گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر آمد ( این جا ) ؛ نشست رسانه ای حجت الاسلام علی ذوعلم با خبرنگاران سه شنبه 11 تیر در محل سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی برگزار گردید .
در این نشست صدای معلم نسبت به عدم برگزاری نشست رسانه ای سرپرست وزارت آموزش و پرورش با خبرنگاران انتقاد کرد .
پرسش و پاسخ صدای معلم و ذوعلم را می خوانید .


یکی دو هفته پیش در بزرگداشت خانم توران میرهادی چند دقیقهای سخن گفتم با این موضوع که چه چیزی از تجربههای توران میرهادی در این دوره برای جامعه ایران اهمیت دارد.
بحث را با اهمیت تجربههای ایرانی شروع کردم، تجربههایی که از آنچه در جهان گذشته و میگذرد، بهره میبرد، اما مسئلهای را که میخواهد به آن پاسخ بدهد، اینجایی و اکنونی است.
گفتم یکی از چهرههای موثری که در تجربههای مهمش باید تامل کنیم، خانم میرهادی است. از شورای کتاب کودک، فرهنگنامه، مدرسهی فرهاد و ... به عنوان تجربههای مهم اسم بردم و گفتم به نظرم با چهار مفهوم میتوانیم درباره تجربههای میرهادی سخن بگوییم:
* کار داوطلبانه
* مشارکت در نهادهای غیردولتی
* استمرار
* و اصالت
سپس درباره کار داوطلبانه فردی نکاتی گفتم و مقایسهاش کردم با کار داوطلبانه در قالب نهادهای غیردولتی.
کار داوطلبانه فردی با اینکه اهمیت دارد، اما کار داوطلبانه در قالب نهادها بسیار مهمتر و دشوارتر و اخلاقیتر است. نیازمند عبور از دستاوردهایی مثل شهرت و اعتبار فردی است که احتمالا خیلی زود به دست میآید.
در کار جمعی شما فعالیتهای زیادی دارید که الزاما نام شخص شما پایش نیست. شما حتی اگر موثرترین فرد نهاد باشید، در ارائه گزارش یکی هستید مثل بقیه. عیار و اعتبار شما را زمان تعیین میکند، قضاوت منصفانه و سختگیرانهی روزگاران. کار شما در استمرار خود را نشان میدهد.
سپس در اهمیت استمرار به نهادها و نشریات و پروژهها و طرحهای امیدوارکنندهی بسیاری اشاره کردم که جوانمرگ شدهاند و بیفایده چون استمرار نیافتهاند.
با این توضیح گفتم که در شرایط ویژه امروز ایران کار داوطلبانه در قالب نهادهای غیر دولتی راهگشا و درمان است.
اما شرایط امروز چیست؟
به پیمایشها و پژوهشها اشاره کردم که نشان میدهند، شاخصهای همبستگی اجتماعی افول کرده، پایگاه اجتماعی گروههای مرجع بسیار کوچکتر شده، شکافهای ارزشی و اقتصادی و اجتماعی عمیقتر شده.
گفتم برخی از جامعهشناسان شرایط کنونی را با مفهوم زوال همبستگی اجتماعی توصیف میکنند و برخی از روشنفکران با مفهوم اتمیزم اجتماعی و ازدحام تنهایان.
نخستین قربانی این شرایط، عدالت و اخلاق و انصاف و در یک کلمه فضیلتهای انسانی است که جامعه بدون آنها دوام ندارد.

گفتم در این شرایط همهی ما استعداد گرفتار شدن در دام خشم و باس را داریم و تجربه کسانی مثل توران میرهادی به ما کمک میکند از گرفتار شدن در این دامها رهایی یابیم.
کار داوطلبانه به تنهایی درمان حسرتها و ظلمها و تبعیضها و گرفتاریهای فردی داوطلبان است. بسیاری را میشناسم که دردها و افسردگیها و حسرتها و تبعیضها و رنجها و ستمهایی را که بر آنها رفته است با کار داوطلبانه تسکین دادهاند و تسکینشان به خیر عمومی هم منجر شده است، اما کار داوطلبانه در قالبهای نهادهای غیر دولتی نه تنها تسکیندهندهی دردهای فردی ماست که میتواند ملات این خشت و آجرهای پراکنده باشد، میتواند آدمهای تنها را در قالب گروهها به هم پیوند بدهد و گروهها را در قالب شبکهها. کار داوطلبانه در قالب نهادهای غیر دولتی نه تنها در حوزه تخصصی و موضوعی آن کار اهمیت دارد که تاثیر اجتماعیاش در جامعهی امروز ما نیز مهم است.
این فعالیتها باعث همگرایی بیشتر و اخلاقیتر شدن و عادلانهتر شدن و منصفانهتر شدن فضای حاکم بر جامعه میشود.
در هر زمانی ممکن است وجهی از تجربههای چهرههای تاثیرگذار و بزرگ مورد نیاز باشد و به نظرم در مرور تجربههای توران میرهادی این وجه از تجربههای او درخشانترین وجه آن است.
کانال فردای بهتر ( مصطفی تاج زاده )
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر آمد ( این جا ) ؛ چهارشنبه 5 تیر ، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی میزبان نشست تخصصی دکتر « جمیله علم الهدی » عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی با عنوان " نقش آموزه های فلسفه صدرایی در فرآیند تربیت و یادگیری " بود .
صدای معلم مشروح سخنان این استاد دانشگاه را منتشر می کند .
گروه رسانه/

با وجود صدور بخشنامه ممنوعیت شکایت علیه رسانه ( این جا ) اما این بار مدیر کل آموزش و پرورش خراسان جنوبی با تفسیری که خودش از این بخشنامه کرده علیه « حسین علی پور » معلم خراسانی شکایت کرده است .
علی پور در نامه ی خود به تاریخ اول تیرماه به مدیر کل این استان نوشته است :
" با توجه به طرح شکایت اداره حقوقی اداره کل آموزش و پرورش خراسان جنوبی در محاکم قضایی علیه اینجانب حسین علی پور که در حال رسیدگی می باشد با توجه به این که مقام عالی وزارت در تاریخ 29 / 3 / 98 طی بخشنامه شماره 50473 به تمام ادارات کل آموزش و پرورش در راستای تقویت نقد آزادانه در سطح کشور خواسته اند که از طرح شکایت و پی گیری شکایت های مطروحه در محاکم قضایی خودداری شود و نسبت به بسته شدن پرونده ها اقدام گردد و طی تشکیل کارگروه رسیدگی و برطرف کردن حل اختلاف اقدام شود ؛ لذا با توجه به بخشنامه فوق الذکر تاکنون از سوی اداره کل محترم آموزش و پرورش هیچ اقدامی جهت برطرف کردن اختلاف و بسته شدن پرونده مطروحه در محاکم قضایی و تشکیل کار گروه صورت نپذیرفته ؛ لذا خواهشمندم در کوتاه ترین زمان ممکن اقدامات لازم را مبذول فرمایید . "
در پاسخ به این درخواست سکینه طیبی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی از طرف مدیر کل در نامه ی به شماره 130 / 106321 / 2200 به تاریخ 12 / 4 / 1398چنین پاسخ داده است :
" در پاسخ به درخواست مورخ 1 / 4 / 1398 جناب عالی به اطلاع می رساند به استناد نامه شماره 98 / 31 / 3990 مورخ 11 / 4 / 1398 اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان از آن جایی که ملاک تایید سوابق فعالیت های خبری خبرنگاران ، عضویت در سایت جامع خانه مطبوعات یا بیمه شده توسط مدیر مسئول رسانه مربوطه می باشد ، طبق بررسی به عمل آمده جناب عالی هیچ گونه سوابق رسانه ای در سامانه مذکور نداشته لذا درخواست شما مشمول بخشنامه شماره 50473 مورخ 29 / 3 / 1398 وزارت آموزش و پرورش نمی شود ."
« افسانه اسلامی » مدیر مسئول پایگاه خبری بیرنامه در نامه ای به تاریخ 3 / 4 / 98 و به شماره 1010 / 5 / 30 خطاب به مدیر کل آموزش و پرورش استان خراسان جنوبی نوشته است :
" آقای حسین علی پور از خبرنگاران پایگاه خبری بیرنامه می باشد .
خواهشمند است در زمینه معرفی نامبرده به واحد روابط عمومی و حقوقی اداره کل دستور و اقدام مقتضی را صادر فرمایید . "
به نظر می رسد مدیران آموزش و پرورش درکی نسبت به رسانه و کارکردهای آن ندارند .
صدور بخشنامه وزارتی در راستای حمایت و تقویت فضای نقد آزاد در سطح کشور و کمک به ارتقای فرهنگ پرسشگری در حوزه رسانه صادر گردیده است .
مبنای آن هم احقاق حقوق شهروندی و قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات بوده است .
پرسش صدای معلم از مدیر کل آموزش و پرورش خراسان جنوبی آن است که آیا نامه رسمی یک رسانه ملاک و معیار برای عمل نمی تواند باشد ؟
« صدای معلم » برای نخستین بار این پیشنهاد را به سرپرست وزارت آموز ش و پرورش ارائه کرد و مهم ترین هدف ما از این پیشنهاد ؛ اشاعه و تقویت فرهنگ گفت و گو و تفکر انتقادی و تبدیل فرهنگ امنیتی به امنیت فرهنگی بوده است .
احقاق این اهداف به تفسیرهای خشک بخشنامه ای و بوروکراتیک انجام پذیر نیست .
هر چند بارها گفته ایم که سطح سواد رسانه ای در این وزارتخانه به ویژه مدیران آن در سطح قابل قبولی نمی باشد .
« صدای معلم » همچنان در پیشنهاد خود مصر و جدی است و از سرپرست وزارت آموزش و پرورش می خواهد در مورد ادامه کار مدیرانی که در زمان تصدی مدیریت خویش علیه رسانه ها و معلمان منتقد شکایت کرده اند بازنگری جدی داشته باشد .
مدیری که توان و شهامت پاسخ گویی و گفت و گو را ندارد حق اشغال صندلی و پست را ندارد .

پایان گزارش/

همسایگان یاری کنید
عصر اولین آدینه تابستان با صدای زنگ سرزعیم روابط عمومی جوان ، خوش فکر و انرژیک ناحیه ۳ چرتم پاره می شود پس از چاق سلامتی پیشنهادی در خصوص کمک گرفتن از همسایگان جوار مراکز آموزشی برای بازگشایی بهینه مدارس می دهد و اینکه در پردازش این طرح یاری اش کنم .
رایزنی با اولیا و همسایگان جوار مدارس جهت حل و فصل مشکلات مدارس کم برخوردار روی کاغذ طرح خوبیست و شاید بتوان در صحنه عمل حداقل در برخی از مدارس از مساعدت بعضی از همسایگان و کسبه محله برای آماده سازی مناسب واحد های آموزشی در اول مهر کمک گرفت.
این طرح در کنار مساعدت اولیا مدارس شاید از آخرین امیدهای آموزش و پرورش برای ساماندهی مدارس دولتی کم برخوردار در این وانفسای اقتصادی باشد.
خیرین و خیرنماها
سابقا خیرین و مدرسه سازان خوش انصاف گوشه چشمی به مدارس کم برخوردار داشتند .
ولی با تشدید اوضاع نابه سامان اقتصادی از یک طرف و همچنین معطوف کردن توجهات خیرین مدرسه ساز به مناطق زلزله زده ، سیل زده و البته استانهایی که کماکان با مدارس چپری دست و پنجه نرم می کنند امیدی به مساعدت خیرین واقعی و بی شیله پیله نیست برخی از خیرنمایان نیز که برای فرار از پرداخت مالیات کسب و کار واقعی خود ، بعضا فرصت طلبانه لباده خیری به تن کرده اند معمولا در حال داد و ستاد و سبک و سنگین کردن سود برگشتی ( مادی و معنوی )از قِبل مساعدت احتمالی خود به مدارس هستند ، این قبیل از تازه به دوران رسیده های رانتی عموما سعی می کنند درصد نازلی از مالیات مقرر خود را در جایی خرج کنند که در دید رسانه ها بوده و در چهره سازی و کسب مشروعیت احتمالی شان مفید فایده باشد و البته در سر بزنگاه ها بتوانند از سرمایه گذاری نازل خود (به جای پرداخت عوارض و مالیاتهای مقرر)برداشت بهینه و مطلوبی داشته باشند.

مدرسه محوری در قاموس محله محوری
به هر حال خلاصه طرح محله محوری بدین شرح است که :
مدیران در کنار تبیین اولیا برای مشارکت در تجهیز و تکمیل مدارس با مراجعه به همسایگان و کسبه ی جوار مدارس ، آنها را نسبت به کمک و مساعدت به مدارس محله ی خود تشویق و ترغیب نماید مثلن با نجار محله برای مشارکت داوطلبانه در ترمیم میز و نیمکتها و شیشه بر برای تعویض شیشه پنجره های اسقاطی و....رایزنی نماید.ظاهرا این طرح بکر و عملیاتی به نظر می رسد منتها تصور کنید در مدرسه ای مسئولیت دارید که محله آن با فقر شدید فرهنگی و اقتصادی روبه روست و شما به خاطر محافظت از سرایدار و خفت نشدن دانش آموزان تان با برخی از اوباش و مزاحمین محله در گیر هستید ، همچنین به خاطر عدم ثبت نام فرزندان مسئله دار انصباطی چند تا از همسایگان در تردد به مدرسه متلک های ملیحی بارتان می گردد . همسایگان جوار مدرسه نیز که معمولا شاکی از صدای بلندگوی مدرسه و همچنین تردد و مزاحمت احتمالی دانش آموزانند برخی از دله دزدهای محله نیز گاها با خواب کردن سرایدار سرکی به پستوها و نقاط کور مدرسه می کشند و وقتی به عنوان شاکی به پلیس مراجعه میکنی در جواب می شنوی که:
"برو دزد را پیدا کن تا ما بیاییم دستگیرش کنیم"
حال تصور کنید شما در چنین محیطی بخواهید به کسبه و همسایگان مراجعه و از آنها برای مشارکت در تکمیل و ترمیم مدرسه کمک بخواهید!
به نظرتان چه جواب هایی ممکن است دریافت کنید؟ سفیران فرهنگی به چه کاری مشغولند؟ هر ساله وزرا و مسئولین وزارت آموزش و پرورش و همچنین سخنگوی دولت با آب و تاب تمام خبر از افرایش چند درصدی بودجه آموزش و پرورش می دهند . در صحنه عمل نه معلمین ، خیری از این افزایش بودجه می بینند و نه مدارس دولتی کم برخوردار.
افزایش بودجه آموزش و پرورش واقعیت یا خیال
در حالی که طبق نص قانون اساسی آموزش در مدارس تا اخذ دیپلم رایگان است در عوض هر سال به بهانه های مختلف دولت برخی از مسئولیتهای ذاتی خود را از طریق مدیران مدارس بر دوش مردم بار می کند و در عمل دست مدیران و معاونین(سفیران فرهنگی) خود را برای گذران امورات مدرسه به طرف جیب اولیا نشانه می گیرد.
یک علامت سوال درشت بر زمین می ماند .
آیا اخبار مربوط به افزایش فلان درصدی بودجه آموزش و پرورش نادرست است یا جیب وزارتخانه سوراخ بوده و این افزایش بودجه در جای دیگر برای از ما بهتران صرف می شود؟
نکته پایانی آن که:
پس از آزمون و خطا و پشت سر گذاشتن طرح معلم محوری ، دانش آموز محوری بالاخره به مدرسه محوری رسیده ایم .
خلاصه مدرسه محوری می گوید که هر مدرسه حداقل باید دخل و خرجش بالانس باشد و مدارس همه جانبه به مرحله خودکفایی رسیده و دست به جیب دولت دراز نکند !
واقعیت آنست که با توجه به شرایط پیش رو و در اولویت نبودن آموزش و پرورش در تمامی دولتها ، برای بهبود اوضاع مدارس و دانش آموزان چاره ای جز مشارکت دلسوزانه و مساعدت متعهدانه اولیا ، خیرین ، کسبه محله و....متصور نیستیم.
شایسته است در زمان ثبت نام در حد مقدورات دست مسئولین مدارس کم برخوردار را به گرمی بفشاریم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">

کلاس سوم دبستان بودم که پدرم برای یک ماموریت رفت تبریز .
یک شب در خواب و بیداری صدایش را شنیدم و صبح دیدم که برگشته . آن روز جمعه بود و ما دور پدر جمع شده بودیم و او از تبریز و زیبایی هایش می گفت و بعد جعبه کوچکی را آورد و گفت این هم سوغاتی شما .
از درون جعبه میوه ای قرمز شبیه قلب، که کلاه سبزی به سر داشت و دانه هایی سیاه بر تن بیرون آمد . خیلی خوشگل بود .
پدر گفت : این یک میوه خارجی است ، اسمش توت فرنگیه.
سهم خودم رادر یک قوطی گذاشتم که فردا ببرم مدرسه و به دوستام بگویم که ما میوه خارجی می خوریم .
تا فردا برای من یک قرن طول کشید . بالاخره فردا رسید و من قوطی بدست رفتم مدرسه و در انتظار زمان مناسب .
زنگ تفریح ولوله ای به پا شده بود و من در مرکز توجه . با یک قوطی در دست و گردنی برافراشته، چون فاتحی بزرگ در میدان کارزار .
آن قدر درگیر قوطی و آن میوه عجیب بودیم که متوجه صدای زنگ نشدیم.
ناگهان سایه خانم ناظم ، چون عقابی بر سر ما افتاد . با خط کشی در دست و نعره ای غیر انسانی ،قوطی را از دست من گرفت و تهدیدکنان ما را متفرق کرد .
آخر ساعت پشت در اتاق دفتر رفتم و قوطی و میوه خارجی ام را خواستم .
خانم ناظم با خنده ای شیطانی گفت : "قوطی ؟ میوه؟کدام قوطی؟"
آن زمانها خبری از حقوق کودک و احترام به کودکان و اهمیت به رشد عاطفی و اجتماعی کودکان و .... نبود .
دیدن همان خط کش در دست ناظم و درد آن بر بدنم کافی بود که قوطی و میوه را فراموش کنم . و با چشمانی متورم و دلی پر از کینه دست از پا درازتر به خانه برگردم . توی خانه هم اصلا کسی به حال من توجهی نکرد . و بعد از آن هم هیچ کس نگران بی علاقگی من به مدرسه و افت نمرات تحصیلی ام نشد . شاید آنها فکر می کردند خوردن توت فرنگی باعث افت تحصیلی ام شده و خوردن این میوه های خارجی اصلا برای بچه های ما خوب نیست .
امان از دست این خارجی های .......
هنوز بعد از گذشتن حدود نیم قرن از ان تاریخ هر موقع توت فرنگی می بینم، درد خط کش را روی تنم احساس می کنم . اما هنوز معتقدم که توت فرنگی خیلی میوه خوشگلیه.
کانال انشا و نویسندگی
گروه گزارش/
تجمع دو روزه آموزش دهندگان سوادآموزی در برابر سازمان امور اداری و استخدامی انعکاس قابل توجهی در رسانه ها داشت .
« صدای معلم » دو گزارش از این تجمعات تهیه کرد . ( این جا )
« جمشید انصاری » در این مورد توضیحاتی را برای صدای معلم ارسال کرده است .
این رسانه ضمن تشکر از پاسخ گویی رئیس سازمان امور اداری و استخدامی لازم می داند یادآوری کند که برخورد برخی عوامل این سازمان با خبرنگاران به ویژه خبرنگار صدای معلم به هیچ وجه اخلاقی و حرفه ای نبوده است .