گروه اخبار /
از این پس و روزهای چهارشنبه ، در روزنامه اعتماد صفحه ای به نام " مدرسه " منتشر خواهد گردید .
بدون تردید ، فعال شدن چنین صفحات و فایل هایی در رسانه ها و پر رنگ کردن آن ها به حل مشکلات بی شمار آموزش و پرورش و نیز حرکت به سوی یک " آموزش حرفه ای " کمک خواهد نمود .
گروه سایت سخن معلم راه اندازی این صفحه را به دست اندرکاران آن و نیز جامعه ی فرهنگیان کشور تبریک گفته و برای این دوستان آرزوی موفقیت دارد .
در اولین انتشار این صفحه مطلبی را با عنوان " چرا مدرسه " به قلم مسئول صفحه ؛ خانم شهین دخت میان دشتی می خوانیم :
شهين دخت ميان دشتي٭ /
قدمت يا پيشينه «تربيت» به در ازاي تاريخ بشر است، زماني را نميتوان يافت كه تربيت موضوعيت نداشته است. به عبارتي همزاد بشر بوده و با زندگي و موجوديت او عجين بوده و است.
سير تحولات و مسير تكامل همچنان كه در ساير ابعاد تغييراتي ايجاد كرده حوزه تعليم و تربيت را هم متحول ساخت.
بشر نخستين انتقال تجربيات خود را مبناي تربيت فرزندان و نسل پس از خود قرار ميداد و هر قدر اين تجربيات عميقتر و وسيعتر بود و به درستي به نسل بعدي منتقل ميشد، تحولي عميقتر و وسيعتر در زندگي نسلهاي بعد ايجاد ميشد.
با پيشرفت اوليه و اختراع علايم، انتقال تجربيات وارد مرحله جديدي شد و نقاشيها و علايم به جاي مانده از هر نسلي براي چندين نسل پس از آن كاربرد تعليمي و تربيتي داشت. زبان و خط، انقلابي را در اين مسير ايجاد كرد و سرعت شگفتانگيزي به توسعه و تعميق تجربه و دانش بشري بخشيد.
با آغاز دوره مدرن و اختراع صنعت چاپ انقلاب بعدي رخ داد و زندگي بشر چنان متحول شد كه گويي جهاني نو بنا شده است، خلاقيتها در سايه دنيايي مدرن بروز كرد و استعدادها شكوفا شد تا اينكه تحول معجزهآساي اطلاعات و فناوريها اين سير تحول را به اوج خود رساند و عصر نويني پيش روي بشر گشوده شد.
حالا در دنياي مدرن، آموزش و پرورش به طور خاص جايگاه تعليم و تربيت به معناي عام را گرفت و اگر پيش از آن فرزندان در خانواده و نظام قبيلهيي تربيت ميشدند تا جنگجويان قابل يا كشاورزان و دامداران ماهري شوند، در مرحله بعد مكتبخانهها و مراكز مذهبي تربيت انسان خدامحور را با رويكردي الهي، اخلاقي، محور كار خود قرار دادند اما دنياي مدرن «مدرسه» را به ارمغان آورد تا نهادي باشد براي آموزش كودكان و نوجوانان به منظور فراگيري ضرورتهاي زندگي اجتماعي در عصر مدرن و آموختن مهارتهاي لازم در دنياي جديد.
كشور ما نيز متاثر از دنياي مدرن در اواسط دوره قاجار شاهد راهاندازي مدارس انگشتشماري در تهران و تبريز بود كه دارالفنون اميركبير يكي از نهادهاي ورود اين ضرورت مدرن به كشور است. نهادي كه از همان ابتدا چالشي را ميان دو رويكرد تربيتي سنتي و مدرن ايجاد كرد. شايد بتوان گفت همان تقابل «مكتبخانه» و «مدرسه» كه در ساير ابعاد نيز بروز و ظهور يافت.
از آن روز تاكنون «مدرسه» نهاد آموزش و پرورش مدرن بوده اما در كشورهاي مختلف متاثر از نظامهاي سياسي حاكم رويكردهاي آموزشي متفاوتي در پيش گرفته شد. صرف نظر از انواع رويكردها كه حاصل تجربيات و تحقيقات انديشمندان حوزه علوم تربيتي است، يك اصل اساسي مورد اشتراك بوده و است و آن اصل اين است كه «آموزش و پرورش زيربناي توسعه است.» باور واقعي و عميق به اين اصل و سياستگذاري بر آن مبنا و اولويتبندي بر آن اساس تعدادي از كشورها را در مسير توسعه همهجانبه و پايدار قرار داده و به گونهيي كه امروزه به استناد نهادهاي معتبر بينالمللي، مهمترين شاخص توسعه و زيربناييترين آن «شاخص توسعه انساني» است كه ساير ابعاد توسعه در سايه آن ممكن ميشود. بيدليل نيست كه در كشورهاي توسعهيافته سهم بزرگي از توليد ناخالص ملي به آموزش و پرورش اختصاص داده ميشود و بيجهت نيست كه در تعريف از سرمايه، «منابع انساني» ارزشمندترين سرمايه تلقي ميشود.
به همين دليل ما بر آن شديم صفحهيي با نام «مدرسه» براي پرداختن به طور ويژه به مسايل آموزشي و پرورشي منظور كنيم تا در عرصه رسانهيي به آن اولويت دهيم و سهم آن را در اين حوزه به حد شايستهتري نزديك كنيم. بيترديد تعامل دستاندركاران صفحه با كارشناسان و صاحب نظران و مسوولان و دستاندركاران آموزش و پرورش كشور ميتواند گامي موثر براي ارتقاي جايگاه اين مهم باشد.
٭ مسوول صفحه مدرسه
آرمان- صباالسادات حسینی: هرچند ازدواج دختران و بهویژه پسران دبیرستانی اکنون برای بسیاری از خانوادهها خندهدار یا غیرممکن به نظر میرسد اما هنوز هم افرادی هستند که در سنین پایین متاهل میشوند. اگر این افراد در مدارس روزانه مشغول تحصیل باشند مشکلاتی برای ادامه تحصیل پیدا میکنند. هرچند طبق ماده 53 آییننامه اجرایی مدارس، دانشآموزان متاهل میتوانند با رعایت شرایط در مدارس روزانه تحصیل کنند اما ازدواج در برخی موارد به اخراج آنها بهویژه دختران از این مدارس منجر شده است.
محمد آريا٭
افزايش حقوق يكي از مطالبات فراگير و ديرينه معلمان است بارها در طول سالهاي گذشته به ويژه دهه ٨٠ معلمان با برگزاري تجمعات متعدد در مقابل مجلس و وزارت آموزش و پرورش خواستار افزايش حقوق و مزاياي خود شدند؛ اوج اين تجمعات در بهمن و اسفند ٨٥ بود كه در واكنش به ناتمام ماندن بررسي لايحه مديريت خدمات كشوري يا همان نظام هماهنگ پرداخت حقوق صورت گرفت.
معلماني كه از تبعيض بين كاركنان دولت سخت برآشفته بودند با در دست داشتن احكام حقوقي كاركنان ساير دستگاهها چشم اميد بسته بودند كه با تصويب و اجرايي شدن اين لايحه اين تبعيض برداشته شود؛ آنها پرداختي به يك ديپلم شركت نفتي را كه بيش از يك دكتراي شاغل در آموزش و پرورش است يك ظلم آشكار و تبعيض ناروا ميدانستند.
درد معيشت و مشكلات اقتصادي چنان داد معلمان را درآورده بود كه كمتر كسي ميتوانست از كنار آن بيتفاوت بگذرد، مجلس و دولت در آن مقطع با نامهرباني و بدون مهرورزي از كنار اين درد ديرينه عبور كردند و حتي بعضي از مقامات به معلمان توهين كردند و آنها را تهديد كردند.
حال در دومين سال دولت تدبير و اميد و در حالي كه دومين بودجه اين دولت در دست بررسي مجلس است معلمان چشم بر آن دوختهاند كه آيا گره معيشت آنها با تدابير دولت و حمايت مجلس گشوده خواهد شد؟
اجراي نظام پرداخت هماهنگ حقوق كه در نتيجه تصويب ناقص لايحه دولت همچون شير بييال و دم شده بود، نتوانست تغييري در شرايط معيشتي معلمان ايجاد كند و بار مالي سنگين ناشي از آن استدلالي بود كه مخالفان به آن استناد ميكردند.
بودجه ٢٠ هزار ميليارد توماني سال ٩٣ با كسري حدود سه هزار ميلياردي نتوانست گامي به جلو باشد و تغييري را ايجاد كند حال در شرايط فعلي آيا در بودجه ٩٤ اميدي وجود دارد كه يك تكاني هرچند كوچك به حقوق و مزاياي معلمان وارد كند.
بودجه يكي از راهكارهاي برطرف كردن مشكلات معيشتي معلمان است كه بايد با راهكارهاي رفاهي و خدماتي ديگر بتواند بخشي از مشكلات حرفه معلمي را از پيش راه آنها بردارد چراكه ترديدي نيست يك معلم با دغدغههاي معيشتي نميتواند نقش حرفهيي خود را ايفا كند.
در حال حاضر بسياري از معلمان براي تامين معيشت خود و خانواده به مشاغل ديگر كه اكثرا ارتباطي هم با شغل معلمي ندارد، ميپردازند و اين هم از نظر رواني و اجتماعي و هم از نظر حرفهيي با شغل معلمي مغايرت دارد چراكه يك معلم بايد اوقات فراغت خود را صرف فعاليتهاي مرتبط با حرفه خود كند تا مكمل نقش معلمي او باشد.
٭ كارشناس ارشد مديريت آموزشي
امانالله قراییمقدم / جامعهشناس
بارها در مقالات و سخنرانیها، از زبان بسیاری از جامعهشناسان (چه داخل و چه خارج از کشور) درباره پدیده آموزش مهارتهای زندگی در ایران سخنهای بسیاری شنیده شده است. نتیجه همه آنها این است که ما نه در خانواده و نه در مدرسه، وظیفهمداری و مسئولیتپذیری را که از شاخصه و مولفههای مهارتهای زندگی به شمار میرود، به فرزندان مان آموزش نمیدهیم. همین امر باعث شده که صدمات جبرانناپذیری را متحمل شویم. بهطور مثال، موضوع طلاق و ازدواج نکردن افراد را در نظر بگیرید. جوانان از مسئولیت میترسند.
نمیخواهند وظیفه زن و شوهری را به گردن بگیرند. حوصله ندارند! همه اینها یعنی مهارتی برای زندگی ندارند. یکی از اساتید دانشگاه اصفهان در جلسهای گفت: زمانیکه در ژاپن تحصیل میکردم، دخترم را به مدرسه میبردم. آنجا در روز اول میگویند فرزند شما باید میز خودش، شیشه کلاس و کلاس را به نوبت تمیز کند. یکی از دختران کلاس بالاتر را معرفی کردند که دختر تازه به مدرسه آمده، زیر نظر دختر بزرگتر، قرار بگیرد. این رفتار، مصداق بارز مسئولیتپذیری بهاضافه وظیفهمداری است.
در ایران باستان چنین چیزی مطرح بوده است. در آن زمان، وظیفه تربیت کودکان برعهده نوجوانان، تربیت نوجوانان برعهده جوانان و وظیفه تربیت جوانان به عهده میانسالان بوده است. امروز اما وضع متفاوت است. فرزندان ما در خانواده چیزی جز نیازهای اولیه زندگی و نحوه رفتارهای عادی را، آموزش نمیبینند. موفقیت افراد روستایی و شهرهای کوچک به همین دلیل، بسیار بیشتر است زیرا دختران و پسران از همان سنین کودکی موظف به انجام امور و وظایفی دوشادوش والدین خود هستند. در صورتی که در شهرهای بزرگ، فرزندان دست به سیاه و سفید نمیزنند. به همین دلیل است که در ازدواجهایشان موفق نیستند و مهارت رفتاری در قبال دیگران، اعم از دوستان و همسر و... ندارند. این گروه با کوچکترین مشکلی به فکر طلاق میافتند چون برای حل مشکل، مهارت و آموزش ندیدهاند.
بازه مهارتهای زندگی بسیار وسیع است. از خرید نان و تعمیر شیر آشپزخانه گرفته تا شیوه برخورد درست با همسر، همه جزو مهارت زندگی به حساب میآیند. متاسفانه در این دوره، پدر و مادر همه وظایف را به عهده میگیرند و هیچ مسئولیتی را به فرزندان محول نمیکنند. چه به خاطر دلسوزی بیش از حد، چه بهخاطر عدم اعتماد به فرزندان.
سالها پیش، این نکته را ذکر کردهام که مدارس ما باید تنها، این دو را آموزش دهند: وظیفهمداری و مسئولیتپذیری. اگر به صورت درست همین دو آموزش داده شود، بسیاری از معضلات ما حل خواهد شد. این موضوع در روستاهای ما به درستی اتفاق میافتد. آنها اجازه نمیدهند که کودک ٧ساله تا ساعت ٨ یا ٩ صبح بخوابد. بچهها در روستا، با این شیوه تربیتی از همان سنین کودکی وارد زندگی میشوند و مسئولیت میپذیرند.
متاسفانه ما هم در تربیت خانواده و هم در تربیت آموزشی در مدارس با مشکل مواجهیم. بزرگان تعلیم و تربیت مثل «هربارت» و «جان دیویی» معتقدند که «تربیت، مهیاکردن فرد، برای زندگی اجتماعی است» اما سوال این است آیا آموزش و پرورش ما کودکان را برای زندگی آماده میکند؟
آموزش و پرورشی که تدریس و شیوه عملش، «ماشینی» است؛ وظایف خودش را به درستی انجام نمیدهد؛ و مستخدم مدرسه باید شیشه و میز و صندلی دیگران را تمیز کند، میتواند مهارتی برای زندگی افراد بیاموزد؟
آموزش و پرورش ما، پراگماتیست یا عملگرا نیست؛ بلکه ذهنیگرا است. عملگرا یعنی اینکه وقتی به افراد در مدرسه فیزیک آموزش میدهید، باید بتواند لااقل یک سیم برق بکشد. اگر نتواند چنین کاری را در زندگی انجام دهد، اساسا این آموزش ذهنی و تئوری به چه کار او میآید؟ آزمایشگاههای بسیاری از مدارسمان خاک میخورد. اشکال در تعلیم و تربیت ما است. وظیفه معلم را این دانستیم که صرفا مثل ضبط صوت حرف بزند و بعد کلاس را ترک کند. همه ما همینگونه تربیت شدهایم. این روش ماشینی به خانواده نیز سرایت کرده است. از نظر ذهنی تربیت میکنیم اما تربیت عملی نداریم. آنچنان که بنیامین بلوم میگوید، «ما بیشتر در طبقه دانش، درک و فهم هستیم؛ نه در کاربست». بلوم معتقد است که اولین چیزی که دانشآموز میآموزد، دانش است؛ بعد از آن درک است؛ بعد حل مسأله، بعد آنالیز و تحلیل و بعد از آن، ترکیب و در نهایت، ارزشیابی است. دانشآموز باید همه این مراحل را طی کند تا نهتنها در درس بلکه در زندگی نیز کسب مهارت کند. درحالیکه ما در دو مرحله آغازین میمانیم.
یکی از مهارتهای زندگی، بحث تعاملات اجتماعی است. به دلیل صنعتی شدن شهرها و کشورها، افراد، تنها میشوند و لذا تعاملات اجتماعی، کاهش پیدا میکند. اینها ویژگی شهر است. افراد ارتباطی با یکدیگر ندارند. مهارت ارتباط را بهدست نیاورده، از دست میدهند. «فردیناند تونیس»، جامعهشناس آلمانی میگوید: «جامعه شهری، جامعه صوری است. اما جامعه روستایی، جامعه معنوی است». جامعه صنعتی افراد را خودخواه و از خود بیگانه بار میآورد. انسانها را به صورت ربات درآورده است. نمونه آن در متروی ١٥خرداد دیده میشود. چند صد نفر از مترو پیاده میشوند و هیچکس به دیگری نیمنگاهی هم نمیاندازد؛ چون میداند این بار آخر است که او را میبیند.
یکی دیگر از مهارتهای زندگی، رسم همسرداری است. اما ما در مدرسه هیچکدام از اینها را آموزش نمیدهیم. حتی از آنها حرفی نمیزنیم. اینها تابو هستند. چنین مسائلی در جامعه ما تابو است: «چه معنی دارد دختر و پسر از این سن در مورد همسر حرف بزنند؟!»؛ «چشم و گوششان باز میشود!». وقتی میگوییم آموزش و پرورش ما، آموزش و پرورش ماشینی است، به همین معنا است. آنها عملگرا نیستند. وضع خانوادهها در شهرهای بزرگ نیز به همین منوال است. نه مدرسه و نه خانواده، هیچکدام آموزشی عملی برای زندگی نمیدهند.
چه انتظاری بیش از این میتوان داشت؟ افرادی که در جامعه امروز ما زندگی میکنند، نتیجه منطقی این شیوه آموزشی و پرورشی هستند.
گروه گزارش سخن معلم/
جان دادنش مظلومانه بود و آخرین مراسم مشایعت او نیز مظلومانه و در غربت !
در بدبینانه ترین حالت چه کسی تصور آن را می کرد که سالن مسجد نور که به مناسبت یاد بود معلم فقید خشخاشی برگزار شده بود حتی یک سوم آن هم پر نشود و در خوش بینانه ترین حالت چه کسی تصور آن را می کرد که آقای دکتر فانی در این مراسم و به مدت نسبتا طولانی حضور پیدا نموده و از خانواده این معلم سرافراز صمیمانه دل جویی کند ؟
آری !
فانی این بار فراتر از همه پیش بینی ها و انتظارات ظاهر شد ، حتی اگر بخواهیم هر قصد و نیتی را برای آن متصور شویم .
زمانی که وزیر آموزش و پرورش در برابر این پرسش سخن معلم قرار گرفت که چگونه از این مراسم مطلع شده است در کمال تعجب گفت : " من از طریق پیامک سخن معلم مطلع شده و در این جا حضور پیدا کرده ام ! "
گزارشگر سخن معلم از ایشان سوال کرد که این سالن تقریبا خالی از جمعیت نشانه ی چیست و او با سکوتی معنادار از کنار آن گذشت ...
بار دیگر سخن معلم از وزیر آموزش و پرورش و با تاکید این پرسش را مطرح کرد که آیا این نحوه استقبال معلمان نمی تواند نشانه فضای امنیتی باقی مانده از قبل باشد و او محکم و قاطعانه این گونه به سخن معلم پاسخ داد :
" من این جا فقط به خاطر آقای خشخاشی حاضر شده ام و بس . "
این سخن وزیری است که به آرمان های معلمی خود پای بند بوده و در این مراسم حاضر شده بود .
آقای فانی در پایان این مراسم با خواهر مرحوم محسن خشخاشی به گفت و گو پرداخت . ایشان ضمن عرض تسلیت مجدد به ایشان گفت : " ما هر کاری که لازم بوده است انجام داده ایم. باز هم در خدمت شما هستیم ."
خواهر مرحوم خشخاشی از وزیر آموزش و پرورش و سایر مسئولان درخواست نمود که هر چه سریع تر قاتل خشخاشی به سزای عملش برسد .دوم این که همان گونه که مسئولان به ما وعده دادند هر چه زودتر مقام " شهید " به ایشان اعطا گردد .ضمنا حقوق کامل به خانواده ایشان پرداخت شود .
او در پایان سخنانش از حضور وزیر آموزش و پرورش و همه مسئولان تشکر و قدردانی نمود .
همچنین مدیر کل محترم آموزش و پرورش شهر تهران و سخنگوی ایشان آقای ثقفی از ابتدا تا انتهای این مراسم حضور داشتند .
آقای چهاربند خطاب به پدر معلم فقید محسن خشخاشی چنین گفت : " خداوند به شما و خانواده محترم تان صبر دهد .ما را در این غم خود شریک بدانید .محسن خشخاشی الگوی همه معلمان بود و فضائل یک معلم برجسته را داشتند و حتما در تاریخ آموزش و پرورش کشور ما به عنوان " ایثارگر " و کسانی که با کنش خودشان منش معلمی را زنده نگاه داشتند باقی خواهد ماند و ما به آن افتخار می کنیم .
ما آماده خدمتگزاری هستیم. افتخار ما این است که خادم خانواده محسن خشخاشی باشیم . "
در این مراسم آقای فاضل متولی ، مدیر کل دفتر وزارتی ؛ آقای عادل عبدی مشاور وزیر در امور تشکل ها ، آقای ابوالفتحی مدیر اداره آموزش و پرورش بروجرد به همراه معاونین و تعدادی از فعالان صنفی تشکل ها و کنش گران صنفی – مدنی حضور داشتند .
لازم به ذکر است که این مراسم به همت و با هزینه ی خانواده معلم فقید " محسن خشخاشی " برگزار شده بود .
پایان گزارش/











































تهران - ایرنا - کارشناس حوزه آموزش و پرورش گفت: کسری بودجه در ساختار اقتصادی، اداری و مالی وزارت آموزش و پرورش به یک پاشنه آشیل برای فشار به وزرای آموزش و پرورش در قالب سوال و استیضاح تغییر هویت داده است.
علی پورسلیمان روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار حوزه آموزش ایرنا با بیان اینکه کسری بودجه، مطالبات معلمان را به یک داستان دامنه دار و حتی 'تراژیک' تبدیل کرده است، افزود: به عنوان مثال، بودجه امسال آموزش و پرورش روی عدد تقریبی 24 هزار میلیارد تومان بسته شده است که نتیجه منطقی آن حدود چهار هزار میلیارد تومان کسری خواهد بود.
وی اضافه کرد: به عبارت دیگر، بودجه آموزش و پرورش امسال حتی با رشد منفی نسبت به قبل همراه شده است و تا زمانی که برنامه ریزان و بودجه نویسان در کمیسیون های تخصصی دولت و مجلس این نظام بودجه نویسی را متحول نکنند تغییر چندانی به عمل نخواهد آمد.
وی یادآورشد: برای رسیدن به یک حالت پایدار، برنامه ریزان باید بودجه آموزش و پرورش را بر اساس نیازهای واقعی این وزارتخانه تعریف و تببین کنند زیرا تراز منفی دایمی آن را به یک چالش جدی در زمینه رضایت شغلی کارکنان تبدیل می کند و بحث را از یک منظر کارشناسی به یک دعوای احتمالا سیاسی تنزل می دهد.
این کارشناس حوزه آموزش و پرورش اظهار داشت: وقتی که صحبت از مطالبات معلمان می شود ، اولین چیزی که به اذهان متبادر می شود بار مالی و اقتصادی آن است و تکرار و توالی این گونه مباحث به ویژه در فضای رسانه ای، تعریف واقعی مطالبات را به رتبه ای مادون 'مرجعیت اجتماعی' معلمان تنزل می دهد و البته این مساله در دراز مدت موجب آسیب های اجتماعی جدی در زمینه جایگاه معلمان خواهد شد.
پورسلیمان تصریح کرد: اگر قرار است صحبتی از مطالبات معلمان شود نباید فقط تکیه صرف و یا محض روی یک جنبه از آن باشد بلکه 'معیشت' در کنار 'منزلت' و 'معرفت' باید مورد تاکید فعالان مدنی و جامعه معلمان قرار گیرد.
وی ادامه داد: طرح موضوع 'مطالبات معلمان' در یک کلیت محتوایی و با در نظر گرفتن هم افزایی سه ضلع مثلث 'معلم حرفه ای' موجب خواهد شد که جنس مطالبات معلمان از یک سطح محدود خارج شده و با قرار گرفتن در یک سطح 'متعادل'، مناسبات دیگری را در ارتباط با این گروه مرجع مطرح سازد.
این کارشناس حوزه آموزش و پرورش با بیان اینکه بدون تردید معلمان از فراگیرترین، پرنفوذترین و تاثیرگذارترین گروه های اجتماعی هستند، اظهار داشت: به نظر می رسد فرهنگیان و معلمان این واقعیت اجتماعی و ظرفیت بالقوه را چندان جدی نگرفته و به سادگی از کنار آن رد می شوند.
پورسلیمان ادامه داد: به واسطه نوع مناسبات و نیز وضعیت معادلات، همچنین برآیند نگرش مسوولان جامعه نسبت به مقوله آموزش، در سال های گذشته موضوعی به نام 'مطالبات' به یک سر فصل و گفتمان غالب در میان فرهنگیان، دولت مردان و حتی سیاست مداران تبدیل شده است.
این کارشناس حوزه آموزش و پرورش خاطرنشان کرد: تا جنس مطالبات معلمان تغییر نکند، نوع مناسبات هم تغییر چندانی نخواهد کرد و عدم تغییر این مناسبات، آموزش و پرورش را در یک 'نگاه ملی' در نگاه جامعه و مسوولان بازتعریف نخواهد کرد و در بر همان پاشنه خواهد چرخید.
فراهنگ ** 1883**1601**
انتهای پیام /*
گروه اخبار/
جناب آقای تقی قاسم خانی از معاونین محترم پرورشی دبیرستان های منطقه 9 تهران در نامه ای که برای سخن معلم ارسال کرده اند ، از برخوردهای ناشایسته و به دور از عدالت برخی مسئولان سخن گفته اند .
در بخشی از این نامه که ایشان برای سخن معلم ارسال نموده اند چنین آمده است :
" خداوند بلند کردن صدا را به بد گویی دوست ندارد مگر از آن کس که به وی ستم شده باشد . " سوره نساء – آیه 148
امام خمینی ( ره ) : انقلاب اسلامی هر چه دارد از برکت شهدا و ایثارگران است .
این جانب تقی قاسم خانی با پست معاون پرورشی و فرهنگی مدرسه شاغل در دبیرستان ... بنا به دلایل ذیل از نحوه برخورد و عملکرد مدیر آموزشگاه آقای .... شکایت دارم ؛ استدعا دارم در اسرع وقت رسیدگی فرمایید .
بنده از اول مهر امسال در این دبیرستان مشغول به خدمت شدم ، به نوعی احساس می کردم که نگاه ایشان از بالا به پایین است و از موضع قدرت و بسیار آمرانه دستور می دادند ( این جا من مدیرم ، هر چه که من می گویم ) و... با صبر و تحمل ساختیم و کوتاه آمدیم ، چون آخرین سال خدمت بنده است ، تا این که در تاریخ 25 / 8 / 93 به خاطر اتمام دارو به مدیریت محترم مدرسه اطلاع دادم که وقت دکتر دارم ....
از 25 درصد جانبازی من ؛ ده درصد به خاطر اعصاب و روان است ؛ مرحله بعدی جلسه شورای معاونین پرورشی بود که از مدرسه آمدم و زمان اتمام جلسه ساعت 10 / 12 بود . ایشان ( مدیریت ) را در مقابل درب خروجی سالن اجتماعات دیدم که به نظر بنده را تعقیب می نمودند و آمرانه دستور دادند که برو مدرسه ! در حضور خانم ... کمی مشاجره نمودیم و به خاطر روردبایستی با آقای .... به مدرسه رفتم ..."
ایشان در این نامه مفصل و پر احساس که البته در ابتدا و در تاریخ 12 / 9 / 93 به شماره 11 / 106643 / 9 خطاب به مدیریت محترم اداره آموزش و پرورش منطقه 9 مرقوم نموده اند ؛ چون پاسخی از مسئولان این اداره دریافت نکرده اند به ناچار و در تاریخ 24 / 9 / 93 و به شماره 11 / 140757 نامه ای خطاب به اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران نوشته و خواهان رسیدگی به وضعیت شغلی خود گردیده است .
متن این نامه به شرح زیر است :
بسمه تعالی
امام علی ( ع ) : حرف حق را بگویید اگر چه به ضرر خودتان باشد .
اداره کل محترم آموزش و پرورش شهر تهران
با سلام
احتراما به استحضار می رساند این جانب جانباز تقی قاسم خانی در پست معاون پرورشی ، شاغل در ... از زیر مجموعه آموزش و پرورش منطقه 9 با توجه به تنش پیش آمده بین مدیر واحد آموزشی و این جانب و در جریان قرار گرفتن اداره متبوع در مدت ده روز کاری ، هیچ کدام از مسئولین مربوطه جهت رفع مساله به آموزشگاه مراجعه ننموده اند و از طرف دیگر آیا مدیر واحد آموزشی می تواند درب اتاق معاون پرورشی را قفل کند و مانع فعالیت های او بشود؟ !
آیا مدیر آن قدر باید خود رای و مستبد باشد که بگوید : « این جا من مدیرم و احدی حق ندارد به من بگوید شما ؟! » لذا این جانب بعد از 7 روز خویشتن داری و با اطلاع قبلی جهت انجام امور فرهنگی و... ( نصب بنر اربعین ) اقدام به تخریب قفل درب اتاق خود نمودم .
مدیر کل محترم !
آیا گفتن حرف حق ، دفاع از مظلوم ، مقاومت و سر تعظیم فرود نیاوردن در مقابل بعضی از مدیران مغرور و از خود راضی باید سوء پیشینه تلقی شود ؟!
استدعا دارم شکایت پیوست و ضمیمه شده را رسیدگی فرمایید .
سپاسگزار
جانباز 25 درصد
تقی قاسم خانی
فرشید اسحاقی
احترام و درک متقابل امروزه يکي از مهم ترين موضوعات در زندگي فردي و اجتماعي انسان هاست و در هر ارتباطي، حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل يکي از ويژگي هاي انسان سالم و موفق به شمار مي آيد و به عنوان مهارتي در زندگي تک تک افراد مطرح است.مهارتی که شاید خیلی هایمان نداشته باشیم و به درک متقابل اطرافیانمان توجه نکنیم.
وقتي فرد در ارتباط با ديگران درک درستي از طرف مقابل نداشته باشد و بر عقايد ونظرات خود پافشاري کند، کمتر مورد پذيرش اطرافيان و دوستان خود قرار مي گيرد. در چنين شرايطي احترام و دوستي به آزردگي و خشم تبديل مي شود و در نتيجه منازعه هاي فراوان، طعنه هاي ناپسند، انتقادهاي مکرر و در نهايت سکوتي سرد موجب فاصله افراد از يکديگر مي شود.
باید توجه کنیم اگر با نظرات ديگران مخالفيم، به جاي اينکه سعي در متقاعد کردن طرف مقابل داشته باشيم يا بخواهيم او را مورد بي توجهي قرار دهيم، به افکار و احساسات او احترام بگذاريم. قرار نيست همه هميشه و در همه حال با ما موافق باشند.
در نظر گرفتن اين نکته که اغلب مردم مانند ما فکر و احساس نمي کنند و به روش خود به دنيا مي نگرند، بسيار مهم است، چرا که قطعاً با اين تصور هم مي توان ارتباطي مناسب و هدفمند داشت و هم آرامش و احترام را در مسير ارتباطي خود حاکم کرد. بايد به خاطر داشته باشيم که در برخورد با ديگران و در برقراري ارتباط با آنها، احترام به طرف مقابل و در نظر گرفتن ديدگاه و نظرات فرد، مهم ترين نکته است.
اگر ما افراد را همان طور که هستند بپذيريم ، براي آنان بدون هيچ قضاوت و پيشداوري احترام قائل باشيم و به نظراتشان توجه کنيم، نه تنها به گسترش روابط خود کمک کرده ايم، بلکه در آن ارتباط، آرامشی خاص ايجاد خواهیم کرد.
گروه اخبار /
بدین وسیله به اطلاع می رساند :
مراسم یابود معلم فقید « محسن خشخاشی » روز چهارشنبه 24 / 10 / 93 از ساعت 30 / 15 تا 17 در مسجد نور واقع در میدان فاطمی برگزار می گردد .
حضور فرهنگیان و معلمان فرهیخته موجب امتنان و سرافزاری خواهد بود .
" خواهر مرحوم خشخاشی "
روز گذشته در جریان زنگ تفریح یکی از مدارس ابتدایی اهواز یکی از دانشآموزان مقطع ششم ابتدایی توسط ناظم این مدرسه مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته بود.
روز گذشته در جریان زنگ تفریح یکی از مدارس ابتدایی اهواز یکی از دانشآموزان مقطع ششم ابتدایی توسط ناظم این مدرسه مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته بود.
ضربات شدید این ناظم این دانشآموز را با مصدومیت شدیدی مواجه کرده که پس از مراجعت از مدرسه با حالت شدید تورم سینه و گردن و مشکل تنفسی و استفراغ شدید راهی بیمارستان می شود و تا ساعت ها در اورژانس بیمارستان امام خمینی ره اهواز تحت نظر پزشکی قرار می گیرد.
پدر دانشآموز مصدوم به دلیل پی گیری موضوع از طریق حقوقی و بازرسی از سوی ناحیه سه آموزش و پرورش اهواز از خبرنگاران خواست تا پی گیر کامل ماجرا از لحاظ حقوقی و کیفری نامی از وی، فرزندش و حتی مدرسهای که این حادثه رخ داده است برده نشود و در ادامه این گزارش نیز همین امانت داری در خبر رعایت خواهد شد.
وی در ادامه به روند پیگیری موضوع پس از وقوع این حادثه و بازگشت فرزندش به منزل اشاره کرد و ادامه داد: متأسفانه ضرباتی که معلم به سر و صورت و گردن و سینه فرزندم وارد کرده بود آن چنان سنگین بوده که تا ساعت ها در اورژانس تحت نظر پزشکی بوده است و از فردا صبح نیز امور مربوط به پزشکی قانونی و شکایات قانونی دیگر را پیگیری خواهیم کرد.
وی اضافه کرد: امیدواریم با بازتاب این خبر دیگر شاهد این ناملایمات اخلاقی و فرهنگی در جامعه نباشیم و قشر فرهیخته فرهنگیان در میان خود این چنین افرادی را نداشته باشند، چراکه والدین به امید تعلیم و تربیت فکری، فرهنگی و اخلاقی فرزندان شان را روانه مدرسه میکنند نه برای ضرب و شتم و آسیبدیدگی.
گفتنی است؛ بنا بر درخواست والدین این کودک دبستانی اسامی این کودک، والدین، مدرسه محل تحصیل و معلم ورزش وی پیش خبرنگار محفوظ بوده و در صورت پی گیری این مبحث از سوی مسئولان و متولیان حوزه تعلیم و تربیت استان شماره تماس پدر این کودک دبستانی در اختیار قرار خواهد گرفت.