورت موجودی برای آنها در نظر گرفته نمیشود/ مطالبه بهحق معلمهاي حقالتدریس درنظرگرفتن شأن و جایگاه اجتماعی این قشر مؤثر جامعه در پیشبرد اهداف جامعه انسانمحور است و این در حالی است که تصویب قانون ١٠% مالیات بر حقالتدریس و حق پژوهش با عدالت ناهمخوان است

روز سهشنبه، ٢٧ تیرماه امسال مجلس شورای اسلامی قانون اصلاح ماده ٨٦ قانون مالیات مستقیم را تصویب و بعد از گذشت کمتر از یک ماه در ١٨ مرداد ماه آن را لازمالاجرا کرد. براساس تبصره يك الحاقی مالیات متعلق به موضوع ماده ٨٤ این قانون به نرخ مقطوع ١٠ درصد مالیات محاسبه کسر و حداکثر تا پایان ماه بعد با فهرستی حاوی نام و نشانی دریافتکنندگان و میزان آن به اداره امور مالیاتی محل پرداخت میشود و در صورت تخلف، فرد مشمول پرداخت مالیات و جریمههای متعلق خواهد بود.
در تبصره ٢ ماده مذکور نیز آمده است، پرداختهای دانشگاهها، مراکز و مؤسسات آموزش عالی پژوهشی و فناوری که دارای مجوز از شورای گسترش مطالبه بهحق معلمهاي حقالتدریس درنظرگرفتن شأن و جایگاه اجتماعی این قشر مؤثر جامعه در پیشبرد اهداف جامعه انسانمحور است و این در حالی است که تصویب قانون ١٠% مالیات بر حقالتدریس و حق پژوهش با عدالت ناهمخوان استآموزش عالی وزارتخانهها هستند، به اشخاص حقیقی اعم از کارکنان و غیرکارکنان خود در قالب حقالتدریس مشمول مالیات مقطوع به نرخ ١٠ درصد خواهد بود.
برای روشنشدن این موضوع که وضعیت معاش معلمهای ایرانی به ویژه معلمهای حقالتدریس در مقایسه با همصنفان خارجیشان با توجه به موضوع مشمول مالیات ١٠ درصد چگونه است، باید میزان درآمد این قشر را با تولید سرانه ملی مورد بررسی قرار داد.
مقایسه حقوق معلمان ایرانی و خارجی
به گزارش فارس، حقوق معلمان یک مسئله مهم در جامعه ایرانی است. دلیل این مسئله گستردگی جامعه فرهنگیان (حدود ٩٠٠ هزار نفر) و جامعه مرتبط با فرهنگیان (حدود ١٤ میلیون دانشآموز) است. ازاینرو موضوع حقوق معلمان، نه فقط برای آنها و دانشآموزانشان، بلکه برای حاکمیت هم موضوعی مهم است.
شاید به جاست که در کنار بررسی میزان حقوق معلمان ایرانی، سری هم به سایر کشورها زده شود تا مقایسهای میان همصنفان برقرار شود. برای این کار تلاش شده تا میزان حقوق معلمان در شش کشور «ایالات متحده»، «بریتانیا»، «فنلاند»، «قطر»، «ترکیه» و «کرهجنوبی» استخراج شود. علاوه بر این شاخص میزان سرانه تولید ناخالص داخلی و میزان قیمت مصرفکننده نیز لحاظ میشود تا مقایسهای هم با معدل جمعیتی همان کشور صورت گیرد و نیز مخارج یک فرد در کنار درآمد او دیده شود.
با توجه به جدول زیر مشخص است که وضع معلمان در آمریکا از سایر کشورها مناسبتر است زیرا اولا حقوق معلمان در حد سرانه ملی است و ثانیا شاخص مصرفکننده، بسیار بالا نیست.
دستاورد نظام آموزشی کشور تبدیل نخبگان جامعه به مهاجران، معلمهای خصوصی زیرپلهای یا نهایتا استاد حقالتدریسی دانشگاه است که عصرها بعد از کلاس برای مسافرکشهای آنلاین کار میکنند کشور کرهجنوبی را میتوان در جایگاه دوم بهترین کشورها از نظر حقوق معلمان قرار داد. وضع در قطر، بریتانیا و فنلاند هم مناسب است با این تفصیل که قیمتها در فنلاند و بریتانیا بالاست و سهم معلمان قطری از ثروت کشورشان، اندک ارزیابی میشود.
در مورد ایران هم همین سخن را میتوان گفت. ضمن اینکه میتوان به کمبودن حقوق معلمان نسبت به سایر کشورها هم اشاره کرد اما باید به این موضوع هم توجه کرد که شاخص مصرفکننده در ایران به نسبت سایر کشورها پایینتر است. مشابه این وضعیت در کشور ترکیه هم وجود دارد.
علاوه بر پایینبودن حقوق معلم در ایران و همچنین با توجه به اینکه معلمها نصف سرانه ملی را دریافت میکنند، معلمهای حقالتدریس با شرايط متفاوتتري مواجه هستند.
فارغالتحصیلان دانشگاه معمولا بهصورت پارهوقت در آموزشگاههایی که خدمات آموزشی ارائه میکنند، با توجه به مهارتهای علمی و توانمندیهای فردی شروع به تدریس میکنند. این افراد معمولا با برخورد سلیقهای مدیران و حتی فراگیران مواجه هستند و درصد زیادی از آنها بیش از یک دهه از عمر خود را بدون بیمه، پاداش و بنهای رایج در سازمانها و ارگانهای دولتی و خصوصی سپری کردهاند.
یکی از اجحافهایی که به این افراد شده این است که معمولا مؤسسات خصوصی توانستهاند درآمد هنگفتی از این معلمهای حقالتدریس کسب كنند درحالیکه درآمد این قشر تنها در حد یک امرار معاش حداقلی است.
بازار کار معلمان حقالتدریس درواقع جزء مشاغل فصلی است در حالی که هیچ تناسبی بین تورم در نرخ واقعی و میزان دریافتی آنها وجود ندارد. از این بیعدالتی که بگذریم، به وضعیت یک نسل از نیروهای انسانی تحصیلکرده و باانگیزه بیشتر پی میبریم و آن این است که افراد معمولا در سنین ٢٢سالگی وارد حوزه آموزش پارهوقت شده و معمولا تا بیش از ٣٠سالگی در این بازار دوام نمیآورند. یعنی فرد پس از گذراندن بهار جوانی مثل کالایی كمارزش دیگر خریداری ندارد.
معلمهای حقالتدریس از هیچ پاداش و عایده مستقیمی برخوردار نیستند، از هیچ نوع خدمات درمانی، پزشکی و حتی تفریحی و ارتقاي مهارتهای شخصی از جمله دورههای ضمن خدمت برخوردار نیستند و مهمتر اینکه چیزی تحت عنوان مرخصی در هر قالب و صورت موجودی برای آنها در نظر گرفته نمیشود.

نقش سیستمهای آموزشی در تباهکردن سرمایههای ملی
دستاورد نظام آموزشی کشور تبدیل نخبگان جامعه به مهاجران، معلمهای خصوصی زیرپلهای یا نهایتا استاد حقالتدریسی دانشگاه است که عصرها بعد از کلاس برای مسافرکشهای آنلاین کار میکنند. میگویند هنر دولت یازدهم مهار تورم است، حقوق اداره کار ٩٠٠ هزار تومان در ماه است و اجاره یک آپارتمان خیلی حداقلی غیر از ودیعه اول، ماهی ٦٠٠ هزار تومان است و خط فقر يكميليون و ٤٠٠هزار تومان. یک معلم حقالتدریسی هم بعد از دو ماه حقوق حقالتدریسی باید ١٠% مالیات دهد.
با نگاهی به آمار نه چندان رسمی میتوان دریافت که یک معلم حقالتدریس با تدریس ٢٤ تا ٤٠ ساعت در هفته ماهانه بین ٧٠٠ هزار تا دوميليونو٥٠٠هزار تومان دریافت میکند که با توجه به هزینههای اولیه زندگی - مسکن، خوراک و پوشاک- یعنی زندگی حداقلی منهای هزینههای درمان، سفر و تفریح. این در حالی است که این فرد معلم است و طبق برنامه چشمانداز توسعه نظام آموزشی باید این فرد اهتمام به «توانمندسازي» نه «دانشمندسازي» كند و اما اگر سری به ردیف بودجه نظام آموزش و پرورش هم بزنیم، میبینیم وضع توسعه نظام آموزشی کشور هم حال خوشی ندارد.
مطالبه بهحق معلمهاي حقالتدریس درنظرگرفتن شأن و جایگاه اجتماعی این قشر مؤثر جامعه در پیشبرد اهداف جامعه انسانمحور است و این در حالی است که تصویب قانون ١٠% مالیات بر حقالتدریس و حق پژوهش با عدالت ناهمخوان است.

روزنامه شرق
پاسخ به این پرسش از آن جهت اساسی است که از سال 1990 تا 2015، یعنی بالغ بر 25 سال، سازمانهایی مانند سازمان ملل متحد، بانک جهانی، برنامه توسعه ملل متحد و دیگر نهادهای توسعهمدار، بخش زیادی از رهنمودها و اقدامات خود را بر گسترش پوشش و پرکردن شکاف تحصیلی معطوف کردند و در این راه به موفقیت قابل ملاحظهای نیز دست یافتند/ تحصیل با آموزش متفاوت است. فکر نکنید اگر موفق به گسترش تحصیل شدید، آموزش هم حاصل شده است. فاصله زیادی میان تحصیل و آموزش وجود دارد/ تحصیل شرط لازم برای آموزش است نه کافی. فاصله میان تحصیل و آموزش زیاد است و با سطح درآمد سرانه رابطه آماری عکس دارد؛ هرچه درآمد سرانه کشوری بالاتر است، فاصله بین تحصیل و آموزش در آن کشور کمتر است. در کشورهای با درآمد کم فاصله بسیار زیادی میان تحصیل و آموزش وجود دارد. در داخل کشورها هم تحصیل در مناطق کمدرآمد با ضریب اثربخشی کمتری منجر به آموزش شده است/ این یافته ساده و بنیادین که مهمترین گزاره این گزارش است ادبیات 25 سال گذشته توسعه انسانی و آموزشی را به چالش میکشد