شاید به گمان خیلی از فرهنگیان استیضاح علی اصغر فانی در چنین وضعیتی که مشکلات عدیده ای دامن گیر آموزش و پرورش می باشد کاری اصولی و قابل قبول باشد ، اما آن چه از درون مایه ی این استیضاح برمی آید این است که به هیچ عنوان این هدف دنبال نمی شود ، چرا که متاسفانه بازهم نمایندگانی این استیضاح را کلید زده اند که در روز رای اعتماد به گزینه ی مورد قبول دولت و فرهنگیان یعنی محمد علی نجفی رای منفی دادند !
آن ها بیشتر ملاک های سیاسی را مدنظر قرار داده و به دنبال اهداف سیاسی خویش می باشند. بی گمان مشکلات متعدد آموزش و پرورش زاییده ی فقط این دوره نبوده و حل آن ها هم از عهده ی یک نفر بر نمی آید!
ما در دوره گذشته هم با مشکلات متعددی در سیستم آموزشی کشور مواجه بودیم ، به گونه ای که شتاب زدگی در بسیاری از موارد سیستم آموزشی را با مشکلاتی مواجه ساخت ، اما متاسفانه همین نمایندگان هیچ گاه به دنبال راهکار استیضاح نبودند ، بلکه آن ها را روند طبیعی قلمداد می کردند.
امروز اگر چه باید اذعان کرد که مشکلات درسیستم آموزشی همچنان وجود دارد و فرهنگیان از مشکلات موجود رنج می برند ، اما چه تضمینی وجود دارد که گزینه ی ایده آل دولت بتواند باب طبع نمایندگان مخالف باشد و آن ها مشکلات فرهنگیان را در انتخاب شان لحاظ کنند؟
چگونه می شود به این نتیجه رسید که فقط تغییر وزیر رفع کننده ی همه ی مشکلات است؟
وقتی بحث رتبه بندی که وزیر در اجرای آن جدیت به خرج داده است ، هنوز زمان آن فرانرسیده است و هنوز کم و کیف اجرای آن مشخص نشده است ؛ آیا می توان قبل از اجرا و چگونگی آن در موردش نظر داد؟
آیا اهداف آموزشی نمایندگان فقط در قالب استیضاح تحقق می یابد؟
آیا می شود این را راس خواسته های فرهنگیان در نظر گرفت؟
این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که اجازه ی تجمعات صنفی در دوره ی فانی همراهی با مشکلات معلمان بود و آن ها توانستند مشکلات خود را به گوش فرادستان برسانند.
با همه ی این ها ، از دید نگارنده آن چه توجه به آن ضروری به نظر می رسد این است که دولت محترم و نمایندگان محترم مجلس توجه کلی شان را بیشتر به آموزش و پرورش معطوف نموده و نگاهی جدی تر به آن داشته باشند!
بیشتر صدای فرهنگیان را با رفع مشکلات آن ها بشنوند و سیستم آموزشی را یاری نموده تا با برنامه ای جدی و موثر قدم در راه رفع بحران ها بردارند! بی گمان این رویه خواهد توانست نور امید را دل فرهنگیان زنده کند .
گروه اخبار /
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ در هفته گذشته، چالش اصلی دولت و مجلس، وزیر آموزش و پرورش بود. تا حدی که برای حل مشکلات عمدتا معیشتی معلمان، جلسه غیرعلنی با حضور علی اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش و محمدباقر نوبخت، معاون رییس جمهور و رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی برگزار شد، و ظاهرا هم نتیجه ای نداشت، (اینجا) چه اینکه اعلام شد چهارشنبه هفته آینده جلسه استیضاح وزیر آموزش و پرورش برگزار می شود.
اما خبرآنلاین در یک نظرسنجی از مخاطبانش درباره چارهساز بودن استیضاح برای حل مشکلات فرهنگیان پرسید، اما نکته جالب اینجا بود که مخاطبان با نظر استیضاح کننده ها مخالفند؛
چند نکته در رابطه با استیضاح دکتر فانی ذهن هر فرهنگی را به خود مشغول کرده است:
1- آیا این استیضاح برای بهبود وضعیت معیشتی و ارتقاء منزلت فرهنگیان است؟
با نگاهی به سابقه استیضاح کنندگان به سادگی می توان دریافت که دغدغه اینها معیشت فرهنگیان نیست زیرا اگر چنین بود چرا زمانی که دکتر روحانی آقای نجفی را به عنوان وزیر معرفی کرد و این امر امیدواری فراوانی را در معلمان برای بهبود وضعیت معیشتی و منزلت خود با توجه به خاطره خوبی که از ایشان در دوره وزارتش داشتند با دلایل واهی رای اعتماد ندادند و معلمان امیدوار را اول مهر ماه با ناامیدی سر کلاس فرستادند .
در حالی که می دانستید قاطبه فرهنگیان خواستار وزیر شدن نجفی برای حل مشکلات شان بودند یا در دولت قبل کوجک ترین فشاری به وزیر همفکر برای بهبود وضعیت معیشتی معلمان نیاوردند !
2- یکی از مسایلی که بسیار روی آن مانور می دهند لایحه رتبه بندی وزیر قبلی است .این سوال وجود دارد که زمانی حاجی بابایی وزیر دولت احمدی نژاد شد که این دولت به پولدارترین دولت تاریخ ایران به واسطه فروش نفت 140دلاری مشهور است و حاجی بابایی هم که به تدوین و اجرای یک شبه برنامه های استراتژیک مشهور است ! مانند سند تحول بنیادین که رونمایی آن همه را غافلگیر کرد و هم مجلس هم فکر ایشان بود که کوجکترین فشاری از این جهت متوجهش نبود و هر لایحه ای را به راحتی به تصویب می رساند.
چطور است که در سال اول یا دوم وزارتش لایحه رتبه بندی را به مجلس نفرستاد تا از آن همه ثروت هنگفت که هزاران میلیارد آن یا اختلاس می شد یا گم ! « حق مسلم معلمان » که بی عدالتی در حقوق و مزایای آنان بر عالم و آدم مشهود است اداء گردد و خود زمانی که وزارتش به اتمام می رسید شاهد اجرای آن می بود و نام نیکی از خود بر جای می گذاشت ؟
آیا همکاران حق ندارند الان از خود بپرسند درست در ماه های آخر عمر دولت که دیگر کف گیر به ته دیگ رسیده بود فرستادن لایحه ای با آن همه اشکال جز امیدوار نمودن بی فایده معلمان و سیاسی کاری ....چه فایده دیگری داشته است؟
3- آیا راه دیگری جز استیضاح وزیر نبود مانند طرح الزام دولت به ارائه لایحه رتبه بندی ... ؛ فقط باید این وزارت را درحال تزلزل و آشفتگی نگه داشت ؟
تا آنجا که ما می دانیم در دوسال گذشته با لابی گری و فشار به وزیر همین نمایندگان توانسته اند نیروهای خود را در پست های مورد نظر منصوب یا حفظ نمایند به طوری که « مدیران سفارشی » دیگر جزئی از فرهنگ سازمانی شده و همین امر هم باعث رنجش معلمان از وزیر گردیده ؛ اگرچه وزیر نتوانسته انتظارات به حق معلمان را از لحاظ برقراری عدالت در حقوق و مزایا را فعلاً برآورده نماید که این امر هم به تنهایی در توان هیج وزیری نیست ولی حداقل آرامشی را به جامعه معلمان و محیط نقادی را تشویق نمود که نباید نادیده گرفت.
4- معلمان تیزبین رفتار شما نمایندگان را در این مدت زیر نظر دارند ، اگر این استیضاح به اسم معلم و برای مقاصد فردی و جناحی باشد و بعد از اینکه به هدف خود رسید مطالبات معلمان را فراموش کنید مطمئن باشید دیری نخواهد پایید که در اسفند ماه معلمان شما را استیضاح و برکنار خواهند نمود.
خوش بود گر محک تجربه آید به میان...
این روزها خبر استیضاح وزیر آموزش و پرورش بازتابهای فراوانی یافته است. استیضاحکنندگان، 10 محور را برای پرسش از وزیر مطرح کردهاند و برجستهترین بهانه آنها نارضایتی بدنه آموزش و پرورش و اعتراضهای آنها در سال گذشته آموزشی است. اما پرسش اینجاست که این استیضاح تا چه اندازه به دل نگرانیهای بدنه آموزش و پرورش پاسخ میدهد و تا چه میزان فرهنگیان معترض را با خود همراه دارد؟
بر فرهنگیان پوشیده نیست که یکی از پررنگترین علتهای وضع کنونی آموزش و پرورش همین مجلس است. روزهایی را به خاطر بیاورید که فرهنگیان با خشنودی، آمدن محمدعلی نجفی را گشایشی در بسیاری از دشواریهای خویش میدانستند و او را که نفوذ و توانایی مدیریتش زبان زد بود، تنها گزینه درخور برای آموزش و پرورش دانسته و از این رو با امیدواری به بسامانی وضع آشفته پس از حاجیبابایی مینگریستند.
همه این شور و خشنودی دیری نپایید و برخی نمایندگان با خط دهی جبهه پایداری و با رای عدم اعتماد به نجفی آب سردی بر آتش دلخوشی فرهنگیان ریختند. گرچه دشواریهای تاریخی آموزش و پرورش چنان نیست که یکشبه و با آمدن یک نفر سامان یابد اما بیگمان توانایی و نفوذ شخصی و شخصیتی یک فرد میتواند بخش فراوانی از مدیریت او باشد که نجفی اینگونه بود. اما نمایندگانی که خود زمینهساز وضع کنونی آموزش و پرورش بوده اند، اکنون دایه دلسوزتر از مادر شدهاند و میخواهند با اینگونه فشارها، آموزش و پرورش را به سامان کنند ؛ بیگمان اینگونه برخوردها نمیتواند دلخوری فرهنگیان از مجلس و مجلسیان را از بین ببرد.
از سوی دیگر و در میان اعتراض فرهنگیان، وزیر و تیم همراه در گفتوگوهایشان برنامههایی را برای به سامان کردن وضع معیشتی و منزلتی فرهنگیان ارائه داده و خود را پیگیر آن نشان دادهاند. برای نمونه میتوان به اجرای طرح رتبهبندی فرهنگیان با این شرط که تغییری در ارزشیابی سالانه فرهنگیان پدید نمیآید، افزایش ضریب فوقالعاده شغل از 1300 به 1500 تا 2000تومان، پیگیری مزایایی که سالها، دیگر کارمندان دولت از آن استفاده میکردند و فرهنگیان از آنها بیبهره بودند - مانند حق مسکن، حق آمد و شد، حق خوراک و... - بازگشت مقرری ماه اول به حساب فرهنگیان و.... اشاره کرد. بنابراین مجلس گرچه حق خود میداند که وزیران را به خاطر ناکارآمدیشان به پرسش بگیرد اما اگر در این باره سیاسی برخورد نمیکند، باید کمی دست نگه دارد تا سرانجام این قولها هویدا شود.
بیگمان اگر قولها جامه عمل نپوشند، بدنه معترض در صف استیضاحکنندگان قرار گرفته و استیضاح میتواند با پشتیبانی بدنه پیگیر، به درستی و با اثربخشی بیشتر پیش برود. اکنون هم به این دلیل که رفتار نمایندگان منتقد دولت بهشدت شائبه سیاسی دارد و هم از اینکه جنس خواستههای مجلس با جنس خواستههای فرهنگیان یکی نیست، استیضاح میان کنشگران صنفی و بدنه معترض چندان جایگاه و پایگاهی نداشته و میتواند به ضد خود – یعنی مجلس – تبدیل شود.
در پایان باید اشاره کرد که دگرگونی در ساختار ناکارآمد آموزش و پرورش نیاز به پشتیبانی حاکمیتی دارد. تا زمانیکه عزم همهجانبه برای حل مشکلات فراهم نشود نمیتوان امیدی به سامان یافتن آموزش و پرورش داشت.
بنابراین پیش از اصلاح این نگرش، تغییرات شکلی و آمدن و رفتن افراد گرهای از هزاران مشکل آموزش و پرورش باز نکرده و بیگمان در بر پاشنه پیشین خواهد چرخید. به همین دلیل پیشنهاد میشود نمایندگان به جای فشار بر دولت و آموزش و پرورش و از میان برداشتن تمرکز آنها برای ادامه کار، تلاش کنند تا کمک حالی باشند برای ساختار آموزش و پرورش، نه سنگی باشند در برابر تغییراتی کوچک و شاید موثر.
روزنامه فرهیختگان
بزرگترین مشکل آقای فانی « عدم توانایی سخن گفتن » است ! که حتی یک بار هم نتوانسته اند دوستان خود را قانع کنند چه برسد به فرصت طلبانی که امروز بهترین زمان برای تبلیغات شان است .( کما اینکه در دوران وزاری ناکارآمد تر قبلی دم برنیاوردند )
آقای فانی حتی یک بار هم با قاطعیت از حقوق معلم دفاع نکرده اند بلکه در لفافه با حالتی سست و بی تفاوت انگار که منتی بر سر مجموعه آموزش و پرورش هستند، تمام حرف شان و بزرگ ترین افتخارشان وارد کردن فشار بر پیکر نحیف آموزش و پرورش است برای کاهش هزینه ها با عدم استخدام نیروی جدید و افزایش تعداد دانش آموزان کلاس ها و به خدمت گیری سرباز معلم ها و واگذاری امر آموزش و پرورش به کسانی که اصلا تجربه و فن معلمی بلد نیستند و ...
یعنی واقعا هرکسی پای حرف های ایشان می نشیند بیشتر خوابش می گیرد تا چیز تازه ای دستگیرش بشود !! واقعا جذبه یک وزیر را ندارند .
از حق نگذریم چند وزیر قبلی از نظر عملکرد از ایشان بهتر نبودند که بدتر هم بودند ؛ به عبارت بهتر بعد از انقلاب جز یکی دو نفر، ما وزیر در حد و اندازه آموزش و پرورش نداشتیم .
آقای فانی نیز برای این وزارت خانه مهم و گسترده مناسب نیستند و بعد از معرفی شخصی مثل آقای نجفی ، معرفی ایشان شوک بزرگی بود. ظاهرا دولت می خواست حداقل از بین وازتخانه های علوم و آموزش و پرورش از طرف یکی خیالش راحت باشد و کسی را معرفی کند که بی دغدغه حتما رای بیاورد .
از انصاف نگذریم " خواب ایشان بهتر از بیداری امثال آقای حاجی بابایی است " که با تصمیم های بدون کارشناسی و فی البداهه در زمان اوج درآمد های کشور ، هزینه های آموزش و پرورش را بدون ارتقای کیفیت آموزشی بالا بردند .
آقای فانی نیز نشان داده اند که استراتژی خاص و بلند مدتی برای آموزش و پرورش ندارند و خودشان نیز در خوش بینانه ترین حالت برای افزایش چند صد هزار تومانی حقوق وعده چندین سال بعد را می دهند ( کما اینکه همین الان نیز تفاوت معیشت فرهنگیان با اغلب کارمندان دولت در چند صد هزار تومان نیست که در حد چندین برابر و چندین میلیون است . منظورم صرف حقوق نیست و کل دریافتی و مزایا است. ایشان تا بخواهند کاری صورت بدهند فاصله ها باز هم بیشتر خواهد شد ) .
بهترین کار این بود که وقتی ایشان می بینند که در درون مجموعه خودشان از کمترین مقبولیت برخوردار هستند و چانه زنی های ایشان نیز برای بهبود وضعیت مثمرثمر نیست حداقل برای اعتراض به وضع موجود استعفا می دادند !! تا هم دولت و هم مجلس توپ را به زمین وزیر نیندازند .
با توجه به دیدگاه اغلب مسئولین نسبت به هزینه ای بودن نه سرمایه ای بودن آموزش و پرورش ، علی رغم شعارهای زیبا و فریبنده شان و اوضاع اقتصادی امروز کشور، می توان این نتیجه گیری را کرد که:
" قطعا با وضع موجود، استیضاح جناب آقای فانی برای فرهنگیان و آموزش وپرورش کشور آب ندارد ولی شاید برای عده ای نان داشته باشد!!
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
در طول انقلاب یزرگ اسلامی، و در حرکت های مهم و تظاهرات تعیین کننده آن زمان، جدای از تصویر امام خمینی ( ره ) که در همه ی راهپیمایی ها وجود داشت، عکس 3 تن ازبزرگان میهن نمود چشمگیری داشت؛ استاد مطهری، دکترشریعتی و مصدق.
پس از انقلاب نیز آثار نوشتاری و غیر نوشتاری و همچنین آثار مرتبط با این سه تن جزء پرفروش ترین کتاب های نمایشگاه ها و کتابفروشی ها و..بود،اما متاسفانه به مرور و به شکل برنامه ریزی شده،هر اثری که حتی ردی از نام وی را داشت، برچیده شد.
درکتاب ها و آموزه های تمام مقاطع تحصیلی و دانشگاه ها کمتر نشانی از شریعتی یافت می شد. حتی در سال روز بزرگداشت مقام معلم،با وجودی که همه ی انقلابی ها در ابتدای انقلاب معتقد بودند که بدون شک وی معلم انقلاب بوده و نقش بنیادینی را در علاقه مند ساختن جوانان و دانشجویان اواخر دهه ی پنجاه به دین آن هم دین انقلابی و حساس به درد مردم داشته و واژه هایی همچون امام و امت و تعریف آن بر اساس قرآن و جامعه شناسی روز، به وسیله ایشان مورد واکاوی و در معرض افکار عمومی قرار گرفت، هیچ گاه به طور رسمی از ایشان ،حتی به عنوان یک معلم یا استاد ساده، نه تنها تجلیل نگردید بلکه حتی نامی هم برده نشد.
عدم معرفی شریعتی،خیانتی بزرگ به نسل جوان بعد از انقلاب
شاید در کوتاه مدت برنامه ریزان پروژه حذف شریعتی از جامعه، بر خود احسنت گفته که طی یک نسل تقریبا دیگر نسل جوان نمی دانست شریعتی کیست؟ ولی نمی دانستند با این کار خود، نه تنها تیشه بر ریشه نسل جوان زده، و خیانتی بزرگ در حق وی روا داشته اند، بلکه در حرکتی تدریجی پایه های بقای خود را نیز سست می کنند. چرا که شریعتی، نسل امروز کشورمان و به بیانی دقیق تر، جامعه ی هموطن خودش را به خوبی شناخته بود،آن قدر خوب اوضاع را تحلیل کرده که گویی هم اینک هم، زنده است و مشکلات این نسل را هم، مشاهده کرده و بر اساس آن،برایش درمان می نویسد.
قشرجوان، اصولا در هر دوره ای، قبل از اینکه به علم یا فلسفه یا هر فضیلت دیگری روی بیاورد،در پی آن است که ببیند چه شخص یا گروهی نیازها و احساسات و روحیاتش را درک می کند و درونی ترین و پیچیده ترین لایه های روحش را شناخته، شکست ها و کامیابی هایش را به رسمیت می شناسد سپس با وی هم ذات پنداری کرده ،به سخنش گوش داده و در صورت تمایل پیروی می نماید.
در میان اندیشمندان دینی و غیردینی پیش از انقلاب،علما و روشنفکران زیادی بودند که دلسوزانه قدم پیش گذاشته تا شرایط موجود را بهبود بخشند ولی تنها شریعتی بود،که موشکافانه نه تنها دردها و نیاز روز جوان دوره خود،بلکه جامعه ی خود را شناخت و صادقانه آسیب ها و زخم های موجود را به همراه درمان آن ،ارائه داد و بیش از همه مورد اقبال قشر روشنفکر قرار گرفت.
جوانان با خواندن یا شنیدن آثار شریعتی، حال شان خوب می شد،یاس آنان به امید تبدیل می شد. زیرا عملا در می یافتند فریاد رسی رسیده است ، که نه تنها حالشان را می فهمد بلکه به حالی نیکو تغییر می دهد، برای همه ی هیجانات، احساس ها و نیازهای معنوی خود،پاسخی درست و مطابق با نوع خلقت خود می یافتند.
ادعای گمراهی جوانان با مطالعه ی آثار شریعتی
گروهی به شکل غیر رسمی و با شاهد آوردن از بزرگان و علمای مطرح دینی، مدعی شدند که شریعتی تنها دارای هنر فن بیان بوده و هیچ گونه اطلاعات دینی نداشته است. هرچند که اظهارات این گروه ظاهرا غیر رسمی بود ولی در واقع و در عمل مشاهده شد که دقیقا حرف دل تریبون داران رسمی است،زیرا در سکوت و بدون هیچ توضیحی به جامعه ی مشتاق ، پروژه حذف شریعتی را به اجرا در آوردند.
اگر واقعا بیان درست از آن شماست،چرا جامعه ی پیش و بعد از انقلاب بیشترین استقبال را از شریعتی کرد؟ حال که شریعتی وجود ندارد و به حول وقوه الهی هیچ اسمی هم از شریعتی نمی برید و همه ی تریبون های فرهنگی و غیر فرهنگی و بودجه های عظیم،که ظاهرا جهت هدایت نسل جوان در نظر گرفته شده است در اختیار شماست، چرا قادر به جذب این سرمایه بزرگ نیستید و هر روز شاهد سقوط هر چه بیشتر این نسل سرگشته هستیم؟
شریعتی ، مقداد و ابوذر و سمیه ها را، در دل حکومت زور و فساد تحویل جامعه داده است، ولی متاسفانه در حال حاضر هر روز شاهد بروز ورشد گروه یا افرادی از جوانان،حتی در سنین پایین هستیم که با عنوان زورگیر و با نام های مثلا "گروه کرکس های خون خوار" یا "گرگ های درنده" و...در سطح اجتماع می باشیم.
کمی منصف باشیم،تربیت شدگان شریعتی چه کسانی هستند؟ و تربیت شدگان شما که مدعی گمراهی شریعتی هستید چه کسانی اند؟
با وجود همه ی بی مهری ها،چرا شریعتی باز هم ماند؟
احتمالا ایده پردازان "حذف شریعتی از زندگی نسل جوان" ،در خواب خود هم نمی دیدند،با وجود بی مهری های زیادی که در حق وی کرده و گاه حتی بی انصافی و ظلم در حق ایشان روا می داشتند، تا جایی که تقریبا مانع هر تریبونی برای معرفی وی می شدند،با حضور و ظهور اولین تکنولوژی ارتباط ،که به راحتی پیام های نوشتاری را ،همان لحظه مبادله می کرد،یعنی مسیج، نوشته های شریعتی جزء اولین متن های معنادار و پرطرفداری بودند که به سرعت مبادله می شدند،بدون آن که هزینه های هنگفت دولتی جهت تبلیغ این کار ،پشت این قضیه باشد.
با گسترش عصر ارتباطات و شروع به کار شبکه های مجازی، باز این شریعتی و افکار وگفته های وی بودند که حال نسل جوان را خوب می کرد.
دلیل ماندگاری شریعتی،آن حس خوب و ناب و انرژی سرشار و مثبتی بود که در سراسر کلام وی موج می زد و حکایت از مسئولیت بزرگ و دلسوزی فراوان وی برای جوانان و مردم سرزمینش است.
نکته ی قابل تامل این است که در میان این پیام هایی که بین مردم به سرعت پخش می شد، اصولا نامی از اشخاصی که به وسیله متولیان فرهنگ کشور به شدت تبلیغ می گردید و هزینه های بسیاری به پایش صرف می شد،نبود.
حذف کنندگان شریعتی، به ضرر خود عمل نمودند
اولین علت این است که با این عمل خود باعث شدند، دقیقا برعکس آنچه آنان در ذهن خود داشتند،قشر جوان و تحصیل کرده دقیقا به آنچه آنان تبلیغ می کنند بی توجه شوند واین موضوع به خوبی در ارتباطات مردمی و پیام های آنان پیداست، درحالی که کسانی که آنان برای تبلیغ روی آنها تمرکز کرده بودند نه تنها انسان های متوسطی نبودند بلکه اشخاص شایسته ای بودند.
این یک عکس العمل طبیعی است ،که جامعه همیشه در برابر آنچه از پیش برایش تصمیم گرفته اند مقاومت کرده،خصوصا زمانی که طی این جریان،افراد بسیار مفیدی ، غیرمنصفانه، از صحنه حضور اجتماعی کنار گذاشته شده باشند.
دومین علت اینست که با این جریانی که این طیف ایجاد کرد، قشر جوان گویی یک دلسوز واقعی که همانند یک روان شناس تمامی دردهایش را شناسایی کرده و متناسب با آن راه حل های عملی و واقعی را ارائه می کرد، از دست داد. به مرور نشانه های افسردگی، بحران هویت و عدم سر زندگی در این نسل هویدا شد. دردهایی که سالیان زیادی دکتر شریعتی مسئولانه آنها را تحلیل کرده و برای آن راه حل ارائه کرده بود.
گویی برخی از آنان راضی تر بودند که جوان با اعتیاد و سایر نابه سامانی ها درگیر باشد ولی نامی از شریعتی به میان نباشد،زیرا با وجودی که می دانستند حرف های شریعتی چقدر در بهبود حال جوانان موثر است،حتی در لحظات سقوط جوانان هم حاضر به این اعتراف و یا بیان این نکته نبودند که این جوان با شریعتی قدری حالش بهتر می شود.
با این اوصاف، حذف شریعتی به نوعی حذف نسل جوان نیز بود. در هر جامعه ای از دست دادن یا کاستن تمایل جوانان جامعه،که موتور محرکه اجتماع هستند،نسبت به برنامه های سیاست گذاران کلان کشور،شکست بزرگی محسوب می شود،که این عدم تمایل نسبت مستقیم با آن سیاست حذف و اصرار دارد.کاری که متاسفانه هنوز اهمیت آن نادیده گرفته می شود.
شریعتی،معلمی که نسخه شفابخش نسل جوان است
گرچه آب رفته، به سختی به جوی باز خواهد گشت، ولی حداقل باید برای نسل حاضر کاری کرد.نسل جوانی که احتمالا با مفهوم هایی چون مسئولیت، کمک به هم نوع، هویت و...اگر نگوییم بیگانه، به شدت دور است.
شریعتی است که ابراهیم وار برمی آشوبد و مسئولانه و دردمند ،جوان را با عمق احساسش، با شکست ها، گریه ها و بغض های تنهاییش همراه شده زوایای زیبای وجود و شکوه بودنش و عظمت جانشین خداوند بودنش را گاه زمزمه می کند و گاه فریاد بر می آورد، همچون انقلابی که در اواخر دهه ی پنجاه، در درون دانشجویان و جوانان عصر خود پدید آورد و ابوذرها،سمیه ها و میثم های فراوانی را به ظهور رساند.
در این برهه ی تاریخی،بی اغراق همه به نوعی برای نسکین آلام روحی ویادآوری عظمت جانشین خداوند بودنمان، به وی به شدت نیازمندیم.
گروه اخبار /
دیروز وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی به مجلس شورای اسلامی رفتند تا درباره وضعیت حقوق و معیشت معلمان به برخی از نمایندگان مجلس توضیحاتی ارائه دهند. اما گویا توضیحات وزیر، نمایندگان مترصد استیضاح را قانع نکرد، گرچه برخی از همین نمایندگان سخنان وزیر را پذیرفتند و امضای خود را برای استیضاح پس گرفتند. اما به علت آنکه تعداد امضاها بیش از 10 امضا بوده، بنابراین استیضاح هفته آینده سوم تیرماه انجام میشود.
در حقیقت ، نمایندگان مجلس در گفتوگوهایی که با خبرگزاریهای « فارس » و « تسنیم» داشتند ، پی در پی از به جریان افتادن استیضاح وزیر آموزش و پرورش خبر دادند و از سوی مقابل، برخی اعضای هیأت رئیسه مجلس در برابر این استیضاح مقاومت کردند؛ چرا که آنها بر این باورند که وزیر آموزش و پرورش نسبت به امکانات محدود خود در این وزارتخانه، کارنامه موفقی داشته است و دولت و البته اعضای کابینه یازدهم نیز بر آن تأکید میکنند. استیضاحکنندگان «فاصله جدی با سند تحول آموزش و پرورش، بیتوجهی به حقوق فرهنگیان، توجه نداشتن به توزیع عادلانه امکانات آموزش و پرورش در مناطق محروم، بیتوجهی به حقوق بازنشستگان و به کارگیری نیروهای بازنشسته» را به عنوان محورهای مهم استیضاح «فانی» مطرح کردهاند.
این مباحث در حالی از سوی برخی از نمایندگان مطرح شده است که سالیان سال است فرهنگیان مشکل معیشت داشتند. از نگاه بسیاری از منتقدان آموزش و پرورش، این ساختار آموزش و پرورش است که باید تغییر کند و وزیر به تنهایی نمیتواند تغییری در این ساختار به وجود آورد.
موضوعی که اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان به آن اشاره میکند و میگوید: «هیچ کس تردید ندارد که استیضاح وزیر سیاسی است و موضوع معیشت معلمان بهانه است.
ما قبول داریم که حقوق معلمان کم است و تبعیضهایی هم بین پرداختی فرهنگیان و دیگر کارکنان دولت وجود دارد اما آیا با تغییر وزیر این وضعیت بهتر میشود؟
بودجه را دولت تعیین میکند و مجلس آن را تأیید میکند. چطور نمایندگان مجلس آن زمان دستور افزایش بودجه را ندادند ؟
نقدهای بسیاری به وزارت آموزش و پرورش وارد است اما چرا نمایندگان مجلس هماکنون به فکر معیشت معلمان افتادهاند ؟
زمان آقای حاجی بابایی وزیر آموزش دولت دهم بارها فعالان معلمان اعلام کردند حقوق معلمان کم است، برخوردهای جناحی با معلمان میشود.
آقای حاجی بابایی 100 هزار نیرو را وارد آموزش و پرورش کرد و احدی نیز از این نمایندههای نگران مجلس اعتراضی نکرد !
همان زمان هم معلمان پیش دبستانی و پیمانی مشکل داشتند.
حال چطور است که همه نگران حقوق و معیشت معلمان شدهاند؟ »
روزنامه ایران
گروه گزارش / روز چهارشنبه سوم تیرماه آقای فانی توسط مجلس نهم استیضاح خواهد شد . در ادامه گفت و گو با تشکل های معلمان ، این بار تصمیم گرفتیم نظرات آقای « دکتر نور علی عباس پور ، عضو شورای کانون مدرسان دانشگاه فرهنگیان » را جویا شویم .
در ادامه می خوانید
گروه اخبار /
دبیر کل سازمان معلمان ایران روز یکشنبه ۳۰ فرودین سال جاری به علت پرونده ای که در موضوع « مسائل صنفی معلمان » تشکیل شده و قطعی شده بود به زندان منتقل شد . ( این جا )
آقای علیرضا هاشمی سنجانی ، حضور در جبهه کردستان را در کارنامه خویش دارد .
در یکی از تصاویر ، آقای هاشمی در کنار آقای فانی که در آن زمان مدیر کلی آموزش و پرورش کردستان را بر عهده دارد دیده می شوند .
گروه سخن معلم تقاضای آزادی هر چه سریع تر این معلم دربند و سایر معلمان را از مسئولان محترم دارد و از اقدامات وزیر محترم آموزش و پرورش در این زمینه تشکر و قدردانی می کند .
( روی عکس ها کلیک کنید )