فهم ما خلق بشر بین که در این دور زمان
این همه علم و فنون راه ندارد به نهان
می عرفان بده ساقی که به یک جرعه می
راه یابم ز درون تا نگرم بر دو جهان
صحبت جان کنی ای باده فروش ازلی
کوزه ای بخش مرا خرج کنم روح و روان
غرض این است که از آمدنم رنج کشم
یا که در راحتی جسم خریدار خزان
عجب این است که در بستر خاکی بهار
تازه گل ها بدهم بوی خوشش ورد زبان
سایه سدره و طوبی و بهشت و لب جوی
نغمه مرغ شنو تا که در این دور نمان
خوش بیاسای تو در سایه سرو ای والی
از ازل حافظ تو عقل و شعور است و بیان
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
بی گمان گذشت چهل سال از عمر انقلابی و چهار دهه گذران روزگار کشوری، فرصت مغتنمی است تا اهداف و آرمانهای آن انقلاب به عرصه ظهور و بلوغ تحولی رسیده باشد. این که پیروزی انقلاب و تشکیل حکومتی با سبک و سیاق جمهوری اسلامی، تا چه اندازه توانسته است خواستهها و مطالبات مردمی در دهه پنجاه را پاسخ داده باشد، تحلیلها و بررسیهایی را میطلبد که بتواند با کارشناسان و صاحبنظران هر حوزهای ابعاد و مولفههای پیشرفت و توسعه و حتی ضعف و عقب ماندگی را ارزیابی کند و این مجال نه امکان آن را دارد که سنجش دستاوردهای پیروزی را داشته باشد و نه قصد آن را.
در بسیاری از اعلام برنامههای انواع و اقسام ستادهای دهه فجر اذعان به این نکته میشود که در کنار نقاط مثبت آنچه تاکنون بوده است به نقاط ضعف هم پرداخته شود. از این رو با استناد به چنین دیدگاهی آنچه این یادداشت بازگوی آن خواهد بود تحلیل کوتاهی از یک معیار خواهد بود که به نظر میرسد تاکنون و پس از گذشت ۴۰ چهل سال هنوز به نقطه برآورد انتظار نرسیده است.
شاید مطالبه حضور زنان در عرصههای مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، آموزشی و سیاسی در اوایل پیروزی انقلاب، آن قدر هم که باید و شاید در اهداف گنجانده نشده بود، اما نمیتوان به همان سادگیِ عدم گنجاندن آن، از نقشِ حضور اندیشهای و عملیاتی زنان در پیروزی انقلاب صرفنظر کرد.
حتی به جرأت میتوان بیان کرد که در بسیاری از اجتماعات و تظاهرات قد و اندازه فعالیتهای زنان تعیینکننده به ثمر رسیدن و نتیجه بخشی بوده است. بنابراین نه تنها در انقلاب ایران بلکه در اکثر قریب به اتفاق انقلابهای جهانی، نقش زنان انکار ناشدنی است. صدایی که امروز از زنان ایران زمین در خصوص افزایش حضور در مناصب کلان کشور و پستهای مدیریتی به گوش میرسد، دغدغهای است که در طول این چهار دهه کمتر به آن پرداخته شده است.
برخی در دفاع از این کاستی بر این تاکید میکنند که زنان نتوانستهاند به ویژگیهای لازم مدیریتی کلان دست پیدا کنند یا اینکه زنان، توانمندی تصمیمگیری و سیاستگذاری را کسب نکرده اند. باید به این دسته از افکار پاسخ داد که زنان ایرانی چه در عرصه علمی و چه در عرصه سیاسی به خوبی مدارج ترقی را طی کردهاند و امروز نه تنها در علم و عمل و فرهنگ و سیاست از مردان ضعیف تر نیستند بلکه گاهی حتی قویتر و شایسته تر نشان دادهاند.
در طول چهل سال پس از پیروزی انقلاب تا کنون تنها نماینده زنان در منصب وزارت مرضیه وحید دستجردی بوده است. البته همزمان با پیروزی انقلاب، دیدگاه سنت گرا خواستار شدت یافتن محدودیت زنان و عدم حضور ایشان در صحنه های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شد و مشخص نبودن حدود واقعی حقوق و جایگاه زن در آن دوران، به این امر دامن میزد. اما در حال حاضر با جهشی که در جهان برای حضور زنان و مدیریت آنان دیده میشود بایستی خط بطلان به روی تمامی آن دیدگاههای سنتی کشید و از مسئولین امر خواست تا برای نقش پررنگ تر مدیریتی و سیاستگذاری زنان، گامهای استوارتری بردارند.
حضور زنان صرف اینکه در هیات دولت مطرح و تصویب شود که درصدی از پستهای مدیریتی به آنان واگذار شود، کارگشای امر نیست، بلکه باید حضور زنان از همان سطوح وزارتی آغاز شود. در ایران کم نیستند زنانی که برای انتصاب در مقامات عالی دستگاهها و نهادها، شایستگیها و صلاحیتهای حرفهای فراوانی دارند و توانمند مدیریت در تحولات مثبت و سازنده هستند. انقلاب دستاوردهایی داشته که در زمان و مکان خود باید به دفاع از آنان پرداخت اما در حوزه زنان و مشخصا در مناصب تصمیمگیری، آن چنان که باید و شاید دستاوردی نداشته است.
سخن آخر، کلامی از امام خمینی(ره) است: زن باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کند.
روزنامه مردم سالاری
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/
هم زمان با طرح معلم تمام وقت واکنش های مختلفی در جامعه فرهنگیان نسبت به این طرح ابراز گردید .
مدیر صدای معلم کمی پس از طرح این موضوع در گفت و گو با رادیو فرهنگ که البته معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش در آن حضور نیافت اظهار کرد : ( این جا )
" انتظار این است که مسئولانی که طرح هایی را عنوان می کنند باید بیایند و قاعدتا و منطقا از طرح های خودشان دفاع بکنند و ادله لازم و استدلال کافی برای طرح های خودشان ارائه بکنند. اگر واقعا توان استدلال و اقنای افکار عمومی را ندارند نیازی نیست که با این طرح ها وقت معلمان را بگیرند و افکار عمومی را مشغول بکنند و حتی حاضر نباشند در یک گفت و گوی رادیویی ساده و مستقیم حضور پیدا بکنند و به پرسش ها و دغدغه های معلمان که الآن یک بحث جدی در مدارس است پاسخگو باشند.
معلمان در زمان وزارت مرحوم آقای پرورش حدود دو ساعت به تدریس معلمان اضافه شد که بیست و دو ساعته بودند . دیوان عدالت اداری رای داد برگشت داد به معلمانی که مراجعه می کردند و حکم می گرفتند به نفع خودشان ولی متاسفانه وزارت آموزش و پرورش این را به صورت جمعی اعمال نکرد و معلمان در این زمینه احساس می کنند که سرشان کلاه رفته و احساس می کنند مغبون هستند."
پس از آن رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش در نشست رسانه ای در پاسخ به پرسش های صدای معلم گفت : ( این جا )
" قاعدتا هر مصوبه ای بخواهد در شورای عالی آموزش و پرورش مطرح بشود بنده به عنوان مسئول پژوهشگاه در شورای عالی عضویت دارم. حتما آن پیش نویس را به ما ارائه می دهند و ما می خوانیم و اظهار نظر می کنیم. تا این لحظه در شورای عالی آموزش و پرورش که مهمترین مرجع تصمیم گیری است و خیلی از مصوبات آموزش و پرورش از این شورا می گذرد هیچ نوع بحثی در این مورد به عمل نیامده است. هیچ نوع پیش نویسی مطرح نشده است. حتی در شورای عالی هم هیچ حرف و حدیثی برای طرح معلم تمام وقت صورت نگرفته است ... )
با این حال اللهیار ترکمن و علی رغم مخالفت افکار عمومی خبر از امضای طرح معلم تمام وقت توسط رئیس جمهور و ابلاغ آن داد .
« صدای معلم » ضمن دعوت از مسئولان برای شفاف سازی و برخورد صادقانه کماکان و مصرا خواهان اجرای مفاد قانون مدیریت خدمات کشوری برای معلمان و تاسیس سازمان نظام معلمی است .
تا راه دوروييست خدا وضع همينست
هشيار به دنبال سبو، مست غمينست
ما راه خطا را بگزيديم و برفتيم
اي خوش همه بيراهه اگر راه چنينست
چون گرگم و پيرم پي ميشي نروم
تنهاي دو عالمم به خويشي نروم
با هيچ كسي كار ندارم به خدا
كافر نشوم ليك به كيشي نروم
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
30 تیرماه سال جاری ، نامه ای از سوی جمشید انصاری رئیس سازمان اداری و استخدامی برای وزیر آموزش و پرورش ارسال می گردد .
در این نامه تصریح شده بود :
" شایان ذکر است دانشجویان استخدام شده پس از فارغ التحصیلی صرفا بایستی در مشاغل آموزشی ( گروه معلم ) و در مناطقی که با کمبود نیرو مواجه هستند ، به کارگیری گردیده و استخدام آن ها صرفا به صورت پیمانی خواهد بود . "
این نامه دو هفته بعد از کنکور سراسری و سه هفته قبل از انتخاب رشته کنکور به آقای بطحایی ارسال شده و در آن به پیمانی بودن استخدام اشاره شده است اما در دفترچه انتخاب رشته کنکور به هیچ وجه به استخدام رسمی-آزمایشی اشاره ای نشده است . اگر بطحایی مطابق اظهار نظر معاونش به قانون به کارگیری متعهدین به خدمت وزارت آموزش و پرورش و ماده ۶ اعتقاد داشته است چرا نظر سازمان اداری و استخدامی را بلافاصله تایید کرده است ؟
در دفترچه راهنماي ثبت نام پنجمین آزمون استخدامی متمرکز دستگاه های اجرایی کشور تیرماه 1397 که با همکاری سازمان سنجش آموزش کشور و سازمان اداری و استخدامی منتشر شده است در بند ج) که مربوط به شرایط و ضوابط دوره یکساله مهارت است چنین آمده است :
به استناد مجوز شماره 1667207 مورخ 10 / 11/ 1396 سازمان اداری و استخدامی کشور و مفاد ماده 28 اساسنامه دانشگاه فرهنگیان ، پذیرفته شدگان استخدام پیمانی مشاغل آموزشی در آموزش و پرورش ملزم به گذراندن دوره یک ساله مهارت آموزی در دانشگاه فرهنگیان ( رشته های شغلی دبیر – آموزگار ) و دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی ( رشته های شغلی هنرآموز و استادکار ) می باشند .
در ادامه آمده است :
- مدت دوره یک ساله مهارت آموزی جزء سنوات خدمتی محسوب نخواهد شد و صرفا به عنوان شرط استخدام پیمانی در آموزش و پرورش می باشد . گواهی مذکور دارای ارزش برای ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی نمی باشد .
نکته قابل تامل آن است که ایسنا در گزارش خود در 8 بهمن چنین آورده است :
" به گزارش ایسنا، ماجرا از این قرار است که وزارت آموزش و پرورش بر خلاف تعهد استخدام «رسمی آزمایشی» در دفترچه آزمون استخدامی سال ۹۷، اقدام به صدور احکام دانشجومعلمان ورودی سال ۹۷ در قالب احکام «پیمانی» طبق مجوز سازمان اداری استخدامی کرده است. به عبارت دیگر در بخشنامهای که با امضای وزیر آموزش و پرورش با موضوع ارسال فهرست پذیرفته شدگان نهایی دانشگاه فرهنگیان و شهید رجایی مربوط به آزمون سال ۹۷ صادر شده، آمده است که «استخدام ورودیهای سال ۹۷ به صورت پیمانی است».
به عبارت دیگر خبرنگار محترم ایسنا ظاهرا زحمت مطالعه دفترچه مذکور را به خود نداده است چرا که در این دفترچه به صراحت ذکر شده است که نوع استخدام دانشجو معلمان به صورت پیمانی خواهد بود .
علی الهیار ترکمن معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش در برنامه تلویزیونی پرسشگر درباره صدور حکم استخدام «پیمانی» برای دانشجو معلمان ورودی سال۹۷ اظهار کرد: آموزش و پرورش به عنوان یک دستگاه اجرایی باید طبق مجوزهای استخدامی صادر شده از سوی سازمان امور اداری استخدامی کشور اقدام کند و نحوه به کارگیری را از این طریق دنبال میکند.
وی افزود: مجوزی که امسال سازمان امور اداری استخدامی برای ورودی های ۹۷ به ما داده است، طبق مواد ۲،۳،۲۰ و ۲۸ اساسنامه دانشگاه فرهنگیان نوع استخدام را به صورت «پیمانی» اعلام کرده است.
معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه سال گذشته بر اساس همان مجوز، نوع استخدام «رسمی آزمایشی» بود و امسال بر اساس همان مجوز، نوع استخدام «پیمانی» است، اظهار کرد: توجیه آنها این است که مستند به مواد۲، ۳،۲۰و ۲۸ اساسنامه دانشگاه فرهنگیان تاکید شده که نحوه ورود و جذب و تربیت دانشجو معلمان باید چطور باشد اما به نوع استخدام اشاره نشده است و همکاران در سازمان اداری استخدامی با توجه به مسکوت گذاشتن نوع استخدام، براساس قوانین موضوعه نوع استخدام را پیمانی اعلام کرده اند.
الهیار با اشاره به اینکه وزیر آموزش و پرورش پیگیری هایی انجام داده است، بیان کرد: تاکید وزیر آموزش و پرورش به قانون به کارگیری متعهدین به خدمت وزارت آموزش و پرورش و ماده ۶ آن است که به استخدامی رسمی آزمایشی اشاره کرده است.
وی ادامه داد: مذاکرات متعددی در این زمینه صورت گرفته است اما به بهمن رسیدیم و اگر اقدام نمی کردیم دانشجو معلمان جدید نمی توانستند کدحقوقی بگیرند و صدور احکامشان به مشکل برمیخورد.
معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه در واقع دو دیدگاه در این زمینه وجود دارد، اظهار کرد: در واقع یک تعارض قوانین به وجود آمده است. ما احکام را صادر کردیم تا همکاران جدیدالورود کدحقوقی بگیرند. با این حال پیگیری ها کماکان از سوی آموزش و پرورش ادامه دارد و تلاش می کنیم حقی تضییع نشود.
الهیار ترکمن افزود: فعلا احکام پیمانی را صادر می کنیم و وزیر پیگیری می کند و اگر به نتیجه قطعی رسید احکام به «رسمی آزمایشی» اصلاح میشود. "
پرسش من از آقای الهیار ترکمن که مشکل را در تعارض بین قوانین می داند این است که چرا این حرف ها را همان موقع که سازمان اداری و استخدامی مجوز را پیمانی اعلام کرد بیان نکردند ؟
چرا زمانی که اعتراضات بالا گرفت سعی کرده و می کنند که از خود سلب مسئولیت کرده و با چهره هی حق به جانب توپ را به زمین دیگران حواله کنند ؟
با وجود آن که بخشنامهای با امضای سیدمحمد بطجایی وزیر آموزش و پرورش با موضوع ارسال فهرست پذیرفتهشدگان نهایی دانشگاه فرهنگیان و شهید رجایی مربوط به آزمون سال 97 صادر شده و استخدام ورودیهای سال 97 به صورت "پیمانی" قید شده است اما پس از اعتراضات دانشجو معلمان بطحایی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام می نویسد: ( این جا )
« درخصوص دغدغه برخی دانشجو معلمان عزیز جدیدالورود، ضمن پیگیری برای رفع نگرانیها، از معاون مالی اداری وزارتخانه خواستهام دلایل و نتایج پیگیری این موضوع را به اطلاع همکاران جوانم برساند.»
او همچنین در پیام دیگری و در پاسخ به یکی از مخاطبان نوشت: «چون مذاکره اینجانب با رئیس محترم سازمان امور اداری و استخدامی طولانی شده بود و به اتفاق نظر نرسید، با نزدیک شدن به پایان سال مالی احتمال تضییع حقوق 6 ماهه همکاران جوانم وجود داشت؛ لذا برای رفع این خطر "فعلا" احکام به صورت پیمانی صادر شد تا موضوع در سال آینده ادامه و احکام تصحیح شود.»
اگر بطحایی مطابق اظهار نظر معاونش به قانون به کارگیری متعهدین به خدمت وزارت آموزش و پرورش و ماده ۶ اعتقاد داشته است چرا نظر سازمان اداری و استخدامی را بلافاصله تایید کرده است ؟
ممکن است گفته شود بطحایی موظف به اجرای فرامین نهاد بالادستی خود بوده است .
در این صورت چرا در این مدت که بیش از 6 ماه را شامل می شود از طریق مجاری قانونی برای اثبات نظریه خود اقدام نکرده است و یا حداقل موضوع را به صورت جدی در هیات دولت مطرح نکرده است ؟
اگر غیر از این است وزیر آموزش و پرورش آن را اثبات نماید .
البته این گونه حرکات بطحایی مسبوق به سابقه است زمانی که وزیر آموزش و پرورش با برقراری امتیازات ویژه برای کارکنان برخی دستگاه ها در شورای حقوق و دستمزد مخالفت می کند اما زمانی موضوع رسانه ای ای می شود . ( این جا )
قبل از اتمام سال 1396 شورای حقوق و دستمزد در تاریخ 23 / 11 / 1396 مصوبه می کند :
2- افزایش امتیازات موضوع مصوبه شماره 162862 / ت 54057 مورخ 21 / 12 / 1395 هیات وزیران در سازمان امر مالیاتی کشور به منظور افزایش امتیازات ( موضوع مصوبه شماره 162862 / ت 54057 مورخ 21 / 12 / 1395هیات وزیران ) برای کارکنان سازمان امور مالیاتی کشور به میزان تا پنجاه درصد ( تا 50 % ) رئیس سازمان یاد شده طی نامه شماره 14358 / 200 مورخ 4 / 9 / 1396 پیشنهادی را ارائه نمود .
که البته این مورد با توضیحاتی به تصویب رسید .
در این صورت جلسه آمده است رئیس سازمان امور مالیاتی این پیشنهاد را در 4 آذر ماه به شورای حقوق و دستمزد ارائه کرده است .
سیدمحمد بطحایی هم به عنوان یکی از اعضای حاضر و با حق رای این مصوبه را امضا و تایید می کند اما در این مورد حتی یک نامه هم نمی نویسد .
وزیر جهاد کشاورزی در 27 اسفندماه 96 در نامه ای خطاب به معاون اول رئیس جمهور می نویسد :
" یکی از اهداف تصویب قانون مدیریت خدمات کشوری هماهنگ نمودن و یکسان سازی نظام دریافت های کارکنان دولت یا همترازان خود در کلیه دستگاه های اجرایی و رفع هر گونه تبعیض و نابرابری میان کارمندان دولت بوده است لکن متاسفانه با تصویب مصوبات عدیده و عمدتا محرمانه از جمله مصوبه شماره 1740 / 90 / م ت 105 مورخ 28 / 1 / 90 و 190227 / ت 50 291 مورخ 25 / 12 / 92 و 650132 / ت 48753 ه مورخ 20 / 3 / 92 و... عملا امتیازات فصل دهم در قوه قضائیه و سازمان وابسته وزارت دادگستری به میزان 50 درصد و وزارت کشور 35 درصد افزایش یافته است و اخیرا نیز طبق مصوبه شماره 162655 / ت 55179 هیات محترم وزیران مجوز افزایش امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری به میزان 50 درصد برای کارکنان سازمان امور مالیاتی کشور صادر گردیده است .
« محمود حجتی » در ادامه می گوید :
" نظر به این اقدامات یاد شده مغایر با اهداف و فلسفه تبیین مفاد قانون یاد شده بوده و موجب نارضایتی همکاران زخمتکش این وزارتخانه که وظیفه تامین امنیت غذایی کشور و حفظ سرمایه های ملی را بر عهده دارند گردیده است لذا به منظور رفع تبعیض و قدردانی از زحمات کارکنان خدوم وزارت جهاد کشاورزی ؛ صدور مجوز افزایش 50 درصدی امتیازات مربوط به فصل دهم ، همانند سایر کارکنان دستگاه های اجرایی مورد درخواست می باشد . خواهشمند است دستور اقدام مقتضی صادر فرمایید . "
و البته جهانگیری با درخواست بررسی این نامه موافقت می کند .
آقای بطحایی فقط عنوان می کند که در جلسه شورای حقوق و دستمزد شدیدا مخالف مصوبه مذکور بوده است ؛ اما پاسخ نمی دهد که دقیقا با کجای نامه وزیر جهاد کشاوزری مخالف است ؟ ( این جا )
خبرگزاری پانا به مدیریت « مریم جمشیدی » که علاقه وافری برای ارائه یک چهره موجه از بطحایی و اقداماتش دارد بارها خبر می زند که موضوع حل شده است و دانشجو معلمان نگران نباشند .
( توصیه من به این همکار محترم آن است که کمی به فلسفه تاسیس این خبرگزاری بیندیشد . پرسش من از آقای الهیار ترکمن که مشکل را در تعارض بین قوانین می داند این است که چرا این حرف ها را همان موقع که سازمان اداری و استخدامی مجوز را پیمانی اعلام کرد بیان نکردند ؟
پانا قرار بوده است تحول قابل توجهی در بحث آموزش دانش آموزان با استعداد و علاقه مند داشته باشد و مهم ترین وجه این رسانه باید " مردمی بودن " اش باشد . پانا نمی تواند نقش روابط عمومی را ایفا کند . در این مورد در آینده بیشتر خواهم نوشت )
پانا در 8 بهمن ساعت 11 صبح گزارش داد : ( این جا )
صبح امروز با اعلام خبر خوش وزیر آموزش و پرورش اصلاح حکم استخدامی دانشجو معلمان دانشگاههای فرهنگیان و تربیت دبیر شهید رجایی از پیمانی به رسمی آزمایشی آغاز شد و به این ترتیب بلاتکلیفی در پرداخت حقوق آنها هم پایان خواهد یافت.
«استخدام ورودیهای سال 97 به صورت پیمانی است»، این بند یک بخشنامه ابلاغی از سوی وزیر آموزش و پرورش بود؛ اول بهمن امسال سیدمحمد بطحایی بخشنامه مربوط به فهرست اسامی دانشجویان پذیرفتهشده نهایی رشتههای متمرکز شهریور ماه و کد 1111 موردنیاز آموزش و پرورش در دانشگاههای فرهنگیان و تربیت دبیر شهیدرجایی مربوط به آزمون سراسری سال 97، را ابلاغ کرد.
پرتال وزارت آموزش و پرورش هم سعی دارد همه چیز را خوب و عادی نشان دهد . ( این جا )
" وزیر آموزش و پرورش از حل مشکل استخدام پیمانی دانشجو معلمان و اصلاح احکام خبر داد.
به گزارش مرکز امور هماهنگی، ارتباطات و حوزه وزارتی آموزش و پرورش، سید محمد بطحایی در مورد مشکل استخدام پیمانی دانشجو معلمان ورودی 97 دانشگاه فرهنگیان و شهید رجایی اعلام کرد: در جلسه شب گذشته با همکاری ریاست محترم سازمان امور اداری و استخدامی، مقدمات جذب آزمایشی برای ورودیهای سال 97 فراهم و امروز از استانها میخواهم بهسرعت مدارک موردنیاز برای این مهم را فراهم کنند تا قبل از پایان سال جاری احکام اصلاح و به آزمایشی تبدیل شود و درباره مسئله استخدامی همکاران جوانم الحمدالله مشکل حل شد . "
« فهمیه طباطبائی » خبرنگار روزنامه همشهری در صفحه شخصی خود می نویسد :
" از صبح تا ساعت یک و سی ظهر با سه منبع معتبر در رده مدیران سازمان امور استخدامی درباره ادعای جدید بطحایی مبنی بر حل مشکل دانشجو معلمان پیمانی 97 صحبت کردم .
آن ها این خبر را تکذیب کردند و گفتند چنین وعده ای داده نشده . حقیقت تلخ بهتر از دروغ شیرین است . فریب دانشجو معلم . "
موضوع به این جا ختم نمی شود .
دوباره خبرگزاری پانا دوشنبه 8 بهمن در خبری از قول جمشید انصاری رئیس سازمان اداری و استخدامی می نویسد :
" رئیس سازمان امور استخدامی و اداری کشور تایید کرد که به دلیل تعهد وزارت آموزش و پرورش به دانشجومعلمان دانشگاههای فرهنگیان و شهید رجایی، این سازمان از اختیاراتش استفاده میکند و قرارداد دانشجو معلمان به صورت رسمی آزمایشی خواهد بود.
جمشید انصاری به پانا گفت: «قرارداد کاری مشاغلی که حاکمیتی نیست به صورت پیمانی بسته میشود و در شغلهای حاکمیتی قرارداد به صورت رسمی ـ آزمایشی منعقد میشود. شغل معلمی به دلیل اینکه حاکمیتی محسوب میشود بعد از دوره پیمانی تبدیل به رسمی آزمایشی میشود.»
او ادامه داد: «مجوزی که ما برای وزارت آموزش و پرورش برای جذب ۳۵ هزار نفر دانشجومعلم صادر کرده بودیم به همین قاعده مجوز پیمانی بود اما مسئولان آموزش و پرورش وقتی دفترچه آزمون را منتشر کردند در قسمتی که جزئیات دفترچه تنظیم میشود قید کردند دانشجومعلمان به صورت رسمی آزمایشی استخدام میشوند. طبعاً این مساله یک توقعی در بین دانشجو معلمان ایجاد کرد. به همین ترتیب آموزش و پرورش بخشی از دولت محسوب میشود و طبیعتاً حرف آموزش و پرورش حرف دولت است و این مسئله توقعی از دولت برای دانشجو معلمان ایجاد میکند.»
او به مذاکره وزیر آموزش و پرورش برای حل این مساله اشاره کرد و گفت: «وزیر آموزش و پرورش دیروز صبح این موضوع را با بنده مطرح کردند و گفتند که چنین اتفاقی در هنگام صدور دفترچه رخ داده است. من به ایشان گفتم که ما اختیاراتی داریم که تصمیم بگیریم افرادی را از ابتدا به صورت رسمی آزمایشی استخدام کنیم و برای حل این مشکل و دغدغه دانشجو معلمان از این اختیارات استفاده میکنیم و مجوز پیمانی را به رسمی آزمایشی تغییر میدهیم. بر مبنای همین قولی که من به وزیر آموزش و پرورش دادم، آقای بطحایی نیز به دانشجو معلمان اعلام کرد که قراردادهای آنها از ابتدا به صورت رسمی آزمایشی منعقد میشود، حرف ایشان کاملاً دقیق است و ما حتما این کار را انجام خواهیم داد.»
او ادامه داد: «استخدامها معمولا به صورت پیمانی است سال پیش نیز استخدامهای آموزش و پرورش به صورت پیمانی منعقد شد، ۱۸ هزار نفر نیرویی که آموزش و پرورش سال گذشته استخدام کرد همگی به صورت پیمانی بودند، اما دوستان در دفترچه امسال عبارت رسمی آزمایشی را درج کردند. البته به طور کل فرقی در نوع قرارداد وجود ندارد و قرارداد همه دانشجو معلمان قبل از فارغالتحصیلی از دانشگاه رسمی آزمایشی میشود و هیچ تفاوتی نیز بین حقوق رسمی آزمایشی و پیمانی وجود ندارد، به نظر میرسد بخشی از وزارتخانه در جریان این نوع مجوز نبوده است و آگهی مربوط به پذیرش دانشجو معلمان به صورت رسمی آزمایشی منتشر شده است، به دلیل این که آن آگهی مربوط به وزارتخانه آموزش و پرورش است و تعهد وزارت آموزش و پرورش تعهد دولت است ما بعنوان دستگاه ستادی دولت کمک کردیم تا این مشکل برطرف شود.»
اگر این خبر صحت داشته باشد رئیس سازمان اداری و استخدامی که قاعدتا باید بر قوانین اشراف داشته باشد دچار اشتباهات فاحش و تناقضاتی شده است .
نخست این که آقای انصاری نشان دهد که مطابق کدام قانون مصوب مکتوب آموزش و پرورش نهادی حاکمیتی ومعلمی یک شغل حاکمیتی محسوب می شود ؟
ماده 8- قانون مدیریت خدمات کشوری امورحاکمیتی را این گونه تعریف و تبیین می کند :
" آن دسته از اموری است که تحقق آن موجب اقتدار و حاکمیت کشور است و منافع آن بدون محدودیت شامل همه اقشار جامعه گردیده و بهرهمندی از این نوع خدمات موجب محدودیت برای استفاده دیگران نمیشود. "
اما درست در ماده 9 این قانون ، " آموزش و پرورش " در رسته امور اجتماعی، فرهنگی و خدماتی طبقه بندی می شود .
در برنامه های مصوب توسعه نیز چنین جایگاهی اساسا برای آموزش و پرورش و معلمان تعریف و تبیین نشده است .
صرف اظهار نظرهای شفاهی مسئولان بدون ماده قانونی نمی توان چیزی را مستند کرد .
احتمالا آقای انصاری هم مانند وزیر و شاید دانشجو معلمان نیز دفترچه مذکور را خوب و دقیق مطالعه نکرده اند .
ایشان عنوان می کند :
" اما مسئولان آموزش و پرورش وقتی دفترچه آزمون را منتشر کردند در قسمتی که جزئیات دفترچه تنظیم میشود قید کردند دانشجومعلمان به صورت رسمی آزمایشی استخدام میشوند ... "
این در حالی است که در دفترچه در دو جا از واژه استخدام پیمانی استفاده شده و تاکید گردیده است .
پرسش از رئیس سازمان اداری و استخدامی آن است که اگر حرف آموزش و پرورش حرف دولت است پس این همه کش و قوس و دعوا سر چه بوده است ؟
حرف های خبرنگار روزنامه همشهری را چگونه باید تفسیر کرد ؟
آقای انصاری می گوید :
" ۱۸ هزار نفر نیرویی که آموزش و پرورش سال گذشته استخدام کرد همگی به صورت پیمانی بودند ... "
این دقیقا مخالف سخنان علی الهیار ترکمن است که تصریح می کند سال گذشته بر اساس همان مجوز، نوع استخدام «رسمی آزمایشی» بود و امسال بر اساس همان مجوز، نوع استخدام «پیمانی» است .
این همه تناقض و سخنان خلاف واقع موید چه چیزی می تواند باشد ؟
گروه استان ها و شهرستان ها/
یادداشت زیر توسط یکی از فرهنگیان استان برای صدای معلم ارسال گردیده است .
این رسانه آمادگی خود را برای شفاف سازی و پاسخ مسئولان اعلام می کند .
سالهاست یک سری حواشی ساده ذهنم را مشغول کردهاست. این حاشیهها شاید در نظر شما بسیار پیش پا افتاده و حتی سخیف جلوه کنند. اما هرچه میگذرد، تبعات و نتایج همین امور به ظاهر پیشپا افتاده و ناقابل را در اموری بزرگتر میبینم و درمییابم که:
سرِ چشمه بایدگرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گذشتن به پیل
….و اما چند نمونه از این امور ساده و قابل تأمل؛ که از بس پرتکرارند، به چشم وگوش کسی نمیآیند، لیک نتایج فاجعهآمیزشان در بسیاریجاها، از جمله زمین فوتبال نمایان میشوند:
ـ دقت کردهاید که تقریبا در تمام مشاهد مشرّفه و اماکن مقدسه و زیارتگاهها، چه غوغایی از سر و صدا و پرگویی و هوارهوارکشی برپاست؟ آیا تا کنون در حرم امامرضا علیهالسلام، مجال لحظهای تمرکز و آرامش و سکوت یافتهاید؟ یا اینکه باید مرتب به فریاد و فرمان صلوات این و آن پاسخ دهید؟
ـ در نماز جماعات مساجد، تکبیرگویِ نماز پرگویی میکند. فرمان «اللهاکبر» آغاز نماز را که میدهد، پشت سرش باید یادآوری کند که: «تکبیرةالاحرام!» و گاهی حتی به یاد نمازگزاران بیاورد که نماز ظهر است یا عصر. بعد از اتمام نماز نیز فردی از میان حاضران باید جماعت را یادآورَد که فلان تسبیحات را بخوانند.
ـ در هر ازدحامی، باید با داد و هوار فرمان صلوات داد، تا راه باز شود. نیز در هر دعوا و اختلافی چند نفر از چپ و راست میآیند و پرمیگویند و دخالت ناروا میکنند؛ نسخه نجاتبخش هم فرمان به روبوسی و صلوات است، و نه حل مشکل توسط فرد مشکلگشای کاردان.
ـ در هر اعزام به حجی، ساعتها در کاروانها آموزش میدهند، سفارشها میکنند، تحذیرها و هشدارها را روان میکنند و این آموزشها و پرحرفیها تا انتهای سفر همچنان جاریست؛ در عینحال بینظمی و پرگویی و موقع و مکانناشناسی در مراسم حج از سوی هموطنان ما چشمگیر وگاه مایه خجالت است؛ از بس پُر شنیدهاند، پُر میگویند.
ـ مصاحبههای خیابانی و گذرگاهی صدا و سیمایی!: قبل و حین و بعد از اعتکاف حتما باید احساس معتکف را بپرسند و مصاحبهشونده هم خود را ملزم میبیند تا ته احساسش را شرح دهد؛ مبادا مشغولذمّه بینندگان بماند!
ـ در فوتبال، داور تا زمانی محترم است که بالای چشم ما ابرو نبیند و خم بر آن نیاورد، در غیر این صورت، اگر هم در بازی جان سالم بهدر ببرد، پس از بازی خود و جدّ و آبائش یا مورد حمله اینترنتیست و یا محل بحث و فحص کارشناسان سیمایی! در زمین بازی بینالمللی هم باید پرگویی و زیادهخواهی کنیم، وگرنه عادت نیکوی(!) پرگفتن و طلبکار عالم و آدم بودن از یادمان میرود.
خواهید پرسید، موارد پیشگفته چه ارتباطی به آخری، یعنی فوتبال داشت؟ شاید هیچ ارتباطی نداشته باشد و زنجیره معیوب حواشی ذهن نویسنده، رطب و یابس را به هم پیوند داده؛ لیک پرگویی غیرمسئولانه و عدم تربیت در چگونگی گفتار در زیارتگاه و مسجد و مکه و منبر و محراب و خیلیجاهای دیگر، به باجخواهی قلدرانه در زمین بازی جلوی چشمان میلیونها انسان میانجامد.
اگر ژاپنی کم حرف میزند و پُر کار میکند، آن را در مدرسه و معبد و جامعه و محیط کارش آموخته؛ و اگر ما در حرم و مسجد و تاکسی و طواف کعبه و سعی صفا و مروه پر میگوییم و کم فکر میکنیم، نیز در محیط تربیت مان آموختهایم و یا نیاموختهایم!
روزنامه اطلاعات
انّ الله لا يُغيِّرُ ما بقوم حتّی يغيّرو ما بانفسهم (1)
مقدمه
گذشتِ سال ها ، به تنهایی ، چیزی بر ما نمی افزاید . این ما هستیم که با گذشت زمان باید چیزهایی بر دانسته ها و تجارب خود بیفزائیم .
فهم و درک و شعور هر انسان در سایۀ تربیت و پرورش والدین و همۀ معلمان و اساتید ، ضمن بزرگ شدن و طی تحصیل علم و دانش ، ممکن می گردد. اما غنای آن و یا تداوم و کاربردی شدن آنها ، نتیجۀ تلاش و همّت و ارادۀ خود ماست. به فعلیت درآوردن تمامی توانایی های بالقوه ذاتی و یا پرورش یافته شده ، در سایۀ میزان توانمندی ما در حرکتی است که انجام می دهیم و درجۀ تحقق آنها ، نهفته است. اگر من امروز فقط به عنوان یک دبیر بازنشسته با تحصیلات در حد کارشناسی ، متوقف شده ام و از توانایی های تمامی قسمت های مغزم برای انجام کارهای گوناگون و متنوع استفاده نمی کنم ، مقصر و مجرم خودم هستم . چون اراده ای ضعیف دارم و یا از افرادی هستم که شرایط موجود را ایده آل می دانم و توقف اختیار کرده ام . این امر ربطی به قضا و قدر ندارد و یا کس دیگری قسمت مرا برای فعالیت بیشتر از من نرُبوده است. برخی از ما در انتظار سفید شدن موهایمان برای افزایش حجم و محتوای تجارب زندگی در انزوا و سکوت و بی تحرکی به سر می بریم . در این شرایط بدون مطالعه و سفر و فعالیت اقتصادی و تحمل رنج ، گنجی میّسر نخواهد شد و در همان سکونت روح و جسم خود ، عمرمان به پایان خواهد رسید و اگر طول زندگی مان بلند باشد ، عرض زندگی مان نتایج چندان مفید و مؤثری که ارزش به یادگار گذاشتن برای نسل بعدی و یا افزودن به تجارب فعلی انسانها ، را نخواهد داشت. ما زیستیم بی آن که مؤثر بر جریان زندگی باشیم . ما فقط زیستیم.
ایجاد تغییر و تحول اساسی در یک جامعه چگونه به وجود می آید؟
حال هر یک از ما معلمان به این نکته بیندیشیم که بدون خلق هر نوع ارزش تحول زا و یا تغییر هر نوع رفتاری ، بهبود اوضاع معیشتی و یا تحول در نظام آموزشی در جامعۀ ما شدنی است؟! یعنی ما باید در انتظار وزیری بنشینیم که با خِرد و مجموع توانایی های خود به ایجاد تغییرات اساسی و بنیادی در آموزش و پرورش بپردازد و یا خیر ، هر یک از ما می توانیم با ایجاد تغییر در نگرش و باور خود و یا انتقال دیدگاه های اصلاحی در کلاس درس برای دانش آموزان ، یقین حاصل کنیم که فردا از امروز روشن تر و پرمایه تر خواهد شد.
انسان هایی که منتظر می مانند تا شاید ، شرایط زندگی ایده آل و مطلوب گردد ، هرگز طعم خوشبختی را نمی چشند. در جامعه ما افرادی همچون چوخ بختیار صمد بهرنگی ، بسیار زیاد است. عادت کردن به آرامش و یکنواختی زندگی ، که آن را عین سعادت می شمارند. چنین افرادی از ایجاد تغییرات و یا دگرگونی عادات زندگی خود واهمه دارند. عافیت طلب و آسوده خاطرند هم برای خود و هم برای همسایه ، از
نظر آنان همین شرایط موجود ، بهترین است. در مقابل ، افرادی هستند که حِسّ تحول و دگرگونی درون و بیرون از خود را می پسندند و در پی آن هستند که هر دائم شرایط مطلوب و خوشایندی برای انسانها فراهم کنند، اما خود این دسته افراد نیز شاید بر چهار نوع دیگر تقسیم می شوند:
1 ) آنهایی که در انتظار تزریق شرایط مطلوب از سوی مسئولان و مدیران و قانون و شخصیت های سیاسی می نشینند ، که حداقل در جامعۀ ما انتظار و توقّعی غیرمنطقی و غیرعملی است .
2 ) آنهایی که معتقدند ابتدا باید خودشان تغییر کنند تا بعد جامعه تغییر کند.
3 ) آنهایی که معتقدند ابتدا باید جامعه تغییر کند تا بعد افراد فرصت تغییر بیابند.
4 ) آنهایی که معتقدند فرد و جامعه ، هر دو به تغییر هم زمان نیازمند هستند.
شاید همانند موضوع تقدّم مرغ و تخم مرغ که توافقی برای بشر در این خصوص از لحاظ منطقی وجود ندارد ، ما در جامعه خود برخلاف کشورهای پیشرفته که قرنها پیش انتخاب خود را کرده اند و یقین قرین به احتمال ، قبل از اعتقاد به تغییرات فردی و یا اجتماعی و اولویت بندی نوع تغییرات مفید و مطلوب در جامعه ، به باور ایجاد تغییر در اعتقاد و دیدگاه و تفکر خود رسیده اند. آنان جهان بینی خود را تغییر داده اند. آنان اساس هر تغییری فقط در پول و سرمایه و بودجه ، خلاصه نکرده اند، هر چند چنین شرایط مطلوب به الزام مسیر انتخاب شده برای آنان فراهم شده است ، اما اولویت اول آنان تلاش فردی ، پشتکار جمعی و تثبیت اخلاقیات در آموزش و گفتار و عمل ، بوده است. آنان به نمایش تصویر دائمی مذهب و دین برای جامعه پذیری کودکان نپرداخته اند. آنان اخلاقیات و ارزش ها و هنجارها را که متناسب مضمون دین هست را در لابلای آموزش کشور خود تعبیه ساخته اند و برای همین موفق شده اند و ما فقط به حفظیات مفاهیم دین ، دانش آموزان را وادار ساخته ایم و یا ناخواسته آنان را به تظاهرات مذهبی برای رسیدن به هدف ، واداشته ایم.
سرمنشأ تغییر آموزش است
ما معلمان و دبیران ، امتیاز برتری در جامعه برعهده داریم که ارزش و جایگاه آن با هیچ چیز دیگر و حتی ثروت ملی و یا جهان ، همسنگ نیست. یعنی " آموزش کودکان " . محل اصلاح ساختاری و ایجاد تغییر و تحول زیربنایی و تضمین سعادت جامعه ، نظام آموزشی هر کشور است. نظام های دیگر از جمله اقتصادی و فرهنگی و سیاسی از ناحیه آموزش ، ماهیت اجرایی می یابند. مغز و قلب هر جامعه ای برای تداوم حیات خود به آموزش پویا و زاینده نیازمند است. ایرانی ها شاید جزو معدود مللی هستند که برای انجام چنین اموری بهانۀ مشترک و ثابتی دارند
دریچه ای مختصر بر آغاز تغییرات رخ داده شده در کشورهای پیشرفته با تحقق دو پدیدۀ اجتماعی - سیاسی
یکی از این نمونه ها که در پیشرفت همه جانبۀ این کشورها مؤثر بوده است شکل گیری خانواده هسته ای در اروپاست ، کاهش زاد و ولد همزمان با کاهش مرگ و میر ناشی از توسعه و پیشرفت در علوم مختلف و ترویج بهداشت و دارو برای کنترل جمعیت بود که همزمان با آن به کاهش جمعیت برای توسعۀ کیفی زندگی دست یازیدند. هر چند امروز بسیاری از آنان دارای جمعیت غیرمولّد و سالخورده هستند اما با مدیریت سیستماتیک ، شرایط جدید را نیز با نیازهایشان هماهنگ ساخته اند. در این بین ارجحیت عقل مداری و تفکر و احترام به شعور انسانها نیز رشد یافت و زنان صاحب حقوق اجتماعی و امتیازاتی همسطح مردان گردیدند. اما در کشورهای عقب نگه داشته شده یا عقب مانده و یا در حال توسعه که به نظرم هر سه یک معنا را دارد و فقط دولت ها برای دلخوشی و فریب خود و ملت شان ، مراتب آن را به وجود آورده اند، همزمان با رشد و توسعه علم و سطح بهداشت و کاهش مرگ و میر به دلیل بالا بودن نرخ بیسوادی ، همچنان زادو ولد نرخ بالایی داشت ، تا حدی که بیشتر این کشورها مبتلا به انفجار جمعیت شدند و 45 درصد جمعیت آنان زیر 15 سال قرار گرفت ، یعنی دارای جمعیت جوان هستند.
نمونه دوم : کشورهای پیشرفته مسیر خود را از توازی با سایر کشورها منفصل و به امتداد ترقی و پیشرفت خطوط کمی و کیفی تمامی ابعاد زندگی ، تبدیل ساختند و کشورهای عقب مانده در توهّم جهل خویش تا امروز باقی مانده اند. آنان دلایل عقب ماندگی خود را چنین تفسیر می کنند:
دخالت قضا و قدر ، فشارهای سیاسی قدرتمندان ، مثلث زر و زور و تزویر آمریکا ، بازی شطرنج و تسلط قدرت در جهان با جنگ سرد بین روس و آمریکا ، استعمار نظامی دو کشور روس و آمریکا در زمان جنگ سرد و پس از آن و..... که این وضعیت تا بعد از جنگ جهانی دوم و تا آغاز تلاشها و اصلاحات میخائیل گورباچف ادامه داشت . او واپسین رهبر شوروی بود و در سال 1991 نقش مهمی در پایان دادن به سلطه کمونیسم در اروپای شرقی و اتحاد جماهیر شوروی سابق و پایان گرفتن جنگ سرد داشت . او در سال 1990 جایزه صلح نوبل را دریافت کرد.
اگر دقت کنیم آنچه که در این بین برنده شد قدرت ایجاد تغییر مثبت و باور غلط بودن شرایط موجود بود. گورباچف در واقع به بازی 46 ساله شطرنج جهت تسلط قدرت نظامی بین شوروی و آمریکا و به تفکر انجمادی کمونیسم که بیش از یک قرن حاکمیت داشت ، پایان بخشید.
تا کی باید در انتظار شرایط زندگی ایده آل و مطلوب باشیم ؟
دو مورد ذکر شده فقط اشاره ای بسیار جزئی بود بر نحوۀ آغاز تغییرات در نگرش و بینش مردم . ما ملتی انقلاب کرده هستیم و بهای بسیار
سنگینی طی رشادت های قهرمانانۀ زنان و مردان کشور خود برای رسیدن به تغییرات مطلوب و مناسب در جهت برخورداری از حقوق اجتماعی و آزادی در تمامی ابعاد آن ، پرداخته ایم . تحصیل نسلی از جوانان در مدارس و دانشگاه ها ، تحت تأثیر شرایط ملتهب انقلاب و جنگ در سخت ترین شرایط ممکن صورت گرفته است ، لذا امروز خواب و غفلت و نومیدی و افسردگی و بی تحرکی و بی تفاوتی من و شما در جامعه ای که توفیق همزمانی با انقلابی را داشته است ، باعث می شود تا همۀ آرمانها و فرصت های طلایی ایجاد تغییر و تحول از بین برود. مگر چند تن در طی عمرشان توفیق و امکان همزمانی با وقوع یک انقلاب را به دست می آورند؟ شرایط موجود خواب رفتگی و تحمل مرض آلود مشکلات و عدم حل و فصل موانع رشد و توسعه از سوی هیچ مسئولی در خور ملت انقلاب کرده نیست. جملۀ زیر مصداق آشکاری بر این ادّعا است :
به قول پروفسور حسين باهر ، عضو هيئت علمی دانشگاه شهيد بهشتی آیۀ «إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ» مصداق قرآنی فرهنگ عمومی است و تا مردم خود نخواهند اين فرهنگ تغيير نمیكند. (2)
ما آن قدر که درگیر بیان آلام و دردهای بیشمار جامعه هستیم ، اراده ای قوی برای ایجاد شرایط مساعد تغییر و تحول در زندگی فردی و اجتماعی خود را نداریم. روزمرگی و اسارت روح و اندیشۀ ما در تعقیب شبانه روزی اخبار اقتصادی و سیاسی ، واقعیت زندگی مردم این کشور را برای لذت بردن از زندگی و نثار عشق و علاقه به یکدیگر ، تحت تأثیر منفی قرار داده است . قدر مسلم طعم خوشبختی و سعادت برای زندگی که مدت محدود و مشخصی دارد ، شامل همۀ این مواردی که ما خود را درگیر آن می کنیم نیست. حق این ملت داشتن امنیت فردی و اجتماعی جهت رسیدن به یک زندگی معمولی اما پربار است. ما کمتر سهمی در تزاید فرهنگ عمومی کشور داریم و حتی اثرات مثبت حاصل فرهنگ گذشتگان را نیز با اِهمال و بی اعتنایی خود از دست می دهیم . زندگی بدون فرهنگ و آموزش مناسب ، یعنی همان اعتراضات پرخاشگرانه ای که اکثرمان درگیرش هستیم. به جای همراهی و همدلی و هم اندیشی ، در پی عصبیت بی نتیجه ای هستیم که تمامی ارزش ها را تضعیف می سازد. یادمان باشد من و شما ایرانی هستیم و ایران برای سربلندی خود به افتخاراتی بیشتر در تمامی عرصه ها نیاز دارد. اما متأسفانه شرایط موجود خلق شده قبل هر چیز به اُختاپوسی شبیه است که همه چیز زنده و پویا را می بلعد. مسئول و غیر مسئول همگی در این جامعه برای شرایط آشفتۀ اجتماعی موجود ، مقصرند هر چند سهم مسئولان بیشتر از افراد عادی است اما من هم در حد خود مقصرم . شاید به دلیل غفلت و درخواب رفتگی و عدم مطالبۀ حقوق اجتماعی. هر چند امروز بسیاری از آنان دارای جمعیت غیرمولّد و سالخورده هستند اما با مدیریت سیستماتیک ، شرایط جدید را نیز با نیازهایشان هماهنگ ساخته اند
حال از کجا آغاز کنیم ؟
از کجا به همۀ این تحولات مورد انتظار دست یازیم ؟ یعنی چنین امکانی برای ما هم وجود دارد ؟ بهترین ، بِکرترین ، بی نظیرترین ، نادرترین و مطلوب ترین سنگر ایجاد تغییر و دگرگونی در اذهان کودکان این سرزمین در اختیار من و شمای معلم در کلاس درس قرار دارد . اگر امروز منِ معلم در انتقال فرهنگ متعالی بشری و اخلاق پسندیده و شهامت انجام امور مختلف و متفاوت ، کوتاهی و غفلت نمایم ، تاریخ ایران، هیچ مرد و زن تحول زایی را در خود نخواهد دید. در هر جلسۀ کلاس درس ، یک مفهوم ارزشمند ساده و متناسب سن و درک آنان ، جهت تنویر افکار به کودکان و نوجوانان و جوانان آموزش دهیم ، تا الگوی مناسب برای تفکر و حرکت داشته باشند.
ایرانی ها شاید جزو معدود مللی هستند که برای انجام چنین اموری بهانۀ مشترک و ثابتی دارند : مگر وقت هست ؟ مگر وقت و یا اجازۀ گفت و گوی آزاد در کلاس درس هست ؟ مگر وقت مطالعۀ کتاب هست ؟ مگر ..... از خواب گِران بی تفاوتی و خودخواهی برخیزیم. من و شما در هر موقعیت سنی و شغلی و اقتصادی و اجتماعی و در هر منطقه ای که در آن زندگی می کنیم ، باید باور کنیم که زمان بسیاری را برای داشتن شرایط مطلوب فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی از دست داده ایم و فردا برای باور معنای آیۀ 11 سورۀ رعد یعنی : خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمیدهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند! بسیار بسیار دیر است . من در حد مجموع توانایی های خود قادر به انجام کدام امور تحول زا و مفید جامعه هستم ؟ شمای مسئول چطور ؟
مسئولیت شما مدیران ارشد در ایجاد تحولات اساسی بسیار بیشتر از من است. هدایتگر سفینۀ زندگی شمائید تا کی غفلت و خواب زدگی ؟!!
پس یا علی ....
1) آیه 11 سوره رعد
2 ) خبر گزاری بین المللی قرآن - کد خبر: ۲۴۴۲۱۷۰ - ۱۴ آبان ۱۳۹۱ .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
در ویدیویی که ضمیمه این یاداشت است، دانش آموزان مدرسه روستایی وحدت آبمورد در استان کهگیلویه و بویراحمد تصنیف "دوش دوش" استاد محمدرضا شجریان را هم خوانی می کنند.
در این ایام ملال که زمین و زمان سخت تیره می نماید و آسمان ِ بلند آرمان ها و آرزوهای ملت بزرگ ایران را ابرهای یاس و ناامیدی فرا گرفته است، هیچ چیز نمی توانست مانند این ویدئو حال خوب را دوباره به من برگرداند.
در چرایی این امر به نظریه توسعه دکتر رنانی استدلال خواهم کرد.
دکتر محسن رنانی معتقد است بذرهای توسعه پایدار ایران عزیز را باید قبل از تولد فرزندان این کهن مرز و بوم پاشید. بر اساس نطریه توسعه ای ایشان، تنها راه تحقق توسعه پایدار توجه و تمرکز به نهاد کودکی در ایران است.طراحی و اجرای برنامه های توسعه ای برای دوران کودکی و حتی برای دوران جنینی و پیش از تولد از الزاماتی است که برنامه ریزان توسعه باید آن را جدی بگیرند. ای کاش همکارم در مدرسه وحدت این چند سطر را می دید و می خواند و می دانست که یکی از هزاران بهانه سر کردن زمستان برای ایران عزیز و ایرانیان شده است
در هیاهوی مردان سیاست و عربدکشی های رجاله هایی که منافع رذل شخصی و جناحی شان را به نام دین، انقلاب ...بر منافع ملی اولویت می دهند با دیدن این ویدیو هنوز هم همچنان می توان امید داشت و امیدوار ماند. زیرا که بیینده آگاه می شود از وجود قلب هایی که به عشق ایران و ایرانی می تپد . همچنین دلش قرص می شود از وجود انسان های توانمندی که با کمترین امکانات در دور دست ترین مناطق این سرزمین پهناور، با استفاده از شیوه های خلاق در حال تولید سرمایه اجتماعی هستند.
دیدن معلم های عاشق و دانش آموزان عاشق تری که خورشید عشق به میهن در آسمان ِ وجود آنها در حال درخشیدن است به نوعی باز تولید سرمایه اجتماعی می باشد که کیمیای روزگار ما شده است. گرمای عشق این جماعت عاشق در مدرسه ای روستایی و محقر ، یخ های یاس و ناامیدی را چون آفتاب تموزی که بر برف تابیدن می گیرد، آب می کند.
یقین دارم سیاهی دل های" نادان ِدوست" ها و پلیدی نیات خائننان به ایران عزیز، در روشنایی خورشید ِ وجود این عشاق زائل خواهد شد.
باید بر دست و بازوی همکاری که در این مدرسه این چنین شور می آفریند و عاشقی می کند بوسه ها زد. البته این کار لازم است ولی باز کافی نیست.چرا که برای توسعه پایدار ایران عزیز باید سرمایه های نمادین جدیدی هم خلق کرد.
اگر من جای وزیر آموزش و پرورش بودم تجلیل باشکوه و پر سرو صدایی از این همکار عاشق می کردم. تا هم قدردان خلاقیت او در کارش باشم و هم گامی در جهت باز تولید سرمایه ای نمادین برداشته باشم.
ولی افسوس که وزیر نیستم و این چند خطی که سیاه کردم تنها کاری است که از دستم بر می آید.
ای کاش همکارم در مدرسه وحدت این چند سطر را می دید و می خواند و می دانست که یکی از هزاران بهانه سر کردن زمستان برای ایران عزیز و ایرانیان شده است.
همکار پرتوان و اگاهم، پرتوان تر باشی...انشاالله
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید