دانشآشتياني چهره شناخته شدهاي در ميان جامعه فرهنگيان نبود اما به سبب حمايت محمدعلي نجفی و تشکلهاي صنفي- سياسي فرهنگيان توانست با راي اعتماد مجلس دهم به صندلي وزارت تکيه بزند/ متاسفانه خيلي زودتر از آنچه انتظار ميرفت مشخص شد که پروژه آوردن دانشآشتياني به جاي فاني، يک پروژه سياسي با هدف جلب حمايت معلمان در انتخابات 96 بوده است/ دانشآشتياني عليرغم تمام وعدههايي داده بود، عملاً در محقق کردن وعدههايش ناکام ماند/ در جريان انتخابات رياستجمهوري، عدهاي از فعالان صنفي- سياسي و مديران ارشد آموزش و پرورش «شوراي سياستگذاري فرهنگيان ستاد روحاني» را تشکيل دادند/ بعد از انتخابات، شوراي سياستگذاري فرهنگيان ستاد روحاني به رياست محمدعلي نجفي پشت درهاي بسته نشستهايي براي معرفي کانديدا يا کانديداهاي پست وزارت آموزش و پرورش به رئيسجمهور تشکيل داد/ متاسفانه نشستهاي شوراي سياستگذاري در سکوت خبري برگزار ميشود و تا اين لحظه درباره محتواي نشستهاي شوراي سياستگذاري اعلام نظري از طرف مسئولان و دست اندرکاران شوراي سياستگذاري صورت نگرفته است/ محمدعلي نجفي رئيس شوراي سياستگذاري فرهنگيان، هدف «کمپين» را مشخص کردن اصليترين خواستهها و انتظارات فرهنگيان کشور از دولت دوازدهم اعلام کرده است/ وقتي از خواستهها و انتظارات فرهنگيان گفته ميشود فقط مشکلات اقتصادي و رفاهي نيست، منظور تمام الزامات حرفهاي شغل معلمي است/ برنامهريزي و مديريت مناسب نيروي انساني دغدغهي بسياري از معلمان است/ مطمئناً انتصاب مديران بازنشسته و ناکارآمد در سطوح ستادي مشکلات متعددي را براي اين حوزه ايجاد کرده است/ خواستهي معلمان کشور فقط به معوقات محدود نميشود که آن را اعلام عمومي ميکنيد/ دولت يازدهم در اجراي برنامههاي تحول در آموزش و پرورش نمره خوبي نگرفت و با انتخابهاي نادرست، وزارتخانه آموزش و پرورش را از مسير استراتژي «کيفيت بخشياش» دور کرد/ بر کسي پوشيده نيست که فرافکني و شتابزدگي يکي از بزرگترين آسيبهاي مديريتي در هر سازمان است
تودیع و معارفه مدیریت آموزش و پرورش شهرستان پلدختر به رغم اعلام و هماهنگی قبلی به دلیل مخالفت فرماندار شهرستان لغو گردید/ نگارنده ضمن تشکر از حساسیت جنابعالی و فرمانداران محترم تان در شهرستان ها نسبت به مسائل آموزش و پرورش و نظارت موشکافانه بر مسائل و رویداهای این نهاد پر مخاطب و تاثیر گذار ، مایل است از زاویه ای دیگر و مطالبه گرانه و یاد آوری وظایفی قانونی و البته بر زمین مانده به قضیه نگاه کند/ در ادامه با هدف تنویر افکار عمومی به نقش شوراهای آموزش و پرورش استان و وظایف صریح قانونی اعضا و به خصوص روسای شوراهای آموزش و پرورش را یادآوری می نمایم/ آیا جلسات شورای آموزش و پرورش مصوباتی داشته است ،اگر پاسخ آری است آیا مصوبات اجرا می شوند/ آیا اساسا به این اندیشیده اید که مصوبات شورای آموزش و پرورش استان و شهرستان ها قابلیت اجرایی دارند یا خیر ؛ اگر آری ، نتایج ملموس آن کجاست؟ و اگر خیر ،چه تمهیداتی برای متناسب سازی مصوبات با شرایط و امکانات روز کشور و آموزش و پرورش اندیشیده شده است/ رئیس شورای آموزش وپرورش و پرورش شهرستان بر اساس تکالیف قانونی وظایف مهمی را برعهده دارند که یقینا مهمتر از از دخالت در عزل و نصب ها می باشد/ حال که مردم برای بار دوم به دکتر روحانی با شعار و وعده قانون گرائی و قانون مداری اعتماد نموده اند ،رسالت مسئولان دو چندان شده است/ سهم خواهی مسئولان از همدیگر موجب بی اعتمادی مردم نسبت به دولت برآمده از تبلور اراده عمومی مردم خواهد شد/ از استاندار محترم به عنوان ریاست شورای آموزش و پرورش استان انتظار می رود اجازه ندهند که از دایره خارج از مجموعه آموزش و پرورش برای آموزش و پرورش تصمیم گیری شود چرا که این وهن جایگاه آموزش و پرورش و بی احترامی و تحقیر معلمان است....
در طول حدود 18 سالی که در آموزش و پرورش بوده ام به تجربه دریافته ام که هرگز افزایش دریافتی در آموزش و پرورش غیر از افزایش های سالانه اتفاق نمی افتد مگر در دو صورت :
صورت اول اینکه به دلایلی مانند افزایش بی رویه تورم و ... افزایش برای همه کارمندان به صورت بشکه ای اتفاق افتاده باشد و برای فرهنگیان به صورت قطره ای از سر ناچاری!
دوم اینکه یک نقطه عطف سیاسی همانند انتخابات در پیش باشد و دولت اقدام به تبلیغات برای افزایش دریافتی کند که معمولا این مورد با چندین ماه تبلیغات قبلی انجام می شود و بخشنامه آن در شب انتخابات صادر می شود ولی صدور حکم به بعد از آن موکول می شود که بعدا با هزاران جرح و تعدیل خیی کمتر از تبلیغات انجام گرفته به حکم ها افزوده می شود .
با این اوصاف ظاهرا دولت میوه خود را از این قضیه افزایش بیست درصدی چیده است و فعلا هیچ گونه نقطه عطفی که نیاز به جلب رضایت فرهنگیان باشد در پیش نیست ؛ چرا که خیلی از نمایندگان و نزدیکان به دولت که روزانه در وصف افزایش 20 درصدی و استخدام ها و ... مصاحبه و سخنرانی می کردند گویی این روزها اصلا فرهنگیان را نمی شناسند ؟
حال سوال این است :
در جایی که دولت از پرداخت حدود 1500 میلیارد تومان کل بدهی مانده فرهنگیان عاجز نشان می دهد و درخواست به حق آن را گروکشی می داند چطور می خواهد افزایش حقوقی را اعمال کند که هرسال به اندازه چندین برابر همین مبلغ برای دولت بار مالی خواهد داشت ؟
اینکه دولت حتما می تواند مبالغ خیلی بیشتر از این را تامین کند به عقیده بنده حرف درستی است و بارها اثبات شده است .
به عقیده اینجانب این تاخیر در پرداخت های اخیر هم به خاطر ایجاد فشار بر وزیر و کاهش محبوبیت ایشان برای تغییر در پست وزارت است و گویی وزیر فعلی چندان در بحبوحه انتخابات با دولت همراهی نداشته است و مغضوب دولت مردان گشته است وگرنه اکثریت فرهنگیان دریافته اند که هر وزیری سرکار بیاید تا نگاه دولت تغییر نکند اتفاق جدیدی نخواهد افتاد و آقای دانش آشتیانی در همین مدت کم نشان داده که اولویت اول وزارتخانه سروسامان دادن به مطالبات فرهنگیان و نیز کاهش بخشنامه های دست و پاگیر و کم ارزش و دخالت های بیجا در جزئیات برنامه های مناطق و مدارس است که به اعتقاد بنده در این مدت کم کارنامه خوبی داشته است ؛ اگرچه می شود به کارنامه ایشان هم نقدهایی وارد دانست ولی سوال این است که آیا کسانی که برای جانشینی ایشان مطرح هستند کدام شاهکار را در حوزه کاری خودشان داشته اند که برای تغییر در بزرگترین وزارتخانه کشور مناسب تشخیص داده شده اند ؟
ای کاش دولت دلایل عدم رضایت خودش را از وزیر فعلی بیان می داشت بعد به تغییر ایشان می پرداخت .
به عقیده بنده با تغییر وزیر هم اتفاق جدیدی نخواهد افتاد . ظاهرا با پایان یافتن انتخابات و اینکه فعلا نتیجه مطلوب حاصل گشته است و نیز تعطیلی مدارس فرصتی فراهم آورده است که فعلا وعده های نمایندگان نزدیک به دولت و مسئولین و نزدیکان دولت راستگویان همه به فراموشی سپرده شوند و پرداخت مابقی مطالبات و افزایش حقوق (آن هم نه در حد تبلیغاتی که قبل از انتخابات شده بود ) به شروع کار وزیر جدید موکول شود که جزو افتخارات ایشان باشد نه وزیر مغضوب دولت !
به هرحال مهم تر از اینکه افزایش حقوق 20 درصدی و پرداخت مابقی مطالبات چه زمانی اتفاق بیفتد این است که آموزش و پرورش در بالادست خیلی زیاد درگیر بازی های سیاسی شده است در حالی که بدنه آن اگر چه از بینش سیاسی کافی برخوردار هستند ولی خود را درگیر جناح بندی های رایج نکرده اند .
کاش نگاه حکومت ( نه دولت ) به آموزش و پروش تغییر کند و هرگز آموزش و پرورش نگاه به تغییر دولت و وزیر نداشته باشد و بداند که با هر دولتی آموزش و پرورش پایه پیشرفت کشور و در اولویت برنامه ریزی کشور است . نگاه به ده ها و صدها سال بعد باشد نه به شب انتخابات !!
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
آدمیزاد موجود عجیبی است. همان مردی که در خانه و در نقش پدر به روشن ماندن چراغها و کولر واکنش نشان میدهد، در مدرسه و در جایگاه مدیر مدرسه نسبت به روشن ماندن چراغها و کولرها حتی تا چند ساعت پس از تعطیلی مدرسه هم بیخیال است. در عوض حفظ و مراقبت از کاغذ A4 از مهمترین وظایف مدیران مدارس دولتی به شمار میرود.
این روزها در مدارس دولتی کاغذ A4 حکم طلا را دارد. بله. همان کاغذی که در دیگر ارگانهای دولتی و آن دسته از مؤسساتی که بودجهی ۶۰۰۰ میلیاردی بخش فرهنگ را میبلعند ( آخیش! این توی گلوم گیر کرده بود. نمیگفتم خفه میشدم. ) زیر دستوپای ارباب رجوع ریخته....
مدیران مدارس بستههای کاغذ A4 را در گاوصندوق نگهداری میکنند. آنها یک دستگاه شمارش کاغذ هم دارند که مبادا زبانملال معلّمی یک برگه کاغذ بیشتر از کوپنش اختلاس کند.
توضیح چرایی این رفتار متناقض در قبال مصرف برق و مصرف کاغذ هم سادهست.
بعید میدانم برق مدرسهای را به خاطر بدهی قطع کنند (البته اینکه بسیاری از مدارس دولتی کولر ندارند هم بیتأثیر نیست!)؛ امّا پول خریدن کاغذ باید از سرانهی مدرسه پرداخت شود.
از آنجا که سرانهی مدارس رقمیست خجالتآور و جوابگوی خرج و مخارج مدرسه نیست، مدیر باید برای خریدن یک برگه کاغذ بیشتر، کمی بیشتر در برابر اولیای دانشآموزان خم شود و خب آدم تا یکجایی بابت دولاشدن و دستدراز کردن پیش کسی خجالت نمیکشد و بازخواست! نمیشود.
شاید بگویید که تحصیل رایگان تا فلان مقطع تحصیلی در قانون اساسی آمده، اینو چی میگی؟ که خب خیلی چیزهای دیگر هم در آن کتاب معلومالحال آمده، که چی؟!
با این تفاسیر امروز و فرداست که مرا بابت برهمزدن نظم عمومی از طریق تشویق به مصرف بیرویهی کاغذ A4 در مدارس دولتی توبیخ کنند. آن هم از نوع درج در پرونده. برایم هشتگ بزنید. دوست دارم.
#فیری_کاغذA4 #فیری_معلم
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

مدارس خاص را حذف کنید:
مدارسی از قبل تیز هوشان ، استعداد های درخشان ، نمونه دولتی ، نمونه مردمی ، شاهد ،سمپاد،انتفاعی و غیر انتفاعی و... را ادغام و یا حذف نمایید . مدارس پولی را برچینید.
مدارس دولتی را تقویت کنید و شعار عدالت آموزشی را تحقق ببخشید ؛ چرا دانش آموزان با استعداد را از دانش آموز ضعیف جدا می کنید؟
چرا دانش آموزان فقیر را از ثروت مند جدا می کنید ، همه باید در یک سطح باشند .
چرا باید در بعضی از مدارس مثل استعدادهای درخشان و شاهد فقط در رشته های تجربی وریاضی ثبت نام صورت گیرد؟پس مسئله توازن بین رشته ای و هدایت تحصیلی که اکنون آموزش پرورش را با بحران روبه رو کرده است چه می شود ؟
اگر سیاست آموزش پرورش تشویق دانش آموزان به سمت رشته های مهارتی و فنی است چرا باید این دانش آموزان فقط در رشته تجربی که دغدغه آموزش وپرورش و با تراکم دانش آموزی مواجه است در این نوع مدارس ثبت نام شوند ؟
چرا سیاست آموزش و پرورش این همه بی برنامه ، سلیقه ای ، ضد و نقیض و سیاست زده است؟
اگر می بینیم آموزش وپرورش با کمبود معلم مواجه است به دلیل سیاست های غلط و رشد طولی بدنه آموزش و پرورش و وجود همین مدارس و همچنین سیاست های غیر کارشناسانه بوده است .
بدنه آموزش وپرورش را کوچک نمایید.
اگر نیروهای آموزش وپرورش را درست مدیریت کنید چیزی به اسم کمبود نیروی انسانی نخواهید داشت .
چرا هر روز وعده دروغین وپوچ به فرهنگیان می دهید؟
چرا در حق فرهنگیان نسبت به دگر کارمندان این همه تفاوت ، تبعیض و ظلم حاکم شده است و کسی صدای حق و عدالت را حس نمی کند. ؟
از شخص رهبر و رئیس جمهور و وزرا و دیگر کارمندان تمام دستگاه ها و فرد به فرد این جامعه الفبای دانش ، الفبای خواندن و نوشتن و فکر کردن و کلا" الفبای زندگی کردن راز معلم آموخته است و مدیون زحمات معلم است.
وعده و دروغ آشکار چرا؟ مثل افزایش 20 درصدی حقوق که عملا" دروغی بیش نبود و هزار ویک مشکل دیگر فرهنگیان که هم چنان لاینحل باقی مانده است؟
تا حالا شما مسئولین به جز وعده دروغ و فریب برای فرهنگیان چه کار کرده اید؟
چرا در رسانه ها به طور رسمی از فرهنگیان معذرت خواهی نمی کنید ؟
شما دولتی ها ،شما نمایندگان ملت ، شما مسئولین ،شما جناب وزیر و.....
چرا از همه فرهنگیان دلسوز کشور عذر خواهی نمی کنید ؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
باری تاسف!
دیروز که خبر تشکیل کمپین انتظارات فرهنگیان را از سوی صدای معلم را شنیدم بسیار خوشحال شدم که بله بالاخره جای هر چند محدود و کوچک و حقیر مثل یک کانال تلگرام برای بیان مشکلات فرهنگیان تاسیس شده و باید حداقل امیدی به اصلاح امور داشت. اما در کمال تعجب و ناباوری با طرح یک پرسش ساده از کانال اخراج شده و دسترسی من به آن قطع گردید.
سوالی تحت این عنوان:
پاسخ گوی مطالبات من فرهنگی در این کانال کیست؟
و از باقی همکاران خواستم اول بدانید شنونده شما کیست؟ اصلا شنونده ای وجود دارد؟
کافیست برای اخراج از این گروه این طرح پرسش را اجرا کنید ؛ در کمتر درنگی امکان دسترسی شما را به گروه قطع خواهند نمود !
بارها مطرح شده (گفتن و گفتن و گفتن بدون وجود شنونده همانند آب در هاون کوبیدن است).
مشکل ما از طرح مطالبات نیست چرا که همگی به خوبی مشرف بر مشکلات ما هستند به خصوص آقای نجفی.
از شواهد چنین بر می آید:
بازی است برای خریدن زمان ،تخلیه انرژی موجود از وضع نابه سامان فرهنگی و آموزشی کشور.
به قول استاد غزل :
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید