
در متون مختلف سایت ها، وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی به کرات به اشتباه افراد در نوشتن املای صحیح واژگانی بر می خوریم که به «گذار» و یا «گزار» ختم شده اند.
«گزار» از مصدر «گزاردن» و «گذار» از مصدر «گذاشتن» است.
معنی مصدر «گزاردن» در فرهنگ دهخدا:
ادا کردن، انجام دادن، به جا آوردن چنان که در نماز، طاعت، حق، شکر، شغل ، کار، مقصود، فرض ، فریضه ، حج
معنی مصدر «گذاشتن» در فرهنگ دهخدا:
نهادن، هشتن، قرار دادن، وضع کردن، برجای نهادن
نتیجه می گیریم که «گذار» از ریشه «گذاشتن» است. این فعل به معنی قرار دادن و وضع کردن چیزی است. مثل گذاشتن کتاب در قفسه یا گذاشتن پول در جیب و ...
مثال: قانون گذار، بنیان گذار، نام گذاری و ...
اما «گزار» از ریشه «گزاردن» است و از انجام عملی فیزیکی خبر نمی دهد. بلکه به معنی انجام دادن و به جا آوردن و ادا کردن است.
مثال: نمازگزار، کارگزار، خدمت گزار و...
نکته در باب مصدر «گزاردن»
مصدر «گزاردن» معنای دیگری نیز دارد: "برگرداندن از زبانی به زبان دیگر یا از بیانی به بیان دیگر، یا از نظامی به نظام دیگر" ؛ بنابراین گزاردن برابر است با ترجمه کردن و گزارنده و گزارش، به معنای مترجم و ترجمه است.
خواب گزاری نیز یعنی "تعبیر خواب" و خواب گزار یعنی تعبیرکننده خواب (معبر) و اصطلاحات دیگری همچون گزارشگر.
حالا که با تفاوت گذار و گزار آشنا شده اید به بررسی چند مثال از اشتباهات رایج در املای کلماتی می پردازیم که به «گذار» و یا «گزار» ختم می شوند، قبل از مطالعه جواب ها سعی کنید با توجّه به مطالبی که در این مقاله خواندید خودتان را بیازمایید:
شکرگذاری یا شکرگزاری؟
همان طور که گفتیم «گزار» از مصدر «گزاردن» و به معنای انجام دادن و ادا کردن و به جا آوردن است، پس شکل صحیح واژه «شکرگزاری» است.
نام گزاری یا نام گذاری؟
همان طور گفته شد «گذار» از مصدر «گذاشتن» و معنای قرار دادن و وضع کردن است. پس شکل صحیح واژه «نام گذاری» است.
کارگذاران یا کارگزاران؟
کارگزار کسی است که کاری که مسئولیتی را که مشتری بر عهده او قرار داده است "انجام می دهد". طبق آنچه گفته شد «انجام دادن» از معانی مصدر «گزاردن» بود. پس شکل صحیح واژه "کارگزار" است.
نمازگزار یا نمازگذار؟
یکی از معانی «گزاردن»، به جا آوردن و ادا کردن بود. پس شکل صحیح واژه «نمازگزار» است.
شکرگذاری یا شکرگزاری؟
شکرگزاری به معنای به جا آوردن قدردانی و تشکّر است، پس شکل صحیح واژه «شکرگزاری» است.
امانت گزار یا امانت گذار ؟
املای هر دو واژه صحیح است. گفتیم که «گزار» از مصدر «گزاردن» به معنای "انجام دادن، ادا کردن و به جا آوردن" است. پس امانت گزار به معنای کسی است که شرط امانت داری را به جا می آورد. گفتیم که «گذار» از مصدر «گذاشتن» به معنای "قرار دادن" است. پس امانت گذار کسی است که که چیزی را به عنوان امانت نزد شخص دیگری قرار می دهد. املای هر دو واژه صحیح است، امّا دقت داشته باشید که معانی آنها متفاوت است و نباید به جای یکدیگر استفاده شوند.
خدمت گزار یا خدمت گذار؟
طبق آنچه گفتیم و تکرار کردیم، «گزار» از مصدر «گزاردن» به معنای "انجام دادن، ادا کردن و به جا آوردن" است ولیکن «گذار» از مصدر «گذاشتن» و به معنای "قرار دادن و وضع کردن" است. پس املای صحیح کلمه «خدمت گزار» است. یعنی کسی که به دیگران خدمت می کند.
مناقصه گزار یا مناقصه گذار؟
همان طور که گفته شد، یکی از معانی مصدر «گزاردن»، انجام دادن است، بنابراین شکل صحیح این واژه «مناقصه گزار» است، یعنی کسی که مناقصه را برگزار می کند.
برگزار یا برگذار؟
در پاسخ به این بخش، شما را ارجاع میدهم به نوشته و مقاله در خور توجهی که در گروه تلگرامی «ویرِ ویرایش» از آقای محمد یوسفی بارگذاری شده است:
امروزه فعل «برگزارکردن» را همهجا به همین شکل، یعنی با «ز»، مینویسیم؛ اما در میان استادان و صاحبنظران زبان فارسی، هستند کسانی که این املا را صحیح نداستهاند و گفتهاند که املای درستِ این فعل، «برگذارکردن»، یعنی با «ذ» ، است. بعضی از این بزرگان که در نوشتههای خود کمابیش به این نظر پایبند بودهاند، عبارتاند از: مجتبی مینوی، سعید نفیسی، عبدالحسین زرینکوب، محمد معین، ابوالحسن نجفی. از این میان، ابوالحسن نجفی در «غلط ننویسیم» دلایلی برای این گزینش ذکر کرده است.
ظاهراً به همین علت است که یکی از ناشرانِ بنام کشور، یعنی نشر نو، در همۀ کتابهایش برخلاف شیوۀ مرسوم، املای «برگذار» را رعایت میکند. اما این املا یک سره نادرست است. علیاشرف صادقی، استاد نامدار زبانشناسی، در مقالۀ «برگزار یا برگذار؟» بهتفصیل این نکته را بررسیده و نادرستیِ نظر بزرگان یادشده را با شواهد و دلایل متعدد نشان داده و ثابت کرده است که املای صحیح، همان «برگزارکردن»است .
دانلود مقاله «برگزار یا برگذار؟»
از اینکه به نوشتار صحیح در زبان فارسی اهمّیت می دهید به عنوان یک عاشق زبان و ادبیات ایران «سپاسگزارم ».
تکرار معانی واژگان در این مقاله تعمّدی و به منظور نهادینه شدن موضوع در ذهن مخاطب است.
برگرفته از سایت https://tarjome.ir
بارگذاری یا بارگزاری؟
مسلّماً قرار است بار را در جایی قرار دهیم. "قرار دادن" از معانی مصدر «گذاشتن» است. پس املای صحیح واژه «بارگذاری» است.
فایل pdf را سایت سنجش برای داوطلبان کنکور سراسری و انتخاب رشته بدون آزمون منتشر نموده بود که در آن کلمه بارگذاری چندین بار به غلط بارگزاری نوشته شده بود و بنده برایشان در قسمت نظر سنجی نوشتم که این کلمه را ویرایش نمایید. اما متأسفانه برخورد برخی سایت ها و افراد در مقابل یادآوری کردن غلط های املایی چون سازمان سنجش قابل تأمل است .
سازمان سنجش اگر چه برای معلمان سایت مرجع محسوب نمی شود ولی متأسفانه به دلیل استفاده داوطلبان از این سایت ، می باید نسبت به ارسال مطالب حساس باشد.

در قسمت نظر سنجی و گزارشات ltms هم قسمتی وجود ندارد که بتوان این گونه موارد را یادآوری کرد.
هر چند این سایت به طور کلی هیچ قسمتی را برای هیچ نوع نقد و پیشنهاد فعال نکرده است.

به نظرم بد نباشد که همان گونه که شورای عالی انقلاب فرهنگی و سازمان امور اداری و استخدامی به خاطر یک غلط املایی یا نامه ای از سوز دل یک مشمول تبصره 10 ماده 17 – که احتمالا در تایپ با گوشی حروفی را خطا تایپ کرده است- تا سر حد حذف آنان را به زیر می کشید به همه دستگاه های کشور بخشنامه شود که لااقل برای حفظ آبروی ادبیات فارسی کشور ، کسانی پشت سیستم ها بنشینند که ادبیات فارسی را در حد کارشناسی مسلط باشند و غلط ننویسند.
با رشد روز افزون تکنولوژی و بالاخص مجازی شدن آموزش ، دانش آموزان و حتی برخی معلمان با دیدن این اشتباهات رایج ، ممکن است به این ذهنیت برسند که این شکل از نوشتن صحیح است.
حتی غلط های تایپی و املایی که در سایت وزارتخانه هست ، به مرور زمان بی تفاوتی را در نوشتن غلط ها رواج می دهد.
منابعی که به خصوص با قشر دانش آموز در ارتباط هستند در این موارد دقت نظر بیشتری به خرج دهند.
گروه گزارش/
« کارگروه مطالعات فوری پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش » تاکنون دو گزارش در قالب « توصیه های سیاستی » در مورد « فعاليت مدارس در دوره كرونا » منتشر کرده است .
در گزارش های پیشین چنین آمده بود :
« این که صنایع و خودروها موجب آلودگی هوا میشوند و به تبع آن درب مدارس بسته و غیرفعال میشوند، مایه شرمساری است.
متاسفانه اولین چیزی که در ذهن و مخیله تصمیمگیران در این گونه مواقع رخ مینماید راحتترین راه حل به جای بهترین و مناسبترین راه حل است. در حالیکه مدارس باید در همه شرایط و موقعیتها همچون اماکن و موسسات بهداشتی، درمانی و امنیتی فعال باشند. معنی و مفهوم فعال بودن هم تنها در تشکیل کلاسهای درس در داخل مدارس نیست، بلکه آنچه باید فعال و فعال تر گردد، جریان یادگیری ترکیبی ( بر خط و برون خط) در همه وقت و همه جاست.
يكي از مهمترين چالشها در فضاي مجازي ارزشيابي الكترونيكي از آموختههاي دانشآموزان نمايش يادگيري است. در نمايش يادگيري، نتيجه ارزشيابي نماينده عملكرد خود دانشآموز نيست ولي به او نسبت داده ميشود. اين كار نوعي تقلب و سرقت علمي است.
بايد توجه داشت كه سنجش از راه دور، از جمله سنجش الكترونيكي، براي همه دروس برازنده نيست. بنابراين، اگر معلم ناچار نباشد نبايد به سنجش از راه دور بسنده كند. با وجود اين، اگر هدف سنجش تكويني و هدايت يادگيري باشد، معلم ميتواند با استفاده از بازخوردهاي سنجيده و هوشمندانه به هدايت يادگيري دانشآموزان بپردازد. با ملاحظه شرايط كنوني در مدارس ايران، براي سنجش تراكمي برخي از دروس مانند دروس علوم پايه، زبان و ادبيات نبايد به آزمون الكترونيكي بسنده كرد.
لازم است تدابيري اتخاذ شود كه شرايط براي برگزاري آزمون حضوري فراهم شود. مدارس ميتوانند متناسب با شرايط خود (تعداد دانشآموز، فضاي برگزاري آزمون و امكان توزيع دانشآموزان در زمانهاي مختلف) به برگزاري آزمون حضوري اقدام كنند.
مدرسه به عنوان بازوي اجرايي نهاد تعليم و تربيت، خدمات مهم و بيبديلي را در حوزههای مختلف تربيت (جسمی، عاطفي، اجتماعي، رواني و شناختي) کودکان و نوجوانان ارائه میکند. روشن است که اختلال در كاركرد مدرسه ميتواند به پيامدهايي زيان بار و جبران ناپذير منجر شود. بنابراين، براي مواجهه مؤثر با محدوديتهاي ناشي از شيوع ويروس كرونا، استفاده از همه فرصتهاي آموزشي ضروري است.
بسنده كردن به آموزش مجازي پاسخگوی کارکردهای مختلف نظام آموزش و پرورش نیست، به ويژه زماني كه زیرساختها و پلتفرمهای مطلوب برای آموزش مجازي فراهم نشده باشد.
بررسی ها بر روی موارد شناسایی شده در محیط های مدارس نشان میدهند که انتشار ويروس از کودک به کودک در مدارس شایع نیست و عامل اصلی عفونتهای COVID-19 در کودکان، حضور آنان در مدرسه نيست. این امر به ویژه در موردکودکان دبستاني و پیش دبستاني صادق است .
مطالعات انجام شده در کشورهای اروپایی (ECDC ) نشان میدهند که بازگشایی مدارس با افزایش قابل توجهي در انتشار اجتماعی COVID-19 همراه نیست و بعید است که تعطیلی مؤسسات آموزشی و مراکز مراقبت از کودکان سهم اختصاصي در انتشار COVID-19 داشته باشد، زیرا اغلب کودکان، حتی در محیط خانه، به درجات بسیار خفیفی ازاین ویروس مبتلا میشوند. انتشار ثانویه درمدارس، از کودک به کودک یا از کودک به بزرگسال نادر بوده است. کشورهایی که مدارس آنها بازگشایی شده، شاهد افزایش موارد ابتلا در محیط های مدارس نبودهاند .در مواردی که COVID-19 در کودکان شناسایی شده است و تماس ها مورد پیگیری قرار گرفتهاند، هیچ بزرگسالی در نتیجۀ تماس با كودكان مبتلا نشده است. بنابراين، کودکان عامل اولیۀ انتشار و انتقال ويروس به بزرگسالان در محیط مدارس نیستند. »
این کارگروه تخصصی - پژوهشی در گزارش جدید چنین آورده است :
« به طور قطع ملاحظات مربوط به ارزشیابی مناسب از دانش آموزان از جملۀ این سیاست های مؤثر هستند. از طرف دیگر، فقدان شکل گیری مهارت های خودمختاری در دانش آموزان دورۀ ابتدایی برای بهره مندی بیشتر از برنامه های آموزش مجازی و از راه دور و همین طور عدم برخورداری این نوع آموزش ها از ساز و کارهای بازخورد دهی و ارزشیابی تکوینی قابل اعتناء، بر دشواری های موجود افزوده اند. يكي از مهمترين نگرانيها در ارزشيابي مجازی و از راه دور، اعتبار شاخصهاي عملكرد تحصيلي است. يعني ممكن است بنا به روش های معیوب سنجش و یا اقدامات خواسته و ناخواستۀ معلمان شاهد تورم نمرۀ دانش آموزان باشیم. این پدیده وقتی روی می دهد که افزایش نمرات دانش آموزان در آزمونها یا سنجش های مختلف، بازتاب پیشرفت واقعی آنها در یادگیری نیست.
متن کامل این گزارش که توسط دکتر احد نویدی عضو هیات علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش برای صدای معلم ارسال گردیده است به شرح زیر است.

«زیگموند فروید» پایهگذار روانکاوی، رفتار بشری را عمدتأ ذاتی و غریزی میدانست و نتیجه میگرفت که انتخابهای آگاهانه ما نقش اندکی در رفتارهایمان دارند.
«جبرگرایی زیستی» (Biological Determinism) فرویدی ما را محدود و محصور در چارچوب الگوهایی میداند که ژنهای ما به ما منتقل کردهاند.
نظریه فروید به سرعت مورد نقد قرار گرفت.
«کارن هورنای» یکی از اولین شاگردان فروید، فروید را به «سوگیری نظری» (Theorical Bias) متهم کرد و «مارگارت مید» در پژوهشهای میدانی مردمشناسی نشان داد که بسیاری از رفتارهایی که فروید ذاتی گونه بشری میدانست، همچون رفتار جنسی و خشونت، بیش از آنکه محصول ژنها باشند محصول فرهنگ هستند.
تحقیقات رفتارگرایان (Behaviorists) که «موج دوم روانشناسی» راساختند نیز نشان داد که حیوانات و انسان توانایی شگرفی برای تغییر رفتار از طریق یادگیری دارند تا حدی که «اسکینر» روان را «یک دستگاه یادگیری» دانست.
در واقع، ژنها، الگوهای رفتاری را در ما تعیین نمیکنند بلکه میزان توانایی یادگیری ما را تعیین میکنند. افرادی که هوش (IQ) بالاتر یا هوش هیجانی (EQ) بالاتری دارند در «تغییر رفتار براساس اقتضای محیط» توانمندترند. این افراد زودتر متوجه ضرورت تغییر رفتار میشوند و آسانتر الگوهای کارآمد جدید را جایگزین الگوهای ناکارآمد میکنند.
با این تعاریف، بیتفاوتی و فرار از مسئولیت در یک قوم و ملت نمیتواند ناشی از «آرایش ژنی» آنها باشد بلکه باید ریشه آن را در «طرحوارهها» (Schema) جست و جو کنیم.
رفتار انسانها به شدت تحت تأثیر «طرحوارههایی» است که آموختهاند. روانشناسان شناختی همچون آلبرت الیس و آئورن بک توصیه کرده گاند که برای تغییر دادن رفتار و احساس انسانها باید طرحوارههای آنها را بشناسیم.
به طرحوارههای فرهنگیمان نظری بیاندازیم. ضرب المثل های زیر را مرور کنید:
«خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو!»
«آسه برو آسه بیا، تا گربه شاخت نزنه!»
«سری که درد نمیکنه دستمال نمیبندند!»
«مگه پیغمبری که غم امت بخوری؟!»
«زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد!»
«مانه سر پیازیم، نه ته پیاز!»
«صلاح مملکت خویش خسروان دانند!»
آیا ثمره چنین طرحوارههایی بیتفاوتی و شانه خالی کردن از مسئولیتهای اجتماعیمان نیست؟
اگر قرار است جامعه متفاوتی داشته باشیم چارهای نداریم جز این که پایهایترین گزارههای فرهنگیمان را مورد نقد قرار دهیم و البته به خاطر داشته باشیم که اگر قرار است از نقد ویترینی به نقد مؤثر برسیم ضروری است که خط قرمزها را نیز نقد کنیم.

( کانال دکتر محمدرضا سرگلزایی - روان پزشک )
گروه گزارش/
همان گونه که پیش نیز آمد( این جا ) ؛ نشست خبری با موضوع " امکانات و مسایل مربوط به شبکه شاد " یکشنبه 13 مهر با حضور الحسینی مشاور وزیر و مسئول برنامه شبکه آموزشی دانش آموز و حبیبی مدیر کل دفتر فناوری اطلاعات و ارتباطات برگزار گردید .
در این نشست رسانه ها به ترتیب پرسش های خویش را مطرح کردند و مسئولان نیز به آن ها پاسخ دادند .
آن چه در زیر می آید ؛ پرسش های مدیر صدای معلم در این نشست خطاب به مسئول شبکه شاد است که می خوانیم .
از آنجا که کووید 19 توانست بسیاری از محاسبات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و بسیاری از فرهنگ ها و سنت ها را تغییر دهد مسلماً آموزش هم تحت تأثیر این تغییرات قرار خواهد گرفت. لزوم توجه به آموزش های مجازی و غیر حضوری سالهاست که مورد بحث است ولی ماههاست که این روش آموزش به علت شیوع بیماری کرونا به صورت جدی مورد استفاده قرار گرفته است. یکی از راهکارهای مهم برای پرداختن به آموزشهای غیر حضوری داشتن مدارس هوشمند است، مدارسی که هدف آن :
رشد همه جانبه دانشآموزان (ذهنی ، جسمی ، عاطفی و روانی)
ارتقاء تواناییها و قابلیتهای فردی
تربیت نیروی انسانی متفکر و آشنا به فنآوری
افزایش ارتقاء و مشارکت مردمی
می باشد. در مدرسه هوشمند فلسفه آموزشی بر این موضوع تأكید دارد كه هر كس بیشتر توانایی دارد می تواند بیشتر یاد بگیرد و برنامه آموزشی طوری طراحی می گردد كه تمامی نیازهای متفاوت و توانایی های دانش آموزان را پوشش دهد.
تحولات علمی در سال های اخیر به خصوص در زمینه فناوری اطلاعات و همچنین لزوم توجه به آموزش های مجازی و غیر حضوری در دوران بیماری کووید 19 و شیوع آن، لزوم تجدید نظر در امر آموزش و پرورش را صد چندان نموده است تا بتوان از این طریق همگام با تحولات علمی و اطلاعات هزاره جدید حركت نمود.
براساس تحقیق ارائه شده توسط آقای دیوید پركینز ( David perkins ) از دانشگاه هاروارد كه نقش اولیه را در طراحی و توسعه مدارس ( smart school ) ایفا كرده، یادگیری در مدارس هوشمند به شكل سنتی و خواندن طوطی وار نیست بلكه یادگیری اكتشافی - معنی دار و شناختی مطرح است. دیدگاه برنامه درسی مبتنی برمعنی دار بودن ، مسوولیت پذیری فرد در جامعه است. وظیفه مدارس پیشرو و هوشمند آن است كه مهارت های زندگی را به دانش آموز بیاموزد و فرصت تمرین آن ها را نیز در كلاس و مدرسه به وجود آورد.

در مدارس پیشرو و هوشمند، مسائلی از قبیل افت تحصیلی، ترك تحصیل، گریز و بیزاری از مدرسه در بین دانش آموزان كم تر به چشم می آید.
استفاده از نرم افزار های مناسب برای مدرسه، استفاده از انواع تخته ها و بردهای هوشمند، استفاده از کامپوتر، لپ تاپ، تبلت، استفاده از کیت ها و میکروسکوپ های هوشمند، نمونه هایی از ابزارها و فناوری هایی هستند که در مدارس هوشمندکاربرد دارند. علاوه بر امکانات و تجهیزات ضروری لازم است که معلمان هم آموزش های لازم را در این زمینه ببینند و نگرش مثبتی نسبت به آموزش های مجازی داشته باشند و ضرورت مدارس هوشمند را درک نمایند.
مدارس هوشمند از دستاوردهای مهم توسعه فناوری اطلاعات در برنامه های آموزش و پرورش می باشد كه فوائد و آثار و نتایج آن نه تنها در محیط آموزشی تأثیرات خود را خواهد داشت بلكه تحولی نوین همراه با تجارب واقعی محیط زندگی دانش آموزان و فردای آن ها خواهد بود . در قرن بیست و یكم تصور آن است كه دانش آموزان به جای كیف های مملو از كتاب های درسی حجیم، با كامپیوترهای كیفی ( لپ تاپ) سركلاس درس حاضر خواهند شد.
مدارس هوشمند امكان دسترسی دانش آموزان را به اطلاعات نامحدود را فراهم خواهد ساخت. امتحانات از طریق رایانه انجام خواهد شد و دانش آموزانی كه به علت بیماری نتوانند در كلاس درس حاضرشوند، قادر خواهند بود در منزل از طریق رایانه ها درس های خود را دنبال كنند.

هدف مدارس هوشمند تربیت شهروندانی مطلوب و آشنا با سواد علمی و سواد رسانه ای است که بتوانند در جامعه ای هوشمند زندگی کنند و نیازهای خود را بر طرف ساخته و زندگی آرامی را در عصر اطلاعات و ارتباطات داشته باشند. از دیگر اصول یادگیری در مدارس هوشمند ، استفاده از فنون و روش های تدریسی است كه ضمن تقویت انگیزه دانش آموزان شرایط و عوامل یادگیری شبیه سازی و الگو گیری از آن برای دانش آموزان فراهم گردد و این امر موجب می شود كه آنان نسبت به انتقال این مهارت به دیگران به طور خودكار ا قدام نمایند. این نكته در فرایند یادگیری نقش بسیار مفید و موثری را ایفا می كنند.
در مدارس هوشمند برنامه های آموزشی، ارزیابی تحصیلی، مطالب آموزشی و سیستم های کنترلی متفاوت خواهد بود و همگی باید بر اساس تکنولوژی و فناوری های روز دنیا اصلاح و تجهیز شوند. در مدارس هوشمند همه چیز از جمله ارائه محتوی، انجام تکالیف، حضور و غیاب، سیستم های حرارتی و برودتی، و .... به صورت الکترونیکی کنترل می شوند . در واقع کلاس درس یک اتاق شیشه ای است که هم مدیر مدرسه و هم اولیاء و هم دانش آموزان می توانند بر فعالیت های کلاسی نظارت و کنترل داشته باشند لذا مدرسه نه فقط برای دانش آموزان بلكه برای معلمان، مدیران و حتی اولیای دانش آموزان نیز محیط یادگیری است و مدرسه هوشمند به عنوان سازمان یادگیری خواهد بود.
در مدارس هوشمند با ارائه محتوای مناسب بیش ترین تأثیر را بر رشد فكری و عملی دانش آموزان می گذارد و به جای مصرف اطلاعات و دانش توسط دانش آموزان به توانایی تولید دانایی نیز مجهز می شوند و یک نوع دانش زایشی را به وجود می آورد. در این رویكرد نقش معلم به عنوان راهنما و تسهیل کننده و نه انتقال دهنده دانش است و نقش دانش آموز به عنوان عضو فعال، خلاق، نقاد و مشاركت جو، به جای عضوی منفعل و مصرف كننده دانش خواهد بود و نظام ارزشیابی به صورت فرایند محور نه نتیجه محور، تغییرخواهد نمود.
همان طور که شرایط باید برای همزیستی با بیماری کرونا فراهم شود، آموزش و پرورش نیز باید زیر ساختها، محتوی ها و حتی فرهنگ های برنامه درسی را نیز تغییر دهد و کلیه شرایط را برای آموزش های مجازی و غیر حضوری در مدارس هوشمند محقق سازد و حتی توجه به برنامه های دانشگاه فرهنگیان برای تربیت نیروهای خبره و آشنا به فناوری ها را در دستور کار خود قرار دهد.
حرکت به سوی مدارس هوشمند باعث می شود که بسیاری از مشکلات کنونی آموزش و پرورش از جمله تأمین نیروی انسانی، تأمین فضاهای آموزشی، تأمین بودجه های کلان آموزشی و پرورشی را تا اندازه ای کاهش دهد و با اصلاح برنامه ها به اهداف علمی کشور نزدیکتر شویم.
حرکت به سوی هوشمند سازی جامعه و مخصوصاً مدارس، می تواند کشور عزیزمان را در افق های پیش رو بیش از پیش موفق سازد و سریعتر پله های رشد و تعالی را طی کند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید


ناگفته پیداست که راهیابی به جهان بیکران نویسندگی ، با راحت طلبی و تن پروری ممکن نیست. پس اگر کسی بخواهد به حقیقت این جهان پی ببرد، باید هر روز بنویسد و دراین راه به شدت تمرین و ممارست کند و نیز برای بالا بردن دامنه ی اطلاعات و معلومات و یادگیری ظرایف و لطایف نویسندگی به مطالعه ی عمیق کتب معتبر و ارزشمند مبادرت ورزد. پس نخستین قدم برای نویسندگی، نوشتن پیوسته و مطالعه ی پی در پی است.
سپس باید بدانیم که چه بگوییم و چگونه بگوییم ( چه بنویسیم و چگونه بنویسیم).
نوقلمان از آنجایی که در ابتدای راه نویسندگی هستند، نمی دانند که چه بنویسند ؟ یعنی هنگام نوشتن مردد و بلاتکلیف اند. شک و تردید ما را از حرکت باز می دارد .برای رفع این دودلی باید موضوعی برای خود انتخاب کنیم و پیرامون آن بیاندیشیم. وقتی که موضوع ما مشخص شد، سرنخِ نوشتن را به دست می گیریم.
قدم بعد چگونه نوشتن است؟ یعنی چگونگی ارائه ی موضوع انتخابی ست. قالبی که برای موضوع برمی گزینیم ، بسیار مهم و ضروری ست. قالب و شکل به مثابه لباس موضوع ماست. اگر لباس فاخر و ارزشمندی نباشد، نوشته ی ما ناخوش اندام می شود، هرچند که آن نوشته از محتوا و اندیشه ای والا برخوردار باشد. پس قالب و محتوا در نوشته باید برازنده و لایق هم باشند.
مطلب دیگر به کارگیری مناسب از حواس پنج گانه است. البته ممکن است بعضی از حواس در نویسندگی پررنگتر و بعضی هم کم رنگتر ظاهر شوند. علی الظاهر حس بینایی نقش مهمی در این امر بازی می کند. لذا مشاهده ی دقیق و نگاه خوب و خوب دیدن به موضوع مورد نظر بسیار مهم و چشمگیر است. در کنار این، خوب شنیدن هم در نوشتن خیلی تاثیرگذار است( حس شنوایی).
در طبیعت صداهایی به گوش می رسند که اگر آنها را دقیق بشنویم ، می توانیم درک شان کنیم. قطعا گوش های عادت زده قادر به شنیدن این صداها نیستند.
با کمک حس بینایی، شنوایی، لامسه، چشایی، بویایی و ترکیب و تلفیق آنها در موقع نوشتن می توانیم معجونی بسازیم که هوش از سرِ خواننده برباید.
نکته ای که یادآوری آن در اینجا ضرورت دارد، چینش صحیح عناصر و پدیده هایی ( مشهودات) است که باید در نوشته ما در کنار هم حضور یابند. کیفیت قرارگرفتن پدیده ها در نوشته به اثر ما نظام و انسجام می بخشد و مانند دانه های زنجیر موجب چفت و بست و استحکام آن می شود.

نکته دیگر آنکه زمان استفاده از واژه های کم کاربرد و پیچیده به منظور فخرفروشی سالهاست که سرآمده ، به همین سبب سادگی و صمیمیت در کلام و نیز به کارگیری کلمات مناسب و زیبا در مخاطب تاثیر بیشتری خواهدگذاشت. علاوه بر این موجب روانی و رسایی نوشته خواهدشد. البته نویسنده می تواند در کنار همه ی این ابزارها و ساز و برگ ها ، فکر نو و تازگی فکر را هم در نوشته ی خود بدَمَد و همچنین به یاری طنز بر حلاوت و ملاحت نوشته اش بیفزاید.
در یک نوشته خوب و مطلوب ، داشتن نثری یکدست و یک شکل ، تازگی بیان و تا حدی رعایت قواعد دستوری خالی از فایده نیست. مشاهده ی دقیق و نگاه خوب و خوب دیدن به موضوع مورد نظر بسیار مهم و چشمگیر است.
کتب نگارش مدارس برای آنکه دانش آموز بهانه ای جهت آفرینش و پرورش و تمرین و ممارست انشا داشته باشد، راهکارهایی ارائه می دهد که سودمند است. راهکارهایی از قبیل حکایت نگاری، شعرگردانی، بازنویسی داستان و مثل ها، سفرنامه نویسی و تصویر نگاری. در جوار همه ی اینها توجه به تشابهات و تضادهای بین پدیده ها و استفاده از آرایه های نقش آفرین ادبی مانند تشبیه، استعاره، مجاز و کنایه هم به کیفیت و چگونگی ارائه ی نوشته کمک شایانی می کند .
نکته ی پایانی آنکه در هر نوشته ای خواه ناخواه عناصری و موادی وجود دارد که آنها را در داستان به نحو شایسته ای می بینیم. عناصری از قبیل فضاسازی و صحنه پردازی، تعیین مکان و زمان وقوع حوادث، گفت و شنود ها و دیالوگ ها ، شخصیت پردازی ، زاویه دید و ...
بنابراین با شناخت این عناصر نیز می توانیم به گسترش و پرورش موضوع انتخابی در انشا و نویسندگی اقدام کنیم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/
متاسفانه اولین چیزی که در ذهن و مخیله تصمیمگیران در این گونه مواقع رخ مینماید راحتترین راه حل به جای بهترین و مناسبترین راه حل است. در حالیکه مدارس باید در همه شرایط و موقعیتها همچون اماکن و موسسات بهداشتی، درمانی و امنیتی فعال باشند. معنی و مفهوم فعال بودن هم تنها در تشکیل کلاسهای درس در داخل مدارس نیست، بلکه آنچه باید فعال و فعال تر گردد، جریان یادگیری ترکیبی ( بر خط و برون خط) در همه وقت و همه جاست.
در پایان ؛ كارگروه بررسي هاي فوري در پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش چند توصیه سیاستی را مطرح کرد .
در تازه ترین نشست که گزارش آن توسط دکتر " احد نویدی " برای صدای معلم ارسال گردیده چنین آمده است :
« يكي از مهمترين چالشها در فضاي مجازي ارزشيابي الكترونيكي از آموختههاي دانشآموزان نمايش يادگيري است. در نمايش يادگيري، نتيجه ارزشيابي نماينده عملكرد خود دانشآموز نيست ولي به او نسبت داده ميشود. اين كار نوعي تقلب و سرقت علمي است. »
این گزارش می افزاید :
« بايد توجه داشت كه سنجش از راه دور، از جمله سنجش الكترونيكي، براي همه دروس برازنده نيست. بنابراين، اگر معلم ناچار نباشد نبايد به سنجش از راه دور بسنده كند. با وجود اين، اگر هدف سنجش تكويني و هدايت يادگيري باشد، معلم ميتواند با استفاده از بازخوردهاي سنجيده و هوشمندانه به هدايت يادگيري دانشآموزان بپردازد. با ملاحظه شرايط كنوني در مدارس ايران، براي سنجش تراكمي برخي از دروس مانند دروس علوم پايه، زبان و ادبيات نبايد به آزمون الكترونيكي بسنده كرد.
لازم است تدابيري اتخاذ شود كه شرايط براي برگزاري آزمون حضوري فراهم شود. مدارس ميتوانند متناسب با شرايط خود (تعداد دانشآموز، فضاي برگزاري آزمون و امكان توزيع دانشآموزان در زمانهاي مختلف) به برگزاري آزمون حضوري اقدام كنند. »
متن کامل این گزارش را می خوانید .

ارزشيابي از آموختههاي دانشآموزان جزء تفكيك ناپذير فرايند آموزش محسوب ميشود و فارغ از نوع آن (ارزشيابي حضوري يا مجازي) در خدمت يادگيري و براي اطمينان از تحقق آن صورت ميگيرد. در دوره اپيدمي كرونا، دغدغه اصلي معلمان مدارس سنجش الكترونيكي از يادگيري دانشآموزان است. ارزشيابي الكترونيكي ملاحظات و الزاماتي خاص خود را دارد. از يك طرف به زيرساختهاي آموزشي ويژه در فضاي مجازي وابسته است.يعني، سيستمهاي مديريت يادگيري مورد استفاده براي آموزشي بايد از پيكربندي مناسب براي انجام انواع سنجشهاي غيرحضوري برخوردار باشند.
از طرفي ديگر، ارزشيابي الكترونيكي فرهنگي خاص ميطلبد. براي همه برنامههاي آموزشي ناظر بر شرايط كرونا فهم بينالاذهاني (دانشآموز، والدين، معلم، مدير مدرسه، سياستگذار، پژوهشگر) بسيار مهم است. كارگروه بررسيهاي فوري پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش با درك شرايط حاضر، يكي از محورهاي بحث را «ارزشيابي از آموختههاي دانشآموزان در فضاي مجازي» قرار داده است و با ملاحظه شرايط و امكانات موجود آموزش و پرورش، ايدههاي جهاني، تجارب چند ماه گذشته معلمان از ارزشيابي الكترونيكي، پيشنهادهايي براي تضمين نسبي كيفيت سنجش و مراقبت از اعتبار ارزشيابي از آموختههاي دانشآموزان به شرح زير خلاصه كرده است:
(1) پيشگيري از «نمايش يادگيري» به جاي «گزارش يادگيري» در ارزشيابي غيرحضوري
يكي از مهمترين چالشها در فضاي مجازي ارزشيابي الكترونيكي از آموختههاي دانشآموزان نمايش يادگيري است. در نمايش يادگيري، نتيجه ارزشيابي نماينده عملكرد خود دانشآموز نيست ولي به او نسبت داده ميشود. اين كار نوعي تقلب و سرقت علمي است. براي ممانعت از چنين پديدهاي، اولويت دادن به آزمون حضوري و دقت و نظارت بيشتر بر آزمون هاي غير حضوري مورد تأكيد است كه براي اين منظور، استفاده از فنون ارزشيابي الكترونيكي از قبيل بحث و گفت و گوي آنلاين با دانشآموزان، كارهاي ميداني كوچك با رعايت پروتكلهاي بهداشتي و گزارش آن در قالب يادداشت به معلم، ارائه آنلاين، ارائه فيلم عملكرد يادگيري، توضيح و تفسير فيلمهاي كوتاه آموزشي يا پاسخ دادن به سوالاتي در خصوص آن، استفاده از ابزارهاي خودسنجي توسط دانش آموز و گزارش آن به معلم، استفاده از آزمونهاي كتاب باز و آزمونهاي ناظر بر سطوح بالاي شناختي(نظير به كار بستن، تركيب و ارزشيابي) در فضاي مجازي پيشنهاد ميشود.
استفاده از آزمونكها به صورت مستمر و ثبت آنها در كارپوشه الكترونيكي؛ استفاده از همكاري والدين براي نظارت بر تدريس و ارزشيابي دانش آموز؛ بيان يادگيري دانش آموز از طريق توليد ويدئو، تصوير و گزارش؛ تأكيد بيشتر بر ارزشيابي تكويني و هدايت يادگيري درفضاي مجازي با همراهي والدين پيشنهاد ميشود.
(2) هماهنگ ساختن تدابير و فنون ارزشيابي الكترونيكي با دورههاي تحصيلي و موضوعات درسي
در دوره اپيدمي كرونا، اولويت بندي سنجش و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي بسيار مهم است. بدين معني كه تلاش براي تضمين كيفيت سنجش و ارزشيابي در دورههاي مختلف تحصيلي و مواد درسي مختلف درسي نبايد يكسان باشد. براي مثال، ارزشيابي تراكمي در دوره ابتدايي كمتر اهميت دارد و لازم است بر ارزشيابي تكويني و دادن بازخوردهاي روشن به تكاليف تأكيد شود. در دوره متوسطه، تأكيد بر ارزشيابي تكويني و تراكمي، هردو، ضروري است. در سنجش تكويني،آموزگاران علاقهمندند به دانشآموزان تكاليفي داده تا تشخيص بدهند كه آنها چه ميدانند و چه كاري ميتوانند انجام بدهند و نيز بدانند آنها با تكاليف يادگيري چگونه درگير ميشوند.در واقع، در سنجش تكويني، آموزگار بر تحول شناختي و توسعه تجارب يادگيري نظارت ميكند. براي اين منظور، آموزگاران ميتوانند پسخوراندي فراهم كنند. خلق فعاليتها و پرسيدن سئوالها كليدي است كه تفكر دانشآموز را تصريح ميكند. بنابراين، آموزگاران به جاي استفاده از عبارات كلي، مانند«خوب است»،«نياز به تلاش بيشتر داريد» و...، بهتر است نظرهاي خود را طوري بيان كنند كه هم توصيفي باشند و هم تجويزي. يك اظهارنظر توصيفي يا تجويزي، به دانشآموز كمك ميكند كه بداند چگونه كار خود را بهبود بخشد و يادگيري خود را توسعه دهد.
بايد توجه داشت كه در شرايط بحراني نميتوان همه بخشهاي برنامه درسي بيكم و كاست اجرا كرد. بنابراين، لازم است با رعايت معيارهاي علمي بر عناصر و اجزاي مهم برنامه بيشتر تأكيد شود. براي مثال، ضرورت ندارد تضمين ارزشيابي همه مواد درسي يكسان باشد. زيرا، هر درسي روش ارزشيابي مقتضي خود را دارد. ارزشيابي برخي دروس را ميتوان به تأخير انداخت و در مقاطع ديگر انجام داد. در واقع، در دوره شيوع كرونا و شرايط بحراني، تضمين كيفيت سنجش و ارزشيابي براي همه دروس نه ممكن است و نه ضرورت دارد.
بايد توجه داشت كه سنجش از راه دور، از جمله سنجش الكترونيكي، براي همه دروس برازنده نيست. بنابراين، اگر معلم ناچار نباشد نبايد به سنجش از راه دور بسنده كند. با وجود اين، اگر هدف سنجش تكويني و هدايت يادگيري باشد، معلم ميتواند با استفاده از بازخوردهاي سنجيده و هوشمندانه به هدايت يادگيري دانشآموزان بپردازد. با ملاحظه شرايط كنوني در مدارس ايران، براي سنجش تراكمي برخي از دروس مانند دروس علوم پايه، زبان و ادبيات نبايد به آزمون الكترونيكي بسنده كرد.
لازم است تدابيري اتخاذ شود تا شرايط براي برگزاري آزمون حضوري فراهم شود. مدارس ميتوانند متناسب با شرايط خود (تعداد دانشآموز، فضاي برگزاري آزمون و امكان توزيع دانشآموزان در زمانهاي مختلف) به برگزاري آزمون حضوري اقدام كنند. تأكيد بر استفاده از ارزشيابي حضوري در كنار ارزشيابي الكترونيكي دروس پايه به معناي ناديده گرفتن اهميت دروس ديگر نيست.
كارگروه بررسيهاي فوري - پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

5 شهریور روز بزرگداشت محمد بن زكرياي رازي (روز داروساز) است. رازی کاشف الکل، جوهر گوگرد (اسید سولفوریک)، نخستین داروهای آلکالوئیدی و نفت سفید است . جرج سارتن در کتاب تاریخ علم، رازی را پدر علم شیمی می داند. رازی اولین فیلسوف تجربی ایرانی است. برخی در ایران، به اشتباه، متکلمین را فیلسوف قلمداد می کنند و به این اعتبار رازی از معدود فیلسوفان خردگرای محض (قبل از دکارت) و یک پوزیتویست positivist تمام عیار است (حتا قبل از بیکن). رازی از اولین منادیان عقل استقرایی بوده است، همان عقلی که محمد غزالی بعدها متعرض آن شد و این روند تا به امروز که روزگار غلبه اخباری گری است، ادامه دارد.
اگرچه همگان منجمله ابن الندیم در الفهرست از تواضع ، مردمداری و خوشخوی بودن رازی گفته اند اما نگاه علمی محض رازی به وقایع و تعمیم آن به حوزه فلسفه و دین که لاجرم به انتقاد او از مبانی دینی انجامیده ، باعث شده است که جریانی در طول تاریخ وی را دهری (ملحد و ماده گرا) بداند. فارابی و شهید بلخی و ابن هیثم به همین دلیل ردیه هایی علیه وی نوشته اند و ابن سینا در موردش می گوید:«المتکلف الفضولی المتکلم بما لا یعنیه». در هرحال رازی معتقد به جدایی فلسفه و عقل از دین بوده و با انتقاد از ادیان ،آنها را ضد عقل (فأما المذهب فأنّه ممّا يحتاج فيه الي كلام يبّين به انّه عرضّ هوايي لاعقلي) می دانست .

رازی موکدانه بر جامعیت عقل تاکید و توانایی آن یادآوری می کند :«با ابزار خرد است که ساختن کشتیها و کاربردن آنها را یافتهایم، چندان که هم بدانها سرزمینهای دور دست آن سوی دریاها را درنوردیدهایم . دانش پزشکی را هم با خرد حاصل کردهایم ، که چندان صلاح و سود برای تنهای ما دارد ، و دیگر علوم و فنون که ما را بهره رساناند ، و هم بدان امور بس پیچیده و پنهان از دیده را شناختهایم ، چنان که شکل زمین و سپهر و بزرگی خور و ماه و دیگر اختران ، فواصل و حرکات آنها را دریافتهایم ، و نیز بدان خود به شناخت آفریدگار گرامی نائل شدهایم ، بر روی هم ، خرد چیزی است که اگر نبود، وضع ما همچون حال چارپایان و کودکان و دیوانگان را میمانست ». «در ری هیچ ردی از رازی نیست. انگار نه انگار که زمانی محمد بن زکریا نامی در این شهر میزیست»
رازی به سبب این افکار مورد انتقاد بوده ، ابن حزم، رازی را «جاهل خرافاتی»می نامد، موسيبنميمون (دلاله الحائرین) که فیلسوفی یهودی است افكار رازی را« هذيان»می داند، ابوريحان بيروني هم در نامه ای که به ابن سینا می نویسد در جایی به آرای رازی استناد و موجب آزردگی بوعلی می شود چنانکه بوعلی با آنکه خود پزشکی برجسته است و در نگارش «قانون» از کتاب «الحاوی» رازی استفاده زیادی کرده است، می نویسد:«گويي تو اين اعتراض را از محمدبنزكرياي رازي آن متكلف فضولي گرفتهاي كه بر الهيات شرح ها نوشت و از حد خود تجاوز كرد و نظر در شيشههاي ادرار بيماران را فرو گذاشت». (نامه دانشوران ج.1).
دوکتاب رازی که منعکس کننده افکار انتقادی اوست عبارتند از : «فیالنبوات» و«فی حیل المتنبین» که به واسطه صراحت در نفی حجیبت دین و پیامبران در بین علمای دین به نام های «نقص الادیان » و « مخاریق الانبیاء » مشهور شد و در قرون بعد به فتوای هم آنان از بین رفت (در زمان خود رازی ، سامانیان ایرانی تبار نوعی فضای تساهل و آزاد اندیشی فراهم کرده بودند) و نقل قول های به جامانده از رازی دراین حوزه، بیشتر بر اساس گفته های«ابوحاتم رازی»نویسنده کتاب«أعلام النبوه»است که با رازی مناظره های متعددی داشته.
مرحوم مرتضی مطهری با استناد به رساله :«... فی تثبیت المعاد »معتقد است که رازی معتقد به توحید و معاد بوده و چون اهل ری، به طور حتم شیعه بوده بنابراین طبیعی است که به خاطر انتقاد فارابی و ابن هیثم و ابن سینا باب انتقاد از او بازشود و در طول تاریخ علمای اهل سنت رازی را ملحد معرفی کنند با این حال همین اظهار نظر شاید این نکته رو نادیده گرفته است که حتا فردی مثل ناصر خسرو قبادیانی که شیعه اسماعيلي بوده است در کتاب «زادالمسافرین»، رازی را جاهل وغافل می داند بنابراین -به فرض شیعه بودن- نمی توان، دلیل اتهام الحاد وی را به مذهب رازی تقلیل داد .
سیدحسین نصر در جلد چهارم کتاب تاریخ ایران، محل دفن رازی را در «ری» می داند. ری اما کمترین نشانی از رازی را در خود دارد، روزنامه شهروند سال گذشته در این باره نوشت:
«در ری هیچ ردی از رازی نیست. انگار نه انگار که زمانی محمد بن زکریا نامی در این شهر میزیست».
( کانال سهند ایرانمهر )