گروه گزارش/

امروز یکشنبه 16 دی ماه ، نشست خبری علی فرهادی سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در یک مدرسه ابتدایی در دورترین نقطه جنوب شرقی تهران در بلوار ابوذر برگزار گردید .
توجیه آقای سخنگو در انتخاب این محل آن بود که با توجه به رویکرد رئیس جمهور در توجه ویژه به « جایگاه مدرسه » این محل برای پرسش و پاسخ خبرنگاران انتخاب شده است .
« صدای معلم » که از حضور در نشست های خبری در دولت سیزدهم محروم شده بود با دعوت تلفنی از سوی مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش در این نشست حضور پیدا نمود .
خبرنگار خبرگزاری مهر در ابتدای سخنان خویش از عملکرد مدیر کل فعلی آموزش و پرورش شهر تهران انتقاد کرد .
قدمی از این که اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران نسبت به پرسش های خبرنگاران و رسانه ها پاسخ گو نیست انتقاد کرده و خواهان توجه و تغییر رفتار ایشان گردید .
سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در بخشی از سخنان خود ، میانگین سن بازنشستگی در آموزش و پرورش را 48 تا 54 سال عنوان کرد .
فرهادی این سن را برای بازنشستگی زود هنگام دانست و این که آموزش و پرورش در این مرحله از تجارب غنی این گروه از معلمان محروم می شود .
مدیر صدای معلم به وعده اعطای یک ماه پاداش حقوق توسط ایشان به معلمانی که استمرار خدمت داده اند اشاره کرد .

فرهادی با صراحت بیان کرد که این مبلغ به آن دسته از معلمان پرداخت خواهد گردید .
پرسش های خبرنگار « رستا » در زمینه بودجه ی آموزش و پرورش بود .
فرهادی، سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی رستا از تغییرات مثبت در تبصرهها و جداول لایحه بودجه ۱۴۰۴ خبر داد و گفت:
بودجه پیشنهادی این وزارتخانه برای سال آینده با افزایش دو برابری به ۷۹۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. این افزایش برای تحقق اهداف سند تحول بنیادین و برنامه هفتم پیشرفت در نظر گرفته شده است.
« صدای معلم » از فرهادی خواست تا سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی کشور را در سال 1404 مشخص کند که البته ایشان به این پرسش پاسخی نداد .

علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در یکی از پرسش های خود چنین مطرح کرد :
انتشار نتایج بسیار ضعیف دانش آموزان در مطالعات ( آزمون ) تیمز واکنش های فراوانی داشته است .
ایران از جمله معدود کشورهایی در جهان است که کم ترین زمان آموزش را دارد .

خانم حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در این مورد چنین گفته است :
« یکی از موضوعات کلیدی در بحث کیفیت آموزش، زمان واقعی آموزش است. در ایران، اگرچه زمان اسمی آموزش ممکن است زیاد به نظر برسد، اما تعطیلیهای مکرر این زمان را کاهش داده است. این در حالی است که در بسیاری از کشورهایی که در آزمون تیمز نتایج خوبی کسب کردهاند، حتی در مناطق سردسیر، مدارس بهندرت تعطیل میشوند » .
مدیر صدای معلم از فرهادی پرسید که چرا به بهانه های مختلف مانند آلودگی هوا ، برودت هوا و... مدارس را تعطیل می کنند ؟ با این که می دانند این تعطیلی ها تاثیر چندانی در کاهش و یا تعدیل آلودگی هوا ندارد ؟
این وضعیت قرار است تا کی ادامه داشته باشد ؟

پورسلیمان تصریح کرد که چرا وزارت آموزش و پرورش در چنین مواردی کاملا منفعلانه عمل می کند و مسئولیت را کاملا به دست کسانی سپرده که سر رشته ای در آموزش و تربیت ندارند ؟
فرهادی ضمن تایید مواضع مدیر صدای معلم گفت : یک روز تعطیلی مدارس هزار میلیارد تومان هزینه دارد و آموزش مجازی جای آموزش حضوری را نمیگیرد و روی این موضوع باید برنامهریزی کنیم .
سخنگوی وزارت آموزش و پرورش عنوان کرد که در جلسات به صورت مکرر پیامدهای تعطیلی مدارس را به مسئولان تصمیم گیر در این زمینه گوشزد کرده اند .
مدیر صدای معلم گفت که آیا تاکنون جز نشست های پشت درهای بسته ؛ تذکری در فضای عمومی و یا رسانه ها بیان کرده اند ؟
آیا شما و وزیر آموزش و پرورش و سایر مسئولان در این وزارتخانه تاکنون نسبت به عدم اجرای « قانون هوای پاک » اشاره ای داشته اید ؟
پاسخ سخنگوی وزارت آموزش و پرورش به این پرسش « صدای معلم » منفی بود .
مشروح این پرسش و پاسخ به زودی در « صدای معلم » منتشر خواهد گردید .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

دکتر پزشکیان در طول مدت اندک ریاست جمهوری خود ، تاکید فراوانی بر اصلاح آموزش و پرورش و برقراری عدالت آموزشی داشته است . تامین عدالت آموزشی یکی از مهمترین مطالباتی است که در طول دولتهای مختلف و با تشکیل ادارهکل ، ستاد و قرارگاه پیگیری شده است .
در حال حاضر وجود تعداد بالای تعداد بازماندگان از تحصیل و تارکین تحصیل از نمونه های بارز وجود بیعدالتی آموزشی محسوب میشود. نتایج آزمون های تیمز و پرلز نیز که در روزهای اخیر منتشر شد ، نشانه ی دیگری از فقدان کیفیت و عدالت آموزشی است .
پی گیری عدالت آموزشی توسط دکتر پزشکیان را باید غنیمت دانست وضمن حمایت از آن به ابعاد مختلف و ضرورتهای عدالت آموزشی پرداخت.

ضرورت اول ؛ تعریف عدالت آموزشی:
چیستی عدالت آموزشی و تعریف آن گام مهمی است که بر اساس آن باید قوانین و برنامههای مربوط تهیه و تدوین شوند. مهم ترین قوانین مربوط به عدالت آموزشی در متون حقوقی ایران ؛ اصول سوم ، سی ام و چهل و سوم قانون اساسی است .
بند سه اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح را از جمله وظایف دولت میداند. .بر اساس اصل سی ام نیز دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد .
براساس بند 1 اصل چهل و سوم قانون اساسی تأمین نیازهای اساسی از جمله مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه یکی از ضوابط نظام اقتصادی کشور است.
موارد فوق نشانه آن است که تامین آموزش رایگان برای همه از جمله حقوقی است که قانون اساسی برای مردم به رسمیت می شناسد .
قانون اهداف و وظایف وزارت آموزش و پرورش که در سال 1366 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است ، زیر پوشش قرار دادن کلیه کودکان لازم التعلیم را از جمله وظایف وزارت آموزش و پرورش بر می شمرد .
واژه عدالت به تنهایی یا با ترکیباتی حدودا 14 بار در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش ذکر شده است . تامين و بسط عدالت در برخورداري از فرصتهاي تعليم و تربيت با کيفيت مناسب با توجه به تفاوتها و ويژگيهاي دختران و پسران و مناطق مختلف كشور یکی از اهداف سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است و هشت راهکار برای نیل به این هدف تعیین شده است .

از جمله راهکارهای نیل به هدف فوق ، عبارتند از:
- تعميم دورة پيش دبستاني به ويژه در مناطق محروم و نيازمند حتي الامكان با مشارکت بخش غيردولتي با تاکيد بر آموزشهاي قرآني و تربيت بدني و اجتماعي.
- برنامهريزي و تمهيد مقدمات براي پوشش کامل دوره آموزش عمومي و برخوردار از کيفيت مناسب در تمام مناطق كشور
- توانمند سازي دانش آموزان ساکن در مناطق محروم، روستاها، حاشيهي شهرها، عشاير کوچ نشين و هم چنين مناطق دو زبانه با نيازهاي ويژه، با تاكيد بر ايجاد فرصتهاي آموزشي متنوع و باكيفيت
- اولويت بخشي به تأمين و تخصيص منابع، تربيت نيروي انساني کارآمد، تدوين برنامه براي رشد، توانمندسازي و مهارتآموزي، ادامه تحصيل و حمايت مادي و معنوي دانش آموزان مناطق محروم و مرزي.
- طراحي و تدوين برنامة آموزشي متناسب با نيازها و نقشهاي دختران و پسران. در حال حاضر قوانین موجود جوابگوی نیازهای آموزش و پرورش عادلانه نیست. یکی از مهمترین موانع در این مسیر، عدم الزام قانونی برای ثبت نام در مدرسه است .
- استعدادهاي گوناگون دانشآموزان به منظور شكوفائي استعدادهاي خاص و افزايش كارآمدي و مفيد بودن آنها.
- ساماندهي و به كارگيري بهينه و اثربخش منابع انساني و توزيع عادلانة آن در سراسر كشور
- تنوع بخشي به محيط هاي يادگيري در فرايند تعليم و تربيت رسمي عمومي.
بر اساس آنچه ذکر شد و بر اساس متون قانونی و رسمی کشور ، مهم ترین ویژگیهای عدالت آموزشی در ایران به شرح ذیل است:
1- رایگان : آموزش رایگان براساس قانون اساسی از جمله حقوق اساسی ملت است .
2- با کیفیت: راهکارهای سند تحول در جهت دست یابی به کیفیت آموزشی توصیه شدهاند.
3- فراگیری: تاکید بر وظیفه دولت برای تامین آموزش رایگان و همگانی نشانه آنست که فراگیری یکی از ویژگیهای عدالت آموزشی محسوب میشود.
4- فرصت برابر: یکی از مهمترین مولفههای عدالتآموزشی است که در راهکارهای سند با تاکید بر مناطق محروم ، دو زبانه، پوشش کامل دوره آموزش عمومی و ... درصدد فراهم ساختن آن برای همه افراد به ویژه اتباع لازمالتعلیم است.
یکی از مهمترین نقصانهای موجود در قوانین ؛ عدم تاکید بر آموزش اجباری کودکان و نوجوانان لازم التعلیم تا پایان دوره متوسطه اول است.
تا ابتدای دهه هشتاد، برنامههایی برای اجباری بودن آموزش در دست اجرا بود که به فراموشی سپرده شد .

ضرورت دوم ؛ تغییر در رویکردهای کلان :
عمده فعالیت ها و برنامههای فعلی نهاد تعلیم و تربیت صرف امور عادی و تکراری میشود و تشکیل قرارگاه و ستاد برای عدالت آموزشی نشانه فقدان رویکرد مشخص و کارآمد در مورد عدالت آموزشی است .
در ساختار موجود ؛ معاونت پرورشی بیشترین تعداد برنامه ها را دارد در حالی که ارزیابی کاملی از موفقیت برنامههای فوق انجام نمیشود . ساختار آموزشی فعلی کشور اثری جز افزایش تعداد ترک تحصیل و فرار از مدرسه ندارد . نتایج آزمون های تیمز و پرلز اندکی از وضعیت بحرانی آموزش در دروههای ابتدایی و متوسطه اول را نشان میدهد .
گام اول در تامین عدالت آموزشی ، تغییر رویکرد کلان وزارت آموزش و پرورش از آموزش های ایدئولوژیک به تامین عدالت آموزشی برای همه است . این به معنای تخفیف بخش پرورشی نیست بلکه ضرورتی است که جهت گیری اصلی نهاد متولی تعلیم و تربیت را نشان میدهد .
عدالت آموزشی باید از یک شعار به یک اولویت تغییر کند و کلیه برنامهها در جهت تامین عدالت آموزشی و تامین آموزش رایگان ، با کیفیت ، فراگیر و ایجاد فرصت های برابر یادگیری باشد .
تغییر رویکرد کلان آموزش و پرورش نیازمند توجه نهادهای تصمیم گیری و سیاست گذاری در جهت تغییر جایگاه آموزش و پرورش به اولویت اول کشور است . یکی از مهمترین عوامل این تغییر رویکرد، افزایش سهم آموزش و پرورش در بودجه و درآمد ناخالص داخلی خواهد بود .

آموزش و پرورش در طول سالهای گذشته با مشکلات مالی فراوانی دست و پنجه نرم میکند و با افزایش بحرانهای اقتصادی و سیاسی، بودجه آموزش و پرورش تحلیل بیشتری میرود.
در گزارش ملی آموزش برای همه 1393-1379 که از طرف کمیسیون ملی یونسکو منتشر شده است تاکید میشود که سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی در سال 1379 معادل 3.5 درصدGDP بوده ولی در سال 1390 به دو درصد رسیده است . این گزارش سهم آموزش و پرورش را در سال 1400 معادل 3.6 اعلام میکند.
معاون برنامه ریزی وزیر آموزش و پرورش اسفند 1402 اعلام نمود که سهم بودجه آموزش و پرورش از تولید ناخالص ملی در سال 1401 حدود 3/2 درصد است که نسبت به سال های گذشته وضعیت بهتری را نشان میدهد.

لازم به ذکر است این افزایش سهم حدود 5/ 0 درصدی، مربوط به احتساب مبلغ (380000) میلیارد ریال اعتبار جهت اجرای «قانون رتبه بندی معلمان» است.
گزارشهای مختلف نیز نشان میدهند که سهم بالایی از بودجه سالانه آموزش و پرورش نیز صرف حقوق معلمان و پرسنل می شود و به برنامههای کیفیت بخشی توجه اندکی میشود.
یکی از مهمترین ضرورتهای عدالت آموزشی افزایش بودجه آموزش و پرورش به ویژه در مورد کیفیت بخشی و توجه خاص به مناطق محروم و حاشیهای است .

ضرورت سوم ؛ تغییر محتوایی و ساختاری :
ساختار اداری عموم وزارتخانه های دولتی سه سطح دارد: سطح اول وزارتخانه ، سطح دوم ادارات کل و سطح سوم ادارات شهرستان ها .
وزارت آموزش و پرورش برخلاف سایر وزارتخانهها چهار سطحی است و سطح چهارمی به نام مدرسه دارد که نبض آموزش در آنجا می تپد . ابر و باد و مه. خورشید و فلک آموزش و پرورش باید در خدمت مدرسه باشند .
در طول سالهای گذشته طرحهایی به عنوان مدرسه محوری اجرا شده است که ناکام ماندهاند و نهاد مدرسه نحیفتر شده است . تغییرات محتوایی و ساختاری وزارت آموزش و پرورش باید در جهت کارآمدتر کردن مدرسه باشد. کارکرد وزارتخانه ، ادارات کل و ادارات در مورد مدرسه نامشخص و مبهم است ؛ در صورتی که محدوده فعالیت هر سطح در مرکز ، استان و شهرستان مشخص شود ، ساختار اداری چابکتر خواهد شد و امکان فعالیت بیشتری خواهد داشت.
از زمان تصویب قانون اساسی معارف که پس از انقلاب مشروطه به تصویب اولین دوره مجلس شورای ملی رسیده است ، قوانین متفاوتی برای ساماندادن به نهاد تعلیم و تربیت تصویب شدهاند.
در حال حاضر قوانین موجود جوابگوی نیازهای آموزش و پرورش عادلانه نیست. یکی از مهمترین موانع در این مسیر، عدم الزام قانونی برای ثبت نام در مدرسه است . در صورتی که دانشآموزی ترک تحصیل کند یا فردی از ثبت نام فرزندش در مدرسه استنکاف نماید ، مورد پیگرد قانونی قرار نخواهد گرفت. قوانین خاصی که عدالت آموزشی ر الزامی نماید در حال حاضر وجود ندارند و دولت به راحتی وظیفه تامین آموزش رایگان را کنار گذاشته است .
معضل نیروی انسانی نیز موجب شده است به کیفیت نیروی انسانی کم توجهی شود . جذب ، آموزش و توسعه منابع انسانی باید مورد تجدید نظر قرار گیرند و برای تامین عدالتآموزشی بازسازی شوند .
آموزش ضمن خدمت نیز با تبدیل به آزمونهای بی کیفیت قابلیت خود را از دست داده است.
معضلات معیشتی نیز همچنان معلمان را آزار می دهد .

ساختار آموزشی فعلی کشور اثری جز افزایش تعداد ترک تحصیل و فرار از مدرسه ندارد . نتایج آزمون های تیمز و پرلز اندکی از وضعیت بحرانی آموزش در دروههای ابتدایی و متوسطه اول را نشان میدهد .
نتایج آزمونهای نهایی نیز نمایانگر وضعیت وخیم آموزش در دوره متوسطه دوم است . تاکید ساختار آموزشی بر حفظیات، حاصلی جز فرار از مدرسه ندارد.
تغییر اساسی در دوران ابتدایی و آموزشهای آن و تمرکز بر خواندن و نوشتن ، علوم ، ریاضی و مهارتهای زندگی و برگزاری آزمونهای استاندارد از همه دانش آموزان به منظور فهم میزان پیشرفت تحصیلی از جمله نیازهای دوره ابتدایی است .
برنامههای درسی و سنجش تحصیلی نیز نیازمند تغیرات اساسی است تا هدف آموزش رایگان ، باکیفیت ، فراگیر و در جهت دستیابی به فرصت برابر یادگیری را تامین کند .

سخن پایانی ؛
عدالت آموزشی یک از مهمترین نیازهای جامعه امروز ایران است . آمارهای مختلف نشان میدهد که وضعیت آموزش در ایران بحرانی است . عدالت آموزشی فقط با مدرسه ساختن به وجود نمیآید. رویکرد به عدالت آموزشی در حد ساختن مدرسه و تامین امکانات، تخفیف دادن آن است. تعریف عدالت آموزشی مقدمه افزایش کیفیت آموزش و عدالت آموزشی محسوب میشود .
آموزش رایگان یک حق است که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آن را به رسمیت شناخته است . فعلیت بخشیدن به حق آموزش رایگان ، باکیفیت ، فراگیر و فرصت برابر برای همه مستلزم تحولاتی است . تحولاتی که مسیر نهاد تعلیم وتربیت کشور را به سمت تامین عدالت آموزشی تغییر دهد و زمینه برخورداری همه کودکان و نوجوانان لازمالتعلیم را از حق خود فراهم سازد.
این مسیر بدون تغییر رویکرد نهاد تعلیم و تربیت و تغییرات لازم محتوایی و ساختاری در وزارت آموزش و پرورش میسر نخواهد شد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
در یک جمله ی نامرتبط با این یادداشت و با علم حداقلی به محدودیت های آقای وزیر، امیدوارم ایشان شتاب بیشتری به فرآیند انتصابات و عزم بیشتری به بهره بردن از چهره های توانمند همسو با دولت اختصاص بدهد.
از طرفی معتقدم نقد و نسبت غیر دقیق، یا از سر کم اطلاعی است یا غرض.
ظرف چند روز اخیر دو موج هجمه علیه علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش شکل گرفت که به نظرم با تنویر افکار عمومی و طراحی و اقدام مناسب رسانه ای می شد طرح بهتری را در ذهن مردم خصوصا جامعه ی بزرگ فرهنگیان نقش بست.
موضوعات مورد نظر یکی آجر چینی آقای وزیر در جریان ساخت مدرسه ای در منطقه ی محروم سندل آباد بجنورد در استان خراسان شمالی بود و دیگری حضور به همراه دکتر پزشکیان در مدرسه ی البرز.
منتقدان، مورد اول را شوی نمایشی پوچ و بنایی به جای وزارت و... برخواندند و دومی را اتلاف وقت رییس جمهور و نشانه ی بهره ی نامناسب از زمان و ضعف برنامه ریزی تیم برنامه ریز نهاد ریاست جمهوری و وزارت آموزش و پرورش.
نباید منکر شد که در شرایط خاص اقتصادی و اجتماعی این روزها، حساسیت مردم نسبت به موارد مختلف بسیار بالاتر از سابق است و داشتن راهبردهای حساب شده و منطقی و برنامه های اجرایی قوی برای داشتن تصمیمات، اقدامات و گفتارهای مناسب از سوی مدیران ارشد جامعه، بسیار ضرورت دارد و هر کنش کمتر سنجیده ای می تواند منجر به بروز تبعات نامطلوب فراوانی شود؛ اما با نگاهی بی بغض و خوش بینانه و اطلاع دقیق از شرایط، می توان پی برد که هر دو اقدام مثبت، اثرگذار، مفید و در راستای سیاست ها و برنامه های کلان دولت بوده است.
رییس جمهور در تاریخ ۱۰ دی ۱۴۰۳ به دیدار رهبری رفته است. در این جلسه دکتر پزشکیان مهم ترین دغدغه های دولت را تلاش برای حل مشکلات معیشتی مردم، رسیدگی به وضعیت کنترل قیمت ها و فقرزدایی و ایجاد عدالت اجتماعی توصیف کرده.
رئیس جمهور پزشکیان در این دیدار از طرحی برای رفع کمبود کلاسها و مدارس مناطق محروم خبر داده که با مشارکت مردم و خیرین و بسیج همگانی اجرا میشود تا بیعدالتی در آموزش کاهش یابد و اظهار امیدواری کرده که این مساله تا یک سال آینده بهطور کامل حل شود.
پرواضح است که ساخت مدارس در مناطق محروم با مشارکت عموم در راستای ایجاد عدالت آموزشی از مهم ترین دغدغه های رئیس دولت چهاردهم است.
حال دوباره اقدامات مورد هجمه قرار گرفته ی وزیر آموزش و پرورش را مرور کنیم:

مورد اول بحث آجر چینی یا بنایی بود. آیا ما با اقدامات سمبلیک بیگانه ایم؟ آیا غافلیم کاشتن درخت در روز درختکاری یا سفر با مترو در روز هوای پاک و یا مثلا اهدای خون در روز اهدای خون توسط مقامات جهت افزایش آگاهی های عمومی، جلب حمایت و توجه افکار عمومی و جریان سازی رسانه ای نسبت به این اقدامات با ارزش است؟
آیا گفتمان های رسانه ای شکل گرفته هر چند منفی، برای مدتی مسائلی مانند کمبود مدرسه، ضرورت نوسازی مدارس و مدرسه سازی، حضور مقامات در مناطق محروم، اشتغال به مشاغل غیر اداری و..... و اهمیت آن را در اذهان دغدغه مندان خیرخواه تداعی نکرد؟
معتقدم اگر تصویری مطلوب از آقای کاظمی در اذهان دانش آموزان و فرهنگیان نقش بسته باشد قطعا این حرکت سمبلیک یا نمادین، در مسیر همراهی با این طرح ارزشمند و برنامه ی مهم دولت ایجاد انگیزه خواهد کرد.
مطلب دوم که تحت عنوان بازدید رئیس جمهور از ذبیرستان البرز مورد نقد برخی قرار گرفت ؛ در واقع بخشی از برنامه بازدید رئیس جمهور از قرارگاه بسط عدالت آموزشی دبیرستان البرز بوده که نفس ماجرا نماد دیگری از اهمیت ایجاد عدالت آموزشی در کشور برای رئیس دولت و بازدید از یکی از طرح های موفق و با سابقه در این مسیر بوده؛ ضمن اینکه دغدغه های مهمی هم از سوی دکتر پزشکیان در این بازدید طرح شده است که تاکید بر اصلاح ساختار آموزشی کشور و دست یابی به ساختار صحیح و کاربردی، افزایش کیفیت آموزشی در تمامی مدارس و برقراری عدالت آموزشی ، ارائه و آموزش دروس با به کارگیری فن آوریهای نوین ، هدایت جریان آموزشی از معلم محوری به سمت آموزش ساختارمند و کارگروهی از جمله ی آنهاست.
بخش جذابی از این دیدار هم ابراز نگاه منفی رئیس جمهور نسبت به برند سازی ها در مدارس، نظام آموزشی طبقاتی و ناترازی های آموزشی بود.
اینکه رئیس جمهور کشورمان نود دقیقه برای آموزش و پرورش و چنین دیدار و گفت و گوهایی وقت می گذارد در واقع هم نشان از نگاه باز و قابل ستایش و مثبت رئیس جمهور دارد و هم موفقیتی برای وزیر آموزش و پرورش است.
البته با یک آسیب شناسی ساده می توان دریافت ؛ چرا به اندازه ی کافی و متناسب به آن پرداخته نشد و به زعم بنده تبدیل به اجحاف در حق وزیری شد که از ظرفیت و ارتباطات و دغدغه های دکتر پزشکیان در مسیر تحقق برنامه های دولت و وزارت متبوعش بهره برد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

وزیری بود که نه در بندِ وزارت، بلکه اسیرِ نمایش بود. هر بامداد، نقشی نو میآفرید تا نامش ورد زبانها شود و تصویرش، دستاویزی برای لایکهای مجازی. روزی جامهی رفتگران میپوشید و خیابانها را جولانگاه خود میساخت، روزی دیگر، قامتِ آتشنشانان را بر نردبانهای بلند به نمایش میگذاشت و گاه نیز با ردای بنایی، خود را در کسوتِ سازندگان نشان میداد. او دریافت که برایِ آبادانیِ حقیقیِ کشور، باید از پایهها و زیرساختها آغاز کرد، نه از کارهایِ نمایشی و سطحی.
این بار، خبرِ عزیمتِ جناب وزیر به دیاری محروم، دهان به دهان میگشت؛ سفری برای همّت در ساخت مدرسهای نوساز. دوربینها و خبرنگاران، چون سپاهی بیقرار، در پیِ او روان بودند. وزیر، با لبخندی تصنعی که گویی ماسکی بر چهرهاش بود، بیل را در دست گرفت و چند بیل خاک را با ژستی نمایشی جا به جا کرد. سپس، آجری را با وسواسی تصنعی برداشت و بر آجرِ دیگر نهاد. صدای شاترِ دوربینها، چون رگبارِ گلوله، فضا را پر کرد و فیلم برداران، این صحنههای «ماندگار» را با ولعی سیری ناپذیر ثبت میکردند.
در میانِ این هیاهو، پیرمردی با چهرهای آفتابسوخته و چشمانی نافذ، چون عقابی تیزبین، وزیر را زیر نظر داشت. نه از این نمایشها به وجد آمده بود و نه قصدِ تشویق داشت. او، معلمِ بازنشستهای بود که سالها عمرِ خود را وقفِ تعلیم و تربیتِ فرزندانِ این خاک کرده بود؛ گنجینهای از تجربه و دانایی.

( سیدمحمد بطحایی ؛ وزیر پیشین آموزش و پرورش )
هنگامی که وزیر از نمایشِ خود فارغ شد و با تبختری خاص به سوی جمعیت آمد ؛ پیرمرد، بیآنکه هراسی به دل راه دهد، پیش رفت و با صدایی آرام اما رسا که در سکوتِ تصنعیِ حاضران پیچید، گفت: «جناب وزیر، دست مریزاد! اما این چند آجر، مرهمی بر زخمهای کهنهی ما نیست.
دردِ ما، نه کمبودِ آجر و سیمان، که فقدانِ معلمِ دلسوز، کتابهای مناسب و نظامِ آموزشیِ کارآمد است. مشکلِ ما، دانشآموزانی است که انگیزهشان را در لابهلای بیتوجهیها گم کردهاند و مدارسی که چون خانههای ارواح، فرسودهاند.»
وزیر که انتظارِ چنین برخوردی را نداشت، لحظهای دچارِ تزلزل شد. اما غرورِ کاذبش، او را از پذیرشِ حقیقت بازداشت و با لحنی متکبرانه پاسخ داد: «این اقدامات، گامی کوچک در مسیرِ آبادانیِ کشور است. ما باید از کارهای کوچک آغاز کنیم تا به اهدافِ بزرگ دست یابیم.»

( علیرضا زاکانی - شهردار تهران )
پیرمرد، با لبخندی تلخ که حاکی از دردی عمیق بود، گفت: «جناب وزیر، به جایِ این نمایشهایِ زودگذر، به فکرِ زیرساختها باشید. به یادِ معلمانی باشید که با دستمزدهای ناچیز، چرخِ زندگی را به سختی میچرخانند.
به خاطرِ دانشآموزانی باشید که در کلاسهایِ درسِ شلوغ و فرسوده، نه درس، که رنج میآموزند. این چند آجر، نه مشکلی را حل میکند، بلکه تنها برایِ شما، تبلیغی ارزان است.»
وزیر که دیگر تابِ شنیدنِ این سخنانِ گزنده را نداشت، با بیاعتنایی روی برگرداند و به سویِ خودرویِ لوکسِ خود رفت. اما سخنانِ پیرمرد، چون پتکی سنگین بر سرش فرود آمد و در اعماقِ وجودش رسوخ کرد. او میدانست که پیرمرد، حقیقت را بر زبان آورده است.

او میدانست که این نمایشها، نقابی فریبنده بر چهرهیِ ناکارآمدی است و هیچ دردی را دوا نمیکند.
از آن روز به بعد، در رفتارِ وزیر، تغییری محسوس پدید آمد. او کمتر به دنبالِ جلبِ توجه بود و بیشتر به فکرِ انجامِ وظایفِ واقعیاش.

او فهمید که مردم، تشنهیِ خدمتِ صادقانه هستند، نه نمایشهایِ ریاکارانه. او دریافت که برایِ آبادانیِ حقیقیِ کشور، باید از پایهها و زیرساختها آغاز کرد، نه از کارهایِ نمایشی و سطحی.
این داستانِ کوتاه، بر اهمیتِ تمرکز بر مسائلِ اصلی و زیربنایی در مقابلِ نمایشهایِ سطحی و تبلیغاتی تأکید دارد و همچنین، به نقشِ روشنگرانه و انتقادیِ مردم در برابرِ مسئولین اشاره میکند؛ نقشی که میتواند مسیرِ جامعه را به سویِ تعالی و پیشرفت هدایت کند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید