صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

مسعود پزشکیان و چالش های آموزش و پرورش و معلمان  مسعود پزشکیان روز جمعه در نشست یک روزه مشترک شورای معاونان اداره کل و مناطق و نواحی آموزش و پرورش آذربایجان شرقی با موضوع «سازه های نرم رهبری اثربخش»، اظهار داشت: اراده، انگیزه در کنار باور داشتن و فعل خواستن عامل اصلی موفقیت در انجام کارهای سخت است.
وی اضافه کرد: مشارکت عمومی، روابط بین بخشی، اجرای عدالت و تکنولوژی چهار اصل موفقیت در اجرای امور و طرح های دشوار آموزشی است.
پزشکیان ادامه داد: بودجه مساله اول کشور نیست، بلکه باور داشتن به هدف، انگیزه و جلب مشارکت مردمی عامل توسعه همه جانبه است.
وی گفت: وزارت آموزش و پرورش با ایجاد ایمان و باور قلبی در معلمان برای رسیدن به پیشرفت و توسعه می تواند عامل تحول در جامعه باشد.
نایب رییس مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه اگر به کارمان ایمان داشته باشیم، می توانیم بهترین باشیم، بیان کرد: معلمان و کارکنان آموزش و پرورش بدون توجه به دریافتی ها و حقوق اندک خود به شغل مقدس خود ایمان داشته باشند و راه تحول و پیشرفت جامعه را هموار کنند.
سرپرست سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی نیز در این همایش گفت: معتمدترین افراد در میان مردم ایران معلمان هستند و این ارزش و جایگاه معلم را در جامعه نشان می دهد.
حیدر تورانی ادامه داد: معلمان با از خودگذشتگی در تعلیم تربیت دانش آموزان تلاش می کنند تا دانش آموزان آینده ساز تربیت کنند.
وی همچنین مهمترین 'سازه نرم برای رهبری اثربخش' را تغییر در نگرش دانست و افزود: در واقع نوع نگرش مناسب و داشتن برنامه ریزی توسعه ای، عامل موفقیت و تسهیل گر اجرای برنامه های آموزشی در نظام تعلیم و تربیت است.
معاون وزیر آموزش و پرورش ادامه داد: تغییر نگرش، فرآیندی است که از دانش شروع و به رفتار گروهی ختم می شود و در واقع رفتارها عوض می شود و فرصت توسعه آموزشی پیش می آید.
تورانی همچنین بیان کرد: در سیستم آموزشی باید فرصت گفتمان و مناسبات فی مابین تقویت و در کنار شفافیت و پاسخگویی، مشارکت برانگیزانده شود.
استاندار آذربایجان شرقی نیز در این همایش گفت: سه هزار و 400 فرهنگی امسال در استان در حال بازنشستگی هستند و این در حالی است که تنها یکهزار نفر جایگزین خواهند شد.
مجید خدابخش بیان کرد: با برنامه ریزی های انجام شده هیچ کلاسی در آموزش و پرورش آذربایجان شرقی بدون معلم و دبیر نخواهد بود.
وی همچنین با اشاره به لزوم رعایت اصل «تعارض یا تضاد منافع» در آموزش و پرورش، گفت: نحوه ارایه مجوز و تاسیس مدارس غیرانتفاعی باید مورد بازنگری قرار گیرد تا ذینفعان در صدور مجوز حضور نداشته باشند.
خدابخش افزود: بر این اساس ارایه دهندگان مجوزهای لازم برای راه اندازی یا مجوز ارایه استحکام مدارس غیرانتفاعی باید خود مدرسه غیرانتفاعی نداشته باشند.
مدیرکل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی نیز در این همایش گفت: تهیه و توزیع کتب درسی، ثبت نام دانش آموزان، صدور ابلاغ همکاران، سازماندهی نیرو، آرایش و آمادگی مدارس برای بازگشایی، برگزاری آیین های هفته دفاع مقدس و محرم از جمله اقدامات مهمی است که باید تاکنون انجام شده باشد.
جعفر پاشایی با بیان اینکه نیروی انسانی توانمند محور توسعه و تعالی آموزش و پرورش است، اظهار داشت: امسال شرایط این اداره کل به لحاظ کمیت نیروی انسانی خاص است.
وی ادامه داد: به رغم بازنشستگی تعدادی از همکاران فرهنگی به تعداد دانش آموزان استان 15 هزار نفر افزوده می شود.
پاشایی اضافه کرد: بر این اساس باید از تمام ظرفیت برای بهبود کیفیت آموزشی استفاده کنیم و در این میان نقش مشارکت عمومی انکار ناپذیر است.
وی تاکید کرد: کلاس، مدرسه و معلم خط مقدم فرهنگ کشور است و از تمام توان برای ارایه خدمات آموزشی استفاده خواهیم کرد تا کمبودی در تعلیم و تربیت دانش آموزان وجود نداشته باشد.
مدیرکل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی ادامه داد: مشارکت عمومی رمز موفقیت در فرآیند تعلیم و تربیت و پایه اصلی مشارکت، آگاهی است.
 امسال حدود 3 هزار و 400 معلم در آذربایجان شرقی بازنشسته می شوند.
آموزش و پرورش آذربایجان شرقی با 39 ناحیه و منطقه دارای 692 و 868 نفر دانش آموز شامل 329 هزار و 278 نفر دانش آموز دختر و 363 هزار و 590 نفر دانش آموز پسر است که زیر نظر 47 هزار کادر فرهنگی در هشت هزار و 77 مدرسه تحصیل می کنند و امسال 15 هزار دانش آموز به این تعداد افزوده می شود. ( ایرنا )
انتهای پیام /*

جایگاه مقامات و VIP و آسیب شناسی رفتار معلمان در نظام آموزشی و مدرسه از ساعتی پیش که تصاویر حضور یادگارِ یادگارِ یادگارِ امام در جایگاه VIP مراسم سینه‌زنی هیئت خادم‌الرضای قم منتشر شده، خیلی‌ها خیلی حرف‌ها زدند. مثلاً خود سید احمد خمینی در جواب معترضان نوشته:”اگه واقعاً براتون سؤاله پاسخ می‌دم برادر عزیزم که اینجا قم است مراسم خادم‌الرضا. پایین جلسه همه سینه می‌زنند و اون بالا معممین می‌نشینند که لباس‌شون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه و البته جایگاه ویژه هم هست و تمام روحانیون درجه یک و دوی قم شرکت می‌کنند و ...“


من کاری به کار این روحانی درجه‌ی یک و ممتاز ندارم. فقط می‌خواهم بگویم :همکار عزیز، اگه این بار در مدرسه مراسمی برگزار کردیم بهتر است من و شما به‌عنوان میزبانِ مراسم در کنار مهمانان بنشینیم نه در جایگاه ویژه.

اگر بچه‌ها مجبورند روی زمین بنشینند درست نیست که ما روی صندلی بنشینیم. اگر بچه‌ها نمی‌تونند به پشتی و دیوار تکیه بدهند درست نیست ما هم به پشتی و دیوار تکیه بدهیم.

اگر بچه‌ها نمی‌توانند چهارزانو بنشینند و مجبورند دو زانو بنشینند درست نیست ما چهارزانو بزنیم و راحت بنشینیم.

این جوری وضعیت بچه‌ها را بهتر درک می‌کنیم و احتمالاً به آن ها حق می‌دهیم که گاهی حوصله‌ی بعضی از آن ها سر برود و کمی وول بخورند و پچ‌پچ کنند.

چه بسا دفعه‌ی بعد مراسم شادی یا عزا را کوتاه‌تر برگزار کنیم.

جایگاه مقامات و VIP و آسیب شناسی رفتار معلمان در نظام آموزشی و مدرسه

سال تحصیلی جدید از همین روزهای ابتدایی با کلی مراسم سوگواری شروع می‌شود .

اگر به رفتار این شازده پسر یا بانیان مراسم اعتراض داریم، که داریم، یه نگاهی به رفتار خودمان بندازیم.

اگر مثل من از توجیهات ایشان خوش‌تان نیامده در خلوت خودتان کلاه خودتان را قاضی کنید و توجیهات احتمالی‌تان را بسنجید.

بعد آن وقت ببینید آیا دلتان می‌آید بچه‌ها از گرما عرق کنند ولی شما نه؟

جایگاه مقامات و VIP و آسیب شناسی رفتار معلمان در نظام آموزشی و مدرسه

* این متن پس از تبدیل از زبان محاوره ای به زبان رسمی و از گروه " عکس نگار " اقتباس گردیده است .

منتشرشده در یادداشت
جمعه, 23 شهریور 1397 18:24

کابوس کنکور و دیگر هیچ ...

حذف کنکور

جستارگشایی:
برداشت عمومی از حذف کنکور آنست که هر کسی می تواند در هر رشته و شهری در دانشگاه مطلوب خود ثبت نام و ادامه تحصیل دهد.
در صورتی که این داستان نه منطقی است و نه عملی!

حذف کنکور

داستان اصلی کنکور چیست؟
کنکور کشمکشی بین وزارتین آموزش و پرورش، علوم و مجلس بوده و دو قطعه دیگر پازلِ کنکور خانواده های سرگردان و مافیای کنکور می باشد.
از دیرباز سازمان سنجش به عنوان بازوی اجرایی وزارت علوم، مدافع سرسخت کنکور فعلی است.
آموزش و پرورش نیز در کارگروه پنج نفره حذف کنکور، تنها با یک نماینده در تلاش است تا به جای برگزاری کنکور، سوابق تحصیلی را جایگزین انتخاب دانشجو نماید.
کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس هم ناظر، واسط و بعضاً حامی یکی از طرفین کشتی کج بین آموزش و پرورش و وزارت علوم می باشد!
طبق قانون، وظیفه سنجش بر عهده آموزش و پرورش و وظیفه پذیرش در صلاحیت وزارت علوم می باشد.
وزارت علوم به واسطه سازمان سنجش هماره در حال شبهه افکنی در صحت و سقم سوابق تحصیلی دانش آموزان به بهانه استاندارد نبودن آزمون های نهایی آموزش و پرورش می باشد. مشوق اصلی این شبهه افکنی نیز صنعت و مافیای کنکور می باشد.

 

مصوبه مجلس؛ حذف کنکور تا سال نود:
در سال ۸۶ مجلس مصوب نمود تا سال ۹۰ به تدریج کنکور در شکل رایجش حذف و پذیرش دانشجو با رجوع به سوابق تحصیلی دانش آموزان صورت گیرد، ولی به دلایلی چند این مصوبه بایکوت شد. در سال ۹۲ مجلس مصوبه قبلی خود را اصلاح نموده و مقرر نمود تا کنکور ۹۸ هشتاد درصد گزینش دانشجو با مراجعه به سوابق تحصیلی داوطلبان صورت گیرد، ولی در کنکور ۹۷ سهم سوابق تحصیلی درصد نازلی را شامل بوده و در سال آتی نیز روش تست زنی حرف اول و آخر را در پذیرش داوطلبان خواهد زد.

 حذف کنکور

موافقان و مخالفان کنکور:
کنکور به شکل فعلی موافقان و مخالفان سرسختی دارد. مخالفان کنکور معتقدند که به دلیل افزایش ظرفیت دانشگاهها، امکان پذیرش تمام داوطلبان موجود فراهم بوده و رقابت اصلی فقط در ده درصد رشته ها (گروه پزشکی، حقوق و...) می باشد. سیستم تست زنی به خاطر ده درصد، صددرصد داوطلبان را وارد گردونه  رقابت و استرس نموده و همچنین باعث سطحی شدن آموزش می شود.
مرحوم  پرویز شهریاری مترجم شهیر کتب ریاضی معتقد است تا زمانی که کنکور حالت تست زنی داشته باشد آموزش ریاضی به جایی نرسیده و باعث تنزل سطح آگاهی های عمومی جوانان شده و در نتیجه کنکور دانش مملکت را ویران می کند.
علی لاریجانی رییس مجلس عقیده دارد با انحلال سازمان سنجش بساط کنکور نیز به طور اتوماتیک برچیده خواهد شد.در مقابل، موافقان تداوم کنکور معتقدند که با وجود نواقصاتی در برگزاری کنکور فعلی، هنوز هیچ بدیل روشنی برای کنکور وجود ندارد.
منصور غلامی وزیر علوم در واکنش به سخنان لاریجانی می گوید:
برای حذف کنکور باید الگوی جدید پذیرش در دانشگاهها تعریف شود.از دیگر حامیان مانایی کنکور فعلی، سازمان سنجش می باشد.
فعالین صنعت کنکور نیز چون منتفع از وضعیت آشفته فعلی هستند به شدت بر طبل تداوم کنکور کوبیده و بازار ده هزار میلیارد تومانی مافیای کنکور را در انحصار خود نگه داشته اند.

حذف کنکور

اصالت کنکور یا سوابق تحصیلی؟
سازمان سنجش با تحلیل خاص خود (امنیت بالای کنکور، سلیقه ای بودن تصحیح اوراق امتحانات نهایی و احتمال لو رفتن و تقلب در امتحانات آموزش و پرورش) اصالت را به روش تست زنی فعلی داده و از پشتیبانی وزارت علوم و مافیای کنکور و برخی از نمایندگان مجلس برخوردار است.
در عوض آموزش و پرورش معتقد است که وظیفه وزارت علوم پذیرش دانشجوست نه سنجش وی.

 

تکلیف چیست؟
می توان داوطلبان پشت کنکور و رشته های دانشگاهها را در سه دسته افراز نمود:

رشته های کم متقاضی:
این رشته ها به دلیل مبهم بودن آتیه شغلی خواهان چندانی ندارند. رشته هایی مانند کشاورزی و علوم  انسانی (به جز حقوق) طالبین چندانی نداشته لذا کنکور عملا در این دسته حذف شده می باشد. 

2⃣ - رشته های پر متقاضی:
رشته های گروه پزشکی (پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی) و وکالت صرفا به دلیل آینده نسبتا روشن شغلی از رشته های پرطرفدار کنکورند. طبیعی است که حذف کنکور برای این گروه غیرممکن و غیرمنطقی است. 

3⃣ باقی رشته ها:
سایر رشته های حدواسط، بخش معقولی از داوطلبان را در خود جای می دهند. در این گروه رقابت منطقی و منصفانه تر بوده و عملا دانش اموزان آماده تر گزینش می گردد.

 

حرف آخر:
برای حذف تدریجی کنکور باید تمهیدات لازم اندیشیده شود.
تعیین سقف زمانی بدون کار کارشناسی، در نظر نگرفتن ساختار فعلی، عدم لحاظ منابع و نیروهای انسانی و... در تصمیم گیری ها رفتن در باتلاق آزمون و خطاست.
می توان در مرحله اول رقابت در رشته های پرمتقاضی را به دست سازمان سنجش با ساز و کار کنکور فعلی داده و گزینش دانشجو در الباقی رشته ها را با رجوع به سوابق تحصیلی دانش آموزان به آموزش و پرورش احاله نمود.
به هر حال باید سیستم ارزشیابی  شفاف،  عدالت محور و  پاسخگو باشد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار/

عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، بخشنامه اخیر آموزش و پرورش مبنی بر تدریس اجباری مدیران و معاونان مدارس را موجب افت کیفی آموزش در مدارس دانست و خواستار اصلاح این بخشنامه شد .

آغاز سال تحصیلی و سخنی با معلمان و دانش آموزان و مدیران و اولیا

مهر را با مهربانی آغاز کنیم

اول فصل پاییز یعنی مهرماه سرآغاز سال تحصیلی جدید در کشورماست. از نیمه دوم شهریورماه جنب و جوش ها و تحرک برای ثبت نام، خرید لوازم التحریر مورد نیاز، برنامه ریزی درسی و... شروع خواهدشد.

این یادداشت می خواهد که نکات قابل تأملی را به طیف هایی که درگیر مستقیم قضیه هستند یادآوری نماید؛ با سانسور، محدودیت، حذف و تبعیض و انکار راه به جای نمی برید. واقعیت ها را بگویید و صداقت هم در حل مشکلات داشته باشید


والدین دانش آموزان

اگر چه شرایط کاری به ویژه وضعیت نامساعد زندگی، خیل فرزندان فارغ التحصیل بیکار، بالا رفتن سن والدین ، سرخوردگی های کاری ، بی مهری ها، رانت های استخدامی و... شاید رونق نشاط برای آماده سازی بچه ها از لحاظ روانی و  وضعیت ظاهری را از والدین گرفته باشد. علی رغم موارد مذکور شرایط سنی و موقعیت تحصیلی فرزندان نیاز مبرم به پشتیبانی و تقویت روحی شما والدین دارد. اگر چه ممکن است شرایط اقتصادی کمر همت و اراده پولادین پدر خانواده را در مقابل خواسته های فرزندانش خم نموده باشد.

ولی پدر نازنین!

آگاه باشید که هنوز شما قهرمان و پهلوان بدون رقیب فرزندان تان هستید. پس با ناله هایتان، رؤیاهایشان مخدوش نسازید. والدین متمول و دارای امکانات به شکرانه نعمتی که خداوند عطا فرموده است به وضعیت خانواده های که از برآورده نمودن خواسته های فرزندان شان  ناتوان هستند نیم نگاهی داشته باشید. اگر چه امکانات و ثروت دارید امّا بدیهی ست که این موارد پایدار نیستند. فرزندان خود را به قناعت کردن برای روز مبادا عادت نمایید. مهربانی نمودن و دست گیری همسالانشان را آموزش دهید.از خرید لوازم بسیار فانتزی و اضافه بر نیاز خوداری نمایید.
بزرگوران ثروت پایدار جوانمردی، بلند همتی، تواضع و مهربانی است پس در کسب و توزیعش کوشا و مداوم باشید.

آغاز سال تحصیلی و سخنی با معلمان و دانش آموزان و مدیران و اولیا

دانش آموزان
کمبود امکانات تحصیلی و آموزشی متناسب با خواسته ها و شرایط روز دنیا، رؤیت خیل فارغ التحصیلانی که متناسب با تحصیل خود شغلی را به دست نیاوردند، عدم ثبات در برنامه ریزی های آموزشی، عدم تناسب محتوی های آموزشی با خواسته ها و نیازهای جوانان و جامعه، آینده مبهم شغلی پس از فارغ التحصیلی، فرار مغزها، بی مهری ها، وعده های  بی عمل مسؤولان ، حس ناامیدی و بی اعتمادی حاکم بر جامعه، زرق و برق های چشم گیر زود گذر، فرصت های کاذب برای اتلاف وقت و چندین مورد دیگر از جمله عوامل بازدارنده ای هستند که ممکن است انگیزه و نشاط برای مشغولیت قاطع شما دانش آموزان را به شغل و وظیفه اصلی تان که آموزش و تحصیل است ، بگیرند.

پس به اشتباهات اعتراف کنیم، خرد جمعی را ارج نهیم ، از برج عاج خود را عقل کل دانستن پایین بیاییم
 امیدهای ملت و سرزمین مان!

با وجود همه این شرایط و عواملی که ذکر گردید اگر نگاهی به سیر تاریخی توسعه یافتگی کشورهای که اکنون پیشرفت نموده اند، بیندازیم به یقین معلوم خواهد شد که چنین ملت ها و کشورها مسیر اصلی پیشرفت خودشان ر ا در امر تحصیل و آموزش دیده اند. بسیاری از این کشورها حتی شرایط بدتر از ما هم تحمل نمودند.

پس واقع بینانه گام برداریم خسته نشویم و در دام ناامیدهای گسترده شده نیافتیم. راه نجات این ملت و سرزمین مسیری جز فراگیری علم، مهارت و صنعت ندارد. هستند کسانی که چشم دیدن پیشرفت  شما ها را ندارند چون ماندگاری خود را در عقب ماندگی شما ها می بینند. پس به خاطر عشق و باور به سرنوشت خود و ملتتان با آغاز مهر تجدید پیمان همت نو را بنیان نهید. .


معلمان و استادان
شرایط نامساعد حقوقی، رفاهی، تبعیض، بی مهری ها، انتصاب های نالایق، برنامه های کلیشه ای و تکراری، بی انگیزگی دانش آموزان ،عدم همکاری والدین و مسؤولان و... همه ی این موارد بخشی از عوامل از رونق انداختن شور و نشاط تعلیم و تربیت هستند. بااین وجود راهکار چیست؟ آیا تسلیم شرایط موجود باید گشت؟ با درد دل کردن، بی علاقه بودن و عدم انگیزه می توان شرایط تغییر را داد؟

چطور می توان از دست سیکل معیوب طراحی شده رها گشت و برای تسلط بر این بی انگیزگی و بی برنامه ریزی بودن چه اقداماتی باید به صورت خود جوش و خود مدیریتی  می توان انجام داد .


فرهیختگان و استادان دلسوز و متعهد!

شکی نیست که چالش های اشاره شده واقعیت موجود هستند و بر همه ما هم روشن است که متأسفانه اراده قاطع سیستماتیک برای رفع این موانع و مشکلات یا وجود ندارد یا اینکه بسیار ناتوان و بی رمق است.

متأسفانه بر همگان واضح و مبرهن است که مسؤولان تصمیم گیر و مجری، اراده قاطع برای تحول در وضع موجود به غیر از وعده های سر خرمن و شعارهای تکراری در ذات و توان شان نیست.
اکنون چشم امید آینده سازان این سرزمین به همت مضاعف، مستمر و ارائه راهکار، خلاقیت و مدیریت شما عزیزان  دوخته شده است. تجربه تاریخی تمام کشورهای توسعه یافته و گذشته سرزمین خودمان نیز  نشان داده است که نقطه اتکا و ثقل تحولات جوامع، معلمان، استادان و آموزش دهندگان بوده اند. اگر چه دست های، ناآگاهانه یا به عمد نخواهند که  این موتور محرکه تحولات در جایگاه خود پا برجا،پیشرو و با نشاط و پر انرژی بماند امّا این قشر بی مدعا نشان داده که همواره پیشقراول فداکاری ، مقاوم در دوران بحران و سختی  و الگو در کسب علم و نشر آن بوده و خواهد ماند.
مسیر سخت و طاقت فرساست به ویژه در شرایط کنونی  ولی خارج از توان و  همّت جمعی نیست.

آغاز سال تحصیلی و سخنی با معلمان و دانش آموزان و مدیران و اولیا

مسؤولان و تصمیم گیران
نداشتن بودجه کافی و عدم همکاری و هماهنگی سایر دستگاه ها شاه بیت تکراری پاسخ مسؤولان در انباشته شدن مشکلات و مطالبات و حل نشدن آن ها در دستگاه عظیم و تأثیر گذار تعلیم و تربیت بوده است.
مسؤولان ذی ربط در امر تعلیم و تربیت قطعاً برایشان واضح شده است که وضعیت دستگاه تحت مدیریت شان اسفناک تر از این است که بتوان با همان شعارهای تکراری و امیدهای واهی سر پا نگاه داشت. روزی کاسه صبر و شرم و حیای قشر زحمت کش معلمان، توان و امید آینده سازان، مقاومت و خون دل خوردن والدین لبریز خواهد شد و به پایان خواهد رسید.

پس به اشتباهات اعتراف کنیم، خرد جمعی را ارج نهیم ، از برج عاج خود را عقل کل دانستن پایین بیاییم.

خودتان همدوش با همکاران، والدین، دانش آموزان  به تلاش و همت جمعی بیفزایید.

با سانسور، محدودیت، حذف و تبعیض و انکار راه به جای نمی برید. واقعیت ها را بگویید و صداقت هم در حل مشکلات داشته باشید. داستان سرایی و حماسه گویی دیگر نه برای والدین، نه همکاران و نه دانش آموزان خریداری ندارد. قبل از طوفان موج ها و انعکاس ها  را دریابید.
 اگر همه این طیف ها به مسؤولیت و جایگاه خودشان آگاهی یابند و قدر فرصت ها را بدانند می توان گفت که مهر را با مهربانی آغاز نمودیم.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

صدای معلم - گروه گزارش/

یکشنبه 4 شهریور نمایشگاه دستاوردها و عملکرد یکساله وزارت آموزش و پرورش در دولت دوازدهم با حضور خبرنگاران ، وزیر آموزش و پرورش و مسئولان ستادی و اداری در دبیرستان ماندگار البرز برگزار گردید .

در ابتدای این مراسم « سید محمد بطحایی » به دفاع از عملکرد یک ساله خود به عنوان " وزیر آموزش و پرورش " پرداخت .

در این نمایشگاه معاونت ها و دوایر ستادی هر یک جداگانه به ارائه کارنامه و عملکرد خود پرداختند .

در بخش های پیشین گفت و گوی دانش آموزان البرزی و صدای معلم در مورد عملکرد وزیر آموزش و پرورش ، پرسش و پاسخ با معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش ، پرسش و پاسخ با رئیس آموزش و پرورش استثنایی ، متن کامل سخنان وزیر آموزش و پرورش و پرسش و پاسخ با رئیس دانشگاه فرهنگیان منتشر گردید .

در این قسمت پرسش و پاسخ مدیر صدای معلم با « علی باقر زاده » منتشر می گردد .

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ رئیس سازمان نهضت سوادآموزی در این نشست رسانه ای حدود 15 دقیقه تاخیر داشت .

کل زمان پرسش و پاسخ یک ساعت بود .

رئیس سازمان نهضت سوادآموزی 19 دقیقه سخنرانی کرد .

ساعت شروع نشست 30 / 10 بود و نشست در ساعت 23 / 11 پایان یافت .

با این که بر خلاف اکثر خبرنگاران که پرسشی در این زمینه نداشتند « صدای معلم » 10 پرسش را که ماحصل مکاتبات و گفت و گو با آموزش دهندگان سواد آموزی بود را تدارک دیده بود .

مجری این مراسم که آقای نجات بهرامی بود فقط اجازه طرح یک پرسش را داد .

رئیس سازمان نهضت سوادآموزی نه بابت تاخیر خود از حاضران عذرخواهی کرد و نه معاون رسانه ای چنین کاری را انجام داد.

این نشست 7 دقیقه زودتر از موعد مقرر  هم به پایان رسید .

منتشرشده در گفت و شنود

کهنگی ساختمان های مدارس و پاسگاه های پلیس  چند وقت پیش با اتومبیل از یکی از خیابان های شمال تهران می گذشتم که چشمم به ساختمان ویران یک مدرسه افتاد.

برای بنده که در مناطق مرزی و شهرهای دورافتاده تدریس و زندگی کرده ام دیدن مدارس کپری، چادری و حتی طویله ای جای تعجب ندارد، چه برسد به آن که نمای یک ساختمان قدیمی و ویران مرا دچار تعجب کند. تا این که کمی جلوتر چشمم به یک پاسگاه پلیس افتاد که ساختمان آن هم شبیه وضعیت نابه سامان ساختمان همان مدرسه  بود.

دیدن این دو منظره  در مجاورت هم مرا به فکر فرو برد و سوالات زیادی در مورد وظایف و کارکردهای این دو نهاد در ذهنم نقش بست. 

به قول وینستون چرچیل نخست وزیر  انگلستان در زمان جنگ جهانی دوم:

«ما ساختمان ها  را می سازیم و سپس ساختمان ها ما را می سازند».

چرا در کشور ما اغلب ساختمان های مدارس و پایگاههای پلیس همانند این دو ساختمانی که در مجاورت هم دیدم مورد توجه و لطف مسئولان نیستند؟! دیوارهای بلند و کدر، شیشه های پوشیده شده با  رنگ های تیره، درهای آهنی بد ترکیب، نرده های نیزه شکل شبیه زندان و اغلب بدون سبزه و گل و گیاه!! مشخص است که کارکرد یکی تربیت انسان و کارکرد دیگری حفظ قانون است. آیا این دو کارکرد در جامعه ی ما چندان ارزشمند نیستند !؟

کهنگی ساختمان های مدارس و پاسگاه های پلیس

در ادامه ذهنم به مقایسه ی ساختمان مدرسه و پاسگاه پلیس و بقیه ی ادارات مشغول شد. هر چقدر به ذهنم فشار آوردم نتوانستم در ایران وضعیت ساختمان اداره ای را مثال بزنم یا تصور کنم که از ساختمان این دو فرسوده تر باشد.

آیا ما در تربیت انسان و حفظ قانون به پایان خط رسیده ایم ؟!

از  اتاق ها، سردرها و سالن های مجلل برخی ادارات که بگذریم، دریغ از چند تا قوطی رنگ، چند گلدان در کلاس های درس، چند تا پنجره که آسمان را بتوان دید...
چند لحظه بعد با صدای بوق ماشین ها که در یک چهارراه شلوغ مثل کلاف سردرگم در هم گره خورده بودند به خودم آمدم. هر کس هر جور دلش می خواست رانندگی می کرد.

کهنگی ساختمان های مدارس و پاسگاه های پلیس

کمی آن طرف تر در گوشه ی میدان دو تا پلیس خسته، پشت به چهارراه با هم صحبت می کردند. و ذهن من همچنان درگیر این معما بود که:

آیا عدم رسیدگی به ساختمان مدارس و پاسگاه های پلیس علت یا علت های خاصی در جامعه ی ما دارد !!؟


کانال نوفهم گرایی در مطالعات برنامه درسی

منتشرشده در یادداشت

بی سوادی سیاه و بی سوادی سفید و عوارض آن

ابتدا لازم می دانم برای تمامی کوشاوران عرصه آموزش جهت ریشه کنی بیسوادی و جهل در کشور ، 17 شهریور روز جهانی مبارزه با بیسوادی را تبریک بگویم. سپس لازم است یادآور شوم که این یادداشت مشمول بیش از 80 درصد و شاید بیشتر باسوادان کشور اعم از دیپلم تا سطوح بالاتر می گردد.

مقدمه
" 17 شهریور ماه روز جهانی مبارزه با بیسوادی بود. بنا بر اسناد تاریخی ، علت نام گذاری روز جهانی سوادآموزی ، همایشی بود که در ۱۷ شهریور سال ۱۳۴۴ خورشیدی (۸ سپتامبر ۱۹۶۵ میلادی) در تهران برگزار شد. این همایش که به دعوت یونسکو انجام شده بود، مرکب از نمایندگان ۸۶ کشور جهان ، نمایندگان سازمان ملل متحد و دربار واتیکان و ۱۹ سازمان ملی بین‌المللی بود و در آن به پیشنهاد ایران این روز را به نام "روز جهانی سوادآموزی" نامگذاری کردند. حال 53 سال پس از آن تاریخ ، تبریز نیز امروز در روز جهانی بی سوادی ، میزبان همایشی با عنوان "سوادآموزی و توسعه مهارت ها" با حضور نماینده " آیسسکو"، مدیران وزارت آموزش و پرورش و مدیران کل استانی کشور بود. (1)

بی سوادی سیاه و بی سوادی سفید و عوارض آن

تا حدودی تکلیف کشورهای مختلف جهان در جهت مقابله با بیسوادی مشخص است ، اعم از کشورهای انقلاب کرده ای چون کوبا در سال 1959 که با نهضت فانوس به دستان در جهت ریشه کنی بیسوادی در منازل مردم در سراسر کشور عمل نمودند و برخی از آنان تا سطح دانشگاه ادامه تحصیل دادند ، یا کشورهای پیشرفته که شاید دو و نیم قرن پیش تمهیدات لازم برای ریشه کنی آن را عملی نموده اند و یا برخی از کشورهای پرجمعیت یا فقیر و یا هم چون کشور خودمان با سازگاری و تحمل مسالمت آمیز بیسوادی در جامعه توسط مسئولین و حتی مردم ، که متأسفانه انقلاب هم بهانه ای مؤثر در از بین بردن درخت ریشه دار جهالت نشد.
اما در کنار بیسوادی سیاه که در آن از سیاهی و جهل و نادانی و محرومیت از روشنایی سخن گفته می شود نوعی دیگر از بیسوادی در جوامع امروزی مرسوم گردیده است که داغ آن بر دل جوامع ، ننگین تر و ماندگارتر است. جهان و خصوصا کشورهای عقب نگه داشته شده یا توسعه نیافته و یا در حال توسعه در نابودی بیسوادی سیاه ناکام ماندند و همسنگ آن درگیر نوعی دیگر از مرض بیسوادی گردیدند: یعنی " بیسوادی سفید " .



تعریف بیسوادی سفید
نوعی از بیسوادی که دیده نمی شود و یا شفاف و آشکار نیست. یعنی کسب علم تا درجات بالاتر ، تلاش بی امان شبانه روز برای تحصیل علم و کسب روزمه های بیشمار برای وجهه علمی و اجتماعی و شاید کسب شخصیت تحصیل زدگی اما بی نصیب از دانش زندگی.

ماهیت بیسوادی سفید
" بی سوادی سفید" در نگاه اول ، مشاهده نمی‌شود و این نوع بی سوادی به کسی فشار نمی‌آورد. این نوع از بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمی‌شود. این نوع بی سوادی ، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی، تأیید و تقویت شود، «ندانستن مرکب " ( یا همان جهل مرکب) را باعث می‌شود. امروز فرد به ابزارهایی جدید برای " تقویت بیسوادی" خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است. بیسوادی سفید درد امروز جامعۀ ما و بسیاری از جوامع دیگر است. چنین است که یونسکو نیز ، به آرامی ، هر سال دغدغه‌ای جدید را به عنوان این روز می‌افزاید و امسال ( منظور نویسنده سال 1393 می باشد) ، «روز جهانی سواد و توسعه پایدار» را شعار خود قرار داده است. همه فهمیده‌ایم که سواد، معنای سابق خود را از دست داده است. اما هر یک به نوعی ، چنان در دام بیسوادی‌های سفید گرفتار شده‌ایم، که ترجیح می‌دهیم، از کنار این شکل جدید از بیسوادی ، آرام و بی صدا عبور کنیم تا تهدید‌های انکارناپذیر آن ، مسکوت و مغفول باقی بماند.
به نظر می‌رسد ، امروز نیاز ما "سواد خواندن و نوشتن " نیست بلکه نوع دیگری از سواد است. سوادی که به ما آموزش ، پرورش ، سواد ارتباط ، سواد انتقاد، سواد تحلیل ، سواد رسانه ، سواد استراتژی ، سواد مالی ، سواد عاطفی و ده‌ها سواد دیگر را بیاموزد. شاید بتوان برای همۀ اینها یک عنوان واحد انتخاب کرد:

"سواد زندگی " . (2)

آری ؛  ما سواد زندگی یا مهارت لازم برای زندگی را باید بیاموزیم. این وظیفه هر چند باید جزئی از رسالت و وظیفۀ اساسی وزارت آموزش و پرورش باشد، اما اگر منتظر چنین تحولی بنشینیم هم خود و هم فرزندانمان متأسفانه از سواد زندگی بی بهره خواهند ماند. ما قرار نیست بی نهایت زندگی کنیم و شاید برای همین عُقلا می گویند طول زندگی مهم نیست ، باید عرض زندگی را معنا و مفهوم ماندگار بخشید. باید بهانۀ این جمله شد: ثبت است بر جریدۀ عالم دوام ما. هر یک از افراد جامعه در وسعت و غنابخشی معنای زندگی خویش باید بکوشند. جامعه ما از تلاش های جمعی گریزان است باید تعداد تلاش های فردی را بسیار افزود تا همه گیر گردد، یعنی من و شما باید حرکت کنیم.

بی سوادی سیاه و بی سوادی سفید و عوارض آن

تفاوت های بیسوادی سیاه و سفید
1) در بیسوادی سیاه فرد قدرت خواندن و نوشتن ندارد، اما در سفید حداقل مدعی است که دارد.
2) در بیسوادی سیاه ندانستن و نتوانستن فرد بیسواد برای خواندن و نوشتن آشکار و اما در سفید پنهان است.
3) در بیسوادی سیاه فرد بیسواد مذمت می شود ، اما در سفید نتنها نکوهیده نمی شود که حداقل در بین عوام دارای ارج و قرب و منزلت هم هست.
4) در بیسوادی سیاه فرد از تمامی حقوق اجتماعی چون موقعیت شغلی مورد انتظار یا خاستگاه ازدواج و مسکن و... محروم است ، اما در سفید با توجه به شرایط تحصیلی ، امتیازات ویژه ای نیز دریافت می کند.
5) در بیسوادی سیاه فرد هرگز در مراتب سیاسی نمی تواند گام بگذارد اما در سفید تکرّر این مهم برای او بسیار است.
6) در بیسوادی سیاه جرم و خلاف بدون دسترسی به حقوق شهروندی منجر به مجازات او می شود ( جرم یقه چرکین ها یا یقه آبی ها ) اما در سفید با موقعیت شغلی یا تحصیلی خود می تواند از این دربست ها یا بن بست ها بگریزد ( جرم یقه سفید ها )
7) در بیسوادی سیاه فرد با اثبات عدم توانایی انجام کاری یا ناتوانی درخواندن متنی ، شناخته می شود اما در سفید هر گاه این افراد خواستند قلم به دست شوند تا روزمه های خود را برای مدیریت سازمانی یا کارفرمای کارخانه ای جهت استخدام ارسال نمایند، غلط های املایی آنان برملا شد و سواد واقعی شان نمایان. تشخیص فرد بیسواد سفید به راحتی ممکن نمی گردد.
و....
برای سهولت امر تشخیص این دو ، ملاک بیسوادی سیاه نداشتن توان خواندن و نوشتن است، کسی که شماره تلفن را نمی تواند بخواند یا تماس بگیرد یا نام خیابان و آدرس پزشکی را بخواند و.... اما ملاک مشخص و معینی برای تشخیص بیسوادی سفید در جوامع مختلف وجود ندارد. ظاهرا بیسوادی سفید در جامعه ما هم از سوی خود افراد و هم با سیاست تأکیدی مسئولین نسبت به آنان حاکمیت دارد و این نکته دردمندی ما را بسیار مضاعف می نماید.

مثال هایی عینی برای بیسوادی سفید در جامعه
ما با همین مدارک و گواهی نامه های اخذ شده از آموزشگاهها و مراکز علمی سراسر کشور حق اظهار نظر در هر امری را می یابیم:

1) عده ای از پزشکان ما آچار فرانسۀ دردها و بیماری های بشری اند. متخصص گوش و حلق و بینی و.....یا پزشک عمومی در تابلوی خود می نویسد: بیماری های عفونی ، پوست ، کودکان و .... و این در شرایطی است که بنا به قول یکی از اساتید دانشگاه زمان تحصیلم ، کشورهای پیشرفته برای گوش و چشم چپ و راست متخصص جداگانه ای دارند. پزشکان آنان در حریم خویش و پزشکان ما در حریم همگان طبابت می کنند.

2) معلمان حلّال مشکلات ادارات و مدارس می شوند در شرایطی که معلم متخصص برای رشته ای خاص در آن مدرسه وجود ندارد و تاریخ و جغرافیا و جامعه شناسی و گاه حتی ادبیات فارسی و عربی را نیز در هم تدریس می کنند. یا فرقی نمی کند دبیر دوره متوسطه بدون هر نوع آمادگی زیربنایی برای تطابق با نیازها و خواسته های دانش آموزان دوره ابتدائی و یا کتب درسی آنان و..... صرفا به دلیل کمبود نیرو در همین دوره مشغول به تدریس می شوند.

3) اظهار نظر سیاسی یا اقتصادی و گاه فرهنگی و اجتماعی ، در محافل خانوادگی یا شغلی و دوستانه از دیگر اَشکال بیسوادی سفید در جامعه ماست. بعد انقلاب پینه دوز نیز طرف دیگر گفت و گوی سیاسی و اقتصادی گردید. بچه ها هم درگیر این گفت و گو گردیدند. رادیوهای بیگانه یا کانال های گوناگون ماهواره ای با سیاست گذاری ها و اهداف از پیش تعیین شده ، هیزم این گفت و گوها را هم شدت و حدّت می بخشند و هم جهت می دهند. همه اما بحث کنندگان خود نیز متوجه نبودند که به نفع یا ضرر چه کسی سخن می گویند. اکثر افراد جامعه در سایۀ این روند 40 سالۀ نق و غر زدن علیه شرایط موجود و انتظار تحقق آرمانهای اجتماعی مقبول ، کارشناس سرپایی بدون تخصص علوم اقتصاد و سیاست و گاه حتی جامعه شناسی و روانشناسی شدند. وقتی خواسته یا ناخواسته در جمع دوستان یا همکاران و یا خویشاوندان مستمع این سخنان می گردید ، گوینده انتظار دارد در جهت خط فکری یا در راستای گفته های او نیز شما هم هیزم بحث را بیفزائید.جرأت گفت و گوی خلاف او یا به خاطر احترامی که قائل هستید وجود ندارد یا چون بنا به اعتقاد شما ارزش درگیری در بحث وجود ندارد ، نیست. گویندۀ یکّه تاز، یقین دارد که بیشتر و بهتر از همه افراد جمع می داند ( بیسوادی سفید) .
این اظهار نظرها در تاکسی و اتوبوس و مغازه ها و.... همه جا موج می زند و همه ، تصور می کنند که عالمند. شاید شعر معروف جهل مرکب برای تشریح همین شرایط باشد:

آنکس که نداند و نداند که نداند / در جهل مرکب ابدالدهر بماند

4) نوع دیگر بیسوادی سفید ، گشت و گذار در کانال ها و سایت ها و وبلاگ های گوناگون لازم و غیر لازم ، کنجکاوی بیشمار و دسترسی به منابع اطلاعاتی بی نهایت است. در یک شبانه روز به رفتار فردی و اجتماعی خود اگر نیم نگاهی بیندازیم خواهیم دید که بیشتر لحظات 24 ساعته ما در فضای مجازی یا اینترنت می گذرد ، اگر هدف دار و جهت دار و کنترل شده به این کار نپردازیم و در آن غوطه ور شویم ، مبتلا به همان اعتیاد معروف در فضای مجازی می شویم که یا موجب مرگ افراد در برابر آن می گردد چون بیش از 24 ساعت بدون حرکت در برابر آن نشسته اند و یا بنیان های خانوادگی سست و به طلاق منجر می شود. عده ای یک حس دانش افزایی کذائی از این مسیر برای خود دارند که مدعی هم هستند . هر چند همه آنان تحصیل کرده نیستند که درگیر بیسوادی سفید باشند اما تَوهّم دانایی آنان را درگیر بیسوادی سفید می کند که فقط تصور می کنند زیاد می دانند. چنین افرادی ظرفیت پذیرش نظرات یا اعتقادات دیگران را از دست می دهند.

دنیای مجازی برای آنها یعنی تمام کنندۀ اهداف زندگی . ماورای آن را حداقل برای دسترسی به فرصتی جهت آرامش یا تفکر عمیق نمی بینند. بیشتر آنان آموخته های دوران تحصیلات رسمی یا عالی خود را نیز مخدوش می سازند اما متوجه نیستند. پیکر زبان و ادبیات فارسی برای محاوره های بی در و پیکر فضای مجازی توسط آنان در هم نوردیده می شود و آسیب جدّی می بیند که حتی فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی نیز قدرت مقابله یا کنترل آن را از دست داده است. زبان رسمی ما در لابه لای این جریان مرموز و موذی غفلت یا شیطنت، لطمات بسیاری را متحمل گردیده است ، گاه دلمان برای خواندن یک متن نثر فصیح و شیوا بسیار تنگ می گردد.

5) اگر در گذشته فقط افراد ناآگاه و بیسواد در دام و تلۀ کلاهبرداران می افتادند امروز بیسوادان سفید نیز در چنین طعمه هایی گرفتار می آیند. بسا اساتید دانشگاهی و پزشک و.... که با پاسخ دادن به پیام یا ایمیلی ، حساب بانکی خود را خالی یافته اند و یا زیر سندی را امضا نموده اند که قبلا آن مُلک تجاری یا واحد مسکونی به بیش از ده ها نفر نیز فروخته شده بود. یا در شراکت با افراد زیرک ، مغبون معامله گردیده اند. یا در مؤسسات اعتباری قرض الحسنه ای سرمایه گذاری کرده اند که محل فعالیت آنها یک روزه بود و صبح فردا محل مؤسسه خالی گردیده بود. شاید ادّعا یا تصور خردمندی بیش از حد ، برای برخی گران تمام می شود و با اعتماد یا استناد به همین سواد و دانش ، بازندۀ هر نوع معامله داهیانه می گردند. چشم بصیرت بیسوادان سفید نیز گاه بسته می گردد.

موارد مثال بسیار است فقط کافی است که هر یک از ما بصیرت و آگاهی لازم نسبت به شرایط و موقعیت زندگی خود داشته باشیم . واقع بین بوده و بدون تعصب اعتراف کنیم که داریم توسط ابزارهایی هدایت می شویم . وقت آن رسیده که افسار زندگی فردی خویش را در دستان خود که قدر مسلم معتمدترین فرد نسبت به خود هستیم بگیریم و علیه هر آنچه که ما را از خود بیخود یا خودباخته و یا تهی از ارزش های والای زندگی و انسانی می سازد، ایستادگی کنیم . برای زندگی مفید و پربار فقط سطح دانش یا آگاهی اجتماعی کافی نیست باید نسبت به موقعیت ، خواسته ها ، بایسته ها و شایسته های خود نیز دانش و آگاهی داشته باشیم . باید به دنبال "سواد زندگی " برویم تا گردو غبار زندگی محسوب نشویم . ما انسانیم و انسان خردمند هر دَم برای هوشیاری خود باید نگهبانی بیدار و آگاه باشد.

در پایان متن کامل شعر معروف از کتاب معراج السعاده تقدیم خردمندان می گردد:

آنکس که بداند و بخواهد که بداند / خود را به بلندای سعادت برساند
آنکس که بداند و بداند که بداند / اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند / با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند
آنکس که نداند و بداند که نداند / لنگان خرک خویش به مقصد برساند
آنکس که نداند و بخواهد که بداند / جان و تن خود را ز جهالت برهاند
آنکس که نداند و نداند که نداند / در جهل مرکب ابدالدهر بماند
آنکس که نداند و نخواهد که بداند / حیف است چنین جانوری زنده بماند


1) کد خبر: ۱۵۵۰۱۸ تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۳۹۷.
2) کد خبر ۳۵۴۷۶۰ - ۱۸ شهريور ۱۳۹۳ (9 سپتامبر 2014) - بی سوادی سیاه، بی سوادی سفید.
تلنگری برای همه ما : باسواد هستیم یا توهم سواد داریم ؟ نویسنده : محمدرضا شعبانعلی .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور