
بنابر ریل گذاری و برنامه ریزی دولت مردان در اوایل انقلاب، می بایست اقتصاد کشور به طور عادلانه بین دولت، بخش خصوصی و تعاونی ها تقسیم می شد. ولی در صحنه عمل، دولت با بالا کشیدن سهم دو تای دیگر هر روز فربه تر شده و اقتصاد ایران به وضعیت فعلی گرفتار گردید.از دیگر سوی سهمی از اقتصاد که نصیب بخش تعاونی ها شده بود نیز به دلیل ناکارآمدی عمومی شرکت های تعاونی در چهارگوشه کشور دچار سردرگمی و تحلیل گردید.
نمود این زمینگیر شدن شرکت های تعاونی را می توان در شرکت های تعاونی مسکن، مصرف، اعتبار و صندوق ذخیره فرهنگیان به عینه دید.
به هر حال شرکت های تعاونی فرهنگیان با تمام حواشی خود چون زگیلی بدخیم به واقعیتهایی انکار ناپذیر بر پیشانی آموزش و پرورش حک شده اند.
فروشگاه فرهنگیان کرج یا پیکان ۴۸
یکی از این تعاونی ها، شرکت تعاونی مصرف فرهنگیان (فروشگاه فرهنگیان کرج ) می باشد.
این فروشگاه سنتی و نازل بایستی به بیش از بیست هزار نفر از فرهنگیان کرج تسهیلات داده و جوابگوی مطالبات به حق آنها باشد.
ولی با مرور کمیت و کیفیت فعالیت چند ده ساله فروشگاه آه از نهاد هر عضو منصفی بر می آید.

انتخابات هیات مدیره و بازرسین
متأسفانه فروشگاه متناسب با توسعه آموزش و پرورش کرج به روز رسانی و روزآمد نشده و با امکانات قبل از انقلاب به معلمان در دهه پنجم انقلاب سرویس نازلی ارائه می نماید.
یکشنبه انتخابات این شرکت تعاونی در نهایت شلختگی و بی نظمی برگزار گردیده و تیم جدیدی با رویکردی ظاهرا متفاوت موفق به کسب رأی و نظر مخاطبان خود گردیدند.

چه باید کرد؟
ضمن آرزوی موفقیت برای منتخبین جدید، سهامداران فروشگاه فرهنگیان کرج عمدتا انتظار دارند که تیم جدید پس از گرفتن سکان این مرکز اقتصادی_خدماتی اقدام به اصلاحات و اقدامات زیر نماید:
۱. رعایت بی کم و کاست اساسنامه شرکت تعاونی و البته به روز رسانی آن
۲. توجه به خدمات رسانی بهینه به فرهنگیان به جای کسب سود حداکثری
۳. تجمیع و تبدیل دارایی های منقول و غیرمنقول شرکت تعاونی به سهام و ارائه آن به صاحبان واقعی شرکت
۴. پایش ریخت و پاش های احتمالی و گزارش دهی به موقع هیات مدیره و بازرسان به فرهنگیان شریف
۵. پیگیری طرح توسعه فروشگاه فرهنگ متناسب با نیازهای فرهنگیان یک کلانشهر دو میلیون نفری
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

در 13 اسفند ماه 1397 معاونت برنامه ریزی و آموزش منابع انسانی وزارت آموزش و پرورش در دستور العملی به ادارات برنامه ریزی و آموزش نیروی انسانی استان های کشور می نویسد :
" به اطلاع روسای منابع انسانی استان می رساند با عنایت به اهمیت و ضرورت بسیار زیاد ایمنی و امنیت در مدرسه و تاکید وزیر محترم آموزش و پرورش آقای دکتر سیدمحمد بطحایی در این خصوص و همچنین برگزاری دوره آموزشی آغاز سال تحصیلی همراه با ایمنی و امنیت در مدرسه که در جهت بالا بردن سطح علم و دانش مدیران محترم برگزار گردیده کتاب آموزشی و دستورالعمل ایمنی و امنیت در مدرسه به همراه چک لیست مربوطه تهیه گردیده است که لازم است حداقل 2 نسخه از آن در هر مدرسه نگهداری و در دسترس تمام کادر اداری و آموزشی قرار گیرد .
هزینه در نظر گرفته شده جهت تهیه کتاب مبلغ 15 هزار تومان می باشد که مدیران مدارس می بایست حداکثر تا 27 اسفند ماه با ورود به لینک http://rayadars.com/ir /ordal/order/post6
نسبت به ثبت نام اقدام نمایند و بعد از اتمام مراحل ثبت نام نسبت به ارسال کتاب ها اقدام می گردد .

این معاونت مجددا در 22 اسفند 1397 در دستور العملی به ادارات برنامه ریزی و آموزش نیروی انسانی استان های کشور تاکید می کند :
"به اطلاع روسای محترم منابع انسانی استان می رساند پیرو اطلاعیه شماره 24790 مورخ 13 / 12 / 97 و در نظر داشتن ایمنی و امنیت در مدرسه توسط مدیران مدرسه مواردی به شرح زیر اعلام می گردد :
1) مهلت ثبت نام کتاب و چک لیست ایمنی و امنیت در مدرسه تا مورخ 27 اسفند ماه می باشد .
2) ثبت نام توسط مدیران مدارس در سامانه http://rayadars.com/ir /ordal/order/post6 می باشد که با وارد کردن کد مدرسه می توانند ثبت کتاب نمایند .
3) کتاب ها به صورت استانی و از 20 فروردین تا 10 اردیبهشت ارسال می گردند .
4) هر مدیر مدرسه حداقل می تواند 2 جلد کتاب ثبت نماید که موجود بودن آن در مدرسه ضروری می باشد . خواهشمند است در این خصوص اطلاع رسانی نمائید .
« صدای معلم » در این خصوص چند پرسش مطرح و انتظار پاسخ گویی و تنویر افکار عمومی را دارد :
نخست آن که محتوای کتاب " ایمنی و امنیت در مدرسه " فاقد تائیدیه سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی است .
آیا مسئولان وزارت آموزش و پرورش به ویژه اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش در جریان چنین رویدادی نبوده اند ؟
دوم آن که مولفان این کتاب 4 نفر می باشند که یکی از آن « فریبرز حمیدی » است .
« فریبرز حمیدی » در 23 آبان 1397 توسط سیدمحمد بطحایی وزیر وقت آموزش و پرورش به سمت «سرپرست مرکز برنامه ریزی، منابع انسانی و فناوری اطلاعات» منصوب شد و این مقام را تا 27 اسفند 1397 بر عهده داشته است .

ارسال این دستور العمل در مدت مسئولیت سرپرست سابق مرکز برنامه ریزی، منابع انسانی و فناوری اطلاعات انجام شده است .
در این مورد آقای حمیدی باید پاسخ گو باشد .
پرسش سوم صدای معلم آن است که آیا صدور چنین دستورالعملی و الزام مدیران مدارس و ادارات به خرید چنین کتابی که محتوای آن به تایید مرجع ذی صلاح نرسیده است در تضاد و تعارض با بخشنامه وزارتی به شماره 61298 / 110 به تاریخ 11 / 4 / 1397 و نیز بخشنامه اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات به شماره 168303 / 110 به تاریخ 20 / 8 / 1397 نمی باشد ؟
بخشنامه دوم تصریح می کند :
" در راستای ارتقای سلامت اداری ، مقابله با فساد ، پیش گیری از ایجاد شائبه تخلف و دخالت کارکنان و در جهت اصلاح رویه ها و روندها ، ناظر به ماده 92 قانون مدیریت خدمات کشوری و تاکیدات ویژه وزیر محترم مبنی بر گسترش شفافیت در امور و پرهیز از تعارض منافع ، هیچ یک از دارندگان مشاغل زیر در زمان تصدی ، مجاز به اقدام ، مشارکت و یا همکاری در هیج کدام از فرآیندهای تصنیف ، تالیف ، گردآوری ، بازاریابی ، توزیع ، ساماندهی و فروش کتاب های کمک درسی ، تقویتی ، حل المسائل و غیره ( به ویژه برگزاری آزمون های آزمایشی و سنجش پیشرفت تحصیلی ) نمی باشند .
1- معاونین و مشاوران وزیر ، روسای سازمان های تابعه و معاونین آن ها
2- مدیران کل ستادی و استانی
3- روسای آموزش و پرورش مناطق و نواحی
4- اعضای گروه های آموزشی در ستاد ، استان و مناطق
5- مدیران و کارشناسان گروه های برنامه ریزی درسی در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی
6- مدیران واحدهای آموزشی
این بخشنامه در پایان تصریح می کند :
" عدم رعایت مفاد این بخشنامه تخلف محسوب می شود و مدیران در سطوح بالاتر موظفند تخلفات این دسته از کارکنان را به مبادی ذی ربط گزارش و پی گیری نمایند .
در حال حاضر ، « فربیرز حمیدی » مشاور سرپرست وزارت آموزش و پرورش ، « سیدجواد حسینی » در طرح مدرسه محوری را بر عهده دارد .
پایان گزارش/
گروه رسانه/

رضایی،م.، ۱۳۸۶، ناسازههای گفتمان مدرسه: تحلیلی از زندگی روزمره دانشآموزی، تهران:نشر جامعه و فرهنگ
در مقدمهی این کتاب نگاهی به هدفگذاریها و آمیختگی آموزش و پرورش با مباحث اخلاقی و دینی دارد.
در تاریخ تغییرات فرهنگی سیستم آموزشی، به ایدئولوژیک شدن آن پس از انقلاب اسلامی میپردازد. تحول نهادهای تصمیمگیرنده، شورای عالی انقلاب فرهنگی، توجه به امور تربیتی و پرورشی، مختصری از قوانین مصوب در باب اهداف و وظایف آموزش و پرورش و... از مباحث مطرح شده است.
پرسش اصلی این کتاب این است که آیا آموزشهای ایدئولوژیک در مدارس، توانسته است اهداف خود را محقق کند و آیا بازتولید آن بدون وقفه و نقصان در حال تداوم است؟
در این مطالعه موردی چگونگی مواجه شدن دانشآموزان با این ارزشها بررسی شدهاست. در واقع این موضوع که چرخهی بازتولید یک سیستم ارزشی و اخلاقی بدون وقفه در حال حرکت است مورد تردید و کند وکاو نویسنده قرار میگیرد.
«...جبرگرایی ایدئولوژیک آلتوسری به لحاظ تجربی با چالش جدی مواجه است. نه فقط در جوامع سرمایهداری که نظام اجتماعی با نهادهای تثبیتشده دارند، حتی در جوامع غیر پیشرفته با دولتهای ایدئولوژیک هم، چنین بازتولید یکدست و بدون چالشی ممکن نیست. این دقیقاً نقطهی عزیمت ما در این نوشتار است مبنی بر اینکه ایدئولوژیها علیرغم یکدستی و انسجام در مرحلهی تولید، در مرحلهی مصرف و در سطح مخاطبان، امری پاره پاره ناهمگون و متفرقاند.»
بخش عمدهی کتاب دربرگیرندهی مباحث نظری است و به توضیح مفاهیم اختصاص دارد، روش جمعآوری دادهها مطالعهی موردی و مصاحبه بیان شدهاست اما دادههای زیادی از کار میدانی به چشم نمیخورد و بیشتر متن، آمیخته با مفاهیم نظری است. چنانچه دادههای مطالعهی موردی با فاصلهی کمتری از متن واقعی مصاحبهها بیان میشد امکان انطباق مفاهیم به کار رفته در بستر مورد نظر، یعنی زندگی روزمره دانشآموزی، بیشتر فراهم بود.
در واقع در کتاب، ردپای کمی از زندگی روزمره میبینیم و بیشتر مباحث مربوط به مدارس، به هدفگذاریها و شیوهی برخورد دانش آموزان با آن باز میگردد.
در سه بخش آغازین به توضیح مفاهیم ایدئولوژی، هژمونی و گفتمان میپردازد و آرا نظریه پردازان دراین رابطه را شرح میدهد. از جمله ایدئولوژی در دیدگاه مارکس، آلتوسر و بوردیو را شرح داده و سپس گذار از ایدئولوژی به هژمونی در دیدگاه گرامشی را بیان میکند که در هژمونی نوعی رهبری تفکر و نیز رضایت و اقناع فکری در جانب طبقهی تحت سلطه وجود دارد. در نظریهی گرامشی، روشنفکران بهعنوان نوعی طبقهی اجتماعی حد واسط، که نقش «تولید کنندهی هژمونی» یا «ضد هژمونی» را ایفا میکنند، مورد توجهاند.
بخش «افول ایدئولوژی و پیدایش نظریههای گفتمانی مقاومت» به بحث هال در باب گفتمان ایدئولوژیک میپردازد و سپس گذار به نظریهی گفتمان را شرح میدهد که در آن امکان مقاومت در برابر قدرت مرکزی فراهم است، دارای پیچیدگی بیشتری است، در متن زندگی روزمره حضور دارد، اشکال متفاوتی دارد و از عوامل مختلفی تأثیر میپذیرد. در این بخش نیز آرای نظریه پردازان گفتمان و مقاومت بررسی میشود از جمله: بحث قدرت و مقاومت فوکو.
«در واقع، فوکو با این شیوهی تحلیل که به جای خود قدرت، مبتنی بر روابط قدرت است، توانسته همزیستی قدرت و مقاومت را توضیح دهد، امکان مقاومت همیشه در هر نوع روابط قدرتی مفروض است. چون در غیر این صورت دیگر روابط قدرت وجود نخواهد داشت. نقاط مقاومت همهجا در درون روابط قدرت وجود دارند. پس، هیچ کانون یگانه و منحصر به فردی برای امتناع و سرپیچی بزرگ وجود ندارد، بلکه به نظر فوکو، کثرتی از مقاومتها دیده میشود که هر کدام از آنها خاصاند.»
در ادامه، در ارتباط با تلویزیون و مخاطبانش، منبع تولید و دریافت پیام را توضیح میدهد. تنوع گفتمانی، یعنی گفتمانهای متعدد، در هم تنیده و حتی متعارضی مخاطبان را هدف قرار میدهد و تنوع مخاطبان و موقعیت آنها سبب دریافتهای گوناگون از یک گفتمان میشود. در این بخش تحلیلهای هال و مورلی مورد توجه قرار دارد و در ادامه با توضیحاتی در باب زندگی روزمره، به محتوای بخشهای بعدی کتاب نزدیک میشود؛ چرا که عنوان کتاب نیز این دو مفهوم، یعنی گفتمان و زندگی روزمره را در بر دارد. مقاومت در زندگی روزمره و نفوذ پراکندهی آن در سطوح و لایههای گوناگون، بر هم زنندهی نظم مسلط و رسوخ کننده در گفتمان غالب است. چیزی که در دیدگاه دوسرتو با اصطلاحات نظامی-چریکی توضیح داده میشود.
در دو بخش بعد، کتاب به زمینهی مطالعه وارد شده و مباحث نظری صرف پایان مییابد. البته چنانکه گفته شد، آمیختگی دادهها مفاهیم نظری تا پایان کتاب ادامه دارد. ابتدا، دربارهی مقاومت از جانب دانشآموزان، برگرفته از مباحث نظری پیشین، صحبت میکند. تفاوت معنا در سطح تولید پیام و دریافت آن، یعنی آموزشهای ایدئولوژیک مدرسه و رمز گشاییهای دانشآموزان از آن پیامها، از چهارچوبهای نظری اصلی این بخش است.
«دانشآموزان نظم موجود را دور میزنند، فضاهای کوچک، سیال و گریزپای خود را در مکان مدرسه خلق میکنند. از این رو، کاربرد محصولات فرهنگی نظام مدرسه اعم از دیوار نوشتهها، متون کتابها، سخنرانیها و وعظهای اولیای مدرسه متضمن نوعی استحاله است.
در واقع، کاربران (دانشآموزان) در مواجهه با مکان مدرسه دست به نوعی تولید میزنند. دانشآموزان، به مدد خلاقیت زندگی روزمرهی خود و هنر همزیستی با نظام مدرسه محصولات آن را برای برای مقاصد خود مصرف میکنند. لذا آنها از مدرسه «میگریزند بدون آنکه آن را ترک کنند.» آنها فقط به واسطهی نوع کاربردشان یا روش خاص استفاده از محصولات نظام مدرسه، از نظام سلطه و انضباط مدرسه میگریزند.»
بخش پایانی با عنوان «چالشهای باز تولید هژمونی از طریق مدرسه»، شرح ناکامی سیستم آموزشی در بازتولید سه گفتمان: موفقیت تحصیلی، انضباط و پرورش اخلاقی است و این ناکامی را، هم از جانب متولیان و معلمان مدرسه با سیاسی-مذهبی نکردن فضای مدرسه و هم از جانب خانوادهها با تأکید بر الویت دادنِ مدرسه به امور اخلاقی ملموس و وضعیت تحصیلی میداند. این امر به ویژه در مدارس دولتی که گزینش دقیقی برای پذیرش دانشآموز ندارند بیشتر دیده میشود.
در این بخش به سرمایهی فرهنگی و مذهبی دانشآموزان و آموزش امور مذهبی و سیاسی که در خانواده کسب میگردد تأکید شده تا نشان دهد تفاوت اطلاعات و باورهای دینی و سیاسی، برآمده از سرمایههای پیشین آنهاست و در مدرسه شکل نمیگیرد چرا که مدرسه تا حد زیادی ناتوان از برآوردن چنین هدفی است.
گروه اخبار/
پرتال اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی نوشت :

جعفر پاشایی در شورای معاونین اداره کل بیان کرد: عید غدیر عید اتصال زمینیان با آسمانیان بوده و پاسداشت این عید وظیفه اصلی ما مسلمانان بوده چرا که واقعه کربلا نتیجه فراموشی واقعه غدیر بود.
وی اذعان داشت: با توجه به خروج 3 هزار و 200 فرهنگی از بدنه دستگاه تعلیم و تربیت استان به دلیل بازنشسته شدن، امسال رویکرد مجموعه استفاده از تمام ظرفیت ها برای حل کمبود نیروی انسانی است.
مدیرکل آموزش و پرورش استان تاکید کرد: برگزاری امتحانات برای مجموعه حساسیت خاصی داشته و سلامت و دقت در برگزاری آن یکی از رسالت های است که به جد مورد انتظار است.
پاشایی افزود: نتایج کنکور سال ۹۸ کارنامه زرین دیگری بر افتخارات آذربایجان بود و امسال در کسب رتبه های زیر ۱۰ بعد از تهران رتبه دوم را در کشور کسب کرده ایم.
مسئول دستگاه تعلیم و تربیت استان خبر داد: اداره ارزیابی عملکرد آموزش و پرورش استان براساس ارزیابی وزارت رتبه اول کشوری را در ارزیابی شاخص های عمومی و اختصاصی کسب کرده است.
وی متذکر شد: مدارس غیردولتی تابع قوانین مدارس دولتی بوده و با متخلفان مدارس غیردولتی برابر مقررات برخورد قانونی می شود.
پاشایی در پایان تصریح کرد: نظم و انضباط اداری، پیگیری امور محوله به نواحی و مناطق، تکریم ارباب رجوع، انسجام درونی، تعامل داخلی و بیرونی رسالت تمام مسئولین آموزش و پرورش باشد.

شرکت 190 هزار دانش آموز در طرح اوقات فراغت
عاشور اکرمی معاون آموزش متوسطه استان نیز در این جلسه گفت: نظارت و پیگیری عامل انسداد مبادی بروز تخلفات در تمام امور مدارس است.
طاهر علمی نیز در ادامه گفت: ۱۹۰ هزار دانش آموز آذربایجان شرقی در طرح اوقات فراغت تابستانی امسال ثبت نام کرده اند.
معاون پرورشی و فرهنگی آموزش و پرورش استان افزود: امسال دوره ضمن خدمت برای اکثر فعالین حوزه پرورشی در راستای توانمندسازی آنها برگزار خواهد شد.
شرکت ۵۷ هزار دانش آموز و نو آموز استان در طرح سنجش سلامت
مریم خوشبخت نیز در این جلسه اظهار داشت: تیم آوایی دانش آموزان با نیازهای ویژه آذربایجان شرقی در مسابقات کشوری مقام اول را کسب کرده اند.
رئیس اداره آموزش وپرورش استثنایی استان گفت: تا به امروز ۵۷ هزار دانش آموز و نو آموز استان در طرح سنجش سلامت شرکت کرده اند و ۱۰ هزار دانش آموز و نو آموز مابقی نیز تا آخر شهریور ماه سنجش خواهند شد.
گفتنی است، هفتمین جلسه شورای معاونین با دستورکار بررسی چالش های مربوط به جهش تحصیلی و برگزاری دوره آموزش طلاب وظیفه برگزار شد.
پایان پیام/
گروه استان ها و شهرستان ها/

« سیدجواد حسینی » سرپرست وزارت آموزش و پرورش در نشست خبری به مناسبت بزرگداشت " روز خبرنگار " در مورد سازماندهی نیرو در مدارس گفت :
" تا پایان مرداد ماه ( 98 ) صدور ابلاغ معلمان اتفاق خواهد افتاد الا 20 تا 25 شهریور که نقل و انتقالات اضطراری داریم .
بنابراین در 27 شهریور سامانه صدور ابلاغ بسته خواهد شد . "
حسینی همچنین در ابتدای سخنرانی خویش ضمن تکریم جایگاه خبرنگاران و رسانه ها گفت : ( این جا )
" برای این که مدارس ما جامعه شود و جامعه ما مدرسه شود خبرنگاران و اصحاب رسانه بیشترین نقش را می توانند ایفا کنند اما وظیفه ما این است که ضمن آن که مقام خبرنگار و اصحاب رسانه را ارج می نهیم و پاس می داریم و ضمن آن که به آن ها دسته گل به عنوان تقدیر باید دهیم و قدرشان را بشناسیم ؛ قدرشناسی مهم تر برای خبرنگار آن است که زمینه اتصال آن ها را به همه ابعاد لایه های ارتباطی اتصالی سازان فراهم کنیم .
خبرنگاران این انتظار را از ما دارند همچنان که جامعه از خبرنگاران چنین اننظاری دارند سازمان هایی را شاهد باشند سازمان شیشه ای شکل نه سازمان های قابی شکل و یا کلبه ای شکل .
بهترین هدیه ما به خبرنگاران این است که سازمان مان را شیشه ای کنیم .
در همه لایه های اطلاعاتی آن ها را متصل کنیم و سهولت اطلاعات را برای آن ها تامین کنیم و ما این کار را خواهیم کرد . "
به نظر می رسد این حرف های سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مناطق و نواحی آموزش و پرورش و حتی مدارس کاربرد نداشته و عملیاتی نمی شود .
نه از وزارتخانه حساب می برند و نه خود را موظف به پاسخ گویی می دانند .
حکایت معاون شدن در مدرسه در سال های پایانی خدمت فرهنگیان خود کلاف پیچیده ای شده است .
بسیاری از معلمان بر این باورند اگر با مدیر مدرسه و یا مقطع آشنا نباشی و به قول معروف " پارتی " نداشته باشی کسی توجهی به خواسته ات نمی کند و تو را سر می دوانند .
یکی از معلمان منطقه 5 تهران به صدای معلم می گوید :
" از خرداد ماه دائما به مقطع متوسطه سر می زنم . نامه رسمی هم نوشته ام اما ثبت نمی کنند .
متوسطه به کارگزینی پاس می دهد و کارگزینی به مقطع و...
کسی پاسخ گو نیست .
این معلم در ادامه ضمن انتقاد از برخورد ناشایست و غیرفرهنگی برخی از مسئولان اداره آموزش و پرورش منطقه 5 تهران می گوید :
" امروز دوشنبه ضمن طرح درخواست خویش از مقطع متوسطه خواستم که وضعیت نیازهای مدارس و سازمان مدارس را شفاف سازی کند .
رحیمی کیا کارشناس مقطع متوسطه آموزش و پرورش منطقه 5 تهران به این معلم می گوید که درخواست شما تحت بررسی است !
خرمشاد مسئول مقطع متوسطه این اداره به این معلم می گوید : " خودت برو و ببین کدام مدرسه و مدیر به معاون نیاز دارد ! "
اگر این سخن کارشناس اداره درست باشد حال این پرسش مطرح می شود که فلسفه وجودی مقاطع در ادارات اساسا برای چیست اگر قرار باشد هر معلمی خودش اطلاعات جمع آوری کند ؟
و چرا این افراد که نام کارشناس را یدک می کشند از ارائه پاسخ منطقی و اقناع مخاطبان و ارباب رجوع ناتوان هستند .
آیا همیشه کار باید با شکایت و اداره ارزیابی برسد تا به راه حلی برسد ؟
معلم مربوطه به صدای معلم زنگ می زند و تقاضای کمک می کند .
این معلم گوشی را به کارشناس مربوطه می دهد تا با صدای معلم در این مورد گفت و گو کند .
خانم رحیمی کیا ابتدا از گرفتن تلفن امتناع می کند اما با اصرار معلم مربوطه می پذیرد .
مدیر صدای معلم ضمن معرفی خود به سخنان سرپرست وزارت در مورد سازمان دهی مدارس ، منشور حقوق شهروندی و جریان آزاد اطلاع رسانی و لزوم پاسخ گویی افراد مسئول در آموزش و پرورش اشاره می کند .
این کارشناس می گوید که من 1000 کار برای همکاران انجام می دهم و ادامه می دهد که فرم نیازهای مدارس نیامده است .
ایشان همچنین اضافه می کند که در این موارد اخبار زیاد است .
رحیمی کیا تاکید می کند که من نیازی نیست به شما توضیح دهم و موظف به پاسخ گوئی به شما هم نیستم .
این کارشناس اداره آموزش و پرورش منطقه 5 تهران در مورد رسانه ای شدن این موضوع گفت :
بنویسید : رحیمی کیا !
این تنها گوشه ای از وضعیت پاسخ گویی در یک اداره آموزش و پرورش در پایتخت است .

در نشست خبری سرپرست وزارت آموزش و پرورش یکی از خبرنگاران خانم به وضعیت بد و غیر پاسخ گو بودن یکی از هنرستان های شهریار در مورد ثبت نام برادرش اشاره می کند و این که در آموزش و پرورش قانون و پاسخ گوئی اعرابی ندارند .
البته اداره آموزش و پرورش منطقه 5 تهران در زمینه برخورد با صدای معلم کارنامه روشن و قابل دفاعی ندارد .
در 25 آبان ماه 1395 « صدای معلم » در گزارشی می نویسد : ( این جا )
" به تازگی حراست اداره آموزش و پرورش منطقه 5 تهران بخشنامه ای را به کلیه مدارس این منطقه ارسال کرده است .
در این نامه آورده شده است : " برابر گزارشات واصله و رصد فضای مجازی سایتی تحت عنوان صدای معلم مطلبی را تحت عنوان راه اندازی سامانه جدید جا به جایی نقل و انتقال فرهنگیان (مطلب ویژه) با آدرس (http://hamyarmoallem.com/) آورده و از طریق آن اقدام به سرقت اطلاعات همکاران فرهنگی از قبیل نام و نام خانوادگی ، تلفن ثابت ، و همراه و ای میل می نماید .
لذا شایسته است مدیران محترم حتما به همکاران خودشان در واحد آموزشی اطلاع رسانی نموده و به آن ها گوشزد نموده که از ورود به آن سایت اجتناب نمایند . "
خبر فوق در تاریخ 9 / 2 / 1395 در صدای معلم منتشر گردیده و مخاطب خبر به هیچ عنوان اداره آموزش و پرورش منطقه 5 تهران نبوده است .( این جا )
صدای معلم هیچ گونه ارتباطی با این پایگاه نداشته و ذی نفع در آن نیز نمی باشد .
با این وجود سایت مربوطه تاکنون به فعالیت خود ادامه داده است .
نکته مهم آن است که اداره آموزش و پرورش منطقه 5 تهران هیچ پرسشی در مورد کم و کیف این خبر از صدای معلم نکرده است و حتی جوابیه ای برای این رسانه نیز ارسال ننموده است .
بر این اساس؛ صدای معلم نامه ای را خطاب به مدیریت اداره آموزش و پرورش منطقه 5 تهران تنظیم نمود.
نماینده صدای معلم امروز این نامه را به دفتر آقای میر شفیعی تحویل داده و تقاضای اصلاح بخشنامه مذکور و یا ثبت نامه را می کند .
مسئول دفتر این اداره کارشناس حراست را فرا می خواند .
« اسماعیل سپهری فر » نیز ارسال این نامه را بر اساس گزارش های رسیده دانسته و تقاضای اصلاح آن را رد می نماید .
اداره آموزش و پرورش منطقه 5 تهران حتی حاضر به ثبت این نامه نیز نمی شود .
برخوردهای صورت گرفته توسط مسئولان این اداره با یک رسانه معلمی به هیچ وجه در شان یک اداره فرهنگی نبوده است .
علی رغم آن که گیرنده این بخشنامه همه مدارس این منطقه بوده و در تابلوی مدارس در معرض دید عموم معلمان نصب گردیده است ، مسئول دفتر اداره آموزش و پرورش منطقه 5 تهران به جای پاسخ گویی از چگونگی مطلع شدن این نامه توسط صدای معلم پرسش می کند !
« صدای معلم » انتظار دارد تا وزیر آموزش و پرورش به موضوع " مدیریت و شایستگی ها " که یکی از مطالبات مهم فرهنگیان و نیز موارد مصرح در برنامه پیشنهادی به مجلس جهت اخذ رای اعتماد است اهتمام و توجه ویژه داشته باشد . "
نکته جالب توجه آن که نه حراست و نه مدیروقت آموزش و پرورش مطنقه 5 تهران بابت برخوردهای غیرفرهنگی خویش نه پاسخ گو بودند و نه عذرخواهی کردند .
آقای سرپرست !
چیزی تغییر نکرده است !
پایان گزارش/

گروه گزارش/
یکشنبه 20 مرداد و حدود ساعت 8 صبح فردی به نام " معبودی " که خود را مسئول روابط عمومی آموزش و پرورش می نامید تلفن زد و اطلاع داد که نشست مدیر کل با خبرنگاران برگزار می گردد .
به تصور آن که این نشست تجلیل از خبرنگاران از سوی اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران ترتیب داده شده است مدیر صدای معلم خود را در ساعت مقرر به این اداره کل رساند .
پس از پرس و جوی بیشتر مشخص شد که نشست مزبور ارتباطی با اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران ندارد و میزبان آن اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران است .هر چند آقای معبودی در این زمینه به سبب اطلاع رسانی ناقص و دیرهنگام هم عذرخواهی کرد .
با توجه به عملکرد عبدالرضا فولادوند مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران و نیز تاریخچه این اداره کل و روابط عمومی آن در ارتباط با خبرنگاران و رسانه ها این امر در ابتدا کمی عجیب به نظر می رسید .
نکته قابل تامل آن است که مدیر کل یک استان محروم مانند سیستان و بلوچستان به خبرنگاران و جایگاه آنان اهمیت می دهد اما در پایتخت خبری از این حرف ها نیست .
در ابتدا مدیر کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران خواست که خبرنگاران نقطه نظرات خود را بیان کنند .
در این نشست صمیمی ، پورسلیمان با توجه به بازخورد مطالبی که از همکاران در صدای معلم منتشر می شود ؛ عملکرد حراست اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران را ضعیف و ناکارآمد ارزیابی کرد .
هر چند در ادامه توضیح داده شد که مسئول سابق حراست در این اداره کل توسط فولادوند مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران به سمت " رئیس گزینش " منصوب شده است .
« صدای معلم » بخش پایانی سخنان محمد صیدلو مدیر کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران را منتشر می کند .

در سند تحول، هدف اصلی دستیابی به مراتبی از حیات طیبه برای رسیدن به قرب الهی است و راهبرد آن تعلیم و تربیت تمام ساحتی متعادل و متوازن است.
اما به راستی ابزار لازم جهت رسیدن به این هدف چیست؟
در سند نظام ها و زیر نظام هایی تعریف و تدوین شده است اما سوال اینجاست پس از هشت سال روند حرکتی اجزا این سند مطلوب است؟آیا اهداف ترسیم شده محقق شده است؟
در بخشی از سند شش زیر نظام تعریف شده که عبارتند از :
برنامه درسی، فضا و تجهیزات و فناوری، منابع مالی، پژوهش و تحقیق،راهبری و مدیریت و منابع انسانی که نقشی برجسته در رسیدن به اهداف سند تحول دارند و نقص هر کدام از این زیر نظام ها تاثیر منفی برا اجرای سایر بخش ها دارد.
تشریح هر کدام از اجزای سند جای بحث بسیار دارد اما با نگاه به وضعیت فعلی مدارس متوجه می شویم بسیاری از موارد سند تحول بنیادین دچار رکود حداکثری هست چرا که در صورت حرکت مطلوب، ما امروز نباید شاهد کمبود نیروی انسانی متخصص،فضا و تجهیزات فرسوده،ناتوانی مالی مدارس در تهیه ابتدایی ترین ملزومات،عدم نمود مسئله پژوهش و تحقیق در آموزش و پرورش،عدم اجرای طرح رتبه بندی واقعی مندرج در سند پس از سالها انتظار معلمان و...باشیم.
همان طور که از نام این سند برمی آید هدف از آن تحول در سیستم آموزش و پرورش است. تدوین کنندگان سند به نوعی آرمان گرایانه اهداف را ترسیم کرده اند و دستیابی به این آرمان ها قطعا نیازمند اجرای برنامه های سند به طور کامل و جامع می باشد؛ در سند راهکار و جزئیات زیادی برای رسیدن به اهداف ترسیم شده عنوان شده است اما سوال اینجاست پس از هشت سال چه مقدار از مسیر رسیدن به اهداف طی شده است؟
آیا با نگاه هزینه ای به سیستم آموزش و پرورش می توان به اهداف سند تحول رسید؟
بر همه ما روشن است که برای رسیدن به هدف ترسیم شده باید ابزار لازم مهیا باشد.
معلم موثرترین عامل در تعلیم و تربیت است. برای انگیزه بخشیدن بیش از پیش به معلم چه کارهایی طی این هشت سال انجام شده است؟
دولت و مجلس هر کدام خود را در مسیر مهیا نمودن شرایط بهینه تعلیم و تربیت پیشقدم و پیشرو می دانند اما در واقع معلمان که از نزدیک شاهد وضعیت سیستم آموزشی هستند این موضوع را رد می نمایند و دلایل متعددی برای رکود حاکم بر آموزش و پرورش بر می شمارند از جمله: حقوق ناکافی و رفاهیات نامناسب معلمان به عنوان رکن اصلی سیستم آموزشی؛ به طوری که از پرداخت ابتدایی ترین حق الزحمه ها گرفته تا پاداش پایان خدمت با تاخیرهای یک ساله و بلکه بیشتر مواجه است، تحمیل بیمه های ناکارآمد بر معلمان به ویژه بیمه درمان ، تراکم بالای دانش آموزان در کلاسهای درس و کاسته شدن از کیفیت آموزش، تعداد بالای طرحهای تدوین شده و عدم تناسب با تراکم فعلی دانش آموزان هر کلاس و در نتیجه خروجی مبهم این طرح ها ،فضای فیزیکی نامناسب بسیاری از مدارس، تجهیزات ناکافی و فرسوده، افزایش مدارس غیرانتفاعی و حرکت به سمت آموزش شهریه محور و دور شدن از عدالت آموزشی و بسیاری موارد دیگر.
رئیس جمهور، نمایندگان مجلس ، وزیر آینده و جامعه بدانند تا نگاه هزینه ای به مقوله آموزش و پرورش در عمل تغییر نکند و تا زمانی که منزلت معلم حفظ و احیا نشود قطار تعلیم و تربیت در ریل اصلی خود پیش نخواهد رفت و رسیدن به اهداف سند تحول امکان پذیر نخواهد بود؛ پس ضرورت دارد قدری واقع گرا بود، یا مقوله تعلیم و تربیت را به عنوان سرمایه گذاری برای آینده کشور محسوب کرد و ابزار اجرای همه جانبه سند تحول را مهیا کرد یا دیگر از اهداف و آرمان های سند تحول بنیادین سخنی بر زبان جاری نساخت ...

دولت و مجلس تا زمانی که آموزش و پرورش را با دید هزینه ای نگاه کنند کار درست پیش نخواهد رفت...
تا زمانی که رئیس جمهور بدون توجه به قانون اساسی، از ضرر و زیان دولت در مقدار هزینه تحصیل یک دانش آموز مدارس دولتی در مقایسه با مدارس غیر دولتی سخن براند...
تا زمانی که نمایندگان آموزش و پرورش را به عنوان سبد رای نگاه کنند ...
تا زمانی که ساخت مدارس تخریبی و تجهیز مدارس در اولویت قرار نگیرد...
تا زمانی که مدارس به وسایل سرمایشی و گرمایشی استاندارد تجهیز نشود...
تا زمانی که معلم برای دریافت حقوق متوسط مجبور به اعتراض در کوی و برزن شود...
تا زمانی که معلم برای امرار معاش مجبور به روی آوردن به شغل دوم شود...
تا زمانی که برای رفع کمبود معلم از وضع معیشتی نامناسب معلم بهره برداری و نامی نوین بنام" معلم تمام وقت" کشف می شود و چون پتک بر روح رنجور معلم فرود می آید...
تا زمانی که برای افزایش حقوق معلم آسمان و ریسمان بافته شود،صحبت از رسیدن به هدف سند تحول بیهوده است...
دولت، نمایندگان و وزیر محترم!
هدف تعلیم و تربیت، رشد همه جانبه دانش آموز می باشد ،چه از لحاظ علمی و چه از لحاظ تربیتی، اخلاقی،شخصیتی،آموختن مهارت های زندگی و شغلی...
اما به راستی برای این امر مهم چه کسی باید موانع را از سر راه معلم و سیستم آموزش و پرورش بردارد؟
برای آموزش و پرورش آینده سازان این مرز و بوم، اقدام در رفع مشکلات و شنیدن صدای معلمان امری ضروری و گریزناپذیر است.
مسئولین آموزش و پرورش بدانند بازی با واژگان و نام گذاری های نو بر تعلیم و تربیت مشکلات را حل نخواهد کرد.
لطفا اگر به سند تحول اعتقاد دارید در راستای اجرای همه جانبه آن گام بردارید و در صورتی که توان اجرا و رفع موانع را ندارید به خاطر اضافه شدن عنوان وزیر به کارنامه خود،مسئولیت این وزارت خانه را نپذیرید که در غیر این صورت مرتکب خطایی نابخشودنی در حق دانش آموزان، معلمان و جامعه می شوید.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید