گروه رسانه/
« صدای معلم » بار دیگر معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش و سایر مدافعان طرح معلم تمام وقت را به برگزاری نشست های رسانه ای دو سویه و گفت و گوی انتقادی دعوت می کند .
« صدای معلم » از رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش دعوت می کند تا در جهت عمل به آموزه ها و حرف هایی که زده است این مهم را را به منظور احترام به افکار عمومی و جایگاه رسانه و معلمان در اولویت قرار دهد .
گروه گزارش/
تاکنون گزارش ها ، یادداشت ها و تحلیل های مختلف و متعددی در مورد ضرورت تاسیس سازمان نظام معلمی ، توجه به گروه های آموزشی با رویکرد تربیت معلم حرفه ای در صدای معلم منتشر گردیده است .
« مدیر صدای معلم » شنبه 31 شهریور در نشست ویژه خبری وزير آموزش و پرورش که به مناسبت آغاز سال تحصیلی و اعلام اهم برنامههای سال جدید با حضور خبرنگاران در مدرسه تاریخی و ماندگار " دارالفنون " برگزار شد گفت : ( این جا )
" بنده نسبت به حذف و اجرا نشدن مواد این آیین نامه به ویژه ماده 5 و نبود انتخابات آزاد برای انتخاب سر گروه هشدار می دهم .به گروه های آموزشی در جریان سونامی کمبود معلم در آموزش و پرورش کاری نداشته باشید و دموکراسی را در نهادهای منتخب معلمان اجرا کنید ."
همچنین « صدای معلم » در گزارشی با عنوان " هشدار به وزارت آموزش و پرورش در مورد حذف گروه های آموزشی " ( این جا ) نوشت :
" بر اساس مصوبه ای که در سال 94 به تایید شورای عالی آموزش و پرورش و به امضای وزیر آموزش و پرورش و رئیس جمهور و بر اساس مفاد سند تحول بنیادین رسیده است ؛ تاکنون گزارشی در مورد وضعیت اجرای « آیین نامه گروه های آموزشی و تربیتی » از سوی مرجع ذی ربط یعنی وزارت آموزش و پرورش منتشر نشده است .
از نظر ما ، حتی در مورد مهم ترین بخش این آیین نامه که ماده 5 آن است و انتخاب سرگروه های آموزشی توسط خود معلمان و در یک فرآیند انتخاب آزاد صورت می گیرد از سوی وزارت آموزش و پرورش کوتاهی شده و مسیر انحراف را پیموده است .هر چند عملکرد نادرست ، ناقص و غیراثربخش بسیاری از این گروه های آموزشی که حتی قادر به یک ارتباط گیری ساده با معلمان در یک حوزه محدود نبوده اند موجب گردیده است تا اهدافی که برای این گروه های علمی و تخصصی تدوین شده اند تحقق پیدا نکند و متاسفانه جایگاهی برای گروه های آموزشی به عنوان " نهاد منتخب معلمان " تعریف و تبیین نگردد .
گزارش ها و اخبار رسیده به « صدای معلم » حاکی از آن است با توجه به کمبود شدید معلم و سونامی بازنشستگی قرار است تا معلمان شاغل در گروه های آموزشی به مدارس رفته و اگر نیرویی مازاد بود در گروه های آموزشی ادامه کار دهد .
اگر چه این موضوع به صورت مکتوب و یا مستند به مناطق و یا نواحی ارسال نشده است اما این اقدام نانوشته ؛ ته مانده کیفیت آموزشی را در این نظام آموزشی ناکارآمد مورد تهدید جدی قرار داده و امید به اصلاحات و تحول آموزشی را از بین خواهد برد .
« صدای معلم » به جد از وزیر آموزش و پرورش انتظار دارد تا نسبت به این موضوع بی تفاوت نبوده و نسبت به اجرای بی کم و کاست « آیین نامه گروه های آموزشی و تربیتی » اهتمام جدی داشته باشد .
ذکر این نکته مهم و راهبردی است که حتی عملکرد ضعیف این نهادها نمی تواند بهانه ای برای حذف تدریجی آن ها باشد .
« صدای معلم » از آقای بطحایی می خواهد تا در کنار ارسال لایحه رتبه بندی معلمان به هیات دولت و مجلس که البته انتقادات جدی بر آن وارد است نسبت به تاسیس منطقی و جامع " سازمان نظام معلمی " که از اهم برنامه وزیر آموزش و پرورش در هنگام اخذ رای اعتماد در مجلس شورای اسلامی بوده است اقدام جدی به عمل آورد .اصلاحات در نظام آموزشی با همراهی " معلمان " امکان پذیر است و حفاظت و پاسداشت از نهادهای منتخب معلمان نخستین گام برای " جلب اعتماد " و گشودن " امید " برای تحقق این مهم است . "
هنوز از سرنوشت تدوین نهایی طرح سازمان نظام معلمی که در زمان وزارت دانش آشتیانی انجام شد گزارشی از سوی مسئولان وزارت آموزش و پرورش ارائه نشده است .
اظهارات کارشناس مسئول گروههای آموزشی دفتر آموزش دوره اول متوسطه وزارت آموزش و پرورش در مورد نظارت و توانمندسازی معلمان و رشد حرفهای معلمان را می خوانیم .
گروه گزارش/

پنج شنبه 16 آذرماه از باشگاه خبرنگاران جوان گزارشی در خبر ۲۰:۳۰ پخش شد که در آن تنبیه بدنی یک دانش آموز در یکی از مدارس ناحیه 2 شهر همدان به تصویر کشیده بود.
در این گزارش مدیر اداره به اتفاق دوربین صدا و سیما در کلاس درس و جلوی بچه ها معلم را محاکمه کرده و مجازات کردند.
به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا ، پور داود مدیرکل آموزش و پرورش استان همدان گفت: برنامه 20:30 برنامه ای یک طرفه است که نوک پیکان آن متوجه دولت روحانی است و اخبار منفی مربوط به دولت را بزرگ نمایی و اخبار منفی جناح اصولگرا را کوچک نمایی می کند یا اصلا نمی بیند.
"به دنبال پخش گزارشی از اخبار صدا و سیما در رابطه با تنبیه فیزیکی دانش آموز یکی از دبیرستان های شهر همدان، مدیر و معاون آموزشی این مدرسه برکنار و معلم خاطی به حالت تعلیق درآمد و هر سه نفر به هیات تخلفات اداره کل آموزش و پرورش معرفی شدند. "
وی اظهار داشت: در روز شنبه 10 آذر در کلاس پایه هفتم مدرسه شهید مقصودی، مبصر کلاس امیر رضا را به عنوان دانش آموز بی انضباط برای تنبیه به معلم درس علوم معرفی می کند که به درخواست معلم تعدادی از دیگر دانش آموزان نیز در تنبیه امیررضا مشارکت کردند.
پور داود ادامه داد: "در پی این اتفاق آموزش و پرورش استان همدان وارد عمل شد و... پس از برخورد با معلم، مدیر و معاون آموزشی مدرسه، پرونده موضوع به هیات تخلفات اداره کل ارسال شد."
اما توئیت وزیر آموزش و پرورش با اقدام عملی اداره کل آموزش و پرورش همدان متفاوت بود .
« سیدمحمدبطحایی » رفتار صدا و سیما را در مورد پخش این گزارش جوانمردانه ندانست و گفت: نباید با خطای یک نفر زحمات یک میلیون معلم زیر سوال برود!؟
« شیرزاد عبداللهی » در مطلبی نوشت :
" من دقیقا نمی دانم صدا و سیما در برنامه 20:30 چه گفته ؟ خوب بود حداقل روابط عمومی توضیح می داد که انتقاد سیما چه بوده است؟
اگر مساله به تنبیه بدنی دانش آموزان یا تجاوز جنسی به دانش آموزان بر می گردد و 20:30 این خبرها را بازتاب داده است ، توییت آقای بطحایی انحراف از موضوع و تغییر صورت مساله است.
برنامه 20:30 برنامه ای یک طرفه است که نوک پیکان آن متوجه دولت روحانی است و اخبار منفی مربوط به دولت را بزرگ نمایی و اخبار منفی جناح اصولگرا را کوچک نمایی می کند یا اصلا نمی بیند. اما اگر حدس من در مورد خبر 20:30 درست باشد، توئیت آقای بطحایی فرصت طلبانه و مانند استفاده از غیرنظامیان به عنوان سپر انسانی در جنگ ها است. یعنی پشت معلمان سنگر گرفته تا کسی جرات نکند انتقاد کند تا مبادا با 20:30 همصدا شود.
اما واقعیت این است که تخلفاتی که در مدرسه اتفاق می افند یک موضوع منفرد و مربوط به یک معلم نیست. بلکه یک پدیده اجتماعی است که باید ریشه یابی شود. فروکاستن تنبیه بدنی دانش آموزان ، تجاوز جنسی به دانش آموزان ، اعتیاد ، ناهنجاری های رفتاری و.... در مدارس پدیده هایی منفرد و ناشی از عمل یک معلم یا یک دانش آموز نیستند.
آقای بطحایی هرچه دلش می خواهد علیه صدا و سیما شعار بدهد. ما هم از صدا و سیما ناراضی هستیم اما صورت مساله را عوض و ذهن معلمان را از موضوع اصلی منحرف نکند. البته این توییت ها ساخته و پرداخته مشاوران رسانه ای خارج از آموزش و پرورش وزیر است و مخاطب آن معلمانی است که در فضای مجازی حضور دارند. در فضای واقعی آقای بطحایی و معاونان او حرفهای دیگری می زنند و کارهایی می کنند که 180 درجه با این ژست های روشنفکری در تناقض است.
گزارش 20:30 در مورد تنبیه دسته جمعی دانش آموز همدانی صرف نظر از روش غالب در صدا و سیما (دروغگویی ) این بار درست بود.
امروز پنج شنبه 22 آذرماه جمعی از فرهنگیان و دانش آموزان همدانی با برگزاری تجمع به عملکرد صدا و سیlا اعتراض کردند .










پایان گزارش/

چرا میان دانستن هدف و توانستن هادف خلط می شود؟! بگذریم از این که مسئله در نظام اسباب و مسببات می توانیم و نمی توانیم نیست بلکه مسئله مهم چگونه و کی و برای چه می توانیم است البته به هم مهربان هستیم اما اگرعذرها را بریزیم می شود گفت که پای بی رمق بی گرد و خاک است چون قدمی نمی تواند بردارد.
این نهایت آنچه را که می توان تامین کرد نیست، آری! ما می توانیم در روابط اجتماعی،ناپای بند یا که با توجه به قانونمندی نظام هستی قواعدی را بپذیریم که با ادراکات و احساسات ما هماهنگ باشد و پایبند به آن شویم تا در رویدادها و اوضاع و احوال مختلف خود برای بهتر از دیروز زیستی به این قواعد رجوع کنیم که جواب گویی ریز و مشخص ما باشند مثلاً:
1-ما می توانیم از نسلی باشیم که سر از زیر لحاف بیرون کشیده و پنجره ها را بگشاید.
2-ما می توانیم اگر خطایی کردیم بی اعتسار و مستعسر شدن از دیگران عذر بخواهیم.
3-ما می توانیم خود را تغییر و مسائل مان را حل بعد دیگران را تغییر و حلال مشکلات شویم.
4-ما می توانیم فحش نثار نشویم و کاری کنیم فحش محبت نکنند.
5-ما می توانیم درباره موضوعات اختلاف داشته باشیم نه اشخاص.
6-ما می توانیم در پیچ و تاب بحران ها میانبر و پل بزنیم و ضربه پذیر نباشیم.
7-ما می توانیم هر روز بیشتر از دیروز به آنچه که می آید بیشتر فکر کنیم.
8-ما می توانیم آینده را زیبا کنیم و نه گذشته را و چشم باز در حال شویم.
9-ما می توانیم برآنچه باعث ترس و نگرانی هست غلبه کنیم.
10-ما می توانیم به آنکه شنوایی صدای ما است از مشکلات خود بگوییم.
11-ما می توانیم خطاهای کوچک و بزرگ نزدیکان خود را ببخشیم.
12-ما می توانیم قبل از استخاره ها سراغ استشاره رویم.
13-ما می توانیم عبرت گیر و خیزرو باشیم.
14-ما می توانیم اجازه دهیم دوستان کمک کارمان ما باشند.
15-ما می توانیم شکستن ها را شکست و به قدر کفاف داشته باشیم.
16-ما می توانیم در به دری از فقر را از لغت نامه جامعه حذف کنیم.
17-ما می توانیم دیگران را به میل خود قضاوت نکنیم.
18-ما می توانیم در لحظات سرنوشت ساز زود تصمیم بگیریم.
19-ما می توانیم در استعدادی که خود نداریم و دیگران دارند شریک شویم.
20-ما می توانیم برای آنچه هستیم از نزدیکان متشکر و با آنان متواضع باشیم.
21-ما می توانیم از زاویه نگاه دیگران به خود نگاه کنیم و نظرخواه باشیم.
22-ما می توانیم بزرگوار و زیبا پسند و درست کردار باشیم.
23-ما می توانیم در مسیر خودمان حرکت کنیم حتی اگرکمی دیرتر برسیم.
24- ما می توانیم لبخند به لب با دیگران گفت و گو کنیم.
25-ما می توانیم در آنچه هست قانع باشیم و آنچه نیست را بدست آوریم.
26-ما می توانیم شخصیت ساز و قهرمان پرور شویم نه شخص پرست.
27-ما می توانیم پیاد روی کنیم و به فکر سلامتی خود باشیم.
28-ما می توانیم به اندازه کافی بخوریم و بخوابیم.
29-ما می توانیم روز و ساعت استراحت را هم به یادگیری بگذارنیم.
30-ما می توانیم وقت بیشتری را برای همسر و فرزندان خود بگذاریم.
31-ما می توانیم زمان و مکان جداگانه و آرامی برای خلوت و راز و نیاز داشته باشیم.
32-ما می توانیم آنجا که حق با ما نیست جدل و گفت و گوی بی فایده نکنیم.
33-ما می توانیم در خانواده تصمیمات جمعی جدی پایدار بگیریم.
34-ما می توانیم مشغول کارهای جدید و عاقبت دار شویم.
35-ما می توانیم از نزدیکان بهترین و بدترین صفت خود را بپرسیم.
36-ما می توانیم به آنچه که بر شخصیت ما اثر می گذارد اهمیت دهیم.
37-ما می توانیم بدون فریاد و فریب با دیگران گفت و گو کنیم.
38-ما می توانیم با دلیل دیگران را نقد کنیم پس دیگران هم می توانند ما را نقد کنند.
39-ما می توانیم تقسیم کار کنیم تا به کسی فشار نیاید.
40-ما می توانیم عضو یک گروه خیریه و عام المنفعه و جهادی شویم.
41-ما می توانیم بعد از اعتماد به خدا اعتماد به نفس خوبی داشته باشیم.
42-ما می توانیم اهداف بزرگ را کوچک کنیم وآرام آرام به آنها برسیم.
43-ما می توانیم همنشین خوبی برای دیگران باشیم.
44-ما می توانیم مسافرت کم مسافت و هزینه و پرباری را تجربه کنیم.
45-ما می توانیم به همان اندازه که به ماشین و کتابخانه توجه داریم به خودمان هم توجه کنیم.
46- ما می توانیم منطقی تر و با ادب تر از گذشته باشیم.
47-ما می توانیم از عادت های درست و جالب دیگران تقلید کنیم.
48-ما می توانیم اقناعی یک مسئله را برای دیگران بازگو کنیم نه تعصبی.
49-ما می توانیم قبل از نیاز و احتیاج سراغ دوستان خود برویم.
50-ما می توانیم در عصبانیت ها حاکم باشیم نه عصبانیت حاکم بر ما.

51-ما می توانیم از آنان که ما را عصبانی می کنند دور شویم.
52-ما می توانیم نقص و عیب های دیگران را تحمل کنیم.
53-ما می توانیم دیگران را همان طور که هستند بپذیریم یا که اگر شد تغییر دهیم.
54-ما می توانیم به نقاط مثبت و صواب و جمال دیگران توجه کنیم.
55-ما می توانیم بگذاریم دیگران هرآنچه خواستند بگویند و در ما اثر نگذارند.
56-ما می توانیم تلاش کنیم که بفهمیم چه چیزهای ما را از خود بی خود می کند.
57-ما می توانیم به دیگران بفهمانیم که آنها شبیه هیچ کس دیگر نیست تا خودشان باشند.
58-ما می توانیم اول دستگیری کنیم سپس نصیحت کنیم.
59-ما می توانیم در هدیه ها و تمجید و تحسین ها با شوق و ذوق رفتار کنیم.
60-ما می توانیم بین آنچه که می خواهیم باشیم و آنچه هستیم فاصله ایجاد کنیم.
61-ما می توانیم به نزدیکانمان بیشتراز روزهای پیش توجه کنیم و نیازهای آنان را بشناسیم.
62-ما می توانیم اشتباهات همه را یک حجم و شکل و اندازه نبینیم.
63-ما می توانیم توقعات خود را از دیگران به صفر برسانیم تا کمتر دلخور شویم.
64-ما می توانیم بدون دلیل کسی را توبیخ و تشویق و سرزنش نکنیم.
65-ما می توانیم در وقت مناسب به قرارهایمان برسیم و بد قولی نکنیم.
66-ما می توانیم هر کار نیکی را که دیدیم از هرکس که باشد آن را گسترش دهیم.
67-ما می توانیم احساسات خود را با صدای بلند فریاد زنیم اگر در آن صادق باشیم.
68-ما می توانیم در دوره ها و کلاس های که مفید هست و آینده ساز شرکت کنیم.
69-ما می توانیم بفهمیم که پاسخ نقد را با فحش و انتقام نمی دهند.
70-ما می توانیم چندین برابر آنچه می گوییم بشنویم و قدم برداریم.
71-ما می توانیم دیگران را با تشکر و سپاس خوشحال کنیم.
72-ما می توانیم آنچه دیگران آموخته اند بیاموزیم و آنچه آموخته ایم به دیگران بیاموزیم.
73-ما می توانیم توقعات دیگران را قبل از بیان برآورده سازیم.
74-ما می توانیم هرگز نگوییم این که می گویید نه وظیفه من نیست.
75-ما می توانیم بپرسیم که چگونه بهتر می توانیم در کار خود مهارت بیشتری کسب کنیم.
76-ما می توانیم در نشست های علمی و معنوی بیشتری شرکت کنیم.
77-ما می توانیم اگر رزق ما کم است بیشتر تلاش کنیم و کم تر غرغر کنیم.
78-ما می توانیم در سفر و راه بهترین همسفر و همراه باشیم.
79-ما می توانیم آنچه نیازمند به آن هستیم بسازیم و از دیگران گدایی نکنیم.
80-ما می توانیم به حریم خصوصی دیگران وارد نشویم و به هم آن را بیاموزیم.
81-ما می توانیم نام و نام خانوادگی و لقب علمی و عملی و معنوی را با احترام یاد کنیم.
82-ما می توانیم عرف یک قوم و قبیله و شهر و روستا را رعایت کنیم.
83-ما می توانیم از آنچه که ترس از دست دادن آن را داریم مراقبت بیشتری کنیم.
84-ما می توانیم اگر استعداد و آمادگی کاری را نداشتیم آن را رها کنیم.
85-ما می توانیم به عواطف مذهبی و دستوری هم در صورت اختلاف احترام بگذاریم.

86-ما می توانیم به هنگام قهر و عدم تعامل هم از دیگران بدگویی نکنیم.
87-ما می توانیم هرگز دعوا نکنیم و همواره تعامل و نرمش داشته باشیم.
89-ما می توانیم در تربیت و آموزش نتیجه گرا باشیم نه تنها تکلیف گرا.
90-ما می توانیم در راهی که زیان دارد و درآن آگاه نیستیم قدم از قدم برنداریم.
91-ما می توانیم در بن بست ها مرثیه خوان نباشیم و راهگشا شویم.
92-ما می توانیم تنگ نظری ها را کنار بگذاریم و جامع نگر باشیم.
93-ما می توانیم به دل تنگ و رنج و درد کشیده درد و رنجی و دلتنگی اضافه نکنیم.
94-ما می توانیم هیچ ذلتی را نپذیریم و به وجدان جمعی احترام بگذاریم.
95-ما می توانیم ساعتی از روز را به آنچه که خدا دوست دارد اختصاص دهیم.
96-ما می توانیم اگر پدر هستیم عشق خود را بین اعضای خانواده خود تقسیم کنیم.
97-ما می توانیم اگر مادر هستیم به همسر خود بیشتر از فرزندان عشق بورزیم.
98-ما می توانیم اگر پسر هستیم به خواهرمان غیرت داشته باشیم.
99-ما می توانیم اگر دختر هستیم به برادرمان اعتماد بیشتری داشته باشیم تا غریبه ها.
100-ما می توانیم بعد از بازنشستگی به ورزش و باغبانی و نوه و نتیجه داری بپردازیم.
حقیقت این است که آنچه می شود به آن رسید در این ها محصور نیست و به دو شکل می شود که رفتار کنیم ،یا اینکه منفی بافی کنیم و سرود ما ناتوانیم و نمی گذارند و نمی شود و میدان نمی دهند و حال نداریم و مشکل هست و ضعیفیم و نه پول داریم و نه پارتی و لوازمش نیست و...سردهیم که نتیجه آن نا امیدی و یأس و بی حاصلی است و یا اینکه چه به صورت عام و چه به صورت خاص البته با اراده و اطمینان و باور بگوییم می توانیم و هادفی باشیم که هدفش را بخوبی دیده و به سوی آن پیش رفته است و تمام.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در چهلمین سال انقلاب، طنز تلخ این است که بسیاری از مدیران کشور بیش از دو تا سه دهه بر مسند قدرت تکیه زده و گردشِ ایام و آمد و رفتِ دولت ها و رأی مردم، هیچ گردی بر دامنِ کبریایی این مدیران همایونی و متعهد نمینشاند.
بسیاری از این مدیرانِ همیشگی، خود در سنین جوانی در اوایل انقلاب عهده دار مسولیتها شدند اما با وجودی که موی سپید کردند، اما حاضر به واسپاری مسولیت به جوانترها نیستند.
این جماعت از مسولان، قطعا الگوی خوبی برای جوانان تحصیل کرده و با انگیزه پس از انقلاب نخواهند بود.
اصولگرا باشند یا اصلاح طلب، باید راه را برای جوانترها باز کنند.
در آموزش و پرورش هم مصادیق این مساله کم نیست.
بلیّه پیرسنّی در آموزش و پرورش به دو شکل وجود دارد؛
۱_پیرسنّی در نگرش های حاکم بر نظام رسمی آموزش
۲_ و پیرسنّی در سنّ بالای مدیران ارشد.
به ایشان عرض می کنم، همان طور که در آغازین روزهای انقلاب، مویی در صورت نداشتید و رده های عالی لشکری و کشوری را به شما سپردند، اکنون شما نیز باید به جوانان اعتماد کنید و تجارب خود را همراه با سمت های خویش به آنان واگذار کنید.
در چهلمین سال انقلاب، بهترین درسی که نسل جوان می تواند از شما بیاموزد، اعتماد شما به آنها و واسپاری مسولیت ها به جوانترهاست.
تربیت و توسعه|نوسازیِ مدیریتی

محمدتقی سبزواری عضو سازمان معلمان ایران در گفت و گو با خبرگزاری تسنیم گفت که مطالبات معیشتی معلمان در چند محور قابل بررسی است. در بحث حقوق و دستمزد در مقایسه با سایر دستگاههای دولتی میزان حقوق آنها پایینتر یا در همان حد است اما مشکل اصلی درباره رفاهیات است. بخش رفاهیات در آموزش و پرورش پایینتر از سایر دستگاههاست.
در بحث هزینههای درمان، معلمان مبلغ قابل توجهی را بابت بیمه تکمیلی پرداخت میکنند اما در عمل چیزی عاید آنها نمی شود و معمولا بیمارستانها و مراکز درمانی با بیمه مربوطه قرارداد ندارند و ارائه خدمات در سطح پایین است همچنین از هزینههایی که معلمان پرداخت میکنند، درصد زیادی کسر و حدود 60 تا 70 درصد آن بعد از مدت چند ماه واریز میشود.
افت شاخصهای کیفی در مدارس دولتی، باعث شده که معلمان برای انجام وظیفه تخصصی خود - تدریس - با مشکلاتی مواجه باشند. افزایش جمعیت دانشآموزان در کلاسهای درس که به دلیل کمبود نیروی انسانی ایجاد شده، شرایط کیفی تدریس را برای معلمان دشوار کرده است. به این مسئله نبود حداقلهای لازم برای تدریس مانند تجهیزات مورد نیاز در مدارس یا کلاسهای درس فرسوده را هم باید اضافه کرد.
نادیده گرفتن معلمان در برنامهریزیهای آموزشی
سبزواری در اینباره معتقد است که طی دو دهه گذشته مسئولان نتوانستهاند عملاً و از نظری کیفی افت تحصیلی دانشآموزان را کاهش دهند بنابراین تغییراتی را ایجاد کردهاند مثلا برای ارتقای دانشآموز به پایه بالاتر دیگر نمره آوردن و قبولی در دروس ملاک نیست. همچنین ارتباط انسانی در آموزش و پرورش نادیده گرفته شده و معلمان در انتخاب مدیریتها، تالیف کتابهای درسی، برنامهریزیهای آموزشی و درسی دخالت داده نمیشوند.
شاید اگر نظرات معلمان برای آموزش و پرورش مهم بود بسیاری از اعتراضات به حداقل میرسید و معلمان با انگیزه بهتری فعالیت میکردند.
رتبهبندی معلمان هم یکی دیگر از سوالات ما از سبزواری بود چرا که رتبهبندی حالا طولانیترین زمان انتظار برای اجرایی شدن را به نام خود ثبت کرده است. معلمان بیش از 5 سال است که وعدههایی از اجرای رتبهبندی میشوند اما هنوز این طرح رنگ اجرا را به خود ندیده است.بعید است رتبهبندی در سال 98 اجرا شود
او دراین باره مطرح کرد: رتبهبندی از دولت دهم به این طرف مطرح شد و طبق تعریف اولیه قرار است معلمان همانند اساتید دانشگاه رتبهبندی شده و دریافتی آنها معادل 80 درصد اساتید دانشگاهها باشد اما سه دولت میگذرد و هنوز این طرح رنگ اجرا به خود ندیده است. اکنون که آموزش و پرورش موفق شده آن را در قالب طرح به دولت ارائه دهد هنوز در کمیسیونهای تخصصی در حال بررسی است و برای تصویب آن و ارائه به مجلس، امروز و فردا می شود. با وجود اینکه نمایندگان مجلس تذکر دادهاند که لایحه رتبهبندی هر چه سریعتر در دولت بررسی و به مجلس ارسال شود تا به بودجه سال 98 برسد اما هنوز این اتفاق نیفتاده است و به نظر میرسد تصمیمی برای ارائه آن در سال 98 نیست.
به هر حال بعید است برای سال 98 هم رتبهبندی اجرا شود و در بهترین حالت به سال 99 میرسد که با توجه به وضعیت اقتصادی دولت باز هم اجرای آن بعید است.
سبزواری گفت: البته در عمل یک مرحله اجرای رتبهبندی را داشتیم و در دوره وزارت آقای فانی، فرهنگیان به 4 دسته پایه، ارشد، خبره و عالی تقسیم شدند که هر کدام امتیاز خاصی گرفتند و مبلغی در حکم کارگزینی تحت عنوان فوقالعاده شغل حرفه ای لحاظ شد اما مرحله دوم آن در سال 95 و 96 اجرا نشد برای سال 97 هم گفتند که از مهر ماه رتبهبندی اجرا میشود که این اتفاق نیفتاد و فاز دوم این طرح هنوز اجرا نشده و دلیل آن هم معلوم نیست.
آموزش و پرورش در طرح معلم تمام وقت صداقت ندارد
این معلم و کارشناس آموزشی درباره طرح معلم تمام وقت که این روزها به عنوان یکی از جنجالیترین طرحهای آموزش و پرورش مطرح است و با رضایت مسئولان وزارتخانه و در مقابل عدم استقبال معلمان و تردیدهای آنها مواجه شده است، گفت: متاسفانه آموزش و پرورش به شیوه غیرصادقانه وارد موضوع «معلم تمام وقت» شده است و هیچ چیز بهتر از صداقت نیست. از سال گذشته و در سالهای آینده بحران نیروی انسانی را در آموزش و پرورش داریم و علت آن این است که نمیتوانند برای چند سال آینده برنامه ریزیکنند چون آمار دقیقی ندارند مثلا سال 89 بسیاری از نیروها را با 25 سال سابقه بازنشسته کردند و هنوز 10 سال نگذشته که میگویند با بحران کمبود نیرو مواجه هستیم. این ایراد مطرح است که آموزش و پرورش به جای اینکه صادقانه بگوید برای کمبود نیروی انسانی مجبوریم این کار را انجام دهیم و برای ترغیب معلمان برای برداشتن اضافه کار، مبلغ را در حکم کارگزینی آنها لحاظ می کنیم با فریب میگوید این طرح برای ارتقای معیشت معلمان است.
اگر واقعا بحث ارتقای معیشت مطرح است چرا آن را دو سال قبل اجرا نکردند این موضوع از زمان آقای فانی مطرح بود چرا همان زمان اجرا نشد؟ البته معلمان با طرح معلم تمام وقت مخالفند و میگویند معلمی که انرژی خود را برای 24 ساعت تنظیم میکند مجبور است که 30 ساعت تدریس کند از سوی دیگر تعریف 24 ساعت کار هفتگی برای معلمان براساس استاندارها است.
سبزواری براین باور است که بی تفاوتی نسبت به جایگاه معلم و حقوق دانش آموز ناشی از این است که نظریه پردازان و تصمیم گیرندهها، آموزش و پرورش را محور توسعه نمیدانند، وقتی به آموزش و پرورش به شکل نوین توجهی نشود قطعا هم نظر مثبتی در تصویب بودجه برای آموزش و پرورش وجود نخواهد داشت.
وقتی در دولت به آموزش و پرورش حساسیت نباشد خیلی از مسائل دیگر مانند استفاده از نیروهای کارآمد، تجهیزات مناسب، تکنولوژی و علم روز تحت الشعاع قرار میگیرد.

سازمان برنامه و بودجه به هزینهکردن در آموزش و پرورش اعتقادی ندارد
او بیان کرد: وقتی نگاه از بالا به آموزش و پرورش مناسب نباشد مطالبات معلمان هم شنیده نمیشود. متاسفانه به نظر میرسد آقای نوبخت به هزینه کردن در آموزش و پرورش اعتقادی ندارد وقتی این افراد در رأس کار هستند، طبیعی است که حداقل بودجه را به این وزارتخانه اختصاص دهند. معرفی تیم مدیریتی از سوی سازمان برنامه و بودجه به وزارت آموزش و پرورش با چه هدفی است؟
به نظر میرسد مسئله تعامل بهتر با این وزارتخانه مدنظر است. در دوره آقای آشتیانی شاهد بودیم که او در برابر سازمان برنامه و بودجه میایستاد و حقوق و مطالبات معلمان را درخواست میکرد. برای درمان مشکلات آموزش و پرورش نسخه گسترش آموزش خصوصی را پیچیدهاند و هماکنون 30 درصد مدارس غیردولتی هستند که این آمار بسیار بالاست. از سوی دیگر آنچه در کلانشهرها گسترش پیدا میکند بحث تامین تمام مخارج مدارس از طریق شهریه دریافتی است. علی رغم آنکه مسئولان میگویند گرفتن شهریه در مدارس ممنوع است اما عملا چنین اتفاقی نمیافتد و مدارس کلا خودگردان هستند و در بسیاری از مدارس در کلان شهرها اسناد مالی ادارت مناطق را پاس میکنند.

جناب وزیر ، به جای معماری نیم دایره ای مدارس و یا بر زمین نشاندن معلم و دانش آموز ، یا رنگ آمیزی سحرانگیز برای یادگیری معجزه آسای دانش آموزان ، یا انتخاب فضای سبزی دخیل در یادگیری دانش آموزان ، تقاضا دارم :
1- همانند تمامی وزارتخانه ها برای اولیای مدارس ، خصوصا معلمان ، حق لباس آن هم بر اساس فصل ، تقدیم دارید تا لباس کهنه و عهد عتیق آنان ، چشم های معصوم و مظلوم دانش آموزان را به درد نیاورد. یادش به خیر، در کلاس چهارم متوسطه دبیر ادبیاتی داشتیم که بر اساس رنگ چشم ، سه سال تمام فقط یک دست کت و شلواری سبز رنگ می پوشیدند.
سال آخر بعد عید نوروز ، یکی از همکلاسی ها شرط بندی کرد که اگر دبیرمان کت و شلوار خود را عوض کند برای کل کلاس ساندویچ بخرد. بی صبرانه در انتظار بودیم که ناگه دبیر ادبیاتمان با کت و شلواری جدید اما باز سبز رنگ وارد کلاس شد و دوست همکلاسی مان چون رنگ کت و شلوار ثابت بود از خرید ساندویچ امتناع ورزید. آری حسرت دانش آموزان تا شرط بندی ها هم کشیده می شود. لباس ثابت و نه زیاد تازۀ معلمان زن یا مرد ، برای دانش آموزان کسل کننده و صحنه ای بدون هیجان برانگیز است که بر یادگیری او اثرات مضرّی می گذارد و شما از تناسب رنگ آمیزی فضای مدارس با میزان یادگیری دانش آموزان سخن می گوئید!
2 - نمی دانم در کجای دین مبین اسلام رهاشدگی و آشفتگی و ژولیدگی آورده شده است که معلمان را با ظاهری اصلاح نشده و ریش و سیبلی ناخواسته و کت و شلواری کهنه و یا مانتو و مقنعه هایی سیاه و تیره آمیخته به چرک و...... می خواهید. ترجیحِ فردی برای نوع آراستگی ظاهری اختیاری است که اجبار نمی پسندد، اما اجبارهای زیرچشمی و انتظارات مکتبی بودن و فضای رُعب انگیز از همدیگر ، از آنان افرادی بی توجه به آراستگی ساخته است. ابتدا زیبایی را در ظاهر وجودی معلمان تعبیه نمایید بعد در فکر صحنه آرایی مدارس برآئید. هر چند هر دو با هم لازم و ملزوم یکدیگرند اما ظاهر معلمان سرزمین ما با تظاهرات اداری ، ناموزون تر گردیده است.
3 - ابتدا بیایید شیشه های شکسته و نداری مدیران در نصب شیشۀ جدید مدارس شهری – روستایی را قوت بخشید یا بخاری های نفتی و گازی و مَنقلی را حذف کنید و یا درهای خرابی که پاک کن لای آن هوش و حواسی در کلاس برای کسی باقی نمی گذارد یا دستشویی های سنتی کثیف را بهداشتی تر سازید. یا محوطۀ مدارس را برای بازی و ورزش دانش آموزان بهینه سازی کنید. یا میز و صندلی شکستۀ معلمان و دانش آموزان را تعمیر کنید و.... تا سپس روی زمین و در کلاس نیم دایره درس بخوانیم !
4 - آنچه که در مدارسِ فرنگ می بینید و ظاهری خوشایند برای مقلّد بودن در شما را برانگیخته است ، پشت صحنۀ پرمَلاتی برای خود دارد. یکی از زمینه های شادی و نشاط و سلامتی ، خوردن مرتب صبحانه در مدارس است. ما که در دادن یک لیوان شیر آب رفته پروندۀ خجالت آوری داریم ، بر اساس تضاد طبقاتی نجومی موجود ، چگونه می خواهیم به انگیزش شادی و نشاط دانش آموزان برسیم ؟ چیزهای زیبا و قشنگی که مطالعه نموده و قصد پیاده سازی آنها را دارید در سایۀ خوردن صبحانه و ناهار در مدارس به طور رایگان یا با دریافت ژتون دانش آموزی و در هر وعده 45 دقیقه فرصت زنگ تفریح ، تأمین می شود.

5 - زنگ تفریح ده دقیقه ای که گاه توسط برخی مدیران و معاونان با جلو کشیده شدن عمدی ساعت ، به پنج دقیقه هم نمی رسد باعث خستگی متزاید معلم و دانش آموز می شود و برخی از معلمان هم با دیر رفتن به کلاس از زمین و آسمان انتقام می گیرند، انتقامی که به منزلۀ حق کُشی دانش آموزان تمام می شود. معلمان مبصران مدارس نیستند که اولیای دانش آموزان و یا مدارس ، انتظار آن را از معلم دارند. کلاس رفتن معلم و دانش آموز به کلاس درس یعنی برقراری آرامش و آسایش در مدارس . همان فریاد مشهور جناب داروغه : شهر در امن و امان است ، آسوده باشید!! پس اگر قرار به فکری متناسب با فرهنگ خودی است و قراین و شواهد اجازۀ آن را می دهد، فکری به زنگ تفریح مدارس بنمائید تا افراد حاضر در آن قادر به بازیابی انرژی خود باشند.
6 - چرا از زمینه سازی هنر در مدارس و برنامه هفتگی آنان اجتناب می ورزید؟ روزگاری بسیاری از استعداد ها در بطن همین برنامه های هنری مدارس ، در شاخه هایی چون نقاشی و خوشنویسی و گلدوزی و موسیقی و.... افرادی شایسته و هنرمند برای وطن شده اند. هر چند باور گناه بودن موسیقی فقط در مدارس ما کاربرد دارد و در زنگ های تفریح نیز از ریکاوری همزمان روح و جسم و مغز جمعیت حاضر در مدرسه اِبا داریم یا از ورزش همگانی !!پریدن و جهیدن و هیجان زده شدن . پتانسیل و قوای درونی را به فعلیت درآوردن ، هنری است که آموزش و پرورش ما اصلا ندارد!

7 - از زنگ اسباب بازی برای کلاس های اول تا سوم ابتدایی سخن گفته اید !
اول آن که از جنس اسباب بازی های کشور چین نباشد که بی کیفیت است و موجب بیماری های گوناگون می شود. دوم آن که تا 18 سالگی دانش آموز کودک محسوب می شود پس چرا تا کلاس سوم ؟
سوم آن که همانند آزمایشگاه و کتابخانه و اتاق سمعی و بصری مدارس فعلی ، اتاق اسباب بازی هم قفل خواهد بود و یا کودک هر وقت از آموزش آزاد بود و اراده کرد و ذوق بازی داشت می تواند بازی کند ؟ و یا زنگ خاص بازی خواهید داشت؟ پیشنهاد می دهم زنگ اول باشد تا روحیه ای شاد بیابند و زنگ های بعدی پرانرژی باشند.
چهارم آن که اسباب بازی ها تنوع خواهد داشت و یا بودجه نیست و امکان رشد خلاقیت آنان را سانسور خواهید کرد؟
پنجم آن که تفکیک جنسی در نوع اسباب بازی دخیل خواهد بود و یا اجازه خواهید داد علایق کودکان انتخاب گر باشد؟
ششم آن که در تمامی مدارس ابتدایی سراسر کشور زنگ اسباب بازی خواهد بود و یا در مدارس خاصی که از حمایت مالی والدین ساپورت می شوند و باز ادامۀ داستان تبعیض ها !

8 - در کدام کشور دیگر در جهان ، همسطح افراد دهک پایین جامعه به معلمان بستۀ حمایتی می دهند؟ قصدم اهانت و تحقیر اقشاری خاص نیست چون واقعیت آن است که درصد قابل توجهی از جمعیت کشور در قاعدۀ هرم و در فقر و نداری غوطه ورند. شما چگونه خردمند و یا اُسوۀ آموزش کشور را دو دستی در همین قاعدۀ محرومیت قرار می دهید! هر چند اعترافی غیرمستقیم از سوی شما و دولت و مجلس به جایگاهی است که معلمان را در آن نهاده اید و همان بهتر که جهانیان با چنین نمایش هایی از اوضاع وخیم معلمان ایرانی مطّلع گردند. شما ابتدا جایگاه حقیقی معلمان را مشخص سازید و با تعریف منطقی از آن ، عزت و اعتلای لازم را به آنان هدیه بخشید و سپس کلاس ها را نیم دایره و یا بیضی کنید. من معلم ایرانی در کجای هرم درآمدی کشور قرار دارم ؟ ابتدا این موقعیت امتیازی بنده را مشخص سازید بعد اروپایی بیندیشید. قبل از تصویب نهایی بودجۀ سال 98 – هر چند برای سال 97 نیز مطالبه کردیم – بروید مجلس و اعتراض کنید. معترض شرایط موجود باشید. بروید مجلس و بگوئید اگر حقوق معلم من همسطح دیگر کارمندان نخواهد بود بنده استعفا می دهم
9 - من معلم بدون بیمۀ درمانی مناسب ، در بیدادِ گرانی ، قدرت پزشک رفتن خود و اهل و عیال را به کل از دست داده ام ، شمایی که از نالۀ معلمان هنگام خم شدن برای برداشتن گچ و خودکارش نالان هستید ، چگونه راضی می شوید که هزار درد قابل درمان به مرور شدت یافته و به درد بی درمان تبدیل گردد؟ در هر شهر و استان تعدادی دندانپزشک مشخص سازید تا معلمان به درمان حیاتی ترین و ارزشمندترین نعمت الهی خود یعنی دندان هایشان بپردازند. بالاخره تکلیف بیمه تکمیلی ما بخت برگشتگان چی شد؟ نکند معلّق بودن بیمه تکمیلی به دلیل افزایش جمعیت بیمه شدگان ( معلمان ایثارگر و جانباز ) است و چنین بازی برای ابراز ناتوانی وزارتخانه جهت پذیرش آنهاست ؟ شما با جابه جایی یک آجر از بنای آموزش و پرورش ، ریسک و خطر ریزش کل ساختمان را افزایش می دهید.( Sos)
10- حقوق 10 تا 12 میلیون تومان سایر کارمندان با دریافتی من بازنشسته زیر دو میلیون تومان ، همخوانی دارد یا تناسب ؟! عین عدالت است و یا ضعیف کُشی ! تصور نکنید مدیریت جدیدی برای اقتصاد خانواده از سوی کشورهای پیشرفته برای ما معلمان ، تدوین و یا نظریه پردازی شده است و ما به طور معجزه آسایی در سایۀ آن خردمندی ها ، همانند و همسطح شما و یا دیگر کارمندان که دریافتی معقولی دارند ، زندگی می کنیم ! ما با حذف خیلی از ضرورت های زندگی سر پا هستیم ، به همراه ما معلمان همسر و فرزندان و نوه ها و عروس و دامادهای ما هم از سفرۀ بی نصیبی ، مستفیض می شوند. شما تصور کنید برای یک فرزند خود ماهانه 2 میلیون تومان پول تو جیبی می دهید و به دیگری 12 میلیون تومان ، انتظار چگونه برخوردی از دو جگر گوشۀ خود دارید ؟! یکسان و همانند یا خصمانه و پر از کین و نفرت !

11 - مگر استیضاح یک وزیر در قبال عملکرد ناخوشایند او چه ارزشی دارد؟ به نظر من هیچ . یعنی من معلم اگر نمی توانم کلاسدار ماهر و خلّاقی باشم و نتیجۀ عملکردم مفید و مؤثر نیست، همان بهتر که از حقوق اجتماعی خود محروم گردم . هر کس در سطح و عیار خود موظف است کارکردی مفید و ارزنده نسبت به جامعه و کشور و مردم خود داشته باشد. پس قبل از تصویب نهایی بودجۀ سال 98 – هر چند برای سال 97 نیز مطالبه کردیم – بروید مجلس و اعتراض کنید. معترض شرایط موجود باشید. بروید مجلس و بگوئید اگر حقوق معلم من همسطح دیگر کارمندان نخواهد بود بنده استعفا می دهم . هیچ می دانید چرا داستان محرومیت فرهنگیان سریالی ادامه دارد ؟! چون شما خاموش هستید. باور کنید ما در جامعۀ کج مدار خود به این جسارتها و بزرگواری ها خیلی نیاز داریم. سنسورهای وجدان جمعی ملت به بازی سیاسی و یا ساخت و پاخت ها بسیار حسّاس است پس ما یک حرکت جوانمردانۀ حقیقی می خواهیم نه نمایش سیاسی. لذا حقوق من معلم را همانند مابقی کارمندان ، بالای خط فقر و همزمان با افزایش سنوات خدمت تا 10 – 12 میلیون برسانید. این یک سرویس ویژه نیست این حق قانونی و عرفی من معلم است که سالها پیش ، خصوصا طی 40 سال آتی از من مضایقه شده است. ربطی به تمام وقت شدن و یا ناقص بودن ساعت کاری بنده ندارد. استاندارد ساعت تدریس هفتگی در جهان بیشتر از آنچه که فعلا هست ، نیست پس دنبال بهانه ها نباشیم که بهشت را به بها می دهند نه به بهانه ها . ظاهرا هر چه سنگه مالِ پایِ لنگه.
و....
جناب وزیر،
هر انشای نگاشته شده می تواند پر از فصاحت و بلاغت کلام باشد اما هیچ یک از آنها بند و تبصرۀ قوانین جامعۀ ما را تشکیل نمی دهد و زیبایی نگارش آنها در همان یک برگ ، مستتر باقی می ماند و زمان ، آن را به فراموشی می سپارد . اما انتظار می رود هر کلام شما به عنوان یکی از بازوان اجرایی دولت قابلیت و توانایی تبدیل شدن به قوانین مفید و مؤثر را داشته باشد. پس تقلید از ظواهر مدارس اروپایی ها بدون داشتن بِستری متناسب و فرهنگ سازی و هموارسازی باورها و اندیشه ها و شرایط و امکانات موجود ، گفتمانی نشدنی است که از سوی هیچ معلمی نمرۀ قبولی نمی گیرد. ما معلمان بیشتر می پسندیم تا با واقعیت های ملموس ، عرض اندام کنیم. ما معلمان به نگارش انشایی از سوی شما نیازمندیم که قابلیت تبدیل به بندها و تبصره های قانونی لازم الاجرا را داشته باشد و توانایی زدودن سنگلاخ های حقیقی زندگی مان را در بطن خود داشته باشد. ما واقع بینی و واقع گرایی وزیر خود را همانند سایر وزرا می خواهیم و نگران هستیم مبادا با آرمان گرایی وزیرمان از حقایق موجود فاصلۀ نجومی بگیریم. فصل ربودن بودجه یا تخصیص بودجه برای هزار و یک طرح و برنامۀ وزارتخانه هاست و شما خاموش در استرس استیضاح خود، سکوت اختیار کرده اید. بودجه ، سفره ای است که هر وزیر بر اساس کفایت عقلانی و زَبردستی خود از آن بهره مند می شود. حق شما از این سفره باز کسری بودجه در ابتدای ماه سال 98 خواهد بود یا اطمینان و آسودگی هزینه کرد آن تا آخرین روز اسفند ماه سال 98 ؟
وزیر محترم ،
چگونه ولی نعمتی هستید که به فلاکت و بدبختی معلمان راضی می شوید و از نابود شدن در قعر چاه تنها عناصران نجات بخش جامعه واهمه ندارید ؟ چرا عزت نفس ما معلمان را بیش از پیش در لابلای اهانت و محرومیت خوار و ذلیل می سازید ؟ شغل دوم و اضافه تدریس و یا طرح معلم تمام وقت ، مراتبی است که توانایی های معلمان را تقلیل می بخشد و کارآیی آنان را نزدیک صفر می سازد. ظلم به معلم فقط در حق او نیست ، شوربختانه تمامی خانوارهای ریز و درشت ایرانی از این ضعف و ظلم ،مستفیض می شوند. آیا حسرت اعتلای فرهنگیان در زمان شما عملی خواهد شد و یا ما معلمان با صبر ایوب خود به انتظار ناجی دیگری بنشینیم ؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گروه اخبار/
اخیرا معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش بودجه لازم برای اجرای رتبه بندی معلمان را در سال 98 ؛ 2 هزار میلیارد تومان اعلام کرده است .
نایب رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس می گوید که میزان بودجه و یا اعتبار لازم برای رتبه بندی معلمان 15 هزار میلیارد تومان است .
سال 98 آخرین سال فعالیت مجلس دهم است .
تحلیل صدای معلم در مورد وضعیت رتبه بندی معلمان در سال 1398 را می توانید در ( این جا ) مطالعه فرمایید .
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ نشست هم اندیشی " گفت و گوی بین نسلی" با حضور « سیدمحمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش و «معصومه ابتکار » معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده با حضور نمایندگان و روسای شوراهای دانش آموزی و مجلس دانش آموزی به همراه برخی از مسئولان این وزارتخانه با همراهی رسانه ها و اصحاب رسانه در دفتر وزیر و با میزبانی « دفتر امور زنان » برگزار گردید .
در این بخش سخنان و انتقادات برخی دانش آموزان از مناطق مختلف تهران منتشر می گردد .

کیارش علی زاده - منطقه 3 پایه دوازدهم
ما دانش آموزان پایین ترین رکن آموزش و پرورش هستیم. مشکلاتی که ما داریم با نسل هایی که قبل از بودند خیلی فرق می کند. حتی دانش آموزی که الآن سال یازدهم است مشکلاتش با ما فرق می کند و حالا تصور کنید سبک زندگی ما با پدر و مادرمان چقدر فرق دارد. پدر و مادر من طور دیگری زندگی کردند و من به گونه ای دیگر زندگی کردم. مطمئنا مشکلاتی که آنها داشتند را من درک نمی کنم و مشکلاتی که من دارم آنها درک نمی کنند. در نتیجه دانش آموز یا فرزند ممکن است به دانش والدینش اعتماد نکند و به سمت فضای اجتماعی و یا دوست برود و این باعث می شود اطلاعات غلط بگیرد.
مشکلاتی که ما داریم فقط در گفتار نیست. مشکلات درسی من که سال دوازدهمی هستم خیلی زیاد است و باعث می شود که من در درس غوطه ور بشوم و نتوانم زیاد به پدر و مادرم توجه بکنم. باید هشت درس را در کنکور امتحان بدهم و یک درس زمین شناسی هم هست. چقدر این هشت درس من را تضعیف می کند که من نتوانم با پدر و مادرم ارتباط برقرار بکنم. علاوه بر آن درس هایی است مانند مدیریت اجتماعی و مدیریت سبک خانواده و علوم اجتماعی. این درس ها به صورت امتحان نهایی برگزار می شود و من الآن نمی دانم بروم این درس ها را بخوانم یا درس های کنکورم را بخوانم. درس کنکورم را به صورت تشریحی بخوانم یا تستی. این مشکلات باعث می شود من دانش آموز هم از درس زده بشوم هم از والدین زده بشوم و آنها هم مشکلات مرا درک نمی کنند بنابراین به سمت فضای مجازی می روم که این فضا مانند یک چاقو است ممکن است روی لبه درستش راه بروم یا روی لبه تیزش بروم و به من آسیب برساند. مشکلات تفاوت نسلی بوده و هست و تنها روشی که می توانیم این تفاوت را کمتر بکنیم این است که در مدارس مشاور خانواده بگذاریم. مشاور کنکور در مدارس هست ولی مشاور خانواده در مدارس خیلی کم است و اگر باشد می تواند خیلی کمک بکند به روابط بین والدین و فرزندان.

دانش آموز :
ریحانه ریوندی - منطقه 20 پایه دهم
مسئله ای که مطرح است و علاوه بر نظراتی که دوستان ارائه دادند اختلاف سنی بین نوجوان و خانواده دیده می شود به خاطر ازدواج های دیرهنگام که انجام می شود و فرزند آوری بعد از سال های سال و اختلاف سنی بین آنها که مطرح می شود و برمی گردد به عدم درک و تفاهمی که در خانواده می تواند وجود داشته باشد. فضای مجازی دغدغه ای شده طبق تعریفی که خود خانم دکتر ابتکار داشتند که فضای مجازی هم برای نوجوان معضل است و هم برای خانواده. اگر از پدر و مادر بپرسید می گویند نوجوان درگیر این فضا است و اگر از نوجوان بپرسید می گوید پدر و مادر. یک نوجوان درگیر فضای مجازی نیست درگیر انسان های مجازی است که در آن فضا وجود دارند و سکوتی که شما گفتید در خانواده سکوت تعبیر می شود و صدایی می شود که ممکن است بین انسان ها انعکاس داشته باشد که بازخوردهای مثبت و منفی در پی خواهد داشت.
ما یک کتابی به نام سواد رسانه ای داریم در پایه دهم دوره دوم متوسطه که باید آن را بخوانیم. ولی چیزی که می خواهم بگویم من دانش آموز پایه دهم علوم انسانی هنوز این کتاب را دریافت نکرده ام و هنوز در مدرسه شروع به تدریس نشده است و تازه فهمیده اند این کتابی که قرار است روی آن کار بشود درباره فضای مجازی است. به نظر من باید این به طور بنیادی کار بشود . به نظر من باید سواد رسانه ای را از سن پایین تر شروع بکنیم و در مدارس بیاوریم این بهتر نیست چون شما حتی الآن کودکان و نوجوانانی را می بینید که از سن دوازده سال یا حتی پایین تر در فضای مجازی مشغول هستند و به آن دسترسی دارند و حالا این که این کتاب در پایه دهم شروع به تدریس می شود ممکن است برای آموزش این کتاب کمی دیر شده باشد. سن نوجوانی بسیار سن مهمی است و سنی است که در آن تاثیرات همسالان به شدت بر روی یک نوجوان دیده می شود و مسئله دوست یابی هست که در فضای مجازی خلاصه می شود . اگر ما بیاییم همین کتاب سواد رسانه ای را به صورت ریشه ای کار کنیم و دبیران قدری داشته باشیم که بتوانند تاثیرگذار روی کتاب کار کنند درباره موضوعاتی که در آن مطرح است و می تواند خیلی کمک کند به نسل چهارمی که ما هستیم و نسل قبلی که پدر و مادر و خانواده ما را در بر می گیرد و راه کارهای اساسی تری را می خواهد از آموزش و آگاهی و قطعا قابل پذیرش به ما بدهد.

سید مهدی قامت- منطقه 5 پایه دوازدهم
اول یک خواهشی دارم از جناب آقای وزیر خواهشمندم که یک جلسه دیگری با موضوع مشکلات درسی مخصوصا پایه دوازدهم که فوق العاده حساس است و ما کنکور داریم و به آینده مان مربوط است. جلسه ای هم در مورد کتاب های درسی آموزشی سال دوازدهم بگذارید چون الآن مبحث جلسه متفاوت است.
این دو سوال که مطرح شد ارتباط خیلی نزدیکی با هم دارند و این که علت همدیگر هستند. مثلا فضای مجازی باعث دوری از خانواده شده است و دوری خانواده باعث روی آوری به فضای مجازی می شود. ریشه اینها دو عامل است یکی عامل خارجی که همان جنگ نرم به حساب می آید و یک عامل داخلی. برای حل این مشکل اول باید از خودمان شروع کنیم. یکی از عوامل که ریشه داخلی دارد مشکل اقتصادی است. یک نوجوان هفده هجده ساله علاوه بر درس باید تفریحاتی را داشته باشد و اکثرا خانواده ها تک فرزند هستند و دیگر آن ارتباطات و دید و بازدیدهایی که قبلا بوده نیست و وقتی خواهر برادری نباشد و ارتباطی نباشد و جای آنها را به افرادی که در فضای مجازی است می دهد و حرف هایش را به آنها می زند. کوچکترین تفریحات مانند سینما و تئأتر خیلی علاقه مند دارد قیمت بلیط هایش نسبت به چهار سال پیش بیشتر شده و اگر کسی بخواهد علاوه بر درس خواندن یک تفریحی داشته باشد و کتاب بخواهد بگیرد زیر بیست هزار تومان نیست و اگر به کلاسی برود باید ماهیانه خرج زیادی برای آن بکند. در این مشکلات اقتصادی که والدین ما در گیر آن هستند امکانش وجود ندارد و به خاطر همین مبلغ پانزده تا بیست هزار تومان ماهیانه خرج می کند و تمام آن نیازهایش را در فضای مجازی برطرف می کند و واقعا مشکل بزرگی را به وجود آورده است. به نظر من یکی از مهمترین مشکلات ما که ریشه در تمام جامعه و مدرسه و خانواده دارد مشکل اقتصادی است که خیلی از مشکلات دیگر را به وجود آورده است.

ادامه دارد
پیاده سازی و ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی
گروه گزارش/

برنامه امتحانات نهایی پایه دوازدهم نوبت دی ماه توسط عبدالرسول عمادی رئیس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش و سرپرست فعلی آموزش متوسطه در تاریخ یست و سوم آبان ماه به مدارس ارسال گردیده است .
موضوع قابل تامل و البته تاسف برانگیز آن است که نخستین روز این امتحانات که البته امتحانات داخلی مدارس نیز از همین تقویم پیروی خواهند کرد مقارن با فردای شب یلدای ایرانیان است .

می توان گفت که جامعه ایرانی به این سنت احترام می گذارد و این فرصتی است تا خانواده ها و اقوام و دوستان " یک شب " را در کنار یکدیگر بگذرانند و از این دورهمی لذت ببرند .
آیا دانش آموزان قرار است " شب یلدا " را در استرس و یا اضطراب ناشی از امتحان فردایشان بگذرانند و دائما این نهیب را از والدین بشنوند که فردا امتحان داری ؟
مدارس شاد و یا با نشاط که وزیر آموزش و پرورش دائما از آن صحبت می کند اساسا چه هستند و نسبت به آن با این گونه بخشنامه های خشک و غیرقابل انعطاف کدام است ؟
آیا شایسته نبود همان گونه که وزیر آموزش و پرورش به خاطر فوتبال فرصتی برای دورهم بودن دانش آموزان را فراهم می کند کمی هم به خودش و معاونش به سنت های پسندیده و کهن ایرانی توجه می کرد و احترام می گذاشت ؟
چگونه است زمانی که " ماه رمضان " با ایام تحصیلی مقارن می شود در دو نوبت مدارس و ادارات با چند ساعت تاخیر هنگام صبح آغاز می شود و یا در این ایام و یا ماه محرم مسئولان آموزش و پرورش و مدیران به معلمان توصیه می کنند که از برگزاری امتحانات تا حد امکان اجتناب کنند و به دانش آموزان فشار نیاورند اما حاضر نیستند حتی یک روز تقویم امتحانات را دیرتر شروع کنند ؟

اگر این گونه کارها و تصمیات توسط افرادی با افکار ایدئولوژیک و مشخص انجام می شد توجیهی داشت اما عمادی خود را اصلاح طلب و منتقد آموزش ایدولوژیک دانسته و در کانال شخصی اش از مواضع اصول گرایان و طیف مقابل به شدت انتقاد می کرد .
« عمادی » در مطلبی با عنوان " طومار " در کانال تلگرامی خویش می نویسد :
" ... چرا باید مشتی مرد به خود اجازه بدهند که با هو و جنجال و طومار و پیغام و پسغام بخواهند که زنان محدود و محدودتر شوند.
کجای کدام کتاب مقدسی در کدام مذهب از مذاهب رسمی و غیر رسمی موجود در کره زمین نوشته شده که دیدن بازی فوتبال یا والیبال توسط زنان ممنوع است و اگر چنین چیزی نوشته شده چه منطقی آن را پشتیبانی می کند؟

چرا باید مردان بتوانند به استادیوم ورزشی بروند و زنان نتوانند؟
چون مردان این گونه اراده کرده اند؟
آن هم چند مرد معین که طوماری پارچه ای را امضا کرده اند؟
جهان قرار است بر مدار توهمات چند پیرمرد که پارچه ای را امضا کرده اند بچرخد؟
چهار تا پیر مرد حق دارند سبک زندگی خاص خود را داشته باشند ولی حق ندارند با امضای طومار ملتی را برده افکار خود کنند. "

بر همین سیاق آیا قرار است آقای عمادی تفکرات خود را بر زندگی یک جامعه و افراد ذی حق آن تحمیل کند ؟
آیا این حرف ها و نظایر آن با این گونه بخشنامه ها تجانس و یا تشابهی دارد ؟
اصلاح طلبی و منتقد بودن یک شعار نیست .
تفکری است که باید در عمل و عرصه آزمون خود را نشان دهد .
پایان گزارش/