امروز بعد از گذشت نزدیک به چهل سال از انقلاب اسلامی و گذر از شرایط انقلاب و جنگ تحمیلی و حوادث تلخ و شیرین و... باز هم آموزش و پرورش ما را به خطا می رود و آزمون و خطا و گوش های بسته مسدولین این وزارتخانه وضع نظام آموزشی را هر روزبدتر از دیروز می کند و دراین گیرودار همگان انتظار دارند انسانهایی فرهیخته و دانشمند از این آموزش و پرورش سربرآرند درحالی که مسئولین وزارتی تاکید دارند که فقط انسانهایی دارای مدرک و بیسواد به جامعه تحوبل دهند و درصدفبولی بی کیفبت اولویت اصلی آنان است.
از سویی دیگر برای گماردن مسولین و کارشناسان در این نهاد از بالاترین رده تا پابین ترین پستهای اداری قانون و فرآیند مشخصی وجود ندارد و نه تنها تخصص و کارآیی و شایستگی مطرح نیست بلکه سفارشات و چاپلوسی ها و خودشیرینی ها باعث شده عده ای صاحب پست و مقام شوند که در هیچ جای دنیا در نهادی به این بزرگی و اهمیت پستها به راحتی توزیع نمی شود ( البته با این وضع اضافه کار و ماموریت و... انتظاری بیش از این نیست) و از طرفی در چهل سال گذشته وزرا و دست اندرکاران در نظام متمرکز آموزش و پرورش ما متکلم الوحده بوده اند و معلم که ستون اصلی آموزش و تغییر بوده درحاشیه مانده و اصولا" هبچ نظری از او خواسته نشده و اگر هم انتقاد و نظری از سوی معلم شده به طریقی معلم را از گردونه اظهار نظرخارج ساخته و با برچسبهای مختلف از مسیر نقد نموده اند گویا این وزارت ها و مقامها ارث پدری آقایان بوده است؟
اما واقعیت چیز دیگری است؛ اگر جامعه ایده آلی نداریم ،اگر قانونمند نیستیم، اگر نخبه کش هستیم ، اگر اختلاس حرف اول مملکتمان است بی شک نفوذی ها و ژن خوب های ناکارآمد نگذاشته اند دلسوزان و مستضعفان در عرصه کار و اندیشه حضور داشته باشند و همواره کسی در راس کار بوده که ظاهرش بیش از باطنش کارآمد بوده و این ریا و نفاق هست که میزهای مدیریت ما را می چرخاند.
در اعتراضات اخیر مردمی شعار و خواسته مردم عدالت و توزیع عادلانه ثروت و حضوردلسوزان و شایسته ها در ادارات و وزارتخانه ها بود .اینها هیچ کدام ضدانقلاب و ضدنظام اسلامی نبودند .آنان ضد مغزهای کهنه ای بودند که سالهای سال در راس وزارتخانه ای بوده اند ولی کاری برای نظام و مردم نکردند. اعتراض مردم نشانه مردودی برخی مسئولینی بود که سالها فقط از نظام برای خود کیسه دوخته اند و دلشان برای کشورشان نتپده است.
با ثروت ملی و خدادادی که در وجب به وجب این مملکت خوابیده می شد نمای ساختمانهای ایرانیان را طلا گرفت ، پس چرا چنین نشد و با صدقه ای 45000 تومانی گدایمان کردند و آبرویمان را بردند و هر روز هم افضل العلما جناب نوبخت در رسانه ها فریاد وااسفا از یارانه می زند.
اگر نظام آموزشی ما راه درستی می رفت و به نخبه های آن اجازه می دادند که مدیریت کنند امروز به جای چشم دوختن به یارانه ای که از خود مردم چند برابرش را باگران کردن حاملهای انرژی دریافت نمودند، اتومبیل زیرپای ایرانی بنز بود نه حلبی لیزینگی به نام پراید.
چرا نمی گذاریم معلم حرفش رابزند؟ چرا حصارهای آهنین دور خود تنیده اند که مبادا حرف حقی را بشنوند؟
چرا معلم حق اعتراض ، حق تشکیل انجمن و اتحادیه صنفی ، حق عدالت خواهی ندارد ؟ بر مبنای کدام قانون شما خود را برتر از معلم می دانید درحالی که حتی ساعتی را در کلاس درس حاضر نشده اید؟

چرا نمی خواهید یا نمی گذارید آموزش و پرورش متعالی و مترقی با رویکرد آموزش با کیفیت و معلم ایده پرداز وخلاق دراین کشور شکل بگیرد ؟ چرا نمی گذارید قانون اساسی مملکت در خصوص نظام هماهنگ پرداخت برای معلمان اجراشود؟ در کدام قانون اساسی و اسلامی بیت المال را عده ای می خورند و عده ای دیگر به تماشا می نشیینند؟
آه فرزندانمان شما رابگیرد اگر برای منافع خودتان از منافع ما درگذرید و برای میز و منزلت تان مارا به ارزنی بفروشید.
ای دلسوزان ایران عزیز:
باور کنید که دستهایی در کار است که نمی خواهد این مملکت سروسامان بگیرد و نیز آموزش و پرورش ما انسان اسلامی و مقیدبه قانون و باسواد پرورش دهد چراکه منافع این پشت پرده ای ها از کتابهای کنکور و گام به گام و موسسات آموزشی گوناگون که جلبک وار گسترش یافته به دست می آید.از ندانستن ها و نفهمیدن های کودکانمان و ما بهره می برند تا فرزندانشان وقتی از آنسوی دنیا با مدارک تحصیلی برگشتند کرسی پدرانشان در صدارت ووزارت را به ارث ببرند و عایدات فرزندان ما با مدارک تحصیلی کیلویی در این کشور باز هم پادویی و نردبان شدن برای عده ای خواهد شد.
به راستی آیا کسی هست که به سئوالات ما پاسخ دهد؟

1- هدف ایجاد مدارس کار و دانش چیست؟ چند درصد فرزندان مسئولین در شاخه کاردانش تحصیل می کنند ؟ چرا می خواهید با این مدارس از جوابگویی به نسلی که متقاضی شغل خواهد بود شانه خالی کنید و حتما" جوابتان این خواهد بود که می بایست مهارت یاد می گرفتی و آزاد کار می کردی و برای رشته تو شغلی در جامعه وجود ندارد. اما کدامین حرفه آموزی به طور شایسته صورت گرفته که جوان ما خود را استاد مسلم آن حرفه بداند؟
2- چند درصد مسئولین رده بالای نظام و مدیران کل آموزش و پرورش و نمایندگان مجلس مدارس غیرانتفاعی دارند؟
3- چند درصد کتابهای آموزشی با نظر معلمان با سابقه و زجر کشیده تالیف شده است؟ و اصلا" با چه مبنایی تالیف شده اند؟

4- مولفین کتب درسی چه کاره هستند؟ چه میزان حق الزحمه دریافت می کنند؟ چندسال در مدارس ما تدریس نموده اند؟
5- چند درصد مدیران کل و روسای ادارت و معاونان و.... شایسته حضور در این مسندند و چند درصد با سفارش نمایندگان مجلس منصوب شده اند؟
6- چند درصد اختلاس کنندگان از دوستان و رفقا و اقوام مسئولین بوده اند ؟ و چگونه می توانند به راحتی و شبانه از مملکت خارج شوند بشوند؟
7- چرا آموزش و پرورش تافته جدا بافته از نظام شده و مسئولین و ریاست محترم جمهوری اسلامی نمی خواهند تکانی به این نهاد بدهند ؟ نهادی که در سالیان نه چندان دور هم مدارک تحصیلی اش دارای اعتبار و منزلت بود و هم معلمش و هم دانش آموخته اش که می توانست در عرصه علم عرض اندام نماید .سنگ بنای غلط نظام آموزشی ذهن کودکانمان را از دانش روز تهی ساخته است و کتاب ومطالب بی ربط آن تنها به خاطر سپری کردن سال تحصیلی است ولاغیر.
چرا نظام هماهنگ پرداخت و پرداخت حقوقهای آن چنانی و پاداش برای ارگانهای دیگر است ولی آموزش وپرورش نهادی چون کمیته امداد شده که به معلمانش ماهانه ای در حد نخور و بمیر می دهد؟
8- چرا صدا وسیما بودجه خود را صرف ساخت تعدادی برنامه چرند و پرند می کند اما در این سالها از برنامه سازی در خصوص آموزش وپرورش ، مدارس ، معلمان و... و مشکلات آنان سرباز زده است ؟
9- قوه قضائیه کشور که باید حافظ مال و جان و ناموس مردم باشد؛ براساس کدام بند قانون اجازه خروج متهم صندوق ذخیره فرهنگیان را صادر نموده است؟ چرا نام فردی که به سفارش ایشان متهم گریخته است اعلام نمی شود؟

10- قانون اساسی ما آموزش و پرورش را رایگان اعلام نموده است ، چگونه برخلاف قانون اساسی حرکت می کنید و خود را قانون مدار و مقید به قانون می دانید ؟ دریافت کمکهای مردمی اجباری و عدم تخصیص سرانه به مدارس و... نماد قانون مداری نمایندگان مجلس ماست که جای هزاران احسنت و کف زدن دارد و اگر خیرین نبودند که باید رخت عزا برتن می کردیم.
11- درصدهای قبولی کذایی مانعی برای رشد استعداد و شکوفایی نخبه ها شده است ؛ چرا نمی خواهید کاری بکنید ؟ آیا می دانید تاریخ از شما به عنوان جنایتکاران و خیانت کاران فرهنگی یاد خواهد کرد؟
12- نماینده محترمی که امروز در مجلس با اهرم تبلیغاتی آموزش و پرورش سخن می راند یادشان رفته است با تغییر نظام آموزشی و ایجاد مجتمع های آموزشی وجذب معلمان با شرایط من درآوردی و... چه بلایی بر س آموزش وپرورش آوردند؟ واقعا" از رو نمی روند عده ای !
13- تفکیک مدارس ما به عادی ، تیزهوشان ، نمونه ، هیئت امنایی ، و.... با چه قصد و هدفی صورت می گیرد ؟ آیا از بار روانی وارده بر دانش آموزان و اولیاء خبر دارید؟
14- ساعات آموزشی کسل کننده برای مقطع ابتدایی ( کودک 7ساله از شش صبح تا 2 بعد ازظهر اسیر کوچه و خیابان است ) ؛شادی و طراوت را از کودکان گرفته است چون نه استراحت کافی دارند و نه توان جسمی این همه ساعت سپری کردن در مدارس که امیدواریم نونهالانمان را بیش از این آزرده خاطر نسازیم.
15- کتب کمک آموزشی از پایه ی اول ابتدایی تا دبیرستان در مدارس ما بیداد می کند ، موسسات آموزشی با تبلیغات نامناسب و ایجاد فشار روانی درخانواده ها ثروتهایی میلیاردی برای خود درست کرده اند و اولیاء بینوا شیفته تیزهوشان ونمونه و.... شده و هزینه هایی زایدی می کنند که اگر آموزش و پرورش ما صحیح حرکت می کرد این هزینه ها صرف رفاه خانواده هایشان می شد. و عجب که می دانید و دم بر نمی آورید .
درد ها بسیارند و دردمندان کمر خم کرده ، در کلاس درس نگران فرزندان ایرانند .آنانی که می بایست فردای ایران رابسازند در سر در گمی نظام آموزشی و عدم کارآیی آن متحمل رنجها و فشارهای روانی اند .فرزندانمان باید خوب آموزش ببینند ،خوب یاد بگیرند و خوب زندگی کنند وخوب یاد گرفتن دکتر و مهندس شدن نیست ، درست فکر کردن و مهارت زندگی دانستن است که ما در ارائه آن دراین سیستم آموزشی ناتوانیم.
امیدواریم روزی برسد که دغدغه رئیس دولت و مسئولین نظام آموزش وپرورش بالنده باشد که دراین صورت همه عرصه های مدیریتی ما نیز اصلاح خواهد شد.
باشد که وزیری لایق ودرد آشنا که از جنس معلم باشد روزگاری سکان این نهاد را در دست بگیرد و شود آنچه که تاکنون نشده است.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
یکشنبه 8 بهمن ماه برنامه استودیو الفباء با حضور « حسین خنیفر » سرپرست دانشگاه فرهنگیان ، مرتضی نظری رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش ، نجات بهرامی معاون رسانه ای و جمعی از نمایندگان رسانه ها ( صدای معلم ، روزنامه همشهری ، خبرگزاری مهر و باشگاه خبرنگاران جوان ) برگزار گردید .
در این نشست رسانه ای نماینده خبرگزاری فارس بدون هیچ گونه دلیل و یا ارائه توضیحی از حضور در این گفت گوی صریح و شفاف خودداری کرد .
« صدای معلم » و سایر رسانه ها در این گفت و گو پرسش های مهمی را مطرح کردند .
این گفت و گوی چالشی 39 : 13 : 1 طول کشید .
« صدای معلم » بخش نخست این گزارش را منتشر می کند
گروه اخبار/
به دنبال انتشار مطلبی در صدای معلم با عنوان " پشت سر این کار منافع عظیمی خوابیده است ؛ مدارس غیرانتفاعی ، کمک درسی ها ، هزینه های چاپ کتاب در ایران 1300 میلیارد تومان به دولت تحمیل می شود ؛ بیزینس این کار در بخش خصوصی با منافع مراکز آموزشی در سال 20 هزار میلیارد تومان است " ( این جا ) ؛ « سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی » جوابیه ای برای این رسانه ارسال کرده است .
ضمن تشکر و قدردانی از پاسخ گوئی این سازمان عین جوابیه به شرح زیر است
علي دانش آموز كلاس سوم مدرسه بود . روزي هنگام پرسش از درس اجتماعي از او سؤال نمودم : چرا خانواده ي آقاي هاشمي از كازرون به نيشابور رفتند ؟ علي بعد از مكثي كوتاه گفت : براي يافتن چراگاه ! ! ! كه ناگهان همه ي بچه ها شروع به خنديدن نمودند . با تعجب بسيار گفتم : علي همانطور كه مي داني آقاي هاشمي در اداره پست شهر كازرون كار مي كرد و محل كار ايشان عوض شد و مجبور شد به اداره ي پست شهر نيشابور برود . پس چرا خانواده آقاي هاشمي از كازرون به نيشابور رفتند ؟ علي بدون معطلي گفت : چون آقا ، چراگاهشان تموم شده بود ! ! !
جهت نشان دادن مثال محلول عيني در كلاس چهارم ابتدايي يك ليوان چاي را با چند حبه قند به كلاس بردم و به طور اتفاقي حبه قندها را درون ليوان چاي انداختم و به بچه ها گفتم اگر اين حبههاي قند را درون ليوان چاي به هم بزنيم حبه قندها حل مي شوند و محلول به وجود ميآيد ولي بچه ها با ناباوري گفتند : آقا اگر حبه قند به طور ناگهاني درون استكان يا ليوان چاي بيفتد معناي آن اين است كه مهمان سر زده مي آيد . در همين حين صداي در كلاس آمد و آقاي راهنما وارد كلاس شد .
تقلب جهت يادگيري بهتر و يا امتحان با كتاب باز . در كلاس چهارم امتحان درس جغرافيا را به طور آزمايشي و براي يادگيري و يادآوري مطالب درسي بصورت open book برگزار نمودم هنگام تصحيح اوراق امتحاني متوجه شدم يكي از دانش آموزان داراي دو ورقه ي امتحاني مي باشد و يكي از دانش آموزان حاضر ، ورقه ندارد ولي با كنجكاوي بسيار در دست خط ورقه ها متوجه شدم دانشآموز (درس نخوان) هنگام تقلب حتي نام و نام خانوادگي ، نام پدر و شماره ي خود را از روي دانش آموز بغل دستي نوشته و برگه ي امتحاني خود را تحويل داده است .
(تقديم به فرزندان ايران زمين)
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/ وزیر آموزش و پرورش پشت پرده جبههگیری برخی در برابر حذف آزمونهای دوره ابتدایی را به خطر افتادن منافع مادی کسانی دانست که پس از حذف این آزمونها «دکانشان تخته میشود».

خدا را شکر گویم لحظه هایی
که نازل فیض گشتم حمد الهی
ببودم کودکی همره بزرگان
بزرگی ها عیان در بند ایمان
سراسر قیل و قال علمی هویدا
کتاب علمی حجابم شد خدایا
به دور از سنگ و گل دینار و درهم
کنم حمدی خدا را شکر هر دم
به حرمت پاک دینان لطف فرما
به بی سر پا کنی رحمی خدایا
که من آواره بودم بی سر و پا
تو سامان دادیم باری تعالا
حبیبان هر نظر شکری خدا را
که دور از دشمنی دشمن نماها
به جانب دوستانت ما گرایش
به آن جانب گرایش حق بینش
کنم شکری به دور از دشمنانی
نه دعوی مدعی از دوستانی
چو عارض حُسن را رویت خدایا
چنان عاشق شدم افتادم از پا
به نرمی ذکر گفتارم عیانی
جمیل عشقی جمالی را نگاهی
چه نعمت بی کران بخشی به انسان
به کم کاری ما نعمت فراوان
به صاحب منصبان گاهی نگاهی
زوال عقلی چو رویت کردم آهی
خدا را شکر گفتم آن زمانی
که فارغ از زوال عقلی که فانی
سگی دیدم امانت گله ای را
که کمتر سگ خیانت پیشه ای را
کتاب آرا وجودت خود کتابی
به خود بنگر معارف کسب هایی
مجازی گفتنی یا رب ربی را
فراوان نعمت عاید هر کسی را
چه خواهد شد اگر گوییم حق را
فزون نعمت که لا احصا کمی لا
معطر کن به عطری ذکر جان را
که دوری از تعفن جلوه زیبا
کواکب نیّر اعظم را نگاهی
جهان افروز شمشی جلوه هایی
خودی را نجم بینم با قمرها
چو شمعی همچو مصباحی هویدا
میان خلوت نشینان بزم آرا
همان شب زنده داران شب که احیا
میان سوزین دلان عاشق که کتمان
درون را فاش کتمانی هراسان
چراغی نیم افروزی نمایان
چه کاری با خدایی گفتمان هان
شبی را انتخابی توبه انسان
ز رسوایی میان خلقی گریزان
چو ماهی می شود سالک دل آگاه
رُخش چون زعفرانی همچو آن ماه
منیری بدر گاهی جلوه سالک
گهی همچون محاقی لا مهالک
گهی از شرم سوزد گاه از شوق
روانش را ز تن پرواز تا فوق
دنی دنیا بدیدم ادنیایی
که با دنیا دلان کم همتانی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

روز مهمی برای آموزش و پرورش بود که وزیر محترم خبر حذف آزمون مدارس نمونه و تیزهوشان را اعلام نمودند که در واقع خبر انحلال این مدارس در مقطع متوسطه اول خواهد بود. اکنون چند سطری را که به ذهنم می رسد می نگارم و البته روی سخنم بیشتر با جناب نظری مسئول اطلاع رسانی وزارتخانه است.
جناب استاد نظری گرانقدر و همکاران عزیز
کار مهم و البته عظیمی بود این اعلام رسمی.
در واقع شجاعت می خواست. راستش را بخواهید اصلاً انتظار این حرکت انقلابی را نداشتم. یعنی وقتی شش ماه گذشته را می نگرم هیچ جای ذهنم ، آماده شنیدن چنین خبری نبودم، شاید از جناب وزیر چنین انتظاری نداشتم. شاید ما معلمان هنوز برای شناخت جناب وزیر وقت نیاز داریم( با توجه به موضع گیری های یک هفته اخیر ایشان ).
بدون شک پشتوانه های تئوریکی و تجربی بسیاری از این تصمیم پشتیبانی می نمایند.
اما یک اما را هم باید کنار گذاشت:
تجربه نشان داده تصمیمات بداهه ، نتایج خوبی نخواهند داشت. ما یاد گرفتیم تصمیم بدون پژوهش ممنوع . آن هم تصمیم به این بزرگی. اگر خرد جمعی پشتوانه است باید از مدتی قبل زمینه چینی می شد.
ای کاش افکار عمومی آماده می شد ، خانواده ها قانع می شدند و ...
وقتی چنین اتفاقی رخ نداده ، باید منتظر بود .
منتظر نگرانی ها و تشویش ها
منتظر فشار از سوی مراکزی که نانشان در این بازی بود .
منتظر فشارها ، نقدها، روزنامه ها و ...
منتظر مواردی بی شماری که انرژی را می گیرد و حرکت را سخت و سنگین می نماید.
البته باید در برخورد با هجمه احتمالی هم سعه صدر داشت که حتما چنین خواهد بود.
به یقین دیدگاه بیشتر ما معلمان هم در راستای حذف آزمون بوده و هست .
اما یاد خاطره ای هم افتادم که بزرگواری که قبلاً هم در راس امور وزارتخانه بودند . یک اعتقادی داشتند که باید با کاری پر سر وصدا شروع کرد که توجه همه را جلب نماید و در تیتر اخبار بود. امیدوارم این حرکت چنین نگرشی را در پس زمینه خود نداشته باشد.
از خدای بزرگ همت متعالی برای شما خواهانم تا قدمهای محکمتری را در نهاد آموزش و پرورش بردارید.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شش سال طلايي تا 1404 مانده است كه اگر مسئولان حداقل در ارتباط با مدرسهي تعريف شده در سند تحول بنيادين آموزش و پرورش عزم خويش را جزم كنند، موفقيتهاي خوبي نصيب كشور خواهد شد.
در بخشي از سند با عنوان مدرسه در افق چشمانداز 1404(فصل چهارم)، ويژگيهاي مدرسه چنين برشمرده شدهاند:
در بخش هدفهاي عملياتي و راهكارهاي سند تحول بنيادين (فصل هفتم)، ذيل هدف عملياتي 1 آمده است:
آموزش و پرورش، تربيت افرادي را دنبال ميكند كه با درك مفاهيم اقتصادي در چارچوب نظام معيار اسلامي، از طريق كار و تلاش و روحيه انقلابي و جهادي، كارآفريني، قناعت و انضباط مالي، مصرف بهينه و دوري از اسراف و تبذير و با رعايت وجدان، عدالت و انصاف در روابط با ديگران در فعاليتهاي اقتصادي در مقياس خانوادگي، ملي و جهاني مشاركت مينمايند. داراي حداقل يك مهارت مفيد براي تأمين معاش حلال باشند، به گونهاي كه در صورت جدايي از نظام تعليم و تربيت رسمي در هر مرحله، توانايي تأمين زندگي خود و اداره خانواده را داشته باشند.

همچنين در ادامه همين بخش و در قالب راهكارهاي مرتبط داريم:
(راهكار 6-1): گسترش و تنوع دادن به حٍرَف و مهارتهاي مورد نياز جامعه و تعليم متناسب و برنامهريزي شده آن در همه دورههاي تحصيلي و براي همه دانشآموزان
اين مضامين بلند در صحنه عمل زمينهساز استقرار و بسط نظام اقتصاد مقاومتي خواهند بود و از حيث گفتمانسازي اقتصاد مقاومتي و تبديل آن به گفتمان فراگير ملي در صحنه اقدام و عمل، در جاي خود حائز اهميت و داراي سهم هستند. از بين اين مضامين زيبا و نغز، تنها اين جمله آرماني را مورد توجه قرار داده و سعي ميكنيم خودمان را قانع كنيم كه ميشود ما مدرسهايداشته باشيم كه « داراي پيوند مؤثر با موضوعات و مسائل جامعه در مقياس محلي، منطقهای و ملی با حضور فعال در حیات اجتماعی»، باشد؟!
اول بايد ببينم كه آيا مدرسه ظرفيت لازم و كافي را براي اين اتفاق ميمون دارد يا نه؟!
مدرسه محل رفت و آمد حداقل سه گروه انساني يعني معلمان، دانشآموزان و اولياء است. رويارويي انسانها با هم ميتواند ارتباط را در پي داشته باشد. هر چقدر اين رويارويي هدفمندتر و با قصد مشخص انجام گيرد، شكلگيري ارتباطات معنادار و اثربخشتر، بيشتر مورد انتظار خواهد بود و امكان تحقق آن نيز به مراتب بيشتر است.
صاحبنظران حوزههاي تعليم و تربيت و ارتباطات بر اين واقعيت تأكيد دارند. از منظر ايشان، در مكان مشخص اما بدون مرزي با نام مدرسه است كه مناسبترین و بهترین فضای آموزشي و پرورشي برای ایجاد و گسترش شبکهای از ارتباطات قوی و مؤثر، امکان ظهور و بروز دارد.
در عبارتي ساده ميتوان گفت كه ارتباط موثر، رابطهای است که در آن، طرف مقابل، پیام شما را با حداکثر دقت ممکن دریافت و درک کند در صورت لازم كنش يا واكنش متناسب با پيام شما را در عمل و رفتار خود بروز دهد. با اين وصف هر دو طرف ارتباط درباره اثربخشي آن داراي مسئوليت هستند.
حالا اين سوال را مطرح ميكنيم كه در دسترسترين مصداق حضور فعال مدرسه در حيات اجتماعي كدام است؟
پاسخ اين سوال در سطور بالا كه از دل متن سند تحول بنيادين آموزش و پرورش به گواه گرفته شدهاند، قابل درك و برداشت است و آن جز كار و اشتغال چه ميتواند باشد؟!
كار و اشتغال نبض هر نظام اقتصادي به شمار ميرود. اگر نبض نظام اقتصادي خوب و درست بزند حال آن خوب است! در غير اين صورت مراجعه به حكيم و طبيب و يا حضور ايشان بر بالين صاحب نبض لازم است!
و سوال آخر اينكه براي حضور فعال مدرسه در حيات اجتماعي از طريق ايجاد اشتغال راهكار مشخصي ارايه و دنبال شده است؟
پاسخ اين سوال بر عهده مسئولان است و نگارنده اين متون راهكاري در ذهن دارد كه به شرح ذيل ارايه ميدهد:
اصلاح مناسبات و در تعبیر بهتر اصلاح سطوح و مسیرها و فرایندهای ارتباطی در آموزش و پرورش(از ستاد گرفته تا صف)؛ از جمله موارد اجتنابناپذیری است که تداوم تغافل نسبت به آنها، تنها هزینههای بیشتر و چه بسا ضررهای متعددی را متوجه آن دستگاه خواهد ساخت.
بر همین اساس و بر پايه چارچوب مفهومي متصور، مدرسه به مثابه امتداد فضاي برنامهریزی درسی شناخته خواهد شد. سرمایههای انسانی حاضر در مدرسه ذيل ارتباطات شكل گرفته، با همسویی و همافزایی، در تولید محتوا، کسب دانش، مهارت و فضایل اخلاقی؛ مشاركت و تعامل خواهند داشت.

راهكار:
تشکیل شرکتهای دانشبنیان، کارآفرینانه و مهارتی دانشآموزی – مدرسه به مثابه مركز رشد
شروع پروژه از مدارس فني و حرفهاي و گسترش آن در ساير آموزشگاهها
سرمایهگذاران اولیه: اولیاء
راهبری و هدایت در مقام مشاور: معلمان
مصاديق حمايتي:
الف. تخصيص سرمايه توسط صندوقهاي حمايتي
ب.الزام مدارس و مراکز وابسته به آموزش و پرورش و یا حتي سایر مراکز دولتی به استفاده از تولیدات و خدمات این مجموعههای دانشآموزی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید