حجت الاسلام ناصری معاون حقوقی وزیر آموزش و پرورش در پاسخ به خبرگرازی مهر روز سه شنبه 16 دی ماه گفت "استیضاح وزیر بعید است" و در ادامه گفت " به دلیل مشکلاتی که آموزش و پرورش دارد استیضاح وزیر بعید به نظر می رسد اما اگر لازم باشد ما پاسخ گوی تمام سئوالات مجلس هستیم "
به واقع در فحوای کلام معاون حقوقی مجلس نیز این موضوع نمایان است که آموزش و پرورش حال چندان خوشی ندارد و این برای خود مدیران آموزش و پرورشی نیز تا حد زیادی آشکار است وگرنه ضرورتی ندارد که معاون حقوقی وزیر این گونه بگوید که مجلس به دلیل داشتن "مشکلات آموزش و پرورش" وزیر را استیضاح نمی کند.
اما این بیماری که باعث شده معاون حقوقی نیز به صراحت به آن اشاره کند چه می تواند باشد ؟ و مجلسیان چرا می خواهند قالی وزارت را از زیر پای وزیری که هنوز جای پای خود را سفت نکرده بکشند؟
6 دلیل عمده در نظر مجلسیان باعث شده وزارت آموزش و پرورش نیاز فوری به جراحی و حتی قطع همکاری با دولت را داشته باشد .
1-انتصابات سیاسی 2-بی توجهی به مصوبات مجلس 3- بی برنامگی در نقل و انتقالات 4 – اجرایی نشدن مرخصی 9 ماهه زایمان 5-امور تربیتی در حاشیه 6- وعده های عملی نشده به بازنشستگان .
گرچه گفته می شود برای آنکه آقای فانی به صندلی وزارت بنشیند بخشی از آموزش و پرورشی ها هم نقش داشته اند اما باید بپرسید این دسته چه کسانی هستند و با چه هدف و نیتی این گونه می پنداشتند که آقای فانی می تواند پاسخ گوی نیاز جمعی معلمان باشد ؟
اگر بخواهیم عمیق تر نگاه کنیم متوجه می شویم که معلمان هم به موازت مجلسیان چندان دل خوشی از آقای فانی ندارند و یکی از عمده دلایل معلمان برای اینکه روی خوشی به آقای فانی نشان ندهند بیمه های تکمیلی و همین طور افزایش نه چندان زیاد بودجه این وزارت خانه است . گرچه دلایل دیگری نیز بر شمرده می شود اما عمده ترین آنها این دو می تواند باشد . از جمله دلایل دیگری که برخی برشمرده اند عدم حمایت آموزش و پرورش از معلمان ؛نگاه اقتصادی به آموزش و پرورش و واگذاری مدارس به بخش خصوصی و این اواخر طرح در اختیار قرار دادن فضاهای مدارس برای تبلیغات و بسیاری از موارد دیگر...
حال اگر بخواهیم به هر دو جبهه ای که در مقابل آقای فانی قرار دارند نگاهی بیندازیم متوجه می شویم که آقای فانی با دو چالش عمده روبه روست : کسب رضایت معلمان و مجلسیان و به نظر می رسد این دو جبهه نه در شکل و نه در محتوا ارتباط معنا داری با هم داشته باشند .
لذا من در خوش بینانه ترین حالت فکر می کنم از این استیضاح آبی برای معلمان گرم نخواهد شد و چیزی عوض نمی شود چرا که مجلس در صدد است که فانی را محدود کند و دست و پایش را برای انتخاباتی که پیش روست ببنید .
به واقع اگر مجلس نیتی دلسوزانه به معلمان دارد باید پای صحبت آن ها بنشیند و از آنها موارد استیضاح را خواستار شود نه آنکه صرفا با اتکا به یک سری موارد فقط بخواهد خط چشمی به آقای فانی نشان دهد .
از لحن طراحان استیضاح نیز این گونه بر می آید که مجلس بیشتر تمرکزش بر روی عزل و نصب هاست و این کار فانی گویا به مذاق مجلسیان خوش نیامده و برای خالی نبودن عریضه مرخصی 9 ماهه زایمان را نیز مطرح کرده است که از نظر من این مورد و یا موارد دیگر در حد یک تذکر هم می توانست ختم شود و نیازی به این همه امضاء برای استیضاح نبود.
به گمان من آقای فانی از همان اول در یارکشی خود درست رفتار نکرده و اگر نشود با قطعیت این را گفت حداقل می توان گفت که باید دقت بیشتری نشان می داد ؛ اما باید پرسید آیا فانی یاری در تیم خود داشته که بتواند از آنها استفاده کند؟
آقای بذرپاش از جمله طراحان استیضاح در صحن علنی مجلس این گونه می گوید که " علت به کار گیری افرادی که در سنین بازنشستگی قرار دارند وحدود 10 سال از است از زمان بازنشستگی آنان گذشته ،در وزارتخانه ای که بیشترین کار را با قشر نوجوان و جوان جامعه دارد ، با توجه به اینکه بسیاری از نیروهای موجود از نیروهای خدوم و آماده به کار هستند چیست ؟"
من فکر نمی کنم واقعا آقای بذر پاش با سن نیرو های به کار رفته چندان مشکلی داشته باشد چرا که در ادوار گذشته نیز این موضوع بسیار عادی بود و حتی یادم هست در دوره آقای فرشیدی که میانگین سنی مدیران به کار گمارده شده بسیار بالا بود ؛ گاهی به شوخی شنیده می شد به آقای فرشیدی گفته میشود مدرسه پیر مردها در وزاتخانه راه انداخته است.
به گمان آقای بذرپاش پیش از آنکه به فکر میانگین سنی این افراد باشد به فکر میانگین و فعالیت سیاسی این افراد در حوزه های مختلف اشاره دارد که این حرف چندان هم بی ربط به نظر نمی رسد .
این خط و نشان کشی ها هم شروعش از طرف خود وزاتخانه آغاز شد. مثلا زمانی که نشریه تربیت منتشر شد ، موجی از واکنش های مختلف را بر انگیخت و حساسیت های مجلس را بالا برد و به پی آمد آن عزل و نصب های که صورت گرفت نمایندگان را در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی بیمناک کرد.
با این استدلال می توان این گونه گفت که مجلس در تلاش است که کنترل بهتری از نظر میانگین سیاسی در وزات آموزش و پرورش در دست داشته باشد مثل اتفاقی که در وزات علوم افتاد.
چرا که اولویت مجلس نشینان تمدید حضورشان در صندلی مجلس است نه نگاه دلسوزانه به آموزش و پرورش.
با این اوصاف مجلس عملاً برای محدود کردن آقای فانی تیغ استیضاح را همچنان در دست خواهد داشت و تا زمان انتخابات آن را بر نخواهد داشت و اگر احساس کند که آموزش و پرورش با اهداف مجلس همسو نیست آن را بر خواهد کشید و وزیر را استیضاح خواهد کرد اما در شرایط فعلی من هم بعید می دانم که این اتفاق رخ دهد .
اما این به آن معنا نیست که جبهه دوم نیز آرام باشد اعتراضی نکند و در راستای مجلس سکوت اختیار کند ،چرا که معلمان از وزیر انتظار بیشتری داشتند و فکر می کردند که با روی کار آمدن دولت جدید تغییرات مهمی در ساختار آموزش و پرورش بوجود خواهد آمد اما نه تنها این اتفاق رخ نداد بلکه به نظر وضع بدتر هم شد .
لذا اگر آقای فانی فکری برای این مسئله نکند جبهه دوم که معلمان را در بر دارد فشار خود را روز به روز زیادتر خواهند کرد و مجلس هم برای آنکه رضایت معلمان را کسب نماید ای بسا در آستانه انتخاب وزیر را استیضاح خواهد کرد .
ای خوش آن عاشق سرمست که در پای حبیب
سر و دستار نداند که کدام اندازد
حافظ
در چند روز گذشته دو فرد تروریست با حمله به مجله «شارلی ابدو» در پاریس 12 نفر را کشتند .در ادامه این اقدام نابخردانه و همچنین گروگان گیری در یکی از نقاط پاریس ،موج گسترده ضد تروریستی در سراسر جهان ایجاد شد ، در یکی از کمپین هایی که جهت حمایت از نشریه «شارلی ابدو » شکل گرفت،کمپین «من شارلی هستم» بود که با حمایت گسترده ای همراه شد، به گونه ای که در راهپیمایی های اعتراضی وحمایت از کشته شدگان بسیاری از افراد نوشته های« من شارلی هستم» را به همراه داشتند.
لازم به ذکر است که مجله شارلی ابدو در حوزه طنز و کاریکاتور منتشر می شود. پس از حوادث پاریس،این مجله در آخرین نسخه خود به پیامبر اسلام(ص) توهین نمود .کاریکاتور پیامبر گرامی اسلام در حالی که اشک می ریزد و شعار «من شارلی هستم» را در دست گرفته ، طراح این کاریکاتور در یک کنفرانس مطبوعاتی گفته:«این طرحی نبود که همه انتظارش را داشتند،اما خودمان دوست داشتیم صفحه اول این طور باشد، تروریست ها هم دوست داشتند طرح روی جلد طور دیگری باشد، چون تروریست ها در این مجله جایی ندارند، تنها یک مرد گریه می کند، یک مرد خوب :محمد. ببخشید ولی باز هم کاریکاتور محمد را کشیدیم! اما محمدی که ما کشیدیم مرد خوبی است که پیش از هر چیز گریه می کند. ما نیز به نوبه خود این اقدام تروریستی را محکوم می نماییم، و بر این اعتقادیم که مکتب پیامبر گرامی اسلام با هر گونه خشونت و ترور مخالف است. اسلام دین رحمت و مهربانی است.دین اسلام دینی است که بزرگانی همچون ابن عربی، حافظ، سعدی، مولوی،عطار،آیت الله بروجردی، سید جمال الدین اسدآبادی،امام خمینی و ... معرفی می کنند.ما ضمن محکوم کردن توهین به دیگران به خصوص انبیاء الهی از اقدام تروریستی در پاریس و به دنبال آن از اقدام توهین آمیز مجله «شارلی ابدو» نیز بیزاری می جوییم. ما به همه انسان ها به خصوص به پیامبران گرامی از جمله حضرت موسی(ع)، حضرت عیسی(ع) و...همواره احترام می گذاریم و هیچ وقت به خود اجازه نمی دهیم که به آنها توهین کنیم ؛ چرا که از بزرگان خود آموخته ایم که باید حق را در همه صورت ها ببینیم و در همه صورت ها عبادت کنیم به گونه ای که ابن عربی یا شیخ اکبر در این ارتباط بیان می کند که:
قلب من پذیرای همه صورت هاست
قلب من چراگاهی است برای غزالان وحشی
و صومعه ای است برای راهبان ترسا
و معبدی است برای بت پرستان
و کعبه ای است برای حاجیان
قلب من الواح مقدس تورات است
و کتاب آسمانی قرآن
دین من عشق است
و ناقه عشق مرا به هر سوی که خدا
خواهد سوق می دهد
و این است دین ومذهب من (به نقل از کتاب مقالات دکتر حسین الهی قمشه ای)
آری ما عاشق محمد(ص) هستیم ؛ عاشق مردی هستیم که به هنگام فتح مکه فردی فریاد زد که امروز روز انتقام است و پیامبر گرامی اسلام در پاسخ فرد انتقام جو فرمود: امروز روز رحمت و مهربانی است.
نگارنده به هیأت تحریه مجله «شارلی اندو» توصیه می کند که در سیاست اداره مجله خود تجدید نظر کنند، و درب توهین را برای همیشه ببندند و درب های عشق و دوستی به روی خود بگشایند و مطمئن باشند که اگر امروز پیامبر عزیز اسلام حضور داشتند آنها را می بخشید.اقدامات گروه های تکفیری نه تنها در راستای دین مبین اسلام نیست ،بلکه علیه دین الهی است.اگر می خواهید اسلام را بشناسید به درگاه بزرگان اسلام قدم بگذارید،راز آن در است که پیامبراکرم(ص) فرمود:هر که مرا بیند حق را دیده است و مولوی در این ارتباط بیان می کند که:
هر که خواهد همنشینی با خدا گو نشیند در حضور اولیاء
از منظر قرآن کریم اقدام گروه های تروریستی اقدامی شیطانی است، این همان دشمنی است که خداوند با ارواح آدمیان گفت:
ای فرزندان آدم آیا با شما عهد نکردم که به دنبال گام های شیطان نروید همانا که او دشمن آشکار شماست و مرا بپرستید که راه مستقیم(سعادت ) این است.(سوره یاسین).
عرفا براین اعتقادند که تحقق معنی«لا اله الا الله» در جان سالک است، که وی را به حصار محکم و قلعه امن هدایت می کند ؛ اما گروه های تکفیری در بیابان غفلت پرچم«لا اله الا الله» را حمل می کنند و گرفتار دیو و دد هستند و به دنبال جنگ و نزاع و کشتار انسان های بی گناه هستند.
به قول حضرت مولانا:
نماز خوان به صفت چون فرشته ماند و من هنوز در صفت دیو و دد گرفتارم
ما نه تنها عاشق محمد(ص) که عاشق همه پیامبران از جمله عیسی(ع)، موسی(ع) و تمام انبیاء و بشریت هستیم ، ما ضمن تسلیت به خانواده های کشته شده پاریس از اقدامات تروریست ها متنفر و بیزاریم و باید حساب این گروهای تکفیری را از اسلام عزیز جدا دانست.آنها از ما نیستند، و براین اعتقادیم که شعار لا اله الا الله را حربه ای برای ضربه زدن به اسلام عزیز قرار داده اند.
در پایان آیه 64 آل عمران را متذکر می شویم:ای اهل کتاب بیایید بر کلمه ای که بین ما و شما«به حقانیت» برابر است، با هم به کنارآییم، و آن کلمه این است که جز خدای یکتا را نپرستیم،و هیچ چیز را در الهیت با او شریک نکنیم، و برخی دیگر را به جای خدا ارباب خود نگیریم.
به امید آنکه دیگر شاهد این حوادث تلخ و ناگوار نباشیم و همه عاشقانه در کنار هم زندگی کنیم و صلح و دوستی بر جهان حاکم شود .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
معلمان و فرهیختگان فرهنگی ، تولید کنندگان فکر و آموزاننده ی اندیشیدن و اندیشه ورزی که زیرساخت و شالوده ی توسعه و پیشرفت پایدار در تمامی پهنه ها و عرصه ها در جامعه درپرتو آن میسور و ممکن می گردد و سعادت و خوشبختی واقعی را به دنبال دارد ؛ آیا نان ، آزادی ومنزلت و افتخار ماندگار را درجامعه و برای فرزندان ما به ارمغان می آورد یا آزادی شان و منزلت و رفاه و آرامش را درجامعه پدید آورده و نهادینه می نماید ؟
سیر و مطالعه ی تاریخ جوامع و تجارب ارزشمند آنان بیانگر و گواه آن است که مردم و ملتی که به دنبال آزادی وحرمت انسانی بودند به رفاه و سعادت دست یافتند و تحسین همگان رابرانگیختند و در تاریخ ماندگارشدند و آنانی که برای رسیدن به نان ؛ آزادی و حرمت آدمی را تقدیم نمودند نه به نان و نه به سعادت مندی نائل نشدند و خود و جامعه ی خود را درگرداب فقر و فساد به ننگ و نابودی و اضمحلال کشاندند.
معلمین راستین کشورمان چون شریعتی و بهرنگی و خیل معلمان شهید گران قدرانقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی که به قول گل سرخی از قهرمان خلق های خاور- میانه یعنی امام حسین (ع) الهام گرفته اند نیز در گفتار و عمل به همه ی ما آموختند که نان را فدای آزادی و حرمت انسانی نکنیم .
آنانی که شعارپوپولیستی و عوام فریبانه ی آوردن پول نفت رابرسرسفره های مردم راسرمی دادند، دیدید که درعمل نه تنها سفره ی ما معلمان و اقشار آسیب پذیرجامعه را رنگین ننمودند بلکه آزادی بیان را هم از ما ستاندند و صدمات سهمگینی براعتبار، اقتصاد و جایگاه ملت شریف و متمدن ایران در داخل و عرصه ی جهانی وارد نمودند،امروز با حیله های الوان قصد فریب ملت رادارند.
اذعان می نمایم که مشکلات معیشتی بسیار، گذران زندگی را برای ما سخت کرده است اما هوشیار باشیم و در زمین دشمن بازی نکنیم ،بدون تردید و با ایمان راسخ ازرئیس جمهور محبوب حمایت کنیم ، اوست که شجاعانه از حقوق شهروندی ،از امنیتی نکردن مدارس و جامعه ،مراجعه به افکار عمومی در موضوعات مهم کشور و ضرورت رفراندوم سخن می گوید که چنان چه صورت تحقق و عینیت به خود گیرد تمام موانع و سدهای توسعه شکسته خواهد شد چرا که عوامل توسعه نیافتگی ازجمله اقتصاد رانتی، انحصارطلبی ،فقدان شفافیت درفعالیت های اقتصادی اجتماعی و سیاسی درارتباط با آن مواردی است که به پاره ای از آنها دربیانات رئیس جمهور محترم اشاره گردید ؛ به یقین تحقق حقوق شهروندی و آزادی بیان و آزادی بعداز بیان ، ضامن حرکت ،تصمیم سازی و اتخاذ سیاست های درست جهت دست یافتن و نیل به مطالبات و منویات مادی و معیشتی اقشارجامعه به ویژه معلمان معززخواهد گردید و با نهادینه شدن آزادی و حرمت انسان ، نان و رفاه مطابق شان ومنزلت انسانی نیز صورت تحقق به خود گرفته و فراهم خواهدشد، پس آزادی ، نان می آورد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
بسمه تعالی
با نگاهی به : برنامه چشم انداز 1404- نقشه جامع علمی کشور- سال نامه آماری آموزش و پرورش 92 و93- سیاست های ابلاغی رهبری – برنامه پنجم توسعه – سند تحول بنیادین – منابع بودجه 93 و 94 – گزارشات مرکز پژوهش های مجلس و ...
مقام عالی رئیس الوزرا جناب آقای دکتر روحانی
با درود
قصه پر غصه بودجه های هرساله ، داستان بی پایان پدر دلسوز اما عائله مندی است که هیچ گاه نان به انصاف بین متکفلین خود تقسیم نکرده است . حال این روزهای وزارت آموزش و پرورش هم ـ آن گونه که وزیرش در هر محفل و مجلسی سفره دلش را باز می کند و از کسر بودجه می نالد ـ چندان خوشایند نیست . اهالی مجلس بر بودجه ریزی وزارت ایراد می گیرند و وزیر از دولت می نالد و آنچه از این مرغ نیم بسمل آموزش + پرورش باقی مانده است ، نیمه جانی است که خویش بر زمین و آسمان می کوبد تا جان زتن بر آید.
صادقانه بگوئیم که به چانه زنی مرسوم و معروف در بودجه های هر سال نیامده ایم و لیکن حضرتعالی باشید قاضی القضات .
چگونه است که همه بر آینده نکو سیرت این فرزند خلف (آموزش و پرورش) رأی می ریزند و چون کار به محاسبه بودجه می رسد گستره نگاه از افق ، به جلو پا تنزل می کند و چرتکه ها بدر می آید و حق این فرزند، ناحق می شود؟
لطفا نگاهی به سند چشم انداز 1404 کشور بیاندازید .
از ما بهتر می دانید که در باب توسعه آموزش ، از 25 کشور که در جوار رحمت ایران همیشه منتفع بوده و هستند ، به صراحت نام برده شده و مقرر گردیده است که در بین این 25کشورمنطقه؛ ایران در سال 1404 رتبه اول توسعه آموزشی را داشته باشد .
بر اساس همان تکلیف مشخص شده در سند چشم انداز ؛ اکنون (یعنی سال 1393) باید حداقل مقام دوم رتبه آموزشی را در بین این 25 کشور دارا باشیم .
اما چرا امروزه به جای مقام 2 کشورهای بحرین و گرجستان و عربستان و قرقیزستان و ارمنستان و ازبکستان و ترکمنستان و ترکیه و قزاقستان و ...در ردیف های اول جدول قرار دارند و مقام 19 نصیب ما شده است ؟
ما که فکر می کنیم اگر افغانستان ، عراق ، سوریه ، فلسطین و لبنان در سال های گذشته دچار جنگ های سخت داخلی و خارجی نبودند آنان نیز رتبه بهتر از ایران داشتند و این ما بودیم که باید در ردیف انتهائی جدول قرار می گرفتیم .
و شما چه ؟ شما فکر می کنید با همین روند آیا 10 سال دیگر، که سال 1404 خواهد بود ما به رتبه اول دست خواهیم یافت ؟ به زعم ما محقق می شد ، اگر حداقل قوانین مصوب اجرا می گردید و خواسته و نا خواسته گردوخاک تلاش دیگر برادران این فرزند را به بوته فراموشی نمی سپرد .
و اگرهای دیگری که خلاصه می کنیم و ذیلا به عرض مبارک می رسانیم .
1-آقای روحانی ! باور کنید ضرب المثل های معروف در عرف عموم ریشه هائی بس عمیق دارد و "چراغی که به خانه رواست ، به مسجد حرام است " و مسلما کمک های خارجی بسیار خوب است منوط به اینکه بهره ای دو چندان در صحنه بین المللی بستانید که متاسفانه تجربه سالیان دور این کمک ها نتیجه ای خلاف این امر را ثابت کرده است .
2-اگر وزیر آموزش و پرورش به جای قبول بی قید و شرط مسئولیت این وزارتخانه عریض و طویل، مانند وزیر محترم بهداشت – که خداوند پدرش بیامرزاد – هزار و یک شرط و شروط برای پذیرش وزارت می گذاشت تا کار به جائی نرسد که جمعی از فرهنگیان به جای طرح درد دل و مشکلات با وزیر خود به وزیر بهداشت کتیبه بنویسند !
جناب رئیس جمهور !
باور کنید حضرت عالی با پیشنهاد آقای فانی برای تصدی این وزارتخانه هم چهره ای علمی و تئوری پرداز در امور آموزش و پرورش را از جامعه فرهنگی دریغ فرمودید و هم با نصب ایشان به مدیریت این وزارتخانه ظلمی مضاعف را فراهم کردید.
3- اگر به اسناد تعهدات آموزشی ایران در کنفرانس توسعه آموزش جامتین تایلند (1990) ، اعلامیه یونسکو (2000) ، اجلاس فرصت های آموزشی یونسکو در داکار (2010) ، سند حمایت از معلمان و شاخص کارائی یونسکو (2002) و هزارو یک سند دیگر که برخی توسط شخص آقای خاتمی امضاء شده بود توجه می گردید .
جناب روحانی ! باور کنید
الف) حذف 100درصدی بودجه تحقق اهداف آموزش که با اصرار آقای خاتمی در سال 82 در جدول بودجه آموزش و پرورش گنجانده شده بود و عدم احیاء آن در بودجه 94
ب) حذف 100درصدی بودجه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در بودجه 94 آموزش و پرورش
پ) حذف 100درصدی هزینه های مربوط به بازنشستگان در بودجه 94 آموزش و پرورش
ت) حذف 100درصدی دیون و طلبکاری معلمان و بازخرید کارکنان دربودجه 94 آموزش و پرورش
ث) حذف 100درصدی بودجه راهبری نوسازس مدارس در بودجه سال 94 آموزش و پرورش
ج) حذف 100درصدی بودجه تغذیه مدارس در بودجه سال 94 آموزش و پرورش
چ) حذف 100درصدی بودجه سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی در بودجه سال 94
ح) حذف 100درصدی بودجه خانواده های شاهد و ایثارگر در بودجه سال 94 آموزش و پرورش
خ) حذف 40 درصدی بودجه کارشناسی های آموزش در بودجه سال 94آموزش و پرورش
د) حذف 24 درصدی بودجه اندک حمایت از فرهنگیان در بودجه سال 94 آموزش و پرورش
ذ) کاهش مطالبات صندوق ذخیره فرهنگیان در بودجه سال 94 آموزش و پرورش
ر) کاهش 5/92 درصدی پاداش معوق مناطق محروم آموزش و پرورش در اعتبارات متفرقه
ز) کاهش تملک دارائی های، آموزش متوسطه نظری ، آموزش استثنائی و هنرستان های متوسطه نظری
و همچنین جایگزینی بودجه ردیف های فوق با موارد واهی و گاه غیر قابل توجیه و درک برای جامعه فرهنگیان مثل:
الف) اختصاص بودجه 30 میلیارد تومانی به یارانه مسکن فرهنگیان در بودجه 94 آموزش و پرورش!!به جز حق مسکن مدیران در وزارتخانه و ادارات کل و..آیا تا کنون ریالی به معلمین پرداخت شده است ؟ معلمان ما در بدترین مناطق روستائی گاه در مدارس بیتوته می کنند و این چه تعریفی است که به نام یارانه مسکن جامعه فرهنگیان در بودجه لحاظ می گردد؟
ب) اختصاص بودجه 60 میلیارد تومانی کمک به ایاب و ذهاب دانش آموزان مناطق روستائی! لطفا مسئولین و یا مدیرانی که از پرداخت چنین حقوقی به نام دانش آموزان مطلع هستند حداقل مثل بیلان های ناکرده ، به جامعه فرهنگیان اطلاع رسانی فرمایند که ابهامات این چنینی در بودجه ای که به نام ایشان بسته می شود مرتفع گردد!؟
پ) افزایش 110درصدی بودجه دانشگاه های فنی و حرقه ای که در سال 1391 به وزارت آموزش و عالی و اگذار شده !! و رنج تامین بودجه آن هنوز به عهده وزارت آموزش و پرورش است و متقابلا کاهش بودجه تجهیز هنرستان های متوسطه آموزش و پرورش!!
ت) افزایش بودجه نهضت سواد آموزی جهت پوشش تحصیلی 300 هزار نفر از اولیاء دانش آموزان که گاه این تحصیلات اندک هیچ کاربردی نداشته و صرفا در جهت افزایش معدل باسوادان ایران در مراکز بین المللی به کار می رود ؛ در حالی که در سال 93به گواهی آمار و اذعان مسئولین آموزش و پرورش بیش از 350 هزار نفر کودک و نوجوان به علل مختلف ازجمله کار از تحصیل محروم شده اند .
ث) افزایش بودجه سازمان مدارس غیر انتفاعی و غیر دولتی !!
ج) افزایش 60 درصدی بودجه دانشگاه شهید رجائی و فرهنگیان و رفاه دانشجویی
و دیگر موارد ناآمده چیزی جز پایدار بودن نارسائی های عمده در وزارتخانه نیست .
2-اگر بودجه آموزش + پرورش به جای رقم 5 / 2 درصد از بودجه کل کشور ؛ مثل برخی از نهادها که قریب به 40/درصد از کل بودجه را به خود اختصاص داده اند و یا مثل افزایش قریب به 2 برابری وزارت بهداشت و یا وزارت نیرو ، بودجه این وزارتخانه مهم نیز افزایش می یافت.
جناب رئیس الوزرا!
باور کنید که حرمت فرهنگیان و آموزش و پرورش کشور ما ازحرف های رایج و متداول و دهان شیرین کن فراتر نرفته و زمانی باور پذیر خواهد شد که اشعار و اعمال یکی شود. آیا می دانید و حتما می دانید که :
الف) ایران باجمعیت 77 میلیون نفری 23 هزار میلیارد تومان بودجه آموزش و پرورش دارد و ترکیه با جمعیت 75 میلیون نفری معادل 110 هزار میلیارد تومان بودجه آموزش و پرورش ؛ ایتالیا با جمعیت 61 میلیون نفری معادل 250 هزار میلیارد تومان بودجه آموزش و پرورش ، فرانسه با جمعیت 60 میلیون نفری معادل 360 هزار میلیارد تومان بودجه آموزش و پرورش ، دانمارک با جمعیت 5/5 میلیون نفری معادل 55 هزار میلیارد تومان بودجه آموزش وپرورش ، نروژ با جمعیت 5 / 4 میلیون نفری معادل 65 هزار میلیارد تومان بودجه آموزش و پرورش دارند.
ب) حقوق معلمین در ایران به طور متوسط در هر ماه 5 / 1 میلیون تومان است و در ترکیه ، کره جنوبی ، عربستان ، لبنان ، مالزی، اردن در هرماه معادل 8 تا 13 میلیون تومان ، فنلاند ، انگلستان، دانمارک ، فرانسه و امریکا در هر ماه معادل 15 تا 28 میلیون تومان است
پ) سرانه و هزینه دولت برای هر دانش آموز در ایران سالانه 1میلیون و 300 هزار تومان است که رسما" 700 هزار تومان بیشتر هزینه نمی شود و در کشور های اتحادیه اروپا که تعدادی از آنان در بالا آمد معادل 35 تا 57 میلیون تومان به ازاء هر دانش آموز در سال متغییر می باشد.
ت) در تمام کشورهای فوق بودجه آموزش و پرورش بیش از درآمد سرانه به ازاء هر نفر و حقوق معلمین در کشورهای مذکور بیش ازدر آمد سرانه کشور به ازاء هر نفر و در برخی موارد مساوی و در معدودی از آنها ( معادل 15 درصد) کمتر از درآمد سرانه هر فرد است در صورتی که در ایران حقوق یک معلم معادل نصف درآمد سرانه به ازاء هر فرد می باشد .
ث) بر اساس اصل 19 و بند 9 اصل سوم قانون اساسی مبنی بر رفع تبعیض ناروا متأسفانه هر ساله بر تفاوت حقوق معلمین با کارمندان دیگر وزارتخانه ها و حتی کارمندان ستادی آموزش و پرورش و کارمندان قوای مقننه و قضائیه که گاه معادل 2 الی 8 برابر حقوق معلمین را دریافت می کنند تأکید شده و علی رغم توصیه های کمیسیون اصل نود و تذکرات آنان و اطلاع مدیران ارشد دولت هیچ گونه اقدامی صورت نگرفته است .
4-اگر سهم 1 درصدی !! بخش آموزش + پرورش از کل بودجه این وزارتخانه بیشتر می شد ، چرا که به اذعان مسئولین و نمایندگان قریب به 99/درصد بودجه آموزش و پرورش صرف حقوق پرسنل می گردد و وزیر و مدیران این وزارتخانه عملا فقط پرداخت کننده حقوق هستند و لا غیر.
جناب آقای روحانی !
باور کنید با این سهم اندک 1 درصدی و نزدیک به 13 میلیون دانش آموز نه تنها فصل سوم و اصل سی ام قانون اساسی محقق نمی شود ، بلکه در سال 1404 که هیچ ؛ در سال 20404 هم توسعه آموزشی محقق نخواهد شد .
5-اگر از 10 سال پیش به کسر بودجه 27 درصدی وزارت آموزش و پرورش توجه می شد ، امروز این وزارتخانه به روایت کمیسیون برنامه و بودجه با کسر بودجه 270 درصدی مواجه نبود .
آقای رئیس جمهور !
باور کنید که برای تحقق اهداف آموزشی بودجه آموزش و پرورش طبق نظر کارشناسان باید به 5 برابر افزایش یابد و فرهنگیان به امید این افزایش دل به شما بسته اند ، تا بلکه روزی روزگاری فردی چون شما از در درآید و ما را از یأس ناخواسته بدر کند.
6-اگر این واقعیت را می گفتند که بودجه آموزش و پرورش با همان ضریب 20 یا 25درصدی! نه تنها افزایش نیافته بلکه با کاهش نسبت به سال گذشته نیز مواجه می باشد !، بهتر بود تا این که تلاش ناکرده خود را در نهایت بی انصافی به رخ جامعه فرهنگی کشور بکشند . گویا حضرات ابهام معاونت راهبردی در بودجه پایه را که در نتیجه انتقال کسری ها ی هر سال به سال بعد این وزارتخانه است را از یاد برده اند .
جناب رئیس الوزرا !
باور کنید قصد مان علامت سوال در مقابل دستاوردهای دولت شما نیست ؛نعمت حضور شما در این وانفسا غنیمتی است که معلوم نبود به این زودی ها میسر شود ولی انتظار تحویل کذب در افزایش بودجه وزارت آموزش و پرورش بازی با شأن و پایگاه یک جایگاه وسیع فرهنگی است . شما از ما بهتر می دانید که اگر کسر بودجه 5 هزار میلیارد تومانی سال گذشته که سرریز بودجه امسال شده است را در نظر بگیریم با فرض ثبات قیمت هر بشکه نفت 72 دلار باز هم بودجه این وزارتخانه با کاهش مواجه است و نه افزایش .
« انجمن اسلامی معلمان خراسان رضوی به عنوان نماینده قشر وسیعی از فرهنگیان این جامعه چند سوال بی جواب و مسلم را طرح می نماید که امید است حداقل حضرتعالی به عنوان فردی که انبوه رای اکثریتی را بر دوش می کشید در بودجه سال آینده لحاظ فرمائید »
الف) چرا با گذشت دو سال از دوره ریاست این دولت ، برنامه چشم انداز، نقشه جامع ، برنامه پنجم توسعه و توصیه های مکرر رهبری مبنی بر توجه به اسناد بالادستی در تحول آموزش و پرورش ندیده گرفته می شود و در عین توصیه موکد کارشناسان خبره همایش توسعه عدالت آموزشی که آقای نجفی و برخی مسئولین و وزرای آقای خاتمی و اساتید اعظم دانشگاه های کشور و اقتصاد دانان آموزش و پرورش و همچنین آقای فانی در آن سخنرانی داشته اند کوچکترین حساسیت و توجهی نسبت به این توصیه ها که باید در بودجه 94 لحاظ می شد صورت نگرفته است آیا این بی اعتنائی ها به موسسات مردم نهاد مشارکت آنان را در پی دارد؟
ب) چرا وزیر محترم آموزش و پرورش که خود یکی از طراحان تحول بنیادین آموزش و پرورش بوده اند با گذشت 2 سال از عمر این دولت همجنان بر اصل استقرار و حفظ موجودیت سازمانی بودجه تاکید داشته و از تغییر7 ردیف مرسوم در بودجه وزارت آموزش و پرورش که از سال 86 هم چنان باقی است کپی برداری کرده و از تغییر آن هراس داشته و نسبت به تطبیق بودجه با نظر کارشناسی های معاونت راهبردی و برنامه ریزی ریاست جمهوری اقدام ننموده اند تا توجه لازم برای افزایش بودجه فراهم آید و بودجه ریزی از شکل سنتی خارج شود ؟
پ) چرا و در حالی که مطالعات لازم برای تحول آموزش و پرورش را در اختیار داریم توسط مدیران ارشد وزارتخانه به نگاه تدریجی در حرکت احاله داده می شویم آیا 35 سال حرکت تدریجی کافی نبوده است تا دوستان به نتیجه برسند و افکار عمومی آماده شود و زیرساخت ها فراهم گردد؟
ت) چرا وزارت خانه های مختلف علاوه بر بودجه در هیأت دولت به چانه زنی پرداخته و ردیف های مشخصی از درآمد شرکت های دولتی کسب می نمایند و وقتی نوبت به این وزارتخانه می رسد آسمان به هم می ریزد و به دادن قول های واهی از محل در آمد ناخالص ملی و مالیات آستان قدس و ارتش و ...اکتفا می شود . چند بار درآمد ناخالص تراز مثبت داشته است ؟ دولت چقدر راه کار برای اخذ مالیات از بازاریان جزء داشته که امروز به کارتلها و تراست های اقتصادی پرنفوذ جهت اخذ مالیات روی آورده ؟ آیا جز اخذ مالیات از کارمندان که نانشان را در دست دارد تمهید درستی اندیشیده است؟
جناب آقای روحانی !
هرسال نگاهی دریغ الود به سال گذشته می اندازیم و آن هم به امید تغییر و تحول اساسی . امسال وزارت بهداشت متحول شد و امیدواریم سال آینده با همت والای حضرتعالی و وزیر محترم وقت آموزش و پرورش این مهم میسر شود.
- بدرود -
جواد لعل محمدی
گروه گزارش سخن معلم /
در بخش پیشین ( این جا ) با جناب آقای دکتر اسدالله مرادی ، عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان پیرامون " استیضاح وزیر آموزش و پرورش " به گفت و گو پرداختیم .
ادامه ی این گفت و گو را در ادامه می خوانید .
بدین وسیله از همه صاحب نظران و فرهنگیان گرامی دعوت می شود تا در این مباحث مشارکت فعال داشته باشند .
باز هم وزیر سابق آموزش و پرورش در برنامه تلویزیونی می گفت که همه گفتند سند تحول را اجرا نکن اما من اجراء کردم !
چرا این همه کارشناس مسائل آموزش و پرورش مقاومت می کردند و می گفتند اجرا نشود اما اجراء شد ؟!
بنده معتقدم اجرای سند تحول به آن صورت خسارت هایی به بار آورد که تا ده ها سال برای نسلی که این برنامه برای آن ها اقدام شد ، خسارت هایش همچنان هست و خواهد بود .
5-خوب است نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی محتوای این سندی که تولید شده است را بررسی کنند . ببینند که اجزاء و ارکان این سند هماهنگی و یا هارمونی دارد ؟
فرضا اگر ما بهترین آموزش و پرورش جهان را داشته باشیم ، آیا این سند اساسا قابلیت اجرا دارد ؟
من اعتقاد دارم که مسائل آموزش و پرورش از سنخ مسائل سیاسی و یا امنیتی نیست ، بلکه از سنخ فکری و فرهنگی است و تا اذهان دولت مردان و حاکمان و تک تک خانواده ها و معلمان و مربیان نسبت به منطق تعلیم و تربیت اصلاح نشود ، نمی توان در آموزش و پرورش امید به اصلاح داشت و امروزه اگر دولت ، خانواده و اندیشمندان و تئوری پردازان تعلیم و تربیت دست به دست هم دهند ، باز هم نمی توان مشکلات آموزش و پرورش را کاملا حل کرد .
مشکلات و مسائل آموزش و پرورش در عصر جدید و عصر جهانی شدن و تحولات شتابان ، مسائلی بسیار بغرنج و پیچیده است و با این نگاه ساده و ساده انگارانه نمی شود آن را حل کرد .
در این فضای آشوب ناک سیاسی ، تحلیل و داوری خیلی سخت است .
بنده به کار این وزیر و آموزش و پرورش اشکال دارم اما جنس و سنخ آن اساسا با آن چه که نمایندگان مجلس می گویند تفاوت دارد .
همواره نمایندگان مجلس در دولت های گذشته از وزیر آموزش و پرورش بیشتر مطالبات منطقه ای داشته اند ؛ برای این که معلمان در انتخابات یک گروه مرجع ، پرنفوذ و پر تاثیر هستند و حتی انتخابات را برگزار می کنند .
من معتقدم که نمایندگان خیلی به این مساله نظر دارند ؛ یعنی بیشترین فشاری را که می آورند نه برای منطق تعلیم و تربیت و نه برای تعلیم و تربیت اخلاقی و معنوی و نه برای حل کردن مسائل بنیادین آموزش و پرورش است بلکه خیلی از این ها معطوف به خواسته ها و مطالبات منطقه ای است که دارند یعنی فرضا می خواهند فلان فرد مسئول آموزش و پرورش شود که آن ها نظر دارند که مناسبات سیاسی و منطقه ای آن ها را در آن محل حل کند و برای انتخاب مجدد آن ها کمک کند .
این اشکالی است که تقریبا به همه مجالس گذشته وارد بوده است .
اولا در این دولت بودجه خیلی خوبی به وزارت بهداشت اختصاص یافته است ؛ ثانیا سنخ مسائل آموزش و پرورش با جاهای دیگر و حتی وزارت بهداشت فرق می کند .برای این که در وزارتخانه های دیگر وقتی پول پمپاژ کنید خیلی از مسائل آن به طور طبیعی حل می شود مثلا اگر بیمارستان بیشتر بسازید ، تجهیزات پزشکی بیاورید و... خیلی از مسائل حل می شود . اما مسائل آموزش و پرورش که از جنس تربیت است و ما با تحولات شتابانی که در این عصر داریم ،اگر امکانات آموزش و پرورش ما چند برابر وضعیت فعلی هم بشود ،مسائل آموزش و پرورش نه به صفر می رسند و نه می توان خروجی های آموزش و پرورش را کنترل کرد .در این جا نمی توان صدر درصد به هدفی که می خواهید برسید .
وقتی شما معلم فکور و امکانات خوب داشته باشید ، بچه ها هم فکورتر و اندیشمند تر می شوند و به طور طبیعی خروجی های آموزش و پرورش متنوع تر و متکثرتر و پیش بینی ناپذیرتر می شوند .
حقوق معلمان وکمبود فضاهای آموزشی مسائل دم دستی است که به چشم می آید .به نظر من ، نگاه حکومت و نوع نگاه خانواده پر آسیب تر است که ممکن است به چشم نیاید .
نقش وزیر به این معنا که یک وزیر شجاع ، لایق ، فکور باشد و بتواند جامعه علمی ، فرهنگی و فرهیخته ی ما را نمایندگی کند ،آن وزیر می تواند با دولت و مجلس و خانواده وارد گفت و گو بشود و چون موضوع را فکری و فرهنگی می بیند ؛ خیلی از مسائل حل خواهد شد اما نه این که به صفر برسد .
بنده برای وزیر خیلی نقش قائل هستم . اما اگر نگاه خانواده و حاکمیت هم جهت شود آن وقت هزینه ها در کنار هم قرار می گیرند و خیلی از مسائل حل خواهد شد .
چون موضوع تعلیم و تربیت انسان است و انسان به غایت موجود پیچیده ، کنش گر و عصیان گر است ؛ نمی توان مسائل آموزش و پرورش را به صفر رساند .
نباید نگاه ساده اندیشانه نسبت به مسائل آموزش و پرورش داشت .
از جهتی می تواند خوب باشد .باید کارشناسی شود .ممکن است مساله ای حل شود اما مساله ای دیگر تولید کند .چیزی که الان مساله است و از قضا بزرگ ترین اشکالی که خود نمایندگان به مجلس وارد می کنند این است که مجلس باید برای کشور سیاست گزاری کند و نه مشکلات منطقه ای . مسائل بنیادین تعلیم و تربیت اساسا برای دولت ، مجلس ، خانواده مساله نیست !
این خیلی تاسف بار و غم انگیز است و همیشه مسائل حاشیه ای مطرح می شود .
چنان چه که گفته شد ؛ این آموزش و پرورش ما با این همه کارشناس ، ستاد ، معلم و... در حاشیه این موسسات کنکور قرار گرفته است .
نباید از این مساله به راحتی گذشت . برای این که مسائل آموزش و پرورش حل شود اول باید سراغ مسائل بنیادین آن رفت .
سراغ مسائل بنیادین که آمدیم ، شجاع ترین ، لایق ترین و راهبردی ترین فرد باید وزیر آموزش و پرورش شود که حتی در برخی از جهات نقش او از رئیس جمهور مهم تر و پیچیده تر است .این جا دیگر نمی توان کد خدامنشانه آموزش و پرورش را مدیریت کرد .وزیر حتما باید ذهن راهبردی داشته باشد .
این افراد را باید پیدا کنیم و وارد آموزش و پرورش کنیم .من در این حد و اندازه فقط آقای دکتر نجفی را می شناسم .آموزش و پرورش باید روی چنین افرادی سرمایه گذاری کند .مدیران جوانی که ذهن راهبردی دارند .
الان وزیر آموزش و پرورش نماینده حکومت و دولت در آموزش و پرورش است و این خطاست . دولت نمی تواند به خانواده بگوید که من نسبت به فرزند شما خیرخواه تر و دلسوزتر هستم و خانواده این پیام را نمی گیرد .
تاکید می کنم اگر برنامه آموزش و پرورش با خانواده تطبیق داشت و هم سو بود، دیگر نیازی به این گونه موسسات نبود .خانواده شاید اعتراض خود را به این شکل اعلام می کند .
پولی که به این صورت صرف می شود اگر فقط بیست تا سی درصد آن وارد آموزش و پرورش شود خیلی از مشکلات آن حل خواهد شد .
معلمان با این جمعیت کثیری که دارند نه به این مسائل بنیادین توجه می کنند و نه در سرنوشت خودشان تاثیرگذارند !
تشکل ها و شماها باید به این مساله بپردازید که چطور می شود این مسائل بنیادین آموزش و پرورش را حل کنید و وزیر هم با شجاعت بگوید این سندی که شما تایید کرده اید قابل اجراء نیست .این سند پر تناقض است .
ما اگر به عنوان " معلم " این مطالبات را داشته باشیم آن موقع " مناسبات " عوض خواهد شد .
* از وقتی که در اختیار سخن معلم قرار دادید سپاسگزاریم .
محمدرضا نیک نژاد، فرو کاستن نقصان های کنونی آموزش و پرورش به سطح تیم فانی را ستمی دیگر به فرهنگیان و آموزش و پرورش و چشم بستن بر واقعیت های این نهاد موثر دانست.
محمدرضا نیک نژاد، کارشناس مسائل آموزش و پرورش ایران، درباره پیشنهاد استیضاح وزیر آموزش و پرورش به خبرنگار جماران گفت: «گر چه احتمال دارد این بار هم موضوع ختم به خیر شود، اما نباید از فضای پدید آمده برای گفت و گو و بحث در این باره گذشت و دست کم می توان به تحلیل عامل های درونی و بیرونی موثر بر آموزش و پرورش و دلایل ناکارآمدی گسترده ترین وزارتخانه کشور پرداخت.»
این فعال صنفی با بیان این که این استیضاح را می توان از دو زاویه مورد ارزیابی قرار داد؛ اول از دیدگاه نمایندگان درخواست کننده استیضاح و دوم از دیدگاه فرهنگیان و شرایط حاکم بر آموزش و پرورش، اظهار کرد: «بر کسی پوشیده نیست که مجلس همواره باید نفش نظارتی خویش بر قوای دیگر را پیگیری و اجرا نماید و این نقش آن جا تعریف می شود که بخش هایی از دو قوه دیگر دچار دشواری های مدیریتی و یا ناکارآمدی شده و می توان با تذکر، فراخواندن و در پایان استیضاح و برکناری مسئول آن، به نابسامانی مورد نظر پایان بخشید.»، اما «هر از چندی استیضاح وزیر آموزش و پرورش تیتر خبرها قرار می گیرد و مجلس شمشیر نظارتی خویش را آخته کرده و برقی از آن نشان وزیر می دهد و البته تاکنون موضوع به خیر و خوشی به پایان رسیده است. »
نیک نژاد با تاکید بر این که به عنوان یک فرهنگی در استیضاح و پیگیری آن در یکی - دو سال گذشته هیچ گاه دل نگرانی هایی از جنس آموزشی – پرورشی در نمایندگان مطرح کننده،ندیده است تصریح کرد :« اگر هم اشاره ای شده است بی گمان به عنوان پوششی بوده برای بهانه های سیاسی نهفته در اندیشه های این نمایندگان»
وی در پاسخ به این سوال که دلیل تان برای این مدعا چیست گفت: «دلیل مدعایم این است که آموزش و پرورش گرفتاری های فراوانی دارد و سال هاست که سیر قهقرایی، مسیر ناگزیر آن است. این گرفتاری ها نمونه های فراوانی دارد که از آن میان می توان به مدیریت لگام گسیخته دوران دولت دهم اشاره کرد که بی گمان آموزش و پرورش را از نهادی برنامه محور و حساس به سازمانی بی برنامه،باری به هر جهت، احساسی، پیرو سیاست هایی غیر دموکراتیک و پوپولیستی و شتاب زده تبدیل نمود»
عضو کانون صنفی معلمان ایران افزود: «همین مجلس و کمیسیون آموزشی آن – به ویژه رییس کمیسیون - در برابر این تغییرات سکوت کرده و هم گرایی حزبی – جناحی مانع از حتی یک تذکر جدی به وزیر وقت گردید. برای نمونه ای دیگر می توان به صدها گرفتاری این وزارتخانه در زمان حال اشاره نمود که نمایندگان در پیگیری نقش نظارتی خویش چشم بر آن ها بسته و ناگهان گویا با اشاره ای، از خواب خود خواسته،برخاسته و فریاد وا آموزش و پرورش و وامعلم و وادانش آموز سر می دهند. »
عضو انجمن کارشناسان آموزش و پرورش با بیان این که متاسفانه برخورد نمایندگان استیضاح کننده سیاسی است و در یک گستره فراخ تر می توان این استیضاح را فشار بر دولت و برهم زدن تمرکز نهاد اجرایی در حرکت به سوی هدف های کلی اش ارزیابی نمود، گفت: «شاید بزرگترین ستمی که همین نمایندگان به دانش آموزان،فرهنگیان، آموزش و به دنبالش توسعه ای پایدار و پیش برنده ی کشور نمودند و دلخوری همیشگی فرهنگیان را بر خود روا داشتند،رای عدم صلاحیت به دکتر نجفی بود. بی گمان این رای یک فرصت تاریخی را برای بهبود آموزش کشور از بین برد. بنابر این مهمترین نهادی که در نابه سامانی آموزش و پرورش باید مورد بازخواست قرار گیرد همین مجلس است.»
نیک نژاد با اشاره به این که این استیضاح از زاویه شرایط حاکم بر آموزش و پرورش و دید فرهنگیان ماهیتی متفاوت دارد، گفت: «بی گمان آموزش و پرورش در نگاه مسولان کشور در جایگاه در خور خویش قرار ندارد.»
وی افزود: «از مسئولان پیشین شنیده شده است که در هنگام تخصیص بودجه، آموزش و پرورش در اولویت های پایانی همه دولت ها قرار داشته و بر خلاف رویه جهانی و نوین آن، از بی توجهی، دچار گرفتاری های سخت افزاری و نرم افزاری فراوانی است. بهترین شاهد آن کاهش بودجه از 12 میلیارد دلار 14- 15 سال پیش به 7 میلیارد دلار امروزین آن است. »
این فعال صنفی با بیان این که همواره آموزش و پرورش از نبود وزیری قدرتمند که بتواند در کابینه حق میلیون ها دانش آموز، بیش از یک میلیون فرهنگی و البته جایگاه تاثیر گذارش را بازستاند، در رنج بوده است، تصریح کرد: « البته دکتر علی اصغر فانی از گزینه های نخستین دولت و بسیاری از فرهنگیان نبود اما دست انداز مجلس، بسته شدن دست دولت و البته دخالت های سیاسی برخی تشکل های فرهنگی - که دست بر قضا چندان پایگاه اجتماعی ای در میان فرهنگیان ندارند - سبب گردید که دکتر فانی به عنوان وزیر معرفی و سپس رای اعتماد بگیرد؛ با این وجود از سویی فانی را می شد در یک تصویر کلی تر و یکی از اعضای کابینه ی دولت تدبیر دید و از دیگر سو معلمی کار کشته که خاک کلاس و گچ تخته را خورده و با بیش سه دهه حضور در آموزش و پرورش با گرفتاری های سامانه آموزشی بیش از هر کس دیگری در بدنه مدیریتی کشور. پس می شد به او اعتماد کرد و البته اعتماد شد. »
عضو کانون صنفی معلمان با بیان این که گرفتاری ها آن چنان ژرف و گسترده بود و هست که یکی – دو سال زمان درخوری نیست تا بتوان آنها را سر و سامان داد، گفت: «فانی در آموزش و پرورش ساختاری را تحویل گرفت که از هر جهت دچار مشکلات فراوانی بود و هست. از همه مهم تر گرفتاری های بودجه ای و هزینه های سر سام آور بود. اگر این گرفتاری را در کنار آن نگاه مسولان در بی توجهی به آموزش قرار دهیم، شاید بتوان بر فانی در برخی تصمیم گیری هایش مانند فروش مدرسه ها با موقعیت تجاری، واگذاری مدرسه ها به بخش خصوصی، تعدیل نیرو و .... دل سوزاند. اما از دید آموزشی به باور من همه این اقدام ها می تواند سامانه آموزش کشور را به ناکجا آباد ببرد و تاثیرهای ناگواری را بر آن تحمیل نماید.»
وی تصریح کرد: «اما تنها گرفتاری های بودجه ای نیست که فانی را دچار مشکل کرده است، بلکه برخی از رویکردهای آموزشی و پرورشی وزارتخانه و گروه مشاوران و معاونان آن نیز نقصانی است که دشواری های برآمده از آن، این نهاد توسعه ای را از کارکردهای نوین آن باز داشته است. برای نمونه برخی از رویکردهای فرهنگی کلیشه ای وزارت خانه را می توان ادامه راه دولت دهم دانست و اصرار بر یک سری سیاست های تجربه شده و شکست خورده ارزیابی نمود و یا اصرار بر حفظ چهره های غیرمحبوب دولت پیشین در سطح وزارتخانه، ادارات کل و آموزش و پرورش استان ها و شهرستان ها و .... که گویا برخی از اعضای وزارتخانه برای به دست آوردن دل منتقدین اصولگرا انجام می دهند. یا اصرار بی دلیل بر سیاست های خشک در قبال آموزش و پرورش و گاه نگاه پادگانی بر آن .»
نیک نژاد در پاسخ به این سوال که آیا دکتر فانی مسول همه این نقصان هاست، گفت: «شاید نتوان همه این دشواری ها را به وزیر نسبت داد اما شوربختانه برخی از رویکردها و عملکرد تیم همراه سبب گردیده است که گروهی از فرهنگیان با استیضاح همراهی و با استیضاح کنندگان همدلی نمایند.»
این صاحب نظر مسائل آموزش و پرورش مواردی چون اصرار بر تعطیل نشدن مدرسه ها حتی در آلوده ترین روزها، اضافه شدن ساعت های آموزشی به رغم کمبود امکانات آموزشی و پرورشی، اصرار بر برگرداندن تعطیلی پنجشنبه ها و همچنین بستن قرارداد با بیمه آتیه سازان حافظ و کاهش مزیت های بیمه طلایی و سقف و بیمارستان های طرف قرار داد، و از همه مهمتر منفعل بودن وزارتخانه در کاهش قدرت اقتصادی فرهنگیان و ضعیف عمل کردن در گرفتن سهم بودجه ناچیز از کل بودجه، را از موارد دلخوری فرهنگیان برشمرد»
وی با بیان این که فرو کاستن دشواری های کنونی آموزش و پرورش به سطح تیم فانی را ستمی دیگر به فرهنگیان و آموزش و پرورش و چشم بستن بر واقعیت های این نهاد موثر است، اظهار کرد: «بر این باروم که با تغییر یک فرد نمی توان رویکرد حاکمیتی به یک فرآیند را تغییر داد. رفتن فانی نمی تواند دردی از درد های این نهاد توسعه ای را کاهش دهد، همچنان که ماندن او به تنهایی و بدون تغییر نگاه های دولت مردان نمی تواند تحولی ایجاد کند. باید نگاه دولت مردان و نمایندگان و به آموزش و پرورش را تغییر داد، گرچه این سخن پایانی دلیل بر منفعل بودن و تلاش نکردن نیست.»
نیک نژاد با انتقاد از برخی فعالان سیاسی و رسانه ای که به زعم خود برای مصلحت بزرگ تر- یعنی جلو گیری کردن از تضعیف دولت - انتقاد بر وضعیت نابه سامان آموزش و پرورش را بر نمی تابند، گفت: «من به عنوان یک دوست دار دولت، نقد بر تیم آموزشی را تقویت دولت می دانم. بر کسی پوشیده نیست که شمار زیادی از فرهنگیان و البته گروه گسترده ی تحت تاثیر آنها، به عنوان یکی از گروه های مرجع، همواره در انتخابات از جمله انتخاب رییس جمهور دکتر روحانی موثر بوده و خواهند بود. جلوگیری از ناامیدی ایشان از برنامه ها و شعارهای دولت تدبیر و امید، بزرگترین مصلحت موجود در وضعیت کنونی آموزش و پرورش است.»
وی ابراز داشت: «بی گمان من به عنوان یک معلم نسبت به این ناامیدی حساسیت فراوانی دارم و بیم آن دارم که سبب تغییر رویکرد به دولت گردد و آن گاه شاید آسیبی بزرگ تر متوجه دولت شود. بنابراین من و افرادی مانند من برای جلوگیری از گسترش چنین ناامیدی ای میان فرهنگیان باید دست به کار شده و بر روندهای ناجور و رویکردهای نابه جای کاربدستان آموزشی گله کنیم، تا از آسیب های جدی تر بر دولت جلوگیری نماییم.»
انتهای پیام /*
محمدرضا نیکنژاد / آموزگارهمواره در مهمانیهای فامیلی به گونهای چندشآور تکرار میکرد، این مسئول دزد است، آن یکی از جایگاهی که قرار دارد بهرههای فراوانی برده، فلان کس از رانت خواری به چه جاهایی که نرسیده، فلان مسئول همه فامیلهای خود را سر کار برده، دیدی پیش از مسئولیتش ماشینش فلان بود و اکنون بَهمان است، خانهاش فلان جا بود و اکنون بَهمان جا است و.... نمیدانم چرا همیشه این جور آدمها از پلههای قدرت بالا میروند؟ یارو تا دیروز خودش از همه بیشتر میدزدید، امروز برایمان رئیسبازی در میآورد و... هر بار شنوندهها هم با او همراهی میکنند و هر یک از تجربههای خویش داد سخن میدهند و کم و بیش ناسزایی نصیب این و آن مسئول میکنند.
چند ماه پیش دیدمش. گفت برای دبیری فدراسیون یکی از رشتههای ورزشی در شهرستان برگزیده شده است. کمی از جایگاهِ تازهاش گفت و دگرگونیهای بزرگی که پس از او رخ داده است! میانه سخنانش گفت «از استان نامهای آمده بود که دو تن از بانوان ورزشکار شهرستان را برای دوره مربی گری برگزیده و به استان معرفی کنم. من هم نام همسر و برادرزادهام را فرستادم.» گفتم همسرت که هیچ پیشینهای در ورزش ندارد. گفت خب میرود و یاد میگیرد!
مدتی درگیر سخنانش بودم که به یادِ دو سکانس ارزشمند از فیلم «زنده باد زاپاتا» برداشتی آمیخته به افسانه از زندگی انقلابی نامآور مکزیکی «امیلیانو ساپاتا» افتادم. در بخشی از فیلم، گروهی از دهقانان تهیدست که زمینهایشان را از دست دادهاند، به دیدار رئیسجمهوری میروند و از اوضاع نابه سامان خویش و ستم زمینداران بزرگ شکایت میکنند. ساپاتای جوان وقتی بیتفاوتی رئیسجمهوری را میبیند اعتراض میکند. رئیسجمهوری هم که از دلیری او به خشم آمده است، روی کاغذ، دور نام ساپاتا را خط میکشد تا او را به خاطر بسپارد!
سالها میگذرد و سرانجام پس از جنگهای بیشمار، دهقانان به رهبری ساپاتا پیروز میشوند و حقشان را میگیرند. پس از مدتی همرزمان ساپاتا و از آن میان برادر او، اسیر مقام و قدرت میشوند و از مردم فاصله میگیرند. شماری از دهقانان برای گلهگزاری به دیدار ساپاتا میروند. اینبار در سکانسی دیگر از فیلم، ساپاتای میانسال را میبینیم که بر جای همان رئیسجمهوری پیشین نشسته است، در پاسخ به اعتراض مردم، درست همانند رئیسجمهوری پبشین تلاش میکند که با وعده مردم را از سر خویش باز کند، اما جوانکی پردل و دلیر، همان فریادهای دیروز ساپاتا را بر سر او میکوبد. ساپاتا که از پر دلی او به خشم آمده، نامش را میپرسد و روی برگه کاغذ، دور آن خط میکشد تا سر فرصت حقش را کف دستش بگذارد!
اما به یاد جوانی خویش و رفتار رئیسجمهوری پیشین میافتد و با دهقانان همراه میشود و دوباره انقلابی میشود و با دیکتاتورهای تازه و هم رزمان پیشین در میافتد و البته جان خویش بر سر آن میگذارد - دروغ یا راستش به گردن کارگردان.
بیگمان میل به قدرت و بهرهبرداری درست و نادرست افراد از آن، ویژگی ذاتی قدرت و انسان است. این ویژگی به همراه ساختارِ سیاسی، اجتماعی و فرهنگیِ پیچیدهای که آن را میپروراند، چنبرهای قدرتمند ساخته است که کمتر کسی توان گریز از آن را دارد. قدرت – به هر شکلش – گستره خطرخیزی است که تنها عقابانی همچون گاندی، ماندلا و شاید هم ساپاتای افسانهای، توانستهاند از دام آن بگریزند.
گرچه ساختارهای نوین و توانمند سیاسی راهکارهایی همچون جدایی قوا و آزادی رسانهها و حکومت قانون را برای آن اندیشیدهاند اما جای گمانی نیست که این گستره، پُر است از تناورانی، تن داده به بیآبرویی. من و فامیلم که... آنجا که عقاب پر بریزد/از پشه لاغری چه خیزد.
باسمه تعالی
روز خونین بروجرد
فرشاد علی یاری (دانش آموز سوم راهنمایی مدرسه امام حسن مجتبی(ع) در سال 1365 و شاهد عینی فاجعه دردناک و غم انگیز بمب باران مدرسه فیاض بخش )
کجایید ای شهیدان خدایی بلا جویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق پرنده تر ز مرغان هوایی
رزمندگان غیور ایران اسلامی در 19 دی 1365 شمسی در منطقه عمومی شلمچه عملیات بزرگ کربلای 5 را با رمز مقدس یا زهرا(س) آغاز کردند. رزمندگان عزیز با هجومی مرگ بار و غافل گیرانه به قلب دشمن،شلمچه، بوبیان و کوت سواری را آزاد کردند.در این عملیات ارتش عراق با چنان شکستی مواجه شد که گارد ریاست جمهوری عراق با فرماندهی صدام ملعون به منطقه اعزام می شود.به دنبال این عملیات موقعیت سیاسی و نظامی عراق تضعیف شد و در نتیجه حملات گسترده این کشور به مراکز اقتصادی،صنعتی،آموزشی و مسکونی ایران بار دیگر آغاز شد.
در آن روز صدا و سیمای جمهوری اسلامی لحظه به لحظه پیروزی های رزمندگان اسلام را گزارش می داد و مردم نیز در باره این عملیات غرورآفرین مدام بحث و گفت و گو می کردند . در روز بیستم دی ماه 1365 نگارنده که خود دانش آموز سوم راهنمایی مدرسه امام حسن مجتبی بوده، شاهد عینی روز خونین بروجرد بوده است. آن روز ما نوبت عصر بودیم .با دوستانم در محوطه مدرسه در حال خواندن درس تاریخ بودیم چرا که آن روز آفای داوری دبیر تاریخ مان می خواست از ما امتحان بگیرد. ما در ضمن مطالعه در باره عملیات کربلای 5 با یکدیگر نیز گفت و گو می کردیم. تا اینکه آقای محمود روزبهانی معاون مدرسه در پشت تریبون مدرسه قرار گرفت و از دانش آموزان می خواست که صفوف را تشکیل دهند.
ساعت 12:45 دقیقه را نشان می داد که ما کم کم در صف ها ایستادیم .آقای روزبهانی دانش آموزان را دعوت به سکوت کرد و بعد یکی از دانش آموزان شروع به تلاوت آیاتی از قران نمود. بعد از تلاوت قرآن آقای روزبهانی شروع به سخنرانی کردند که موضوع سخنرانی وی در ارتباط با عملیات کربلای 5 بود. ضمن آن که آقای آزما مدیر مدرسه هم در کنار وی ایستاده بود .آقای روزبهانی در اواخر سخنرانی خود بیان کرد که به مناسبت پیروزی رزمندگان دلاور ایران اسلامی گروه سرود مدرسه می خواهند سرود « این پیروزی را » بخوانند. بچه های گروه سرود در جایگاه قرار گرفتند.
در این لحظه بود که ارابه مرگ در آسمان بروجرد ظاهر شد و یک باره انفجار مهیبی شنیده شده دو موشک هوا به زمین در مقابل مدرسه فیاض بخش و یک موشک به بالای خط کمربندی اصابت کرد . انفجار آن قدر مهیب بود که شیشه های منازل منطقه روردکی، ابراهیم آباد و محمود آباد شکسته شدند. فریاد مرگ چنان مهیب بود که قابل وصف نیست ؛ همه چیز به هم خورد من و هم شاگردی هایم با صورت به زمین افتادیم . صورتم زخمی شده بود ، به یک باره بلند شدم به بیرون مدرسه دویدم ، دود و خاکستر همه جا را فراگرفته بود. دود انفجار از کیلومتر ها کاملا مشخص بود. آن لحظه همه فریاد می زدند ، غم بود و گریه وناله ، مردم از مناطق مختلف بروجرد سراسیمه به منطقه محل انفجار می دودیدند.چند نفر از معلمان مدرسه امام حسن مجتبی که در کنار پنجره نشسته بودند به شدت مجروح شدند. در کنار درب مدرسه دانش آموزان انتظامات را مشاهده کردم که با صورت به زمین افتاده بودند و به شهادت رسیده بودند ، کمی جلوتر آقایی را دیدم که از اهالی ابراهیم آباد بود در حالی که در یک دست خود یک نایلون پرتقال ودر دست دیگرش یک نایلون سیب بود که موج انفجار وی را به شهادت رسانده بود. دوان دوان خود را به مدرسه ابتدایی فیاض بخش رساندم . نیروهای امدادگر رسیده بودند و در حال جمع آوری مجروحان و انتقال آنها به بیمارستان بودند. اوج فاجعه را آنجا مشاهده کردم .دانش آموزان معصومی که به طرز وحشتناکی کشته شده بودند. دانش آموزان غرق در خون شده بودند.قلب بعضی از آنها بیرون زده بود. مادری را دیدم که مغز فرزندش را که متلاشی شده بود در دست گرفته و رو به آسمان فریاد می زد ای خدا ...
دانش آموزی دستش قطع شده بود و فریاد وناله می کرد ، دانش آموزی دیگر بدنش کاملا سوخته شده بود . دانش آموزی که در حال جان دادن بود و نفس های آخر خود را می کشید .دانش آموزی که بدنش تکه تکه شده بود و دانش آموزی که کاملا سوخته شده بود. آن روز تکرار حادثه کربلا بود و ای کاش آقای داودوندی با دوربینش حضور داشتند تا عمق فاجعه را به تصویر می کشیدند.
آنجا بوی خون می آمد و ناله و فریاد و اوج مظلومیت ملت ایران که قربانی خوی ددمنشانه رژیم بعثی عراق گرفته بودند.دانش آموزان مدرسه فیاض بخش و امام حسن مجتبی آن روز از سیاست چیزی نمی دانستند .نمی دانم آن روز با چه امید و آروزیی رورانه مدرسه شده بودند.دانش آموزانی که از منطقه محروم محمودآباد و ابراهیم آباد بودند.مادران این دانش آموزان که در آن روز خونین فرزندان شان را برای رفتن به مدرسه آماده می کردند نمی دانستند که چند لحظه بعد جگرگوشه شان به خاک وخون کشیده خواهد شد.محمد، علی، محسن و...نمی دانم آن روز به هنگام رفتن به مدرسه به چه فکر می کردید؟
قطعا می دانم که آن روز شما به جنگ فکر نمی کردید. نمی دانم که چه آروزهایی داشتید؟ در آن لحظه که با نشاط و شوق تحصیل قدم به قدم به سوی مدرسه می رفتید ، هیچ وقت فکر نمی کردید که مردانی ستمگر در عراق در حال نصب کردن موشک ها بر ارابه مرگ هستند ؟ هیچ وقت فکر نمی کردید که تا چند لحظه دیگر بدن تان تکه تکه خواهد شد ؟ هیچ وقت فکر نمی کردید که تا چند لحظه دیگر لباس های تنتان می سوزد و به بدن زخمی تان می چسبد ؟ هیچ وقت فکر نمی کردید که جنازه های سوخته تان در سالن طالقانی بروجرد به نمایش گذاشته شود ؟
نمی دانم آن روز خلبان ارابه مرگ به چه فکر می کرده؟ آیا به خیال خود غرورآفرین از یک عملیات هوایی به پایگاه خود برگشته است؟ آیا شب هنگام آسوده به تخت خواب خود رفته؟ در حالی که دانش آموزان بی گناه را به خاک و خون کشیده؟
به یاد رمان برادران کارامازوف ،اثر کلاسیک فئودور داستایفسکی می افتم که در قسمتی جنایات جنگی را بیان می کند که:« آنها کارهایی می کنند که حتی نمی توانی تصورش را هم بکنی.مردم گه گاه از قساوت حیوانی دم می زنند اما این یک توهین و ظلم بزرگ در حق حیوانات است. حیوانات هرگز نمی توانند به اندازه انسان قساوت به خرج دهند آن هم قساوتی هنرمندانه. یک ببر فقط می تواند بدرد وبه دندان بکشد،این همه کاری است که می تواند انجام دهد».
دانش آموزان مدرسه فیاض بخش به شوق تحصیل وارد مدرسه شدند ولکن نمی دانستند که آن روز هرگز کیف هایشان باز نخواهد شد. هرگز کتاب هایشان را باز نخواهند کرد . مشق هایی که هرگز معلم آنها را بررسی نخواهد کرد. آن روز قضیه برای دانش آموزان بسیار دردناک و غم انگیز بود ، حق حیات و تحصیل از آنها گرفته شد. راستی چرا انسان این همه قساوت به خرج می دهد؟ آن هم قساوتی هنرمندانه که در یک لحظه با فشردن دکمه ای ده ها انسان بی گناه را به خاک و خون می کشد.دانش آموزان مدرسه فیاض بخش مظلومانه در حمله موشکی دردناک و غم انگیز به شهادت رسیدند و تعدادی دیگر مجروح شدند که هنوز از مجروحیت خود زجز می کشند.
آیا وقت آن نرسیده است که انسان راهی را برگزیند که این حوادث دردناک دیگر تکرار نشود؟
نگارنده ملتمسانه از خداوند بزرگ می خواهد که این حوادث دردناک هیچ وقت تکرار نشود.از خداوند تبارک وتعالی علو درجات شهدای دانش آموز را خواستارم و برای خانواده آنها صبر جزیل و سلامتی را خواهانم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
بحث افزایش 20 درصدی حقوق معلمان ابتدایی از ماه ها پیش بر سر زبان ها افتاده است .
قرار بر این بود که این قضیه در مهر ماه امسال اجرایی شود اما به دلایلی که به نظر می رسد مهم ترین آن عدم تخصیص بودجه و یا اعتبار باشد ، جامه عمل به خود نپوشید .
با قوت گرفتن بحث استیضاح وزیر آموزش و پرورش که نوک پیکان آن متوجه " مطالبات معلمان " است ، مسئولان این وزارتخانه سعی کردند تا گامی در جهت بهبود وضعیت معیشت معلمان به ویژه ابتدایی که البته واقعا استحقاق آن را هم دارند ، بردارند و این موضوع به نوبه خود جای تقدیر و قدردانی دارد .
از مدت ها پیش این بحث به صورت جدی مطرح بود که هرگونه افزایش حقوق فرهنگیان و معلمان با توجه به تبعات آن " رسانه ای " نشود و حتی مسئولان وزارت آموزش و پرورش اکیدا از مسئولان دوایر و مناطق خواسته بودند که این مساله کاملا رعایت شود .
اخیرا خبرگزاری فارس خبری را از مدیر کل دفتر وزارتی با محتوای زیر منتشر نمود :
« مدیرکل دفتر وزارتی آموزش و پرورش در گفتوگو با فارس خبر داد
حقوق معلمان ابتدایی ۲۰ درصد افزایش یافت/ اعمال افزایش حقوق از پایان دی
مدیرکل دفتر وزارتی آموزش و پرورش از تحقق افزایش ۲۰ درصدی حقوق معلمان ابتدایی از پایان ماه جاری خبر داد.
خبرگزاری فارس: حقوق معلمان ابتدایی ۲۰ درصد افزایش یافت/ اعمال افزایش حقوق از پایان دی
محمد فاضل، مدیر کل دفتر وزارتی آموزش و پرورش در گفتوگو با خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس و در پاسخ به این پرسش که «آیا افزایش 20 درصدی حقوق معلمان ابتدایی تحقق یافت؟»، اظهار داشت: بله، این افزایش حقوق مربوط به آموزگاران مقطع ابتدایی است و تحقق یافته است.
فاضل افزود: این افزایش حقوق از پایان ماه جاری در حقوق آموزگاران مقطع ابتدایی نمایان خواهد شد.
مدیر کل دفتر وزارتی آموزش و پرورش تصریح کرد: سیاست وزارت آموزش و پرورش این نیست که این گونه مسائل را خبری کند و به همین دلیل به دنبال اعلام این مطالب نیست؛ اما فرهنگیان بدانند آموزش و پرورش در تمام موارد به دنبال استیفای حقوق معلمان است.»
این نحوه اطلاع رسانی در تضاد با سیاست های اعلام شده بود و حتی با اعتراض سازمان مدیریت و برنامه ریزی نیز روبه رو گردیده است ...
هم زمان سایت خبری – تحلیلی جماران خبری را با محتوای زیر منتشر نمود :
« احکام افزایش حقوق معلمان ابتدایی صادر شد/امتیاز فوق العاده شغل معلمان ابتدایی از 800 به 1500 افزایش یافت
کد خبر: 69754 | تاریخ خبر: 17 / 10 /93 نسخه چاپی | ارسال به دوستان
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران
احکام افزایش حقوق آموزگاران صادر شد. به گزارش خبرنگار جماران به نقل از شهرام شهبازی کارشناس امور اداری آموزش و پرورش حقوق معلمان ابتدایی به مبلغ 844900 ریال افزایش پیدا کرد که این افزایش ناشی از بالا رفتن امتیاز فوق العاده شغل از 800 به 1500 امتیاز است.به گفته شهبازی این افزایش فقط جهت همکارانیست که درمقطع ابتدایی مشغول تدریس هستند و شامل کادر اجرایی مانند مدیر و معاون ،مربی بهداشت و پرورشی و معاون آموزگاران مدارس ابتدایی نمی شود . به گفته وی تاریخ اجرای حکم اول دی ماه سال نود سه است .»
با انتشار این اخبار مسئولان وزارت آموزش و پرورش درصدد بودند که این دو خبر که در صدر اخبار پر بازدید هر دو سایت بود حذف شوند که تاکنون چنین مساله ای محقق نشده است !
حتی خبرگزاری فارس که در زمره " رسانه های مخالف دولت " محسوب می شود و برخی از مسئولان این وزارتخانه تمایل عجیبی برای گفت و گو با این رسانه و یا رسانه های مشابه را دارند ؛ این خبر را علی رغم تمایل و اصرار مسئولان وزارت آموزش و پرورش هم چنان در صدر صفحه اجتماعی خود قرار داده است !
این وضعیت موید این مدعاست که متاسفانه وزارت آموزش و پرورش فاقد یک نظام اطلاع رسانی منسجم ، هوشمند و یک پارچه است . همچنین فقدان یک اتاق فکر مشخص و هدف مند موجب گردیده است تا مسئولان این وزارتخانه مشی مشخصی در برابر مدیریت مطالبات فرهنگیان و معلمان نداشته و هر فرد و یا مدیری متناسب با نظر و سلیقه خود عمل کند .
حل این مساله نه نیاز به روش های سنتی و کد خدامنشانه که محتاج برنامه ریزی و مدیریت بر اساس شاخص های یک مدیریت پاسخگو و علمی است .