گروه اخبار / رهبر معظم انقلاب :
یکی از این الزامات توجه به مسئلهی معیشت معلمان است. مسئولان دولتی به ویژه مسئولان اقتصادی باید با وجود محدودیتها، نگاه ویژهای به آموزش و پرورش و معلمان داشته باشند و آن را در مسائل اولویتدار خود قرار دهند.
نگارنده این مقاله کوتاه را یک سال پیش نوشته و در انتشار آن مردد بودم، مدتی قبل با دریافت خبر قتل معلم شریف؛ مرحوم شوشتری به دست یک دانشآموز، در این دیدگاه خود راسختر شدم و از تحقق پیشبینی بدبینانهام بسیار متاسف و متاثر شدم و لازم دانستم این یادداشت را به عنوان یک یادآوری کوچک به مقامات محترم وزارت آموزش و پرورش منتشر کنم.
اگر قدرت را « توانایی تحمیل اراده ی خود بر دیگران » تعریف کنیم، اقتدار وجه عملی و مشروع این اراده است. اگر چه اصلیترین و مفهوم اخص قدرت و اقتدار در دانش جامعهشناسی و حقوق، همانا بعد سیاسی آن یعنی حاکمیت اداری- سیاسی و حکومت است، اما اقتدار به مفهوم اعم، توانایی به کنترل درآوردن فرودستان از سوی فرادستان است به هر شکل و در هر موقعیت. این مفهوم عام از اقتدار، طیف وسیعی از توانایی کنترل فرزند توسط والدین گرفته تا توانایی کنترل دانشآموزان توسط مدرسه را شامل میشود.
در حاکمیتهای غیر قانونی مانند سلطنتهای مطلقه یا سیستمهای ارباب- رعیتی، اولاً؛ قدرت کاملاً مطلق، لجام گسیخته و بیحد و مرز بوده و به اصطلاح زور عریان است. ثانیاً؛ منشأ این قدرت، نه قراردادی کلی و عمومی بین حاکم و محکوم با عنوان قانون، بلکه خواست و ارادهی شخصی فرد یا افراد حاکم است. اما در نظامهای قانونی، منشأ اقتدار، قراردادی است کلی و بزرگ به نام قانون که تمامی حقوق و وظایف متقابل اعضای جامعه و خردهنظامهای مختلف آن را تا حد امکان به صورتی عادلانه روشن و مشخص نموده و تمامی ارکان و اعضای نظام اجتماعی ملزم به رعایت آنند. از اقتدار نوع اول با عنوان زور عریان و از اقتدار نوع دوم با عنوان اقتدار قانونی یاد میشود.
در نظام قانونی، قانون از سویی کنترل کنندهی اقتدار است تا صاحبان آن نتوانند به صورت بیحد و حصر از اختیار و اقتدار حقوقی خود استفاده کرده و به فرودستان اعمال زور کنند زیرا قدرت همیشه و همه جا تا حد برده نمودن فرودستان به نامحدودی و مطلقیت میل میکند. از سوی دیگر حقوق و وظایف فرودستان را معین میکند تا از حدود و وظایف خود عدول نکنند. پس برای استقرار چنین نظامی، یک سیستم و دستگاه اداری منظم، دقیق و آشنا به قرارداد مذکور (قانون) لازم است که از آن با عنوان بوروکراسی یاد میشود. بهرهمندی از بوروکراسی نظاممند، یکی از ویژگیهای نظامهای اداری- سیاسی جدید است. نظامهایی که در عصر جدید پدید آمدهاند و میتوانیم آنها را نظامهای قانونی بنامیم. این بوروکراسی گسترده، نظامها و خردهنظامهای بزرگ و کوچکی را شامل میشود که یکی از مهمترین بخشها و ارکان آن، نظام آموزشی است.
نظام آموزشی در واقع مهمترین رکن نظامهای قانونی است چون محل و منشأ تربیت شهروند است و شهروند فردی است که اگر صحیح تربیت بشود (توسط نظام آموزشی) فردی است آشنا به حقوق و وظایف خود با توانایی دفاع از حقوق خود و تعهد و پای بندی به وظایف خود.
در نظامهای جدید، نقش و سهم نظام آموزشی در تربیت و آموزش شهروندان، بیشتر از خانواده است ، زیرا در قاموس این نظامهای اجتماعی، مرجع اصلی تعلیم و تربیت نه خانوادهی هستهای کم جمعیت و اکثراً درگیر مسائل اقتصادی و معیشتی بلکه نظام آموزشی نظاممند و متشکل از برنامهها، آموزهها و متخصصین امر آموزش و پرورش با چهارچوب قانونی تعریف شده و مشخص است. پس نظام آموزشی مطلوب میتواند حتی حتی آموزههای نادرست محیطهای خانواده و جامعه را تصحیح کند. اما واقعیت این است که کمتر کشوری در جهان از چنین نظام آموزشی ایدهآل برخوردار است. به ویژه نظامهای آموزشی در ممالک جهان سوم بر اثر کاستیها و نقایص بسیار، از کارآیی مطلوب برخوردار نیستند.
در کشور ما نیز نظام آموزشی به ویژه آموزش و پرورش، دچار مشکلات و کاستیهای فراوانی است و این کاستیها نتایج تأسفبار بسیاری را به بار میآورند که ما به سبب پنهان بودن این نتایج نامطلوب، اغلب از آنها غفلت میورزیم. نظام آموزشی ما بیش از آنکه بر کارکرد واقعی و نتایج کیفی پایبند باشد، به حفظ ظواهر و قوالب تعلیم و تربیت میکوشد.
در نظام آموزشی ما اکثر کارها به مماشات و سازگاری نابهجا با شرایط میگذرد و در این میان بیشترین و سنگینترین بار این ناگزیری به مماشات و سازگاری نامعقول و غیر منطقی بر دوش معلم میافتد که به هر شکل ممکن باید از طرفی خواست ادارات آموزش و پرورش را تأمین کنندو از طرفی با انعطافی بیش از حد، فرودستان خود یعنی دانشآموزان را تحت کنترل دربیاورند.
البته شاید به کار بردن اصطلاح فرودست، چندان خوشایند نباشد اما در تعریف حقوقی، هر مجری دستور نظام حاکم یا قانون، نسبت به مراتب مافوق خود، فرودست و نسبت به مراتب فروتر از خود فرادست محسوب میشود. اما تفاوت قضیه در این است که در نظام غیر قانونی یا استبدادی، هر فرد در مقام خود، اولاً؛ تابع و مجری ارادهی زورمند شخص یا گروه حاکم است. ثانیاً؛ خود نیز به عنوان بخشی از حاکمیت تا حد زیادی میتواند ارادهی شخصی خود را نیز به فرودستان تحمیل کند اما در نظام قانونی جایی برای تحمیل ارادهی شخصی و زور عریان وجود ندارد زیرا متنی با عنوان قانون وجود دارد که مرز حق و وظیفه را مشخص میکند. برای اجرای قانون نیز حدی از اقتدار یعنی توانایی تحمیل ارادهی قانونی بر فرودستان لازم است. پس در اینجا اقتدار به معنای توانایی تحمیل قانون است و این توانایی یا اقتدار زمانی معنا مییابد که ما توانایی مجازات متخلفین از قانون را داشته باشیم اما همان طور که اشاره کردم، در نظام آموزشی ما این اقتدار وجود ندارد زیرا اولاً؛ قوانین دقیق، مشخص و تفویض کنندهی این اقتدار ناقصاند. ثانیاً؛ قوانین موجود هم از ضمانت اجرایی برخوردار نیستند. به همین سبب است که پائینترین (از نظر مراتب حقوقی و اداری) و پرتعدادترین بخش نظام آموزشی، یعنی دانشآموزان با یک هوشمندی غریزی از این ضعف آگاه بوده و از حدود قانونی خود تخطی میکنند و این تخطیهای گوناگون و در سطوح مختلف، حیثیت معلم و نظام آموزشی را زیر سؤال میبرد زیرا نظام آموزشی ما از اقتدار لازم برای اجرای قوانین کنترل کنندهی موجود و تدوین قوانین مورد نیاز برای استقرار نظم مطلوب برخوردار نیست.
بنده در سنوات خدمتم بارها و بارها شاهد تخطی دانشآموزان از حدود اخلاقی و قانونی بودهام اما هیچ گاه برخوردی قاطع و قانونمند از سوی ادارات آموزش و پرورش مشاهده نکردهام و همین ناتوانی و ضعف اقتدار، موجب افزایش این تخطیها و حدشکنیها از سوی دانشآموزان شده است.
بنده بارها شاهد بیاحترامی دانشآموز به دبیر، تخریب اموال مدرسه توسط دانشآموزان و حتی اقدام به ضرب شتم معلم از سوی دانشآموز بودهام و تنها در یک مورد که شخص درگیر ماجرا خود بنده بودم، ادارهی متبوعهام را ناگزیر به برخورد قاطع و اخراج شخص خاطی نمودم. ماجرا از این قرار بود که از طرف یک فرد کاملاً بزهکار که دانشآموز سه سالهی کلاس اول دبیرستان بود!! مورد بیاحترامی و فحاشی قرار گرفتم و با قاطعیت تمام از حضور در مدرسه خودداری کردم و شکایت خود را کتباً به اداره اعلام نموده و با استناد به آئیننامهی اجرایی و انضباطی مدارس، حداقل خواستار اخراج شخص خاطی از مدرسه شدم. اگر چه اداره طبق روال معمول قصد مماشات و سازگاری داشت اما با مشاهدهی سرسختی و عزم من برای پیگیری ماجرا از طریق اداره کل استان و حتی وزارت، بالاخره شخص خاطی را از مدرسه اخراج نمودند و به محض این اقدام، من در مدرسه حضور یافتم و در پی این ماجرا اقتدار دبیران، مدیر و معاونین مدرسه چنان بالا گرفت که نظمی مثال زدنی در مدرسه برقرار شد و حتی خود اداره نیز از نتیجهی این اقدام اظهار رضایت مندی کامل نمود. البته در همهی مواردی که برخورد لازم صورت نگرفته و اقتدار و حیثیت کادر آموزشی و اداری مدرسه و آموزش و پرورش خدشهدار میشود، همهی تقصیر به گردن ادارات نواحی نبوده بلکه خود مدیران، معاونین و دبیران مدارس نیز در این ایراد اساسی سهیم میباشند چون طبق روال مألوف با مماشات و گذشت بیجا، کوتاه آمده و از حق و حد اقتدار خود دفاع نمینمایند. گذشت و مماشاتی که نه تنها موجب اصلاح افراد خاطی در جایگاه دانشآموز نمیشوند، بلکه به بسیاری از دانشآموزان مستعد سرکشی نیز جرأت و جسارت سرکشی و تخطی از حدود خود را میبخشند.
شاید مقامات محترم ادارات آموزش و پرورش ما در جواب بگویند که ما ساز و کار قانونی برخورداری از این نوع اقتدار سفت و سخت را نداریم اما این جواب به هیچ وجه صحیح و قانع کننده نیست زیرا در اکثر مواردی که تخلفی از سوی معلمین و دبیران صورت میگیرد، از یک ساعت غیبت غیر موجه گرفته تا تخلفات اداری و سیاسی، برخورد کاملاً قانونی و بیتعارف از سوی ادارت متبوعه مشاهده میشود. پس چگونه است که نظام آموزشی ما برای برخورد با تخلف کارکنان خود از قوانین و اقتدار کافی برخوردار است اما در برخورد با دانشآموزان خاطی از این اقتدار برخوردار نیست؟!
اگر این نقص در قوانین و آئیننامههای آموزش و پرورش است، رفع این نقص و اعطای اقتدار لازم و کافی به ادارات آموزش و پرورش و مدارس برای برخورد قاطع با تخلفات دانشآموزان نیازی عاجل است و اگر قوانین و آئیننامههای اجرایی و انضباطی ناقص نبوده و کوتاهی در اجرای آنها از سوی ادارات و کادرهای اجرایی مدارس صورت میگیرد، کوتاهی کنندگان در اجرای این قوانین و آئیننامهها باید بدانند که این کار بیش از آنکه اقتدار و شخصیت حقیقی معلم را به چالش بکشد، اقتدار و جایگاه حقوقی او به عنوان اصلیترین رکن نظام آموزشی و نیز اقتدار و حیثیت نظام آموزش و پرورش را خدشهدار میکند. پس اگر قانون به ما اقتدار اجرای خود را بخشیده است، باید به صورت تمام و کمال از این اقتدار استفاده کنیم تا با اجرای دقیق و صحیح قانون، هدف مطلوب آموزش و پرورش تأمین شود و اگر قانون، اختیار و اقتدار کافی برای اجرای خود را به ما نداده است، این قانون، قانونی ناقص، غیر قابل اجرا و نیازمند اصلاح است و باید با اصلاح آن در صدد کسب اقتدار لازم برای اجرای آن باشیم.
این یادداشت کوتاه را به این مناسبت نوشتم که اخیراً سه تن از دانشآموزان یک هنرستان کار و دانش در یکی از مناطق استان، در ساعت تعطیلی مدارس، به این مدرسهی محل تحصیل حمله کرده و با شکستن شیشهی یکی از پنجرهها وارد ساختمان مدرسه شدهاند و بخشی از اموال و تجهیزات و حتی دفاتر ثبت آن را سوزاندهاند.
بیتردید همین که دانشآموز چنین جرأت و جسارتی یافته باشد، ناشی از ضعف اقتدار در آموزش و پرورش است و اگر برخوردی قانونی و مقتدرانه با آنها صورت نگیرد، این نوع اقدامات مخدوش کنندهی حیثیت و اقتدار آموزش و پرورش روز به روز بیشتر خواهد شد. ظاهراً در این ماجرا نیز طبق معمول آموزش و پرورش منطقهی مربوطه، نرمش بیمورد از خود نشان داده است و این زنگ خطری بزرگ برای آینده است. اجرای قانون کاملاً با تسلیم شدن در برابر عواطف بیمورد و نامعقول مغایر است. عواطف بیمورد یک شخص در مقام ریاست آموزش و پرورش یک ناحیه نه تنها موجب متنبه شدن دانشآموزان متخلف نخواهد شد بلکه بیتردید نتایج زیانباری برای اقتدار نظام آموزشی به بار خواهد آورد.
در حالی که نگارنده این مقاله کوتاه را یک سال پیش نوشته و در انتشار آن مردد بودم، مدتی قبل با دریافت خبر قتل معلم شریف؛ مرحوم شوشتری به دست یک دانشآموز، در این دیدگاه خود راسختر شدم و از تحقق پیشبینی بدبینانهام بسیار متاسف و متاثر شدم و لازم دانستم این یادداشت را به عنوان یک یادآوری کوچک به مقامات محترم وزارت آموزش و پرورش منتشر کنم.
باشد که عبرت گرفته و به اصلاح بکوشیم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">
گروه اخبار /
سیدمحمد میرمحمدی، استاندار یزد در جلسه شورای نماز استان یزد گفته است : امتیاز دادن و گرفتن برخی امتیازها در ازای حضور در صفوف نماز جماعت، روشی نادرست است و بیشتر در افراد دلخوری و دلزدگی ایجاد می کند و به جای این روش ها باید اقداماتی انجام شود که در افراد علاقه مندی و شوق برای شرکت در نماز جماعت ایجاد شود.
وی در خصوص برگزاری نماز جماعت در ادارات افزود : شرایط باید به نحوی باشد که اگر کارمندی نماز اول وقت و جماعت را از دست داد، احساس کند ارزش بسیار بزرگی را از دست داده و خود برای حضور در نماز جماعت در ادارات مشوق خود باشد.
وی، اصلی ترین رکن در برنامه های اعتقادی را خانواده ها دانست و افزود: اگر خانواده برای فرزند در زمینه اعتقادی الگو باشد، ذائقه فرهنگی شکل خواهد گرفت و آنگاه ما خواهیم توانست به تقویت این اعتقادات و مشارکتهای جمعی در ادای فرایض کمک کنیم.
استاندار یزد در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه توسعه و ترویج فرهنگ نماز جماعت در مساجد نیازمند برخی اقدامات فرهنگی است، عنوان کرد: مساجد باید در همه زمینه ها به ویژه نظافت، آراستگی و فضاسازی تقویت شوند تا افراد مختلف با حضور در مساجد احساس شادی کنند نه اینکه از فضا و آلودگی های موجود، فراری شوند.
تابناک
گروه اخبار /
جمعی از معلمان کشور در اعتراض به وضعیت معیشتی خود، صبح امروز در برابر ادارات آموزش و پرورش، تجمع سکوت برگزار کردند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران،چمعی از معلمان کشور در شهرهای تهران، شیراز ، اصفهان، مشهد ، یزد ،ساوه، تبریز، همدان، کاشان، بندعباس، رشت، جاجرم، بوشهر، سنندج، قروه، اراک، شهررضا، ایروان، شاهرود، بندرامام خمینی، بروجرد،خرم آباد، کرمانشاه،بجنورد، طبس و بسیاری از شهرهای دیگر، با حضور در برابر ادارات آموزش و پرورش تجمع سکوت برگزار کردند.
به گزارش خبرنگار جماران این گروه از معلمان با در دست داشتن پلاکاردهایی از سخنان مقام معظم رهبری در وصف مقام معلم و پلاکادرهایی درباره مطالبات صنفی و معیشتی خود خواستار توجه مسئولان به وضعیت معیشتی خود شدند.
یکی از شرکت کنندگان در تجمع شیراز به جماران گفت:«تبعیض و عدم پرداخت دستمزد بزرگ ترین مشکلی است که معلمان با آن روبه رویند».
وی با انتقاد از وزارت آموزش و پرورش که معوقات و بدهکاری هایش را بابت حق التدریس و حق الزحمه امتحانات، به عنوان مطالبات معلمان مطرح می کند گفت:«ما خواستار توجه ویژه دولت به وضعیت معیشتی خود هستیم.متاسفانه وزارت خانه ومجلس به جای آن که در رفع تبعیض و پرداخت عادلانه تلاش کند سعی می کنند با مطرح کردن بحث رتبه بندی خواسته های ما را به حاشیه ببرد.»
محمد رضا خواه از معلمان تهران به جماران گفت:«یک سال است که بنا به دستور معاون رییس جمهور فوق العاده شغل نهادهای دولتی افزایش یافته است.اما متاسفانه آموزش وپرورش از اجرای آن امتناع کرده است.امسال هم بعد از شکایت گروهی معلمان به دیوان عدالت آن را به صورت نافص و سلیقه ای اجرا کرده است.باید این افزایش فوق العاده شغل مانند سایر نهاد های دولتی از سال گذشته اجرا شود و آموزش و پرورش مبالغ سال گذشته را به معلمان پرداخت نماید.»
وی با انتقاد از هجمه رسانه ای درباره افزایش دستمزد معلمان گفت:«دستمزد معلمان نسبت به سایر کارکنان دولت پایین تر است.با این وجود مسولین آموزش وپرورش با مصاحبه های متعدد خود سخن از افزایش 600 هزارتومانی حقوق می کنند درحالی که این طور نبوده است.»
رضا خواه اقزود:دولت به جای طرح رتبه بندی لایحه ترمیم معیشت معلمان را ارائه کند.بعد از ترمیم معیشت می توان صحبت از رتبه بندی نمود.»
وی با انتقاد از مبلغ در نظر گرفته شده برای رتبه بندی گفت:«طبق گفته نوبخت امسال حدود 1300 میلیارد برای این طرح در نظر گرفته شده است که اگر آن را تقسیم بر تعداد معلمان کنیم ماهیانه چیزی حدود 130 هزارتومان می شود.پس جطور جناب وزیر سخن از افزایش 600 هزارتومانی می کند. این تشویش اذهان عمومی نیست؟»
رضا خواه افزود:«در سال جدید با افزایش 14 درصد، 200 هزارتومان به طور میانگین به دستمزدها اضافه شده است.با افزایش قیمت بیمه طلایی و افزایش مالیات و بیمه خدمات درمانی و صندوق بازنشستگی، بیشتر از 200 هزارتومان هزینه می شود.یعنی یک معلم در حدود 250 تا 300 هزارتومان به هزینه هایش اضافه می شود.در واقع 100 هزارتومان هم کم می آورد.آیا این عدالت است؟»
وی ادامه داد:«حتی با اجرای طرح رتبه بندی اختلاف میان حقوق معلمان و سایر کارمندان پابرجا خواهد بود.»
وی گفت:«ما خواهان اجرای فرمایشات امام خمینی و مقام معظم رهبری درباره لزوم توجه به شان و جایگاه معلم و آموزش وپرورش هستیم.مگر امام نفرمودند که مسئله فرهنگ و اموزش وپرورش باید در راس امور باشد.»
رضاخواه با انتقاد از عملکرد صندوق ذخیره گفت:«این صندوق با وحودی نزدیک 7 هزار میلیارد دارایی امسال تنها 1120 میلیارد سود داشته است و از این مبلغ تنها 900 میلیارد به حساب سهام داران واریز شده است.متاسفانه فرهنگیان حق نظارت بر این صندوق را ندارند.به همین دلیل عملکرد آن چندان برای معلمان شفاف نیست.دولت نیز 500 میلیارد تومان به صندوق بدهی دارد که متاسفانه ان را پرداخت نکرده است.»
ابراهیم باغبان نیکو از معلمان خراسان جنوبی در گفت و گو با جماران به تفاوت فاحش حقوق معلمان با پرستاران و کارمندان ثبت اسناد و دادگستری و نیروهای نظامی اشاره کرد وگفت:« علاوه بر تفاوت آشکار در حقوق ، معلمان هیچ گونه مزایایی نیز دریافت نمی کنند که این موضوع سبب فشار بسیار شدید بر معلمان زحمتکش شده است .معلمان حاضرند در ایام تابستان نیز در سر کار حاضر شوند؛ در صورتی که حقوق آنها ترمیم شود و آن ها مجبور به شغل دوم و سوم نباشند.»
وی این جنبش را یک نوع جنبش اصلاح طلبی مدرن دانست که معلمان در نهایت شعور و فهم سیاسی و با اعلام حمایت کامل از دولت و رهبری و در چهارچوب اصول قانون و مردم سالاری در حال پیگیری حقوق قانونی خود هستند.
حسن کریمی،معلم ریاضی در طبس به جماران گفت:«الان بالغ بر 7 ماه است که وزیر آموزش و پرورش اعلام کرده است که می خواهیم رتبه بندی رو اجرا کنیم اصلا شما ببینید برای بررسی همین طرح وقت کمی گذاشته اند. در دولت دهم که در تاریخ 26 خرداد 92 یعنی چند روز مانده به پایان دولت دهم بررسی شد و در دولت فعلی نیز در تاریخ 26 اسفند .93 حالا سوال من اینجاست طرحی که برای بیشتر از یک میلیون فرهنگی می خواهد اجرا شود آیا باید در پایان دولت قبلی و یا در 3 روز مانده به عید بررسی شود؟ضمنا اگر بخواهد 200 هزار تومن در رتبه بندی به فرهنگیان اضافه شود با توجه به بسته های جدید بیمه ی طلایی خنثی می شود. پس این بیشتر قصه درست کردن است نه رفع مشکلات فرهنگیان»
علی احمدی پیروز که در تجمع کرج شرکت کرده بود با گله از وضعیت بیمه طلایی در سال جدید گفت:«متاسفانه هزینه های این بیمه بیش از 250 درصد افزایش یافته است؛ به طوری که بسیاری از همکاران از تمدید آن منصرف شده اند»
وی با انتقاد از علی اصغر فانی گفت:« وی در ابتدای وزارتش وعده داده بود که وضعیت این بیمه را بهتر کند اما پس از دو سال نه تنها این بیمه بهتر نشد که ضمن افت خدمات به رقم بالایی نیز افزایش پیدا کرد.»
احمدی پیروز درباره مشکلات معلمان به جماران گفت:«مشکلات معلمان از دو بخش عمده تشکیل شده که هر بخش خود انباشته ایست از مشکلات عدیده، که در طول سالیان، با تغییر وزرا و نگاه های سلیقه ای به آموزش و پرورش افزوده شده است: بخش معیشتی و بخش آموزشی»
وی افزود:«در بخش معیشتی شکاف دریافت فرهنگیان و دیگر پرسنل دولت بسیار فاحش است، میانگین دریافت معلمان 1300000 تومان است در حالی که میانگین خط فقر دو میلیون و هفتصد تومان اعلام شده است. دیگر اقشار دولت مزایای بسیاری چون حق مسکن ، حق ایاب ذهاب حق غذا و ... دارند در حالی که معلمان از آن به طور کامل بی بهره اند . مشکلات معیشتی معلمان با بی عدالتی اداری نیز همراه شده که از سوی خود مسولان وزارت خانه به آن دامن زده می شود»
وی بابیان این که طبق قانون فوق العاده شغل برای کارشناسی 1500 و ارشد 2000 است، گفت:«متاسفانه امسال به طور سلیقه ای برای همه 1300 لحاظ شده است.بدون توجه به مدرک برای مدیران 1500 زده اند.به همین دلیل کارشناسی ارشد و دکتری که باید 2000 زده شود، دستمزد کمتری دریافت می کنند.البته این افزایش سلیقه ای هم از امسال اجرا شده است در حالی که در نهاد های دیگر از اردیبهشت سال گذشته به اجرا درآمده است.»
وی ادامه داد:«مشکل دیگر مسئله جذب نیروهای پیمانی و قراردادی است که مدت ها است در صف استخدام رسمی هستند و تنها به بهانه پیش خور شدن سهم جذب در دولت گذشته، همچنان تعیین وضعیت نشده اند.»
احمدی پیروز کیفیت پائین مکان های آموزشی، نبود امکانات آموزشی لازم، شلوغی کلاس ها، سیستم متمرکز آموزشی بسیار ناکارآمد و عدم دخالت معلمان در تبیین کتب درسی را از دیگر مشکلات اموزش وپرورش دانست»
لازم به ذکر است که رییس حمهور دستور رسیدگی به خواسته های معلمان را با حضور اسحاق جهانگیری، نوبخت و علی اصغر فانی، دو روز پیش صادر کرده است.
انتهای پیام /*
امروزه افراطیگری جهان را درمینوردد و افکار عمومی روزبهروز نسبت به عواقب آنها حساستر میشود. بنابراین یافتن شیوههای آموزشی موثر در آموزشگاهها جهت رسیدن جامعه به آگاهی لازم بسیار مهم است. در سطح کلان وزارت علوم و آموزش و پرورش با رویکرد غیرسیاسی میتوانند بزرگترین گام را برای آگاهکردن جامعه نسبت به خطر افتادن جوانان در دام افراط بردارند. اهمیتدادن به مجلس دانشآموزی میتواند سبب آموزش و تثبیت نسبی میانهروی در لایههای مختلف دانشآموزی شود. بایسته است که روشهای نوین آموزش به شکل ضمن خدمت به معلمان انتقال داده شود تا کلاسهای درس از حالت انفعال به نشاط کشانده شود. مربیان پیشدبستانی و آموزگاران محترم بیشترین نقش را در تثبیت میانهروی در دانشآموزان دارند و آثار سخنان و رفتار آنها تا مدتها در عملکرد دانشآموزان دیده میشود. امید است آموزش و پرورش به این عزیزان اهمیت بیشتری دهد و خدمات ارزشمندشان را ارج نهد و آنها را به آرامش برساند.
وزارت آموزشوپرورش در دولت گذشته با تغییرات پیدرپی و غیرکارشناسی کتب درسی و مقاطع تحصیلی نوعی سردرگمی دربین دانشآموزان، معلمان و خانوادهها ایجاد کرد. کانون صنفی معلمان و سازمان معلمان ایران با انتشار بیانیههایی از این رویکرد ایدئولوژیزده آموزش و پرورش انتقاد کردند و خواستار توقف آن شدند.
خاستگاه افراطیگری در تمایلات فردی، ملاحظات مذهبی و اجتماعی است و عموما حاصل تعصبات و رسوم نادرست، جهل افراد و تبلیغات زیاد برخی گروههاست. برای آموزش کارآمد باید در ابتدا افراط را از زاویههای مختلف بررسی کرد.
برای نمونه سویههای زیر را میتوان بررسی کرد:
افراط در خودشیفتگی و نارسیسم یا در خودپرستی: در این حالات فرد همواره خواستههای شخصی خود را بر خواستههای دیگران ترجیح میدهد. آنها توهم خودبزرگبینی داشته و خود را مصون از اشتباه میدانند و با عشق افراطی به خود و غلوکردن درباره قابلیتهای فردی خودشان، انگاشتها و قابلیتهای انسانهای دیگر را در نظر نمیگیرند. چنین افرادی در نوجوانی دچار انزوا شده و نمیتوانند دوستان خوبی پیدا کنند. آنها در بزرگسالی دچار خودکامگی شده و از اغوا، سلطهگریافراطی و خشونت برای کنترل زندگیشان استفاده خواهند کرد. این افراد به لحاظ رفتاری از هم گسیخته بهنظر میآیند.
کتب درسی، رسانهها و خانواده در فرآیند تعدیل خودپرستی نقشآفرینند. مربیان و آموزگاران محترم میتوانند با طرح بازیهای جذاب، اجرای نمایش توسط خود دانشآموزان و تعریف داستان در کلاس درس از همان ابتدا نونهالان و نوجوانان را نسبت به این رفتارهای نادرست و عواقب احتمالی ناشی از آن آگاه کنند.
افراط در عشق: همه شئونات زندگی را تحتتأثیر خود قرار میدهد. بیشترین آسیب از افراط در عشق متوجه نوجوانان و جوانان است. تفکیکجنسیتی در کشور ما از مدارس ابتدایی آغاز و تا پایان دوره دوم متوسطه ادامه دارد. دانشآموزان دورههای اول و دوم متوسطه معمولا برخورد با جنس مخالف را در کوچه و خیابان یا از طریق شبکههای اجتماعی فضای مجازی مانند لاین، تانگو، وایبر، واتسآپ و فیسبوک تجربه میکنند. ناآگاهی، آموزش ناکارآمد و برخوردهای قبیلهای برخی خانوادهها با موضوع ارتباط که یک نیاز است، سبب تخریب افکار جوانان و تشکیل گروههای بزهکار میشود و اعتماد به نفس پایین، سیگار و موادمخدر، استفاده از الکل، خیالپردازی، رفتار بیش از حد رمانتیک، اعتیاد به رابطه و تعدد شرکای جنسی حاصل سرخوردگی و شکست در عشق است.
خانوادهها، رسانهها، مدارس و تشکلهای اجتماعی مردمنهاد میتوانند در رشد فکری نوجوانان و جوانان نسبت به این مسأله گام بردارند. خانوادهها باید از تعصبات فاصله بگیرند و برخورد خشونتآمیز قهری را حذف کنند. رسانهها از طریق نمایش فیلم، تئاتر و سریالهای تلویزیونی آموزنده، یادداشتها و مقالات و رمانهای مفید و مدارس با برگزاری همایشهای دانشآموزی و دعوت از اساتید مجرب روان شناسی برای آموزش خانوادهها و نهادهای مدنی با جذب جوانان و آموزش مستمر و آگاهیبخشی میتوانند در ارتقای سطح دانش اجتماعی جوانان، بهبود روابط و پایداری عشق واقعی تلاش کنند.
افراط در مصرف: با گسترش نظام سرمایهداری در اروپا الگوهای مصرف تغییر کرد و مردم برخی از کشورها که بهسمت توسعه گام برداشتند با تاثر از مصرفگرایی رایج در اروپا موجب بروز برخی ناهنجاریها شدند. در - کشور ما و - چنین کشورهایی خانوادههای غیربرخوردار تحقیر میشوند و فرزندان اشخاص غیربرخوردار مورد تمسخر دیگران قرار میگیرند. نوجوانان در کشورهای درحال توسعه با الهام از فرهنگ کشورهای توسعهیافته به مد رو میآورند. فرم مو و لباس خود را با آنها هماهنگ میکنند. مصرف بیرویه و اسراف در برخی خانوادهها تبدیل به فرهنگ شده است.
بازیهای هوش و خلاقیت در زدودن ذهنی مصرفگرایی و اسراف بسیار مهم است. مثلا معلم از دانشآموزان بخواهد که با کمترین تعداد قطعه کاردستی بسازند و بستههای تشویقی برایشان قایل شود.
افراط سیاسی و ایدئولوژیک: در بین انواع افراطیگری مهمترین گونه، جنبه دینی دارد که غالبا همراه با برداشتهای نادرست از مفاهیم ایدئولوژیک دست مایه تهمت، دروغ، خشونت، جنایت، جنگ و ترور میشود. زیادهروی در دین، اجتهاد کاذب مذهبی ایجاد میکند و افراد و گروهها را به درجهای میرساند هر آنکه خارج از دایره خودی هست را کافر پنداشته و برایش حکم صادر میکنند. در بعد خفیف آن مثلا با تفاوت پوشش مدنظر خودشان بهراحتی بهدیگران برچسب میزنند و براساس آن قضاوت میکنند و در بعد وسیعتر برخی کشورها به کشورهای دیگر حمله میکنند، مانند اسراییل که مرزهای کشور خود را از نیل تا فرات دانسته و بر این اساس سالهاست که جنایت میکند. جهان پس از چنگیزخان و هیتلر نیز از خشونت و جنایت و نسلکشی مبرا نبوده است. فاجعههای انسانی رخ داده در صربستان و مونتنگرو، بوسنی، کردستان عراق و ترکیه، ارمنستان، چچن، عراق، افغانستان، اوکراین، سوریه، لیبی، مصر، فلسطین، لبنان، مراکش، سومالی، ژاپن، ویتنام و هندوستان حاصل سلطهگری و افراطیگری انسانها و اولتراناسیونالیسم دولتهاست. کودکان پس از بیدار شدن با خشونت مواجه میشوند و همزمان با دیدن افق و روشنایی خورشید هواپیماهای دشمن را میبینند که بر سر عزیزانشان بمب میاندازند.
فعالیتهای تبلیغی وهابیت با محوریت مهدور الدم دانستن مسلمانان دیگر و ظهور گروههای تروریستی، تکفیری و افراطی در ممالک اسلامی، اهمیت این موضوع را برای نوجوانان کشور اسلامی ایران افزایش مییابد. شوربختانه در کشورهای اسلامی سونامی خشونتبار گروههایی تکفیری همراه با کشتار مردم بیگناه به راه افتاده است. طالبان در افغانستان، جامعه اسلامیه در اندونزی، مالزی، جنوب تایلند و جزیره میداناتو، جبهه النصره موسوم به ارتش آزاد عراق و شام، جندالله و لشگر صحابه در بلوچستان پاکستان و مرزهای شرقی ایران، افغانالعرب مهاجران عرب افغانستان، الشباب آفریقا در سومالی، سودان و کنیا، داعش در عراق و شام، القاعده در عربستان، یمن، الجزایر، لیبی، چاد، نیجریه و... مانعی جدی بر سر راه برخی از کشورهای اسلامی برای رسیدن به دموکراسی، مردمسالاری و ساخت دولتها براساس قانون هستند.
در حالحاضر شاهدیم که در جهان- بهویژه کشورهای اسلامی- دامنه افراطیگری در امور مذهبی روز بهروز بیشتر میشود. لذا برای ایجاد یک تحلیل درست نسبت به این جریان در ذهن دانشآموزان میتوان درقالب نمایشنامه و اجرا توسط خودشان در مراسم و همایشها اقدام کرد. برای آگاهیرسانی به نوجوانان و برونرفت ذهنی و عملی از بحران لگام گسیخته کنونی نیاز به آموزشمستمر است. درون مایه کتابهای درسی، جراید و رسانهملی با ورود تمامقد مسائل ایدئولوژیک برای بچهها از جذابیت میافتد و باید در پردازش آنها میانهروی اجرا شود.
ذهن جوان، پویا و فعال است و باید اجازه انتقاد داشته باشد تا به بنبست نرسد. معلمان گرامی در عمل باید این اجازه را به دانشآموزان بدهند که آنها را مورد نقد قرار دهند. آموزش حقوقشهروندی به معنای واقعی آن باید در خانه و مدرسه نهادینه شود. شکستن تابوهای ایجاد شده نادرست که جوانان حق ندارند در فرآیند حرکت به سمت دموکراسی و مردمسالاری نقش داشته باشند، یک نیاز ضروری است. ایجاد خفقان شدید فکری، سرکوب و خشونت در خانه، مدرسه و جامعه سبب یأس و سرخوردگی جوانان میشود. دانشگاهها نیز باید در تحولات سیاسی کشور تاثیرگذار باشند و برخورد افراطی و خشونتبار با آنها زمینهساز خروج نخبگان از کشور میشود. ایجاد جامعه مدنی با الهام گرفتن از نحلههای مختلف اجتماعی افزایش NGOها و گسترش احزاب فراگیر در کشور یک ضرورت است.
آموزش کارآمد مقابله علمی و عملی با افراطیگری در دل نهادهای مدنی قرار دارد.
واژه سیاست و مفهوم آن در فرهنگ ها و ایدئولوژی و مشارب فکری مختلف با معانی و برداشت و تلقی گوناگون معنی و بیان می شود ، اما می توان آن را در توضیح و تعریفی عام فهم و عمومی تدبیر امور مردم و شیوه و نحوه ی اداره ی زندگی آنان تعریف و تبیین نمود .
باید اذعان داشت که آفرینش و ارائه تئوری ، دیدگاه و بینش های سیاسی در نظر و سیاست مداری ، سیاست ورزی و کنش سیاسی در عمل در ابعاد الوان و پراکنده و متکثر آن بر معیار و اساس فلسفه و سلسله مجموعه ای از اصول ، قواعد ارزش ها و هنجارهای پذیرفته شده ی فکری ، فرهنگی ، معنوی و آرمان ها و آرزوهای مردم یک جامعه نشئت و شکل گرفته است و باید ریشه ها ی آن را در اعماق تاریخ و تمدن مردم یک جامعه و ملت استوار دانسته و جست و جو کرد. یک ملت و یک جامعه بر اساس درون مایه و محتوا، ساخت و تربیت معنوی و فکری و فرهنگی برآمده و شکل گرفته از ادوارکهن خود به رفتار و کنش و تعامل با سایرین پرداخته و به آینده نگری ، آینده پردازی و تربیت وپرورش نسل کنونی و نسل ها ی آتی و این به معنای حقیقی یعنی سیاست ورزی وسیاست مداری .
فرهنگ و ارزش های موجود درحافظه ی تاریخی و آموزش های غیررسمی و رسمیک ملت و جامعه تسهیل کننده و چرخ دنده ی محرک ماشین نظام سیاسی آن ملت و جامعه است.
اندیشه ورزی و ساخت ذهنی مردمی، مشارکت های گروهی و اثر بخش را شکل می دهد.
مناسبات فرهنگی سالم و ارزشمند ، سعادتمندی و تکامل مادی و معنوی انسان و جامعه را به منصه ی ظهور درآورده و با جامع نگری و تحول خواهی در رقم زدن سرنوشت سیاسی مردم یک جامعه به دست و اراده ی خود که همانا سنت و اراده ی حق تعالی می باشد نقش اثر بخش و راهبردی دارد.
چنانچه اقشار گوناگون در یک جامعه بر محور و اساس خردورزی ، اخلاق محوری ، فضیلت سالاری و تحقق عدالت و بایستگی ها و شایستگی هایی از این دست که از الهامات و ملزومات فرهنگی است حرکت فردی و اجتماعی خود را تنظیم و منطبق نمایند ، هر آینه خواهند توانست خطوط ارتباطی و تعاملی خود را به درستی ترسیم نموده ونقشه ی راه مناسبی را جهت تحقق و نیل به اهداف و برنامه های کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت بردارند که این در واقع همان تعیین مشی سیاست مداری و سیاست ورزی در جامعه برای سعادت مردم می باشد.
در تعیین سرنوشت جوامع مختلف و عبور ازمقاطع خطیر و تاریخ ساز و نقاط عطف یک ملت و تنظیم شیو ه ی روابط بین آحاد مردم و اتخاذ روش ها ی عقلانی توسط تصمیم سازان و تصمیم گیران و مجریان که همانا سیاست مداران و کارگزاران جامعه می باشند نقش ارزشمند و راهبردی تربیت فرهنگی و فکری ایشان بسیارجلوه گر و پُرنشان می باشد .
واضح و مبرهن است عمل و کنش سیاسی در هر زمینه ی مربوط و هر قالب و شکل آن اقتباس و برگرفته از معیارها ،اصول وساز و کارهایی است که از فرهنگ و تربیت فرهنگی و فکری برآمده و نشئت گرفته است یعنی فرهنگ است که به سیاست جهت و خط داده و آن را هدایت می نماید و چگونگی رویکرد و عملکرد سیا ست مداران را تبیین و تنظیم می نماید .
از جهت دیگر عمل سیاسی و رفتارهای سیاسی در این چرخه مورد بررسی قرار گرفته و بازتعریف شده و در بینش نظری وعملی ، فرهنگ بسیارتاثیرگذاروالهام بخش است ؛ یعنی هم فرهنگ در سیاست و هم سیاست در فرهنگ اثر وضعی و مستقیم داشته و در پهنه ی جامعه تاثیر و تاثری به هم تنیده دارند،البته فرهنگ صبغه و جنبه ی نفسی و مقدمی دارد .
علم و دانش سیاسی و رویکرد و کنش سیاسی تابع و برگرفته از مبانی معرفتی و شناختی است که از فرهنگ شفاهی و فرهنگ مکتوب ملل سر برآورده ، آفریده شده و پالایش گردیده و نهادینه شده و در رفتار، کنش و واکنش ،مناسبات و روابط در حیطه و حوزه ی داخلی و خارجی و روابط بین الملل نقش آفرینی کرده و حوادث ، جریان ها و اتفاقات ژرفی را به وجود آورده است و لذا اصول و باورهای ایدئولوژیک ضمن ایجاد بستر راهبردی و استراتژیک ،عمل سیاسی را توجیه ،تبیین و نهادینه می نمایند .
جامعه،افراد و نظام اجتماعی که دارای فکر و بینش و نگاه توحیدی و متافیزیکی به هستی و جهان و آفرینش و انسان داشته و برای خلق دنیا و انسان هدف و غایت قائلند ویژگی و آینده ای را برای آدمی طرح و ترسیم می نمایند که مولد و ایجاد کننده ی تمدن و فرهنگ مادی و معنوی است که درون مایه و محتوای این تمدن و فرهنگ موجده ، نحوه و چگونگی تنظیم تعاملات داخلی ،منطقه ای و بین المللی ،درک و تفاهم و هم زیستی مسالمت آمیز با رعایت احترام و حقوق متقابل و ایجاد فرصت های برابر و یکسان رستگاری ،سعادتمندی و خوشبختی انسان ها را به ارمغان آورده و رقم می زند که این در تحلیل نهایی نتیجه و فرآیند سیاست ، سیاست مداری و سیاست ورزی است .
به تحقیق سیاستی که مبتنی و برآمده ازفرهنگی عدالت خواه ، حق محور، و براساس مبانی معرفتی اسلام اصیل که از فطرت پاک توحیدی سرچشمه گرفته ،بنیان یافته و بنا شده باشد ،کارگزاران ، مسوولان و سیاسیون آن در عرصه ی فردی و اجتماعی برای انسان و جامعه هویت ارزشمند و قابل احترام توام با کرامت ، حریت و آزادگی قائل بوده و زمینه های توسعه و بالند گی آنان را در تمامی عرصه ها فراهم و مهیا خواهند نمود و در محیط و فضایی شفاف مردم و سیاسیون به پرسشگری و پاسخگویی همت گمارده و فضیلت ، شایستگی و مردم سالاری و عدالت و رفاه اقتصادی و کرامت انسانی را حاکم و و نهادینه نموده و در پرتو آن توسعه ی پایدار در تمامی زمینه ها و ابعاد آن تحقق و مطالبات اقشار گوناگون در روندی مردم سالارانه و دموکراتیک و به دور ازهیجانات و چالش های خیابانی به منصه ی ظهور درخواهد آمد ،پس پیش به سوی در اختیار گرفتن نهادهای مدنی وسیاسی که مظهر و نمونه ی بارز و سرنوشت ساز آن ،مجلس شورای اسلامی است.
بنابراین فرهنگیان فرهیخته و اثرگذار در پهنه ی اجتماعی با برنامه ریزی و انسجام دراین زمینه به تشریک مساعی،معاضدت و همدلی و هم زبانی بپردازند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/
مهرداد لاهوتی نماینده مردم شهرستان لنگرود در مجلس شورای اسلامی درباره به جریان انداختن دوباره بحث استیضاح وزیر آموزش و پرورش در مجلس، گفت: بحث استیضاح وزرای آموزش و پرورش از زمان علی محمدی و حاجی بابایی همیشه در مجلس مطرح بوده و دلیلش هم اقتصاد آموزش و پرورش است.
وی افزود: این وزارتخانه دارای بیش از یک میلیون و ۱۰۰ هزار نفر پرسنل است و ما باید از کسی که در راس این وارتخانه قرار میگیرد، حمایت کنیم.
لاهوتی با طرح این پرسش که چرا نگرانی آقایان از آموزش و پرورش مباحث کیفی آن نیست، اظهار داشت: در حال حاضر موضوع استیضاح و طرح چند باره آن به بحث عدم استخدام پیش دبستانیها و حق التدریسیها بسنده شده که منطقی هم نیست!
این نماینده مجلس در ادامه تصریح کرد: معتقدم به جای اینکه به دنبال استیضاح برویم و فضا را مکدر کنیم، باید در پی راه حل برای اصلاح اقتصاد آموزش و پرورش باشیم؛ چرا که مشکل اساسی در همین جاست.
وی با تاکید بر اینکه استیضاح وزیر آموزش و پرورش را منطقی نمیدانم، گفت: آقای فانی تاکنون تمام تلاش خود را برای رسیدگی به امور این وزارتخانه انجام داده؛ بحث دوباره استیضاح به شرایط موجود و رفع مشکلات فرهنگیان کمکی نمیکند.
لاهوتی ادامه داد: طرح دوباره استیضاح، تاکنون کمتر از ۱۰ نفر آن را امضا کردهاند، به سراغ من هم آمدند، اما من قبول نکردم که امضا کنم.
وی افزود: اگر بحث استیضاح دوباره به جریان بیفتد، رای مثبت نمیآورد، چرا که تلاش آقای فانی در این وزارتخانه اثبات شده است؛ از سوی دیگر منابع کشور محدود است و این موضوع وزارت پرجمعیت آموزش و پرورش را با مشکل رو به رو کرده است.
این نماینده مجلس با بیان اینکه فانی وزیر جامعی است، گفت: اگر در مقابل مجلس خضوع و خشوع دارد و پرخاشگری نمیکند، نباید با او این گونه رفتار کرد؛ بلکه باید کمکش کرد.
وی در ادامه در پاسخ به این سوال که چقدر احتمال دارد؛ طرح استیضاح توسط هیات رئیسه اعلام وصول شود، گفت: بعید میدانم؛ طرح استیضاح در هیات رییسه اعلام وصول شود.
ایلنا
پس از توافق باکشورهای 1+ 5 نباید مغرور شویم و فکرکنیم همه مشکلات حل می شود، بلکه با « عقلانیت و سیاست ورزی » ادامه دهنده تعامل بر اساس منافع ملی با جهانیان باشیم :
1- تعمیق روابط سیاسی، علمی و اقتصادی با جهان.
2- گسترش صنعت گردشگری با جهان با حذف دریافت ویزا از اتباع کانادا، روسیه،استرالیا، ژاپن، چین، اتحادیه اروپا و آمریکا.
3-دقت شود پول های بلوکه شده پس از آزادی صرف سرمایه گذاری شود تا دچار « بیماری هلندی » نشویم.
4- نخبگان غیردولتی و وزارت خارجه بارهبران حزب جمهوری خواه آمریکا وارد مذاکره شوند.
5-ایران برای عضویت در شورای امنیت و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد رایزنی نماید.
6- ایران با نمایندگان سازمان ملل در امورحقوق بشر نیز مذاکره کند.
7- ایران تلاش کند در بحران یمن، عراق و سوریه " نقش میانجی " را بازی کند.
موفقیت ایران در عرصه دیپلماسی و سیاست خارجه حاصل فداکاری ها و حمایت اکثریت ملت و مقام معظم رهبری است و نباید به نام یک جناح یا گروه مصادره شود.
برای قدرتمندشدن به اتحاد ملت با حاکمیت و آشتی ملی نیاز داریم.
3 حماسه دیگر
به دنبال 2حماسه تاریخ ساز و ملی یعنی انتخابات سال1392 و تفاهم با گروه 1+5 که برسرنوشت ملت تاثیر مثبت گذاشتند ؛ به نظرمی رسد3حماسه دیگر برای تکمیل پروسه توسعه ملی لازم وضروری است :
1-حماسه زیست محیطی: برای حراست از محیط زیست و مدیریت آب.
اگر عزم ملی برای جلوگیری از تخریب محیط زیست و بحران آب به عمل نیاید،دریای مازندران نیز به سرنوشت دریاچه ارومیه گرفتار می شود.
2-حماسه اقتصادی:به منظور واگذاری اقتصاد به مردم، کوتاه کردن نهادهای شبه حکومتی از اقتصادرانتی، برقراری نظام مالیاتی فراگیر و غیرتبعیض آمیز، جذب سرمایه خارجی الزامی است .
3-حماسه آشتی ملی: از طریق اعلام عفو عمومی و برقراری حاکمیت صندوق های رای.
یازده هزار و نهصد و نود و نه ماهی کوچولو شب بخیر گفتند و خوابیدند . . . اما
ماهی کوچولویی خوابش نبرد شب تا صبح همه اش در فکر دریا بود . . . (بهرنگی)
- با تبریک و دست مریزاد بابت بیانیه موفقیت آمیز هسته ای به حضرت عالی. از هر کجای ضرر که برگردیم منفعت است.
سخن از دل برآمده بی مقدمه آغاز می شود و بی مؤخره به پایان می رسد.
زمان مطالعه در ایران بسیار ناچیز است ، به جز درآمد پایین خانوده ها دو دلیل مهم و مرتبط به هم برای مقاومت کردن در مقابل مطالعه عبارتند از :
1- بسط راحت طلبی در جامعه؛
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست عاشقی شیوۀ رندان بلا کش باشد (حافظ)
2- ترس از تزلزل اعتقاداتِ بت شده در اذهان؛
ترسم که صرفه نبرد روز بازخواست نان حلال شیخ ز آب حرام ما (حافظ)
این ترس یک دلیل واهی در مقابل عدم مطالعه در اذهان متبادر می کند، می گویند در کتاب ها افکار ضد و نقیض وجود دارد لذا مطالعه آرام و قرار ما را بهم می زند.
آقای رئیس جمهور محترم،
نقش آموزش و پرورش در بت شدن اعتقادات و بسط راحت طلبی که به مادیگرا شدن جامعه انجامیده چیست؟
مافیایی در آموزش و پرورش چنبره زده و معلم نماها و دلالان آموزش از آن سو استفاده می کنند و با کور فهمی از معیشت پایین معلمان حرف می زنند. چون برای آنها عدالت اجتماعی به اندازۀ کباب خوردن با خانواده ارزش ندارد که به خاطرش با وزیر و رئیس در بیفتند. با قیافۀ روشنفکرانه می گویند شکم گرسنه ایمان ندارد و اسفند ماه به بهانۀ بسته شدن بودجه در مجلس در اتاق دبیران نشسته و سر کلاس نمی روند.
وقتی صمیمی ترین وقت پدران و مادران و معلمان با « فاطما گل » و سریال های جِم بالیوود سپری می شود و تاریخ منطقه را از سریال « حریم سلطان » می آموزند و سپس در « واتس اپ » و « وایبر » و « لاین » و « بیتاک » . . . چت می کنند، چنین پدر و مادرها و معلمان ( به قول صمد بهرنگی « چوخ بختیارها » ) چه حرفی برای گفتن دارند؟
تربیت خانودگی بچه های ما در خانه و مدرسه اکثراً به دست چنین افرادی است. اعتراضات معلم نماها که صرفاً معیشت پایین معلم را هدف قرار داده با افزایش 10 تا 15درصدی حقوق معلم تا اسفند ماه بعدی فرو می نشیند.
خدا برکت بده به مؤلفان کتاب های درسی که خواسته یا ناخواسته به نفع مافیای آموزشی قلم زده اند. ( منظورم صرفاً کتاب های ریاضی و فیزیک است که تخصص اینجانب می باشد. ) صدها برابر این پول ها از قِبل کتابهای درسی و کم کاری و بدکاری معلم نماها ( سی دی های آموزشی ) از جیب خانواده ها درمی آید. طبیعتاً خانواده های چوخ بختیار هم این دزدی ها را درک نکرده و به انواع و اقسام کلاس های خصوصی تن می دهند.
به عنوان یک معلم فکر می کنم اگر نقش مافیای آموزشی را کم رنگ کرده و در بچه ها انگیزه و امید به آینده به وجود آوریم، بیش از 2 درصد بچه های ایران نیاز به کلاس های تکراری نخواهند داشت ولی امروز برای بیش از 95 درصد دانش آموزان شهری انواع و اقسام کلاس های فرا مدرسه ای تشکیل می دهند !
وای بر احوال بچه های معصوم روستایی با کتاب های درسی که به نفع مافیای آموزشی تنظیم شده است. این همه فوق برنامه دال بر گنگی دانش آموزان است یا غیر متعهد بودن معلمان شان و سوء استفاده مدیران؟
یک معلم نما خوب یاد گرفته که چگونه شاگردان را به کلاس های خصوصی خود یا آموزشگاه هایی که از آنها به طور مستقیم یا غیر مستقیم پورسانت می گیرد، بکشاند و اغلب مدیر هم با معلم نماها برای تشکیل کلاس های فوق برنامه هم پیاله می شود.
استیفای حقوق با ارتقاء سطح آگاهی ممکن خواهد شد نه کم کاری و لج بازی و سوار شدن بر گردۀ دانش آموز، که ناشی از راحت طلبی و کوچک بودن است. وقتی سریال های صد من یه غازِ شبکه های رنگارنگ و چت کردن محیط بر زندگی افراد است، کج فهمی در چگونگی استیفای حقوق مادی و معنوی نیز کاملاً نمایان می شود. هفتصد سال پیش مولوی فهمید ولی ما امروز با مدارک اسانس و فوق اسانس از دانشگاه های رنگارنگ و دکتراهای کابینۀ آن پرزیدنتی که ادعایش آسمان را سوراخ کرده و نظرات دنیا را کاغذ پاره ای بیش نمی خواند نفهمیدیم که :
تا نباشد راست کی باشد دروغ این دروغ از راست می گیرد فروغ
آقای رئیس جمهور در نشر و بسط این ابتذال ها آموزش و پرورش و صدا و سیما و فرهنگ و ارشاد اسلامی کجا ایستاده اند؟
برنامۀ شما در آموزش و پرورش برای شکل گیری و اعتلای ادراکات پنج گانه ( تصور، درایت، وهم، قضاوت و حافظه ) چیست؟
اعتیاد، طلاق و ساده لوحی از در و دیوار بالا می رود. خواسته و ناخواسته سلایق و علایق مردم ایران به بی راهه کشیده شده، روحیۀ آنها تضعیف شده و احساس مسئولیت در جامعه افت کرده است. اول انقلاب گفته می شد « تعهد مقدم بر تخصص است.» دربارۀ این جمله دو مورد مهم لازم به ذکر است :
1- تعهد به کی و چی؟ تعهد به بشریت و مملکت که هدف یک انقلاب مردمی باید باشد؟
2- کسی که تخصص کاری را ندارد و آن پست را می پذیرد بدون استثنا بی مسولیت بوده و آن مقام به فساد و ابتذال خواهد انجامید.
آقای رئیس جمهور محترم
در پایان یادآوری می کنم معلمی کاملاً یک کار حرفه ای و یک هنر است. طبیعتاً معلم نما ها خارج از این دسته بندی قرار می گیرند. اما دیگر کارکنان دولت که کارمندان آموزش و پرورش به جز معلمان را نیز شامل می شوند دارای اضافه کاری معادل چهار ماه حقوق و یک ماه مرخصی می باشند که برابر پنج ماه دریافتی بدون حضور در محل کار می باشد. خواهش می کنم تعطیلات تابستان را دائماً به رخ ما نکشید. اولاً یک ماه مرخصی حق ماست. ثانیاً در همه جای دنیا چنین وقت هایی به معلمان می دهند. ثالثاً در ایران طرف معلمان در یک کلاس، 30 تا 40 بچه ای می باشد که اکثراً بی انگیزه بوده و به قول خود هدف شان اخذ مدرک و تصاحب یک میز است و نیز معلمان پاسخگوی اولیای چنین بچه هایی هستند که در شکل گیری هدف آنها بی تقصیر نمی باشند. اما مقصر اصلی نه اولیای خانه و نه اولیای مدرسه بلکه بی برنامگی و بد برنامگی دولت می باشد. تصحیح اوراق امتحانی و طراحی سوال و آمادگی قبل از ورود به کلاس را نیز به آنها اضافه کنید که این همه بدون کارمزد انجام می گیرد.
حال خود نتیجه بگیرید که حق و حقوق مادی و معنوی معلم چیست؟
والحمدالله تعالی شأنه
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار /
شماری از مردم تهران به دنبال اعلام توافق هستهای، به خیابانها آمده و به شادی پرداختند.
مردم در خیابان ولیعصر تهران با بوق زدن، شادی و ابراز احساسات خود از نتیجه به دست آمده در مذاکرات هسته ای در لوزان ابراز شادمانی می کنند.
جمعی از مردم نیز در خیابان اطراف وزارت خارجه حضور یافتند و با شعار "روحانی متشکریم" همراه با بوق خودروها شادی خود را نشان دادند.
ایران و گروه ۱+۵ بعد از روزها مذاکرات فشرده در لوزان سوئیس، ساعاتی پیش از توافق میان خود خبر دادند.
در ادامه، تصاویر ویدئویی اختصاصی از این رخداد را مشاهده می کنید:
شادی مردم در خیان ولیعصر
آنا