صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
سه شنبه, 07 خرداد 1398 11:01

ساسی و پل‌های شکسته !

ساسی مانکن و آموزش و پرورش و آموزش دینی در مدارس

حوالی هفته معلم کلیپ‌هایی به طور هدفدار و مغرضانه به صورتی گسترده از مدارس ایران در فضای مجازی منتشر گردید. در این کلیپ‌ها عمدتا دانش‌آموزان دختر با ترانه کوچه‌ بازاری "جنتلمن" ساسان حیدری (ساسی مانکن) در حال رقص و یا حرکات موزون در محوطه مدارس بودند. پخش گسترده این کلیپ علاوه بر به حاشیه بردن صدای اعتراضات صنفی معلمان، آموزش و پرورش را نیز در سیبل حملات تریبون‌های مختلف قرار داد.

عده‌ای با سطحی‌نگری با محکوم کردن و تهدید مدیران سعی در پاک کردن صورت مسئله داشتند. در اینجا از منظری متفاوت سعی در واکاوی این فروپاشی فرهنگی و اجتماعی خواهیم داشت.

 

 لزوم برخورد اقناعی با شبهات فکری جوانان

جوانان در سراسر جهان به عنوان موتور محرکه اجتماع محسوب شده و معمولا از روی کنجکاوی هم که شده دنبال به چالش کشیدن ارزش‌ها و بعضا زیر و رو کردن هنجارهای جاری در اجتماعند.
این هنجارشکنی و ایجاد چالش در خیلی از حوزه‌ها از جمله حوزه باورها و اعتقادات محتمل بوده و اگر جواب‌های قانع کننده‌ای از سوی متولیان دینی جامعه به سوالات و ابهامات نسل پرسشگر و کنجکاو داده نشود، احتمال بروز دلزدگی، دین‌گریزی و حتی دین‌ستیزی دور از ذهن نخواهد بود.

ساسی مانکن و آموزش و پرورش و آموزش دینی در مدارس

وقتی که قدرت و ثروت هدف غایی باشد"

در دنیای پرهیاهو و آشفته که در آن ارزش های دینی و هنجارهای اجتماع به شدت در حال رنگ باختن بوده و قدرت و ثروت هدف نهایی جلوه داده می‌شود، افرادی جهت کسب شهرت و آوازه و ثروت نامشروع و بعضا در پاسخ به عقده حقارت درونی با اهداف فردی یا گروهی با شگردهای مختلف درصدد جذب مرید با روش های سازمانی و تعیین سرگروه و حلقه های ارتباطی می باشند و در این راه از هیچ ادعای گزاف و دروغ پردازی بزرگ مثل داشتن کرامت، داشتن رموز هستی، کشف اسرار، تسلط بر علوم غریبه، دانستن خواص حروف و اعداد و جداول ابایی نداشته و با خواب سازی و با استفاده از سخنوری و سوءاستفاده از قدرت بیان برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کنند .

"از تفسیر به رأی قرآن و منابع مذهبی تا بدعت در مناسک دینی، از برخورد قهری و امر و نهی با موسیقی اصیل ، تا ادعای شفاعت گناهان و شفای امراض صعب العلاج، نفوذ در NGO ها با وعده کمک‌های مالی و دستگیری معنوی و همچنین انتقال حس شخصیت کاذب به مریدان به طور خزنده در زیر پوست کلانشهرها در حال فعالیت و تکوین آموزه‌های خویش می‌باشند.
به نظر می‌رسد در صورت برخورد قهری و غیرعقلانی با این مهم احتمالا این فعالیت‌ها زیرزمینی‌تر شده و گرهی که به دست قابل باز شدن است ممکن است به دندان نیز باز نشود.

ساسی مانکن و آموزش و پرورش و آموزش دینی در مدارس

 عرفان‌ها و نحله‌های نوظهور فعال در ایران

در امریکا بیش از ۱۲۰۰ عرفان قدیمی و نوظهور در حال فعالیتند. به باور کارشناسان این حوزه، در ایران نیز از این تعداد حداقل نصفشان در پایتخت و کلانشهرهایی چون کرج به صورت غیرقانونی و زیر زمینی فعال و نیمه فعال بوده و برای خود حامیانی هر چند انگشت‌شمار دست و پا کرده‌اند.
از عرفان‌های شناخته شده و فعال در ایران می توان به شیطان پرستی، عرفان حلقه، مکتب Tsm، سای بابا، گروه مداد رنگی، دالایی لاما، پائولو کوئلیو، عرفان سرخ‌پوستی، اکنکار، اوشو، یوگا، رام‌الله و.... اشاره کرد.بدیهی است که آموزه‌های هر کدام از این عرفان‌ها ممکن است بخشی از حقایق را نیز با خود به همراه داشته باشند و قطعا هیچ نحله و جریانی منفی کامل و شر مطلق نیست.
لذا در ارزیابی این نحله های فکری و عرفانهای نوظهور به مجموع رفتارها، آموزه‌ها و مهمتر از آن به خروجی و برونداد آنها باید توجه نمود و از قضاوت در مورد آنها بر اساس یک عمل خیر و یا شر (جزئی‌نگری) پرهیز کرد.

 

 ادیان آسمانی در ایران

مسیحیت، یهودیت و زرتشتی‌گری در ایران قدمتی کهن و دیرینه داشته و هم اکنون نیز هموطنان ارامنه و زرتشتی و یهودی در گوشه و کنار ایران در حال فعالیت و زیست هستند.
از این ادیان آسمانی برای ترویج مسیحیت در ایران هزینه‌های هنگفتی از سوی غرب در رسانه‌های گروهی (کانال‌های ماهواره‌ای تلویزیونی و رادیویی فارسی زبان و سایت‌های مرتبط و...) در حال انجام می‌باشد.
برخی از مسیحیان معتقدند که مسیح خود خداست و لذا نیازمند هیچ کتاب مقدسی نیست.
مسیحیت به سه شعبه اصلی ارتدوکس، کاتولیک و پروتستان ختم شده و برای هرکدام از آن‌ها صدها زیر شاخه تکثیر شده است.

 

 کدامین پل اعتقادی را شکسته‌ایم؟

حال سؤالی که امروزه باید از دست اندرکاران فرهنگی و متولیان دینی پرسید این است که:
چرا جوانان ما (به ویژه بانوان و دختران) به صورت روز افزون و زیرزمینی جذب ادیان و عرفانهای نوظهور و موسیقی های نازل و کوچه بازاری می‌شوند؟!

به راستی کدامین پل اعتقادی مردم را شکسته‌ایم که با وجود صرف میلیاردها بودجه فرهنگی و دینی باید نگران دین‌گریزی و بعضاً دین‌ستیزی جوانان باشیم؟


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ساسی مانکن و آموزش و پرورش و آموزش دینی در مدارس

منتشرشده در یادداشت

گروه استان ها و شهرستان ها/

نامه ی زیر توسط یک دانش آموز کردستانی برای صدای معلم ارسال گردیده است .

این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .

منتشرشده در دانش آموز
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

اصلاحیه احکام معلمان

هرمزگان

منتشرشده در نامه های دریافتی

تعریف حرفه ای از مدارس غیردولتی  چند وقتی است که بیشتر مسئولین و اهالی آموزش و پرورش و خانواده ها در مورد عدالت آموزشی و لزوم برقراری آن حرف می زنند اما تعریف و ترسیم درستی از عدالت آموزشی وجود ندارد؛ همان گونه که کل فضای آموزش و پرورش دچار گفتمان معیشت محور شده است بحث مدارس غیر دولتی هم از شهریه و مسایل این چنینی بالا نرفته است.

آموزش و پرورش بدبخت که مانند انسان های ناتوان فقط سعی می کند صداهای معترض و نقد ها را کنترل ، تکذیب و توجیه کند از طرفی گروه های چپ و افرادی مثل مجید حسینی و بیشتر رسانه ها هم بنا بر دلایلی شهریه مدارس غیر دولتی را چوبی بر سر آموزش و پرورش کرده و آن را می کوبند و از حمله به شهریه این مدارس و اندک تفاوت شان نان دانی برای خود درست کرده اند .

شوربختانه آموزش و پرورش و بخش غیر دولتی هم در این باتلاق  افتاده و ذلیلانه رفتار می کنند.

این مدارس غیر دولتی با این شهریه هایشان آیا پول زور می گیرند ؟ آیا پول دزدی می گیرند ؟ چه ایرادی دارد یک نفر که پول دارد با اختیار و انتخاب خودش برای آموزش فرزندش بیشتر خرج کند ؟ چه مشکل قانونی در رد و بدل کرد این پول ها وجود دارد ؟ کاش ایران و مهر و ... به جای پرداختن به شهریه و اردوهای خارجی برای اختیارات و غیر دولتی بودن این مدارس تلاش می کردند !

چرا برای حق انتخاب خانواده ها احترام قایل نیستیم؟

دولت موظف است وسایل تحصیل کودکان تا پایان متوسطه را فراهم کند . اما دولتها بر اساس توانایی خود این کار را می کنند و در بند ۳۰ قانون اساسی تعریفی از وسایل و امکانات آموزشی نشده است. دامن زدن به این قضیه توسط برخی گروه های سیاسی و مسئولین جای تاسف دارد .

در جامعه ای که افراد از نظر درآمد و ثروت با هم فاصله زیاد دارند ایجاد امکانات برابر آموزشی ناممکن است. حتی اگر همه دانش آموزان را مجبور به تحصیل در مدارس دولتی کنیم باز هم افرادی که اولویت آنها آموزش بهتر فرزندانشان است ، خدمات  آموزشی لازم را از بخش خصوصی خریداری می کنند . اگر آموزشگاه های خصوصی را هم ببندیم ، باز هم اولیای علاقه مند این خدمات را از بازار سیاه تهیه می کنند. اصولا  اینکه بخواهیم امکانات آموزشی مناطق مرفه نشین یک کلان شهر را در یک روستای دور افتاده داشته باشیم امکان پذیر نیست .

برای  ایجاد برابری آموزشی ، باید برابری اقتصادی را در کل کشور برقرار کرد که نه ممکن است و نه منطقی .

تعریف حرفه ای از مدارس غیردولتی

به نظر می رسد برخورداری از امکانات آموزشی تابع برخورداری از کل امکانات زندگی شهروندان است و چنان چه امکانات و شرایط زندگی در همه جا یکسان نیست پس شرایط و امکانات آموزشی نیز نمی تواند باشد ولی با توجه به معیارهای آموزشی می توان انتظار داشت مناطق محروم نیز از امکانات ضروری آموزشی و معلمین خوب بهره مند شوند .

کاش ایران و مهر و ... به جای پرداختن به شهریه و اردوهای خارجی برای اختیارات و غیر دولتی بودن این مدارس تلاش می کردند !

رسانه ها به جای پرداختن مکرر به شهریه و اردو و غذای این مدارس باید به این مساله بپردازند که چرا دولت ذره ای از سیطره ی خود بر این مدارس به اصطلاح غیر دولتی نمی کاهد ؟

اولیا به جز فضای فیزیکی و تراکم کم چه دستاوردی در قبال پرداخت این پول به دست می آورند ؟

زینی وند معاون مشارکت ها و مدارس غیر دولتی آموزش و پرورش و مدیرکل غیر دولتی به جای پرداختن به اصل هویت و کیفیت و غیر دولتی بودن این مدارس درگیر حواشی و شب روز در پی تکذیب شهریه و مجوز اردو و ... بوده و بطحایی هم که از اول سیاست ریاکارانه ای را نسبت به این مدارس برگزیده از طرفی سیاست افزایش این مدارس را در پیش گرفته از طرفی هر موقع حادثه ای چون سوختن مدرسه در زاهدان یا مدرسه معین تهران پیش می آید بازی را دولتی ، غیر دولتی می کند انگار خود دولت متولی نیست و خودش صفر تا صد این مدارس را تعیین نمی کند !

رسانه ها و خبرنگاران و تحلیل گران به جای پرداختن به شهریه باید به عمق این مساله ورود کنند ، به تخلفات بپردازند ؛ به این مساله که چگونه بیشتر وزرای آموزش و پرورش و معاونین آنها و همسران آنها مدارس غیرانتفاعی در مناطق مرفه تهران دارند ؟ این مجوزها چگونه اخذ شدند و نحوه جذب دانش آموزان اینها طبیعی و رقابتی بوده است ؟

اگر می توانند وارد پرونده مدارس افراد خاص بشوند از فلان آقا و خانم بالا نشین صاحب مدرسه گرفته تا فلان آقازاده صاحب مدرسه.

با چند مدیرکل آخر تهران که حرف می زنی می گویند مدرسه فلان کس آن مورد را داشت ما رفتیم سراغش هزینه دادیم . اگر می خواهند حامی دانش آموزان مناطق محروم باشند چرا به مدارس غیردولتی حمله می برند ؟

به نظر می رسد حمله به شهریه مدارس غیر دولتی هم مثل برخی موارد دیگر ابزاری شده برای بسیاری تا از آن برای جذب مخاطب یا حمله به آموزش و پرورش و ... بهره ببرند.

کانال آموزگاران

منتشرشده در یادداشت
آموزش و پرورش و تمرین دموکراسی و سیاست مدرسه محوری
 
آنچه که مرتب از زبان مسولان آموزش و پرورش شنیده می شود حاکی از تحول است و نوگرایی و کیفیت بخشی و خلاقیت و شکافتن سقف فلک برای طرحی نو در راستای مدرسه محوری و دادن اختیار عمل به مدیر و معلم و دانش آموز در مدیریت مدرسه تا دموکراسی را تمرین کنند. اما آنچه که برآیند عملیات ها و برنامه هاست این چنین نیست. اینکه دلمان چیزی را بخواهد اما دستمان چیز دیگری بردارد، حکایت ماست. 
 در واقع آموزش و پرورش در حال انباشته کردن برنامه های کشورهای پیشرفته (تدبیر، تعالی) روی فونداسیونی از نگاه، نگرش و روش های سنتی مدیریتی گذشته است. یعنی همان شکل دستوری و نگاه بالا به پایینی که منتج به ارسال کامیون کامیون بخشنامه به سوی اداره کل ها و به تبع آن مناطق بود.
اگرچه باید اذعان داشت حرکت های مثبت و نصف و نیمه ای-اگر مخالفان بگذارند - در حوزه ی ابتدایی صورت گرفته که همین هم نیاز به بازنگری و اصلاح  دارد- مخصوصاً حجم و محتوای کتاب-، اما همین حرکت نصف و نیمه هم در خم و چم بخشنامه ها اختیار را از مدیر و معلم و مدرسه می گیرد و برخلاف شعار مدرسه محوری و *برنامه ی ویژه مدرسه* که روی کاغذ خوب است، عکس آن را شاهد هستیم.
به دوره ی متوسطه که می رسی، علارغم تغییرات ظاهری، الگوبرداری از طرح های کشورهای پیشرفته و بومی سازی آن از طریق ارائه ی برنامه هایی جدید مثل تعالی مدیریت - آن هم بیشتر در ظاهر-  رخ داده، هنوز شوری بخشنامه ها بیش از پیش و دست و پاگیرتر است و آن همه شعار و چه و چه هایی که احساس بهشتی بودن به مدرسه می داد، زیر بوروکراسی عادتی مدفون می شود.
حال چرا آنچه که آرزوهای ماست رخ نمی دهد؟ جواب در دوگانگی های ماست. مخصوصاً دوگانگی در برخورد با آمار. اگر قرار است به کیفیت بیندیشیم و با کیفیت رفتار کنیم، نوع نگاهمان نیز به آمارها باید کیفی باشد، نه کمی. 
حالا...  متاسفانه نگاهی که مسئولان آموزش و پرورش به نتایج آماری زیر دستان خود دارند، غالباً کمّی است و درصد قبولی و مردودی و میانگین ها و قبولی کنکور را مدنظر قرار می دهد.
طبیعی است که زیر چنین فشاری نه ادارات کل، نه ادارات مناطق و نه خود مدارس کمتر فضایی برای کیفیت بخشی می یابند. چرا که وقتی شما به کیفیت می اندیشی، نیاز به بردباری و برنامه ی طولانی مدت چندین ساله داری. اما وقتی هر فصلت را با فصل دیگر مقایسه کنند و باید پاسخگوی کمیّت ها و کسرهایش باشی، مجبوری برنامه های بلند مدت را فراموش کنی و به فکر همین امروزی باشی که خودت مدیری. دیگر نه وقتی برای آموزش مهارت های زندگی داری و نه تدریس عمقی کیفی، آن هم با حجمی از کتاب هایی که باید به زورِ نگاه بودجه مندانه پرونده اش را تا اواسط اردیبهشت ببندی و به امتحانشان بسپاری. و تا امتحان هم انواع و اقسام کتاب های کمک آموزشی و نمونه سوال را معرفی کنید و انباشته ی محفوظات دانش آموزان را با هزار استرس پر و خالی کنی.
 
آموزش و پرورش و تمرین دموکراسی و سیاست مدرسه محوری
 
این آمار در جایی مثل *جشنواره خوارزمی* هم که فوق برنامه ی بسیار مفیدی است، آزادی عمل را می گیرد و باز از لحاظ کیفی خارج می شود. در این برنامه ها عقلانی این است تا با برنامه ریزی مدوّن و توجیه صحیح از دانش آموز مشارکت آزادانه و آگاهانه بخواهیم. اما به خاطر نشان دادن آمار بالای مشارکت، فقط یک سری اسم را در سامانه ها ثبت می کنیم تا نشان دهیم که مدرسه ی ما، منطقه ی ما و استان ما چه آمار بالایی دارد! چرا اکه اگر آمارمان پایین باشد، باید پاسخگوی آمار کمّی باشیم.
هیچ کس هم نیست که بپرسد در فلان منطقه با فلان کمبودها و نبود زیرساخت ها چه اصراری بر آمار بالاست؟ نه! ابداً توجهی به تناسب ها نمی شود.
نکته ی بعد در مورد برنامه هاست. مدل های برنامه نویسی ارائه شده که از کشورهای دیگر الگو برداری و بومی سازی شده بسیار خوبند و عالی و جای هیچ شکی هم نیست. اما آیا با ساختار سازماندهی نیروهای انسانی در اغلب مدارس ایران همخوانی دارد؟
آیا اساس مشارکت همگانی (مدرسه محوری) در برنامه ریزی و جلوگیری از خود محوری که یکی از مهمترین اهداف این مدل هاست با نیروی انسانی تک نفره ( مدیر یا معاون دبیر یا مدیر آموزگار) که مجبور است همه ی بارها را به دوش بکشد با هم تناسب دارند؟
آیا اجرای *برنامه ی ویژه مدرسه* که بارها ارسال شده و اتفاقاً اگر اجازه ی اجرا بیابد بسیار عالی است چون هدفش توجه به خلاقیت هاست، در زیر انبوهی از طرح های اجباری و آماری و این همه بخش نامه در بخش نامه فرصت نفس کشیدن و ادامه ی حیات پیدا می کند؟
آموزش و پرورش و تمرین دموکراسی و سیاست مدرسه محوری
 
اگر قرار است اصلاحی در آموزش صورت بگیرد، باید همه جانبه باشد. اینکه من بنشینم از بایدها بگویم اما مسیری که این بایدها در آن جریان یابند را هموار نکنم؛ اینکه محتوا و حجم و حتی تعداد کتاب های درسی را متناسب با اهدافی که در چشم اندازها و سند تحول ترسیم کرده ام هماهنگ نکنم؛ اینکه در سفر به خارج طرحی را الگو برداری کنم و بعد تیمی تشکیل دهم و طرح را بومی سازی کنم اما اهرم های کمک به اجرای طرح از جمله امکانات، نیروی قوی، سرمایه و فضا را که در خارج وجود دارد اینجا نداشته باشم و از آن غافل باشم؛ اینکه در روز معلم همه ی نهادها و مسئولان ارشد از آموزش و پرورش بگویند اما بودجه آموزش و پرورش کف دیگر وزارتخانه ها باشد، اینکه به خاطر جبران کمبود نیرو دروازه ی آموزش و پرورش را برای هر رده سنی و با هر مدرکی باز بگذاریم و بعد انتظار معجزه داشته باشیم؛ اتفاق نوی نمی افتد چرا که نگرش های نو باید با عمل های نو همراه شود. چرا آنچه که آرزوهای ماست رخ نمی دهد؟ جواب در دوگانگی های ماست. مخصوصاً دوگانگی در برخورد با آمار. اگر قرار است به کیفیت بیندیشیم و با کیفیت رفتار کنیم، نوع نگاهمان نیز به آمارها باید کیفی باشد، نه کمی
اگر فنلاند و ژاپن و فلان کشور فلان برنامه را ارائه می دهند و در سطح جهانی می درخشند، همه ی جوانب را با حُسن نظر دیده اند. چه در تأمین نیروی کار آمد؛ چه در ارائه ی بهترین امکانات، چه در تخصیص نیرو به مدارس و چه در تخصیص بودجه، اولویت شان آموزش و پرورش بوده است و اکنون میوه ی آن نگرش و عمل بلند مدت را می بینند.
و بدانیم که قبل از هر نگاه و رفتار نو، نگاه باز نیاز داریم. اجازه دهیم مدارس نفس بکشند. الگو بدهیم، دستور ندهیم. سرفصل بدهیم و بگذاریم الفیا را خودشان بیاموزند. بگذاریم آزادی آموزشی را تمرین کنند. طرح ها را کم کنیم اما با کیفیت به آن بپردازیم. از خود مدیران طرح بخواهیم، خوبان را تشویق کنیم و تعارفات را در مواجهه با نقایص دور بریزیم.
اگر چه امروز همگان اذعان داریم که شرایط کشور در وضعیتی سخت قرار دارد و شاید بعضی موارد امروز امکان مهیا شدن نداشته باشد، اما آن بخش هایی که دست خود ماست را می توانیم از حالت دستوری و خشک خارج کنیم تا زمینه ی رشد آگاهانه ی مدارس را فراهم آوریم.
به امید تحقق اهداف ترسیمی در سند تحول بنیادین.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
منتشرشده در یادداشت
دوشنبه, 06 خرداد 1398 10:34

فساد در حوزه پژوهش

انواع فساد در حوزه پژوهش

ما پژوهشگران و اساتید حوزه علوم انسانی کما و بیش به موضوع دزدی و فساد در حوزه های مختلف جامعه اشاره می کنیم؛ اما متاسفانه به این موضوع در حوزه کاری خودمان یعنی "پژوهش" کمتر میپردازیم.
در این یادداشت به معرفی سه راه کلاه برداری و فساد در حوزه پژوهش اشاره می کنم:

۱. اولین روش انجام انواع تحقیقات پیماشی و نظرسنجی هاست که با طراحی یک پرسشنامه و تکمیل آن در تیراژ دهها هزار نسخه می توان به راحتی بالا کشیدن چند صد میلیون تومان را توجیه کرد. نظرسنجی هایی که نه نیازی به اندیشه ورزی یا کار میدانی دارند نه یافته های آن کسی را ناراحت می کند چون موضوعات و پرسشهای حساس از ابتدا طرح نمی شوند.


۲. دومین روش؛ تعریف پروژه هایی با عناوین دهن پُرکن مانند؛ تدوین سند؛ تهیه نقشه راه؛ ترسیم چشم انداز؛ ارایه الگو و مدل و  به طور کلی تحقیقاتی است که تمرکز آنها بر بایدها در آینده است. اساسا پرداختن به آینده و آینده پژوهی در جوامع درحال توسعه که گرفتار صدها مشکل و بدبختی حاضر و آماده هستند روی دیگر سکه محافظه کاری است که پژوهشگران را به نبش قبر در گذشته های دور می کشاند. البته آینده پژوهی به عرصه پژوهش محدود نشده و در دانشگاه و سازمان مدیریت و... گروههای آینده پژوهی تشکیل شدند تا چشم روی تخریب مشهود و سریع محیط زیست و خروج سالانه میلیاردها دلار سرمایه از کشور ببندد و مثلا بگویند در آینده چه و چه می شود. هرچند از این نوع تحقیقات آبی برای مردم گرم نمی شود اما ظاهرا نان خوبی برای مدیران و محققان پخته می شود که به راحتی از آن دست نمیکشند.


۳. سومین روش کلاه برداری در حوزه پژوهش این است که تحقیق کماوبیش مشابه ای را با انجام تغییرات جزیی به چند کارفرما بفروشند. برای مثال در مورد اوقات فراغت تحقیقی برای مرکز آمار انجام می شود بعد با کمی تغییرات و تمرکز بر جوانان آن را به وزارت ورزش و جوانان ارایه میدهند بعد به شهرداری رفته و از ضرورت تحقیق در مورد اوقات فراغت شهروندان می گویند در نهایت اگر قسمت شد آن را به صدا و سیما و سازمان تبلیغات و وزارت ارشاد و وزارت کشور و... هم قالب می کنند.

شبکه جامعه شناسی علامه

منتشرشده در پژوهش

گروه تشکل ها/

نامه ی زیر دومین نامه به مراجع مسئول در مورد وضعیت افزایش حقوق دانشجو معلمان است .

نامه ی نخست به رئیس سازمان برنامه و بودجه مرقوم گردیده بود . ( این جا )

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور