صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه تشکل ها/

در پی صدور حکم هیات های تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش مبنی بر بازخرید " محمد حبیبی " معلم شهریاری و فعال صنفی معلمان که در حال حاضر در زندان به سر می برد ؛ « سازمان معلمان ایران » اطلاعیه ای صادر کرد .

متن کامل این اطلاعیه که در سایت این تشکل قرار گرفته است به شرح زیر است .

جستاری در حوزه عمومی ایران و مقایسه ی تطبیقی با غرب

از دوره اول صفويه که حوزه عمومي در جهان شکل گرفت ، مردم ايران  پيشتاز بودند .

آيا نسل کنوني ، نبايد جهت جلوگيري از اتميزه شدن جامعه تلاش کند ؟

 نقش و مسئوليت شهروندان در مشارکت اجتماعي چيست ؟

در اين گفت و گو ( تحليل ريشه هاي حوزه عمومي ) عمدتأ از دوران باستان  تا 300 سال قبل و نيم قرن گذشته متمرکز مي شويم .

پيش درآمد و مقدمه :

مدیرکل دفتر آموزش، ترویج تحقیقات وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی معتقد است با رشد صنعتی شدن جوامع و انتقال جمعیت عشایر و روستایی به شهر‌ها ساختارهای اجتماعی سنتی که مردم را درقالب تشکل‌های اجتماعی در بر می‌گرفت، فروپاشیده است. رستمی می‌گوید: «باز تعریف ساختارهای اجتماعی جدید در کلان‌شهرها شیوه‌های نوین ارتباطات اجتماعی را شکل داد که از آن تحت عنوان سرمایه اجتماعی نام بردند.

روانشناسان مي گويند :

خشونت هاي سياسي ، همچنين مصيبت هاي اجتماعي و طبيعي پي در پي  در دهه هاي گذشته ، جامعه ايران از نظر رواني به بحران فرو برده و اميد در جوانان را به حداقل رسانده است .

از زبان تحليلگران داخلي و خارجي ، کنشگران مدني ، هنرمندان ، ورزشکاران ، عموم ِ مردم در کوچه و خيابان و... با اشاره وقايع چند سال اخير  و .....بار ها و بارها شنيده ايم :

"مردم از سياست دلزده شده اند  "

با فرض پذيرش اين گزاره ، به تحليل ِ وظايف و مسئوليت هاي شهروندان در حوزه عمومي و نهادهاي مدني  مي پردازم .( در گفت و گوي مجازي ذيل )

منابع اين ياد داشت در ابتداي هر قسمت مشخص شده است . وقتي شماره افزايش مي يابد منبع تغيير يافته است  .

 

پرسش کننده :

در بخش پاياني بررسي سيل نوروز  ( اينجا ) 1398 با اشاره به حوزه عمومي ( امر اجتماعي ) خانه هاي دوام و ايمني شهر تهران گفتيد : 

اميد است شهروندان عزيز و گرامي بويژه فرهنگيان فرهيخته ( گروه مرجع ) پس از پيوستن به  پويش شهر آماده ، در سايه آگاهي از آنچه در دنيا مي گذرد  ، در خلق آنچه بايد اتفاق بيفتد نقش آفريني کنند !

بزرگ فکر کنند، خُرد عمل کنند!

در اين راه سترگ :

کاهش اختلاف و فاصله بين "چگونه مي توان شهر ها  را تاب آور نمود ؟ " (نگاه جهاني )با "شهر آماده "  ( عملکرد منطقه اي ) .

رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي و نهادهاي مدني بعنوان حلقه واسط بين مردم و مسئولين نقش به سزايي بعهده دارند !

بزرگ فکر کنيد، خُرد عمل کنيد!

در اين گفت و گو مي خواهيم به حوزه عمومي ( امر اجتماعي ) بپردازيم .

خلاصه بخش فبل :

عمده ترين ريشه هاي  عقيم ماندن حوزه عمومي در ايران ، اجتماعي مي باشد نه سياسي ( 1 )

در اين گفت و گو ( تحليل ريشه هاي حوزه عمومي )  عمدتأ  از دوران باستان  تا 300 سال قبل و نيم قرن گذشته متمرکز مي شويم . 

حوزه عمومی یک امکان یا یک وضعیت است تا یک ساخت نهادی. زمانی که شهروندان درباره مسایل مورد علاقه خود و منافع عمومی به گونهای آزاد و بدون قید و بند – یعنی با تضمین آزادی اجتماعات و انجمن ها، آزادی بیان و چاپ و نشر افکارشان – با یکدیگر مشورت و کنکاش می کنند، در واقع به صورت یک پیکره عمومی عمل می کنند.

هابرماس تاکید می‌کند باید از انواع حوزه عمومی نام برد. وی در مطالعات خود به حوزه عمومی سیاسی، حوزه عمومی اقتصادی، حوزه عمومی اجتماعی و حوزه عمومی فرهنگی و ادبی اشاره کرده و معتقد است که فضای گفت‌وگو و نقد را نمی توان به حوزه سیاست محدود کرد.

عدم توجه به پیشینه تاریخی " حوزه عمومي " سبب شده است تا اکثر مطالعات در این حوزه بر اساس رویکرد‌‌های هنجاری و تجویزی، موانع جدی بر سر راه شکل‌گیری حوزه عمومی در ایران را در ساخت سیاسی جست و جو کنند و آن را به مثابه حقی اجتماعی از دولت و نظام سیاسی مطالبه کنند؛ در حالی که دموکراسی در غرب بر عکس از دل حوزه عمومی برون آمد.

تحلیل نهایی آن است که شکل نگرفتن حوزه عمومی در ایران بنیانی اجتماعی دارد.

اکثريت مردم  ِ ايران ( طي قرن هاي متمادي )  از دولت  ها انتظار  بسط و گسترش دموکراسي را داشته و مسئوليت خود را به کلي فراموش کرده بي عملي کامل را پيشه کرده اند .

مهمترین دلیل ناتوانی حوزه عمومی در مواجهه با استبداد سیاسی را باید در ساخت اجتماعی جامعه ایران جست و جو کرد.

این موضع که تغییرات جدید در شیوه زیستی و فکری ایرانیان ناشی از جهانی شدن ارتباطات تا چه حد قادر خواهد بود بنیان‌های گسترش حوزه عمومی را فراهم سازد، به بررسی‌های دقیق‌تر نیازمند است.

جستاری در حوزه عمومی ایران و مقایسه ی تطبیقی با غرب

قسمت  دوم : ( 2 )

تکرار قصه سلطان و شبان در شرق ( تا قرن بيستم )

( 2) فرهنگ سیاسی، فردیت و بازتولید اقتدارگرایی در ایران

نویسندگان ؛

سیده لیلا موسوی

مجید توسلی رکن آبادی

  • پذيرش نگاه متفاوت در بين مردم  ، به جاي  نگرش  واحد در جامعه 

 

پرسش کننده :

نظر فلاسفه در مورد استبداد شرقي  ( ادامه حکومت هایي که به خواست مردم هيچ توجهي نداشته اند ) چيست ؟

 

پاسخ دهنده (2 ) :

در زمینه ی تفوق اقتدارگرایی در شرق و ادامه ی حیات حکومتهایی که در عملکردشان هیچ توجهی به خواست مردم ندارند و اصولا مردم را در نظر نمی گیرند یک نظریهی کلاسیک و قدیمی وجود دارد که ریشه ی آن به آرای ارسطو برمی گردد. در نظریه سرشت بردگی، ارسطو بر این باور بود که بندگی و بردگی برخلاف آنچه برخی می گویند خلاف طبیعت نیست بلکه برای تامین نیازمندیهایی جامعه ضروی است... ارسطو جامعه را به دو بخش آزادگان و بردگان تقسیم می کرد و بردگی را مختص به بخشی از افراد جامعه می دانست (فلاح رفیع، 1383: 13) 

 

پرسش کننده :

نظر ارسطو در مورد استبداد شرقي  ( سرشت بردگان شرقي  ) چيست ؟

 

پاسخ دهنده (2 ) :

ارسطو  بر این باور بود که شرقی ها سرشت بردگان را دارند و به خودکامگان عشق می ورزند و از سنگدلی لذت می برند. ارسطو ، سلسله مراتب ِ هستی را به زمینه سیاست و اجتماع می کشاند و می گوید ملل جهان در یک مرتبه نیستند. پاره ای اربابند و پاره ای برده هستند .

 

پرسش کننده :

نظر ديگر فلاسفه در مورد  استبداد شرقي  چيست ؟

 

پاسخ دهنده (2 ) :

 این نگاه پس از ارسطو هم در اندیشه سیاسی پایدار ماند. مونتسکیو در قرن 18 همین نگاه را با کمی تعدیل و به گونه ای دیگر مطرح می کند و می گوید حکومت معتدل، شایسته جهان مسیحی است و حکومت خودکامه، شایسته جهان اسلام. دیدگاهی که بعد از آن در آرای هگل مطرح می شود.

از دید هگل شرقیان نمی دانند که روح انسان به کلی آزاد است و چون این را نمی دانند خود نیز آزاد نیستند. شرقیان فقط شخص حاکم را آزاد می دانند. حاصل این آزادی یک جانبه ی تن واحد حاکم بولهوسی، درنده خویی، افسارگسیختگی و یا صورت ملایم تر این صفات است. (توسلی رکن آبادی، 1388: 62) 

 

پرسش کننده :

نظر هگل  در مورد  استبداد شرقي  ( پرستش سلطان ) چيست ؟

 

پاسخ دهنده (2 ) :

به بیان هگل «شرقیان تنها می دانستند که یک تن آزاد است و سپس یونانیان و رومیان پی بردند که برخی از آدمیزادگان آزادند و سرانجام ما می دانیم که همه ی آنسانها آزادند و انسان به حکم طبیعت خود آزاد است... هگل بر آزادی همه ی انسانها تاکید می کند اما این «همه» فقط «همه اروپاییان مسیحی» را شامل می شود .

 

پرسش کننده :

نظريه  استبداد شرقي در مورد نظام هاي استبدادي ( قبل از قرن بيستم  ) در ايران  چيست ؟

 

پاسخ دهنده (2 ) :

 موسوی و توسلی مي نويسند :

نظریه ی استبداد شرقی: یکی از مهمترین نظریه هایی که درباره ی علت شکل گیری و تداوم اقتدارگرایی و سلطه ی نظام های اقتدارگرا در ایران وجود دارد نظریه ی استبداد شرقی است. پژوهشگران و محققان مسایل ایران در ارزیابی ساختار طبقاتی و قشربندی اجتماعی و ماهیت و کارکرد دولتهای ایران قبل از قرن بیستم را می توان به دو گروه تقسیم کرد: 

گروهی از محققان با توجه به شرایط پیشاسرمایه داری ایران و با تأکید بر شباهت های تاریخی ایران با تاریخ اروپا و شدیداً متاثر از نظرات محققان مارکسیست روسی یعنی افرادی همچون دیاکونف و پطروشفسکی، الگوی فئودالیسم را برای بررسی ایران پیشاسرمایهداری به کار می برند.

گروهی دیگر از جمله محمدعلی همایون کاتوزیان و محمد علی خنجی و به نحوی جان فوران، یرواند آبراهامیان و احمد اشرف با تاکید بر تفاوتهای تاریخی ایران و اروپا، الگوی شیوه تولید آسیایی را در بررسی خود به کار میبندند. 

 

پرسش کننده :

نظريه آسيايي بر چه مفاهيمي استوار است ؟

 

پاسخ دهنده (2 )

روی هم رفته نظریات آسیایی ایران از سه مفهوم عمده یعنی :

1. شیوه تولید آسیایی کارل مارکس و فریدریش انگلس؛ 

2. سلطه پدرسالارانه ماکس وبر و ...

3. استبداد شرقی کارل ویتفوگل بهره می گیرند. (ازغندی، 1389: 22)

 

پرسش کننده :

نظريه ويتفوگل بر چه مفاهيمي استوار است ؟

 

پاسخ دهنده (2 )

 از نظر ویتفوگل استبداد و اقتدارگرایی در غرب هم سابقه داشته اما نوع شرقی آن با نوع غربی قابل مقایسه نیست و بسیار گسترده تر، فراگیرتر و ستمگرتر بوده است. ویتفوگل با دست گذاشتن بر ویژگیهای جغرافیایی این جوامع از اهمیت نظام آبی در این جوامع نام می برد و می گوید دولت در جوامع شرقی بزرگترین زمیندار بوده و نظام آبیاری را در کنترل خود داشته است. به این ترتیب سازمان یکپارچه آبیاری، سلطه ای سیاسی و مرکزی را طلب می کند که استبدادی هم باشد و به پدیده ای تبدیل می شود که در نهایت استبداد شرقی نامیده می شود و دولتی را به وجود می آورد که مستقل از طبقات اجتماعی و ورای طبقات اجتماعی قرار دارد. " اقتدارگرایی ایرانی برخلاف آنچه که بعضی تصور می کنند ضرورتاً یک پدیده ی دولتی نیست بلکه در ناخودآگاه  فرهنگ عمومی جاری و فعال است. "

 

پرسش کننده :

به جزء  ويتفوگل ، چه افرادي با وي هم عقيده بودند ؟

 

 پاسخ دهنده (2 )

 از جمله افرادی که از این دیدگاه برای تبیین ریشه های اقتدارگرایی در ایران استفاده کرده یرواند آبراهامیان است که در مجموعه مقالاتی در جامعه شناسی سیاسی این دیدگاه را در مورد امپراتوری های ایران باستان مفید دانسته اما درخصوص بقیه دوره ها ناکارآمد می داند، چون به باور او دیوان سالاری گسترده و شیوه ی آبیاری متمرکز در باقی زمان ها در ایران وجود نداشته است. این دیدگاه همان طور که مشخص است بنیانی اقتصادی دارد.

 

پرسش کننده :

 موسوی و توسلی در مورد چرخه دولت هاي استبدادي و توليد خشونت چه مي گويند : 

 

پاسخ دهنده (2 )

«تاریخ جامعه استبدادی دربرگیرنده ی چرخه ای از دولت های استبدادی است که عمر هر دولت با شورشی پایان می یابد و سپس آشوب و هرج و مرج حکمفرما می گردد، تا اینکه دولت جدیدی بدان پایان بخشد و حکومت استبدادی را احیا کند.» (همایون‌کاتوزیان، 1391: 20-19)

بشیریه در بحث پیرامون ایدئولوژی و فرهنگ گروه های حاکم اظهار می دارد فرهنگ و نگرش سیاسی گروههای حاکم در ایران به دلایل عمیق تاریخی و اجتماعی و روان شناختی، نگرشی پاتریمونیالیستی   بوده که در آن، ساخت قدرت به عنوان رابطه ای عمودی و آمرانه از بالا به پایین میان حکام و مردم تصور می شده است.

جستاری در حوزه عمومی ایران و مقایسه ی تطبیقی با غرب

توضيح  پاسخ دهنده :

(  حکومت پدرمیراثی يا پاتریمونیال ،  گونه‌ای از حکومت است که در آن حکومت ، دست طبقه‌های بالا و متوسط را از قدرت کوتاه می‌کند و حاکم می‌تواند اراضی و کسب‌وکار افراد را بدون هشدار قبلی از آنان بگیرد. ارتش‌های کشورهای پدرمیراث به حاکم وفاداری دارند و نه به کشور. در چنین نظامی شایسته‌سالاری معنی ندارد و تنها وفاداری فرد به صاحب‌منصب بالاتر معیار گمارش اوست.  در دستگاه پدرمیراث صاحب‌منصبان معمولاً منصب خود را از شخص سلطان می‌خرند و بدین طریق مالک منصب خود می‌شوند. )

 

پرسش کننده :

شکل نهادی رابطه ی قدرت عمودی و پدرسالارانه در ايران را توضيح دهيد .

 

پاسخ دهنده (2 )

 شکل نهادی این رابطه ی قدرت عمودی و پدرسالارانه ممکن است در طی تاریخ- به ویژه در قرن بیستم- دگرگون شده باشد؛ اما رابطه ی قدرت علیرغم ورود عناصر تازهای در آن اساساً دگرگون نشده است. در این خصوص نباید نقش نظام و ساخت قدرت سیاسی در طی تاریخ را در همین زمینه نادیده گرفت و آن را به حساب فرآیند جامعه پذیری اولیه (فرهنگ، مذهب و خانواده) گذاشت. خلاصه اینکه ساخت و رابطه ی قدرت سیاسی (مطلقه یا عمودی) فرهنگ سیاسی (تابعیت) را اگر به وجود نیاورد، دست کم تقویت و حفظ می کند. (بشیریه، 1386: 671-661)

 

پرسش کننده :

اقتدارگرايي در عهد قاجار ، يک پديده دولتي است يا از ناخودآگاه فرهنگ عمومي جاري و فعال مي شود ؟

 

پاسخ دهنده (2 ) :

سریع القلم نیز در کتاب اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار به بررسی ویژگیها و خصایص نظامهای اقتدارگرا می پردازد و معتقد است اقتدارگرایی ایرانی برخلاف آنچه که بعضی تصور می کنند ضرورتاً یک پدیده ی دولتی نیست بلکه در ناخودآگاه  فرهنگ عمومی جاری و فعال است. (سریعالقلم، 1391: 51-50) 

علاوه بر او ماروین زونیس در کتاب نخبگان سیاسی ایران از همین منظر تاثیرات ساختار قدرت بر گسترش برخی از شاخصهای فرهنگ سیاسی تابعیت را مورد بررسی قرار داده است. بر اساس بررسیهای آماری زونیس، درجه ی پایینی از احساس توانایی سیاسی با درجه ی بالایی از بدبینی همراه بوده است. نتیجه ای که از این موضوع گرفته می شود این است که اصولا احساس بی قدرتی به احساس بیگانگی و بدبینی سیاسی می انجامد (بشیریه، 1386: 668) از این منظر این ساخت قدرت سیاسی و ویژگی های آن است که با توجه به دوام و پایداریاش در بازه زمانی درازمدت به بازتولید اقتدارگرایی در ایران انجامیده است. 

همان‌گونه که سریعالقلم اظهار می دارد اقتدارگرایی ایرانی برخلاف آنچه که بعضی تصور می‌کنند، ضرورتاً یک پدیده دولتی نیست بلکه در ناخودآگاه فرهنگ عمومی، جاری و فعال است. نه تنها عامه ی مردم بلکه قشر عظیمی از تحصیلکرده های ایرانی اعم از اساتید دانشگاه، مهندسان و پزشکان، خصایص اقتدارگرایی را بدون آن که خود به آن معترف باشند در افکار و رفتار خود حمل می‌کنند (سریعالقلم، 1391: 9) به این ترتیب به نظر می رسد برای پاسخ به این مساله که چرا در طول تاریخ ایران، با سقوط یک حکومتِ مستبد، نظام جایگزین آن نیز همان شیوه استبدادی را دنبال کرده است باید به سراغ فرهنگ سیاسی رفت.

ساخت و رابطه ی قدرت سیاسی (مطلقه یا عمودی) فرهنگ سیاسی (تابعیت) را اگر به وجود نیاورد، دست کم تقویت و حفظ می کند .

پرسش کننده :

دور باطل که  دوباره منتهی به استقرار حکومت استبدادی جديد می شود را  موسوی و توسلی چگونه توضيح  مي دهند ؟ 

 

پاسخ دهنده (2 )

 «معمولاً حکومت‌های خودکامه هیچ گاه آمادگی تفویض قدرت به طریق مسالمت آمیز را ندارند و برای باقی ماندن در قدرت از هیچ کوششی دریغ نمی کنند. همین فراگرد ، سبب می شود که کشور دچار آشوب و هرج و مرج و دست آخر انقلاب بشود و این زمانی است که مردم در آستانه انفجار قرار می گیرند و راهی جز توسل به شیوه های غیرعقلایی برای تفویض حکومت ندارند. در نهایت کار به جایی می رسد که توده های مستآصل به هر وسیله ای متوسل می شوند تا فرمانروای خودکامه را از اریکه ی قدرت به زیر بکشند. هنگامی که خواسته ی آنها جامه عمل پوشید آنها دوباره دنبال فرد مقتدری می روند که بتواند اوضاع را سروسامان دهد و امنیت را برقرار سازد. زیرا جامعه آسیب دیده از خشونت و طغیان را نمی توان با ملایمت و نرمش قانون اداره کرد. همین امر در یک دور باطل دوباره منتهی به استقرار استبدادی می شود. جالب این جاست که در آغازِ هر کدام از این چرخه های استبدادی، مردم با آغوش باز از آن استقبال می کنند» (کاظمی‌زند، 1382: 156)

 عاملی که نشان از آمادگی فرهنگی برای پذیرش حکومت های اقتدارگرا دارد و در این میان به نظر می رسد باید به ضعف فردیت در میان ایرانیان و شکل نگرفتن این مفهوم میان آنان به عنوان عاملی که موجبات استمرار و بازتولید اقتدارگرایی در قالب شخصیت اقتدارگرا و نظام سیاست اقتدارگرا و شبه اقتدارگرا را فراهم آورده است، اشاره کرد.

جستاری در حوزه عمومی ایران و مقایسه ی تطبیقی با غرب

  •  موسوی و توسلی چگونه مقاله خود را خلاصه مي کنند ؟

  • خلاصه قسمت دوم  :                   

پرسش کننده :

به طور خلاصه ( در جمع بندي )  عامل اقتدار گرايي در نظام هاي سياسي ايران چيست ؟

 

پاسخ دهنده (2 ) 

اقتدارگرایی ...ویژگی مشترک نظام های سیاسی در ایران بوده است. از زمانی که نخستین پادشاهی های بزرگ در این سرزمین پا گرفتند تا قرون متمادی پس از آن ساخت سیاسی در ایران اقتدارگرا بوده است. در این مقاله برای پاسخ به این پرسش مهم که چرا اقتدارگرایی در ایران در این مدت با وجود تحولات متعدد داخلی، منطقهای و جهانی به صورت مداوم تکرار شده به متغیر فرهنگ سیاسی اشاره گردید.

فرهنگ سیاسی ایران با دارابودن یک ویژگی اساسی یعنی نبود فردیت همراه با دیگر ویژگی های عاملی شده تا ساخت سیاسی اقتدارگرا در ایران به صورت چرخه ای که همایون کاتوزیان آن را چرخه ی استبداد نام می نهد تکرار شود. فردیتی که نبودش خود معلول ساخت اقتدارگرای خانواده ی ایرانی و ... است.

 

منابع :

(1 )  از همزمانی ظهور حوزه عمومی در ایران و غرب تا موانع اجتماعی - سیاسی گسترش آن در ایران

نویسنده

مهدی نجف زاده 

هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد

http://www.jsi-isa.ir/article_21059.htm

( 2) فرهنگ سیاسی، فردیت و بازتولید اقتدارگرایی در ایران

نویسندگان

سیده لیلا موسوی   

مجید توسلی رکن آبادی

http://psq.kiau.ac.ir/article_529186.html


جستاری در حوزه عمومی ایران و مقایسه ی تطبیقی با غرب

منتشرشده در پژوهش

گروه گزارش/

پرسش از عبدالرسول عمادی مشاور وزیر آموزش و پرورش در مورد قانون و دیکتاتوری و شبکه شاد و مدرسه محوری

« عبدالرسول عمادی »  رئیس پیشین مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش که در چند ماه آخر سرپرستی معاونت آموزش متوسطه را نیز بر عهده داشت و در حال حاضر مشاور حاجی میرزایی وزیر آموزش و پرورش می باشد در کانال تلگرامی " هفت جوش " در یاداشتی با عنوان " مرگ دیکتاتور (۲) " می نویسد :

" امروز از قول منابعی موثق نقل شد که عمل جراحی کیم جونگ اون دیکتاتور افسار گسیخته کره شمالی موفق نبوده و مغز او از کار افتاده است. عجالتا تا اینجا می توان به احتمال پنجاه درصد این دیکتاتور را تمام شده دانست.
در روزهایی که دونالد ترامپ دیکتاتور آمریکایی با کیم‌جونگ اون دیکتاتور کره شمالی دیدار می کرد من به تفاوت این دو فکر می کردم به این که دیکتاتور کره شمالی یک دیکتاتور فوق قانون و بلکه خودش اساسا قانون است .
آنچه آن خسرو کند شیرین بود.

پرسش از عبدالرسول عمادی مشاور وزیر آموزش و پرورش در مورد قانون و دیکتاتوری و شبکه شاد و مدرسه محوری
و ترامپ یک دیکتاتور تحت قانون است. این دیکتاتوری است که توسط قانون اساسی آمریکا محدود شده است هم به حداکثر هشت سال حکومت و هم فعال مایشاء نیست. در ماجرای شیوع کرونا ویروس در آمریکا دونالد ترامپ دستوراتی برای تمام ایالت های آمریکا صادر می کرد در حالی که مطابق قانون اساسی آمریکا این گونه تصمیمات در حیطه اختیارات فرمانداران ایالات بود. فرمانداران زیر بار دستورات دیکتاتور نرفتند و او مجبور شد به اختیارات انان تمکین کند.
فرماندار ایالت کالیفرنیا در جواب تحکم های ترامپ گفته بود آمریکا قانون اساسی دارد و نه پادشاه.
دونالد ترامپ دیکتاتوری است که همه منتظرند با رای مردم آمریکا در آبان امسال از اریکه به زیر کشیده شود و تازه اگر چهار سال دیگر هم انتخاب شود اولا محدود است به حدود قانون اساسی آمریکا و ثانیا چهار سال بعد خود به خود برکنار می شود و ارابه دیکتاتوری اش به دیوار قانون برخورد می کند و کله پا می شود و لازم نیست برای نابودی اش مانند ماجرای کیم جونگ اون حضرت عزرائیل پا درمیانی کند.
حسابش را بکنید که این جناب اون سی و شش ساله بخواهد مثلا نود و شش سال عمر کند یعنی شصت سال دیگر و اگر هر نسل سی سال به طول بیانجامد آنگاه دو نسل از آیندگان کره شمالی باید آرزوی نفس کشیدن را به گور ببرند.
این است که آدم گاهی باید مدال افتخار بدهد به عزرائیل که چه مستقیم می زند توی خال و یک نفر را می کشد تا نه تنها ملتی را احیا کند بلکه دو ملت را احیا کند دو نسل از یک‌ملت یعنی دو ملت.
تا اینجای کار ظاهرا امیدی به برگشت اون نیست و اتحاد عزرائیل و مردم کره شمالی دارد به نتیجه می رسد و عزرائیل این بار نه سفیر مرگ که فرشته زندگی و نجات است."

در حال حاضر تکیه کلام مسئولان و به ویژه در آموزش و پرورش ، « سند تحول بنیادین " و اجرای آن است .

یکی از مفاهیم مهم در این سند که تاکنون فقط در سطح " شعار " به آن پرداخته شده است ؛ موضوع راهبردی " مدرسه محوری " است . آیا این مسئولان و مقامات نگاهی به خود و کارنامه خویش هم دارند ؟ و یا عادت کرده اند عیب ها و نواقص دیگران را " ببینند " و آن را زیر " ذره بین " قرار دهند ؟

فصل ششم از سند تحول بنیادین به هدف‌های عملیاتی و راهکارها اختصاص دارد .

7ـ افزایش نقش مدرسه به عنوان یکی از کانون‌های پیشرفت محلی، به ویژه در ابعاد فرهنگی ـ اجتماعی (2، 1، 5 و 7)

راهکار 1/7ـ فراهم آوردن زمینه‌های لازم برای نقش‌آفرینی مدرسه به عنوان کانون کسب تجربیات تربیتی محله و جلوه‌ای از جامعه اسلامی و حیات طیبه با تفویض اختیار و مسئولیت به آن و استانداردسازی تمام مولفه‌ها و عوامل درون مدرسه‌ای.

و....

وزیر آموزش و پرورش  در نشست خبری به مناسبت آغاز سال تحصیلی و بازگشایی مدارس با بیان اینکه محور سوم اولویت‌ها تقویت مدرسه است،گفت ( این جا ) : در سال‌های گذشته تلاش‌های زیادی صورت گرفته که کافی نبوده است در حالی که باید مدرسه، کانون اصلی تعلیم و تربیت باشد و تمام اتفاقات تعلیم و تربیت، در مدرسه تجلی و تبلور یابد.
وی درادامه اضافه کرد: اختیارات مدارس را افزایش خواهیم داد و مدیران را توانمند و ظرفیت آنها را افزایش می‌دهیم و به تنوع محیط‌های یادگیری خواهیم پرداخت چرا که کلاس بخشی از محیط یادگیری است و مکان‌های دیگر مدرسه و اتفاقات آن بخش دیگری از  فرایند یادگیری است. "

پرسش « صدای معلم » از آقای عمادی و نیز وزیر آموزش و پرورش و سایر مسئولان این وزارتخانه که در باب سند تحول بنیادین و رویکردهای و زیرنظام ها و راهکارها و البته توجه به " مدرسه محوری " سخنرانی های فراوان کرده و نشست های مختلف و متعدد برگزار می کنند آن است که چرا پس از شیوع ویروس کرونا ، با نادیده گرفتن نقش مدرسه و ارکان آن و برنامه ریزی های آن سعی کردند تا سلیقه و دستورات خود را در حوزه " آموزش مجازی " به آن دیکته کنند ؟

پرسش از عبدالرسول عمادی مشاور وزیر آموزش و پرورش در مورد قانون و دیکتاتوری و شبکه شاد و مدرسه محوری

« مدیر صدای معلم » در نشست نقد شبکه شاد در استان البرز ؛ راهکار 2 / 17 سند تحول بنیادین گفت : ( این جا )

تولید و به کارگیری محتوای الکترونیکی متناسب با نیاز دانش‌آموزان و مدارس با مشارکت بخش دولتی و غیردولتی و الکترونیکی کردن محتوای کتاب‌های درسی براساس برنامه درسی ملی (با تاکید بر استفاده از ظرفیت چند رسانه‌ای) تا پایان برنامه پنجم توسعه کشور. اما قرار بوده است تا پایان برنامه پنجم توسعه این کار صورت گیرد در حالی که اکنون در پایان برنامه ششم توسعه هستیم !

چه کسانی و کدام مدیران ناکارآمد و بی برنامه باید پاسخ گوی این وضعیت باشند ؟ کاری که باید قبلا و با برنامه انجام می شده است الان با فشار و شتاب زدگی دارند پیش می برند .

وزارت آموزش و پرورش با دیکته کردن یک سویه و اجباری شبکه شاد و زیر پاگذاشتن هویت و بلوغ مدرسه ، شعور مدارس و معلمان و ذی نفعان آموزش را به سخره گرفته است ! "

حال پرسش این رسانه از آقای عمادی و سایر برنامه ریزان و تصمیم گیرندگان آن است که آیا " دیکتاتوری " فقط منحصر به " اون " است ؟!

آیا این مسئولان و مقامات نگاهی به خود و کارنامه خویش هم دارند ؟ و یا عادت کرده اند عیب ها و نواقص دیگران را " ببینند " و آن را زیر " ذره بین " قرار دهند ؟

آیا این مسئولان تاکنون به نقدهای کارشناسی منتقدان و رسانه های مستقل در مورد سیاست ها و برنامه های خود پاسخ گو بوده اند ؟

آیا این افراد در عمل به آن چه " قانون " گفته و تجویز کرده است واقعا پای بند هستند ؟

آیا واقعا به تفویض اختیار و تمرکززدایی باوری وجود دارد ؟

از قدیم گفته اند :

" یک سوزن خود و یک جوالدوز به دیگران ( مردم ) !

پایان گزارش/


پرسش از عبدالرسول عمادی مشاور وزیر آموزش و پرورش در مورد قانون و دیکتاتوری و شبکه شاد و مدرسه محوری

منتشرشده در گفت و شنود

بهره وری در صدا و سیما و مقایسه آن با بی بی سی

ظاهرا یکی از مسئولان صدا و سیما بیان کرده که این سازمان سالانه حدود سه هزار میلیارد تومان فقط حقوق پرسنلی پرداخت می کند! چند سال قبل هم در مجادله ای که بین علی لاریجانی و ضرغامی رییس بعدی این سازمان درگرفت، متوجه این نکته شدیم که این سازمان حدود ۳۵ هزار نفر نیرو استخدام کرده و به آنها حقوق می دهد.

برای درک بهتر موضوع مقایسه ای کوتاه انجام دهیم.

سرویس جهانی بی بی سی به ۲۹ زبان زنده دنیا برنامه پخش می کند و دایره وسیع مخاطبان، نفوذ و اعتبارش در گوشه و کنار جهان نیازی به تشریح و توصیف ندارد. کل کارکنان ثابت بی بی سی نزدیک به ۲۰ هزار نفر هستند و البته چند هزار نفری نیز نیروی پاره وقت دارد و بودجه این شبکه نیز کمتر از صدا و سیماست.

بهره وری در صدا و سیما و مقایسه آن با بی بی سی

صدا و سیما با این همه بودجه و پرسنل در نهایت چه دستاوردی دارد و تا چه اندازه توانسته است مخاطب، حتی مخاطب ایرانی را جذب برنامه های خود کند؟

این سوالی است که بنده پاسخی برای آن ندارم و امیدوارم صداوسیما آمار و ارقام و پژوهشهایی در این زمینه داشته باشد و منتشر کند.

در نهایت هم باید گفت این پول نفت همیشگی نیست که با آن دور هم بنشینیم و بخوریم و استخدام کنیم و در محیط کار تفریح و تفرج کنیم و انتظار هم داشته باشیم قله های پیشرفت و توسعه را فتح کنیم.

این هشداری است که ربطی به این دولت و آن دولت و فلان حکومت و بهمان حاکمیت ندارد. موضوعی بلند مدت و ملی است که باید نگران آن باشیم.

کانال شخصی نجات بهرامی


بهره وری در صدا و سیما و مقایسه آن با بی بی سی

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

اخراج و بازخرید محمد حبیبی معلم زندانی از آموزش و پرورش

در روزهای گذشته اخباری مبنی بر بازخرید " محمد حبیبی "  معلم شهریاری و فعال صنفی معلمان و صدور حکم اخراج وی توسط هیات های تخفات اداری وزارت آموزش و پرورش منتشر شده است .

این اقدام کمی مانده به " هفته معلم " صورت گرفته است .

در این مدت موضع « محسن حاجی میرزایی » وزیر آموزش و پرورش در برابر این واقعه تلخ و غیرقابل پذیرش سکوت بوده است .

پیش تر « صدای معلم » در گزارشی خطاب به " رئیس سازمان برنامه و بودجه " ضمن یادآوری " منشور حقوق شهروندی " و موادی از آن خواهان مطالعه دقیق و اجرای آن از سوی کسانی شد که خود آن را تصویب و به جامعه عرضه کرده اند . ( این جا )

مطابق ماده 28 این منشور ، شهروندان از حق نقد، ابراز نارضایتی، دعوت به خیر، نصیحت در مورد عملکرد حکومت و نهادهای عمومی برخوردارند. دولت موظف به ترویج و گسترش فرهنگ انتقادپذیری، تحمل و مداراست.

اخراج و بازخرید محمد حبیبی معلم زندانی از آموزش و پرورش

پرسش « صدای معلم » آن است که وزارت آموزش و پرورش از سال 1392 و خاصه در این موقعیت چقدر به مفاد این منشور که منبعث از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است ؛ عمل کرده و به آن پای بند بوده است ؟

البته در دوره مدیریت وزرای پیشین مانند آقایان فانی و دانش آشتیانی اقدامات مثبتی در مورد معلمان زندانی و کمک به آن ها صورت می گرفت اما در حال حاضر رویه وزارت آموزش و پرورش در این موارد محل پرسش جدی معلمانی است که قرار است وزیر آن نماینده آنان بوده و حافظ حقوق قانونی و مدنی آنان باشد .

اخراج و بازخرید محمد حبیبی معلم زندانی از آموزش و پرورش

در حالی که در وضعیت کنونی بحران کرونا جان شهروندان را در معرض تهدید قرار داده و با مرخصی محمد حبیبی نیز موافقت نشده است ؛ آیا صدور حکم اخراج آقای حبیبی از سوی وزارت آموزش و پرورش تحت مدیریت " دولت تدبیر و امید " که البته حقوق معلمی وی از مدت ها پیش نیز قطع گردیده است ؛ منصفانه و عادلانه بوده و اساسا تناسب جرم و مجازات رعایت گردیده است ؟

زیربنای همه امور در جامعه اعتماد و سرمایه اجتماعی است .

آیا این کارها به " حل مساله " در جامعه بحران زده ما کمکی خواهد کرد ؟

پایان گزارش/


اخراج و بازخرید محمد حبیبی معلم زندانی از آموزش و پرورش

منتشرشده در گفت و شنود
جمعه, 05 ارديبهشت 1399 09:02

آیا الفبای " آموزش " را می دانند ؟

جایگاه معلمان و مدیرانی که الفبای آموزش را نمی دانندحس بسیار بدی است وقتی می‌دانید کسانی برای امورات حیاتی در آموزش‌ و پرورش تصمیم می‌گیرند که حتی الفبای آموزش را نیز نمی‌دانند. به سال‌های آخر خدمت و موسم بازنشستگی نزدیک می‌شوم و هم‌چنان در تلاش برای تحقق اصل سی‌ام قانون‌اساسی، افسوس راهی پر درد در پیش است.

ز آز و فزونی، به یکسو شویم
به نادانی خویش، خستو شویم

ازین تاج شاهی و تخت بلند
نجوییم جز داد و آرام و پند

بسیار آزار دهنده‌ است اطلاع از پشت پرده انتخاب گزینه‌ها و انتصابشان در پست‌ها، آزاردهنده‌تر این‌که از سؤسابقه و ناتوانی بسیاری از آنان مطلع باشید و کاری از دستتان ساخته نباشد، به سابقه افراد پست گرفته در سال‌های اخیر و تجربیات و مدارکشان نگاهی بیندازیم تا دردمان بیشتر شود.البته سکوت هم چاره کار نیست، چون ندای وجدان بیشتر آزارتان می‌دهد.

اگر به عنوان یک معلم، مورد پرسش قرار گیرم که بدترین دوران خدمت شما در این سی سال، چه زمانی بوده‌ است، بدون هیچ تردید خواهم گفت دوران ریاست جمهوری روحانی بدترین زمان خدمتم بود که ما معلمان برای به قدرت رسیدن او، تلاش فراوان کردیم اما تنها قشری که هرگز و در هیچ برنامه‌ای دیده نشدند، معلمان بودند.

دلایل فراوان است اما فقط به یک مورد اشاره می‌کنم، تصمیمات غیر اصولی و به شدت مخالف مصالح عمومی فرهنگیان و دانش‌آموزان. فقط کافیست توجه کنید به هفت سال گذشته در استان فارس که آموزش‌ و پرورش پنج مدیرکل و سرپرست را به خود دیده و تقریبا در تمام این مدت، هیچ تصمیمی به نفع معلمان گرفته‌ نشد.

هرگاه فعالان رسمی و غیررسمی صنفی، خواستند براساس منافع عمومی معلمان موضوعی را مطرح و پیگیری نمایند، چالش‌هایی عجیب به‌وجود می‌آمد.موضوع کاملا روشن است، مشکلات معلمان و دانش‌آموزان واضح‌تر از روشنایی خورشید است، اما هیچ همت و اراده‌ای برای برطرف نمودن آنها نیست.راه‌حل‌ها و پیشنهادات بسیار ساده است، هرکسی نمی‌تواند در چارچوب قانون اساسی حرکت کند، باید پست خود را واگذار کند نه این‌که توجیه‌گر شرایط موجود شود.

در مورد استان فارس:
۱. کافیست درمانگاه فرهنگیان، مهمانسراهای تهران و مشهد و شمال، مجتمع‌های رفاهی فرهنگیان، املاک و مستغلاتی که در اختیار آموزش‌ و پرورش است، واقعا متعلق به فرهنگیان باشد نه در اختیار گروهی خاص که تا منافع خود را در خطر می‌بینند، به نام گروهی از معلمان و بدون ذکر نام خود، به زمین و زمان حمله می‌کنند. متاسفانه دین، مذهب، اعتقادات مردم و سیاست هم ابزار بسیار پرکاربردی هستند در قاموس این سواستفاده کنندگان از اموال و امکانات فرهنگیان. سکوت مرگ‌باری در جامعه معلمان می‌بینم نه به دلیل ترس یا ناتوانی بلکه این سکوت نتیجه ناامیدی مطلق از بهبود فرآیند انتخاب مسؤلین است، به راستی چرا معلمان نامحرم‌ترین قشر در سازوکار تغییرات اداری هستند؟

۲. قانون‌اساسی به وضوح و بدون هیچ ابهامی در اصل سی‌ام، تحصیل تا پایان متوسطه را رایگان اعلام کرده و هزینه‌های آن را بر عهده دولت قرار داده‌است اما کافیست با متولیان آموزش‌‌ و پرورش در این‌باره صحبت کنید، خیلی راحت خواهند گفت: قانون خیلی چیزها گفته!، در عجبم چگونه این‌هایی که هیچ اعتقادی به اجرای قانون‌اساسی ندارند، به بالاترین و حساس‌ترین پست‌ها می‌رسند!

۳. در یک برآورد میدانی، هزینه هر دانش‌آموز در استان فارس تعیین شد اما متاسفانه برخی مدارس تا ده برابر آن را از دانش‌آموزان دریافت می‌کنند. در مورد مدارس غیردولتی این مصیبت چندبرابر است، اگر بخواهید از یکی از این دریافت کنندگان وجوه غیرقانونی شکایت کنید، در هزار توی کلاف درهم پیچیده اداری گم خواهید شد.

۴. در مورد سرویس مدارس و پوشاک دانش‌آموزی هم ناگفته پیداست که چه رانتی در این حوزه نهفته است و معلوم است که برای حفظ این حریم از ورود نامحرمان (شما بخوانید معلمان)، اقدامات بسیاری انجام شود.

۵. انتخاب و انتصاب در پست‌های خاص، آن‌چنان محرمانه و سری است که گاهی تعداد کسانی که از فرآیند تغییر رییس یک اداره اطلاع دارند، به انگشتان یک دست هم نمی‌رسد. یعنی فقط چند نفر در جریان تغییرات ریاست یک ناحیه هستند که بیش ده‌ هزار معلم دارد. آن ده‌هزار معلم نامحرمند و کارمند یک نهاد غیرفرهنگی و یک نفر بازنشسته، محرم راز؟!

جایگاه معلمان و مدیرانی که الفبای آموزش را نمی دانند

۶. سال‌هاست آموزش‌ و پرورش در سیطره عده‌ای است که به‌هیچ عنوان، نه دغدغه آموزش دارند و نه دغدغه تربیت، سخت نیست دانستن اهداف آنان. باید حساس شویم وقتی کسی املاک چندین میلیارد تومانی خریداری می‌کند در حالی‌که ده سال پیش، مانند ما از معلمان عادی بوده‌است.

۷. سکوت مرگ‌باری در جامعه معلمان می‌بینم نه به دلیل ترس یا ناتوانی بلکه این سکوت نتیجه ناامیدی مطلق از بهبود فرآیند انتخاب مسؤلین است، به راستی چرا معلمان نامحرم‌ترین قشر در سازوکار تغییرات اداری هستند؟

۸. در آموزش‌ و پرورش، آنها که لابی‌کردن را خوب می‌دانند غالبا افرادی ناتوان، ریاکار، بی‌سواد و منفعت‌طلب هستند و شوربختانه توانمندان این حوزه، نه اهل لابی هستند و نه علاقه‌ای به دیده‌شدن دارند.

راه‌حل اصلی برای این مشکلات ساختاری آزاردهنده در آموزش‌ و پرورش، بازتعریف تمام فرآیندهایی است که باعث ایجاد ناامیدی و نارضایتی شغلی شده‌اند ؛ تا زمانی که معلمان، به‌ طور مستقیم در تمام تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها دخالت نداشته‌ باشند، هر طرحی علاوه بر محکوم بودن به شکست، قطعا یک فکاهی است نه واقعیت.

اجرام، که ساکنان این ایوانند
اسباب تردد خردمندانند

هان، تاسر رشته خرد گم نکنی
کانان که مدبرند، سرگردانند


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

جایگاه معلمان و مدیرانی که الفبای آموزش را نمی دانند

منتشرشده در یادداشت

گروه تشکل ها/

همان گونه که در گزارش پیشین « صدای معلم » با عنوان :  ( این جا ) منشور حقوق شهروندی : شهروندان از حق نقد، ابراز نارضایتی، دعوت به خیر، نصیحت در مورد عملکرد حکومت و نهادهای عمومی برخوردارند. دولت موظف به ترویج و گسترش فرهنگ انتقادپذیری، تحمل و مداراست
پرسش های صدای معلم از نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه ؟!  آمد ؛ سازمان برنامه و بودجه از ورود نماینده سازمان معلمان ایران به این نشست ممانعت به عمل آمد .

این رسانه نوشت :

" اگر به روایت آقای نوبخت این " اشکالات " مورد نارضایتی معلمان شده است ؛ چرا از آنان " عذرخواهی " نمی کنید ؟

آیا عذرخواهی کردن از معلمانی که شما خاستگاه خود را در این نشست ها ، از معلمی معرفی کرده اید کار دشوار و طاقت فرسایی است ؟

« صدای معلم » از همان ابتدا  به عنوان " تنها رسانه ی حوزه آموزش و پرورش " به عدم دعوت از رسانه ها و خبرنگاران به منظور " شفاف سازی " انتقاد کرد .

چرا نباید رسانه ها در این گونه نشست ها حضور نداشته و اطلاع رسانی به صورت قطره ای و کانالیزه شده صورت گیرد ؟

و اما بخش مهم تر سخنان رئیس سازمان برنامه و بودجه که " منشور حقوق شهروندی " در این دولت تصویب و  ابلاغ شده است ؛ متهم کردن " منتقدان " و "مخالفان " به تشویش اذهان عمومی است .

آیا آقای نوبخت انتظار دارد در کنار بی اعتنایی به حضور موثر رسانه های منتقد و مستقل ، بازار شایعه قوت نگیرد ؟

آیا هر کسی می تواند به ایشان مراجعه کند ؟

اگر واقعا رئیس سازمان برنامه و بودجه به این حرف ها پای بند است ؛ به این پرسش مهم پاسخ دهد که چرا مانع حضور رامین کریمی نیا نماینده سازمان معلمان ایران در جلسه نمایندگان تشکل ها با مسئولان سازمان مدیریت و برنامه ریزی و وزارت آموزش و پرورش شده اند؟

معلمان باید کدام یک را باور کنند ؟

پرسش « صدای معلم » از رئیس سازمان برنامه و بودجه و وزارت آموزش و پرورش آن است که آیا تاکنون " منشور حقوق شهروندی " را با دقت و کامل مطالعه کرده اند ؟

آیا ایشان و سایر مسئولان به عنوان زیرمجموعه این دولت خود را مکلف به تمکین از مکتوبات و مصوبات آن می دانند ؟ "

در این راستا ؛ دبیر کل سازمان معلمان ایران در اظهاراتی به این کنش سازمان برنامه و بودجه انتقاد کرده است .

متن کامل این اظهارات که در اختیار « صدای معلم » قرار گرفته است به شرح زیر است .

گروه گزارش/

پرسش های صدای معلم از نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه

پرتال معاونت برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش نوشت : ( این جا )

"رییس سازمان برنامه و بودجه با اشاره به اصلاح و ترمیم رتبه‌بندی معلمان گفت: صدور احکام رتبه‌بندی معلمان تا هفته گرامیداشت مقام معلم انجام می‌شود.

به گزارش روابط عمومی معاونت برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش، محمدباقر نوبخت درباره نتیجه جلسات خود با تشکل‌های فرهنگیان اظهار کرد: رتبه‌بندی معلمان که از مهر سال 98 اجرا شد در 5 ماه نخست یعنی از مهر تا بهمن مورد رضایت بود اما در اسفندماه به‌دلیل همزمانی اجرای رتبه‌بندی و امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری اشکالاتی به وجود آورد که موجب نارضایتی فرهنگیان شد.

وی افزود: برای انجام وظیفه قانونی خود از همکارانم در سازمان اداری و استخدامی، وزارت آموزش و پرورش و نمایندگان تشکل‌های معلمان دعوت کردم تا رایزنی کنیم حال که قرار است اصلاحاتی در این زمینه صورت گیرد به‌نحو شایسته‌ باشد، باید از نمایندگان فهیم تشکل‌های فرهنگیان که طی 3 جلسه گذشته رایزنی و کمک فکری به ما انجام دادند تشکر کنم.

پرسش های صدای معلم از نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه در مورد رتبه بندی معلمان

 رییس سازمان برنامه و  بودجه گفت: با نکاتی که نمایندگان فرهنگیان گفتند، شرایطی را فراهم خواهیم کرد که قانون از اول فروردین 99 با ترمیم و اصلاح در قالب نظام رتبه‌بندی انجام شود البته آنچه آموزش و پرورش انجام داد اجرای قانون بود اما انتقاداتی که از سوی فرهنگیان مطرح شد قابل پذیرش بود به همین دلیل اصلاحیه صورت گرفت.

نوبخت ادامه داد: نظام رتبه‌بندی با مرمت و اصلاحی که در چارچوب قانون صورت گرفت از اول فروردین 99 لازم الاجرا است و تمام معلمان در 5 رتبه مقدماتی، پایه، ارشد، خبره و عالی از آن بهره می‌برند.

گلایه از افرادی که تشویش اذهان می‌کنند پرسش « صدای معلم » از رئیس سازمان برنامه و بودجه و وزارت آموزش و پرورش آن است که آیا تاکنون " منشور حقوق شهروندی " را با دقت و کامل مطالعه کرده اند ؟

رییس سازمان برنامه و بودجه بیان کرد: اگر فردی تصور می‌کند قانون اجرا نمی‌شود به ما مراجعه کند و نظرات آنها را می‌شنویم، 2 پیشنهاد دارم؛ به‌جای تشویش اذهان عمومی و انجام تحرکاتی در فضای مجازی که در راستای قانون هم نیست، نظرات خود را با سازمان برنامه و بودجه مطرح کنند و اگر احساس کردند در چارچوب قانون نیست برای استیفای حقوق خود به مراجع قانونی مراجعه کنند.

نوبخت گفت: تصمیماتی در راستای قانون برای ترمیم رتبه‌بندی فرهنگیان انجام شد و وزارت آموزش و پرورش تا هفته گرامی داشت مقام معلم آن را اجرا می‌کند."

نکته ی مهم آن است که تاکنون این نشست ها و نتایج آن در پرتال وزارت آموزش و پرورش انعکاسی نداشته است و این در حالی است اکثریت محتوای این پرتال را اخبار و گزارش های مربوط به شبکه شاد و آموزش مجازی را تشکیل می دهند .

رئیس سازمان برنامه و بودجه با استناد به کدام نظرسنجی و یا سند پژوهشی می گوید که اجرای رتبه بندی معلمان مورد نظر وزارت آموزش و پرورش " مورد رضایت " فرهنگیان بوده سپس معلمان ناراضی شده اند ؟

اگر به روایت آقای نوبخت این " اشکالات " مورد نارضایتی معلمان شده است ؛ چرا از آنان " عذرخواهی " نمی کنید ؟

آیا عذرخواهی کردن از معلمانی که شما خاستگاه خود را در این نشست ها ، از معلمی معرفی کرده اید کار دشوار و طاقت فرسایی است ؟

« صدای معلم » از همان ابتدا  به عنوان " تنها رسانه ی حوزه آموزش و پرورش " به عدم دعوت از رسانه ها و خبرنگاران به منظور " شفاف سازی " انتقاد کرد .

چرا نباید رسانه ها در این گونه نشست ها حضور نداشته و اطلاع رسانی به صورت قطره ای و کانالیزه شده صورت گیرد ؟

و اما بخش مهم تر سخنان رئیس سازمان برنامه و بودجه که " منشور حقوق شهروندی " در این دولت تصویب و  ابلاغ شده است ؛ متهم کردن " منتقدان " و "مخالفان " به تشویش اذهان عمومی است .

پرسش های صدای معلم از نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه در مورد رتبه بندی معلمان

آیا آقای نوبخت انتظار دارد در کنار بی اعتنایی به حضور موثر رسانه های منتقد و مستقل ، بازار شایعه قوت نگیرد ؟

آیا هر کسی می تواند به ایشان مراجعه کند ؟

اگر واقعا رئیس سازمان برنامه و بودجه به این حرف ها پای بند است ؛ به این پرسش مهم پاسخ دهد که چرا مانع حضور رامین کریمی نیا نماینده سازمان معلمان ایران در جلسه نمایندگان تشکل ها با مسئولان سازمان مدیریت و برنامه ریزی و وزارت آموزش و پرورش شده اند؟

پرسش های صدای معلم از نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه در مورد رتبه بندی معلمان

معلمان باید کدام یک را باور کنند ؟

پرسش « صدای معلم » از رئیس سازمان برنامه و بودجه و وزارت آموزش و پرورش آن است که آیا تاکنون " منشور حقوق شهروندی " را با دقت و کامل مطالعه کرده اند ؟ ( این جا )

ماده 6 از حق حیات، سلامت و کیفیت زندگی اذعان می دارد :

" شهروندان حق دارند از محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی و دینی و تعالی معنوی برخوردار شوند. دولت همه امکانات خود را برای تأمین شرایط لازم جهت بهره‌مندی از این حق به کار می‌گیرد و با مفاسد اخلاقی از جمله دروغ، ریا، تملق، نابردباری، بی‌تفاوتی، تنفر، بی‌اعتمادی، افراط‌گری و نفاق در جامعه مبارزه می‌کند. " آیا آقای نوبخت انتظار دارد در کنار بی اعتنایی به حضور موثر رسانه های منتقد و مستقل ، بازار شایعه قوت نگیرد ؟

ب- حق کرامت و برابری انسانی
ماده 7- شهروندان از کرامت انسانی و تمامی مزایای پیش‌بینی‌شده در قوانین و مقررات به نحو یکسان بهره‌مند هستند.

ماده 8- اعمال هرگونه تبعیض ناروا به‌ویژه در دسترسی شهروندان به خدمات عمومی نظیر خدمات بهداشتی و فرصت‌های شغلی و آموزشی ممنوع است.دولت باید از هرگونه تصمیم و اقدام منجر به فاصله طبقاتی و تبعیض ناروا و محرومیت از حقوق شهروندی، خودداری کند.

ث- حق اداره شایسته و حسن تدبیر
ماده 19- شهروندان از حق اداره شایسته امور کشور بر پایه‌ی قانون‌مداری، کارآمدی، پاسخ گویی، شفافیت،عدالت و انصاف برخوردارند. رعایت این حق توسط همه مسئولین و کارکنان الزامی است.

ماده 23- مقامات و مأموران اداری باید در روابط خود با شهروندان پاسخ گو و قابل‌دسترس باشند و چنانچه درخواستی را رد کنند باید حسب تقاضا،به‌ صورت مکتوب پاسخ داده و حداکثر راهنمایی را در چارچوب صلاحیت‌های خود ارائه نمایند.

ماده 24- حق شهروندان است که ازدولتی برخوردار باشند که متعهد به رعایت اخلاق حسنه، راست‌گویی، درستکاری، امانت‌داری، مشورت، حفظ بیت‌المال، رعایت حق‌الناس، توجه به وجدان و افکار عمومی، اعتدال و تدبیر و پرهیز از تندروی، شتاب‌زدگی، خودسری، فریبکاری، مخفی‌کاری و دست‌کاری در اطلاعات و پذیرفتن مسئولیت تصمیمات و اقدامات خود، عذرخواهی از مردم در قبال خطاها، استقبال از نظرات مخالفین و منتقدین و نصب و عزل بر مبنای شایستگی و توانایی افراد باشد.

ج- حق آزادی اندیشه و بیان
ماده 25- شهروندان از حق آزادی اندیشه برخوردارند. تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌ کس را نمی‌توان به‌صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مؤاخذه قرارداد. اگر واقعا رئیس سازمان برنامه و بودجه به این حرف ها پای بند است ؛ به این پرسش مهم پاسخ دهد که چرا مانع حضور رامین کریمی نیا نماینده سازمان معلمان ایران در جلسه نمایندگان تشکل ها با مسئولان سازمان مدیریت و برنامه ریزی و وزارت آموزش و پرورش شده اند؟

ماده 26- هر شهروندی از حق آزادی بیان برخوردار است. این حق باید در چارچوب حدود مقرر در قانون اعمال شود. شهروندان حق دارند نظرات و اطلاعات راجع به موضوعات مختلف را با استفاده از وسایل ارتباطی، آزادانه جست و جو، دریافت و منتشر کنند. دولت باید آزادی بیان را به‌طور خاص در عرصه‌های ارتباطات گروهی و اجتماعی و فضای مجازی ازجمله روزنامه، مجله، کتاب، سینما، رادیو، تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی و مانند این‌ها طبق قوانین تضمین کند.

ماده 27- شهروندان حق دارند اندیشه، خلاقیت و احساسِ خود را از طرق مختلف آفرینش فکری، ادبی و هنری با رعایت قوانین و حقوق دیگران بیان کنند.

ماده 28- شهروندان از حق نقد، ابراز نارضایتی، دعوت به خیر، نصیحت در مورد عملکرد حکومت و نهادهای عمومی برخوردارند. دولت موظف به ترویج و گسترش فرهنگ انتقادپذیری، تحمل و مداراست.

ماده 29- دولت از آزادی، استقلال، تکثر و تنوع رسانه‌ها در چارچوب قانون حمایت می‌کند. هیچ مقامی حق ندارد برخلاف موازین قانونی برای انتشار یا عدم انتشار اطلاعات یا مطالب درصدد اعمال فشاربر مطبوعات و سایر رسانه‌ها برآید یا به سانسور یا کنترل نشریات و سایر رسانه‌ها مبادرت نماید.

و... "

آیا ایشان و سایر مسئولان به عنوان زیرمجموعه این دولت خود را مکلف به تمکین از مکتوبات و مصوبات آن می دانند ؟

پایان گزارش/


پرسش های صدای معلم از نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه

منتشرشده در گفت و شنود
دوشنبه, 01 ارديبهشت 1399 19:40

سرنوشت معلمان در دست کمیجانی ؟!

تهران

منتشرشده در نامه های دریافتی

گروه تشکل ها/

آخرین نتایج نشست مشترک تشکل های فرهنگیان با سازمان برنامه و بودجه به روایت دبیر کل مجمع فرهنگیان ایران اسلامی

فرج کمیجانی دبیر کل مجمع فرهنگیان ایران اسلامی در کانال این تشکل نوشت :

" امروز سومين جلسه مشترك نمايندگان تشكل ها با مديران سازمان مديريت ، سازمان امور استخدامي ، آموزش و پرورش و نمايندگان مجلس از ساعت ١٨ لغايت ٢١:١٥ برگزار شد
پس از بحث و تبادل نظر اعضاي حاضر در جلسه مقرر گرديد :
١- رتبه بندي معلمان اجرا شده در سال ٩٨ در احكام احيا گردد .
٢- به هر پنج گروه رتبه ای معلمان اعم از مقدماتي ، پايه ، ارشد ، خبره و عالي تعلق بگيرد .
٣- كارگروهي متشكل از آموزش و پرورش ، سازمان مديريت و امور استخدامي جداول تهيه شده توسط اعضا را بررسي و ميزان بار مالي را تهيه و براي جلسه بعدي كه در روز دوشنبه همين هفته برگزار خواهد شد ارائه دهند .
٤- جلسه به صورت مستمر تشكيل شود تا براي تهيه لايحه اصلي رتبه بندي جهت ارائه به مجلس اقداماتي را انجام دهد . "

همان گونه که پیش تر نیز « صدای معلم » گزارش کرد ؛ در این نشست از رسانه های حوزه آموزش دعوتی به عمل نیامده بود .

پایان پیام/


آخرین نتایج نشست مشترک تشکل های فرهنگیان با سازمان برنامه و بودجه به روایت دبیر کل مجمع فرهنگیان ایران اسلامی

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور