گروه گزارش/
مافیای کنکور چیست و پشت پرده آن چه کسانی هستند ؟
آیا آن گونه که مسئولان وزارت آموزش و پرورش ادعا می کنند اراده ای برای مبارزه با این شبکه گسترده وجود دارد و یا معلمان و جامعه را سر کار گذاشته اند ؟
سیدمحمد بطحایی در مراسم افتتاحیه فعالیتهای تابستانی واحدهای آموزشی و پرورشی سراسر کشور که 9 تیرماه در کانون فرهنگی تربیتی سلمان فارسی منطقه ۱۰ برگزار شد، گفت: «پایه دوازدهم از مهر امسال برای اولین بار به جای پیشدانشگاهی مستقر میشود. برای این پایه ۳۵ ساعت در هفته برنامه آموزشی درنظر گرفته شده است، درحالی که کنکور هنوز پابرجاست. سعی میکنیم این ساعت را به ۲۴ ساعت کاهش دهیم تا دانشآموزان مجال داشته باشند خود را برای کنکور آماده کنند.» ( این جا )
پیش تر از آن ؛ « محمدرضا پوردستمالچی » مشاور معروف کنکور در نشستی سراسری با حضور روسای ادارات مشاوره به سخنرانی و ارائه رهنمود می پردازد . ( این جا )
« مهران صولتی » جامعه شناس در یادداشتی به تحلیل " دروس خودخوان " در پایه تازه تاسیس دوازدهم پرداخته است .

معلم فارسی متوسطه اول آموزشگاه چمران سمیرم نمره قرائت فارسی بیشتر بچه های یک کلاس را زیر ده داده است یعنی تقریبا تمام بچه ها زیر ده گرفته اند اما چند نفری با همان نمره زیر ده قبول خرداد شده اند. در بررسی هایی که ظاهرا در منطقه انجام شده است عده ای گفته اند سوالات امتحانی سخت بوده است و عده ای این نظر را رد کرده اند. اما سوالی که در این مورد به ذهن می رسد این است که چرا عنوان درس حتی در کارنامه قرائت فارسی است ؟!
چطور آزمون کتبی ملاک نمره قرائت قرار گرفته است؟
قرائت یعنی خواندن نه نوشتن. مشکل از معلم بوده است یا برنامه ریزان آموزشی ؟
دیگر اینکه چطور ممکن است دانش آموزی املای فارسی 20 و انشا 15 شود اما قرائت 6 ؟
یا دانش آموزی تمام نمراتش بالای 18 باشد ولی قرائت فارسی 6 . در حالی که هر کتابی که جلو همین دانش آموز بگذاری روان می خواند. کاش مسئولین و کارشناسان اداره به جای اینکه برگه امتحانی را به گروههای آموزشی بفرستند که سطح دشواری آن را بررسی کنند ریشه ای تر مشکلات را بررسی می کردند.
ممکن است معلم مشکلاتی داشته باشد که دانش آموزان و اولیا از ترس اینکه ممکن است سال آینده هم با او کلاس داشته باشند مطرح نکنند. وقتی معلم تمام وقت کلاس را به مباحث غیردرسی می پردازد از دانش آموز چه انتظاری باید داشته باشد؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

بخشنامه تند و تیز بازرسی و رسیدگی به شکایات وزارتخانه را دیدهاید و رفتار "با پا پیش کشیدن و با دست پس زدن " مسئولان وزارتخانه را هم با تمام وجود درک کردهاید و این را نیز خود با تمام وجود درک کردهاید که وضعیت اقتصادی و فقر مطلق و بیکاری در کشور بیداد میکند و میدانم که بیشتر شما مدیران مدارس بزرگوار از خانوادههای قشر متوسط جامعه، کشاورز و کارگر و ...به حرفه مهم معلمی وارد شدهاید که مرهمی بر زخمهای التیام نیافته باشید .
این روزها خودتان میبینید که اولیا در نقاط محروم با محوریت کشاورزی و کارگری در روستاها و دهات و حتی شهرهایی که اقتصادشان برمدار کشاورزی میچرخید در معرض سختترین تنگدستیها هستند و در برآورده کردن مایحتاج اولیه زندگیشان نیز مستأصل ماندهاند . در طی یک ماه گذشته حداقل در دو استان اصفهان و چهارمحال بختیاری وضعیت نابسامان زندگی و کاهش درآمد در پی خشکسالیها اخیر را ملاحظه کردهام و اینطور که از شواهد و قرائن مشخص است وضعیت برای این قشر زحمتکش در چند ماه آینده وخیمتر نیز میشود و این وضعیت به نظر بر تمام کشور مستولی شده و یا خواهد شد .
خودتان وضعیت اقتصادی معلمان را که به قول عام " آبباریکهای میآید " که "هشتمان گرو نهممان است " را میبینید ؛ پس وای به حال این قشر جامعه که این روزها زیر بار فقر و ناداری چه ها که نمیکشند . این وضعیت در حاشیه شهرهای بزرگ نیز دیده میشود و کارگرانی که از طلوع صبح تا عصر در کنار میدانها برای یک روز کار چشم به ماشینهای عبوری دارند را بهکرات دیدهاید . روزگار سختی بر آنان میگذرد و گاهی تا چندین روز نتوانستهاند بر سرکاری بروند و اوضاع اسفباری دارند. مطمئنم این وضعیت نابسامان اقتصادی را خودتان نیز در مدارس دیدهاید و با عرایضم آشنا هستید.
و اما سخن اصلی ام
همکاران ارجمندم مدیران دلسوز وطنم در مدارس
فقر ریشه تمام بدبختیهاست . من نمیدانم که مسئولین و مسند نشینان قدرت بخشنامه عدم دریافت وجه در هنگام ثبتنام را به چه منظوری صادر میکنند و میدانم که هیچ ریالی نیز بهحساب مدرسه از بابت سرانه برای شما واریز نمیکنند و میدانم حتی در صورت صحت گفتار و صداقت در کلام مسئولین شما نیز هیچ منبعی برای خرج و مخارج مدارس ندارید و مجبور به دریافت وجه هنگام ثبتنام هستید اما قشر درمانده این روزها کارگر و کشاورز را دریابید و نکند تصمیم شما و سخت گیری شما هنگام ثبتنام موجب ترک تحصیل و یا عدم مراجعه برای ثبتنام شود و نکند استعدادی بهواسطه فقر تلف شود.
همکاران عزیزم و مدیران مدیر دلسوز وطنم در مدارس
عبادت بهجز خدمت خلق نیست و چه عبادتی بالاتر از کمک به قشر مستأصل از وضعیت بد اقتصادی کشور. کشور مالزی در سال های 1997-11998 میلادی بعد از ورشکستگی اقتصاد دولتی، زنان برای کمک به ماها تیر محمد طلاهای خود را به دولت دادند تا اقتصادشان رونق گرفت اما بودجه آموزش و پرورش را کم نکرد بلکه اهمیتش را چند برابر میدانست و هیچ لایه ای را بدون پیوست تاثیر بر آموزش و پرورش بررسی نمی کرد. اما در کشور ما و این چهار دهه برای دولتمردان،آموزش و پرورش از هیچ اهمیتی برخوردار نبوده و نیست و صرفا برای آموزش و پرورش سخنرانی کرده اند و در عمل با سیاستهای اشتباه و نسنجیده آموزش و پرورش و معلمان و دانش آموزان را دچار بیراهه و یا به استضعاف کشاندهاند و ظلمها در حق این قشر فرهیخته و با آبرو روا داشتهاند.
در مقابل رفتار دموکراتیک و مسالمتآمیز، حقخواهی، عدالتطلبانه با توسل بهزور و ارعاب و بگیر و ببند صدای حقخواهی آنان را به مسلخ بردند.

همکاران عزیزم و مدیران مدیر دلسوز وطنم در مدارس
دستهای خالی و پرمحبت هموطنانمان در کشور عزیزمان ایران راکه سرافکنده از نداری و فقر درخواست ثبتنام دارند را بفشارید و با آنانهمدلی و همراهی کنید. متواضعانه و ملتمسانه استدعا دارم که جلو ترک تحصیل و بازماندگی از تحصیل فرزندان قشر مصیبتزده اقتصادی کشور عزیزمان را بگیریم و توکل به خدا کنیم که خدامشکلگشا است و جلو نابسامانیها و معضلات و آسیبهای اجتماعی مترتب بر بیسوادی و ترک تحصیل فرزندان این مرزوبوم گرفته شود؛ و شما بهتر از هر مسئول پایتختنشینی بر وضعیت اقتصادی منطقه، شهر، روستای خودآگاهی دارید اقتصاد مدرسه را مدبرانه مدیریت کنید تا انشا الله فرجی شود و از این وضعیت نابسامان گذر کنیم.
همکاران عزیزم و مدیران مدیر دلسوز وطنم در مدارس
زبان من زبان شماست کلام من درد دل شماست . من نه بخشنامه چی هستم و نه آمرانه دستور میدهم اما عاجزانه و برادرانه درخواست دارم بیائیم دستبهدست هم دهیم به مهر و مهین خود را در مقابل ترک تحصیل منبعث از بیکاری، نداری، دستتنگی بیمه کنیم آنهم با سلاح تدبیر و همدلی و در مناطق محروم، روستاها و حاشیههای شهرهای بزرگ و بعضاً در شهرها مدیریت کنیم و سؤالات زیر برای ثبتنام مفروض باشد.
از چه شخص و قشری با چه درآمدی درخواست وجه ثبتنام میکنیم؟
آیا مردم منطقه و شهر در سال مالی گذشته درآمدی داشتهاند؟
آیا توانایی و تمکن مالی برای پرداخت شهریه ثبتنام را دارد؟
آیا عدم ثبتنام فرزند این مراجع منجر به ترک تحصیل نمیشود؟
آیا با عدم ثبتنام استعدادی را به ورطه سقوط نمیکشانیم؟
من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم تو خواه پند گیر و خواه ملال
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اختلاف درک مدیران سطوح مختلف از مسائل آموزش و پرورش ، موجب تفرق انرژی آنان شده و مسیر این وزارتخانه را برای رسیدن به اهداف هر سندی طولانی می کند .
مدیران مدارس در مواجهه با برخی بخشنامه ها ، قضاوتشان این است که مسئولین صادر کننده این بخشنامه ، نسبت به واقعیت مدرسه بی اطلاعند . چنین قضاوتی از طرف مسئولین ادارات منطقه در خصوص بخشنامه های استان و استان در مورد وزارتخانه ، کم و بیش وجود دارد .
ظاهرا تعریف هر یک از این سطوح ، از آموزش و پرورش و اولویتهای آن با یکدیگر متفاوت است . آنچه مسلم است ، آموزش و پرورش واقعی در مدارس است و تمام طرحهای های آموزشی و پرورشی در صورت عدم انطباق با این واقعیت ، محکوم به شکست هستند .
غیر از اصلاح ساختار و محتوا که در سطح وزارتخانه میسر است ، راه دیگر عملی برای نزدیک شدن هست ها و بایدهای این نهاد بزرگ تعلیم و تربیت ، ایجاد فضای امن و بدون سانسور برای گفت و گو بین مدیران سطوح مختلف تا سطح مدرسه است . برای پیمودن صحیح چنین مسیری نیازمند مسئولینی هستیم که علاقه شان به شنیدن ، بیش از گفتن باشد .

اگر تمام مسئولین ، علاقه مند به استعمال واژه ها و جملات زیبا و فاخری باشند که توان ترجمه آنها در مدرسه و در حد درک مدیران و معلمان مدارس نباشد ، آن واژه ها و جملات ، هیچ گاه فرصت کاربردی شدن در مدرسه را نخواهند یافت .
هنگامی که کتابچه سند تحول بنیادین در اولین سالهای تدوین آن در کتابخانه مدیران مدارس جای گرفت ، شاید لازم بود کسی می پرسید چه تعداد از مدیران ، انگیزه مطالعه آن را داشته و در صورت مطالعه ، مفاهیمی نزدیک به برداشت نویسندگان آن سند را دریافت کردند ؟ جلسات فراوانی که به شکل سخنرانی و به روشهای سنتی در مناطق و استانها برگزار می شود ، در صورت حرکت به مسیر دیالوگ و آن هم در فضای امن و در صورت ترجمه آن سخنان به زبان مدرسه ، دردی از مشکلات نظام تعلیم و تربیت را حل خواهند کرد .
تا زمانی که تعریف معلم کلاس و مدیر مدرسه از آموزش و پرورش ، با تعاریف سطوح دیگر نظام اداری آموزش و پرورش به اشتراک قابل قبولی نرسد ، مسیر توسعه در این نهاد فرهنگی به درستی طی نخواهد شد .

اجرای صحیح طرحهای مختلف ، توسط کسانی که متناسب با دریافتشان از نیازها طراحی شده و برداشتهایی آرمانی از اولویتهای آموزش و پرورش دارند ، توسط معلمان و مدیرانی که ذهنشان به حق درگیر نیازهای اولیه زندگی شان است ، به نظر بعید می رسد .
برای آغاز پیمودن مسیری با تمام توان و ظرفیت انسانی موجود در نظام تعلیم و تربیت ، نیازمند آموزش و پرورشی هستیم که تعریف مدیران آن از سطح مدرسه تا وزارتخانه ، مشترک بوده و تلقی شان از اولویتهای این دستگاه ، یکسان باشد .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش از پرداخت قسط اول پاداش پایان خدمت فرهنگیان خبر داد.
گروه اخبار/
» فروش اردوگاه شهید باهنر » در روزهای اخیر به یکی از موضوعات روز و چالش برانگیز تبدیل شده است .
« حمیدرضا حاجی بابایی » نامه ای را خطاب به رئیس جمهور منتشر کرد و در آن مدعی شد این اردوگاه به یک سوم قیمت به فروش رفته است .
« صدای معلم » بلافاصله پس از انتشار این نامه مطلبی را منتشر کرد . ( این جا )
در این مطلب چنین آمده بود :
" « صدای معلم » به فوریت خواهان توضیح و شفاف سازی مسئولان وزارت آموزش و پرورش در این مورد است.اما پرسش اساسی این است که چرا این نامه پس از 16 ماه از فروش این اردوگاه نوشته می شود و آیا واقعا نمایندگان مجلس در این مدت طولانی از این موضوع اطلاعی نداشته اند و یا سکوت کرده اند ؟ "
سپس در یادداشتی دیگر با عنوان :
" معنای در اولویت بودن آموزش و پرورش همین بود !
اردوگاه شهید باهنر تهران در گروی پرداخت مطالبات فرهنگیان ! آیا تعبیر ورشکستگی آموزش و پرورش به واقعیت می پیوندد ؟ "
مواضع حاجی بابایی و نیز مسئولان دولت و وزارت آموزش و پرورش مورد نقد مدیر صدای معلم قرار گرفت . ( این جا )
« حاجی بابایی » در گفت و گویی که با فارس انجام داد به برخی از این موضوعات پاسخ داده است .
گروه رسانه/
چندی پیش گزارشی از نشست کارشناسی بررسی و نقد سند تحول بنیادین که با حضور « محمود مهرمحمدی » از مجریان و تدوینکنندگان اصلی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش برگزار شد در صدای معلم منتشر گردید . ( این جا )
در پایان این نشست ، مدیر صدای معلم پرسش هایی را از ایشان مطرح کرد .
« ابراهیم سحر خیز » معاون آموزش متوسطه در وزارت « حمیدرضا حاجی بابایی » انتقاداتی را نسبت به آن در یک گروه تلگرامی بیان کرده بود . ( این جا )
« سحر خیز » جوابیه ای برای صدای معلم و در انتقاد از مدیر این رسانه و مواضع آن ارسال کرده است .
ضمن تشکر و قدردانی عین جوابیه منتشر می گردد .

بعد از گذشت 4 ماه از سال جدید و کش و قوس های فراوان بالاخره حکم کارگزینی معلمان صادر شد . فارغ از وعده و وعیدهای افزایش حقوق و مزایا و سریال دنباله دار نظام رتبه بندی معلمان باید گفت که صدور احکام جدید نه تنها دردی از معلمین را دوا نکرده ؛ بلکه بر حسرت های آنان افزود و امید ها را به یاس مبدل ساخت.
تردیدی نیست که رفاه کارکنان و تامین آسایش روحی ، روانی آنان ازجمله فاکتورهایی است که نشان دهنده پویایی و کارآمدی دستگاههای اجرایی است و بسیاری از صاحب نظران معتقدندکه برای بهره وری بیشتر دستگاهها در درجه ی اول باید رفاه ، امنیت و بهداشت جسمی و روانی کارکنان تضمین شود ، تا آنان با میل و رغبت در پیشبرد اهداف دستگاه تلاش کنند و نسبت به دستگاه متبوع خود احساس تعلق خاطر کنند .
دستگاههای اجرایی هم با وقوف به این مسئله معمولا ً تلاش می کنند تا در راستای تامین رفاه کارکنان حرکت کرده و به انحاء مختلف بستر مناسب را برای برخورداری آنان از حقوق و مزایای بیشتر فراهم کنند؛ مطلبی که با اندک مطالعه ای در نظام پرداخت بسیاری از دستگاهها به راحتی عیان می شود .
از طرفی در دنیای امروزی و در کشورهای توسعه یافته آموزش و پرورش اولویت اول بسیاری از کشورهاست و توجه به دغدغه های مادی و معنوی معلم در صدر فعالیت های آن کشورها قرار می گیرد و بیشترین بودجه و امکانات در این راستا هزینه می شود و شان و کرامت معلمی آن چنان در این جوامع نهادینه می شود که همه آحاد جامعه خود را مدیون معلم می دانند .
اما در کشور ما با وجودی که بیشترین تاکید نسبت به ارج نهادن به مقام شامخ معلم در متون دینی اسلامی وجود دارد این موضوع به درستی در وضع بودجه و اعتبارات در نظر گرفته نشده و تنگناهای مالی و کسری بودجه چالشی بزرگی است که در دوره های مختلف این مجموعه عریض و طویل را با مشکل مواجه کرده است.

معلمین هم پذیرفته اند که بسیاری از این مزایا مانند حق خوابار ، هزینه ایاب و ذهاب ، کمک هزینه تحصیلی فرزندان ، حق مسکن ، کمک هزینه لوازم التحریر دانش آموزان، پاداش مناسبت ها و اعیاد و ....گرچه برای سایر کارکنان حق است ؛ اما برای معلمین صرفاً رویایی دست نیافتنی است و نباید به آن دل بست.
چند سالی است که بحث معاونت اقتصادی در آموزش و پرورش مطرح شده و گرچه ما نیز معتقدیم که این دستگاه بهترین ظرفیت را برای تامین منابع مالی جدید و خود اتکایی اقتصادی دارد اما هیچ گاه از این ظرفیت ها برای کمک به رفاه و آسایش معلمان استفاده نشده و این ظرفیت ها گاه و بیگاه ابزاری برای استفاده و یا گاها سوء استفاده برخی افراد برخی افراد و گروه ها با مقاصد خاص شده است .
در بیان مصادیق این مطلب باید گفت که آموزش و پرورش هر ساله مبالغ هنگفتی برای تامین تجهیزات اداری مدارس و ادارات ، هوشمند سازی کلاس های درس، تامین منابع آموزشی و تجهیزات آزمایشگاهی ، پوشاک مدارس وهزینه ایاب و ذهاب اردوهای راهیان نور هزینه می کند و اگر بتواند راساً در این حوزه ها سرمایه گذاری کند می تواند منابع مالی جدیدی را برای خوداتکایی این دستگاه و کمک به رفاه و معیشت فرهنگیان تامین کند .
از طرف دیگر کمترین انتظار از آموزش و پرورش هم این است که تلاش کنند تا ضمن تثبیت و حفظ قوانین مالی گذشته ، قوانین جدیدی تدوین شود که زمینه رفاه معلمین را گسترده تر کند و آنان را از امکانات بیشتر درمانی و رفاهی بهره مند سازد . چیزی که عکس آن مشاهده شده و مسئولین ضمن اینکه امکانات و مزایای جدیدی به معلمین اختصاص نداده اند ، بلکه در مقابل حفظ قوانین قبلی مانند بیمه طلایی فرهنگیان ، فوق العاده سختی کار و فوق العاده ویژه نیروهای ستادی پافشاری لازم را به عمل نیاورده اند.
در احکام جدید فرهنگیان هم در اقدامی کم سابقه ضمن اینکه شاهد افزایش ناچیز 6 تا 11درصدی حقوق معلمان بر خلاف تورم واقعی در جامعه بودیم ؛ فوق العاده سختی کار نیروهای ستادی و عوامل اجرایی مدارس و فوق العاده ویژه کارکنان ستادی هم حذف و یا کاهش یافت و علت را هم مصوبه دیوان عدالت اداری ذکر کردند .
ضمن اینکه این مصوبه بنا به اذعان برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست باید اعلام کرد که آیا آموزش و پرورش نمی توانست از این مبلغ اندک حدود 20 هزار تومانی سختی کار معلمین دفاع کند و مانع از حذف آن شود ؟
آیا آموزش و پرورش خود قائل به ضرورت اجرای این بند در احکام کارگزینی معلمین نیست ؟
آیا آموزش و پرورش تمام آراء دیوان عدالت اداری را در راستای رفاه بیشتر معلمین ؛ اجراء کرده و تنها این رای بر زمین مانده بود ؟
آری !
دیواری کوتاه تر از آموزش و پرورش وجود ندارد که باید شاهد وقوع این اتفاق باشیم .
حقیقت تلخی است اگر بگوییم که آن چنان وضع بر معلمین سخت شده که تعداد زیادی از آنها برای امرار معاش به مشاغل دوم و سوم روی آورده اند .
پدیده زشتی است که یک معلم برای تامین مایحتاج زندگی خود به رانندگی در آژانس ؛ مغازه داری و کار در بنگاه های معاملات ملکی یا ..... روی آورد .

آیا نباید زندگی معلم تامین شود تا او با افتخار و علاقه به حرفه خطیر معلمی روی آورد و به تربیت نسل آینده ساز جامعه مبادرت کند و مجبور نباشد برای تامین زندگی خود و فرزندانش به این امور مبادرت کند .
امروز هم چالش دیگری با عنوان چالش آتش زدن حکم و فیش حقوقی معلمین در فضاهای مجازی در حال انتشار است و این اتفاق بیانگر اوج نارضایتی معلمین از ناعدالتی در نظام پرداخت هاست و باید پیام این چالش توسط دست اندرکاران تعلیم و تربیت دریافت شود و برای رفع این تبعیض و نابرابری در نظام پرداخت ها تلاش کنند .
گرچه نباید اجازه داد تا از نارضایتی های صنفی سوء استفاده شده و به بیراهه کشانده شود ، اما باید مسئولین آموزش و پرورش هم آگاه باشند که بهانه دست دیگران ندهند و مدافع حقوق همکاران فرهنگی خود باشند و از حقوق حقه آنان به شایستگی دفاع کنند .
آموزش و پرورش باید سنگ صبور معلم باشد و باید هم این اعتماد را داشته باشد که کسانی هستند که با تمام وجود از حق و حقوق معلم دفاع می کنند و اجازه نمی دهند تا اجحافی در حق آنان صورت گیرد .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید