گروه اخبار/

سخنگوی وزارت بهداشت گفت: ۲۱ درصد دانشآموزان به غذا نمک اضافه میکنند، همچنین فقط یک روز در هفته ورزش میکنند و طبق مطالعات علمی، ٢٧,٧درصد دانشآموزان تریگلیسیرید بالا دارند.
ایرج حریرچی، درباره وضعیت سلامت دانشآموزان اظهار کرد: ١٦.١ درصد دانشآموزان نیز لاغری مفرط دارند و وزن ایدهآل ندارند و باید گفت شیوع اضافهوزن و چاقی در شهرها دو برابر روستاهاست. همچنین ٢٧.٥ درصد دانشآموزان، غذاهای غیرمفید در هفته مصرف میکنند و ٢٥.٧ درصد نیز هر هفته از نوشیدنی نوشابه استفاده میکنند.
حریرچی با بیان اینکه ١٥ درصد دانشآموزان هر هفته بهطور مرتب فستفود مصرف میکنند، عنوان کرد: ٦٠ درصد دانشآموزان روزانه شیر مصرف نمیکنند و ٦٨ درصد نیز روزانه سبزیجات تازه و ٤٠ درصد دانشآموزان روزانه میوه مصرف نمیکنند.
او با بیان اینکه ٢١ درصد دانشآموزان به غذا نمک اضافه میکنند، ادامه داد: دانشآموزان فقط یک روز در هفته ورزش میکنند و ٤٨ درصد آنها روزانه مسواک نمیزنند.
حریرچی گفت: طبق مطالعات علمی، ٢٧,٧ درصد دانشآموزان تریگلیسیرید بالا دارند؛ چراکه غذاهای چربی مانند فستفودها، سوسیس و کالباس و چیپس مقدار قابلتوجهی تریگلیسیرید دارند.
وی با بیان اینکه ٨٦,٨ درصد مادران دانشآموزان خانهدارند و میتوانند غذای سالم را برای کودکانشان فراهم کنند، خاطرنشان کرد: سلامت دندانها در کشور در دانشآموزان و بزرگسالان وضعیت مناسبی ندارد، بهطوریکه در سنین ٣٥ تا بالای ٤٠ سال بهطور متوسط ١٢ دندان کشیده شده، پر شده یا دارای خردگی داریم و برای رفع مشکل در دو سال گذشته، در ٦٠ هزار مدرسه ابتدایی خدمات درمانی بهداشت دهان ارائه دادهایم که ٤٥ هزار نفر در این راستا آموزش دیدند.
٨٦,٨ درصد مادران دانشآموزان خانهدارند و میتوانند غذای سالم را برای کودکانشان فراهم کنند وی درخصوص کاهش میزان پوسیدگی دندان دانشآموزان اظهار امیدواری کرد و گفت: تعداد دانشآموزانی که فاقد مشکلات دندان هستند، دو برابر شده و این شاخص از ٢,٩ در سال ٩١ به ١.٨ در سال ٩٥ کاهش پیدا کرده است.
وی به مواد غذایی مجاز و غیرمجاز بوفههای مدارس اشاره کرد و گفت: موادی که وجودشان در بوفههای مدارس از نظر ما غیرمجاز است، شامل انواع چیپسها، غلات حجیمشده، انواع یخمک، نوشابههای گازدار، ماءالشعیر، دوغ گازدار، آدامسهای حاوی مواد قندی، سوسیس و کالباس و فراوردههای آنها، همبرگرهای کمتر از ٧٠ درصد گوشت، انواع سالاد الویه، انواع لواشک، آلو و آلوچه بدون بستهبندی و فاقد مجوز وزارت بهداشت، فلافل، سمبوسه، پیراشکی، بستنی یخی، پاستیل، خیارشور و انواع سُسهاست.
درعینحال مواد غذایی مجاز نیز شامل خشکبار، انواع آجیل، شیر و فراوردههای آن، نوشیدنیهایی مانند آب معدنی، دوغ بدون گاز، آب میوه بستهبندیشده، انواع میوهها، بیسکویتهای بدون کرم، انواع لقمه سالم و انواع آش، سوپ، سمنو و... است، البته به شرط اینکه پخت آنها به صورت روزانه و بهداشتی باشد و در ظروف یکبارمصرف و بر پایه گیاهی سرو و بلافاصله بعد از پخت هم توزیع شوند.
روزنامه شرق

با تو گویم عشق سوز مولوی
گر تو خود سوزی بسوزان مثنوی
شعله نورش زمین را سوز بود
درد دل هایش به کلی سور بود
گر بخوانی می شوی مدهوش خویش
در نیابی حال جز در هوش خویش
مولوی دید ولی گشت ای عزیز
عاشق ممدوح روح است جسم نیز
هر که در نی نامه نام خود بدید
ترک خود کرد و ازش اندیشه چید
همچو سی مرغی روان تا کوه قاف
رهنما گردد همان سیمرغ چو آف
روح مولی در خط حق می شود
مولوی والی پل حق می رود
دیگران پرسند از وجد و سماع
گویدم در ذهن جویید انتزاع
وجد امروزین درونی شد ولی
دیگر آن وجد و سماع طی شد ولی
مولوی در وجد می گفت حال را
با سماع می کرد یکسان قال را
ما که در بند اسیر خود شدیم
از خودی دور و به کل مجنون شدیم
در به رویم باز کن از مثنوی
تا شناسم راه را از معنوی
معنی الذکر و رحمان و احد
از کتاب مثنوی شد در صمد
هر چه پرسم یابمش از کل نشان
در کتاب مثنوی ای گل فشان
ما که ممدوح پل جنت شدیم
خاک پای پاک آن سنت شدیم
راه را مولا نمود و خط بکرد
رسم خط را کرد ترسیم در نبرد
جنت مؤلا ولی را شد قرین
مولوی والی شد و والی یقین
گر چه گویم خاطرات شرح و درد
اشتیاق روح گویم نیست سرد
گرم گشت سوزان و شعله در گلو
سوزش دل گشت ما را رخ هلو
یافت هر کس آتش عشقش بدید
یک جرقه شمس زد دیگر ندید
عشق لرزان می کند روح بدن
صبر و آرامی ندارد با بدن
تا چه موقع شمس را جویا شویم
از درون بینیم اگر بینا شویم
ما که در درد خودی وامانده ایم
روح را در جسم خود تازانده ایم
تا به وادی رُخش ره را رویم
همره والی بدان وادی شویم
مولوی گر گفت بشنو از سخن
تو شنو ما را بگو و انجمن
واعظ ما شو خریدارت شدیم
یک سخن دُر گو نگهدارت شدیم
من در این اندیشه بودم ناگهان
روح در جان آمد و جان در نهان
دیده شد هر دیدنی در پیش من
عشق خود آمد بگفت این کیش من
گر شوی تابع ببینی هاله ای
دور شمع گیری شوی دلداده ای
همچو ابراهیم در آتش شوی
عَجب خود سوزی به کل نورش شوی
این بود رسم حقیقت دیدنی
چون که دیدی نور گشتی چیدنی
والی مؤلا سخن کم گو ز عشق
ضیف آمد عشق آمد نیست ضیق
تو خود ضیفی بدانی ضیق نیست
گر ندانستی بدانی عشق نیست
مولوی با والی ما یک زمان
قال حالی گفت و کرده خود نهان
چون نهان گشت دید و خود را هان ندید
بارقه بودش که شد یک دم پدید
عشق شد ما را عجین در روح بین
ماجرای عشق آدم را امین
مثنوی را معنوی مؤلا نمود
عشق را در روح او والا نمود
این که می گویند عشق ما را شده
راست گویند عاشق سارا شده
عشق های ننگ دل را سنگ شد
گر شوی عاشق ببینی تنگ شد
عاشقان در وصف معشوقه مدام
ذکر گویند شعر گویند والسلام
من که در وادی عشق عاشق شدم
روح را دیدم به کل ناطق شدم
رمز را گفتم به ایما خنده کرد
خنده را چیدم به کل فرخنده کرد
عاشق یک گل چه دارد نازشی
از لطایف لطف دارد سازشی
یک سبد گل میوه را انگور کرد
مرغ را بینی به کل مسحور کرد
والی مؤلا که عشقش ساکن است
در قلم گوید سخن از لکن است
در به رویم باز شد از مثنوی
هر چه را خواهی بخوان از معنوی
معنی از لفظ کلام آید برون
آن چه در ذکر است گویا از درون
ما ز حال و قال گوییم هر زمان
از زمین و آسمان از نور و جان
جان که از اسرار رب است در بدن
ظرف می باید که مظروف عین تن
ظرف را از روح خالی می کند
تا به آن جایی برد خود را سزد
تا به وادی گر رسد بیند خودی
از خودی هم بگذرد بیند خودی
ما که از اسرار رب جویا شدیم
ساکن این جسم را پویا شدیم
تا سماوات یقین با دوست نیز
پر گشایی می کنیم تا به دنیز
قطره را دریا کنیم خاکی شویم
از خود و از بیخودی خالی شویم
روح را بینیم در پرواز دوست
هر که را با دوست بینیم جمله اوست
والی مؤلا چه می گویی ز عشق
عاشقان را بین طلب شد طی ز عشق
ما که در وادی حیرت آمدیم
فقر را دیدیم و جنت آمدیم
این بود فقر و فنا خواهی طلب
گر سلیمانی خوشی ماهی طلب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
روی سخنم با نحوه زندگی و ساختار غیر برخوردار بازنشستگان است. امروز آقای فردوس حاجیان سازنده شهرک الفبایی برای خروج از قاعده سنتی آموزش ، و فردا، دیگری که گمنام است/ بچه های ما همراه ما جور فقر و نداری یک معلم را بر دوش کشیده اند. بچه های ما حال که بازنشسته ایم باز از سوی ما شاهد هیچ دلخوشی نیستند/ ما محکومین فراموش شده ی وزارتخانه ای هستیم که ما را نمی بینند/ ما پله های آرزوهای سایر مشاغلیم/ از روز بازنشستگی هم که نگویید فقط خاطره تلخی است که یادآوری اش آدمی را زجر می دهد ....
گروه اخبار/ در گردهمايي مشترك شوراي معاونين و مديران كل استان های وزارت آموزش و پرورش ، سید محمد بطحایی موضوعات مختلفی را مطرح کرد .
یکی از این مسائل در مورد برگزاری اردوهای دانش آموزی و لزوم همكاري ساير دستگاه ها با آموزش و پرورش در برگزاري اردوها بود .
« پرتال وزارت آموزش و پرورش » بخشی از سخنان وزیر که البته در گروه تلگرامی قابل مشاهده می باشد را حذف کرد .
گروه اخبار/

با خبر شدیم والده گرامی آقای سید محمد بطحایی دار فانی را وداع گفته اند .
« صدای معلم » این واقعه تلخ را به وزیر آموزش و پرورش و خانواده محترم ایشان تسلیت می گوید و برای روح آن مرحومه مغفوره طلب آمرزش و برای بازماندگان صبر و بردباری مسئلت دارد .
پایان پیام/
چگونه ممکن است بدهی های آموزش و پرورش را به صفر رساند وقتی که بودجه ی37 هزار میلیاردی وزارتخانه شما توسط مجلس به 31 هزار میلیارد تقلیل یافته است/ این اتفاق یعنی، شما باید حدود سه هزار میلیارد تومان از امور رفاهی پرسنل خود را کاهش دهید که نتیجه آن اتفاقاتی مانند تصادف اتوبوس دانش آموزان بی گناه هرمزگانی است/ وقتی در « برنامه ششم توسعه » که شما هم از دست اندرکاران تهیه آن بوده اید، آموزش و پرورش را در ردیف (اولویت) هفتاد و نهم قرار داده اند و این برنامه تا سالها ادامه دارد، چگونه ممکن است تا دو سال آینده بدهی ها را به صفر برسانید/ چگونه می خواهید بدهی های آموزش و پرورش را به صفر برسانید وقتی که در همان مصاحبه برای پرداخت قبوض آب و برق مدارس از مردم امداد می خواهید/ آیا می دانبد که چند نوع مدرسه در ایران داریم/ مدرسه ای هست که آمفی تاتر و سالن مجالس و استخر دارد و مدرسه ای هم در آغل گوسفندان/ آینده ای به غایت تیره را برای چنین نظام آموزشی پیش بینی می کنم که در این تاریکی، سهم شما کم نیست...
گروه استان ها و شهرستان ها/
جمعی از بازنشستگان شهرستان دزفول در نامه ای که خطاب به رئیس جمهور نوشته و برای صدای معلم ارسال کرده اند خواهان توجه بیش از پیش مسئولان به وضعیت معیشتی بازنشستگان و اجرای مواد قانون مدیریت خدمات کشوری و سایر مطالبات خود شده اند .
متن کامل این نامه به شرح زیر است
شاید علت اینکه در میان خیل بزرگان ایران و اسلام، به او کمتر از بسیاری دیگر ارادت داشتهام و دارم، این است که شیخ طوسی را بیش از آنکه به واسطهی خدماتش به اسلام بشناسم، به عنوان ساختمانی قدیمی در خیابان مخبر در جنوب شرق تهران به خاطر دارم که بهترین سالهای کودکیام را – مانند بسیاری از مدارس دیگر در بسیاری از نقاط جهان – بلعید و هرگز پس نداد/ همیشه گفتهام که کاش بیشتر دقت کنیم که اسم چه کسانی را روی چه چیزهایی میگذاریم. چون تاثیر نامها بر اشیاء و انسانها یکسویه نیست و انسانها و اشیاء هم بر نامها تاثیر میگذارند/ مسئولین مدرسه تصمیم گرفتند هر یک از بچههای خوب و زرنگ و باادب کلاس را با یکی از بچههای بد و تنبل و بیادب، دوست و همراه کنند/ با این ایدهی احمقانهی مدرسه، بچه زرنگها به استخدام بچه تنبلها درآمده بودند/ همان بچگی هم حسی به ما میگفت که اگر میوهی کرم دار را کنار میوهی سالم بگذاری، بعید است کرم و حفره شفا پیدا کنند/ حداقل الان یک گام از فرهنگ شفاهی به فرهنگ مکتوب نزدیک شده. جای شکرش باقی است/ خوشحال باش که فحشهایی را که میداد، بدون غلط مینویسد و فرق س و ث و ص را میفهمد. و البته امید داشته باش که در آینده، چیزهای بیشتری بخواند. هیچ چیز بدتر نشده. مطمئن باش. او یک گام به فرهنگ مکتوب نزدیکتر است. ضمناً نسبت به گذشته منظمتر هم شده است/ تعداد قابل توجهی از مردم ما (نه همه)، در زمینه کتاب و کتابخوانی، بسیار شبیه عبدالله آن قصه یا فرزند این دوست عزیز من هستند/ بحث کتاب نخوانی، ما را به جایی رسانده که دیگر، از هنر کتاب خواندن و از درست کتاب خواندن و از چگونه کتاب خواندن حرف نمیزنیم. فعلاً درد فقط این شده که: بخوان/ این نوع توصیه، به نظرم چنان گنگ و مبهم و بینتیجه است که به باور من، با نخواندن فرقی ندارد و اگر نمیتوانیم چگونه خواندن و چه خواندن و چگونه اندیشیدن را بیاموزیم، لااقل جهان را به اطرافیان خود تنگ نکنیم و بگذاریم که زندگیشان را با بیحاصل خواندن بر باد ندهند...
گروه استان ها و شهرستان ها/
یک مخاطب ساکن جاده ساوه میگوید این وانت پیکان، سرویس مدرسه است.

کانال فرورتیش رضوانیه