صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

تشکر از ریس جمهور

آذربایجان شرقی

منتشرشده در نامه های دریافتی

شاید کم تر کسی تصور می کرد فوت یک ریاضی دان که سال های مدیدی ایران را ترک کرده بود چنین بازتاب و خیزشی را به همراه داشته باشد/ نخستین وجه به " جنسیت " این دانشمند ایرانی باز می گردد/ این که زنان در عرصه های مدیریتی کلان به بازی گرفته نمی شوند و همیشه پست های درجه چندم به آنان واگذار می شود بغض فروخفته ای است که شاید برای زنان در سطح اجتماعی پایین اهمیت نداشته باشد اما برای زنان تحصیل کرده و نخبه قابل پذیرش نیست و آنان نسبت به این مساله معترض هستند و به بهانه چنین فرصت هایی آن را بروز می دهند/ دومین پیام به " مهاجرت نخبگان " و یا اصطلاحا " فرار مغزها " باز می گردد/ طبق این آمار سالانه بين 150 تا 180 هزار ايرانی تحصيل كرده برای خروج از كشور اقدام می كنند/ در سال 1389، 60 هزار نخبه ايرانی از ايران مهاجرت كرده‌اند كه اغلب از المپيادهای علمی و يا جزو نفرات برتر كنكور و يا دانشگاه ها است/ اکنون 25 درصد از ايرانيان تحصيل كرده، در كشورهای توسعه يافته زندگی می‌كنند که از مجموع مهاجران حدود 40 درصد را دختران و زنان تشكيل می‌دهند/ تخمين زده مي‌شود که سالانه 150  تا 180 هزار تحصيل‌کرده به دليل شرايط نامناسب اجتماعي، اقتصادي و سياسي کشور از ايران خارج مي‌شوند/ خروج سالانه ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار ايراني با تحصيلات عالي، معادل خروج 150 ميليارد دلار سرمايه سالانه است/ خروج این تعداد نخبه از کشور موجب شده است تا متوسط بهره هوشی ( آی کیو ) ایران عدد 84 شود . ( میزان نرمال و یا خوب 100 است )/ مهم ترین سرمایه کشور " منابع انسانی " هستند که ارزش افزوده فراوان تولید کرده و پایان ناپذیرند/ و اما سومین پیام از دید نگارنده پیام ایرانیان داخل به جهان بود/ آنان خواهان تعامل با جهان هستند و نمی خواهند همچون 8 سال دوران احمدی نژاد در انزوا باشند/ نکته مهم و راهبردی این است که جامعه و نخبگان آن باید به الزامات این پیام که همانا افزایش سرانه مطالعه و پژوهش است نیز پای بند باشند/ جامعه نسبت به عملکرد مسئولان و سیاست های آنان انتقاد دارد اما چون صدای آنان در مجاری رسمی و حکومتی شنیده نمی شود شبکه های اجتماعی آزادترین ، سریع ترین و قابل اعتماد ترین جا برای انتقال پیام آنان نسبت به وضعیت موجود است/ و اما نکته آخر که شاید خیلی در شبکه های اجتماعی مشاهده نکردم میزان تعهد و قدردانی جامعه ایران از نخبگان داخلی بود/ جامعه ما همواره نشان داده است که در اکثر موارد  قدر سرمایه های داخلی خود را آن گونه که شایسته و بایسته است نمی داند و نسبت به آنان ناسپاس و قدرناشناس است/ ما نخبگان داخلی کم نداریم ؛ انسان هایی که علی رغم فراهم بودن امکانات و زندگی خوب و مرفه و نام و نان اما پس از تحصیلات به کشور خودشان مراجعت کردند و با این شرایط ادامه دادند/ از این چهره ها می توان از " توران میرهادی " نام برد/ « میرزا حسن رشدیه » به عنوان " پدر تعلیم و تربیت نوین در ایران " نیز تنها یکی از این نمونه های بی شمار است. ../ رشدیه در مشهد هم آرام نگرفت. در آنجا نیز مدرسه‌ای تاسیس کرد اما آنجا نیز با هجوم کهنه پرستان مواجه شد. مدرسه را چپاول و دست اش را نیز شکستند/ حاسدان این بار هم مدرسه را به وسیلهٔ بمبی که از باروت و زرنیخ ساخته شده بود، تخریب کردند. ../ آیا جامعه ما هم ارزش و قدر آنان را چه در زمان حیات و پس از مرگ شان به جا می آورد/ آیا شده است که  حداقل معلمان ما در سر کلاس ها  فارغ از موضوعات مصوب درسی از زحمات و تلاش های افرادی چون رشدیه ، توران میرهادی ، باغچه بان ، محمد بهمن بیگی و... بگویند/ بنده به عنوان یک " معلم " برای خانم میرزاخانی احترام فراوانی قائل هستم و به ایرانی بودن ایشان  افتخار و مباهات می کنم اما در برابر انسان هایی چون توران میرهادی و نخبگان داخلی که نام شان بر سر زبان ها نیست ؛ از جایم بلند می شوم و ساعت ها برایشان کف می زنم ...

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار/ رئیس اورژانس اجتماعی کشور از تجاوز به یک دختر خردسال در دروازه‌غار خبر داد.

این را، فقط می‌توان بر جرایمی تعمیم داد که زیان وارده در آن جرایم، قابل جبران باشد/ وقتی رسانه‌ها‌، بلافاصله و نسنجیده یادداشت و مقاله و تحلیل می‌‌نویسند و قاتل را بیمار روانی و جنسی نشان می‌دهند، نادانسته‌ دارند حکم برائت برای او صادر می‌کنند/ وقتی داستان بیجه و قتل فجیع و سوزاندن جسد ستایش ۶ ساله رخ می‌دهد و غبار فراموشی می‌گیرد بدون آنکه علما و دانشمندان را به تعمق وا دارد و افکار عمومی در برابر چرایی تکرارپذیری این وقایع قانع شود، وقتی در خانواده‌ها، آموزش اصول اولیه جنسی تابو می‌شود، وقتی آموزش و پرورش هر نوع آموزشی را در ابتدائیات جنسی و دفاع از حریم تن، نسخه آموزشی غرب برای ولنگاری و لاابالی‌گری بداند، وقتی دستگاه قضا از میان به گفته خودشان میلیون ها پرونده بر زمین مانده، هفته‌ها از فرصت خود را صرف آن می‌کند تا بداند بالاخره فضای داخلی اتومبیل سواری شخصی، حریم شخصی است یا عمومی، وقتی کشف قاتل جنایتکار، آن هم در محلی ثابت و درست در چند قدمی ناپدیدشدن آتنا، ۲۳ روز تمام طول می‌کشد…/ مرد رنگرز که به گفته پلیس ۵ فقره سابقه کیفری با جرایم «کودک ربایی»، «تجاوز به عنف» و «اعمال منافی عفت» داشته، چگونه می‌توانسته با همه این جرایم به راحتی مشغول رنگرزی باشد/ روزگار عجیبی است .../ انگار وعاظ و خطبا و اخلاقیون به مسیری می‌روند و جامعه به مسیری دیگر/ همه فضاهای رسانه‌ای رسمی، پر است از موعظه برای سلامت نفس و اخلاق و پرهیزگاری و پاکیزگی و تقوی و طهارت روح و هر شبکه تلویزیونی را که باز می‌کنیم، کسی در حال درس اخلاق دادن است و در آن سو، در فضای عمومی و عینی جامعه، مدام آمار تعرض و تجاوز و آزار و سرقت و زورگیری و کلاهبرداری و قتل و جرح و جنایت فزون می‌شود/ کودکان ما، گناهکار نیستند که در میان جامعه بی‌توجه و مسئولان گرفتار در روزمرّگی و بی‌مبالاتی، به دنیا آمده‌اند

منتشرشده در یادداشت
اتومبيل‌ها خيلي بيشتر از گذشته در مسير خلاف در خيابان‌هاي يك طرفه تردد مي‌كنند يا در بزرگراه يا يك خيابان شلوغ دنده عقب مي‌روند. توقف در محل ممنوع يا پارك دوبله به يك رفتار عادي تبديل شده است/ چند سال پيش افرادي كه به اين تخلفات دست مي‌زدند چهره‌اي مضطرب داشتند و كمي تا قسمتي شرمساري يا عذرخواهي را مي‌شد در حركات‌شان يافت/ تعداد رانندگان خانم در ميان ماشين‌هاي متخلف بسيار زيادشده است/ همه ما به‌دنبال سهم خود از تخلف هستيم در واقع تخلف براي شهروندان به يك حق تبديل شده است/ در نتيجه باور عمومي به اين سمت متمايل مي‌شود كه شايد متخلفان با عقوبتي مواجه نشده‌اند/ فساد اداري هم ديگر امر پنهاني نيست و بخشي از زندگي روزمره ماست/ سؤال‌هاي كنكور فروخته مي‌شود، سؤال‌هاي امتحان نهايي دوره متوسطه لو مي‌رود، حتي سؤال‌هاي آزمون دكتري تخصصي پزشكي معامله مي‌شود/ چون يك شهروند عادي فرصت‌هاي ويژه‌اي براي احقاق اين حق ندارد جواب ناخودآگاه مطالبه گر خود را با انواع ديگري از تخلف مي‌دهد/ اگر بارها به اعتراضش جواب نداده‌اند، در مقابل با خونسردي و بي‌تفاوتي از كنار اعتراض ديگران به تخلفش مي‌گذرد و تلافي مي‌كند/ مسيري كه تا اينجا در سير افول اخلاقي- اجتماعي خود طي كرده‌ايم برگرداندنش بسيار سخت است/ در اقتصاد، فقر را تقسيم كرده‌ايم و در اخلاق تخلف را
 
جامعه شناسی تخلف در ایران
 
آیا شما هم به رواج روزافزون تخلفات رانندگی توجه کرده‌اید؟ برای موتورسواران حرکت در خلاف جهت، عبور از چراغ قرمز، عبور از پیاده‌رو و انواع تخلفات دیگر تقریبا عادی شده است.

اتومبيل‌ها خيلي بيشتر از گذشته در مسير خلاف در خيابان‌هاي يك طرفه تردد مي‌كنند يا در بزرگراه يا يك خيابان شلوغ دنده عقب مي‌روند. توقف در محل ممنوع يا پارك دوبله به يك رفتار عادي تبديل شده است.مدتي است كه اين موضوع فكر مرا به‌خود مشغول كرده است. طي اين مدت، هنگامي كه موتور يا ماشيني در خلاف جهت مجاز حركت مي‌كرد و از كنارم مي‌گذشت، نگاهي به چهره راننده مي‌انداختم. برايم جالب بود كه چهره‌اش را بسيار خونسرد و حق به جانب مي‌يافتم، درحالي‌كه چند سال پيش افرادي كه به اين تخلفات دست مي‌زدند چهره‌اي مضطرب داشتند و كمي تا قسمتي شرمساري يا عذرخواهي را مي‌شد در حركات‌شان يافت. يافته ديگرم از اين كنجكاوي اين بود كه تعداد رانندگان خانم در ميان ماشين‌هاي متخلف بسيار زيادشده است و اين در حالي است كه در گذشته كمتر به راننده متخلف خانم برخورد مي‌كردم.
در جست‌وجوي دلايل اين پديده به اين باور رسيدم كه همه ما به‌دنبال سهم خود از تخلف هستيم در واقع تخلف براي شهروندان به يك حق تبديل شده است.

داستان سهم ما از تخلف از اينجا شروع مي‌شود:

طي يك دهه گذشته مرتباٌ شنيده‌ايم كه يك فساد اقتصادي در يك بانك، يك سازمان و يك نهاد كشف مي‌شود. ارقام اين تخلفات اقتصادي مرتباٌ بزرگ و بزرگ‌تر شده‌اند و تعداد مسئولاني كه در اين تخلفات درگير بوده‌اند بيشتر و بيشتر.
در روزنامه‌ها و اخبار مرتباٌ از تخلفات اين مسئول و آن سازمان از مقررات و قوانين پرده برداشته مي‌شود. در بسياري از موارد نهايتاٌ نتيجه و نوع برخورد با اين تخلفات اعلام نمي‌شود. در نتيجه باور عمومي به اين سمت متمايل مي‌شود كه شايد متخلفان با عقوبتي مواجه نشده‌اند.

به ادارات و دستگاه‌ها مراجعه مي‌كنيم، كارمان انجام نمي‌شود. سپس كسي دم در اداره يا حتي از طريق تلفن تماس مي‌گيرد و هزينه انجام كار را اعلام مي‌كند. او اين كار را با خونسردي انجام مي‌دهد. فساد اداري هم ديگر امر پنهاني نيست و بخشي از زندگي روزمره ماست.

سؤال‌هاي كنكور فروخته مي‌شود، سؤال‌هاي امتحان نهايي دوره متوسطه لو مي‌رود، حتي سؤال‌هاي آزمون دكتري تخصصي پزشكي معامله مي‌شود. پايان‌نامه تحصيلي با پول خريداري مي‌شود. پژوهشگر مقاله‌اي منتشر مي‌كند و بعد معلوم مي‌شود كه مطالب داخلش از مجلات خارجي سرقت ادبي شده است.

جامعه شناسی تخلف در ایران

كار به جايي مي‌رسد كه يك شهروند عادي ناخودآگاه به اين باور مي‌رسد كه هركسي بايد سهمي از تخلف داشته باشد. تخلف مانند يارانه نقدي حق همه است. تخلف يارانه‌اي است كه هركس از قانون كشور و اخلاق جامعه برمي‌دارد و چون يك شهروند عادي فرصت‌هاي ويژه‌اي براي احقاق اين حق ندارد جواب ناخودآگاه مطالبه گر خود را با انواع ديگري از تخلف مي‌دهد. تخلف از قوانين و مقررات رانندگي جايگزين خوبي است چون هم ساده است،

هم آشكار و هم روزانه و تكرارپذير. راننده متخلف به همه نشان مي‌دهد كه سهمش را برداشته است. او اگر سال‌ها از حقش دور مانده است در عوض هر روز چند دقيقه زودتر به مقصدش مي‌رسد. اگر بارها به اعتراضش جواب نداده‌اند، در مقابل با خونسردي و بي‌تفاوتي از كنار اعتراض ديگران به تخلفش مي‌گذرد و تلافي مي‌كند.

مسيري كه تا اينجا در سير افول اخلاقي- اجتماعي خود طي كرده‌ايم برگرداندنش بسيار سخت است. بايد سهم خود را از تخلف وابگذاريم، سهم خود را از يارانه مطالبه نكنيم، سهم خود را از نفت براي آيندگان پس انداز كنيم تا تازه رشد بدهي‌هاي خود را به جامعه و به نسل‌هاي آينده متوقف كنيم. ما سخت به‌خود، به ايران و به آينده بدهكار شده‌ايم زيرا در اقتصاد، فقر را تقسيم كرده‌ايم و در اخلاق تخلف را.

همشهری آنلاین

منتشرشده در دیدگاه

گروه گزارش/ هم زمان با دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری دکتر مجمدعلی نجفی به عنوان مسئول ستاد فرهنگیان روحانی پیشنهاد راه اندازی " پویش مطالبات فرهنگیان " را مطرح کرد که با استقبال افکار عمومی رو به رو شد .

با گذشت نزدیک به دو ماه خبری از تشکیل این کمپین نشد .

« صدای معلم » در چند نوبت به عدم راه اندازی این پویش و نیز پاسخ گو نبودن دکتر نجفی در برابر پرسش ها انتقاد نمود . ( این جا ) و ( این جا )

امروز دکتر نجفی با نگارش یادداشتی به این انتقادات پاسخ داده است .

« صدای معلم » از پاسخ گویی و همراهی دکتر محمدعلی نجفی تشکر و قدردانی می کند و همه فرهنگیان و معلمان را به عضویت در این پویش و مشارکت موثر و هدف مند دعوت می کند .

متن این یادداشت که در اختیار صدای معلم قرار گرفته است به شرح زیر است

منتشرشده در گفت و شنود
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

ما گرسنه ایم

سیستان و بلوچستان

منتشرشده در نامه های دریافتی

سند 2030 که دیگران چه موافق و چه مخالف از آن حرف می زنند فقط درحکم برگ بازی و گروکشی از هم دیگر شده است و آنچه مغفول مانده است آموزش و پرورش است و از طرفی سند تحول بنیادین هم که رویکرد آرمان گرایانه محض دارد و با نیازها و واقعیات جامعه هدف بیگانه و ناکارآمد است/ برنامه ها ی آموزش و پرورش باید بر مبنای حفظ و کرامت منابع انسانی و توجه به علوم انسانی نقادانه و دگر اندیشانه باشد/ برنامه ها و سیاست ها در آموزش و پرورش چه در سطح کلان و خرد آن ، قائم به شخص بوده و راهبردها و رویکرد برنامه های آموزشی و تربیتی تبدیل به یک عادت و رویه ی تکراری و دور باطل شده است و البته با عناوین پرطمطراق و بی محتوای و بی خاصیت/ تباهی و اضمحلال جامعه نتیجه شکاف و مرزبندی میان انسان هاست/ آنچه به قالب و محتوی ( ظرف و مظروف ) یک سند خوب ارزش می بخشد انسان است ، انسانی که خوب ببیند و آگاه باشد

منتشرشده در یادداشت

آیا ما ایرانیان آن‌گونه که خیلی‌هایمان باور داریم، می‌توانیم مدعی شویم که متفاوت از اقوام و ملیت‌های دیگر هستیم/ بخشی از پاسخ در گرو اجازه طرح ناهنجاری‌ها است/ به دلایل متعددی، در ایران ترجیح داده می‌شود تا ناهنجاری‌ها بالأخص ناهنجاری‌هایی که جنبه اخلاقی پیدا می‌کنند در سطح جامعه مطرح نشوند/ تلاش در پنهان ساختن آمار و ارقام تجاوزهای جنسی، کودک‌آزاری، جرم‌های ناموسی و موارد این‌چنینی می‌تواند این باور نادرست را در میان ما ایرانیان به وجود بیاورد که ما تافته جدا بافته هستیم و فضیلت‌های اخلاقی ما خیلی بالاتر از دیگران است/ البته مسئولین و رسانه‌های حکومتی وقتی این قبیل جنایت‌ها در کشورهایی که «دشمن» تعریف می‌شوند اتفاق می‌افتند، مانور می‌دهند که این وضعیت اخلاق در جوامع مادی، بی‌دین یا سکولار غربی است؛ اما جالب است در مواردی که حوادثی نظیر آتنا در جامعه خودمان اتفاق می‌افتند با سکوت معنادار مسئولین مواجه می‌شود تا طوفان بگذرد/ چرا و چه می‌شود که امثال قاتلین آتنا در جامعه به وجود می‌آیند و چگونه می‌توان از طریق تعلیم و تربیت درست و نه شعارهای سیاسی و ایدئولوژیک زده از وقوع آن‌ها کاست و جامعه امن‌تری برای آتناها ایجاد نمود

منتشرشده در یادداشت
شنبه, 24 تیر 1396 09:56

مریم میرزاخانی درگذشت

گروه اخبار/

تسلیت صدای معلم به مناسبت درگذشت مریم میرزاخانی

« مریم میرزاخانی » که مدت ها در حال جدال با بیماری خود به سر می برد سرانجام همه را داغدار فقدان خود نمود .

هجرت نابه هنگام  دانشمندی این چنین سترگ و بی همتا، آن هم در عنفوان جوانی و در اوج شتاب علمی ، اندوهی بس گران است .

« صدای معلم »  درگذشت این نابغه و دانشمند ایرانی را به جامعه علمی ایران و جهان تسلیت می گوید .

پایان پیام/

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور