اگر چه بحث بر سر ادغام معاونت های آموزش ابتدایی و متوسطه است و اگرچه صلاح مملکت خویش، خسروان دانند اما شایسته تر آن است دست به ترکیب این دو معاونت زده نشود چرا که همه ی موجودیت وزارتخانه بر پایه ی این دو بخش آموزشی است/ بد نیست تا تمهیداتی برای ادغام برای معاونت های دیگر یعنی معاونت معاونت حقوقی و امور مجلس با معاونت توسعه مدیریت و پشتیبانی یا معاونت پرورشی و فرهنگی با معاونت تربیت بدنی و سلامت اتخاذ شود/ در میان ما عبارت « آموزش و پرورش» که ترجمه کلمه Education است، از همان ابتدا منشا نوعی بدفهمی شد که گویا «آموزش» و «پرورش»، دو مقوله مجزا از هم و موازی هستند و به تدریج دو ساختار جداگانه برای یک مقوله واحد شکل گرفت/ این فرایند در سال ۸۰ تکمیل شد و در راستای دفاع از وحدت فعالیتهای پرورشی و آموزشی، معاونت پرورشی در معاونتهای دیگر ادغام شد. اما ابرام دولت های نهم و دهم، آن را در سال 1385نه احیا که دوباره ایجاد نمود و درطول پنج سال از راه اندازی دوباره آن،این معاونت پنج معاون را از سرگذرانید/ پروژه ادغام یا تلفیق امور تربیتی با امور آموزشی در واقع یک خانه تکانی در حوزه تربیتی وزارتخانه بود که اگر چه بعدا تعطیل شد اما باعث و بانی یک سری تحولات شد/ اجرای آن طرح می رفت تا همان حلقه ی مفقوده ی تعامل جدی معلمان با مربیان تربیتی به شمار آید/ با احیا معاونت پرورشی در دولت های نهم و دهم، ضمن تکرار مکررات در اجرای برنامه ها، نه از میزان مسائل غیراخلاقی و بزه کاری در میان دانش آموزان کاسته شد و نه طرح و برنامه تازه و کارآمدی در این حوزه اجرا شد/ از ادغام امورپرورشی در امور آموزشی نترسیم. دراجرای برنامه تلفیق دوره قبل، دیدیم که نه تنها ضرری نداشت که به سود وزارتخانه هم بود. این کار هم آغاز یکپارچگی و یگانگی در قلمرو تعلیم و تربیت است و هم منجر به احیای نقش تربیتی معلم خواهد شد/ معاونت تربیتی، تجربه های مختلف ایجاد، ادغام و احیا را از سرگذرانیده است و گویا هیچ یک پاسخگو نبوده اند.راز این نگاه های متفاوت به امور تربیتی در آن است که دیگران به آن چنان نمی نگرند که به امور آموزشی توجه می کنند/ اکنون با توجه به آنچه گفته شد و شعار دولت دوازدهم مبنی بر اعتدال و میانه روی در امور و نیز صبغه و سابقه وزیر پیشنهادی برای آموزش و پرورش، و از آنجایی که آزموده را آزمودن خطاست، باید در این زمینه طرحی نو در انداخت
صرف نظر از بسیاری از مطالب جناب عبدالهی که جای نقد و تأمّل دارند،به مطلب اخیر ایشان و ذکر نکاتی پیرامون آن می پردازم. امیدوارم ایشان،بعد از این حرمت قلم را بیش از پیش پاس بدارند و در نگارش مطالبشان رضایت الهی و مظلومیت آموزش و پرورش و همکاران را مدّ نظر داشته باشند.
جناب عبدالهی باید نگاه شان به جامعه اسلامی ایران متفاوت از جوامعی باشدکه ایشان خود را به ظواهرشان باخته اند.
نگاه کاسبکارانه و بنگاهی به مقوله تعلیم و تربیت و «انسان» نه سنخیتی با فرهنگ ما دارد و نه با شریعت اسلام.
اما جوابیه ای بر مطلب اخیر ایشان:
در مورد ادامه تحصیل همکاران فرهنگی،ایشان معتقدندکه مدرک تحصیلی بالاتر،ارتباطی با کارایی معلمان ندارد و بارها در این مورد ساز ناکوک خویش را به ارتعاش درآورده اند، این درحالی است که در دانشگاه ها هم که اساتید،رسالتی مشابه معلمان دارند،تحقیق و پژوهش و دانش افزایی و نیز داشتن مقالات علمی،لازمهٔ تداوم موقعیت شغلی ایشان است.
آیا جناب عبدالهی معتقدند معلمی که اهل مطالعه و تحقیق و دانش افزایی است با معلمی که از ابتدای خدمتش، زحمت مطالعه یک صفحه روزنامه به خودش نداده،همسنگ هستند!
آیا شما که در هر زمینه ای اظهار نظر می فرمایید تحقیقی علمی انجام داده اید که اثبات کند کارآیی یک معلم دیپلمه با کارایی یک معلم لیسانسه یا بالاتر تفاوتی ندارد؟
چرا سطحی و غیرعلمی حرف می زنیم؟ نکندخدای ناکرده حب و بغض و عقده های شخصی محرّک قلم مان باشد.
شما که به راحتی نیمی از معلمان را فاقد سلامت روانی و فاقد شایستگی تدریس معرفی می فرمایید، بر اساس کدام شاخصه ها و کدامین تحقیقات به چنین نتایج شگرفی!! رسیده اید ؛ آیا در دادگاهی صالحه قدرت اثبات اتهامات تان ر ادارید؟
آیا شما تحقیقی علمی انجام داده ایدکه در آن آماری از معلمان معتاد دیپلمه،فوق دیپلم،لیسانس و فوق لیسانس و...ارائه شده باشد؟
بنده به زعم دیدگاه غیرکارشناسی شما معتقدم که:
یک معلم اهل مطالعه و باسواد (ولو با مطالعات غیرمرتبط با رشته تحصیلی)بهتر و تواناتر از معلمی است که میانه ای با کتابخوانی و تحصیل ندارد.
نکته دوم:
نگاه شما به مقوله فرهنگ و تعلیم و تربیت،نگاهی کاسبکارانه و دلال مآبانه است.شما معتقد به خرید خدمات آموزشی و برون سپاری تعلیم و تربیت هستید و معتقدید هر روشی که هزینه کمتری برای دولت داشته باشد روشی پسندیده است در حالی که بسیاری از کارشناسان واقعی تعلیم و تربیت نظرشان کاملا متفاوت است و تجربه برون سپاری و خرید خدمات آموزشی در سالهای اخیر نیز حاکی از مردود بودن نظر شماست.
شما معتقد به صرفه جویی در هزینه های پرسنلی! هستید،درحالی که معیشت فرهنگیان به شدت دچار مشکل است.
اشتغال به شغل های دوم و سوم به علت همین صرفه جویی دولت در حقوق همکاران صورت گرفته است حال شما بر اساس چه عقلی پیشنهاد صرفه جویی درحقوق ایشان رامی دهید!
گویا شما معتقدید حقوق همکاران آنقدر زیاد است که می توان با صرفه جویی در آن بر مشکلات اقتصادی کشور فائق آمد!
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
پرسش ما از مسوولین وزارت متبوع و اداره کل آموزش و پرورش قم این است تا کی چوب بی برنامگی های شما را زیر دستانتان باید بخورند/ چرا باید صدها نفراز پرسنل آموزشی و اداری مدارس بدون درخواست رسمی خود شخص که یکی از شرایط اصلی بخشنامه نقل و انتقالات می باشد از ناحیه 4 به ناحیه 1 قم منتقل شوند؟ چرا با سرنوشت و آینده شغلی معلمان تا این راحت بازی می کنید/ چرا در این طرح بسیار بزرگ و مهم از نقطه نظرات همکاران ، کارشناسان ، صاحب نظران و پیشکسوتان امر تعلیم و تربیت استان استفاده نشد

وزارت رفاه از شهریورماه 1395 با استفاده از پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان اقدام به شناسایی کودکان بازمانده از تحصیل (در مقطع ابتدایی) کرده است. براساس اطلاعات بهدستآمده حدود 135 هزار کودک در سن ابتدایی خارج از مدرسه هستند که حدود 30 درصد این افراد بین 1 تا 4 سال تحصیل کرده و سپس مدرسه را رها کردهاند و 70 درصد دیگر هیچ گاه به مدرسه نرفتهاند. 51 درصد این کودکان دختر و 49 درصد پسر هستند. همچنین 52 درصد این کودکان در مناطق شهری و 48 درصد در مناطق روستایی سکونت دارند.
بیشترین کودکان بازمانده از تحصیل در استانهای سیستان و بلوچستان (31600 نفر)، تهران (13820 نفر)، خوزستان (11970 نفر) و خراسان رضوی (10910 نفر) زندگی میکنند.
حدود 55 هزار نفر از این کودکان تحت پوشش نهادهای حمایتی (بهزیستی و کمیتۀ امداد) قرار دارند و حدود 102 هزار نفر از این خانوارها یارانه دریافت میکنند. 7 درصد این کودکان نیز در سه دهک پردرآمد جامعه قرار دارند.
براساس تماس تلفنی با تکتک سرپرستان این خانوارها مشخص شده است که معلولیت (20 درصد) مهمترین عامل در بازماندگی از تحصیل این کودکان است. حدود 10 درصد این کودکان نیز بهدلیل فقر خانوار از مدرسه بیرون ماندهاند. حدود 28.4 درصد این کودکان نیز بهدلایلی نظیر زندگی کوچنشینی، دوزبانهبودن، زندگی در خارج از کشور، فوت، بیماریهای صعبالعلاج، و تحصیل در مدارس دینی از آموزش در مدارس ابتدایی بازماندهاند. حدود 5 درصد کودکان بهدلیل بیعلاقهگی مدرسه را رها کردهاند و 6 درصد نیز دوربودن مدرسه را دلیل ترک تحصیل اعلام کردهاند.
کانال جامعه شناسی علامه
گفته میشد که با حضور بطحایی در وزارت آموزش و پرورش، خودش از این معاونت خداحافظی خواهد کرد اما تاکنون در این پست مانده و به فعالیت خویش ادامه داده است/ " ۲۱ درصد دانشآموزان به غذا نمک اضافه میکنند، همچنین فقط یک روز در هفته ورزش میکنند و طبق مطالعات علمی، ٢٧,٧درصد دانشآموزان تریگلیسیرید بالا دارند " / " ١٦.١ درصد دانشآموزان نیز لاغری مفرط دارند و وزن ایدهآل ندارند و باید گفت شیوع اضافهوزن و چاقی در شهرها دو برابر روستاهاست. همچنین ٢٧.٥ درصد دانشآموزان، غذاهای غیرمفید در هفته مصرف میکنند و ٢٥.٧ درصد نیز هر هفته از نوشیدنی نوشابه استفاده میکنند" / " ٦٠ درصد دانشآموزان روزانه شیر مصرف نمیکنند و ٦٨ درصد نیز روزانه سبزیجات تازه و ٤٠ درصد دانشآموزان روزانه میوه مصرف نمیکنند" / ٨٦,٨ درصد مادران دانشآموزان خانهدارند و میتوانند غذای سالم را برای کودکانشان فراهم کنند/ باید معاونت محترم این وزارتخانه پس از گذشت دو سال توضیح دهد که آیا چنین حرف ها و وعده هایی جامه عمل به خود پوشیده است و آیا 80 درصد دانش آموزان کشور واقعا در ورزش صبحگاهی شرکت می کنند/ برای من واقعا جای پرسش و تعجب است در حالی که در مدارس و نظام آموزشی کشور با بحران منایع انسانی و کمبود نیروی متخصص مواجه هستیم چگونه آقای حمیدی با افتخار و با آب و تاب از افزایش ساعات تربیت بدنی سخن به میان می آورد/ در حالی که هیچ نسبت منطقی میان تعداد مربیان تربیت بدنی و تعداد واحدهای آموزشی کشور وجود ندارد و بسیاری از مدارس و مناطق از کمبود " معلم ورزش " رنج می برند ؛ چگونه معاونت تربیت و سلامت با افتخار افزایش ساعات تربیت بدنی را گامی رو به جلو می خواند/ دانش و سواد بسیاری از معلمان تربیت بدنی به روز نیست/ برخی از معلمان که توانایی یا حوصله رفتن به کلاس را ندارند تصمیم به گرفتن این درس و تدریس آن میکنند که این مساله موجب افت سطح و جایگاه این درس در مدارس میشود و این موضوع با انتظارات دانشآموزان و حتی اولیای آنها تناسب و همخوانی ندارد/ معاونت تربیت بدنی و تندرستی وزارت آموزش و پرورش توضیح دهد که در راستای " دانش افزایی " و نیز " به روز آوری " معلمان ورزش چه کرده است/ آقای حمیدی شفاف و دقیق بگویند که در این 4 سال چند سانتی متر به فضای ورزشی دانش آموزان ایرانی اضافه شده است/ برای رفع و تعدیل محدودیت ها و جبران " فقر حرکتی " در بخش " تربیت بدنی دختران " با توجه به " اختلالات و ناهنجاریهای جسمی و حرکتی " شایع چه گام هایی برداشته شده است/ خشی از این مشکل به فرهنگ جامعه و نگرش ها و زیر ساخت های تربیت بدنی بر می گردد اما بخش اعظم آن به مدیریت ناکارآمد و غیراثربخش متولیان آن باز می گردد که نتوانسته اند حساسیت جامعه و مسئولان را نسبت به مشکلات و رفع اساسی آن برانگیزانند/ عمده فعالیت ها و اقدامات « مهرزاد حمیدی » معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش در این 4 سال کشاندن ورزش قهرمانی به مدارس ، برگزاری المپیادهای ورزشی در مدارس و پخش وسیع آن به مدد سرمایه گذاری های رسانه ای بوده است در حالی که به نظر می رسد اقدام و یا برنامه خاصی در زمینه پایه گذاری و تحکیم زیر ساخت های ورزشی در مدارس صورت نگرفته است/ مدارس و نظام آموزشی ما بیش از شو آف ( SHOW OFF ) به اقدامات کارشناسی شده ، دلسوزی و پی گیری های مستمر و موثر نیاز دارد