
خبرگزاری فارس امروز جمعه بیست و هشتم اسفند ماه ، متن مصاحبه صدای معلم با حمید رضا حاجی بابایی وزیر سابق آموزش و پرورش را با عنوان " جراحی ناشیانه و سیاسی در ..." منتشر کرد ( این جا) .
خبرگزاری فارس مدعی شد که : "این سایت به نفع خود تنها بخشی از این گفتوگو را منتشر کرده است."
در لید مصاحبه، خبرگزاری فارس بدون رعایت اصل بی طرفی حرفه ای و ارائه فکت نوشته است:
"نکته قابل توجه این بود که بخشهای زیادی از مصاحبه به نفع مصاحبهگیرندگان حذف شد تا حدی که وزیر سابق آموزش و پرورش را بر آن داشت تا از سایت مربوطه بخواهد متن کامل گفتوگو را منتشر کنند چرا که با انتشار ناقص گفتوگو، حق مطلب ادا نشده و نقض حقوق مصاحبه شونده نیز مطرح میشود اما سایت مذکور از انجام چنین کاری ممانعت کرد. "
با این حال ، خبرگزاری هیچ اشاره ای به اینکه کدام بخش های مصاحبه حذف شده است نکرده است ، به این دلیل ساده که صدای معلم حتی یک جمله از مصاحبه را حذف نکرده است.
مصاحبه صدای معلم با جناب حاجی بابایی در چند بخش، با رعایت امانت و بدون کم و زیاد در سایت درج شد.
اگر آقای حاجی بابایی یا خبرگزاری فارس مدعی هستند که بخش هایی از مصاحبه حذف شده است ، باید دقیقا قسمت های حذف شده را مشخص و منتشر کنند.
روز چهارشنبه 26 اسفند شخصی به نمایندگی از طرف آقای حاجی بابایی با مدیرصدای معلم تماس گرفت و عنوان نمود که گفت و گوی انجام شده را از روی فایل صوتی پیاده کرده اند و خواستار انتشار دوباره متن مصاحبه در سایت صدای معلم شد.
مدیر سایت در پاسخ گفت : "تمام گفت و گو به طور دقیق و با امانت پیاده و منتشر شده است و ضرورتی برای انتشار مجدد متن مصاحبه وجود ندارد. ضمن آن که به لحاظ حرفه ای هیچ رسانه ای گفت و گوی اختصاصی خودش را با دو منبع منتشر نمی کند" .
در این مکالمه تاکید شد که صدای معلم حاضر است هر گونه نقد ، مقاله ،یادداشت و یا توضیح را در این زمینه از طرف آقای حاجی بابایی منتشر نماید.
آقای حاجی بابایی و خبرگزاری فارس که مدعی اند مصاحبه به صورت ناقص منتشر شده و بخش های زیادی از مصاحبه در صدای معلم حذف شده است باید ادعای خود را اثبات کنند.
راه درست و حرفه ای آن است که بخش هایی از مصاحبه که مدعی حذف آن هستند را مشخص و منتشر کنند، تا خواننده دریابد این "جراحی ناشیانه " کجا انجام شده است؟!
به نظر ما این یک ادعای بدون دلیل است.
« سایت صدای معلم » متن کامل گفت و گو با جناب حاجی بابایی را بدون کم و زیاد و دقیق منتشر کرده است ( این جا ) و لزومی ندارد که دوباره متن مصاحبه را منتشر کند.
البته صدای معلم آمادگی دارد که اگر آقای حاجی بابایی بخش های از مصاحبه را که مدعی حذف آن است را ارسال کند در راستای رسالت حرفه ای خود منتشر کند ، هر چند اطمینان داریم که دست آقای حاجی بابایی در این زمینه خالی است.
در پایان نکته ای هم با همکاران بخش آموزش و پرورش خبرگزاری فارس مطرح و منتظر پاسخ آنها می مانیم.
آیا خبرگزاری فارس که اقدام صدای معلم را " جراحی ناشیانه و سیاسی " نامیده است خود اقدام به تطبیق متن منتشر شده با متن صدای معلم و فایل صوتی مصاحبه کرده است؟
اگر این کار انجام شده دقیقا در کدام بخش ها متن منتشره توسط صدای معلم با فایل صوتی مغایرت دارد؟
اگر هم به استناد ادعای بدون دلیل وزیر سابق آموزش و پرورش ، مدعی جراحی ناشیانه و حذف بخش های زیادی از مصاحبه و انتشار ناقص گفت وگو شده است، این عمل با اصول حرفه ای سازگار نیست .
پایان پیام/

10 نکته مهمی که از وقایع سال 94 آموختم:
1- هرگز بدون تنظیم و امضای قرارداد هیچ پروژهای را انجام ندهم.
2- اگر به هر دلیلی قصد ندارم تا با کسی صحبت کنم، خودم به او بگویم، نه این که با من تماس بگیرد و جوابش را ندهم و روی هوا بماند.
3- پس از امضای یک قرارداد، حتما از کارفرما مبلغی را به عنوان پیشپرداخت بگیرم تا مطمئن شوم اراده او جدی است و از روی هوس و احساسات زودگذر تصمیم به همکاری نگرفته است.
4- اجازه ندهم تا عدهای از احساسم نسبت به دیگران سود ببرند و سوءاستفاده کنند. مانند زمانی که مدیرعامل یک رسانه گفت برای دکتر ظریف و برجام مستند بساز، من همه کارهایم را تعطیل کردم و وقت و انرژی گذاشتم و چندین شب بیدار بودم و کار را به پایان رساندم، اما در نهایت فهمیدم کارفرما از ارادتی که به وزیر امورخارجه دارم، به نفع خودشان بهره گرفت و قرار نیست کسی بداند که آن فیلم مستند را ساختهام و هیچ مبلغی هم بابت این پروژه دریافت نکردم.
5- پیش از دیدار و گفتوگو با چهرهها، هرگز به قضاوت رسانهها درباره آنها اعتماد نکنم. مانند آنچه که درباره مهندس غرضی رخ داد. وقتی وزیر اسبق نفت را از نزدیک دیدم و صحبت کردیم، پی بردم دانش سیاسی و اقتصادی او از خیلی چهرههای مشهور جامعه بیشتر است، اما رسانهها تمایلی ندارند تا غرضی واقعی را به مردم معرفی کنند.
6- پیش از آن که کیفیت خودروهای ساخت داخل را زیر سوال ببرم، درباره رانندههایی صحبت کنم که وقتی پشت فرمان مینشینند مانند زامبی رفتار میکنند و اگر تانک هم داشته باشند، باز هم در تصادفات آن را نابود میکنند.
بسیاری از مردم تصور میکنند راننده حرفهای هستند و باید استحکام و ایمنی خودرو باید بالا باشد تا کسی در تصادفات نمیرد، اما هرگز به این فکر نمیکنند که مشکل از نحوه رانندگی ابلهانه خودشان است.
7- هیچوقت نمیتوانم ظلمهای بزرگی که قالیباف، احمدینژاد و ضرغامی در حق جامعه ایران کردند را فراموش کنم و باید بپذیرم که آنها هنوز در جامعه طرفدارانی دارند که برایشان جان میدهند.
8- ثبت کامنت در شبکههای مجازی مانند نوشتن شعار ماژیکی پشت در توالت عمومی، کار سادهای است. نباید به کامنتهایی که بدون فکر یا از روی خشم و عقدهگشایی و خودنمایی نوشته میشوند توجه کنم و حتی آن را بخوانم.
9 - از هر کسی که ژست هر چیزی را میگیرد، دوری کنم. چون هر کسی که روپوش سبز به تن کند، دکتر جراح نیست. اگر خودم را به او بسپارم، من را قصابی میکند، نه جراحی!
10- چیزی که یکبار رخ داد، ممکن است بار دوم هم تکرار شود. اما اگر چیزی برای بار دوم به وقوع پیوست، حتما بار سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم و هشتمی هم وجود دارد.
کانال تلگرامی فرورتیش رضوانیه
گروه رسانه و تشکل - جواد بابازاده :

جلسه ی هم اندیشی معلمان تبریز با چهار تن از نامزدهای راه یافته به دور دوم انتخابات در دفتر انجمن اسلامی معلمان تبریز در روز دوشنبه مورخه ۹۴/۱۲/۲۴ برگزار شد . ابتدا جلسه با قرائت آیاتی چند از کلام الله مجید شروع شد . سپس مجری برنامه ضمن خوش آمد گویی به معلمان حاضر و میهمانان و نامزدهای راه یافته به دور دوم انتخابات مجلس در حوزه انتخابی تبریز و اسکو و آذرشهر از آقای الموسوی درخواست کردند تا نظرات خود را در خصوص مسایل آموزش و پرورش بیان کنند .
آقای « الموسوی » با بیان اینکه لازمه ی ارتقا و پیشرفت هر کشوری توجه به آموزش و پرورش آن کشور است از وجود مشکلات در این حوزه خبر داد و با مقایسه سیستم آموزش و پرورش کشورهای پیشرفته با سیستم آموزش و پرورش ایران از پایین بودن کیفیت آموزش و هدف گذاری آن انتقاد کرد که به جای پرورش خلاقیت و تفکر به آموزش برخی مفاهیم و مسائل نا مطلوب می پردازد .
الموسوی در ادامه از لزوم تقویت تشکل های مدنی و صنفی برای ارتقا آموزش و پرورش گفت .
پس از او « عباس زاده » یکی از نامزدهای راه یافته به دور دوم انتخابات به ایراد سخنانی در خصوص آموزش و پرورش پرداخت .
او با اشاره به سابقه ۱۶ ساله خود در آموزش و پرورش و علاقه اش به مسائل و پیگیری مشکلات این حوزه گفت سه رکن اساسی در آموزش و پرورش معلم ، دانش آموز و کتاب است که متاسفانه در حال حاضر هر سه دارای مشکلات بسیاری هستند .
این روحانی دانشگاهی با انتقاد از نحوه مدیریت آموزش و پرورش، معیار عزل و نصب های آموزش و پرورش را شایستگی و عمل به قانون دانست .
وی با بیان اینکه هیچ کس از جمله نمایندگان نباید به دنبال سهم خواهی در مدیریت های آموزش و پرورش باشد .
پس از او « شهاب الدین بی مقدار » سومین نامزدی بود که سخنرانی کرد . بی مقدار با اشاره به مشکلات معیشتی معلمان و مالی در آموزش و پرورش عنوان کرد باید برای طرف کردن مشکلات آموزش و پرورش تلاش بیشتری کرد .
بی مقدار گفت با توجه به سابقه مدیریتی و تخصص خود به دنبال رشد اقتصاد کشور و در پی آن حل مشکلات آموزش و پرورش و ارتقا شأن و منزلت معلمان خواهد بود .
بعد از بی مقدار « زهرا ساعی » چهارمین نامزد بود که شروع به سخنرانی کرد . او سخنانش را با حضور کمرنگ زنان در جلسات و اجتماعات و مدیریت های آموزش و پرورش آغاز کرد و خواستار حضور پررنگ زنان به عنوان افراد تاثیر گذار این حوزه شد . سپس ساعی با اشاره به وجود مشکلات در آموزش و پرورش به لزوم توجه به مقوله فرهنگ و فرهنگیان اشاره کرد و نتیجه این کار را پیشرفت و توسعه ی کشور دانست.
پس از آن جمعی از معلمان نقطه نظرات خود را با این نامزدها در میان گذاشتند .
سپس « محمدی » یکی از نمایندگان معلمان با انتقاد از وضیعت حاکم بر آموزش و پرورش به وجود و بروز ناهنجاری های بسیار در جامعه اشاره کرد و گفت که از نتایج کم توجهی و مدیریت نامطلوب در آموزش و پرورش وجود مشکلات بسیار در جامعه است.
پس از او « توفیق مرتضی پور » معلم دیگری بود که با اشاره به وضیعت نامطلوب تشکل های صنفی - سیاسی و معلمان زندانی و اعضای این تشکل ها ؛ عدم اعتماد و حمایت نهادهای مرتبط با این تشکل ها برای ادامه فعالیت ، خواستار پیگیری این مشکل آموزش و پرورش شد .
« جدیری » معلم بعدی بود که به انتقاد از محتوای کتب درسی و مسایل آموزشی پرداخت .
او با اشاره به غیر علمی و نامطلوب بودن کیفیت آموزش خواستار رسیدگی به این مشکل از سوی مسئولین امر شد .
در ادامه « بیرام زاده » که خود را مدیر مدرسه در تبریز معرفی کرد از دخالت افراد غیر مرتبط در حوزه مدیریت آموزش و پرورش انتقاد شدیدی کرد و عنوان کرد هم اکنون مدیریت مدارس نیز با اعمال نفوذ افراد دیگر ارگان ها جابه جا می شود .
پس از او محمدنیا به وجود مشکلات معیشتی در بین معلمان اشاره کرد که این مشکل موجب تنزل شأن معلمان و بروز مشکلات دیگر شده است و خواستار رسیدگی مسئولین به این مشکل مهم شد .
در پایان « حسن فیضی » با اشاره به وجود تبعیضات در سیستم استخدام و پرداختی و ارتقا آموزش و پرورش خواستار اصلاح این رویه اشتباه شد .
پایان گزارش/
گروه اخبار/ اصول گرايان براي كرسي رياست مجلس خيز برداشتهاند. يك روز بعد از جلسه منتخبين اصول گراي مجلس دهم با آيتالله موحدي كرماني، احمد اميرآبادي فراهاني به «اعتماد» ميگويد كه تلاش اين مجموعه بالا كشيدن يك چهره اصول گرا به عنوان رييس مجلس است. چهرهاي كه نام آن در فهرست اين فراكسيون هم ديده شود. با توجه به غيبت بزرگان اصول گرا آيا اين فرد ميتواند علي لاريجاني باشد؟ اين سوالي است كه اميرآبادي فراهاني جواب روشني به آن نميدهد. اما از پاسخ تلويحي او اينگونه برميآيد كه بين عارف و لاريجاني، رييس فعلي را براي ادامه رياست در دور دهم ترجيح ميدهند.
در شهريور ٩٢ هنگامي كه فاني رداي وزارت پوشيد، تشكلهاي صنفي و سياسي فرهنگيان كه در انتخابات رياستجمهوري و پس از آن در انتخاب وزير آموزش و پرورش با اميد به تحولي مثبت، همگرايي و فعاليت زايدالوصفي داشتند، سعي وافري در ايجاد ارتباط كاري و صميمانه با فاني و معاونين و مديران ارشد وي كردند كه تا حدودي با استقبال متقابل مواجه شد.
جلسات متعدد نمايندگان تشكلها با شخص وزير و برخي معاونان وي از جمله آقايان كفاش، ناصري، بطحايي و برخي مديران ارشد از جمله آقايان عمادي، جدايي و چهاربند در همين چارچوب برگزار شد.
در اين جلسات تشكل ها به طرح ديدگاههاي خود در خصوص مسائل صنفي و نقد برخي برنامههاي در دست اجرا پرداخته و وعدههاي رييسجمهور را يادآوري و مطالبات معلمان را تشريح ميكردند.
رويه كلي تشكلها در قبال وزير و تيم مديران او، به تعبير هاشمي دبيركل سازمان معلمان، حامي - منتقد بود و با كمي شدت و ضعف توسط همه تشكلها به اجرا در ميآمد.
از سوي ديگر فاني و مديران وي با تبيين برنامههاي خود، در آگاهيبخشي به تشكلها و به تبع آن اقناع بخشي از افكار عمومي معلمان ميكوشيدند.
اين حسن ارتباط با انتصاب عبدي به سمت مشاور وزير در امور تشكلها به اوج خود رسيد.
او يكي از فعالان صنفي سياسي در مجمع فرهنگيان ايران اسلامي است كه در سالهاي اخير، بنابر تخصص خود، با جديت مسائل حقوقي تحميل شده بر معلمان را پيگيري ميكرد.
در جلساتي كه تشكلها به اتفاق با فاني داشتند وي به رييس مركز اطلاعرساني تاكيد كرده بود كه اين جلسات به طور منظم و هر فصل برگزار شود. شبيه همين مورد وقتي كه شوراي مركزي انجمن اسلامي معلمان به صورت جداگانه با وي نشست آخر را داشت اتفاق افتاد كه باز هم وي به مديركل دفتر وزارتي تاكيد كرد كه اين جلسات به صورت منظم برگزار شود.
اما پس از تجمعات معلمان در سال گذشته از يك سو و طرح استيضاح، رايزنيهاي مرتبط با آن و موفقيت فاني در كسب راي اعتماد مجدد از ديگر سو، به يك باره فصل سرد روابط آغاز شد.
قول و قرارها فراموش شد.
تقريبا هيچ نشستي مشابه آنچه در سال اول برگزار ميشد اتفاق نيفتاد.
اندك پيگيريهاي تشكلها هم از سوي دفتر وزارتي با بيميلي تمام مواجه شد. از آن سو نيز كوچكترين ابراز تمايلي براي ادامه ارتباط ديده نشد. حال بايد ديد حرارت پديد آمده ازحضور مردم در ٧ اسفند ميتواند يخها را آب كند يا نه. ( روزنامه اعتماد )
گروه رسانه و تشکل /
امروز چهارشنبه علی اکبر باغانی ، نائب رئیس کانون صنفی معلمان ایران ( تهران ) پس از تحمل یک سال حبس به مرخصی آمد .
این فعال صنفی معلمان قرار است در ادامه اجرای حکم خود به شهرستان زابل عزیمت کند .
در حال حاضر ، علیرضا هاشمی سنجانی ، دبیر کل سازمان معلمان ایران ؛ اسماعیل عبدی ، دبیرکل کانون صنفی معلمان ایران ؛ محمود بهشتی لنگرودی و رسول بداقی از اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران در زندان به سر می برند
پایان پیام /
گروه رسانه و تشکل /

روز شنبه بیست و دوم اسفندماه سال جاری نشست نمایندگان تشکل های معلمان و فعالان صنفی – سیاسی فرهنگیان با منتخبان ملی فرهنگیان در کانون تربیتی فرهنگی حر واقع در منطقه 11 تهران برگزار گردید .
در این نشست که به دعوت انجمن اسلامی منطقه 11 تهران صورت گرفت دکتر محمدرضا عارف منتخب اول مردم تهران و نیز تعدادی از نمایندگان منتخب مجلس دهم و برخی شخصیت های فرهنگی - سیاسی به ارائه نقطه نظرات و دیدگاه های خویش پرداختند .
گزارش مشروح این نشست پس از آماده سازی در صدای معلم منتشر خواهد گردید .
پایان پیام /
گروه اخبار /مشاور وزیر امور اقتصادی و دارایی در نشست گفت و گوهای راهبردی مرکز بررسیهای استراتژیک گفت: روند سعادتمندی ایرانیان متوقف شده است. نتایج محاسباتی شاخص سعادت نشان می دهد که از اوایل دهه هفتاد، شاخص سعادتمندی ایرانیان تفاوتی نکرده است.
آلزايمر بيماري عجيبي است که فقط اطرافيان بيمار را رنج مي دهد و شخص بيمار از آن بي خبر است و متوجه بيماري اش نخواهد شد.
اما این اطرافیان هستند که با هر حرکت و تصمیم بیمار، دچار رنج و عذاب شدید می شوند تا جایی که تحمل بیمار آلزایمری سخت ترین کار دنیاست در حالی که بیمار از بیماری اش اطلاعی ندارد و اصولا خود را بیمار نمی داند.
بسياري از جبهه نرفته هاي دلواپس که هميشه در صحنه ! حاضرند و آماده ی حماسه سازی (شما بخوانید بحران سازی) ، در سايه نشسته اند تا در اين دولت پنير از ۴٠٠٠ تومان بشود ۴١٠٠ تومان ، تا کفن بپوشند و به خيابان بيايند که ايها الناس ببينيد چقدر گراني است و دولت بی خیال !
مثل زمان دولت خاتمي که عده اي در فرودگاه جمع شدند و در اعتراض به گران شدن مرغ از 1250 به 1300 تومان ، شعار دادند !
“ گراني ، گراني ، دولت خاتمي ”
و اما وقتی در دولت های نهم ودهم قیمت مرغ به 6000 تومان رسید کک شان هم نگزید !
وقتي در دولت فخيمه ي دهم بنده در سال 90 ، به اروپا مسافرت کردم دلار ٩٠٠ تومان بود و وقتي بعد از دو سال برگشتم دلار شده بود 4200تومان و کسي هم هیچ اعتراضي نداشت و اصولا اعتراض به دولت منتصب به امام زمان معنایی جز ارتداد نداشت.
شما تصور کنید الان دلار بشود 15000 تومان ، چه مي شود؟
چه کفن پوشانی که به خیابان نمی آیند و از حقوق ما دفاع نمی کنند ؟!
حالا ما بايد از آلزايمر برخي دوستان رنج بکشيم !
آلزایمر خودخواسته !
طبيعت اين بيماري است و کاري هم نمي توان کرد ؛ بیمار متوجه بیماری اش نمی شود و درمانی هم برایش وجود ندارد.
الان هم برخي حضرات آلزايمر گرفته اند ؛ آن هم از نوع مزمن طوري که وقايع و گراني هاي نوروز 90 تا 92 را کلا فراموش کرده اند !
در بسیاری از مسائل تربیتی و آموزشی نیز همین اتفاق رخ داده است، البته در این مورد جناح ها همگی همراه و همگام و با هم به آلزایمر شدید مبتلا می شوند، چپ و راست هم یکسان است !
سال هاست که در انتظار بهبود وضعیت معیشتی فرهنگیان نشسته ایم، نه به امید بهبود وضعیت خودم، بلکه به قصد بهبود در ارائه ی خدمات آموزشی به نسل آینده و نسل های بعد.
در شرایطی که تمام جوامع پیشرفته، سرمایه گذاری در آموزش و پرورش را راهی برای بهبود کیفیت زندگی مردم و پاسخی برای تمام مشکلات فرهنگی و اجتماعی خود می دانند ؛ در کشور من اما، هنوز هم با دید هزینه ای به آموزش و پرورش نگاه می کنند و تنها دلیل شان برای عدم اجرای بخشنامه ها و لوایح در آموزش و پرورش را کسری بودجه می دانند.
وقتی مسولین پشت منبر می روند، خطبه های غرا درباره حرمت علم و احترام آموزش در کشور ایراد خواهند کرد اما وقتی بحث چرایی نتایج کشنده در آموزش پیش می آید همه با هم دچار آلزایمر می شوند و هیچ جیزی را به یاد نمی آورند.
آموزش و پرورش در کشور ما، سال هاست که به قهقرا می رود ...
سن پائین اعتیاد، آمار خودکشی ها در کشور، آمار وحشتناک طلاق، ریشه در آموزش غلط دارند ؛ آموزشی که زمانی با دید هزینه به آن نگریسته شده است، هزینه هایی که در آموزش و پرورش انجام نشد حالا باید در زندان ساختن و ندامتگاه و دادگاه هزینه کنیم !
بايد تحمل کرد و دم برنياورد ...
راه چاره ای هم نیست، آلزایمر است دیگر ...
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
در دولت تدبير و اميد تشكلها با اميد بيشتر به تدبير در امور تشكلهاي خود پرداختند. نتايج ارزنده اين همانديشي را ميتوان در جلسات مشتركي كه تشكلها با يكديگر برگزار كردهاند، مشاهده كرد. يكي از اين نتايج ارزشمند بررسي وضعيت معلماني بود كه كانديداي نمايندگي مجلس شده و صلاحيتشان نيز تاييد شده بود.
همانديشي يكي از مولفههاي ضروري دموكراسي است. انتظار ميرفت كه معلماني كه ميخواهند نماينده صنف خودشان باشند سابقه فعاليت و توانمنديهايشان توسط تشكلها بررسي و تاييد شود. به همين جهت تشكلهاي معلمان كه همسو با دولت بوده و قصد اصلاحات در جامعه را دارند با تشكيل ائتلاف فرهنگيان مبادرت به اين مهم كرده و با تلاش خود درصدد برآمدند كه در ليستي مشترك با اصلاحطلبان، معلمان توانمند را معرفي كنند.
هرچند كه معلمان خود را از ساير اقشار و صنوف جدا ندانسته و مجلس را جايگاهي ميدانند كه بايد افراد متخصص و متعهد به آن راه يابند و صرفا داشتن يك شغل، قوميت، حرفه و سمت و حتي جنسيت براي ورود به مجلس اولويت اول نيست .
به همين جهت در تاييد معلمان كانديدا شده ويژگيها و توانمنديهاي آنان براي ورود به مجلس مدنظر قرار گرفت.
سابقه تاريخي نشان داده است كه نمايندگاني از قشر و صنف خاصي الزاما به طرح مطالبات هم صنف خويش نپرداختهاند. همانطور كه به كرات مشاهده شده است نمايندگاني كه براي اخذ راي، قشر محروم و مستضعف را در شعارهاي خود نشانه گرفتهاند پس از دست يابي به هدف، شعارهاي خود را فراموش كردهاند.
اين امر تشكلهاي صنفي گروههاي اصلاحطلب را واداشت كه در طرحي هماهنگ ضمن بررسي كارشناسانه معلمان كانديدا، از آنها ميثاقنامهاي نيز براي تعهد و وفاداري به شعارهاي خود اخذ كنند.
در اين بحبوحه نيز گاهي شاهد گروههاي نوظهوري بوديم كه در آستانه انتخابات وارد عرصه رقابت شده در حالي كه بيشترين دستاورد خود را تاييد صلاحيت ميدانند داعيه نمايندگي قشر عظيم معلم را داشتند.
انتظار ميرفت كه اين عزيزان نيز با درايت بيشتر و توجه به مسووليت خطيري كه در پيش روي ملت ايران است همسو با تشكلهاي معلمان حركت كنند و از تكروي بپرهيزند.
همدلي و همراهي و پرهيز از خودمحوري و خودپرستي از شرايط پيروزي در صحنه رقابتي است كه پشت آن اراده مردم قرار گرفته است. در صورتي كه حركتهاي خودجوش و دفعي كه شايبههاي فراوان نيز به همراه دارد نميتواند در رسيدن معلمان به مطالبات خويش موثر افتد.
داشتن توان مندي صنفي و درايت سياسي جزو لوازم يك نماينده است. اين ضرورت و الزام نه تنها در عرصه سياست بلكه در همه عرصهها قابل درك است چه بسا دينداراني كه بدون درايت و شعور سياسي تبديل به خوارج شدند.
شهامت و شجاعت، قانونمندي و تدبير، تيزبيني و دورانديشي، ظلمستيزي و ظالمگريزي، اخلاص و تواضع، نظم و انضباط، سعهصدر و حسن تدبير، صداقت در رفتار و گفتار قطعا اولويتهايي است كه بر جنسيت، قوميت، شغل و حرفه، فاميل بودن و همشهري بودن ارجحيت دارند.
به اين اميد كه در فضاي پس از انتخابات با تدبير نمايندگان و فعالان صنفي و تشكلها در مسير خواستهاي ملي و صنفي و توسعه و تعميق رفتارهاي مدني موفقيتهايي حاصل شود. ( روزنامه اعتماد )