
اين واقعيت كه تعدادي از اعضاي ارجمند خانواده بزرگ آموزش و پرورش به هر دليل احساسي و يا عقلاني، از اقدام رئيسجمهور محترم در معرفي نكردن جناب آقاي حسيني به عنوان وزير پيشنهادي به مجلس شوراي اسلامي ناخرسند باشند، امري عادي و طبيعي تلقي ميشود.
برخي از اين عزيزان به جهت توانمندي در قلم زدن و دسترسي به تريبونهاي رسانهاي، حس و حال و نقطه نظرات خود را در اين زمينه نشر و انعكاس ميدهند. اين تلاش نيز در راستاي قواعد پذيرفتهشده آزاديهاي اجتماعي، صنفي و نيز آزادي بيان، امري عادي و ممدوح به حساب ميآيد.
مشكل زماني رخ نشان ميدهد كه تسليم هيجانات برخاسته و برساخته از كانون احساساتمان شويم و عجولانه در يك پيش قضاوت قطعي، فرد معرفي شده را مورد كم لطفي و حتي بي مهري قرار داده و با زير پا گذاشتن اصول اوليه اخلاقي، در صدد تخطئه صد در صدي وي برآييم و القاي اين معنا را داشته باشيم كه وي از حداقليهاي شايستگيهاي نشستن بر اين مصدر اعتباري برخوردار نيست!
اي كاش بزرگواران صبوري ميكردند تا جناب آقاي حاجي ميرزايي كتبي و يا شفاهي، برنامهها و سياستهاي مديريتي خويش را ارائه ميداد و بر همين اساس در قالب نقد منصفانه و به دور از هر نوع شائبه ترجيح منافع شخصي، گروهي و جناحي و غلبه هيجانات و احساسات بر آگاهيهاي عقلاني، به تحليل او و توانمنديهايش ميپرداختند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در دوره سرپرستی برای حفظ انسجام، آرامش، افزایش امید، پرداخت مطالبات فرهنگیان و پروژه مهر تلاش کردم و این تلاش را با تمام توان ادامه خواهم داد
وی افزود: در دوره سرپرستی تلاش کردم تا انسجام آموزش و پرورش از بین نرود و در این مدت کوچک ترین واگرایی از اعضای شورای معاونان و همکاران ندیدم و با وجود آرامش حاکم، تمام تلاش همکارانم بر حل مسایل آموزش و پرورش در فصل تابستان بوده است تا بازگشایی مدارس باشکوهی در اول مهرماه داشته باشیم .
سرپرست وزارت آموزش و پرورش اذعان کرد: از ویژگی های حاجی میرزایی تدین، شخصیت سالم و استحکام شخصیتی است.
حسینی در ادامه اضافه کرد: نظام تعلیم و تربیت با بسیج همه امکانات کشور قطعا به موفقیت دست پیدا خواهد کرد و برای رسیدن به این هدف نیاز به تقسیم کار ملی است.
سرپرست وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه بیش از ٨٠ درصد ثبت نام دانش آموزان انجام گرفته است، گفت: تمام کتب درسی چاپ شده است و ١٢ هزار مدیر جدید الانتصاب برای آغاز سال تحصیلی آینده آموزش دیده اند، همچنین ٢٠هزار دانشجو معلم اول مهرماه به مدارس خواهند رفت.
وی با اشاره به اینکه باید در سال تحصیلی آینده روی دوکار تمرکز انجام گیرد،گفت: این دو اقدام در حوزه های آسیب های اجتماعی و اجرایی سازی سند تحول بنیادین است لذا در حوزه اجرایی شدن سند تحول بنیادین در مناطق آموزشی میز سند تحول بنیادین با حضور شرکا شکل می گیرد و در حوزه آسیب های اجتماعی میز نماد در مناطق آموزش و پرورش تشکیل خواهد شد.
حسینی افزود: در کنار خیرین مدرسه ساز کارگروه تسهیل خیرین مدرسه ساز شکل گرفته است و در تلاش هستیم تا در سال تحصیلی آینده خیرین آموزشی ، خیرین فنی حرفه ای و خیرین دانش آموزی را داشته باشیم.
سرپرست وزارت آموزش و پرورش با اشاره به اینکه نظام تعلیم و تربیت براساس قوانین عام قابلیت اداره شدن ندارد و نیاز به قانون خاص دارد، اظهار کرد: نظام تعلیم و تربیت باید از زیر بار فشار برنامه درسی آموزش زده نجات پیدا کند، ساختار متمرکز ، عمودی و بروکراسی آموزش و پرورش باید شکسته شود تا فاصله ستاد و مدرسه کاهش پیدا کند، خلق منابع درآمدی قانونی ظرفیت ساز مورد توجه قرار بگیرد و از منابع متعدد ثروت برای تامین اعتبار استفاده کنیم .
حسینی با اعلام این خبر که هفته آینده در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات با ویدیو کنفرانس، هوشمندسازی مدارس را کلید خواهیم زد، تاکید کرد: در شورای عالی آموزش و پرورش، طرح شورای مناطق محروم، عشایری و مناطق مرزی به تصویب رسیده است لذا باید هدفگذاری ویژه بر روی آنان صورت بگیرد تا عدالت آموزشی وجود داشته باشد.
سرپرست وزارت آموزش و پرورش در پایان گفت: از راهنمایی مقام معظم رهبری همیشه استفاده کرده ام و همواره پایبند به اصول و ارزشها بوده ام و از همراهی مدیران، معلمان، کارشناسان، اعضای هئیت دولت و نمایندگان مجلس شورای اسلامی در دوران سرپرستی کمال تشکر را دارم.

حاجی میرزایی: براساس روش خرد جمعی به حل مشکلات آموزش و پرورش خواهیم پرداخت
در ادامه نشست شورای معاونان وزارت آموزش و پرورش محسن حاجی میرزایی؛ وزیر پیشنهادی رییس جمهور به مجلس برای وزارت آموزش و پروش اظهار کرد: مدتی از آموزش و پرورش دور بوده ام اما امروز در این جمع احساس غربت نمی کنم. علاقه مند بودم که استمرار همکاری سید جواد حسینی را در وزارت آموزش و پرورش داشته باشیم و حداکثر مقاومت را برای آمدن به وزارت آموزش و پرورش داشتم اما تقدیر بر این بود که به عنوان گزینه دولت برای نظام تعلیم و تربیت به مجلس معرفی شوم.
وی در ادامه افزود: امروز با عزم جدی و مصمم با تمام توان آمده ام و اگر تقدیر الهی بر این باشد که در مجموعه آموزش و پرورش باشم تمام توان و بضاعت خود را در اختیار این مجموعه قرار خواهم داد.
حاجی میرزایی با بیان اینکه هیچ انگیزه ای به جز برداشتن باری از مجموعه آموزش و پرورش ندارم، گفت: برنامه وزرای سابق آموزش و پرورش دارای موضوعات مشترکی است، ممکن است آرایش مطالب و معماری مباحث تغییر پیدا کند اما مشخصا در تمامی آنها نظام تعلیم و تربیت درگیر چند مشکل است.
وی خاطرنشان کرد: باید تمام توان خود را به کار بگیریم تا زمان تحویل مسیولیت به فرد دیگری مشکلات کمتر شده باشد و روش بنده بر اساس خردجمعی خواهد بود لذا برای دست یابی به اهداف تعلیم و تربیت از گفتگو و تصمیم گیری جمعی استفاده خواهیم کرد.
حاجی میرزایی در پایان با اشاره به نکات موجود در برنامه وزرای سابق، اظهار کرد: در برنامه های تمامی وزرا این نکته وجود داشته است که اگر آموزش و پرورش را به موضوع جامعه تبدیل نکنیم نمی توانیم در برنامه ها و فعالیت ها پیشرفتی داشته باشیم .
معاونت روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت آموزش و پرورش
پایان پیام/

در میان تقویم شلوغ و پر مناسبت رسمی کشور، روز و هفته ای هم زیر عنوان "تکریم بازنشستگان" خودنمایی می کند.در واژه نامه های پارسی، تکریم به گرامی داشتن،گرامی کردن، بزرگوار شمردن و سپاسگزاری شایسته، معنا شده است. به یقین هدف پیشنهاد دهندگان و تصویب کنندگان این نامگذاری،فرهنگ سازی و ترغیب دولتمردان به سپاس شایسته و بایسته از جایگاه و منزلت رفیع بازنشستگان بوده است.
ناگفته پیداست که در فرآیند پاسداشت و جبران زحمات، سهم پیشکسوتان فرهنگی کشور، به دلیل ارتباط موثر با آینده سازان جامعه،نقش آفرینی مستقیم در روند تعلیم و تربیت و مواجهه پرمخاطره با دانش آموزان در اوج حساسیت سنی، باید با سطح تلاش و رنج طاقت فرسای این قشر همخوان باشد.
تغییر ذائقه های فرهنگی، رشد آسیب های اجتماعی، مشغله های ذهنی خانواده، ظهور الگوهای فرهنگی جدید، استفاده مخرب از وسایل ارتباطی و فقدان برنامه های انگیزش تحصیلی،جامعه معلمان کشور را در بزنگاهی تاریخی با کوهی از مرارت از شیوه تدریس جذاب گرفته تا کنترل رفتارهای پرخاشگرانه و کتاب ستیز دانش آموز،کمبود سرانه، فقدان امکانات و تجهیزات آموزشی و ورزشی، کاهش منزلت اجتماعی معلم و ده ها دشواری دیگر مواجه ساخته است. اما همین معلم پس از سه دهه فعالیت در این مسیر پرتلاطم، دور دیگری از سختی و نامرادی را تجربه خواهد کرد.

در بسیاری کشورها،کارمندان در دوره بازنشستگی به دنبال تفریحات سالم، مطالعه، ورزش، مسافرت و در یک جمله لذت از روزگار باقی مانده عمر هستند اما در ایران مهمترین دغدغه یک بازنشسته، یافتن شغل دوم و سوم برای تامین معیشت خانواده،درمان بیماری و ساماندهی آینده فرزندان در زمینه اشتغال، مسکن و ازدواج است.
سال هاست که پیشکسوتان فرهنگی خواستار همترازی حقوق و مزایای بازنشستگان همه نهادهای دولتی، افزایش حمایت های بیمه ای، ترمیم حقوق بر اساس نرخ واقعی تورم، ارتقای سطح حقوق فراتر از خط فقر، اجرای بی کم و کاست قانون مدیریت خدمات کشوری، اعمال افزایش حقوق مطابق با حقوق و مزایای شاغلین،اولویت استخدام فرزندان فرهنگی، برقراری رتبه بندی و پرداخت سریع پاداش معلمان بازنشسته هستند اما به هیچ یک از درخواست های به حق آنان پاسخ مثبت داده نشده است .
اکنون بار دیگر، دولتمردان در برابر این پرسش قرار گرفته اند که سهم بازنشستگان فرهنگی از بودجه سالانه کشور چند درصد است و فارغ از شعار و وعده،چه گام عملی برای رفع دغدغه های روزافزون حقوقی، معیشتی و منزلتی بازنشستگان آموزش و پرورش برداشته اند؟

در این سال ها، بازنشستگان با برگزاری تجمعات آرام در مکان هایی چون: مجلس شورای اسلامی، وزارت کار و صندوق بازنشستگی کشوری،بی اعتنا به جریان سازی های سیاسی، با طرح شعارها و بیان مطالبات صنفی، صدای اعتراض خود را به گوش مسئولان رسانده اند.
آیا وقت آن نیست که صدای دردمندانه بازنشستگان کشور شنیده شود؟
برنامه مسئولان برای افزایش قدرت خرید بازنشستگان در این توفان تورمی چیست؟
آیا دورهمی چند بازنشسته و مسئول،گره ای از کار فرو بسته این قشر باز خواهد کرد؟
بی تردید مشکل بازنشستگان با نام گذاری های صوری و بی پشتوانه، برگزاری مراسم نمایشی و اهدای چند شاخه گل و صدور تقدیرنامه، حل نخواهد شد؛ بلکه تنها و تنها پذیرش مطالبات بازنشستگان، استیفای حقوق و وضع قوانین اصلاحی در این حوزه، نقطه پایان داستان تکراری و ملال آور مصائب و معضلات بازنشستگان آموزش و پرورش خواهد بود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در روزهاي گذشته ارائه آماري جديد از مهاجرت «نخبگان»، يکبار ديگر بحث مهاجرت «تحصيلکردگان ايراني» را مورد توجه قرار داد. براساس آخرين مطالعات انجام شده در بنياد ملي نخبگان، مهاجرت قطعي برترينهاي کنکور و المپيادهاي علمي کشور به طور چشمگيري در حال کاهش است. طبق آمارهاي بنياد ملي نخبگان، خروج نخبگان از کشور در سالهاي 95 تا 97 در مقايسه با سالهاي 90 تا 92 با روند کاهشي روبرو شده است.
بر اساس گزارش سازمان مهاجرت آمريکا (USIS) در مجموع ۲۶۱ ميليون مهاجر در کشورهاي ديگر زندگي ميکنند که ايران با نرخ مهاجرت 1 / 1 درصد در رتبه سي و سوم دنيا قرار گرفته است. طبق آمار منتشره از پايگاه خدماتآموزشجهاني (WES) در سال 201۷ امريکا ميزبان بيش از 6 / 4 ميليون دانشجوي خارجي بوده است که ۵۳ درصد آنها از قاره آسيا بوده و دانشجويان ايراني 7 / 2 درصد از تعداد کل دانشجويان وارد شده به آمريکا را تشکيل ميدهند.
در حال حاضر حدود ۵۳ هزار دانشجوي ايراني در خارج از کشور مشغول تحصيل و کار ميباشند که اين معادل 2 / 1 درصد از کل دانشجويان ايران است. همچنين بر اساس گزارش بينالمللي مهاجرت سازمان ملل (UNIS) در سال 2017 از ميان کشورهايى که به دليل در اختيارگذاشتن امکانات پژوهشى و رفاهى به صاحبان انديشه بيشترين نخبگان ايرانى را به خود جذب کردهاند، آمريکا، آلمان و کانادا به ترتيب رتبههاي اول تا سوم را به خود اختصاص دادهاند. به گفته جامعهشناسان و کارشناسان اجتماعي خروج نخبگان علمي علاوه بر ابعاد اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي ميتواند منجر به از دست دادن خزانه ژني چنين افرادي در جامعه و کاهش هوش ملي در طي نسلها شود .
به نظر کارشناسان مساله مهاجرت نخبگان موضوع پيچيده و چندلايهاي است که نميتوان آن را به يک يا چند عامل قاطع و تعيينکننده محدود کرد و بسياري از تحليلهاي ارائه شده مبتني بر سير نزولي مهاجرت نخبگان، تطابق کافي با واقعيات نداشته و يا از دقت کافي برخوردار نيستند.
به باور صاحب نظران مسائل اجتماعي مهمترين دليل کاهش خروج نخبگان از کشور، بيش از آنکه نتيجه عدم تمايل آنان به مهاجرت باشد، در اثر تغيير برنامه مهاجرت و شيوه مهاجرپذيري اتفاق افتاده است. چراکه آمار و ارقام مربوط به پديده فرار مغزها هنوز قابل تامل و نگران کننده است و تعداد قابل توجهي از دانشآموختگان علمي هنوز تمايل دارند به کشورهاي پيشرفته مهاجرت کنند. در سال 1397 طبق آمار منتشره از سوي سازمان دانشجويي کشور، ۲۳ هزار نفر دانشجو مدرک خود را جهت خارج از کشور تبديل مدرک کردند که اغلب از دانشجويان ممتاز دانشگاه تهران و اميرکبير بودهاند.
مساله مهاجرت نخبگان و فرار مغزها پديده بسيار پيچيده و چند وجهي است و عوامل بسياري در بروز اين آسيب اجتماعي موثرند. از جمله مهمترين دلايل مهاجرت نخبگان ايراني ميتوان به عواملي چون فرصتهاي شغلي محدود و نبود نظام شايستهسالاري، نداشتن امكانات علمي-پژوهشي مناسب و پيشرفته، مسائل اقتصادي و نبودن امكانات رفاهي اشاره کرد.
متاسفانه در تمام اين سالها، پديده «مهاجرت متخصصين و نخبگان» به ديگر كشورها به عنوان يک آسيباجتماعى به طور زيربنايي و جدي مورد بررسي و تجزيه و تحليل دولتها و سياستگذاران کلان نظام قرار نگرفت تا افزايش قابل تامل و نگران کننده خروج دانش آموختگان دانشگاهها از کشور، به يک مسئله سياسي مهم تبديل شود.
اگرچه اين روزها پديده «چرخش مغزها» به سبب انتقال دانش و نوآوري از يک سو و از سوي ديگر توسعه و رشد اقتصادي اهميت جهاني پيدا کرده است اما بايد به اين نکته توجه داشت که مهاجرات از يک کشور به يک کشور ديگر، مخصوصا «مهاجرت نخبگان علمي» ميتواند اثرات منفي بر کشور مهاجر فرست داشته باشد.
به گفته جامعهشناسان و کارشناسان اجتماعي خروج نخبگان علمي علاوه بر ابعاد اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي ميتواند منجر به از دست دادن خزانه ژني چنين افرادي در جامعه و کاهش هوش ملي در طي نسلها شود. از سوي ديگر پديده فرار مغزها منجر به كاهش نيروهاي علمي در نتيجه عقب افتادگي كشور و وابستهتر شدن به جوامع پيشرفته را به دنبال خواهد داشت.
پيشرفت و توسعه يک کشور مرهون پيشرفت و توسعه فناوري و نيز نيروي انساني ماهر، نخبه و کارآزموده است. فرار مغزها در واقع، فرار سرمايههاي انساني است؛ سرمايههايي که با صرف هزينهگزاف به دست ميآيد و فرار اين نيروها به آن معناست که جامعه از علم، تخصص و مهارتهاي فني آنان محروم ميماند. درواقع سرمايه بسيار ارزشمندي به نام نيروي انساني متخصص که هزينههاي بسيار زيادي صرف تربيت آنها شده است دقيقا در زماني که بايد به ثمر بنشيند با بيبرنامگي و ضعفهاي ساختاري تقديم کشورهاي توسعهيافته ميشود.
بيشک خروج تعداد قابل توجهي از متخصصين و نخبگان ايراني نميتواند موضوع کماهميتي باشد و پيامدهاي بسيار ناگوار آن تبعات بسياري براي کشور داشته و خواهد داشت. از آنجاييکه نيروي انساني متخصص و ماهر يكي از اساسيترين شاخصهاي توسعه يافتگي كشورها محسوب ميشود، بنابراين لازم است با برنامهريزي بلند المدت و سياست گذارىهاى جديد و تغيير برخي سازوکارها تلاش شود که دانشگاهها و دانشگاهيان از يک منزلت و جايگاه حقيقى و بسيار بالاترى در کشور برخوردار باشند تا شايد در آينده شاهد وضعيت بهتري در اين مورد باشيم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید


آنچه عیان است از نظر نگارنده این مطلب است کسی که داعیه فرهنگ و فرهنگی بودن دارد نباید و نمیتواند نسبت به اوضاع جامعه علی رغم وجود مشکلات اقتصادی و معیشتی و دیگر عوامل بی تفاوت باشد (هر چند منکر آن نمیتوان شد که خیل عظیمی از مشکلات رمق از پیکر نیمه جان فرهنگیان گرفته است) لااقل ابتدا در پیشگاه الهی و وجدان خود و سپس برای کسانی که در آینده میآیند و در این کسوت قرار میگیرند این پاسخ را داریم که در حد خود برای بهبود شرایط در هر جایگاهی که هستیم تلاش کردهایم.
به عنوان نمونه مبحث اعمال حداقل حقوق برای دانشجومعلمان شاغل در دانشگاه فرهنگیان ذکر میگردد.
زمانی که همین بحث در محافل مختلف و به ویژه فضاهای دانشجویی دانشگاه فرهنگیان مطرح گردید بودند و شاید هنوز هم هستند کسانی که به هیچ وجه از پیگیری حقوق خود استقبال نکرده و حتی گاها موجبات دلسردی سایرین را نیز فراهم میآوردند!
در این نوشتار قصد تحقیر، تخریب و یا دو قطبی کردن فضاهای دانشجویی را نداریم بحث صرفا چرایی و دلیل دلسردی و بی تفاوتی دانشجویان آن هم در این سطح است در حالی که الحمدلله با تلاش و پیگیری های دوستان و البته تک تک حاضرین در پیگیری این مهم چه در فضای مجازی و چه به صورت حضوری دیدیم که با عقلانیت و گفتمان منطقی مستدل مسئولین امر نیز پذیرفتند که این امر صورت پذیرد و ندای به حق دانشجویان را شنیدند.
آیا این مورد نمیتواند شروعی باشد برای اصلاح اموری که نیازمند اصلاح است؟!
با همراهی همگی دانشجویان و به دور از جو زدگی های موجود ثابت شد با فعالیت هدفمند و به دور از توهین و جنجال های پوشالی مطالبهگری میتواند راهی درست،قانونی و سهل الوصول برای رسیدن به هدف و احقاق حقوق و اصلاح امور باشد.
به نظر اینجانب آنچه در منویات مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم انقلاب مورد تاکید و انتظار است به ویژه از جوانان که حقا حلقه گمشده بین مردم و مسئولین است عدالتخواهی و مطالبهگری قانونمدارانه است و کلام آخر :
حقیقت مبرهن غیر قابل انکار این است :
با عدم مطالبه گری و پیگیری برای اصلاح امور به هیچ وجه اتفاق مثبتی نخواهد افتاد و بهبودی حاصل نخواهد شد و طرز تفکر خاموشی و بی تحرکی در برابر شرایط نامساعد و نامناسب محکوم به شکست است.
( اصل اساسی و مهم هر مطالبهگری:عقلانیت،گفتمان منطقی و قانونمندی و قانون مداری است چرا که بی تردید کسی که داد عدالت و مطالبهگری سر میدهد ابتدا خود مقید به حق و رعایت قانون باشد. )
نیک به خاطر دارم در آغاز دور دوم دولت و پس از کنار گذاشتن دانش آشتیانی؛ گزینه های متعددی برای معرفی به مجلس جهت تصدی وزارت مطرح شدند و در نهایت گزینه ای که اصلا کسی فکرش را نمی کرد به مجلس معرفی شد و همگان را در بهت و حیرت فرو برد.
بطحایی که سال ها بر مهم ترین معاونت وزارتخانه تصدی داشت و به عنوان معاونت پشتیبانی و مالی وزارت مسوول حصول نتایج و وضعیت فشل فعلی عریض و طویل ترین ارگان حیاتی کشور بود و بایست در قبال مسایلی همچون تاراج صندوق ذخیره فرهنگیان و بسیار موارد دیگر پاسخگو می بود؛ به عنوان نوشدارویی شفابخش توسط دولت به مجلس و اذهان عمومی فرهنگیان معرفی شد و متاسفانه با رای بالایی به دلیل برخی ملاحظات نمایندگان تثبیت گردید.
امروز بار دیگر تاریخ در اولویت نبودن و تساهل و تسامح برای آموزش و پرورش تکرار شد و کنار گذاشتن سید جواد حسینی توسط دولت تدبیر و امید نشانگر این واقعیت است که عزمی در جهت بهبود وضعیت آموزش و پرورش در حاکمیت وجود ندارد حتی دایره انتخاب آن قدر محدود شده که داعیه داری احقاق مطالبات معلمان نیز جرم محسوب می گردد. جرمی که به حذف و کنار گذاشتن فردی که از جنس معلمان بود و در همین مجموعه رشد و پرورش یافته بود؛ منجر شد.
بایست روزی که سید جواد حسینی دستور تعیین ارزش معاملاتی املاک و دارایی های صندوق ذخیره را داد و به معلمان این آگاهی را داد که حتی سرمایه های خودشان نیز در بی مدیریتی مسوولان به تاراج رفته است و امثال حاجی بابایی رییس فراکسیون آموزش در برابر وعده اجرای رتبه بندی توسط او جبهه گیری کردند؛ متوجه می شدیم که حسینی دچار اشتباه استراتژیک شده و در چشم منفعلان و منفعت طلبان و تنگ نظران همچون خاری قرار گرفته و همچون فعالان و مطالبه گران صنفی معلمان از خطوط قرمز انفعال و تساهل و تسامح در احقاق حق معلمان عبور کرده و مجرم است.
آری؛ جرم بزرگی مرتکب شده و آن دگراندیشی ست. جرم عدم انفعال و پایمردی در اخذ بودجه و اصلاح مدیریت نیروی انسانی. نگرشی که می توانست با مطالبه گری و پیگیری قاطعانه و مدیریت جهادی اوضاع نابه سامان آموزش و پرورش را دگرگون و امید را به اردوگاه معلمان بازگرداند. امیدی که در آغاز دور دوم دولت تدبیر و امید برای فرهنگیان به نومیدی بدل گشته بود.

روزی که فرشیدی وزیر دولت احمدی نژاد فرمود که برخی ارکان نظام نسبت به معرفی حسینی ملاحظاتی دارند و قطعا او به عنوان وزیر به مجلس معرفی نمی گردد بایست متوجه می شدیم که باز هم عده ای از پشت پرده در حال اعمال نفوذ بر حیاتی ترین ارگان انسان ساز کشورند و مثل همیشه با ایدیولوژیک نگریستن به قضایا و تحت فشار قرار دادن دولت ؛ تیشه بر ریشه نهاد تعلیم و تربیت زده و خواهد زد. گرچه این تفاسیر هیچ از قصور دولت در هردو مورد معرفی وزیر آموزش و پرورش نخواهد کاست.
تاریخ برای آموزش و پرورش دوباره تکرار شده و باز هم فردی نالایق جهت تصدی وزارت به مجلس معرفی شده اما این بار معلمان از نمایندگان خود در مجلس شورای اسلامی خواستارند که با عدم رای اعتماد به گزینه معرفی شده توسط دولت از سید جواد حسینی و افکار عمومی معلمان و میلیون ها دانش آموز؛ اعاده حیثیت نمایند.
قطعا اگر حقی به جهت وکالت مردم بر گردن نمایندگان بوده و هست؛ امیدواریم در این فقره به نیکی مصالح کشور و معلمان و دانشآموزان را بر ملاحظات سیاسی و جناحی ارجحیت داده و نگذارند به بهانه نزدیکی مهرماه و شروع سال تحصیلی؛ تساهل و تسامح و بی لیاقتی بر مدیریت آموزش و پرورش منصب دار گردد و بدانند که معلمان قطعا در سال منتهی به انتخابات رای تک تک آنان را رصد خواهند نمود و تایید گزینه پیشنهادی دولت به مثابه مردودی تمام آنان خواهد بود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

قاعده بر این است که معلم باید فردی ؛ خونگرم ، هوشیار، متعهد ، منظم ، خلاق و با علاقه باشد.این ها فهرست خطرناکی از ویژگی هایی است که اگر چه بیشتر مناسب حال آموزگاران دبستان است اما با اندکی شدت و ضعف ، رفتار همه معلمان را شامل می شود. به بیان دیگر، معلم کسی است که باید برای دیگران کار فکری کند و به وضع آموزش بچه های مردم برسد و نگران پیشرفت درسی شان باشد و ضمنا مواظب حال و روز زندگی و بچه های خودش هم باشد و این در حالیست که تلاش در جهت حفظ این روحیه ایثارگری و خستگی ناپذیری با این اندازه درآمد در دنیای کنونی اگرنه غیرممکن که مشکل است. برای همین است که می گوئیم ، معلمی و به ویژه معلم دبستان، مثل هیچ یک از مشاغلی که می شناسیم، نیست و کار همه کس هم نیست. با این حال، بخش عمده ای از مردم جامعه، معلمند و به همراه اعضای خانواده هایشان، جمعیت زیادی را تشکیل داده اند.همچنین معلمان ، به طرز عجیبی نجیب و صبورند. در برابر این همه اختلاس و ارتشا و افتضاحی که در جای خالی عدالت ، بین برخی دستگاههای اجرایی شاهدیم، وزارت آموزش و پرورش هنوز تنها مرجع و ملجا پاک زیستی است که هنوز سودای سربلندی فرهنگ را در سر می پروراند و معلمانش عمری با دلی سربلند و سری سر به زیر زیسته اند و آبروی فقر و قناعت را نگاه داشته اند.
با این حال اگرچه تمام مزدبگیران مدرسه، معلمند اما تنها برخی از آنها واقعا معلمی می کنند.در واقع هنوز برخی هستند که تب تند تنهایی در انبوه جمعیت را دارند و فارغ از قیل و قال های صنفی و سیاسی سایر معلمان، بی سر و صدا سرکلاس می روند و صمیمانه با بچه ها می نشینند و می گویند و می شنوند و خستگی نمی شناسند. با احترام به ساحت این عده ولی باید گفت که متاسفانه در اقلیتند و چه بسا به تیر طعنه و تحقیر باقی معلمان رانده می شوند.
بخش اعظم معلمان اگرچه خاطرات روزهای اول استخدامی خود و حضور در روستا را به یاد می آورند که بی چشم داشت و فارغ از آفرین ها ونفرین های اداری، خالصانه تلاش می نمودند و در تابستان برای اول مهر خود را آماده می کردند و با آمادگی سرکلاس می رفتند و ... اما الان دیگرحس می کننند به سرزندگی دیروز نیستند و غم نان نمی گذارد تا به خانه تکانی روح و جان برسند.
معلم امروز، قبل از هر چیز، یک انسان مدرن است.انسانی که طرز زندگی اش بی سابقه است و در حصار اطلاعات و ارتباطات سریع و وسیع گرفتار افتاده است. انسانی که سخت سعی در فراهم کردن اسباب آسایش می کند و دیگرگونه با دیگران آمیزش می کند و به سبک خویش با خدا نیایش می کند و به طرزی تازه دوستانش را نوازش می کند و عجیب این که بازهم احساس آرامش نمی کند. معلم این جامعه نیز به سبک و سیاقی تازه آموزش می دهد. دیگر نه خود را شمع می داند و نه کارش را شبیه کار انبیا فرض می کند. او خود را درگیر حرفه ای می بیند که به شدت مهارتی و تکنیکی است.او می داند که در قبال کار فنی و تخصصی خویش ، باید دستمزد مناسب بگیرد ولی درآمدی ناچیز ی را دریافت می کند که تنها در لفافه ای از شعر و شعار زیبا در وصف و منقبت معلم پیچیده شده است.

چنین معلمانی علی رغم تمام توصیه ها در مراکز تربیت معلم، پس از اشتغال و در اثر برخی ناکامی ها، به راه خویش می روند. وقتی می بینند مجبورند در شرایط زیر ایده آل کار کنند،حتی اگر رویاها و آرمان هایشان را هم کنار نگذارند، ناچارند روی ایده آل هایشان معامله کنند . به طوری که در رفتارشان با بچه ها، به تدریج کودک محوری کم تر و محافظه کاری بیشتر پیشه می کنند. بچه هایی که برعکس کودکی خودش، تنها پشت نیمکت ساکت نشستن و گوش دادن، عادتشان نیست. بچه هایی که بسیار ولی در هم و برهم می دانند. بچه هایی که در فضای مجازی بیش از محیط واقعی سیر می کنند. بچه هایی که در کار با ابزار ارتباطی و اینترنتی از معلمها ماهرترند و معلمان می بینند چیز زیادی برای گفتن به آنها ندارند. در نتیجه این وضعیت است که معلم لازم نمی بینند خود را مثل پیش ترها برای اول مهر آماده کند. او حتی اگر بخواهد هم نمی تواند پا به پای پیشرفت های غیردرسی بچه ها راه بیاید. برای همین به راحتی و به عادت معمول سرکلاس می رود. می داند که بیشتر وقت او به جای فرایند آموزش ، صرف امر و نهی و تهدید و تشویق خواهد گذشت و لذا خود را با شرایط نامناسب مدرسه ، کمبود فضا و امکانات ، شلوغی کلاس ها و یا در هم بودن برنامه کلاسی وفق می دهد .
به خاطر همین تعارض هاست که معلمان حس می کنند شغلشان استرس زاست.همین که علی رغم آن همه بی اعتنایی و بی تفاوتی معنی دار کاربدستان در برابر اعتراضات صنفی شان، باید با حداقل امکانات ، حداکثر انتظارات اداره و اولیا را برآورده کنند؛ از یک سو باید با شاگردان، مدیر و سایر همکاران در تعامل جدی باشند. از طرفی باید نه فقط به بسیاری از والدین از خود راضی و ناراضی از مدرسه که به مدیران بالا دستی و مسئولان کلاس ندیده و گچ نخورده، جواب دهند.
قابل تامل این که در اوج این همه هجمه، همچنان باید در کسب معاش و تامین مایحتاج زن و فرزند خویش بکوشند. بنا براین در پایان هر روز فقط درب مدرسه محل کارشان بسته می شود اما دروازه دهن آشفته شان همچنان باز می ماند تا چگونه باز از بین برزخ های وجدان خود و سازمان مربوطه و بازار نابه سامان جامعه ، گلیم خویش را بیرون بکشند و... نقطه، سرخط!
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

امروز یکشنبه 3 شهریور 1398 نشست خبری « علی ذوعلم » رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی با حضور خبرنگاران برگزار گردید .
این از معدود نشست هایی است که خبر آن توسط پرتال وزارت آموزش و پرورش اطلاع رسانی شده است .
شاید در میان معاونین فعلی وزارتخانه تنها دو نفر هستند که تعامل رسانه ای قابل قبولی با خبرنگاران و رسانه ها دارند .
رضوان حکیم زاده و علی ذوعلم .
البته این حجم نشست رسانه ای در زمان مدیریت علی ذوعلم قابل مقایسه با مدیریت های قبلی نیست و این یک خصوصیت مثبت برای رئیس جدید است .
جالب است بدانیم که علی عسکری معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش علی رغم کثرت مسائل و پرسش در حوزه فعالیت اش نشستی با خبرنگاران نداشته است ضمن آن که اکثر مواقع در دسترس هم نیست .
ابتدا « علی ذوعلم » رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ضمن گرامی داشت هفته دولت گفت :
هفته دولت به مناسبت شهادت شهیدان رجایی و باهنر نام گذاری شده است . برای آموزش و پرورش این دو شهید بزرگوار به عنوان دو الگو ، خط نما و جهت دهنده به تعلیم و تربیت مطلوب تلقی می شوند در کنار شهیدانی مانند شهید مطهری ، شهید بهشتی و...
امیدواریم که آموزش و پرورش بتواند همان نگاه ، همان مبانی و همان اهتمام را نسبت به تعلیم و تربیت دنبال کند .
اگر امروز ما شاهد کم توجهی به مقوله تعلیم و تربیت در کشورمان هستیم و برخی از چالش ها و مسائلی که بر اثر این کم اهتمامی مزمن ایجاد شده است بتواند با تاسی به نگاه شهیدان رجایی و باهنر اصلاح شود .
مدیر صدای معلم با آن که نخستین نفر بود که برای نشست رسانه ای حضور یافته بود اما با مدیریت آقای محمدی در بخش روابط عمومی به عنوان آخرین نفر پرسش خویش را مطرح کرد .
زمانی که مدیر صدای معلم این موضوع را مطرح کرد این امر مورد اعتراض خبرنگار خبرگزاری پانا قرار گرفت که با تاخیر قابل ملاحظه ای در نشست حضور یافته بود .
این خبرنگار گفت که شما قبلا به جای همه ما سوال پرسیدید .

پورسلیمان در پاسخ گفت که شما اولا با تاخیر در این نشست حضور پیدا کرده اید و دیگر آن که شما در نوبت خود سوال را مطرح کرده اید .
این حق قانونی من آن است که از نوبت خود استفاده کنم و پرسشم را مطرح کنم و انتقاد شما منطقی و وارد نیست .
مدیر صدای معلم در ابتدا عنوان کرد که اکثر پرسش های خبرنگاران در حوزه کتاب های درسی است اما کسی این پرسش را مطرح نمی کند که وقتی یک کتاب کاغذی منتشر می شود حتی اگر از منابع داخلی باشد چند درخت باید قطع شود و از بین برود و این چرخه هر سال تکرار می شود .
پورسلیمان در ادامه تصریح کرد که این شیوه منطقی نیست و باید جایگزین مناسبی برای این وضعیت انتخاب شود به ویژه آن که ما دچار بحران محیط زیست هستیم . چاره ای جز استفاده از تجربیات کشورهای موفق و پیشرو در این زمینه نداریم .
مدیر صدای معلم سپس به طرح پرسش های خویش پرداخت .
در نشست رسانه ای یکم تیرماه سال جاری بنده از شما پرسش کردم :
جنابعالی ریاست بخش مهم پژوهش در وزارت آموزش و پرورش را برعهده دارید .
کسی که در این حوزه فعالیت می کند باید با ادبیات پژوهش مدار با مخاطبان سخن بگوید .
شما پس از استعفای آقای بطحایی در دومین نشست کارشناسی سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی با موضوع" تبیین منطق و فرآیند باز آرایی تشکیلات " با اشاره به شرایط فعلی وزارت آموزش و پرورش و تاکید بر اینکه تغییرات مدیریتی نباید خللی در کار ایجاد کند، فرمودید :
" متاسفانه آقای بطحایی کنارهگیری کرد، ایشان فردی سختکوش، انقلابی و معتقد به تحول بود. او بسیار صریح و با قدرت در مقابله با سند 2030 موضعگیری و از ارزشهای اسلامی و انقلابی دفاع کرد که برخی از این اقدام خوششان نیامد البته مجموعه آموزش و پرورش از کنارهگیری ایشان راضی نبودند ... "
صدای معلم از شما پرسش کرد : این حکم شما بر اساس کدامین قرائن و یافته های پژوهشی استوار است ؟
شما پاسخ دادید :
" از این به بعد حواسم را جمع کنم که دقیق تر حرف بزنم. "

جنابعالی در هفدهمین گردهمایی دبیران کانون تربیت اسلامی استانهای کشور گفته اید :
" جمهوری اسلامی همان طور که حضرت آقا فرمودند در عدم استفاده از ظرفیتها رتبه اول را دارد. حضرت امام یک سرمایه اجتماعی مهم برای ما هستند، هیچ کسی نیست که بگوید من با امام موافق نیستم، این سرمایههای عظیم معنوی و مادی در کشور ما جود دارد. "
در ادامه هم می گویید :
" کدام یک از مدیران ما هستند که براساس پژوهشهای انجام گرفته کار کند؟ "
من وارد بحث محتوایی نمی شوم .
فقط می خواهم مستندات پژوهشی این گزاره ی شما را بدانم .
برای بنده مهم است که رئیس مهم ترین بخش آموزشی کشور که پژوهش نام دارد با ادبیات پژوهش مدار سخن بگوید .
البته مهمان هایی که بنده تاکنون و ظرف این چندماه موفق به زیارت شان در بزم اندیشه شده ام علی رغم ادعای سمت های مهم و راهبردی پژوهشی هنوز با الفبای پژوهش بیگانه اند !
2-
آيا براي تغيير محتواي كتابهاي درسي مصمم هستید ؟ باوجود هزينههاي زياد، چرا ميخواهید محتواي كتابهاي درسي را تغيير دهید؟ اگر قصد انجام چنین کاری را دارید زمان، وسعت و چگونگي اين تغييرات را توضيح دهید؟
آيا اين تغييرات به افزايش مقدار تبليغات ايدئولوژيك در محتواي دروس منجر خواهد شد؟
3)
برداشت آقاي ذوعلم از سند تحول بنیادین يك برداشت راديكال است. ايشان تصور ميكند با اجراي اين سند ميتوان به پرورش انسانهايي با هويت اسلامي و انقلابي و ايجاد تمدن نوين اسلامي،موفق شد ولي اولا اين سند از هماهنگي دروني كافي برخوردار نيست و ثانياً بدنه آموزش و پرورش و صاحبنظران تعليم و تربيت و همچنين خانوادهها با آقاي ذوعلم همدل و هم نظر نيستند.
از شما سوال می کنم :
فكر ميكنید ميتواند بدنه آموزش و پرورش(كارشناسان ستادي، معلمان و...) و ساير گروههاي ذي ربط و ذي نفوذ را براي اجراي سند تحول آموزش و پرورش با خود همراه كنید؟
پس از اتمام رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ضمن تشکر از مدیر صدای معلم خواست تا حاضران ایشان را تشویق کنند .

ذوعلم در پاسخ گفت که آقای پورسلیمان همیشه از ما سوال می کرد ، من هم یک بار از او سوال کنم .
ذوعلم تاکید کرد :
شما که صدای معلم هستید در این نشست باید مهم ترین مسائل آموزش و پرورش را از ما سوال کنید .
درست است ؟
بر اساس چه پژوهشی به این رسیدید این سوالاتی که مطرح کردید اصلا سوال آموزش و پرورش است ؟
آیا پژوهشی کردید ؟
مدیر صدای معلم پاسخ داد که این پرسش ها بر اساس سخنان ، عملکرد شما و وظایف سازمانی شما بوده است .
ذوعلم گفت که هم ما باید پژوهش مدار سخن بگوییم و هم پورسلیمان .
پورسلیمان نمی تواند بگوید که من هر چه دلم می خواهد می گویم و شما باید بر اساس مر پژوهش حرف بزنید .
این مطلب را من قبول نمی کنم .
این واقعا تبعیض است !
برداشتم این است سوالاتی که دوستان مطرح کردند کم و بیش سوالاتی است که در صحنه آموزش و پرورش و میان دانش آموزان و بین معلمان مطرح است .
شما که نمی توانید مرا مواخذه کنید !
مدیر صدای معلم پاسخ داد که کار خبرنگار همین است .
ذوعلم در ادامه گفت که من حرف شما شنیدم و بعد شروع به صحبت کردم .
شما در وسط حرف بنده 4 بار وارد شدید .
( این سخنان در حالی بیان می شود که پاسخ های مدیر صدای معلم بر اساس درخواستی بود که آقای ذوعلم و به صورت پرسش از ایشان مطرح کرد و قصد پاسخ گویی بود )
رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی در ادامه عنوان کرد :
این تعابیری که شما به کار می برید مثلا شما رادیکال هستید ، ایدئولوژیک هستید ... این تعابیر اصلا تعابیر استانداری نیست .
شما به فرهنگ نامه های واژه های اجتماعی مراجعه کنید .
برای ایدئولوژی چندین تعریف شده است .
رادیکال بودن چندرین تعریف دارد .
آیا رادیکال بودن خوب است ؟ بد است ؟
ایدئولوژیک خوب است ؛ بد است ؟

من حرفی ندارم . یک موقعی بنشینیم به صورت اندیشه ای و نه به عنوان رئیس سازمان پژوهش و یا هر کسی شما معرفی کنید . آقای محمدی هم دنبال کنند .
ایدئولوژیک بودن کتاب های درسی .
بنده نه به عنوان رئیس سازمان پژوهش بلکه به عنوان یک طلبه و آقای پورسلیمان که مدعی است ایدئولوژیک است بنشینیم و با هم بحث کنیم .
اساسا به یک معنایی از ایدئولوژی هیچ نظام تربیتی نمی تواند ایدئولوژیک نباشد .
بر اساس یک تعریفی از ایدئولوژی هیچ نظام تربیتی نمی تواند ایدئولوژیک نباشد .
نظام تربیتی ژاپن به این معنا ایدئولوژیک است . نظام تربیتی استرالیا ایدئولوژیک است .
نظام تربیتی آمریکا ایدئولوژیک است ولی این که ایدئولوژی اش چیست این تفاوت دارد .
بنابراین شما در این بحث یک مقداری بر اساس پژوهش سوال کنید و بنده هم بتوانم جواب دهم .
یک جمله آخر هم بگویم .
ما اراده ای نداریم مبنی بر این که کتاب های درسی را تغییر بدهیم و یا تغییر ندهیم .
مثلا ما از اول فکر کردیم و یا تصمیم گرفتیم کتاب درسی را تغییر دهیم .
کتاب های درسی که الان وجود دارد . دوستان پژوهشگاهی ما و آن هسته های تحلیل محتوا که ما در استان ها داریم ؛ این ها بررسی می کنند ، همایش می گذارند ، هم اندیشی می گذارند و برای ما می فرستند .
کتاب ها و جزواتی را می فرستند .
این کارشناسان ما در حوزه های مختلف می نشینند و این ها را بررسی می کنند .
می بینند بله ، یک جا واقعا اشکالی وجود دارد و یا این که یک جا ادبیات بهتری می تواند داشته باشد و آن را اصلاح و یا تغییر می دهند .
یک نکته ای که من با شما کاملا همدل هستم بحث قطع درختان برای تولید کاغذ است .
ما معتقدیم که برای تولید کاغذ باید در یک مسیری پیش برویم که واقعا مصرف کاغذ را در تولید بسته های آموزشی مان کاهش دهیم .
به همین جهت در سازمان پژوهش هم یک چشم اندازی مطرح است اما به حد برنامه نرسیده است که ما بتوانیم طی 5 سال آینده مصرف کاغذمان برای تولید کتاب های درسی به 50 درصد میزان فعلی کاهش دهیم .
این که ما سرمایه کشور ار بیرون بدهیم به شرطی که بتوانیم به جایگزین مناسب تری برسیم .
جایگزینی که مخالف با عدالت آموزشی نباشد .
پایان گزارش/
فارس