صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

تاسیس دارالفنون و رویای امیر کبیر برای آموزش و پرورش مدرن

امير كه عشق و علاقه فراواني به ترقي و تحول ايران داشت و مي‌خواست ايران را از آن شكل و صورت نابه سامان تشكيلات اداري، نظامي، مالي و... سامان دهد و طي سفر خود به روسيه با دارالعلوم آن جا آشنايي يافته و پيشرفت علوم جديد را در آن جا ديده بود و در سفر بعدي خود به عثماني، جهت عقد قرارداد ارزنه الروم خبر تاسيس مدارسي در عثماني را شنيده بود، به فكر تاسيس مدرسه‌اي در ايران افتاد كه تمام علوم جديد در آن به جوانان ايران آموزش داده شود.

اگرچه پيش از اين هم در زمان عباس ميرزا اقداماتي در راستاي آموزش جوانان و اعزام آن‌ها به اروپا انجام شده بود اما امير به اين فكر افتاد كه جواناني كه براي تحصيل به اروپا مي‌رفتند ممكن است به دليل زرق و برق آن مجامع و نفوذ استعمارگران در افكار آنان كارآيي لازم را نداشته باشند؛ بدين جهت مصلحت را در آن ديد كه با ايجاد مركز تعليم و تربيت در مملكت و با آوردن معلمان از كشورهاي اروپايي، جوانان در مملكت خود تعليم داده شوند.

طرح بناي ساختمان را ميرزا رضا مهندس‌باشي از شاگرداني كه عباس ميرزا به فرنگ فرستاده بود ريخت.

بد نیست بدانید که ابتدا قرار بود اين مدرسه بزرگ تنها براي فرزندان ديوانيان و لشكريان و درباريان و از همه بالاتر، شاهزادگان گشوده بشود ولي اين انحصارگرايي به وسيله شخص امير شكسته شد و مدرسه شاگردان متفرقه‌اي از طبقات ديگر را در خود جاي داد. لباس شاگردان دارالفنون فراخور رشته تحصيلي‌شان متفاوت بود و سالانه دو دست لباس مجاني زمستاني و تابستاني به آن‌ها داده مي‌شد. شاگردان ناهار را به خرج مدرسه مي‌خوردند و جزو خدمتگزاران دولت محسوب شده و مقرري مختصري نيز داشتند. دوره تحصيلي معمولا 6 سال بود. در مدرسه نمازخانه‌اي نيز داير بود كه شاگردان به موقع در آن جا نماز مي‌‌گزاردند. بودجه دارالفنون در سال تاسيس آن 7750 تومان بود.

ورود معلمان اروپايي به تهران در تاريخ 26 محرم  1268ق/44نوامبر1851 ميلادي يعني يك روز پس از عزل امير بود. با تمام اين مسايل امير پس از ورود معلمان نگران وضع آنان بود و سفارش مي‌كرد كه مراقب احوال آن‌ها باشند طوري كه از آمدن شان به ايران پشيمان نشوند چرا كه دشمنان امير به دنبال بازگرداندن معلمان به كشورشان بودند؛ اما با علاقه‌اي كه ناصرالدين شاه به مساله داشت اين امر متنفي شد ولي برخلاف تلاش‌های  امير مخالفان توانستند در ميان اين معلمان كارشناسان انگليسي را نيز استخدام كنند.

سرانجام يك روز پس از ورود معلمان اروپايي مسيوجان داوود آن‌ها را به شاه معرفي كرد و شاه با تقدير نامه‌اي وي را مورد تفقد قرار داد. مدرسه پنجم ماه ربيع‌الاول 1268 با انتخاب اولاد شاهزادگان عظام و امرا و اعيان و رجال دولت، توسط ميرزا محمدعلي خان شيرازي وزير دول خارجه و پس از تاييد شاه شروع به كار كرد و دارالفنون افتتاح شد. تعداد شاگردان دارالفنون ابتدا بيش از 30 نفر نبود و كم‌كم به 120 نفر رسيد و تا زمان افتتاح تكميل شد. نخستين فارغ‌التحصيلان  در سال 1276 از مدرسه جهت اعزام به اروپا فارغ‌التحصيل شدند.                                                                                                .

برخي از معلمان اروپايي دارالفنون پس از اتمام قراردادشان به كشور خود بازگشتند و برخي ديگر در ايران ماندند. اوضاع دارالفنون با توجه به اهدافي كه امير كبير براي آن در نظر داشت پيش نرفت و حضور معلمان روسي و انگليسي و برنامه‌هاي سياست‌گذاران قاجار موجب انحراف اهداف دارالفنون شد. ناصرالدين شاه تا مدتي به دارالفنون علاقه‌ داشت و به دليل همين علاقه و مقدمات صحيحي كه امير براي اين بناي خیر چيده بود تعليم يافته‌گان فاضلي بيرون آمدند؛ اما كمي بعد در نتيجه حقه‌بازي‌هاي ميرزا ملكم‌خان كه خود و پدرش از عوامل انگليسي بودند و موسس فراموشخانه (فراماسونري) در اين مدرسه  که سمت معلمي و مترجمي داشت، ناصرالدين شاه به دارالفنون سوء‌ظن پيدا كرد و به كلي از آن جا دلسرد شد.

به هر حال دارالفنون در دوره اول و دوم و سوم توانست عده زيادي از دانشمندان را به جامعه تحويل بدهد. براي نمونه افرادي چون حاج‌نجم‌الدوله، ميرزا كاظم‌خان شيمي، دكتر علم‌الدوله ثقفي، ميرزا رضاخان مهندس الملك، دكتر ولي‌الله‌خان نصر، ميرزا محمدعلي خان‌ذكاالملك(فروغي) و بسياري ديگر از تربيت‌شدگان دارالفنون بودند.

در پايان بايد گفت اگرچه اميركبير با حسن‌نيت و آينده‌نگري و اقدامات مصلحت‌جويانه اقدام به تاسيس دارالفنون كرد ولي متاسفانه با عزل و مرگش آن اهداف دقيقا اجرا نشد اگر اميركبير خود هدايت دارالفنون را در دست داشت قطعا نتايج مثمرثمري براي ايران داشت؛ ولي مرگ نابه هنگام امير و بي‌توجهي ناصرالدين شاه و ساير درباريان موجب شد اين مركز نه تنها مفيد فايده نباشد كه بعدها به  واسطه نفوذ افكار استعمارگران تحت لواي فراموشخانه، ضربات سنگيني بر فرهنگ و عقايد مردم ايران وارد شد و متاسفانه به جاي آن كه مركزي براي پيشرفت و توسعه كشور ايران باشد صدمات زيادي بر ايران وارد ساخت.

از سوی دیگر با مرگ امیر خواص و عوام نیزنتوانستند در پی ریزی آموزش و پرورش مدرن موفق باشند.

گویی که آموزش و پرورش در حال حاضر در همان گذشته پرمساله و پرمشکل و در 164 سال قبل در حالت ایستا به سر می برد و آموزش و پرورش ضیعف و نحیف توان برخاستن و ماندن و قدرتی برای حرکت و رشد و بالندگی ندارد و مخالفان و مخالفت ها و موانع و مقاومت ها همچنان البته پرقدرت تر از دیروز  برای آموزش و پرورش امروز وجود دارد.


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در یادداشت
چهارشنبه, 10 آذر 1394 10:01

" سخن " و ارزش و جایگاه ویژه ی آن

ارزش سخن و بایدها و نبایدها  سخن گفتن و کلام و نطق یکی از عمده ویژگی ها و تمایزات انسان با سایر موجودات می باشد و این امتیاز و جایزه و موهبت و رحمتی است که حق باری تعالی به آدمی هبه و اهداء نموده است. آیه ی شریف و مبارکه ی قرآن "علمه البیان" نشانگر و بیانگر چنین عظمت و هنر پروری است.

امام علی (ع) این سلطان کلام و سخن در یکی از کلام ها و سخن های فراعقلی و علمی خود می فرمایند: « رساترین بلاغت ها آن است که گذر از فهم درست آن آسان و اختصارگویی آن نیکو باشد.»

کلام نباید پیچیده، غامض، نارسا و ملال انگیز و نسنجیده و بیهوده و لغو باشد. حق تعالی در کتاب نفیس و مقدس خویش قرآن کریم سخن لغو و بیهوده و چرند و پرند را نکوهیده و مورد سرزنش و ملامت قرار داده و همگان را از آن پرهیز داده است. مومنان واقعی و انسان های والا و ارزشمند و شریف و باوقار و دیانت و عاقل را کسانی می داند که "وعن الغوهم معرضون" آنان از لغو و بیهوده گویی اعراض می نمایند.

هماره بایستی سخنان فصیح و بلیغ را بر زبان جاری ساخت و حکیمانه و عالمانه و مدبرانه و سنجیده و حساب شده و با درایت سخن گفت.

شکسپیر می گوید:« سخن ناپسند، در گوش آدم احمق می ماند.»

مرحوم "علی شریعتی" معتقد بود: « گاه حرف و سخن ما در عمل است. در کوتاه سخن گفتن و در عین حال حکمت آمیز و درست و برحق و بر صراط حقیقت سخن گفتن.» دانشمندی به نام "لارشفوکولر" می گوید: « وقتی بطالت آدم را مجبور به صحبت نکند ، آدمی کم حرف می زند.» بزرگی چون "کنفوسیوس" را عقیده چنین بود که « بدون آگاهی از قدرت کلام محال است انسان را بتوان شناخت.» "شکسپیر" می گفت:« سخن بدون فکر هرگز به آسمان نمی رود.» "ویرژیل"می گوید: « حرف های پوچ، صدای بدون فکر هستند.» "هومر" معتقد بود: « در خور آدم شجاع است که با کلمات به جنگ بدی ها برود.»

در عظمت و ضرورت سخن حق و منطقی و ارزشمند "آشیلوس" می گوید: « حرف، پزشک روح بیمار است.» "هابز" می گوید: « حرف، پیشخوان مرد عاقل است» و "سلون" معتقد است:« کلمات بر دنیا حکومت می نمایند.»

خواجه عبدالله انصاری پیرامون اهمیت سخن حکیمانه و عالمانه و مدققانه و ضرورت توجه به چنین گوهر ناب و قیمتی می گوید:« جوینده گوینده است و یابنده خاموش.» گاه و به ویژه آن هنگام که انسان با احمق و نادان و فاقد شعور و دانایی و شخص کم ظرفیت و بدون جنبه مواجه می گردد و یا احساس می کند سخن گفتن او به مثابه ی ریختن درّ گرانمایه پیش پای خوکان و ددان می باشد و یا سخنگو با وجود احساس مسئولیت و شجاعت، شهامت، جامعیت و قابلیت اش احساس غربت می کند و طرف مقابل را لایق و شایسته ی ادراک حق و حقیقت نمی بیند، در چنین صورتی بنا به فرمایش مولا علی (ع) "الصمت حکمه" یعنی سکوت، حکمت است!

آری !

سکوت حکیمانه و نه هر سکوتی، بلکه آن سکوتی که خود منبع و اقیانوس و معدن سخن است و سرچشمه و تفسیر و تاویل و معنای تام و تمام حکمت و رحمت و هدایت می باشد.

"علی اکبر دهخدا" چه زیبا و نغز و سنجیده و هنرمندانه گفته است:« حتی با نگاه و اشاره نیز می توان سخن گفت.» در باب کنترل سخن و کلام و این که سخنگو و سخنور و دانا و حکیم بایستی سنجیده و حکیمانه حرف بزند و حرف و کلامش زوار در رفته و افسار گسیخته نباشد و او امیر سخن باشد و هر حرف و کلامی از مغز و زبان و دل او تراوش نکند و بلکه سازنده بگوید و سخنرانی نماید.

حکیمی به نام "امام محمد غزالی" چنین گفته است:« سعی کن برده سخنت نباشی، بلکه سخن را زیر فرمان خود داشته باشی.» و یا آنجا که می گوید:« هر کلمه ای که از دهان بیرون می آید، مرهمی است که بر زخمی می رسد یا خنجری است که دلی را می شکافد یا نسیمی است که دریای احساسات را به تلاطم می آورد. پیش از سخن گفتن تامل کنیم، شیدایی کلام، مانند نوای موسیقی لباس است که شاهد فکر را دلنشین تر و شورانگیزتر می کند. سخن شیوا، اندیشه را تابان می کند.»

از حکیم فرزانه و خدای سخن،" فردوسی" بشنویم که می گوید:« سخن را بسنج و به اندازه گوی، گوش شنونده همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است.»

چه زیبا و مدبرانه و ذیقیمت است که سخن یک طرفه و مونولوگ نباشد، سخن که جنبه ی دیالکتیک و دیالوگ را لحاظ نماید ارزش دارد و دارای خواص و حالت سقراطی باشد. نیل به حق و حقیقت و دوری از جهل و خرافه و گمراهی و جزم اندیشی چیزی است که در سخن گفتن بایستی ملحوظ گردد. گام نهادن در مسیری که اشتراک لفظ و معنی را فراشد آورد و ضمن مراعات اصول رقابت مشارکت و تعاون، وحدت رویه را موجب گردد، از اصول وارکان سخن و کلام محق و اساسی و متین می باشد.

اندیشمندی به نام "حسین رحمت نژاد" می گوید:« سخن را چو بسیار آرایش کنند، هدف فراموش می شود.» البته در مقام سنجش، ارزیابی و تشخیص سره از ناسره و خوب از بد و خیر از شر و ارج گذاری سخن نیکو.

بیهقی زیبا گفته است:« هیچ سخنی نیست که به یک بار خواندن نیرزد.» سپس می گوید:« سخنی که ناخوش خواهد آمد، ناگفته به.» "شاملو" می گوید:« آن که دانست زبان بربست و آن که می گفت ندانست.» البته عنوان چنان طرح و پروسه ای جنبه ی مطلقیت ندارد و نسبی است و بستگی به شرایط و ظرفیت ها و جوانب دارد."وین دایر می گوید:« سخنی که با کردار، پشتیبانی نمی شود، اندرزی است پوچ و ناکارآمد.»

"اسکاول شین" گفته است:« هر آن چه از آدمی و سخن یا کردار، آشکار شود، یا بروز کند، به خود او باز خواهد گشت و هر چه بدهد باز خواهد گرفت.» در پرهیز از سخنان چاپلوسانه و سالوس گرانه و این که بایستی برای احقاق حق، رضایت الهی و هدایت انسان ها و رفع مشکلات و احتراز از بیهوده گویی و نیز در ضرورت آگاهی بخشی و روشنگری سخن گفت. "مونتن" می گوید:« گناه اصلی به گردن کسانی است که به جای پند دادن در تلاشند تا سخنی گویند که شما را خوش آید.»

مرحوم دکتر علی شریعتی در پاسخ کسانی که معتقد بودند وی با حرف سخن و نوشتن خویش ایجاد تلاطم می کند و یا به جای آن که لب کلام و مخلص کلام را از همان اول بیان کند و به اصطلاح حرفش راحت الحلقوم باشد! می گوید: مگر من هروئین و تریاک هستم که آرامش دهم و ایجاد تسکین نمایم و تخدیر کنم. من که مواد مخدر و مسکن نمی باشم. اتفاقا من آمده ام تا آرام ها را ناآرام کنم ! اشتباه نشود منظور ایشان، بر هم زدن نظم و مقررات و یا ایجاد آشوب نبوده، بلکه می خواهد بگوید لازمه ی ثبات و استقرار و نظم و وحدت و اتحاد راستین و حقیقی و جلوگیری از رخنه و شکاف و شکست، ایجاد احساس مسئولیت، تفکر، تامل، تدبر و حرکت و جوشش و تلاش و کندوکاو و ارزیابی و جهش فکری، ذهنی و کلامی و از سکون و انجماد و پوچی و انزوا به تحرک واداشتن می باشد.

"ژان ژاک روسو" این محقق، فیلسوف و متفکر بزرگ می گوید: « پیش از سخن گفتن، گفتارت را بسنج، چنان که پیش از کاشتن تخم، شخم می زنی.» "توماس کارلایل" گفته است: « آدمی را با باور او نسبت به چیزی زنده نگه می دارد نه گفت و گو بر سر چیزهای بسیار.»

در این که انسان بایستی مصمم و شجاعانه و با هدف و انگیزه مقدس و امیدوارانه سخن بگوید و از تهمت و کذب و اتهام و سنگ اندازی در مسیر حق و حقیقت و راستی نهراسد و رضای حق و صلاح جامعه و سعادت افراد را لحاظ کند "گاری آرتو" می گوید:« با قلب خود سخن بگو و نگران مباش که چه روی خواهد کرد با این نیت که بیشترین خیر و نیکی مردم را بخواهی، وارد عمل شو.»

از نیچه بشنویم که: « از آن چه با عظمت است یا باید هیچ نگفت یا با عظمت سخن گفت و با عظمت سخن گفتن یعنی دور بودن از آرایش و آلایش. آنچه آقای نیچه می گوید اوج و نهایت و غایت و کمال آن در کتاب آسمانی قرآن کریم و سخنان حکیمانه پیامبر (ص) و امامان هدی(ع) و احادیث نورانی و روایات معصومین و کلام بزرگانی چون حافظ، سعدی، جامی، سنایی، مولانا، سیدجمال الدین اسدآبادی، مطهری، بهشتی، امام(ره) ، چمران و ... ملاحظه و مشاهده می گردد که با آن عظمت روحی و معنوی و فلسفی و کلامی سر و کارشان با توده ی مردم و امت بود و به گونه ای سخن می گفتند که مردم کوچه و بازار هم متوجه گردند و سخن فقط در طاقچه و گنجه و قفسه نماند و به صحنه ی عمل وارد شود.

اشعار و سخنان ارزشمند و هشداردهنده و حکیمانه و در عین حال مردم گرایانه و ساده و روشنگرانه و کوبنده ی نسیم شمال در حوادث مشروطه و پس از آن نیز در همین چارچوب ارزیابی می گردد.

جالب است که ژان پل سارتر در سخنی انتقادی، هشداردهنده و آگاهی بخش می گوید:« مردم از هر چیز سخن می گویند به ویژه از آن چه درباره اش هیچ نمی دانند.» "آرتورشوپنهاور" بزرگ می گوید:« زبان، ارزشمندترین میراث یک ملت است.»

در ضرورت تطابق حرف با عمل و پرهیز از سخن بدون عمل و این که بایستی در جهت تحقق سخن و آرزو و انگیزه بایستی تلاش کرد "مارک تواین" می گوید:« در عمل ثابت شد که گفتن آسان و عمل دشوار است.»

"آلبرکامو"پیرامون تکلیف و مسئولیت سخن گفتن و سخن و کلام افراد خبیر و دانا و دارای احساس مسئولیت و آرمان و هدف والا و مقدس چنین می گوید:"« وجود نویسندگان و هنرمندان اگر تنها یک علت داشته باشد، آن علت چیزی نخواهد بود جز سخن گفتن به جای همه ی کسانی که نمی توانند سخن بگویند.»

در اهمیت سخن گفتن به وقت ضرورت "بزرگمهر" می گوید:« اگر کسی نه در وقت ضرورت سخن گفت، قدرتش شکسته می شود

آخرین سخن را باز از بزرگمهر نقل می کنیم: « در نظر مردم سخن سنج، ارزش سخن بیش از گنج است.»


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در آموزش نوین

تعریف انسان سازگار و نرمال  در اواخر دهه هفتاد میلادی، اریک فروم هنگام صحبت در یکی از درس گفتارهایش ( در فیلم ) در بحث از « نرمال » و « غیرنرمال » با اشاره به کنش « سازگاری » با قواعد اجتماع چنین گفت:

«سالم ترین انسان‌ها ، بیمارترین ها هستند و بیمارترین افراد سالم ترین ها محسوب می‌شوند.

شاید تصور کنید این حرف شوخی یا بازی با کلمات باشد اما این طور نیست و موضوعی بسیار جدی است.

کسی که بیمار است به شما نشان می دهد که هنوز برخی از عناصر انسانی در وجودش آن چنان سرکوب نشده اند و به همین خاطر در کشمکش و درگیری با قواعد و اصول فرهنگ قرار می گیرند و در نتیجه این مقاومت علائم بیماری (سیمپتوم ) از خود نشان می‌دهند.

علائم بیماری یا همان سیمپتوم نه درد محسوب می‌ شوند و نه نشانه‌ی این هستند که چیزی درست کار نمی‌کند.

خوشا به سعادت کسی است که سیمپتومی دارد.

خوشبخت آن کسی است که وقتی کمبودی دارد دردی احساس می‌کند.

همان طور که می‌دانیم ، چنان چه کسی دردی احساس نکند در وضعیت خطرناکی به سر می‌برد ، اما اکثر مردم یا همان انسان‌های نرمال آن قدر سازگار شده‌اند، آن قدر خود واقعی‌شان را از دست داده‌اند، چنان از خودبیگانه و چون ابزار و ربات گونه شده‌اند که دیگر حتی مشکل و درد را حس نمی‌کنند. به عبارتی دیگر، احسا‌س های واقعی‌شان چون عشق و نفرت آن قدر سرکوب و بازپس زده شده و حتی خشک و پژمرده شده که می توان به راحتی گفت نوعی اسکیزوفرنی‌‌ی مزمن را از خود نشان می‌دهند.»
.
تعریف اریک فروم از انسان سازگار و نرمال و انسان بیمار از دیدگاه اریک فروم

«همان طور که مارکس گفته است این انسان است که تاریخ را می‌سازد. تاریخ به خودی‌ی خود کاری نمی‌کند...این انسان اما متاثر از محیط پیرامونش است. محیط پیرامونی نه به معنای روشنگری‌ی فرانسوی که سطح را می‌بیند بلکه به معنای ساختار اجتماعی که انسان در آن زندگی می‌کند و این ساختار اجتماعی یک هدف دارد؛ هدفش هدایت نیروی روانی‌ به سمتی است که انسان با میل خودش کاری را انجام دهد که می بایست به اجبار انجام داده شود تا این اجتماع به شکل کنونی‌اش دوام بیاورد .

اریک فروم در مصاحبه‌ای به سال ۱۹۷۷ :


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تعریف اریک فروم از انسان سازگار و نرمال و انسان بیمار از دیدگاه اریک فروم

منتشرشده در دیدگاه

هفت مانع نظام آموزشی ایران در مسیر توسعه  در سومین بخش از مجموعه " درنگی بر موانع توسعه یافتگی ایران "، به هفت مانعی که نظام آموزش و پرورش کشور در مسیر توسعه یافتگی به جا می گذارد، اشاره می کنم:

 

مانع اول: معلمانِ خسته و فرسوده

هر شغلی یک شاکله شخصیتی دارد که معرف آن شغل است. مثلا شاکله صنعت را مهندسان، شاکله بهداشت و درمان را پزشکان و پرستاران و شاکله فرهنگ را هنرمندان و نویسندگان تشکیل می دهند. در آموزش و پرورش این نقش را نه دانش آموز، نه مدیران کل ستادی و نه وزیر آموزش و پرورش بلکه « معلمان » بر عهده دارند. تصور عمومی بر این است که تمام بار تعلیم و تربیت رسمی کشور بر دوش معلمان نهاده شده. همیشه انتظارات از معلمان فراتر از تقدیر و پاداش آنها بوده است. از یک طرف کار اصلی تربیت در نظام رسمی را به معلمان می سپاریم اما معاش آنها را به جمله معروف « معلمی شغل نیست، عشق است » حواله می کنیم.

بار اصلی تربیت روی دوش معلمان است اما کارانه و ماهانه و پاداش را کارکنان اداری آموزش و پرورش می گیرند. معلمان احترام عملی می خواهند.

وظیفه وزارت آموزش و پرورش اما باید فقط پشتیبانی حرفه ای و توان مند سازی معلمان باشد. سواد و سطح دانش و مهارت معلمان باید سالانه مورد ارزیابی قرار گیرد. شغل معلمی در گزارش های جدید یونسکو به عنوان یک تخصص معرفی شده. معلمانی که فاقد مطالعه و سوادهای چندگانه هستند یا باید تقویت شوند یا بدون تعارف با دنیای معلمی خداحافظی کنند.

اما در عوض باید برای معلمانِ توانمند؛ رفاه، مسکن، زندگی متوسط روبه بالا و نظام ویژه تأمین اجتماعی (بهداشت و سلامت) را فراهم آورد. با وجود معلم کم مطالعه، خسته، نا امید و بی حامی، از هیچ سندی نه تحولی بر می خیزد و نه امیدی به توسعه یافتگی می توان داشت.

 

مانع دوم: هویت ملیِ مخدوش دانش آموزان

دانش آموزی که عشق به کشور و میهنش را از مهد کودک حس کند و در مقاطع تحصیلی بالاتر این احساس تعلق را وجدان و درونی کند، در بزرگسالی نه به اختلاس گرایش پیدا می کند و نه از کارش می دزدد. ما عادت کردیم که برخورد با فساد و کژرفتاری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را از قوای قهریه و اهرم های پلیسی طلب کنیم حال آنکه از ریشه های تربیتی این آسیب ها غافلیم. دانش آموزانی که ریشه قوی در فرهنگ خود داشته باشند، در آینده به شهروندانی تبدیل می شوند که باهم کار کردن و کار گروهی را با باندبازی و قانون شکنی اشتباه نمی گیرند.
به عنوان یک کارشناس می گویم؛ اگر هویت ملی فرزندان ایران را جدی نگیریم، در آینده ای نزدیک با آسیب های بسیار بزرگی مواجه خواهیم بود. نشانه های « بدهویتی » یا هویت مخدوش را در نسل جوان و نوجوان امروز به وضوح می توان دید.

تصور کنید!

نسلی بی ریشه و بی اطلاع از دیرینه خود که هیچ چیز برایش مهم نیست! نه ایران، نه مردم و نه ارزش های اخلاقی. چراکه امواج سهمگین و احاطه کننده فرهنگ جهانی نه دلش به حال ایرانیت بچه های ما می سوزد و نه تربیت دینی آنها. پس این مسولیت فرهنگی بر دوش مربیان رسمی و غیر رسمی است.

ما در تمام سال های پس از انقلاب هنوز نتوانسته ایم به یک تعریف و تصویر متعادل از هویت ایرانی و اسلامی برای دانش آموزان برسیم. امروز ما با نسلی مواجهیم که نه تصویر درست و واقع بینانه ای از فرهنگ و تمدن ایرانی خود دارد و نه شناخت درستی از فرهنگ دینی. به عنوان مثال فرزندان ایران در طول ۱۲ سال تحصیل فقط در حد سه سطر آن هم بسیار تعارف آمیز درباره کوروش کبیر می خوانند. از آن سو در حوزه معارف دینی نیز نتوانسته ایم به شناختی معقول، رحمانی و عقلانی در نسل جدید دست یابیم.

دانش آموزان را بیشتر به ظواهر دین متمایل کرده ایم. مراد من، سنگین تر شدن کفه ایرانیت یا اسلامیت نیست بلکه نشان دادن واقعیات شکوه تمدنی و فرهنگی ایرانی و اسلامی در ذهن دانش آموزان است.

توسعه بدون فرهنگ، توسعه نیست. نمی توان ریشه یک نهال را خشکاند و بعد انتظار قد کشیدن آن را داشت.آموزش و پرورش باید منصفانه و آگاهانه به بچه ها کمک کند تا بفهمند که نه عشق به ایران نافی مسلمانی بچه هاست و نه مسلمانی آنها مزاحم افتخار به هفت هزار سال فرهنگ و تمدن آنها.

 

مانع سوم: شخصیت ضعیف و سرکوب شده دانش آموزان

توسعه از جنس رسیدن است نه از جنس رساندن. در رساندن، اراده های غیر مداخله می کنند و در رسیدن (رسش)، اراده خود فرد. رسیدن از جنس تربیت است و تربیت اساساً در شرایطی خودانگیخته، اختیاری، بدون فشار و اضطراب و بدون ترس، با مشارکت و مداخله آزادانه و آگاهانه فرد فرد یادگیرندگان معنی پیدا می کند.
هم آموزش و هم پرورش، اگر بدون مشارکتِ از سر تمایل و اختیارِ یادگیرندگان باشد، آموزش و پرورش نیست، اردوگاه کار اجباری است.

نظام آموزشی ما عموما با الگوی اقتداری و عمودی اداره می شود. ادبیات و سبک ارتباطی این نهاد مهم توسعه باید به ادبیات افقی متمایل شود. هیچ لزومی ندارد چشم یک میلیون کنشگر و نیروی فرهنگی و آموزشی به یک ساختمان زمخت سیمانی در خیابان سپهبد قرنی تهران خیره بماند که قرار است چه خوابی برای ۱۳ میلیون معلم و شاگرد ببینند.
سال هاست رویکردهای مدیریتی دنیا به ویژه در حوزه مدیریت آموزش به سمت کاهش تمرکز، برون سپاری، کاهش تصدی گری و تفویض منطقی امور معطوف شده اما آموزش و پرورش ما هنوز ارباب - رعیتی و متحدالشکل اداره می شود.

در ساختار آموزش و پرورش اقتداری سه گوهر گرانبهای توسعه یافتگی از دست می رود:

اول استقلال شخصیتی معلم و شاگرد، دوم قدرت انتخابگری که عصاره توسعه انسانی است و سوم تفاوت های فردی.

توسعه درون زا چیزی نیست جز شکوفایی ظرفیت های درونی و نیروی مغزی دانش آموزان. اما سبک کلاس داری فعلی ما و با این اتمسفر حاکم بر بیش از ۱۰۰ هزار مدرسه در ایران، توان تخیل و آفرینندگی بچه های ایران را به خاموشی و ضعف می کشاند. بچه های مدرسه ناخواسته با فشاری مواجهند که باید بنشینند، گوش کنند، بنویسند، امتحان بدهند و خداحافظ. چه ایده ها که در کلاس دیده نمی شود و چه استعداد ها که می پژمرد.

دانش آموز باید به حدی از اعتماد به نفس و بزرگ منشی برسد که؛ پرسش کند، نفی کند، رد کند، دوباره ببیند، خودش تجربه کند، بیازماید، به نقد بکشد، حرف بزند و از همه مهمتر « انتخاب کند ».

رسیدن به این نقطه، مستلزم کاهش تراکم جمعیت کلاس، کاهش تمرکز ستاد مرکزی وزارت آموزش و پرورش و ادارات و باز گذاشتن دست مدیران مدارس و معلمان برای فراهم آوردن میدان وسیعی از پرواز احساسات و اندیشه های دانش آموزان است.

عصر ایران


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در یادداشت

آسیب شناسی استفاده از موبایل و تبلت در مدارس و در میان دانش آموزان  تصویر روز اول مدرسه یکی از تصاویر ماندگار در ذهن همه ماست ، تصویری پر از شگفتی ، اشک و لبخند .

تنهایی عمیقی که برای بار اول تجربه می شود ، نشستن روی نیمکت های چوبی و تخته سیاه و نوشتن برای دانش افزایی با مداد سوسمارنشان و مداد تراش شمشیر نشان که صفا و صمیمیت و یک رنگی دربین دانش آموزان را نشان می دهد .

اما امروزه با گذشت زمان و پیشرفت تکنولوژی همه چیز تغییر کرده ، شاید دیروز تمام دلهره ما از شکستن نوک مدادمان هنگام نوشتن دیکته بود اما امروز نگران تمام شدن شارژ گوشی و تبلت تمان باشیم و از بغل دستی مان تقاضای شارژ کنیم  .

به هر حال با وجود این وسایل نوین ارتباطی بیشترین وقت دانش آموزان را به خود اختصاص داده و علی رغم ممنوعیت استفاده از این وسایل در مدارس، آنان با شگردهای مختلف از سد این منع ها گذر کرده و آن را به همراه خود دارند به طوری که ساعت ها بدون توجه به اطرافیان خود گذر زمان را احساس نمی کنند و حتی در خانه و سفرهای درون شهری و غیره مشغول بازی هستند .
دانش آموزان گوشی های همراه و تبلت خود را به عنوان ابزاری برای تقویت یادگیری عنوان می کنند در صورتی که این گونه نیست .

مدارس باید معلمان و دانش آموزان را در فرآیند یادگیری و استفاده از روش های نوین یاری کنند نه اینکه مانع ورود ابزارهای نوین یادگیری شوند.
باید استفاده صحیح از این ابزارها در مدارس « فرهنگ سازی » شود چرا که با ممنوع کردن این ابزارها در مدارس، دانش آموزان در بیرون از محیط مدرسه و منزل از آن استفاده خواهند کرد.
البته استفاده نادرست از تلفن همراه و تبلت در بین دانش آموزان مشکلات و معضلاتی را ایجاد کرده و در رفتار و اخلاق آنان تاثیرات منفی بسیاری برجای گذاشته است .
چون با توجه به پیشرفت فن آوری های جدید و آشنایی نسل جدید با این ابزارها، متاسفانه برخی دانش آموزان از آن استفاده درست و منطقی ندارند و گاه اطلاعاتی را رد و بدل می کنند که با توجه به سن و شخصیت آنها صحیح نیست و موجب انحطاط اخلاق و ضعف درسی می شود .
هم اکنون عصر ارتباطات است و استفاده از این نوع ابزارها، بسته به محیط پرورش و تربیت دانش آموزان دارد و در صورت استفاده نادرست باید از سوی والدین و مسوولان مدارس برخوردی جدی صورت گیرد.

برخی دانش آموزان نیز از این ابزارها به عنوان شیوه جدید یادگیری و سهولت در امر تحقیق، مقاله و پاسخ گویی به سوالات استفاده می کنند .
چون همه چیز با سرعت غیر باوری در حال تغییر است و این وسایل نوین ارتباطی برای سهولت انجام کارها و خدمات رسانی به انسان ها تولید شده ولی بعضی از ما طرز استفاده صحیح و به جا از آن را نمی دانیم و در هیچ جا نیز آموزشی داده نشده است ؛ امیدوارم فرزندان برومند این مرز و بوم درس را هدف اصلی و جاذبه و موفقیت بدانند و درس هندسه و شیمی را به شکل تصویری متوجه شوند .

 ما در عصر سرعت تغییرات هستیم  و استفاده بیش از حد از این ابزارهای نوین ارتباطی سبب اعتیاد دانش آموزان به تبلت و گوشی های همراه موجب افت تحصیلی می شود که خانواده ها را نسبت به آینده دانش آموزان نگران نموده است .
پدری هدف خود را از خریدن تبلت برای فرزندش کمک به تسهیل روند یادگیری بیان می کند . او می گوید مدتی است تعامل فرزندم با اعضای خانواده بسیار کم شده و مدام در حال کار با تبلت است که می ترسم در محیط بیرون و به دور از چشم ما، از آن استفاده نادرست کند و مدام فرزندم در حال تعویض گوشی و تبلت می باشد و به درسش توجهی ندارد . فقط در فکر مدل و رنگ و خرید و فروش گوشی و تبلت خود است و هزینه های گزافی را به خانواده تحمیل می کند . او اضافه می کند : اگر موبایل، تبلت و اینترنت برای اهداف آموزشی استفاده شود اثرات مثبتی را برای دانش آموزان به همراه دارد ولی با توجه به شرایط سنی و حس کنجکاوی نوجوانان برای استفاده های دیگر از این ابزار، ذهن آنان را به سوی موضوعاتی دیگر می کشاند که چندان خوشایند نیست و ممکن است سبب انحراف آنان شود .

البته استفاده از این ابزارهای هوشمند در کلاس درس، تمرکز دانش آموزان را به هم می زند که مسوولان مدارس باید در خصوص ممنوعیت استفاده از این وسایل تدابیری جدی بیندیشند و همین امر باعث آسیب های اجتماعی نوظهوری متوجه دانش آموزان می شود و آینده آنان را تهدید می کند.

 بعضی از مدارس در آستانه هوشمند شدن و استفاده از ابزارالکترونیک از جمله تخته های هوشمند هستند که کاری به جا و پسندیده ای است چون ما نباید از کشورهای پیشرفته و دانش جدید دنیا عقب بمانیم  .

 در زندگی همه چیز عادلانه است ، این ظرفیت های ماست که باهم تفاوت دارد. پس دانش آموزان، والدین و معلمان یک مثلث طلایی در حوزه آموزش و پرورش هستند که در خیلی از مسائل با توجه به اینکه نوجوانان به روز هستند، متاسفانه همکاران و والدین از آنان عقب می مانند و این خود یک معضل است.
کارشناسان می گویند اگر از تبلت، اینترنت و فضای مجازی استفاده صحیح نشود از جمله آسیب های اجتماعی دانش آموزان به حساب می آید .

مشکل ما در بحث تعلیم و تربیت این است که فکر می کنیم ممنوعیت بسیار بد است و محدودیت خوب است و حال آن که باید حد و مرز را تعیین و بچه ها را قانع و نحوه استفاده صحیح را به آن ها آموزش دهیم که از هر وسیله ا ی به جا و به موقع و با توجه به شرایط استفاده شود که بسیار مفید و موثر است .
 برخی با فرافکنی همه آسیب های اجتماعی را به سوی آموزش و پرورش می برند . نباید از آسیب ها فرار کرد، بلکه باید آموزش و فرهنگ سازی در جامعه شود و به دنبال این باشیم که چه آسیب های اجتماعی دانش آموزان را تهدید می کند .

خشونت، ماهواره و ارتباط با جنس مخالف را از مهم ترین آسیب های اجتماعی است  که اکنون دانش آموزان را تهدید می کند و هم اکنون این موضوع رو به افزایش است .

متاسفانه هنوز نحوه استفاده درست از ماهواره برای جامعه تبیین نشده و شیب آسیب ها به سن پایین رسیده به طوری که جامعه دختران ما هم درگیر این قضایا شده است.
اینکه استفاده از موبایل در مدارس ممنوع است ؛  نباید این اتفاق در مدارس بیفتد و حتی به معلمان هم گفته شده در ساعت آموزشی نباید از موبایل استفاده کنند که دلایل خاص خودش را دارد ، بالاخره بعضی چیزها به مرور زمان به موزه ها سپرده می شوند و تکنولوژی همچون برق و باد درحال پیشرفت و دگرگونی است .

ما باید نحوه استفاده درست ابزارها و ظرفیت این گونه وسایل را داشته باشیم و در جهت ارتقاء آموزش و پیشرفت جامعه در محیط خانواده و مدرسه استفاده بهینه و صحیح کنیم .

در این خصوص باید همه نهادهای مرتبط از جمله بهزیستی، نیروی انتظامی، دادگستری، استانداری و فرمانداری در کنار آموزش و پرورش برای فرهنگ سازی و آموزش نسل جوان که بیشتر در معرض وابستگی و خطر قرار دارند لباس خدمت به تن کنیم ، وارد عمل شویم و راه درست و منطقی و نحوه استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی را به همه ی افراد جامعه آموزش دهیم .

آسیب شناسی استفاده از موبایل و تبلت در مدارس و در میان دانش آموزان


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در دانش آموز

محدودیت منابع در کره زمین و ضرورت اصلاح الگوی مصرف و زندگی  بشر طی قرون اخیر برای رسیدن به رفاه بیشتر ، روز به روز به سمت صنعتی شدن حرکت کرده است. نظام سرمایه داری نیز برای سود بیشتر در این زمینه بسیار فعال بوده است . لازمه صنعتی شدن و رفاه ،مصرف هرچه بیشتر منابع طبیعی و ذخایر معدنی و انرژی بوده است.

از آنجا که منابع طبیعی ، اعم از انرژی ، آب ، هوا و معادن کره ی زمین محدود می باشد ، اگر این روند تداوم یابد روزی خواهد رسید که کره ی زمین دیگر زیستگاهی مناسب برای بشر نخواهد بود .

در دهه های اخیر تا حدودی این زنگ خطر به صدا در آمده است. مصرف فزآینده ی انرژی باعث آلودگی هوا در بسیاری نقاط جهان شده و نفس کشیدن را برای انسان سخت کرده است.

منابع آب شیرین نیز در حال تحلیل رفتن و کم شدن و آلودگی است. بسیاری از عرصه های جنگلی از بین رفته و بیابان های بسیاری ایجاد شده ، جانوران بسیاری منقرض گردیده اند. دریاها و خشکی ها آلوده به انبوه زباله ها شده است .

برای متوقف کردن این روند رو به نابودی ، ایده های مختلفی مطرح شده است . یکی از ایده ها ، استفاده از تکنولوژی برتر و انرژی های پاک که منجر به مصرف کمتر انرژی می شود، است. البته تا حدودی این تکنولوژی های برتر می تواند مسکنی بر این درد جانکاه زمین باشند. ولی درمان درد نیست . بشر برای اینکه از این مهلکه جان سالم به در به ببرد  چاره جز اصلاح الگوی مصرف ندارد. 

روشن است که برای بشر که دهه ها بلکه قرن هاست به مصرف گرایی خو کرده و در واقع مصرف گرایی فرهنگ بشریت شده  ، بسیار سخت و دشوار است که این فرهنگ را کنار بگذارد . ولی هیچ چاره ای جز این نیست .
باید در مصرف ،اعم از کالا، مواد غذایی ، آب و انرژی دست به صرفه جویی اساسی بزنیم . اگر همچنان بخواهیم هر روزه از کالاهای شیک و نو و مدرن استفاده کنیم باید بدانیم که برای ساخت این کالاها انرژی و مواد اولیه لازم است که این ها از کره ای دیگر نمی آید بلکه از همین زمین خودمان  است . باید از حداکثر عمر وسایلی که داریم استفاده کنیم . هر روز به فکر نو کردن وسایل نباشیم . عدم استفاده از تکنولوژی عیب به حساب نیاید . قدری هم پیاده برویم .
رشد جمعیت هم باید متوقف شود . کره زمین ظرفیت بیش از این ندارد ( البته در بسیاری از کشورها این امر اتفاق افتاده است ) .

طبیعی است تغییر فرهنگ مصرف گرایی با مقاومت بسیاری از طرف شرکت های تولید کننده مواجه خواهد شد که لازمه آن این است که عزمی جهانی برای این امر به وجود بیاید و همه مردم دنیا دست به دست هم دهند و مصرف را پایین بیاورند تا بتوان به آینده زمین امیدوار بود.


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

نخبگی و لوازم نخبه بودن  در طلب علم کوشا باش ، از آموختن خسته نشو و دانسته هایت را زیاد نشمار.   امام علی (ع)
عاقل ترین مردم کسی است که در امور زندگی اش بهتر برنامه ریزی کند و در اصلاح آخرتش بیشتر همت نماید.   امام علی (ع)

« مدیریت تحولات کشور باید در دست نخبگان باشد »  مقام معظم رهبری


مدام از خودتان بپرسید :بهترین استفاده ای که الآن می توانم از وقتم بکنم چیست؟

مایک فیشر:
  « ورزشکاران موفق در هنگام تمرین به گونه ای تمرین می کنند که گویی یک مسابقه ی سخت را پشت سر می گذرانند و در هنگام مسابقه به گونه ای مبارزه می کنند که گویی در حال انجام یک تمرین ساده هستند.»

روزی از فرمانروایی پرسیدند: تو که چند سال « پینه دوزی » بیش نبودی چگونه به فرمانروایی رسیدی ؟ او پاسخ داد: من پینه دوز خوبی بودم .

« مشکل ما اين نيست که بسياری از چيزها را نمی دانيم، مشکل ما اين است که معمولا" به چيزهايی که می دانيم عمل نمی کنيم.
اگر به چيزهايی که می دانيم عمل کنيم،
چيزهايی را که نمی دانيم خواهيم آموخت.»
سيد جمال الدين اسد آبادی

 

نخبه کیست ؟
به استناد ماده 4 اساسنامه بنیاد نخبگان؛  نخبه به فرد برجسته و کارآمدی اطلاق می شود که اثرگذاری وی در تولید و گسترش علم ، هنر ،  فن آوری ،  فرهنگ سازی و مدیریت کشور محسوس باشد و هوش ، خلاقیت ، کارافرینی و نبوغ فکری وی در راستای تولید و گسترش دانش و نوآوری، موجب سرعت بخشیدن به رشد و توسعه علمی و اعتلای جامعه انسانی کشور گردد.

استعداد برتر کیست؟
استعداد برتر ، به فردی اطلاق می شود که به صورت بالقوه نخبه بوده ولی هنوز زمینه های لازم برای شناسایی کامل و یا بروز استعدادهای ویژه او فراهم نشده است.
نخبه و استعداد برتر در حوزه دانش آموزی به گروه های زیر اطلاق می شود:
- نفرات اول تا سوم المپیادهای معتبر جهانی و بین المللی دانش آموزی با تایید وزارت آموزش و پرورش به عنوان نخبه

- راه یافتگان مرحله نهایی المپیادهای معتبر جهانی بین المللی دانش آموزی با تایید وزارت آموزش و پرورش به عنوان استعداد برتر
- نفرات اول تا سوم المپیادهای معتبر علمی دانش آموزی کشور با معرفی وزارت آموزش و پرورش به عنوان استعداد برتر
- برگزیدگان از میان 150نفر اول برای رشته های ریاضی و فیزیک ، 100نفر اول برای رشته های علوم تجربی، 100 نفر اول برای رشته های علوم انسانی و 40 نفر اول برای رشته های هنر به عنوان استعداد برتر.


نخبه و استعداد برتر در حوزه دانشگاهی :
- نفرات اول تا سوم المپیادهای معتبر بین المللی دانشجویی کشور با معرفی وزارتین علوم و بهداشت به عنوان نخبه
- نفرات اول تا سوم المپیادهای معتبر علمی دانشجویی کشور با معرفی وزارتین علوم و بهداشت به عنوان استعداد برتر
- برگزیدگان از میان نفرات اول دانش آموخته رشته های دانشگاهی ( کارشناسی و بالاتر)  داخل کشور و حوزه های علمیه (سطح یک و بالاتر) با معرفی « وزارتین علوم و بهداشت» و « مدیریت حوزه علمیه قم و خراسان»  به عنوان استعداد برتر
- برگزیدگان از میان محققان ایرانی که براساس معیارهای موسسات معتبر اطلاعات علمی بین المللی و داخلی به لحاظ تعداد ارجاعات به مقالات آنها و یا سایر شاخص های مرتبط به عنوان پژوهشگران و دانشمندان ملی و بین  المللی قرار گرفته اند، با معرفی وزارتین علوم و بهداشت به عنوان نخبه
- برگزیدگان از میان افرادی که در هر یک از رشته ها و گروه های علمی اعم از علوم انسانی و معارف اسلامی ، علوم پایه، فنی مهندسی، پزشکی، کشاورزی و هنر ، نظریه یا تئوری جدید ارائه کرده و از سوی مراجع معتبر ملی و بین المللی مربوطه، تاثیرگذار شناخته شده باشد به عنوان استعداد برتر (تشخیص مراجع معتبر با بنیاد است)
- برگزیدگان از میان اعضای هیات علمی که در مراتب دانشگاهی کار ممتاز و شاخصی را انجام داده اند به عنوان استعداد برتر
- برگزیدگان از میان پژوهشگران نمونه کشوری براساس ضوابط وزارتین علوم و بهداشت به عنوان استعداد برتر
- برگزیدگان از میان اساتید نمونه و ممتاز در سطح کشور بر اساس ضوابط وزارتین علوم و بهداشت به عنوان استعداد برتر.نخبه و استعداد برتر در حوزه مخترعان و مکتشفان:
- برگزیدگان مسابقات و جشنواره های علمی معتبر داخلی و خارجی از قبیل جشنواره بین المللی خوارزمی ، جشنواره جوان خوارزمی و جشنواره ی علوم پزشکی رازی با معرفی وزارتین علوم و بهداشت و تایید بنیاد به عنوان استعداد برتر
- برگزیدگان از میان مخترعان و مکتشفان ایرانی که اختراع و اکتشات آنان در مراجع ذیصلاح داخلی و یا خارجی به ثبت رسیده باشد به عنوان استعداد برتر(بنیاد تعیین کننده ی مراجع ذیصلاح است)
- برگزیدگان از میان افرادی که برای حل مشکلات ملی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور راهکارهای مناسبی ارائه کرده اند و این راهکارها تجربه شده و نتایج حاصل از ان به تایید مراجع ذیربط رسیده باشد، با انتخاب بنیاد به عنوان استعداد برتر.

نخبه و استعداد برتر در حوزه فعالان هنری:
- برگزیدگان از میان آفرینندگان آثار بدیع و ارزنده ی هنری در حوزه های موسیقی ، نقاشی، هنرهای نمایشی، معماری و غیره با معرفی مراجع معتبر  و انتخاب بنیاد به عنوان استعداد برتر( تشخیص مراجع معتبر با بنیاد است)
 - برگزیدگان از میان مولفان و مترجمان کتب ، نویسندگان مقالات ،واعظان و شاعران که آثار فاخر ایشان دارای نقش مهم و تاثیر ویژه در توسعه مرزهای دانش و فن آوری یا تربیتی و اخلاقی در حوزه مربوط بوده است،به عنوان استعداد برتر (تشخیص مراجع معتبر با بنیاد است)
-نخبگان هنری از میان :
1- حائزان درجه یک هنری از شورای ارزشیابی نویسندگان و شاعران کشور

2- حائزان مهر اصالت یونسکو 

3- برگزیده فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی انتخاب  میشوند.

نخبه و استعداد برتر در حوزه  علوم قرآنی:
برگزیدگان نفرات اول تا سوم مسابقات معتبر قرآنی داخلی و بین المللی با تایید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان استعداد برتر.

نخبه و استعداد برتر در حوزه علوم حوزوی:
برگزیدگان از میان نفرات اول دانش آموخته حوزه های علمیه (سطح یک و بالاتر) با معرفی مدیریت حوزه علمیه قم و خراسان  به عنوان استعداد برتر.
- برگزیدگان از میان مدرسین حوزه های علمیه کشور که تدریس می نمایند، براساس ضوابط شورای عالی حوزه علمیه قم به عنوان استعداد برتر.
- برگزیدگان از میان محققین برتر حوزوی با معرفی شورای عالی حوزه علمیه قم به عنوان استعداد برتر.


همه انسان ها از ویژگی های ممتاز و منحصر به فرد برخوردار هستند ولی توکل ، هدف مندی ،برنامه ریزی ، پشتکار و خصوصیات خاصی برای بروز این استعداد ها و توانایی ها لازم است که در ذیل به برخی از آن ها اشاره شده است:


ویژگی انسان های موفق:
موفقیت ذاتی نیست ، بلکه این افراد :
1) دقیق هستند ( همه دانش آموزان برتر یک ویژگی مشترک دارند و آن این است که :" حد خود را دقیق می شناسند
2) هدف مند هستند ،
3) فرصت یاب ، از فرصت ها خوب استفاده می کنند.
4) خود و دیگران را خوب ارزیابی می کند،
 5) شجاع هستند و مدیریت ریسک و تصمیم گیری دارند.
6) ماهیچه های اراده را قوی می کند.
7) می داند همیشه محدودیت وجود دارد ولی در جا نمی زند.
8)  بر آنچه انجام می دهند تمرکز دارند، از نظر روان شناسی یادگیری: مهمترین شرط در تمرکز حواس " داشتن علاقه به موضوع مورد نظر است”
9) به جای توجه روی عادت های بد روی مخالف آن و عادات خوب توجه می کند:  
10)  جامعیت و نگاه جامع دارند. نبوغ قدرت به کارگیری مهارت ها و تعادل و تناسب در ترکیب آن هاست.

 

هفت صفت ویژه قهرمانان از دیدگاه رابینز عبارتند از:
1) انگیزه بالا ، افراد قهرمان انگیزه بالایی برای قهرمان شدن دارند.
2) ایمان قوی ، افراد قهرمان دارای ایمان قوی می باشند.
3)  درک ارزش ها، این افراد درک بالایی از ارزش ها دارند.
4) استراتژی ، افراد فوق دارای استراتژی های مشخص و برنامه ریزی های دقیق می باشند.
5) انرژی ، این افراد دارای انرژی مضاعفی هستند و زود خسته نمی شوند.
6) نیروی صمیمیت، افراد قهرمان سرشار از محبت و صمیمیت هستند.
7) مهارت ارتباط با خود و دیگران ( IQ و EQ  ).

 

پیام پاولف به جوانان کشورش (روسیه) :
پیش از هر چیز در کار هایتان منظم باشید،  تکرار می کنم منظم باشید.
 دومین شرط مهم فروتنی است ،
 سومین شرط لازم عشق است .

 

اصول مدیریت بر خود :
1) شناخت خود ( شناخت امکانات و محدودیت ها )
2) مراقبت از انتخاب ها ( ما مدام در حال انتخاب هستیم )
3) حساب رسی،
4) مراقبت از آرزوها ( امام علی (ع) : من از دو چیز بر امتم می ترسم : الف) آرزوهای دور و دراز،  ب) هوای نفس؛
5) تناسب هدف و وسیله
6) تقدم تفکر بر عمل
7) اصل اعتدال

 

برخی از ویژگی خانواده هایی که فرزند موفق تربیت می کنند:
 توجه و وقت گذاری
 محیط آموزشی علمی وکتابی
به فرزندشان اعتماد دارند
 به فرزندشان افتخار می کنند (چیزی بالاتر از اعتماد ).

 

خلاصه نخبگان سه ویژگی اساسی دارند :
1) اهل فکرند.
2) اهل ذکرند.
3)اهل سوال اند.

« تنها زندگی ای ارزشمند است که صرف خوشبختی دیگران شود».

* مدرس دانشگاه


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش / در پاسخ به فراخوان سخن معلم ( این جا ) ، آقای  «  سعید شهسوارزاده » یادداشتی را ارسال نموده اند .

ضمن سپاس از این همکار گرامی ، دوستان می توانند مطالب و یادداشت های خود را به مناسبت « 13 آبان ؛ سال روز تاسیس سایت سخن معلم » ارسال فرمایند .

منتشرشده در یادداشت
شنبه, 15 آبان 1394 16:53

درس پژوهی و شيوه درس پژوهی

روش هاي تدريس و درس پژوهی

« درس پژوهي » روشي راهبردي مبتني بر بحث و گفتمان گروهي معلمان جهت ارتقاي كيفيت تكنيك ها، استراتژي ها و روش هاي تدريس به منظور تسهيل روند رسیدن به اهداف آموزشي مي باشد. اين روش را اول بار اساتيد ژاپني ارايه دادند كه هم اكنون بنا بر اهمیت فراوان آن در حال فراگير شدن در محیط های آکادمیک در غرب هم مي باشد.

همكاراني كه تمايل به در خدمت گرفتن اين روش را جهت ارتقای کیفیت تدریس خود و یا شرکت در جشنواره روش های تدریس برتر دارند بايد مراحل ذيل را در نظر بگيرند:


1. يك تيم  3 تا 7 نفره ازهمكاران تشكيل دهيد.
2. اهداف آموزشي را مشخص كنيد.
3. با همكاري هم يك طرح درس مشترك آماده كنيد.
4. مراحل مشاهده و جمغ آوري اطلاعات را طراحي كنيد.
5. يك نفر تدريس و بقيه همکاران مشاهده كنند. البته تدریس می تواند در یک کلاس معمولی در مدرسه هم اتفاق بیفتد که در این صورت باید از آن فیلم برداری شود و بعد جهت بررسی و بحث به همکاران در گروه تان ارایه شود. ضمنا قبل از تدریس و مشاهده آن بايد با همکاران تان تصميم بگيريد كه چه اطلاعاتي را بايد جمع آوري كنيد و بعد از هريك از همكاران تان بخواهيد كه در زمينه اطلاعاتي خاص تدريس ارائه شده را مشاهده و بررسي نمايند.

 

اين اطلاعات مي توانند شامل موارد زير باشند :
الف. سوالاتي كه حين مشاهده به ذهن شما مي رسند.
ب. موارد جالب توجه كه در كلاس اتفاق مي افتند.
پ. نوع سوالاتي كه دانش آموزان مي پرسند.
ت. نوع سوالاتي كه معلم مي پرسد.
ج. دلايل مبتني بر به كارگيري سطوح بالاتري از تفكر دانش آموزان.
چ. دلايل مبني بر كسب مهارتي خاص توسط دانش آموزان.
ح. دلايل مربوط به نفهميدن دانش آموزان.
خ. درصد دانش آموزان مسلط و آماده.
د. ميزان به كارگيري زبان بدني مثل حركات چشم و دست ها و ...
ذ. كيفيت پاسخ دانش آموزان به نظرات و سوالات دوستانشان و مدرس.
ص. دلايل مربوط به ميزان در گيري دانش آموزان در فرآيند يادگيري.
ض. هم راستا بودن و يا غير هم راستا بودن دانش آموزان با درس.


يادآوري اينكه ضمن مشاهدات فوق شما بايد علاوه بر يادگيري دانش آموزان، سبك هاي تفكر و نيز نوع رفتار آنها را هم بررسي كرده و نیز نوع تغييرات آنها را با توجه به تدريس همكارتان ارزیابی نمائيد.
6. نتايج را به بحث بگذاريد و پيشرفت دانش آموزان را بسنجيد.
7. در گروه تان درس ارائه شده را مرور كنيد و تا حد امكان كيفيت آن را ارتقاء دهيد.
8. يافته هاي خود را جمع بندي كنيد و دوباره به ارائه آن درس و فیلم برداری از آن بپردازید و این فیلم را با برگزاری کارگاه یا سمینار و یا از طریق وب سایت یا دی وی دی با ديگر همكاران در مدرسه، استان و يا حتي كشور به اشتراك بگذاريد.


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در آموزش نوین

تاثیر پدیده النینو بر آموزش و پرورش و مدارس فرسوده  مشکلات زیادی در آموزش و پرورش در گذشته و حال وجود داشته و دارد که دود آنها به چشم معلمان ، این سربازان خط مقدم جبهه تعلیم و تربیت اسلامی رفته است .

حالا من از ریسمان سیاه و سفید هم می ترسم !

گفته می شود که بر اساس عکس های ماهواره ای و اعلام بسیاری از سایت های هواشناسی دنیا ؛ پدیده النینو ( 1 )  و تبعاتش به سمت ایران و ترکیه رو آورده است و سرمایی سخت و حتی کشنده در راه است .

در شبکه های اجتماعی مردم را به آمادگی در برابر اثرات مخرب این پدیده سفارش می کنند ، اما من ترسم از جای دیگری است .

تاثیر آن روی آموزش و پرورش از یک سو  ، مدارس کهنه و فرسوده با تجهیزات قدیمی و نیمه خراب و از طرف دیگر کسر بودجه مجدد حاصل کم گذاشتن تیم اقتصادی از بودجه سال 95 جهت جبران اثرات پدیده النینو و دوباره به تعویق افتادن پاداش و حق التدریس و غیره ....

امیدوارم این حرف ها شایعه دشمنان باشد و و سرمای ناگهانی هوا در این روزها حاصل پاییزی باشد که سال های دور همیشه در کشور داشتیم .

خزانی واقعی با عطر و طعم پاییز .

اما اگر حقیقت داشته باشد دست به دعا بر داریم که این پدیده دست از سر معلمان بر دارد و به جای دیگری برود .

( 1 )

ال‌نینو یا ال‌نینیو (به اسپانیایی: El Niño) یکی از چرخه‌های مشهور آب و هوایی جهان است که هر ۲ تا ۷ سال یک‌بار باعث ایجاد ناهنجاری‌های بزرگی در آب و هوای سراسر سیّارهٔ زمین می‌شود از جمله این ناهنجاری‌ها می‌توان به سیلاب‌های ناگهانی، خشک‌سالی،قحطی و اپیدمی اشاره کرد.

ال‌نینیو به طور ساده عبارت است از یک رخداد اقلیمی کلان که در اثر رها شدن انرژی انباشته در بزرگترین حوزه اقیانوسی جهان یعنی جنوب اقیانوس آرام رخ می‌دهد.

نشانه اولیه آن هم تغییر جهت جریان آب‌های سرد و گرم و همچنین بادهای این منطقه است. [۱]

ویکی پدیا


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور