تحلیل اجتماعی مسائل جنسی در این کشور کار آسانی نبود/ چند بار با خودم گفتم که از خیر این بحث بگذرم و من هم مانند برخی از همکارانم در دانشگاهها به همان عناوین مصوّب اکتفا کنم/ با توجه به نظراتی که از کلاسهایم گرفتم متوجه شدم که جای این نوع موضوعات چقدر خالی است/ واقعیت آنکه پرسشهای آنان بیشتر مرا نگران میکرد/ از این بگویند که در مدارس راهنمایی و دبیرستان شان با چه صحنههایی مواجه شدهاند/ با خواندن و شنیدن حرفهای دانشجویان مدام از خودم سؤال میکردم که بهراستی نهادهای قبل از دانشگاه به آنها چه چیزی یاد دادهاند/ گویی هر نهاد مسئولیت خود را به نهاد بعدی موکول کرده و نخواسته است تا تبعات طرح این مباحث برای نوجوانان را بپذیرد/ کاش میتوانستم از درد و رنج برخی از آنها بنویسم که چگونه در کودکی مورد تجاوز و آزار جنسی قرارگرفتهاند و هماکنون پریشانحالاند، پریشانحال/ پس از واکنشهایی که در دوره انتخابات به سند 2030 رخ داد قشرهای مختلف از طریق کانال پیام دادند و درخواست کردند که نظرم را درباره این سند بگویم/ در اینجا دختران خردسالی همچون آتنا باید مراقب چهرههای بسیار آشنا باشند، چهرههایی که هر روز به آنها لبخند میزنند، مهرباناند، به آنها شکلات و عروسک میدهند! و نوازشهایشان را از سر شروع میکنند و .../ این زجرآورتر است/ بگذارید شبکههای مختلف صداوسیما که در این خصوص باید اطلاعرسانی کنند از رشد ناهنجاریهای اخلاقی و آسیبهای اجتماعی در جامعه امریکا بگویند و پسازآن مردم جامعه خودمان را نشان دهند که با دستور کارگردان به دوربین لبخند می زنند و با صدای بلند می گویند «ما خیلی خوبیم، خییییییلی»...
با مطالب کتاب درسی یک تست کنکور را نمی توان در یک دقیقه حل کرد ؛ چرا تست ها چنین طراحی می شوند/ این عجیب نیست/ چرا پس از چند دهه برگزاری کنکور هنوز راهکار مناسب تری انتخاب نشده است/ مدیران هیچ گاه از بین نمی روند بلکه از اتاقی به اتاق دیگر و از میزی به میز دیگر منتقل می شوند/ چگونه است که آموزش و پرورش با این همه بودجه و این همه پرسنل و این همه مدیران متفکر و نابغه و صلاحیت دار و مدیر مادرزاد نتوانسته اند در حد یک آموزشگاه خصوصی زبان خارجه عمل کند/ اگر می گویید طرح تحول بنیادین! از معلمان بپرسید، این طرح چیست

باسلام
در نظام آموزشی آن گونه که برای زبان انگلیسی و ریاضی و هندسه و... برای دانش آموزان تبلیغ و بزرگ نمایی صورت گرفته است برای درس قرآن آن چنان که در ذهن دانش آموزان تجسم یابد نبوده است و متاسفانه یادگیری قرآن جزء اولویت آخر برنامه زندگی دانش آموزان است و در مباحث کتاب های درسی عمیقا" دانش آموزان را درگیر یادگیری جامعیت قرآن نمی کند و دانش آموزان رابه تامل و تدبر در مسائل و معجزات موجود در قرآن آشنا نمی کند.
باید مطالب کتاب درسی قرآن ، دانش آموزان را عمیقا" به دل اقیانوس بیکران معجزه بزرگ قرآن فرو برد و معنا و مفاهیم قرآنی را از همان ابتدا در قلب دانش آموزان جایی داد که بتوانند آن را درونی سازند و ملکه ذهن آنان گردد و تاثیر یادگیری قرآن در اخلاق ، رفتار و فکر دانش آموزان در زندگی مشهود باشد.
قرآن کلام خداست و از غیب است و اگر درست واز عمق دل قرآن را بخوانیم و معنی درست آن را بفهمیم در روح وروان انسان تاثیر گذار است و باعث سعادتمندی در دنیا و آخرت فرد می شود .
پس همه فرصت راغنیمت شماریم و نتیجتا" برای یادگیری و آموزش بهتر و به روز قرآن چه جایی بهتر از مدرسه.
آب دریا را گر نتوان کشید به قدر تشنگی باید نوشید.
با سپاس
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
معلمانی که حکم باغبانانی را دارند خسته از وعده های توخالی گذشته و غرق در مشکلات امروز خود. باغبانانی که اغلب حتی ابزار لازم برای باغبانی را ندارند. انتظار معجزه داشتن از چنین باغ و چنین باغبانی دور از عرف معمول است/ چطور می شود این آمار 40 نفر دانش آموز به ازای هر یک معلم و یک کلاس را تغییر داد بدون آنکه که منجر به افزایش سقف هزینه ها نشود/ هنوز از نفوذ شدید نمایندگان مجلس و افراد وابسته به وابسته سالاری در مجموعه خود خبر ندارید ! در کل مجموعه آموزش و پرورش چیزی به نام سیر نزولی نداریم/ اجرای اکثرا جشنواره ها اجباری و الزامی است و رتبه مدارس و مدیران با اجرای همین جشنواره ها تعیین می شود، بودجه که برای اجرای آنها داده نمی شود ، از دانش آموزان هم که گرفتن هر گونه وجه تخلف محرز است. پس تکلیف چیست/ چرا فرهنگیان با بیشترین تعداد کارمند دولت بانک مستقل خود را ندارند؟ چرا فرهنگیان هیچ وام مسکنی در طی 30 سال دوران خدمت خود ندارند
خانوادهها تربیت فرزندانشان را به دستگاه عریض و طویلی میسپارند که در طیّ سالهای گذشته از تربیت یک مدیر شایسته که بتواند سکان هدایت وزارتخانه را در اختیار بگیرد، ناتوان بوده است/ وزیر فعلی آموزش و پرورش بیرمق و بیانگیزه به نظر میرسد/ وزارتخانهی او در روزهای منتهی به انتخابات به پاشنهی آشیل دولت روحانی تبدیل شد و مخالفان روحانی از دو منفذ انفعال وزیر در برابر هجمهها علیه سند ۲۰۳۰ و نیز موضوع واردات پوشاک توسّط دختر او ضرباتی سهمگین را به دولت وارد کردند/ آیا میدانید منتقدان شما در ادارات دستِبالا را دارند و معلّمان و دانشجو معلّمان با عنایت به همین وضعیت از اینکه در مدارس، ادارات و دانشگاهها رأی خود را اعلام کنند، میترسیدند/ تنها کسانی میتوانند این تغییر را مدیریت کنند که انگیزهی کافی برای کار کردن، توان مورد نیاز برای سینه سپرکردن در برابر دشواریها و شجاعت لازم برای رویارویی با مخالفتها را داشته باشند
«تیم پزشکی آثار آزار و اذیت جنسی را تایید کرد»/ شاید اولین جایی که برای آموزش به ذهن هر فردی برسد «مدرسه» باشد؛ بیشک آتنا در مدرسه نیاموخته که نباید خیلی راحت با مردان و پسران غریبه معاشرت کند؛ حرف آنها را گوش کند؛ برود خانهشان یا حتی برود مغازهشان آب بخورد/ در مدرسه حتی به کودکان ما نمیآموزند که «نباید اجازه دهند بزرگترها به جاهای خاصی از بدنشان دست بزنند»/ چندی پیش، اتفاقی در حوزه آموزش رخ داد که اخبار و واکنشهای مربوط به آن در صدر اخبار قرارگرفت؛ سندی به نام 2030؛ منتقدان سند که از قضا انتقادهای تند و تیز و غیرمنطقی خود را به زمان انتخابات ریاستجمهوری موکول کرده بودند، معتقد بودند که این سند نه آموزش مسائل جنسی به کودکان که آموزش همجنس گرایی به آنها است؛ کار به جایی کشید که شبانه نامههایی با مضمون آموزش همجنس گرایی توسط دولت روحانی به دست مردم در دورترین روستاهای کشور افتاد/ سرانجام با فشارهای تندروها این سند مسکوت ماند؛ سندی که به امضای کشور ما هم رسیده بود و مسئولان تاکید کردند که این سند باید در کشور خودمان نوشته شود/ شاید اگر همه آدمهای عصبانی( که به حق ناراحت و عصبانی هستند) به نقش مهم و تاثیرگذار «آموزش» پی برده بودند، آموزشهایی که در کشور ما وجود ندارد، اولین خواستههایشان بر روی همان بنرهایی که نصب کردهاند، تقاضای آموزش مسائل جنسی به کودکانشان در مدارس بود...

جامعه مدنی شامل گروه ها یا سازمان هایی است که بر اساس علایق ( منافع ) شهروندان عمل می کنند اما این کنش در بیرون از حاکمیت و بخش های سوده ده اتفاق می افتد/ سازمان ها و نهادهایی که جامعه مدنی را شکل می دهند شامل اتحادیه های کارگری ، سازمان های غیرانتفاعی ، کلیساها و سایر نهادهای خدماتی است که خدمت و وظیفه مهمی را به جامعه ارائه می دهند اما عموما انتظارات بسیار کمی را در مقابل از جامعه دارند/ هنوز " جامعه مدنی " در ایران مطابق تعریفی که در بالا آمد اساسا تشکیل نشده است/ " جامعه مدنی " در مقابل " جامعه توده ای " قرار می گیرد/ در جامعه مدنی ، " قانون " فصل الخطاب است و روابط میان مردم (شهروندان ) بر اساس قانون تعریف و تبیین می شود/ در جامعه " توده ای " حرف اول و آخر را " پوپولیسم " می زند/ هر کسی شعارهای تندتر و عوام پسندانه ای بدهد و احساسات عمومی را تحریک و تهییج کند مورد اقبال عمومی واقع می شود اما پس از این اقبال مردم و آشکار شدن نیات اصلی و فقدان کارایی شعار دهندگان و پوپولیست ها جامعه دچار سرخوردگی ، یاس ، انفعال و برخی اوقات خشونت و در نهایت فروپاشی می شود/ در جامعه مدنی روابط میان دولت ( حاکمیت ) و " ملت " بر اساس قانون تنظیم می شود و " پاسخ گویی و مسئولیت پذیری " رفتار غالب حاکمیت در برابر مردم است/ چرا و علی رغم گذشت حداقل 20 سال هنوز به الفبای جامعه مدنی هم نرسیده ایم/ آیا صفت " غیردولتی " بودن که مهم ترین و راهبردی ترین ویژگی ای در مورد این نهادها است رعایت شده است/ آیا نهادهای مدنی در برابر خدماتی که قرار است به شهروندان ارائه کنند انتظارات و توقعات بسیاری کمی از " قدرت مستقر " دارند/ آیا الگوهای کار جمعی ( اشتراکی ) و تقدم منافع جامعه بر منافع فردی در این نهادهای مدنی رعایت می شود/ یکی از موضوعات مهم و قابل تامل در تشکل های معلمان که ممکن است حتی ماموریت ، فلسفه و کارکرد یک تشکل را با چالش اساسی رو به رو کند مساله " تعارض در نقش ها " است/ در حوزه آموزش و پرورش نهادهای مدنی اکثرا برای سهیم شدن در قدرت و برخورداری از " رانت " شکل گرفته اند/ آیا فرضا فردی که یک پست ستادی ، اجرایی و یا اداری در حوزه آموزش و پرورش دارد می تواند بدون در نظر گرفتن ملاحظاتی که پست مربوطه برای او ایجاد می کند به ایفای نقش واقعی تشکل یعنی " نظارت و کنترل " بپردازد/ اصولا فلسفه تشکیل تشکل های مدنی در ایران برای سهیم شدن در فرآیند قدرت و نزدیک شدن به منابع قدرت است/ در آموزش و پرورش نیز تشکل ها از فلسفه وجودی خویش فاصله گرفته و اکثرا کارشان به لابی گری در قدرت و مهره چینی محدود و منحصر شده است/ پدیده تاسف آور آن است که افراد مسئول و صاحب قدرت به جای آن که در برابر نهادهای مدنی پاسخ گو باشند خود بعضا نقش " اپوزیسیون " سیستم را بازی کرده و حتی از دیگران و جامعه طلبکار هم می شوند/ مشکل اصلی در جامعه ما ، " وارونگی و باژگونگی " مفاهیم و تعارض در نقش هایی است که حتی جا به جا شده و فرآیند معکوس را طی کرده اند/ بدون تشکیل جامعه مدنی بر پایه مفاهیم درست و جهانی باید همیشه در بیم غلبه پوپولیسم و ظهور لایه تربیت نایافته پنهان جامعه باشیم...
آنجا که بهترین کار تفریح شد آدمی خاسر و نادم می شود زیرا که عمر توسط زمان در مکانی معلوم یا نامعلوم به سرقت می رود و فرقی نمی کند که در متن تابستان باشیم یا که پاییز و زمستان و بهار و چه خوب می شود اگر در همه ی فصل ها برای ما بهترین تفریح، کار شود نه بهترین کار،تفریح.