صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
شنبه, 14 خرداد 1401 15:02

اگر صدای معلم‌ نبود ....

جایگاه صدای معلم در فضای رسانه و آموزش و پرورش

با اینکه چهار دهه در کنار شغل معلمی دست به قلم بوده و بی توقف و دو زبانه (ترکی و فارسی، نثر _ نظم) برای تعالی فرهنگ و ارتقا دستگاه تعلیم و تربیت قلم زده ام ولی از شما چه پنهان، هر از گاهی به انرژی جوشان، ایثار معلمی، مداومت و احاطه دوست نجیب و شفیقم آقای علی پورسلیمان در اداره تریبون تخصصی « صدای معلم » غبطه می خورم.

یک معلم چقدر باید صبور و به زعم عامه پوست کلفت باشد که در این وانفسای معیشت و رادیکال امنیت یک تنه و بی پشتیبان (علی رغم تمام بی مهری ها و هزینه هاي پیدا و پنهانِ مادی و معنوی) همچنان پویا، استوار و انرژیک صدای معلمان محذوف، دل مرده، افسرده و بعضا محافظه کار سرزمینم باشد.

 

در این سال‌ها به قدر توان، کوشیدم

دکتر « مزبان حبیبی» از دوستان قلمی و همفکران فرهنگی می نویسد:

« یکی از دوستان گرامی که احترام ویژه‌ای هم برایشان قائل هستم، پرسید: "چرا این همه برای خودت دردسر درست می کنی؟" مگر بیان مشکلات آموزش‌ و پرورش و چالش‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه، چه نتیجه‌ای داشته و یا دارد؟ و توصیه اصلی ایشان این بود که: ما هم مانند دیگران در گوشه ای به زندگی عادی خود بپردازیم و دنبال دردسر نباشیم.

در پاسخ، هیچ استدلال محکمی نداشتم، فقط حکایتی یادم آمد با این مضمون: می‌گویند جنگلی آتش گرفته بود و گنجشکی با سرعت به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت، گفتند چه می‌کنی؟ گنجشک که پرهایش هم سوخته بود، گفت: در این نزدیکی برکه‌ای است، هر بار با نوک خود آب آورده و بر آتش جنگل می‌ریزم.

گفتند: بی‌نوا، آتش در جنگل است و این کار شما هم بی‌نتیجه.

گنجشک پاسخ داد: می‌خواهم در پاسخ به سوالی که خواهند پرسید: زمان سوختن دوستانت در آتش جنگل، چه می‌کردی؟ بگویم: به قدر توان کوشیدم.

حال داستان زندگی ماست و نوشته‌ها و تلاشهایمان برای مبارزه با فساد سیستمی و اجرای عدالت آموزشی، چه کند بینوا، همین دارد.

می‌دانیم تلاش‌هایمان، هیچ سودی برای فرهنگیان نداشته‌است چون در بالادست، اراده‌ای برای حل مشکلات وجود ندارد.

وجود عدالت آموزشی برای تمام فرزندان کشور، آرزوی دیرینه‌ام بوده و هست. هرچند ممکن است در دوران خدمتم محقق نشود » .

جایگاه صدای معلم در فضای رسانه و آموزش و پرورش

خبرنگار معلمی؛ شمعی رو به باد

روزگاری نه چندان دور در دهه هفتاد، اکثر نشریات محلی مستقیم و غیرمستقیم، متأثر از حضور پررنگ معلمان قلم به دست بود. فرهنگیانی که ضمن عمل به وظایف سازمانی، اوقات فراغت خود را با روزنامه‌نگاری و خبرنگاری سپری می‌کردند تا ضمن بیان مشکلات معیشتی، منزلتی و صنفی خود از تریبون‌های موجود با عرق روحی خویش تاثیر مثبتی در بهبود زندگی مردم پیرامونشان داشته باشند.

متأسفانه امروزه نسل معلمان پویا، جسور، قلم به دست، صاحب اندیشه و البته دست اندرکار حوزه رسانه و خبری همچون آقای علی پورسلیمان رو به انقراض بوده و بسیاری از فرهیختگان فرهنگی کنج عزلت اختیار کرده و در زندگی شخصی خویش غوطه‌ورند.

 

نوشتن؛ یا راه رفتن بر لبه تیغ

روزنامه‌نگاری و خبرنگاری در عصر انفجار اخبار و اطلاعات بویژه در جهان سوم راه رفتن بر لبه تیغی است که هر لحظه امکان سقوط و هبوط در آن محتمل است. بدون شک هرکسی در وجودش بعدی از ابعاد متکثر خبرنگاری را داراست. تلاش برای درک بی کم و کاست حقایق در نهاد ماست. امروزه خبرنگاری دنیای بی سر و تهی است که چهار مقوله صحت، سرعت، دقت و کیفیت اضلاع اصلی آن است.

جایگاه صدای معلم در فضای رسانه و آموزش و پرورش

 اگر صدای معلم‌ نبود ....

سوالی که به‌ جد باید از خود پرسید آنست که: در جامعه ای که ریا، تظاهر و محافظه کاری از در و دیوارش درحال فوران است و در دستگاهی که مدیران کوتوله در آن یکه تازی می کنند. سرپا نگه داشتن تریبونی چون « صدای معلم » و نوشتن امثال پورسلیمان، مزبان حبیبی، رضا قاسم پور و... دقیقا چه توفیری دارد؟  آیا ما با زایل کردن چشم و گوش خود آب در هاون کوفته و با در قفس می کنیم؟ آیا غیر از دشمن تراشی و حساس کردن سیگنال های امنیتی و نظارتی، دقیقا اتفاق دیگری رقم می خورد؟

راستش من هم مثل مزبان جواب درخوری ندارم به جز بیان خاطره ای از بازی فوتبال ایران و احتمالا کره جنوبی در دهه های ماضی، که در آن کره مسلط بر بازی بود و تنها بازیکن ما در زمین کره ای ها « علی دایی » بود و الباقی بازیکنان یکدست در لاک دفاعی بودیم.

در پایان بازی خبرنگاران با تمسخر از دایی پرسیدند شما چرا به جمع مدافعان از دروازه تیم ملی نپیوستید؟

دایی جواب زیرکانه و عالمانه ای داد: « حضور من در زمین رقیب باعث می شد که دو سه نفر " به پا"ی من بوده و در نتیجه تیم مهاجم همگی روی دروازه ما حمله ور نشوند گرچه ما نهایتا بازی را باختیم ولی بازی آبرومندانه و شرافتمندانه بود.

جایگاه صدای معلم در فضای رسانه و آموزش و پرورش

 سخن آخر اینکه:

گرچه ظاهرن نوشته های من و شما همکار دست به قلم، بی تاثیر است و یا تلاش می کنند بی اثر جلوه دهند ولی من مطمئنم در نبود رسانه هایی چون صدای معلم، امثال نجار با تمام قوا بر دروازه ما حمله ور شده و بر ساحت دستگاه تعلیم و تربیت یکه تازی خواهند کرد. ضمن آرزوی سلامتی و صلابت برای سرداران حوزه تعلیم و تربیت،مخاطبان عزیر را به خوانش شعری نغز و مرتبط با حال و روز معلمان این کهن مرز و بوم از لسان الغیب دعوت می کنم.

روضه خلد برین خلوت درویشان است
مایه محتشمی خدمت درویشان است
گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد
فتح آن در نظر رحمت درویشان است
قصر فردوس که رضوانش به دربانی رفت
منظری از چمن نزهت درویشان است
آن چه زر می‌شود از پرتو آن قلب سیاه
کیمیاییست که در صحبت درویشان است
آن که پیشش بنهد تاج تکبر خورشید
کبریاییست که در حشمت درویشان است
دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال
بی تکلف بشنو دولت درویشان است
خسروان قبله حاجات جهانند ولی
سببش بندگی حضرت درویشان است
روی مقصود که شاهان به دعا می‌طلبند
مظهرش آینه طلعت درویشان است
از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی
از ازل تا به ابد فرصت درویشان است
ای توانگر مفروش این همه نخوت که تو را
سر و زر در کنف همت درویشان است
گنج قارون که فرو می‌شود از قهر هنوز
خوانده باشی که هم از غیرت درویشان است
حافظ ار آب حیات ازلی می‌خواهی
منبعش خاک در خلوت درویشان است
من غلام نظر آصف عهدم کو را
صورت خواجگی و سیرت درویشان است


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش و عملکرد و کارکرد آن

« از پرسش شما که طرح دغدغه می فرمایید و صدای معلمین را شما فریاد می زنید و به گوش ما می رسانید من صمیمانه از شما متشکرم. هم قبلا و هم اخیرا سایت شما را دنبال می کنیم . تشکر می کنم . البته انتظار داریم که این ارتباطات وجود داشته باشند. این رفت و آمدها وجود داشته باشند. حتما روابط عمومی وزارتخانه برنامه ای برای ارتباط با اصحاب رسانه را دنبال می کند و حتما طرح ها و ایده هایی دارند و تا الآن هم اگر ضعفی بوده ، اگر شما ایده ای دارید اگر احیانا و  نوعا برنامه ای که می تواند ارتباط بین وزارتخانه و اصحاب رسانه را فعال کند را شما پیشنهاد بدهید ما استقبال می کنیم. »

این ها بخشی از سخنان « صادق ستاری فرد » هستند که در نخستین نشست رسانه ای ایشان با خبرنگاران در پاسخ به پرسش های « صدای معلم »  ایراد گردید . ( این جا )

« صدای معلم » در این گزارش ضمن تعریف وضع موجود و بیان دقیق مساله ، پیشنهاد مشخصی را در جهت اصلاحات ساختاری و برون رفت از ناکارآمدی بخشی از « ستاد » و ارتقای بهره وری ارائه کرد .

این رسانه نوشت : « با تبریک گفتن های فله ای و کلیشه ای و شعار و سخنرانی چیزی ارتقا پیدا نمی کند . تنها با داشتن برنامه و البته مدیر توان مند ، باسواد و ریسک پذیر است که می توان به تحول امیدوار بود .

در حال حاضر ، ساختار آموزش و پرورش از ناکارآمدی نهادینه شده  و سیستماتیک رنج می برد .

واقعا در این ساختار چرا باید دوایری مانند « سازمان نهضت سوادآموزی » بودجه و نیروی انسانی خود را از آموزش و پرورش بگیرند،  در حد معاونت وزیر آموزش و پرورش تعریف شوند بدون آن که « کارایی » و « اثربخشی » محسوسی بر آن ها مترتب باشد ؟

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش و عملکرد و کارکرد آن

همین مساله در مورد « آموزش و پرورش استثنایی » هم با درجاتی مترتب است .

چرا جای مهم و استراتژیکی مانند روابط عمومی که به قولی با جمعیت آماری حداقل 50 میلیونی مواجه است باید در حد یک « مرکز » تعریف شود ؟ این جا قرار است محل اتصال و ارتباط با افکار عمومی کل جامعه باشد .

بنابراین نخستین گام برای ارتقای جایگاه روابط عمومی ، بازتعریف این واحد تعیین کننده در معادلات ساختاری است . »

البته این رسانه بر اساس تجارب و مشاهده رفتارهای سازمانی به این مساله مهم و استراتژیک هم اشاره کرد :

« تعریف  و تبیین روابط عمومی در حد یک معاونت در چارت سازمانی می تواند نخستین گام در منطقی سازی ساختار ، بهره وری قابل قبول و به روزآمد کردن آن باشد به شرط آن که مسئولیت و مدیریت آن بر عهده یک مدیر باسواد و کاردان ، با شهامت ، توان مند و دلسوز قرار گیرد . ( این موضوع در همه بخش ها ، دوایر و نهادها مطرح است )

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش و عملکرد و کارکرد آن

تجربه نشان داده بهترین و به روز ترین ساختار در غیاب مدیر متناسب با آن به ضد خود تبدیل شده و اساسا تحول را در سازمان بی معنا می کند و افکار عمومی را نسبت به آن بی اعتمادتر می کند . »

« صدای معلم » به این اکتفا نکرده و در گزارش های بعدی خود و نیز در نشست رسانه ای خبرنگاران با دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش هم به این مساله ی مهم اشاره کرد . ( این جا )

به نظر می رسد این مساله به یک رفتار رایج در فرهنگ جامعه و سازمان تبدیل شده که هر موقع مساله ای توسط فردی مطرح می شود مدیران از آن جا که بر اساس شایستگی های فردی و حرفه ای مدارج ترقی را طی نکرده اند سریعا توپ را حواله طراح مساله می کنند و این که فرضا راهکار ارائه کنید و یا پیشنهاد دهید و... اما ظاهرا این مساله تاریخ مصرفش برای همان یک جلسه است و پس از آن دیگر همه چیز به فراموشی سپرده می شود و روز از نو و روزی از نو ...

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش و عملکرد و کارکرد آن

پرسش این رسانه از مسئولان آن است که اگر سخن ما صحیح و منطقی است پس چرا عملیاتی نمی شود ؟ تجربه نشان داده بهترین و به روز ترین ساختار در غیاب مدیر متناسب با آن به ضد خود تبدیل شده و اساسا تحول را در سازمان بی معنا می کند و افکار عمومی را نسبت به آن بی اعتمادتر می کند .

پیش تر ؛ روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش طرح های ابتکاری مانند « استودیو الفبا » را طراحی و اجرا کرده بود . هر چند در این گونه نشست ها « صدای معلم « فقط یک بار آن هم در برابر سرپرست وقت دانشگاه فرهنگیان ( حسین خنیفر ) حضور پیدا کرد و دعوت ها اکثرا گزینشی بودند اما در هر حال این فرصتی قابل تامل برای پیاده سازی فرهنگ پرسش گری و ارتقای گفتمان رایج در آموزش و پرورش بود . ( این جا )

یک بار دیگر هم مدیر صدای معلم حضور پیدا کرد اما مسئولان روابط عمومی ترجیح دادند تا محتوای آن را منتشر نکنند . ( این جا )

با رفتن مسئول مربوطه مثل همیشه ، این واحد هم تعطیل شد .

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش و عملکرد و کارکرد آن

( محمدحسین کفراشی - رئیس وقت مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش )

 

و یا قرار بود در پرتال وزارت آموزش و پرورش ستون « دیدگاه » راه اندازی شود و « سخن منتقدان » در آن دیده و شنیده شود . البته این ستون به مدیران و مسئولان اختصاص یافت و آن هم تعطیل شد ...

چند روزی است که به جای استفاده از تصاویر مربوط به خبر و یا گزارش مرتبط ، به طور یکسان از لوگوی وزارت آموزش و پرورش در صدر مطالب استفاده می شود .

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش و عملکرد و کارکرد آن

این جا قرار است محل اتصال و ارتباط با افکار عمومی کل جامعه باشد .

قرار است با دانش ، تجربه و پی گیری این مدیران ، آموزش به اولویت کشور تبدیل شود .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

smiedu!@gmail.com

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش و عملکرد و کارکرد آن

منتشرشده در گفت و شنود

نسبت میان ایدئولوزی و تفکر

تفاوت انسان با حیوان چیست؟

مثلا یک آدم با کرگدن یا لاما یا پنگوئن یا سمندر چه فرقی دارد؟

در پاسخ به این سوال معمولا افراد به یک نکته اتکا می‌کنند و آن « قدرت تفکر » است. به‌سان دکارت که می‌گفت : « من می‌اندیشم، پس هستم » می‌گویند : من می‌اندیشم و حیوان ناتوان است از این مهم. بنابراین مهم‌ترین تفاوت ما، نیروی تامل ماست.

حالا اگر بدانی و بفهمی که تو هم نمی‌اندیشی، آن‌وقت چه؟ در این گفتمان، قدرت تفکر، انتخاب و تصمیم‌گیری فقط در اختیار بزرگان و تئوریسین‌ها و صاحب منصب‌ها است و بقیه باید همیشه مقلد بمانند.

بیایید نگاهی بیاندازیم به یکی از مهم‌ترین موانع و آفات فکر کردن : ایدئولوژی.

ایدئولوژی ترکیب Idea به معنی فکر و نظر و Logy به معنی شناختن است. طبق تعریف، مجموعه‌ی است سامان‌مند از باورها و افکار و عقاید ثابت سیاسی و اجتماعی‌ای از جمله سیستم‌های فکری، فلسفی و مذهب که فرد، گروه یا جامعه دارد و در تعیین خط‌مشی، عمل یا موضع‌گیری معتقدان به آن‌ها مؤثر است.

رابطه‌ی ایدئولوژی و باورمندان به آن فقط یک‌طرفه و از بالا به پایین است. ایدئولوژی سوال نمی‌‌کند. نه فقط سوال نمی‌کند که پرسش را هم برنمی‌تابد. چون و چرا در دل آن جایی ندارد، حق پرسیدن را برای افراد قائل نیست. ایدئولوژی دستور می‌دهد. حکم می‌کند. و با این احکام و پندنامه‌‌ها و دستورالعمل‌ها سعی دارد از به‌وجود آمدن مزاحمی به نام آزاداندیشی و آزادی‌خواهی جلوگیری کند.

نسبت میان ایدئولوزی و تفکر

ایدئولوژی مقلدپرور است و فقط پذیرش بی‌دلیل و منطق می‌خواهد. پیروی مطلق. تبعیت محض. فرمان‌برداری و حرف‌شنوی. از دنباله‌روها می‌خواهد که هر چیز ارائه شده را بدیهی، قطعی و قاطع انگاشته و بپذیرند و به چرایی دستورات صادر شده نیاندیشند. اگر کسی بخواهد سوال بپرسد یا مخالفت کند یا انتقاد، تخطی و تخلف کرده، مخالف است و دشمن و محکوم می‌شود به سکوت یا طرد شدن یا حذف شدن. ایدئولوژی خودش را برترین می‌شمارد و بقیه را مردود.

از مسئله پرسش که بگذریم، درخواهیم یافت که ایدئولوژی حق نظر داشتن را هم سلب می‌کند. ایدئولوژی کارخانه‌ی یکسان‌سازی است. همه باید یک‌ دست و هم‌ شکل باشند. فکر و عمل و هدف باید هم‌سان شود. پیروان در حد یک شئ پایین می‌آیند و اختلاف‌نظر و تنوع و تکثر آراء و عقاید ممنوع می‌گردد.

نسبت میان ایدئولوزی و تفکر

همه باید متحدالشکل شوند، یک یونیفورم و یکنواختی و همسانی عمومی در ذهن و زبان رفتار، جاری شود. در این گفتمان، قدرت تفکر، انتخاب و تصمیم‌گیری فقط در اختیار بزرگان و تئوریسین‌ها و صاحب منصب‌ها است و بقیه باید همیشه مقلد بمانند.

ایدئولوژی به دگماتیسم دچار می‌شود. به جزم‌اندیشی و تعصب. چارچوبی را فراروی دیدگان پیروان قرار می‌دهد و می‌گوید هر چیزی که در این قاب می‌بینی درست است. بقیه چیزها را نباید ببینی، بشنوی، به آن‌ها فکر کنی یا بپذیری. خارج از این چارچوب را فراموش کن. افق دیگری وجود ندارد. همه چیز در خدمت مصلحت و منافع ایدئولوژی است.

ایدئولوژی فقط دکترین یک حزب سیاسی نیست. فقط اسلوب‌های ساختاریافته و بی‌تغییر مکاتب اجتماعی نیست، دین بزرگ‌ترین و مخرب‌ترین و قوی‌ترین ایدئولوژی است. عرف و سنت و آداب و رسوم هم همین‌طور.

ترس را کنار بگذار و با این واقعیت مواجه شو که ایدئولوژی، نقطه‌ی پایان تفکر است. محدودیت‌ها و بازدارندگی‌های ایدئولوژی را ببین و خودت را از بند آن برهان.

پی‌نوشت:
اگر به کرگدن، لاما، پنگوئن، سمندر و دیگر حیوانات کم‌ احترامی کردم، صمیمانه از محضرشان عذرخواهی می‌کنم.

کانال ریشه

( کلیپ ویدئویی زیر را مشاهده فرمایید )


نسبت میان ایدئولوزی و تفکر

منتشرشده در آموزش نوین

گروه تشکل ها /

سایت سازمان معلمان ایران نوشت :

روایت محمود صفدری منتخب فرهنگیان خراسان شمالی در انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش از نشست صمیمی وزیر با جمعی از معلمان فرهیخته

روایت محمود صفدری عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران از چگونگی اطلاع از سفر وزیر به خراسان شمالی این گونه آغاز می شود که : ۹خرداد حوالی ساعت ۱۴ با پیامی از طرف دوستی، مطلع شدم که وزیر محترم آموزش و پرورش در استان ما (خراسان شمالی) است.

با تنی چند از دوستان نزدیک تماس گرفته تا از صحت خبر مطمئن شوم.

پس از اطمینان از صحت خبر متوجه شدم که ساعت ۱۵ دیداری با فرهنگیان استان دارند.

از دوستی که کارت دعوت داشت اما خودش امکان حضور در جلسه را از دست داده بود، کارت دعوتش را گرفتم و به محل اعلام شده مراجعه کردم.

 

جلوگیری از ورود به جلسه

محمود صفدری که چهره شناخته شده ای نه تنها در استان بلکه در کشور است انتظار داشته است که برای این جلسه رسما دعوت می شده است لذا با احساس حق به محل جلسه می رود او سپس در بخش دیگری از روایت خود می نویسد: در ورودی کوچه، نیروهای پلیس امنیت کارت دعوت را از من خواستند. ارائه داده و عبور کردم اما در ورودی سالن اجتماعات که مدیریت آن را حراست و روابط عمومی آموزش و پرورش بجنورد بر عهده داشتند با پاسخ منفی مواجه شدم و از ورودم ممانعت جدی به عمل آمد.

روایت محمود صفدری منتخب فرهنگیان خراسان شمالی در انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش از نشست صمیمی وزیر با جمعی از معلمان فرهیخته

اصرار به حضور در جلسه

رو حیه صفدری به گونه ای است که در این گونه مواقع کوتاه نمی آید لذا او می گوید: معترض شدم که در چنین جلسه و چنین سفر مهمی که احتمالا تا مدتها بازتاب دهنده بازخورد سفر در ذهن و برنامه های تصمیم سازان و تصمیم گیران مرکز نشین و ویترینی از وضع استان خواهد بود، اگر اهمیت حضور کنشگران صنفی و اعضای تشکل های صنفی و سیاسی فرهنگی بیش از دیگر معلمان و به ویژه کادر اداری نباشد، کمتر نیست و اصرار کردم بنده به عنوان منتخب فرهنگیان خراسان شمالی در انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش، باید در جلسه حضور داشته باشم و پیرو جلسه ویدئو کنفرانسی مورخه ۱۴۰۰/۱۰/۴ که با وزیرمحترم داشته ام مطالبات مطرح شده و وعده های داده شده وزیر آموزش و پرورش را پیگیری و منتشر کنم.

 

برخورد دور از شان معاون مدیرکل استان

عضو منتخب شورای عالی آموزش و پرورش پشت درهای بسته به معاون اداره کل ارجاع داده می شود که او این بخش را این گونه توصیف می کند: انتظامات وقتی جدیت تصمیم مرا بیش از آن دید که با یک امر و نهی ساده منصرف شوم، مرا به معاون آموزش متوسطه استان که به تازگی منصوب شده است، ارجاع داد و گفت تمامی مسئولیت سالن اجتماعات و مدعوین و سخنرانان با ایشان است.

ایشان را از سالهای قبل و از دور می شناختم اما رفتار و گفتار ایشان در قامت معاون متوسطه آموزش و پرورش یک استان با قریب ۲۰ هزار معلم رسمی و پیمانی و حق التدریسی آن قدر زشت و زننده و برایم شوکه کننده بود که از معلم بودنم ذیل ریاست و زعامت چنین انسان هایی احساس شرم و پشیمانی کردم که فعلا مقال و مجال وصف آن نیست ولی اگر ضرورت یافت در فرصتی دیگر با جزئیات بیشتر به آن خواهم پرداخت.

روایت محمود صفدری منتخب فرهنگیان خراسان شمالی در انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش از نشست صمیمی وزیر با جمعی از معلمان فرهیخته

ناامیدی از آموزش و پرورشی ها و توسل به نیروهای امنیتی

مسئول سازمان معلمان ایران که بارها توسط نیروهای امنیتی و قضائی احضار شده بود در این شرایط فرصت را برای نشان دادن شرایط و اثبات مباحث مطرح شده خود مناسب دیده با نیروهای امنیتی تماس می گیرد که این بخش ماجرا را این گونه روایت می کند: القصه؛ از لابی سالن اخراج شدم و به سر کوچه، محل استقرار یگان حفاظت پلیس امنیت برگشتم و از آنجا که مسئول کل سالن! توپ را به زمین آموزش و پرورش شهرستان بجنورد و نیروهای حراستی-امنیتی که به ادعای ایشان تایید کننده لیست مدعوین بودند، انداخته بود، به رییس شهرستان زنگ زدم که پاسخ ندادند. متعاقب این عدم پاسخ گویی برای تظلم خواهی و احقاق حق و استفاده از این فرصت تاریخی، با ۱۱۳ تماس گرفتم و اعتراض خودم را به آنان اعلام کردم و با اشاره به تماس های تلفنی و جلسات دعوت و احضارهای آنان و گفت و گوهای رد و بدل شده در جلسات دعوت که غالباً توصیه می کنند  : « مطالبات خود را به جای آنکه در کف خیابان ولو با سکوت پیگیری کنید در جلسات با مسئولان مربوطه از قبیل مدیران کل تا وزیر آموزش و پرورش و مقامات محلی از قبیل فرماندار و استاندار تا نمایندگان مجلس، طی جلسات مربوط، فریاد بزنید » از آنان خواستم تا مداخله کرده و نگذارند این فرصت به خاطر حب و بغض های غیرضرور و سیاسی بازی های کودکانه که بلای جان آموزش و پرورش است، از دست برود!

روایت محمود صفدری منتخب فرهنگیان خراسان شمالی در انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش از نشست صمیمی وزیر با جمعی از معلمان فرهیخته

اصرار نتیجه بخش شد و دیدار انجام گرفت

صفدری ادامه ماجرای را این گونه روایت می کند که: خوشبختانه جدیت و اصرار من و اهمیت این سفر را درک کرده و با مداخله مدبرانه، زمینه این دیدار را نه در  « جلسه عمومی » که قاعدتاً باید محل طرح پرسش ها و مطالبات می بود، بلکه در  « جلسه محدود » آن هم در خودروی ون حامل وزیر و همراهان فراهم کردند.

چاره ای نبود؛ در قطع و قحط آب به تیمم رضایت دادم و پذیرفتم.

(البته باز هم در اینجا، برای جلوگیری از تطویل کلام ناچاراً از این فرایند حدود ۲-۳ ساعته تا تحقق وعده دیدار می گذرم. به قول شاعر:

شرح این هجران و این خون جگر
این زمان بگذار تا وقت دگر)

باری؛ پس از مدتها انتظار در کوچه، با پایان یافتن سخنرانی وزیر و برخی حضارِ جلسه که از قبل برای سخن راندن!! انتخاب و توجیه شده بودند، ایشان در رآس هیئتی از مشایعت کنندگان از سالن خارج شده و وارد خودروی ون تشریفات شدند.

پس از آن مدیر کل آموزش و پرورش استان مرا را که مدتها بود در کناری منتظر ایستاده بودم، صدا زدند و به درون خودروی وزیر هدایت کردند.

روی صندلی پشت سر وزیر و در کنار مدیر کل دفتر وزارتی ایشان جناب آقای الماسی که بعد از صحبت مفصلی که با ایشان داشتم، او را شخص محترم و دلسوزی یافتم نشستم و پس از برقراری سکوت و کسب اجازه و تشکر از مدیر کل آموزش و پرورش استان و شخص وزیر صحبت هایم را در مسیر حرکت تا اداره کل نوسازی مدارس استان و با عنایت به ضیق وقت به عرض ایشان رساندم که موضوع اصلی این گزارش است و در پی می آید:

روایت محمود صفدری منتخب فرهنگیان خراسان شمالی در انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش از نشست صمیمی وزیر با جمعی از معلمان فرهیخته

تاکید بر مطالبات پرتکرار در دیدار با وزیر

محمود صفدری حالا در قامت عضو منتخب شورای عالی آموزش و پرورش و عضو شورای مرکزی و مسئول سازمان معلمان خراسان شمالی به قول خودش در دیداری پرانتزی رودروی وزیر نشسته مطالباتی را که بارها فریاد شده است را تکرار کرده، او در گزارشی که برای سخن معلم فرستاده است موارد مطرح شده را اینگونه آورده است.

۱-خودم را با فلاشبکی به دیدار ویدئو کنفرانسی مورخه ۱۴۰۰/۱۰/۴ معرفی کردم و ضمن خوش آمدگویی به ایشان و گلایه از فرصتی که در جلسه عمومی داده نشد و تشکر از دیدار پرانتزی ای که در داخل خودرو فراهم شد، با تلاوت بخشی از آیه شریفه ۵۵ سوره مبارکه ذاریات که می فرماید: “وَ ذکِّر فَاِنَّ الذِّکری تَنفَعُ المومِنین” صحبت هایم را آغاز کردم.

۲- ضمن اشاره به وضعیت بد اقتصادی کشور نسبت به عدم همخوانی وضعیت درآمد و هزینه مردم به ویژه معلمان زحمتکش، به تبعیض شدید وضعیت دریافت حقوق معلمان و دیگر کارکنان دولت، به ویژه بازنشستگان عزیز، بعنوان یکی از ریشه های اصلی اعتراضات معلمان تاکید کردم و از ایشان خواستم در هیئت دولت صدای معلمان باشد و برای ترمیم حقوق معلمان تلاش کند.

-ایشان ضمن تشکر و تایید یادآوری جلسه زمستان گذشته خود را خادم و نوکر معلمان نامیدند و به آن افتخار کردند و تاکید کردند که در راستای تعهدی که با خود و خدای خود داشته در راستای استیفای حقوق معلمان لحظه ای غفلت نخواهند کردند.

۳- با اشاره به حادثه متروپل آبادان و اینکه، افکار عمومی نه خبر مرگ مالک آن را باور می کند و نه خبر بازداشت و زندان او را؛ به عمیق تر شدن شکاف بی اعتمادی بین ملت-دولت که جدی ترین بحران امروز جامعه ما و خطرناک ترین بیماری و بحران حاکمیت مستقر است، از ایشان و همه ی مسئولان و کاربدستان صراحتاً خواستم بطور جدی و عاجلانه نسبت به ترمیم این بی اعتمادی اولاً از طریق قطع کامل مصاحبه های نمایشیِ غیرضرور و وعده های غیرقابل تحقق و ثانیاً از طریق کار و تلاش مضاعف برای تحقق قول ها و وعده های بر زمین مانده و جبران مافات، اقدام نمایند.

-ایشان هم این نقد را وارد دانست و از پیگیری طرحی در دولت مبنی بر محدود کردن اینگونه مصاحبه ها خبر داد.

روایت محمود صفدری منتخب فرهنگیان خراسان شمالی در انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش از نشست صمیمی وزیر با جمعی از معلمان فرهیخته

۴- با اشاره به سابقه و رزومه ایشان در موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان، مهمترین مطالبه به حق معلمان عضو، و احتمالا موفق ترین برنامه ایشان را “صیانت جدی از حق مالکانه اعضا” به عنوان یک حق الناس و امانت مهم، با اشاره به تغییر دو مدیر عامل در همین مدت محدود -عزل آقای نیکدل و نصب آقای نوری و عزل ایشان پس از دوماه و نصب آقای نجف پور- این تغییرات را از سوی معلمان اقدامی غیرکارشناسی و حتی مشکوک قلمداد کردم و خطر سهل انگاری در حوزه صندوق ذخیره را به سان کبریتی در انبار باروت تعبیر کردم و با اشاره به تهیه پیش نویس طرحی مبنی بر “عمومی شدن موسسه” از طرف اقلیتی از نمایندگان مجلس، و تصویب اساسنامه توسط هیئت امنای قبلی در تابستان ۱۴۰۰ و ثبت آن در روزنامه رسمی، از ایشان خواستم مطابق اساسنامه قانونی تصویب شده، انتخابات هیئت امنای صندوق را برگزار کند.

-ایشان ضمن اشاره به دوران تصدی خودشان بر صندوق ذخیره و سودآوری صندوق در آن ایام، با اشاره به شاهد گرفتن آقای دکتر وحیدی، نماینده بجنورد و عضو کمیسیون آموزش، خود را حامی حق مالکانه اعضا نامیده و با اشاره به اقدامات صورت گرفته برای تسریع بورسی شدن برخی شرکت های حسابرسی شده، قول دادند که به زودی این چند شرکت عضو هولدینگ صندوق ذخیره، کارهایشان نهایی و با مجوز ویژه سازمان بورس به اعضا واگذار شود.

اما در مورد انتخابات هیات امنا مطابق اساسنامه مصوب و قانونی سال گذشته سخنی نگفتند.

آقای دکتر وحیدی هم تلاشهای ایشان را در حوزه صیانت از حق مالکانه تایید کرد و هم ستود.

۵-در مورد پرداخت پاداش پایان خدمت بازنشستگان مهرماه ۱۴۰۰ و پس از آن که با توجه به وضعیت افسار گسیخته تورم و کاهش شدید و روز به روز ارزش پول ملی، دغدغه همه ی بازنشستگان سال گذشته است سوال کردم.

-ایشان گفتند موضوع به جدّ در دستور کار است و جلساتی با صندوق بازنشستگی کشوری برگزار شده و اسناد پرداخت پاداش تهیه شده و به زودی پرداخت ها آغاز خواهد شد.

۶- نسبت به برخوردهای امنیتی و بازداشت های گسترده معلمان در هفته معلم امسال گلایه کرده و از اظهار نظر ایشان مبنی بر اخراج معلمان معترض، انتقاد کردم و عرض کردم این موضع گیری باعث رنجش شدید معلمان در سطح کشور شده، خاصه آنکه بعد از واکنش های معلمان، هیچ پاسخ دلجویانه ای از سوی ایشان رسانه ای نشده است.

-ایشان اساس موضوع را یک سوء تعبیر یا شیطنت رسانه ای نامیدند که از سوی خبرگزاری تسنیم انجام گرفته و گفتند در سفر به سنندج من به صحبت های رئیس جمهور سابق که گفتند: « هر معلم یا کارمندی که وضعیت حقوق خود را قبول ندارد می تواند بگذارد و برود » .

خطاب به فرهنگیان اشاره کردم و گفتم: « ما اگر نمی توانیم حقوق کافی به شما بدهیم، دیگر به اخراج تهدیدتان نمی کنیم » .

که متاسفانه به طرز نامناسبی بازتاب یافت.

۷- از ایشان به عنوان مسئول عائله مند ترین و البته نجیب ترین وزارتخانه دولت خواستم همانند وزیر دادگستری و رییس قوه قضاییه پشت نیروهای خود بایستد و ضمن انتقاد از بازداشت تعدادی از دلسوزترین و صادق ترین فعالان صنفی کشور در کردستان و فارس و تهران، و ردّ اتهام سنگین و نچسب جاسوسی به آنان، مداخله نموده و ان شاء الله موضوع را ختم به خیر گرداند.

-ایشان پاسخ دادند بنده سفری به استان کردستان داشته و با برخی مقامات آن استان دیدار داشته و پرونده در مرحله تحقیق و بررسی آنان را به دقت رصد می کنم و مطمئن باشید از دفاع از حقوق آنان -چنانچه موضوع ارتباط با عناصر بیگانه اثبات نگردد- فروگذار نمی کنیم و این پیگیری ها ادامه دارد.

۸- با اشاره به و گلایه از تعلل بیش از حد در فرایندهای تصویب و اجرای  « قانون رتبه بندی معلمان » تاخیر بیش از این را امری خطرناک تلقی نموده و با اشاره به هزاران تن از همکاران فرهنگی که ۳۰ سال خدمتشان سرآمده و به امید برخورداری از مزایای رتبه بندی به خدمت خود در سال جاری استمرار داده و اینک با نزدیک شدن به پایان آن و عدم ابلاغ آیین نامه و پرداخت مزایای رتبه بندی به مرز ناامیدی و خشم نزدیک می شوند اشاره کردم و با مخاطب قرار دادن توامان شخص وزیر و دکتر وحیدی عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس که تاکنون زحمات زیادی در تصویب قانون رتبه بندی کشیده اند، از آنها خواستم خطر طولانی شدن اجرای رتبه بندی و ناامیدی و عصبانیت معلمان را از یکسو و بهانه تراشی های نهادهایی همچون سازمان مدیریت و برنامه ریزی و سازمان بازرسی و دیوان محاسبات را جدی گرفته و نسبت به صیانت از ۳۸۵۰۰ میلیارد تومان بودجه در نظر گرفته شده برای سال ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ تمام تلاش خود را به کار ببندند تا پس از صدور احکام رتبه بندی، تنها شاهد صدور یک برگ کاغذ به عنوان حکم کارگزینی دیون، بدون پرداخت مبالغ ریالی آن نباشیم که اگر چنین اتفاقی بیفتد، یقیناً شاهد موج گسترده اعتراضات معلمانی خواهیم بود که به امید تحقق وعده ها و مصاحبه های دولتیان و مجلسیان، روی مبالغ ریالی آن حساب باز کرده اند!

-هم آقای دکتر وحیدی و هم جناب وزیر، توامان و تاکیداً گفتند بودجه ۳۸۵۰۰ میلیاردی قطعی است و هیچ خطری اعم از دیوان محاسبات و سازمان برنامه و بودجه هم بنایی برای تهدید ان ندارد و این مبلغ بین شاغلین و بازنشستگانی که از ۱۴۰۰/۶/۳۱ به افتخار پیشکسوتی نائل شده اند، با توجه به رتبه ای که در آن قرار خواهند گرفت، تعلق خواهد گرفت و احکام بازنشستگان هم مطابق احکام جدید رتبه بندی از تاریخ فوق، اصلاح خواهد شد.

وزیر محترم هم تاکید کردند که آیین نامه در مدت قانونی یک ماهه از ۲۳ اسفند ۱۴۰۰ تا ۲۳ فروردین۱۴۰۱ نهایی شده و به دبیرخانه هییت دولت ارسال شده است و منتطر و پیگیر هستیم به زودی در دستور کار هیئت دولت قرار گیرد تا پس از تصویب ابلاغ شود.

روایت محمود صفدری منتخب فرهنگیان خراسان شمالی در انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش از نشست صمیمی وزیر با جمعی از معلمان فرهیخته

گفت و گوی طولانی و امید بخش به مدیرکل دفتر وزارتی

صفدری که بالاخره سخنان خود را به گوش وزیر رسانده بود و نماینده بجنورد را هم به شهادت گرفته بود با ابراز خوشحالی از نتیجه بخش بودن اصرار و پافشاری خود در مسیر کنشگری مسئولانه و شجاعانه به بخش پایانی می پردازد و دیدار و گفت و گوی خود با آقای الماسی مدیرکل دفتر وزارتی را اینگونه روایت می کند: در پایان این سفر کوتاه بین شهری، از جناب وزیر و نمایندگان محترم مجلس خداحافظی نموده و با جناب دکتر الماسی مدیر کل محترم دفتر وزارتی آموزش و پرورش هم، گپ و گفتی یک ساعته با هدف تکمیل مسائل مطروحه با وزیر داشتیم تا برخی ابهامات ایجاد شده برطرف گشته و روی اشتراکات بیشتری که می تواند باعث هماهنگی بیشتر صف و ستاد گردد، گفت و گو کردیم.

آقای الماسی را فردی یافتم که هم بر مسائل آموزش و پرورش احاطه دارد و هم از صداقت و حسن نیتی درخور سپاسگزاری برخوردار است.

امیدوارم با همفکری و هماهنگی بیشتر بین صف و ستاد در بزرگترین نهاد دولتی، شاهد بهبود اوضاع آموزش و پرورش در روزهای آینده باشیم.

در پایان مجدداً از نیروهای امنیتی و مدیرکل آموزش و پرورش که اهمیت این سفر را درک کرده و علیرغم بدرفتاری و سوء مدیریتی که در ابتدای جلسه با بنده شد، فرصتی برای بیان رودرروی مشکلات و خواسته های به حق معلمان فراهم کردند سپاسگزاری می کنم و امیدوارم در سفرهای آینده، انتخاب مدعوین و سخنرانان به گونه ای باشد که انعکاس دهنده ی تمام دیدگاههای موجود در آموزش و پرورش، اعم از همسو و ناهمسو و حمایتی و انتقادی باشد.


روایت محمود صفدری منتخب فرهنگیان خراسان شمالی در انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش از نشست صمیمی وزیر با جمعی از معلمان فرهیخته

گروه گزارش/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ؛ ( این جا )  دوشنبه 9 خرداد نشست رسانه ای « محمود امانی طهرانی » دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش با خبرنگاران برگزار گردید .

در این نشست برای نخستین بار سه منتخب معلمان در شورای عالی آموزش و پرورش جواد نوبختی، حبیب‌الله گودرزی و مریم رنگ‌آمیز طوسی حضور داشتند و به ارائه دیدگاه ها و عملکرد خود پرداختند .

در این نشست ، سه منتخب شورای عالی آموزش و پرورش مورد پرسش های صریح و شفاف برخی خبرنگاران قرار گرفتند و این پرسش مطرح شد که :

« در این 3 سال چه کردید ؟ »

این وضعیت تا حدی پیش رفت که علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در انتهای این نشست ضمن اشاره به تاریخچه تغییر « قانون شورای عالی آموزش و پرورش » و حدود اختیارات این شورا و این که شورای نگهبان در آن زمان با افزایش اعضای این شورا موافقت کرد اما با افزایش دامنه اختیارات آن مخالفت ؛ تصریح کرد که واقعا آن 19 نفر باقیمانده واقعا در این شورا چه کاری انجام می دهند که نوک انتقادات و حمله چنین متوجه فقط این سه نفر گردیده است ؟

مدیر صدای معلم شورای عالی آموزش و پرورش را به « کم کاری » و « روزمرگی »  در حوزه تعریف و تبیین چالش های آموزش و پرورش متهم کرد و این که این شورای سیاست گذار و ناظر در حوزه تعلیم و تربیت عملا به حاشیه رفته و حضور افراد با سمت های جور واجور  هم کمک چندانی به حل مشکلات آموزش و پرورش نکرده است .

پورسلیمان ضمن تاکید بر وجه استقلال شورای عالی آموزش و پرورش عنوان کرد که حتا قرار گرفتن رئیس جمهور در راس این شورا صرفا یک کار نمایشی بوده و تغییری در وضعیت حاصل نشده و حال این نهاد مولد همچنان خوب نیست .

بخش دوم گزارش که پاسخ به پرسش های رسانه ی صدای معلم است را مطالعه می کنید .

منتشرشده در گفت و شنود

چرا قانون رتبه بندی معلمان اجرا نمی شود

بعد از سال‌ها کش‌ و قوس بالاخره قانون نظام رتبه‌بندی معلمان در اسفندماه 1400 توسط مجلس و شورای نگهبان تأیید و به قانون تبدیل شد و به این سریال تکراری ناامیدکننده پایان دادند. در ماه‌های گذشته، هم دولت و مسئولین وزارتخانه آموزش‌ و پرورش و هم اعضای کمیسیون آموزش مجلس از اجرای قریب‌ الوقوع رتبه‌بندی خبر می‌دادند و هر یک وعده‌هایی از اجرایی‌ شدن آن در هفته معلم و پایان خردادماه  را داده‌اند.

قانون رتبه‌بندی در اختیار دولت و وزارت آموزش‌ و پرورش قرار گرفت تا آیین‌نامه آن را تنظیم و برای اجرا در دولت تصویب نماید. در همان روزهای اول مواردی در این آیین‌نامه قید شد که با اعتراض شدید فرهنگیان روبه رو شد چرا که بسیاری از معلمان مدارک و مستندات کافی برای دریافت رتبه‌های بالا را نداشتند و آن را سخت و دست‌نیافتنی می‌دانستند که پس از اعتراض فرهنگیان، بخش‌هایی از آن حذف و تعدیل شد تا بیشتر معلمان بتوانند از رتبه‌های بالایی برخوردار شوند.

 ولی هنوز آیین‌نامه آن در دولت تصویب نشده و در اجرای آن اختلافات جدی وجود دارد تا جایی که خبری مبنی بر انجام آزمون توسط سازمان سنجش را مطرح کرده‌اند و این نشان از عدم توافق و عدم عزم جدی بر اجرای قانون رتبه‌بندی معلمان در دولت دارد.

چرا قانون رتبه بندی معلمان اجرا نمی شود

رحمت‌الله نوروزی نماینده مردم علی‌آبادکتول در نشست علنی یکشنبه، یکم خردادماه مجلس شورای اسلامی اعلام می‌دارد: در قانون رتبه‌بندی فرهنگیان یک ماه به دولت وقت داده شده است تا آیین‌نامه آن را تدوین کند. فرهنگیان چشم‌انتظارند ؛ با این‌حال آقای علی احمدی در سازمان برنامه‌ و بودجه می‌خواهد پاداش بازنشستگان و کسورات قانونی را از لایحه اعتبار کم کنند. مجموعه صحن و اعضای تلفیق کمک کردند تا رتبه‌بندی از شهریور ۱۴۰۰ اجرایی شود، چرا الان مانع‌تراشی می‌شود. این آبروی مجلس است و باید برای حفظ آن تلاش کرد.

جبار کوچکی نژاد نماینده رشت نیز در تذکر شفاهی، گفت: قوه مقننه رتبه‌بندی فرهنگیان را تصویب کرد که به‌عنوان اقدام بسیار بزرگ مجلس یازدهم محسوب می‌شود  و بر اساس قانون دولت 3 ماه وقت داشت تا آیین‌نامه این قانون را تصویب کند اما اخیراً شنیده شده درصدد اعمال تغییراتی در آیین‌نامه هستند که اصل قانون را زیر سؤال می‌برد لذا کمیسیون آموزش مجلس باید نسبت به این موضوع دقت کرده و آن را بررسی کند.

وی با بیان اینکه با اجرای طرح رتبه‌بندی پرداختی معلمان از تاریخ ۳۱ شهریورماه سال ۱۴۰۰ خواهد بود، ادامه داد :­اجرای طرح رتبه‌بندی که به دغدغه اصلی فرهنگیان تبدیل شده طی ماه آینده به مرحله اجرایی خواهد رسید.

حمیدرضا حاجی‌بابایی وزیر اسبق آموزش‌ و پرورش و رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس در صفحه شخصی خود در توییتر نوشت: رتبه‌بندی معلمان، سخن حقی است که از زبان معلمان بیان می‌شود و لازم است که: ۱ ـ دولت با سرعت، دقت، بلندنظری انجام دهد. ۲ ـ تمام ۳۸ هزار میلیارد تومان را برای سال ۱۴۰۱ هزینه کند. ۳ ـ بر اجرا نظارت کامل خواهیم کرد.

اکنون که قانون رتبه‌ بندی هفت‌خوان رستم را برای تأیید و اجرایی‌ شدن پشت سر گذاشته و مجلس و دولت برای اجرای آن از شهریور 1400 توافق کرده‌اند ولی اینک این قانون برای تصویب آیین‌نامه اجرایی که وزارت آموزش‌ و پرورش مشخص کرده در خوان هشتم و هیئت دولت متوقف شده و  منتظر تصویب نهایی است.

 تعدادی از فرهنگیان نسب به اخبار مطرح شده و ضد و نقیض در فضای مجازی مبنی بر اجرای رتبه‌بندی در شهریور و همچنین سرعت کند آن گلایه دارند و خواستار اجرای سریع این قانون هستند. امیدواریم که هیئت دولت نیز با نگاهی مثبت و سازنده و در اولین فرصت، این آیین‌نامه را تصویب نماید تا فرهنگیان گرامی با فراغ‌بال و آرامش بیشتری به امر آموزش بپردازند و از شایعات و جوسازی‌های موجود رهایی یابند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چرا قانون رتبه بندی معلمان اجرا نمی شود

منتشرشده در یادداشت

شیوع  فرهنگ ریا و فریب و تزویر و مجیز گویی و سالوس و تملق در کودکان دبستانی و جامعه ایران

نویسنده ای از دوستان تعریف می کرد که او را به دبستان پسرانه ای دعوت کرده بودند.

می گفت که پسر بچه ها دورش را گرفته بودند و استاد استاد می کردند.

بچه ها می گفتند: ما همه کتابهایتان را خوانده ایم. آقا شما بهترین نویسنده دنیاید! استاد فقط یک امضا! استاد ! آرزویمان این است بزرگ که شدیم، نویسنده شویم!

ساعتی بعد این دوست نویسنده اتفاقی در راهرو پشت سر همان بچه ها قرار می گیرد و می شنود که به هم می گویند: چه نویسنده خُل مشنگی بود! چه خوب سر کارش گذاشتیم! بچه ها می خندیدند و ادایش را در می آورند و می گفتند: استااااد...

آقای نویسنده آن قدر از این ماجرا آزرده خاطر شد که از آن پس دیگر هیچ دعوتی را نپذیرفت. به من می گفت: چطور بچه هایی به این کم سن و سالی این گونه تزویر و ریا و چاپلوسی را بلد بودند؟

گفتم: همان طور که سن اعتیاد و فحشا و جرم و جنایت پایین آمده، سن ریا و فریب و تزویر و مجیز گویی و سالوس و تملق هم پایین آمده است. بچه ها دارند یاد می گیرند که خدای ایران با خدای دو عالم فرق دارد! خدای ایران دروغگویان را به بهشت می برد و به فریبکاران پاداش می دهد. آنها می بینند چاپلوسان و مجیز گویان برندگانند. اما راستان و درستان تاوان می دهند؛ و یادم افتاد به آن نوجوان هفده ساله که از صدر تا ذیل، همه را فریفته بود و شده بود جوان ترین فرمانده و جوان ترین مسؤول قرارگاه و جوان ترین اختلاس گر. حالا او را به دارالتادیب برده اند!

اکنون چه کسی می خواهد به او چه ادبی بیاموزد!
او به خوبی همه درس ها را از بزرگان آموخته است.

اما اگر روزی خواستید با تزویر و ریا بجنگید، ناگزیر باید بیایید زیر پرچم حافظ، او سردمدار مبارزه با همین سالوس ها و دورنگی ها و فریب ها و نیرنگ ها بود.

بر آنم تا در کارگاه «زندگی با حافظ» به کمک او این فضیحت ها را بکاویم، شاید همت کنیم و بتوانیم پلیدی این عادت های شوم فرهنگی و این رذیلت های میراثی را دست کم در خودمان کم کنیم.

شیوع  فرهنگ ریا و فریب و تزویر و مجیز گویی و سالوس و تملق در کودکان دبستانی و جامعه ایران

کانال عرفان نظرآهاری


شیوع  فرهنگ ریا و فریب و تزویر و مجیز گویی و سالوس و تملق در کودکان دبستانی و جامعه ایران

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور