گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه زیر توسط یکی از فرهنگیان در مورد عملکرد نمایندگان بروجرد برای صدای معلم ارسال گردیده است .
گروه اخبار/

آیین بزرگداشت هفته پیوند اولیا و مربیان در دبیرستان دخترانه ایوب حسینی واقع در منطقه ۵ تهران برگزار شد.
شهیندخت مولاوردی دستیار ویژه رئیسجمهور در امور شهروندی در این مراسم اظهار کرد: بازدید سر زدهای که وزیر آموزش و پرورش از مدارس دارند، قابل تقدیر است و امیدواریم به صورت روتین انجام شود.
وی با اشاره به شعار هفته انجمن اولیا و مربیان که «خانواده دانا و دانشآموز تواناست»، گفت: اگر آموزش را به معنای انتقال علوم بگیریم و پرورش را به معنای اجتماعی شدن در نظر بگیریم در بخش پرورش متأسفانه به نظر میرسد کمتر این اتفاق میافتد.
مولاوردی ادامه داد: البته حرکتهای جدی و خوبی شروع شده است اما در وضعیت موجود به دلیل شیوه و سبک آموزش و پرورش که تمرکز بر محفوظات و ذهن دانشآموز مانند درس خواندنهای فردی و تست زدن است، حاصل آن رقابتهای صرف است که با اهداف بُعد پرورشی نظام آموزشی منافات دارد.
وی افزود: باید تلاشمان را بر این بگذاریم تا ظرفیتهای فراوان دانشآموزانمان که اکثراً هم خدادادی است را بشناسیم؛ به عنوان مثال ظرفیتهای شناختی، تصمیم گیری و انتقاد از جمله آنهاست که باید تقویت شود و باید به دانشآموز حق انتخاب دهیم که در تعامل با جمع انتخاب صورت میگیرد.
دستیار ویژه رئیس جمهور در امور شهروندی با بیان اینکه پرورش احساسات و عواطف دانشآموزان در آموزش و پرورش باید مورد توجه قرار گیرد، گفت: تقویت این ظرفیت باید در خانه صورت گیرد؛ بذر صلح و دموکراسی در خانواده کاشته شود و در مدرسه و دانشگاه برداشت میشود.
وی تصریح کرد: مجموعه این مباحث، فرایندی مشارکتی است که امکان ندارد بدون همکاری خانواده و مدرسه این فرایند صورت گیرد.
مولاوردی با اشاره به اهمیت تربیت شهروندی، اظهار کرد: دانشآموز با کمک خانواده باید با حقوق خود و دیگران آشنا باشد و سعی کند فرد موثر برای جامعه باشد نه سربار جامعه باشد.
وی با اشاره به مطالعات جهانی درباره حقوق شهروندی افزود: باید بررسیهای جهانی درباره حقوق شهروندی را بومی کرده و اجرا کنیم؛ چرا که آموزشهای شهروندی جای خود را در آموزشهای دنیا باز کرده است.
دستیار ویژه رئیس جمهور در امور شهروندی تصریح کرد: در حقوق شهروندی به دنبال پرورش انسانهایی هستیم که در جامعه به محیط زیست احترام می گذارند، از رفتارهای خشن میپرهیزند و منتقد و منصف هستند البته این فقط وظیفه آموزش و پرورش نیست اما نقش نظام آموزشی نباید نادیده گرفته شود.
وی به ۳ رویکرد درباره آموزش حقوق شهروندی اشاره کرد و گفت: یک مدل برنامه درسی توزیعی است که آموزش شهروندی در برنامه آموزشی توزیع میشود؛ روش دوم، تلفیقی که آموزش حقوق شهروندی در محتوای درسی تلفیق شده است و روش سوم، مستقل است که دروس حقوق شهروندی مستقل ارائه میشود؛ متداولترین رویکرد، تلفیقی و برخی ترکیبی از ۳ رویکرد است.
مولاوردی به ظرفیت انجمن اولیا و مربیان اشاره کرد و افزود: یک بحث مهم در چارچوب آموزش شهروندی، آموزش معلمان و مدیران است که باید تخصص لازم را داشته باشد.
وی تصریح کرد: خوشحالم منشور حقوق والدین تدوین می شود و امیدوارم منشور حقوق فرهنگیان نیز تدوین شود.
فارس
گروه استان ها و شهرستان ها/
جمعی از اولیا دانش آموزان مدرسه مهدی موعود روستای بناب بندرخمیر در نامه ای که به صدای معلم ارسال کرده اند خواهان توجه مسئولان وزارت آموزش و پرورش نسبت به مطالبات خود شده اند .
« صدای معلم » آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .
آقای رسول خضری نماینده سردشت و پیرانشهر میگوید "بنابر صحبتهای دولت افرادی که زیر ۳ میلیون تومان حقوق دریافت می کنند زیر خط فقر هستند. متاسفانه در شرایط فعلی کشور و افزایش هزینه تامین کالاهای اساسی، بیش از ۲میلیون نفر قدرت خریدشان را از دست دادهاند و نیاز به حمایت دولت دارند."
بعد از جلسه غیر علنی ۱۷ مهر مجلس که که با حضور دکتر نوبخت برگزار شد بهروز نعمتی سخنگوی هیات رئیسه مجلس در جمع خبرنگاران اظهار داشت "بر اساس مذاکرات انجام شده مقرر شد کارت اعتباری ۳۰۰ هزارتومانی به ۲۰ میلیون نفر از اقشار آسیبپذیر جامعه که حقوقشان زیر ۳ میلیون است تعلق گیرد.
آقای پرویز فتاح رئیس کمیته امداد کشور نیز اعلام کرد ۴۰ میلیون ایرانی سبد کالا می گیرند.
بنابراین و با این فرمولها و محاسبات به نظر بیش از ۹۰ درصد دبیران و آموزگاران بازنشسته کشور اعانه بگیر دولت خواهند شد.
موضوع زندگی بازنشستگان، با معیشت و حداقلهای زندگیِ اقشار شریف دیگر جامعه از جمله مددجویان کمیته امداد و بهزیستی متفاوت است و اگر حق مشروع و قانونی بازنشستگان پرداخت شود آنان حداقل، از این فهرستها خارج می شوند.

آنچه که بر گریبان بازنشستگان چنگ انداخته و نفس آنها را به شماره انداخته تبعیض عریان و آشفتگیهایی است که در نظام پرداختهای کشور وجود دارد. اگر رویکرد عادلانه و منصفانه حاکم بود، اگر بند نهمِ اصلِ سوم قانون اساسی رعایت می شد، اگر اصل ۵۳ قانون اساسی در مورد لزوم واریز همه دریافتیها به حساب خزانه مملکت رعایت می شد، اگر همین قانون نیمبند مدیریت خدمات کشوری مصوب سال ۸۶ به درستی اجرا می شد و دهها تبصره و ماده به آن اضافه نمیشد این همه اختلاف و آشفتگی در پرداخت حقوق کارکنان دولت شاهد نبودیم.
اگر حق مشروع معلمین بازنشسته طبق همین قانون پرداخت می شد، دبیر بازنشسته نیاز به امداد و اعانه دولت نداشت.
آنچه موجب می شود سفره بازنشستگان هر روز و هفته خالیتر و ریسمان بر حلق آنان فشردهتر شود عدم رعایت قانون و نظارت بر اجرای درست آن توسط همه دولتها و مجلسها از سال ۸۷ تا کنون است و این همه در حالی است که حتی مفاد ماده ۳۰ قانون برنامه ششم توسعه مصوب اسفند ۹۵ در مورد متناسبسازی حقوق بازنشستگان نیز رعایت نشده و ضمناً سرنوشت لایحه قانون دائمی مدیریت خدمات کشوری که سال گذشته از سوی دولت به مجلس ارسال شده همچنان در هالهای از ابهام است.
خیلی خوب است که در مقام حرف، همه مسئولین از مقام معلّم تجلیل می کنند و شغل او را همسنگ شغل پیامبر می دانند و رئیسجمهوری از این کشور دست خانم معلم ابتدایی خود را میبوسد! اما وقتی پای عمل و پرداخت حق قانونی آنان به میان میآید.... گفته می شود که خزانه خالیست. اگر همین قانون نیمبند مدیریت خدمات کشوری مصوب سال ۸۶ به درستی اجرا می شد و دهها تبصره و ماده به آن اضافه نمیشد این همه اختلاف و آشفتگی در پرداخت حقوق کارکنان دولت شاهد نبودیم

در شرایطی که بازنشستگان از تبعیض و عدم اجرای قانون و بیعدالتی رنج می بردند فشارهای استخوانسوز اقتصادی ناشی از سوء مدیریتها و اخیراً بهانه تحریمهای خارجی مزید بر علت شده و عرصه زندگی را بیش از پیش بر بازنشستگان تنگ نموده است.
دولت و مجلس محترم تا کنون به انواع درخواستهای مدنی، قانونی و مسالمتآمیز بازنشستگان وقعی ننهادهاند و اکنون که به هر دلیل گشایشی در کار دولت ایجاد شده و دولت و مجلس قصد دارند به داد ملت برسند ارجح است که این دادرسی با حفظ جهات شرعی و کرامت اقشار جامعه باشد. از لحاظ شرعی ادای حقالناس بالاترین تکلیف است.
لذا به نمایندگان محترم دولت و مجلس پیشنهاد می شود :
راضی نباشید معلمین شما اعانهبگیر بشوند. راضی نباشید دبیران و آموزگاران شما برای گرفتن ماست و تخممرغ در صفهای طولانی فروشگاههای زنجیرهای بایستند. و در عوض هرچقدر که مقرر فرمودید به عنوان سبد حمایتی به دبیران بدهید دستور دهید همین مقدار را در احکام حقوقی افراد ثبت کنند و بخشی از دین دولت به آنان مستهلک شود.
چون پرداخت دین واجب است و سبد حمایتی مستحب.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

یک استدلال اداری – مالی که در سازمان برنامه و بودجه طرفداران پر و پا قرصی دارد می گوید کارمندان 44 ساعت کار می کنند و معلمان 24 یا 25 ساعت در هفته . پس شغل معلمی شغلی نیمه وقت است. ساعت کار معلمان حدود 55 درصد ساعت کار کارمندان است و به همین نسبت هم باید حقوق و مزایای آنها کمتر باشد.
با این مقدمه ، اعتراض معلمان به کمی حقوق و مزایا و مقایسه حقوق خود با کارمندان ادارات، نوعی قیاس نادرست است. مدیران ارشد آموزش و پرورش، به زبان شیک تر و پوشیده تری می گویند که بهره وری نیروی انسانی در آموزش و پرورش پایین است.
کارشناسان سازمان مدیریت ، آموزش و پرورش را چاه ویلی می داند که هرچه بودجه به آن تخصیص دهند صرف هزینه های پرسنلی می شود و برخلاف انتظار ، ناکارآمدی سیستم هم افزایش می یابد. معلمی که در مدرسه متوسطه 30 یا 36 ساعت تدریس می کند قادر به ایجاد ارتباط با دانش آموزان نیست. او مثل یک ضبط صوت زنده از کلاسی به کلاس دیگر می رود. فلسفه 24 ساعت تدریس هفتگی در کیفیت کار معلمان و تفاوت آن با کار کارمندی نهفته است
سه پیشنهادبرای حل مشکل کسری مزمن بودجه آموزش و پرورش و اعتراضات معیشتی معلمان در سازمان برنامه مطرح است.
نخست حفظ و ادامه وضع موجود است. یعنی بودجه آموزش و پرورش در حد 10 درصد بودجه عمومی دولت بسته شود و حقوق معلمان سالانه 10-12 درصد اضافه شود. مسئولان روی اهمیت شغل معلم و منزلت او تاکید کنند هر وقت اعتراضات معلمان بالا گرفت با طرحهایی مانند رتبه بندی و امثال اینها، فتیله اعتراض را پایین بکشند. مدیران آموزش و پرورش دنبال کم کردن هزینه ها از طریق توسعه مدارس غیر دولتی و اخذ وجه از اولیای مدارس دولتی (با واسطه انجمن اولیا و مربیان ) و صرفه جویی باشند، اما برای پرت کردن حواس معلمان شعارهای شیک و معلم پسند بدهند. دراین روش تاکید روی گفتار درمانی و نمایش است.
گروه دوم معتقدند که ریشه مشکل آموزش و پرورش در سیستم معلم رسمی 30 ساله است. می گویند وقتی می توان از طریق شرکت های آموزشی و یا موسسان مدارس غیر دولتی ، با یک میلیون تومان حقوق ماهانه، معلم جوان و پر انرژی سرکلاس فرستاد ، استخدام و نگهداشت معلم رسمی با سه برابر حقوق و مزایا به اضافه بیمه و بازنشستگی ، ولخرجی است. بنابراین به جای افرادی که بازنشسته می شوند باید معلمان خرید خدمت با حداقل وابستگی به آموزش و پرورش را سرکلاس فرستاد. در این روش معلمان رسمی فعلی اخراج نمی شوند اما جذب نیروی رسمی جدید متوقف می شود یا به حداقل می رسد . این روش مخالفان سرسختی در میان اصولگرایان ، چپگرایان و بدنه معلمی دارد. هر چند وزیر آموزش و پرورش با تعهد به این نظریه روی کار آمده اما هیچ یک از مدیران فعلی جرات دفاع از این نظریه را ندارند.

گروه سوم معتقد به افزایش حقوق معلمان متناسب با افزایش ساعت کار آنها است، این ابتکار تیم بطحایی - ترکمن است. یعنی بخشی از پولی که باید صرف پرداخت به معلمان حق التدریس شود به معلم شاغل در ازای ساعت تدریس بیشتر پرداخت می شود. هم دریافتی معلم رسمی بیشتر می شود، هم معلمان کمتری استخدام می شوند و هم وضعیت ساعت کاری معلمان به کارمندان نزدیک تر می شود. مرحله اول این طرح افزایش ساعت کار به 30 ساعت و مرحله دوم افزایش ساعت کار به 36 ساعت است. در فاز اول 18 درصد به فوق العاده شغل معلمان 30 ساعته افزوده می شود. فاز اول طرح در متوسطه اجرا می شود، زیرا در ابتدایی که هر پایه یک معلم داردو ساعت کار مدارس 25 ساعت در هفته است اجرای این طرح عملی نیست.
معلمی که در مدرسه متوسطه 30 یا 36 ساعت تدریس می کند قادر به ایجاد ارتباط با دانش آموزان نیست. او مثل یک ضبط صوت زنده از کلاسی به کلاس دیگر می رود. فلسفه 24 ساعت تدریس هفتگی در کیفیت کار معلمان و تفاوت آن با کار کارمندی نهفته است.

البته معلم باید تمام وقت باشد اما تدریس در کلاس، حدود 40 درصد کار معلم واقعی و حرفه ای است. بقیه اش مطالعه ، تشکیل پرونده برای دانش آموزان ، ملاقات با اولیا ، بررسی وضعیت درسی و تربیتی بچه ها و کارهای پژوهشی و... در مدرسه است. در این صورت معلم باید مثل استاد دانشگاه یک دفتر کار داشته باشد اما در مدارس ما تامین حتی یک صندلی برای نشستن معلم در زنگ تفریح با دشواری صورت می گیرد.
تبدیل معلم به ماشین تدریس هم با اصول تعلیم و تربیت و هم با شعار مدرسه با نشاط و هم با شعار آموزش مهارت های زندگی در مدارس و هم با شعار رفاه معلم در تضاد است. این یک طرح برای صرفه جویی در هزینه ها و نتیجه آن تبدیل معلم به ماشین تدریس و کاهش کیفیت آموزش در مدارس است.
بازنده اصلی این طرح دانش آموزان هستند.
کانال تلگرامی

روزهای یکشنبه و دوشنبه 22 و 23 مهر ماه تعدادی از معلمان در شهرهای مختلف کشور در دفتر مدارس حضور پیدا کرده اما از رفتن به کلاس های درس خودداری کردند .
در اعتراضات پیشین که به سال های 92 و 93 برمی گردد اعتراض معلمان به صورت " تجمع " در مقابل مجلس و یا سازمان برنامه و بودجه و در استان ها و شهرستان ها در برابر ادارات کل و ادارات مناطق صورت می گرفت .
نخستین تجمع معلمان در سال 80 و در مرکز تربیت معلم شهید باهنر تهران و به دعوت سازمان معلمان ایران صورت گرفت .

پس از آن اعتراض معلمان در سال های 82 و 83 به صورت تحصن در مدارس برگزار گردید .
در نخستین دوره دولت احمدی نژاد اعتراضات معلمان در اسفند 85 و در موضوع استرداد لایحه مدیریت خدمات کشوری توسط دولت وقت صورت گرفت .

حضور معلمان در این دستگاه زیاد اما نفوذ و تاثیرگذاری شان در حوزه تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها بسیار ناچیز است اما سرکوب گسترده معلمان و تشکیل پرونده های مختلف برای فعالان صنفی و معلمان معترض که به صورت گسترده در هیات های تخلفات اداری و با همکاری حراست های آموزش و پرورش صورت گرفت موجب شد تا سال 92 شاهد هیچ گونه اعتراضی از سوی معلمان نباشیم .
اما چرا تجمعات معلمان به اعتصاب و یا تحصن در مدارس تغییر شکل داد ؟
شنبه 20 اردیبهشت ماه 97 تعدادی از معلمان در مقابل سازمان برنامه و بودجه برای بیان مطالبات صنفی و حقوق قانونی خویش دست به تجمع مسالمت آمیز زدند .
متاسفانه بر خلاف انتظار این تجمع به خشونت کشیده شد و تعدادی از معلمان بازداشت و مورد ضرب وشتم قرار گرفتند .
« صدای معلم » در این مورد نوشت : ( این جا )
" اصل 27 قانون اساسی صراحتا بر آزادی اجتماعات تاکید دارد .
در اصل نهم قانون اساسی هم آمده است :
" در جمهوری اسلامی ایران، آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت اراضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشهای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند. "
متاسفانه بر خلاف انتظار این تجمع به خشونت کشیده شد و برخورد نامناسب و غیرفرهنگی و خلاف حقوق شهروندی با فرهنگیان جامعه صورت گرفت .
خوشبختانه برخی از نمایندگان آگاه و مسئولیت شناس مجلس مانند فاطمه سعیدی عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس و پروانه سلحشوری رئیس فراکسیون زنان مجلس ، نسبت به برخوردهای صورت گرفته واکنش اعتراضی نشان دادند .
« صدای معلم » از مسئولیت شناسی این عزیزان تشکر و قدردانی می کند .

اما آن چه موجب تعجب و شگفتی ما است سکوت برخی دیگر از نمایندگان مجلس مدعی دفاع از حقوق معلمان به ویژه « حمیدرضا حاجی بابایی » رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس شورای اسلامی است .
حاجی بابایی که همیشه خود را مدافع سرسخت معلمان نشان می دهد و خود را معلم می نامد مشخص نیست که چرا در برابر این گونه حرمت شکنی ها و تعرض به کرامت معلمان سکوت کرده است ؟ " سرکوب گسترده معلمان و تشکیل پرونده های مختلف برای فعالان صنفی و معلمان معترض که به صورت گسترده در هیات های تخلفات اداری و با همکاری حراست های آموزش و پرورش صورت گرفت موجب شد تا سال 92 شاهد هیچ گونه اعتراضی از سوی معلمان نباشیم
شاید نخستین و مهم ترین عامل برای کشیده شدن پتانسیل اعتراضی برخی از معلمان به دفتر مدارس آن پیشینه ذهنی در مورد برخوردهای خشونت آمیز بوده است .
البته تشکل های صنفی و نیز خود معلمان با اطلاع و اطمینان از این که وزارت آموزش و پرورش دولت روحانی برای آن ها پرونده سازی نخواهد کرد این امر میسر گردید .
« رسول بداقی » که در حال حاضر بازرس کانون صنفی معلمان بوده و البته پیش تر از آموزش و پرورش اخراج گردیده است در یک کانال تلگرامی چنین می نویسد :
" ... ویژگی چهارم این اعتصابات هزینه پایین آن بود.
سوای از دستگیری محمدرضا رمضان زاده دبیر شورای هماهنگی تاکنون خبر دستگیری هیچ فردی از معلمان معترض به گوش نرسیده... "

اما در کنار این موضوع می توان دلایل دیگری برای تغییر شکل اعتراضات معلمان را هم ذکر کرد .
اعتصاب در مدارس قابل مشاهده نیست .
آمارهایی که توسط طرفین یعنی مسئولان وزارت آموزش و پرورش و فعالان صنفی ارائه می شود تفاوت های خیلی زیادی دارند .
فعالان صنفی و معلمانی که در اعتصاب شرکت کرده اند استتقبال را خوب و قابل قبول ارزیابی می کنند اما مسئولان وزارت آموزش و پرورش و مشخصا مدیران کل و مناطق برای آن که استمرار مدیریتی آن ها دچار خدشه نشود و یا متهم به ناکارآمدی و یا بی عرضگی نشوند یا از اساس صورت مساله را پاک می کنند مانند اداره کل آموزش و پرورش خراسان رضوی ( این جا ) و یا در شهری مانند تهران با 19 منطقه مدیر کل آن آقای باقری تعداد مدارس اعتصاب کننده را 5 فقره ذکر می کند .
و اما دلیل مهم دیگر که خیلی ممکن است به چشم نیاید کشاندن مشکلات صنفی توسط معلمان معترض به میان دانش آموزان می باشد .
از نظر نگارنده سپر قرار دادن دانش آموز برای احیای مطالبات صنفی نوعی استفاده ابزاری از دانش آموزان برای موضوعات مبتلی به معلمان است .
درست به همان دلیل که استفاده ابزاری از دانش آموزان برای مقاصد سیاسی محکوم و ناپسند و غیراخلاقی است این گونه کنش ها با یک آموزش حرفه ای تطابق ندارد .
معلم نباید در جریان آموزش دانش آموز را وارد دعواهای خود با دولت و حاکمیت کند .
هیچ فرد ، مقام و یا نهادی حق ندارد و نمی تواند از دانش آموزان برای اهداف و یا مقاصد صنفی و یا سیاسی خود از دانش آموزان استفاده ابزاری کند .
مهم ترین کار یک معلم باید آموزش تفکر انتقادی و مهارت های زندگی به دانش آموزان باشد .
اگر این دسته از معلمان واقعا برای " دانش آموز " در نظام آموزشی پایگاه و جایگاهی قائل هستند چرا در مورد نمایشی شدن و بی خاصیت بودن " شورای دانش آموزی " در مدارس اعتراض نمی کنند ؟
چرا فرضا زمانی که حقوق دانش آموز توسط همکار و یا معاون و مدیر مدرسه نادیده گرفته می شود معمولا در برابر آن سکوت می کنند ؟

در جریان تقلب و تخلفات هشتمین دوره مجلس دانش آموزی بسیاری از تشکل ها و فعالان صنفی از کنار آن به راحتی گذشتند ...
اگر دانش آموز ضلع مهم و رکن راهبردی تعلیم و تربیت است و فلسفه وجودی معلم و نظام اداری مدرسه و سطوح مدیریتی در برابر آن معنا پیدا می کند نباید در مقابل تضییع حقوق آنان سکوت کرده و مصلحت پیشه کنیم .
یک بار سر کلاس وقتی دانش آموزان اسامی دانش آموزان را برای حضور و غیاب قرائت می کردم یک دفعه دانش آموزان گفتند که فلانی اخراج شده است .
وقتی دلیلش را پرسیدم نماینده کلاس اظهار کرد که نسبت به عملکرد یک دبیر معترض بوده و در در کلاس انتقاد کرده است .
آن معلم هم کینه به دل گرفته و توانسته است با اجماع سایرین دانش آموز را به مدرسه دیگری منتقل کنند .
وقتی گفتم که آیا " شورای دانش آموزی مدرسه " در جریان است همه یکدیگر را نگاه می کردند ...

نکته مهم دیگری که البته در گزارش صدای معلم هم به آن اشاره شده بود ( این جا ) انتشار عکس های دسته جمعی معلمان متحصن در دفتر مدارس بود که البته در طول تاریخ اعتراضات معلمان بی سابقه بوده است .
البته برخی از رسانه ها مانند " باشگاه خبرنگاران جوان " با ناشی گری و دستپاچگی سعی کردند که این تصاویر را جعلی و دستکاری شده نشان دهند اما حجم زیاد این تصاویر در فضای مجازی که مرتبا ارسال می شد صحت این گونه فرضیه سازی را باطل نمود .
معلمان اکثرا محافظه کار و حسابگر بوده و حاضر نیستند برای مطالبات صنفی و حتی قانونی خویش هزینه ای را متحمل شوند .
برای بنده که روزانه در همین رسانه صدای معلم صدها کامنت ( نظر ) را مطالعه و منتشر می کنم و اکثریت قریب به اتفاق این نظران " ناشناس " هستند این گونه امور تعجب برانگیز و حتی غیر قابل باور هستند .
حتی افرادی که بعضا برای این رسانه مطلب می نویسند حاضر نیستند که عکسی از خود را پای نوشته خویش الصاق کنند .
و یا حتی مطلب خوب و درخوری ارسال می شود اما نویسنده آن ناشناس است .
هیچ فرد ، مقام و یا نهادی حق ندارد و نمی تواند از دانش آموزان برای اهداف و یا مقاصد صنفی و یا سیاسی خود از دانش آموزان استفاده ابزاری کند . آیا تغییر خاصی در روحیه معلمان رخ داده است ؟
وقتی فرضا در شورای معلمان مشاهده می کنم که کم تر معلمی از وضعیت موجود مدرسه و حتی اداره انتقاد می کند و اکثر وقت این نشست ها به تشکر و قدردانی معلمان از مسئولان مدرسه بدون آن که بحث جدی و یا مهمی مطرح شود و سخنرانی های مدیران و معاونین و سایر کادر اداری مدرسه می گذرد و برخی اعتراضات جدی در " سازمان غیررسمی مدرسه " طرح و بحث می شود و نماینده معلمان هم یک مقام تشریفاتی است که حتی خودش و جایگاهش را هم قبول ندارد پس چگونه می توان پذیرفت معلمی که احتمالا از کم شدن نمره ارزشیابی ای توسط مدیر سکوت می کند این گونه و بی باکانه عکس های خود را با چهره های خندان در فضای مجازی به اشتراک می گذارند ؟
شاید یک دلیل آن را بتوان به خصیصه عمومی جامعه ایرانی یعنی " جو گیر " شدن و پدیده هایی مانند " خودکشی دسته جمعی " مسبوق به تاریخ ایرانی نسبت داد .
حدود 3 دهه است که معلمان برای مطالبات خود در حال تقلا بوده و البته هنوز به یک فرمول واحد و کارآمد " کنش گری " و " مطالبه گری " دست نیافته اند .
در کشورهای توسعه یافته این سندیکاها و اتحادیه های قدرت مند هستند که این وظیفه را بر عهده دارند .

البته در کنار عضویت حداکثری معلمان در این مجامع آن ها به وظایف تشکیلاتی خود واقف بوده و حق عضویت پرداخت می کنند .
در جامعه ما انواع و اقسام تشکل ها حضور دارند .
تعدادی از آن ها به دنبال گرفتن پست ها و تصاحب صندلی ها هستند بدون آن که در مقابل این سهم خواهی مسئول و پاسخ گو باشند .
این ها این گونه حرکات را موجب تضعیف دولت می دانند .
برخی دیگر مانند کانون های صنفی که سهمی در قدرت ندارند حل چالش ها و بحران های آموزش و پرورش را در کنش هایی مانند تجمع و تحصن و... می بینند .
تعداد قابل توجهی از معلمان نسبت به وقایع و رودیدادهای پیرامون خود و مسائلی که در آموزش و پرورش اتفاق می افتد " بی تفاوت " هستند و نالیدن های آنان در مورد مشکلات شان از حد " اتاق معلمان و زنگ تفریح " فراتر نمی رود .
در سوی دیگر ؛ معلمان نسبت به این تشکل اقبال و یا اعتماد چندانی ندارند اما از سوی دیگر خودشان هم تلاشی برای عضویت موثر در این تشکل ها نمی کنند بدون آن که به این اصل بیندیشند که فقط با کنش های جمعی و عقلانیت مدار می توان به حقوق قانونی خود دست یافت .
فعالیت های جمعی و تشکیلاتی نیاز به حوصله ، مداومت و افکار نو دارد و اکثریت معلمان ما حوصله چنین اموری را ندارند و مهم تر این که آموزش ندیده اند .

پس از حدود 3 دهه کنش های اعتراضی و مطالبه گرانه هنوز معلمان در منطقه آموزشی خودشان یک نماینده ندارند . معلمان اکثرا محافظه کار و حسابگر بوده و حاضر نیستند برای مطالبات صنفی و حتی قانونی خویش هزینه ای را متحمل شوند
حضور معلمان در این دستگاه زیاد اما نفوذ و تاثیرگذاری شان در حوزه تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها بسیار ناچیز است .
یکی از حوزه های مهم برای مطالبه گری موثر " رسانه " است .
یکی از دلایل انعکاس وسیع خبر اعتصاب معلمان در رسانه ها که بیشتر در بخش " خارجی " بود همین شبکه های اجتماعی بود .
اما گذاشتن چند عکس و یا فرستادن سر پایی چند مطلب سطحی و بدون پشتوانه پژوهشی نمی تواند چندان کار ساز باشد .
حدود یک میلیون معلم شاغل و 700 هزار بازنشسته هنوز یک روزنامه سراسری ندارند .
رسانه های فعال در این حوزه هم قلیل و اندک هستند .
در نشست های رسانه ای وزارت آموزش و پرورش این فقط صدای معلم است که به عنوان یک رسانه اختصاصی در حوزه آموزش حضور دارد و بقیه را خبرنگاران حوزه آموزش خبرگزاری ها و یا روزنامه ها تشکیل می دهند .
بدون اغرق و یا تعریف اگر در نشستی حضور داشته باشم نشست چالشی و خبرنگاری می شود .
آیا این وضعیت در خور این تعداد از معلمان که ادعای فرهنگی بودن و مرجع بودن را دارند می باشد ؟
آیا این دور تسلسل ادامه خواهد یافت .