صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

  فبلم جدایی نادر از سیمین و چالش های آموزش و پرورش ایران   بدون شک فیلم جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی سوای جوایز متعددی که به دست آورده در تاریخ سینمای ایران ماندگار خواهد شد. بردن جوایز متعدد به خصوص اسکار هم مهر تاییدی است بر این که این فیلم خوش ساخت حرفی برای گفتن دارد. فیلم روان و راحتی است و کارگردان هیچ زور اضافی نمی زند که مطلبی را القا کند، شعار دهد یا مبالغه ای از نوع ایرانی در آن به کار برد. در این فیلم همه چیز در حد و اندازه لازم، نه بیش و نه کم مانند اندام های یک ارگانیسم در جای خود قرار دارند. برای مدت ها بعد از "زیبای آمریکایی" این فیلم جزو فیلم های دلخواه من باقی خواهد ماند.

جدایی از همان صحنه های آغازین یا بهتر بگویم از همان تیتراژ فیلم عنصر سادگی را به نحو استادانه ای سبک و سرلوحه خود قرار می دهد و به بهترین وجه ممکن از آن استفاده می کند و این گفته موتزارت را که "نبوغ در سادگی است" معنی می کند. حتی نام و عنوان فیلم هم به دور از عنوان های فاخر و پرطمطراق، ساده و صمیمی انتخاب شده است. مانند عنوانی است که یک دانش آموز برای انشای مسافرت نوروزی خود انتخاب می کند. به عنوان مثال عنوان "کرامر علیه کرامر" عنوانی گیشه پسند و تجاری است که رگه هایی از تبلیغات هم در آن می توان یافت. شاید در ترجمه فارسی به چشم نیاید اما در انگلیسی عنوان Kramer vs. Kramer عنوانی با کلاس و با پرستیژ به حساب می آید. معمولا vs. یا versus وقتی دو تیم ورزشی مخصوصا اسم و رسم دار مقابل هم صف آرایی می کنند به کار می رود. بد نیست اشاره کنم که یک منتقد اروپایی این دو را با هم مقایسه کرده است. اگرچه کرامر علیه کرامر در ژانر خانوادگی جزو فیلم های با ارزش و خوب به حساب می آید اما اقتباسی بوده و در آن از عناصر هالیوودی استفاده شده است.

فبلم جدایی نادر از سیمین و چالش های آموزش و پرورش ایران

اما فیلم جدایی:

می توان ساعت ها درباره این فیلم صحبت کرد. از صحنه های زیبای آن سخن گفت، شروع خیره کننده و پایان غافلگیرکننده آن را تحلیل و کارگردان و عوامل آن را ستود. من فیلم را قبل از اینکه به اسکار معرفی شود برای اولین بار در جلسه ای نگاه می کردم آن را فوق العاده و تکان دهنده یافتم. بعد از اتمام فیلم یکی از خانم‌ها گفت: "اینکه فیلم ساده ای بیش نیست." گفتم اتفاقا نقطه قوت فیلم همین سادگی اش است. در این فیلم فرم و محتوا باهم به نحو طبیعی و غیرمصنوعی سینک شده اند.

فبلم جدایی نادر از سیمین و چالش های آموزش و پرورش ایران

فیلترهای سختی باید برای انتخاب شغل معلمی در نظر بگیریم و ثبات استانداردها جز جدایی ناپذیر آن باشد  نقد و نظرهای زیادی درباره این فیلم چه در داخل و چه در خارج نوشته شده است و شاید بحث درباره آن خسته کننده باشد. تنها بسنده کنم به این که این فیلم گوشه هایی از فرهنگ ایرانی-اسلامی را برای بیننده خارجی به صورت ملموس و قابل فهم به تصویر می کشد. هدف این نوشته نقد و تحلیل این فیلم نیست که صاحبان فن و هنر بهتر می توانند آن را انجام دهند اما می خواهم به زوایای دیگری از این فیلم که کمتر به آن پرداخته شده و تا آنجایی که می دانم از نظرها پوشیده مانده بپردازم. در این فیلم فرهادی خودآگاه یا ناخودآگاه به آسیب شناسی آموزش و پرورش ایران هم پرداخته است. اصغر با ارائه تصاویری کم و به غایت تاثیرگذار و واقع گرایانه نشان می دهد که چه درک درستی از وضعیت حاکم بر آموزش و پرورش ایران دارد. او امکانات مادی و سخت افزاری آموزش و پرورش را هدف قرار نمی دهد، روی تخته سیاه، مدرسه و کلاس زوم نمی کند بلکه دقیقا دست روی جای حساسی می گذارد و مانند یک پزشک حاذق دقیقا می داند مشکل کجاست و آن را به سادگی به ما نشان می دهد. اصغر با کمترین صحنه ها نشان می دهد که آموزش و پرورش ایران همچنان در رکود به سر برده، حافظه-محور بوده و بر حفظ طوطی وار و محفوظات متمرکز شده است. اقدام دوم ایجاد محیطی علمی و آموزشی و آرام، و معاف کردن دانش‌آموزان از برنامه های خارج از برنامه آموزشی است. شرکت دادن دانش آموزان در برنامه های سیاسی و تبلیغی و مراسمات اختلال در آموزش و بر خلاف اصول آموزشی است

صحنه های مربوطه را یک بار بار دیگر مرور می کنیم:

ترمه در دادگاه کتابی در دست دارد مطالبی را حفظ و به صورت طوطی وار تحویل می دهد. در خانه هم همین طور. سکانس های مربوط به روش درس خواندن ترمه منعکس کننده روش های تدریس کلاسیک و قدیمی در آموزش و رورش امروزی ماست که سالهاست در آن لانه کرده است. این صحنه ها شاید تلنگری باشد که در روش های تدریس حافظه محور و قدیمی تجدید نظر کرده، و توجه خود را به جای مفاهیم و اصطلاح اغراق آمیز مانند "حیات طیّبه" که مفهومی مبهم و قابل تفسیر دارد تاکید نکرده و مدام بر طبل تحول بنیادین که تنها روی کاغذ مانده نکوبیم.

برای برون رفت از این بن بستی که سالهاست گریبان آموزش و پرورش را گرفته و بازگرداندن پویایی به این سیستم و حرکتی هر چند ناچیز به جلو ضروری است آموزش های خود را با نیازهای روز جامعه و جهان تطبیق دهیم. اولین و مهم ترین قدم کار روی مربیان و معلمان و قدرتمند کردن آنهاست.

تربیت معلمان حرفه ای و مجهز کردن آنها به مهارت های تدریس و دانش از ضروریات هر سیستمی است. زمانی یک مدیر آموزشی کره جنوبی گفت: «کیفیت یک نظام آموزشی (آموزش و پروش) هیچ وقت نمی تواند از کیفیت معلمان آن پیشی بگیرد!»

 حتی باید معلمان هر جامعه ای را لوس کرد و برای آنها ریخت و پاش کرد. بهترین امکانات باید در اختیار آنها باشد. آنها باید بهترین ماشین ها، بهترین خانه ها بهترین وسایل دیجیتالی و بهترین خدمات را در جامعه در اختیار داشته باشند، چرا که با روح و روان بشر و ارگانیسم های هوشمند سروکار دارند. ایران گردی و جهان گردی و سفرهای علمی باید جزو برنامه های آنها باشد. اما با یک شرط کوچک که به آنها اجازه ندهیم که به کاری غیر از آموزش بپردازند و مدام با آموزش های حرفه ای و شخصی علم آنها را به روز کنیم. فیلترهای سختی باید برای انتخاب شغل معلمی در نظر بگیریم و ثبات استانداردها جز جدایی ناپذیر آن باشد.

فبلم جدایی نادر از سیمین و چالش های آموزش و پرورش ایران

پس از تحریر:

برای سروسامان داد به وضعیت آموزش و پرورش شاید بد نباشد که مانند فوتبال و والیبال یک مربی خارجی مثلا یک متخصص اروپایی آموزش و پرورش را بیاوریم تا آموزش و پرورش ما را سروسامانی بدهد. در طول تاریخ خارجیانی بوده اند که خدمات خوبی به کشورمان ارائه داده اند. مثلا گمرگ ما را برای مدتی کوتاه سروسامان داده اند یا تجربه موفق موسسات آموزشی که خارجیان در سال های پشت سر گذاشته شده پایه گذاری کرده اند می تواند مثالی دیگر از این مقوله باشد. اما قبل از آن دو اقدام مهم دیگر ضروی است:

آموزش و پرورش را از سیاست زدگی سم زدایی کنیم و دست گروه های ذی نفوذ و فشار در آموزش و پرورش و مدارس را قطع کنیم. گروه هایی که در طول این سالها قدرت و جای پای محکمی برای خود پیدا کرده و دفتر و دستک  و عوامل خود را دارند و حتی در انتخاب تصاویر کتاب ها و برنامه درسی و ... هم اعمال نفوذ می کنند و برنامه های غیرآموزشی خود را دنبال می کنند.

فبلم جدایی نادر از سیمین و چالش های آموزش و پرورش ایران

اقدام دوم ایجاد محیطی علمی و آموزشی و آرام، و معاف کردن دانش‌آموزان از برنامه های خارج از برنامه آموزشی است. شرکت دادن دانش آموزان در برنامه های سیاسی و تبلیغی و مراسمات اختلال در آموزش و بر خلاف اصول آموزشی است. ختام این یادداشت حدیثی از پیامبر اسلام است که در یکی از داستان‌های «داستان راستان، مطهری» آمده است: اصغر با کمترین صحنه ها نشان می دهد که آموزش و پرورش ایران همچنان در رکود به سر برده، حافظه-محور بوده و بر حفظ طوطی وار و محفوظات متمرکز شده است

یکی از یاران، نزد پیامبر (ص) رفت و پرسید: «ممکن است جنازه کسی در میان باشد که باید دفن شود. همچنین مجلس علمی بر پا باشد که باید در آن شرکت کنیم. وقت هم کم است و نمی توانیم در هر دو حضور داشته باشیم و اگر در هر کدام شرکت کنیم از دیگری محروم می شویم. تو دوست داری که من در کدام مجلس شرکت کنم؟»

پیامبر (ص) فرمود: «اگر افراد دیگری هستند که جنازه را دفن کنند، در مجلس علم شرکت کن شرکت در جلسه علم، ازحضور در هزار تشییع جناره، هزار عیادت بیمار، هزار شب عبادت، هزار روز روزه، هزار درهم صدقه، هزار حج غیرواجب و هزار جهاد غیرواحب بهتر است. مگر نمی دانی به وسیله علم می شود، خدا را اطاعت و عبادت کرد. همچنان خیر دنیا و آخرت با علم همراه است. همانطور که شرّ دنیا و آخرت با جهل همراه است.»

در حضور دانشمندان، ده داستان از داستان راستان، جلد 2، ص 18، نوشته شهید مرتضی مطهری، معاونت آموزش سازمان نهضت سوادآموزی


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فبلم جدایی نادر از سیمین و چالش های آموزش و پرورش ایران

منتشرشده در یادداشت

گزارش صدای معلم از حمید رحمتی معلم متحصن در آموزش و پرورش شهرضا

تحصن به معنی پناهنده شدن است و عموماً برای مقاصد سیاسی یا فرار از حاکمان ظالم انجام می‌شود و معادل بست‌نشینی است؛ و به‌گونه‌ای کنشِ اعتراضی است که در آن فرد یا افرادی با اشغالِ یک موقعیتِ استراتژیک و بیشتر برای ترویجِ تغییراتِ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به آن دست می‌زنند.

در تاریخ معاصر ایران و در دوران استبداد صغیر و کبیر به‌کرات این تحصن ها دیده می‌شود اگر به تحصن به‌عنوان یک کنش عملی برای دست‌یابی به عدالت و حق‌خواهی نگاه شود یکی از مسالمت‌آمیزترین نوع حق‌طلبی و عدالت‌خواهی باشد.

بنابراین بعد از اینکه مطلع شدم که شخصی در اداره آموزش‌ و پرورش شهرضا یکی از مناطق استان اصفهان دست به تحصن و اعتصاب غذا در محل مدیریت آموزش‌ و پرورش شهرضا زده است تصمیم گرفتم به‌عنوان وظیفه ذاتی و انسانی و برای دریافت چند و چون کار دیداری با ایشان داشته باشم که این مهم در روز پنج‌شنبه 15 دی‌ماه 97 ساعت30 / 13  دقیقه محقق شد.

گزارش صدای معلم از حمید رحمتی معلم متحصن در آموزش و پرورش شهرضا

ایشان در محل ورودی اداره و روبروی نگهبانی روی صندلی مراجعین نشسته بود یک شعار نوشته در دست داشت و تعدادی دسته‌گل نیز در پشت سرش مشاهده می‌شد. شخصی با وزن تقریبی 55 کیلو و صورتی استخوانی و موهای جوگندمی که اراده قوی و قاطعیت در تصمیم در چشمانش موج می‌زد (شایان‌ ذکر است شهرضا ازجمله شهرهایی است که سرداران بزرگ شهیدی چون سردار محمدابراهیم همت و دومین مدیر آموزش‌ و پرورش شهید کشور شهید محمدعلی زمانی را پرورش داده است و در کارنامه رشادت‌های فرزندان خود دارد)  .

شاید در دید اول ایشان یاد قهرمان ونزوئلایی سیمون بولیوار افتادم که فرمانده انقلابی و سیاستمدار ونزوئلایی و یکی از چندین رهبر جنبش استقلال‌طلبانه در آمریکای جنوبی بود. خواسته من از قوه قضائیه آزادی معلمان زندانی که فعالیت صنفی داشته‌اند بوده است

نزدیک شدم درحالی‌ که با یک خانمی که برای دیدار او آمده بود صحبت می‌کرد بلند شد و با تبسم خوش‌آمد گویی کرد خود را معرفی کردم و هدفم را که نوشتن گزارشی برای صدای معلم بود را بیان کردم با خوش‌رویی قبول کرد  .

حراست اداره آموزش‌ و پرورش شهرضا نیز در همان حوالی بود و رفت‌ و آمدها را زیر نظر داشت و با توجه به شرح وظایف، اطلاعات موردنیاز را جهت هماهنگی با مسئولان تحت امر در میان می‌گذاشت که خوشبختانه با خوش‌رویی برخورد نمود . با توجه به سردی هوا و شروع بارندگی که در حد توان بنده نبود سعی نمودم سؤالات را مطرح نمایم:

 

خودتان را معرفی بفرمائید؟

حمید رحمتی هستم . آموزگار پایه ششم دبستان عظیمی شهرضا 48 ساله هستم و امسال سال سی‌ام خدمتم است . برادر شهید هستم که در سال 61 در مریوان به شهادت رسید . یادم هست در قبل انقلاب سال 55 شهید محمدابراهیم همت رساله حضرت امام خمینی (ره) را درب منزل ما آورد که بنده کوچک بودم و با برادر من دوست بودند. من یک‌بار به مدت سه سال نیز به مازندران تبعید شدم که به‌واسطه تصادف مدتی نیز در کما بودم و تقلیل محکومیت خوردم.

گزارش صدای معلم از حمید رحمتی معلم متحصن در آموزش و پرورش شهرضا

لطفاً انگیزه خودتان را از این تحصن بفرمائید؟

انگیزه این‌جانب دستیابی به‌حق و حقیقت و حق‌گویی، چیزی که خودم آن را مقابل نابرابری و کارهای و تصمیمات نادرست می‌دانم فطرت تشخیص می‌دهد که چه‌کاری درست است یا اشتباه، درستی‌ها به‌وسیله آموزش‌ و پرورش ساخته و ایجاد می‌شود و در آموزش و پرورش معیوب و بیمار و ناقص که گردانندگان اصلی آن انگیزه یاددهی به خاطر وضعیت معیشتی و منزلتی بد و نامناسب نداشته باشند، بنده حدود 20 سال که در تلاش هستم که آموزش‌ و پرورش اصلاح شود که افرادی ناتوان مانند این‌جانب در آن راهی نداشته باشند و بهترین‌های جامعه به امر تعلیم و تربیت بپردازند و این امکان‌پذیر نمی‌گردد مگر اینکه تمام امکانات جامعه در خدمت آموزش‌ و پرورش باشد نه وامانده بودجه به آموزش‌ و پرورش اختصاص یابد لذا از بدو تحصن و حتی تا فردا (16-9-97) خواسته من از قوه قضائیه آزادی معلمان زندانی که فعالیت صنفی داشته‌اند بوده و از شنبه 17- 9- 1397 با خروج از محیط فیزیکی آموزش‌ و پرورش شهرضا از جامعه درخواست می‌کنم که خودشان را از وضعیت کنونی نجات دهند که قطعاً دستگیر می‌شوم و این موضوع را با تمام نهادهای امنیتی و انتظامی در میان گذاشته‌ام.

گزارش صدای معلم از حمید رحمتی معلم متحصن در آموزش و پرورش شهرضا

خواسته خود را از وزیر آموزش‌ و پرورش بیان کنید؟

خواسته بنده از وزیر و آموزش‌ و پرورش این است که ایشان مسئول و وزیر ما هست اما معلمان زیردست بیش از ایشان نگران آموزش‌ و پرورش هستند و به‌ طور کلی وضعیت و حال آموزش‌ و پرورش خراب است و به حال خود رهاشده و باید این وضعیت تغییر کند.

در پایان از اینکه وقتشان را در اختیار بنده قراردادند تشکر کردم و امیدوارم که تلاش‌های مجاهدانه ایشان مؤثر قرار گیرد و امثال این‌جانب را از رخوت به‌سوی مسئولیت‌پذیری در مقابل کشور و نظام آموزشی رهنمون سازد.


گزارش صدای معلم از حمید رحمتی معلم متحصن در آموزش و پرورش شهرضا

منتشرشده در گفت و شنود

رتبه بندی مدارس و بی فکری های وزیر آموزش و پرورش

"وزیر آموزش و پرورش از رتبه ‌بندی مدارس در ۲۰ روز آینده (تاریخ خبر 27 آبان 97) خبر داد و گفت: در این رتبه ‌بندی مدارس با موقعیت قبلی خود ارزیابی می ‌شوند و گزارش پیشرفت داده می ‌شود

. به گزارش آوای نشاط، سید محمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش در جمع خبرنگاران در پاسخ به پرسش خبرنگار فارس در خصوص نحوه ارزیابی مدارس کشور اظهار کرد: مدارس رتبه‌ بندی می‌شوند البته در این رتبه ‌بندی مدارس با موقعیت قبلی خود ارزیابی می‌ شوند و گزارش پیشرفت داده می‌ شود. وی ادامه داد: سامانه ‌ای از قبل طراحی شده است که داده‌ها در آن قرار دارد و سامانه دیگری برای کنترل و تضمین کیفیت طراحی شده است که مرحله آزمایشی را پشت سر گذاشته است و تا ۲۰ روز آینده اجرا می‌شود. بطحایی افزود: وضعیت کیفیت مدارس در اختیار اولیا قرار می گیرد تا از وضعیت کیفیت، درجه و رتبه مدرسه فرزندشان آگاه شوند." (1)

ظاهرا جناب وزیر به مقولۀ رتبه بندی بسیار علاقه مند هستند. هنوز رتبه بندی معلمان جامۀ عمل نپوشیده به طراحی رتبه بندی مدارس دست یازیده اند. بزرگترین ایراد این رتبه بندی ترجیح مدارس رتبه بالا توسط مرفهین جامعه و رسوب ارزشی مدارس رتبه پایین برای اقشار فقیر و متوسط جامعه هست. یعنی از فازی دیگر تشدید فاصلۀ طبقاتی. هم اکنون با وجود مدارس خاصی چون غیردولتی ( غیرانتفاعی ) و یا سمپاد (تیزهوشان ) و نمونه دولتی و شاهد و.... این فاصلۀ طبقاتی موج سواری چندین متری خود را در عرصۀ آموزش و پرورش کشور دارد و با رتبه بندی مدارس نیز این متراژ افزایش خواهد یافت.

رتبه بندی مدارس و بی فکری های وزیر آموزش و پرورش

آیا آموزش و پرورش کشور ما از شدت کیفیت و کمیت بالای خود در آستانۀ رتبه بندی است و یا از نابه سامانی بیش از حد خود ؟
اگر قصدتان ترغیب مدیران برای شرکت در مسابقۀ تخریب ارزش ها جهت ربودن گوی سبقت هستید ، متأسفانه جنگ سردی بین مدیران رواج خواهد یافت که برندگان آن تاوان شدیدی از مرگ ارزش ها و هنجارها خواهند پرداخت. قبلا این جنگ سرد خصوصا در بین مدارس غیردولتی در تعداد قبولی دانش آموزان خود برای مدارس خاصی چون سمپاد یا تیزهوشان و نمونۀ دولتی و شاهد ، اثرات زیانبار خود را بر روند آموزش گذاشته است و امروز نوبت آغاز جنگ سردی دیگر برای برتری امتیازات مدارس است.

آموزش و پرورش از ایجاد محتوا و تفکر سالم ، ارزشمند و مؤثر در نظام آموزشی عاجز گشته است و از سویی دیگر مجبور به روشن کردن فتیلۀ رقابت مابین آنهاست تا خود به خود به درجاتی برسند که وزارتخانه انتظار آن را دارد و یا سند تحول بنیادین آن را ترسیم ساخته است. اما در این بین عدالت آموزشی قربانی می گردد. ما به هنگام وضع طرح یا برنامه و قانونی در آموزش و پرورش می بایست از کلی گویی اجتناب ورزیم و بر اساس واقعیت های ملی خود سخن بگوئیم. در این بین تکلیف مدارس روستایی و عشایری چیست ؟ مقام مقایسه در رتبه بندی چگونه عطر و بوی عدالت خواهد داشت؟ فقط تهران برای خود مناطق محروم جنوب را ندارد ، هر شهر و شهرستان و استان برای خود آمار وحشتناکی از ساکنین مناطق محروم دارند که از تمامی امکانات زندگی از جمله شاخص آموزش و مدرسه ای درخور ، عقب نگه داشته شده اند.عدالت محوری ، رسیدگی به مناطق محروم ، نیمه برخوردار و توسعه یافته است.

اگر رتبه بندی را به نسبت هر سه منطقه ، جداگانه در نظر بگیرید باز تبعیض و نابرابری است. به جای چنین طرح های تفرقه آمیز بهتر نیست شما تمام تلاش خود را جهت اعتلای محتوا و سیستم آموزشی کشور بنمایید و اجازه دهید یک رقابت نامحسوس اما سالم مابین کل مدارس کشور جریان داشته باشد ؟ نمی توان در بین مدارس کل کشور تفرقه و چند دستگی انداخت و انتظار رشد و توسعۀ آموزشی را داشت. معلمان ، مدیران و دانش آموزان و مشاوران و دبیران پرورشی و...... هر کدام در رستۀ خود با یکدیگر به ستیز و مبارزه برخواهند خواست تا برترین امتیاز رتبه بندی را بدست آورند. این تلاش فقط برای مدیران نخواهد بود. حتی اولیای دانش آموزان نیز وارد عرصۀ جنگِ دیگرِ چشم هم چشمی خواهند شد که گفت و گوی هر محفل آنان را تشکیل خواهد داد. مگر تا حالا انتخاب نوع مدرسه ، دل مشغولی آنان نبود ؟ حال شدت هم خواهد گرفت. آیا با به جان هم انداختن افراد یا مدارس می توان به اعتلای ارزش ها و باورها دست یافت؟

سالها ما در مدارس جنگ زبانی رشته های علوم انسانی را با علوم تجربی شاهد بوده ایم. به تبعیت از دیدگاه ارزشی مسئولین جامعه ، دو رشتۀ ریاضی و تجربی برتر بودند و رشتۀ علوم انسانی آماج اهانت و حقارت که بعدها جای خود را به دو رشتۀ فنی و حرفه ای و کار و دانش داد. آری، اگر فرهنگ بارور نباشد چنین برخوردهای کلامی – حیثیتی ، آیندۀ جوانان را به مخاطره می اندازد و یا امنیت شغلی فرهنگیان را ( اعم از مدیر و معلم و......)
آموزش و پرورش بهتر است برای مدتی از ارائه هر نوع طرح و برنامه ای پرهیز نماید تا به آرامشی مطمئن دست یابد. تعداد و تنوع طرح های ناکارآمد و ناقص چون طرح معلم تمام وقت ، حتی با عدم اجرا ، موجب فرسایش روح و جسم معلمان گردیده است. اجازه دهید تا درخت پیر و فرسودۀ آموزش و پرورش قدری از تنگی نفس ناشی از تزریقات طرح های خام ، نفسی تازه کند و با تجدید قوا در ایام استراحت ، به ادامۀ حیات خود بپردازد. بیش از این آموزش و پرورش را جزیره جزیره نسازید که توان اقتصادی و تولید دانش خود را از دست می دهد. آموزش و پرورش کشور نیازمند یکسان سازی بستر آموزشی است . آموزش و پرورش نیازمند محتوا و کیفیت ناشی از تفکر مثبت و مؤثر است . هم زمان با قطعه قطعه شدن آموزش و پرورش ، معلمان و دانش آموزان و آموزش نیز مثله می شود و با تجزیه اجزا ، دیگر اثری برای پیکر آن باقی نمی ماند.

رتبه بندی مدارس و بی فکری های وزیر آموزش و پرورش

هر چند بنا به نظر وزیر ، هدف از رتبه بندی افزایش صِرف حقوق نیست :
"به گزارش خبرنگار حوزه دولت خبرگزاری فارس، سید محمد بطحائی وزیر آموزش و پرورش با حضور در جمع خبرنگاران در حاشیه جلسه هیات دولت گفت: هدف اصلی رتبه بندی افزایش حقوق نیست، بلکه ارتقای شایستگی‌ها و توانمندی‌های معلمان است اما یکی از آثار توانمندی این است که با ارتقای شایستگی‌ها حقوق‌ها هم افزایش می‌یابد. کار نظام رتبه بندی در حال پیشرفت است، تا آخرین خبرهایی که من دارم نیز این موضوع در بودجه سال 98 هم در نظر گرفته شده است. منتظر ارائه بودجه به مجلس هستیم تا تکلیف این موضوع روشن شود. پیشنهادی که در کمیسیون اجتماعی دولت ارائه شد به تصویب رسید و در دستور کار دولت قرار می گیرد. " (2)

اما جهت نیل به رتبه بندی برای ارتقای شایستگی و توانمندی ، با کانالیزه کردن مسیر تربیت و انتخاب معلم خود به خود انجام می گیرد. یعنی در یک متد سیستماتیک جریان جذب و انتخاب معلم ، سلسله مراتبی از نظر توانایی و معلومات برای آنها مشخص می سازد. دیگر لازم نیست معلمانی که سال ها از مدت خدمت آنان می گذرد به درجه بندی وزارتخانه مأیوس بمانند. روند رتبه بندی از لحاظ شایستگی و توانمندی باید شامل استخدامی های جدید باشد نه معلمانی که در چرخۀ معیوب فعلی ندانم کاری و بلاتکلیفی سلسله مراتبی اسیرند. پس در این بین تکلیف بازنشستگان چیست ؟ چون آنان دیگر نیازی به اثبات شایستگی و... ندارند !

رتبه بندی مدارس و بی فکری های وزیر آموزش و پرورش

جناب وزیر به این مهم نائل نخواهید شد مگر آن که روند گزینش و جذب معلمان از چرخۀ هدفمند ، قانونمند و سیستماتیک عبور کند. هر وقت محیط بسته و غبارآلود دانشگاه فرهنگیان به جلای علم و توانمندی دانشجویان منوّر شد ، آن گاه شایستگی و بایستگی هم حاکم خواهد بود. هر گاه اولین انتخاب داوطلبان برای انتخاب رشته و شغل، دانشگاه فرهنگیان شد ، آن وقت خود به خود شایستگی در آموزش و پرورش حاکم خواهد شد. هر گاه قابلیت ها و توانمندی های وزارت آموزش و پرورش زبانزد خاص و عام شد و عزت و اعتبار معلمان همانند ستاره ای درخشان خود بدرخشد و ببوید نه آن که عطار بگوید، شایستگی هم به معلمان و آموزش و پرورش تزریق می شود. هدف گذاری برای نیل به هدف از نقطۀ آغاز حرکت صورت می گیرد، نه در مسیر طی شدۀ مثلا 5 تا 30 ساله . اصلا پیچاندن کلمات و اصطلاحات معمول ، لازم نیست.

آموزش و پرورش به دو اصل نیاز دارد :

ارتقای سطح و محتوای آموزشی و تأمین حقوق معلمان همانند سایر وزارتخانه ها. این دو اصل فقط به بودجه ای در خور و کافی و وافی نیازمند است تا جوابگوی نیازها باشد. کسری بودجه در آموزش و پرورش یعنی چه ؟ واقعا فهم این عارضۀ مدیریتی در جامعه ما قابل فهم و ادراک نیست ؟ وزارتخانه های دیگر تغذیه کننده از وزارت آموزش و پرورش هستند و درآمدزایند، اما آموزش و پرورش برای تغذیه خود دست خالی است. خزانه اش کسری سالانه دارد ! دو دو تایی که پاسخ آن چهار نیست و عقل بر آن صحه نمی گذارد. حتی خنده دار است. ما به همۀ وزارتخانه ها نیرو بدهیم اما در مقابل هیچ دریافت نکنیم ! با دست دراز تر از پا نمی توان وزارتخانۀ پرجمعیت را مدیریت کرد.

ارتقای سطح دانش و آموزش با جزیره جزیره کردن آموزش و مدارس ، شدنی نیست با تزریق محتوای سالم و مولّد ممکن می گردد. به تولید تفکر و خلاقیت مساعدت نمائید تا آموزش و پرورش بارور شود. در انتخاب مؤلفین کتب درسی وسواس کارشناسانه داشته باشید تا طرحی نو انداخته شود. با ساختار فعلی نه تربیت معلم سرانجام دارد نه تعلیم و تربیت دانش آموز. بیایید بیندیشیم چرا روز به روز پیچیدگی رفتار سازمانی لاینحل تر می شود. وزارت آموزش و پرورش اساس را رها نموده به تدوین طرح های بلاتکلیف مشغول است.

1) کد خبر : ۲۱۰۷۵ - ۲۷ آبان 1۳۹۷ .
2) http://fna.ir/bq7cdp - 14 آذر 1397 .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

رتبه بندی مدارس و بی فکری های وزیر آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

انتقاد یک مدیر مدرسه از رفتارهای غیرحرفه ای صدا و سیما و باشگاه خبرنگاران جوان

پنج شنبه از باشگاه خبرنگاران جوان گزارشی در خبر ۲۰:۳۰ پخش شد که در آن تنبیه بدنی یک دانش آموز در استان همدان به تصویر کشیده بود.

در این گزارش که کاملا جانبدارانه طراحی شده بود و گویای عقده های طراحان خبر به معلمان را داشت، مدیر اداره به اتفاق دوربین صدا و سیما در کلاس درس و جلوی بچه ها معلم بیچاره را محاکمه کرده و مجازات کردند.

انتقاد یک مدیر مدرسه از رفتارهای غیرحرفه ای صدا و سیما و باشگاه خبرنگاران جوان

بنده به عنوان یک معلم که خودم را انقلابی می دانم، واقعا متاسفم که یک خبرگزاری منتسب به جریان انقلابی این چنین بی انصاف و غیر حرفه ای عمل می کند و از همکاران فرهنگی خود با هر گرایش فکری تقاضا دارم پویشی در محکومیت صدا وسیما و این خبرگزاری راه اندازی کرده و از همکار خود دفاع کنیم.
البته این دفاع به معنای تایید تنبیه بدنی نیست، بلکه سوال اینجاست که در طول این چهل سال چند بار صدا و سیما خبری از ضرب و شتم معلمان به دست اولیا و دانش آموزان پخش کرد؟!

چرا از شهادت محسن خشخاشی فقط به زیر نویس شبکه خبر اکتفا کرد اما این گونه شان معلم را زیر سوال می برد؟!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">

انتقاد یک مدیر مدرسه از رفتارهای غیرحرفه ای صدا و سیما و باشگاه خبرنگاران جوان

منتشرشده در یادداشت

مسئولیت آگاهان و جایگاه سخن

او ز دانایان گرفت عهدی دلا
تا جهالت پیشگان را رهنما

چون به آگاهی رسد بس جاهلان
در تعهد عهد ماند آن زمان

با خِرد مردم به جانب حق روان
از جهالت دور دور از جاهلان

ای که دانایی، به عهدت پایبند
با عمل کردی بگردی سر بلند

از جهالت مردمان باشی که دور
سوی خالق گام برداری سرور

**************************

مسئولیت آگاهان و جایگاه سخن
جایگاه سخن

سود عاید آن زمان گویی عیان
از خموشی دور تا فرصت بیان

آن زمان گویی بیان در بین مان
حق ایجابی کند مطلب بیان

آن زمانی کن سکوتی اختیار
سود عاید لا ز گفتار ای نگار

گر چه خاموشی ادب باشد دلا
طرح مطلب کن ادایی حق را

خیر در گفتار باشد ای رها
تا زمان ایجاب لا مطلب چرا

رو به خاموشی گذر ایام را
آن زمان گویی سخن مطلب ادا


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">

مسئولیت آگاهان و جایگاه سخن

منتشرشده در یادداشت

بیمه خدمات درمانی شاغلین و بازنشسته ها و پاسخ نبودن مسئولان

آیا هزینه دریافتی بابت سرانه و حق بیمه خدمات درمانی برای افراد تحت تکفل ( تبعی ) شامل فرزندان و پدر و مادر که حدود 78 هزار تومان در ماه از حقوق کسر می شود عادلانه است ؟ این مبلغ در سال حدود یک میلیون تومان می شود . . . حال این مبلغ را با هزینه ویزیت و دارو جمع کنید !

خدمات بیمه پایه و سلامت همگانی که این همه بر روی آن مانور می دهند در مقایسه با کشورهایی که خدمات بیمه درمانی در آنها رایگان است چه توجیهی دارد ؟

اگر سر جمع هزینه های سه نفر بیمه شده تبعی ( حق بیمه + ویزیت + دارو ) برای بیمه شده اصلی ( سرپرست ) را حساب کنید شاید در سال به چیزی حدود 5 میلیون تومان هم برسد! این در حالی است که حق بیمه ها هر ساله بیشترین افزایش را شامل می شوند و کسی هم صدایش در نمی آید ! و از طرفی شاید خیلی ها به همان اندازه ای که ماهیانه و سالیانه حق بیمه پرداخت می کنند به مراکز درمانی هم مراجعه نمی کنند !

یعنی اگر این هزینه و پول پرداختی را پس انداز کنید سود و استفاده اش به جیب خودمان برود بهتر باشد .

دولت و بیمه خدمات درمانی فقط برای خودشان کسیه دوخته اند . رسانه ها و کارشناسان امر در این زمینه اطلاع رسانی کنند و مراجع قانونی و حقوقی که شعار دفاع از حقوق شهروندی را سر می دهند پاسخ گو باشند.

به جای پرداخت یارانه خدمات بیمه ای را رایگان کنید ! و یا پرداختی حق بیمه را به حداقل برسانید .

آیا بین حق بیمه ای که کسر می شود و یارانه ای که پرداخت می شود عدالتی وجود دارد ؟


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">

 بیمه خدمات درمانی شاغلین و بازنشسته ها و پاسخ نبودن مسئولان

منتشرشده در یادداشت
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

گلایه از صدای معلم

تهران

منتشرشده در نامه های دریافتی

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور