کودک آزاری را میتوان به ۳ بخش جنسی، جسمی و عاطفی تقسیم کرد که معمول ترین نوع تقسیم بندی کودک آزاری میباشد/ نوع دیگر از کودک آزاری، اذیت و آزار جسمی کودکان در نظام آموزشی کشور است. سال ها قبل این نوع از کودک آزاری به عنوان یکی از شرایط مرسوم کلاسداری شناخته میشد و معلمان آزاد بودند با توجه به امکانات در دسترس که عموما خودکار و یا خط کش بود و در نهایت بااستفاده از ضربات دست ، دانش آموزان را تنبیه کنند/ نوع دیگر از کودک آزاری که شاید به سبب پنهان بودن عواقب و پیامدهای آن، توجه چندانی به آن نشده است کودک آزاری عاطفی در مدارس و نظام آموزشی ما بوده است. توقعات بالای والدین از دانش آموزان، معیارهای اشتباه برای شناسایی پتانسیل های کوکان و سیستم آموزشی بیمار ما، همه و همه در آزار و اذیت روحی و روانی فرزندان این سرزمین نقش دارند/ والدین یا معلمی که دانش آموزی را به دلیل نمره پایین در فلان درس تحقیر میکند، مدیر یا ناظمی که دانش آموزی را به دلیل دیر رسیدن به مدرسه در کنار همکلاسی هایش خرد میکند و هزاران مورد دیگر از این قبیل رفتارها نشان از وجود نوعی کودک آزاری سیستماتیک در نظام آموزشی کشور دارد/ به وجود آمدن مدارس استعدادهای درخشان و تیزهوشان، و جداسازی عده ای از دانش آموزان به عنوان تیزهوش از عده ای دیگر نیز به نوعی کودک آزاری محسوب می شود/ اذیت و آزار عاطفی کودکان همچون آزار جسمی و جنسی عواقبش قابل مشاهده بر جسم کودکان نیست اما قطعا تاثیرات مخرب بسیاری بر روح و روان این کودکان دارد که دوره ای بسیار طولانی تر را برای درمان می طلبد
چرا باید در دولت تدبیر و امید مدرّسی از کوچکترین مزایای شغلی که یقیناً ندای دردشان تاکنون به گوش مبارک رسیده محروم و بی بهره باشند/ آیا از طیب خاطر برده اید که اینان به چه نحو باید در این گیر و دار مخارج سرسام آور،چرخ زندگی چرخانده و بهر چه امیدی ماهها دندان صبر بر جگر نهاده و صبوری توشه راه خویش سازند؟ جسارتاً اندکی روشنگری بفرمائید که چرا این کاستی ها و نقیصه ها صرفاً باید گریبانگیر آموزش و پرورش باشد/ به راستی چرا وقت ارزیابی و ارزشیابی که فرا رسد به جد مورد مؤاخذه قرار گرفته و بدون اینکه مو لای درز کارهایمان رَود،باید بی ذمیم و بی آلایش یک «معلم کارآمد» باشیم ولی زمانی که بحث حقوق و مزایا به میان آید معلم نبوده و جز نیروهای خرید خدمات محسوب می شویم/ چرا باید ساعات هنر و تربیت بدنی علی رغم حضوردر مدرسه باز از حقوق ناچیزمان کسر گردد/ با آنکه در سالهای گذشته ردیف بودجه ای تحت عنوان کیفیت بخشی به آموزش و پرورش تعیین شده و با وجود جای گرفتن اعتبارهای طرح خرید خدمات آموزشی نیز دراین ردیف،مع الاسف با دست به گریبان بودن آموزش و پرورش با مشکلات متعدد این اعتبار در سایر بخش ها صرف، و نیروهای مزبور را از دریافت معوقات خود مبرّا ساخت...
رخشان بنی اعتماد: من در حیرتم که چرا کتابخانههای مدارس به ندرت دورههای فرهنگنامه کودک و نوجوان را دارند و این باعث شرمندگی است/ محمد علی نجفی : من و پسر توران میرهادی عضو تیم فوتبال دانشکده ریاضی دانشگاه شریف بودیم/ نجفی به ایده های خانم توران میرهادی علاقه مند بوده اما اجرای "همه" آن ایده ها میسر نبود/ نجفی نمی گوید کدام ایده های خانم میرهادی را اجرا کرده است/ نجفی زمانی که وزیر بوده با خانم میرهادی ملاقات کرده اما گزارشی از این ملاقات موجود نیست/ سال 59 مدرسه غیر دولتی و تجربی فرهاد را با 1200 دانش آموز به حکم شورای انقلاب تعطیل کردند/ چرا نجفی در طول 9 سال وزارت آموزش و پرورش اجازه بازگشایی مدرسه فرهاد را نداد/ خانم میرهادی هیچ وقت یک شخصیت یا فعال سیاسی نبود/ مدرسه فرهاد "دانش آموز محور" بود و همه تصمیمات را دانش آموزان می گرفتند/ در مدرسه فرهاد خبری از رقابت بین دانش آموزان بر سر نمره و جایزه و شاگرد اولی نبود/ مدرسه فرهاد در سطوح کودکستان و دبستان و راهنمایی مختلط بود/ رژیم پهلوی شوهرِ خانم میرهادی را اعدام کرده بود، اما خانم میرهادی و همفکران و دوستان او نه تنها تحمل می شدند بلکه در تالیف کتاب های درسی هم مشارکت داشتند/ ای کاش آقای نجفی در کنار صدور هزاران مجوز تاسیس مدرسه غیردولتی برای مدیران آموزش و پرورش و افراد معمولی اجازه می داد مدرسه فرهاد هم بازگشایی شود/ حرفهای امروز نجفی نوشداروی بعد از مرگ سهراب و ژست روشنفکرانه برای استفاده سیاسی از محبوبیت خانم میرهادی است/ نجفی و میرهادی متعلق به دو نحله فکری در فرهنگ و آموزش ایران و دو راه متفاوت بودند/ نحله فکری نجفی که ادامه آن به زرافشان و بطحایی می رسد، مدرسه فرهاد را منحل کرد و دوستان و همفکران توران میرهادی را از مراکز فرهنگی مانند کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بیرون انداخت/ تفکر رسمی ، توران میرهادی و شورای کتاب کودک و محصولات آموزشی آنها را در 38 سال گذشته بایکوت کرد/ نجفی و زرافشان بدون توجه به سوابق، در مراسم بزرگداشت توران میرهادی خود را صاحب مجلس تصور کردند/ توران میرهادی می گوید که بزرگترین دستاورد تحصیلی من، دستیابی به آموزش و پرورش آزاد از قید و بندهای سیاسی حکومتها است/ نجفی و زرافشان در دوره خدمت خود، مجری برنامه آموزش و پرورش سیاسی و ایدئولوژیک حکومت بوده اند / اگر بدون توجه با گذشته فقط به آینده نگاه کنیم نجفی قول های خوبی داد/ کتابخانه های وابسته به شهرداری تهران قرار است فرهنگ نامه کودک و نوجوان شورای کتاب کودک را بخرند/ شهردار تهران قول داد که برای تکمیل پروژه فرهنگ نامه کودک و نوجوان و به اتمام رساندنِ این پروژه بزرگ حتما کمک کند/ علی زرافشان معاون وزیر آموزش و پرورش بدون آنکه قولی بدهد می خواهد به معرفه ها، مضاف الیه شود/ زرافشان برای معرفه شدن می تواند در شورای معاونان پیشنهاد کند که "سه گانه مدرسه فرهاد" برای کتابخانه همه مدارس خریداری شود/ زرافشان پیشنهاد کند که با کسب مجوز از تهیه کنندگانِ مستند "توران خانم"، این فیلم برای معلمان به صورت رایگان اکران شود/ زرافشان یا دیگر اعضای آوانگارد شورای معاونان می توانند پیشنهاد کنند که دایره المعارف 19 جلدی شورای کتاب کودک که مجموعه ای از اطلاعات ارزشمند و حاصل 40 سال تلاش خانم میرهادی و صدها نفر دیگر است برای کتابخانه مدارس خریداری شود/ اگر آقای زرافشان این پیشنهادها را پیگیری نکند، ستایش او از توران میرهادی و فوروارد کردن متن های احساسی و تشویق معلمان به دیدن مستند توران خانم، احتمالا یک اقدام فرصت طلبانه تلقی خواهد شد/ اظهار نظر افراد در مجامع و مخصوصا در فضای مجازی باید متناسب با جایگاه حقوقی افراد باشد.معاون وزیر باید مثل معاون وزیر اظهار نظر کند نه یک خبرنگار / اغتشاش در نقش ها یکی از مشکلات آموزش و پرورش است

سرکار خانم " آنگلا مرکل "
با سلام و آرزوی موفقیت برای شما و بهروزی هر چه بیشتر برای ملت آلمان فدرال
به عنوان « یک معلم » میخواهم مطالبی را در مورد یکی از متهمان اصلی پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان که اکنون در آلمان به سر میبرد به عرض شما برسانم:
- نم یدانم این روایت تا چه حد درست است که شما در پاسخ به پزشکان و مهندسان که خواهان افزایش حقوق خود نسبت به معلمان بودهاند، گفتهاید چطور میشود حقوقتان از کسانی بیشتر باشد که شما را تربیت کردهاند. اما این روایت کاملاً درست است ما در کشوری زندگی میکنیم که حقوق معلمین نه تنها از مهندسان و پزشکان پایینتر است بلکه یکی از کمترین حقوقهای دریافتی را در سطح کشور دارند.
در زلزلهها و بلایای طبیعی اولین ساختمانهایی که آسیب میبینند مدارس هستند و در بسیاری از نقاط کشور، مدارس، حتی امکانات سرمایشی و گرمایشی حداقلی را ندارند.

مسئولین، نظام آموزشی را به مثابه یک سرمایهگذاری بلندمدت برای تربیت نیرو و سرمایه انسانی در نظر نمیگیرند و برخلاف قانون اساسی انتظار دارند مدارس درآمدزایی داشته باشد. مدارس از کمترین امکانات نوین و ضروری برای تدریس و تحقیق برخوردارند و ...
- صندوق ذخیره فرهنگیان متعلق به معلمان و تمامی سرمایه آن که بیش از هزاران میلیارد تومان است به صورت ماهانه از حقوق ایشان برداشت و به حساب این صندوق واریز شده است. اگر چه هدف اصلی از تشکیل صندوق ذخیره فرهنگیان، ارتقای رفاه و وضعیت مالی فرهنگیان به ویژه در دوران بازنشستگی است و صاحبان اصلی آن معلمان و فرهنگیان هستند اما حضور یک یا دو نفر از نمایندگان صاحبان این سرمایه هنگفت، به گفته وزیر آموزش و پرورش، نیازمند تیمی است که زیرساختهای حقوقی آن را بررسی کند و خدا میداند که این بررسی کی به نتیجه میرسد، نمایندگان را چگونه انتخاب میکنند و چه صلاحیتها و اختیاراتی را برای ایشان در نظر میگیرند.
- رئیس کمیته تحقیق و تفحص گفتهاند یکی از متهمان که 500 میلیارد تومان را از صندوق ذخیره فرهنگیان اختلاس کرده است ؛ اکنون در کشور آلمان به سر میبرد.

انتظار میرود و خواهشمند است هر چه زودتر این متهم را به ایران بازگردانید تا هم حقوق و سرمایه فرهنگیان تأمین و مسترد گردد و هم برای کشور شما که در آن معلمان از ارج و احترام ویژهای برخوردارند، شایسته نیست که به چنین متهمانی پناه داده شود.
با احترام و آرزوی مجدد بهروزی و موفقیت برای شما و ملت آلمان
خالد توکلی. معلم در شهر سقز
چیزی که واضح بود این بود که دانشجویان آشکارا حوصله ای برای شنیدن حرف ها و بحث های جدی نداشته و بیشتر علاقه مند به ابراز وجود و دیده شدن بودند/ شاید بتوان گفت دو گمشده ی دانشجویان در این مراسم، "شادی" و" اعتراض" بود/ حال اگر دانشگاه را به دلیل حساسیت های بیشتر به تحولات و نارسایی های محیطی، دماسنج جامعه شهری ایران در نظر بگیریم به خوبی می توان نتیجه گرفت که حال جامعه خوب نیست/ در حقیقت شادی هم اکنون حکم نیاز اولیه برای جامعه ای را یافته که شهروندان آن در عین برخورداری از امکانات مادی قادر نیستند از زندگی خود لذت برند/ شواهد موجود نشان می دهد که بدون حضور برخی سلبریتی های سیاسی یا اجرای برنامه های طنز و موسیقی، نمی شد حتی نیمی از سالن ها را از جمعیت پر کرد/ منابع معدنی و طبیعی در میانه ذخیره خود به سر می برند، سرمایه های انسانی از کشور مهاجرت می کنند و سرمایه اجتماعی راه سقوط را در پیش گرفته است (اعتماد میان آحاد جامعه به ۱۰ درصد و شاخص صداقت و امانت داری به ۸ درصد رسیده است)/ مشارکت سیاسی هم محدود به یکی دوهفته نزدیک به انتخابات شده و فعالیت تشکل های غیر دولتی و سمن ها با موانع بسیاری از سوی ساختار سیاسی مواجه می شوند/ فرصت های موجود برای ایجاد اجماع ملی به سرعت در حال گذرند و جامعه همچنان در مناقشه بر سر بدیهی ترین مسائل، درجا می زند/ جامعه ای که فرصت های مناسب را برای شادی های جمعی و مشارکت اجتماعی شهروندان اش فراهم نکند، به تدریج در خود فرو می رود و از درون می پوسد
بسیاری از کشورهای پیشرفته سعی کرده اند مقطع ابتدایی را با بازی و سرگرمی و تفریح درآمیزند و از فشار آموزش خبری نباشد تا لطمه ای به کودکان وارد نشود/ با تجویز کتب درسی ریاضی و علوم و فارسی و... با مطالبی ثقیل و حجم نامتعارف کودکان را ازشاد زیستن محروم می کنیم. معلمان را چنان در تنگنای معیشت و روزگار گرفتار کرده ایم که یادمان رفته است آنان هم باید زندگی کنند و شاد باشند و شادی بیافرینند/ مطالعه تطبیقی آموزش و پرورش نشان می دهد که ما از قافله برنامه ریزی و تصمیم برای نظام آموزشی خود عاجز مانده ایم و کشورهای دیگر به جای انباشت دانش در ذهن دانش آموز او را خلاق و متفکر بار می آورند ولی ما هر سال پس روی داریم تا بببینیم کجا می رویم/ معلوم نیست مولفین محترم کتب درسی به چه دلایلی سعی دارند مغز دانش آموز 7 سال را به چالشی بکشند که اکثر آموخته هایشان ثمری نخواهد داشت/ گویا سیاست گذاران نظام آموزش و پرورش ما مادرزادی در رده های صف و ستادی بوده اند و عملا" درکلاس درس حضور نداشته اند و نیز تدوین کنندگان کتاب درسی اهداف مشخصی از آموزش را تعریف نکرده اند/ معلمی با 30 سال سابقه در مقطع ابتدایی اظهار می دارد دراین مدت سی سال اصلا" نظری از آنان در خصوص نحوه آموزش در ابتدایی یا کتب درسی خواسته نشده است ؛ آیا این شرایط در کشورهای پیشرفته هم است/ جای فعالیتها و آموزشهای آزمایشگاهی، کارگاهی و... بسیار خالیست. تکیه بر محفوظات امکان کنجکاوی و پرسشگری را به صفر رسانده است/ آموزش شهروند خوب بودن، تابع قانون بودن، مشارکت اجتماعی در امور جامعه و دانستن قواعد زندگی در کجای آموزش و پرورش ما گنجانده شده است/ صدا و سیما که باید محل آموزش زندگی باشد، ویترینی برای تبلیغات غلط کلاس ها و موسسات کنکور و کتب اضافی شده و بدتر اینکه شبکه های مختلف کلاسها و سی دی آموزشی تبلیغ و برگزار می کنند و فشار کنکور از همان دوران کودکی بر شانه فرزندانمان سنگینی می کند/ با تغییر پی در پی نظام آموزشی به هیچ چیز دست نیافتیم جز تنزل رتبه علمی و پایین آمدن ارزش مدارک تحصیلی و فرزندانمان را قربانی ندانم کاری های خودمان کردیم/ معلمان این راهبران امید فرزندانمان خسته اند ، شادابی و طراوت معلمی ندارند چرا که با همه سختی هایی که کشیده اند آرزو داشتند اولا" در برنامه ریزی وتصمیم گیریها حضور مستمر داشته باشند ثانیا" با عدالت به آنان نگریسته شود و از امکانات جامعه مانند سایر کارکنان دولت بهره ببرند و حقوق دریافت کنند و درتنگنای معیشت گرفتار نشوند/ بگذاریم کودکانمان کودکی کنند، نوجوانانمان نوجوانی را تجربه کنند و از آنان توقع بزرگسال بودن نکنیم که خودشان بزرگ خواهند شد
خشم فرو خوردهء افرادی که فرصت یا جرأت ابراز آن در شکل یک گفت و گوی صمیمانه و دوستانه را نیافته است یا نگاه مهربانی برای دعوت او به این گفت و گو نبوده است/ کدام خلاء عاطفی یا شخصیتی این افراد را به نوشتن در و دیوار مدرسه هدایت می کند/ تا حال کدام فرد مسئول به این مسأله اندیشیده است که از ده نوشتهء به قول معروف مزخرف شاید دو پیام حقیقی یا دردناکی از دل این نوشته ها برای اصلاح نگرش یا رفتار مجموعه به دست آید/ در پس این رفتار برخی از ساکنین اختیاری یا اجباری این مراکز ، می توان بستری برای رفتارهای ناهنجار آتی آنان جست و جو کرد و یا به عنوان پیش زمینه ای برای پس لرزه های خشونت فرو خورده در رفتار با دیگران در آینده تجلی کند/ چنین افراد در جامعه کسانی هستند که صراحت در سخن گفتن را هرگز نمی آموزند یا جسارت ابراز وجود نمی یابند یا توانایی رو به رو شدن با واقعیت های زندگی را نمی یابند/ واقعیت امر آن که در مراکز آموزشی ما خصوصا در مدارس شبانه روزی ، نشاط و شادی حاکم نیست. هم بر دانش آموزان و هم اولیای مدرسه . روح نشاط و انسانیت در مدارس ما برزخی است . مقررات خشک و بی روح در خور شأن مقام انسانی عوامل مدارس نیست/ نشاط و شادی را با سالی یک بار سینما بردن یا اردوی محلی و نمایشگاهی بردن نمی توان به دانش آموز یا معلم تزریق نمود، این مهم باید جریانی مستمر و دائمی باشد/ امروز همه در حال دویدن هستند ، همه می کوشند اما از تأثیر گذاری گذشته خبری نیست/ امروز فقط درصد و رتبه و میانگین ، سخن می گوید. امروز نمره ارزش حیاتی دارد. و برای همین انسانیت قربانی شده است. امروز جایی برای ارزش های والای عالم انسانی نمانده است/ چه دانش آموزانی که به دلیل نگرفتن نمره بیست توسط والدین خود تنبیه شده اند یا جرأت منزل رفتن را نیافته اند یا آنان را به دروغ گویی یا دستکاری نمره وا داشته اند. این افراد فردا اگر جاعلان اسناد دولتی باشند نباید تعجب کرد یا دروغگویان حرفه ای در زندگی خانوادگی و اجتماعی/ امروز مدارس ما برای تنفس به هوای تازه ای نیاز دارند....