چکیدة سخن
هدف اصلی پژوهش، سنجش منزلت شغلی معلمان در مقایسه با گروههای شغلی جامعه و بررسی عوامل مؤثر بر آن و ارائه راهکارهای مناسب در جهت ارتقاء منزلت شغلی معلمان میباشد. بررسی حاضر از نوع پیمایشی است و مراحل آن شامل مطالعه اکتشافی، تنظیم پرسشنامه، جمعآوری دادهها و تجزیه تحلیل آماری میباشد.
جامعه آماری در این پژوهش دانشآموزان دختر و پسر پایه سوم دبیرستان در شهر تهران و حجم نمونه آن 600 نفر که به روش خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدهاند. ابزار سنجش پرسشنامه میباشد که روایی آن از طریق داوران تأمین شده است.
یافتههای پژوهش حاکی از این است که اکثریت پاسخگویان نسبت به شغل معلمی نگرش مثبت داشته و منزلت شغلی معلمان در مقایسه با سایر گروههای شغلی جامعه منزلت متوسطی میباشد.
مهمترین راهکارهای ارائه شده جهت ارتقاء منزلت شغلی معلمان:
ـ توجه به وضعیت معیشتی معلمان و افزایش حقوق و مزایا جهت فرهنگیان
ـ فراهم نمودن امکانات مسکن معلما، اعطای وام و...
ـ فراهم نمودن شرایط معلمان از طریق برگزاری کلاس های آموزشی مطابق با دانش روز
ـ تقویت احساس احترام به استاد و معلم در جامعه
ـ اصلاح نگرش مدیران و مسئولین دولتی به امر تعلیم و تربیت به رسمیت شناخته شدن تولیدی بودن نظام آموزشی.
مقدمه
تعلیم و تربیت انسان از بدو پیدایش مورد توجه بوده اما اهمیت آن در قرون اخیر به طور فزآیندهای آشکار شده است. در حال حاضر، آموزش و پرورش کلید توسعه جوامع محسوب میشود و موفقیت و سعادت ملتها به کیفیت تعلیم و تربیت آنها بستگی دارد. «بدون تردید آینده هر کشوی را میتوان از سیمای کنونی آموزش و پرورش آن دریافت» (غلامی، 1379؛ 12)
«اهمیت تعلیم و تربیت به عوامل آن قابل تعمیم است در میان عوامل تعلیم و تربیت معلم بهترین عامل تلقی میشود در حقیقت هیچ کشوری نمیتواند از سطح معلمانش بالاتر رود». (دهقان، 1376؛ 4)
اگر بخواهیم به یک جامعه متعادل و انسانی برسیم باید معلم را مورد توجه قرار دهیم. مطلب بالا بیانگر نقش حساس معلمان در فرآیند تعلیم و تربیت است درک حساسیت این نقش و ارزش نهادن بر آن از سوی عمومی مردم جامعه، به مفهومی اشاره دارد که در جامعهشناسی معادل پایگاه اجتماعی است. «منزلت یا پایگاه اجتماعی، آن شأن یا مقام و موقعیتی است که برای یک فرد در جامعه قایلاند یا تلقی و ذهنیتی است که دیگران از آن چه شخص هست دارند» (نیکگهر، 1369: 17)
پایگاه اجتماعی که در بعد عینی آن همان پایگاه شغلی یا منزلت شغلی که جنبة اکتسابی دارد ارزش است که جامعه به یک شغل یا نقش میدهد. اگر جامعه را به یک ساختمان تشبیه کنیم و هر فرد یا گروه را در یکی از طبقات این ساختمان در نظر بگیریم، هر طبقه از این ساختمان که افراد یا گروهها در آن قرار گرفتهاند، منزلت آنها را نشان میدهد.
طرح مسئله
یکی از نقشهای اساسی انسان در جامعه امروزی شغل است که با کسب پاداشهای اقتصادی، اجتماعی و روانی نه تنها موقعیت فرد را در ساخت اجتماعی مشخص میسازد بلکه بر دیگر وضعیتهای اجتماعی او تأثیر میگذارد. از این روست که در اکثر تحقیقات اجتماعی از شغل به عنوان شاخص وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی استفاده میشود. به همین دلیل است که پژوهشگران به صورتهای گوناگون به سنجش ارزش شغل مبادرت میورزند. رایجترین شیوه برای اندازهگیری ارزش مشاغل مقولهبندی این مشاغل براساس منزلت آنهاست که البته این شیوه بیشتر از حد یک مقیاس اسمی تجاوز نمیکند و این موضوع محدودیتهایی را در تحلیل پیچیدهتر آماری به خصوص در جائی که شغل متغیر وابسته است به وجود میآورد. از طرف دیگر مسئله تنها سنجش مشاغل نیست اگر بتوانیم مشاغل را به صورتی رتبهبندی کنیم که بازتابی از وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی و افکار مردم یک جامعه باشد، مقیاس این رتبهبندیها در جوامع مختلف امکانپذیر میشود و راه برای درک بیشتر ساخت اجتماعی یک جامعه هموارتر میگردد. البته کوششهایی برای رفع نقیصه سنجش ارزش یا منزلت مشاغل انجام گرفته است.
برای مثال اقتصاددانان مبنای رتبهبندی مشاغل را پاداش اقتصادی آنها گرفتهاند تا سنجش را دقیقتر کنند. اگر چه این وجه از شغل از اهمیت خاصی برخوردار است و در بسیاری از موارد گرفتن شغل برای رفع حوائج زندگی است ولی این تنها بعد یک شغل نیست و ابعاد دیگر آن نیز دارای اهمیت است و نمیتوان آن را نادیده گرفت، مثلاً نفوذ، که به معنای تأثیر، تفکر و عمل یک فرد یا یک گروه بر فرد یا گروه دیگر به طور عام است. اقتدار که نفوذ محدود و مشروع در نظر گرفته میشود از دیگر ابعاد شغل به حساب میآیند. این بعد از شغل است که تحت کنترل قرار دادن رفتار دیگران را فراهم میآورد. همچنین داشتن مجموعهای از دانائیها و مهارتهای لازم برای احراز یک شغل بر دامنه نفوذ آن شغل میافزاید و هر چه این معرفت عامتر و نظاممندتر باشد امکان هدایت فعالیتهایی دیگران را عملیتر میسازد که لزوماً به درآمد اقتصادی یک شغل همبسته نیست. عدهای به کمیابی و غیر قابل جایگزین بودن شغل توجه داشتهاند.
کمیابی به دارنده شغل امنیت میبخشد و موقعیت شغل او را ارتقاء میبخشد. بنابراین اگر قرار باشد که شاخصی برای رتبهبندی مشاغل نائل شویم، لازم است که آن را به صورت یک پدیده مرکب در نظر بگیریم که دارای ابعاد گوناگون است. از طرف دیگر، ماهیت ابعاد ذهنی یک شغل نیز حائز اهمیت است زیرا مبنای رفتار اعضاء یک جامعه نسبت به یکدیگر یا نسبت به یک موقعیت اجتماعی بستگی به نحوه ارزیابی و تفسیر آنها نسبت به دیگران و موقعیتها دارد.
پس پیبردن به نحوه ارزش گذاریها و رتبهبندی مشاغل به عنوان یک موقعیت مهم اجتماعی توسط افراد یک جامعه از دید کسانی که خود در زندگی اقتصادی جامعه سهیم هستند. مهمتر این که این داوریها و ارزش گذاریها بازتابی است از فضای اجتماعی ـ اقتصادی که افراد در آن زندگی میکنند.
بنابراین، میتواند مبنایی برای مقایسه و مطالعه تأثیرات صنعتی شدن، شهرنشینی، ایدئولوژیهای دینی و سیاسی بر دیدگاه مردم باشد. در این تحقیق میخواهیم منزل شغلی معلمان در بین سایر گروههای شغلی و عوامل مؤثر بر آن را بررسی نمائیم.
معلمان رکن اصلی نظام آموزشی و مجریان خط مقدم برنامههای مدون آموزش و پرورش میباشند. ژاپنیها اعتقاد دارند که شایستگی نظام آموزشی به اندازه شایستگی معلمان است. بنابراین، پی بردن به جایگاه و منزلت شغلی معلمان بعنوان مولدین سرمایههای اصلی جامعه حائز اهمیت و بررسی است. زیرا قدر و ارزش هر شغلی در بالا بردن انگیزه صاحب آن شغل بسیار مؤثر است و همچنین بالعکس.
هدف از انجام این پژوهش:
1 ـ شناخت ارزش یا رتبه، قدر و منزلت شغلی معلمان در میان گروههای شغلی جامعه
2 ـ بررسی عوامل مؤثر بر منزلت شغلی معلمان
3 ـ ارائه عوامل و پیشنهادهای در جهت ارتقای منزلت شغلی معلمان
پیشینه پژوهش
مطالعه منزلت نسبی مشاغل، که به معنای قدر و قیمت یا وزن اجتماعی مشاغل در نظر مردم است و بررسی پایگاه اجتماعی اقتصادی مشاغل، که رتبهبندی مشاغل براساس ملاکهای عینی مضمون در شغل است، از اقبال فزآیندهای برخودار بوده است. شروع این مطالعات در غرب به سالهای 1940 بر میگردد که نورت و هات (North and Hot) آن را پایهریزی کردند. سپس به وسیله جامعهشناسان دیگری مانند سیگل، تریمن، باس و راسی و لین ادامه پیدا کرده است. این گروه بیشتر به منزلت مشاغل بر مبنای بررسی و افکار توجه داشتهاند. دسته دوم از پژوهشگران در تلاشند تا بر مبنای توانائی، دانائی و کسب دارائی مضمون در هر شغل به سنجش پایگاه مشاغل مبادرت ورزند. دانکن، گلدتروپ سورنسن و رایت، نمونهای از این جامعه شناسانند.
به هر صورت افزایش مطالعه منزلت مشاغل درجوامع گوناگون مبنای مقایسهای جهانی را فراهم کرده، که نهایتاً به صورت مقیاس بین المللی منزلت مشاغل ظاهر شده است. «مسلماً دست یابی به چنین مقیاسی بر اساس پیشرفت مشابهت منزلت مشاغل در جوامع متفاوت امکان یافته است، مشابهتی که در چهارچوب تفکیک اجتماعی، به عنوان فرآیندی از صنعتی شدن و افزایش شهرنشینی جدید و یا نفوذ غرب تفسیر شده است.» (مقدس، 1374: 12)
با وجود این تأکید شده است که وجود فرهنگهای متفاوت و حاکمیت ایدئولوژیکی – سیاسی متفاوت در جوامعی که حتی فرآیند صنعتی شدن را پشتسر گذاردهاند (مانند چین) باعث شده است منزلت همه مشاغل مساوی با منزلت مشاغل در غرب نباشد.
بعضی از مشاغلی که بار سیاسی ایدئولوژیکی بیشتری دارند، معنای متفاوتی پیدا میکنند. بنابراین،رتبهبندی آنها طبق قاعدهای جهان شمول امکان ندارد. پس نمیتوان نظریه ترمین را به طور کل پذیرفت که رتبهبندی همه مشاغل از عناصر ارزشی خاص رها شده و به یک رتبهبندی جهان شمول رسیده است. بنابراین موضوع مورد توجه در مورد جامعه ایران این است.
در جامعهای که از یک نظام بسته و خودکفای اجتماعی – اقتصادی قبل از مشروطیت به تحولات وسیعی از نظر صنعتی و شهرنشینی نائل آمد و به طور کلی ساخت اجتماعی جدیدی یافته است. مشاغل برای مردم چه معنی پیدا کرده است؟ به خصوص که بعد از انقلاب اسلامی تغییراتی به وجود آمده و ایدئولوژی اسلامی با حاکمیت سیاسی دوباره مجال بروز پیدا کرده دیدگاه هائی خاص به طور مستقیم از طرف اولیای امور نسبت به مشاغل ارائه شده است. باید دید این تغییرات چه تأثیری بر نظر مردم نسبت به مشاغل روشنفکری یا مشاغل ذهنی داشته است.
به عبارت دیگر آیا میتوان در مورد ایران هم گفت که مشاغل مبتنی بر تحصیلات رسمی یا در اصل روشنفکری، به طور جهان شمول از ارزش بالاتری برخوردارند؟ برای پاسخ به این پرسشها و به دلایل شاخص سازی که به آن اشاره شد، بررسی منزلت مشاغل سودمند است، و راه را برای مطالعات وسیعتر باز میکند. (همان منبع: 14)
به رغم مطالعات فراوانی که در کشورهای دیگر و به خصوص در غرب در زمینه منزلت مشاغل انجام پذیرفته، در ایران تحقیقات چندانی در این مورد، خصوصاً منزلت شغلی معلمان انجام نشده است که نیازمند انجام تحقیقاتی بیشتری در این زمینه است.
تحقیقات داخلی
علیاصغر مقدس در سال 1374 پژوهشی را تحت «عنوان سنجش منزلت مشاغل شهری در ایران» (مورد مطالعه شهر شیراز) انجام داده است که هدف وی ارائه مقیاسی برای منزلت 97 شغل انتخابی است که در آن کوشش شده است با کنترل ویژگی های جمعیتی – اجتماعی نظر دهندگان این مقیاس از حساسیت بالاتری برخوردار شود.
ویژگی های مورد کنترل عبارتند از: جنس،گروه سنی، گروه شغلی، محقق تلاش نموده مقیاس به دست آمده را با مقیاس های دیگر مقایسه کند تا موضوع ابعاد روشنگرانهتری بیابد. محقق در نهایت با نظر خواهی از پاسخگویان در مورد اولویت یک شغل و بر پایه فرضیاتی که از نظریهها استنتاج کرده بود سعی کرده است شاخصی برای پایگاه اجتماعی – اقتصادی همه مشاغل در جامعه شهری ایران ساخته شود تا امکان مقایسههای بعدی فراهم آید. پزوهشهای مذکور در زمینه سنجش منزلت شغلی نخستین کوشش منسجم میباشد (مقدس، 1374: 4)
جهاد دانشگاهی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1371 پژوهشی را با عنوان «بررسی تفصیلی منزلت اجتماعی مشاغل» در مشهد انجام داده است که در این پژوهش پایگاه شغلی را به عنوان پایگاه اکتسابی فرد در جامعه مورد سنجش قرار داده است که عمدهترین مقیاسهای مورد استفاده 1- مقیاس منزلتی 2- مقیاس شبکه اجتماعی 3- مقیاس اقتصادی 4- مقیاس مبتنی بر کل پاداشها که یک نمونه دهتایی از مشاغل مورد بررسی قرار گرفته است (جهاد دانشگاهی مشهد، 1371: 9)
تحقیقات خارجی
پرتیچارد، در سال 2003 در تحقیقی با عنوان، «جایگاه معلمین در آلمان و ایرلند»، به نتایج زیر رسیده است: در این تحقیق، محقق نظرگاه معلمین را در کشورهای اروپایی که درجات صنعتی متفاوتی دارند (جمهوری آلمان و ایرلند) نسبت به نقش و وضعیت اجتماعیشان بررسی نموده است.
نتایج حاصل از بررسی بدین شرح است:
معلمین ایرلندی نسبت به معلمین آلمانی دریافت بهتری از وضعیت خود در جامعه دارند و از سوی دیگر معلمین ایرلندی نسبت به معلمین آلمانی ظاهراً نسبت به آلمانها به وضعیت حرفهای اهمیت کمتری میدهند و سرانجام معلمین ایرلندی اعتماد به نفس بیشتری از معلمین آلمانی در آموزش به عنوان تعالی وضعیت اجتماعی خود دارند. خلاصه چنین به نظر میرسد که معلمین در جمهوری فدرال آلمان در مقایسه با همکاران خود در کشورهای کمتر صنعتی، توهمات خود را درباره حرفه خودشان و نیز دربارة نحوه بهبود کارآیی و پرستیژ زمینه حرفه خود از دست دادهاند (پرتیچارد، 2003: 11).
لی در سال 2002 در تحقیقی با عنوان «پایگاه اجتماعی در تایوان»، به نتایج زیر رسیده است:
در این تحقیق، محقق به بررسی پایگاه اجتماعی معلمان در کشور تایوان و مقایسه پایگاه اجتماعی معلمان تایوان و فعالیت کاری با دیگر معلمان در سطح بینالمللی میپردازد. محقق مهارت های مختلف و شخصیت اجتماعی معلمان تایوان را با مقایسه با سایر معلمان قرار داده است و این مسئله را ناشی از عوامل متعددی نظیر روش های حکومتی دولت تایوان دانسته که ریشه در فرهنگ و سیاست و تاریخ این کشور دارد.
مطالعات فراگیر محقق پیرامون ارزش شغلی معلمی در انگلستان، استرالیا و نیوزلند نشان داده که معلمان از جنبه آموزشی که همان کمک به دانشآموزان جهت یادگیری و اصلاح رفتار آنان است، رضایت کامل داشته از عوامل خارجی آموزش نظیر توانایی آموزشی، پردغدغه بودن شغل معلمی،در آمد کم و زیاد بودن انتقاد به آموزش و پرورش و... ناراضی هستند.
بسیاری از معلمان از افزایش سال های آموزش رضایت نداشتند و فراهم نبودن امکانات مناسب شغلی را یادآور شدهاند. اما در تایوان،معلمان از حرفه خود رضایت کامل دارند و بررسیهای عمده در مناطق شهری و روستایی تایوان نشان داده که بیش از 80 درصد معلمان مدارس از شغل و حرفه خود رضایت کامل داشته و درباره حقوق و امکانات مالی خود نیز رضایت دارند. استرس شغلی کمتری داشته و همکاری و رابطه اجتماعی قوی با والدین و دانشآموزان دارند.
لذا، با توجه به رضایت شغلی موجود در این حرفه، عده زیادی از معلمان تمایل دارند که در حرفه آموزشی خویش باقیمانده و به امر تدریس بپردازند. در سطح بینالمللی، معلمان در مقایسه با سایر مشاغل از یک پایگاه پایین برخوردار هستند و این مسأله به مخالفت با نظام، تعداد زیاد نیروی کار یا کاهش کیفیت توانایی آموزشی معلمان منجر گردیده و یک ناهمنوایی را در پایگاه اجتماعی به وجود آورده است. اما در تایوان،توانایی آموزشی معلمان به طور عمده در سطح بالایی قرار دارد.
روش های حکومتی تایوان بر روی معیارهای تحصیلات، ارزشیابی و تعلیم و آموزش معلمان و استخدام و نگهداری وضعیت شغلی مناسب جهت آنان و.... به طور غیر مستقیم بر پایگاه اجتماعی معلمان به کار برده که پذیرش این معیارها بر اثر سطح بالای منزلت اجتماعی،طبقه بندیهای شغلی و تواناییهای آموزشی و نقش مثبت معلمان در تایوان ایجاد شده است. لذا دولت با فراهم نمودن برنامههای تشویقی نظیر شهریه مناسب، فراغت از تحصیل، سوبسید جهت کتابها و لباس و... قادر گردیده آموزشی را به کار گیرد که دانشآموزان را به معلمان تعلیم یافته آینده تبدیل سازد. محقق ریشه پایگاه اجتماعی معلمان را در تایوان تحت تأثیر عوامل مختلفی میداند که بدان اشاره میگردد:
پایگاه بالای اجتماعی معلمان تایوان ریشه در فرهنگ سنتی چین دارد. در این فرهنگ یک معلم مورد احترام دانشآموزان قرار داشته،ارزش ها و مهارت های فردی زندگی به صورت عمیق و ریشهای از سوی معلمان به دانشآموزان انتقال مییابد و احترام به معلمان عمیق بوده حتی اگر روابط معلم و شاگردی یک روزه باشد. ریشه عمیق این عقاید (احترام . تکریم به معلم) ناشی از عقاید و ساختار سنتی چین میباشد که در آن قشر تحصیل کرده و دانشگاهی پرستیژ بالایی نسبت به سایر اقشار جامعه دارد و جهت بزرگداشت مقام معلم به صورت قانونی در مجالس متعدد از معلمان تقدیر میگردد.
تأثیرات برگرفته از فرهنگ ژاپنی: در دوره استعمار تایوان توسط ژاپن،بسیار از مهارت ها از طریق معلمان ژاپنی به تایوان انتقال یافته،در مقابل معلمان ژاپنی نیز مهارت های خاصی را کسب نمودهاند.
رشد احساسات جمعی که اشکال مختلف فرهنگ سیاسی را به دنبال داشته، تایوان را به یک جامعه دموکراتیک واقعی تبدیل ساخنه است. خلاصه مطلب اینکه معلمان در حکومت تایوان از یک جایگاه قوی برخوردار بوده و به قدرت ملت کمک مینمایند، نقش یک رهبر را در توسعه ملی ایفا کرده و با هدایت جامعه انسانی، حکومتی صداقت پیشه را ایجاد میکنند. معلمان یک معیار موفقیت جهت ساخت ملت بوده و هنوز این عقیده در اذهان عامه مردم تایوان از معلمان وجود دارد:
«نسلی فعال و سختکوش که در محیط اطراف خود از طریق تعلیم و تربیت دانشآموزان و همکاری با والدین آنان امرار معاش مینمایند» (لی، 2002: 8)
ورنون،در سال 2001 در تحقیقی با عنوان «بررسی پایگاه حرفهای و احساس اجتماعی معلمان در آموزش و پرورش ابتدایی و راهنمایی استرالیا» به نتایج زیر رسیده است:
هدف عمده در این تحقیق، بررسی تصورات حرفهای معلمان مقاطع ابتدایی و راهنمایی استرالیا از حرفه خودشان نسبت به سایر مشاغل است. این پژوهش یک جست و جوی شخصیتی است که به بررسی مشکلات و انتظارات شغلی معلمان میپردازد و سهم آموزش و پرورش را در هدایت افراد به سوی مشاغل مناسب مورد ارزیابی قرار میدهد. روش های مختلف به کار برده شده که از طریق آن معلمان و دیگر افراد سهیم در امر آموزش در رابطه با مشکلات روحی خود در حرفه معلمی گزارش دادهاند. ارتباط بین گزارشها و مشاهدات از یک سو و مفاهیم شغلی معلمان از سوی دیگر موضوع مورد بررسی تحقیق بوده،به عقاید عامه توسط این تحقیقات پاسخ داده شده است. علاوه بر آن، این مبحث شکل دهنده مراحل مختلف تحقیق پیرامون مشکلات معلمان با دیگر مشاغل مرتبط با امر آموزش و پرورش است. (ورنون، 2001: 14)
تعریف مفاهیم تحقیق
منزلت شغلی
منزلت شغلی عبارتست از قدر و ارزش یا وزن اجتماعی مشاغل در نظر افراد.
پایگاه اجتماعی مشاغل عبارتست از رتبهبندی مشاغل براساس ملاکهای عینی یک شغل در همه جوامع انسانی، افراد به لحاظ حرفه، حیثیت، نفوذ، قدرت، عادات و علایق، نژاد، جنسیت و خصایص فرهنگی گوناگون از یکدیگر متمایز میگردند. لذا در زندگی روزمره افراد و گروهها به لحاظ پایگاه اجتماعی، خود به پایههای مختلف با کارکردهای متفاوت تقسیم میگردند. بسیاری از جامعهشناسان به این تمایز نقشها و کارکردهای اجتماعی، نام تفکیک اجتماعی نهادهاند. به منظور توزیع افراد جامعه در موقعیتهای اجتماعی گوناگون، رتبهبندی و ارزشگذاری موقعیت ها و یا به عبارتی ردهبندی پایگاه بر حسب اهمیت اجتماعی آن صورت میپذیرد که مشاغل آن را از مزایا و آبروی خاص اجتماعی بهرهمند میسازد.
«کسانی که به موقعیت های حساس و با ارزش اجتماعی یا به تعبیری منزلت شغلی بالا به لحاظ انجام وظایفی با مهارت ها و تواناییهای استثنایی دست مییابند، معمولاً از امتیازات و شأن اجتماعی بالاتری نیز برخوردار میگردند». (ادیبی، 1354: 2).
پایگاه اجتماعی[1]
پایگاه اجتماعی عبارت است از منزلت یک فرد در یک گروه یا رتبه یک گروه در مقایسه با گروههای دیگر است. براساس درجه این رتبه یا پایگاه میتوان درجهای از منزلت یا ارزش اجتماعی را برای افراد تصور کرد. هر شخصی که عضو یک گروه اجتماعی اعم از شغلی یا غیر شغلی میشود، در جامعهای که به آن تعلق دارد مقام و منزلتی یا به اصطلاح جامعهشناسان پایگاهی دارد. پایگاه اجتماعی وی، مقام یا موقعیتی است که معاصران به طور عینی برایش در جامعهای که زندگی میکند قایلند (وثوقی، 1374 : 222) «در تعریفی دیگر پایگاه اجتماعی، ارزشی است که یک گروه برای یک نقش اجتماعی قایل است به عبارت دیگر وقتی نقش اجتماعی فرد در جامعه یا گروه با نقشهای دیگر مورد مقایسه قرار میگیرد و درجه اهمیت آن نقش در این مقایسه معلوم میشود آن نقش ارزیابی میشود و برحسب درجه اهمیت و منزلت آن، پایگاه و موقعیت آن معلوم میشود. از آنجایی که نقش اجتماعی افراد در جامعه متفاوت است مثلاً نقش یک راننده، آموزگار، دبیر، استاد دانشگاه، دهقان و پزشک با هم فرق دارد منزلت شغلی آنها نیز متفاوت است» (نیکگهر، 1371: 63).
در تعریفی دیگر پایگاه یا منزلت شغلی «مقام و منزلتی است که یک شخص در ساختار اجتماعی به اعتبار و ارزیابی جامعه احراز میکند» (همان منبع: 88)
چهارچوب نظری پژهش
برای نشان دادن اهمیت مفهوم منزلت شغلی در نظریات معاصرین و بهرهگیری از چارچوبی مناسب، میبایست نخست در نظریههای متفکرین سیری انجام میپذیرفت و سپس از میان آنها، قالب تئوریک مورد لزوم انتخاب میگردید. با این انگیزه در مرحله اول در این بخش تئوری های چند بعدی و سلسله مراتبی قشربندی مطرح گردیدند و در مورد بنیان های گوناگون نابرابری و چگونگی ترکیب و یا تمایز آنها بحث شد.
نشانههای پایگاه اجتماعی را در ابتدا باید در اندیشه و بر در مورد بنیان های گوناگون برابری پی گرفت. همان طور که ذکر آن رفت، و بر بنیان های متعدد نابرابری مبتنی بر قدرت، ردهبندی مواضع گوناگون اجتماعی بین سرمایهداران و کارگران روابط مبتنی بر اقتدار و تأثیر سازمان های بوروکراتیک، سلطه و یا اقتدار مشروع اشاره میکند. به نظر وی بنیان های گوناگون نابرابری دارای سلسله مراتبی جداگانه میباشند که لزوماً از یکدیگر منفک نمیباشند و چه بسا در جوامع امروزی دارای وابستگی نیز میباشند ولی همبستگی بین آنان میباید به کمک بررسیهای تجربی آشکار گردد.
کارکردگرایان ساختاری، بر تقسیم کار اجتماعی و نتایج مثبت آن بر نابرابری اشاره داشته و توانایی و لیاقت و آموزش افراد را علت اصلی نابرابری های توزیعی دانسته و بر رتبهبندی مشاغل در جوامع تکیه میکنند. بنیان های چندگانه قدرت و توزیع نابرابر امتیازات مادی و پرستیژ اجتماعی را لنسکی با الهام از وبر مطرح مینماید. رایت با تشخیص روابط طبقاتی در ساختارهای گوناگون، به بیان موقعیتهای متناقض با میزانهای متفاوت دسترسی به منابع میپردازد و بدین ترتیب با وجود تعهد به مارکس به عناصر رتبهبندی[2] نیز توجه مینماید. گلدتورپ با استفاده از عناصر اساسی تحلیل طبقاتی وبر یعنی دارایی مالکیت و ثروت، تحصیلات و مهارت ها، به طرح نقشه طبقاتی خود میپردازد. در این طرح وی مشاغل را برحسب انواع روابط استخدامی، فرصتهای اقتصادی گوناگون و کارکرد و منزلت آنها ترکیب و طبقهبندی مینماید. پارکین درصدد است که بین قشربندی مبتنی بر طبقات اجتماعی و سایر بنیانهای نابرابری مثل مدارک تحصیلی، نژاد، جنسیت و سایر ویژگیهای انسانی رابطهای برقرار کند. از نظر وی مالکیت دارایی و مدارک تحصیلی افراد را از جایگاه ویژهای در جامعه برخوردار میسازد که خود سبب انحصار وضعیت آنان و دفع دیگران میگردد. کارگران فاقد این منابع تنها از روش غصب بهرهمند میگردند و دراین میان گروههای میانی با برخورداری از مقادیر مختلفی از منابع گوناگون دارای درجات متفاوتی از قدرت دفع و غصب میشوند.
گیدنز از ظرفیتهای اقتصادی ـ دارایی تحصیلات، نیروی کار و شرایط اجتماعی مثل نحوه تقسیم کار و روابط مبتنی بر اقتدار و گروهبندیهای توزیعی و یا همان سبکهای زندگی و عادات مصرفی و محل سکونت و نحوههای مختلف ترکیب آنها که از ساختیابی دائمی طبقات جلوگیری به عمل میآورند، صحبت میکند و انگل و چلبی بر این مجموعه عوامل دیگری را نیز میافزایند. تمامی این نظریات در نهایت به دو طبقه کاملاً بالا (ممتاز) و محروم و طبقات متعدد و نامتجانس میانی با میزان های متفاوت دسترسی به منابع ارزشمند جامعه و در نتیجه مواضع و یا موقعیتهای گوناگون اجتماعی اشاره دارند که این وضعیتهای گوناگون خود به جهتگیریهای رفتاری متفاوتی در رویکردهای گوناگون منجر میگردد.
بدین ترتیب بحث منزلت شغلی به وضوح در تئوری های کارکردگریان ساختاری و تحلیل طبقاتی گلدتورپ بیان گردیده است آنها معتقدند هر چه عوامل مختلف درآمد، امنیت شغلی، مهارت و تخصص در یک شغل بالاتر باشد آن شغل از منزلت و پرستیژ بالاتری برخوردار است و بالعکس.
بنابراین در تبیین منزلت شغلی معلمان با تأکید بر تئوری گلدتورپ میتوان سهم عوامل یا ملاکهای عینی یک شغل را مورد سنجش قرار دارد هر چه قدر نمره به دست آمده این ملاکها در سطح بالاتری باشد منزلت شغلی معلمان در سطح بالاتری قرار دارد. اگر نمره بدست آمده در سطح پائینی باشد منزلت شغلی معلمان در سطح پائینی قرار دارد.
سئوالات پژوهش
1. میزان منزلت شغلی معلمان در مقایسه با سایر گروههای شغلی جامعه در چه مرتبهای قرار دارد؟
2. چه عواملی بر منزلت شغلی معلمان مؤثر است؟
3. چه پیشنهادها و راه کارهایی را میتوان برای بالا بردن منزلت شغلی ارائه داد؟
روش پژوهش
تحقیق حاضر از نوع پیمایشی است که با روش جمعآوری اطلاعات در قالب پرسشنامه صورت گرفته است.
جامعه آماری، نمونه، روش نمونهگیری
جامعه آماری درا ین پژوهش تمامی دانش آموزان پایه سوم متوسطه شاغل به تحصیل در سال 85 ـ 1384 در سطح شهر تهران که تعداد آنان برابر با آمار نامه سال 1384 آموزش و پرورش 128405 بوده است از این میان 600 نفر به عنوان نمونه معرف با روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدهاند. در روش نمونهگیری مذکور از نواحی شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز تهران مناطق 1، 18، 9، 5، 13، 6 انتخاب شدهاند که از این مناطق هر کدام یک دبیرستان پسرانه و یک دبیرستان دخترانه انتخاب و تناسب رشتهای نیز در نمونه محاسبه شده است.
نتایج
بنا به یافتهها، پاسخگویان گروههای شغلی را به شرح زیر از لحاظ منزلت شغلی رتبهبندی نمودهاند، گروه مهندسین با میانگین نمره 82 / 6 رتبه 1، گروه پزشکان متخصص با میانگین 67 / 6 رتبه 2، گروه اساتید دانشگاه با میانگین 36 / 6 رتبه 3، گروه ورزشکاران حرفهای با میانگین 25 / 6 رتبه 4، گروه بازیگران و خوانندگان با میانگین 78 / 5 رتبه 5، گروه پزشکان عمومی و پیراپزشکان با میانگین 77 / 5 رتبه 6، گروه هنرمندان و نویسندگان با میانگین 76 / 5 رتبه 7، گروه مدیران عالی رتبه بخش خصوصی با میانگین 54 / 5 رتبه 8، گروه تجار با میانگین 47 / 5 رتبه 9، گروه کارگران فنی با میانگین 46 / 5 رتبه 10، گروه معلمان و فرهنگیان با میانگین 30 / 5 رتبه 11، گروه کارمندان عادی با میانگین 05 / 5 رتبه 12، گروه کشاورزان و دامپروران با میانگین04 / 5 رتبه 13، گروه صاحبان صنایع با میانگین 88 / 4 رتبه 14، گروه کارگران ساده با میانگین 75 / 4 رتبه 15، گروه مدیران عالی رتبه بخش دولتی با میانگین 41 / 4 رتبه 16 منزلت منزلت شغلی را کسب نمودهاند.
(چنین رتبهای با توجه به شاخصهای تحقیق بعید مینماید). بنابراین چنانچه مشاهده میشود گروه معلمان از منزلت متوسطی برخوردار میباشند.
جدول شماره 1: نتایج آزمون میانگین و رتبهبندی گروههای شغلی در جامعه
|
گروههای شغلی |
میانگین |
انحراف استاندارد |
تعداد |
رتبه |
|
مدیران عالیرتبه بخش دولتی |
416/4 |
837/2 |
572 |
16 |
|
گروه اساتید دانشگاه |
356/6 |
852/2 |
576 |
3 |
|
گروه کارگران فنی |
458/5 |
346/7 |
570 |
10 |
|
گروه صاحبان صنایع |
876/4 |
609/2 |
557 |
14 |
|
گروه بازگیران و خوانندگان |
782/5 |
954/2 |
565 |
5 |
|
گروه پزشکان متخصص |
671/6 |
592/2 |
562 |
2 |
|
گروه کشاورزی و دامپروری |
043/5 |
797/2 |
564 |
13 |
|
گروه معلمان و فرهنگیان |
304/5 |
856/2 |
569 |
11 |
|
گروه پزشکان عمومی |
769/5 |
688/2 |
564 |
6 |
|
گروه مهندسین |
822/6 |
518/2 |
566 |
1 |
|
مدیران عالیرتبه بخش خصوصی |
544/5 |
742/2 |
557 |
8 |
|
گروه کارگان ساده |
754/4 |
089/3 |
565 |
15 |
|
گروه هنرمندان و نویسندگان |
768/5 |
792/2 |
557 |
7 |
|
گروهکارمندان عادی بخش خصوصی ودولتی |
048/5 |
619/2 |
561 |
12 |
|
گروه ورزشکاران حرفهای |
245/6 |
818/2 |
564 |
4 |
|
گروه تجار |
467/5 |
940/2 |
561 |
9 |
برای بررسی رابطه بین عوامل چهاردهگانه و منزلت شغلی معلمان رابطه همبستگی (اسپیرمن) انجام شد که نتایج آن به شرح ذیل است.
جدول شماره 2: همبستگی اسپیرمن منزلت شغلی و عوامل چهاردهگانه
|
متغیر اول متغیر دوم |
میزان درآمد |
داشتن منزل مسکونی |
داشتن ماشین شخصی |
داشتن پسانداز ماهیانه |
ارائه خدمت اجتماعی |
ارزشهای اجتماعی |
باورهای دینی |
|
|
منزلت شغلی معلمان |
همبستگی |
**135/0 |
**15/0 |
**191/0 |
***149/0 |
***160/0 |
068/0 |
**147/0 |
|
معنیداری |
000/0 |
000/0 |
000/0 |
000/0 |
000/0 |
110/0 |
001/0 |
|
|
نتیجه |
معنیدار با 99 درصد اطمینان |
معنیدار با 99 درصد اطمینان |
معنیدار با 99 درصد اطمینان |
معنیدار با 99 درصد اطمینان |
معنیدار با 99 درصد اطمینان |
غیر معنیدار |
معنیدار با 99 درصد اطمینان |
|
|
منزلت شغلی معلمان |
همبستگی |
**157/0 |
**164/0 |
**152/0 |
056/0 |
042/0 |
*099/0 |
073/0ـ |
|
معنیداری |
000/0 |
000/0 |
000/0 |
347/0 |
323/0 |
020/0 |
086/0 |
|
|
نتیجه |
معنیدار با 99 درصد اطمینان |
معنیدار با 99 درصد اطمینان |
معنیدار با 99 درصد اطمینان |
غیر معنیدار |
غیر معنیدار |
معنیدار با 95 درصد اطمینان |
غیر معنیدار |
|
نتایج گویای آن است که بین عاملهای میزان درآمد، داشتن منزل مسکونی، داشتن ماشین شخصی، داشتن پس انداز ماهیانه، ارائه خدمت اجتماعی، باورهای دینی، مهارت و توانایی، میزان تحصیلات، بروز بودن دانش و آگاهی، بُعد اخلاقی و انسانی رابطه معنیداری با منزلت شغلی معلمان وجود دارد و بین عاملهای ارزشهای اجتماعی، تعداد شاغلین، امنیت شغلی، و ظاهر آراسته رابطه معنیداری با منزلت شغلی وجود ندارد.
راهکارها و پیشنهادها:
پیشنهادهای مبتنی بر یافتههای تحقیق:
ـ توجه به وضعیت معیشتی معلمان و افزایش حقوق و مزایای معلمان و فرهنگیان
ـ فراهم نمودن امکانات مسکن معلمان، اعطای وام و...
ـ ایجاد امکانات رفاهی تفریحی مناسب جهت معلمان
ـ ارتقاء سطح دانش معلمین از طریق برگزاری کلاس های آموزشی مطابق با دانش روز
ـ فراهم نمودن بستر لازم جهت ادامه تحصیل معلمان
ـ تقویت احساس احترام به استاد و معلم در جامعه
ـ تجلیل از شغل معلمی و برگزاری مراسم قدردانی از معلم نمونه
ـ ایجاد انگیزه در معلمان از طریق ارتقاء سطح آگاهی معلمان و بها بخشیدن به شغل معلمی
پیشنهادها مبتنی بر یافتههای جانبی تحقیق
با توجه به منزلت شغلی معلمان در جامعه که منزلت متوسط رو به پایین میباشد پیشنهاد میگردد اقدامات لازم جهت بالا بردن منزلت شغلی معلمان به عمل آید که این اقدامات به شرح ذیل میباشد.
ـ ایجاد انجمن و تشکیلات صنفی جهت حمایت از حقوق معلمان و رفع مشکلات شغلی آنان
ـ ایجاد روحیه تحقیق و پژوهش در معلمان و شرکت دادن آنان در پروژههای مختلف آموزش و پرورش
ـ مهیا نمودن شرایط لازم جهت مشارکت همه جانبه معلمان در تصمیمگیریهای آموزشی و تدوین برنامههای علمی.
ـ ارزشیابی مستمر از فعالیت معلمان و ارتقای آنان براساس نتایج ارزشیابی و انتصاب در سمتهای بالاتر در آموزش و پرورش.
ـ اصلاح نگرش مدیران و مسئولین دولتی به امر تعلیم و تربیت به رسمیت شناخته شدن تولیدی بودن نظام آموزشی.
منابع فارسی:
1 ـ ادیبی، حسین، 1354، جامعهشناسی طبقات اجتماعی، تهران، انتشارات دانشکده علوم اجتماعی و تعاون.
2 ـ جهاد دانشگاهی دانشگاه فردوسی مشهد،1371، بررسی تفصیلی منزلت اجتماعی مشاغل در مشهد، مشهد، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد.
3 ـ دهقان، داریوش، 1376، گزارش همایش بین الملل بانکوک، تهران،انتشارات سازمان مدیریت و برنامهریزی، شماره 9.
4 ـ غلامی، هاشم،1379، وضع کنونی آموزش و پرورش و سیمای آینده، انتشارات اطلاعات، دوشنبه 12 اردیبهشت 1379.
5 ـ لی،جان، 1380، پایگاه اجتماعی معلمان در تایوان، ترجمه کیومرث احمدی، تهران انتشارات نشر نی.
6 ـ مقدس، علیاصغر،1374. سنجش منزلت مشاغل در شهر شیراز، شیراز، انتشارات دانشگاه شیراز
7 ـ نیک گهر، عبدالحسین، 1371، مبانی جامعهشناسی، تهران، انتشارات رایزان
8 ـ وثوقی، منصور، 1374، مبانی جامعهشناسی، تهران، انتشارات خردمند
9 ـ ورنون، جوزف، 1379، بررسی پایگاه حرفهای و احساس اجتماعی معلمان در آموزش و پرورش، ترجمه رضا محمدی، تهران، انتشارات سازمان پژوهش
10 ـ وبر، ماکس، 1374، اقتصاد و جامعه، ترجمه عباس منوچهری و دیگران، تهران انتشارات مولی
[1] . Socil Status
[2] . Gradational
مجله راستان - سنجش منزلت شغلی معلمان در مقایسه با گروههای
منبع : مجله راستان
1
-مدرک گرایی جامعه
به نظر من اگر از پدر یا مادر یک دانش آموز بپرسید که دوست دارند - یا به زبان ساده تر مجبور می کنند - که فرزندشان در آینده چه شغلی داشته باشد بیش از 80 در صد آنها واژه دکتر یا مهندس را به زبان می آورند.
بی مهری به علوم پایه در این مملکت سالیان بسیاری است که جریان دارد و نگاه جامعه به کسی که صرفا فیزیک، ریاضی و یا یکی از علوم پایه را - حتی تا مدارج عالی - خوانده است ، نگاهی شایسته و برازنده چنین فردی نیست...
معضل دیگر در مورد رشته های علوم پایه این است که با اینکه تلاش دانشجویان این رشته ها بیش از هم صنف های خود می باشد به همان میزان نیز آینده فارغ التحصیلانش در کشورمان نامشخص است. ناامیدی، عدم اشتغال، ملموس نبودن نتایج تحقیقات علمی و… را می توان از مولفه های این آینده مبهم برشمرد.
در تاریخ علم مسلمانان، علوم پایه شامل رشته های شیمی، فیزیک، ریاضی و آمار، زیست شناسی و علوم زمین از اهمیت خاصی برخوردار بوده است.پایه نظری، بنیان و ارکان تمامی شاخه های دانش بشری و رشته های دانشگاهی، همین رشته های علوم پایه هستند.
بسیاری از دانشگاه های کشورهای توسعه یافته سالانه در این حوزه سرمایه گذاریهای زیادی را به عمل می آورند وبا بهره جویی از علوم پایه، زمینه های توسعه را در قلمرو صنعتی، علمی و فنی به وجود آورده اند و اکنون بسیاری از این کشورها سرآمد کشورهایی محسوب میشوند که در تولیدعلم شاخص هستند.
نکته قابل توجه اینجاست که دنیای توسعه یافته و دانشگاه های معتبر جهان بهترین ها را در دانشگاه های خود در این رشته ها به کار می گیرند اما در کشور ما به علت نداشتن بازار کار خوب، انزوای این رشته ها ودلایلی از این دست، شرکت کنندگان برتر در کنکور سراسری و به اصطلاح نخبه های جامعه ، عمدتا رشته هایی غیر از علوم پایه را انتخاب میکنند چراکه فارغ التحصیلان این رشته ها نمی توانند به کسب کار و جایگاه هم شان این رشته ها در کشور بیندیشند.
در بررسی ریشههای کم توجهی به علوم پایه در کشور، به موارد زیادی می توان اشاره کرد که عمدتا به نگاه سنتی حاکم بر عرصه علم و دانش کشور بر می گردد؛ همان دیدگاهی که رشته های فنی و مهندسی و پزشکی را نسبت به علوم پایه ارجحیت بخشیده است و علت اصلی آن نیز نظام آموزش عالی نوین کشور است که تحقیق و پژوهش در آن هیچ جایگاهی نداشته و بر اساس نیاز بازارو نه جامعه تصمیم گرفته و اجرا می کند. خانواده ها نیز به همین صورت از سیستم حاکم بر جامعه و آموزش عالی تبعیت کرده و محدودیت هایی برای فرزندان شان ایجاد می کنند.
هفته نامه همشهری جوان در یکی از شماره هایش به بررسی این وضعیت بغرنج در میان مردم پرداخته و با یکی از رتبه های برتر کنکور سال 92 که قصد تحصیل در رشته ریاضی محض را داشت مصاحبه انجام داده بود. اصلی ترین مشکل برای تحصیل این فرد نخبه در رشته ریاضی مخالفت صرف والدین این دانش آموز بود که طبق معمول و به شدت با ثبت نام فرزندشان در رشته های علوم پایه (مثلا ریاضی محض) مخالفت داشتند و ادامه تحصیل ایشان در یکی از رشته های مهندسی را بیشتر می پسندیدند!!
وقتی فارغ از علاقه فرد و دایره توانمندی هایش که مهمترین چیزهاست ، صرفا اسم مدرک و یا شغل فرد مهم می شود – که نباید بشود- چه انتظاری از وضعیت تحصیل و تحقیق و پژوهش می توان داشت ؛ چرا که تمام اینها وسیله اند و اصل و هدف همان مدرک است و هدف وسیله را توجیه می کند و آخر کار چیزی همانی می شود که الان شاهدش هستیم.
وقتی علوم پایه که اساس و شالوده اش مشاهده ، تحقیق و پژوهش است به حاشیه رانده و ناچیز انگاشته شود باید هم اوضاع پژوهش در جامعه به این شکل باشد.
وقتی نخبه های ما به جای تحصیل در رشته های علوم پایه و تولید علم باز کردن عرصه پژوهش برای کشور به رشته های فنی یا پزشکی بروند و برج بسازند یا حداکثر لاپاروسکپی کنند، پژوهش مانند یک بچه سرراهی می شود که هر کس به آن می رسد لگدی به پهلوی نحیفش خواهد زد.
2. روتین شدن تالیف ، تحقیق و پژوهش
یک تحقیق درباره فلان موضوع می خواهم (یا برای خودم و یا بچه ام!).جمله ای که اکثر همکاران من که در زمینه کامپیوتر فعالیت دارند به وفور از زبان سایر همکاران شان شنیده اند.
مگر می شود از انجام چنین کار ساده ای سر باز زد. در این شرایط اگر بخواهی نصیحت کنی که فرزند شما بهتر است خودش تحقیق کند و با چهارچوب آن تحقیق آشنا شود، مطمئنا به کم کاری یا حال و حوصله نداشتن متهم می شوی.به همین دلیل است که همکاران من علی رغم میل باطنی با یک جست و جوی ساده و copy paste ساده تر و شاید کمی هم ویرایش ، یک فایل چاپ شده را به همکار می دهند و به اصطلاح شر را می خوابانند!!
پسر یا دختری که در مدرسه از طرف معلم مامور به انجام تحقیق می شود و با چنین ترفندی به راحتی به خواسته اش می رسد و هیچ زحمتی برای انجام آن متحمل نمی شود از همان ابتدای کودکی یا نوجوانی به راهی می رود که انتهایش ترکستان است.
معلمی که تا نیمه شب درگیر مشکلات کاری و زندگی اش بوده و اصلا وقت بازرسی یا حتی سوال در مورد آن تحقیق را از دانش آموز نداشته و صرفا با دیدن تحقیق و حداکثر توزین آن !! ، نمره مناسبی برای دانش آموزش در نظر می گیرد نیز ، خواسته یا ناخواسته به این معضل دامن می زند.
و این گونه است که دیدن تحقیق های دانش آموزی با فونت های درشت که فقط کاغذ بی زبان را اسراف می کند و نویسنده ای که (یحتمل همان صاحب کافی نت بوده) فقط زحمت تایپ صفحه اولش را کشیده و بقیه اش را عینا کپی کرده و معلمی که آنها را نخوانده ،عینا تحویل ماشین بازیافت شهرداری می دهد، این روزها بد نمایشی است برای اجرا و بد سوهانی است برای روح ...
کافی است نگاهی به تحقیق ها و پژوهش های صورت گرفته در آموزش و پرورش (مثلا همین ناحیه خودمان) انداخته و گوشه ای از متن آنها را در اینترنت search کنیم تا به عمق فاجعه پی ببریم
3. عدم وجود سیستم جامع بازرسی و عادی شدن کپی های غیر مجاز
هر چند وجود یک سیستم بازرسی جامع و قوی برای جلوگیری از بروز چنین ناهنجاری های اجتماعی که اساس و بنیان پیشرفت هر جامعه ای را نشانه می رود کاملا لازم است.اما در جامعه ای که چنین دزدی ها و راحت طلبی هایی به شدت عادی و پیش پا افتاده است آیا چنین سیستم بازرسی – هر چند قوی- قادر به انجام کار خاصی هست؟
ابتدا وجدان فرد باید او را از این کار منع کند. به عبارت دیگر فضای جامعه این قبیل کارها را چنان محکوم کرده و تقبیح نماید که فرد در هنگام انجام آن احساسی همانند یک شخص متقلب داشته باشد.
(البته نکته جالب اینجاست که اکثر دانش آموزان ما تقلب در امتحان را به منزله زرنگی دانسته و عملا از انجام دادن آن هیچ ابایی ندارند!!)
در یک جامعه سالم و پویا، فردی که به بلوغ کامل فکری رسیده باشد هیچ گاه برای رسیدن به هدفش به تقلب دست نخواهد زد و این کار را به نوعی در شان خود نخواهد دانست. تقلب را می توان به نوعی عمل افراد ناتوان به حساب آورد و یک فرد سالم با یک تفکر سالم به یقین از انجام این کار ابا دارد. اما در جامعه امروز ما تقلب و دیگر کلمات هم خانواده اش به عملی بسیار عادی و پیش پا افتاده تبدیل شده است.
از امتحان ها و آزمون های دانشگاه ها که بگذریم حتی آزمون های ادواری و دوره های ضمن خدمت همکاران هم از این قائده مستثنا نبوده و معلمی که باید خودش الگو و چراغ راهی برای نسل نوجوان و جوان باشد نمره های آزمونش را بعضا با تقلب می گیرد.
در حالی که تقریبا تمام مراجع ما تقلب در امتحانات دانش آموزان و دانشجویان یا آزمون های ادواری کارکنان دولت و ... را جایز ندانسته و شغل احراز شده یا اضافه حقوق دریافتی به واسطه آن آزمون را خالی از اشکال نمی دانند، مع ذالک اکثریت قریب به اتفاق جامعه امروز ما اگر شرایط لازم برایشان فراهم باشد از انجام این کار پرهیز نکرده و در پاره ای موارد اگر بتوانند حتی فضای لازم را نیز برای خودشان مهیا می کنند!! دامنه این کار تا آنجا رشد کرده که در طنزهای روزانه و گاهی در نشریات هم به آن پرداخته شده و اگر کسی هم پیدا شود و در نقد این رفتار و عمل زشت سخن براند او را به تحجر محکوم کرده و به سخره اش می گیرند.
4. بوروکراسی های بیهوده اداری
بوروکراسی و به تبع آن فساد چیزی است که در تمامی دولت ها و حکومت ای امروز دنیا – کم یا زیاد- وجود دارد و به نظر من انکار آن در جامعه امروز ما ، مانند این است که وجود آفتاب را در یک روز روشن منکر شویم!! متاسفانه سیستم اداری ما نیز از این قائده مستثنا نبوده و آلوده به چنین معضلی می باشد.
وقتی رسیدن به یک رتبه اداری که در حالت عادی حتما باید به آن برسی و ظاهرا همه باید برسند! لازمه اش انجام یک تحقیق یا پژوهش می شود حاصل کار چیزی نیست جز لوث و بی اعتبار کردن پژوهش. چرا که به نظر من پژوهش هیچ گاه با اجبار پیش برده نمی شود و اصلا پژوهش یک عمل اختیاری است که ارتباط مستقیمی با میزان استعداد و علاقه فرد دارد و بهترین حالت این است که برای دست یابی یک کارمند به ارتقاء شغلی چند آیتم مختلف را به شخص متقاضی پیشنهاد بدهیم تا بر اساس علاقه و نه اجبار از بین آنها ( یکی هم پژوهش باشد) مورد دلخواهش را انتخاب کرده ارائه دهد ؛ نه اینکه بگوییم اگر رتبه می خواهی باید پژوهش کنی! مگرنه اینکه همه باید ارتقاء شغلی داشته باشند؟ و همه به این سکو دست پیدا خواهند کرد؟آیا همه پژوهشگرند؟ آیا همه توانایی و حوصله پژوهش را دارند؟
5
. عدم تبعیت از قانون کپی رایت
من ترجیح می دهم که تیتر این بحث را به جمله " دزدی آشکار فرهنگی" تغییر دهم.
متاسفانه دزدی های آشکار فرهنگی و بی اعتنایی به حقوق تولید کننده و مولف به قدری در این جامعه فراگیر ، عادی و معمولی است که شاید کمتر کسی باشد که به این معضل دچار نشده باشد.
دایره این قضیه به قدری پیچیده ، تو در تو و البته بزرگ و وسیع است که به نوعی تقریبا همه جامعه را درگیر کرده است.
دانش آموزی که تحقیقش را با یک جست و جوی ساده از اینترنت و سایت های داخلی کپی می کند، دانشجویی که برای ارائه پایان نامه به دانشگاه به جای تحقیق و تالیف یک اثر ، خریدن آن را انتخاب می کند!! شهروندی که به جای دیدن نسخه اصلی یک فیلم کپی های غیر مجاز آن را – بعضا با قیمت فیلم اصلی !! – می بیند. حتی شخصی که بدون رضایت یک خواننده و یا آهنگ ساز اثر ایشان را از اینترنت دانلود کرده و گوش می دهد. همه و همه به نوعی درگیر این دزدی فرهنگی هستند و قبول کنیم که اگر بند آخر (موسیقی ) را محسوب کنیم ( که غیر از این هم نیست) بیش از 90 درصد جامعه ما به این معضل دچارند!!
به چند مثال ساده در این موضوع دقت کنید:
شاید برای شما هم پیش آمده که به دنبال حل یک مشکل و یا سوال جست و جوگری را باز کرده و به اصطلاح در اینترنت search کنید. اگر کمی در تیتر های وب سایت ها و جواب های به دست آمده دقت کنید به تارنماهای متعددی خواهید رفت که همه یک مطلب مشابه را در پاسخ به سوال شما درج کرده اند. انگار یک نفر یک مطلب خاص را در چندین وب سایت و آدرس اینترنتی آپلود یا بارگزاری کرده است !!
این رایج ترین نوع کپی های غیر مجاز است ؛ به عبارت دیگر چندین نفر فرصت طلب حاصل تحقیق و زحمت یک نفر را به اسم خودشان در یک وب سایت درج کرده و پز اش را می دهند و البته اگر بتوانند ملت را از نظرات کارشناسانه شان هم بی نصیب نخواهند گذاشت!!
ظاهرا از محسنات تکنولوژی آسانتر کردن کارهای روزمره است و این سهولت و آسانی تا آنجا پیش رفته است که شما برای سرقت یک مطلب از یک وب سایت و یا یک پایگاه جامع خبری و تحلیلی، نه نیاز به وسیله نقلیه دارید ، نه تاریکی شب و نه هیچگونه سلاح سرد. کافی است یک کار را در زمینه کامپیوتر خوب بلد باشد : copy و paste !!
بحث تبعیت از قانون کپی رایت دامنه بسیار گسترده ای دارد و در این هیاهو و بیداد هم حقوق مولفین و پدید آورندگان داخلی و هم خارجی به یغما رفته است.
از دانش آموزان رشته حسابداری در هنرستان که با نرم افزار های حسابداری ایرانی قفل شکسته کار می کنند تا دانشگاهیان و اساتیدی که آنها نیز به نوعی درگیر همین موضوع هستند ، به عبارت دیگر تمامی جامعه علمی امروز ما به تنها چیزی که اعتنایی ندارند : رعایت حقوق تولید کننده است.
تمامی دروس کامپیوتر ، الکترونیک و نقشه کشی ما با نرم افزار های کرک شده و به اصطلاح دیگر به سرقت رفته تدریس می شود.
حتی طراح، گرافیست و برنامه نویس ما که با آب و تاب از برنامه جادویی اش تبلیغ می کند و مشتریان را به خرید نسخه اریجینال و پرداخت هزینه دعوت می کند و البته باعث و بانی کپی های غیر مجاز برنامه اش را به قانون حواله می دهد و از ناله و نفرین بی نصیب نمی گذارد، خودش با نرم افزار قفل شکسته و باصطلاح کرک شده این جادو را انجام می دهد!!
در بعضی موارد کار تا آنجا پیش رفته و بغرنج شده که این قفل شکستن ها و هک کردن ها به منبع درآمد عده ای مبدل شده است.
به عنوان مثال آنتی ویروس nod 32 (یکی از محصولات شرکت آمریکایی ESET ) در ایران چندین نماینده فروش دارد که با قیمتی بسیار نازل، فروش محصولات این شرکت را به عهده دارند. چیزی که به طور معمول و هر روزه اتفاق می افتد و کاملا هم طبیعی شده وجود انواع و اقسام سایت های ارائه دهنده آپدیت آفلاین و crack های نرم افزار است و اکثریت قریب به اتفاق ایرانی ها هیچ گونه پولی بابت استفاده از این آنتی ویروس و آپدیت های غیر مجاز آن به شرکت واسطه پرداخت نمی کنن ، تا اینجای کار هم هیچ مسئله خاصی نیست و با اوضاع این روزهای جامعه قابل تحمل است.
اما قسمت جالب این ماجرا جایی است که چند شرکت ایرانی که به طور حتم چندین مغز متفکر این مملکت آن را می گردانند اقدام به راه اندازی یک سرور کرده و آپدیت های غیر مجاز را به صورت روزانه می فروشند !
کار به جایی رسیده که این بسته های به اصطلاح قلابی آنتی ویروس در تمامی فروشگاه های سطح شهر( دقیقا برابر با قیمت آنتی ویروس اصلی) دیده شده و حتی در نمایشگاه های بین المللی کامپیوتر هم به فروش رفته است!
در بحث رسانه های صوتی و تصویری هم وضعیت چندان جالبی نداریم و بعید می دانم که یک نفر از خواننده های این سطور بتواند ادعا کند که تا کنون هیچکدام از فیلم های ایرانی را از روی کامپیوتر و به صورت کپی مشاهده نکرده است!
ادامه دارد
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

آموزش و پرورش در ایران ، ناصر تکمیل همایون ، تهران ، دفتر پژوهش های فرهنگی ، ۱۳۸۵، ۱۲۰ ص
ناصر تکمیل همایون در سال ۱۳۱۵ در قزوین متولد شد. وی در دو رشته ی تاریخ و جامعه شناسی ( به ترتیب در سال های ۱۳۵۱ و ۱۳۵۶) موفق به اخذ درجه ی دکترا از دانشگاه سوربن شد.
کتاب حاضر «نظام آموزش و پرورش در ایران » از مجموعه "از ایران چه می دانم ؟ " است.
سرزمین ایران با پهنه ی گسترده ومتنوع اش نقطه هم جوشی و یگانگی بسیاری از اقوامی شده است که از روزگار دور در آن سکنی گزیدند. این درهم آمیختگی، هویت کمابیش واحدی را پدید آورده که سرانجام به صورت مجموعه ای متشکل و منطبق با جغرافیا و طبیعت و بر روی هم هدف دار ، خود را متمایز ساخته است. سرزمین تاریخی ایران به مرور در سیر خود به تمدنی شکوفا و پرغنا تبدیل می گردد. در این میان پدید آمدن نهادهای آموزش و پرورشی ، به صورت عمدی و رسمی و هدفدار از ویژگی های «عصر تمدن» است و لذا ایرانیان در این مرحله از رشد با پایه گذاری چنبن نهادی مستقل توانستند در روند پیشرفت و ترقی آن بکوشند با این حال ، این حرکت سازمان یافته هرگز ثابت نبوده و گاه نیز دچار زوال نیز می گشته ، که لطمات جبران ناپذیری بر پیکره اش وارد می ساخته است. همین امر نشان دهنده میزان تآثیرگذاری و اهمیت این نهاد اجتماعی در هر جامعه مترقی است.
بر همین مبنا ، از آنجایی که امر آموزش و پرورش از کهن ترین روزگاربه صورت عمدی و غیر عمدی در همه ی جوامع انسانی وجو داشته است و در رابطه ای تنگاتنگ با بنیان های اجتماعات بوده ، بررسی این امر اجتماعی در بستر پر فراز و نشیب تاریخی اش می تواند راه گشایی به سوی درک بسیاری از مسائل اجتماعی فرهنگی امروزی مان باشد.
درکتاب حاضر ، نظام و نهاد آموزش و پرورش در روند تاریخی اش در هشت فصل مورد بررسی قرار گرفته شده ، در فصل اول ریشه های کهن آموزش و پرورش در سرزمین های ایرانی نشین مطالعه شده است و فصل دوم بررسی این امر اجتماعی ـ فرهنگی از تشکیل دولت های ایرانی تا ورود اسلام ؛ زیر عنوان نهاد های آموزشی در ایران باستان استمرار یافته است. فصل سوم مربوط به سازمان های آموزشی کودکان و نوجوانان ( مکتب خانه ) در ایران دوره اسلامی و فصل چهارم درباره مدرسه ها و دارالعلم های بزرگ اندیشمندان ایران اسلامی در امر آموزش و پرورش است. در فصل پنجم سخن از تحولات نهادهای آموزشی سنتی ایران در برخورد با مغرب زمین به بیان آمده و در فصل های ششم تا هشتم ، کلیات نظام آموزشی ایران از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی و نهادهای پدید آمده آن بررسی شده است.
سرفصل های کتاب به شرح زیر می باشد.
فصل یکم : ریشه های کهن آموزش و پرورش در سرزمین های ایران پیشین
۱-نظام یابی نهاد آموزش و پرورش
۲-نهاد آموزش و پرورش در پیوند با جامعه
۳-اهداف ، اصول و برنامه ها
۴-نخستین طلیعه سواد آموزی
۵-اسطوره آموزش خط
فصل دوم: نهادهای آموزشی در عصر باستان
۱-هدف های بنیادی
۲-دوره فترت
۳-عصرشکوفایی ساسانیان
فصل سوم: نظام مکتبخانه (نهادآموزش کودکان و نوجوانان در ایران پس از اسلام )
۱-شکل گیری آموزشگاه کودکان (مکتب خانه )
۲- سازمان مکتب خانه
۳-انواع مکتب خانه
۴-چگونگی آموزش
۵- ارزش های اجتماعی و جایگاه مکتب خانه
فصل چهارم :مدرسه ، نهادعالی آموزشی
۱- ریشه های تاریخی مدرسه در ایران
۲- پای گیری انواع مدرسه ها
۳- عامیت مدرسه ها
۴- آموزش های غیرمذهبی
۵-صبغه شیعی مدرسه ها
فصل پنجم: تداوم حیات فرهنگی در آستانه تحولات جدید
۱-ویژگی های نهادی از عصر صفویه تا دوره قاجاریه
۲- تداوم سنتی و آغاز تحول
۳ـ دولتی شدن نهاد آموزش و پرورش
۴- مدارس جدید در دوره قاجاریه
۵- تآسیس انجمن معارف و کوشش های فرهنگی آن
فصل ششم: نهادهای آموزشی در عصر مشروطیت
۱- مشروطیت و آموزش وپرورش
۲- کوشش ها و تشکیلات اداری
۳- وزیران معارف(مجریان اصلی دولتی کردن نظام آموزش )
۴- تآسیس مدارس و مسئله بودجه
فصل هفتم:آموزش و پرورش در دوره پهلوی اول
۱-قوانین و مقررات جدید
۲-بودجه و آغاز فزونی مدارس
۳-سلطنت پهلوی و نظام آموزشی کهن
فصل هشتم:آموزش و پرورش ایران از جنگ جهانی دوم تا انقلاب اسلامی
۱- سازمان آموزشی کشور
۲- آموزش و پرورش دولتی در سطوح مختلف
۳- مراکز قدیمی آموزش و پرورش
۴- آموزش عالی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

معرفی کتاب:
شاید به جرات بتوان گفت کتاب "سازگاری ایرانی" نوشته شده توسط مهندس مهدی بازرگان یکی از کتاب های بسیار ارزش مند در حوزه ی مردم نگاری و مردم شناسی ایران به شمار می آید. چیزی که کمبود آن در میان جامعه ی علمی کشور بسیار احساس می شود. متاسفانه بسیاری از اساتید فن رشته مردم شناسی همچنان پشت میزشان نشسته و در حال ترجمه ی کتب دیگری هستند. در این میان هنوز کتاب سازگاری ایرانی قابل تامل و ارزش مند و تنها – با کمی اغراق – کتاب موجود در زمینه مردم شناسی و مردم نگاری می باشد. جلال آل احمد با نگارش کتاب هایی مانند مدیر مدرسه و غرب زدگی، کتاب کوچه ی احمد شاملو و . . . می توان گفت مهندس بازرگان جزو معدود افرادیست که به صورت علمی تر به مردم نگاری پرداخته است. در زیر به بخش هایی از این کتاب می پردازیم و شما می توانید این کتاب را دانلود نمایید.
مهندس مهدی بازرگان پس از چاپ کتاب روح ملت ها که در آن به بررسی خصوصیات ملل مختلف می پردازد، بعد ها به صورت جداگانه فصلی با عنوان "سازگاری ایرانی" به آن الحاق می کند که با بررسی ویژگی و خصوصیات ایرانیان گامی در جهت تکمیل کتاب روح ملت ها برمی دارد. خاطر نشان است که مطالب این فصل الحاقی پس از آزادی ایشان از زندان در سال ۱۳۴۶ در جمع انجمن اسلامی مهندسین بیان شده که متن تدوین یافته این سخنرانی به شکل فصل الحاقی کتاب روح ملت ها منتشر گردید.
مهندس بازرگان با بیان ویژگی ملل دیگر مثل سرسختی انگلیسی یا نظم و انظباط آلمانی و البته پرداختن به سازگاری ایرانی این ویژگی های ملل مختلف را زاییده عوامل مختلفی می داند که در ایجاد آن معیشت و شیوه به دست آوردن رزق و روزی را مهم ترین عامل در شکل دهی منش و روحیه یک ملت معرفی می کند.
در بیان علل استبداد پذیری ایرانیان با رد کردن نقش حمله های خارجی (مغول، عرب، اسکندر و…) ونبودن رهبران لایق ایشان این بحث را به میان می کشد که اولا تقریبا تمامی ملل دست خوش حملات بیگانه شده اند و در ثانی رهبران دلسوز و کارآمد هم از دل همین مردمان به میدان می آیند اما چه شده که تا این حد ایرانیان برای انفعال و پذیرش استبداد مستعد شده اند، بحثی است که در ادامه کتاب به آن پرداخته می شود.
نویسنده سازگاری ایرانی با بیان اینکه شغل هر ملت همنیشین همیشگی یک ملت است و از آن به عنوان "مهم ترین عامل تربیتی و سازنده خصال روح ملت" یاد می کند این گونه استدلال می کند: "جوانی را در نظر بگیرید که کشتی گیر حرفه ای است یا از راه مشت زنی و قهرمانی نان می خورد، تمام تلاش و آرزوهای این فرد معطوف می شود به اینکه بازوان قوی با عضلات محکم و استخوان های نشکن پیدا کند و فن و تکنیک خواباندن حریف را خوب فرا بگیرد. زیبایی چهره، آداب محاوره، معلومات دانشگاهی، مباحث فلسفی و سیاسی، هوشمندی، سجایای اخلاقی و سایر مزایای انسانی در درجه دوم و سوم قرار می گیرد. حال اگر قرار باشد نه تنها این فرد بلکه نوه و نژاد او هم این کاره باشند واضح است که در خانواده آنها ضرورت و لوازم انسانی نظیر سواد، فهم، اخلاق، هنر یا سیاست کم کم فراموش یا ضعیف شده و کم کم لوازم کشتی گیری و بوکس بازی توسعه پیدا می کند. برعکس اگر کار کسی و پشت سر او نسل و نژادش دلالی و تبلیغاتچی گری باشد تا دلت بخواهد خوش صحبت، خوش معاشرت، مردم شناس، جنس شناس، بهره مند از اطلاعات عمومی و دارای استعداد زبان بازی و فریب کاری، قدرت تلقین سرشار و دارنده سایر صفاتی که برای آب کردن یک کالای تجاری و جوش دادن معامله لازم باشد، خواهند شد."
ایشان گریزی به تاریخ از خلق و خوی ایرانیان در طول قرن ها می زند "به گفته مورخان، قوم آرین و ایرانی ها، به عنوان اهل تمدن و تفاهم شناخته شده اند. … وقتی اقتدار و تسلط داشتند کمتر دست به تخریب می زدند و وقتی هم که مورد تجاوز و تسلط قرار می گرفتند خوشبختانه (یا بدبختانه) تمایل به تسلیم و تداخل از خود نشان می دادند."
به گفته ایشان خلق و خوی ملایمت گری یا به عبارت درست تر زیستن خواهی (اگر شد با عیش و نوش و خوشی اگر هم نشد به هر قیمت و نکبت) احتمالا زمینه موروثی و نژادی دارد.
در زمان منتشر شدن این مطالب که مربوط به حدود نیم قرن پیش است از کشاورزی به عنوان شغل ۷۵ درصد مردم آن زمان ایران یاد می شود و ادعا شده که هرچقدر در تاریخ به عقب می رویم درصد بیشتری از مردم ایران به فلاحت مشغول بوده اند. (شاید به بیش از ۹۰ درصد در دوران اسلام یا ساسانی) اگر فلات ایران، مناطق مناسب برای کشاورزی داشته از جهت دیگر فاقد ویژگی های لازم برای صنعت بوده تا سهم قابل توجهی از شیوه ارتزاق خود را به خود اختصاص دهد زیرا فاقد جمعیت نسبی بالا که از ملزومات رواج زندگی صنعتی است بوده و به علت بیابان های پهناور یا کوههای صعب العبود امکان صدور محصولات صنعتی از ایرانیان گرفته شده است، (تنها کشور های سرراهی و مجاور دریا از این نظر ویژگی مناسب را داشتند، با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از مردم فلات ایران به دور از دریاهای آزاد قرار دارند). محصولات صنعتی هم غالبا به میزان رفع نیاز های همان محل تولید می شده. به گفته بازرگان این شلختگی در اوربانیسم شهرهای ایران به خاطر است که خانه ها و معابر بر روی زمین های کشاورزی بنا شده اند که حد و مرز آن ها از هم تابع خطوط تراز زمین و خطوط بزرگترین شیب که آن هم به پیرو نهرهای آب رسانی به مزارع، کرت بندی ها و مجرای هرز آب پیروی می کند. اینکه عموما شهر های ایران بر روی زمین هایی که سابقا محل کشاورزی بوده اند در بی نظمی و شلختگی که در ساختار شهرهای ایران به چشم می خورد و این خود گواهی بر رواج کشاورزی بین ایرانیان می باشد.
اما زندگی کشاورزی به عنوان پیشه چند هزار ساله چه نتایجی برای یک ملت است به بار می آورد؟
بردباری:
زندگی سخت کشاورزی باعث تربیت افرادی می شد که درقبال هر سختی و ناملایمت طبیعت از خود می بایست صبر و بردباری نشان دهند، به عقیده بازرگان فرق بسیار است بین صبر و بردباری (به عبارتی پوست کلفتی) یک دهقان و گردن کلفتی یک ملوان دریانورد. دریانورد به شکل فعال با نیروهای خشن طبیعت دست و پنجه نرم می کند در حالی که دهقان دارای نقشی منفعل است و تنها می تواند آرزوی این را داشته باشد که دست خشن طبیعت به او آزار نرساند. "حتی فرق است بین یک زارع منفعل بیل به دوش با یک جنگل نشین تبر به دست که کارش شکستن درخت و مبارزه با خرس و گراز است، دومی در عین "پوست کلفتی" دارای قدرت، عادت دفاع و حمله بیشتری است. این صبر و بردباری و تحمل هر سختی که دهقانان تنها مجبور به تحمل آن بودند بدون نقش فعال بی تاثیر در شکل گیری روحیه انفعال یک ملت نیست."
شلختگی:
به نسبت با کار صنعتی یا تجارت، کشاورزی به نظم و دقت و حساب و کتاب چندانی نیاز ندارد، یک قوم کشاورز خود را بی نیاز تر از یک قوم دریانورد یا تاجر به حساب و حساب رسی و رعایت نظم و دقت می بیند. زمین کشاورزی درهر شکلی، با هر ابعادی باشد تاثیری روی کار کشاورز ندارد، فقط به گونه ای باشد که آب تمام زمین را بگیرد کافیست، زمان پاشیدن بذر و درو و… هم آن قدر ها نیاز به حساب و کتاب ندارد، "اگر بوران و سرما یا گرمای هوا باشد اصراری ندارد که همان روز به صحرا برود، هفت یا هشت روز دیگر هم که برود باز خیلی دیر نیست. نه بهار درست از ۱ فروردین است و نه تابستان راس ۳۱ خرداد آغاز می گردد" ایشان به نکته قابل تاملی اشاره می کنند "یقینا حقیقت فوق را در آداب و عادات ملی، از دهاتی گرفته تا درس خوانده شهری، مشاهده کرده اید. یک مثال بارز آن را در موسسات دینی و صنف روحانی خودمان –که بیش از دیگران نماینده ملی و مقید به حفظ سنن قدیمی هستند- ملاحظه می کنید، مظهر دیگرش را در ادبیات که قید هرگونه دقت، صحت و انطباق با واقعیت را زده است و هرقدر برای اغراق گویی از واقعیت دور شود ارزنده تر جلوه می کند."
وارهایی:
برخلاف یک پیشه ور یا صنعت گر که دستمزد و ثمره کارشان به قدرت تفکر و مهارت آنها وابسته است یک کشاورز و دهقان ثمره کارش وابستگی زیادی دارد به قضا و قدر و دست سرنوشت .
ایشان این گونه استدلال می کند: "اگر فی المثل کفاشی به خود فشار آورد و جای دو کفش سه کفش بدوزد، مزد او ۱٫۵ برابر می شود. تاجر هرچقدر در بازاریابی، کالا شناسی و سرمایه گذاری همت و دقت بیشتر به خرج دهت سودش افزون خواهد شد. یک دهقان یک سال ممکن است جان کنده، علف چینی و سایر عملیات را با نهایت وجدان انجام داده، نخبه ترین بذر و مناسب ترین کود را انتخاب کرده ولی یک باران بی موقع یا باد طولانی، همه زحمت هایش را به هدر بدهد و یک سال دیگر که تمام وقتش را به خوشی گذرانده به علت شرایط مساعد جوی درختانش زیر بار محصول خم شوند" باید دقت کنیم که در کشاورزی نیز نیاز به فکر و دقت داریم اما به نسبت سایر مشاغل تاثیری بسیار ضعیف تر دارد، ثمره و محصول یک زارع بیش از آنکه نتیجه فکر و اراده خودش باشد تابع عوامل طبیعی است. زارع مشاهده می کند گرسنه ماندن یا غنا در پایان سال، چیزی نیست که او بتواند برای آن برنامه ریزی کند بلکه وابسته به عواملی خارج از اراده اوست. مهندس بازرگان در رابطه با تاثیر این شیوه ارتزاق یادآوری می کنند که این دست بسته بودن دهقان و اینکه تا این حد ثمره کارش وابسته به شرایطی است که در دست او نیست باعث آمادگی بیشتر او برای توسل به قضا و قدر، دست سرنوشت، خدا، مشیت، قسمت و… می شود و باعث استضعاف روحیه فعالیت و کاهش عزت نفس او. "ملاحظه می کنید که ضرب المثل وقت طلاست که از زبان های غربی ترجمه شده است معادلی در فارسی ندارد. پیش ما وقت طلا نبوده است، چون به راحتی و بدون زیان آن را از دست می دهیم و بعضی وقت ها بدون صرف وقت طلا بدست می آورند."
علاوه بر اینها زندگی یک دهقان پر از نوسان های شدید بود، به خاطر دست قضا و سرنوشت! دهقان در راحتی و آسایش به سر می برد و در یک سال بعد به خاطر قهر طبیعت، یک آفت ناخواسته، حمله ملخ ها، باران بی موقع محصول خود را از دست می دهند و در گرسنگی و سختی روزگار می گذرانند، این نوسان های شدید به دهقان و خانواده اش درس در درجه اول درس بردباری و قناعت و انفعال می دهد در ثانی وا رهایی و به قول مهندس بازرگان درس گل و گشاد بازی را فرا می گیرند.
همچنین یک دهقان به زمینش وابسته است و هر سختی و مشقتی را به امید محصول احتمالی و پر ثمر آینده تحمل می کند اما قادر به جدایی از زمین کشاورزی خودش نیست زیرا این تنها راه ممکن برای معیشت اوست. مهندس بازرگان این وابستگی به زمین را مایه مصیبت و منشا هرگونه ذلت و ضعف زارع می داند.
تک زیستی:
ایشان با بررسی نقش قنات در ایجاد آبادی هایی در دل بیایان (که به نظر ایشان شباهت زیادی از جهت ارزش مند بودن و دوری از سایر روستاها به ستاره های آسمان دارند)در سطح وسیعی از کشور می پردازد و ده را به عنوان سمبل کوچک شده ایران می داند. ساختار آبادی های بسیار دور از هم در سطح وسیعی از کشور باعث از بین رفتن اتحاد و یکپارچگی و استقلال از سایرین می شده (برخلاف دشت های وسیع و به هم پیوسته اروپا) و این عامل خود نقش مهمی در تفرقه و عدم اتحاد و روحیه خودبینی و خودخواهی یک ملت داشته است. در تاریخ ادبیات ایران از مفاهیم ملت و ایرانیت جز در آثار فردوسی و جز در موارد نادر جای دیگری نمی توان چنین مفاهیمی را دید، و واژه های وطن پرستی هم از فرهنگ غربی وارد جامعه ایرانی شده است. به وضوح مشاهده می شود که اتکا بر خویشاوندان و نزدیکان در ساختار ده که سمبل ایران کوچک به شمار می رود و باعث استغنای مردم از اغیار و از هم گسیختگی و عدم اتحاد بین بخش های مختلف شده و خویشاوندان و اهل روستا بر روح منافع ملی برتری پیدا کرده است؛ چنان که در شهر یک روستایی تا تمایل دارد با خانواده خود وصلت کند و در اداره اگر بتواند جای پای خویشاوندان خود را به هر طریقی که شده باز کند.
تحت اثر بردباری و وارهایی خصلت اصیل سازگاری در ایرانیان پدید آمده که خود را با هر سختی و مشقتی وفق دهد، با دوست و دشمن سازگاری پیدا کند و در سختی و گشاده دستی قناعت کند و بالاخره آقایی و نوکری کند. شلختگی و پای بند نبودن به قید و بندهای پایه و اساسی هم تاثیر به سزایی در سازشکاری ایرانی داشته است. "وقتی بنا شد ملتی وقتی با دشمن روبرو شد تا آخرین توان نجنگد و بعد از مغلوب شدن سرسختی و مخالفت نکند، بلکه تسلیم اسکندر شود و آداب یونانی رو بپذیرد، اعراب که می آیند در زبان عربی کاسه داغ تر از آش شده، صرف و نحو بنویسد و کمر خدمت برای دستگاه عباسی ببندد، در مدح سلاطین ترک چون سلطان محمود غزنوی قصاید آبدار بسراید، غلام حلقه به گوش چنگیز و تیمور و وزیر فرزندان شان شود و هر زمان به رنگ تازه وارد آدمده درآید، دلیلی ندارد نام چنین مردمی از صحنه روزگار محو شود." "یونان بعد از حمله اسکندر کمر راست نکرد، امپراتوری روم نصفش در حمله ژرمن ها نابود شد و نصف دیگرش در حمله ترکان به قسطنطنیه به قبرستان تاریخ پیوست. امروز نه نامی از فنیقیه مانده نه فراعنه مصر نه آشور و نه هیچ کدام از معاصران شاهنشاهی ایران، این سازگاری ایرانی بوده که دشمن را رام و راضی می کرده، فرهنگ خود را به آن تزریق کرده و هضم و جذبش می کرده"
روح مذهبی:
از اثرات وابستگی ارتزاق مردم به دست قهار طبیعت و دست بسته بودن دهقان در برابر آن و نوسان های زندگی آنان زمینه مساعدی را برای اعتقاد به ماوراءالطبیعه و امور مذهبی ایجاد می کند. به گفته مهندس بازرگان روح ایرانی همواره در تاریخ ایران به چشم می خورد و وقتی هم که اسلام آمد با آغوش باز آن را پذیرفت، با ارزش ترین آثار هنری و فکری ایرانیان در خدمت به دین و خدا استفاده شده است. اما به ادعای ایشان روح ایرانی تنها خالص برای خدا نبود، در ادبیات ایران به همان میزانی که از واژه ی خدا استفاده شده از می، معشوق هم نام برده شده است. "در شدیدترین دوران های تقدس و تشیع، در دربار صفویه و قاجار، به حداکثر شراب خواری و زن بازی برمی خوریم و البته خود را مروج آستان ولایت هم می دانستند ولی در مجلس شان به جای گیلاس به شهادت سیاهان اروپایی و گچ بری های موجود شراب خورانده می شد. ایران اسلام را پذیرفت اما طبق زمینه نژادی خودش، رو به خدا و دینی آورد که نجات دهنده او در روز معصیت باشد"
زراعت کار بنا به تجربه خودش وقتی به آیاتی مثل "و ما رمیت اذا رمیت و ان الله رمی" می رسد آن را به اشتباه مجوز درویش مسلکی و انفعال خود در تمام امور می بیند درحالی که از آیاتی نظیر "کل نفس بما کسبت رهینه" غافل شده است. ایشان یادآور می شوند که این شیوه واگذاری و انفعال کاملا توسط قرآن مورد نکوهش قرار گرفته و بیان می کند سازگاری ایرانی مصداق آیه "ان الله لا غیر ما بقوم حتی ما بانفسهم" می باشد.
و نکته ای که در این بررسی نیاز به یادآوری می باشد این است که مردم ایران تنها از راه کشاورزی ارتزاق نمی کردند و البته زراعت همیشه منجر به چنین جبری نگری نمی شود وصد البته که مردم ایران در جریان های تاریخی کاملا بی تفاوت نسبت به یکدیگر نبوده اند (قیام سربه داران علیه مغول، نهضت تنباکو و انقلاب اسلامی- که البته چنین جریاناتی نوید آمادگی ایرانیان برای همکاری و از خودگذشتگی را نیز می دهد) اما یکی از عواملی موثر در شکل گیری روحیات این ملت بوده. بدیهی است که در تشکیل روح یک ملت فاکتور های مختلفی دست به دست هم می دهند که همه مهم و تاثیر گذار هستند اما هیچ کدام به تنهایی علت اصلی نمی باشد. همچنین ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که جبری نگری دیدگاه غالب در ادبیات و فرهنگ مردم نیست. جبری نگری هم دید غالب بین مردمان نبوده، اگرچه دیدگاه اشاعره در "نظریه کسب" که نوعی جبر نگری می انجامد اما در کنار آن دیدگاه معتزله که فعل را آفریده خود شخص می دانست و خداوند را در آن فاقد نقش می دانست (اختیار تام) نیز وجود داشته است.
همین استعداد سازگاری ایرانی احتمالا توانایی بالای ایرانیان برای یادگیری وتلفظ زبان های خارجی را باعث شده و این ویژگی که به سرعت خود را هم رنگ جماعت و فرهنگ مسلط می کند برای مردم آن آسان ساخته است. همان طوری که دکتر علی شریعتی به درستی اشاره می کند، ایران به علت موقعیت جغرافیایی خود معبر ملل و اقوام مختلف یا به عبارتی چهار راه تاریخ بوده است و همواره تماس و ارتباط با افراد به آداب و رسوم، دین، و زبان های گوناگون داشته است؛ شاید این ویژگی نیز بی تاثیر در روحیه مردم داری و زبان بازی، استعداد زبان های خارجی، نبود یا کم بودن روح ملی و تعصب ملی ایرانیان نباشد.
یکی دیگر از نتیایج این موقعیت جغرافیایی ایران که به عنوان پیوند دهنده شرق و غرب ، در معرض تاخت و تاز وحمله غارتگران قرار گرفتن بوده است، احتمال دارد مردم برای حفظ امنیت خودشان زیر بار استبداد حکومت مستبد می رفتند و مجبوربه سازگاری می شدند به تا حداقل امنیت جانی آنان حفظ شود.
واضح است اگر ملت (یا حتی فردی) بخواهد از اشتباهات گذشته خود درس بگیرد باید خودش و اشتباهات گذشته را دقیق تحلیل و بررسی کند.
تلاش مهندس بازرگان برای شناساندن ایرانی به خودش واقعا جای تجلیل دارد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
آموزشی که والدین در منزل به فرزند خود می دهند چه نقشی در یادگیری وی در مدرسه ( به خصوص دوره ی ابتدایی) ایفا می کند؟ دو جامعه شناس برای یافتن پاسخی برای این پرسش تحقیقی تجربی را از خانواده ی بیش از 300 دانش آموز سال آخر دبستان به عمل آورده اند. در این تحقیق در ابتدا از دانش آموزان ارزیابی جامعی به عمل آمد و پس از آن از والدین برای پی بردن به ارزش ها ، خواسته ها و آموزش هایی که ایشان در خانه به فرزندان خود می دهند پرسش به عمل آمد.
اولین مساله ای که نتایج تحقیق نشان داد این بود که هرچه والدین کودک متعلق به طبقه ی اجتماعی بالاتری باشند ، نحوه ی آموزشی که در خانه به فرزندشان می دهند تطابق بیشتری با آموزشی دارد که در مدرسه به وی داده می شود. این مساله می تواند تا حدی موفقیت بیشتر این دانش آموزان در مدرسه را توجیه کند. این خانواده ها خواسته های بزرگتری برای فرزندان شان دارند و بیشتر از سایرین به استقلال فرزندشان احترام گذاشته و وی را در مسیر نیل به آن تشویق می کنند ، البته به همان اندازه هم در مورد مسائل زندگی روزمره از فرزندشان توقع جدیت و مسئولیت پذیری دارند. در نهایت در این خانواده فعالیت های آموزشی و فرهنگی در خانه تنوع بیشتری داشته و اهمیت بالاتری به آموزش بر اساس لذت و تفریح داده می شود : برای مثال برای یادگیری و تمرین مهارت نوشتاری ، آن ها از کتاب های داستانی برای کمک به فرزندشان بهره می برند و ایشان را به کتاب خانه می برند.
توجه به این مساله الزامیست که به کار گیری روش های تشویقی و تفریحی در آموزش کودک ، نقش بسیار موثرتری از روش های به اصطلاح " مدرسه ای" ایفا می کند. نتایج به دست آمده در این تحقیق می تواند کمک شایانی باشد برای هم دانش آموزان و هم والدین ایشان. در نظام های آموزشی مدرن مدارس باید همانطور که بعضا برای دانش آموزان درخانه برنامه ریزی می کنند ، برای والدین او هم برنامه ریزی کنند چرا که الزاما همه ی آن ها با راه ها و روش های مختلف برای کمک به فرزندشان آشنا نیستند. این مساله در نهایت می تواند کمک شایانی به دانش آموزان و خانواده هایی باشد که متعلق به طبقات پایین تر جامعه هستند.
رابطه ی اموگاران و بازرسان آموزش و پرورش
بررسی این مساله شاید اندکی آزار دهنده به نظر برسد اما به هر حال به تازگی دو تحقیق متفاوت در این رابطه صورت پذیرفته که نتایج آن ها در یک گاهنامه منتشر شده است. در تحقیق اول که در آلمان انجام شده این مساله نشان داده شده است که در حال حاضر روش هایی که در مدارس توسط مسئولان و معلمان به کار گرفته می شود وابستگی بسیار اندکی به بازرسان دارد. به گفته ی نگارندگان این تحقیق ، بازرسان شیوه ی آموزشی جدیدی را در اختیار معلمان قرار نمی دهند بلکه تنها ایرادهایی که در روش های آموزشی آن ها وجود دارد را به ایشان یاداوری می کنند.
تحقیق دوم به صورت تجربی و بررسی بیش از 32 مدرسه و 300 معلم صورت گرفته است. به گفته ی نگارندگان این تحقیق ، این مراجعه ی مداوم بازرسان به مدرسه به منظور بررسی کار معلمان است که انگیزه ی کافی را در ایشان ایجاد می کند تا کارشان را بهبود بخشند. حتی با وجود اینکه معمولا هر چه قدر یک معلم سابقه ی کاری بیشتری داشته باشد اهمیت کمتری به ارزیابی می دهد ، اما توجه نشان دادن به نتایج ارزیابی و بررسی دقیق نقاط ضعف و قوت می تواند برای یک معلم بسیار ارزشمند باشد حتی اگر تجربه ی بسیار بالایی داشته باشد. روش آموزشی ای که برای مدت 20 سال توسط یک معلم به کار گرفته می شود ، الزاما کامل ترین روش ممکن نیست. در این میان همیاری معلمان از یک طرف و نظارت مدیر مدرسه از طرفی دیگر می تواند نقش بسیار موثری ایفا کند.
تحلیلی که به تازگی در حوزه ی کشورهای عضو . . . . ( OCDE) صورت گرفته نیز تاییدی بر نتایج این دو تحقیق است. مطابق این تحلیل ، تمامی معلمانی که بازرسان وزارت آموزش و پرورش بر کار آن ها نظارت می کنند ، نظر خوشی نسبت به نتایح ارزیابی ندارند ، به خصوص زمانی که اصلاحات پیشنهادی به آن ها جنبه ی الزامی پیدا کند؛ در عوض بیش از نیمی از معلمان معتقدند که ارزیابی ها مفید هستند و به ایشان اجازه ی بهبود شرایط تدریس شان را می دهد.
این مساله جالب توجه به نظر می رسد که معلمانی که نظر خوشی نسبت به ارزیابی دارند ، نسبت به خود اعتماد بیشتری داشته و علاقه ی بیشتری نیز به شغل خود نسبت به معلمانی دارند که به ارزیابی های عنوان شده روی خوشی نشان نمی دهند.
1) Holger Gaertner et al., « The effect of school inspections on school improvement »,Effectiveness and School Improvement, vol. XXV, n° 4, 2014.
Melissa Tuytens et Geert Devos, « How to activate teachers through teacher evaluation ? », Effectiveness and School Improvement, op. cit.
2) OCDE, « Commentaires aux enseignants : un potentiel inexploité », L’Enseignement à la loupe, n° 6, octobre 2014.
3) Youssef Tazouti et Annette Jarlégan, « Socio-economic status, parenting practices and early learning at French kindergartens », International Journal of Early Years Education,vol. XXII, n° 3, 2014.
منبع : مجله ی علوم انسانی فرانسه
اينترنت به عنوان مهمترين و تأثيرگذارترين ابزار و رسانه بهخصوص در نسل جوان امروز جهان است.از زماني که اين تکنولوژي وارد فضاي زندگي انسان شده تا به امروز که به يک تکنولوژي بين المللي تبديل شده است علي رغم تمام محاسن و مزاياي آن، يک سري آسیب ها و نگرانيهايي را نيز بر خانوادهها و جامعه تحميل نموده است. انسانها و به طور خاص نوجوانان و جوانان ميتوانند ساعتها در مقابل رايانه یاگوشی تلفن همراه بنشينيد و در دنياي wwwها و چت هابه سير و سفر بپردازند و به هيچوجه هم گذر زمان را احساس نكنند.
تعریف اعتیاد به اینترنت(Online (Cyber Addiction:
استفاده بیش از حد از اینترنت و اپلیکیشن های موبایلی مثل وایبر،تانگو، واتس آپ،انستاگرام و...در زندگی و وابستگی به آن به صورتی که در انجام کارهای روزانه مشکلاتی پیش آید،این اختلال نوعی از مشکلات روانی محسوب میشود.
تعریف انجمن روان پزشكي آمريكا از اختلال اعتياد به اينترنت: براي اينكه تشخيص وجود اختلال اعتياد به اينترنت در فردي مسجل شود، لازم است كه او طي 6ماه،حداقل سه نشانه ازعلايم زير را نشان دهد:
1 -نشانه هاي تحمل: بيمار در اين دوره براي اينكه بتواند خود را راضي كند، ساعات زيادي را با اينترنت یاموبایل مشغول است و هر روز زمان بيشتري را اختصاص مي دهد چرا كه هر چه اين روند را ادامه مي دهد، راضي نمي شود.
2- لازم است كه دو يا تعداد بيشتري از نشانه هاي ترك طي چند روز تا يك ماه پس از كاهش تعداد ساعات كار با اينترنت مشاهده شوند. اين كار سبب خواهد شد كه شخص پريشان و آشفته شده و در عملكرد زندگي شخصي، اجتماعي و شغلي اش اختلال بوجود آيد. اين علايم شامل: اضطراب، افكار وسواسي راجع به اينكه الان در اينترنت و جهان مجازي چه چيزي در حال وقوع است، روياپردازي درباره اينترنت و حركات آگاهانه يا ناآگاهانه انگشتان به حالت تايپ روي كيبورد.
3 نشانه هاي ترك با از سر گرفتن كار با اينترنت فروكش خواهند نمود.
4 -شخص در ابتدا با خودش قرار مي گذارد كه مدت معيني با اينترنت كار كند ولي معمولاً اين زمان خيلي طولاني تر خواهد شد.
5 -او بر اثر بيماري بسياري از وظايف شغلي يا اجتماعي و سرگرمي و تفريحاتش را به فراموشي مي سپرد و دچار افت تحصیلی و انزوای اجتماعی می شود.
6- ممكن است كه شغل و موقعيت اجتماعي اين فرد بر اثر كار بيش از اندازه و بيمارگونه با اينترنت یاموبایل به خطر افتاده و حتي آنها را از دست بدهد.
نشانه های دیگراعتياد Online
1- معتاد به اينترنت زماني كه بخواهد آن را ترك كند يا زمان حضور در اينترنت را كاهش دهد، احساس بي قرراي نموده تحريك پذير و عصبي مي شود.
2- اينترنت پناهگاه برای بيماران می شود و آنها براي فرار و خلاصي از بار شکست، افسردگي، اضطراب يا درماندگي به شبكه گسترده جهاني پناه مي برند.
3- معتادان به وب یا اپلیکیشن براي پنهان كردن ميزان واقعی، تعداد ساعات كارشان با اينترنت به خانواده شان دروغ مي گويند.
4- بيماران به دفعات و بدون توجه به هزينه گذراندن اوقات شان با اينترنت، از آن استفاده مي كنند.
مقایسه اعتياد به مواد مخدر با اعتياد به اينترنت: هر دو اين ناهنجاري ها بيماري هاي روان شناختي هستند كه دوره هاي تحمل، ترك و اختلال در عملكرد اجتماعي را دارند. هر دو نوع معتادان در ابتدا با ميزان معيني از ابزار شروع مي كنند ولي به تدريج آن مقدار معين ديگر پاسخگوي نياز آنها نخواهد بود و ناچار مقدار بيشتري استفاده مي شود تا همان اندازه لذت و خوشي حاصل شود(تحمل).نشانه هاي لرزش دست ها، اضطراب، دمدمي مزاجي و افسردگي پس از ترك حالاتي هستند كه هر دو معتاد پس از قطع ،تجربه مي كنند و انجام وظايف گوناگون شغلي و اجتماعي هر دو گروه، هم از نظر كيفي و هم از نظر كمي تنزل خواهد نمود.
آمار معتادان اینترنت:
انجمن روان پزشکي آمريکا در گزارش سالانهی خود، اعتياد به اينترنت در ميان نوجوانان و جوانان را از مهمترين اختلالات رواني و رفتاري سال2014 عنوان کرده است.
تحقيقاتي که بر روي 3000دانش آموز نوجوان در مدت دو سال صورت گرفت، نشان داد 25 درصد از شرکتکنندگان در اين تحقيق تقريبا به اينترنت اعتياد دارند. پس از دو سال بررسي، محققان دريافتند که مهمترين عامل اعتياد دختران به اينترنت، ترس از اجتماع و استرس و اضطراب در ميان آنها بوده است. همچنين در پسران نيز خصومت و فقرمدیریت فراغت، عامل اصلي گرايش آنها به بازيهاي آنلاين و استفاده از اينترنت بيش از 15ساعت در هفته بوده است.
اعتياد آنلاين موجب لطمه زدن به وضعيت درسي دانشآموزان، کاهش روابط خانوادگي و افزایش طلاق عاطفي ميان افراد ميشود که بايد به عنوان يک نگراني جدي تلقي شود.
در ایران نیز بر طبق آمارها ۲۴ درصد از کاربران به اينترنت معتادند.یک عضو انجمن جامعهشناسان ايران در اینباره می گوید: اعتياد به اينترنت بين سنين ١0 تا 20 سالگی در مقايسه با ساير سنين بيشتر است و معتادان به اينترنت، در مجموع ٢5 درصد يا يك چهارم كاربران اينترنت را تشكيل مىدهند(این آمارقبل از پیدایش وایبرو تانگوو...بود).
تشخيص اعتياد به اينترنت
سرپرست مرکز درماني اعتياد به الکل و مواد مخدر در دانشگاه استنفورد در اين مورد ميگويد: «اگر فردي متوجه شد که قادر نيست يک روز را بدون استفاده از اينترنت سپري کند، شکي نيست که اين فرد به استفاده از اينترنت معتاد شده است».
ريشههای اعتياد به اينترنت
نظرات مختلفي در باره زمینه های اعتیادبه اینترنت وجود دارد. برخی صاحب نظران معتقدند چيزي که باعث اعتيادآور شدن اينترنت گرديده، «اجتماعي شدن کاذب» است. به عقيدهی آنان جنبههايي از اينترنت که کاربران بيشترين وقت خود را در آنها سپري ميکنند، با تعامل اجتماعي مجازی مرتبط است؛ به عنوان مثال، کاربران با انسانهاي همانند و دلخواه خود از طريق وایبریا تانگو و...،گروههاي مباحثه،چت،بازي آنلاين و مانند آن وارد تعامل اجتماعي مجازی ميشوند.
البته انسانها و مخصوصا جوانان ساعتها وقت خويش را براي کتاب خواندن، تماشاي تلويزيون و مکالمه تلفني صرف ميکنند، و حتي گاهي از خانواده و دوستان و محيط خويش غافل ميشوند، ولي آيا ميتوان گفت که آنها معتاد تلفن و تلويزيون هستند؟ البته نه. سرّ اختلاف اينترنت با ديگر رسانهها و خصيصهی اعتيادزاي آن در اين است که جوان هنگام کار با اينترنت به دنبال «هويت يابي» و «تعامل اجتماعي» است و اين میل به فرآيند اجتماعي شدن است که آن را اعتيادآور ميسازد.
دسته ای ديگر از متخصصان و محققان مسائل اينترنت، ريشهی فريبندگي و اعتيادآور بودن اينترنت را در مدلي تحت عنوان ACE به سه عامل پيوند ميدهند.
اين سه عامل عبارتند از:
گمنامي: آيا تا به حال اصطلاح «شما به اندازه رازهايتان نگران هستيد» را شنيده ايد؟ مسئله اعتياد به اينترنت نيز چنين است،اگرنوجوانان موضوع چت و ارتباط مجازی را باوالدین خوددرمیان نگذارند،مخفی ماندن ارتباطات باعث گمراهی آنها می شود.
راحتي و آسودگي: شما درخانه خود مي توانيد با نوک انگشتانتان با دنيا ارتباط داشته باشيد. با چند ضربه انگشت مي توانيد داستان هاي علمی، رابطه دوستی، بازي ها و کتاب هاي بزرگسالان را به داخل خانه خود بياوريد.
اگر آگاهانه رفتار نکنید به دلیل راحتی به آن معتاد می شوید.
گريزازواقعیات: آنان معتقدند: «اگر افراد در زندگي روزمره روز بدي داشته باشند، مي توانند با مراجعه به اينترنت به تسکين و آسودگي ظاهری و فریبنده برسند". بعضي از افراد معتاد، اينترنت را به عنوان يک مسکن و بعضي ديگر به عنوان آزاد شدن يک باره هورمون آدرنالين مي دانند. بالاتر از اين شما در اينترنت مي توانيد هر چيزي يا شخصي باشيد. شما مي توانيد وزن تان را کمتر بگوييد، اگر چه سنگين وزن باشيد. خود را مجرد معرفي کنيد، اگر چه متاهل باشيد، شما مي توانيد يک زندگي تخيلي و خيالي داشته باشيد. از اين جهت، اينترنت مي تواند باعث گمراهي افراد شود.»
انواع اعتياد اينترنتي:
محققان شش نوع اعتياد اينترنتي شایع را شناسايي کردهاند:
1ـ اعتياد به بازيهاي شبکهاي: شامل قمار بازی و يا در حراج شرکت کرده و يا خريد کنند.
2ـ اعتياد به روابط انساني روي شبکه: ارتباطات روي خط در اتاقهاي گفت و گو، اهميت بيشتري نسبت به روابط فاميلي پيدا کردهاند. به علاوه گفت و گوهاي روي خط با آشنايان اينترنتي، به دنبال خود، هزينهی ارتباطات در دنياي حقيقي را نيز افزايش ميدهد. به اين نکته توجه کنيد که کاربران پس از
ديدار کسي روي اينترنت مشتاق ديدن "واقعي" او ميشوند که بالطبع هزينههاي مرتبط را خواهد داشت. ديدن کسي که معلوم نيست همان کسي است که روي اينترنت خود را معرفي کرده است يا دروغ گفته است؟
3ـ اطلاعات نامحدود: ميزان اطلاعات در دسترس اينترنت، نامحدود و بي شمار است. بعضي کاربران ممکن است دچار وسوسهی دست يابي به اطلاعات و طبقهبندي آنها شوند. حرکت روي «وب جهاني» و استفاده از جست و جوهاي گسترده در بانکهاي اطلاعاتي ممکن است تمام فعاليتهاي يک کاربر را شامل شود و البته بروز مراحل بحراني شوق و وسوسه براي جست و جوي بيشتر.
4ـ اعتياد به رايانه: مثل بازيهاي رايانهاي غير شبکهاي ميتواند براي بسياري از افراد وابستگي شديد به همراه بياورد.
5ـ اعتياد به عکس و فیلمهای اينترنتي: عکسها و فیلم هاي مستهجن و شهوتآور غیرآموزشی (پرنوگرافی) بر روي اينترنت و اپلیکیشن های موبایلی اعتیادآورند. نوجوانان از جمله کساني هستند که معمولا وقت زيادي را صرف ديدن يا جمعآوري و مبادله عکسهاميکنند.اين کودکان و نوجوانان ممکن است براي ارسال عکس و فيلم نامناسب افراد سوء استفادهگر به ديگران، فريب بخورند.
6- تجاری سازی اهدای تخمک انسانی :شرکت های تبلیغاتی با توجه به صنعت تبلیغات و گره خوردن این صنعت با مسائل جنسی در فضای سایبر و با استفاده از موضوعاتی همچون مدلینگ و تبلیغات مستهجن، اقدام به تجاری سازی و فروش تخمک های دختران و زنان خوشگل به خانواده های اروپایی و آمریکایی برای تولد فرزند زیبا کرده اند.خانم "شلی اسمیت" مدیر برنامه اهدای تخمک در لوسآنجلس میگوید: «این کاری وحشتناک، غیرانسانی و هراسآور است... بدترین بخش برای من، فکر کردن به پدیدهای زشت تر میباشد، چرا که با رشد بازارهای خرید و فروش اینترنتی تخمک، گویی ما با یک گلوله برفی در حال بزرگ شدن مواجه هستیم که ممکن است بهمنی مخرب به همراه آورد.
اعتیاد سایبری در کارشناسان کمتراز توده های مردمی ونوجوانان است زیرا نوجوانان برای تفریح کاذب وسرگرمی از اینترنت استفاده می کنند درحالی که کارشناسان بیشتربرای کسب اطلاعات علمی وپژوهشی به اینترنت مراجعه می نمایند.
علايم اعتياد اينترنتي
اعتیاد به اینترنت مانند هر نوع بیماری و اعتیاد دیگری، همراه با علائم و ویژگیهایی است:
ـ عدم احساس گذشت زمان، در زمان روي خط بودن.
ـ استفاده از ساعات خواب و استراحت براي اتصال به اينترنت.
ـ آشفتگي و عصبانيت در زمان بروز وقفه بين زمانهاي اتصال به اينترنت.
ـ کنترل چندباره و مرتب پست الکترونيکي یااپلیکیشن موبایلی در هر روز.
ـ کجخلقي کردن وخشم در صورت منع شدن از اتصال به اينترنت.
ـ استفاده از زمان انجام تکاليف و کارهاي روزمره براي استفاده از اينترنت.
ـ ترجيح اينترنت بر بودن با خانواده.
ـ سرپيچي از زمان تعيين شده جهت استفاده از اينترنت.
ـ دروغ گفتن در خصوص مدت زمان اتصال به اينترنت و يا اتصال دزدکي، زماني که کسي در اطراف نيست!
ـ سردرد وسرگیجه وکاهش قدرت تصمیم گیری.
جمع بندی مطالب
1- در مجموع میتوان گفت آن دسته از افرادي كه استفادهی اعتيادي از اينترنت مي كنند، احساس مسئوليت كمتري نسبت به جامعه و محيط پيرامون خود دارند، بيشتر دچار انزواي اجتماعي ميگردند، دچار ناكامي تحصيلي و كاري بيشتري مي شوند، از حمايت اجتماعي كمتري برخوردار هستند و احساس خودارزشي آنان نيز پايين تر است.
2- آن دسته از افرادي كه استفادهی اعتيادي از اينترنت مي كنند، احساس مسئوليت كمتري نسبت به خود و خانواده دارند و از زير بار آن شانه خالي می کنند. از سوي ديگر، اين عامل مجددا" موجب تشديد اعتياد اينترنتي خواهد شد.
3- آن دسته از افرادي كه معتاد به اينترنت هستند دچار فقدان حمايت اجتماعياند. از سوي ديگر، همين عامل به عنوان عامل تأثيرگذار بر تشديد اعتياد اينترنتي تبديل خواهد شد.
راه کارهای پیش گیری از اعتیاد اینترنتی
1-آموزش وآگاه سازی کاربران از معایب استفاده بیش ازحد و ناجور ازاینترنت.آگاهی از اینکه استفاده نادرست از اینترنت باعث بروز سردرد،ضعف چشم و آرتروز گردن و...می شود.
2-فراهم کردن اینترنت پرسرعت که زمان استفاده از اینترنت راکاهش می دهد.
3-آشنابودن همه اعضاء خانواده ازکاربری اینترنت به منظور نظارت آگاهانه برکارکرد اینترنتی فرزندان،دادن اتاق های تک نفره و خصوصی به نوجوانان خطر اعتیادبه شبکه های مجازی را به دنبال دارد.
4-افزایش سرگرمی های سالم مثل گردشگری،طبیعت گردی،شادی های دسته جمعی و...
5-تربیت متخصص درمانگر و ایجادمراکز درمانی اعتیاد به اینترنت.
از دیرباز سواد اهل قلم باسنگ ترازوی سخن سنجان وزن می شد و امروزه با ترازوی سخن پران و قلم فرسایان.
سواد واژه ای است با قدمتی چند صدساله که هرچند غبار کهنگی روی آن نشسته اما به مرور زمان و به فراخور نیاز تغییر معنا داده است و با یک دگردیسی نوین با مفهومی تازه به حیات خود در فرهنگ واژگانی امروز ادامه می دهد.
معنای لغوی و اصطلاحی "سواد" در لغتنامه دهخدا:
سواد. [ س َ ] (ع اِ) کالبد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). کالبد تن . (مهذب الاسماء) (السامی ). || کره زمین . زمین خاکی :
سودای این سواد مکن بیش در دماغ تکلیف این کثیف منه بیش بر روان .
خاقانی .
|| مال بسیار. || سیاهی الوان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سیاهی . (دهار) :
لبان لعل چون خون کبوتر سواد زلف چون پر پرستو.
سعدی .
چشم جادوی تو خود عین سواد سحر است لیکن این هست که این نسخه سقیم افتاده ست .
حافظ.
|| تاریکی :
سواد شب که برد از دیده ها نور بنات النعش را کرده زهم دور.
نظامی .
|| سیاهی چشم :
سواد دیده باریک بینان انیس خاطر خلوت نشینان .
نظامی .
|| مرکب دوات :
نجم زحل سواد دواتش نهم چنانک جرم سهیل ادیم قلمدان شناسمش .
خاقانی .
|| مسوده . (غیاث ). پیش نویس : استادم گفته سوادی کرده ام امروز بیاض کنند... گفت [ امیر ] نیک آمد. (تاریخ بیهقی ). || کتابت . نوشته :
منم که گاه کتابت سواد شعر مرا فلک سزد که شود دفتر و ملک ورّاق .
خاقانی .
من آن شب نشسته سوادی بچنگ سیه ترز سودای آن شب برنگ .
|| نسخه دوم و جز آن از کتابی یا نوشته . (یادداشت به خط مولف ). رونوشت . (فرهنگستان ). || دهات شهر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). حوالی شهر و نواحی . (غیاث ). گرداگرد شهر.
این دگرگونی محتوای واژگانی در ساختار زبان پدیده ای تازه نیست اما آنچه نگارنده در این سیاهه ترسیم می کند از جنبه جامعه شناختی نیز قابل تأمل است.
این روزها در محافل حقیقی و مجازی شاهد کاربرد اصطلاحاتی چون «بی سواد» « باسواد» «کم سواد» هستیم ، اصطلاحاتی به ظاهر عامیانه و متداول.
به راستی در این دگرگونی محتوایی به مرور زمان چه تغییراتی در ذهن و زبان جامعه رویداده است که امروز آنچه در فرهنگ دهخدا ذیل این واژه می خوانیم با آنچه از معنای این واژه رایج است همخوانی ندارد.
در گذشته شاگردان درمکتب خانه ها روی لوح و یا چرم، سیاهه می کردند و سپس این سیاهه ها را بعد از بازبینی استاد مکتبخانه می شسته اند.
به نظر این نگارنده اصطلاح «سواد» به معنای سیاهه رایج شد و اگر لوح شاگردی سیاهه اش کم یا زیاد و یا سفید بود اصطلاح کم سواد و باسواد و بی سواد رایح گردید.
امروزه اغلب کسانی که مدارج بالای علمی را طی کرده باشند و در حیطه ی دانش خود تبحر کافی داشته باشد از دید صاحبان فن «باسواد» خوانده می شوند.
اما آنچه امروزه درخصوص این اصطلاحات بیشتر مصداق یافته است سخن پرانی و قلم فرسایی است .
درصورتی که هیچ محک و معیار قابل سنجشی برای این قلم فرسایان و سخنرانان تعریف نشده است
گاه این سخن راندن ها و قلم فرسودن ها نوشته ی جلال رفیع با عتوان «مایع حرف شویی» را در ذهن تداعی می کند. به راستی ممکن است، چنین مایعی اختراع شود؟
به هرصورت نگارنده با رویکردی دیگر به این مبحث پرداخته است و ضمن مقایسه معنای لغوی این واژه از دیروز تا امروز به جنبه های جامعه شناختی آن نیز توجه دارد.
و آنچه از این نوشتار برمی آید آن است که مبحث حروف اضافه از گذشته جزء موارد جنجال برانگیزی است که هرزگاهی سخن پراکنان به آن دامن می زنند و بدون آن که سخن سنجان با محک علمی سخنان ایشان را سنجیده باشند به تراوش ذهنیان خوددر سطح جامعه سرگرم اند.
به راستی چه باید کرد؟
آیا باید منتظر بمانیم تا مایع حرف شویی اختراع شود و این حروف اضافی را بشوید؟ یا اینکه به سراغ سخن سنجان ادب رفته و آنان را که گوشه ی عزلت گزیده اند و دامن از حرف های پریشان شسته اند به یاری بطلبیم ؛ به خصوص در این عصر وفور وایبر و واتساپ و تلگرام و... که هر روز بر تعداد شان نیز افزوده می شود. در این شبکه ها نه تنها سخنوران سخن می پراکنند. که نوشتار معیار نیز به دست توانای ایشان به زودی غزل خداحافظی را خواهد خواند.
و می اندیشم به روزی که فهم متون ادب فارسی برای دانش آموزان سرزمینم همچون زبان عربی و انگلیسی دشوار شود و خط و زبان فارسی چونان خطوط درهم تحول نظام آموزش نتواند فردایی روشن را پیش رویمان ترسیم کند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
در اين نوشتار فرض بر آن است كه «توسعه يافتگي»، اولاً، داراي دو بُعد مادي (رشد اقتصادي، رفاه عمومي، قدرت ملي، بهداشت و سلامت و ...) و معنوي (غناي فرهنگي، احساس مسئوليت، حكومت مردمي و ...) ميباشد، ثانياً توسعه مفهومي انساني است كه در حيطه انسان و در رابطه با نيازها و علايق وي مطرح ميشود و تشخيص وضعيتهاي توسعه يافتگي يا توسعه نيافتگي نيز ناگزير بر عهده اجماع انسانها و توجه به آمار و ارقام است و ثالثاً به لحاظ تاريخي كشورهاي پيشرفته غربي كشورهايي هستند كه زودتر از ساير كشورها، توسعه به مفهوم مدرن آن را درك كردند و از اين رو مبناي سنجش بسياري از ملتها براي توسعه، ميزان نزديك شدن به وضعيت (غالباً مادي و اقتصادي) غرب ميباشد. از طرفي راههاي حركت به سمت توسعه نيز در بيشتر مواقع، الگوبرداري و تقليد از مدل غرب است. ناگفته نماند كه تلاش برخي كشورها با استفاده از ايدئولوژيهاي مختلف براي استفاده از تكنولوژي غرب و در عين حال جلوگيري از گسترش ارزشهاي فرهنگي آن، تاكنون نتيجه چنداني نداشته و اين امر فرضيه يكپارچگي و تفكيكناپذيري جنبههاي نرمافزاري و سختافزاري غرب را تقويت ميكند.
اشاره به اين نكته را نيز لازم ميدانيم كه در دهههاي اخير شاخصهاي توسعه در هر كشور به معيارهاي فرهنگي نزديكتر شده و از دوراني كه ملاكهاي اقتصادي و مادي بر مفهوم توسعه سيطره داشتند، فاصله گرفته است. درآمد سرانه برخي كشورها بسيار بالاست در حالي كه شاخصهاي فرهنگي و غيرمادي در آنها وضعيت مطلوبي ندارد. اينگونه كشورها با درآمد سرانه مطلوب، امروزه توسعه يافته محسوب نميشوند و يا نسبت به كشورهايي كه عكس اين وضعيت در آنها ديده ميشود در جايگاه پائينتري قرار دارند.
نگاهي به معيارها و عوامل توسعه از گذشته تا حال
يك كشور قدرتمند و باثبات چه ويژگيهايي دارد؟ براساس كدام معيارها دولتي را ضعيف و دولت ديگر را قدرتمند ميدانيم؟ رفاه و آسايش يك ملت و فقر و فلاكت ملت ديگر ناشي از چيست؟
به نظر ميرسد كه پاسخ به اين پرسشها در برهه هاي مختلف تاريخي و براساس شرايط و مقتضيات هر عصر و دوراني متفاوت و گاه متضاد بوده است. در دوراني كه قدرت نظامي و تعداد سپاهيان هر كشور عامل مهمي براي قدرت و ثبات به شمار ميرفت كشورهاي وسيع و پرجمعيت از هژموني خاصي در جهان برخوردار بوده و از نظر اجتماعي و حتي فرهنگي نيز كارنامه درخشاني داشتهاند. نمونههاي اين گونه دولت، ملتها در جهان باستان دولت هخامنشيان و امپراطوري روم است كه دو مولفه اصلي آنها وسعت قلمرو و قدرت نظامي بوده است و با تكيه بر اين عناصر از موفقيت چشم گيري در عرصه فرهنگ و اقتصاد نيز بهرهمند شدهاند.
از عوامل و شاخصهاي ديگر رفاه اجتماعي و قدرت اقتصادي ميتوان به ثروت طبيعي اشاره كرد كه نمونه آن در جهان گذشته تمدنهاي بينالنهرين است كه با تكيه بر زمينهاي حاصل خيز و كشاورزي تمدنهاي شكوفايي را پيريزي كردند و در دنياي معاصر كشورهاي نفتخيز خاورميانه است كه توانستهاند تا مدتي معين (هر چند محدود) با تكيه بر پول نفت كشور و جامعه را در ثبات نسبي نگه دارند.
اما صرف نظر از راههاي مختلف توسعه و عوامل ثبات و اقتدار در هر دوراني از زندگي بشر عنصر مهمي در زندگي آنها نقش اصلي را ايفا كرده است و آن دانش و ميزان آموزش آن است. اين عامل از ابتداي تاريخ بشر همراه با ساير عوامل در زندگي انسان وجود داشته است، اما در جهان معاصر از حاشيه به متن آمده و تبديل به مهمترين عامل در پيشرفت، رفاه، شكوفايي فرهنگي، قدرت نظامي و حتي رشد و اعتلاي اخلاق عمومي و تقويت حس نوع دوستي و مدارا در بين انسانها شده است، به گونهاي كه تمام عواملي كه در بالا اشاره شد و از ابتداي تاريخ بشر تاكنون در زندگي انسان تأثيرگذار بودهاند، اينك تحتالشعاع آن قرار داشته و بدون دانش و ميزان گسترش آن كارآيي و فلسفه وجودي خود را از دست ميدهند.
نقش آموزش در دوران معاصر به گونهاي است كه به عنوان مثال كشور ژاپن با وسعتي بسيار كمتر از عربستان سعودي، بسيار پيشرفتهتر از آن است و عربستان در هيچ زمينهاي قابل مقايسه با آن كشور كوچك نيست و به اين ترتيب عاملي به نام «وسعت قلمرو» خاصيت خود را از دست داده و ديگر جزو عوامل تأثيرگذار نيست. از طرفي ميتوان با مقايسه كشورهاي فرانسه و روسيه و يا سوئد و روسيه، عامل «قدرت نظامي» را هم از ليست عوامل ثبات و رفاه و پيشرفت كشورها حذف كرد و با مقايسه كشور كره جنوبي با ليبي اهرم «ثرت طبيعي» را اهرمي كماهميت در مقابل آموزش و مديريت تلقي كرد.
اگر با نگاهي دروني «نه صرفاً بيروني و مقايسهاي) تأثير آموزش را مورد موشكافي قرار دهيم، ميبينيم كه بيشتر حوزههاي زندگي را تحت تأثير قرار داده و به شكلي اساسي آنها را دگرگون كرده است. در كشاورزي و دامداري آموزشهاي مناسب و علمي باعث شده است تا حتي كوهها را زير كشت برده و بالاترين ميزان محصول را به دست آوردند در حالي كه در كشورهايي فقير شاهد هستيم كه وسيعترين زمينهاي حاصلخيز و هموار به خاطر فقدان آموزش صحيح و تداوم روشهاي سنتي، عملاً باير و كممحصول است و اين ثروتهاي خدادادي نتوانسته است گرهي از مشكلات مردم بگشايد. ثروت عظيمي به نام نفت، اقتصاد كشورهاي پيشرفته را شكوفا ساخته ولي در اطراف چاههاي نفت خاورميانه و در روستاها و شهرهاي آنها فقر و فساد بيداد ميكند و اين ثروتها عملاً به درد ديگران خورده است تا خود آنها. تسليحات و مهمات پيشرفته نظامي با آخرين روشها و يافتههاي علمي در كشورهاي كوچك و صنعتي غرب ساخته ميشوند، اما در شهرها و مراكز كشورهاي جهان سوم مورد استفاده قرار ميگيرند و حكومتهاي آفريقا و آسيا نفت خود را ميفروشند و اسلحه ميخرند و با يكديگر نبرد ميكنند و شهرهاي يكديگر را هدف قرار ميدهند.
ميبينيم كه تقريباً تمام عوامل تأثيرگذار بر قدرت يك دولت ـ ملت چگونه خاصيت خود را از دست داده و حتي نقش منفي براي آن كشور بازي ميكنند و تنها علم و دانش و آموزش نيروي انساني و مديريت است كه علاوه بر ايفاي نقش خود، ديگر عوامل را هم به خدمت خويش درآورده و بر آنها فرمان ميراند.
ادامه دارد ...
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
مکتب خانه ها ، نهادهای آموزشی سازمان نایافتهای بودند که به صورت خودجوش به منظور آموزش قرآن و سواد خواندن و نوشتن (مقدم بر باسواد نمودن ،متدین بار آوردن کودکان )در بیشتر کشورهای اسلام به وجود آمده بودند.
آنچه از مکتب خانهها کمتر ميدانيم ، نقاط قوتی است که این نهادهای سنتی آموزشی کشورمان داشتند که در نتیجه آن ، نام آورانی چون حافظ ، سعدی ، ابن سینا، خیام ، غزالی و ... را در خود پروراندهاند.
بيشتر آنچه نسل امروز از مکتب خانه ها ميدانند، نقلهاي شفاهي پراکنده نسلهاي گذشته است که نمیتوانند پاسخ گوی اذهان جست و جوگران و فرهنگ دوستان امروزی باشد ، اما کسانی که بخواهند در باب مکتب خانه بیشتر بدانند،کتاب «آموزش مکتبخانهای در ایران ، تحولات و فلسفه تربیتی حاکم بر آن » که به کوشش «حمید قادری» گردآوري و از طرف شرکت تعاونی دنیای کتاب واژه منتشر شده، گزينه مناسبي است .
این کتاب در شش فصل به معرفی و تشریح مکتب خانه پرداخته است.
فصل اول: مربوط به ضرورت و اهمیت پژوهش در مکتب خانه و ریشه لغوی مکتب خانه است.
فصل دوم:به آموزش و پرورش کودکان در ایران باستان و ردیابی مکتب خانه در ایران باستان پرداخته است.
فصل سوم:به آموزش و پرورش کودکان در اسلام و ایران و شیوه آموزش الفبا و آموزش قرآن و پایگاه اجتماعی معلمان مکتب خانه ها و سازمان و برنامه آموزشی در مکتبخانهها و ...، نظر دارد.
فصل چهارم : به مدارس قدیم ایران(مرحله بعد از مکتب خانه) و شیوه آموزش در آنها پرداخته است.
فصل پنجم: به سیر تحولات در مکتب خانهها و تحولات آموزش مکتب خانهای از ورود اسلام به ایران تا دوره معاصر و ظهور مدارس نوین ، پرداخته است.(وضعیت معیشت و پایگاه اجتماعی معلمان، آموزش دختران، تنبیه بدنی، نظر صاحب نظران هر دوره درباره آموزش مکتب خانهای، انواع مکتب خانهها در دوره قاجاریه و برنامه های آموزشی و شیوههای آموزش در آنها، بررسی نقاط قوت و نقاط ضعف مکتب خانهها و ...)
فصل ششم: به معرفت شناسی و فلسفه تربیتی حاکم بر مکتب خانهها میپردازد.
این کتاب میتواند روشنگر و چراغ راه معلمان در هر سه مقطع یا دوره آموزشی باشد که خواهان آشنایی بیشتر با اهداف، برنامهها، محتوا ، شیوه تدریس و ساختار آموزشی مکتب خانهها هستند.
تعداد صفحات کتاب: 260 صفحه
نویسنده : حمید قادری شماره تلفن:09141831009 ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
به واقع وقتی از تکنولوژی های نوین صحبت به میان می آید تعاریف مختلفی در ذهن شکل می گیرد که مهم ترین و ساده ترین تعریفش می شود موبایل یا همان تلفن همراه . وسیله ای که به نظر ، آموزش و پرورش را بارها به چالش کشیده و بر آن داشته که واکنش های متفاوتی از خود نشان دهد .نمی توان کتمان کرد که در عرصه تکنولوژی های نو ظهور آموزش و پرورش کشورمان واقعاً عقب مانده است اما این را نیز نباید فراموش کنیم که مسئولین این امر تمام تلاش خود را می کنند که هر طوری شده خود را به پیشروهای این تکنولوژی ها برسانند !
اما با این حال یک بام و دو هوا بودن در اظهار نظر ها نشان از آن دارد که مسئولین آموزش و پرورش هم نمی دانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است و به تعبیری فقط به دنبال این تکنولوژی کشیده می شوند بی آنکه هدفی را تعریف کرده باشند و دور نمایی برای رسیدن داشته باشند .
در زیر به چند خبر که در روزهای گذشته منتشر شده می پردازیم و در پایان نگاهی اجمالی به آنها خواهیم داشت تا ببینم واقعا چه نتیجه ای از این اظهار نظر ها می توان گرفت .
- معاون پرورشی آموزش و پرورش آقای کفاش در گفت و گو با خبرگزاری ایسنا روز جمعه 26 دی ماه این گونه گفت " با توجه به اینکه در مدارس ما همچنان بر اساس قانون ورود موبایل به لحاظ اینکه کاربردهای متفاوتی دارد و قابل کنترل نیست ممنوع است "
- رییس مرکز برنامه ریزی و فناوری اطلاعات آموزش و پرورش در گفت و گو با خبرگزاری فارس روز یکشنبه 28 دی ماه این گونه گفت " با توجه به اینکه یک میلیارد تومان اعتبار برای تبلت دانش آموزی اختصاص داده شده است ، در سال آینده طرح تبلت دانش آموزی به تمام کشور تعمیم داده می شود "
- معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش آقای کفاش در گفت و گو با فارس " با توجه به اینکه ُنرم کتاب نسبت به دانش آموزان 7درصد است و این نسبت به ُنرم جهانی زیر 50 درصد است پس می تواند نتیجه گرفت نیمی از مداس کشور فاقد کتابخانه هستند "
به واقع اگر بخواهیم به این تب تند مسئولین برای آنکه نشان دهند هیچ چیزی از کشورهای پیشرفته کم ندارند نگاهی کارشناسانه بیندازیم بد نیست بدانیم که هوشمند سازی برای اولین بار در کشور مالزی آغاز شد و به تعبیری مبدع این طرح در جهان بود اما اینک این طرح با شکست مواجه شده ، به این دلیل که 80 در صد معلمان مالزی فقط 45 دقیقه در هفته از این فن آوری ها استفاده کرده اند و عملا این روش از سیستم آموزش و پرورش مالزی در سال 2012کنار گذاشته شد.
اما در ایران مدارس هوشمندی که تعدادشان هر روز به صورت قارچی بیشتر و بیشتر می شود و گاهی در خبرها نیز خوانده می شود که برخی مدارس به اجبار از اولیا مبالغی برای هوشمند سازی کلاس ها پول می گیرند باید پرسید چقدر توانسته اند در افزایش سطح علمی و عملی دانش آموزان نقش داشته باشند ؟
با این فرض که تابلو های هوشمندی که عمدتاً به دلیل نداشتن محتوای آموزشی ، نداشتن مهارت کافی در کاربری توسط معلمان ،عدم هماهنگی با فضای کلاسی و بسیاری از مسائل دیگر در گوشه ی کلاس ها و گاهی در انبار مدارس خاک می خورد ؛ حالا چرا آموزش و پرورش دوباره قصد دارد که آزموده را بیازماید ؟
آیا واقعا از توان حداکثری هوشمندی سازی مدارس منتفع شده است که از این پس می خواهد تبلت ها را وارد مدارس کند؟
به گمان این گونه می نماید که در اظهار نظر های بالا دو مسئول در تقابل یکدیگر سخن گفته اند یکی موبایل را ممنوع کرده دیگری تکنولوژی بالاتر از آن را قصد دارد وارد مدارس کند و این در حالی است که نیمی از مدارس کشور بنا به گفته آقای کفاش کتابخانه ندارند !
اگر کمی واقع بین باشیم باید بگوییم چنانچه محتوای کافی برای هر یک از این تکنولوژی ها را نداشته باشیم در خوش بینانه ترین حالت این تکنولوژی فقط برایمان هزینه مالی خواهد داشت بی آنکه استفاده ای از آن بکنیم و اگر بد بینانه نگاه کنیم خود می دانید که چه مسائلی را پیش رو خواهیم داشت .
وقتی از تکنولوژی صحبت می شود اگر بستر ها مهیا نباشد بی شک آسیب آن به مراتب بالاتر از آن چیزی که تصورش می رود خواهد بود ، به این موضوع عدم آگاهی معلمان از این تکنولوژی ها را هم اضافه کنیم که به گمانم ، آموزش پرورش اگر کاری هم می خواهد انجام دهد بایستی بیشترین توان خود را برای هوشمند سازی معلمان داشته باشد نه دانش آموزان . چون دانش آموزان به اندازه کافی هوشمند هستند .
با این اوصاف باید منتظر شکستی دیگر و صرف هزینه گزافی دیگر بر روی دوش آموزش و پرورش باشیم .
در پایان بد نیست نگاهی اجمالی به سرانه مطالعه در کشور های مختلف بیاندازیم و ببینم که آیا ظهور این تکنولوژی ها توانسته میزان مطالعه در کشورهای پیشرفته را بکاهد و جایگاه کتاب و کتاب خوانی را در این کشور ها بگیرد ؟
میزان مطالعه هر فرد فنلاندی 44 دقیقه در سال می باشد و بعد از آن به ترتیب استونی ؛آلمان؛هلند ؛نروژ و... در این لیست بلغارستان با سرانه مطالعه در سال 15 دقیقه در انتهای جدول جا دارد ؛ این در حالی است آخرین آمار حکایت از آن دارد که سرانه مطالعه در کشور ایران 2 دقیقه در سال می باشد که اگر زمان درس خواندن را هم به آن اضافه کنیم 6 دقیقه خواهد بود .
گرچه منابع این آمار چندان معتبر نیستند ولی در اکثر منابعی که شخصا جست و جو کردم جایگاه ایران بهتر از این نبود و فنلاند با بهترین میزان مطالعه در صدر اغلب جداول بود .
البته این آمار چندان هم بی ربط به نظر نمی رسد ، وقتی خرید کتاب در کشور و میزان انتشار آن مورد مقایسه قرار می گیرد حکایت از آن دارد که در ایران هر 20 نفر در سال یک کتاب می خرند .
تیراژ پر فروش ترین کتاب های ایران نیز می تواند شاخص خوبی برای این موضوع باشد که ایران سرانه مطالعه خوبی ندارد تقریبا می تواند گفت در بهترین حالت اگر کتابی خیلی پروفروش باشد شاید تیراژ آن به 10 هزار هم نرسد و این در حالی است که در کشورهای اروپایی شروع تیراژ اغلب کتاب ها با صد هزار آغاز می شود .