هرچه نظام آموزش و پرورش رسمی ضعیف تر باشد برنامه های پنهان آن بیشتر است/ برنامه های درسی پنهان تا زمانی که آشکار نشوند و شناخته نشوند جاودانه می مانند/ برنامه ی درسی پنهان مطالعه نشده، غیرصریح، نامعلوم، ناپیدا، غیرهدفمند و غیررسمی است/ دیوانسالاری اداری مدرسه غالباً همراه با مجموعه های فشردهی قوانین، مقررات، روشها و نظامهای مدیریت آن یک عنصر پراهمیت «برنامه ی درسی غیرمدون» محسوب می شود/ کارکنان مدارس ممکن است غالباً ناهشیارانه سعی در دگرگونی دانش آموزان براساس نوع زندگی و تفکر خود نمایند. در نتیجه کودکان گروههای خرده فرهنگی متفاوت در مواجهه با مشکلات سازگار می شوند/ اگر معلم در کلاس آزاد برخورد کند و فرصت کافی و مؤثر در اختیار فراگیر قرار دهد، تلاش، توانایی و حس اعتماد بهنفس را در او تقویت می کند. اگر امیال و خواسته ها و نظرات خود را محور قرار دهد و با روحیه ی سلطه گری با دیگران برخورد کند مانع بروز توانایی ها میشود و در دانش آموز گرایش سلطه گری به دیگران را پرورش می دهد
اگر قرار باشد زيرساخت توسعه انساني كشور توسط آموزش و پرورش به استحكام لازم برسد؛ نياز به همكاري نهادهايي مانند دانشگاهها است كه از محصول آموزش و پرورش در آينده بهرهبرداري خواهند كرد/ صاحب نظران شرط اصلي توسعه انساني پايدار را يادگيري مادامالعمر با هدف ايجاد اشتغال دانستهاند كه با تحريك نوآوري در نسل دانشآموختگان مدارس محقق ميگردد/ شرط لازم براي اثربخشي يادگيري مادامالعمر، اشتغال پايدار و كارآفريني و نوآوري و تحريك خلاقيت دانشآموختگان در نظام اقتصادي است/ به تعويق انداختن سرمايهگذاريهاي آموزشي در زمينه علم و فناوري به دوران دانشگاهي؛ موجب كوتاهتر شدن دوران بازده، و در نتيجه كاهش نسبي بازده سرمايهگذاري آموزشي خواهد شد/ براي تامين سرمايه انساني نياز به تربيت نيروي انساني كارآمد در زمينه علم و فناوري از سنين نوجواني وجود دارد. اين مهم نيز نياز به سيستم ارتباطي قوي آموزش و پرورش با دانشگاهها براي ايجاد مراكز رشد پاركهاي علم و فناوري دارد. ايجاد چنين سيستم ارتباطي قوي ميان سه ضلع آموزش و پرورش، دانشگاهها و پاركهاي علم و فناوري موجب بهرهبرداري همه جانبه خواهد گرديد....

1
آب شدن از خجالت (شرمگین و رفتن آبرو)
آتش آب و خجلت از مردم
آبرویم ببرد و همت کاست
2
آب خوش از گلو پایین رفتن (از مشقت محرومیتی رنج بردن)
آب خوش خواهی که پایین تر رود از حلق یار
سعی کن نیکی کنی از خود برانی عُجب خویش
3
آب شان به یک جوی نمی رود (با هم نمی سازند )
قطره ها در جوی جا گیرد روان در رود دوست
تو چرا با کفو خود یک جو شدی آبت به هرز
4
به پیری رسیدن (عمر طولانی کردن )
پیری ز ره رسید و جوانی ز سر گذشت
دور حیات بوده و ایام سرگذشت
5
به خدا سپردن (چیزی را به دیگری دادن تا آن را نگهداری کند )
به خدا سپردمت جان به کجا سفر توانی
ز درون شناخت باید که به ره تو در نمانی
6
بد تا کردن (بد رفتاری کردن )
از دست لجبازی تو اندیشه ام لجباز شد
ای اختر طالع چه شد با ما تو بد تا می کنی
7
بساط برچیدن (به هم ریختن دستگاهی )
دکان ما تخته کنی گیری بساطی معرکه
در پیش پای مشتری ما را تو رسوا می کنی
8
آب را گل آلود کردن (اختلاف انداختن )
کردن آب را به گل آلود
ماهی از دست تو به در بردن
9
آبرو از کف دادن (رسوا شدن )
از کف این آبرو نخواهم داد
بعد مرگم اگر برفت چه باک
10
آتش به جان افکندن ( ملول کردن دیگری )
مختاری ای جانان من بر جان من آتش زنی
اما به ایما گویمت آتش به دامانم مزن
11
آتش تر و خشک نمی شناسد (خطر برای همه یکسان است )
به اعمالت نظر افکن مسوزان نامه مردم
چو آتش از سما آید بسوزد خشک ها و تر
12
آرد بیختن و غربال آویختن (وظیفه را انجام دادن هوسی نداشتن )
با من ای یار کنایه سخنی می گویی
آرد را بیخته غربال برآویخته ای
13
آرزو به خاک بردن (برآورد نشدن آرزوها )
دیوار کسان بینم تا اوج سما رفته
ای کاش سمایی بود دیوار من مسکین
14
خُرد شدن (حقیر شدن )
ای روزگار خرد شوی طفل را ببین
در آرزوی مرگ من و مالک وطن
15
آفتاب لب بام (کسی که عمرش نزدیک به آخر رسیده )
آفتابی شده ای بر لب بام
همچو مهتاب بباید رفتن
16
آمدی که نسازی ( بنای ناسازگاری گذاشتن )
آمدی جانا نسازی با ولی
رو سفر کن روزگار آیینه کن
17
آن را که عیان است چه حاجت به بیان (امری واضح و روشن نیاز به استدلال ندارد )
به خدا نامه عیان است چه حاجت به بیان
شمس جاوید تویی ای گل دادار جهان
18
از این بادها نمی لرزم (از تهدید کسی نمی ترسم )
با هر نسیم و باد چو بیدی نیم نلرز
از کوه استوارترم بین که هست عشق
19
از پا در آمدن (درمانده و مستأصل شدن )
بد روزگار گفتن تو بدان نشان کفر است
تو ز پا در آمدی جان چه گناه روزگار است
20
آزگار (زمان ممتد )
در آرزوی لحظه دیدار جان ولی
چند روز آزگار گرفتار این جهان
21
زخم روزگار ( سختی ها و مشقت ها )
از شرارت های زخم روزگار
شرمگین جسم و روحم ای نگار
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/
نشست " اصل کفایت و چالش تامین و مدیریت منابع مالی در آموزش و پرورش " برگزار می شود .
زمان : 28 آذر ماه 1396 ساعت 10 تا 12
مکان : شورای دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی
نشانی: تهران ، سازمان مرکزی - بلوار دهکده المپیک تقاطع بزرگراه شهیدهمت

پایان پیام/
اگر قرار است در ایران «هفته پژوهش» وجود داشته باشد، چنین هفتهای شایسته نامیدن «هفته پژوهش» است، نه هفته آخر آذرماه که بیشتر پیشواز شب یلداست/ شاعر حکیمی که صدای مردم و اخلاق عمومی است، به شوق کسب عنوان «ملکالشعرا» به راحتی تبدیل به مدیحهسرای حاکمیت میشود/ درآمد راحتی که از مدیحهگویی ایجاد میشود، قاآنی باسوادی که «رساله هندسهی جدید» نوشته و فرانسه میداند، را تبدیل به مدیحهسرا میکند/ پژوهش از خواندن و یادگرفتن تجربیات دیگران آغاز میشود. ترجمه همان خواندن تجربیات دیگران است. پژوهش بدون اتکاء به دانستههای دیگران هماناندازهای بیمعناست، که دیوار ساختن بدون پی/ سیاستگذاری یعنی جهتدهی به فعالیت شهروندان. نمیشود تنها با قطع مقرری قاآنی، اصلاح نظام حکمرانی را تمام شده دانست؛ همانگونه که با کاهش بودجهی دانشگاهها، احتمالا فعالیت و عملکرد دانشگاهها بهبود نمییابد/ ملکالپژوهشگران یکسر شیرینیاند! و ما سخت نیازمند گذار از دوران مدیحهسرایی به دورهی پژوهش هستیم

به رحمان رحیمی که توحید نام
بخوان آیه ها را که از او کلام
سوره زمر
******
آیه 9
هر آن کس که شب را به طاعت خدا
رکوعی سجودی قیامی ثنا
رجا خوف دارد قیامت به روز
به رحمت الهی دلش شمع سوز
به مانند آن فرد کافر یکی
نباشد برابر که مؤمن زکی
به آنان بگو ای رسول خدا
برابر خردمند با آن هبا
که هرگز نباشند یک سان دلا
خردمند عالم به مطلب بها
آیه 10
رسول ام به آن بندگان باز گو
خدا ترس و پرهیزگاری نکو
به تقوا دلی پیشه سازید هان
شما را چه پاداش بس بی کران
صبوری کنی صابران را بگو
چه پاداش حسنی دهد او نکو
به جایی که ایمان و تقوا چه سخت
به جایی دگر تا که یابید بخت
مذمت کاهلان در سوره اعراف
*******************
آیه 184
که اینان نکردند فکر رهبران
رسولان کمال عقل و دانا بدان
که با فهم ایمان بیانی چو مهر
پیامی دهند در زمین از سپهر
که آگاه سازند زمین و زمان
دگر تا نگویند ما گمرهان
آیه 185
زمین آسمان را تو هستی ببین
که هستی بلندی و پستی ببین
نگر تا نظرها دهی در سکوت
به اویی رسیدی شدی لایموت
که قدرت تو را داد حکمت خدا
تو بینا و دانا شدی همچو ما
چنین مردمان را اجل مرگ قرب
چو مدهوش گردند نوشند شرب
آیه 186
خدا هر که گمراه کردش بدان
دگر رهنمایی نباشد میان
چنین مردمان طاغیانی شدند
چه شیطان صفت جانیانی شدند
تعظیم عالمان در سوره فاطر
*******************
آیه 27
ندیدی تو آیا خداوندگار
طبیعت چنین جلوه داده نگار
که هر جانبش در نظر با صفا
ترنم ز هر کوی و برزن رسا
فرود آورد قطره ای از سما
ببلعد زمین تا کند نقش ها
درختی کشد طرح رنگین قلم
چه نعمت فراوان ببینی عَلَم
به یک قطره آرد بسی رنگ ها
سفیدی و سرخی و آبی سیا
به کوهی نظر با دگر کوه ها
تقارن دهی در تشابه دلا
طبیعت همان ثروتی آشکار
طبیب طبایع چه گنجی نگار
به خودب نگری خود جهانی بشر
که چیزی بهین در تو باشد ثمر
تو خود گنج پنهان کنی آشکار
مبادا که گنج ات به سرقت نگار
که دنیا چه دارد ظواهر ببین
که خود بی نیازی ز دنیا همین
خدایت چه زیبا تو را آفرید
که هر چیز هستی تو را شد پدید
آیه 28
تو جنبنده بینی که هر یک به لون
نظر بر طبیعت که هست گونه گون
چه انسان و حیوان و جنبنده ای
جهان را نظر جلوه با دیده ای
به یک صورتی نیست ای جان من
به رُخ گونه انسان تفاوت سخن
خدا قدرتی داردش مقتدر
تو را دانشی داده لا مستتر
خدا ترس دانا به تقوا دلی
ز قرآن بگیرد هدایت همی
سوره مجادله
*********
آیه 11
شما را بگفتند ای اهل دین
ز فرمان توحید طاعت همین
نشینید در مجلسی محترم
چنان احترامی به همنوع قسم
مقام اهل ایمان و اندیشمند
رفیع جایگاهی ابد هوشمند
که دانا بدان خالقی مهربان
که هر چیز هستی خدا را عیان
12
شما اهل ایمان که دین آوران
سخن سِرّ دارید گویید هان
مخاطب رسول خدا باشدش
که قبل از سخن صدقه ها بایدش
عمل بهتر آید شما را قرار
عمل را به احکام دینی سپار
اگر فقر مانع شود صدقه ای
نیازی به دادن نباشد نبی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
در اواخر آذرماه و هفته پژوهش هر سال، تعریف و تمجید زیادی در این باره صورت می گیرد به ویژه از سوی مسئولانی که خود نه اهل پژوهشند و نه یکی دو مقاله در کارنامه علمی خویش دارند/ به راستی هدف از این مواجه تعارفی و تزئینی با فرایند پژوهش چیست/ کمترین درصد بودجه به بخش های پژوهشی اختصاص می یابد، شمار پژوهشگران نسبت به کل جمعیت چشمگیر نیست و بخش زیادی از پژوهش های موجود نیز به صورت تکلیفی، توصیه ای و فاقد قابلیت بهره وری و بیشتر به کار پرکردن قفسه های آرشیو کتابخانه ها می آیند/ در باب موانع رشد کیفی پژوهش ، معمولا از ضعف نظام آموزشی یاد می شود. در حالی که این نظام در این زمینه ضعف ندارد بلکه اساسا به آن کار ندارد/ در نظام آموزشی اندیشیدن کودکان و نوجوانان جای چندانی ندارد/ اصلا طراحی نظام حافظه محور و ایدئولوژیک آموزش و پرورش به گونه ای است که با تحقیق و پژوهش میانه خوبی ندارد؛ اگرچه به خاطر رعایت حفظ ظاهر، به آموزش پژوهش هم مبادرت می ورزد/ معلمان به عنوان رکن عمده نظام آموزشی، نه توان پژوهش را دارند و نه تمایل به آن را/ مدرسه نیز حضور دانش آموزان کنجکاو و ناآرام را برنمی تابد و ادامه فعالیت شان را مخل برنامه درسی و کلاسی می پندارد/ پرسش کردن بچه ها، آغاز تفکر و آگاهی است/ چون تحمل بچه های پرسشگر ،خلاق و ناآرام برای اغلب معلمان و مدارس کمی دشوار است، بیشتر این استعدادها در نطفه خفه می شوند و آنها هم مثل سایرین به از برکردن مطالب و نمره آودن و شادکردن دل اولیا و مربیان خویش اکتفا می کنند/ اکنون براندام نظام آموزشی، پوستینی وارونه پوشانده ایم و شیپور نظامش را از سمت گشاد آن زده می زنیم/ شاید اگر در عوض پژوهش سراهای دانش آموزی، به تاسیس و تجهیز چیزی به نام پرسش سرا های دانش آموزی همت می کردیم،بهره بیشتر می بردیم
« تدريس چيزي بيش از مجموعه اجزاي آن است»/ واردكردن دانش آموزان در برنامه تدريس ميتواند در سه مرحله: خوش آمد گفتن براي آنها ، نشاندن آنها در سر جاي خود و مناسب با برنامه از قبل سازماندهي شده و شروع مناسب درس، تحقق يابد/ محتواي درسي بايستي با توانايي دانش آموزان مطابقت داشته باشد و روشها و مواد آموزشي نيز بايد به دقت بررسي شوند تا ملاحظه شود كه تجارب يادگيري، مناسب بوده و تكاليف درسي براي دانش آموزاني با تواناييهاي متفاوت قابل حصول است/ در هر نوع ارتباط ، حالت چهره و لحن صداي گوينده به اندازه شنيدن آن صدا توسط شنونده حائز اهميت است/ چشمان معلم مانند پرتو موج راهنما به سرعت در كلاس حركت ميكند و ذهن معلم آنچه را در قسمتهاي مختلف كلاس ميگذرد، ادراك ميكند، بنابراين اصطلاح« پشت سر هم چشم داره»مخصوصاً د مورد معلماني صدق ميكند كه حتي كوچكترين رفتار نادرست را در هر قسمت از كلاس متوجه ميشوند و قبل از اينكه كسي را در جاي ديگر مخاطب قرار دهند خطاكاران را صدا مي كند و آنان را وادار ميسازد تا خطاي خود را متوقف سازند/ معلمان روابط شخصي پسنديده با دانشآموزان خويش را از طريق پروراندن اعتماد متقابل توسعه ميدهند
اضطراب ترکیبی از عوامل فردی، آموزشگاهی، خانوادگی و فرهنگی است/ اضطراب پیش از امتحان ،رابطه مستقیمی با ذهن آشفته دارد. ؛ عامل یا عوامل ایجاد اضطراب ،ذهن مغشوش از اطلاعاتی است که دانش آموز فرصت پردازش داده های ذهنی خود را نیافته است/ با بررسی زمان بندی ساعات دروس نظری اولین نکته ای که به ذهن می رسد فاصله آموزش تا ارزشیابی است ؛ چقدر به صورت جدی به این سنجه پرداخته ایم/ حجم بالای محفوظات در یک دوره ی کوتاه مدت ،تحمیل باری سنگین بر حافظه است که در کوتاه مدت یا فراموش می شود و یا به بخش داده های پراکنده ی حافظه اضافه می گردد/ تاکنون نتوانستیم اضطراب ناشی از فصل امتحانات را بکاهیم/ معلم حرفه ای قادر است پاسخ این سوالات را با توجه به فضای کلاس و روند یادگیری دانش آموزان ،تخمین بزند/ نتایج نشان می دهد مدارسی که برخورد تندی نسبت به سطح نمرات و افت تحصیلی دانش آموزان دارند ؛اضطراب امتحان در دانش آموزان این مدارس بیشتر است. سیاست های آموزشی که مبتنی بر نمره است؛ موجب تشدید اضطراب است به خصوص این رویه در مدارس خاص بیشتر است/ اتخاذسیاست هایی چون " شرط معدل برای ابقای دانش آموز در مدارس خاص" سنجه ی مناسبی برای کیفیت سنجی طراز علمی مدرسه نیست/ اضطراب ناشی از آن می تواند در دراز مدت نسلی را به جامعه تحویل دهد که از نظر روحی خسته و در مقابل مشکلات روزمره شکننده است