
زمان را یاد یادی از زمانی
چو مؤلا هشتمین وارد به جایی
همان جایی که مأمون بود آن جا
به فضلی حکم دادش لازم اجرا
مکاتب مختلف را هان فراخوان
بزرگ عالم که باشد جاثلیق آن
بخوان نزدم بزرگان پیشوا را
ز آیینی یهودی با نصارا
ز دانایان کلامی هر که دانا
بکن دعوت که محفل علم برپا
تمامی چون که دانایان مُناظر
گزارش داد فضلی جمع ناظر
ز جانب حاکمی مأمون حالا
خوشامد گو نمامی عالمان را
شما را دعوتی کردم تمامی
که با ابن عمویم بحث هایی
که فردا از شما خواهم تمامی
که با او بحث علمی هر کدامی
حسن بن سهل نوفل گفت ما را
که در خدمت رضا بودیم بر پا
که ناگه یاسر آن خادم امامی
خبر آورد از مأمون سلامی
که صاحب علم مکتب های ادیان
ز هر دینی مکاتب مختلف هان
که بحث علمی میان اندیشمندان
میان اندیشمندان دین ادیان
شما را دعوتی حاضر در این جمع
میان اندیشمندان همچو یک شمع
پذیرا دعوتی شد آن همامی
ولایت شاه مردان خود امامی
ز جانب من ببر بر او سلامی
بگو دانم چه می خواهی جوابی
چو یاسر خارج از مجلس امامی
به نوفل کرد رو گفت از عراقی
عراقی مردمان باهوش باشند
که مأمونی چه سر اندیشه دارند
که فردا حاضر آیم در میان جمع
میان اندیشمندان همچو یک شمع
که نوفل عرض کردش ای اماما
که با علمی شما را آزمون ها
خورم سوگند بر خالق که یکتا
بنا بد طرح ریزی لازم اجرا
چه طرحی نقشه ای دارند ایشان
که نوفل عرض کرد ای پور ایمان
کلام علمی تمامی اهل بدعت
مخالف دین اسلام اند و آیت
حقایق را کنند انکار اینان
که از انکار اهلان سفسطه هان
دلیلی گر که واحد آن خدایی
دلیلت را پذیرا لا بدانی
اگر گویی محمد را رسالت
نبی ما بین امت صاحب آیت
هم اینان مغلطه کاران ادیان
چنان با سفسطه حرفی نمایان
پذیرا لا علومت را اماما
از اینان برحذر باشید جانا
تبسّم کرد مؤلا روی نوفل
دلیلی آستین دارم که نازل
خدا با ما تمامی حال نوفل
مرا خوفی نه ما را خوف باطل
پشیمان می شود مأمون از این کار
چو برهان آشکارا گردد ای یار
برابر اهل توراتی گواهی
دلایل آورم مبهوت مانی
برابر اهل انجیلی به انجیل
چنان برهان که انجیلی به تبجیل
برابر اهل آیین هان زبوری
دلایل آورم قطعی صبوری
برابر اهل رومی ها که رومی
چنان برهان به حیرت در زبونی
که با هر مختلف ادیان زبانی
سؤالی را که مطرح شد جوابی
زمان را یاد رویت حق نایل
چو ابطالی نمودم با دلایل
که هر دینی رها آیین خود را
کلامم را هر آیینی پذیرا
که مأمون مضطرب ماند به حیران
پشیمان می شود آن لحظه نالان
به جز خالق تعالا قدرتی لا
که لا حول و لا قوّة هویدا
که فردا صبح فضل آمد به خدمت
سلامی عرض شد جان ها فدایت
شما را دعوتی حاضر در این جمع
ولایت دار ایمان همچو یک شمع
وضو بگرفت تا حاضر خودی را
به نوشیدن سویقی شربتی را
کمی نوشید یک کم داد ما را
برون از خانه تا راهی به آن جا
همان جایی که مجلس جلوه آرا
سران مشهور ادیان حاضر آن جا
محمد بن که جعفر با تنی چند
میان اندیشمندان گوش بر پند
جماعت از بنی هاشم در آن جمع
ابی طالب گروهی جمع تا سمع
گروهی لشکری فرماندهانی
امامی چون که وارد صحن قیامی
نشست جانا امام همراه مأمون
دگر افراد قایم حکم قانون
که اذنی داده شد فرمان جلوسی
که مأمون با ولایت گفتگویی
به جانب جاثلیقی کرد رو را
که این ابن عمّ من فرزند موسا
علی فرزند موسی ابن جعفر
که سنجش آزمونی علم را سر
رها کن عدل را بحثی کن آغاز
طریق عدلی رها ذر بحث بی راز
بگفتا جاثلیق ای حکمفرما
چسان بحثی کنم من گفتگوها
که آیین بین ما لا اشتراکی
جوابی لا که مطرح من سؤالی
به استدلال گر گوید سؤالی
چو آیین مختلف مطرح جوابی
پذیرا دین او لا منکرانیم
جدا آیین ما لا ناتوانیم
که ثامن حق بفرمودش در این جا
که ای نصرانی ای دانا که گویا
کنی اقرار اگر با دین انجیل
شما را آورم برهان به تبجیل
سؤالت را جوابی هر چه پرسی
شنیدی منکرش لا ای مسیحی
چنین اقرار شاهد آن خداوند
جوابی گر به منطق بشنوم پند
که هر چند در زیان خسران خودی را
کنم رویت جوابت را پذیرا
بخواهی پرس از من هر چه خواهی
به منطق بشنوی گویم جوابی
چه گویی راجع عیسی با کتابش
کنی انکار یا تصدیق آنش
به عیسی با کتابی اعترافی
بشارت امتش حواریانی
که چون حواریانی اعترافی
که اقراری به عیسی با کتابی
کنم انکار عیسی را بدانی
نه تصدیقی به امت خود پیامی
که بعد از من رسالت ختم دینی
محمد مصطفی باشد یقینی
هم او صاحب کتابی نام قرآن
تکامل دین میان هر یک که ادیان
دو شاهد عادلی آور که تصدیق
که غیر از مذهبی تصدیق تحقیق
هم اکنون عدل و انصافی رعایت
سخن بشنو حقیقت را روایت
که عادل نزد عیسی را روایت
گواهی داد عیسی حکم آیت
چنین مردی که عادل چیست نامش
یوحنا دیلمی باشد نشانش
همان محبوب تر فردی به عیسا
کنم اقرار تصدیقی یوحنا
تو را سوگند بر خالق جهانی
کلامی را گواهی تا بیانی
که یوحنا بکردش اعترافی
که از عیسی شنیدم این کلامی
که بعد از من نبی خاتم بیاید
محمد از عرب حرمت بباید
برایم داد عیسی خود بشارت
که بر حواریان او را اشارت
گواهی هر یک از حواریانی
محمد مصطفی ختم انبیایی
بکردش جاثلیقی اعترافی
که یوحنا ز عیسی نقل هایی
بشارت بر نبوت اهل بیتی
وقوعش کی خدا داند نه عینی
دگر فردی که شاهد آوریم ما
که انجیلی قرائت بین ماها
محمد اهل بیتش امتش را
تلاوت تا عیان گردد میان ما
به رومی فرد نَسطاسی بفرمود
ز انجیل سِفر سوم را بخوان زود
که حافظ سِفر سوم بود نسطاس
قرائت کرد ما بین ایهاالناس
دگر باری اشارت کرد امامی
به رآس الجالوتی کردش خطابی
تو هم انجیل می خوانی کن اقرار
خورم سوگند بر جانم نه اصرار
که سوم سفر را خوان اعترافی
که بیت اهلی محمد را گواهی
دگر باری قرائت سفر سوم
ز انجیلی تلاوت بعد دوم
توقف کرد از خواندن کلامی
نگاهی کرد جانب جاثلیقی
تو را سوگند بر عیسی مسیحی
به نام مادرش مریم قسیمی
که هر یک پاک دامن در جهانی
که بر انجیل آگاهم گواهی
سپس نامی قرائت کرد دانی
که امت ختم مرسل را نشانی
کلام از قول عیسی را تلاوت
که تکذیبی اگر کفری عنایت
گواهی داد کردش اعترافی
کلام انجیل را لا کذب دانی
بپرس از من هر آن چیزی که خواهی
خبر بر ما دهی از حوریانی
که آنان چند تن بودند تمامی
به اثنایی عشر اعلم لوقایی
خبر ده هان به ما از عالمانی
سه تن بودندشان هر یک به نامی
یوحنا اکبری در باخ جایی
یوحنا دیگری در قرقیسایی
یوحنا دیلمی در جا رجازی
هم او بودش بشارت داد آری
که نامی از پیمبر اهل بیتش
میان امت بشارت اسرئیلش
میان امت که عیسی خود نمایان
نشان از ختم مرسل بین ادیان
خورم سوگند بر خالق جهانی
که ایمان بر محمد خود بدانی
که عیسی یا که موسی کرد تصدیق
به هر یک انبیایی حکم تحقیق
گمان کردم تو اعلم مسلمینی
که علمت رو به بطلان شد یقینی
تو گویی کم نمازی روزه ای را
عبادت داشت عیسی آن مسیحا
چه شد حالا بگو ای جاثلیقی
که عیسی صائم الدهری ببودی
نه تنها صائم الدهری که بودش
که قائم لیل بودش در وجودش
نمازی روزه هایی داشت عیسا
چه علت جاثلیق گویی به ماها
که در پاسخ بماندش جاثلیقی
یقین دور از الوهیت یقینی
که عیسی بنده ای باشد خدایی
که ما بین حق و باطل را جدایی
سؤالی دیگری پرسم که عیسا
به أذنی لا که منکر مرده احیا
کنی انکار لا أذن از خدایی
برص هر مرده کوری را شفایی
تو را گویم یَسَع پیغمبری یاد
برص کوری چو عیسایی شفا داد
چو عیسی روی آبی راه می رفت
چو هر یک بندگانی رخت بر بست
عبادت کرد خالق را ثنایی
چو هر یک بنده در طاعت خدایی
به رأس الجالوتی رو کرد امامی
نبی حزقیل چون عیسی بدانی
زمان را یاد در تورات مضبوط
که بُخت النصر اسیران را که مربوط
نبی حزقیل احیا مرده ها را
که در تاریخ ثبت آمد هویدا
بگیر این سِفر از تورات را خوان
به خواندن آیه توراتی چه حیران
تکانی خورد بر خود با تحیّر
که رأس الجالوتی حیران تدبّر
به نصرانی نمودش رو اماما
چو عیسایی یَسَع حزقیل دانا
محمد مرده ای را کرد احیا
چو ابراهیم دانا طایران را
چو موسی بن که عمران کرد احیا
همان هفتاد تن چون شد که احیا
ز تورات و زبور انجیل و قرآن
یکایک این روایاتی بیان هان
دگر باری ز رأس الجالوتی هان
سؤالی از کتابی اشعیا دان
همی گفت اشعیا دیدم کسی را
لباسی کرده تن از نور اعلا
حماری را سواری راه می رفت
اشارت بر مسیحی کرد برگشت
دگر کس را بدیدم با سواری
که رو اشتر چه نوری همچو ماهی
اشارت کرد بر ختمی رسالت
گواهی ها حکایت شد روایت
ز عیسی بشنوی انجیل راوی
به آن سمتی روان جانب خدایی
سؤالاتی دگر طرحی جوابی
که انجیلی نخستین را نیابی
متی مرقس یوحنایی لوقا را
کنی یادی دگر انجیل احیا
کم آورد جاثلیقی کرد اقرار
ندیدم تا کنون فردی که احرار
به علمش آشکارا کرد حق را
علومش را به هر شخصی هدایا
به رعنا قامتی نازم خدایی
به علمش مردمان را رهنمایی
روایت از عیون اخبار نقلی
خوشا شخصی به خواندن کرد عقلی
خدایا شکر گویم کن عنایت
که با ید خود ولی را کن هدایت
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
سه شنبه 23 آبان ماه نخستین نشست خبری « سیدمحمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش با اصحاب رسانه در ساختمان مرکزی ( شهید رجایی ) وزرات آموزش و پرورش برگزار گردید .
در این نشست که با حضور اکثر رسانه ها برگزار گردید ؛ وزیر آموزش و پرورش به عنوان مقدمه مطالبی را در مورد سند تحول بنیادین ، آخرین اخبار و پی گیری های انجام شده در مورد مدارس و مراکز آموزشی زلزله غرب ایران و نیز تعالی مدیریت بیان کرد .
پس از آن نمایندگان رسانه های مدعو پرسش هایی را مطرح کردند .
در این بخش « صدای معلم » متن کامل سخنان سیدمحمد بطحایی را تقدیم شما می کنددر همنوایی با مردم کرمانشاه، نه نژاد مانع بود و نه زبان و نه مذهب/ دیگر کسی سوپراستارنبود، همه ستاره های ریز و درشتی شده بودند که در آسمان تفاهم ایران می درخشیدند/ در بین همه چهرهها تعداد کسانی که هلال احمر و نهادهای دولتی را پیشنهاد دادند بسیار اندک بود/ بسیاری از مردم، چهرههای محبوب خودشان را مطمئنتر و قابل اعتمادتر از نهادهای دولتی و رسمی می دیدند/ مردمی که پس از چهل و هشت ساعت و برای کمک به مردم زلزله زده، حساب دکتر را تا سقف یک میلیارد تومان شارژ می کنند. آنها بارها نشان داده اند که به گاه بحران، منتظر مدیریت بحران دست اندرکاران نمی نشینند و چشم بر انتقاداتشان میبندند و با تمام قوا به یاری آسیبدیدگان میپردازند/ ابتکار دکتر صادق زیباکلام و سایر چهره های محبوب ، همان قدر که جدید و جالب و خیرخواهانه است، هشدار دهنده و خطرناک هم هست. منتها برای بالادستی های کاربه دست و نه کاردان/ این که در طول 48 ساعت، یک میلیارد تومان برای کمک به زلزله زدگان کرمانشاه به حساب شخصی یک استاد دانشگاه وارد شود، خبراز خیلی چیزها دارد. یادآور غیرت مندی ایرانی و یاری بی چشم داشت اوست، نشانه ی نکوداشت حرمت حرف معلم است و تبلور تمییز دادن مدعیان راستین از دروغین است . این همه هست اما بیانگر پیام دیگری هم هست و آن بی اعتمادی است/ بی اعتمادی به دستها و دستگاه هایی که سال ها به مهروزی ها آن ها اعتماد کردند/ سوال اینجاست که چرا مردم به صادق زیباکلام یا رخشان بنی اعتماد اعتماد میکنند اما به فلان نهاد رسمی کمتر/ " احساس میکنم مردم به من اعتماد کردند، بنابراین، حالا دیگر نمیتوانم بگویم پول را به خود مردم باز میگردانم و بگویم هر کار که دوست داشتید، با این پول بکنید. حالا وظیفه دارم همه تلاش خود را بکنم که این پول درست و به جا هزینه شود و نیازهای واقعی مردم زلزلهزده تأمین شود"
می خواهیم یک آداب و رسوم سنتی را مورد نقد قرار دهیم ، به جای اینکه موارد مثبت و منفی آن سنت را مد نظر قرار داده و بخش های منفی آن را واکاوی کنیم ، شخصیت افرادی را که به آن آداب و رسوم علاقه مند هستند مورد حمله قرار داده و با نیش و کنایه می خواهیم به آنها ثابت کنیم که.../ اینجا اما مدام نه تنها به سلبریتی ها بلکه به مردم عادی هم نیش و کنایه می زنیم و آنها را متهم می کنیم به دورویی و خودنمایی/ اکثرا افرادی که به دلایل مختلف بسیار خشمگین و احساساتی هستند و از منطق کمتری برخوردارند ، به جای تحلیل و استفاده از کلمات مثبت و تاثیر گذار ، از نیش و کنایه برای تخلیه ی خشم خود استفاده می کنند/ بخش عظیمی از افرادی که طعنه می زنند ، معمولا انتقادی دارند که به دلایل مختلف ، مثل کم سوادی ، مطالعات کم ، خشم و عصبانیت بیش از حد ، کمبود دایره ی لغات و عدم توانایی استفاده از مهارت های گفتاری ، یا حتی ناتوانی در درک اصل موضوع مورد انتقاد ، توان بیان آن را ندارند/ اصولا نیش و کنایه یکی از علائمی است که از مشکلات فردی و ارتباطی افراد حکایت دارد . مشکلاتی که ریشه روح و روان و احساسات افراد دارد . و اما تاثیر این نوع ادبیات در مخاطب ، همیشه تاثیری منفی خواهد بود/ اگر واقعا قصد تخلیه ی خشم و عصبانی کردن مخاطبانمان را نداریم ، از برچسب زدن و متهم کردن مخاطبانمان با نیش و کنایه جدا پرهیز کنیم
قریب به 80 مدرسه در 5 شهرستان (سرپل ذهاب، ثلاث باباجانی، قصرشیرین، دالاهو و گیلان غرب تخریب شده اند این درحالیست که تعداد کل فضاهای آموزشی در این مناطق 757 عدد بوده است ) بنابراین تقریبا 10 درصد فضاهای آموزشی در شهرستان های مذکور کاملا تخریب و غیرقابل استفاده است/ سهم من و شما و تک تک افراد جامعه در دل نگرانی براي دفع خطر چیست/ چگونه به خود اجازه می دهیم در این مسیر دیگران را متهم کنیم در حالی که خودمان اندک تلاشی برای بهتر شدن نمی کنیم/ مدارس فرسوده و خشتی و گلی نه در شأن دانش آموزان این مرز و بوم است و نه محیطی امن برای حضور فرزندان مان ؛ مدارسی که قدمتی بیش از 30 سال دارند، باید مخاطره ذهنی مسئولان منطقه و مردم شود/ "تکرار اشتباه، دیگر اشتباه نیست، انتخاب است"
نمایشی که هیچ دو اکرانش دقیقاً مثل هم نیست. حتی اگر آدمهایش یکی باشند و گله و شکایتهاشان کلیشهای، همیشه چیزی هست که غافلگیرت کند/ چطور میتوانند؟ چطور میتوانند از روی یک عکس، انسانی را قضاوت کنند/ چطور میتوانند چوب حراج به آبروی آدمی بزنند که پیش از این نه او را دیده و نه چیزی از او شنیدهاند....
گروه اخبار/

کارکنان بیمه نوین ایران تصمیم گرفتند یک روز از حقوق شان را برای ساخت فضای آموزشی در مناطق زلزله زده غرب کشور اختصاص دهند .
همچنین اخبار غیررسمی حاکی است که بیمه نوین تصمیم گرفته است تا در ساخت و نوسازی مدارس ویران شده ناشی از زلزله در غرب کشور مشارکت داشته باشد .
در این زمینه و به گزارش صدای معلم و به نقل از « کانال کانون صنفی معلمان ایران » ؛ " شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان همپای دیگر اقشار و تشکل های مردم نهاد از همان روزهای آغازین با محوریت کانون صنفی معلمان کرمانشاه اقدام به حمایت از قربانیان زلزله اخیر کرده و تلاش کرده است بخشی از بار این رنج ها به عهده بگیرد .
خوشبختانه با همت فرهنگیان عزیز کمپی اختصاصی در کرمانشاه مشغول انبار کمک های مردمی شده است که در زمان های مقتضی به تدریج و بر حسب نیاز مناطق با کمک معلمان مناطق زلزله زده و فرهنگیان داوطلب از کل ایران کمک ها را ارسال کند .

موازی این کار روتین نمایندگان تشکل ها در شورای هماهنگی بر آن شده اند که :
با محوریت کودکان دراولویت اول و زنان و کهنسالان در اولویت های بعدی همه معلمان کشور را به مشارکت دعوت نماید ؛ از همین رو از روز چهارشنبه با ارایه شماره حساب ریاست دوره ای شورای هماهنگی (تشکل خراسان شمالی ) مشغول جمع آوری کمک های همکاران فرهنگی است که به صورت مرحله به مرحله در حد بضاعت خود اقدام به تهیه ملزومات منطقه کند.
لازم به ذکر است احیای زندگی کودکان و آموزش آنان محور اصلی اقدامات شورا خواهد بود و به همین منظور همزمان در تلاش است که نهادها و اشخاص دیگر را روی این خط بیاورد و شرایط بازگشت به زندگی را برای کودکان منطقه فراهم کند .
انجام کار صرفا با حضور نمایندگان فرهنگیان از شهرها و استان های مختلف خواهد بود . "

این تشکل معلمی در پایان آورده است : " شفاف سازی دقیق، ارایه گزارش عملکردها اعم از کلیات و جزییات در دستور کار قرار دارد و به جامعه ی معلمان اطمینان بدهد به اصولی ترین شکل ممکن کمک ها را به این منطقه خواهد رساند .
همچنین اعضای مجمع فرهنگیان ایران اسلامی بروجرد و امور بانوان فرمانداری این شهرستان در اقدامی و با اعلام شماره حساب جهت واریز کمک های داوطلبانه و مشارکت های مردمی به کمک قربانیان زلزله به ویژه دانش آموزان شتافته اند .
« صدای معلم » به سهم خود از همه عزیزان و همکاران به ویژه " نهادهای مدنی " که در این " حماسه ملی " مسئولیت پذیری و حس انسان دوستی را به منصه ظهور رسانده اند ، تشکر و قدردانی می کند .
پایان گزارش/

در خصوص جدیدترین تصمیصم مجلسی ها درخصوص به کارگیری حق التدریسی ها ذکر چند نکته را ضروری می دانم :
1) وقتی قانون تصویب شده پس گرفته می شود درحالی که خبر آن همه جا پیچیده و خیلی ها را امیدوار کرده است و بعدا قانون جدیدی مخالف با آن نوشته می شود خود یکی از عجایب قانون گذاری کشور است!
2) نبود یک بررسی و تحقیق درست و به دور از هیاهو و فشار ، در این موضوع کاملا مشهود بوده و هست .
3) آیا آزمونی که گرفته می شود واقعا توانایی ها افراد را برای شغل معلمی می سنجد؟ علاقه و توانایی کلاس داری و ... می تواند در این آزمون لحاظ شود ؟
4) به فرض اگر آزمون استخدامی را دوباره برای معلمان شاغل فعلی برگزار کنیم ، چنددرصد از تواناترین و موفق ترین معلمان کشور می توانند در این آزمون موفق بشوند؟
5) آیا با این روش محترمانه طرد این نیروها و استفاده از روشهای دیگر جذب نیرو ، تواناترین و علاقه مند ترین افراد جذب آموزش و پرورش خواهند شد که بهتر از نیروهای فعلی باشند؟
چرا کسانی بی هیچ ترسی از تنبیه و مجازات، فامیل و آشنایان خود را با سندسازی وارد سیستم کرده اند؟ در پایان باید به عرض برسانم که بخشی از ایرادات منتقدان به جا هست .
ما شاهد هستیم که متاسفانه برخی از افراد حق التدریس فعلی با سندسازی وارد سیستم شده اند یا برخی حتی تجربه یک روز کلاس داری واقعی را ندارند ولی این قضیه نفی توانایی عده زیادی نیست که سالها در کلاسهای درس و در محروم ترین نقاط کشور عمر و جوانی شان را گذاشته اند.
بنده با شناختی که از همکاران خودم در هنرستان دارم عرض می کنم که خیلی از اینها مهندسانی خبره و توانا هستند که از بد روزگار فقط نتوانسته اند در آزمون های استخدامی که کوچکترین ارتباطی با توانایی این افراد ندارد رای بیاورند . یا نیروهای پیش دبستانی که همانند یک کلاس واقعی درس سالها زحمت کشیده اند و تنها اختلاف آنها با ابتدایی ها این بوده است که باید برای تدریس دوره های لازم را گذرانده باشند.
حتی نیروهای فعلی آموزش و پرورش نیز اگر در پایه ای دیگر به کار گرفته شوند یا کتب جدید التالیف باشند ، معمولا برای اینکه عملکرد موفقی داشته باشند نیاز به آموزش در خصوص مطالب کتب جدید دارند .
به نظرم به جای تغییر مستمر قوانین بدون پشتوانه تحقیق و بررسی واقعی ، به دنبال این باشید که تا چه حد اسناد کسانی که وارد سیستم شده اند واقعی است؟ و چرا کسانی بی هیچ ترسی از تنبیه و مجازات، فامیل و آشنایان خود را با سندسازی وارد سیستم کرده اند؟
و شاید در نهایت همانها هم استخدام شود و دست کسانی از استخدام آموزش و پرورش کوتاه شود که قانون به نام آنها نوشته می شود ولی به کام دیگران اجرا می شود !
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

دلم غمگین خدایا آه دارد
به هر آهی ز چشمان ابر بارد
بشر را رویتی در روی خاکی
چه کاری کرد باید ای الهی
بسی بینم میان آوارهایی
میان آوارها بس کشتگانی
چه باید گفت غیر از شکر خالق
زبان عاجز ز گفتن گر چه ناطق
برهنه پا ببینم غرق در خون
چه بس کودک محصّل زخمی اکنون
به امداد این کسان رحمی خداوند
بغل آغوش مادر کودکی چند
پدر کودک تقلا غرق در خون
میان دودی و آتش گشته محزون
کدامین جرم خاکی مرتکب هان
به کیفر زلزله کشتار آنان
بلایا گر طبیعی ای خداوند
بنازم حکمتت را کیفری چند
بشر عبرت بگیرد گر کند عقل
تعقّل کرد باید گفته شد نقل
صدا سیما خبرها را به آنی
گزارش ها دهد بر هر جهانی
طلب امداد از مردم جهانی
کند دعوت که همدردی هر آنی
بلایا گر طبیعی شد نمایان
قیامت روز را یادی عزیزان
در آن روزی کسی امداد لا هان
چه بس افراد له در زیر پا دان
کنم شکری خداوندا چه گویم
که عبرت از بلا حادث بجویم
چنین فهمی کنم ادراک جانا
به بیداری کنم فهمی خدایا
زمان را بنگرم مرگی چو آید
حقایق برملا حقی نماید
بشر خاکی ببینم بس مداری
به ویرانی دگر لا کس مدارس
سیاهی تخته لا ، لا دانش آموز
که در پا تخته علمی یاد امروز

کجا رفتند تلمیذان خدایا
معلم کو رها از خود بلایا
معلم کو دگر باری خدایا
میان تخریب جا امداد ما را
دگر باری خدایا کو معلم
که تلمیذان هدایت با تعلّم
چنین حادث که رویت ای خداوند
میان آوارها افراد هر چند

به طوفانیّ دل کردم نگاهی
کشیدم با حزین آرام آهی
چه حادث بی گناهان کُشته گردند
زمین شد زیر و رو تا کِشته گردند
زمین را شخم کردند تا بپاشند
درش بذری که انسانی بکارند
خدایا شکر گویم عاقلانی
به ایمایی کنند ادراک آنی
پذیرا تسلیت از ما خدایا
که صاحب حادثی باشی بلایا
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
او در جامعه ای که اعتیاد به تک روی ، انزواگزینی و خودمحوری دارد ، با نهادسازی و مشارکت جویی با دیگر همفکران و همراهان خود ، گام بزرگی در توسعه ی میهنش برداشت و زن بودن در عصر مدرن را برای ایرانیان معنا کرد/ زن زنده ، فعال ، کنشگر و تاثیرگذار در عصر جدید را آن طور که خود می پسندید و شایسته ی زنانگی می دانست تعریف کرد ، بدون آن که به اسارت فهم دیگران از زن امروزی درآید/ او زن را از بازیچگی مردان مرتجع سنتی و یا شبه مدرن به درآورد و با زیست عملی خود ، زن مسئول و متعهد و متفکر و فعال مدنی را به ایرانیان معرفی کرد/ وزارت آموزش و پرورش و نظام آموزشی کشورمان بسیار به او و شیوه و نگاه خلاقانه ی او در امر تعلیم و تربیت محتاج است . او را که در دوران حیات ، آن چنان که باید و شاید می شناخت و بهره می گرفت ، نشناخت و یا نخواست که از او راهنمایی جوید و از تجربیات گرانسنگش برای تعلیم کودکان ایران استفاده کند/ " مدرسه فرهاد شاگرد اول نداشت . رقابتی در آن در میان نبود . معلم و دانش آموز به همراه هم کتاب درسی می نوشتند . کتابخانه اش را دانش آموزان و معلمان برپا کردند ، مدرسه ای که عادت کتابخوانی را در ذهن و لذت این عادت را در دل دانش آموزانش می کاشت . مدرسه ای که در آن ترس و ترساندن از عادت ها نبود . مدرسه ای که مشوق مشاهده و کشف بود، مدرسه ای که هنر در پرورش ذهن خلاق کودکان ، نقش مهمی داشت ."