با گذشت بیش از دو دهه از تصویب و ابلاغ این قانون متاسفانه آن گونه که تصور می شد این قانون نتوانسته است به اهداف خویش دست پیدا کرده و یا به وظایف قانونی خویش در حد مطلوب عمل نماید/ شوراهای آموزش و پرورش طی سال های گذشته هر سال کوچک تر شده بود/ خیلی از رؤسای آموزش و پرورش از اختیارات خود بیخبر هستند/ بسیاری از مسئولان و نیز افرادی که مطابق این قانون موظف به شرکت در جلسات شورا و پی گیری مصوبات آن هستند در جلسات حضور پیدا نمی کنند/ سید مهدی محمدی، فرماندار شهرستان قدس در 12 دی ماه از عدم حضور بعضی مسئولان این شهرستان انتقاد و ابراز تأسف کرد/ شهردار آمل هیچ گاه در جلسات شورای آموزش و پرورش حضور نیافته است/ فرماندار سنندج در 25 شهریور 1395 و در ششمین جلسه شورای آموزش و پرورش ضمن ابراز تاسف از عدم حضور بسیاری از مسئولان در جلسات شورای آموزش و پرورش تاکید می کند که چرا در جلسات آموزش و پرورش که مستقیماً با جامعه و زیربناها ارتباط دارد شرکت نمیکنند، در حالی که برای جلسات و مراسماتی که بسیار کم اهمیتتر هستند حضور فعال دارند/ آیا نمایندگان مجلس و نیز هیات وزیران از قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش و اختیارات قانونی آن بی اطلاع بوده اند/ این شورا مطابق قانون می تواند در بهبود و ارتقای اقتصاد آموزش و پرورش و معیشت معلمان تاثیر به سزایی داشته باشد/ متاسفانه بند 3 از این ماده آن گونه که در قانون آمده است عمل نشده است و شهرداری ها به آموزش و پرورش بدهکارند و حاضر به تمکین در برابر قانون نیستند و یا در مورد بند 4 این از اختیارات آموزش و پرورش است که ساختمان ها ی تحت تملک خود را فروخته و تبدیل به احسن کند/ با وجود این صراحت در قانون متاسفانه برخی از جریان های سیاسی و حتی نمایندگان مجلس که قاعدتا باید حافظ و ناظر قانون باشند به این مساله اعتراض می کنند و در زمان وزارت آقای فانی با عوام فریبی و توسل به پوپولیسم رسانه ای ، وزیر آموزش و پرورش را به " مدرسه فروشی " متهم کردند/ مطابق این قانون ، منابع مالی برای وزارت آموزش و پرورش تعیین و تصویب گردیده است اما مهم این است که اصولا نظارت و پی گیری در مورد اجرای این مواد قانونی نزد مسئولان و نهادهای نظارتی آن گونه که شایسته و بایسته است وجود ندارد/ قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش زمینه ای مناسب برای " مردمی کردن آموزش و پرورش " بوده و پتانسیلی قابل توجه برای شکل گیری عزم ملی برای ارتقای جایگاه آموزش و پرورش نزد جامعه و برنامه ریزان و سیاست گذاران دارد...
اگر جامعه ای بخواهد همه چیز را به همه کس تعلیم دهد تلویحا اعلام کرده است که هدف مند بودن تعلیمات و یا اتخاذ سمت گیری اختصاصی در جریان آموزش هیچ لازم نیست/ مربیانی که جز تعریف و تمجید از مخترعین بزرگ حرف دیگری ندارند که بزنند و جز افعال که پیداست کلیشه فعل دیگران است فعل دیگری از ایشان ساخته نیست چگونه ممکن است الگوی مستقل برای شاگردان خود شوند و یا صلاحیت تمیز دستاورد های ابتکاری از دستاورد های اقتباسی محصلین را داشته باشد/ صرف معانی و نظر و صرف اثبات و استدلال هیچ باعث نمی شود که رفتارکسی تغییر کند مگر به ظاهر/ میل به کردار مستقل و تفکر مستقل درمحصل فقط در صورتی شکل می گیرد که لااقل در محیط آموزشی او ، مصداق های ارزشی این گونه کردار و نیز مصداق های ضد ارزشی خلاف این گونه کردار عیان باشد/ هرگاه برآن باشیم که سمت گیری برای پرورش نسل خلاق را جدی بگیریم چاره ای نیست جز آنکه پنجره های واقع بینی معلم و متعلم را باز بگشائیم و دورنمای وهمی ذهن ها در مدارس را بر هم زنیم و آموزش و آموختنی ها را در رابطه ی نزدیک با واقعیات زندگی و کار معنی کنیم/ امروز نه دانش آموز پنجره ای به سوی جامعه گشوده دارد و نه معلم می تواند وصف واقعیات محیط را برای شاگردانش بازگو کند/ بسته نگهداشتن فضای تحصیلات و فاصله گذاری بین مدرسه و جامعه برای نظام تعلیم و تربیت امروز ایران چنان عادی و پسندیده جلوه کرده است که حتی وقتی احتمال آن می رود که در بین درس ها فرصت هایی ایجاد شود و محصل بتواند احیانا به مشاهدات بیرون مدرسه ای بپردازد یا باز اندیشیدن را تجربه کند همه گردانندگان آموزشی و حتی والدین دل نگران می شوند/ ما از آن غافلیم که نسلی خرفت ، پرخور و بدخور به نسل فردای جامعه تحویل داده خواهد شد که حتی تصور نتایج آن وحشتناک است/ این طور که واضح است بچه ها از سیاست گذاران ، درس نویسان و کارگزاران دستگاه تعلیم و تربیت نافذتر و عمیق تر فکر می کنند و می فهمند/ اگر قبول ندارید کافی است چند مصاحبه و نظرات اعضای شورای عالی آموزش و پرورش و دیدگاه های وزرای آموزش و پرورش ادوار گذشته تا کنون را مطالعه نمایید و با این نظریات مقایسه کنید...
در ابتدایی به ازای هر 26 دانش آموز یک معلم داریم/ نسبت دانش آموز به معلم در متوسطه اول 16 دانش آموز به یک معلم و در متوسطه دوم 17 دانش آموز یک معلم است/ منظور از معلم در این نسبت، معلم گچ به دست یا ماژیک به دست است / در شهرستانهای استان تهران مدارسی داریم که تعداد دانش آموزان کلاس از 35 نفر هم بالاتر است/ میانگین نسبت دانش آموز به معلم در مقایسه با کشورهای توسعه یافته قابل قبول است/ اگر تعداد دانش آموزان را به کل کارکنان تقسیم کنیم ، نسبت دانش آموز به " کارکنان" 16 به یک می رسد/ جمعیت دانش آموزی به دلیل کنترل موالید از سال 76 تا سال 90 سیر نزولی داشت / پدیده مهاجرت از روستا به شهر و از شهرهای کوچک به حاشیه شهرهای بزرگ ، جمعیت دانش آموزی را نامتوازن کرده است/ برخی از فعالان می نویسند که 300 هزار نفر (یک سوم کارکنان )در ستاد و ادارات کار می کنند/ تعداد واقعی مدیران و کارکنان ستاد و ادارات کل و مناطق حدود 50 هزار نفر است/ حدود 300 هزار نفر از کارکنان آموزش و پرورش به عنوان مدیر و معاون و پرورشی و خدمتگزار در مدارس کار می کنند/ در امریکا 50 درصدکارکنان مدارس دولتی ، کادر غیر آموزشی هستند و در ایران حدود 35 درصد / کمبود معلم نداریم، با مشکل ساماندهی و عدم توازن نیروی انسانی آموزش و پرورش رو به رو هستیم/ قانون نقل و انتقالات یکی از مهم ترین عوامل ایجاد عدم توازن نیرو است/ به جای استخدام رسمی معلم در مناطق محروم باید از نیروهای خرید خدمتی استفاده کرد/ نیروی رسمی در مناطق محروم بالاخره راهی برای انتقال پیدا می کند / نقل و انتقال نیروها باعث کمبود نیرو در مناطق محروم و مازاد نیرو در مناطق برخوردار می شود/ در حاشیه شهرها با رشد 3-4 درصدی جمعیت (انفجار جمعیت ) مواجه هستیم / در این مناطق باید ازبخش خصوصی برای تاسیس مدارس غیر دولتی حمایت کرد/ جمعیت اضافی دانش آموزی مناطق حاشیه ای را باید از مدارس دولتی به مدارس غیر انتفاعی با هزینه آموزش و پرورش منتقل کرد/ این طرح با عنوان خرید صندلی خالی مدارس غیر انتفاعی به صورت محدود اجرا می شود/ برخی از دوستانی که از تراکم دانش آموز در مناطق شهریار و شهرک نسیم و قلعه حسنخان می نالند به دلایل ایدئولوژیک با خرید خدمات آموزشی مخالفند/ آنها هیچ راه حلی جز راه های سنتی استخدام رسمی معلم و ساخت مدرسه جدید نمی شناسند ...
چگونه یک ملت میتواند، این چنین اندوهبار، علیه خودش انقلاب کند/ بدین وسیله به اطلاع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزرات دارایی، سازمان تأمین اجتماعی، شهرداری، ادارات برق، گاز، تلفن، اتحادیه ناشران و کتابفروشان، هممحلهایها، و رسانههای مجازی میرساند که «کتاب ویستا» واقع در سعادتآباد، از پانزدهم آذرماه ۱۳۹۵ تعطیل شده است/ نه از آنها که نیامدند گله داریم، نه از آنها که کتاب نمیخوانند، از آنها هم که آمدند یا به اشکال مختلف کمکمان کردند، سپاسگزاریم ...
استفاده از فوقبرنامههای مدارس هیات امنایی «اجباری» نیست/ در مدارس هیات امنایی چیزی به نام شهریه نداریم اما خدمات فوق برنامه داوطلبانه است که هزینه آن را شوراهای آموزش و پرورش تعیین می کنند و اگر هزینهای به اجبار نیز دریافت شود، تخلف است/ همه فرمانداران و استانداران ریاست شوراها را در مناطق بر عهده دارند/ طبق قانون شوراها شهرداری ها باید تا 5 درصد از عوارض ساختمان سازی و صدور پروانه را به آموزش و پرورش اختصاص دهند/ از طریق مواد قانون شوراهای آموزش و پرورش حدود 1600 میلیارد تومان درآمد از محلهای مختلف در سال 94 داشتهایم/ مدارس هیئت امنایی از آموزش و پرورش مجوزهای لازم را دریافت می کنند و اغلب آنها جزو مدارس موفق و مورد اقبال جامعه هستند ....
سعی میکنیم در بحث فرآیند بررسی و تصویب بودجه، افزایش حقوق و رفاه فرهنگیان را در نظر بگیریم/ یک روی نظام رتبهبندی معلمان امور معیشتی آنها و روی دیگرش مهندسی نیروی انسانی است که در برنامه ششم توسعه آوردهایم/ از ابتدای سال ۱۳۹۵، به منظور اجرای کامل قانون در طول سال، مبلغ ۳۵۰۰ میلیارد تومان به همین منظور تخصیص یافت و این قانون نیز در حال اجرا است/ مبنای افزایش بودجه امسال براساس احکام اصلاح شده است....
این اصطلاح برای توصیف کسانی به کار برده شد که به تازگی به ثروتی دست یافتهاند و در تلاشاند تا با مصرف کالاهای لوکس، ورود و تعلق خود را به طبقه اجتماعی جدید نشان دهند/ آنچه در مصرف تظاهرآمیز مهم است همانا « نمایش» و « به رخ کشیدن » است/ او بنا به اتفاقات خانوادگی(همچون ارث)، التهابات اقتصادی و یا فرصت طلبی شخصی و استفاده از روابط به جای ضوابط، به موقعیت جدید پرتاب می شود/ تا می تواند می خرد و به رخ می کشد. او از طبقه مبدا (طبقه ای که از آن آمده) تنفر دارد و با اینکه خود به تازگی از آنها جدا شده است به آنها به دیده حقارت می نگرد/ با گسترش رسانه های جدید دو اتفاق مهم به وقوع پیوسته است. نخست ظهور نوکیسه گان فرهنگی است/ اینان به اندازه چهل کلمه (دو سطر) درباره همه چیز می توانند حرف بزنند/ از همه چیز به شکل دائره المعارفی و چهل کلمه ای اطلاعاتی دارند. چون در شبکه های اجتماعی در همین حد برای آنها اطلاعات ارسال شده است/ اینان حوصله جست و جوی بیشتر اطلاعات را هم ندارند. اطلاعات باید خودش بیاید/ اتفاق دوم آسان شدن « به رخ کشیدن» است....
اين آموزشگاه ها با استفاده از شرايط قابل تامل كنكور، وضعيت نامناسبي را براي جامعه به وجود آورده و تبليغات گسترده و شديدشان، فرصت اختيار و تصميم گيري را از خانواده ها و دانش آموزان گرفته است و نيز مسير برنامه هاي آموزشي و پرورشي كشور را منحرف ساخته و حتي تعداد قابل توجهي از مدارس نيز عملكرد خود را در جهت استفاده بيشتر از آثار اين موسسه ها و آموزشگاه ها تبيين مي كنند/ مساله زماني پررنگ تر مي گردد كه رسانه هاي دولتي مانند صدا و سيما، وسيله تبليغي اين موسسات مي شود و هيچ زماني هم مورد ارزيابي و نظارت جدي چه از لحاظ شهريه و چه از نظر برنامه هاي آموزشي و پرورشي به صورت منظم قرار نمي گيرند/ هيچ كاري به اندازه مدرسه داري، داراي پيچيدگي، ظرافت و مشكل نمي باشد/ هر فردي داراي مدرك ديپلم از هر صنفي مي تواند نسبت به تاسيس مدارس و آموزشگاه هاي غيردولتي اقدام كند/ آيا مناسب نيست شرايطي فراهم شود كه تاسيس مدارس و آموزشگاه هاي غيردولتي صرفا به معلمان آموزش و پرورش داده شود و نيز تمهيدات و تسهيلاتي تدارك گردد كه معلمان چه به صورت فردي و چه به صورت گروهي و تعاوني نسبت به راه اندازي چنين مدارسي اقدام كنند....