گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه ی زیر به همراه مستندات خطاب به رئیس سازمان نهضت سوادآموزی برای صدای معلم ارسال گردیده است .
این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .

تاریخ بخش اساسی از اجزای تشکیل دهنده هویت ملی یک ملت و سرزمین است. انتقال، حفظ و نشر رویدادها، دستاوردها و آثار تاریخی همچنین تلاش جهت روشنگری و ماندگاریشان به شیوه و سبک راستین و به دور از سوگیری متعصبانه از مهم ترین کنشهای مثبت اجتماعی اهل فرهنگ یک جامعه است.
14آذر 57 برای شهروندان سردشتی نقطه عطفی تاریخی در مبارزه مدنی علیه ستمگری زورمداران زمان است.در چنین روزی از تاریخ،هم زمان با شروع شدن حرکت های مدنی علیه رژیم ستم شاهی گذشته در سراسر ایران مردم حق طلب شهرستان سردشت هم حرکت مدنی خود را در اعتراض به دستگیری دو تن از فرهنگیان آن زمان آغاز نمودند.
به گفته شاهدان عینی آن زمان ماجرا از این قرار بوده است. گویا دو نفرمعلم به اتهام تحریک مردم علیه رژیم دستگیر شده و مردم در اعتراض به دستگیری این دو نفر به خیابان ریخته و شعار برای آزادی آن ها سر دادند. گویا فرمانده پادگان آن زمانی سرهنگی به نام تاج االدینی دستور شلیک به مردم می دهد. تانک نفر بری به سوی جمعیت حرکت کرده و شلیک می کند. مردم ابتدا تصورشان بر پلاستیکی و مشقی بودن گلوله ها بوده است امّا با ریخته شدن خون ها متوجه می شوند که گلوله ها واقعی هستند.

این حرکت مدنی مردم به شهید شدن نه نفر از اقشار مختلف شهر و مجروح شدن عده ای دیگر منجر شد. گرچه این حرکت نتیجه دردناکی داشت امّا خوشه های خشم مردمی را شعله ورتر نمود و دامنه اعتراض ها روز به روز گسترده تر شد.
لازم به ذکر است این حرکت مردمی در آن زمان با این میزان شهید و مجروح در سطح منطقه استثنا بود. مردم شهرهای همجوار دسته دسته به شیوه های مختلف برای ابراز همدردی با شهروندان سردشتی به این شهر می آمدند. مراسم فاتحه خوانی برای شهیدان که بیشتر در قالب سخنرانی شخصیت ها و بیانیه های گوناگون بود گویا چندین روز ادامه داشته است. بازتاب این حرکت در سطح استان و کشور گسترده بود.مبارزات مردم روز به روز دامنه دارتر می شد.
شهرستان مرزی سردشت همواره آبستن رویدادهای مهم تاریخی بوده است از جمله؛ قیام« ملا خلیل»، قیام «ئه مرحمه سور»، حمله روس ها،بمباران شیمیایی و... هرکدام از این وقایع هزینه ها و پیامدهای مختص به خودش برای مردمان این دیار به همراه داشته است. هرچند واقعیت آن است که بسیاری از هزینه ها با برنامه ریزی درست و فرصت شناسی می تواستند به عنوان سرمایه تاریخی فواید پایداری هم به دنبال داشته باشند.
اکنون 40 تقریباً سال از واقعه ی تلخ 14آذر سپری شده است. بنابراین ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان و مبارزان آن دوران نکات زیر جهت پر رنگ نمودن این سالیاد،روشنگری و قدردانی از خون رنگین شهیدان و تلاش های مبارزان و مقاومت شهروندان آن زمان که بسیاری از دستاوردهای کنونی چه در سطح منطقه و ملی مدیون همین مقاومت ها و مبارزه هاست پیشنهاد می گردند؛

1- در سطح شهر تنهاد نماد که جهت یاد آوری این روز به صورت ملموس موجود است. نام مدرسه شهدای 14 آذر است.
جا دارد نمادهای بیشتر درحوزه ها و به شیوه های مختلف از طرف نهادها و همچنین عموم مردم بنا نهاده شود.
2- از آن جایی که اصل حرکت به دنبال دستگیری معلمان آموزش پرورش بوده است لذا باید آموزش و پرورش بیشتر از پیش در زنده نگه داشتن این رویداد و تبیین واقعه همچنین انتقال واقعیت آن به نسلی کنونی تلاش نماید.به ویژه نقش معلمان در آگاهی بخشی و روشنگری در این زمینه باید چشم گیر باشد.
3- مسؤولان محترم قطعاً می دانند که بخش اعظم جایگاه کنونی آن مرهون مبارزه و مقاومت شهیدان و شهروندان آن زمان است لذا شرط انصاف و اخلاق این است هم به آرمان هایشان وفادار بمانند هم در زنده نگه داشتن یاد و خاطره اشان از هیچ تلاشی دریغ نورزند.
4- نهادهای فرهنگی مانند دانشگاهها،آموزش و پرورش، اداره فرهنگ و ارشاد و... هر چند متأسفانه تا کنون دراین عرصه شاهد حرکت چشم گیری از این نهادها نبوده ایم.اکنون شایسته است پس از گذشت این همه سال، با برگزاری همایش ها، سالیاد، میزگرد و ... در تبیین ، روشنگری و بازشناسی این رویداد مهم تاریخی به رسالت و نقش ارزنده خود در این زمینه بیشترعنایت نمایند.
5- رسانه ها و مراکز خبری باید در بازکاوی و انعکاس این رویداد با تهیه گزارش، دیدار و گفت و گو با شاهدان عینی و... به رسالت اطلاع رسانی حرفه ای و اخلاقی خود عمل نمایند.
6- اهل قلم در روشن نمودن ابعاد مختلف این رویداد و همچنین ثبت و ماندگاری آن در تاریخ با نوشتن و قلم نگاری های دقیق خود تلاش مضاعفی به خرج دهند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چند وقتی است که طرح تمام وقت شدن کار معلمان مطرح شده و با اقبال گسترده ای از طرف معلمان مواجه نشده است.
نتایج نظر سنجی ها در سایت صدای معلم و دیگر سایت ها بیانگر این واقعیت روشن است که اقتضای شغل معلمی و فشارهای روحی و روانی که در مدارس بر معلمان چه از طرف مدیران و اولیاء و دانش آموزان و چه از طرف برخی ادارات وارد می شود، اکثریت معلمان مایل نیستند که در قبال مبلغی بالاتر، ساعات حضور خود را در مدارس افزایش دهند.
متاسفنه در همه جای دنیا معلمان هم ردیف پزشکان و وکلا و وزرا و یا حتی بالاتر از آنان از نظر موقعیت اجتماعی و درآمدی قرار می گیرند ولی در کشورما،معلمان از نظر درآمدی هم ردیف مشاغلی مانند کارگری و کارمندی قرار می گیرند.

در زیر برخی از مشکلات طرح تمام وقت معلمان آمده است:
الف- در همه جای دنیا ساعت موظفی معلمان 20 ساعت یا کمتر است.اگر معلمی همانند کارگر یا کارمند بود حتما همه جای دنیا ساعت تدریس را افزایش می دادند.تدریس و ارائه دادن مطلب درسی و کلاس داری انرژی زیادی را از معلمان می گیرد زیرا هر ساعت تدریس معادل 8 ساعت کارکردن اداری است.
ب - هر چند برخی از معلمان به اجبار ساعاتی را به عنوان اضافه کار برای تامین معیشت خانواده و زندگی تدریس می کنند ولی به دلایل سختی کار و نداشتن توانایی جسمی و یا به هر دلیل دیگر، برخی قادربه انجام اضافه کار نیستند. معلمان باید از نظر درآمد به حدی تامین باشند که بدون اضافه کار هم بتوانند زندگی آبرومندانه داشته باشند.لذا مشروط کردن درآمد بیشتر به کار بیشتر مورد استقبال زیادی قرار نمی گیرد.
ج- کار معلم تربیت و تعلیم فرزندان جامعه با کیفیت مطلوب است ؛ در صورت افزایش ساعات تدریس، از کیفیت مطلوب تدریس و کارایی معلم کاسته می شود و عواقب جبران ناپذیری را در مدارس و جامعه ایجاد خواهد کرد.
امید است که مسئولان به دنبال تصویب طرح های بهتری برای افزایش رفاه و منزلت معلمان باشند تا با افزایش رضایت مندی آنان، در جهت رشد و پیشرفت کشور گام های اساسی برداشته شود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شهردار تهران (شهردار پیروز) به کمپین سهشنبههای بدون خودرو پیوسته و سیزده آذر 1397 با دوچرخه سر کارش رفت و شب هم با دوچرخه به خانه بازگشت.
غلامحسین کرباسچی شهردار سابقه تهران (از دی 1368 تا فروردین 1377) به او خرده گرفته است که به جای رفتار پوپولیستی با دوچرخه رفتن، صبح زود با ماشین سر کارش برود و آزادسازی واگنهای معطلمانده مترو را پیگیری کند.
این ازجمله اولین حملههای تفکر «عمران بتونیستی» کارگزاران سازندگی به شهردار تهران است.
چند نکته:
اول، صبح زود قبل از شروع ساعت اداری به محل کار رسیدن، قبل از آنکه دیگرانی سر کار باشند تا بتوان موضوع واگنهای مترو را از آنها پیگیری کرد، راهکار حل مسأله مترو نیست. توسعه مترو معطل پیگیری نیست، موانع دیگری دارد از اقتصاد حمل و نقل تا سیاست شهری. تفکری در پس ذهن برخی مدیران سنتی هست که هر کس خروسخوان بیاید و دیرهنگام برود، مدیر خوبی است. مدیران بسیاری هستند که روزی شانزده ساعت یا بیشتر کار میکنند، آخر هفته هم کارتابلهایشان را به خانه میبرند، اما یک تصمیم درست نمیگیرند و اصلاً وقتی برای فکر کردن، خواندن و برگزاری چند جلسه معدود اما کارآمد ندارند. ساعات کار بسیار نشانه مدیر خوب بودن نیست.

غلامحسین کرباسچی در حالی به شهردار پیروز میتازد و او را به توسعه حمل و نقل عمومی فرامیخواند که دوران مدیریت او بر شهرداری تهران، در ادبیات شهرسازی و حمل و نقل شهری، به دوران غلبه و اولویت دادن حمل و نقل شخصی (ساخت بزرگراهها) و عمران بتونیستی (فروش تراکم، افزایش درآمدهای شهر از مسیر فروش فضا، و توسعه بتونی) مشهور است. همین تفکر است که سالیانی دراز محیطزیست را به هیچ گرفت و تجلی شهری آن شد بیسامانی مدیریت پسماندهای شهری که تا به امروز هم ادامه داشته است
دهها طرح و پروژه عمرانی شهر تهران حاصل تفکر «عمران بتونیستی» دوران غلامحسین کرباسچی است. بزرگراههایی که او توسعه داد، و شهری که بر اثر تداوم تفکر او تا به امروز بسط یافته است (و فقط او در آن سهیم نیست بلکه محصول نگرش کلی سیاستگذاران و قدرت به توسعه است و او نماد مدیریت شهری آن به حساب میآید) تهران امروز این ناخوششهر را ساخته است. توصیه خوب است، اما برای کسی که ابتدا درباره گذشته سیاستگذاری و مدیریت خود، و اشتباهاتش به کفایت سخن گفته باشد.
حمله غلامحسین کرباسچی به پیروز حناچی و دوچرخهسواری او، نوک کوه یخی است که بخش عمده آن زیر آب تفکر کارگزاران سازندگی ناپدید است: «اولویت ساختوساز به هر قیمتی». این اندیشه با «نماد»، «مردم به معنای انسانهای کنشگر و صاحب حق برابر در مقابل قدرت» و «نیروی مردم» سازگار نیست. تبختر نخبهگرایانه تکنوکراتیک – نگاهی شبیه به اینکه «ما میفهمیم و بقیه ...» در این رویکرد متجلی است، و وارد شدن به تعامل نمادین و همسطح با مردم، در این تفکر جایگاه ندارد.

جوهره این تفکر آن است که شهر را با بزرگراهها، با پروژه نواب، با «بکوبیم و بسازیم»، با «فقرا صبر کنند تا بسازیم، آنها هم بالاخره نفعاش را میبرند»، اداره میکنیم؛ مردم که هیچ، نخبگان و منتقدان هم بیخود حرف میزنند و یک وقتی میفهمند ما درست تصمیم گرفتهایم. همین تفکر است که سالیانی دراز محیطزیست را به هیچ گرفت و تجلی شهری آن شد بیسامانی مدیریت پسماندهای شهری که تا به امروز هم ادامه داشته است. همین تفکر به جان محیطزیست افتاد و از تالاب، رودخانه، دریاچه، جنگل و حیات وحش را تخریب کرد. این تفکر به چیزهای گُنده علاقه دارد که به چشم بیاید، پر از سازههای بتنی؛ شهر آرزوهای این تفکر چیزی شبیه دنیای انیمیشن «پینوکیو 3000» است؛ ناخوششهر. فکری در پس ذهن برخی مدیران سنتی هست که هر کس خروسخوان بیاید و دیرهنگام برود، مدیر خوبی است. مدیران بسیاری هستند که روزی شانزده ساعت یا بیشتر کار میکنند، آخر هفته هم کارتابلهایشان را به خانه میبرند، اما یک تصمیم درست نمیگیرند و اصلاً وقتی برای فکر کردن، خواندن و برگزاری چند جلسه معدود اما کارآمد ندارند. ساعات کار بسیار نشانه مدیر خوب بودن نیست
عجیب است که مرد نگران حمل و نقل عمومی امروز، در روزهای مدیریتش نگران بارگذاری تهران روی گسلها و خطر زلزله نبود، و اگر بود هیچ تجلی و بروز نداشت، و سازوکارهایی برای ساختن شهر ایمن در برابر آتش در پیش نگرفت، و نظام مهندسی را برای سلامت در ساختمان سامان نداد و شهرداری عاری از فساد را دنبال نکرد؛ و فضای سبز «سازگار با کمآبی» را به هیچ گرفت.
شهردار پیروز ادامه بده، دوران همسطح نبودن با مردم، بیتوجهی به نمادها (اگر یک دوچرخهسواری یکروزه باشد)، دوران بیمردم بودن، دل خوش کردن به عمران صرفاً سازهای، غرق شدن در ساختوساز و غفلت از اصلاح سازوکارهای اداره شهر گذشته است.
موانع اصلی توسعه مترو و حمل و نقل عمومی را هم با مردم در میان بگذار. لحظهای شکست خواهی خورد که آدمها و ایدههای نو را رها کنی و در دامان گذشته آرامبگیری.
کانال محمد فاضلی
گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه زیر توسط یکی از فرهنگیان آموزش و پرورش خمیر برای صدای معلم ارسال گردیده است .
این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ نشست هم اندیشی " گفت و گوی بین نسلی" با حضور « سیدمحمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش و «معصومه ابتکار » معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده با حضور نمایندگان و روسای شوراهای دانش آموزی و مجلس دانش آموزی به همراه برخی از مسئولان این وزارتخانه با همراهی رسانه ها و اصحاب رسانه در دفتر وزیر و با میزبانی « دفتر امور زنان » برگزار گردید .
در این بخش سخنان و انتقادات برخی دانش آموزان از مناطق مختلف تهران منتشر می گردد .