
( سروستان ) ؛ تازه شهرک زیبایی شده بود ، در زمین آبرفتی قرار داشت .
رودخانه یِ نسبتاً بزرگی در وسط آن از ابتدا تا انتها در جریان بود و زمین های کشاورزی روستاهای پایین دستِ آن شهرک را آبیاری می کرد ، امّا آب شُرب و شست و شویِ خود شهرک از قناتی تامین می شد که در گذشته های دور اجداد ساکنینَش از دل کوه تا شهرک در زمانی که روستایی بیش نبود نقب کرده بودند و در یک فضای نسبتاً بزرگ جمع می شد و با لوله کشی از آنجا به خانه ها توزیع می گردید .
کوچه هایش پر از گل های زیبای عَشَقه ، پیچک و شمشادهای سبزِ آویزان از دیوار خانه ها به کوچه ها بودند ، به گونه ای که راه رفتن در آنها ، گشت و گذار در جنّت را به یاد می آورد .
مردم شهرک همه سگ دوست بودند ؛ این انگیزه از گذشته های دور بر آنها به ارث رسیده و با گذشت زمان تقّدس پیدا کرده بود .
هیچ سگی در ( سروستان ) نه تنها ولگردی نمی کرد بلکه برای خود لانه ای مناسب داشت و آب و غذای دلپذیرتر از خود صاحب سگ و هنگامی که سگی در هر کوچه و خیابانی قدم می زد ، هر کسی می دیدش مانند هندی ها که گاو را محترم می شمارند رفت و آمدش را محترم داشته و در صورت نیاز ، با هر غذای خوبی که داشتند پذیراییَش کرده و سپس بدرقه اَش می نمودند تا به گشت و گذارش ادامه دهد .
اتّفاق بدی که در ( سروستان ) افتاد بسیار دردناک بود .

سگ امیر اسلان به ویروس هاری مبتلا شد و با تماس با سگ های ( سروستان ) همه ی آنها را به هاری مبتلا ساخت ، به گونه ای که سیستم عصبی تمام سگ ها به هم ریخت و چند جوان را زخمی کرده و به قتل رساندند .
دیگر ( سروستان ) شهرکی شده بود که مردم به راحتی نمی توانستند از خانه های خود بیرون بیآیند ، کشاورزی و دامداری که هنوز مشاغل غالب در آنجا بودند نا کار آمد !
امیر اسلان با مشورتِ چند ریش سفید ناچار شد از دامپزشکان شهری به نام ( دامون ) که در پانزده کیلومتری ( سروستان ) بود کمک بگیرد ، هر چند که بعضی از اهالی مخالف بودند ولی خودشان به هیچ وجه قادر به مهار سگ ها نبودند .
امیر اسلان بعد از ظهر یک جمعه رهسپار ( دامون ) شد امّا نزدیکی های غروب سگ های هار به او حمله کردند و مجبور شد تا نیمه شب زیر یک پل متروکه بماند و بعد از رفتن سگ ها به راه خود ادامه دهد .
او موفّق شد تیمی از دامپزشکان ( دامون ) را به ( سروستان ) ببرد .
در اندک زمانی دامپزشکان توانستند همه ی سگ ها را مداوا کنند ، امّا سگ امیر اسلان را نتوانستند بگیرند .
در آخرین دقایق که دیگر دامپزشکان خسته شده بودند و قصد رفتن داشتند ، دامداری خبر آورد سگ امیر اسلان در خرابه ای لای جرز دیوارگیر کرده است .
فرمانده تیم دستور داد اهالی ، دورِ خرابه را سیم خاردار کشیدند تا سگ با هاری تلف شود .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/

بر اساس گزارش های رسیده به « صدای معلم » ؛ سه شنبه 5 اسفند سید طه موسوی دبیر زبان انگلیسی هنرستان فنی شهید بهشتی واقع در شهرستان عنبرآباد کرمان توسط دو تن از کارکنان اداره آموزش و پرورش این شهرستان مورد ضرب و شتم قرار می گیرد .
یکی از فرهنگیان این شهرستان به « صدای معلم » گفت :
« آقایان محمد توکلی (سرگروه آموزشی مدیران فنی شهرستان عنبرآباد) و منوچهر صباحی (کارشناس مسئول متوسطهی دوم آموزش و پرورش شهرستان عنبرآباد) در تاریخ ۵ اسفند ١۴٠۴ به هنرستان فنی شهید بهشتی مراجعه میکنند .
متاسفانه هنگام صحبت با یکی از معلمان (سید طه موسوی دبیر زبان انگلیسی)، آقای موسوی انتقاداتی را با آقای توکلی مطرح میکنند که موجب عصبانیت ایشان میشود .
آقای توکلی با خشونت دست معلم را میکشد تا احتمالن از مقابل دوربین خارج شوند اما هنگامی که معلم امتناع میورزد، آقای توکلی با خشم به صورت معلم سیلی میزند و سپس درگیری ادامه پیدا میکند » .
پس از گذشت دو روز از این واقعه ، پی گیری خاصی توسط مسئولان مربوطه صورت نگرفته است .
به گفته ی شاهدان ؛ متاسفانه پردهی گوش معلم مضروب دچار پارگی شده است و از ضاربین شکایت شده است .
« صدای معلم » آمادگی خود را برای توضیح و پاسخ مسئولان در این موضوع اعلام می کند .
پایان پیام/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
خشم دانشآموز تنها یک واکنش فردی نیست، زبان بیزبانی است که از دردهای جمعی، شکاف نسلی، فشار ساختارهای آموزشی و گسستهای اجتماعی سخن میگوید. ما، به عنوان معلم، در خط مقدم این گفتوگوی خاموش ایستادهایم. اگر خشم را سیلاب بدانیم، مهار آن با سد سرکوب ممکن نیست، باید کانالهایی برای هدایتش بسازیم.
خشم دانشآموز، اغلب واکنشی به ناعدالتیهای ادراک شده است: تبعیض، بی توجهی، احساس نادیده گرفته شدن یا تحقیر در ساختار کلاس یا مدرسه.
انتظارات تحصیلی طاقتفرسا، رقابتهای تحمیلی، عدم امنیت روانی در فضای مدرسه و تاثیر شبکههای اجتماعی ؛ خشم را به عنوان مکانیسم دفاعی برمیانگیزند.
ما میتوانیم به جای قضاوت، به عنوان مترجم این پیامهای پرشور عمل کنیم. پرسش کلیدی این نیست ،چرا عصبانی هستی ؛ بلکه این است: چه چیزی در این محیط، تو را این قدر آزار داده که خشم، تنها سلاحت شده؟
قوانین کلاس را شفاف، دموکراتیک و با مشارکت دانشآموزان وضع کنید و تاکید کنید که اجرای قانون برای همه یکسان است.
هر دانشآموز باید حداقل هفتهای یک بار، دقیقههایی برای حرف بدون قطع شدن، داشته باشد. این کار احساس دیده شدن را تقویت میکند.
فضایی برای بیان هنری (نقاشی، نوشتن)، ورزش صبحگاهی یا حتی صندوق خشم (نوشتن خشم روی کاغذ و تخریب نمادین آن) ایجاد کنید.
با حفظ آرامش خود، از دانشآموز عصبانی دعوت کنید به صورت نمادین ، پایش را از روی پدال گاز بردارد... چند قدم با او راه بروید، یک لیوان آب بدهید یا نفسهای عمیق را با هم انجام دهید.

گاهی خارج کردن موقت دانشآموز از فضای تنشزا (مثلاً با بهانهای مانند بیا کمکم کنی فلان وسیله را بیاورم) به فروکش کردن آتش خشم کمک میکند.
به جای سرکوب (ساکت شو!)، احساسش را نام ببرید و مشروعیت دهید: میبینم که خیلی عصبانی هستی، حق داری. الان چه کاری میتوانم کنم که کمکت کند؟ این جمله، معلم را از دشمن به متحد تبدیل میکند.
در فرصتی مناسب، با دانشآموز به صورت خصوصی بنشینید. از او بخواهید داستانش را تعریف کند. سپس با هم به دنبال راهحلهای مشارکتی بگردید. یا اینکه، از زندگی شخصیتهای تاریخی یا معاصر که خشم خود را به نیروی تغییر مثبت تبدیل کردهاند، صحبت کنید.
همکاری با خانواده: با خانوادهها نه به عنوان شکایت، بلکه به عنوان شریک در حل مسئله گفت و گو کنید. برای آنها نیز جلسات آموزشی مختصر در مورد درک خشم نوجوان، برگزار نمایید.

معلم عزیز
تو در روزمرهترین لحظات کلاس، دارایی بزرگ جامعه را مدیریت میکنی، انرژی خام و پرشور نسل آینده. هر بار که خشم یک نوجوان را به گفت و گو تبدیل میکنی، تنها یک درگیری را مهار نکردهای، بلکه به جامعهای که در آن زندگی میکنیم، یک درس انسانی دادهای .
میشود اختلاف داشت، اما محترم ماند. میشود خشمگین بود، اما ویرانگر نبود.
این هنر، از تو یک معلم جامعه ساز میسازد. کسی که نه تنها فرمولها، که فرمول زندگی جمعی مسالمتآمیز را آموزش میدهد.
خشم، اگر مهار شود، سوخت حرکت به سوی عدالت است. و کلاس درس، اگر انسان مدار باشد، اولین کارگاه این تبدیل تاریخی است.
با احترام و همدلی.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

نشست خبری رجبعلی برزوئی رئیس دانشگاه فرهنگیان، امروز چهارشنبه، ششم اسفندماه ۱۴۰۴ در سالن جلسات شهید چمران سازمان مرکزی این دانشگاه برگزار گردید .
پرتال وزارت آموزش و پرورش در انعکاس گزارش این نشست و در اقدامی کم سابقه و البته قابل تقدیر ، اسامی رسانه های پرسش کننده در نشست امروز به همراه پرسش و پاسخ رییس دانشگاه فرهنگیان را منتشر کرد .
پرتال وزارت آموزش و پرورش نوشت : ( این جا )

« برزوئی در پاسخ به سوال خبرنگار پایگاه خبری « صدای معلم » در خصوص فرهنگ سازی به عنوان یکی از چالشهای مهم و راهبردی نظام آموزش و پرورش، اظهار داشت: نظام جامع فرهنگی دانشگاه را تدوین کردهایم که در مرحله تصویب قرار دارد و به محض تصویب آن، تحول فرهنگی عظیمی در دانشگاه فرهنگیان رخ خواهد داد .
وی با اشاره به عملکرد دو ساله خود در این دانشگاه افزود: تلاش ما در این مدت طراحی بنیانها و پایههای دانشگاه بهگونهای بوده که وحدت رویه حتی در صورت تغییر مدیران نیز حفظ شود؛ در این راستا آییننامه ارتقا، آییننامه کارورزی، آییننامه صلاحیت معلمی، معماری کلان برنامه درسی و آییننامه نظام جامع فرهنگی به عنوان کارهای اساسی و پایهای بر اساس پژوهشهای علمی و عمیق طراحی شدهاند.

رئیس دانشگاه فرهنگیان پاسخ به سوال همان خبرنگار مبنی بر اینکه آیا جذب دکتر معلمها در دانشگاه فرهنگیان نوعی سهمیه ویژه، تبعیض و رانت برای گروه خاص محسوب میشود یا خیر، تصریح کرد: رویکرد دانشگاه در سالهای گذشته بر جذب اعضای هیات علمی ای متمرکز بوده که شناخت درستی از نظام آموزش و پرورش و نیازهای معلم داشته باشند. در همین راستا، پس از فراخوان، ۱۰ هزار نفر از دکـترمعلمها برای عضویت در هیات علمی دانشگاه فرهنگیان داوطلب شدند که پس از بررسی در دو مرحله، ۴۰۰ نفر که حائز توانمندیهای علمی بالایی بودند، انتخاب شدند. سپس پرونده این افراد در هیات ممیزه، هیات اجرایی جذب و هیات اجرایی جذب مرکزی مجدد بررسی و تایید شد. انتخاب ۴۰۰ نفر از میان ۱۰ هزار داوطلب در فرایندی چنین سختگیرانه و چندمرحلهای را به هیچ وجه نمیتوان سهمیه ویژه یا رانت تلقی کرد و تنها اشکال این فرایند، مسیر پرچالش آن بود .

همچنین برزویی درباره بازنشستگی اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان و اینکه آیا این اقدام اجبار و تخلف از ضوابط بوده است، تشریح کرد: هیچ بازنشستگی اجباری یا غیرقانونی در کار نبوده و دانشگاه بر اساس قوانین و آییننامههای مصوب عمل کرده است .
وی با اشاره به آیین نامه اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان توضیح داد: بر اساس این آییننامه، بازنشستگی برای مربی و استادیار منوط به ۳۰ سال خدمت یا ۶۵ سال سن (هرکدام زودتر محقق شود) است. این ضوابط برای دانشیار ۶۷ سال و برای استادتمام ۷۰ سال تعیین شده که برای استاد تمام دو سال امکان تمدید وجود دارد. همچنین قانون سازمان بازنشستگی مقرر کرده فردی به عنوان هیات علمی بازنشسته میشود که حداقل ۱۰ سال سابقه فعالیت هیات علمی داشته باشد .

رئیس دانشگاه فرهنگیان در خصوص اعضای هیات علمی جذب شده در سال ۱۳۹۳ گفت: این افراد با سابقه بالای ۳۰ سال خدمت جذب شدند و برای آنکه بتوانند ۱۰ سال سابقه هیات علمی را کسب کرده و مشمول بازنشستگی هیات علمی شوند، نیاز به ۱۰ سال فعالیت داشتند. بر همین اساس، هیات امنای دانشگاه مصوب کرد این افراد بتوانند ۱۰ سال در دانشگاه فرهنگیان فعالیت کنند و در صورت ارتقا به مرتبه دانشیاری، به عنوان عضو هیات علمی بازنشسته شوند ..
رئیس دانشگاه فرهنگیان افزود: در سال ۱۴۰۳، بیش از ۹۰ درصد این افراد بالای ۳۰ سال سابقه خدمت و اکثر آن ها بالای ۶۵ سال سن داشتند و دانشگاه فرهنگیان دیگر هیچ مجوز قانونی برای ادامه همکاری با آنها نداشت.

علیرغم پیگیریهای ما و حتی شخص وزیر آموزش و پرورش برای حفظ این عزیزان، به دلیل مغایرت با قوانین، امکان ادامه همکاری وجود نداشت و هرگونه اقدامی غیر از این، ترک فعل محسوب میشد.در فرآیند بازنشستگی این افراد هیچ اجباری وجود نداشته و کاملاً منطبق بر قوانین عمل شده است. در حال حاضر نیز در تلاشیم با همکاری شورای حقوق و دستمزد، پایههای معوقه این بازنشستگان را پرداخت کنیم.
برزوئی در پاسخ به سوالی درباره حضور پررنگ تشکلهای اصول گرا در دانشگاه و اینکه آیا این موضوع به معنای هدایت غیرمستقیم دانشجویان به سمت این طیف است، گفت: در دوران ریاست بنده، هیچ تشکلی در دانشگاه فرهنگیان منع یا محدودیت فعالیت نداشته است .
وی با تاکید بر رویکرد باز دانشگاه در قبال همه سلایق، افزود: ما معتقدیم یک معلم اخلاق مدار باید با همه دیدگاهها و تفکرات آشنایی داشته باشد و به همین دلیل زمینه فعالیت برای همه تشکلها فراهم است .

رئیس دانشگاه فرهنگیان در عین حال تصریح کرد: طبیعی است که ممکن است در سایه فعالیت بیشتر برخی تشکلها، دیگر تشکلها کمتر دیده شوند، اما این به معنای محدودیت یا جهتدهی از سوی دانشگاه نیست و ما از فعالیت همه گروههای دانشجویی استقبال میکنیم » .
« علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم » به عنوان نخستین رسانه ای که در نشست حضور پیدا کرده بود ؛ پرسش های تفصیلی خود را در چندین محور مطرح کرد .

مدیر صدای معلم پیش از طرح پرسش های خود ضمن تشکر و قدردانی از برخورد خوب و فرهنگی افرادی که در گیت ورودی این دانشگاه حضور داشتند خطاب به رییس دانشگاه فرهنگیان گفت :
متاسفانه چند روز پیش و به هنگام برگزاری نشست خبری رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش شاهد بازرسی و تفتیش خبرنگاران دعوت شده به ساختمان وزارت آموزش و پرورش ( شهید رجایی ) بودیم .
ضمن محکوم کردن این گونه اقدامات آن هم در یک محیط فرهنگی که تجاوز آشکار به « حریم خصوصی » خبرنگاران است ؛ امیدواریم که در آینده شاهد چنین حرکات سخیف و غیر حرفه ای نباشیم .
اما نخستین پرسش « صدای معلم » در مورد عملکرد « معاونت فرهنگی » دانشگاه فرهنگیان بود .

مدیر صدای معلم گفت :
در نشست خبری معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش ؛ خانم حکیم زاده به برنامه جدید مهارت آموزی ویژه مقطع ابتدایی اشاره کرد و گفت : با تأکید رییس جمهور و وزیر آموزش و پرورش مقرر شد دانشآموزان در هر پایه یک مهارت مشخص و کاربردی برای زندگی امروز را به صورت هدف مند بیاموزند .
البته در آن نشست مدیر صدای معلم عنوان کرد که جنس این گونه سخنان تاکنون بیشتر از نوع « شعار » و ارائه آمار بوده اما تغییر محسوس و معناداری در رفتار دانش آموزان در جامعه مشاهده نشده است .
پورسلیمان پرسید :

« نگاهی به محتوای پرتال معاونت فرهنگی این دانشگاه نشان می دهد که اکثریت محتوای آن را چیزهایی مانند « راویان نور » و « موضوع قرآنی » تشکیل می دهند .
با توجه به ماموریت مهم دانشگاه هایی مانند « دانشگاه فرهنگیان » در تربیت « معلمان فرهنگ ساز » ؛
آیا برنامه دیگری هم در سبد فرهنگی دانشگاه فرهنگیان برای موضوع مهم « فرهنگ سازی » که چالش مهم و راهبردی امروز نظام آموزشی و به تبع آن جامعه ایران است ؛ پیش بینی شده است ؟

رییس دانشگاه فرهنگیان در بخش دیگری و در پاسخ به پرسش « صدای معلم » در بحث تخلفات صورت گرفته با توجه به موضوع تحقیق و تفحص از دانشگاه فرهنگیان با صراحت اعلام کرد :
«اگر یک نفر ، یک تخلف ؛ فقط یک تخلف از آقای برزویی پیدا کند ؛ من همان لحظه دست آن فرد را می بوسم و از آقای وزیر عذرخواهی کرده و از دانشگاه فرهنگیان می روم » .
در پایان ؛ پورسلیمان خطاب به رییس دانشگاه فرهنگیان زمانی که مانند سایر مسئولان از انبوه طرح ها و برنامه های متنوع سخن می گفت ؛ اعلام کرد که برخی و شاید بسیاری از این طرح های شما بسیار خوب و زیبا هستند اما فقط در حد حرف و شعار می مانند . فرجام « آزمون اصلح » در دانشگاه فرهنگیان به کجا انجامیده است ....
مشروح این پرسش و پاسخ در « صدای معلم » منتشر خواهد گردید .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
ظاهراً در سرزمین ما «مهارتهای زندگی» از همان درِ ورودی وزارتخانه آغاز میشود؛ جایی که پیش از آن که دانشآموز کلاس اول بفهمد حریم خصوصی چیست و احترام به دیگری چگونه معنا پیدا میکند، ابتدا باید تمرین عملی حریم خصوصی خبرنگار را پشت گیت بازرسی تجربه کند. نه در کلاس، نه در کتاب، بلکه در میدان عمل؛ جایی که هر کیف، هر کوله و هر نگاه ممکن است مورد سنجش و تفتیش قرار گیرد.
اگر جرأت داشته باشی و فاصله میان شعار «تفکر انتقادی» و واقعیت تفتیش کیف را یادآوری کنی، هیچ پاسخ رسمی دریافت نمیکنی و مستقیماً به بخش «درس سکوت» فرستاده میشوی؛ جایی که یاد میگیری حتی وقتی شواهد آشکار تضاد را نشان میدهند، باید لب فرو ببندی. گویا در برنامه درسی جدید، مهارت «سکوت حرفهای» برای خبرنگاران از همه مهارتها کاربردیتر تشخیص داده شده است؛ مهارتی که جای خود را در کنار خواندن و نوشتن، و حتی بیش از آنها، در سرنوشت حرفهای انسانها تثبیت کرده است.
و چه تلخ است این تضاد:
در کلاسها از دانشآموزان خواسته میشود پرسش گر باشند و تفکر انتقادی داشته باشند، اما در همان حیاط مدرسه، در همان ورودی، پرسش گری عملی خطرناک محسوب میشود. جایی که تمرین مهارت زندگی یعنی «یادگیری سکوت» و «تسلیم بیچون و چرا».

جایی که حقوق اولیه انسانی، مثل حریم خصوصی، نه موضوع درس است و نه نظریه، بلکه چیزی است که هر روز زیر پا گذاشته میشود.
اینجاست که هنر واقعی زندگی، نه در کلاس درس، بلکه در میان گیتهای بازرسی و دستورات غیررسمی آموزش داده میشود؛ مهارتی که هیچ کتابی آن را نمیآموزد و هیچ معلمی از آن دفاع نمیکند، جز اینکه به تو یادآوری کند:
برای بقا، باید سکوت پیشه کنی.

و در پایان، شاید تلخترین درس این باشد:
مهارت زندگی در سرزمینی که آزادی، پرسش گری و احترام هر روز محدود میشود، چیزی جز تحمل و سکوت نیست.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
جان شار (John Schaar) فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی آمریکایی، سخن زیبایی دارد با این مضمون:
« آینده مکانی نیست که به آن جا میرویم بلکه جاییست که آن را می سازیم. راه هایی که به آینده ختم میشوند، یافتنی نیستند بلکه ساختنیاند به گونهای که ساختن این راهها، هم آینده و هم سازنده را به کلی دگرگون می کند.»
این سخن، نقش تدبیر و اراده و کار و تلاش برای ساختن دنیای نکوتر را برجسته میسازد ما را از نگاه تقدیری و انفعالی برحذر میدارد و مهندسی و معماری بنای زندگی فردی و اجتماعی را بر عهدۀ خودمان میگذارد و رسالت ساختن فردای بهتر را به ما میسپارد. اما انتهای سخن، بسی وجدآور و شورانگیز است؛ جملۀ آخر، به اعجازِ اراده و عمل در ساخت آینده اشاره دارد؛ دگرگونی توأمان انسان و جهان.
خانۀ زیبا و خیابان با صفا و مدرسۀ آموزنده و سیستم آموزشی سازنده و شهر آباد و جامعۀ امن و آزاد و... همه و همه حاصل کارِ مشترک شبکههای سیناپسی و اندامهای حسی و حرکتیِ توسعه یافته هستند. حاصل نگاه مسئولانه و موضع فعالانه و رفتار مسئولانه.
دولت مطلوب و حاکمیت خوب هم چیزی نیست که بتوان آن را پیدا کرد بلکه باید آن را پدید آورد.
دولت یا حکومت، چیزیست که جایش هرگز در جامعه خالی نمیمانَد! و اگر، ملتی نتواند دولت مطلوب خود را بسازد، دیگران آن را میسازند اما همانگونه که خود میخواهند!
هر دولت/حکومتی عصارۀ پندار و افکار و کردار و باورها و روحیات و تمایلات و تعاملات و تقلّاهای یک ملت است. اگر بین اکثریت یک ملت و دولت/حکومتِ مسلط بر آن اکثریت، شباهت و قرابتی وجود نداشته باشد و یا باهم در تعارض و تضادّ باشند؛ یا ملت در جریان شکلگیری آن منفعل بوده و نقشآفرینی نکرده است و یا فریب خورده و کلاه سرش رفته است و یا اینکه آن دولت/حکومت به آن ملت تحمیل شده است.

گاهی، تعارض و تضاد میان ملت و دولت، جامعه را به سمت اعتراض سوق میدهد؛ برخی به اصلاح میاندیشند و برخی به براندازی. اما همیشه، اصلاح از انقلاب، کم هزینهتر است.
بعضیها در جست و جوی جامعۀ مطلوب خویش، به اصلاح از بالا معتقدند و تأکید میکنند که جامعه باید از بالا پاک سازی شود و بر این باورند تا حاکمیّت رفتار خود را تغییر ندهد و اصلاح نشود، اوضاع جامعه بهبود نمییابد. این گروه، به اصلاح و تغییر حکومت میاندیشند؛ یا با ارشاد، یا با سهیم شدن در قدرت و یا با انقلاب و بر اندازی. اگر وضع، وخیم است، مردم و دولت مقصران همعرضاند.
برخی دیگر، افکار و رفتار و عادات و آداب و رسوم و فرهنگ و دانش و اخلاق و وجدان مردم را مؤلفههای مؤثر در تعیین کیفیّت زندگی میدانند و بر این باورند که اگر مردم اصلاح شوند، اگر هرکس در سبک زندگی خود تجدید نظر کند، اگر آدمها بینش و افکار و اخلاق و رفتار خود را درست کنند، اگر هرکس، تغییر را از خود شروع کند، جامعه درست میشود و کامیابی همگانی حاصل میگردد؛ فقر از بین میرود، بساط فساد برچیده میشود، رشاء و ارتشاء از سیستم اداری محو میشود، شفافیت به جامعه باز میگردد، رانت از بین میرود، تخلف صفر میشود، مسیر بوروکراسی اداری کوتاهتر میگردد، محیط زیست آلوده نمیشود، آب و انرژی هدر نمیرود، نشاط و شادی فراگیر میشود، عدالت برقرار میگردد، آزادی محقق میشود،... (اصلاح از پایین).
یعنی عدهای حاکمیت را عامل بدبختی یا خوشبختی جامعه میپندارند و عدهای دیگر، خودِ مردم را. اما واقعیّت چیز دیگریست؛ ملت و دولت/حاکمیت در هر مملکتی با هر وضعیتی، نقش هم عرض دارند. هر دو در پدید آمدن وضع موجود مؤثرند و هر دو در بروز کاستیها و ناراستیها مقصرند.
هرچند که این نقش به دلیل تفاوت در مسئولیت و نابرابری قدرتِ مانور و گسترۀ اختیارات و سرعت عمل و وسعت اثر و گشتاور و...، در میان مردم و دولت/حاکمیت، اغلب -و شاید هیچوقت- نمیتواند هموزن باشد.
اگر وضع، وخیم است، مردم و دولت مقصران همعرضاند.

اگر اوضاع، عالی و بینقص است، باز هم مردم و دولت مؤثران همعرضاند. اما وزن این تقصیرات و تأثیرات، هرگز برابر نیست.
حکومتها نقش مهمی در ارتقا یا تنزل کیفیّت زندگی ملتها دارند.
اگر جامعه، یک کلان پیکر باشد، حکومت، سر این پیکر است. در اهمیت این تشبیه، همین بس که؛ سر، مقرِّ مغز است. و مغزها، چهها که با تنها نمیکنند؛ مغزهای سالم و پُربار و پرورده و توسعه یافته، انسانها را به بزرگی و عزت میرسانند. مغزهای تهی و گمراه و بیمار و عقبمانده صاحبان خود را به مرز حقارت و ذلت میکشانند و حتی به ورطهٔ نابودی و هلاکت.
( ادامه دارد )
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

نشست خبری رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش امروز شنبه دوم اسفند 1404 در سالن جلسات مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش برگزار گردید .
بر خلاف روال همیشگی و به صورت غیر قابل انتظار ، زمانی که خبرنگاران برای حضور در نشست خبری وارد ساختمان مرکزی ( شهید رجایی ) وزارت آموزش و پرورش با گیت بازرسی رو به رو شدند .
ابتدا کیف خبرنگاران مانند فرودگاه ها ؛ روی نوار نقاله قرار گرفت .
سپس یک مامور نیروی انتظامی اقدام با بازرسی محتویات کیف کرد .
زمانی که مدیر صدای معلم خود را معرفی کرد و با نشان دادن کارت شناسایی توضیح داد که برای نشست خبری آمده است اما آن مامور گفت در که در این زمینه بی تقصیر است و به او چنین دستوری داده اند .
پس از عبور از گیت بازرسی ؛ شخص دیگری در درب ورودی ایستاده بود و کارت شناسایی را چک می کرد . این که شما و آقای ریس جمهور به دنبال آموزش مهارهای پایه و شهروندی هستید بسیار خوب و عالی می باشد اما مساله ی مهم و بغرنج جامعه ی امروز ایران ؛ « دیکتاتوری و استبداد » است . که بخشی از آن را نشست امروز به عینه شاهد بودیم .
مدیر صدای معلم ضمن انتقاد از این نوع سخت گیری ها گفت که حداقل در یک دهه ی اخیر چنین اقداماتی بی سابقه بوده و این کارها توهین به شان و جایگاه خبرنگاران است .
دو خبرنگار زن پیش از ورود به علی پورسلیمان مدیر صدای معلم به سالن جلسات در محل نشست حاضر بودند .
آنان نیز به این گونه اقدامات معترض بودند و نارضایتی خود را اعلام کردند .
مدیر صدای معلم به آنان گفت که حتی در دولت محمود احمدی نژاد این کارها صورت نگرفته و پیشنهاد کرد که اعتراض خود را هنگام طرح پرسش بیان کنند .
با این حال به جز مدیر صدای معلم ، خبرنگار دیگری به این مساله اشاره ای نکرد .

حتی در گزارش ها و اخباری که از این نشست در این رسانه ها توسط این خبرنگاران منتشر شده هیچ گونه اشاره ای به این موضوع نشده است .
سالن جلساتی که توسط مرکز اطلاع رسانی وروابط عمومی وزارت آموزش و پرورش آماده شده بود فاقد هر گونه امکانات صوتی و تصویری بود و فقط در تعدادی صندلی و یک میز مستطیلی شکل خلاصه شده بود .
یکی از مسئولان روابط عمومی به صدای معلم گفت که علی فرهادی «معاون برنامه ریزی و توسعه منابع» وزارت آموزش و پرورش با وجود درخواست مطرح شده ، امکاناتی را برای این سالن تخصیص نداده است .

معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در بخشی از سخنان خود به برنامه جدید مهارت آموزی ویژه مقطع ابتدایی اشاره کرد و گفت: با تأکید رئیسجمهور و وزیر آموزش و پرورش مقرر شد دانشآموزان در هر پایه یک مهارت مشخص و کاربردی برای زندگی امروز را به صورت هدف مند بیاموزند. پورسلیمان با انتقاد از رفتار و سکوت خبرنگاران عنوان کرد که او در حال دفاع کردن از جایگاه و شان خبرنگاران است و دیگران به جای حمایت او را می زنند که چرا این حرف ها را می زنید ؟!
این برنامه هم در طول سال تحصیلی و هم به طور ویژه در ماه مبارک رمضان اجرا خواهد شد.
وی با بیان اینکه بر اساس این برنامه، در پایه اول ابتدایی مهارت ادب شامل ارتباط محترمانه، رعایت نوبت در صحبت کردن، رعایت حقوق دیگران در مکانهای عمومی و احترام به حریم خصوصی آموزش داده میشود ادامه داد: در پایه دوم مهارت نظم شامل اولویت بندی، مسئولیت پذیری و مدیریت زمان مد نظر قرار گرفته است.

در پایه سوم مصرف بهینه منابع و انرژی آموزش داده میشود. در پایه چهارم مهارت همدلی، در پایه پنجم جرأت ورزی و در پایه ششم تاب آوری به عنوان مهارتهای متناسب با سن دانشآموزان در نظر گرفته شده است .
رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش به مدت 21 دقیقه به ارائه دستاوردها و اقدامات صورت گرفته در مجموعی تحت مدیریت خویش پرداخت . با این حال در پایان خطاب به خبرنگاران گفت که 21 دقیقه صحبت کرده و سعی کرده که وقت خویش را رعایت کند .
نکته ی قابل توجه این که در نشست خبری رییس سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس کشور ، حمیدرضا خان محمدی به مدت یک ساعت سخنرانی کرد و به جز مدیر صدای معلم ، رسانه ی دیگری منتقد و معترض این مساله نشد .
علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم به عنوان نخستین رسانه پرسش ها و دیدگاه های خود را مطرح کرد .
پورسلیمان چنین آغاز کرد :

ابتدا یک نکته ی مثبت خدمت خانم حکیم زاده می گویم .
خوشبختانه پرتال معاون آموزش ابتدایی اکثرا به روز است بر خلاف برخی و شاید بسیاری از پرتال دوایر و واحدها که اصلا به روز نمی شوند و برخی اخبار و گزارش آنان متعلق به چند سال پیش است .
زمانی که وارد وزارت آموزش و پرورش شدم گویی وارد یک مرکز نظامی یا انتظامی و یا قوه قضاییه شده ام .
این گونه برخوردها آن هم با رسانه و خبرنگاران محکوم است آن هم در دولت مسعود پزشکیان .
ممکن بود در دولت های اقتدارگرا بعضا چنین کارهایی را انجام دهند اما انجام این گونه کارها آن هم در دولت آقای پزشکیان به هیچ وجه قابل قبول نیست و باید که تجدید نظر شود .
وقتی خبرنگاری خودش را معرفی می کند و کارت شناسایی خودش را هم ارائه می کند ؛ دیگر گشتن کیف و بازرسی بدنی و... هیچ گونه توجیهی ندارد .
زهرا علی اکبری معاون رسانه مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش خطاب به مدیر صدای معلم گفت » سوالی بپرسید که در حوزه ی کاری خانم دکتر باشد .

پورسلیمان در پاسخ به صراحت اعلام کرد که متولی این نشست مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش هست و ابتدا شما باید پاسخ گوی این وضعیت باشید.
علی اکبری گفت : دوستان اشاره می کنند که فقط سوال را مطرح کنند .
مدیر صدای معلم گفت که باید شان و جایگاه خبرنگاران رعایت و حفظ شود . این از هر چیزی مهم تر است .
در این میان سخنان و انتقادات مدیر صدای معلم توسط خبرنگار ایسنا قطع شد . خبرنگار ایسنا گفت که این گونه وقت خانم دکتر گرفته می شود و ما سوال اختصاصی داریم .
مدیر صدای معلم پاسخ داد که من هم به عنوان یک معلم و هم یک خبرنگار وارد این جا شده ام و این گونه برخوردها قابل تحمل نیستند .

پورسلیمان تصریح کرد که هر خبرنگار می تواند انتقاد و اعتراض خود را در نوبت خویش بیان کند و کسی حق ندارد مانع او شود .
خبرنگار ایسنا گفت که با این حرف ها وقت او گرفته می شود . ما می خواهیم سوالات مان را بپرسیم ....
مدیر صدای معلم خطاب به خبرنگار ایسنا اعلام کرد که وقت خود را به این خانم خبرنگار می دهد و ایشان سوالات خویش را بپرسد .
پورسلیمان با انتقاد از رفتار و سکوت خبرنگاران عنوان کرد که او در حال دفاع کردن از جایگاه و شان خبرنگاران است و دیگران به جای حمایت او را می زنند که چرا این حرف ها را می زنید ؟!
واقعا با چه جماعتی رو به رو هستیم !
معاون آموزش ابتدایی در این هنگام خطاب به خبرنگار ایسنا گفت : شما در وقت خودتان می توانید سوالی را که دوست دارید مطرح بکنید . بفرمایید !

در این هنگام پورسلیمان مدیر صدای معلم اعلام کرد که سوالاتش را بعدا و پس از « همه » مطرح می کند و فعلا حرفی ندارد .
حکیم زاده گفت : مدیریت جلسه با خانم علی اکبری است ولی به شخصه هر همکاری یک وقت اختصاصی دارد و من خودم تعیین می کنم که آیا این سوال در حیطه کار من هست یا نیست ولی اجازه بدهید همکاران آن چیزی را که می خواهند مطرح کنند . چون هر کسی وقتی دارد .
مجموع خبرنگارانی که پرسش های خود را مطرح کردند به همراه پاسخ هایی که معاون آموزش ابتدایی ارائه کرد در کم تر از 25 دقیقه به پایان رسید .
مدیر صدای معلم به عنوان آخرین رسانه ، پرسش های خود را مطرح کرد .

پورسلیمان در بخشی از سخنان خود گفت :
« یکی از مقاطع اختیاری تحصیلی در کشور هلند؛ «سالن بازی کودکان» نام دارد (Peuterspeelzaal).
کودکان خردسال ٢.۵ تا ۴ ساله را به این مراکز شبه مهدکودکی میفرستند تا به جز یادگیری شعر و نقاشی، به ویژه «بازی دست جمعی» را بیاموزند و نیز «تقسیمکردن با دیگران».
از طریق بازیهای دست جمعی، به ویژه به حساب آوردن سایرین و هماهنگی و همکاری و اشتراک مساعی با دیگران را میآموزند و از طریق تقسیم کردن تعلیم می بینند که چیزهایی مانند اسباببازی، وسایل نقاشی و.... در مالکیت انحصاری آنها قرار ندارند، بلکه آنچه در اختیار آنها قرار داده میشود موقتی است و متعلق به همگان.
بدین وسیله آنها در این مرکز از اندیشهی همه چیز برای من و متعلق به من است، دور داشته میشوند.
این یکی از ساز و کارهای ساختاری جلوگیری از تولید انسانهای خود محور در این جامعه است » .
خانم حکیم زاده
این که شما و آقای ریس جمهور به دنبال آموزش مهارهای پایه و شهروندی هستید بسیار خوب و عالی می باشد اما مساله ی مهم و بغرنج جامعه ی امروز ایران ؛ « دیکتاتوری و استبداد » است . که بخشی از آن را نشست امروز به عینه شاهد بودیم .

آموزش و پرورش ما به شدت در حال تولید و بیرون فرستادن آدم هایی است که دیکتاتور بوده و خود شیفته هستند و در عمل به واسطه حاکم بودن چنین فضا و هژمونی ، تنفس در این جامعه به حد غیر قابل تحمل رسیده است .
بالاترین و بلکه مهم ترین اولویت در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های نظام آموزشی باید ارائه راه حل بنیادین ، کاربردی و البته مستمر برای تربیت انسان هایی باشد که واجد و حامل « تفکر انتقادی » باشند و آن را هم از دیگران بخواهند و مطالبه کنند .
پورسلیمان در پایان نشست خبری اعلام کرد که برای اعتراض به این مساله قصد دارد تا به مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش مراجعه کند .
هنگامی که مدیر صدای معلم به مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش مراجعه کرد ؛ مجتبی هاشمی طبق روال در آن جا حضور نداشت .
پورسلیمان سپس به دفتر مدیر کل دفتر وزارتی مراجعه کرد .
مسئول دفتر ایشان اعلام کرد که آقای بحری زاده در جلسه هستند .
مدیر صدای معلم گفت که کار شخصی ندارد و زمان زیادی نیاز ندارد .
پس از گذشت حدود 15 دقیقه و بدون ملاقات با مدیر کل دفتر وزارتی ، مدیر صدای معلم وزارت آموزش و پرورش را ترک کرد .
مشروح کامل این نشست و پرسش و پاسخ در « صدای معلم » منتشر خواهد گردید .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

پرتال صندوق ذخیره فرهنگیان نوشت : ( این جا )
« مجمع عمومی عادی سالیانه موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان برای سال مالی منتهی به ۳۱ شهریور ۱۴۰۴ روز سهشنبه 28 بهمن با حضور دکتر علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش و رییس هیات امنا، اعضای هیات امنا، مدیرعامل و اعضای هیات مدیره موسسه و مدیران عامل هلدینگها برگزار شد.
علی صادقی مدیرعامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان، گزارشی از اقدامات و دستاوردهای هیات مدیره موسسه طی سال مالی گذشته به هیات امنا ارائه کرد.
صورتهای مالی این دوره پس از ارائه گزارش هیأتمدیره و قرائت گزارش حسابرس مستقل، به تصویب مجمع رسید » .
در آخرین و جدیدترین اساسنامه که در تاریخ 15 / 12 / 1403 به تصویب رسیده ارکان این موسسه چنین آورده شده است : چرا مطالبه ی مهم و راهبردی فرهنگیان عضو مبنی بر تخصیص حقوق مالکانه دغدغه مسئولان نیست و حتی سعی می شود با برخی نمایش ها و برنامه های فرعی به حاشیه رانده شود .
الف- هیات امناء
ب- هیات مدیره
پ- مدیر عامل
ت- حسابرس مستقل و بازرس

در این اساسنامه نامی از رکن « مجمع عمومی » به میان نیامده و این در حالی است که طبق « قانون تجارت » می باید که مورد تصریح قرار می گرفت .
این خودش یک تخلف صریح و آشکار و با هدف دور زدن « قانون » است و چیزی نیست که از دید کنش گران و مطالبه گران پنهان بماند .
اما پرسش « صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش به عنوان « رییس هیات امنای » صندوق ذخیره فرهنگیان آن است :
آیا 15 نفر عضو متشکل در رکن « هیات امناء » که « فعلا » همگی منصوب وزیر هستند ؛ می تواند پاسخ گوی انتظارات و مطالبات خیل فرهنگیان عضو در این موسسه اقتصادی متعلق به معلمان باشد ؟ و آیا آنان از این وضعیت رضایت دارند ؟

این در حالی است که بر اساس اساسنامه جدید و قانونی و بند 3 از ماده 10 آن ، 6 نفر عضو اصلی و نیز 3 نفر عضو علی البدل از میان اعضای موسسه که از طریق « انتخابات » طبق آیین نامه مصوب هیات امناء تعیین می گردند ؛ عامدانه و آگاهانه اجرایی نشده است ؟
تکلیف آیین نامه موضوع بند 10 – 3 که در اولین دوره و تدوین آن از وظایف وزیر آموزش و پرورش بوده به کجا انجامیده است ؟

وزیر آموزش و پرورشی که خود را مقید و محدود به « قانون » و اجرای آن نمی داند ؛ چگونه می تواند معلمان را توصیه و نصیحت کند و به آنان پند اخلاقی دهد ؟
اجرای درست و بی کم و کاست قانون و عمل به وعده ها و اتخاذ رفتار مسئولانه بهترین و برترین تبلیغ برای مسئولان نظام و جلب اعتماد جامعه به آنان است .
وزیر آموزش و پرورش که تا کنون و به انحای مختلف از اجرای کامل اساسنامه جدید استنکاف می ورزد حتی به اندازه محمد بطحایی وزیر پیشین توان و شهامت آن را ندارد که انتخاباتی به همان سبک برگزار کند و دموکراسی و گردش نخبگان و فرآیند پاسخ گویی مسئولانه در این موسسه تعریف و اجرایی شود .

پرسش این است که چرا مطالبه ی مهم و راهبردی فرهنگیان عضو مبنی بر تخصیص حقوق مالکانه دغدغه مسئولان نیست و حتی سعی می شود با برخی نمایش ها و برنامه های فرعی به حاشیه رانده شود .
این مساله ای نیست که به ورطه ی فراموشی سپرده شود .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استان ها و شهرستان ها/
یادداشتی که در ادامه مطالعه می فرمایید توسط یکی از فرهنگیان در نقد عملکرد حراست اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران و در ارتباط با یک بخشنامه ، نگارش گردیده است .
« صدای معلم » آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان و شفاف سازی موضوع اعلام می کند .
امام على ( ع ) : لا تُعاتِبِ الجاهِلَ فَيَمقُتَكَ ، وعاتِبِ العاقِلَ يُحبِبكَ ( از جاهل انتقاد مكن ، كه دشمنت مى دارد و از عاقل انتقاد كن ، كه دوستت مى دارد )
مقدمه
در ماده 91 قانون هفتم پیشرفت آمده است، دولت مکلف به اصلاح ساختار است. با این حال، بر اساس ماده 87 همان قانون، سنجه های تعیین شده در حوزه آموزش و پرورش نشان می دهد که ملاک تغییر ساختار، کاهش معلمان نیست؛ بلکه بر افزایش عدالت آموزشی و اصلاح ساختار ستادی و اداری تاکید شده است.
گمانه زنی در خصوص حذف معاونت تربیت بدنی و سلامت و ادغام در معاونت پرورشی و امور فرهنگی با حفظ دو اداره کل یا دفتر سلامت و تربیت بدنی ما را بر آن داشت تا بررسی ای اجمالی از شرح وظایف، ماموریت های قانونی تا عملکرد فعلی معاونت مربوطه در حوزه تربیت بدنی و فعالیت ورزشی داشته باشیم.
بخش اول : شرح وظایف حوزه تربیت بدنی و فعالیت ورزشی
بر اساس سند تحول بنیادین (ساحت زیستی _ بدنی)
وزرات آموزش پرورش مکلف است با رویکرد تقویت جسمانی و روانی ، ایجاد نشاط و شادابی و پوشش حداکثری دانش آموزان، زمینه ارتقای ساحت زیستی و بدنی را فراهم آورد.
بر اساس قانون هفتم پیشرفت
ماده۸۷ :
وزارت آموزش و پرورش (معاونت تربیت بدنی و سلامت) موظف است حداقل یک رشته ورزشی را به شش میلیون نفر دانش آموز آموزش داده و گواهی معتبر ارائه نماید. افزایش سرانه فضای ورزشی به یک متر مربع و رعایت نسبت یک معلم ورزش به ازای هر 280 دانش آموز نیز از دیگر سنجه های عملکرد این ماده است.
ماده 88 (بند الف و ب)
جذب نیروی انسانی جدید متناسب با نیاز و سنجه های ماده ۸۷
ماده ۸۹ (بند ح)
ایجاد فضاهای ورزشی درون مدرسهای، تامین نیروی انسانی، تجهیزات و منابع مالی مورد نیاز فدراسیون ورزش دانشآموزی و هیات ها و انجمنهای ورزشی تابعه، جبران خدمات معلمان تربیتبدنی در ساعات غیرموظف، راهاندازی کانونهای تربیتی - تندرستی و باشگاه های استعدادیابی ورزشی در سطح استانهای کشور
ماده 92 (بند ت)
هزینههای اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی در احداث، توسعه و تجهیز فضاهای آموزشی و ورزشی، بهعنوان هزینه قابل قبول مالیاتی محسوب میشود.

بخش دوم : دیدگاه و عملکرد معاونت تربیت بدنی و سلامت در حوزه تربیت بدنی وفعالیت ورزشی
تلاش معاونان فعلی و پیشین در ارتقای جایگاه معلمان تربیتبدنی، تدوین کتاب و طرح درس (با وجود نقدهای وارد شده به نسخههای اولیه) قابل تقدیر است.
نگاهی به مدیریت دکتر جعفری
دکتر محمد جعفری از مدیران پرتلاش و فعال ستادی در حوزه اطلاع رسانی و رسانه ای کردن عملکرد خود است؛ به طوری که می تواند لباس ورزشی بر تن وزیر محترم آموزش و پرورش نموده و در مسابقات مختلف از همراهی و مساعدت ایشان کمال استفاده را ببرد (وزیر آموزش و پرورش با توجه به حوزه فعالیت های پیشین آشنایی و علاقه وافری به مسابقات، همایش ها و جشنواره های مختلف دارد). دکتر جعفری دارای مدرک دکترای مدیریت تربیت بدنی، روابط عمومی قوی، خادم امام رضا ع و از داوران فوتسال موفق کشور است.
وی موفقیت و پیشرفت خود را مدیون برگزاری مسابقات کشوری در زمان تصدی معاون تربیت بدنی و سلامت اداره کل فارس است و در حالی که قرار بود به عنوان رئیس فدراسیون ورزش دانش آموزی انتخاب شود به پیشنهاد دکتر حمیدی به سمت مدیرکل تربیت بدنی و فعالیت های ورزشی منصوب شد. دکتر جعفری از شاگردان استاد مهرزاد حمیدی می باشد که در زمینه رسانه ای کردن فعالیت ها، برگزاری و مدیریت مسابقات ورزشی بسیار متبحر و خلاق است. به نظر می رسد این توانمندی ها، در توجه ویژه ایشان به مسابقات ورزشی درون مدرسه ای، منطقه ای، استانی و اینک جهانی بسیار تاثیر گذاشته است.
تمرکز جدی وی بر برگزاری مسابقات ورزشی، که ویترین فعالیتهای این حوزه محسوب میشود، موجب تقویت جایگاه رقابتهای دانشآموزی شده است. با این حال، تمرکز بیش از حد بر مسابقات و اجرای طرح های مختلف، ممکن است توجه به کیفیت آموزش و خلاقیت معلمان در ساعت رسمی درس تربیتبدنی را تحتالشعاع قرار دهد ( معلمانی که صرفاً مجری طرح ها بوده و یا مربی گری میکنند نه تدریس).
برگزاری مسابقات ورزشی چه از نوع همایش یا مسابقات قهرمانی بسیار عالی است اما اگر، دانش آموزانی در این رقابت ها شرکت نمایند که حاصل استعدادیابی و پرورش استعداد در کانون های ورزشی درون و مدرسه ای بوده باشد( نه تشکیل تیم با ملی پوشان یا قهرمانان استانی).
چالش طرح محوری و فرد محوری
در سالهای اخیر، طرحهای متعددی (طناورز و ...آقای کیومرث هاشمی، سواد حرکتی و حیاط پویا استاد مهرزاد حمیدی و....) در این معاونت اجرا شده که برخی پس از مدتی کم رنگ یا متوقف شدهاند. به نظر میرسد تغییر مکرر عناوین و رویکردها، بیش از آن که مبتنی بر ارزیابی نتایج باشد، ناشی از تغییر مدیریتهاست. این مسئله موجب سردرگمی معلمان و خانوادهها شده است.
در بسیاری از کشورها، برنامه محوری اصل اساسی است؛ اما در این حوزه، فردمحوری گاه پررنگتر دیده میشود؛ به گونه ای به نظر می رسد هیچ کدام از معاونین وزیر تا به امروز عملکرد معاون قبل از خود را قبول نداشته و باید حتما جهت نشان دادن اهداف جدید و خلاقیت خود با استفاده از سرواژه ها دست به تولید طرح، تغییرات اجرائی و یا تغییر نام طرح ها بزنند.
پرسش مهم معلمان تربیت بدنی، خروجی و ارزیابی نهایی طرحهای گذشته است.

فضاهای ورزشی
جعفری همچنین در زمینه افزایش سرانه فضاهای ورزشی پرتلاش و تا حدودی موفق عمل کرده است که البته می توان با کمی برنامه ریزی هزینه های انجام شده را به شکلی دیگر و کمی بهتر مدیریت نمود. تلاش برای نصب چمن مصنوعی و ایجاد اتاق ورزش بسیار قابل ستایش است اما متاسفانه اتاق ورزش در اکثر مواقع فضاهای پرت یا در زیر زمین مدارس است و نگهداری چمن مصنوعی نیز به خوبی انجام نمی شود و با توجه به ویژگی چمن مصنوعی در اجرای محدود ورزش های مختلف، در برخی مدارس دخترانه کاربرد کافی را ندارد.
ارتباط دانشگاهی
به نظر میرسد ارتباط ساختار یافته و مستمر میان معاونت تربیتبدنی و اساتید دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی نیازمند تقویت است.
مسابقات فرهنگیان
در سال های اخیر نیز شاهد برگزاری مسابقات فرهنگیان در سطح استان و کشور بوده ایم که همان نیز دست خوش تغییراتی شده است.
بخش سوم : پیشنهادات-الزامات
رسالت آموزش و پرورش در حوزه تربیت بدنی و فعالیت ورزشی با هدف ارتقای سلامت جسم و روان به دو بخش آموزش همگانی با تاکید بر درس تربیت بدنی و برگزاری مسابقات ورزشی به عنوان فعالیت فوق برنامه در سطوح مختلف تقسیم شده است که باید بتوان در همین راستا فعالیت ها و اقدامات لازم انجام داد.

الف: در سطح کلان معاونت

ب: در حوزه درس تربیت بدنی

ب: در حوزه مسابقات ورزشی
تقویت کانون های درون و برون مدرسه ای و جلوگیری از اجاره سانس های آزاد یا محدود کردن یک تا دو سانس آزاد، همراه با ایجاد فضای ثبت اطلاعات دانش آموز شرکت کننده در کانون های ورزشی در سامانه مای مدیو جهت رصد آنلاین و لحظه ای
قطعا یکی از مهمترین اقدامات توسط معاون محترم تربیت بدنی و سلامت می تواند تعطیلی کامل و یا محدود سازی اجاره سانس آزاد در تمامی فضاهای آموزش و پرورش و کانون های پرورش تربیتی (با موافقت معاون محترم پرورشی و امور فرهنگی وزارت ) باشد. با این اقدام محمد جعفری می تواند دستورات و بخشنامه های کانون های برون مدرسه ای را فعال تر و به تربیت اصولی و صحیح ورزشی و تربیتی دانش آموزان با مربیان برتر فرهنگی بپردازد.

ت: پیشنهاد در حوزه فضاها و اماکن ورزشی
تمرکز بر افزایش سرانه فضای ورزشی به نصب چمن مصنوعی معطوف نشود. با نصب کف پوش های ورزشی فضای باز می توان فعالیت های ورزشی متنوع تری را اجرا کرد.
علاوه بر اتاق ورزش بخشی از حیاط مدرسه به صورت مسقف بدون دیوار که بتوان در آن فعالیت های ورزشی ایستا و ایستگاهی انجام داد.
ج: پیشنهاد در حوزه آموزش نیروی انسانی
چ: همکاری مربیان مدارس غیردولتی و نیروهای آزاد
بررسی ها نشان می دهد اگر چه در برخی موارد، رویکرد رسانه ای بر عملکرد سایه افکنده است، اما عملکرد دکترمحمد جعفری در حوزه مسابقات ورزشی، انعکاس خبری و توسعه فضای ورزشی قابل قبول بوده است.
در مقابل در حوزه درس تربیت بدنی نیازمند برنامه ریزی عمیق تر، ثبات درس تربیت بدنی و ارزیابی مستمر می باشد.
در نهایت به استناد ماموریت های سند تحول بنیادین و سنجه های قانون هفتم پیشرفت، وجود معاونت تربیت بدنی و سلامت در ساختار وزارت آموزش و پرورش، جهت حفظ و ارتقای سلامت جسمانی و روانی دانش آموزان، توسعه فضاهای ورزشی و افزایش نشاط دانش آموزان و نشاط اجتماعی ضرورتی اجتناب ناپذیر است .
با تشکر از بزرگوران رسانه صدای معلم
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید