« سوال مهم این است که مجلس با این بودجه اندک چگونه می خواهد رفاه و معیشت معلمان را با تغییر وزیر حل کند؟
جرا خود آستین همت را بالا نمی زنند و در ترمیم بودجه سال 94 اقدامی درخور تحسین انجام نمی دهند ؟
چرا آموزش و پرورش جزو دغدعه های اصلی آن ها نیست.مگر امام خمینی (ره) نفرموده اند که «مسئله فرهنگ و آموزش و پرورش در رأس مسائل کشور است» ( صحیفه امام جلد 15، ص 309)؟
چرا مجلسیان که خود را پیروان آن عزیز سفر کرده می دانند به این رهنمود پای بند نیستند؟
چرا فرهنگیان و معلمان مجلس اقدام عاجلی انجام نمی دهند؟
تردیدی نیست که معیشت معلمان با کیفیت آموزشی و افزایش مهارت و توانایی دانش اموزان رابطه مستقیمی دارد. و نیز کیفیت بخشی در آموزش و پرورش با کیفیت سایر بخش ها و جامعه رابطه ی متقابلی دارد.»
حامد سام دلیری کارشناس آموزش و پرورش و عضو شورای نویسندگان سخن معلم درباره طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش علی اصغر فانی که توسط برخی از نمایندگان امضاء شده است به خبرنگار جماران گفت :«نارضایتی مجلس از دولت نشان دهنده دور شدن اهداف و تضاد بین دو قوه است که در نتیجه ی آن هدف های آرمانی که فصل مشترک بین دو قوه است را دست نیافتنی و یا دورتر می کند . استیضاح در نظام ها یکی از مهمترین ابزارها برای کنترل نمودن کارکردهای وزیران و نظارت بر کارهای اجرایی آنهاست .دولت برای رهایی از تیغ استیضاح باید رضایت نمایندگان را جلب و نشان دهد که مسیر اجرایی، بر اساس هدف های مشترک دو قوه است . شیوه های نظارتی مجلس به اشکال گوناگون چون تذکر، سوال، استیضاح و تحقیق و تفحص است.طبق اصل هفتادم قانون اساسی در صورتی که نمایندگان لازم بدانند، وزرا مکلف به حضور در مجلس هستند . حتی 10 نماینده می توانند تقاضای طرح سوال کنند اما اینکه این حداقل نماینده به چه صورتی خواهند توانست با بحث های کارشناسی و به واقع خیرخواهانه دست به این طرح بزنند جای سوال است.»
وی در پاسخ به این سوال که به نظر شما دغدغه ی اصلی استیضاح کنندگان جیست گفت :« در ایران ، وزرای آموزش و پرورش با بیشترین تذکر و تهدید از طرف مجلس روبرو شده اند که با توجه نسبتاً عمیق روشن خواهد شد که بیشتر انها مایوس کننده و یا سهم جویانه بوده است. این افراط گری موجی، روح تعلیم و تربیت را ،که به واقع نگاهی تعلیم و تربیتی و اموزشی و پرورشی می خواهد را متزلزل خواهد کرد. در بیشتر مواقع دیده شده است که برخی از نمایندگان محلس خواهان آن هستند که مدیران نزدیک به آنها در استان ها و مناطق مستقر شوند و این البته جز با وزیر نزدیک به خود میسر نبوده است .
به همین دلیل است که دیده می شود، به علت عدم برآورده شدن این خواسته ها ،وزیر مورد احتجاج قرار می گیرد. اما سوالی که در اینجا مطرح است این است که نمایندگان تا چه حد موجب تغییر حوزه ی تعلیم و تربیت از دریچه استیضاح شده اند؟
متاسفانه عملکرد مجلس نشان می دهد که در بسیاری از اوقات، به قصد تضعیف دولت منتخب به رای مردم و مورد حمایت مقام معظم رهبری از استیضاح استفاده می کنند. و این البته جز تغییرات تخریبی ، منفعتی را برای آموزش و پرورش به همراه ندارد .متاسفانه برخی مجلس نشینان برای موجه جلوه دادن کارشان و به جریان انداختن استیضاحی مردم پسندانه ، معیشت و رفاه معلمان را به عنوان ابزاری بر می گزینند و سعی می کنند به وسیله آن خواسته های خود را در به کارگیری مدیران نزدیک به خود را ، به وزیر تحمیل نمایند و به این وسیله مدیران همسو با خود را به استان ها و مناطق بفرستند.»
وی افزود :«با یک بررسی و نگاه اجمالی مشخص می شود که مواقعی که برخی مجلس نشینان ، توان تحمیل مدیران خود را بر وزیر ندارند سعی می کنند تا گوش شنوایی برای گله ها و انتقادات معلمان پیدا کنند ؛در واقع متاسفانه آنان از معلمان و خواسته های به حق آنان به مثابه ابزاری برای رسیدن به خواسته های نادرست خود استفاده می کنند.»
وی خطاب به استیضاح کنندگان گفت :« سوال این است که چرا با وجود این که استیضاح حق قانونی مجلس است فرهنگیان و معلمان در اکثر موارد از اقدامات مجلس ابراز رضایتی ندارند؟» وی گفت :« در حقیقت وقتی ضابطه ها برای رابطه ها به کار گرفته شوند تقلب به وسیله قانون صورت می گیرد. تقلب به وسیله قانون وقتی مشخص خواهد شد که تغییر مطلوبی بعد از جابه جائی ایجاد نشود و کیفیتی را بر حوزه مربوطه حاصل نکند. نه تنها تغییر یک وزیر کیفیتی را ایجاد نمی کنند بلکه موجب سردرگمی حوزه مربوطه خواهد شد که ناشی از تغییر نگرش ها، انتظارات و برنامه ها است .» این کارشناس آموزشی ادامه داد :« سوال مهم این است که مجلس با این بودجه اندک چگونه می خواهد رفاه و معیشت معلمان را با تغییر وزیر حل کند؟چرا خود آستین همت را بالا نمی زنند و در ترمیم بودجه سال 94 اقدامی درخور تحسین انجام نمی دهند؟ چرا آموزش و پرورش جزو دغدعه های اصلی آن ها نیست.مگر امام خمینی (ره) نفرموده اند که «مسئله فرهنگ و آموزش و پرورش در رأس مسائل کشور است» ( صحیفه امام جلد 15، ص 309)؟چرا مجلسیان که خود را پیروان آن عزیز سفر کرده می دانند به این رهنمود پایبند نیستند؟چرا فرهنگیان و معلمان مجلس اقدام عاجلی انجام نمی دهند؟ تردیدی نیست که معیشت معلمان با کیفیت آموزشی و افزایش مهارت و توانایی دانش اموزان رابطه مستقیمی دارد. و نیز کیفیت بخشی در آموزش و پرورش با کیفیت سایر بخش ها و جامعه رابطه ی متقابلی دارد.»
حامد سام دلیری در پایان گفت : «شاید برخی فرهنگیان از عملکرد فانی و فانی ها رضایت نداشته باشند اما می دانند که با رفتن یک شخص مشکلات حل نمی شود. می توان گفت که استیضاح وزیر آموزش و پرورش سیاسی است و قطعا این سیاسی بودن دغدغه معیشتی معلمان را مد نظر ندارد و جز ایجاد رانت و فساد در ساختار و سیاسی کردن تعلیم و تربیتی که با فضای سیاسی اینگونه در تضاد است ،نتیجه ای را به ارمغان نخواهد آورد . »
خبر استیضاح آقای فانی را می دانید و شاید این بار سوم است که مطرح می شود و حدود 60 نماینده مجلس آن را امضا کرده اند .طراحان استیضاح دغدغه خود برای استیضاح وزیر آموزش و پرورش را مطالبات فرهنگیان و معلمان عنوان کرده اند .
نظر شما به عنوان یک فعال فرهنگی و دارای دیدگاه اصلاح طلبانه در حوزه تعلیم و تربیت در مورد این مساله و دلایل آن چیست ؟
نمایندگانی که دغدغه خود را مطالبات فرهنگیان عنوان می کنند طی 10 تا 15 سال پیش در برابر مطالبات فرهنگیان که ریشه و خاستگاه صنفی داشت چه برخوردی داشتند ؟ این جریانات کاملا مشخص هستند . این که این افراد چه کسانی بودند و چه مواضعی در برابر مطالبات فرهنگیان داشتند .برخی از این افراد در برابر کسانی که پیگیر مطالبات صنفی معلمان بودند چه برخورد و یا مواضعی داشتند .
برخی از آن ها حتی پیگیری مطالبات صنفی را تضعیف نظام می دانستند !
در حال حاضر رئیس دولت ، آقای روحانی است و برخی از این ها به دنبال " جریان سازی " هستند که می خواهند روی موج مطالبات فرهنگیان و معلمان که البته به حق هم هست و کسی هم آن ها را انکار نمی کند سوار شوند و می خواهند از آن نهایت استفاده را ببرند .برای فرهنگیان هم کاملا این وضعیت مشخص است . زمانی این جریان به مطالبات معلمان توجهی نداشت اما الان به آن خط می دهد .اما معلمان به آن ها توجه نمی کنند چون می دانند که حرف این نمایندگان از ته دل نیست و آن ها واقعا به دنبال حل مشکلات فرهنگیان و رفع مطالبات آنان نیستند .
متاسفانه و دقیقا همین طور است .فرهنگیان ما عاقل هستند و البته به دنبال این هستند که دولت نسبت به مسائل آن ها توجه کافی نشان دهد . البته دولت نشانه هایی به فرهنگیان داده است که به دنبال حل مسائل آن هاست و اگر فرهنگیان در این دولت تدبیر و امید امیدی دارند به خاطر سیاست های دولت طی تقریبا دو سال گذشته است .حداقل در دو سال گذشته یک آرامش نسبی بر اقتصاد کشور حاکم است .
چرا این رویکرد بین این افراد وجود دارد و چرا ترجیح می دهند که در این شرایط سکوت کرده و نسبت به افکار عمومی بی اعتنا باشند ؟
اول این که ما نمی توانیم لیدر باشیم و ادعا کنیم تشکل داریم ، صاحب نظر هستیم و قس علیهذا . و بعد بگوییم که ما در این شرایط اظهار نظر نمی کنیم !
این نهایت محافظه کاری است در شرایطی که فضا کاملا سیاسی است .اگر استیضاح را وارد می دانند باید دلیل آن را بگویند و اگر آن را بد می دانند به همین صورت اعلام موضع کنند .
اما اعتقاد من این است که جناب فانی فعالیت هایی را انجام می دهد و البته من در جریان آن هستم اما نقدی به لحاظ رسانه ای وارد است و آن این که اطلاع رسانی صورت نمی گیرد .تعدادی از فرهنگیان می گویند ما کسانی نیستیم که عدالت را زیر پا بگذاریم و اگر بدانیم که وزیر ما فعالیت می کند خوشحال می شویم .
محروم کردن جامعه از اطلاعات و اطلاع رسانی یک جور بدسلیقگی است و ما باید در این زمینه به مردم ، جامعه ی فرهنگیان اطلاع رسانی کنیم .به لحاظ شغلی ، از آن جا که من در موضوع روابط عمومی درگیر هستم به این نتیجه رسیده ام که خیلی از مشکلات به دلیل نبود سیستم اطلاع رسانی ، فقدان گفت و گو است و این که هر فرد احساس کند صدایش شنیده می شود و کسی هست که پاسخ گو است .
یک سری نقدهایی به لحاظ ساختاری وجود دارد که فرهنگیان خودشان را با کارمندان دیگر مقایسه می کنند ؛ مثلا نامه ای بود که در آن اشاره شده بود که چطور می شود یک کارمندی طی چند سال چند صد میلیون تومان وام می گیرد ، بازنشسته می شود و بعد وام هایش بخشیده می شود ...فرهنگیان هم جزیی از این جامعه هستند و خانواده کارکنان دولت محسوب می شوند .این که یک معلم فکر می کند اگر یک وام خرید خود رو بگیرد ، هنر کرده است ! قاعده این است که شاید مردم و یا فرهنگیان محرومیت را بپذیرند اما قبول " تبعیض " برای آن ها غیرممکن است .دولت هم اعتقاد ندارد که این کاملا درست است و این سامان دهی باید صورت بگیرد و رئیس محترم جمهور باید در همه بخش ها این عدالت را برقرار کند و این از وظایف خدمتگزاران این نظام است ، این که عدالت برقرار شود .این که گفته شود آموزش و پرورش هزینه است قابل قبول نیست .این نگاه نادرستی است که ما البته از آقای رئیس جمهور و دولت تدبیر و امید که با رویکرد مورد قبول شرکت کردیم و تا آخر از ایشان حمایت می کنیم انتظار پیگیری و حل مساله را داریم
به نظر من ، استیضاح وزیر و کنار رفتن آقای فانی نه تنها باب خوبی را در آموزش و پرورش و برای فرهنگیان ایجاب نمی کند بلکه شاید آسیب هم برساند .آقای فانی کارهایی را در آموزش و پرورش انجام داده است ، اگرچه شاید احساس شود که کاری صورت نگرفته است . ما باید کلیت را در نظر بگیریم و نه یک وزارت را .شما الان وضعیت مردم را با گذشته مقایسه کنید .آقای وزیر تابع دولتی است که در آن تصمیم گرفته شده است اولویت اول سلامت باشد .نگاه دولت نگاهی است که همه از آن حمایت می کنند . ما نمی توانیم این اولویت را که در جهان در رتبه نخست مطرح می شود را نادیده بگیریم و از دولت انتظار داشته باشیم که در این شاخصه کار نکند و فقط به آموزش و پرورش بپردازد .اگرچه نگاهی که دولت به سلامت دارد نفع آن به آموزش و پرورش هم می رسد .من معلم نمی توانم در کلاسی تدریس کنم که دانش آموزان آن در بحث سلامت مشکل داشته باشند .در بسیاری از بخش های آموزش و پرورش و در سال جاری و در بخشی از استان ها از جمله استان خراسان شمالی که من در آن هستم با توجه به نگاه مثبت استاندار که نماینده رئیس جمهور در استان است ، اعتبارات خوبی در زمینه تجهیز و توسعه مدارس به آموزش و پرورش واریز شده است و یا در طرح هایی مانند آسیب های اجتماعی و... استاندار وارد عمل شده است و مطابق آن طرح اعتباراتی را اختصاص داده است .
در زمینه مطالبات و مشکلات فرهنگیان این انتظار به حقی است و امسال که " سال سلامت " بود در سال بعد حداقل نگاه دولت به آموزش معطوف شود و این موقعی حاصل می شود که فضا ، فضای آرامش باشد .آقای فانی اصولا شخصیت " غوغا سالارانه ای " ندارند و کارهایشان را اصطلاحا با " چراغ خاموش " انجام می دهند .در این شرایط که تعدادی نماینده در مجلس بر طبل استیضاح می کوبند ؛ شفاف سازی و اطلاع رسانی عملکرد می تواند خیلی مثمر ثمر و سازنده باشد . حداقل اگر وزیر در جلسه استیضاح رای نیاورد ، فرهنگیان با افتخار از آن یاد خواهند کرد .
حداقل می گویند که ایشان می خواست برای ما کار کند اما مجلس سیاسی نگذاشت .
قبل از آن که به بحث گروه کاری بپردازیم باید به این مساله بپردازیم که حدااقل از دو دهه پیش ، مشکلات فرهنگیان در زمینه مطالبات و معیشت بوده است و این که بگوییم چون آقای فانی در این دولت تیمش ضعیف بوده است به این صورت شده است .باید یک مقدار واقع بین باشیم .تا تحولی در نگاه دولت نسبت به آموزش و پرورش به وجود نیاید و نگاه اساسی تر نباشد مثل نگاهی که به مقوله بهداشت صورت گرفت ، وزیر نمی تواند شق القمر کند .تیم کاری او نمی تواند کار خاصی انجام دهد .در تیم کاری آقای فانی افراد فرهیخته ،دانشمند و متفکری وجود دارند .
فرهنگیان دوران آقای دکتر نجفی را هم تجربه کرده اند .اعتقاد بر این است که آقای نجفی توانست آن نگاه را در مجموعه هیات دولت متحول کند و جامعه و توجهات را به سوی آموزش و پرورش سوق دهد ولی آقای فانی نتوانسته است چنین تحولی را در نگاه جامعه و دولت ایجاد کند .
البته مشکلات قدری پیچیده تر شده است .شرایط آقای فانی با آقای نجفی اصلا قابل مقایسه نیست .ما اقتصادی داریم که متکی بر نفت است .با یک نوسان در نفت ، برنامه ها نیز مشکل پیدا می کنند و دولت نمی تواند آن ها را برای تصویب به مجلس بفرستد و اگر هم تصویب شود ممکن است شورای نگهبان آن را رد کند ؛ چون پشتوانه مالی و یا اجرایی ندارد .فکر می کنم اقتصادی که ما داریم ( اقتصاد متکی به نفت )و نیز آن بحث تحول نگاه دولت به آموزش و پرورش باید در یک نقطه به هم برسند؛ حتی اگر وزیری هم به مراتب قوی تر از آقای دکتر نجفی هم بیاید .
آقای فانی کسی است که برخاسته از آموزش و پرورش است .کسی است که نسبت به مسائل و مشکلات آموزش و پرورش اشراف دارد .از سوی دیگر شخصیتی آرام و متین است و البته در کنار آن کارهای خودش را هم انجام می دهد .فکر می کنم با این تفاسیری که در مجلس نسبت به آموزش و پرورش وجود دارد و این بحث هایی که بین فرهنگیان صورت گرفته است و بدون تردید این ها را رصد کرده است ؛ تدبیر اقتضا می کند نگاه نسبت به آموزش و پرورش خوب شود .
اگر این اتفاق به خاطر مسائل مالی و... انجام شود تلخ است .
به عنوان یک فرد ایرانی می گویم ، این نگاهی که دولت به " سلامت " داشته است یک نگاه درستی بوده است و بی راه هم نیست .قطعا شما با افراد بیمار برخورد داشته اید .حتی ما فرهنگیانی داشته ایم که به خاطر تامین اقلام دارویی شان مشکلات اساسی داشتند و حتی تا استانداری می آمدند .به نظر من ، سلامت اولین گزینه است .شما نباید فقط فرد را در نظر بگیرید .آقای هاشمی نباشد و فرد دیگری باشد .این نگاه دولت ، نگاه خوبی است .همه آن را ستایش می کنند و مردم هم از این وضعیت راضی هستند .چه اشکالی دارد در کنار این نگاه خوب دولت ، نگاه خوب دیگری هم باشد و آن هم آموزش و پرورش و توجه به آن باشد .اگر ما در حوزه آموزش و پرورش سرمایه گذاری کنیم ،این فرهنگ سازی صورت بگیرد ،از طریق پیشگیری ، خیلی از صرفه جویی ها را خواهیم داشت .این پیشگیری موجب می شود که هزینه های درمان هم کم شود .
آموزش و پرورش بهترین بستر است . اگر قرار است اعتباری در زمینه درمانی هزینه شود ،با مبالغ کم تری می توان فرهنگ سازی گرد و به صورت " پیشگیری " اعمال شود .
من از همه تشکل ها و رسانه ها دعوت می کنم که این بحث ها را با نمایندگان در قالب گفت و گو داشته باشند . روشنگری کنند .اگر این افراد دغدغه آموزش و پرورش دارند ، راه کارشان چیست .آیا تضمینی وجود دارد که با آمدن فرد دیگر ، مشکل حل شود .بسیاری از اعتبارات دست این نمایندگان مجلس است . چطور برای افزایش اعتبارات اقدامی نمی کنند و از آن طرف می گویند اگر این فرد عوض شود ، مشکلات حل می شود !
رضا معصومی راد ، دکتری جامعهشناسی و عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان
دکتر یوسف علی اباذری استاد گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران محبوبیتی خاص در بین دانشجویانش دارد. حتی دانشجویانی که با ایشان درس نداشته اند، اوصافی از وی شنیده اند و منشی در وی دیده اند که شوق دارند در درس و کلاس وی شرکت کنند. اگر بخواهم در این خصوص یک فکت ارائه کنم ، جمعیتی را می توانم شاهد بگیرم که در روز نکوداشت ایشان 19 اردیبهشت در تالار ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعی حاضر شده بودند. همه صندلی ها پر بود، صندلی های دیگر آورده بودند، آنها هم پر بود، دانشجویان در کف سالن و کنار دیوار و روی پله ها هم نشسته بودند. و آن زمان که دکتر اباذری برای سخن گفتن روی سن رفت و زمانی که بر می گشت همه برخاسته بودند و برای او کف می زدند. این اغراق نیست ، دانشجویان دکتر اباذری را دوست دارند، برخی او را می ستایند.
اما سؤال این جاست که چرا او چنین دوست داشتنی است؟
به گمان من در دکتر اباذری یک ویژگی بسیار بارز است و آن وارستگی و آزادگی است. وی از قیود و تعهدات و مراتب و جیفه ظاهری دنیا خود را رها کرده است. و همین ویژگی او را به راستی به یک معلم نمونه و الگو تبدیل کرده است، که باید تندیس وی را در محوطه دانشکده برای سرمشق گیری رهپویان دانش و علم و کسوت معملی و دانش جویی نصب کرد و تقدیس نمود. دکتر اباذری انسانی قوی است که وسوسه های جاه طلبانه و مادی گرایانه حریف وی نیست و قادر شده در مسیر وارستگی، حقیقت جویی و حقیقت گویی باصلابت و ثابت قدم باشد.
برای وی پول و مقام و حقوق و گرانت و حق التحقیق و مقاله بنویس و کتاب بنویس و ارتقاء رتبه و درجه پیدا کن و ماشین فلان و خانه فلان داشته باش و با این مقام عالی رتبه سیاسی قرین باش و با آن یکی حشر و نشر داشته باش و ... ارزشی ندارد و همواره با کنایه و طعنه به آنها نگریسته است.
وی از دکان داری در عرصه علم و معلمی بیزار است و به همین علت مانند بسیاری نیست. بسیاری که دکانی پررونق دارند و کالاهای متعدد عرضه می کنند و همه پر زروق و برق. دکان آنها همه چیز می فروشد، همه نوع علمی، همه نوع دانشی ، همه نوع تکنیکی. هر چه بخواهی در دکان آنها یافت می شود. همه درس ها را آنها استادند. در همه زمینه ها دست کم کتابی، تحقیقی و یا مقاله ای دارند. هیچ وزارتخانه، سازمان، اداره یا شهرداری و بنگاهی نیست که به سراغ آنها بیاید و دست خالی برگردد. آنها برای همه حرفی و سخنی دارند که بزنند. در هر منبری هم می توانند سخن بگویند. آنها البته آگاهانه یا ناآگاهانه ممکن است در این همه مهارت و استادی ، توانگری و زبردستی، علم و حقیقت و دانش را هلاک کنند ، ولی اهمیتی ندارد ، چرا که دست کم جیب خود را پر می کنند. از این همه تحقیق و سخنرانی و تدریسی که آنها می کنند و کتاب ها و مقالاتی که می نویسند ، گزندی به هیچ جای جامعه نمی رسد و نیشتری به هیچ جا نمیخورد، در حالی که جامعه پر از مسئله و مشکل است و مشتری ها هم به ظاهر برای درمان آن دردها آمده اند، اما نه درد شناسایی و بیان میشود و نه درمان و علاج صورت می گیرد. یکی از مَثَل های رایج در این عرصه حکایت مُقَنَی است. مُقَنَی که زمانی دیگر سفارشی برای کندن قنات دریافت نکرده بود و گله و شکایت شاگردانش برخاسته بود که در اثر ادامه بیکاری، شکم زن و بچه را چگونه سیر کنیم . مُقَنَی آنها را به کندن قناتی مشغول داشت و آنها در ابتدا خوشحال و خدای را شاکر که از بیکاری به در آمده اند. هنگامی که مشغول کندن زمین شدند، دریافتند که از این زمین آب در نخواهد آمد و لذا زمزه و پچ پچشان بلند شد که استاد ما را به کاری عبث مشغول داشته است. استاد که این زمزمه را شنید به آنها گفت ، شما را چه کار که آب در می آید یا نه، برای شما پول که درمیآید. این مَثَل در محافلی که برای انجام تحقیقات متنوع و عریض و طویل در وزارتخانهها، سازمان ها ، شرکت ها و شهرداریها و ... برپا می شود ، همچون نقل و نبات بر زبان های همکاران و دست یارانی که وظیفه اصلی تهیه متون و داده ها بر عهده آنهاست ، جاری است.
اما دکتر اباذری از این اوصاف دور است و شاگردانش هم به معنای واقعی اگر خواهان الگو قرار دادن وی هستند و اگر وی و منش او را ستایش می کنند ، اگر چه می پذیریم بسیار سخت و دشوار است، اما باید در طریق دانش و معرفت مانند او باشند و خود را با معیار ایشان ارزیابی کنند.
ذکر یک خاطره از دکتر اباذری هم خالی از لطف نیست .
یک روز سر کلاس نظریه های جامعه شناسی، دکتر اباذری کتاب ترنر را به من داد تا به انتشارات ببرم و قسمتی از آن کتاب را تکثیر کنم. مسئول انتشارات کتاب را تکثیر کرد و در موقع تحویل چکی را که حق التدریس یک ترم استاد بود و از لای کتاب قطور پیدا کرده بود ، به من داد که آن را برای استاد ببرم. من زمانی که چک را برگرداندم ، دکتر اباذری تازه یادش آمد و خندید و گفت : «اووه بله ممنون.»
بله ما دکتر اباذری را دوست داریم ، و او را بزرگ و گرامی می داریم ، نه به این علت که در مقام داوری نشسته ایم که او را گذر کننده از یک مناسک شاخته ایم، بلکه در مقام رهپویانی که مشعل ایشان را درخشان تر یافته و جذب نور هدایت کننده آن شده اند، چنین می کنیم .
هر انسانی که به ملیت خود افتخار می کند باید از خود بپرسد که چرا به ملیتش افتخار می نماید؟ چه خاصیت فوق العاده ای در اهل جای مشخصی بودن وجود دارد که باید بدان افتخار نمود؟ از آنجایی که تولد و قدم در این دنیا نهادن یک رخداد غیرانتخابی است؛ اصولا"غرور ملی چه معنایی پیدا می کند؟
فرد بر اثر “تصادف تولد” در ایران زاده شده است و خود درانتخاب مکان تولد نقشی نداشته است،همین تصادف می توانست فرد را شهروند کوبا، سومالی، کره شمالی، سوئد و…نماید، پس وی برای چه باید به ایرانی بودن خود افتخار نموده و به خاطر ایرانی بودن، مغرور و متعصب باشد؟
اصولا"افتخار نمودن به چیزهایی که یک انسان با استفاده از توانایی ها و استعدادهای خود آن ها را کسب نکرده امری غیرمنطقی و تأسف بار است؛ مواردی که مایه افتخار یک انسان هستند اکتسابی بوده و افتخار به صورت ارثی به کسی نمی رسد. شاعر گران مایه نظامی گنجوی در این باب می گوید: “گیرم پدر تو بود فاضل / از فضل پدر تو را چه حاصل؟”.
آیا به راستی افتخار به ملیت، نژاد، رنگ پوست، زبان و… که آدمی در مرحله نخست آنان را به صورت اتفاقی و بر اساس “تصادف تولد” به دست آورده و در مرحله دوم، تمامی آن ها را با میلیون ها انسان دیگر شریک است؛ امری پوپولیستی(عوام فریب) و اندوه بار نیست؟
کوروش بزرگ انسان درست کاری بود، ایرانیان باید از تنها افتخار کردن به وی دست برداشته و از چگونگی برخوردهای دوستانه وی با دیگر انسان ها و احترام گذاشتنش به باورهای دیگران و...درس اخلاق بگیرند و عملا"اخلاق مدارباشند. نشستن و افتخار کردن به کوروش کبیر در حالی که کمترین اثری از پویایی در کشور دیده نمی شود و بی اخلاقی بیدادمی کند، دردی از ما دوا نخواهد کرد .
یک انسان باید به چه اندازه از استعداد، پویایی، هوش و توانایی تُهی باشد که خود قادر به رسیدن به پیروزی هایی که بتوان بدان ها افتخار کرد نباشد و عاجزانه به مُشتی داستان و روایت چند هزار ساله، برای افتخار و سر بلند کردن در جامعه جهانی و مغرور بودن، چنگ بیاندازد؟ اصولا"رخدادهای تاریخی که چند صد سال و یا چند هزار سال پیش به وقوع پیوسته اند و سبب پیروزی ملتی و یا شکست ملت دیگری در آن زمان شده اند، نمی توانند مایه افتخار و یا شرمندگی انسان ها در حال حاضر باشند.
شکست یا پیروزی شما در گذشته باعث شکست یا پیروزی شما در آینده نمی شود!
آرتور شوپنهاور نویسنده مشهوردر باب غرور ملی می گوید: ” مبتذل ترین نوع غرور، غرور ملی است زیرا کسی که به ملیت خود افتخار میکند در خود عملکرد با ارزشی برای افتخار ندارد وگرنه به چیزی متوسل نمیشد که با هزاران هزار نفر در آن مشترک است. برعکس، کسی که امتیازات فردی مهمی در شخصیت و عملکرد خود داشته باشد، کمبودها و خطاهای ملت خود را واضح تر از دیگران میبیند، زیرا مدام با اینها برخورد میکند. اما هر نادان فرومایه که هیچ افتخاری در جهان ندارد، به مثابه آخرین دستاویز به ملتی متوسل میشود که خود جزیی از آن است. چنین کسی آماده و خوشحال است که از هر خطا و حماقتی که ملتش دارد، با چنگ و دندان دفاع کند.”
مردم جهان باید بدین باور برسند که انسان ها همه با هم برابر و مساویند و همگی شان شایسته برخورداری از حقوق انسانی می باشند، زبان، رنگ، نژاد، ملیت و… ملاک برتری مردمی نسبت به مردم دیگر نیستند بلکه ملتی از ملت های دیگر برتر و بهتر است که در زمینه های علمی، اقتصادی، ورزشی، هنری، سیاسی و… با تکیه بر داشته ها و توانایی های خود و با کوشش شبانه روزی مردمانش پیشرفت کرده و گوی سبقت را از باقی کشورها ربوده باشد.
دانش فرگشت ثابت می نماید که در حدود صد هزار سال پیش، تمامی انسان ها در آفریقا زندگی می کردند و از آنجا پراکنده گشته و در جاهای مختلف کره زمین، سکنی گزیدند؛ با تکیه بر دانش فرگشت، انسان ها همه از نژادی یکسان و مشترک هستند، حال به راستی مایه خجالت نیست که گروهی از مردم گمان کنند که به خاطر نژادشان از باقی مردمان بهترند؟ آیا نژاد پرستی و غرور ملی و افتخار به آنچه گذشتگان در طی هزاره ها انجام داده اند، نشانه بلاهت و عقب افتادگی فکری یک جامعه نیست؟
آدولف هیتلر با داشتن باورهای نژاد پرستانه، میلیون ها نفر انسان بی گناه را به قتل رساند، نژاد پرستی و اینکه کسی گمان کند به دلیل نژادش و یا رنگ پوستش یا ملیتش از شخص دیگری بهتر و والاتر است، بی خردی محض است.
برخی می پرسند که آیا یاد کردن و سخن گفتن از بزرگانی چون فردوسی، امیرکبیر،سعدی و حافظ و کوروش بزرگ و… نیز اشتباه است؟ پاسخ آنان این چنین است که: “یاد کردن از بزرگان تاریخی ملتی و درس گرفتن از اندرزهای آنان، نه تنها اشکال ندارد بلکه موجب پیشرفت و شکوفایی فکری ملت می گردد. مشکل آنجایی آغاز می شود که آن یاد کردن ها، تبدیل به پرستیدن می شوند و ما بُت می سازیم و چون خودمان قادر نیستیم کاری درخور افتخار امروزی انجام دهیم، دست از تلاش و کوشش برداشته و شبانه روز فقط به گذشته اجدادمان افتخار می کنیم و این تراژدی، زمینه های عقب ماندگی یک جامعه و عدم پیشرفتش را فراهم می آورد.
اگر ما ازکورش و فردوسی درس می گرفتیم درجامعه این قدر دروغ، ریا و تصادفات رانندگی نداشتیم، بهتر است از خود سوال کنیم امروز جهانیان در مورد ایرانیان چه فکر می کنند؟ ارزش پول ملی و پاسپورت ایرانی درجهان چقدراست؟
پس به هوش باشیم،ضمن شناخت تاریخ و درس گرفتن از آن،برای امروز و فردای خود افتخارات جدید بیآفرینیم.
ملی گرایی و گذشته نگری در عصرجهانی شدن کارآیی ندارند،باید کل جهان امروزی را شناخت و افتخارات جهانی امروزی آفرید،همان افتخار جهانی که اصغر فرهادی با ساخت فیلم جدایی و پروفسور مریم جهانی باکشف فرمول ریاضی آفریدند.
افتخاری که استیوجابز با تولیدات Appleنصیب کشورش کرد،افتخارات بنیانگذار فیس بوک که انقلاب جهانی در ارتباطات ایجاد نمود...
عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی، گفت: آموزش و پرورش چهار هزار میلیارد تومان به فرهنگیان بدهی دارد و این مورد اصرار نمایندگان مجلس مبنی بر استیضاح وزیر را به همراه داشته است.جبار کوچکی نژاد روز جمعه در گفت و گو با خبرنگار حوزه آموزش ایرنا افزود: مشکل پرداخت حقوق حق التدریسی ها، پرداخت نکردن سرانه واحدهای آموزشی، حمل و نقل دانش آموزان استثنایی و مدارس روستایی را بخش دیگری از مشکلاتی عنوان کرد که موجب شده نمایندگان مجلس شورای اسلامی بار دیگر طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش را مطرح کنند.
وی اظهار کرد: طرح استیضاح علی اصغر فانی به امضای حدود 50 نماینده مجلس رسیده و با هیات رییسه نیز در این خصوص وارد مذاکره شده اند.
این نماینده مجلس، اضافه کرد: هنوز استیضاح وزیر توسط هیات رییسه اعلام وصول نشده و عرف این است که ابتدا مذاکراتی صورت گیرد تا نمایندگان قانع شده و از استیضاح انصراف دهند و یا اینکه وزیر تعهداتی داده و در جهت برخی اصلاحات تلاش کند.
نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه وزارت آموزش و پرورش در وضعیت بسیار سختی قرار گرفته است، گفت: کوتاهی در امور و تشدید مشکلات این وزارتخانه به دولت، مجلس و وزیر باز می گردد.
وی یادآور شد: مسائل مختلف باعث شده فرهنگیان به شدت نگران آینده شغلی باشند و نقطه مقابل آن است که آنها حداقل حقوق را دریافت می کنند.
عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی درعین حال تصریح کرد: در مجلس نیز مشکلی داریم که کمک های خوبی برای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در نظر گرفته شده این در حالی است که حتی با بسیاری از پیشنهادهای ما برای بهبود وضعیت فرهنگیان و معلمان مخالفت می شود.
کوچکی نژاد توضیح داد: از جمله این موارد طرح رتبه بندی فرهنگیان بود که طرح دو فوریتی آن سال گذشته در مجلس شورای اسلامی مطرح و با مخالفت نمایندگان مواجه شد.
وی با اشاره به اینکه وزارت آموزش و پرورش اکنون در وضعیت خوبی قرار ندارد و باید چاره ای اندیشید، گفت: صرف نظر از اینکه دولت و مجلس باید توجه ویژه ای به رفع مشکلات این وزارتخانه داشته باشند، وزیر هم باید مسایل را مطرح کرده و حرف های خود را بزند.
این نماینده مجلس اضافه کرد: نمایندگان موافق استیضاح وزیر آموزش و پرورش معتقدند که وزیر به وظایف خود عمل نمی کند؛ به همین دلیل دست به استیضاح زده اند.
طرح استیضاح علی اصغر فانی وزیر آموزش و پرورش پیشتر نیز مطرح شده بود و نمایندگان با جمع آوری امضا خواستار استیضاح بودند که این طرح مسکوت باقی ماند.
در دو سه هفته ی اخیر مطالبی درباره ی مشکلات گذشته مدیران رانتی یکی از مناطق آموزش و پرورش شهر تهران در سایت سخن معلم منتشر شده که باعث واکنش نسنجیده ی این مدیران رانتی و حمله به سایت سخن معلم شده است!
یکی از این واکنش های نسنجیده ، دادن رای منفی هدایت شده به عملکرد سایت سخن معلم در بخش نظر سنجی است. این امر باعث شده که گزینه های نظر سنجی در طی دوسه هفته ی اخیر کاملا جابه جا شوند. تا ماه گذشته این گزینه ها به این صورت بود که بالاترین درصد از بازدیدکنندگان عملکرد این سایت را " عالی " ارزیابی کرده بودند . تعداد آرا نظر سنجی تا ماه گذشته چیزی نزدیک به هزار و پانصد رای ثبت شده بود که در دو سه هفته اخیر از مرز 3000 نفر گذشته است !
بعد از افشا گری یکی از معلمان منطقه مورد نظر در مورد چند نفر از مدیران و سو استفاده های آنها در دوره ی وزیر قبلی، روند رای در نظر سنجی سایت سخن معلم کاملا برعکس شده است. حتی در چند روز گذشته گزینه ضعیف نظر سنجی افزایش بسیار زیاد و سوال بر انگیزی داشته است که نشان از حمله ی هدایت شده توسط همان گروهی را دارد که منافع چند ساله شان به خطر افتاده است.
البته طبیعی است که همه ی بازدید کنندگان از یک سایت از عملکرد آن راضی نباشند و بخشی هم عملکرد را ضعیف ارزیابی نمایند ، اما در این مورد خاص (سایت سخن معلم) نشان از یک برنامه ی هدایت شده بعد از انتشار اخبار تخلف در منطقه فوق دارد ؛ چرا که افزایش آرای ضعیف همزمان با این اخبار است و روند آرای نظر سنجی کاملا برعکس گشته است.
البته روشن است همیشه کسانی که برای منافعشان خطری پیش می آید برای مقابله به هر حربه ای متوسل شوند. این بار مدیران رانتی از محل رانت های قبلی ظاهرا گروهی را اجیر کرده اند تا وارد سایت سخن معلم شوند و به عملکرد این سایت نمره ی منفی دهند اما " مدیران رانتی " بدانند این روش مشکل شان را حل نخواهد کرد ...
سبحانینیا، عضو هیأترئیسه مجلس: هنوز نامهای مبنی بر طرح استیضاح به هیأترئیسه نرسیده استشهروند| هنوز معلوم نیست، ولی محتمل است؛ استیضاح. اینبار نوبت علیاصغر فانی، وزیر آموزشوپرورش است. حالا و بعد از استیضاح وزیر علوم در مرداد گذشته، دوباره ٦٠ نماینده مجلس از استیضاح وزیر علوم دم میزنند. ماجرا از هفته پیش شروع شد. وقتی موسوینژاد، نماینده دشتستان درخواست تعدادی از نمایندگان برای استیضاح وزیر آموزشوپرورش را اعلام کرد. بعد از آن بود که علی لاریجانی، رئیس مجلس به امضاکنندگان طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش توصیه کرد که پیش از اعلام وصول این استیضاح در جلسه علنی مجلس، در جلسهای با علی اصغر فانی، نگرانیهای خود را با او در میان بگذارند. حالا و بعد از گذشت پنج روز از این توصیه، این جلسه هنوز برگزار نشده و نمایندگان امضاکننده طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش هنوز بر سر حرفشانند. آنها حالا ١٧ محور را بهعنوان دلایل شان برای استیضاح فانی اعلام کرده اند؛ محورهایی مانند انتصاب مدیران سیاسی و ناکارآمد در آموزش و پرورش، اجرا نکردن قانون استخدام مربیان پیش دبستانی و مربیان نهضت سوادآموزی، برگشت به کار نیروهای بازنشسته، توجه نکردن به بیمههای درمان و تکمیلی فرهنگیان، توجه نکردن به حوزه تربیتی دانشآموزان، سوء مدیریت در حوزههای مختلف آموزش و پرورش و محقق نشدن مطالبات فرهنگیان.
آنطور که به نظر میرسد این ٦٠ نفر بر استیضاح وزیر آموزش و پرورش اصرار دارند و چندان علاقهای هم به برگزاری جلسه با فانی ندارند چرا که به گفته خودشان «از برگزاری جلسه با او و شنیدن پاسخهایش، قانع نشدهاند.» اما با وجود این اصرار، آن طور که اعضای هیأترئیسه مجلس مانند حسین سبحانینیا میگویند، هنوز نامهای مبنی بر طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش به هیأترئیسه نرسیده اما «این طرح از سوی بعضی نمایندگان در مجلس کلید خورده است.»
امضاکنندگان طرح استیضاح وزیر آموزشوپرورش اما هنوز بر سر حرفشانند. جبار کوچکینژاد، عضو کمیسیون آموزش مجلس دراینباره میگوید: «آموزش و پرورش چهارهزار میلیارد تومان به فرهنگیان بدهی دارد و این مورد اصرار نمایندگان مجلس مبنی بر استیضاح وزیر را به همراه داشته است.» او مشکل پرداخت حقوق حقالتدریسیها، پرداخت نکردن سرانه واحدهای آموزشی، حملونقل دانشآموزان استثنایی و مدارس روستایی را بخش دیگری از مشکلاتی میداند که باعث شده نمایندگان مجلس شورای اسلامی بار دیگر طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش را مطرح کنند.
به گفته او امضاکنندگان طرح استیضاح وزیر علوم با هیأترئیسه دراینباره وارد مذاکره شدهاند: «هنوز استیضاح وزیر توسط هیأترئیسه اعلام وصول نشده و عرف این است که ابتدا مذاکراتی صورت گیرد تا نمایندگان قانع شده و از استیضاح انصراف دهند یا اینکه وزیر تعهداتی داده و در جهت بعضی اصلاحات تلاش کند.» او ادامه میدهد: «از جمله این موارد طرح رتبهبندی فرهنگیان بود که طرح دو فوریتی آن سال گذشته در مجلس مطرح و با مخالفت نمایندگان مواجه شد. صرف نظر از اینکه دولت و مجلس باید توجه ویژهای به رفع مشکلات این وزارتخانه داشته باشند، وزیر هم باید مسائل را مطرح کرده و حرفهای خود را بزند. نمایندگان موافق استیضاح وزیر آموزش و پرورش معتقدند که وزیر به وظایف خود عمل نمیکند؛ به همین دلیل دست به استیضاح زدهاند.»
این اولینبار نیست که وزیر آموزش و پرورش تا لبه استیضاح میرود و برمی گردد. نخستین بار فروردین امسال بود که فانی برای پاسخگویی به پرسش درباره علت سیاسی بودن انتصابات مدیران آموزش و پرورش و به کارگیری افرادی که در سنین بازنشستگی قرار دارند که مهرداد بذرپاش، نماینده تهران طرح کرده بود به مجلس رفت و با ٧١ رأی موافق، ١١٥ رأی مخالف و ١١ رأی ممتنع از ٢٠٢نماینده، چهارمین کارت زرد دولت یازدهم را دریافت کرد. بعد از آن بود که نمایندگان مجلس اعلام کردند که ٩٢ امضا برای استیضاح او جمع کردهاند؛ هرچند این طرح هیچوقت به نتیجه نرسید و نمایندگان بیشتر مشغول استیضاح وزیر علوم شدند تا وزیر آموزش و پرورش. بعد از آن و در مرداد گذشته بود که مهدی موسوینژاد، نماینده مردم دشتستان در مجلس دوباره از ۳۰ امضا برای استیضاح وزیر آموزشوپرورش خبر داد و گفت این طرح بهزودی تقدیم هیأترئیسه میشود. در آن زمان مباحث پرورشی و اجرا نکردن طرح تحول آموزشی از دلایل استیضاح وزیر اعلام شده بود که آن هم البته به نتیجه نرسید.
حالا این برای سومینبار است که وزیر آموزشوپرورش در صورت اعلام وصول نامه استیضاحش در مجلس باید خود را برای پاسخگویی آماده کند. این موضوع اما مخالفانی را هم در مجلس بهویژه در کمیسیون آموزش مجلس دارد. عطاالله سلطانيصبور، رئیس کمیته آموزش و پرورش یکی از مخالفان استیضاح وزیر آموزش و پرورش است. او دراینباره گفته است: «آقای فانی از جنس آموزش و پرورش است و بیش از هرکس دیگری آن را میشناسد و به نظرمن استیضاح مشکل را حل نمیکند چون برخی از مواردی که استیضاح کنندهها اعلام میکنند مربوط به تغییر نظام آموزشی است و ربطی به ایشان ندارد و بخشی هم بودجه نیاز دارد که در این زمینه هم دولت باید اقدامی انجام بدهد.»
در اویل تابستان امسال بود که مهندس بذرپاش طی نطق مفصلی وزیر آموزش و پرورش را به باد انتقاد گرفت و عملکرد او را سوال برانگیز خواند . بذر پاش که بیرق خود را در پایگاه اصول گرایان علم کرده است ، در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد به او مشورت می داد که محصول عمل شان عیان و هیچ حاجتی بر بیان مکرر آن نیست . وی که مترصد هر فرصتی است تا بتواند نسبت به توجیه اعمال دولت مغفور گذشته بر آید ؛ چون جواب قانع کننده ای برای رفتار خود ندارند، بنا را بر انتقاد گذاشته اند تا انتقاد نشوند .
بذرپاش در همان نطق خود در مجلس که زمینه ای برای استیضاح فانی بود ، به نمایندگی تعدادی از مجلسیان که افسارسخن خود را به این سخن پرداز متبحر داده بودند نوک پیکان را به سمت انتصابات در این وزاتخانه برد و با اشاره کلی به دیگر معضلات که نشان از کم اطلاعی او داشت زمینه استیضاح را فراهم تر کرد. این قضیه مسکوت ماند و در اوایل مهرماه به علت شروع فصل مدارس جائی برای طرح مجدد آن نبود ؛ اما در همین دو سه روز پیش خبر رسید که 60 امضا برای استیضاح وزرای آموزش و پرورش ، کشور ، ارشاد و یکی دو وزارتخانه دیگر کلید خورده است .
انجمن اسلامی معلمان خراسان به عنوان مرجعی که دفاع از حقوق همه جانبه فرهنگیان جامعه را مطمح نظر خود قرار داده است ، نه قصد انتقاد از آقای فانی را دارد - که اگر لازم باشد در جایش بیان خواهد کرد - و نه قصد دفاع . اما وقتی از جایگاه ثالث به این بازی مجلس نگاه می کند ، انتظار دارد نمایندگان محترم قبل از هز چیز عملکرد این روزهای قوه مقننه را که اصلا به قانون گذاری شباهتی نداشته و بیشتر شائبه دغدغه کارکردهای تبلیغاتی برای دوره بعد را در ذهن تقویت می کند ، به بوته نقد بسپارند .
واقعا سوالی که برای من وجود دارد این است که استیضاح مجلسیان چگونه باید صورت بگیرد . اگر نمایندگان مجلس تحت تاثیر شرایط و برای حفظ موقعیت خود و یا خاطر خواهی خبط کنند و وظیفه را به فراموشی بسپارند چه باید کرد؟ چگونه می شود که عده ای تحت عنوان هیأت رئیسه تصمیم می گیرند فردی مثل نجفی - که خود نیز به مدیریت او اذعان دارند - وزیر نشود و او فقط با فاصله یک رأی وزیر نمی شود . و در جای دیگر طرح استیضاح مطرح می شود ، جامعه تحت فشار روانی قرار می گیرد و نهایتا آقای ثروتی نماینده بجنورد می گوید که هیأت رئیسه نمی خواهد که استیضاح صورت بگیرد .
این رفتارها در کجای قوه تقنینی کشور جا دارد؟ چطور چند نفر تحت تأثیر رفتارهای شخصی تصمیم می گیرند وزیری را استیضاح کنند، چون صرفا افراد توصیه شده توسط آنان یا برکنار شده اند و یا پذیرفته نشده اند. جالب تر این است که همین افراد نامه استیضاح را به نزد دوستان خاطر خواه خود می برند و آنها حتی به متن نامه نگاه نمی کنند و امضا می کنند؟ که چند وقت پیش نمونه ای از این امضاها را دیدید و شنیدید.
چابهار- ایرنا- یک مقام مسوول در شهرستان سرباز گفت: تروریست ها عصر پنجشنبه یک معلم و یک بسیجی بلوچ اهل سنت را در صف نانوایی روستای نصیرآباد شهرستان سرباز به شهادت رساندند.این مقام مسوول پنجشنبه شب در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: حدود ساعت 16 و 30 دقیقه روز گذشته (پنجشنبه) دو فرد مسلح ناشناس سوار بر یک دستگاه موتورسیکلت در روستای نصیرآباد شهرستان سرباز، در اقدامی تروریستی دو نفر از ساکنان این روستا را به شهادت رساندند و متواری شدند.
وی گفت: 'عیسی شهرکی زاد' معلم بومی ساکن در روستای یادشده به همراه 'ادهم صبوری ' از اعضای بسیجی بلوچ اهل سنت، هنگامی که در صف نانوایی بودند، با تیراندازی دو فرد مسلح موتورسوار به شهادت رسیدند.
عیسی شهرکی 13 سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش داشت.
به گزارش ایرنا، از ابتدای امسال تاکنون دو معلم دیگر به نام های 'جواد نوروزی' و 'رضا سرگزی' در جنوب سیستان و بلوچستان به شهادت رسیده اند.
سردار حسین رحیمی فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان در تماس خبرنگار ایرنا، ضمن تایید ترور دو نفر توسط اشرار مسلح در شهرستان سرباز، گفت: پس از وقوع این حادثه نیروهای انتظامی بلافاصله در محل حضور یافته و درصدد شناسایی و دستگیری عاملان این حادثه هستند.