
حوالی هفته معلم کلیپهایی به طور هدفدار و مغرضانه به صورتی گسترده از مدارس ایران در فضای مجازی منتشر گردید. در این کلیپها عمدتا دانشآموزان دختر با ترانه کوچه بازاری "جنتلمن" ساسان حیدری (ساسی مانکن) در حال رقص و یا حرکات موزون در محوطه مدارس بودند. پخش گسترده این کلیپ علاوه بر به حاشیه بردن صدای اعتراضات صنفی معلمان، آموزش و پرورش را نیز در سیبل حملات تریبونهای مختلف قرار داد.
عدهای با سطحینگری با محکوم کردن و تهدید مدیران سعی در پاک کردن صورت مسئله داشتند. در اینجا از منظری متفاوت سعی در واکاوی این فروپاشی فرهنگی و اجتماعی خواهیم داشت.
لزوم برخورد اقناعی با شبهات فکری جوانان
جوانان در سراسر جهان به عنوان موتور محرکه اجتماع محسوب شده و معمولا از روی کنجکاوی هم که شده دنبال به چالش کشیدن ارزشها و بعضا زیر و رو کردن هنجارهای جاری در اجتماعند.
این هنجارشکنی و ایجاد چالش در خیلی از حوزهها از جمله حوزه باورها و اعتقادات محتمل بوده و اگر جوابهای قانع کنندهای از سوی متولیان دینی جامعه به سوالات و ابهامات نسل پرسشگر و کنجکاو داده نشود، احتمال بروز دلزدگی، دینگریزی و حتی دینستیزی دور از ذهن نخواهد بود.

وقتی که قدرت و ثروت هدف غایی باشد"
در دنیای پرهیاهو و آشفته که در آن ارزش های دینی و هنجارهای اجتماع به شدت در حال رنگ باختن بوده و قدرت و ثروت هدف نهایی جلوه داده میشود، افرادی جهت کسب شهرت و آوازه و ثروت نامشروع و بعضا در پاسخ به عقده حقارت درونی با اهداف فردی یا گروهی با شگردهای مختلف درصدد جذب مرید با روش های سازمانی و تعیین سرگروه و حلقه های ارتباطی می باشند و در این راه از هیچ ادعای گزاف و دروغ پردازی بزرگ مثل داشتن کرامت، داشتن رموز هستی، کشف اسرار، تسلط بر علوم غریبه، دانستن خواص حروف و اعداد و جداول ابایی نداشته و با خواب سازی و با استفاده از سخنوری و سوءاستفاده از قدرت بیان برای رسیدن به اهداف خود استفاده میکنند .
"از تفسیر به رأی قرآن و منابع مذهبی تا بدعت در مناسک دینی، از برخورد قهری و امر و نهی با موسیقی اصیل ، تا ادعای شفاعت گناهان و شفای امراض صعب العلاج، نفوذ در NGO ها با وعده کمکهای مالی و دستگیری معنوی و همچنین انتقال حس شخصیت کاذب به مریدان به طور خزنده در زیر پوست کلانشهرها در حال فعالیت و تکوین آموزههای خویش میباشند.
به نظر میرسد در صورت برخورد قهری و غیرعقلانی با این مهم احتمالا این فعالیتها زیرزمینیتر شده و گرهی که به دست قابل باز شدن است ممکن است به دندان نیز باز نشود.

عرفانها و نحلههای نوظهور فعال در ایران
در امریکا بیش از ۱۲۰۰ عرفان قدیمی و نوظهور در حال فعالیتند. به باور کارشناسان این حوزه، در ایران نیز از این تعداد حداقل نصفشان در پایتخت و کلانشهرهایی چون کرج به صورت غیرقانونی و زیر زمینی فعال و نیمه فعال بوده و برای خود حامیانی هر چند انگشتشمار دست و پا کردهاند.
از عرفانهای شناخته شده و فعال در ایران می توان به شیطان پرستی، عرفان حلقه، مکتب Tsm، سای بابا، گروه مداد رنگی، دالایی لاما، پائولو کوئلیو، عرفان سرخپوستی، اکنکار، اوشو، یوگا، رامالله و.... اشاره کرد.بدیهی است که آموزههای هر کدام از این عرفانها ممکن است بخشی از حقایق را نیز با خود به همراه داشته باشند و قطعا هیچ نحله و جریانی منفی کامل و شر مطلق نیست.
لذا در ارزیابی این نحله های فکری و عرفانهای نوظهور به مجموع رفتارها، آموزهها و مهمتر از آن به خروجی و برونداد آنها باید توجه نمود و از قضاوت در مورد آنها بر اساس یک عمل خیر و یا شر (جزئینگری) پرهیز کرد.
ادیان آسمانی در ایران
مسیحیت، یهودیت و زرتشتیگری در ایران قدمتی کهن و دیرینه داشته و هم اکنون نیز هموطنان ارامنه و زرتشتی و یهودی در گوشه و کنار ایران در حال فعالیت و زیست هستند.
از این ادیان آسمانی برای ترویج مسیحیت در ایران هزینههای هنگفتی از سوی غرب در رسانههای گروهی (کانالهای ماهوارهای تلویزیونی و رادیویی فارسی زبان و سایتهای مرتبط و...) در حال انجام میباشد.
برخی از مسیحیان معتقدند که مسیح خود خداست و لذا نیازمند هیچ کتاب مقدسی نیست.
مسیحیت به سه شعبه اصلی ارتدوکس، کاتولیک و پروتستان ختم شده و برای هرکدام از آنها صدها زیر شاخه تکثیر شده است.
کدامین پل اعتقادی را شکستهایم؟
حال سؤالی که امروزه باید از دست اندرکاران فرهنگی و متولیان دینی پرسید این است که:
چرا جوانان ما (به ویژه بانوان و دختران) به صورت روز افزون و زیرزمینی جذب ادیان و عرفانهای نوظهور و موسیقی های نازل و کوچه بازاری میشوند؟!
به راستی کدامین پل اعتقادی مردم را شکستهایم که با وجود صرف میلیاردها بودجه فرهنگی و دینی باید نگران دینگریزی و بعضاً دینستیزی جوانان باشیم؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه ی زیر توسط یک دانش آموز کردستانی برای صدای معلم ارسال گردیده است .
این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .
چند وقتی است که بیشتر مسئولین و اهالی آموزش و پرورش و خانواده ها در مورد عدالت آموزشی و لزوم برقراری آن حرف می زنند اما تعریف و ترسیم درستی از عدالت آموزشی وجود ندارد؛ همان گونه که کل فضای آموزش و پرورش دچار گفتمان معیشت محور شده است بحث مدارس غیر دولتی هم از شهریه و مسایل این چنینی بالا نرفته است.
آموزش و پرورش بدبخت که مانند انسان های ناتوان فقط سعی می کند صداهای معترض و نقد ها را کنترل ، تکذیب و توجیه کند از طرفی گروه های چپ و افرادی مثل مجید حسینی و بیشتر رسانه ها هم بنا بر دلایلی شهریه مدارس غیر دولتی را چوبی بر سر آموزش و پرورش کرده و آن را می کوبند و از حمله به شهریه این مدارس و اندک تفاوت شان نان دانی برای خود درست کرده اند .
شوربختانه آموزش و پرورش و بخش غیر دولتی هم در این باتلاق افتاده و ذلیلانه رفتار می کنند.
این مدارس غیر دولتی با این شهریه هایشان آیا پول زور می گیرند ؟ آیا پول دزدی می گیرند ؟ چه ایرادی دارد یک نفر که پول دارد با اختیار و انتخاب خودش برای آموزش فرزندش بیشتر خرج کند ؟ چه مشکل قانونی در رد و بدل کرد این پول ها وجود دارد ؟ کاش ایران و مهر و ... به جای پرداختن به شهریه و اردوهای خارجی برای اختیارات و غیر دولتی بودن این مدارس تلاش می کردند !
چرا برای حق انتخاب خانواده ها احترام قایل نیستیم؟
دولت موظف است وسایل تحصیل کودکان تا پایان متوسطه را فراهم کند . اما دولتها بر اساس توانایی خود این کار را می کنند و در بند ۳۰ قانون اساسی تعریفی از وسایل و امکانات آموزشی نشده است. دامن زدن به این قضیه توسط برخی گروه های سیاسی و مسئولین جای تاسف دارد .
در جامعه ای که افراد از نظر درآمد و ثروت با هم فاصله زیاد دارند ایجاد امکانات برابر آموزشی ناممکن است. حتی اگر همه دانش آموزان را مجبور به تحصیل در مدارس دولتی کنیم باز هم افرادی که اولویت آنها آموزش بهتر فرزندانشان است ، خدمات آموزشی لازم را از بخش خصوصی خریداری می کنند . اگر آموزشگاه های خصوصی را هم ببندیم ، باز هم اولیای علاقه مند این خدمات را از بازار سیاه تهیه می کنند. اصولا اینکه بخواهیم امکانات آموزشی مناطق مرفه نشین یک کلان شهر را در یک روستای دور افتاده داشته باشیم امکان پذیر نیست .
برای ایجاد برابری آموزشی ، باید برابری اقتصادی را در کل کشور برقرار کرد که نه ممکن است و نه منطقی .

به نظر می رسد برخورداری از امکانات آموزشی تابع برخورداری از کل امکانات زندگی شهروندان است و چنان چه امکانات و شرایط زندگی در همه جا یکسان نیست پس شرایط و امکانات آموزشی نیز نمی تواند باشد ولی با توجه به معیارهای آموزشی می توان انتظار داشت مناطق محروم نیز از امکانات ضروری آموزشی و معلمین خوب بهره مند شوند .
کاش ایران و مهر و ... به جای پرداختن به شهریه و اردوهای خارجی برای اختیارات و غیر دولتی بودن این مدارس تلاش می کردند !
رسانه ها به جای پرداختن مکرر به شهریه و اردو و غذای این مدارس باید به این مساله بپردازند که چرا دولت ذره ای از سیطره ی خود بر این مدارس به اصطلاح غیر دولتی نمی کاهد ؟
اولیا به جز فضای فیزیکی و تراکم کم چه دستاوردی در قبال پرداخت این پول به دست می آورند ؟
زینی وند معاون مشارکت ها و مدارس غیر دولتی آموزش و پرورش و مدیرکل غیر دولتی به جای پرداختن به اصل هویت و کیفیت و غیر دولتی بودن این مدارس درگیر حواشی و شب روز در پی تکذیب شهریه و مجوز اردو و ... بوده و بطحایی هم که از اول سیاست ریاکارانه ای را نسبت به این مدارس برگزیده از طرفی سیاست افزایش این مدارس را در پیش گرفته از طرفی هر موقع حادثه ای چون سوختن مدرسه در زاهدان یا مدرسه معین تهران پیش می آید بازی را دولتی ، غیر دولتی می کند انگار خود دولت متولی نیست و خودش صفر تا صد این مدارس را تعیین نمی کند !
رسانه ها و خبرنگاران و تحلیل گران به جای پرداختن به شهریه باید به عمق این مساله ورود کنند ، به تخلفات بپردازند ؛ به این مساله که چگونه بیشتر وزرای آموزش و پرورش و معاونین آنها و همسران آنها مدارس غیرانتفاعی در مناطق مرفه تهران دارند ؟ این مجوزها چگونه اخذ شدند و نحوه جذب دانش آموزان اینها طبیعی و رقابتی بوده است ؟
اگر می توانند وارد پرونده مدارس افراد خاص بشوند از فلان آقا و خانم بالا نشین صاحب مدرسه گرفته تا فلان آقازاده صاحب مدرسه.
با چند مدیرکل آخر تهران که حرف می زنی می گویند مدرسه فلان کس آن مورد را داشت ما رفتیم سراغش هزینه دادیم . اگر می خواهند حامی دانش آموزان مناطق محروم باشند چرا به مدارس غیردولتی حمله می برند ؟
به نظر می رسد حمله به شهریه مدارس غیر دولتی هم مثل برخی موارد دیگر ابزاری شده برای بسیاری تا از آن برای جذب مخاطب یا حمله به آموزش و پرورش و ... بهره ببرند.
کانال آموزگاران




ما پژوهشگران و اساتید حوزه علوم انسانی کما و بیش به موضوع دزدی و فساد در حوزه های مختلف جامعه اشاره می کنیم؛ اما متاسفانه به این موضوع در حوزه کاری خودمان یعنی "پژوهش" کمتر میپردازیم.
در این یادداشت به معرفی سه راه کلاه برداری و فساد در حوزه پژوهش اشاره می کنم:
۱. اولین روش انجام انواع تحقیقات پیماشی و نظرسنجی هاست که با طراحی یک پرسشنامه و تکمیل آن در تیراژ دهها هزار نسخه می توان به راحتی بالا کشیدن چند صد میلیون تومان را توجیه کرد. نظرسنجی هایی که نه نیازی به اندیشه ورزی یا کار میدانی دارند نه یافته های آن کسی را ناراحت می کند چون موضوعات و پرسشهای حساس از ابتدا طرح نمی شوند.
۲. دومین روش؛ تعریف پروژه هایی با عناوین دهن پُرکن مانند؛ تدوین سند؛ تهیه نقشه راه؛ ترسیم چشم انداز؛ ارایه الگو و مدل و به طور کلی تحقیقاتی است که تمرکز آنها بر بایدها در آینده است. اساسا پرداختن به آینده و آینده پژوهی در جوامع درحال توسعه که گرفتار صدها مشکل و بدبختی حاضر و آماده هستند روی دیگر سکه محافظه کاری است که پژوهشگران را به نبش قبر در گذشته های دور می کشاند. البته آینده پژوهی به عرصه پژوهش محدود نشده و در دانشگاه و سازمان مدیریت و... گروههای آینده پژوهی تشکیل شدند تا چشم روی تخریب مشهود و سریع محیط زیست و خروج سالانه میلیاردها دلار سرمایه از کشور ببندد و مثلا بگویند در آینده چه و چه می شود. هرچند از این نوع تحقیقات آبی برای مردم گرم نمی شود اما ظاهرا نان خوبی برای مدیران و محققان پخته می شود که به راحتی از آن دست نمیکشند.
۳. سومین روش کلاه برداری در حوزه پژوهش این است که تحقیق کماوبیش مشابه ای را با انجام تغییرات جزیی به چند کارفرما بفروشند. برای مثال در مورد اوقات فراغت تحقیقی برای مرکز آمار انجام می شود بعد با کمی تغییرات و تمرکز بر جوانان آن را به وزارت ورزش و جوانان ارایه میدهند بعد به شهرداری رفته و از ضرورت تحقیق در مورد اوقات فراغت شهروندان می گویند در نهایت اگر قسمت شد آن را به صدا و سیما و سازمان تبلیغات و وزارت ارشاد و وزارت کشور و... هم قالب می کنند.
شبکه جامعه شناسی علامه
گروه تشکل ها/
نامه ی زیر دومین نامه به مراجع مسئول در مورد وضعیت افزایش حقوق دانشجو معلمان است .
نامه ی نخست به رئیس سازمان برنامه و بودجه مرقوم گردیده بود . ( این جا )