صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه استان ها و شهرستان ها/

« صدای معلم » در اول اسفند سال 97 نامه ای را جهت گفت و گو با محمد اعتدادی مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان منتشر کرد . ( این جا )
در این دعوت آمده بود :

" احتراما در جهت انعکاس مطالبات و مشکلات فرهنگیان محترم اصفهان و عمل به مفاد " منشور حقوق شهروندی " از شما دعوت می شود وقتی را برای گفت و گو با این رسانه اختصاص فرمایید . "

پس از آن که پاسخی از سوی این مقام مسئول ارائه نشد ، این رسانه در گزارشی نوشت : ( این جا )

" نماینده صدای معلم این نامه را حضورا تقدیم دفتر مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان کرد و همان جا درخواست ثبت نامه ارائه گردید .

مشاور مدیر کل اعلام کرد که مدیر کل حضور ندارد اما گفته شد که  نامه را در صدای معلم نامه را رویت کرده اند .

سپس سوالات خواسته شد .

نماینده صدای معلم اعلام کرد که ارائه متن دقیق پرسش ها مطابق با پروتکل رسانه ای ما نیست اما محورها را اعلام  می کنیم .

محورها توسط مشاور مدیر کل مکتوب شد .

همچنین اطلاعاتی مانند مشخصات فردی نماینده صدای معلم ، تعداد افراد شرکت کننده ، میزان زمان گفت و گو و... پرسش شد اما علی رغم تاکید نماینده رسانه از ثبت نامه خودداری شد و اعلام گردید که خود مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان خبر خواهند داد .

چهارشنبه  15 اسفند ماه زمانی که نماینده صدای معلم برای پی گیری نامه مجددا مراجعه کردند مسئول دفتر مدیر کل اعلام کرد که ایشان هنوز  برای این گفت و گو آمادگی ندارند و منتظر باشید .

این گفته با  انتقاد نماینده صدای معلم مواجه گردید و سرانجام پس از 2 هفته و با اصرار سرانجام دعوت صدای معلم ثبت در اداره کل آموزش و پرورش ثبت رسمی گردید .

حال پرسش صدای معلم از محمد اعتدادی مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان این است که دلیل این همه تعلل برای ثبت یک نامه ساده چه بوده است ؟

آقای مدیر کل چه زمانی برای گفت و گو با یک رسانه معلمی و مستقل آمادگی خواهد داشت ؟

زمانی که با یک رسانه که نماینده حداقل بخشی از افکار عمومی است این چنین برخورد می شود لابد تکلیف دیگران و سایر معلمان مشخص خواهد بود !

پرسش صدای معلم از « سیدمحمد بطحایی » آن است زمانی که پس از گذشت 18 ماه از دعوت صدای معلم برای گفت و گو می گذرد و پاسخی داده نشده است ؛ پس معلمان کجا باید حرف زده و مشکلات خود را بیان کنند ؟

" بی تفاوت " بودن نسبت به این درخواست های ساده یک رسانه معلمی از سوی وزیر آموزش و پرورش و نیز مدیر کل وزیر آیا برای معلمان و جامعه " بدآموزی " نخواهد داشت ؟!

منتشرشده در یادداشت

سیل شهرستان پلدختر و اقدامات وزارت آموزش و پرورش برای مدارس و معلمان و دانش آموزان

در شهرستان پلدختر اوایل دهه هشتاد سیل خساراتی را به بار آورد از جمله تخریب کامل و یا جزئی زیرساختها مثل جاده، پل ها ،سد کناری رودخانه ...
پس از سیل قسمتی از خسارتها جبران گردید و البته متاسفانه برای ترمیم برخی خسارتها از جمله ترمیم اصولی دیواره کناری رود کشکان اقدام قابل توجه صورت نگرفت و رفته رفته از ایمنی و استحکام زیرساخت های خسارت دیده کاسته می شد.

بودجه و اعتبار برای ترمیم این موارد قطره چکانی در نظر گرفته می شد و مسئولین نیز نتوانستند اعتبار لازم را دریافت نمایند.

صحبت در این خصوص بسیار است اما بگذریم و به بخش آموزش و پرورش بپردازیم.

سریال سیل و سیلاب در زمستان هر سال با صحنه های ترسناک و رعب آور همراه بود ، زمستان که بارندگی افزایش می یافت مردم دست به دعا که خدایا بلا و سیلاب را از ما دور کن و مسئولین کم توجه دعا می کردند خدایا امسال را به خیر بگذران...

سریال سیل در پلدختر همچنان ادامه داشت . در آذر و بهمن ماه سال ۹۷ دو سیل پلدختر را درنوردید و خساراتی را در بخشهای مختلف به همراه داشت . مردم وقتی وارد سال ۹۸ شدند به هیچ وجه تصور نمی کردند سیلی ترسناک خانه و زندگی آنها را بی رحمانه در کام خود فرو برد.

در هفته اول فروردین سیلی سهمگین شهرستان پلدختر را درنوردید تعدادی از منازل روستایی ، مدارس و بخش زیادی از مزارع مردم منطقه دچار خسارت یا از بین رفت.

گویا رود کشکان به همراه زیرساختهای زخمی (جاده، پل ها، دیواره رودخانه) این بار دیگر خیال مهلت دادن به شهر پلدختر را نداشتند...
بله؛ در دوازدهم فروردین این بار سیل سرکش و مهار نشدنی بود.
رود کشکان پر جوش و خروش آمد دار و ندار مردم را با خود برد از خانه و اثاثیه تا شغل و سرمایه بازاریان و زراعت، باغات و...

سیل و سیلاب قسمتی از مدارس را کاملا از بین برد و منازل بسیاری از فرهنگیان نیز به نسبت فاصله با رودخانه جزئی تا کامل تخریب شد اثاثیه نیز یا در کام سیلاب فرو رفت یا زیر خروارها گل و لای آن مدفون شد...

سیل شهرستان پلدختر و اقدامات وزارت آموزش و پرورش برای مدارس و معلمان و دانش آموزان

در این خصوص دو موضوع وجود دارد :

اول اینکه با توجه به مدت کوتاه باقیمانده تا پایان سال تحصیلی و شروع امتحانات، ادامه تحصیل دانش آموزان در مدارسی که کامل یا جزئی تخریب شده اند به چه صورت خواهد بود؟ در خصوص مدارس تخریب شده با تعداد بالای دانش آموز چگونه تصمیم گیری خواهد شد؟ تکلیف دانش آموزان پشت کنکور که این روزها به شدت خود و خانواده هایشان درگیر سیل هستند چیست؟
گویا اداره کل آموزش و پرورش لرستان تلاش دارد مدارس را برای روز ۲۴ فروردین آماده کند و برنامه دارد با تهیه کانکس و دو شیفت کردن سایر مدارس سال تحصیلی را به پایان برساند اما به نظر می رسد با توجه به وضعیت بحرانی شهرهای پلدختر و معمولان و جو روانی حاکم بر مردم و اینکه بسیاری از مردم سیل زده خانه های خود را تا برگشت شهر به حالت نرمال ترک و بعضا به روستاها یا شهرهای اطراف رفته اند باید تصمیمی گرفت که مناسب حال روز شهر و مردم باشد.

بهداشت و سلامت دانش آموزان با رفت و آمد در میان بخش سیل زده به خطر خواهد افتاد ؛ گرمای پلدختر آغاز شده و صورت رنگ پریده دانش آموزان سیل زده تاب و تحمل گرمای خورشید و آهن داغ کانکس را ندارد . مدرسه حیاط مناسب می خواهد ، سرویس بهداشتی مناسب، آب شرب بهداشتی...
تردد در میان گِل و لای همچنین گرد و غبار برجای مانده از سیلاب بیماریهای تنفسی و عفونی را در پی دارد.

حذف امتحان برخی از دروس مدنظر است و تصمیم خوبی است چرا که شهر در وضعیتی ویژه قرار دارد.

برای پشت کنکوری ها در نظر گرفتن سهمیه می تواند تا حدودی عقب ماندن دانش آموزان از سایرین را جبران کند.

وزارتخانه حتما باید در اسرع وقت برای ساخت ، تعمیر و تجهیز مدارس آسیب دیده از سیل اقدام نماید تا مهر ۹۸ دانش آموزان این شهرستان بتوانند بدون اما و اگر در فضای ایمن به تحصیل بپردازند و در واقع علاوه بر تصمیم گیری برای چگونگی به پایان رساندن سال تحصیلی در مدارس آسیب دیده، باید برای ساخت،تعمیر و تجهیز مدارس برنامه ریزی کرد.

نکته ای که باید یادآور شوم حضور پررنگ نیروهای هلال احمر، نیروهای نظامی و مردمی در شهر و تلاش برای پاکسازی شهر است که جای تشکر و قدردانی دارد و مردم شهرستان پلدختر از تلاش این هموطنان سپاسگزارند ولی پاکسازی کامل بخش های سیل زده و رفع مشکلات زمانبر خواهد بود.

موضوع دوم تمهیدات وزارت آموزش و پرورش برای همکاران سیل زده و خسارت دیده از سیل است.
همکارانی که تمام یا قسمتی از خانه و اثاثیه منزل خود را از دست داده اند ، همکارانی که مثل مردم این دیار حاصل عمر چهل، پنجاه ، شصت...ساله خود را به آنی از دست داده اند و توانی برای جبران این خسارات ندارند.
دولت مبالغی را به عنوان وام برای خرید اثاثیه و تعمیر و ساخت منزل اعلام نمود که همگان نیک می دانیم که این مبالغ تنها بخش کوچکی از خسارت را جبران خواهد نمود.
در این بین خبر می رسد که سایر وزارتخانه ها برای جبران خسارت پرسنل زیان دیده تمهیدات قابل توجهی در نظر گرفته اند.

معلمان نیز انتظار دارند وزارت آموزش و پرورش از طریق صندوق ذخیره فرهنگیان یا هر طریق ممکن در جبران خسارت کنار پرسنل خود باشد و کمک و مساعدتش قابل توجه باشد .

معلمان انتظار دارند کمک های بلاعوض ، اثاثیه منزل و وام قرض الحسنه با مبلغ مناسب برای آنها در نظر گرفته شود همکارانی که عمر و جوانی خود را برای دستگاه تعلیم و تربیت صرف کرده اند منتظر مساعدت وزارت آموزش و پرورش هستند...

امیدواریم قولهای مسئولین وزارت آموزش و پرورش به وامهای خُرد یا وامهای با درصد سود بالا ختم نشود..


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گروه استان ها و شهرستان ها/

سید محمد بطحائی صبح پنجشنبه  22 فروردین در جمع خبرنگاران با تاکید بر اینکه در مناطق معدودی احتمالاً مجبور شویم سال تحصیلی را خاتمه یافته تلقی کنیم، در خوزستان به دلیل گرمای زودرس و در پلدختر هم این مشکل را خواهیم داشت، افزود: البته امیدواریم این اتفاق نیفتد و بتوانیم در این یک ماه باقی مانده سال تحصیلی را در موعد خود تمام کنیم.
بطحائی در مرکز رفاهی فرهنگیان شهر خرم‌آباد با تاکید بر اینکه اختیار اعلام پایان سال تحصیلی را به مدیرکل خواهیم داد که چنانچه مدیرکل و شورای معاونان به این نتیجه رسیدند که امکان ادامه سال تحصیلی برای برخی مناطق وجود ندارد پایان سال تحصیلی را اعلام کرده و بودجه بندی امتحان دانش آموزان تا همان جایی که درس داده شده در نظر گرفته شود .

بند 2 از وظایف شورای آموزش و پرورش استان مربوط به " قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش " تصریح دارد :

" 2 - تصویب تقویم آموزشی مناطق تابعه با توجه به شرایط اقلیمی و جمعیتی هر منطقه. "

مطابق تبصره 4 از این قانون ، ریاست شورای استان با استاندار و در غیاب وی با مدیر کل آموزش و پرورش استان است .

آیا وزیر آموزش و پرورش از مفاد و محتوای قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش اطلاع دارد ؟

آیا مدیران کلی که توسط بطحایی تعیین و نصب شده اند از اختیارات قانونی خود آگاه بوده و یا این که برای عمل به مفاد قانون هم باید از وزیر اجازه بگیرند ؟

« صدای معلم » پیش تر نوشت : ( این جا )

" « سیدمحمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش هم مانند سایر مسئولان با " چکمه " در اخبار و در انظار عمومی حاضر می شود تا نشان دهد که مدیر " بی خیال " و " سهل انگاری " نیست .

البته ناگفته نماند که جامعه ما هم در کلیت خویش از این حرکات خوشش می آید و شاید آن را نشانه " مردمی " بودن هم تلقی کند .

اما همین افکار عمومی از وزیر آموزش و پرورش نمی پرسد که چه اقدامات و برنامه هایی برای مدارس تخریبی و غیرمقاوم  به جز تکیه بر خیرین و کمک های آنان انجام داده است  ؟

همیشه این پرسش بوده است که نهادهای نظارتی و کنترلی در آموزش و پرورش به چه کاری مشغول هستند و فلسفه ذاتی آن ها چیست ؟

باید مسئولان این را بفهمند که با پیام تسلیت و همدردی و یا چکمه پوشیدن و تا زانو در میان آب رفتن و... مشکلات و بحران ها حل نمی شود .

البته همیشه قد این مدیران و میزان مسئولیت پذیری آنان و کارآمدی آنان نسبت مستقیمی با مطالبه گری جامعه و حضور رسانه های مستقل و منتقد دارد .

هنر یک مدیر موفق و هوشمند و برنامه محور باید شناخت تهدید ها و فرصت ها و مهم تر از آن تبدیل تهدیدها به فرصت ها است .... "

« محمد شریفی » مطلبی در این مورد نگاشته است .

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

دکتر خسرو باقری، استاد علوم تربیتی دانشگاه تهران، در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر، وضعیت نهاد تعلیم و تربیت ایران را بررسی کرد. وی با اشاره به برخی آسیب‌های مهم در حوزۀ تعلیم و تربیت در کشور گفت: چهل سالگی انقلاب نقطه آغازی است برای یافتن اشتباهاتی که در این سال‌ها کرده است؛ اگر این کار را کنیم یعنی چهل‌سالگی‌مان درست است و به عقل رسیده‌ایم ولی اگر این کار را نکنیم و فقط تعریف و تمجید بکنیم نشان می‌دهد که ما هنوز به عقل نرسیده‌ایم.

شرح این گفت‌وگو را می‌خوانید:

حاق سيزليق و مطالبه گری در کودکان و دانش آموزان ترکیه ای

یکی از فامیلهای بسیار نزدیکم که از فارغ التحصیلان رشته زبان انگلیسی است و تجربه بسیار خوبی در آموزش و استادی زبان دارد و تمامی مراحل علمی و آموزش رفتاری برای تبدیل شدن به یک استاد بسیار خوب زبان را دارا می باشد، به دلیل انباشت نیروی بیکار و ناتوانی دولت در ایجاد ظرفیت های اشتغال در سه بخش دولتی-  تعاونی و خصوصی جلای وطن کرده و به یکی از مدارس حرفه ای آموزش زبان به کودکان سه سال به بالا در کشور ترکیه پیوسته است.

در دیدار اخیرم در ارومیه که ایشان هم بعد از ۴۰ روز کاری بنا به ضرورت به مرخصی آمده بود، یکی از تجربه های فرهنگی- اجتماعی این عمر چهل روزه را که بسیار آموختنی است؛ بدین گونه نقل می کرد. قدرت فشار افکار عمومی مهمترین ابزار فشار ملت بر دولت و دولتمردان برای اصلاح امور است

در مدرسه ای که به کودکان آموزش زبان می دهند. در طی روز علاوه بر وعده های رسمی صبحانه و نهار از کودکان به صورت میان وعده نیز پذیرایی می شود و یکی از میان وعده های پذیرایی ماست است و مربی جوانی که پذیرایی را انجام می داد به دلیل آلرژی و حساسیت خاص یکی از بچه های ۴ ساله به ماست برای آن بچه یک عدد سیب روی سینی ایشان قرار می دهد.
سایر کودکان با دیدن سیب برای یکی از بچه ها و ماست برای بقیه به این رفتار به ظاهر تبعیض آمیز اعتراض می کنند و با کوبیدن قاشق هایشان بر بشقاب ها یک صدا و آرام می گفتند :

حاق سزلخ ( ناحقی) حاق سزلخ......!
در قبال این اعتراض منظم و یک صدای کودکان، مربی جوان دستپاچه شده بود و در برابر خواسته ی به حق و اتحاد قدرتمندانه و رفتار به دور از خشونت کودکان با احساس شرم و تسلیم برای تک تک کودکان یک سیب روی میزشان گذاشت و بحران ناشی از تبعیض خیرخواهانه را خاموش و از کودکان حاضر در سالن پذیرایی عذر خواهی کرد.

سه درس مهم این موضوع می توان گرفت:
۱- کودکان را از سنین پایین به حقوق خود و روش مطالبه آن آشنا کنیم.
۲-حق گرفتنی است و باید برای گرفتن حق حرکت و اقدامی کرد.
۳- مدیران و صاحبان قدرت ملزم به پاسخگویی به مطالبات مردم هستند.

فرهنگ نقد و اعتراض یک ضرورت اساسی برای تعالی هر جامعه و سازمانی است و همین فرهنگ تضمین گر تحقق آزادی های سیاسی - اجتماعی-فرهنگی- اقتصادی و مدیریتی است و همچنین ضامن سلامت و بهبود امور و اصلاح کجی ها و نا راستی ها است.

قدرت فشار افکار عمومی مهمترین ابزار فشار ملت بر دولت و دولتمردان برای اصلاح امور است. اگر ملت از قدرت واقعی خود بر اساس حق حاکمیت مردم از طریق انتخابات ها و حق حاکمیت خود از طریق انتقادها- مطالبات و استیضاح منتخبین و بر کناری آنها با تکیه بر کار صحیح سیاسی و با حفظ اقتدار کشور و نظام ، استفاده کنند. ایران اسلامی خواهد توانست به بالاترین سطح بلوغ سیاسی برای تحقق عدالت اجتماعی و شفافیت اقتصادی دست پیدا کند.
 یکی از مهمترین کارکرد احزاب در تحقق کارسیاسی به جای سیاسی کاری موجب احیای فرهنگ نقد و اعتراض می شود. همچنین آحاد جامعه هم در قالب احزاب می توانند نقد و اعتراض خود را با هدف اصلاح امور و بهبود اوضاع و اعمال قدرت بر دولت مردان به منصه ی ظهور برسانند.
فرهنگ مبتنی بر انتقاد-اعتراض و مطالبه از طریق احزاب که با مجوز قانونی و به عنوان سازمان های مردم نهاد سیاسی برای سیستماتیک کردن نقد- انتقادات- اعتراضات - اظهار نظر و مطالبات مردمی تاسیس شده است؛ راه جامعه را به سوی توسعه و کمال باز می کند و فرهنگ مبتنی بر نق و سرزنش و تند خویی راه تعالی انسان و جامعه را سد و سرکوب می کند. به همین دلیل بازگشت به کار سیاسی از طریق نهادهای رسمی  مردمی(احزاب) و حضور افراد فعال جامعه با سلیقه های متفاوت در احزاب با رویکردها و الویت های متناسب با مردم راهگشای اصلی مدیریت قدرت است.

کانال رسمی حزب تدبیر و توسعه ایران اسلامی

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار/

آخرین وضعیت رتبه بندی معلمان از زبان سیدمحمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش

وزیر آموزش و پرورش با ابراز امیدواری نسبت به تصویب لایحه رتبه‌بندی فرهنگیان در چند جلسه آینده دولت، امسال را به عنوان سال اجرای مرحله اول این طرح دانست.

سید محمدبطحایی درباره سرانجام اجرای طرح رتبه‌بندی فرهنگیان و زمان دقیق اجرای آن گفت: طرح رتبه‌بندی مسیر اداری خودش را طی کرده است و در کمیسیون‌های دولت مطرح و تصویب شد و سپس به صحن رسید.

او ادامه داد: در صحن دولت این طرح طی دو جلسه بررسی شده بود و ادامه برسی به جلسه بعد موکول شد اما متاسفانه با برخی اولویت‌های دیگر مواجه شد و برای جلسه دولت این اولویت‌ها بسیار مهم بود که از جمله آنها موضوع بودجه و تغییر ساختار آن است و بعد از آن هم متاسفانه سیل و مسائل حول آن اتفاق افتاد.

وزیر آموزش و پرورش افزود: امیدوارم طی دو، سه جلسه آینده، دولت ادامه بررسی طرح رتبه‌بندی فرهنگیان را در دستور کار قرار دهد تا این لایحه آماده و به مجلس ارجاع داده شود.

بطحایی ادامه داد: طرح رتبه‌بندی فرهنگیان همچنان در دستور کار دولت قرار دارد و دولت مصمم است تا این لایحه را آماده کند و به مجلس بفرستد اما اولویت‌های پیش‌آمده در دولت مجال بررسی را تاکنون فراهم نکرده است اما در اولین فرصت در دستور قرار خواهد گرفت.

او در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا معلمان از مهر ۹۸ می‌توانند امیدوار به اجرای طرح باشند یا خیر» تاکید کرد: «به اجرایی کردن این طرح طی امسال بسیار امیدوار هستیم یعنی امسال به عنوان سال اجرای مرحله نخست رتبه‌بندی خواهد بود و به لطف خداوند این کار اتفاق می‌افتد.

باشگاه خبرنگاران جوان

پنج شنبه, 22 فروردين 1398 08:00

خاطرات نامیرای دوران تحصیل

خاطرات نامیرای دوران تحصیل  چشمم که به چشمش افتاد، غریبه نبود. اما نگاهم را از نگاهش گرفتم تا از هزار توی مغزم به جست و جویش بپردازم. آری معلمم بود با همان قامت بلند و استخوانی با پوستی روشن و موهایی نرم و خرمایی. اما جز این تصویر، هیچ نامی به ذهنم نیامد، فقط ­دانستم که معلم زبان انگلیسی دوره راهنمایی ام بود.

تازه از اتومبیل پیاده شده بودم و برای خرید میوه به میدان میوه و تره بار محله مان، میدان المپیک می رفتم. تداخل نگاهم با جست و جوی ذهنی ام ثانیه ای بیشتر طول نکشید. از کنارم که عبور کرد، برگشتم و قامت همچنان استوارش را که بر عصایی چوبی و قهوه ای رنگ تکیه گاه می کرد، برانداز کردم. در دست دیگرش دو سه کیسه نایلکس میوه بود که وزن بار آن برای زن مسنی چون او سنگین می نمود.

تصمیمم را گرفتم و به سویش روان شدم و با افزودن بر قدم هایم فاصله ایجاد شده را طی کردم و کنارش قرار گرفتم. سلام کردم. نگاهم کرد و چهره اش را به چهره ام دوخت و با صدایی آمیخته به محبت پاسخ سلامم را داد. اجازه خواستم تا نایلکس میوه ها را از دستش بگیرم و در عین حال گفتم که شما معلم دوران راهنمایی من بودید. لبخند مادرانه ای بر چهره اش نشست و انگشتانش را که خالی از وزن کیسة نایلکس ها شده بود، به احترام روی سینه اش قرار داد.

پرسیدم شاگردتان را به خاطر می آورید. در صورتش نگاهی مهربان و لبخندی پرمحبت آشکار شد اما سرش را به علامت نفی تکان داد. گفتم سال­های دور،  سال های قبل از انقلاب، شاید اوایل دهة پنجاه، در مدرسه راهنمایی عبدالله رهنما. نگاهش به افق خیره شد و ذهنش پرکشید به آن سال های دور تا از لابلای سال های خدمتش چهره شاگردان مدرسه راهنمایی عبدالله رهنما را به یاد آورد و چهره الان شاگرد 50 ساله اش را از میان خیل دانش آموزان آن سال ها بازسازی کند.

ابروانی بالا انداخت و با تشخّص صدایی که داشت گفت، پسرم سال های زیادی از آن سال ها گذشته و من شاگردان زیادی داشته ام. چهره دانش آموزانم هم در بزرگسالی تغییر پیدا کرده و الان خاطرم نمی آید. در چه سالی معلم شما بودم؟ گفتم فکر کنم سال پنجاه و دو یا سه، شما دبیر زبان ما بودید. گفت در هر حال خوشحالم که می بینمتان و من را به یاد آوردید. گفتم منزلتان همین منطقه است. گفت بلی. گفتم اجازه می دهید با ماشین برسانمتان. گفت خیلی ممنون. آژانس من رو آورده. الان هم آنجا تو پارکینگ میوه و تره بار منتظرمه.

اجازه خواستم که تا پارکینگ همراهش باشم و بار میوه­اش را درون اتومبیل آژانس قرار دهم. از همراهی استقبال کرد. خواستم از وضعیت زندگی اش بپرسم. احساس کردم فضولی می شود. از این رو نخواستم با سؤالی که خودم راضی به پرسیدنش نیستم، او را در موقعیت پاسخ قرار دهم.

به پارکینگ رسیده بودیم. پارکینگ رو باز میوه و تره بار شلوغ بود. با دست اشاره ای به انتهای پارکینگ کرد و گفت ماشین آژانس آنجا منتظر است. به آن سو روان شدیم. گفتم خانم من یک خاطره از سر کلاس شما دارم. نیم نگاهی حاکی از کنجکاوی کرد و با به صدا درآوردن بیشتر ضربه عصایش به آسفالت پارکینگ، تکیه گاه راه رفتنش را قوّت بخشید. و در عین راه رفتن به صورتم خیره شد. گفتم خانم من هیچ وقت سرم رو تو مدرسه کچل نمی کردم. ولی یک بار ناظم مدرسه عبدالله رهنما قبل از کلاس شما من را به جرم موی کمی بلند به دفتر احضار کرد و با تلاش فراوان در حالی که روی زمین میخکوبم کرد؛ با قیچی یک چهار راه وسط کله ام باز کرد و موهای جلو سرم رو زد. بعد روانه کلاسم کرد که کلاس درس انگلیسی شما بود.

خنده ای روی پهنه صورتش نشست و ابروانش را به علامت تعجب بالا برد و کنجکاوانه پرسید که خوب این چه ارتباطی به کلاس من داشت. با خنده گفتم که خاطره من درست از ورود به کلاس شما ست. چون وقتی از دفتر ناظم خارج شدم شروع به گریه کردم و از اونجایی که شاگرد زرنگ کلاس بودم روم نمی شد با این وضع بیام کلاس تون ولی ناظم اجبار کرد که داخل کلاس شوم. من هم که صورتم پر از اشک بود و هق هق گریه می کردم وارد کلاس شما شدم. شما اول از ریخت من تعجب کردید. بعد که ماجرا را از زبان توأم با گریه ام شنیدید، دستتان را گذاشتید روی شانه ام و دلداریم دادید. خاطرة من بیشتر اون دلداری شماست که من را به عنوان شاگرد زرنگ تان مورد دلجویی قرار دادید.

لبخند رضایت آمیز و شادمانه ای زد و قبل از آنکه درِ اتومبیل آژانس را برایش باز کنم، با دست های استخوانی اش دستم را گرفت و گفت هنوز هم مثل همان سال ها شاگردانم را دوست دارم، حتی اگر سن شان به 50 رسیده باشد. و سوار اتومبیل شد.

پس از خداحافظی، اتومبیل آژانس را با نگاهم تا پیچ خیابان دنبال کردم و سرخوش از این دیدار کوتاه، به طرف میدان تره بار بازگشتم و با تصویر سازی ذهنی ام از معلم زبان انگلیسی آن سال، خاطرات دوران مدرسه را یکبار دیگر مرور کردم.

امروز که این متن را باز نویسی می ­کنم سراغ آلبوم عکس های دوران تحصیلم می روم و با نگاه به تک تک آن ها و مرور دوباره خاطراتم، به نام معلم زبان انگلیسی ام پی می برم. سرکار خانم جمالپور معلم انگلیسی سال دوم مدرسه راهنمایی عبدالله رهنما که قدردان محبتش هستم. یادش جاوید.   

این متن در ویژه نامه نوروزی انسان شناسی و فرهنگ، سال 8، نوروز 1398، صص 199- 200 انتشار یافته است.

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار/

مسوول روابط عمومی اورژانس فسا گفت: برخورد یک دستگاه خودرو مینی بوس حامل دانش‌آموزان مدرسه با یک دستگاه پراید در شهرستان فسا 2 کشته و 21 مجروح برجای گذاشت.

منتشرشده در دانش آموز

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور