چندی پیش حین مرتب کردن کتابخانه کوچک پدرم (1) به یک جزوه قدیمی و دست نویس جالب از ایشان برخورد کردم که حس نوستالوژیکِ توام با کنجکاوی باعث تورق آن شد. بعد از خواندن یکی دو برگ و مشاهده مطالب قابلِ تامل جزوه مثل گنج یاب هایی که با پیدا کردن نخستین آثار یک دفینه قیمتی ، حفاری را با دقت و وسواس ادامه می دهند؛ مشتاقانه مشغول خواندن جزوه شدم و با مطالب ارزنده ای برخورد کردم که در زمان خود خیلی بدیع بوده است .
متن جزوه مربوط می شود به یادداشت برداری ایشان در کلاس های 120 ساعته کمک آموزشی که به منظور آموزش شیوه های نوین تدریس و به روز کردن معلمین ابتدایی در سال 1339 در مشهد تشکیل شده بود.
این جزوه اگر چه به لحاظ ماهیت و طبیعت جزوه نویسی در کلاس با خودنویس(2) و با عجله نوشته شده و ممکن است دارای اشتباهات نگارشی و یا جاافتادگی هایی باشد اما خوانا و قابل استفاده و حاوی یادداشت ها و نت برداری های قابل توجهی ست.
از محتوای جزوه چنین استنباط می شود که هدف عمده این دوره 120 ساعته این بوده که به معلمین و مربیان آموزشی (در مقطع ابتدایی) روش های نوین و علمی تدریس آموخته شود تا در کنار تدریس کتب درسی ، هم زمان مساعی خود را در جهت رشد و پرورش شخصیت اجتماعی و مسئولیت پذیری دانش آموزان به عنوان آینده سازان کشور را به کار گیرند و با تلفیق آموزش با شیوه های نوین روان شناسی به ویژه در حوزه کودک و نوجوان؛ سنگ زیر بنای شخصیت آنان را چنان محکم و استوار کنند که برای ورد به جامعه بالنده و رو به رشد در جهان امروز مشکلی نداشته باشند. تمام همّ و غم نظام آموزشی صرفا متمرکز بر دروس و حفظیاتی شده که فقط به درد نمره آوری و قبولی در المپیادهای نمایشی و کنکور ... شده و جنبه پرورشی دانش آموزان به عنوان آینده سازان کشور تحت تاثیر این نگاه به شدت مغفول مانده است.
فکر می کنم که تغییر نام وزارت « فرهنگ » به وزارت « آموزش و پرورش » در سال 1343 در راستای همین هدف مهم بوده.... البته شاید خیلی از نکات کمک آموزشی جزوه برای نظام آموزشی امروز و در سایه انفجار اطلاعات! ساده و پیش پا افتاده و آشنا به نظر برسد ولی صحبت از دهه 30 و 40 (شصت و چند سال قبل) است! دوره ای که معمولا بیشترین انگیزه یادگیری دانش آموزان صرفا ترس از تنبیه معلم و والدین بود و تنها خط ارتباطی بین معلم و دانش آموز قیافه جدی آقا معلم خط کش به دست در مقابل چهره هراسان دانش آموز و کف دست لطیفش تعریف می شد!
البته این شیوه نگاه آموزشی و تربیتی به دانش آموزان خود معلول رسوبات به جا مانده از فرهنگ راکد چند صد ساله مکتب خانه داری و ملا باجی ها با ابزار تربیتی فیزیکی ( چوب ترکه و فلک کردن نوآموزان) بود که سایه سنگین آن همچنان بر نظام آموزش نوین ایران سنگینی می کرد و حتی در شهرها و روستاهای دور دست در کنار مدارس جدید ؛ هنوز مکتب خانه ها با مخلفاتش وجود داشت و کم و بیش داوطلب هم داشت (اصرار والدین) (2) . گذشته از این ها وجود تعداد زیادی معلم ابتدایی با مدارک تحصیلی زیر دیپلم بدون گذراندن دوره های آموزشی و دانشسرا ، اهمیت و ضرورت این دوره های آموزشی در آن زمان را دو چندان می کرد.
لذا چند پاراگراف از این جزوه را عینا بازنویسی می کنم . شاید برای شما هم جالب باشد:
در مقدمه جزوه شرح مختصری با عنوان « هدف و وسیله» و اهداف نظام آموزشی کشور را در 6 بند به شرح زیر بیان می کند :
« هر ذی حیات در دنیای پهناور مشغول به شغلی معین و راه و روشی معلوم و مدون است. انسان نیز یکی از جانداران است که شب و روز در تلاش و فعالیت برای رسدن به مقصودی ست که آن را هدف می نامیم.
برای رسیدن به هر هدفی طرق متعددی موجود است.بهتر آنست که اولا راهی مستقیم به دست آورد و چنان چه را راستی وجود نداشت باید تامل نموده از راه پر پیچ و خم نیز هدف خود را بیابیم . بنابراین هدف ، پایه هرکار و هرمنظور و مقصودی است ؛ پس باید دانست که نخست باید هدف را تعیین کرد.

در آموزش و پرورش نیز هدف هایی موجود است که عبارتند از:
1- آمادگی برای زندگی آینده
2- پرورش قوا و استعدادها
3- پرورش نیروی تفکر
4- پرورش افراد متعادل
5- پرورش نیروی معنوی و مذهبی
6- پرورش حس مسئولیت
در مورد صفات ضروری معلم نیز چنین می گوید : « قبل از تعیین صفات ضروری معلم لازم است به دو نقطه اساسی که معلم در شغل خود با آنها پیوسته در تماس است اشاره کنیم. این دو عامل عبارت از دانش و کودک. به منظور آن که مطالب خود را در این باره مدون و منظم نماییم عنوان زیر را انتخاب می کنیم. بی تعارف باید اعتراف کنیم که این کج رفتاری ها دیگر محدود به قشر کم برخوردار و کم سواد جامعه نیست و مثل یک اپیدمی بدخیم اجتماعی به نحو حیرت انگیزی به طبقاتی از جامعه متاستاز داده است که هم برخوردار هستند و هم تحصیل کرده .
« شناخت های دوگانه و دل باختگی دوگانه » ؛ در درجه اول معلم باید به موضوعی که می آموزد احاطه کامل داشته باشد... دانش معلم مثلا در تاریخ نباید به همان اندازه باشد که می خواهد به دانش آموز بیاموزد. دانش او باید به میزان قابل توجهی از این مقدار تجاوز نماید....وی باید آنچه را می آموزد به نحوی با زندگی دانش آموز مرتبط کند » .
در جایی دیگر در خصوص احتیاجات روحی کودکان نوآموز می نویسد : « .... معلم باید دانش آموزان را بشناسد و به شخصیت آنان واقف باشد. او باید از ماهیت مشکلات و مسائلی که آنها در سنین مختلف با آن رو به رو می شوند آگاه باشد. او باید بداند که آنها از دیدن و شنیدن و انجام چه چیزی لذت می برند و از چه چیزی بیزارند و مهم تر از همه این که چه چیز آنها را فریفته خود می کند و رغبت آنها را برمی انگیزد...خلاصه معلم باید خواهان موضوعی باشد که تدریس می کند در غیر این صورت تدریس او کسل کننده و تصنعی می شود....».

جزوه همچنین حاوی نکات برجسته ای در خصوص ضرورت داشتن رابطه یک نواخت و مشابه (بدون تبعیض) معلم با جمع کودکان در عین داشتن رابطه ویژه با هر دانش آموز با در نظر گرفتن عوامل تاثیرگذار بر کنش ها و واکنش ها و روحیات او مثل خانواده و محیط و محله .... باشد » (درک موقعیت های متفاوت و نابرابری که دانش آموز جبرا در آن قرار دارد و به اوربطی ندارد).
در قسمتی دیگر با عنوان احتیاجات اساسی اطفال و کودکان موارد زیر را از قول مرکز تحقیقات دانشگاه...(اسم دانشگاه خارجی ولی خوانا نیست) به معلمان یاد آوری می کند.
« احتیاج به تعلق داشتن (به خانواده ، به فامیل ، به مدرسه، به مملکت). احتیاج به فعالیت . احتیاج به محبت و دوستی . احتیاج به آزادی از ترس و وحشت . احتیاج به آزادی فکر تقصیر و گناه(؟) . احتیاج به کسب معلومات....» و سپس به نقش معلم در برآوردن این احتیاجات پرداخته و مثلا در مورد اهمیت و تقویت احتیاج به تعلق می نویسد :

« اگر چنان چه دانش آموزی برای یک یا دو روز غیبت نمود ؛ وقتی به کلاس برمی گردد؛ معلم می تواند نکات زیر را مراعات کند:
1- حتما به او خوش آمد گفته و بگوید که جایش در کلاس خالی بود .
2- سعی کند به انواع مختلف به او بفهماند که غیبت او دارای اهمیت است و دیگران دلشان برای او تنگ شده .
3- اگر طفل مرتکب تقصیری شود از خود او تنقید نکند زیرا عملی که انجام شده مورد انتقاد است نه شخصیت طفل....سعی کنید که شاگرد را متوجه سازید که در کلاس قدر و منزلت دارد و بچه های دیگر او را دوست دارند... به شاگردانی که خیلی آرام و ساکت و مظلوم هستند زیادتر توجه کنید.....نسبت به دانش آموزانی که از حیث مذهب ، زبان ، هوش و استعداد با دیگران فرق دارند توجه خاص مبذول دارید.
همیشه باید سعی شود که اطفال گوشه گیر و منفرد در کلاس وجود نداشته باشند...»
از میان همه توصیه های علمی و روان شناسانه ای که در جزوه به آنها به درستی اشاره شده به نظر من توصیه ایجاد و یا تقویت و نهادینه کردن حس تعلق در ضمیر دانش آموزان یکی از مهم ترین سفارشات این جزوه است که متاسفانه این روزها به دلایل عدیده ای در ذهن و ضمیر دانش آموزان و دانشجویان کشور جایگاه چندانی ندارد.
صف طولانی متقاضیان مهاجرت گویای این واقعیت تلخ است!

( تصویری از یک تجمع ایرانیان در خارج از کشور )
عنصر عدم احساس تعلق به وطن در کنار عوامل دیگری که آنها هم ریشه در وجود نقائص اساسی در نظام آموزشی کشور دارد به پدیده روز افزون مهاجرت نخبگان و ذخایر هوش و استعداد ملی کشور منجر شده و هر دلسوز به حال کشور را به این فکر می اندازد که نکند این مهمات پرورشی در زمینه شکل دهی به شخصیت فکری و اجتماعی جوانان و نوجوانان در همان کلاس ها و دوره ها روی کاغذها و لای جزوه ها بایگانی شده و اصراری بر پیاده کردن عملی آنها در مدارس نبوده چون آنچه زیر پوست جامعه امروز دیده می شود درتضاد کامل با آن آموزش ها و اهداف مربوطه می باشد و به نظر می رسد در سال های اخیر حداقل اهداف شماره 1و 4 و6 (نقل از جزوه) از سوی نظام آموزشی کشور به خوبی مورد توجه قرار نگرفته و نمی گیرد و اولویت ها درنگاه کمّی به آموزش وپرورش است و نه کیفی! از این رو متاسفانه تمام همّ و غم نظام آموزشی صرفا متمرکز بر دروس و حفظیاتی شده که فقط به درد نمره آوری و قبولی در المپیادهای نمایشی و کنکور ... شده و جنبه پرورشی دانش آموزان به عنوان آینده سازان کشور تحت تاثیر این نگاه به شدت مغفول مانده است.

به زبان ساده محصول نظام آموزشی ما بیشتر درس خوانده های عجول و محصور در دنیای خود ساخته ای هستند که ارتباط چندانی با محیط پیرامونی (جامعه و خانواده) ندارند و گاه برای رسیدن به اهداف خودخواهانه فردی دست به هر کاری می زنند و متاسفانه آثار سوء این کم کاری و یا سردرگمی در برنامه ریزی های سلیقه ای و مقطعی و بعضا متضاد نظام آموزشی کشور در جای جای جامعه و در همه طبقات اجتماعی به اشکال مختلف خودنمایی می کند ؛ از نحوه رانندگی و مشاجرات روزانه جوانان بگیرید تا آمار بالای طلاق و اعتیاد و انبوه پرونده ای قضایی و جنایی و غیره.

بی تعارف باید اعتراف کنیم که این کج رفتاری ها دیگر محدود به قشر کم برخوردار و کم سواد جامعه نیست و مثل یک اپیدمی بدخیم اجتماعی به نحو حیرت انگیزی به طبقاتی از جامعه متاستاز داده است که هم برخوردار هستند و هم تحصیل کرده .
خبر تاسف بار تزریق آب مقطر به جای داروهای گران قیمت شیمی درمانی به بیماران نگون بخت و فروش این داروها در بازار آزاد(4) را می توان از این زاویه تحلیل کرد چرا که موارد این چنینی را دیگر با هزاران تن چسب نمیتوان به خطا و مسامحه پزشکی و سهل انگاری و آنچه این روزها ترک فعل نامیده شود چسباند.
(1)- تصاویر مربوط تاقچه قدیمی منزل پدری و کتابهای ایشان است و همچنین چند صفحه از جزوه دست نویس که در کلاس ها یادداشت برداری شده می باشد.
(2)- به خوبی به یاد می آورم که بعضی از همکلاسی هایم با اصرار والدین همزمان به مکتب خانه هم می رفتند
(3)- هنوز دوره تسلط خودکارها و روان نویس ها شروع نشده بود
(4)- سایت خبری عصر ایران کد خبر1023716مورخ 2 /10.403
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

استاندار تهران گفت: تعطیلیها موجب افزایش مسافرت و افزایش مصرف بنزین و افزایش ترافیک در برخی مناطق سطح شهر تهران شد . ( این جا )
امروز چهارشنبه 5 دی ؛ ایرنا خبرگزاری دولتی نوشت : ( این جا )
فروش مجوز طرح ترافیک یعنی چه ؟ مگر می شود هوا را فروخت ؟
« ایرنا - استاندار تهران گفت: با توجه به تصمیم کمیته اضطرار آلودگی هوا، مدارس استان در روز چهارشنبه پنجم دی ماه در همه مقاطع به صورت غیرحضوری است اما ادارات دولتی و غیردولتی تعطیل شد.
به گزارش خبرنگار ایرنا، محمدصادق معتمدیان سهشنبه درباره جلسه کارگروه اضطرار آلودگی هوای تهران اظهار کرد: به جز دستگاههای خدماترسان همه ادارات تعطیل است. البته مدارس فیروزکوه و دماوند تعطیل نیست.
معتمدیان افزود: این تعطیلی شامل بانکها، مراکز امدادی و درمانی و خدماترسان نمیشود، همچنین امتحانات نهایی پایههای (نهم هماهنگ استانی بزرگسالان ) و (دوازدهم روزانه و هماهنگ استانی) طبق برنامه برقرار است.
استاندار تهران افزود: برای مقاطع متوسطه اول و دوم نیز با توجه به برگزاری امتحانات در برخی از دبیرستانها، به جز مراکز امتحانی، کلاسها به صورت غیرحضوری برگزار خواهد شد.
وی با اشاره به اعمال محدودیتهای ترافیکی در تهران تاکید کرد: طرح زوج و فرد از مبدا منزل با همکاری شهرداری تهران و پلیس راهور در سطح شهر تهران اجرایی می شود. مجوز طرح ترافیک فردا چهارشنبه از سوی شهرداری تهران صادر نخواهد شد ».
چارت زیر وضعیت آلودگی هوا را نشان می دهد که با توجه به تعطیلی ها باز هم « وضعیت ناسالم » را گزارش می کند :

حال پرسش « صدای معلم » آن است که اگر معیار برای ارزیابی درست و منطقی نتایج یک تصمیم حرف های همان استانداری باشد که امروز برای تعطیلی مدارس و سایر جاها اطلاعیه صادر کرده است ؛ این تناقض بسیار بزرگ را چگونه باید پاسخ گفت ؟
وقتی استاندار به صراحت عنوان می کند که تعطیلی ها نقشی در کاهش آلودگی هوا ندارد چرا دوباره یک تصمیم غلط اتخاذ و اجرا می شود ؟
چرا این استاندار حتی یک کلمه در مورد « قانون هوای پاک » نمی گوید ؟

« رضا قاسم پور ؛ خبرنگار صدای معلم » در خبری با عنوان : « برخورد سلیقه ای و غیرمسئولانه استانداری البرز در تعطیلی مدارس ؟! می نویسد : ( این جا )
« معیار و ملاک شما در اعلام تعطیلات مدارس دقیقا چیست؟ چرا جلوی تردد اتومبیل های تک سرنشین ، موتور سیکلت ها و خودروهای دود زا گرفته نمی شود و همه چیز به تعارف و مثل معروف « از این ستون به آن ستون فرج است » می گذرد ؟
اگر معیار برودت یا آلودگی هواست بین دوشنبه و سهشنبه این هفته چه تفاوت محسوس و ماهوی حس کردهاید؟
دانشآموزان در ایام امتحانات دو ساعت در مدرسه حاضر شده و پس از دادن امتحان راهی منزل خواهند شد. ایجاد اختلال در کار آموزش و پرورش هنر نیست؛ اگر هنری دارید ، گره از مشکلات بیپایان دستگاه تعلیم و تربیت استان باز کنید.

( وضعیت هوای تهران - دوشنبه 3 دی 1403 - ارتفاعات کلکچال تهران )
آیا میدانید با تصمیمگیریهای آبکی و سلیقه ای امثال شما مملکت روزانه ۲۱ هزار میلیارد تومان متضرر میشود؟ واقعا مسئولان در این میان چه کاره هستند ؟
آیا استاندار البرز به عنوان « رئیس شورای آموزش و پرورش استان » هنوز نمی داند که سیستم پیش دانشگاهی بیش از یک دهه پیش منسوخ شده است ؟ »
حال پرسش « صدای معلم » آن است که چرا مطابق قانون کسانی در مورد وضعیت نظام آموزشی و آینده آن تصمیم گیری می کنند که هیچ گونه اطلاع و یا سر رشته ای از ماهیت و کارکرد تعلیم و تربیت ندارند و با تصمیم های خود وضعیت را بدتر و بدتر می کنند ؟

اگر وضعیت هوا واقعا خطرناک است و برای سلامتی شهروندان مضر ؛ چرا وزیر آموزش و پرورش اعلام می کند که به هیچ وجه امتحانات نهایی تعطیل نخواهد شد ؟ ( این جا )
این گونه برخوردهای دوگانه در برخورد با مقوله آزمون و امتحان بر کدام مستند آموزشی – تربیتی ، ذهن منسجم و حس مسئولیت پذیری استوار است ؟

چرا همین وزیر آموزش و پرورش و سایر مدیران منصوب وی یک کلمه در مورد اجرای قانون هوای پاک صحبت نمی کنند ؟
واقعا تفاوت دولت پزشکیان با دولت قبل در چیست ؟
سرهنگ محمد رازقی معاون عملیات پلیس راهور تهران بزرگ اعلام می کند : ( این جا )

« حدود ۷۰ درصد آلودگی شهر تهران مربوط به وسایل نقلیه مانند خودروهای شخصی، موتورسیکلتها، کامیونها وسایل نقلیه عمومی و ۳۰ درصد مابقی به کارخانجات و … باز میگردد » .
پرسش صریح و شفاف آن است که چرا حداقل مانع تردد آن 70 درصد منبع آلودگی هوا نمی شوند ؟ و از دم دستی ترین تصمیم یعنی تعطیلی استفاده می کنند که مطلوب بسیاری و از جمله کارمندان دولت و در آموزش و پرورش مورد رضایت دانش آموزان و اولیای آنان و معلمان است ؟
از چه می ترسند ؟

مگر نمی گویند که اولویت حفظ جان شهروندان است . اگر واقعا چنین است چرا باید سلامتی و حقوق مدنی و شهروندی آنان توسط افرادی دیگر به راحتی نقض شود ؟
چرا جلوی تردد اتومبیل های تک سرنشین ، موتور سیکلت ها و خودروهای دود زا گرفته نمی شود و همه چیز به تعارف و مثل معروف « از این ستون به آن ستون فرج است » می گذرد ؟
واقعا مسئولان در این میان چه کاره هستند ؟

فروش مجوز طرح ترافیک یعنی چه ؟
مگر می شود هوا را فروخت ؟ کجای دنیا این کارها را می کنند ؟
این تصمیم ها و اقدامات منفعت طلبانه توسط کدام مقامات و مسئولان گرفته می شود و چرا در برابر اقدامات خود پاسخ گو نیستند .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

چندی پیش یادداشتی از « محمد عبادی » با عنوان : « نقدی بر عملکرد رئیس فعلی مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش : مقبول نیست ! » در « صدای معلم » منتشر گردید . ( این جا )
انتشار این مطلب واکنش های متفاوتی را برانگیخت .
انتظار این بود که « حسین صادقی ؛ رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش » در جهت تنویر افکار عمومی و احترام به نظر مخاطبان به نقدهای مطرح شده در یادداشت پاسخ می داد .
سابق بر این و در دولت روحانی روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش به مطالب منتشره در رسانه ها « حساس » و « پی گیر » بود و بر اساس اصل « پاسخ گویی » برای آنان « جوابیه » هم ارسال می کرد .

با روی کار آمدن دولت سیزدهم و تغییر وضعیت ظاهری پرتال وزارت آموزش و پرورش این بخش حذف شد و متاسفانه آن رویه غلط در دولت مسعود پزشکیان هم چنان استمرار یافته است .
پرسش « صدای معلم » از حسین صادقی رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش آن است که تعامل با رسانه و تنویر افکار عمومی به چه طریق و با کدام ساز و کار باید عینیت پیدا کند ضمن آن که نشست های خبری هم در این وزارتخانه تقریبا تعطیل است و اکثریت قریب به اتفاق محتوای دعوت از خبرنگاران به موضوعات سطحی مانند آیین بزرگداشت ، رونمایی ، آیین تجلیل و... محدود شده است .
یکشنبه 25 شهریور 1403 ؛ حسین صادقی در مراسم معارفه خود چنین عنوان می کند : ( این جا )

« بر همین اساس تلاش خواهیم کرد با جاریسازی «نگاه حرفهای و تخصصی به روابطعمومی»، رویکردهای این حوزه را از «سلیقه ای بودن» به سمت «علمی و تخصصی بودن» تغییر جهت دهیم .
صادقی با اشاره و تأکید بر ضرورت «کاهش فاصله صف با ستاد» می گوید : این امر از دیگر رویکردهای روابط عمومی در دوران جدید است که با جدیت و قوت تمام دنبال خواهد شد.
وی با تأکید بر «تعامل خوب و ارتباط سازنده با اصحاب رسانه»، به ویژه «خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش» تصریح می کند که این رویکرد در «اطلاعیابی و اطلاعرسانی سریع»، «تحلیل محتوا و مخاطب پژوهی» و «همراهی با مدیران» به تصمیمگیریها و تصمیمسازیهای دستگاه، بسیار مؤثر بوده و میتواند در اقناع مخاطب یاریگر ما باشد » .
برنامه ی عملیاتی آقای صادقی برای تحقق این موارد فارغ از امور سطحی و شعاری چیست ؟

« صدای معلم » پس از انتصاب ایشان به سمت رئیس این مرکز نوشت : ( این جا )
« اخبار رسیده به « صدای معلم » نشان می دهد که انتصاب « حسین صادقی » به عنوان رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش با پذیرش و استقبال خوب معلمان کنش گر رو به رو شده است » .
پس از گذشت بیش از 3 ماه از فعالیت حسین صادقی در بخشی که باید مغز متفکر، شریان حیاتی، قلب تپنده و پیشانی نهاد مهم و حساسی مانند تعلیم و تربیت باشد ؛ « صدای معلم » به عنوان رسانه ای که تجربه سه دهه فعالیت رسانه ای را در کارنامه ی خود دارد و با استناد به گزارش هایی که منتشر کرده است ؛ عملکرد ایشان را موفق و موثر ارزیابی نمی کند .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
« معاون استاندار البرز، از تعطیلی کلیه مقاطع تحصیلی این استان به دلیل برودت شدید هوا و شرایط جوی خبر داد. وی اعلام کرد که این تصمیم برای حفظ سلامت دانشآموزان و جلوگیری از مشکلات احتمالی در تردد اتخاذ شده است.
با این حال، دانشآموزان پایه دوازدهم از این تعطیلی مستثنا هستند و با توجه به اهمیت دوره پیش دانشگاهی و آمادگی دانشآموزان پایه دوازدهم برای کنکور، کلاسهای این مقطع طبق برنامهریزی قبلی برگزار خواهد شد » .
جناب مهندس افضلی
جسارتا معیار و ملاک شما در اعلام تعطیلات مدارس دقیقا چیست؟
اگر معیار برودت یا آلودگی هواست بین دوشنبه و سهشنبه این هفته چه تفاوت محسوس و ماهوی حس کردهاید؟
دانشآموزان در ایام امتحانات دو ساعت در مدرسه حاضر شده و پس از دادن امتحان راهی منزل خواهند شد. ایجاد اختلال در کار آموزش و پرورش هنر نیست؛ اگر هنری دارید ، گره از مشکلات بیپایان دستگاه تعلیم و تربیت استان باز کنید.

آیا میدانید با تصمیمگیریهای آبکی و سلیقه ای امثال شما مملکت روزانه ۲۱ هزار میلیارد تومان متضرر میشود؟
آیا استاندار البرز به عنوان « رئیس شورای آموزش و پرورش استان » هنوز نمی داند که سیستم پیش دانشگاهی بیش از یک دهه پیش منسوخ شده است ؟

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

پرتال وزارت آموزش و پرورش در خبری در بخش « اسلاید » خود با عنوان : « معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در بین پراستنادترین اساتید دانشگاه تهران » نوشته است : ( این جا )
« به گزارش مركز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، مؤسسه استنادی و پایش علم و فن آوری جهان اسلام (ISC) به تازگی فهرستی از «پژوهشگران ایرانی پراستناد در حوزههای علوم انسانی، علوم اجتماعی، هنر و معماری» در بازه زمانی آغاز سال ۱۳۹۲ تا پایان سال ۱۴۰۱ منتشر کرده است. در این گزارش، در مجموع ۴۸۹ محقق به عنوان پژوهشگر پراستناد معرفی شدهاند و دانشگاه تهران با ۵۵ عضو هیأت علمی پراستناد، در صدر دانشگاههای ایران و بالاتر از دانشگاه تربیت مدرس با ۳۵ و دانشگاه علامه طباطبایی با ۳۴ عضو هیأت علمی پراستناد قرار گرفته است.
دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی با ۱۲ استاد، دانشکده مدیریت با ۹ استاد و دانشکده جغرافیا با ۸ استاد بیشترین سهم را در فهرست اساتید پراستناد دانشگاه تهران در حوزههای علوم انسانی، علوم اجتماعی، هنر و معماری را دارند.

شایان ذکراست در فهرست منتشرشده، نام رضوان حکیمزاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش و استاد تمام و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران نیز دیده میشود » .
نخستین پرسش آن است که آیا حضور رضوان حکیم زاده به عنوان استاد و عضو هیات علمی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران موجب ارتباط و یا اتصال میان نهاد « آموزش و پرورش » و « دانشگاه » شده است ؟ واقعا تاثیر آموزش های مجازی بر دانش آموزان ابتدایی در حالی که دچار فقر یادگیری بیش از 44 درصدی هستند ؛ چقدر موثر است ؟
شواهد و نیز گفته های برخی اساتید دانشگاه نشان می دهد که این ارتباط قطع است .
آیا معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش تاکنون به صورت شفاف مطرح کرده که تولیدات دانشکده های روان شناسی و علوم تربیتی در نظام تعلیم و تربیت به چه دردی می خورند ؟
« صدای معلم » گفت و شنودی را در آذر ماه 1393 با « مظفر الدین واعظی » استاد دانشگاه ؛ در ارتباط با نقش مغفول دانشکده های روان شناسی و علوم تربیتی در ایران انجام داد و وضعیت مطلوب را در مقایسه با جوامع توسعه یافته مورد تدقیق کارشناسی قرار داد . ( این جا )
عضو هیات علمی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی چنین می گوید :

« دانشگاه و آموزش و پرورش پس از ستاد انقلاب فرهنگی ، هر کدام راه خود را طی کردند و جدا شدند . در زمان ستاد انقلاب فرهنگی ، همواره دانشگاه و آموزش و پرورش از طریق این ستاد به هم پیوند می خوردند مخصوصا در زمان برنامه ریزی تربیت دبیر ، همواره حضور معاون آموزشی وزارت آموزش و پرورش در جلسات برنامه ریزی الزامی بود .
در مجموع ، برنامه طوری تنظیم می شد که مطابق با نیازهای آموزش و پرورش باشد و از طرف دیگر، معلم امکان ادامه تحصیل در رشته مورد نظر را داشته باشد . مثلا دانشکده علوم ، معلم فیزیک ، شیمی ، زمین شناسی تربیت می کرد ، همین طور مثلا دانشکده تربیت تربیت بدنی ، دبیر ورزش تربیت می کرد .
در همین دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی در زمان دکتر کاردان ، آزمایشگاه وجود داشت و دبیر تربیت می شد ، اما بعدا و تقریبا در سال 1380 و هم زمان با وزارت آقای مظفر ، کم کم آموزش و پرورش و دانشگاه از هم جدا شدند به ویژه دانشکده های علوم تربیتی که دیگر برای آموزش و پرورش کار نمی کنند .
این دانشکده ها و آموزش و پرورش ، هر دو از بودجه عمومی کشور تغذیه می کنند اما آموزش و پرورش متاسفانه پایش را در کفش دانشگاه کرده که موجب اتلاف بودجه می شود .
از نظر قانون هم این مشکل دارد ؛ چرا که از نظر قانون اساسی کار آموزش و پرورش ، تربیت دانش آموز از دوره ابتدایی تا پایان دوره متوسطه است و امر « تربیت دبیر »در حوزه ی آموزش عالی است .
اگر واقعا به وجود دانشکده های روان شناسی و علوم تربیتی نیازی نیست ، می توانند آن ها را تعطیل کنند !

از نظر عرف جهانی ، آموزش عالی عهده دار تربیت معلم از طریق دانشگاه ها و مثلا دانشکده های علوم تربیتی است .
اگر در حال حاضر ، اساتیدی هم در دانشگاه فرهنگیان وجود دارند باید به دانشکده های روان شناسی پیوند بخورند و کار کنند . ضمنا ، پژوهشگاه های آموزش و پرورش به نظر می رسد تاسیسات زائدی باشند که نقش آن ها را دانشکده های روان شناسی و علوم تربیتی از طریق پایان نامه های کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکتری می توانند به صورت کاربردی پوشش دهند .
دانشکده های علوم تربیتی رسالت خود را گم کرده اند . این دانشکده ها ، اقدام به تربیت نیروی انسانی می کنند که مورد پذیرش آموزش و پرورش نیست و عملا باری بر دوش دولت و جامعه می گذارند و عده ای ناراضی و بیکار تحویل جامعه می دهند . چرا خانم حکیم زاده از زمان انتصاب خود تاکنون حتی یک نشست خبری با رسانه های فعال و پی گیر برگزار نکرده است ؟
بسیاری از این نیروهای ناراضی ، جذب رشته های غیر مرتبط می شوند . حتی استادان دانشکده های روان شناسی و علوم تربیتی به جای تمرکز بر بر توسعه و ارتقاء کیفیت آموزش و پرورش به موسسات غیر مرتبط مانند بیمه ، خودروسازی و... روی آورده اند و استاد دانشکده علوم تربیتی ، تحقیقاتش مرتبط با آموزش و پرورش نیست و همه این ها به صورت یک کلاف سردرگمی آمده است که آینده آن نگران کننده است .
در صورتی که در کشورهای صنعتی ، دانشگاه بر آموزش و پرورش اشراف دارد و در رشته های مختلف و مورد نیاز آموزش و پرورش ، کارشناس تربیت می کند و آن را در اختیار آموزش و پرورش و جامعه قرار می دهد .
در این کشورها ، دانشکده های علوم تربیتی ، عهده دار نظارت بر کیفیت آموزشی فارغ التحصیلان هستند و تا 4 سال معلم فارغ التحصیل خود را از طریق استاد و دانشجوی رشته رهبری و سیاست گذاری آموزشی تحت پوشش قرار می دهند . بدین ترتیب که دانشجوی رشته رهبری و یا مدیریت آموزشی با ارشدیت استاد درس خود ، نیازهای آموزشی ، فنی و ارتباطی معلمان را مورد ارزیابی قرار می دهد و بر اساس این نیازسنجی هر ساله در تابستان دانشکده علوم تربیتی کلاس های آموزشی در قالب رشد کارکنان برگزار می کند که تنگناهای تخصصی آن ها را مرتفع می کند و به همین ترتیب ، ارزشیابی دیگری در سال آینده از آن معلم در مورد کاربست آموزش ها در فرآیند آموزش به عمل می آورد و به همین ترتیب تا 4 سال ، دانشگاه بر ارزیابی معلم فعلی خود که دانشجوی قبلی خود باشد نظارت دارد و فرآیند کیفیت بخشی آموزش از این طریق به روز می شود .

« صدای معلم » از ایشان می پرسد :
در واقع ، ما در کشورمان به نوعی با موازی کاری روبه رو هستیم که نتیجه ای جز اتلاف منابع انسانی و مالی و... ندارد ؟
آقای واعظی چنین پاسخ می دهد :
همان گونه که پیش نیز گفته شد ، این موازی کاری ها و دخالت آموزش و پرورش در فرآیند آموزش عالی و تربیت معلم ، فقط باعث اتلاف بودجه عمومی کشور می شود و ما در کشور مان محدودیت منابع مالی داریم در حالی که کشورهای صنعتی هم از نظر اقتصادی و هم از نظر فنی از ما جلوترند و اتلاف بودجه آن ها واقعا در سطح بسیار پایینی است » .
پرسش « صدای معلم » از خانم حکیم زاده آن است که آیا ایشان هم مانند همکار دانشکده ای شان شجاعت و شهامت بیان چنین مسائلی را دارند ؟
اخیرا نتایج شرکت دانش آموزان ایرانی در آزمون تیمز 2023 منتشر شده است .

این رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه ی عمومی آموزش ایران در گزارش خود با عنوان : « گزارش « صدای معلم » در آذر 1398 : « از زمانی که زمان آموزش مان را کم کردیم عملکرد آموزشمان هم در مطالعات تیمز و پرلز به شدت کاهش پیدا کرده است ؛ ما در کل دنیا یکی مانده به آخر هستیم » - کارنامه ی تاسف بار دانش آموزان ایرانی در آزمون بینالمللی تیمز 2023 ... چه کسی در مورد پایین بودن " زمان آموزش " پاسخ گوست ؟ به آن پرداخت . ( این جا )
حتی در پرتال آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش اشاره ای به این مساله نشده و واکنش خانم دکتر تاکنون سکوت بوده است .
چرا ؟

بر خلاف دوران کرونا که حکیم زاده موضع مستقل و شفافی در مورد تعطیلی مدارس داشت اما در تعطیلی مدارس به دلایلی مانند آلودگی هوا ؛ پراستنادترین استاد دانشگاه تهران هیچ حرفی در این مورد نمی زند ؟
این که به فرض ؛ چرا قانون هوای پاک اجرا نمی شود ؟

واقعا تاثیر آموزش های مجازی بر دانش آموزان ابتدایی در حالی که دچار فقر یادگیری بیش از 44 درصدی هستند ؛ چقدر موثر است ؟
چرا خانم حکیم زاده از زمان انتصاب خود تاکنون حتی یک نشست خبری با رسانه های فعال و پی گیر برگزار نکرده است ؟
آن چه « صداقت » یک فرد را عیار و عیان می کند ؛ عملکرد او در مواجهه با « حوزه عمومی » است .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید