
در روزهای اخیر دو تصویر دو نحله فکر ی و رفتاری را درجامعه مجازی و بالتبع جامعه نمایندگی می کنند. تصویر نخست ، تصویر کودکانی که به تقلید از یک مداح، در حال انجام یک مناسک آیینی مذهبی اند و تصویر یا تصاویر دیگر، کودکانی که در حال تقلید از یک خواننده آن ور آبی و ترانه " جنتلمن" هستند.
هر دو تصویر متشکل از حرکات موزون و طنین دار و جملات قافیه دارند. پس تا اینجای کار مورد مناقشه و مخالفت نیستند. آنچه این دو را از منظر "قرائت رسمی قدرت" از هم تفکیک می کند مضمون و خالق اثر است. ترانه جنجالی که خوانش آن در مدارس به شکل اپیدمی درآمده از آن ساسی مانکن است.
منتقدان، آن را دلیلی دیگر بر اثبات مخالفت با سند (بیست سی ) می دانند، علی مطهری خواستار برخورد با عوامل پخش کلیپ جنتلمن ساسی مانکن در مدارس شده است و وزیر آموزش و پرورش هم تمسک به قران و برگزاری نماز را راه حل ماجرا می داند.
اما چرا یک ترانه این گونه مورد اقبال قرار می گیرد و چرا دستگاه رسمی حکومت این چنین به آن واکنش نشان می دهد و آن را هم به عرصه دیگری از تقابل تبدیل می کند؟ جست و جوی مقصر در افراد و مدیریت ماجرا با تنبیه و یا تحمیل نوجوانان به فلان رفتار و مناسک مذهبی و نظایر آن مصداق آب در هاون کوبیدن است و گام اول برای بیرون آمدن از این وضعیت ، قبول تغییرات اجتماعی و بیرون آمدن از کشمکش دوگانه حاکمیت - مردم است
روزنامه اعتماد ملی در خرداد هشتادو هشت شمسی در یادداشتی با عنوان «چه کسی از ساسی مانکن میترسد؟»در باره آثار او می نویسد:" قافیهپردازیهای به شدت امروزی با درونمایه و واژگانی بسیار روزآمد که گاه به جز نسل جوان به سختی آن را میفهمد".
آنچه ساسی مانکن را و ترانه او را تا این حد با اقبال نسل جوان و بلکه نوجوان روبه رو می کند ریشه در همین عنصر تازه گی،سادگی، ساختار شکنانه موسیقیایی، امروزی بودن و ازهمه مهم تر شور و تحرک بالای نهفته در آن است. امری که در جامعه گرفتار در گفتمان و مضمون فرهنگی خمود، به شدت سنتی ، محافظه کار و ملال آور، با استقبال نسل جوان روبه رو می شود.
بیراه نیست که ساسی مانکن در پیام ایسنتاگرام ی خود حتا علی مطهری را هم به چالش گوش دادن ترانه اخیرش دعوت کرده و با اطمینان می گوید:" خودت هم با شنیدنش رقص ات می گیرد" و بیراه نیست که ده آهنگ آخر ساسی مانکن فقط در رادیوجوان 165میلیون بار شنیده شده است و این روند بعد از انتقادات اخیر سیر صعودی یافته است!
حقیقت آن است که اقبال به این ترانه ها هیچ ارتباطی با همسویی یا تقابل با دین ندارد و اتفاقا برخی روحانیون نیز با درک این مساله تلاش نافرجامی کرده اند تا با آموزش و تمرین نمایش های موزیکال و شاد سهمی از دلربایی از نسل جدید داشته باشند (ویدیوی منتشر شده اخیر از تمرین ترانه های شاد توسط روحانیون ناظر به این تلاش است).
ترانه پر تحرک ساسی مانکن و حتا مداحی های پر جست و خیزو ساختارشکنانه با ریتم های غیرمتعارف(در قبال مداحی های سنتی)که به شدت مورد اقبال است، هردو مرهون همین عنصر تحرک و هیجانی هستند که نسل جوان به شدت نسبت به آن احساس کمبود می کند. قدرت رسمی اما از صورت مذهبی آن حمایت می کند و از صورت غیر مذهبی آن آزرده است. این آزردگی نه به خاطر تحرک یا حتا کلمات عریان عاشقانه که بیشتر به خاطر آن است که متولیان آن را خارج از کنترل خود می بیند.

اما چرا قدرت و مردم حتا بر سر یک ترانه دچار چنین مواجه ای می شوند و جامعه بر سر این ماجرا دو قطبی می شود؟
برخلاف آن دسته از جامعه شناسانی که به شکل محافظه کارانه -همچون "پارسونز"- تلاش می کنند همه چیز جامعه را بر اساس کارکرد ساختاری آن ببینند و برای همه عناصر و نهادهای موجود درجامعه کارکردی مشخص و ناگزیر را نشان دهند و وفاق اجتماعی را حاصل آن بدانند، جامعه شناسانی چون "رالف داندورف" نیز هستند که معتقدند تغییرات اجتماعی و تضادهای جامعه را هم باید دید.
جامعه موجودی ایستا نیست و اگر "زور " و "قهر" به گفتمان مسلط آن تبدیل شود خیلی زود عنصر "کشمکش" به عنوان بارزترین وجه جامعه رخ می نمایاند.
در واقع وضعیت کنونی جامعه ایران نشانگر تفاوت عمده در نگاه مردم و حاکمیت است. در حالی که حاکمیت جامعه را با نگاهی "کارکردگرایانه " می نگرد و زور و اجبار را عامل اصلی در استمرار این وضعیت می داند . نگاه مردم بیشتر بر عنصر کشمکش استوار است. اگر نگاهتان نگاه کارکردگرایانه باشد جامعه را ایستا و یا دست کم در حالت توازن متغیر می بینید و دستگاه ها را موظف به حفظ این حالت ولو به قهر و غلبه خواهید دید. این همان مضمونی است که در سخن بسیاری از مقامات و چهره های دینی کشور می شنوید.
در نگاه مبتنی بر قبول تغییر و کشمکش، جامعه به شدت در حال دگرگونی است و این دگرگونی ها باید به رسمیت شناخته شود. در نگاه کارکردگرایان جامعه موظف به التزام به ارزشهای سنتی و اجتماعی است اما در نگاه کشمکش گرایان ارزشهای اجتماعی باید متناسب با تغییرات و از طریق شدت دادن به این تعارضات قبولانده شود. اینکه تصور شود مقصر این وضعیت مدیران مدرسه هستند، یا اینکه با قرآن و نماز از ادامه این وضعیت جلوگیری خواهد شد هردو نشان از عدم اگاهی از تغییرات اجتماعی است.

حتا اگر دستگاه پارسونزی کارکردگرایان را قبول کنیم؛ جامعه نو ذائقه نو و نیاز نو دارد و دستگاهی که تولیداتش تناسبی با این ذائقه و تغییر نداشته باشد و پاسخ او به مطالبات نو ، قدیمی باشد رفته رفته از کار باز می ماند. اصرار قدرت بر استمرار این وضعیت سبب بروز حالت کشمکش می شود و در این حالت همه عناصر و تجلیات رفتار اجتماعی از راه رفتن، غذا خوردن،پوشیدن تا موسیقی گرفتار دو قطبی خواهد شد که یک سر آن حکومت و یک سر آن مردم اند.
این تقابل تا بدانجا پیش خواهد رفت که یکی بر دیگری غلبه یابد و دلیل اهمیت یافتن ترویج ترانه ساسی مانکن در مدارس بر خبر آمار سی هزار کشته حوادث جاده ای در یک سال یا قرار گرفتن نام ایران در فهرست شش کشور دچار بحران اقتصادی و تورم در جهان، هم در اینجاست که هر آنچه جلوه ای از این کشمکش باشد مورد اقبال خبری است و هرچه به نقص کارکرد مرتبط باشد فقط در جایی مورد توجه افکار عمومی است که نشانه ای از کشمکش و تقابلی دیگر باشد.
مخلص کلام آنکه جست و جوی مقصر در افراد و مدیریت ماجرا با تنبیه و یا تحمیل نوجوانان به فلان رفتار و مناسک مذهبی و نظایر آن مصداق آب در هاون کوبیدن است و گام اول برای بیرون آمدن از این وضعیت ، قبول تغییرات اجتماعی و بیرون آمدن از کشمکش دوگانه حاکمیت - مردم است.
کانال سهند ایرانمهر

در غیر ماه رمضان اگر بپرسند که یک ماه چند ساعت است می گوییم: این چه سوالی است، من چه می دانم! بروید از کسی دیگر بپرسید اما در این ماه به ثانیه هم محاسبه می کنیم و می گوییم که : 720 ساعت فقط فرصت داریم یا بهتر بگوییم: 2073600 ثانیه فقط فرصت داریم چون وقت در ماه رمضان از طلا هم با ارزش تر می شود.
بی جهت نگردیم و مقایسه نکنیم و نپرسیم که مسلمانان دیگر کشورها چند ساعت روزه می گیرند و ما چند ساعت روزه می گیریم که رمضان سریع الرتحال است.
ماه رمضان یازده ماه که نیست! بر فرض اگر هم خدا یازده ماه روزه قرار می داد، او از عدالت خارج نمی شد چون اصلاً ما برای عبادت آفریده شده ایم و روزه هم یکی از بهترین عبادات و طاعات است پس باید خدا را شاکر باشیم که بر ما آسان گرفته و تخفیف داده است و اساساً هدف از روزه در ماه رمضان تعذیب نفس نیست بلکه تربیت و تهذیب نفس است.
در احوالات و زندگانی بعضی از علما و بزرگان دین هست که شش ماه در انتظار ماه رمضان می مانداند و لحظه شماری می کردند و شش ماه دیگر سال دلهره این داشتند که اعمالشان در ماه رمضان مورد قبول واقع شده است یا نه!
اگر کسی بپرسد که چرا علما و بزرگان دین در این ماه خوشحال بودند؟ این پاسخ را می شنود که به چند دلیل واضح :
اولین دلیل: آنچه از روایات فهمیده می شود این است که شیاطین به زنجیر کشیده می شوند و درب های بهشت باز و درب جهنم بسته می شوند.
دومین دلیل: ماه نزول و تلاوت و فهم و درک و حفظ و تدبر قرآن است.
سومین دلیل: می دانستند که روزه رکنی از ارکان اسلام است .
چهارمین دلیل : ثواب و امتیازات و فضائل روزه داری را درک و هضم کرده بودند و نشاط در عبادت داشتند در پی رشد روحی بودند.
پنجمین دلیل: فرصتی برای تعدیل مزاج و رسیدن به تندرستی و ضمانت صحت است و شهوات در آن شکسته و عقیم می شود.
ششمین دلیل :می توان علاوه بر عبادات خود را به عادت های خوب هم عادت داد.
و دلیل هفتم اینکه : در خیرات با هم مسابقه داشتند.
آری!
مسابقه ای بزرگ با جوایزی بی نهایت بزرگ آغاز شد، موضوع این مسابقه ماه رمضان است و زمان آن بهترین ساعات و ثانیه های سال و مسئول برگزاری آن خود خداست و شرکت کنندگان در آن مخلوقات او هستند که سائل اند و فقیراند و بی نهایت در همه حال محتاج او هستند و در هر مکان که باشیم می توانیم در خیرات و حسنات و عبادات و خلوص نیت و قطع علایق از خلایق و اتصال به خالق و بذل همت ها باهم مسابقه دهیم.
در این مسابقه ماه رمضان مردم چند گروه می شوند:عده ای از ابرار می شوند و دیگرانی از اشرار و بعضی مقبول می شوند و دیگرانی مردود و برخی اهل هوی و دیگرانی اهل هدی و افرادی از موفقان و دیگرانی از مخذولان و گروهی اهل آخرت و دیگرانی اهل دنیا می شوند.
روزه دارن در این ماه که شرافت موضوعی و زمانی دارد، وقار و هیبت معنوی پیدا می کنند پس بیاییم که به جای تکاسل در معنویات به هیبت فوز معنوی برسیم و در این مسابقه بی اشتهایی و کم اشتهایی معنوی را کنار بگذاریم .

تحافظ در امور معنوی داشته باشیم تا زکی النفس و سلیم الصدرشویم که عمل ها تمام می شود و تنها جوایز و پاداش ها است که باقی می ماند وشاید آخرین ماه رمضان ما باشد.
رمضان ماه فرج است نه فرجه، ماه عبادات است نه عادات و قرار نیست که فقط به فکر خوابیدن و خوردن سحری و افطاری های رنگارنگ و وعده های مقوی باشیم.
قبول داریم که دنبال یک لقمه نان دویدن در ماه رمضان تشنگی می آورد و قبول داریم که برخی هستند که از حلال روزه می گیرند اما با حرام روزه خود را افطار می کنند اما این را هم قبول داریم که روزه داران زیاد هستند لکن پاداش روزه داران متفاوت است و بعضی روزه حسن می گیرند و بعضی دیگر روزه احسن و بعضی دیگر فقط اسمشان روزه دار است و به هرحال نفسی که مشتاق روزه داری در ماه رمضان نباشد هنوز بلوغ نرسیده است.
رمضان اسم الله است.ماه رمضان که «راء»آن یعنی رعایت حدود برای رسیدن به رحمت و جلب رافت خدای که عاشق مخلوقات خود است،«میم»آن یعنی مجاهده و محاسبه و مراقبه برای رسیدن به مغفرت ،«ضاء»آن یعنی ضمانت بهشت و« الف»آن یعنی امان داشتن زیر پرچم اسلام و رسول (ص) و ولایت اهل بیت (ع) و «نون»آن یعنی نور خدا برای شناخت راه همیشه هست.
ای ماه رمضان!
روزه در تو زکات نفس است.روزه در تو فرصتی برای اغتنام است.تحصیل عبادت در مدرسه فلسفه خلقت است.هم سفره شدن با گرسنگان است.احیا جهاد در روز با صیام و احیا جهاد در شب با قیام است.مهر پایان زدن بر سلطنت شیاطین کوچک و بزرگ در زمین است.زینت و آماده سازی خود برای حمل امانت قرآن است.اگر معذور نیستیم مامور به اکتساب خیرات هستیم.استغفار نافع و عمل صالح در تو ای ماه رمضان شافع ماست.
بیا تراحم کنیم ای ماه رمضان!
آرام آرام قدم بردار!بی تحریم ،ما تو را می بخشیم و تو هم ما را ببخش و بیا بهم رحم کنیم و به هم مهربان باشیم و ما تو را می بخشیم به خاطر کوتاه بودن روزها و ساعت ها و ثانیه های محدود و معدودات که گناهان در تو مغفور و سعی و تلاش در تو مشکور و بدی ها در تو مهجور می شود و خطاکاران در تو از توابین می شوند و تو هم ما را ببخش به خاطر اینکه آنگونه که باید باشیم نیستیم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استان ها و شهرستان ها/

چندی پیش بخشنامه ای از سوی وزارت آموزش و پرورش با عنوان " توزیع گوشت گرم و منجمد " به کلیه واحدهای آموزشی ، کانون فرهنگی و تربیتی ، پژوهش سرا وسالن های ورزشی ارسال گردید .
قرار بر این بود تا اتحادیه های تعاونی های مصرف فرهنگیان ایران این اقلام را در اختیار فرهنگیان قرار دهند .
مدارک خواسته شده توسط مدارس تکمیل و به اداره متبوع ارسال شدند .
پس از مدتی عنوان شد که بخشنامه مربوط لغو گردیده و خبری از گوشت نیست .
بسیاری از همکاران با ارسال پیام های متعدد به صدای معلم اعتراض خود را نسبت به این حرکت مسئولان آموزش و پرورش ابراز داشته اند .
این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .
پایان پیام/
خراسان رضوی
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر آمد ( این جا ) ؛ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ماه نشست رسانه ای وزیر آموزش و پرورش با خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش به مناسبت هفته معلم در سالن غدیر مجموعه حجاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار گردید .
این نشست با تاخیر بیش از 15 دقیقه آغاز شد و مجری این نشست علت آن را مسائل فنی بیان کرد .
در این نشست برخی از معاونین و مدیران مانند علی اللهیار ترکمن ، علی عسکری ، مجتبی زینی وند ، غلامرضا کریمی ، امیر علی نعمت اللهی و فرحناز مینایی پور ، وزیر آموزش و پرورش را همراهی می کردند .
حجت الاسلام علی ذوعلم در اواسط نشست وارد سالن گردید .
سیدمحمد بطحایی مطابق معمول به سخنرانی پرداخت .
سخنرانی وزیر آموزش و پرورش که با تاخیر وارد نشست شده بود 29 دقیقه به طول انجامید .
نخستین پرسش کننده در این نشست که به مناسبت هفته معلم برگزار می گردید مدیر صدای معلم بود که دو پرسش مطرح کرد .
اما مجری نشست اجازه طرح دو پرسش دیگر را نداد .
آن چه در ادامه می آید پاسخ به دو پرسش صدای معلم از سوی سیدمحمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش است .
« صدای معلم » در جهت تنویر و احترام به افکار عمومی از مرکز امور هماهنگی ، ارتباطات و دفتر وزارتی وزارت آموزش و پرورش دعوت می کند تا پاسخ گوی دو پرسش دیگر صدای معلم از سوی وزیر آموزش و پرورش باشند .
گروه آموزش عالی/

امروز مطابق اعلام قبلی ( این جا ) ، در ادامه سلسله نشست های گروه روش ها و برنامه ریزی آموزشی و درسی دانشگاه تهران با سرفصل " نواندیشی در مطالعات برنامه درسی " نشست تخصصی با موضوع " چالش سن مناسب آموزش زبان خارجی : نظام آموزشی ایران و تجارب جهانی " در اتاق شورای دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه تهران برگزار گردید .

در این نشست ابتدا « حمیدرضا ایرجی » دانشجوی دکتری برنامه ریزی درسی » به ارائه دیدگاه ها و مواضع خویش پرداخت .
ایرجی اصل 15 و 16 قانون اساسی را مورد اشاره قرار داده و گفت در سند برنامه درسی و سند تحول بر آموزش زبان انگلیسی تاکید شده است و در سند برنامه درسی به عنوان زبان علمی مورد تصریح و بر یادگیری آن تاکید شده است .
دانشجوی دکتری برنامه ریزی درسی در ادامه به تفاوت میان " زبان خارجی " و " زبان دوم " اشاره و نوع آموزش و نگاه در جامعه و نظام آموزش رسمی را برگرفته از " زبان خارجی " دانست .

ایرجی نظریات برخی صاحب نظران و پژوهشگران در مورد بهترین سن برای آموزش زبان خارجی را توضیح داده و با تعریف نظریه Fathman رابطه مثبتی بین سن و میزان یادگیری به دست می آید .
این نظریه می گوید بچه هایی که بالاتر از سن 10 سال زبان انگلیسی را شروع می کنند از نظر گرامر در شرایط بهتری هستند و اما بچه هایی که از سن کم تر از 10 سال شروع می کنند در تلفظ معمولا موفق تر هستند .

ایرجی عنوان کرد که نحوه آموزش زبان انگلیسی در نظام آموزشی بر اساس فراگیری reading & writing بوده است و از سال 1392 به CLT تغییر پیدا کرده است .
وی در ادامه به تجارب سایر کشورها اشاره و شاخص " توانش زبانی "را در 88 کشور مورد مقایسه قرار داد و آن ها را در 5 رده طبقه بندی کرد .
بر این اساس کشورهایی در درجه very high شامل سوئد ، هلند ، سنگاپور ، نروژ ، دانمارک هستند و ایران در درجه very low در رتبه 66 قرار می گیرد .

این مقایسه در دامنه سنی 25 تا 15 سال صورت گرفته است .

دبیری این نشست را « رضوان حکیم زاده » برعهده داشت .
در ادامه « محمودمهرمحمدی » استاد دانشگاه تربیت مدرس ضمن بیان دیدگاه های خویش به نقد سخنان اخیر رئیس جمهور در موضوع آموزش زبان خارجی و چالش های آن پرداخت .

در پایان پرسش و پاسخ در قالب گفت و گو میان دانشجویان و حاضران با مسئولان نشست صورت گرفت .
مشروح این دیدگاه ها در صدای معلم منتشر خواهد شد .
پایان گزارش/

انگار همین دیروز بود بیست و هفت سال پیش واژه آموزگار به من هویتی دیگر بخشید .
وارد روستای محل خدمتم که می شدم از شوق به خود می بالیدم که چنین مردمان باصفا و دانش آموزان باصفاتر دارد.
سختی راه و دوری از خانواده و بی امکاناتی مهم نبود ، هر چه بود باران بود و رود بود و زمین سرسبز پر از گل بود و عشق بود و صفا .
آن روزها اگرچه محیط مدرسه ام خاکی بود کلاس های درسش وسیله گرمایشی و سرمایشی نداشتند اما امید داشتم آن هم وقتی در لابه لای کتاب درسی این شعر را می دیدم و با شوق وصف ناپذیری آن را به دانش آموزانم می آموختم و بعد با آنها روی حیاط مدرسه می رفتیم و با صدای بلند می خواندیم :
کودکان این زمین و آب و هوا
این درختان که پرگل و زیباست
باغ و بستان و کوه و دشت همه
خانه ما و آشیانه ماست
دست در دست هم دهیم به مهر
میهن خویش را کنیم آباد
یار و غمخوار یکدگر باشیم
تا بمانیم خرم و آزاد
اردیبهشت بهشت برگ بود و من در میان بهشتی از صداقت و یک رنگی دانش آموزانم روزم را گرامی می داشتند ؛ نه تنها اردیبهشت بلکه هر روز روز من بود چرا که به هر کجا پا می گذاشتم مردمان آن دیار به خاطر شغلم دست ادب به سینه می گذاشتند و مرا تا اوج پرواز می دادند .
سر فصل ها و موضوعات کتاب های درسی دانش آموزانم پر بود از مطالب زیبا پر بود از شعر و شعور .
در کتاب ریاضی حسن چهار سیب داشت و دو تا از سیب ها را به خواهرش می داد و انوشیروان عادل کتاب فارسی خانه ی پیرزن را خراب نمی کرد و با خانواده ی آقای هاشمی به سفر می رفتیم و سپس روز درخت کاری به دست خود درختی می نشاندیم تا چتر خود را بگشاید و برگ و باری دهد ، دل هر رهگذر را برباید .
علم بهتر از ثروت بود .
راستی و راست کرداری نشان آدمیت . آن روزها باران های کتاب جغرافی می بارید از شمال تا جنوب زمین هایش پر محصول و حاصلخیز بود اما به یک باره آسمان بر زمین بخیل شد و سخاوتش را بر آن ارزانی نکرد ، زمین پر از گل نشد .
بهار رفت و عشق رفت و...
حتی واژه های کتاب درسی ام هم کم کم معنایشان کم رنگ شد که هیچ شعر میهن خویش را کنیم ، آباد هم رخت سفر بست .
امروز بیست و هفت سال از آن روزها می گذرد حالا دیگر آدم های کتاب درسی ام افسرده و غمگین. شده اند بی هیچ امیدی و در سرزمین کتاب جغرافی به جای باران زلزله می آید و خانواده ی آقای هاشمی به مسافرت نمی رود.
اردیبهشت است و بهشت برگ قرار است از من قدردانی شود .
باز هم طبق معمول یک روز دور هم جمع می شویم و ساعاتی را خوش می گذرانیم و بعد خداحافظی می کنیم و من خرسند از دیدن همکارانی که چهار فصل برف پیری برسرشان بنشسته به خانه می روم . فردا زنگ اول املا دارم ، خیلی وقت است دیگر حوصله ی گفتن یک املای درست و حسابی را ندارم.

می خواهم دوباره همان کلمه های تکراری را بگویم ؛
کلماتی که می دانم سخت هستند و بار املایی بالایی دارند اما آنقدر این واژه ها تکرار شده اند که من زیر هیچ کدام از آنها خط قرمز نمی کشم .
واژه هایی مثل بهبود وضعیت معیشت معلمان ،رفع تبعیض ،زیر خط فقر ، صداقت ، عدالت آموزشی و ....
به واژه عدالت اموزشی که می رسم قدری مکث می کنم تا جواب آن دانش آموزی را بدهم که معنایش را می پرسد اما گرمای کلاس امانم را بریده است چراکه کلاس های درس من مثل مدرسه ی بغلی وسایل سرمایشی ندارد ، خیلی گرمم شده است ، دلم می خواهد املایم را زود تمام کنم .
خوب ؛ بچه ها بنوسید !
عدالت آموزشی ،صداقت و صفا و صمیمیت ، مناعت طبع ، ضمانت و مقام شامخ صندوق ذخیره، بانک سرمایه ، اختلاس .
املایم که تمام می شود موضوع انشا را می دهم ، همان علم بهتر از یا ثروت، در حالی که که خود می دانم سالهاست به دانش آموزانم دروغ گفته ام ؛ ثروت بهتر از علم است.
زنگ خانه که می خورد من هم در میان هیاهوی بچه ها راهی خانه می شوم و یک راست می روم به محل کار جدیدم .
آژانس معلم !
مدیر آژانس آدرسی به دستم می دهد و می گوید ؛ چهار راه فیروزه کوچه نسترن. پلاک دو .
وارد کوچه می شوم ، باز هم همان مسافر دستی به شانه ام می زند و می گوید بریم آقا معلم ....
و بعد می گوید. راستی آقا امروز هم املا بیست شدم....به مقصد می رسم دانش آموزم که مسافرم هست دوهزار تومانی اش را جلوی داشبورد می گذارد و پیاده می شود و در را می بندد و با لبخند می گوید :
راستی آقا روزت مبارک و می رود .
با چشمانم بدرقه اش می کنم و به محل کارم بر می گردم و روی صندلی می نشینم و منتظرم تا مدیر آژانس ادرسی دیگر را به دستم بدهد .
راستی !
روز و هفته ام مبارک.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه تشکل ها/
به مناسبت فرارسیدن هفته معلم ؛ انجمن اسلامی معلمان استان زنجان بیانیه ای صادر کرد .
در بخشی از این بیانیه آمده است :
" معلمان به عنوان کارشناسان واقعی عرصه تعلیم و تربیت جایگاه تعریف شده ای در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها ندارند و این جای تأمل بسیار دارد چرا که معلمان در صف و خط مقدم تعلیم و تربیت قرار گرفته و مستقیماً مشکلات و مسائل آموزش و پرورش را درک و لمس می نمایند. فلذا ضروری است مکانیسمی موثر جهت مشارکت حداکثری معلمان در فعالیت های اجتماعی و تصمیم گیری ها درون و برون سازمانی اندیشده شود. "
این تشکل تاکید می کند :
" متاسفانه آموزش و پرورش نیز به تابعی از متغیرات و برآیندی از تاثیرات نهاد سیاست و قدرت تبدیل شده است ، نگاه جناحی و باندی به آموزش و پرورش ، باید تبدیل به نگاه ملی شود، از همه ظرفیت ها برای توسعه تعلیم و تربیت و تعالی فکری و روحی آینده سازان استفاده به عمل آید. در غیر این صورت سیاست زدگی به وجود آمده در آموزش و پرورش سمّ مهلکی برای نظام تعلیم و تربیت خواهد بود . "
متن کامل این بیانیه که در اختیار صدای معلم قرار گرفته است به شرح زیر است .
گروه گزارش/

امروز یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ماه نشست رسانه ای وزیر آموزش و پرورش با خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش به مناسبت هفته معلم در سالن غدیر مجموعه حجاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار گردید .
این نشست با تاخیر بیش از 15 دقیقه ای آغاز شد و مجری این نشست علت آن را مسائل فنی بیان کرد .
در این نشست برخی از معاونین و مدیران مانند علی اللهیار ترکمن ، علی عسکری ، مجتبی زینی وند ، غلامرضا کریمی ، امیر علی نعمت اللهی و فرحناز مینایی پور ، وزیر آموزش و پرورش را همراهی می کردند .
حجت الاسلام علی ذوعلم در اواسط نشست وارد سالن گردید .
سیدمحمد بطحایی مطابق معمول به سخنرانی پرداخت .
سخنرانی وزیر آموزش و پرورش که با تاخیر وارد نشست شده بود 29 دقیقه به طول انجامید .
نخستین پرسش کننده در این نشست که به مناسبت هفته معلم برگزار می گردید مدیر صدای معلم بود که دو پرسش مطرح کرد .
اما مجری نشست اجازه طرح دو پرسش دیگر را نداد .
مشروح این پرسش و پاسخ در صدای معلم منتشر خواهد شد .
آزاده سهرابی از خبرگزاری مهر از نداشتن مسئول و مدیر در واحد ارزیابی ، بازرسی و رسیدگی به شکایات وزارت آموزش و پرورش پرسش کرد .
سهرابی ضمن اشاره به اختلاس چند میلیاردی در یکی از استان های محروم کشور از وزیر آموزش و پرورش سوال کرد که چرا معمولا در این موارد باید نهادهای بازرسی خارج از وزارتخانه وارد عمل شوند و کار نهادهای بازرسی در داخل وزارت آموزش و پرورش چیست .
« آتوسا دولت یاری » از باشگاه خبرنگاران جوان از وضعیت هیات علمی شدن برخی از افراد خارج از قوانین و ضوابط پرسید .
پرسش دیگر دولت یاری در زمینه تلویزبون تعاملی سینا ( سینا روبیک ) بود .

بطحایی گفت که از این موضوع اطلاع دارند و از امیرعلی نعمت اللهی و مریم جمشیدی خواست که موضوع را پی گیری و به او گزارش بدهند و این در حالی است که پی گیری این گونه موارد نخست در حوزه وظایف نهادهای بازرسی وزارت آموزش و پرورش است .
« مریم جلوداران » از خبرگزاری ایرنا از وضعیت معلمان بازداشت شده در روز پنج شنبه پرسش کرد. موضع سایر خبرنگاران حوزه آموزش نسبت به این موارد در آن زمان سکوت بود
جلوداران از اختصاص محل هایی برای این گونه تجمعات پرسید .
بطحایی در شهریور 96 گفته بود که با همکاری وزارت کشور پی گیر این موضوع است .
اکثریت خبرنگارانی که پشت تریبون حضور یافته و پرسش های خود را مطرح کردند نسبت به عملکرد " مرکز امور هماهنگی ، ارتباطات و حوزه وزارتی " معترض بودند و این که چرا وزیر باید در این زمینه تبعیض قائل شود و فقط با برخی از اصحاب رسانه نشست برگزار کند .
وزیر آموزش و پرورش پس از استماع این انتقادات ضمن تایید آن به امیر علی نعمت اللعی رئیس " مرکز امور هماهنگی ، ارتباطات و حوزه وزارتی " و « مریم جمشیدی » سرپرست معاونت رسانه ی این مرکز در حضور خبرنگاران تذکر داد .

گفتنی است « حسین خنیفر » در مراسم افطاری دانشگاه فرهنگیان و پس از صدور حکم ریاست ایشان توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی سه شنبه اول خرداد 97 میزبان برخی خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش بود .
در این نشست صدای معلم از لیست خط خورده بود .
« صدای معلم » در گزارش ها و یادداشت هایی نسبت به این حرکات انتقاد کرد . ( این جا ) و ( این جا ) و ( این جا )
موضع سایر خبرنگاران حوزه آموزش نسبت به این موارد در آن زمان سکوت بود .
پایان گزارش/