صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
پنج شنبه, 24 مرداد 1398 11:10

مرگ مدارس طبیعت ؟!

تعطیلی مدارس طبیعت و انفعال رئیس سازمان محیط زیست و مسئولان وزارت آموزش و پرورش  ژان ژاک روسو، اندیشه تربیتی طبیعت گرایانه داشت. علاوه بر وی، اندیشمندانی چون؛ فروبل، پستالوزی و حتی دیویی تا حدودی نگاه های طبیعت گرایانه داشته اند، اما روسو در این میان از همگان پیشگام تر و مشهورتر است. ایشان تربیت طبیعی کودک را در میان طببعت توصیه می کند. این موضوع نشان می دهد، آموزش طبیعی و مبتنی بر طبیعت از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و  از دیرباز مورد تاکید بوده است.

 دیروز اعلام شد، چند محدود مدرسه طبیعت در ایران به دلیل نداشتن مجوز تعطیل شدند. عمده ترین ویژگی این نوع مدرسه ها "آشنا کردن کودکان برای حفظ طبیعت" بود. طبیعتی که روز به روز به جهت دست اندازی های ما انسانها و عدم آشنایی ما در حال اضمحلال است. در این میان چند مدرسه بدون اتکا به کمک های دولتی و رانت های خاص، مشغول آموزش کودکان بودند.

  از ویژگی های مدارس طبیعت این است که اغلب آنها نیمه وقت هستند، روزهای تعطیل، بعد و یا قبل از ساعات کاری مدارس رسمی فعالیت داشتد، هیچ مداخله ای هم در آموزش های رسمی مدرسه ای نداشته، با این حال تعطیل شدند.  

 موضع گیری های بعد از این خبر از خود خبر تعجب بر انگیز تر بود، گویی چند نهاد برای یک موضوع بی خطر، در عین حال دست به دست هم داده بودند تا از ریشه بر بکنند!

ابتدا رئیس سازمان محیط زیست که قاعدتا باید از این مساله خیلی ناراحت می بود، با ابراز خوشحالی اعلام کرد که این مدارس تعطیل شدند. ای کاش فقط به خاطر شغلی که آن را تصاحب کرده اند و قرار است حافظ محیط زیست باشد، موضع گیری مستقلانه ای می کردند، ای کاش دست کم موضع گیری بی طرفانه  یا منفعلانه ای می کردند. موضعشان این بود، این مدارس غیر قانونی هستند و باید تعطیل شوند!

به نظر نگارنده، اولین کسی که باید از این خبر ناراحت می شد و اعلام موضع می کرد ایشان بود، نه اینکه با خوشحالی پیشتاز اعلام خبر می شد.

 در این میان چوب حراج زدن به حیثیت مراجع و نهادهای امنیتی هم جالب بود. اگر قرار بود این نوع مدارس تعطیل شود، چه نیازی به استفاده از آبروی وزارت اطلاعات و یا مجتهدین بود؟

اگر موسس یا موسسان یکی از آنها مشکل امنیتی داشت، چه لزومی داشت کل مدارس را تعطیل اعلام کنند؟ نهاد امنیتی آن فرد یا آن افراد را مورد تعقیب قرار می داد، بقیه مدارس چه گناهی مرتکب شده بودند؟
همه ما این ضرب المثل را  شنیده ایم که "به خاطر یک دستمال، یک بازارچه را به آتش نمی کشند!" مثال مشابه و  ساده اش این است فرض کنید که امام جماعت یک مسجدی، خطایی بکند، دستور بدهند تمامی مساجد را تعطیل کنند!

تعطیلی مدارس طبیعت و انفعال رئیس سازمان محیط زیست و مسئولان وزارت آموزش و پرورش

 موضع گیری های دیگر از آن مسئولین بالارتبه آموزش و پرورش بود که مشخص بود کاملا سازمان یافته است، از معاونین وزارت گرفته تا دبیرکل شورای آموزش و پرورش. به نظر می رسد، مواردی که در خصوص رئیس سازمان محیط زیست کشور نوشته شد، با اندکی فاصله به این دوستان نیز مرتبط می شد. یعنی این افراد هم تا حد توان باید از وجود این نوع مدارس حمایت می کردند، چون مدارس رسمی که بویی از آموزش طبیعت گرایانه ندارد و به دانش آموزان آموزش مبتنی بر محیط زیست ارایه نمی شود. این شکاف را تا حدود زیادی مدارس طبیعت پر می کردند.  حال ، همنوایی این دوستان با تعطیلی این نوع مدارس هم دور از انتظار بود.

  نکته آخر؛ چون بنده از چند مدرسه طبیعت بازدید کرده و تا حدودی با نحوه آموزش آنها آشنایی دارم، وجود این نوع مدارس را نه تنها بدون ضرر برای کشور قلمداد می کنم، بلکه در این وانفسای نابودی طبیعت، به ویژه طبیعت کشور ایران، وجود این نوع آموزش ها را جز ضروریات کشور می دانم و به نظرم این نوع مدارس و این نوع آموزش ها باید بیش از پیش تقویت گردند.
امید است مسئولین مدارس طبیعت، مسائل اداری خود را با سازمان های ذیربط در میان گذاشته و آنها را با نحوه فعالیت های خود آشنا کرده تا بلکه این سوتفاهم ها، به نحو مقتضی حل و فصل گردد.
از سوی دیگر از مسئولین آموزشی، نظارتی و از شخصیت های دینی هم انتظار می رود، در مواجهه با این گونه مسائل که در راستای کمک به آموزش محیط زیست و حفظ آن است، با بررسی و تساهل و تسامح بیشتری برخورد نمایند‌.

شبکه جامعه‌شناسی علامه


تعطیلی مدارس طبیعت و انفعال رئیس سازمان محیط زیست و مسئولان وزارت آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

سه شنبه 1 مرداد در ادامه سلسله نشست های " بزم اندیشه " سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی میزبان " حسن رحیم پور ازغدی " عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بود .

موضوع نشست ، " نقش دانشمندان اسلامی در پایه گذاری علوم " تعریف شده بود .

در نشست قبلی که با حضور " جمیله علم الهدی " برگزار گردید ایشان با 30 دقیقه تاخیر حاضر گردید و بابت تاخیرش عذرخواهی نکرد اما رحیم پور ازغدی تنها با 10 دقیقه تاخیر در نشست حضور پیدا کرد .

علم الهدی حدود 45 دقیقه سخنرانی کرد و تقریبا به این میزان به پرسش و پاسخ با مخاطبان اختصاص پیدا کرد .

اما حسن رحیم پور ازغدی یک ساعت و 55 دقیقه سخنرانی کرد اما تنها 22 دقیقه به پرسش و پاسخ با حاضران پرداخت .

در این نشست صدای معلم 7 پرسش مطرح کرد و رحیم پور به این پرسش ها پاسخ داد .

« صدای معلم » بخش نخست  سخنان این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی  را به صورت مشروح منتشر می کند .

منتشرشده در گفت و شنود

کدام مدرسه برای ثبت نام دانش آموزان خوب است

با پایان فصل امتحانات، یکی از مهمترین ترین دغدغه های والدین، ثبت نام دانش آموزان در مدارس جدید یا پایه های بالاتر است. برای همین اغلب والدین این سوال را از اطرافیان، معلمان و مسئولین مدرسه می پرسند که الان فرزندمان را در کدام مدرسه ثبت نام کنیم یا شما کدام مدرسه را برای درس خواندن پیشنهاد می دهید؟ به طور متعارف در فرایند این گفت و گو اغلب والدین فقط به دنبال اسم مدرسه می گردند، فارغ از این که با توجه به معیارهای مشخص و اصولی در جست و جوی مدرسه ی مناسب باشند. بر همین اساس در ادامه به برخی از معیارهای مهم در انتخاب مدرسه خواهیم پرداخت.

1- بین تربیت و فرهنگ، ارتباط متقابلی وجود دارد. از این رو دانش آموزانی که در یک منطقه ی خاص سکونت دارند، فرهنگ آن منطقه را با خودشان به مدرسه می آورند. از طرف دیگر، هر مدرسه ای این قابلیت را دارد که فرهنگ منطقه ای که تحت احاطه ی آن قرار گرفته است را بازتولید و تکثیر کند. از این رو والدین باید توجه داشته باشند که انتخاب هر مدرسه، یعنی انتخاب یک فرهنگ مشخص برای زیستن فرزندشان برای یک سال تحصیلی. بنابراین از طریق شناسایی ویژگی های شاخص فرهنگی در هر منطقه ی جغرافیایی، می توان به گزینش مدرسه دست زد (البته باید این نکته را مدنظر داشت که امکان ثبت نام دانش آموزان در هر منطقه و مدرسه، تحت قوانین آموزشی و ضوابط مشخصی است و ثبت نام دانش آموزان همواره با برخی محدودیت ها و شرایط رو به رو است، لذا چنین نیست که انتخاب مدرسه کاملاً بر عهدۀ خود والدین باشد). به نظرات دانش آموزان اعتماد کنید. اصولاً تجارب دانش آموزان نزدیک ترین گزینه برای قضاوت در مورد کارکردها و کیفیت یک مدرسه است.

2- متداول ترین معیار برای انتخاب یک مدرسه، آمار و ارقام مرتبط با دانش آموزانی است که به واسطه ی تحصیل در یک مدرسه، رتبه های برتر را در کنکور به دست آورده اند یا در برخی رشته های تحصیلی و دانشگاه ها پذیرفته شده اند. نکته ای که باید بر آن تامل داشت این است که این دانش آموزان برای دستیابی به این نتایج، چه فرایندهایی طی کرده اند و چه چیزهایی از دست داده اند تا به این نتایج برسند؟

به عبارت دقیق تر، در این جنس از مدارس، دانش آموزان تحت آزمون های پی در پی و فشارهای تحصیلی قرار دارند و ویژگی بارز آنها رقابت شدید میان دانش آموزان است (تمرکز بر مغز و شناخت). چرا که آنها باید به صورت دوره ای حدنصاب نمرات را در هر درس کسب کنند. بنابراین سوال این است که آیا دانش آموزانی که رتبه های بالاتر و معدل های بالاتر را به دست می آورند، سلامت روان بیشتری نیز دارند یا خیر؟ به عبارت دیگر، این مدارس، اگر چه در برخی مولفه های آموزشی در سطوح بالایی قرار می گیرند، اما به دلیل عدم تعادل در برنامه های درسی (تعادل در دست و مغز و قلب)، دانش آموزان اغلب شادی کمتری تجربه می کنند و از زندگی طبیعی که باید با بازی، کارگروهی و همدلی همراه باشد دور می مانند. نهایت امر، بسیاری از این دانش آموزان اغلب دارای طیفی از افسردگی، اضطراب، انزوای اجتماعی، کمال طلبی، رقابت جویی و خودبزرگ بینی می شوند. بنابراین باید از والدین پرسید کدام طیف از بروندادها را مطلوب فرزندان خویش می دانند؟!

3- امکانات و بسترهای تربیتی می تواند از معیارهای انتخاب یک مدرسه ی خوب باشد. شایسته است والدین در زمان ثبت نام دانش آموزان، از مسئولین و مدیر مدرسه بپرسند که منابع مالی مدرسه را چگونه هزینه می کنند و بیشترین هزینه ها صرف چه اموری می شود؟ برای مثال، آیا در مدرسه کارگاه، آزمایشگاه، زمین ورزش، سرویس های بهداشتی و آبخوری مناسب، مرکز زبان آموزی، نمازخانه و تجهیزات سمعی-بصری درخور وجود دارد یا خیر؟ والدین در این فرایند نباید به جواب مسئولین مدرسه اکتفا کنند. بلکه آنها باید بروند و سرویس های بهداشتی مدرسه را از نزدیک بررسی کنند که مثلا آیا آب گرم و مایع دستشویی در سرویس های بهداشتی وجود دارد یا خیر؟ آیا مدرسه به کتابخانه مجهز است یا خیر؟ اگر بله، دقیقا چه کتاب هایی بیشتر در آن وجود دارد؟ زمین ورزش مدرسه آسفالت است یا چمن؟ آیا مدرسه معلم ورزش دارد یا خیر؟ و این که در این مدرسه چه نوع ورزش هایی بیشتر مرسوم است؟ والدین باید دیوارهای مدرسه و کلاس های درس را از نظر رنگ بندی و کیفیت بررسی کنند و حتی ببینند چه عبارات و شعارهایی روی دیوارها نقش بسته است؟

افزون بر این، عالی می شود اگر والدین بتوانند از مسئولین مدرسه اجازه بگیرند و به طور تصادفی وارد چند کلاس شوند تا مثلا نو و قدیمی بودن میز و صندلی ها را بررسی کنند. البته آنها می بایست برای 5 دقیقه هم که شده روی یکی از نیمکت ها یا صندلی ها بنشینند و از خودشان بپرسند که اگر فرزندشان مثلا 9 ماه روی اینها بنشیند چه حسی خواهد داشت و چه بر سر سلامت جسم و روحش خواهد آمد؟

کدام مدرسه برای ثبت نام دانش آموزان خوب است

همچنین والدین باید بررسی کنند آیا در کلاس ها چوب لباسی و کمد شخصی یا عمومی وجود دارد یا خیر؟ آیا کلاس به پروژکتور و رایانه تجهیز است؟ همچنین وضعیت گرمایشی و سرمایشی کلاس ها را نگاه کنند و به فکر سرما و گرمای بچه هایشان در گذر فصول باشند.

4- به نظرات دانش آموزان اعتماد کنید. اصولاً تجارب دانش آموزان نزدیک ترین گزینه برای قضاوت در مورد کارکردها و کیفیت یک مدرسه است. چند دانش آموز که حداقل یک سال در مدرسه ی مورد نظر شما تجربه ی تحصیل داشته اند را پیدا کنید و نظراتشان را جویا شوید. البته با آنها به زبان خودشان صحبت کنید. بپرسید آیا آن مدرسه را دوست داشته اند؟ اگر بله چرا؟ و اگر خیر به چه دلایلی؟ از آنها بپرسید آیا در مدرسه مربی بهداشت وجود داشته است؟ اگر بله، مربی بهداشت در طول سال چه کارهایی برای دانش آموزان انجام میداده است؟ از آنها بپرسید آیا مدرسه مشاورتحصیلی و روانشناس داشته یا خیر؟ از دانش آموزان در مورد رفتارهای ناظم و مدیر مدرسه بپرسید، این که کتک زدن یا تنبیه و جریمه در مدرسه وجود داشته یا خیر؟ اگر بله از تجربیاتشان بپرسید. علاوه براین، از دانش آموزان در مورد شادی های رایج در مدرسه بپرسید، این که چه نوع مسابقات و اردوهایی را در مدرسه تجربه کرده اند؟ آیا در امتداد سال تحصیلی مسئولین مدرسه از آنها پولی به اجبار یا اختیار دریافت کرده اند؟ اگر بله. به چه دلایلی و آیا به قول هایی که قبل از پول گرفتن داده بودند، عمل کرده اند یا خیر؟

5- از مدیر بپرسید آیا مدرسه شعار و خط مشی خاصی دارد یا خیر؟ اگر جواب بله بود، بخواهید تا مسیرها، روش ها و راهبردهای دست یابی به آن شعار را برایتان تشریح کند. اما در صورتی که مدرسه خط مشی خاصی نداشت از او بخواهید تا وجوه تمایز این مدرسه را با مدارس دیگر برایتان تشریح کند.

6- از مسئولین مدرسه در مورد ارتباط مدرسه با منطقه و شهر بپرسید، و کیفیت آنها را بررسی کنید. این که مثلا دانش آموزان به صورت دوره ای یا غیرمنظم امکان حضور در چه مکان ها و فضاهایی بیرون از مدرسه را دارند؟ مثلا آیا دانش آموزان به کتابخانه ی مرکزی یا کتابخانه ی محله می روند؟ آیا آنها به مسجد محله می روند؟ آیا مدرسه با مرکز تولیدی یا صنعتی خاصی ارتباط دارد؟ همچنین بررسی کنید آیا سخنرانی ها و همایش های خاصی در مدرسه برگزار می گردد؟ اگر بله، بیشتر چه قشری امکان حضور در مدرسه را دارند، مثلا پلیس ها، روحانی ها، آتش نشان ها، بازیگران، اساتید دانشگاه و نمونه های مشابه دیگر.

7- قوانین و برنامه های غیردرسی مدرسه را از مدیر بپرسید و کیفیت آنها را بررسی کنید. مواردی مثل لباس فرم، و کم و کیف تهیه ی آن، سرویس مدارس و چگونگی خدمات آن، بوفه ی مدرسه و مواد خوراکی قابل عرضه در آن، جلسات آموزش خانواده و جلسات اولیاء و مربیان و سازو کارهای کسب نظرات والدین. هر مدرسه ای این قابلیت را دارد که فرهنگ منطقه ای که تحت احاطه ی آن قرار گرفته است را بازتولید و تکثیر کند .

8- قوانین کلاس های درس و معلم مورد نظرتان را بررسی کنید. به طور متعارف اکثر معلم ها در ابتدای سال تحصیلی مجموعه ای از رفتارها و محدودیت ها را تحت عنوان قوانین کلاس، تنظیم و به دانش آموزان گوشزد می کنند. این قوانین، سبک تدریس و نوع نگرش معلم نسبت به دانش آموزان و جریان یادگیری را ترسیم می کند. بنابراین به این مهم توجه داشته باشید که قرار است فرزندانتان ذیل چه نگاهی تربیت شوند. مواردی چون: قوانین مرتبط با نحوه ی ورود و خروج دانش آموزان از کلاس، مشق و تکالیف شب، توجه به فعالیتهای گروهی و مشارکتی، امکان خوردن و آشامیدن آب و مواد غذایی در کلاس، توجه به بهداشت فردی و پاکیزکی و مرتب بودن کلاس و راهبردهای بهداشتی معلم، ضوابط مرتبط با ساکت ماندن و حرف زدن دانش آموزان، نحوه ی نوبت گرفتن فراگیران برای طرح سوال یا ارائه ی جواب، تعدد آزمون ها و امتحانات در طول سال و نوع آداب معاشرت دانش آموزان با یکدیگر و با معلم.

9- از وضعیت و شایستگی های عمومی و اختصاصی معلم ها سوال کنید. این که مثلاً کدام طیف از معلم ها با مدرسه همکاری دارند؟ مثلاً نیروهای رسمی، پیمانی، حق التدریس، خرید خدمات، شرکتی، معلمان بازنشسته، نیروهای نهضتی و غیره. هر چند بر اساس نوع استخدام و همکاری معلم ها، نباید و نمی­ توان کیفیت و صلاحیت­های حرفه­ای معلم ها را ارزیابی نمود. اما باید در نظر داشت که مدارسی که سطح حرفه ای بالاتری دارند، به جذب نیروهای آزاد، خرید خدمات و شرکتی کمتر تمایل نشان می دهند. افزون بر این، از میزان تجربیات و دوره های آموزشی که معلمان گذرانده اند نیز می­ توانید پرسش کنید.

10- صبر و تامل مدیر مدرسه و کادر اجرایی را هنگام مواجهه شدن با پرسش های والدین زیر نظر بگیرید. آیا مدیر مدرسه با حوصله و متانت با پرسش ها رو به رو میشود؟ آیا کادر اجرایی مدرسه فضای مناسبی برای جست و جوها و دغدغه های شما فراهم می کند؟ در این راه تامل، صبر، شفقت، برخورد منطقی و استدلال های مسئولین مدرسه، نشانگرهایی است که می توانید از طریق آنها کیفیت مدیریت آموزشی و برنامه ریزی های مدرسه را مورد قضاوت قرار دهید.

نهایت امر، مجموعه ی مسیرهای فوق می تواند راهنمای شما در انتخاب یک مدرسه ی مناسب باشد. با این وجود، در انتخاب مدرسه صبور و شکیبا باشید، چون قرار است حداقل برای یک سال تحصیلی با عوامل انسانی و ابعاد فرهنگی- اجتماعی آن ارتباط و پیوند نزدیک داشته باشید. در عین حال کمال گرا نیز نباشید. چون قرار نیست یک مدرسه و معلم همه ی استانداردهای مورد نظر شما را داشته باشد، یا فرزند شما در طی یک سال تحصیلی متحول گردد و همه ی استعدادهایش شکفته شود. بلکه باید واقع بین بود. چنان که باور داشته باشیم هر منطقه، هر مدرسه و هر معلم، با برخی محدودیت ها و چالش ها رو به روست، اما با توجه به ارزش های روانشناختی، اجتماعی، فرهنگی و تربیتی که ما برای خودمان تعریف می کنیم، امید و اعتماد داریم که مدرسه ی منتخب ما نیز حول همین ارزش ها امور تربیتی فرزندمان را پیش خواهد برد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کدام مدرسه برای ثبت نام دانش آموزان خوب است

منتشرشده در دانش آموز

سخنی با قبول شدگان کنکور و اولیاء دانش آموزان در هفته جاری قطار کنکور ۹۸ در ایستگاه ماقبل آخر توقف کرد. ره آورد این قطار برای دانش آموزان و والدین شان علاوه بر عددهایی که رتبه می نامندشان، یا کوهی از اندوه، سرخوردگی، حسرت است و یا دریایی از شادی، غرور و احساس پیروزی.
به مدت دو دهه در نقش یک معلم و از پنجره تست و درصد و تراز به کنکور نگاه کرده ام. در این دوره تمام سعی ام بر ان بود که دانش آموزانم تعداد گزینه های درست بیشتری را علامت بزنند. با تک تک گزینه های درستی که در پاسخ برگ های شان علامت زده اند شاد شده ام و با هر گزینه نادرستی که انتخاب کرده اند غصه خورده و عمیقا متاسف شده ام.
اما سه سال پیش به واسطه این که فرزندان خودم مسافران این قطار نامبارک بودند.، علاوه بر نگاه معلمانه، زاویه نگاه دیگری در برابر دیدگانم گشوده شد.این بار من به عنوان معلمی که مادر هم بود، با قطار کنکور همراه شده بودم. به جرات اذعان می کنم که یکی از دلهره آورترین لحظات مادری- معلمی ام را در روزهای بعد از اعلام رتبه ها تجربه کردم.
زخمی که اضطراب و هیجان آن ایام بر روانم گذاشته، هر سال با اعلام رتبه های کنکور مجددا سرباز می کند. لذا اکنون که پسرهایم سال سوم دانشگاه را به پایان رسانده اند، باز خودم را با پدران و مادرانی که فرزند کنکوری دارند عمیقا همدل احساس می کنم. این همدلی مرا مجاب می کند که این بار از جایگاه یک فعال مدنی که تجربه معلمی و مادری را هم دارد، به کنکور و رتبه های اعلام شده فرزندانتان نگاه کنم.


والدین عزیز!
 باور کنید که رتبه یک عدد است و دانشگاه رفتن فقط یکی از راه های متعدد پیش روی فرزندتان می باشد.
والدین گرامی!
 پزشک ، داندانپزشک و یا مهندس شدن فرزندتان نمی تواند جای خالی مهارت زندگی فردی و اجتماعی در او را پر کند.
آیا توانایی برقراری ارتباط موثر فرزندتان به اندازه رتبه کنکور او برای شما مهم است؟
آیا میزان مهارت فرزندتان در تفکر انتقادی، قدرت تصمیم گیری، همدلی کردن، کنترل خشم و استرس به اندازه درصد شبمی، فیزیک، جبر و زبست شناسی که در کنکور زده است برای شما مهم است؟
آیا به اندازه رتبه سه رقمی فرزندتان از مهارت او در گفت و گو کردن احساس غرور می کنید؟
آیا آن قدر که نگران تراز کم فرزندتان در کنکور هستید از کم بودن خودآگاهی و عزت نفس دلبندتان نگرانید؟

سخنی با قبول شدگان کنکور و اولیاء دانش آموزان

بزرگواران پدر و مادر!
به زعم من توانمندی، خلاقیت، مسئولیت پذیر ی و تعهد فرزندان ایران عزیز بسیار با اهمیت تر از  مهندس،پزشک یا دبیر و وکیل شدن آنها است.
توسعه پایدار ایران عزیز انسان های توسعه یافته ای می طلبد که با قبول مسئولیت و با اتکا به خلاقیت و مهارت های شان در مسیر توسعه پایدار ایران عزیز گام بگذارند و برای تحقق این هدف دانشگاه رفتن و پزشک یا مهندس صرف شدن کفایت نمی کند.

پس به جای آنکه اسیر فضاسازی های مافیای کنکور و چشم هم چشمی های دوست و آشنا شوید، با توجه به علایق و استعدادهای فرزندتان انتخاب رشته کنید و بقیه اش را کار ساز بنده نواز بسپارید.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سخنی با قبول شدگان کنکور و اولیاء دانش آموزان

منتشرشده در دانش آموز

تغییر نام وزارت آموزش و پرورش

سرپرست محترم وزارت آموزش و پرورش اخیراً در بخشی از سخنان خود گفته است: «️معتقدم باید جهت‌گیری‌ها را از اصلاح نام‌ها شروع کنیم. لذا یکی از نام‌هایی که باید اصلاح شود نام آموزش ‌و پرورش است، زیرا بر اساس آیات قرآن تربیت بر تعلیم مقدم است». اما چه بسیار مؤسساتی که با نامها و عناوین قشنگ، بدترین کارکرد را در کارنامهٔ خود به ثبت رسانده اند؛ ذیل تابلوهای مزین به اسماء حسنی به امانات مردم خیانت کرده اند و اعتماد شان را نسبت به تمام دست آوردهای مثبت بشری از بین برده اند! چه بسیار مدیرانی که با شعارهای زیبا و طرح های فریبا بزرگترین ضربه ها را به زیر مجموعه های خود وارد کرده اند! و چه بسیار زیرکانی که برای جلب نظر فرادستان و فرودستان جامعه، نام خانوادگی خود را با صفات و اسامی خوش آهنگی که بار علمی و معنوی دارند، جایگزین نموده و در نیل به اهداف شخصی کامیاب شده اند!

لطفاً برای این وزارتخانه درمانده و مسکین هزینه تراشی نکنید!
به یاد آورید که وزارت تحت تصدی تان سالهاست که سرانه ای به مدارس نداده است! دهه هاست که توانایی مرمت فضاهای آموزشی فرسوده را ندارد! از پرداخت به موقع حقوق و دستمزد معلمان حق التدریس و پاداش بازنشستگان و ... عاجز مانده است و همواره بدهکار معلمان نجیب و زحمتکش بوده و بدهی بر بدهی انباشته است!

جناب حسینی!

اگر خدای نکرده بر اجرایی شدن این حرف تان پافشاری کنید، هزاران تابلوی مدرسه و اداره پایین کشیده خواهد شد و لابد، هزاران تابلو دیگر به جای آنها نصب خواهد گشت که مسلزم صرف وقت و هزینه های بسیار گزاف خواهد بود. هزاران مهر مدرسه و اداره و سازمان و ... برای پس و پیش شدن دو واژه یا جایگزین کردن آنها با واژه های دیگر باطل و دور ریخته خواهد شد و هزینهٔ دیگری روی دست مدارس خواهد گذاشت و وانگهی این هزینه ها از جیب اولیای دانش آموزان پرداخت خواهد شد!

لطفاً به عنوان سکاندار نهاد تعلیم و تربیت کشور، به جای صرف وقت انرژی خود و تیم همراه تان برای تغییر نامها، قدمی برای اصلاح محتوا بردارید. برنامهٔ درسی را تنُک کنید. از هر پایهٔ تحصیلی حداقل دو مادهٔ درسی غیر ضرور و برنامه پرکن و سرگیجه آور را حذف و وقت و هزینهٔ آنها را به مواد آموزشی مفید و کاربردی اختصاص دهید. گامی برای بهبود فضاهای آموزشی بردارید؛ به فاصلهٔ میان سرانه فضای آموزشی با میانگین جهانی آن بنگرید و به عنوان مسئول و مقام ارشد این دستگاه، بزرگان مملکت را مجاب کنید که به فکر مدرسه سازی باشند. آنها را قانع کنید که به توسعهٔ فضاهای آموزشی بیندیشند و به این مقوله حداقل به اندازهٔ ندامتگاهها و زندانها اهمیت دهند. مشی حاکم بر سیستم آموزشی را تغییر دهید و تدبیری بیندیشید که آنچه به عنوان سبک آموزش و تربیت در عالم واقع در کارگاه ها و کارخانه ها و مزارع و واحدهای صنعتی و تولیدی و خدماتی وجود دارد، وارد نظام آموزشی کشور شود. از فرصتی که در اختیارتان قرار گرفته استفاده کنید و به دست اندرکاران نظام تعلیم و تربیت کشور یادآوری نمایید که اهداف آموزشی و پرورشی را بر مبنای نیازهای واقعی زندگی ببینند نه بر اساس آرمانهای فرازمینی دست نیافتنی. این فرصت را برای فرزندان ایران زمین به وجود بیاورید که وقتی قدم به مدرسه می گذارند، بتوانند فارغ از دعواهای سیاسی و ایدئولوژیکی، به تحصیل علم و تجربه بپردازند و توش هنر بیندوزند و حدیث زندگی بیاموزند.
گامی در جهت از بین بردن تبعیض ها و گسترش عدالت آموزشی بردارید؛ حتما مثل همگان مستحضرید که رتبه های برتر کنکور ۹۸ سر از مدارس خاص تهران و چند شهر برخوردار در آورده اند و سهم مدارس دولتی از این افتخارات صفر مطلق است!

تغییر نام وزارت آموزش و پرورش

جناب سرپرست!

مهمتر از همهٔ اینها، خطای تصور شما از مقولهٔ تربیت است.
چرا تصور می کنید که دو واژهٔ "آموزش" و "پرورش" دو مأموریت جداگانه دارند و دومی بر اولی مقدم تر است؟ چرا فکر می کنید اگر واژه ها پس و پیش شوند کار دستگاه تحت تصدی تان به سامان می شود؟ صرفاً به این دلیل که در قرآن واژهٔ "یزکیهم" قبل از واژهٔ "یعلمهم" آمده است؟


جناب سرپرست!

تربیت، نتیجهٔ تعلیم است. پرورش، حاصل و ثمره و میوهٔ آموزش است. راه پرورش از کوچه باغ آموزش می گذرد. اگر آموزش های ما حاصلی ندارد، اگر تعالیم ما بی ثمر است، اگر تدابیر آموزشی ما منجر به تربیت نیروی کار مطلوب و شهروند خوب نمی شود، به این دلیل نیست که مشخصاً به امر تربیت نپرداخته ایم و یا تعلیم را بر تربیت مقدم داشته ایم بلکه به این دلیل است که زیرساخت های آموزش راستین را فراهم نکرده ایم که ما را به سرمنزل تربیت برساند. "تربیت" حاصل "تعلیم مستمر" است.
"تکرار تعالیم و آموزه ها" ، منجر به "تربیت" می شود.
آنچه کارشناسان عرصهٔ تربیت در آسیب شناسی ها از آن غافل مانده اند این است که برای دو واژهٔ "تعلیم" و "تربیت" دو مأموریت جداگانه تعریف می کنند. البته بخشی از ماجرا به مافیای بازار تربیت و "دکانداری تربیت" مربوط می شود یعنی عده ای با بازی با الفاظ مقدس و واژه های روانشناسی و آیه و حدیث چنین وانمود می کنند که کار تربیتی می کنند و مهم اند و نقش شان در امر تربیت، کلیدی و مهم است. در حالی که؛ 

۱) اگر هر مطلب و موضوع و مقوله ای به قدر کافی تکرار و تمرین شود، بر ذهن می نشیند و تبدیل به ملکه می شود و عادی سازی صورت می گیرد و به مهارت تبدیل می گردد. این یعنی تربیت. 

۲) اگر کار آموزشی در مدارس از بیراههٔ حافظه محوری به راه راستین مهارت محوری برگردد و دانش آموزان از زیر بار حجم عظیم مطالب متعدد و بی مصرف این همه کتاب درسی نجات پیدا کنند و چند هدف محدود اما مفید و مورد علاقه را عملأ دنبال کنند و در همان زمینه ها به تکرار و تمرین و ممارست بپردازند، تربیت، محقق می شود.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تغییر نام وزارت آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش صدای معلم از نشست سالار قاسمی مدیر کل آموزش و پرورش البرز و خبرنگاران

نشست صمیمی سالار قاسمی مدیر کل آموزش و پرورش استان البرز با خبرنگاران روز سه شنبه 22 مرداد به مناسبت " روز خبرنگار " در باشگاه پیشکسوتان البرز برگزار گردید .

این نشست به گفته مجری این مراسم برای نخستین بار در این استان برگزار می گردد و تاکنون چنین امری سابقه نداشته است .

بر خلاف روال سابق در این گونه نشست ها ، قاسمی از خبرنگاران خواست ابتدا آنان مشکلات و مطالبات خود را بیان کنند .

علی پورسلیمان مدیر صدای معلم ضمن تشکر از مدیر کل آموزش و پرورش استان البرز و همکاران ایشان به ویژه آقای یعقوبی رئیس روابط عمومی و سایر همکاران و قدردانی از حضور پر جمعیت و شاد خبرنگاران در این نشست گفت :

" با این که بیش از 2 دهه ( 17 مرداد 1377 ) از نام گذاری این روز توسط شورای فرهنگ عمومی در کشور و به نام خبرنگار می گذرد اما به نظر می رسد هنوز در جامعه و به طور اخص در حوزه آموزش فایل مستقل و یا حرفه ای برای جایگاه رسانه و خبرنگار گشوده نشده است .

در نشستی که آقای محمد صیدلو مدیر کل محترم آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران و  به مناسبت روز خبرنگار در 20  مرداد با خبرنگاران برگزار کرد گفتم و تاکید کردم که کار خبرنگار به نوعی با حوزه روابط عمومی گره خورده است .

تصریح کردم که هنوز روابط عمومی در فرهنگ سازمانی آموزش و پرورش به طور دقیق تعریف و تبیین نشده است و متاسفانه بسیاری از مدیران وزارت آموزش و پرورش فاقد سواد رسانه ای و فرهنگ پاسخ گویی هستند .

توضیح دادم که بسیاری از ادارات آموزش و پرورش هنوز بلد نیستند چگونه یک جوابیه و یا پاسخ برای رسانه ها نگارش کرده و آن را ارسال کنند .

در آموزش و پرورش بسیاری از خبرنگاران و رسانه ها به جای مراجعه به روابط عمومی مستقیما با خود مدیر ارتباط برقرار می کنند .

استدلال آن ها این است که روابط عمومی ها به روز نیستند و خودشان در زمینه مسائل حوزه کاری شان توجیه نیستند .

قبلا نوشتم که وزیر آموزش و پرورش باید روابط عمومی را به سمت حرفه ای شدن سوق و یا با عبارتی " هل دهد . "

حتی پیشنهاد دادم که جایگاه سازمانی روابط عمومی حداقل در حوزه ستاد تغییر پیدا کند چون بسیاری از مدیران حوزه ستادی وقتی آن را پایین تر از خود می بیینند لزومی برای ارتباط و پاسخ گویی در خود احساس نمی کنند .

گزارش صدای معلم از نشست سالار قاسمی مدیر کل آموزش و پرورش البرز و خبرنگاران

آقای بطحایی وزیر پیشین آموزش و پرورش به جای آن که این جایگاه را ارتقا دهد آن را در حوزه وزارتی ادغام کرد و اسمش را هم گذاشتند :

" چابک سازی سازمانی و یا کوچک سازی ساختار " !

وقتی چنین نگاهی به کارکرد روابط عمومی وجود دارد نباید انتظار داشت که قد رسانه در آموزش و پرورش رشد کند .

در حال حاضر و به طور عمومی در آموزش و پرورش نقش روابط عمومی در حد یک عکاس و یا تدارکاتچی مراسم ونشست ها تقلیل پیدا کرده است و این در حالی است که روابط عمومی در تعاریف جدید نبض و یا میزان الحراره یک سازمان باید باشد .

کسی در آموزش و پرورش روابط عمومی را جدی نمی گیرد حتی خبرنگاران .

این وضعیت می تواند و باید متحول شود .

پیشنهاد دادم وقتی در رسانه ای انتقادی مطرح می شود روابط عمومی آن را سریع به مدیر مربوطه ارجاع دهد و پاسخ بخواهد .

اگر مدیر پاسخ نداد و یا تعلل کرد موضوع در شورای معاونین مطرح و به مدیر متخلف تذکر داده شود .

اگر هم قابل اصلاح بود مدیر پاسخ گو و مسئولیت پذیر جایگزین شود .

این اصل را هیچ گاه نباید فراموش کرد که در جامعه چیزی فراموش نمی شود .

مشمول مرور زمان هم نمی شود اگر در زمینه آن مساله اقناع گری منطقی صورت نگرفته باشد .

اگر مدیران و مقامات تصور می کنند به مساله ای پاسخ ندهند به مرور زمان فراموش می شود سخت در اشتباه هستند .

این ها همواره در ضمیر ناخودآگاه جامعه باقی مانده و در مواقع " بحران " سر باز می کنند .

تنها چیزی که از عدم پاسخ گویی و عدم اقناع گری مدیران در کف جامعه باقی می ماند همان از بین رفتن اعتماد عمومی و در آموزش و پرورش قطور شدن و طولانی تر شدن دیوار و شکاف بین ستاد و صف خواهد بود .

در نشستی که در شهرستان های استان تهران داشتم و این موضوعات را مطرح کردم دوستی به این مواضع انتقاد کرده و گفت که روابط عمومی هم باید از مدیر سوال کند و به خبرنگار پاسخ دهد .

اما بحث این جاست که اگر روابط عمومی از طریق فرآیندی که شرح داده شد درگیر مستقیم در چالش های آموزشی و پرورشی شوند و در پی حل مساله باشند این موجب تفوق سازمانی روابط عمومی ها خواهد شد هر چند ارتقاء سازمانی پیدا نکنند .

به عنوان مثال در حوزه آموزش و پرورش البرز ، صدای معلم گزارشی را در مورد " اردوگاه شهید بهشتی کردان استان البرز " در 15 فروردین ماه  1397 منتشر کرد .

این اداره کل در 4 مهر 1397 به این گزارش پاسخ داد .

البته بنده گزارش را مستقیم برای آقای خسرو ساکی ارسال کردم و ایشان هم با تاخیر پاسخ دادند !

( این گونه نمونه ها در آموزش و پرورش ما فراوان یافت می شوند . )

در کنار انتقاد از عملکرد و رویکرد روابط عمومی ها در چرخه سازمانی به خود رسانه ها نیز انتقاداتی وارد است .

در حال حاضر آن چه بیش از پیش مشهود است جایگاه بسیار کم رنگ و یا بی رنگ رسانه های مستقل و حرفه ای در حوزه آموزش است .

شاید بتوان این ادعا را به طور جدی مطرح ساخت و آن این که اگر آموزش و پرورش در چشم انداز توسعه ایران ( در عمل ) دیده نشده و یا اولویت سیاست گذاران و تصمیم گیران و برنامه ریزان نیست بخش مهمی از آن به کارکرد ناقص ، بد و غیرحرفه ای رسانه ها و خبرنگاران در این حوزه باز می گردد .

کار و ماموریت  رسانه ایجاد حساسیت نسبت به موضوع و برانگیختن افکار و توجه عمومی نسبت به آن است .

اگر آموزش و پرورش فرضا در اولویت های 13 و یا 14 هست بخش مهمی از آن به ما خبرنگاران باز می گردد که هنر کافی برای جلب و تحریک شاخک جامعه و مدیران به این حوزه نداشته ایم .

البته تحقق این موضوع یک پیش شرط دارد و آن جلب حس اعتماد مخاطب است که این بخش مشکل ترین کار در حوزه رسانه و پرداخت خبر است .

اکثر پرسش ها و دغدغه های رسانه ها در حوزه آموزش و پرورش موضوعاتی تکراری و کلیشه ای است .

رسانه ها به  جای جریان سازی و شناخت و تبیین علل واقعی و موجوده بیبشتر به دنبال فربه سازی " پوپولیسم رسانه ای " هستند تا خبرشان در تیتر توجه معلمان و جامعه هدف قرار گیرد .

این به آن معنا است که رسانه ها به جای تبعیت و پیروی از فضای غالب منفعل روزمره می باید نیازهای اساسی را شناخته و دنبال علت العلل باشند .

این مسیری دشوار و سنگلاخ برای حر فه ای کردن جایگاه رسانه در آموزش و پرورش توسعه نایافته و در جامعه ای بلوغ نیافته است .

البته در این مسیر خطرات و ریسک های فراوانی هم هست .

مستقل بودن در حوزه رسانه بسیار سخت ، پیچیده و طاقت فرسا است .

و از آن جایی که فرهنگ گفت و گو و حل مساله در جامعه ما رشد نکرده است رسانه ها همواره به عنوان عامل خطر و تزاحم و دست و پاگیر دیده می شوند .

آقای حسینی در این زمینه جمله معناداری را بیان کرد :

مهم ترین نقش را در حکمرانی خوب خبرنگاران ایفا می کنند .

امیدوارم با ارتقای تفکر انتقادی و فرهنگ گفت و گو بتوان رسانه را به نقش اصلی خود در جامعه و به ویژه در آموزش و پرورش نزدیک کرد .

گزارش صدای معلم از نشست سالار قاسمی مدیر کل آموزش و پرورش البرز و خبرنگاران

سپس " رضا قاسم پور " خبرنگار و مدیر هنرستان گفت :

" روزگاری نه چندان دور در دهه هفتاد، اکثر نشریات محلی مستقیم و غیرمستقیم، متأثر از حضور پررنگ معلمان قلم به دست بود.

فرهنگیانی که ضمن عمل به وظایف سازمانی، اوقات فراغت خود را با روزنامه‌نگاری و خبرنگاری سپری می‌کردند تا ضمن بیان مشکلات معیشتی، منزلتی و صنفی خود از تریبون‌های موجود با عرق روحی خویش تاثیر مثبتی در بهبود زندگی مردم پیرامونشان داشته باشند.

متأسفانه امروزه نسل معلمان پویا، جسور، قلم به دست، صاحب اندیشه و البته دست اندرکار حوزه رسانه و خبر رو به انقراض بوده و بسیاری از فرهیختگان فرهنگی کنج عزلت اختیار کرده و در زندگی شخصی خویش غوطه‌ورند...

 مرداد به مناسبت شهادت "محمود صارمی" روز خبرنگار نامگذاری شده است. این روز فرخنده را بر خبرنگاران و روزنامه‌نگاران پر تلاش و جویندگان حق و حقیقت تبریک گفته امیدواریم افق‌های روشن‌تری در انتظار دوستان رسانه و خبر باشد.

روزنامه‌نگاری و خبرنگاری در عصر انفجار اخبار و اطلاعات به ویژه در جهان سوم راه رفتن بر لبه تیغی است که هر لحظه امکان سقوط و هبوط در آن محتمل است.

بدون شک هرکسی در وجودش بعدی از ابعاد متکثر خبرنگاری را داراست.

تلاش برای درک بی کم و کاست حقایق در نهاد ماست. امروزه خبرنگاری دنیای بی سر و تهی است که چهار مقوله صحت، سرعت، دقت و کیفیت اضلاع اصلی آن است.

گرچه گوشی های هوشمند و تکنولوژی‌های جدید تمام عرصه‌های اجتماعی از جمله عرصه خبر و ژورنال را متحول کرده و محدودیت‌های زمان، مکان، زبان، امکان و جغرافیا را درنوردیده است و ما به طور روزافزون با انبوه خبرنگاران آماتور و پدیده‌ی روزنامه‌نگاری شهروندان مواجه هستیم، لیکن هنوز هم مسئولیت انعکاس اخبار راستین، بدون دخل و تصرف جناحی و گروهی و همچنین پایبندی به تعهد اجتماعی نسبت به درستی و صحت خبر بیشتر معطوف به خبرنگاران و روزنامه‌نگاران حرفه‌ای است.

یکی از مشکلات عینی این روزها، تأخیر فاز نشریات کاغذی نسبت به نشریات الکترونیکی و دیگر شبکه‌های اجتماعی مجازی است. همچنین گستره منطقه‌ای مخاطب، تیراژ نازل و حوزه تأثیرگذاری اندک آن‌ها نسبت به تلگرام، اینستاگرام، فیسبوک و امثالهم از دیگر مشکلات این عرصه می‌باشد.

سینه سپر کردن یک خبرنگار در ثبت درست وقایع و به تصویر کشیدن چهره عریان واقعیت، به معنای دست کردن در لانه زنبور قدرت و ثروت بوده و علاوه بر خطر سقوط، احتمال گزیدگی همیشه وجود دارد.

متأسفانه بنابر هزار و یک دلیل برخی از دوستان حوزه رسانه و خبر تبدیل به گوش شنوا و چشم بینای مدیران شده و بعضاً نقش تدارکاتچی روابط عمومی‌ها را بازی می‌کنند و برای حفط منافع نازل جناحی، شخصی و بعضا به خاطر در امان ماندن از تله‌های موجود (مشخص نبودن خطوط قرمز) دست به خودسانسوری می زنند.

دستمزد نازل، فقدان امنیت شغلی، عدم حمایت حرفه‌ای و بیمه‌ای، ورود افراد غیرحرفه‌ای و مصادره بخش‌های مدیریتی رسانه و خبر توسط سیاسیون از دیگر مشکلات عینی حوزه خبر و رسانه می‌باشد.

رویکرد جناحی و نتیجتا تقلیل منافع ملی و عمومی به منافع حزبی و جناحی، کمبود خبرنگار مبتنی بر آموزش علمی و آکادمیک و همچنین استیلای فضای ناامن و شائبه آلود و مبتنی بر شایعه در فضاهای مجازی و خدشه‌دار شدن اعتماد عمومی از دیگر چالش‌های منفی حوزه رسانه و خبر می‌باشد.

از چالش‌های های مثبت خبرنگاران و اهالی مطبوعات می‌توان به کارکرد مثبت در ارتقای کیفی زندگی اجتماعی، پرتوافکنی بر تاریکخانه های قدرت و ثروت، بیان مشکلات واقعی مردم در قالب گزارش‌های تحلیلی، یادداشت‌های پژوهشی و نتیجتاً امید آفرینی می‌باشد.

به هر حال نشریات کاغذی نیز همانند کتاب در معرض تهدید و تحدیدند و مطبوعات کاغذی هم بسان کتاب برای بقای خود محکوم به ارتقاء کیفیت و انطباق خود با تکنولوژی‌های نوین و تحلیل رویدادهای مهم جاری هستند.

در پایان امیدواریم ضمن حرکت تدریجی اهالی رسانه و خبر به سوی حرفه‌ای و مستقل شدن از حکومت، حاکمیت نیز در قبال بهره‌مندی از خدمات دوستان رسانه و خبر، در خصوص تأمین حداقل‌های معیشت و منزلت این قشر شریف و البته آسیب‌پذیر گام‌های عملی برداشته و با تدوین، تصویب و عملیاتی کردن نظام جامع رسانه‌های همگانی پاسدار حقوق اهالی رسانه و خبر باشد. "

گزارش صدای معلم از نشست سالار قاسمی مدیر کل آموزش و پرورش البرز و خبرنگاران

در ادامه مدیر کل آموزش و پرورش استان البرز ضمن تشکر و قدردانی از حضور خبرنگاران و اصحاب رسانه به مسائل و موضوعات مطروحه توسط خبرنگاران با ذکر نام و به صورت خلاصه پرداخت و گفت :

" مسئولی موفق است که بیش تر گوش باشد تا این که صحبت کند و سخنرانی کند .

از آقای پورسلیمان به عنوان پیشکسوت در تعلیم  و تربیت و رسانه در این حوزه تشکر می کنم و مطالب صدای معلم را رصد می کنم . نکات خوبی بیان شد . " ما به طور روزافزون با انبوه خبرنگاران آماتور و پدیده‌ی روزنامه‌نگاری شهروندان مواجه هستیم "

در مورد مسائل ایشان تامل خواهم کرد .

جناب آقای استاد دین پرور ، جناب آقای حیدری که خدمت ایشان رسیدیم. من یک عذرخواهی به ایشان بدهکار هستم .

از این که در ابتدای جلسه تاخیر داشتم عذرخواهی می کنم .

نتوانستم خدمت همه دوستان رسانه برسم و البته عملی هم نیست .

خدمت برخی دوستان رسانه  به نمایندگی از همه شما رسیدیم .

من این جا مجددا عذرخواهی می کنم که نتوانستم خدمت بقیه دوستان برسم.

جناب آقای ریحانی که از پیشکسوتان و با شدت و حدت مسائلی را بیان کردند .

فقط در مورد موضوعاتی که در مورد بنده به کار می برید کمی باید مداقه کنیم .

از خانم خطایی که انتقادی کردن تشکر می کنم .

من خود رسانه ای هستم . قرابت خود را با شما بیان خواهم کرد .

این جلسه تقدیر از خبرنگاران است و قرار است حرف های شما را بشنویم .

با آقای عباس زاده در خانه مطبوعات در تماس هستیم .

من با رسانه ها سریع ارتباط گیری می کنم .

خانم معبودی از همکاران ما هستند . همین طور جناب آقای قاسم پور و خانم اصحابی .

فضای خبرنگاری همین است . از یک شعر ممکن است ایشان یک نگاه داشته باشد دیگری طور دیگری داشته باشد .

از نقد استقبال می کنم .

قرار نیست همه چیز وفق مراد ما باشد .

گزارش صدای معلم از نشست سالار قاسمی مدیر کل آموزش و پرورش البرز و خبرنگاران

جناب آقای نجارپور ما آن گونه که شما فرمودید نبودیم و من از شما تشکر می کنم .

نکات همه عزیزان را یادداشت کردم و از همه آن ها صمیمانه سپاسگزارم .

دو سال سابقه کار آموزش و پرورشی داشتم و رئیس روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان قزوین شدم . " اگر آموزش و پرورش فرضا در اولویت های 13 و یا 14 هست بخش مهمی از آن به ما خبرنگاران باز می گردد که هنر کافی برای جلب و تحریک شاخک جامعه و مدیران به این حوزه نداشته ایم "

شما در کشور نمی بینید که یک نفر با دو سال سابقه معلمی استانی که تازه شکل گرفته است  چون کار در آن جا خیلی سخت است .

4 سال رئیس روابط عمومی بودم با 2 سال سابقه کار .

من شما را درک می کنم . مشکلات شما را می دانم و می فهمم .

به شما خیلی نزدیکم .

فکر نمی کنم هیچ مدیر کلی در آموزش و پرورش این قدر رسانه ای باشد .

گزارش صدای معلم از نشست سالار قاسمی مدیر کل آموزش و پرورش البرز و خبرنگاران

خیلی ها وقت مسئول می شوند محافظه کار می شوند . مسئولیت محافظه کاری ایجاد می کند .

یعنی شما سعی می کنید خیلی در منظر و چشم ها نباشید !

خیلی خودتان را نشان ندهید !

آن جمله امام موسی صدر می گوید که اصحاب رسانه مثل محرابند ؛ اعتقاد دارم که خبرنگار موذن آن است .

خبرنگار بیدارکننده است .

این نگاه را من به خبرنگاران و فضای رسانه ای دارم .

من رسانه ها را بیدارکننده جامعه می دانم .

در دبداری که روزنامه پیام آشنا داشتم تاکید کردم که رسانه ها وکیلان مدنی جامعه هستند .

عرض کردم هر مدرسه ای یک رسانه هست ، هررسانه ای یک مدرسه .

نگاه من به آموزش و پرورش و رسانه این گونه است .

هر مدرسه یک رسانه و هر معلم یک رسانه است .

هر خبرنگاری یک معلم و هر معلمی یک خبرنگار است .

این نه شعار که اعتقاد من است .

ما فصل مشترک بین آموزش و پرورش و رسانه ها داریم .

سال گذشته در قزوین خبرنگاران را در اردوگاه شهید بابایی جمع کردم .

یک خواهشی از خبرنگاران دارم .

زحمات اصلی آموزش و پرورش را نه مدیر کل می کشد ، نه رئیس آموزش و پرورش و نه معاون .

برای همین می گویم رسانه های در نگاه به آموزش و پرورش مدرسه و معلم را ببینند .

در نقد آموزش و پرورش گاهی طوری صحبت می کنیم و یا می نویسیم گویی آن کسی که زحمت اصلی را می کشد دیده نمی شود !

آموزش و پرورش با دستگاه دیگر فرق می کند که نقش اصلی را در آن دستگاه مدیر کل ایفا می کند .

قاسمی قبل از آن که مدیر کل باشد یک معلم است .

فضای رسانه ای را در البرز من پاک و منزه دیدم .

( تایید و تشویق خبرنگاران )

در کتار نگاه تند و تیزشان در مقایسه با استان های دیگر این فضای پاک گاها وجود ندارد .

اگر برای من میسور بود همه خبرنگاران ( 500 ) نفر را در جمع می کردم و تقدیر می کردم اما برخی ها نگاه منفی دارند .

همه رسانه ها باید دیده شوند .

این مجموعه را مجموعه ای منصف ، بااخلاق ، حرفه ای در استان البرز دیدم .

این مقدمات را گفتم تا به این جمله نهایی برسم :

ما در نگاه به آموزش و پرورش کشور و استان ها باید بدانیم که زحمت اصلی را چه کسی می کشد و به او توجه داشته باشید .

اشکالی که در کشور می بینم این است که صدای آموزش و پرورش و صدای معلمان به خوبی شنیده نمی شود !

در مسئولیتم مطالبه گر بوده ام و سعی کرده ام زبان معلم باشم .

این هزینه دارد و خیلی ها خوششان نمی آید !

مدیرکلی که از بالادستی اش مطالبه گر باشد محبوب نیست . طبع آدمی از تعریف و تمجید خوشش می آید .

مدیر کل باید " زبان معلمان " باشد .

عزیزان خبرنگار !

دست همه شماها را می فشارم .

آن را می بوسم .

شما آموزش و پرورش را به دغدغه اول کشور تبدیل کنید .

اگر روزنامه ، هفته نامه ، سایت و... را باز کردیم باید ببینیم که دغدغه نخست جامعه آموزش و پرورش است .

امروز این نیست !

آن قدر که به مسائل دیگر پرداخت می کنیم به آموزش و پرورش توجه نمی کنیم .

شما مطالبه کنید .

اگر من این حرف ها بزنم لابد می گویند می خواهد بالاتر برود اما شما وجه دیگری دارد .

از شما خبرنگاران ، روزنامه نگاران ، رسانه ها و مطبوعات و... می خواهم که زبان گویای " معلمان " باشید .

خدمت مقام معظم رهبری رفته بودیم . گفتند که برخی ها می خواهند زحمات 40 ساله آموزش و پرورش کشور را نادیده بگیرند .

ما نتوانستیم خدمات معلمان ، مدیران مدارس و حتی مسئولان را در جامعه انتقال بدهیم .

همه از ما طلبکار شدند !

خط مقدم در مدرسه است و این ها گفته نمی شوند .

از شما که " صدای مردم " هستید ؛ زبان و گوش مردم هستید می خواهم که مطالبه گر مشکلات و مطالبات آموزش و پرورش باشید .

صدای شما از من خیلی بلندتر است .

صدای من کجا و صدای یک رسانه و سایت کجا ؟!

آموزش و پرورش را به دغدغه جامعه تبدیل کنید در این صورت می تواند وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهد .

گزارش صدای معلم از نشست سالار قاسمی مدیر کل آموزش و پرورش البرز و خبرنگاران

در ادامه خانم اصغری از خبرنگاران ضمن انتقاد از عملکرد مدیر کل آموزش و پرورش استان البرز در وجه " پاسخ گویی " گفت :

ما گزارش زدیم و به قول شما مطالبه گری کردیم و رویکرد آموزش و پرورش را نقد کردیم .

گلایه من از  شما این است که شما مدرسه ای آمده بودید و من به شما زنگ زدم و مطالبه کردم که به من پاسخ دهید .

ما می توانستیم پیش داوری کنیم و از خودمان خبر تهیه کنیم ولی با این که با شما هماهنگ کردم 3 بار پاسخ تلفن مرا ندادید !

تنها خواسته ما پاسخ گویی به رسانه ها است .

قاسمی ضمن عذرخواهی از این خبرنگار ، دلیل آن را تراکم کار دانست و تاکید کرد که باید پاسخ گو باشیم .

مدیر کل آموزش و پرورش البرز انتقاد این خبرنگار را وارد دانست و از ایشان خواست که مطالبه گری و نظارت هوشمندانه خویش را استمرار بخشند .

گزارش صدای معلم از نشست سالار قاسمی مدیر کل آموزش و پرورش البرز و خبرنگاران

خبرنگار دیگری گفت : بر عکس روابط عمومی استانداری که کاملا گزینشی خبرنگاران را دعوت کرده بود و هیچ کدام از منتقدان آن روز در سالن نبودند اما با این که ما سه چهار روز پیش به شما در فضای مجازی انتقاد کردیم که پاسخ گو نیستید اما در کمال تعجب دیدم که امروز از من برای این مراسم دعوت شد و من متوجه این تفاوت ها می شوم .

روابط عمومی یک پست تخصصی است و کسی که تحصیلاتش مرتبط نباشد همین وضعیت خواهد بود .

مدیر کل روابط عمومی استانداری آقای رحمانی در پاسخ به این خبرنگار گفت :

" قبل از آن که شما به دنیا بیائید من عضو انجمن متخصصان روابط عمومی بودم ! "

سپس مدیر کل آموزش و پرورش استان البرز تک تک از خبرنگاران تقدیر کرده و لوح سپاس به آنان اهدا نمود .

گزارش صدای معلم از نشست سالار قاسمی مدیر کل آموزش و پرورش البرز و خبرنگاران

پایان گزارش/


گزارش صدای معلم از نشست سالار قاسمی مدیر کل آموزش و پرورش البرز و خبرنگاران

منتشرشده در گفت و شنود

زندگی نامه استاد رحیم رشتچی و ویژگی های نسل امروز

شنبه شب ۱۲ امرداد ماه ۱۳۹۸ با هماهنگی قبلی برای دیدار و گفت و گویی دوستانه با استاد رحیم رشتچی همراه با مصطفی ارفعی مدیر مسئول و صاحب امتیاز روزنامه زنگان امروز و دو تن از روزنامه نگاران کرجی (توسلی و توحیدلو) راهی منزل استاد در یکی از مناطق کلانشهر کرج می‌شویم.
چند دقیقه‌ای از موعد قرارمان گذشته و استاد به رسم ادب و انتظار دم درب خانه‌اش منتظر میهمانان خود می‌باشد. وارد اتاق مطالعه استاد در ساختمانی قدیمی از ویلاهای گلشهر می‌شویم. در محاصره انبوهی از کتاب های گوناگون در موضوعات متنوع به گفت و گو می‌نشینیم. هنوز اندکی ناراحتی از باب تأخیرمان در پس‌زمینه چهره و چشمان ژرف استاد دیده می‌شود...
به گفته‌ی مصطفی ارفعی، نسل پیشین، نسلی به شدت منضبط، مقرراتی، وقت‌شناس، صبور، اهل مطالعه و امیدوار به آینده  بودند، در حالی که نسل ما نسلی سیال در روزمرگی و به شدت دنبال منافع شخصی خویش است که به آن هم نمی‌رسد و خدا می‌داند که فرزندان ما با چه ویژگی‌های اخلاقی و اجتماعی بزرگ خواهند شد...
راست می گوید استاد رحیم رشتچی نمونه ای آن نسل است، عمری را با تلاش و دلسوزی برای جامعه‌ای که در آن زندگی میکند، سپری کرده و هنوز همان نیرو و همان انرژی و امید را پس از ۹ دهه زندگی نگه داشته است. امری که در نسل امروز کمتر دیده می‌شود.
پس از خوش و بش دوستانه، پای سخنان استاد رشتچی ۹۰ ساله که در واقع تاریخ شفاهی معاصر استان زنجان و راوی و شاهد عینی مسائل پیش از انقلاب در زنجان -از وقایع حزب دموکرات آذربایجان گرفته تا خدمات و تعلل‌های احتمالی خاندان‌های نامی و قدرتمند ذوالفقاری‌ها، دارایی‌ها و نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران وچگونگی ساخت مدرسه به سبک جدید، بنای دانشگاه زنگان، شهرک کارمندان، موقوفات- است، می‌نشینیم تا حظ کافی و وافی در آن شب تابستانی ببریم.
تابستان است و گرما ولی زورش به گرمای محبت استاد نمی‌رسد.آقای رشتچی معلمی است که مدارج آموزش و پرورش (اداره فرهنگ سابق) را از معلمی تا ریاست مناطق آموزش و پرورش طی کرده است.
وی در بدو گفت و گوی خود یادی از سناتور جعفری می‌کند که در سال‌های پیش از انقلاب مشوق و حامی طرح‌های جناب رشتچی در زنگان  بوده است. او می‌گوید با حمایت‌های وی زمین دانشگاه زنجان در ۴۰۰ هکتار خریداری و معارضان بومی اقناع و کنار زده شدند و اگر نبود حمایت های سناتور جعفری، شاید دانشگاه زنجان شکل نمی‌گرفت. جالب است که استاد رشتچی همه نامه‌نگاری‌های مربوطه را با سلیقه ویژه‌ای نگه داشته است.
می‌گوید وقتی دکتر مسعود قوامی از آمریکا به میهن برگشت به فکر تأسیس یک دانشکده در زنجان افتاد و به من گفت اگر بتوانی یک ‌زمین یا محلی را برای این منظور فراهم کنی، مجوز تاسیس دانشکده را خواهیم گرفت. من با دختر آقای شالچی - مؤسس کارخانه کبریت زنجان- صحبت کردم و ایشان یک ساختمان بزرگ و مناسب را به رایگان در اختیار من قرار داد. وقتی دکتر مسعود قوامی ساختمان اهدایی دختر آقای شالچی را دید، از سرعت عمل و اشتیاق وی برای ساخت دانشکده شگفت‌زده شد. چندی در آن محل مستقر بودیم تا اینکه به پیشنهاد من در ساختمان بزرگتری جا به جا شدیم و در نهایت به پیشنهاد من و قبول دکتر قوامی بنا شد زمین کنونی دانشگاه را بخریم ولی معارضان زیادی داشت که  با کمک سناتور جعفری همه را حل کردیم و دانشکده کشاورزی زنجان در این محل مستقر شد.‌ وی همچنین یادآور می‌شود که پس از انقلاب نیز پیگیر حداقل ۱۰۰ طرح عام‌المنفعه در چهار گوشه ایران بوده است.
جالب‌ترین بخش ماجرا آن است که وی برای هر  سخن خود، مدارک مستند و محکم از دهه‌های پیش ارائه می‌نماید.

رشتچی می‌گوید که هم اکنون شش طرح در حال اجرا دارد. از جمله این طرح‌ها می‌توان به پیگیری ساخت زائرسرا برای اقشار محروم در مشهد مقدس، پیگیری ساخت هتل پنج ستاره در گاوه زنگ‌ زنجان، تدوین تاریخ مشاهیر استان‌های مختلف، شرحی کوتاه بر نهج‌البلاغه و همچنین پیگیری فعالیت‌های فرهنگی و هنری برای جامعه کارگری و... اشاره کرد.

زندگی نامه استاد رحیم رشتچی و ویژگی های نسل امروز

زندگی‌نامه و خدمات استاد رحیم رشتچی

رحیم رشتچی در سال ۱۳۰۹ خورشیدی در خانواده‌ای فرهنگی در شهر زنگان دیده به جهان گشود. وی مقطع تحصیلی متوسطه را در مدارس مشهور توفیق (به مدیریت شادروان استاد رضا روزبه) و پهلوی سابق، (به مدیریت شادروان ابوجعفر امام) گذراند. از همکلاسی‌های متوسطه وی می‌توان به فیزیکدان بزرگ معاصر ایران- پروفسور ثبوتی- اشاره نمود.
رحیم رشتچی پس از پایان دوره متوسطه وارد دانشگاه تهران شده و زیر نظر استادان به نامی چون استاد معین اقدام به خوانش زبان و ادبیات فارسی نمود. در دوره ی دانشگاه با اساتید برجسته‌ای چون شادروان سید جعفر شهیدی- تاریخ نگار معاصر-  ودکتر مهدی محقق از اسلام‌شناسان معاصر همکلاس بود . وی پس از فارغ‌التحصیلی به قصد خدمت در آموزش و پرورش به زادگاه خود بازگشت.

رشتچی در دبیرستان پهلوی سابق،  به عنوان مدرس ادبیات در کنار بزرگانی چون شادروان دکتر هشترودی، سید جعفر میرزایی، استاد رضا روزبه، ابو جعفرامام و... مشغول خدمت شده و سپس مسوولیت آموزش و پرورش طارم و بعد ماه نشان را به دوش کشید.
از شاگردان به نام رشتچی می‌توان به سلطان غزل معاصر «حسین منزوی» اشاره نمود.به اذعان استاد رشتچی، وی در زمان  همکاری با  دکتر مسعود قوامی در دهه ی  پنجاه برای بنیانگذاری دانشکده کشاورزی زنجان، معاون آن دانشکده بوده و  خدمات شایان توجهی در راه‌اندازی و بسط و گسترش دانشکده کشاورزی انجام داده است.
وی می‌گوید : پس مدتی احساس کردم که شهر زنجان نیاز به تحولی در شهرسازی و گسترش دارد این نیاز در کنار کمبود خانه برای کارمندان دولت مرا بر آن داشت تا بنای شهرکی جدید در زنجان را بگذارم ،  از همین روی زمینی در شمال شهر خریداری کردم و با هزار مشکل و مخالف و معارض که برخی ساختگی و فقط برای اشکال تراشی بود ، مواجه شدم ولی به هر روی با حمایت های سناتور جعفری بر مشکلات غلبه کرده و شهرک کارمندان زنجان به عنوان نخستین شهرک شکل گرفت که هم اکنون پس از گذشت بیش از چهل سال  از بهترین مناطق شهر زنجان به حساب می آید .

رشتچی ادامه می دهد  : شاید بپرسید زمین خودت در آن شهرک کجاست ؟ در آیینی که برای تجلیل از من به جهت ساخت و بنیانگذاری شهرک کارمندان برگزار بود گفتند که چون شما برای خودتان هیچ زمینی در نظر نگرفتید ما برای شما یک قواره زمین به پاس خدماتتان در نظر گرفتیم . گفتم من زمین  و سهم  خود در زنجان را پیشتر از همه دارم و نیازی به زمین اهدایی شما ندارم . پرسیدند کجاست ؟ گفتم قواره ای در کنار قبر شادروان پدرم !  و همین برای من کافیست !

استاد رشتچی همچنین  مؤسس هنرستان صنعتی، مشوق و مؤسس بیش از ده باب مدرسه و دبیرستان، از مؤسسین انجمن ادبی زنگان با همکاری محمد منزوی- پدر حسین منزوی-  دکتر علی هشترودی، سید جعفر میرزایی، و کریم زعفری  در زنجان پیش از انقلاب می‌باشد.

وی در تدوین کتاب تاریخ ادبیات ایران با دکتر ذبیح‌اله صفا همکاری نموده و به زبانهای فارسی، عربی، ترکی و فرانسه تسلط دارد. مجموعه "۵۰ سال زنجان" نیز به قلم وی توسط دانشگاه زنجان به صورت جزوه منتشر شده است.
پس از پیروزی انقلاب، رشتچی به کرج  رفته  و فعالیت‌های علمی و فرهنگی خود را در  آن شهر تداوم بخشید.
در تهران و کرج نیز وی در کمک به ازدواج ده‌ها زوج جوان در دانشکده کشاورزی کرج، اعزام روحانیون و هیئات مذهبی و واحدهای کارگری به مشهد مقدس، طرح ایجاد فرصتهای شغلی در چهار گوشه کشور، اجرای طرح بلوط درکهگیلویه و بویر احمد برای اشتغال جوانان و... فعالیت‌های شایان توجهی دیگری داشته است.

استاد رشتچی داماد آیت‌اله محمد تقی آملی از بزرگان حوزه می‌باشد.
وی در بررسی علوم مختلف قرآنی ید طولایی داشته و ده‌ها جزوه و مقاله در حیطه علوم اسلامی، ایران‌شناسی و زنجان‌شناسی، زندگی‌نامه پروفسور ثبوتی، زندگی‌نامه استاد رضا روزبه، زندگی‌نامه آیت‌اله آملی، زندگی‌نامه آیت‌اله طباطبایی و... را در صف انتشار دارد.

زندگی نامه استاد رحیم رشتچی و ویژگی های نسل امروز

استاد رشتچی بیش از سی سفرنامه داخلی و خارجی به رشته تحریر درآورده و از پژوهشگران پرکار و نمونه استان و کشور است.
در سال ۱۳۹۷ دکتر زالی مشاور استاندار البرز و گروهی از نخبگان و معتمدان استان البرز  آیینی در تجلیل از مقام علمی استاد رحیم رشتچی برگزار و از تلاش های ایشان سپاسگزاری به عمل  آوردند.
همچنین در بهار ۹۸ مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی البرز در دیدار جمعی از زنجانی‌های مقیم این استان  از استاد رشتچی تجلیل نمود.

لازم به ذکر است که در کتابخانه شخصی استاد حاج رحیم رشتچی مدارکی از ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال پیش، شامل مصالحه‌نامه‌های شرعیه، اسناد عقود ازدواج و... موجود می‌باشد.

برای استاد رحیم رشتچی آرزوی توفیقات روزافزون در مسیر خدمت‌رسانی به هموطنان و همشهریان خونگرم را داریم.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

زندگی نامه استاد رحیم رشتچی و ویژگی های نسل امروز

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور