گروه استان ها و شهرستان ها/

پس از فوت « دنیا ویسی » دانشآموز پایه اول دبستان روستای گرماش از توابع شهرستان سنندج عکسی از ایشان در فضای مجازی منتشر گردید .
« صدای معلم » ضمن تسلیت مجدد به خانواده ویسی عکس واقعی این دانش آموز را منتشر می کند .
از آقای « احمد شبانی » دبیر آموزش و پرورش بانه که در این زمینه ما را یاری کردند سپاسگزاریم .

پایان پیام/
بیستم مهرماه روز حافظ است و به همین مناسبت مراسم حافظ خوانی و موسیقی در محافل و مجالسی در سراسر ایران برپا بود.
من توفیق انس دیرینه و عمیق با حافظ نداشته ام ولی حدود بیست سال پیش با جوانی همسفر بودم که فقط دیوانی از او را به همراه داشت و می گفت هر زمان که دچار دلمردگی می شود سوار بر اتوبوس مسیر طولانی تهران تا شیراز را می پیماید تا به نشاط و آرامشی مجدد دست یابد. آن زمان بود که دریافتم چه ذخائری در این فرهنگ نهفته است!
اما به نظر می رسد که در ایران ما همچنان در کمند حافظ، سعدی، مثنوی و شاهنامه خوانی گرفتار مانده ایم!
درست است که توجه به این مواریث فرهنگی در جامعه و محافل و مجالس آن بسیار است ولی این نمی تواند غایت بهره گیری ما از این سرمایه های فرهنگی محسوب شود. به طور مثال در جامعه ای که به شدت از وجود آفات دینی همچون اجبار و تظاهر رنج می برد، در کشوری که هویت ملی دچار مناقشه بوده و به نسل های آتی منتقل نمی شود، در سرزمینی که همچنان با برخی خوانش های قشری و تنگ نظرانه از خدا و دین مواجهیم و ... این حافظ، سعدی، فردوسی و مولوی هستند که می توانند با پشتوانه نفوذ عمیق خود در فرهنگ مردمان این مرزوبوم، راهی به سوی تحقق جامعه ای انسانی تر و اخلاقی تر بگشایند.
همه اینها هم در گرو حرکت به سوی خوانش هایی از سنت در افق مدرنیته است. به عبارت ساده تر باید حافظ و سایر سرمایه های فرهنگی کشور را به روزگار امروزین خود بیاوریم و از آنها درمانی برای دردهای خود بجوییم.

ظریفی می گفت غربیان اگر چه امروز بسیار مدرن اند ولی فوق العاده سنتی نیز هستند! دلیلش هم این است که بر خلاف بی اعتنایی بسیاری از کشورها به میراث فرهنگی خود، در دوران پس از رنسانس به گذشته خود بازگشته و آن را در افق امروز و آینده روایت کرده اند. گواهش هم عبارت از بازخوانی های متعدد از فلاسفه یونان همچون افلاطون و ارسطو و همچنین حکمای قرون وسطی از جمله آگوستین و آکویناس می باشد.
اما به نظر می رسد ما نتوانسته ایم در این مسیر گام های بلندی به سوی بازخوانی تاریخ خود در افق امروز و نیازهای آن برداریم. از همین رو همچنان گفتمان غالب جامعه ما توجه مراسمی و مناسکی به گذشته خویش است. اگر تا دیروز زیر کرسی های قدیمی تفالی به حافظ می زدیم امروزه در کافی شاپ ها چنین می کنیم!
این نشان می دهد که ما هنوز چندان از جای خود نجنبیده ایم!

هنوز به تاریخی بودن مسائل خود و ضرورت خوانش جدید از گذشته پی نبرده ایم!
هنوز هم " توجه به سنت" را با " توقف در سنت" اشتباه می گیریم ! و همین است که اگر چه زمانه ما دگرگون شده است، هنوز هم مسائل ما تکرار دوران گذشته هستند!
بنابراین به نظر می رسد لازمه جست و جوی راهی برای خروج از وضع پرآسیب کنونی که شباهت هایی با زمانه حافظ نیز دارد نیازمند حرکت به سوی آمیزش افق های امروز و دیروز ماست!
خوانش هایی از سنت که می تواند هم گذشته ما را معنادار سازد و هم آینده ما را استوار!
به امید آن روز...
کانال مهران صولتی

13 مهر در تقویم ما ، شاهد گرامی داشت شان دو شغل مهم جامعه ،یعنی معلم و نیروی انتظامی است که در این نوشتار پلیس خوانده شده اند. با این تفاوت که روز معلم، جهانی ولی روز پلیس ، ملی است. ضمن عرض تبریک به محضر هر دو، این هم زمانی ، بهانه ای شد برای مقایسه اجمالی کار آنها:
1. هر دو از سالم ترین حرفه های دولتی اند چون فقط حرفه ای می توانند واردشان بشوند که این نیز بنا بر تعهدی است که در بدو استخدام به وجدان و دولت داده اند، اگرچه منابع مالی چشمگیری هم جز گچ و دستبند، در دست و بال هیچ کدامشان یافت نمی شود!
2. پلیس، انواع هفت گانه ( پیشگیری، راهور، آگاهی، مبارزه با مواد مخدر، پاوا ،فتا، و اینترپل ) دارد اما معلم با این که در سه حیطه ابتدایی و راهنمایی و متوسطه کار می کند اما معمولا به نام نامی معلم شناخته می شود و تنها بنا به جنسیت، گاهی یک آقا یا خانم به ابتدای عنوان معلم اضافه می شود.
3. پلیس لباس فرم دارد و لذا تا درلباس است، پلیس تر می نماید و هم خودش وظیفه شناس تر است و هم مردم بیشتر مواظبند اما معلم با این که هیچ گاه لباس فرم ندارد اما حتی اگر خودش هم نخواهد،زمین و زمان از او می خواهند که مواظب وظیفه اش باشد.
4. معلم و پلیس خیلی کم گذارشان به مراکز کار همدیگر می افتد. هم حضور یک پلیس در مدرسه، دیوانه کننده است و هم حضور یک معلم در مرکز پلیس حیرت آور است؛ الا این که معلم ماشین داشته باشد و پلیس، بچه!
5. پلیس از مدرسه برای بهتر شدن کارش کمک می گیرد و از بین دانش آموزان و معلمان، همیار پلیس و فرهنگ یار پلیس ایجاد می کند اما معلم چندان از پلیس کمک نمی گیرد بلکه حتی سعی می کند کمتر سر راهش سبزشود.
6. مردم، حرمت هر دو را نگه می دارند و هر دو نیز به هم احترام می گذارند .احترام پلیس به معلم، واقعی و بدون چشم داشت است و البته احترام معلم به پلیس نیز چنین است اما گاهی دیده شده که از روی ترس و با اکراه است.
7. کار پلیس، اگر چه از مهربانی عاری نیست اما اغلب قهری است ولی کار معلم هم اگر چه خالی از قهر نیست اما معمولا مهر ورزی است. در طالع معلم آمده که باید مهر بورزد حتی اگر به او مهر نورزند. بنا بر این پلیس که بیشتر دست و دل زدن دارد، گاهی به معلم ـ بیشتر ـ حرف می زند. اما معلم حتی اگر بخواهد ، نباید پلیس را بزند.
8. دایره انتظار از معلم بسیار وسیع است و او باید برای خوب بودن و خوبی کردن، فرا قانونی و فرا مکانی عمل کند اما پلیس در محدوده حوزه اجرایی خود ناگزیر از اعمال قانون است.
9. مردم معمولا از پلیس می ترسند و کمتر کسی هم او را می ترساند اما کسی از معلم نمی ترسد و چه بسا او را هم بترسانند.
10. نتیجه بخشی کار پلیس آنی و فوری است. آرامش و امنیت موجود در جامعه مدیون کار خطیر اوست. اما نتیجه کار معلم ، در درازمدت دیده می شود و شاید برای همین است که علی رغم تمام داد و فریادش، در نگاه دولتی ها راحت دیده نمی شود.
11. هر دو کار زیادی دارند اما درآمد زیادی ندارند. با این حال پلیس نمی تواند و نباید برای درآمدش دست به تحصن و اعتصاب بزند چون در آن صورت کسی نیست تا متفرقشان کند. معلم با این که می داند بی فایده است اما هر از گاهی اعتصاب و تحصن می کند و این پلیس است که در صورت لزوم باید به موضوع ورود پیدا کند
12. پلیس درجه بندی شده است و میزان دریافت هر پلیس برحسب درجه ای است که دارد معلم اگرچه درجه ندارد اما از حیث سابقه و تحصیلات ،دریافتی های مختلف دارد اما انگار که هیچ ندارد.
13. پلیس هر از گاهی در ماموریت است و به مصاف بی اخلاقی ها می رود اما معلم بنا بر حساسیت امر تربیت، همیشه در ماموریت است و باید مترصد انواع بی اخلاقی در مدرسه باشد.
14. پایان کلام این که به این قبیل مقایسه کاری ها بیش از این می شود دامن زد و افزود اما غرض اظهار ارادتی است که به ساحت هر دو روا می داریم و به وجودشان می بالیم و توفیق روز افزونشان را آرزو مندیم.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در پنجم اكتبر سال 2006 روز معلم در بيش از 100 كشور جهان جشن گرفته شد . مردم اين كشورها همه با هم يك صدا خطاب به معلمان سراسر جهان فرياد زدند:
We appreciate you.we appreciate all teachers of the world
ما از شما قدرداني مي كنيم .ما از همه معلمان جهان تقدير و تشكر مي كنيم.:
در سمينارهاي مختلفي كه به اين مناسبت در بهترين دانشگاه ها و معروف ترين مدارس دنيا برگزار شد انديشمندان جهاني در باره ی شان و مقام معلم ابراز عقيده نمودند.در اين گردهمائي ها ،شركت كنندكان ضمن بزرگداشت مقام معلم از همه معلمان دنيا خواستند كه:
1) با آگاه كردن مردم خصوصا دانش آموزان در زدودن فقر و محروميت از چهره جهان فعال باشند.
2) بدون در نظر گرفتن مسائل ملي،مذهبي و نژادي به همه كودكان جهان خواندن و نوشتن بياموزند.
3) در ايجاد فرصت هاي برابر تحصيلي براي زنان و دختران جهان نقش موثري ايفا كنند.
4) با بسيج کردن دانش آموزان در ريشه كن كردن امراضي چون ايدز و مسائل مربوط به اعتياد كوشا باشند.
5) با ارائه راهكارهاي مناسب در حفظ محيط زيست همگام با دانش آموزان تلاش كنند.
6) در ايجاد يك محيط آرام جهاني كه فارغ از تنش ها باشد احساس مسوليت نمايند.
در اين ميان تعدادي از معلمان به نمايندگي از تمام معلمان جهان از همه دولتها ،موسسات آموزشي جهاني و يونسكو خواستند كه :
1) به وضعيت معيشت و رفاه معلمان خصوصا در كشورهاي توسعه نيافته و يا در حال توسعه توجه بيشتري گردد.
2) دولتها نسبت به اسنخدام معلمان جوان همت بيشتري كنند.
3) از فرار مغزها به ويژه از آموزش و پرورش كشورهاي در حال توسعه جلوگيري شود.
4) دولت ها در جذب نخبگان به مراكز فرهنگي با ارائه امكانات سعي مضاعفي از خود نشان دهند.
5) برنامه هاي فرهنگي براي بزرگداشت و سپاس گزاري از معلمان جهان افزايش يابد و اين روز در همه كشورها يك روز ملي تلقي گردد.
6) امكانات بيشتري به مراكز تعليم و تربيت در همه كشورها داده شود.
7)همه دولتها در تحصيلات تكميلي فرهنگيان امكانات لازم را ارائه كنند و ... .

چهل نكته زير بر گرفته از سخنان گهر بار اين انديشمندان مي باشد كه به این مناسبت تقديم مي گردد.
اميد است مورد قبول همه فرهنگيان و فرهنگ دوستان واقع گردد. اين روز بزرگ بر همه معلمان جهان مبارك باد.
1) يك روز با معلم خردمندي مصاحب بودن بهتر از مطالعه هزار صفحه با ارزش است.
2) درون هر معلم بزرگ دنياي بزرگتري وجود دارد كه كشف آن نياز به كاشفان بزرگي دارد.
3) معلمان، دشمنان جهل، مخالفان فقر و پيام آوران صلح و دوستي در جهان مي باشند.
4) بهترين يادگيري ،يادگيري از بهترين معلمان است.
5) معلمان ياور تمامي كودكان ، شكوفا كننده اذهان انسانها، آموزنده محبت به انسان و شكل دهنده آينده بشريت مي باشند.
6)معلمان خوب باارزش ترين موجودات روي زمين و معلمان بد پر هزينه ترين آنان مي باشند.
7) بهترين معلم آن است كه دانش آموزان از بيان دانش او احساس لذت كنند.
8) معلمي كه اهل مطالعه نيست پير شده است چه 20 ساله يا 60 ساله باشد.
9) معلمان در ظاهر انسانهاي معمولي اند اما به بزرگترين و خطيرترين كار جهان مشغول اند.
10) تنبيه و تشويق جزئي ترين ترفند يك معلم ماهر مي باشد.
11) يك معلم معمولي مطلب را مي گويد.معلم متوسط آن را توضيح مي دهد.معلم خبره آن را اثبات مي كند و معلم نخبه آن را در اذهان دانش آموزان القاءمي كند.
12) معلمي كه تخيل قوي دارد اما مطالعه ندارد همچون پرنده اي است كه بال دارد اما پا ندارد.
13) هنر تدريس هنر كمك به كشف ناشناخته هاست.
14) بهترين معلم آن است كه بيشترين احترام را به دانش آموزش قائل شود.
15) يك معلم خوب نه تنها سعي مي كند كه مطالب جديدي بگويد بلكه قديمي ترين مطالب را نيز به شيوه نو مي گويد.
16) ملتي كه بهترين معلمان را دارد نيازي به معادن طلا و نقره ندارد.
17) معلمي كه مي داند اما نمي آموزد چون يك قاضي است كه بي گناهي را سر دار مي برد.
18) ملتي كه قهرمانان زيادي دارد اما معلمان خوبي ندارد همچون غولي است كه جثه بزرگي دارد اما شعور ندارد.
19) يك معلم بزرگ هميشه به مردم مي گويد كه ساختن كودكان كم هزينه تر از ترميم بزرگسالان است.
20) معلم تنها تاجري است كه ثروتش به يغما نمي رود.
21) بهترين هديه يك جامعه به مردمش تربيت حاذق ترين معلمان است.
22) هر آنچه معلمان به دانش آموزان مي آموزند آنها همان را در جامعه پياده مي كنند بنابراين هر كلاس درس مي تواند يك جامعه و يا يك دولت باشد.
23) نجات و رستگاري هر جامعه اي در سايه معلمان رستگار ممكن است.
24) بهترين معلم آن است كه هنر سئوال كردن را به دانش آموزان بياموزد چرا كه ملتي كه سئوال مي كند تن به بردگي نمي دهد.
25) معلمي حرفه اي است كه تمام حرفه هاي ديگر را درس مي دهد.
26) بهترين معلم اول درس مي گويد و سپس امتحان مي گيرددر عين حال به دانش آموزان مي آموزد كه روزگار اول امتحان مي گيرد بعد درس مي دهد.
27) يك معلم خوب تحمل كردن را به دانش آموزان ياد مي دهد.
28) اگر معلم و مدرسه هزينه بردار است بايد دانست كه جهل خانمان سوز و ريشه برانداز است.
29) معلمان ماهر انديشه خود را به دانش آموزان تحميل نمي كنند بلكه انديشيدن را به آنها ياد مي دهند.
30) بهترين معلم اول راهنماي خوبي براي كودكان است و بعد بهترين تدريس كننده است.
31) جامعه اي كه به معلم اش بهائي نمي دهد ارزشي در بين جوامع ندارد.
32) معلمان سازندگان يك ملت اند واي بر ملتي كه با سازندگان خود بيگانه است.
33) معلمان چشمان ما را به دنيا باز مي كنند.كنجكاوي ما را برمي انگيزند و به متزلزل ترين انسان ها اعتماد به نفس مي دهند.
34) يك معلم خوب ذهن دانش آموز را خسته نمي كند بلكه هميشه او را تشنه آموختن نگه مي دارد.
35) معلمي كه خود هدف ندارد هرگز نمي تواند دانش آموزان اش را هدف مند كند.
36) معلمان خوب اول استعداد يابي مي كنند و سپس بر شكوفائي آن استعدادها همت مي گمارند.
37) معلمي كه علاقه اي به تدريس ندارد چون تاجر ورشكسته اي است كه چاره اي جز وقت كشي ندارد.
38) معلمان چون انبياء و وارثان پيامبرانند و تربيت و تعليم بشريت هدف غائي آنهاست.
39)اگر معلمي نتواند آينده را براي جوانان بسازد حتما مي تواند جوانان را براي آينده بسازد.
40)اگر معلم نبود دنيا ارزشي نداشت چرا كه زيبائي دنيا در سايه تعليم و تربيت است .خيابان هاي بدون معلم و دانش آموز چه دل تنگ كننده است.
برگرفته از وبلاگ" دل نوشته های صنم "
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
فوت « دنیا ویسی » دانش آموز کلاس اولی اگر چه با تاسف و تاثر گسترده ای همراه شد اما برخی گمانه زنی ها و مهم تر از آن دستور دادستان سنندج به پزشکی قانونی برای بررسی ادعای تعرض به "دنیا ویسی" ( این جا ) به برخی شایعات دامن زده است .
تیم بازرسی وزیر آموزش و پرورش که برای بررسی علت فوت دانشآموز سنندجی به منطقه اعزام شده است گزارشی در این مورد منتشر نکرده است .
« صدای معلم » از مسئولان به ویژه وزیر آموزش و پرورش مصرانه می خواهد تا در این مورد شفاف سازی لازم را جهت پاسخ گویی به نگرانی افکار عمومی انجام دهد .

از زمانی که این رسانه فعالیت خود را آغاز کرده است سعی کرده ایم تا تریبونی برای انعکاس مطالبات و مشکلات فرهنگیان و نیز برخورد کارشناسی و ریشه ای با چالش ها و مشکلات عدیده آموزش و پرورش باشیم .
در سال های گذشته رسانه های قابل توجهی تاسیس شدند اما بسیاری از آن ها تعطیل شده و از ادامه فعالیت باز ماندند .
« صدای معلم » همان گونه که در شناسنامه خویش تاکید کرده است وابسته به هیچ جریان و یا گروه سیاسی ، اقتصادی و... نیست .
این رسانه از هیچ گونه کمک و یارانه دولتی ، شبه دولتی ، رانت و... استفاده نمی کند و سعی کرده است تا استقلال رسانه ای خویش را حفظ کند .
نوع همکاری در این رسانه داوطلبانه بوده و بر خلاف خبرگزاری ها و برخی رسانه ها نه کادر ثابت دارد و نه بودجه ای که به آن اختصاص یابد ؛ با این حال هزینه های اداره سایت مانند پشتیبانی ، سرور ، امنیت و... بالا بوده و حقوق معلمی مدیر این رسانه چه بسا آن را کفایت نکند .
کمک های مالی شما هر چند اندک می تواند ما را در ادامه فعالیت های رسانه ای با رویکرد استقلال و پی گیری فراگیر و مطلوب مطالبات معلمان و مشکلات آموزش و پرورش دلگرم و ما را در ادامه مسیر یاری کند .
در صورت تمایل می توانید این کمک ها را به شماره کارت :
6703 6826 3374 6104
به نام علی پورسلیمان واریز نمایید .
سپاس و پایدار باشید .

چه باید گفت تسلیم قدرها
قضا حکمی کند بلوا بلایا
چه کاری کرد باید حکم اجرا
به حکمی نمره هشتی أخذ جانا
حوادث دخترانی دانش آموز
گرفت جانی دگر باری چه دلسوز
چهل زخمی به اربع کشته آنی
به یک هان لحظه ای یا رب تو دانی

بستان آباد را یادی که راهی
به همره راهیان نوری کماهی
مقصر کیست ما را گو فلانی
چه تدبیری کنی اندیشه فانی
به فانی جان هایی کن نگاهی
حوادث ناگواری رخ چه آهی
نظام آموزشی باید فراهم
به دور از هر حوادث دور از غم
چه کالایی گران از جان هایی
دفاع آمادگی را خون بهایی
چه باید گفت مسئولین دانند
به جانب راهیان نوری بخوانند
نظر تجدید حکمی لازم اجرا
کنم بس ، تسلیت ما را پذیرا

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

هنوز خیلی از ما این را نمیدانیم که در همه جای دنیا کار روزنامهنگار نشان دادن معضلات و مشکلات و انتقاد کردن از آن است.
این نمایندگان مجلس و اعضای شورای شهر و کارشناسان و مسؤولان وزارتخانهها و سازمانها و شرکتها هستند که باید به دنبال راه حل باشند، چون مشکلات جامعه را خودشان ایجاد کردهاند.
روزنامهنگار وظیفه ندارد راهکار ارائه کند.
کاش وقتی به دبستان میرفتیم، این را به ما یاد میدادند تا امروز که انسان بالغی هستیم، اظهارنظر اشتباه نکنیم و خودمان را زیر سوال نبریم.
کانال فرورتیش رضوانیه