گروه اخبار/ اسفندیار چهاربند گفت: اصرار وزارت آموزش و پرورش و مقررات قانون خدمات کشوری، شرکت حق التدریس ها و نیروهای نهضت سواد آموزی در آزمون استخدامی است.
از میان متولدین دهههای چهل، پنجاه و شصت کمتر کسی را می توان یافت که خاطرهای از تنبیه ولو کلامی نداشته باشد/ «سردر دبیرستان تابلو بزرگی زدهاند که نام دبیرستان را نشان میدهد. کنارش هم با خط درشت مردم را دعوت به اخلاق نیک کردهاند اما چه اخلاقی.»/ " خانم مگر اینجا ... است که هر کسی سرش را بیندازد پایین و وارد مدرسه شود. هر جایی آدابی دارد. اینجا مدرسه است.چرا برخی شعور ندارند و نمیفهمند که نباید سرشان را پایین بیندازند و وارد هر جایی شوند"/ " تازه خانم شما مشکل حجاب دارید و پسرتان را ثبتنام نمیکنم" / خیلی از خانوادهها هستند که نسبت به رفتار معاونان مدرسه گلایه دارند. آنها معاونان مدرسه را افراد غیر منطقی میدانند که با دانشآموزان و خانوادههای آنها رفتار خوبی ندارند/ ناظم ما انسان بداخلاقی است که رفتارهای عجیبی دارد/ براساس گفتوگو با خانوادهها، در مدارس پسرانه بیشتر مشکلات دانشآموزان با ناظمشان به خاطر شیطنتهای پسران است. در دبیرستانهای دخترانه هم بیشتر دانشآموزان از طریق ناظم شان به خاطر ظاهر تحقیر میشوند/ " قاطعیت با برخورد توهینآمیز بحثش متفاوت است"...

کمک مالی برابر جان چه ارزد
که ایرانی به خدمت عشق ورزد
کمک ها مردمی هر لحظه گویا
تمامی حال عشقی شد هویدا
بشر خاکی نوا نی نامه خوانی
کمک امداد ایرانی هر آنی
ز جان مالی کند بذلی بشر خاک
خودش محتاج از جان بذل بی باک
کمک مالی مردم خود گواهی
بشر را خدمتی باشد هر آنی
به تاریخی ورق هشیار گردی
که در هر حادثی امداد کردی
گذر ایام را یادی عزیزان
به رغبت هر کمک مالی به امکان
نه اجباری در این کار ای مسلمان
شعاری لا عمل نیکو به ایمان
مهاجر یاد انصاری کنی هان
چو انصاری کنی فکری مسلمان
به آزادی ببخشی بذل مالی
به کرنا بوق لا گر بی ریایی
در ایرانی چه بس رویت زلازل
کمک مالی بشر هر یک دلایل
بشر را سنجشی باشد در این کار
که امدادی کند امداد ای یار
به هر یک حادثی رخداد ای یار
هر ایرانی کند امداد هر بار

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
از زمانی که پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش مورد بی مهری قرار گرفت، شاهد اشتباهات و انحرافهای متعددی بودیم که اکنون می توان نتایجش را دید/ نظامهای آموزشی موفق دنیا همواره تلاش میکنند خود را در معرض نقد و بهرهمندی از یافتههای راهبردی پژوهشگران و علمای تعلیم و تربیت قرار دهند چرا که نقد، رشد و تعالی آن را در پی خواهد داشت/ اگر چراغ نقد و نظر و تفکر در آموزش و پرورش به خاموشی بگراید، بروز انحرافات و اشتباهات فاحش مانند آنچه امروز در کتب درسی شاهد هستیم، دور از انتظار نیست
این اتفاق یک ناهنجاری است. ویژگی اَتمیزه یا ذرهای شدن جامعه، در حادثه اخیر هم خودش را نشان داد/ هدف، کسب مشروعیت و محبوبیت برای خود و گروه خود است اما این همه داستان نیست/ ظاهراً لازمه جلب اعتماد برای خود و گروه خود، مشروعیتزدایی از نهادهای ذیربط و نشاندادن تصویری سیاه از مناطق زلزلهزده است. بر این مبنا خبرهای زلزله، سیاسی و جناحی و قومی شده است/ پیدا کردنِ خبرِ مستقل از تفسیر و تحلیل در میان انبوه گزارشهای خبری کار دشواری است/ تصویرها در فضای مجازی اغلب تَل آوار و ویرانی را در کادر بسته نشان میدهد/ رسانههای اصلاحطلب خرابی آپارتمانهای مسکن مهر را برجسته میکنند/ اصولگرایان هم روی ضعف نهادهای دولتی در کمکرسانی تاکید میکنند. کیهان هم تلفات پروژه مهر را دو نفر اعلام کرده است/ اصلا در فضای مجازی و حتی رسانههای کاغذی چیزی به نام واقعیتِ یک رویداد اهمیت ندارد و مرز بین گزارش و خبر با تفسیر و تحلیل مخدوش است و هر کسی از ظن خود و با استراتژی و تاکتیک سیاسی گروه و جناح و یا شخص خود واقعه را گزارش میکند/ بسیاری از مخاطبان، زود یا دیر واقعیتها را میفهمند و دچار سرخوردگی و بیاعتمادی به رسانهها میشوند/ نهادهای مسئول هم ممکن است با این فضاسازیهای متناقض دچار انفعال شوند/ متاسفانه برخورد ما با فاجعههای ملی، برخوردی احساسی، کوتاهمدت، دایی جان ناپلئونی و به شدت سیاسی است/ ما باید یاد بگیریم که امدادرسانی امری تخصصی است. باید یاد بگیریم که به نهادهایی مانند آتشنشانی و هلال احمر و... بهعنوان نهادهای تخصصی و غیرسیاسی اعتماد کنیم/ افراد شاخص در حوزه سیاست و هنر و اجتماع (سلبریتیها) و نهادهای مستقل جامعه مدنی در این گونه حوادث میتوانند نقش موثری ایفا کنند اما نقش آنها باید مکمل نقش نهادهای رسمی و متخصص در امدادرسانی باشد/ وقتی اینهمه روی نهادسازی در جامعه مدنی تاکید میکنیم، نباید نهادهایی مانند هلال احمر را تضعیف و یا بیاعتبار کنیم
گروه گزارش /

کیلومتر 7 جاده مخصوص کرج – بلوار چهارم – جنب پارک ریما
زمینی با مساحت بزرگ در منطقه ای آرام که زمانی با ذوق و شوق دورش را حصار کشیدند تا دانش آموزان و معلمان بتوانند فرصتی را کنار هم باشند .
اما پس از گذشت سال ها به محلی برای جمع آوری و دپوی لوازم اسقاطی مدارس مانند صندلی ، نیمکت ، میز و... تبدیل شده است .
شاید اگر حصاری نداشت و یا حصارها به اندازه کافی بلند نبود به محلی برای تجمع افراد معتاد و یا محل اسکان " گورخواب ها " هم تبدیل می شد .
قبل از آن که زمین را حفر و گوبرداری کنند دانش آموزان و حتی بچه های ریز و درشت محله در آن جا جمع شده و مشغول بازی می شدند اما سال هاست که این فرصت هم از آنان گرفته شده است .
در این مورد با مدیر آموزش و پرورش منطقه 9 تهران گفت و گو کردیم .
« سعید ربوشه » در پاسخ به پرسش صدای معلم در مورد کاربری این مجموعه و این که مالکیت این زمین بزرگ از آن چه کسی و یا سازمانی می باشد پاسخ می دهد که مالکیت این زمین از آن آموزش و پرورش است و کاربری آن آموزشی می باشد .
ربوشه در مورد دلیل این وضعیت و اقدامات صورت گرفته به صدای معلم می گوید :
" به دلیل تراکم جمعیت و انبوه سازی های تهرانسر و پس از ناامیدی از اداره کل نوسازی، چندین نوبت تلاش کرده ایم خیرینی را پیدا کنیم تا دو مدرسه احداث کنند ولی هنوز تن نداده اند البته هنوز ناامید نشده ایم.
زمین گود برداری شده نیز بابت استخر دانش آموزی بود که زمان دو شهردار قبلی یعنی آقای دکتر سلیمی توافق شد و حتی با حضور آقای چهاربند کلنگ زنی شد و حدود هفت هشت متر هم گود برداری شد و قرار بود دو طبقه منفی استخر و سونا و جکوزی باشد و همکف آن سالن شود ولی شهردار بعدی که آمد اعلام کرد پروژه زیر پنجاه درصد است و نمی توانیم ادامه دهیم و فعلا متاسفانه هیچ کسی اعتبار ندارد بسازد .
اخیرا شهردار جدید پیشنهاد سرمایه گذاری بخش خصوصی را داشته که ما قرار شده پاسخ دهیم ."
بدون تردید چنین فضاهایی در آموزش و پرورش کم نیستند .
فضاهایی که می توانند در صورت مدیریت و پی گیری و همکاری مجدانه و دلسوزانه دستگاه ها و نهادها ، فضای آموزش و پرورش را تلطیف کرده و گامی در جهت رفاه و بازشناسی بیشتر جایگاه آموزش و پرورش و منزلت دانش آموز و معلم باشند .










پایان گزارش /
در این بین انسانهایی مسخ شده وجود دارند که اختیار همه چیزشان در دستانشان نیست. انسانهایی ضعیف النفس . سست اراده . انسانهایی قابل کنترل و هدایت. انسانهایی که طرحی برای بودن و شدن در زندگی خویش ندارند/ او هیچ گاه جرأت نه گفتن نمی یابد/ هر قدر شما به جای فرزند خود تصمیم بگیرید یا کنترل خفه کننده ای بر او اِعمال کنید، او در بزرگی تبدیل به آدم بی اراده و سست عنصری می گردد که توانائی و میل به انجام کارها از او سلب می شود/ آنها نمی اندیشند. آنها با شرایط موجود مشکلی ندارند که بخواهند آن را تغییر دهند/ زندگی با چنین انسانهایی تابع خفه کننده و آزار دهنده است. هر چند زندگی با آنان خیلی ساده و راحت است. اصلا دشوار نیست .در انتخاب محل زندگی یا انتخاب وسایل برای آن یا چیدمان ، افرادی تابع اند. توانائی ابراز وجود و نظر ندارند. یعنی نیازی به اندیشه نمی بینند. دیگران به جای او همه این کارها را انجام می دهند/ دوره های ضمن خدمت برایشان گذاشته می شود و او بدون درنظر داشتن علاقه یا نیاز ، تسلیم می گردد و در دوره مورد نظر شرکت می نماید یعنی فقط برای این که هست یا برای این که امتیاز دارد/ باید ایستاد . باید دید. باور کرد. خواست. شهامت آزمون برای بدست گرفتن افسار اختیار زندگی را داشت. باید مطالعه کرد. باید اظهار نظر کرد. باید شنیده ها را تجزیه و تحلیل کرد. باید در مقابل خواسته های غیر منطقی و غیرعقلانی مقاومت و ایستادگی کرد. باید قدرت نقد مثبت و منفی را در خود تقویت کرد. مهمتر از همه همان ایستادن و دیدن است

یک هفته ایست که از زلزله ویرانگر کرمانشاه و سلیمانیه عراق می گذرد.
در این اثنا اتفاقات و پس لرزه های پسازلزله بسیار پیچیده و بعضاً حواشی و ابعادش بزرگتر از خود زلزله می باشد.
ضمن تسلیت مجدد به هموطنان آسیب دیده، مروری بر حواشی پسا زلزله خواهیم داشت.
با توجه به اینکه ایران عزیزمان آبستن حوادث طبیعی و بلایای غیرطبیعی است ضرورت این #بازخوانی مدیریت بحران بیش از پیش احساس می شود.
کانون زلزله و آمار دو سوی مرز:
در بدو حادثه میگفتند که کانونزلزله اقلیم کردستان می باشد، ولی با گذشت چند روز هیچ خبری از سوی صدا و سیمای کشورمان در خصوص آمار تلفات در عراق منتشر نشد، ولی بر اساس اخبار خارجی ظاهراً آمار کشته های عراقی ها تک رقمی و تعداد زخمی ها نیز سه رقمی است!
این در حالیست که در ایران آمار جان باختگان از چهارصد و خورده ای تا هزار نفر قید می شود و بالای هفت هزار نفر نیز فعلا آمار مجروحین ذکر شده است.
با توجه به کانون خارجی زلزله، مسئله تفاوت فاحش در تعداد جان باختگان و مصدومین کمی غیرعادی به نظر می رسد.
یک دلیلش اگر مسکن بساز بنداز مهر باشد، قطعاً دلایل دیگری نیز دارد که نیازمند کاوش پژوهشگران و کنکاش اهالی رسانه و خبر می باشد.
دلایل زلزله:
در خصوص دلایل وقوع زلزله در کرمانشاه نظرات ضد و نقیضی مطرح می شود.
از بحث آزمایشات هسته ای روسیه در اقلیم کردستان گرفته تا بحث تأثیر بی حجابی و بدحجابی در وقوع زلزله!
از قهر خدا به خاطر خودمختاری اقلیم کردستان عراق (و احتمال خروجش از امت واحده اسلامی) گرفته تا وجود گسل های زلزله خیز در منطقه و فعل و انفعالات رشته کوههای زاگرس و ...
به هر حال دلایل وقوع زلزله هر کدام هم که باشد آنچه مهم است مدیریت بحران و نهایتاً به حداقل رساندن تلفات جانی و مالی می باشد.

متولی اصلی مدیریت بحران:
اصولاً ما مدیریت شهری متمرکز و درستی نداریم ؛ مثلاً تصور کنید که در مدیریت شهری زنجان چه اتفاقات متقاطع، متنافر و بعضاً موازی کاری ها که صورت نمی گیرد. عدم هماهنگی شرکتهای گاز، آب، برق، مخابرات، آب و فاضلاب، پلیس راهنمایی و رانندگی و ... و عدم تمرکز آنها در زیرمجموعه شهرداری، عملاً خود به یک نوع بی نظمی کامل دامن میزند.
مشابه چنین بلبشوی را می توان در دست اندرکاران امداد به زلزله زدگان و سایر بلایای طبیعی و غیرطبیعی مشاهده کرد.
به راستی متولی اصلی امداد و نجات در زلزله کرمانشاه کدام ارگان و سازمان است؟
فرهنگ پس از بحران مردم ما نیز کاملاً متفاوت از دنیاست هلال احمر، بهزیستی، کمیته امداد، نیروهای نظامی و انتظامی، نیروهای مردمی بسیج، انتقال خون، پدافند غیر عامل و ... هرکدام متناسب با حوزه نفوذ و دایره عمل خود مدعی امداد و نجاتند و البته در صحنه عمل مدیریت منسجم و واحدی بر روی این همه مدعی متنوع وجود ندارد و در حیطه اقدام، تداخلِ مسئولیت و موازی کاری پیش می آید و هر یک از این ها می تواند به مثابه ترمزی برای دیگری عمل کند.
همچنین تولید و تکثیر شایعات و در نتیجه سرگردان و هاج و واج ماندن برخی از مردم کوچه و بازار نیز یکی از آسیبهای جدی روزهای بحران می باشد.
به دلیل رواج بازار شایعات ممکن است به خاطر اطلاع رسانی نیم بند، اقلام اهدایی مردم متناسب با نیازهای آسیب دیدگان نبوده و بخشی از کمکها عملاً جزو مایحتاج اولویت دارشان نباشد .
توزیع عادلانه کمکهای ارسالی مستلزم تصویب سریع لایحه مدیریت جامع شهری و سازمان مدیریت بحران از سوی مجلس است.عدم توجه به هنگام به مناطق دور افتاده و توزیع نامناسب هدایا نیز از معضلات مبتلا به این روزها است.
سیاسی شدن پدیده های اجتماعی نیز داستانی....
روح فرد گرای ایرانی:
فرهنگ پس از بحران مردم ما نیز کاملاً متفاوت از دنیاست. ما عملاً به همدیگر و به نهادهای مربوطه اعتماد کامل نداریم (شاید یکی از دلایل این بی اعتمادی مشاهده فروش اقلام اهدایی مردمی در بازارهای سیاه روزهای پس از زلزله باشد) و اصولاً روحیه کار گروهی ما زیر رادیکال بوده و دوست داریم انفرادی و ایزوله عمل کنیم و یا حس کنجکاوی و فضولی مان گل می کند!
جاده های منتهی به کرمانشاه مملو از اتومبیل های شخصی است که یا برای کمکهای انسان دوستانه انفرادی، یا برای گرفتن عکس های سلفی و یا برای گذران تعطیلات پایان هفته (هم فال و هم تماشا) و ... با تولید ترافیک غیرضرور راه امدادگران واقعی را بسته اند و به جای تردد متخصصین عملا شاهد راه بندان مردم عادی و کنجکاو هستیم.
همچنین بعضاً احساس می شود که دولت با تحریک احساسات انسان دوستانه ایرانی ها برخی از وطایف اصلی خود نسبت به آسیب دیدگان را سهواً به گردن مردم می اندازد و تبعیض مثبتی به نفع هم پیمانان سیاسی خارجی قائل می شود و بعضاً به بهانه های مختلف سد راه کمکهای انسان دوستانه بین المللی می شود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
آن چیزی که به صورت جدی مورد توجه قرار نگرفته؛ توجه جدی به روح حاکم بر این دانشگاه یعنی ایجاد جو موثر، مثبت و انگیزشی در جهت پرورش معلمان فکور و اثرگذار بوده است/ گاها افرادی در نقش مصاحبه گر مشاهده می گردد که خود فاقد توانایی های مطلوب برای حرفه معلمی هستند و مجموعه مدیریت دانشگاه فرهنگیان تا کنون نتوانسته است چنین وضعیتی را در مسیر صحیح قرار دهد/ در شکل گیری اولیه این دانشگاه، افراد مختلفی از طریق روش های رانتی وارد این مجموعه شده و چه آن زمانی که نیروهای مختلفی بعد از استقرار این دانشگاه به واسطه داشتن ارتباطاتی با افراد ذی نفوذ آموزش و پرورش و مراکز قدرت جذب این دانشگاه شده اند/ مجموعه مدیریت دانشگاه فرهنگیان علیرغم اشاره به پایین بودن بهره وری نیروی انسانی در این سیستم، اقدامات موثری در جهت پویایی نیروهای ستادی از طریق جابه جایی نیرو با افراد متخصص انجام نداده اند/ آنچه که این مساله را بیشتر تشدید می کند؛ فقدان یک فلسفه و نظام تربیت معلمی مشخص در جامعه و ابهام در سند تحول بنیادین از حیث جذب معلم می باشد که این امر سبب جذب بیشتر افراد وامانده از شغل بدون علاقه واقعی به شغل معلمی می شود که دورنمای خوبی را برای آموزش و پرورش به تصویر نمی کشد/ بر کسی پوشیده نیست که روحیه محافظه کاری و تفکر رادیکالی بر خیل گسترده ای از نیروهای دانشگاه فرهنگیان به خصوص عوامل ستادی حاکم می باشد که چنین امری فرصت ایجاد و تقویت نشاط سیاسی و فرهنگی را از این دانشگاه سلب کرده است که شرایط انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ و ۹۶ و نیز انتخابات مجلس شورای اسلامی ۹۴، کوچکترین تغییری را این دانشگاه ایجاد نکرده است