كارشناسان معتقدند بحران موجود در صندوقهاي بازنشستگي و همچنين وابستگي منابع مالي كشور به درآمدهاي نفتي، ميتواند از جمله عوامل موثر در ايجاد تاخير در پرداخت حقوق اين افراد باشد/ بحران مربوط به صندوقهاي بازنشستگي از سالهاي گذشته هويدا بود و به عبارتي ميتوان گفت كه زنگ خطر از سالهاي پيش به صدا درآمد اما توجه خاصي به اين بخش صورت نگرفت و تدابير خاصي در اين خصوص انجام نشد/ دولت 118 هزار ميليارد تومان بدهكاري به سازمان تامين اجتماعي داشته و دركل حدود 170 هزار ميليارد تومان بدهي به تامين اجتماعي و صندوقهاي بازنشستگي نيز دارد/ تغيير پياپي مديران و استفاده از مديران چندشغله و مديران ناتوان، باعث شده كه ميانگين سود شركتهاي تحت پوشش اين صندوقها به زير 12 درصد برسد/ با اين وضعيت ميتوان پيشبيني كرد كه در چند سال آينده نصف بودجه دولت صرف پرداخت حقوق بازنشستگان شود/ به جز مديريت ضعيف و بدهي دولت به صندوقها ميتوان به نبود نهاد ناظر نيز اشاره كرد؛ چراكه نبود نهاد ناظر باعث شده كه هيچ كنترلي بر چگونگي عملكرد اين صندوقها به طور مداوم لحاظ نشود/ بيترديد تدابير مختلفي ميتواند در اين زمينه موثر باشد همچون پرداختن بدهيهاي دولت، ايجاد سيستم مديريتي چابك، تعيين نهاد ناظر، افزايش سن بازنشستگي و ايجاد فضاي مناسب كسب و كار در جهت افزايش بهرهوري و سودآوري شركتهاي مختلف كه مجموعه شركتهاي بازنشستگي در افزايش توليد سرمايهگذاري كردهاند؛ اين عزم ملي ميخواهد و اميدواريم اين عزم ملي را به صورت بيشتري در دولت و دستاندركاران ببينيم/ مشكل بزرگي كه در كشور ما وجود دارد، اين است كه همه پرداختها براساس درآمدحاصل شده از نفت، پايهگذاري ميشود/ پرداخت حقوق بازنشستگان نيز به طور غيرمستقيم به درآمدهاي نفتي برميگردد؛ بنابراين وقتي برنامهريزي درستي براي كسب درآمد براي كشور وجود نداشته باشد، حتي افزايش قيمت نفت نيز به ميزاني كه در دولت قبل شاهد آن بوديم، مشكلي از مشكلات كشور را حل نخواهد كرد
سال ها از گلایه های مرحوم خواجوی به خاطر گرفتار شدن در روزگار تنگدستی و عسرت می گذشت/ اسطوره سالخورده اخلاق در این جامعه که اتفاقا جزء نخستین مشعل داران کتاب های درسی ما هم به شمار می رفت نتوانسته بود زندگی راحت و بی دغدغه ای داشته باشد. بیمه درمانی پاسخگوی بیماری هایش در دوران کهنسالی نبود و او را حتی جویای کاری برای گذران زندگی روزمره اش ساخته بود/ دهقان فداکار اگر چه چهره نمادین" اخلاق دگرخواهانه" در روزگار ما به شمار می رفت ولی هرگز یگانه نبود/ بیش و پیش از او معلمانی داشتیم که اگر چه از طلایه داران آگاهی بخشی به نسل های آینده به شمار می رفتند ولی سرنوشتی بهتر از او نیافته بودند/ همچنین نویسندگان و مترجمانی بودند که به دلیل تن ندادن به مناسبات بازار و اصرار بر اصالت آثارشان بی وفایی ها دیدند و عسرت ها چشیدند/در همه این سال ها سیاست و اقتصاد( بخوانید قدرت و بازار) دست اندرکار تخریب اخلاق و فرهنگ در این دیار بوده است/ اخلاق دلالی، فرهنگ بازاری، رشد خودمحوری و منفعت جویی و ... از جلوه های رنگ باختن ارزش های جمعی محسوب می شوند/ سرنوشت او به نسل های آتی می آموزد که باید فداکارانه پای در مسیر تعهد و مسئولیت پذیری نسبت به دیگران بگذارند یا عافیت طلبی و منفعت جویی را پیشه خود ساخته و بار خود را ببندند...

ملولی لا اگر معلول حالی
خدا را شکر کن شادی ننالی
تو تقصیری نداری شد قضایا
جنینی اتفاقی یا بلایا
حوادث بس نمایان در جهانی
چه معلولان اخلاقی که جانی
جهانی غرق در آلام دنیا
تمدن های پوشالی چه غوغا
نمایان از صدا سیما جنایت
خبرهایی جنایت کن عنایت
مهاجم فردها غارتگرانی
جنایت روزگارانی جنایی
خبر اخبار شاهد عکس هایی
زمین افتادگانی بی نشانی
ز هر یک گوشه دنیایی نمایان
چه کشتاری چه کشتاری بلا هان
بلایی خانمان سوزی خدایا
به ید نا اهل دنیا گشت پیدا
یمن سوریه را یادی عراقی
میانماری نگاهی خوب دانی
جنایتکار تاریخی چو شیطان
بخواهد کشت و کشتاری عزیزان
ابر قدرت چنان مستی کند هان
به مستی می کشد هر جا که انسان
که معلولان همین افرادهایی
خدا نشناس دوران این جهانی
کنی خدمت به معلولین جهانی
به معلولین جنینی یا قضایی
به حرمت احترامی این کسان را
کسانی بی ریا در دار دنیا
خدایا بخش قدرت بر وجودی
عدالت گستر آید تا که جودی
چنان قدرت که اصلاحی جهان را
ابر قدرت به نابودی خدایا

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
من یک معلم هستم . جرم من این است که معلم هستم و تصور یک معلم به عنوان فردی که همیشه باید زجر بکشد، ترسیم شده است/ طفلکی ها چه بتی را تصور می کنند نمی دانند این بت خودش برای اولین مایحتاج خود مانده است/ یاد گرفته بودم نباید با یک سرماخوردگی جا بزنم / در نهایت هم خوشحال بودم پول کرایه از ما نمی گرفتند/ من خودم از پولم برای بچه ها لوازم تحریر به عنوان جایزه می خریدم/ من بخاری را در بغل می گرفتم ولی انصافا گرمای مطلوب داشت/ دخترها خیلی شان ترک تحصیل می کردند. ازدواج در کلاس ابتدایی هنوز بسیار مرسوم است/ الان هم پشیمان هستم الان اگر دوباره به آن دوران برگردم همه کارهای گذشته خودم را انجام می دهم جزء کتک زدن/ در داستان دن کیشوت می خوانیم بالاترین لذت گرسنگی است که در نزد نیازمندان است که با آن اشتهای بالا غذا می خورند/ هنوز خدا را شکر آن آدم هنوز نیامده بود ، البته یارانه را داد و روستایی ها ذوق کردند اما وقتی که نان ماشینی 10 تومان بعدا 30 تا 40 برابر شد کامشان تلخ شد/ این داستان یک معلم است نه همه معلم ها این داستان واقعی من است....
1. ما معلمان ایران مقصریم، چون مسئولی برای حکومت تربیت کرده ایم که وقتی معلم از اختلاف حقوقش نسبت به سایر کارمندان دولت گلایه داشته باشد، می گوید "معلمان زیادند"
این سخن نشان آن است که او نفهمیده کشور 80 میلیون نفری، بر اساس استانداردهای جهانی چند نفر معلم نیاز دارد.
2. ما معلمان ایران مقصریم، چون مدیرانی را تربیت کرده ایم که نمی توانند در فضای آرام، به سوالات دانش آموزان در حوزه های مختلف جواب دهند، این نشان از آن دارد که این مدیر خود را دارای ژن برتر نسبت به مردم می داند.
3 . ما معلمان ایران مقصریم، چون مسئولی برای حکومت تربیت کرده ایم که وقتی معلم از بی عدالتی در پرداخت ها اعتراض دارد، می گوید "سازمان های دیگر درآمد دارند"
این سخن نشان آن است که او نفهمیده که شرکت های نفت و برق و مخابرات و بیمه و بانک ارث پدر کارمندان این موسسات نیستند و ما معلمان فرزندان ناتنی و یا فرزند خواندگان این کشور نیستیم .
4. ما معلمان ایران مقصریم، چون پلیسی را برای کشور تربیت کرده ایم که مردم با دیدن او، به جای آرامش احساس ناامنی می کنند.
5. ما معلمان ایران مقصریم، چون قاضی ای را تربیت کرده ایم که دادگری خود را در گرو حقوق بالا می داند و معلمی را که ندای عدالت خواهی دارد، به بند می کشد.
6. ما معلمان ایران مقصریم، چون نتوانستیم به دانش آموزان بیاموزیم که خوشبختی و آسایش فردای ایران، در گرو سرمایه گذاری در آموزش است.

7. ما معلمان ایران مقصریم،چون پزشکی را تربیت کرده ایم که در یک معاینه 2 دقیقه ای 50 هزار تومان از یک بیمار می گیرد، اما همان پزشک به 30 هزار تومان حق التدریس یک معلم با مدرک دکتری تخصصی در یک ساعت و نیم کار آموزشی، اعتراض دارد.
8. ما معلمان ایران مقصریم، چون نسلی از مدیران را تربیت کرده ایم که در هیچ کاری اخلاق را رعایت نمی کند و به سادگی دروغ می گوید، تهمت می زند، برای حفظ میز مدیریتش از انجام هیچ کاری احساس شرم نمی کند حتی فروختن نزدیکترین دوستانش.
این نشان از قربانی شدن اخلاق در فرآیند آموزش است، آموزشی که می بایست زیرساخت های توسعه کشور را فراهم می کرد.
9. و ما معلمان ایران مقصریم، چون نتوانستیم مردم را قانع کنیم که شادابی و یا افسردگی یک معلم، رابطه مستقیم با شادابی و افسردگی دانش آموزان در آینده دارد و آینده فرزندان ایران به برخوردهای معلمین بستگی دارد.
10. ما معلمان ایران مقصریم، چون بابت این همه اشتباه، هرگز از مردم پوزش نخواستیم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/ وزير آموزش و پرورش به مناسبت درگذشت ريزعلي خواجوي دهقان فداكار پيام تسليتي صادر كرد.
انالله و انا اليه راجعون

خبردرگذشت ريزعلي خواجوي دهقان فداكار موجب تاثر و تالم مردم ايران شد.
دهقان فداكار نوستالژي و نماد ايثار و از خودگذشتگي مردم ايران زمين بود و داستان فداكاري او در كتاب فارسي مدارس و در دهه هاي متمادي، لحظات شيريني را براي كودكان عزيزمان رقم زده است.
همان گونه كه انعكاس اين اقدام بزرگ در كتاب درسي باعث انتشار درس ايثار و جوانمردي بود، زنده نگه داشتن ياد مرحوم ريزعلي خواجوي نيز تلاشي ارزشمند براي نهادينه كردن اين فرهنگ محسوب مي شود و برهمه ماست تا اين امر بسيار مهم را در نظام تعليم و تربيت كشور به انجام رسانيم.
اينجانب ضمنعرض تسليت به مردم شريف ايران و خانواده بزرگوارشان، از خداوند متعال براي آن عزيز از دست رفته غفران و رحمت الهي و براي خانواده محترم و دوستداران ايشان صبرجميل مسئلت دارم.
مركز اطلاع رساني و ورابط عمومي وزارت آموزش و پرورش
روزی که ریزعلی اقدام به آتش زدن پیراهن خود و نجات مسافران قطار کرد ، هیچ گاه به ذهنش هم خطور نمی کرد که بابت چنین ازخودگذشتگی نخست تنبیه مفصلی شود و بعدها تا بیش از نیم قرن در خاطره ی نوستالوژیک تک تک ایرانیان جای گیرد و نام و یادش در کتاب های درسی ایران درس فداکاری و میهن پرستی و مردم دوستی به دختران و پسران و کودکان ایرانی بدهد/ او هرگز تعلیم معلمی و آموزگاری ندید و صفت معلمی و تدریس در مدارس ایران را با خود یدک نکشید ولی ریزعلی با یک تصمیم انسانی و وطن دوستانه ی خود تا دهه ها آموزگار میلیون ها ایرانی شد/ آموزگاری که مشق معلمی را نه با داد و قال نه با سخن که با رفتاری نیک که ملهم از سرشت نیک روستایی اش بود به ایرانیان داد/ او عشق ، گذشت ، فداکاری ، و حماسه ی انسان بودن را برای چند نسل ایرانی معنا کرد ، بدون آن که برایش همایش ها و بودجه ها هزینه شود