گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر آمد ( این جا ) ؛ نشست" اصل کفایت و چالش تامین و مدیریت منابع مالی در آموزش و پرورش " در دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی تهران برگزار گردید .
در این نشست تخصصی دکتر ابوالقاسم نادری ( استاد دانشگاه تهران ) ؛ دکتر صمد برزویان ( دبیر نشست و استادیار دانشگاه علامه طباطبائی ) ؛ دکتر حمید رحیمیان ( دانشیار دانشگاه علامه طباطبائی تهران ) ؛ دکتر عباس عباس پور ( دانشیار دانشگاه علامه طباطبائی تهران ) ؛ دکتر برجعلی رئیس دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی تهران و نیز علی اللهیار ترکمن ( معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش ) به ارائه دیدگاه های خود پرداختند .
در پایان نیز دانشجویان و حاضران پرسش های خود را مطرح کردند .
در این قسمت ؛ بخش پایانی سخنان دکتر « صمد برزویان » تقدیم شما می شود .

پس از ارائه بودجه از سوی رئیسجمهور به مجلس شورای اسلامی و مشخصشدن جزئیاتی از بودجه، شاهد موضعگیریهای منتقدانه بسیاری نسبت به بودجه در فضای جامعه بودهایم. در مورد بودجه آموزش و پرورش هم چنین اتفاقی افتاد و فعالان این حوزه انتقاداتی به بودجه آموزش و پرورش از منظرهای مختلف انجام دادند، اما در همه این انتقادها یا گاهی دفاعیههایی که از بودجه آموزش و پرورش صورت گرفت، به نکتهای که کمتر توجه شده، نحوه بودجهریزی و بودجهبندی در آموزش و پرورش است و به سؤالاتی از این قبیل پاسخ داده نشده:
آیا بودجهریزی یک مجموعه آموزشی مانند بودجهریزی در یک مجموعه صنعتی و تجاری است؟ بودجهریزی بین این سازمانها با هم چه تفاوتی دارد و در هر یک از این سازمانها، کدامیک از پارامترها در تدوین سند بودجه سالانه آن سازمان مهم است؟
هرچند به آموزش و پرورش بهعنوان یک سازمان آموزشی نگاه میشود، اما با کمی دقت در عملکرد متوجه میشویم که در سالهای گذشته فعالیتهای اقتصادی زیادی در آن انجام گرفته و نمیتوان به این دستگاه عریض و طویل بهعنوان مجموعهای صرفا آموزشی نگریست. فعالیتهایی مانند: مدارسی با اساسنامههای متفاوت که اجازه گرفتن وجوه از مردم دارند و هیچ نهاد نظارتی خارج از آموزش و پرورش حق ورود و بازرسی اسناد مالی، صحت، سلامت و درستی فرایندهایشان را ندارد، کاربریهایی از املاک آموزش و پرورش که به صورت تجاری دیده میشود، سازمانی مانند نوسازی مدارس که در دل یک سازمان آموزشی به فعالیتهای عمرانی مشغول است، تعاونیهای مصرف فرهنگیان و موارد متعددی از این قبیل ماهیت صرفا آموزشی این سازمان را به چالش میکشند و برای هیچ ذینفعی مشخص نیست که این مسائل چگونه در کنار مسائل آموزشی مدیریت مالی و برنامهای میشود.

بودجه آموزش و پرورش سندی گنگ برای همه ذینفعان آموزش و پرورش است و این دستگاه تلاشی برای شفافسازی آن نکرده. این عدم شفافسازی و تهیه مکملهای قابلفهم برای ذینفعان این سازمان آموزشی سبب شده تا ناظران بهجز مواردی کلی نتوانند جزئیات دقیقی از بودجه آموزش و پرورش را مورد تحلیل و بررسی قرار دهند و از این بابت درِ نقدهای منصفانه و مصلحانه در راستای بهبود وضع بودجهای آموزش و پرورش از دو منظر تضعیف شود:
نخست مطالعات مبتنیبر بهرهوری سازمانی در این سازمان به دلیل مشخصنبودن فرایندهای مالی امکانپذیر نیست. دوم مقایسه این بودجه با بودجه سایر سازمانهایی با اهداف مشابه آموزش و پرورش مانند وزارتخانههای علوم، بهداشت و درمان و همچنین صداوسیما و … ممکن نیست.
چنین نقصی سبب میشود تا بودجههای کم برخی از این سازمانها قابلیت رشد بیشتری داشته باشد و بودجه آموزش و پرورش به دلیل مقدار زیاد با کندی رشد و چسبندگی مواجه شود و در درازمدت این عدم رشدهای متوازن مانع رشد کیفی و کمی شود.
روزنامه شرق

آنچه این روزها در سراسر کشور شاهد ان هستیم اعتراضات به حق و از سر استیصال مردم است که نتیجه گرانی، تورم، بیعدالتی، رشوهخواری، باندبازی، سیاستبازی، اختلاس، دزدی و آنارشیسم اداری و مالی در سطوح مختلف کشور است .
معلمین از معدود اقشاری هستند که این فشارهای اقتصادی را با گوشت و پوست لمس میکنند چرا که هر روز با دانشآموزانی سروکار دارند که نمونه جامعه فقرزده و نابه سامان است ، دانشآموزانی که هرروز سفره اشان خالیتر و رنگ و رویشان زردتر میشود اگرچه خودشان نیز در این درد شریک هستند اما به قول قدیمیها آبباریکهای دارند که با آن صورت خود را سرخ کنند.
بچههای اعتیاد، طلاق، فقر، کار هر روز رو به افزایش است که این نتیجه اعمال سیاستهای ناکارآمد اقتصادی است و دولتمردان کاخنشین بیدرد هر روز فربهتر و بیخیالتر و با لبخند خبر از عادی بودن اوضاع میدهند و شعار- همهجا آرام است من چقدر خوشبختم – میدهند .
از بودجه ناعادلانه آموزش و پرورش و قطع شیر یارانهای دانش آموزان تا کسر بودجه آموزش و پرورش و نبود سرانه آموزشی و پرورشی همه و همه نشان از بیعدالتی آموزشی دارد .
حضرت امام خمینی (ره) فرمودند مردم با دولتمردان تعارف ندارند و واقعاً همینطور هست .فشار اقتصادی روزبهروز استخوانهای اقشار مختلف را میشکند ، تورم کم میشود رکود بالا میرود ، بانکها پدر ملت را درآوردهاند و فقط حرف و حرف و حرف اما یکذره عمل نیست . آخر کی این وضعیت بانکها را میخواهند سروسامان بدهند ، خدا میداند .
تمام ملت بدهکار بانکها شدهاند و تمام حقوقشان با سودهای آسمانخراش در اول برج برای قسط میرود و سیاستمداران و دولتمردان مجلسیان را کک نمیگزد .
آخر تا کی ملت دندان روی جگر بگذارند و سکوت کنند و از آنطرف زجر دزدیها، اختلاسها، غارتگریها، حقوق دهها میلیونی را ببینند و دم نزنند ؟
سفارشها مقام معظم رهبری به هیئت دولت پیرامون حقوق یک یا دومیلیونی و حقوق چند دهمیلیونی هم افاقه نکرد.
آخر چرا دولت از ریختوپاش در ردیفهای بودجه خود کم نمیکند ؟ این چه بودجهریزی است که ملت باید برای هر جلسه که شما میگیرید میلیونها تومان از جیبشان برود ؟
مگر در انگلستان و فرانسه و آمریکا چقدر جلسه میگیرند و حرف میزنند که شما میخواهید عقب نمانید؟
بهجای جلسات متعدد و بیفایده عمل کنید؛ بنابراین شاید اولین گروهی که با یک جمع و تفریق ساده و محاسبه سرانگشتی دخلوخرج متوجه خطر گرانی، تورم، رکود میشوند معلمان و فرهنگیان هستند و با برپایی تجمعهای اعتراضی مسالمتآمیز (اما به دید دولت غیرقانونی که آنهم هیچگاه مجوزی برای تجمع آنان ندادند) صدایشان را به گوش مسئولین و مسند نشینان رساندند اما کو گوش شنوا؟

فرهنگیان که اموالشان در صندوق ذخیره فرهنگیان به باد رفته و هنوز درگیر و دار بوروکراسی اداری هیئت تحقیق و تفحص گیرکرده و ملاحظات سیاسی و ... آنان را ناامید از حقخواهی کرده در کنار سایر اقشار ملت از دولتمردان میخواهد که صدای تظلم خواهی آنان را بشنوند که معلمان و فرهنگیان قانونمندترین مطالبات را خواستهاند ولی صدای مظلومیت شان راه بهجایی نبرده است ...
این روزها صدای بهحق، عدالتخواهی و مبارزه با فساد اداری و مالی و شفافیت دخلوخرج دیگر با سخن و حرف و لبخند به بوته عمل درنمیآید بلکه عزمی راسخ و بهدوراز سیاستبازی میخواهد چراکه چشمان بیدار و گوشهای شنوا رفتارها را رصد میکند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
کار تیمی و روحیه ی رواداری و گفت و گو کردن را به بچه ها آموزش نمی دهد. دانش آموزان را برای حضور در جامعه آماده نمی کند/ در طی سنوات گذشته همواره معلمان منتظر بودند تا یک قهرمان با اسب سفید از راه برسد و بر مسند وزارت بنشیند با این امید که شاید بتواند همه ی این مشکلات را با یک اچوب جادویی حل نماید/ در کشورهای پیشرفته ی دنیا چیزی تحت عنوان وزارت آموزش و پرورش را با ذره بین هم نمی توانید پیدا کنید. حال در کشور ما وزارتخانه ای است بسیار عریض و طویل که حتی یک درصد وسعت و شوکتش هم کارایی ندارد/ تنها 5 استارتاپ می توانند به سادگی جایگزین این نهاد دولتی بزرگ شده و تمام نظارتها و برنامه ها را در تمام سطوح آموزش و پرورش، با دقت و هوشمندی بالاتر اجرا نمایند/ برای مدتی به اکوسیستم استارتاپی بروید و به ایده های آنها سری بزنید، کلام مدیران کلان سطح جهانی را بررسی کنید و با کمی دقت و صبر روند های این تغییرات را مشاهده نمایید

سخن حکیمانه و عالمانه سید جمال الدین اسدآبادی چه قدر قریب و و اقع بینانه بود ، آنجاکه اشاره دارد در غرب ( اروپا ) " اسلام دیدم ، مسلمان ندیدم و . . . " چنین نظری که فارغ از تعصب فرهنگی و اعتقادی بیان می شود نشان از روحی آزاداندیش و افکاری بلند دارد که همگان را شیفته و مجذوب خویش می سازد .
بی شک گفته سید جمال از روی دلباختگی و و دلبستگی به ظواهر فریبنده غرب نبوده ، بلکه از دل رنجور او نسبت به جامعه و فرهنگ خویش حکایت دارد .
با این مقدمه می خواهم گذری بر پدیده های اجتماعی و فرهنگی جامعه داشته باشم تا شاید این نقد کوتاه اثر خود را بر کج فهمی ها و عادات غلط و زشتی که در جامعه رواج پیدا کرده داشته باشد .
برای رفع سوء تفاهم و گرفتن بهانه با صراحت و ایمان بیان می کنم که : آنچه منظور از" آن سرزمینم آرزوست " بی مهری به وطنم نیست و با اقرار به وطن دوستی و عشق به خاک مقدس آن ، مقصود و غرضم از این عبارت توجه به بخش فرهنگ و رفتارهای فرهنگی است که مورد قهر و غفلت و سوءاستفاده عده ای از مردم و مسئولین قرار گرفته است . . . کسانی که با ناهنجاری و فرهنگ ستیزی می خواهند جامعه را به قهقرا ببرند .

آری !
" آن فرهنگ وسرزمینم آرزوست " که درآن انسانها با ارزش هایی چون صداقت و راستگویی سنجیده می شوند و خداوند رحمت الهی و پاداش خویش را به انسان ها یی ارزانی می کند که ارزش آن را دارند .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که بنا به کلام و سیره بزرگانش چون امام علی (ع) " برترین زهد پنهان داشتن زهد است" تازهد و پارسایی نشود دکان و نانی برای ریا کاران .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که با حاکمیت دین و شرع بهره و سود بانکی بیشتر از چهار درصد نشود .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که در آن کوه و زمین و دریا و جنگل و حق الناس از چشمان حریص و طماع سودجویان درامان باشد .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که جوانان آن در کنار عشق به علم اندوزی از بهترین و سالم ترین تفریحات بهره مند شوند .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که فقط به آمار مبارزه و کشف جرائم افتخار نکنیم ، بلکه به مبارزه با علت ها و ریشه ها باید فکر کنیم .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که محیط زیست و طبیعت ( زمین و آب و هوا ) را فدای خود خواهی ها و کامجویی های خود نسازیم .

" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که ثروت ملی را برای همگان بخواهند و عدالت را فقط در دادن یارانه و سهام عدالت نبینند .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که بنی آدم اعضای یک پیکرند .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که حقوق مسئولینش با متوسط و اکثریت مردمانش برابری کند .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که پس از زلزله خیابان هایش محل جولانگاه ماشین ها نشود و راه را بر خودروهای امدادی نبندند و برای سبقت گرفتن و فرار ، در پمپ بنزین ها همدیگر را مورد لطف و ادب بی ادبانه قرار ندهند .

" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که مسئولینش الکی تظاهر به آمادگی و تشکرعوام فریبانه از مردم نکنند بلکه واقع بینانه حقایق تلخ و واقعیات رفتار مردم را به مردم متذکر شوند و ایضاً رسانه ملی ، و به عبارتی همدیگر را سرکار نگذاریم .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که عده ای برتری خود را در زور و زیر پا گذاشتن حقوق دیگران در هنگام سوار شدن به اتوبوس و مترو به رخ نمی کشند .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که مردمانش پیاده روها و باغچه های کوچه و خیابان را محل انبار زباله و ته سیگار خود نمی کنند .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که خط عابر پیاده و خط زرد مترو و چراغ قرمز را حریم قانون و زندگی می دانند .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که قانون حاکم برجامعه موجب شده تا پرونده های قضایی و جرایم اجتماعی آنان به درصدی کمتر از انگشتان دست برسد .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که به زندگی و حریم خصوصی دیگران سرک نکشیم .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که در فوتبال شادی پس از گل مان دردسر نشود .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که در آن صاحب منصبان قدرت " اصول و اصلاح و اعتدال " همه برای مردم خدمت کنند .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که آموزش و پرورش و معلمانش را در صدر و رأس جامعه ببینند .

" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که مردم با مردم و مسئولین با مردم " رحماء بینهم " را سرلوحه رفتار و گفتار خود بدانند .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که در آن ، نگاه مسئولینش به مردم نگاه فرهنگی و حکیمانه باشد نه حاکمانه و کاسب کارانه .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که حق تنفس از هوای پاک را با خود خواهی از فرزندانمان دریغ نکنیم .

" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که عاری از دروغ و ریا و زشتی باشد و آری و سرشار از عشق و آبادانی و رحمت الهی .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که باور کنم هنر تنها نزد ایرانیان نیست .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که جهان و روابط حاکم بر آن را آن گونه که هست بپذیریم ، نه آنگونه که فقط مطلوب من است .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که آدمی خود را در جامعه خویش تنها احساس نکند .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که امر به معروف را فقط از ما بهتران امر نکنند و نهی از منکرش را فقط مردم رعایت کنند .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که با دوستان مروت و با دشمنان مدارا کنیم .
" آن فرهنگ و سرزمینم آرزوست " که فرزندانمان صبوری و آرامش را از بزرگان و پدران خود بیاموزند .
به گمانم خداوند هم آن فرهنگ و آن مردم و آن سرزمینی را آرزومند است که با دستان و تلاش خویش دانش را از ثریا به دست آورند .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
چند روز قبل در مدرسه ای که من در آنجا درس می دهم – همانند سالهای گذشته – به اصطلاح آزمون پیشرفت تحصیلی برگزار شد. البته من با نقش بی بدیل آزمون در عرصه آموزش مخالف نیستم اما نوع آزمون و شرایط و زمان برگزاری آن نیازمند در نظر گرفتن مواردی خاص می باشد.
آن طور که من در این سالیان دیده ام بیش از 90% دانش آموزان این آزمون را جدی نمی گیرند و یا حوصله آن را ندارند و تقلب می کنند و... بنابراین برگزاری چنین آزمون هایی به شیوه کنونی جز اتلاف بیت المال چیز دیگری نیست.
برای نمونه یکی از دانش آموزان می گفت از هر نفر 50 هزار تومان برای این آزمون گرفته اند. اگر هزینه طراحی سوالات، تایپ و پرینت و تکثیر و تصحیح و هزینه خرید کاغذ ها و ... را حساب کنیم تایید می کنیم که برگزاری این آزمون برای هر دانش آموز حداقل 50 هزار تومان هزینه دارد.
به عبارت دیگر اگر در کل کشور یک میلیون و 200 هزار دانش آموز داشته باشیم برگزاری این آزمون شصت میلیارد تومان برای آموزش پرورشی که از قبل ورشکسته است هزینه دارد – که هر سال می پردازد و یا دولت به واسطه قبوض برق و ... غیر مستقیم از جیب والدین دانش آموزان در می آورد.
اگر این را هم حساب کنیم که به خاطر برگزاری این آزمون کل کلاسها و مدرسه در یک روز کاری تعطیل می شوند و آموزش و پرورش یک روز به یک میلیون معلم و کادر اداری مدارس بدون اینکه کاری کنند حقوق می دهد متوجه می شوید که بی تدبیری مدیران چه هزینه سرسام آور بیخودی را به بیت المال تحمیل می کند.
نکته جالب توجه تر این است که این به اصطلاح آزمون پیشرفت تحصیلی را تقریبا همزمان با امتحانات ترم اول برگزار می کنند که همان طور که گفته شد جز اتلاف بیت المال و منابع ملی چیز دیگری نیست! - تصور کنید که این برگزاری تکراری عبث و بیهوده آزمونهای مشابه، آن هم به صورت همزمان، به قیمت قطع کردن چند صد هزار درخت و هدر رفت چه مقدار آب و ... نیز می باشد؟!

در مورد آزمون غیر استاندارد و غیر منطقی کنکور هم که صدمات جبران ناپذیری به بیت المال و توسعه و آبادانی کشور زده قبلا در مقاله زیر بحث کرده ام:
کنکور؛ ابزاری برای استعمار و چپاول مردم
روش پیشنهادی من برای جایگزینی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و کنکور را که روشی با استانداردهای بین المللی و بدون هزینه است و مهمتر اینکه به ارتقای کیفیت یادگیری دانش آموزان کمک شایانی می کند در سیزدهمین کتابم مطالعه بفرمایید:
"یادگیری تیمی رقابتی" – انتشارات کتاب راه
- لینک ویدیوی روش تدریس من
مقالات بیشتر در وبلاگ نویسنده
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
پیش از این زمزمه ادغام دو معاونت آموزش ابتدایی و آموزش متوسطه در وزارت آموزش و پرورش به گوش می رسید .
در حاشیه نشست مجمع فرهنگیان ایران اسلامی ؛ « صدای معلم » گفت و گویی صریح و شفاف با وزیر آموزش و پرورش داشت . ( این جا )
صدای معلم از وزیر آموزش و پرورش سوال کرد :
" گفته می شود در شورای معاونین وزارتخانه از آن جایی که خانم حکیم زاده انتقادات بعضا تندی را نسبت به وضعیت آموزش و پرورش مثل طرح تعالی مدیریت و... مطرح می کند تصمیم گرفته شده است که به این بهانه ایشان را از گردونه حذف کنند ! "
پاسخ وزیر آموزش و پرورش به این سوال منفی بود .
اکنون و پس از گذشت یک ماه از آن گفت و گو شنیده می شود که وزیر آموزش و پرورش حکم ماموریت « رضوان حکیم زاده » را تمدید نکرده است .
« صدای معلم » گفت و گویی با معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش داشته است که شما را به مطالعه آن دعوت می کنیم