گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه زیر توسط یکی از معلمان شاغل در آموزش و پرورش هریس برای صدای معلم ارسال گردیده است .
تاکنون اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی نسبت به طرح مطالبات متعدد فرهنگیان در صدای معلم واکنشی نشان نداده اند .
« صدای معلم » آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .
گروه رسانه/
انتشار پوستر مجله تایم در مورد زندگی معلمان در آمریکا واکنش های متفاوت و البته فراوانی را برانگیخته است.
« صدای معلم » به نقل از این مجله معتبر تاکنون داستان دو تن از زندگی این معلمان را به همراه نظرات به صورت کامل منتشر کرده است .
نامه زیر توسط یکی از فرهنگیان برای صدای معلم ارسال گردیده است .

گاهی اسامی شخص یا جایی به طور ناگهانی رسانه ای می شوند. شبیه اسم شهرستان «سراوان» که در این چند روز سرآمد اخبار علمی و فرهنگی کشور شد.
راستی سراوان کجاست؟
همین قدر می دانیم که خیلی دور است. جایی که نقطه صفر مرزی است.جایی که بی آبی بر سر مردمی آبرومند بیداد می کند. جایی که در روستاهایش ، فقر حکومت می کند. جایی که مردم باورشان شده باید در محرومیت بمانند. جایی که انتظار خبرتازه ای نباید داشته باشند. جایی که همگی اهل تسنن هستند. جایی که قتلگاه چهارده مرزبان ایرانی است که چند سال قبل توسط تروریست ها کشته شدند. جایی که ... و اما تا آنجا که به موضوع این نوشتار مربوط می شود، جایی است که یک مدرسه شبانه روزی به نام شهید مطهری دارد که امسال در کنکور سراسری خوش درخشید.

مدرسه ای که 30 دانش آموز آن رتبههای زیر هزار ، چهار نفر رتبه زیر صد، سه نفررتبه دو رقمی و یک نفر رتبه تک رقمی را کسب کردند. جایی که نفر دوم کنکور کشور از آنجاست و او عبدالله است. نمونه ی یک پسر روستایی اهل حجب و حیایی که حتی راحت نمی تواند حرف بزند. پسری از روستایی بسیار دور از شهر سروان و نزدیک مرز . پسری که پیشتر به دلیل نداشتن لوازمالتحریر یک سال مدرسه نرفته است و در طول دوران دانش آموزی ،هم کار کرده و هم درس خوانده است. زنگ هشداری هم برای مشاوران و مربیان و اولیایی شد که به دانش آموزان، رشته های معلمی را اولویت های آخر انتخاب رشته توصیه می کنند.
پسری که مجبور بوده بیش از صد کیلومتر از خانه تا مدرسه شبانه روزی را گز کند و بعد برای کم کردن هزینه رفت و آمد، بیشتر در کنج خوابگاه و دور خانواده بماند و برای آینده اش نقشه بریزد. موفقیتی که عبداله کسب کرد ، یک دهن کجی به آقازاده هایی بود که به خاطر ژن خوبشان از آدم و عالم طلبکارند.
بعد از کار او، دیگر هرچه بچه سفیر سابق و جدید ایران در هیچ کشوری جرئت نخواهد کرد در فضای مجازی خودش را بزرگ جلوه دهد و دیگران هم لازم نیست بزرگترش کنند. دیگر منظور شعر سعدی را هر دانش آموزی واقعا درک خواهد کرد که چرا نشان آدمیت نمی تواند همین لباس زیبا و بیان شیوا و سرمایه بالا باشد.
اما نفر دوم کنکور شدن عبداله، تمام داستان نیست. او ناخواسته فقط به آقا زاده ها دهن کجی نکرده است که خواب و خیال تمام بچه هایی که برای رشته های پزشکی و مهندسی و حقوق سر و دست می شکند را هم آشفته کرده است.
درست در همین روزهایی که برخی از دانشگاه های مطرح کشور برای او و امثال او فرش قرمز پهن کرده اند و در اوج حیرت و تعجب بسیاری، رشته عربی تربیت معلم را برگزیده است. اگر چه این انتخاب به خودش مربوط است اما از همین الان تحلیل و تفسیر های زیادی روی آن شده است. مثلا گفتند برای فرار از آینده نامعلوم شغلی دیگر رشته ها، به معلمی با اندک حقوق اجتماعی و مالی پناه آورده است.
یا گفتند لعنت به نظام آموزشی که نمی تواند دانش آموزش را چنان تربیت کند که به حداقل ها راضی نشود. یا گفتند بنا بر تقسیم بندی های بیهوده نژادی و زبانی و مذهبی است که چنین دانش آموزی نمی تواند شانس خودش را در مراکز دور از آبادی اش تمرین کند. یا گفتند الهی خانه فقر خراب شود که بچه های محروم هر چه می کشند از دست اوست و ...
اما در اوج این همه نقد و نظرها، او خیلی زود توضیح داد که منطقه محل زندگی اش از نظر امکانات آموزشی و تعداد افراد باسواد وضعیت خوبی ندارد و او از مدتها قبل تصمیم گرفته که با انتخاب رشته معلمی به همشهریان و اهالی روستایی که در آن به دنیا آمده، کمک کند.اکنون برای همین است که وفاداری او به منطقه و مردمش، رشک برانگیز شده است. در واقع او با این کارش، به اندازه سال ها کار مسئولین مدعی اجرای سیاست های محرومیت زدایی، تلاش کرده است.
کار عبدالله ، دستاورد دیگری هم داشت و آن گلی بود که بر سر معلمان زد و در باغ نظام آموزشی کاشت.

او خواسته و ناخواسته در احیای جایگاه معلمی گام برداشت. به جماعت دلشده و نگران معلمان،امیدی دوباره داد. هم موجبات افزایش رضایت شغلی معلمان را فراهم کرد و ارج و ارزش شغل معلمی را بهتر و بیشتر به تماشا گذاشت.
زنگ هشداری هم برای مشاوران و مربیان و اولیایی شد که به دانش آموزان، رشته های معلمی را اولویت های آخر انتخاب رشته توصیه می کنند. به همین ترتیب، زنگ خطری هم در گوش نظام آموزشی به صدا در آورد. این که بچه ها را بیشتر درک کنید و دست کم نگیرید. این که در این بیداد بی عدالتی اجتماعی، لااقل اجرای عدالت آموزشی در مناطق دور افتاده، فراموشتان نشود. این که جمعیت زیاد معلمان را زیادی تصورنکنید. این که تقاضای تساوی در پرداخت دستمزد معلمان با سایر کارمندان، نه حرف و شعار که پشتوانه دارد و نمونه آن همین انتخاب عبداله است که می توانست در هر رشته و دانشگاه دیگری باشد، این که معلمان نیز واقعا همان امکان و استعداد پزشکان و مهندسان را داشته اند اما نخواسته اند یا برخی عوامل پیدا و پنهان نگذاشته اند و ...
نقطه، سرخط!
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید




می خواهم در اوج نومیدی و سیاهی ، مهر ماه را سمبل شروع سال تحصیلی کشورم را توصیف کنم. مرا برای این همه بدبینی ، مذمت ننمائید که چنین سرد و بی روح نگاشتن ، حاصل ناکارآمدی سالها غفلت مسئولان آموزش و پرورش کشور است. آموزش و پرورش تکه ترمه ای گردیده است از جهیزیه دخترکان ، یادگار پدر و مادر از دست رفته در صندوقچۀ خاطره ها.
گفتیم و گفتیم. کردیم و کردیم . باز به اول مهری دیگر رسیدیم. مهربانی ماه مهر از تارو پود مدارس ما رخت برکنده است. لذت روز اول مدرسه مزۀ تلخی به خود گرفته است. دیگر ماه مهر و بازگشایی مدارس آهنگ خش خش زیبایی پاها بر روی برگ های زرد و قرمز و نارنجی فصل پائیز را در هوا نمی پیچاند.
دیگر برای خرید کیف و کفش و لباس تازه و حتی مداد و پاک کن و تراش و دفتر نیز ذوق هیجانی کودکان به هوا نمی پرد. گرانی فغان حتی کودکان را نیز به صدا در آورده است . ذوق ها منجمد ، هیجان ها مستتر ، گویی مردگانی زنده در کوچه و پس کوچه های شهرها در تلاطم تهیه مایحتاج بازگشایی مدارس در آمد و شد هستند.

پیکر آرزوهای خوش کودکی برای روز اول مدرسه درهم شکسته ، معلمان بدتر از دانش آموزان ، عزای شروعی دیگر گرفته اند. همه از گرانی سخن می گویند گویی کسی دلش به حال رؤیاهای دختران و پسرانی که از دو سالگی عشق به مدرسه رفتن داشته اند ، نمی سوزد. آنگاه که پشت سر خواهر یا برادر محصل خود ساعت ها می گریست که من هم می خواهم بروم مدرسه. پدر از لیست خرید نوشته شدۀ مادر، یک به یک خودکار بدست شروع می کند به خط زدن ، این لازم نیست ، این باشد بعد ارزانی ، فعلا دلار و سکه خیلی گران است ، پول نیست ! دخترم تو کیف خواهرت را بر می داری . یا پسرم مگر در قدیم با یک کش یک متری کتاب و دفتر را به هم نمی بستند ، نگران نباش هر روز خودم این کار را برایت می کنم و برگشتنی مداد و پاک کن را هم می گذاری در جیب شلوارت ، مواظب باش گم نکنی پول ندارم !
دست تمامی دست اندرکاران دولت درد نکند که دنیای آرزوها و رؤیاهای کودکان را نیز بر باد هوا دادند. مگر گرانی فقط برای من معلم یا کارگر است که دندان به جگر بگذارم و تحمل کنم کُشتن هوس لذت را ؟ شما دنیای پاک و پرنشاط کودکی را کُشته اید.
جناب رئیس جمهور،
برای کودک 6 – 7 ساله نه ساز و برگ برجام مربوط است نه بلوا و آشوب بازار. مگر هر کس چند بار کلاس اول می رود؟ چند بار 7 ساله می گردد ؟ شما تمامی دنیای آرزوهای کودک امروز را برای رئیس جمهور فردای کشور در هم شکسته اید. شما کودکی را از کودکان گرفته اید و در جام شوکران تشنجات اقتصادی - سیاسی محبوس کرده اید و معلمان را نیز در زنجیر بی بهرگی و بی نصیبی حق و حقوق خود ، محصور ساخته اید.!
انتظار دارید آنان با کدامین قوا یا انرژی و امید سال تحصیلی امسال را شروع نمایند؟ معلمان در خلاء برخورداری انسانی از امکانات جهان هستی ، نومیدتر از هر سال ، بدترین دوران خدمت خود را سپری می سازند. آنان نیز دیگر خاطرات خوش دوران خدمت خود را برای فرزندان و نوه هایشان تعریف نخواهند کرد ، چون چنین خاطراتی در سایۀ بی توجهی شما اصلا زائیده نمی شود. همه چیز در نطفه خفه گردیده است.

جناب وزیر آموزش و پرورش ، تصور نکنید طی سال تحصیلی آینده معجزه ای به وجود خواهد آمد این را با انتخاب معاونان جدید از دایرۀ بستۀ موجود ،اثبات کردید
راستی چه بلایی بر سر نظام آموزشی کشورمان آمده است که ترنّم سرود آن نوحه ای است برای مصیبتی دیگر. باز این چه نوحه و چه عزایی دیگر است؟ امیدواری به بازسازی یا اصلاح یا تحول نظام آموزشی در باور ما معلمان کالبدی بی روح است که از سرزندگی فرسنگ ها فاصله دارد.
من معلم نیز امروز اول مهر ، بهره ای بیشتر از کودکان دلمردۀ بی نصیب از لوازم التحریر یا مانتو و یونیفورم مدرسه ندارم. من معلم هم شرمندۀ فرزند مدرسه رُوی خود هستم . حداقل می توانستید دهه آخر شهریور با تقدیم بستۀ حمایتی درخور برای معلمان ، از آنان پشتیبانی کنید، تا هم هوس و اشتیاق کودکان خود را به نیکی پاسخ دهند و هم خودشان با تهیه لباسی نو ، جملۀ تکراری دانش آموزان را اول مهری شاهد نمی شدند اَه باز با این کت و شلوار یا مانتو اومده ،خدایا !
رهاشدگی معلم ، دانش آموز ، نظام آموزشی و ....هزار درد بی درد که خبر از فراموش شدگی این وزارتخانه در هئیت دولت می دهد. تصور نکنید طی سال تحصیلی آینده معجزه ای به وجود خواهد آمد این را با انتخاب معاونان جدید از دایرۀ بستۀ موجود ،اثبات کردید.
شما به غیر از خودتان به هیچ کس اعتماد ندارید و ما هم به شما برای اصلاحات آموزشی اعتماد نداریم . شرط اعتماد ، اصل تفاهم متقابل است که در بین ما و شما حاکم نیست. شما هنوز بی ولی نعمت ماندن ما معلمان را باور نکرده اید.
رئیس جمهور و وزیر آموزش و پرورش محترم ،
مستدعی است پرسش مهر امسال را که همانند شعار سال ، در آن از عمل و پیگیری خبری نیست و در همان عنوان شعار باقی می ماند ، از دانش آموزان و فرهنگیان به طور جداگانه بپرسید که :
از دانش آموزان : " جایگاه و منزلت معلم خود را در مدرسه و اجتماع ، توصیف نمائید ."
از فرهنگیان : " جایگاه و منزلت خود را نسبت به سایر مشاغل چگونه ارزیابی می کنید و سرمنشأ تحول نظام آموزشی را نام ببرید ."
مهری دیگر ما شاهدان زندۀ نامهربانی های دولت مردان به گِل نشستیم تا در اوج نومیدی ، به ترنّم آهنگ آموزش بپردازیم. نمی دانم وجدان یا سوز و عشق ، ما معلمان را امسال نیز چون هر سال در روغن سوزی خود مستحیل خواهد ساخت و یا روغن سوزی امسال مرا از انجام شرح وظایف باز خواهد داشت؟ صبر و مقاومت کوه از آنِ مادران بود ، شکر خدا در سایۀ بی همتی و بی توجهی شما مسئولان دامنگیر ما معلمان نیز گردید. اما تا کی و تا کجا ؟ خدا داند. ما معلمان گوی آتشین هستیم پس ....
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید


علی الهیار ترکمن، معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش در مصاحبه با خبرنگار این مرکز از تحقق سه وعده این وزارتخانه در مورد؛ بازگشت امتیاز سختی کار به احکام حقوقی، حل مشکل سنوات حقالتدریس در بازنشستگی، تسویه پاداش پایان خدمت فرهنگیان بازنشسته سال 96 خبر داد و افزود: اعلام این اخبار و کارهایی که در آموزش و پرورش انجام میشود صرفاً باهدف گزارش دهی به جامعه فرهنگیان کشور است تا معلمان عزیز در جریان فعالیتهای در حوزههای مختلف این وزارتخانه قرار گیرند و فرهنگیان در جریان باشند که در راستای بهبود وضع معیشت معلمان چه تلاشهایی صورت گرفته است.
تسویه پاداش پایان خدمت فرهنگیان بازنشسته سال 96
علی الهیار ترکمن با اشاره به اینکه تأمین اعتبار موردنیاز برای پرداخت پاداش پایان خدمت سال 1396 یکی از اصلیترین دغدغههای وزارت آموزش و پرورش بوده است و با تلاشهای انجامشده و مذاکرات متعدد با سازمان مدیریت توانستیم برای پرداخت این پاداشها تا پایان نیمه اول سال 97 به توافق برسیم.
وی با اشاره به وعده پرداخت پاداش پایان خدمت فرهنگیان تا آخر تابستان و در سه قسط در ماههای تیر، مرداد و شهریور اظهار کرد: وزارت آموزش و پرورش با مساعدت و همراهی سازمان مدیریت و پشتیبانی در تخصیص اعتبار و ابلاغ به خزانهداری کل و مساعدت خزانهداری کل در تهیه این مبلغ و واریز آن بهحساب آموزش و پرورش توانست به وعدهای که به بازنشستگان فرهنگی سال 96 در پرداخت این پاداش داده بود، عمل نماید.
الهیار مبلغ کل پاداش پایان خدمت فرهنگیان را 3 هزار 420 میلیارد تومان اعلام و مطرح کرد: دوازده استان قسط آخر پاداش را پرداخت کردهاند و بقیه استانها هم در حال پرداخت هستند.
حل مشکل محاسبه سنوات حقالتدریس در بازنشستگی فرهنگیان
علی الهیارترکمن در مورد محاسبه سنوات بازنشستگی نیروهای حقالتدریس و یا کسانی که قبل از استخدام در آموزش و پرورش سوابق بیمهای داشتهاند، گفت: معلمانی که از ابتدا در استخدام آموزش و پرورش نبودهاند و سوابقی قبل از رسمی یا پیمانی شدن در آموزش و پرورش بهصورت دیگری (مانند سربازان، حقالتدریسهای نیمهوقت و تماموقت، یا در دستگاه دیگری مشغول به کار بودند و ...) و بعد از این سوابق به استخدام آموزش و پرورش (بهصورت رسمی یا پیمانی) آمدهاند مشکلاتی در لحاظ شدن سوابق خود داشته اند و آموزش و پرورش سنوات این افراد را با توجه به قوانین موجود، در حکم کارگزینی لحاظ کرده است. زمانی که این افراد با سی سال سابقه خدمت قصد بازنشسته شدن دارند، سازمان بازنشستگی کشوری جهت لحاظ سنوات بازنشستگی، سوابق قبل از استخدام این افراد در آموزش و پرورش را با آخرین حکم کارگزینی محاسبه میکند و مبلغ بزرگی را جهت احتساب این سنوات مطالبه میکند. با توجه به اینکه سنوات سی سال خدمت این افراد تمامشده، چارهای جز پرداخت این مبلغ نخواهند داشت و بخش بزرگی از پاداش بازنشستگی خود را برای این مطالبه باید به سازمان بازنشستگی کشوری پرداخت کنند.
الهیار ترکمن افزود: به استناد ماده 85 قانون مدیریت خدمات کشوری، هر مستخدم دولت که سنوات غیررسمی داشته باشد و بعد از مدتی به مستخدم رسمی یا پیمانی دولت تبدیل شود، میتواند سنوات دوران غیررسمیاش را منتقل کرده و ملاک پرداخت کسورات بازنشستگی این سنوات، بر اساس اولین حکم رسمی کارگزینیاش خواهد بود.
بهعنوان مثال اگر فردی در سال 70 اولین حکم رسمیاش را گرفته باشد و قبل از سال هفتاد، 4 سال سنوات غیررسمی داشته باشد و این چهار سال در حکم کارگزینی آموزش و پرورش لحاظ شده باشد، در سال 96 سی سال سنوات خدمتش پایان مییابد و میتواند بازنشسته شود. اگر این فرد در طول بیست و شش سال گذشته حق بازنشستگی آن 4 سال را پرداخت نکرده باشد، باید این مبلغ را بر اساس اولین حکم رسمی کارگزینی که در سال 70 برایش صادرشده، پرداخت کند.
اخیراً سازمان بازنشستگی این قانون را اعمال نکرده و تفسیر دیگری از قانون انجام داد و محاسبه سنوات بازنشستگی را بر اساس آخرین حکم کارگزینی (برای امسال سال 96) محاسبه میکند که مبلغ موردمحاسبه بسیار بالا میشود و بخشی بزرگی از پاداش بازنشستگی برای تسویه حساب به صندوق بازنشستگی باید پرداخت شود.
معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی گفت: این موضوع موجب نگرانی وزارت آموزش و پروش از جمله وزیر محترم بوده است و باعث گردید تا ایشان در این مورد چند نوبت در هیئت دولت صحبت نماید و با وزیر رفاه چند نوبت گفت و گو داشته باشد، همچنین جلسات مختلفی با سازمان بازنشستگی کشوری درباره این موضوع برگزار شد. نهایتاً خروجی این جلسات و پیگیریها منجر شد تا استعلامی از سازمان امور استخدامی شود که در پاسخ به این استعلام گفته شد، به استناد ماده 85 و 105 قانون خدمات کشوری، کسانی که خدمت تمام وقت یا نیمهوقت داشته باشند، باید به استناد اولین حکم رسمی آنها محاسبات کسورات بازنشستگی انجام گیرد.
وی گفت هرچند سازمان امور استخدامی و اداری این استعلام را ارائه داد، اما سازمان بازنشستگی کشوری از انجام آن خودداری میکرد و همچنان فرهنگیانی که سابقه حقالتدریس داشتند با مشکل احتساب سنوات حقالتدریس خود مواجه بودند.
الهیار در ادامه افزود با مذاکراتی که تا شهریورماه سال جاری انجام شد، این سازمان بر اساس استنادات قانونی مجاب به محاسبه سنوات بازنشستگی بر اساس ماده 85 و 105 قانون خدمات کشوری شد و این مشکل برای همکاران ما که در آستانه بازنشستگی هستند و مشکل پرداخت مبالغ زیادی که بعضاً ممکن بود شامل بخش عمدهای از پاداش پایان خدمتشان را شامل گردد، حلشده است.
معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی گفت: اجرای این قوانین بر عهده سازمان بازنشستگی است و افراد پس از پایان خدمت شان در دستگاه مربوطه به سازمان بازنشستگی کشور ارجاع میشوند تا حکم بازنشستگی آنان صادر شود و حقوق بازنشستگیشان جاری شود و دیگر در اختیار وزارت آموزش و پرورش نیست. ما این موضوع را برای عدم تضعیف حقوق همکارانمان پیگیری کردیم و تا زمانی که همگی همکاران ما احکام بازنشستگیشان صادر شود، پیگیر هستیم و اجازه نمیدهیم حقوحقوق همکارانمان در این زمینه تضعیف گردد.
بازگشت امتیاز سختی کار به احکام حقوقی فرهنگیان
معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی با اشاره به موضوع سختی کار در احکام حقوقی فرهنگیان گفت: در یک برههای از زمان به علت تغییر ساختار سازمان برنامه و بودجه، بند مربوط بهسختی کار دو بار در احکام فرهنگیان درج شد از آنجاکه این موضوع مجوزهای لازم و قانونی را نداشت از سوی مراجع قانونی ذیربط، آموزش و پرورش برای حذف این بند از فیشهای حقوقی تحت فشار قرار گرفت و پس از طی مراحل قانونی حذف آن در این دوره اتفاق افتاد.
وی ادامه داد: در پی حذف این بند که در ابتدای امسال رخ داد تلاشهایی با دو رویکرد برقراری امتیاز بند مذکور و قانونی و دائمی کردن آن صورت گرفت که خوشبختانه شورای توسعه مدیریت افزایش امتیاز برای سختی کار را مصوب کرد.
الهیار از آغاز صدور احکام جدید فرهنگیان با احتساب سختی کار خبر داد و تصریح کرد: زمان برقراری بند مذکور در احکام کارگزینی از اول فروردین است لذا معوقات 6 ماهه اول سال همزمان با حقوق مهرماه پرداخت میشود.
مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش

جعفر پاشایی ضمن تایید خبر مبنی بر انحلال مدرسهی غیرانتفاعی احسان در ناحیه ۴ تبریز، اظهار کرد: طی سه سال گذشته، پرونده این مدرسه از سوی دستگاههای امنیتی کشور پیگیری میشد که در نهایت طبق مستندات با رای صادرشده از سوی دادگاه منحل شد.
وی با بیان اینکه مدرسهی مذکور غیردولتی بود و دانش آموزان پس از انحلال آن به سایر مدارس تحت نظر آموزش و پرورش استان مراجعه کردند، افزود: ظرفیت تمامی مدارس نواحی پنج گانه تبریز برای ثبت نام دانش آموزان فراهم شده و تاکنون اکثر دانش آموزان، پروندههای خود را از این مدرسه اخذ کرده و در سایر مدارس آموزش و پرورش ثبت نام کردند.
پاشایی افزود: توضیح و تشریح جزئیات و ریز مسائل این موضوع را صلاح نمیدانیم. ( ایسنا )
انتهای پیام