گروه گزارش- نرگس کارگری/

پیرو نامه های متعدد معلمان مدارس غیرانتفاعی به صدای معلم دال بر نادیده گرفتن فعالیت های آنان و نبودن اولویت و امتیاز حتی در آزمون های استخدامی و هم چنین بی توجهی نمایندگان مجلس به حل مشکلات آنها به عنوان یک نیروی آزاد که همپای معلمان مدارس دولتی در جهت ارتقای سطح علمی و آموزشی تلاش می کنند و با توجه به آنکه نگاه ویژه اولیا و موسسان مدارس را لحظه به لحظه به جنبه اهمیت هزینه های پرداختی از جانب خانواده ها در این گونه مدارس که کاملا خصوصی محسوب می شود بیش از سایر مدارس دارا هستند، این توقع ایجاد می شود که دولت نسبت به نحوه ی به کارگیری و رصد شرایط حقوقی ،بیمه ، امنیت شغلی و امکانات رفاهی که این معلمان نگاه منحصر به فردی را نیز داشته باشد.
شکایت های معلمان این گونه مدارس به اداره کار ، تعاون و رفاه اجتماعی به نفع آنان تمام نمی شود. زیرا ساعت های کاری را با مفاد قانون کارگر و کارفرما طبق آیین نامه ساعتی محاسبه می کنند و باز هم حقوق آنان تضییع می شود. از این حیث سعی شد با تعدادی از معلمان این مدارس به صورت مطالعه ای پژوهشی مصاحبه ای صورت بگیرد و در حال حاضر تنها پاسخ های آنان نسبت به سوالات خبرنگار این رسانه منتشر شود.
اکثریت کسانی که مورد پژوهش قرار گرفتند ، از نداشتن قرارداد صحبت کردند و اینکه مدارس از آن ها چک سفید امضا با مبالغ ده میلیون به بالا و یا سفته معادل آن برای ضمانت کار اخذ کرده اند .
ترس از دست دادن شغل و برخوردهای مدیران مدارس عمده بیان نکردن نام و مشخصات افراد و حتی استقبال نکردن از مصاحبه شد.
در هر اداره واحدی به نام مشارکت های مردمی وجود دارد که اغلب معلمان از نحوه ی پاسخ دهی و پیگیری مشکلاتشان شاکی بودند.
ولی هیچ کدام از معلمان مورد مصاحبه و همکاران همراهشان موارد اعتراض خود را به ارزیابی عملکرد اطلاع نداده بودند.
متاسفانه با اینکه این معلمان اکثرا تحصیل کرده های دانشگاهی و بعضا با مدارک لیسانس و ارشد و دکتری بودند ولی از حقوق مدنی خود هیچ مطالعه نداشته و صرفا به مقایسه حق الزحمه ها و امکانات مدارس با یکدیگر اکتفا می کردند.
نیمی از مصاحبه شوندگان خانم و نیمی آقا بودند .
آنان گفتند نامه های بسیاری به وزرای آموزش و پرورش ، نمایندگان مجلس ، سازمان بازرسی کل کشور و حتی بیت رهبری نوشته اند و خواستار نگاه ویژه به وضعیت نابه سامان خود شدند ولی متاسفانه هیچ جوابی دریافت نکردند.
یکی از معلمانی که از استان یزد با وی مصاحبه شد گفت از نماینده این استان که به تازگی طرحی برای سایر معلمان به خصوص خرید خدمات و نیروهای بعد از ۹۲ نهضت که شرایط شان به عنوان نیروی آزاد با آنان یکسان است خواسته ایم که نسبت به معلمان مدارس غیر دولتی هم امتیازاتی را قائل شوند.
از آقای زینی وند می خواهیم که بررسی تخصصی تری راجع به مدارس غیرانتفاعی داشته باشند و نیروهای آموزشی این مدارس را منحصر به موسس ندانند و برای جلوگیری از بیگاری هایی که از نیروهای این مدارس کشیده می شود چاره ای بیندیشند.
برای هر دانش آموز حداقل از سه میلیون و شش صد تا ۲۷ میلیون در مدارس گرفته می شود ولی برای معلم حقوقی بسیار بسیار پایین تری در نظر گرفته می شود.
* 5 سال دبیر ریاضی مدرسه غیرانتفاعی هستم.
دو سال بدون بیمه کار کردم. از سال سوم بیمه کامل شدم.
حقوق هم سال سوم ساعتی ۱۰ هزار تومان
ولی سال چهارم و پنجم ساعتی ۱۵هزار تومان
حدود ۳۰ ساعت در هفته کلاس دارم حقوقم ۲ میلیون تومان است.
* مقطع متوسطه اول و دوم از استان خراسان
برای نیروهای آزاد زیاد مزایا ندارند .
عیدی و پاداش در نظر نمی گیرند.
دی و خرداد حقوق نداریم.با اینکه کار نیروی آزاد را بیشتر از رسمی قبول دارند ،اما در مورد حقوق و بیمه می گویند دستمان بسته است.ارشد ریاضی محض از دانشگاه تهران دارم.در مدارس غیرانتفاعی متاسفانه بیشترین سود به جیب موسس مدرسه می رود.اکثرا هیچ بیمه ای در نظر نمی گیرند .فقط به خاطر اینکه به اداره کار یا بیمه پاسخگو باشند حدود یک هفته در ماه بیمه می کنند.امسال مدرسه ای که می خواستم با آن ها همکاری کنم حقوق ماهیانه ششصد هزارتومان و بدون بیمه را پیشنهاد دادند .وقتی حساب کردم نصف این پول باید خرج رفت وآمد می شد منصرف شدم. توقع خانواده ها از معلمان غیرانتفاعی بالاست.چون پول می دهند می خواهند همه چیز طبق میل آن ها باشد.مدیران مدرسه هم برای اینکه منبع درآمدشان همین خانواده ها هستند مجبورند حق را به خانواده بدهند.

* اهل گلستانم و مدرک فوق لیسانس ریاضی دارم.
من دبیر متوسطه اولم. برای ما ساعتی حساب می کنند. در یک شهرستان 200 هزار نفری ساعتی 8 هزار تومان که از این مبلغ 10درصد برای مالیات کسر می کنند و هیچ گونه بیمه ای برایمان پرداخت نمی کنند. می گویند چنانچه بخواهید بیمه شوید اسم تان را در لیست می فرستیم ولی فقط خودتان باید هزینه اش را واریز کنید. مزایا هم به جز روز معلم هیچ چیز دیگری نداریم. که آن هم از حقوق خودمان کم می کنند و برایمان هدیه می خرند. حتی عیدی و سنوات هم نداریم.
* اهل لرستانم . البته من در مدرسه ای کار کردم که مادرم موسسش هست ولی مشکلات خیلی خیلی زیاد بود و هست...من خودم کلکسیونی از مشکلات هستم...یه چند دقیقه اجازه بدین یه متن خوب براتون بفرستم....
از سال 1392 تا هم اکنون در مدرسه غیرانتفاعی در مقطع پیش دبستانی شروع به کار کردم...
این را هم ذکر کنم مدرسه غیرانتفاعی من فقط یک کلاس در مقطع پیش دبستانی در یک روستا داشت...
چون مردم روستا اکثرا کارگر یا کشاورز بودند درآمد زیادی نداشتند و جزو قشر محروم جامعه هستند و قادر به پرداخت شهریه پیش دبستانی نیستند.
مجبور شدیم شهریه ها را کم کنیم...باز هم در اکثر موارد یا پول رو نمی دادند و یا خیلی دیر می دادند...
در این دوران بیمه نبودم و نمی توانستم خودم را بیمه کنم ...پولی که به دست می آوردم خرج ایاب و ذهابم می شده و می شود.
من در سال 97 ، 6 تا دانش آموز داشتم و ماهی 80 هزار تومان از آنها می گرفتم و کل حقوقم 480 هزار تومان بود و چون مدیر مدرسه هم خودم بودم خرج های جانبی مدرسه هم پای من بود....
این هم از داستان سوزناک ما.
* اهل گیلانم .برایتان بگویم که من حتی یک روز هم بیمه ندارم .
حقوق هم هر زنگ یعنی 1.45 دقیقه ده هزار تومان می دهند.همه دستمزد حتی پول کرایه ای نمی شود که می رویم. متاسفانه با اینکه این معلمان اکثرا تحصیل کرده های دانشگاهی و بعضا با مدارک لیسانس و ارشد و دکتری بودند ولی از حقوق مدنی خود هیچ مطالعه نداشته و صرفا به مقایسه حق الزحمه ها و امکانات مدارس با یکدیگر اکتفا می کردند !
* من اهل لرستانم .از لاعلاجی سر کار می روم.مجبورم برای 2 ساعت در یک دبیرستان از اول سال تا پایانش 180 هزار تومان به من دادند.
هیچ عیدی و سنوات و مزایایی هم ندارم.هنوز قرارداد ننوشتند اما قرار شده یک میلیون و صد هزار تومان امسال بدهند .اما بیمه کامل بخواهم بپردازم تقریبا نصف حقوق کم می شود . بعضی مدارس چند روزی بیمه رد می کنند.سال قبل ۸۸۰ هزار تومان حقوقم بود و ۳۵۰ هزار تومانهم برای بیمه کم می شد .چون خودم می خواستم بیمه باشم اگر نمی خواستیم ۵ روز پرداخت می شد.کاش واقعا کسی به فکر نیروهای آزاد بود.البته مدارسی هستند با ۳۰۰ و ۵۰۰ هزار تومان فعالیت می کنند. من در مدرسه ای با جمعیت زیادتر هستم و نام مطرحی دارد.یعنی مدرسه اسم و رسم دار با ساختمان با امکانات و تعداد دانش آموز نزدیک ۲۰۰ نفرمدیر با سرمایه ی شخصی این مدرسه را راه انداخته. البته ناگفته نماند که بنده خدا خودش هم زیاد هزینه کرده حالا تا کی سرمایه ی اولیه رو بتونه جمع کند .
* اهل کرمانم . چی بگم معلم های غیر انتفاعی مزایایی ندارند حقوقم کم است ولی من چون تو خونه بیکار نباشم می روم.اکثر همکارانم مثل خودم بیمه نیستند .تازه نیروهای دولتی سر حقوق و بیمه مشکل دارند چه برسد به غیر انتفاعی ها.پانصد هزار تومان حقوق می گیرم . دو سال است سابقه کار دارم. متاسفانه اصلا دولت نظارت کافی نداره نه تنها اینجا بلکه همه زمینه ها!
من دو سال سابقه کار دارم.
امروز تو تاکسی نشسته بودم دیدم اولیای دانش آموز مدارس دولتی آه و ناله داشتن که از ما بابت ثبت نام دویست هزار تومان گرفتند .مدرسه اگه دولتی هست این پول ها برای چیست؟ مردم خرج نان شب رو ندارند.
* در استان مازندران زندگی می کنم .22 روز بیمه برایمان واریز می کردند. مهر تا اردیبهشت بیمه داشتیم . به تعداد ساعت هایی که بودیم مدرسه حقوق پرداخت می کرد. پنج شنبه وجمعه و تابستان حقوق نداریم.
هیچ مزایای دیگری هم نداریم.
میزان حقوق اگر در ماه تعطیلی نداشتیم و به مرخصی نمی رفتیم به 500 هزار تومان می رسید.

* اهل گلستانم . کار در مدارس غیرانتفاعی در واقع نوعی کار با حقوق و مزایای بسیار ناچیز و اندک است.
کار در این گونه مدارس به گونه ای است که معلم حق گرفتن حقوق در حد کاری که می کند را ندارد. معلم حق مرخصی گرفتن و حتی بیمارشدن را ندارد. و فقط می تواند سه روز درسال مرخصی داشته باشد.
هر وقت والدین دانش آموزان انتقادی از کارمعلم داشته باشند، موسس بی آنکه حرف دو طرف رابشنود ، حق را به والدین می دهد فقط به این خاطر که آنان شهریه می پردازند. بنابراین باید راضی از مدرسه بیرون بروند تا سال دیگر نیز فرزند خود را آنجا ثبت نام کنند.
در این گونه مدارس معلمان اغلب یک چهارم و یا حتی یک پنجم معلمان رسمی حقوق می گیرندکه بیشتر اوقات آن را هم با تاخیر دریافت می کنند.
این معلمان زحمت کش و بی ادعا عیدی ،پاداش،بیمه و...ندارند.
و در آخر ظلم زیادی به این قشر از معلمان تنها به این جهت که آنان معلم رسمی نیستند، می شود.حقوق من سال89 هشتاد هزار تومان. 90 صدوپنجاه هزار تومان. سال91دویست هزار تومان. سال92 دویست و هفتاد هزار تومان. سال93 سیصد و پنجاه هزار تومان . سال94 پانصد هزار تومان . سال95 ششصد و هفتاد هزار تومان . از سال95 به بعد کارنکردم. بدون بیمه و مزایا و بدون عیدی.سال 95 کارشناس اداره اسم من و دو نفر از همکارانمان را به عنوان بهترین های منطقه به اداره داد. اون سال از اداره زنگ زدند برای قرارداد خرید خدمات. ماهی 500 هزار تومان همراه بابیمه می پرداختند. الان نمی دانم چقدر است.
* کارشناس ارشد زیست ،اهل خراسان رضوی هستم . مدارس غیر انتفاعی فقط تا می توانند از آدم کار می کشند با حقوق بسیار پایین ! امسال تازه ساعتی ۶ هزار تومان پرداخت کردند. ولی دورمان می زنند. بعد عید پولمان را نمی دهند. بیمه ام نیستیم . اگر خواسته باشیم بیمه شویم باید خودمان پولش را بپردازیم . تا یکم صحبت میکنیم می گویند می توانید بروید. لیسانس بیکار زیاد است. باید مبصر کلاس باشی همیشه بچه ها رو ساکت نگه داری و بر خلاف میلت چون مدرسه پولی هست باید به بچه ها نمره دهی.در کل اصلا مزایا ندارد. فقط اعصابت از بین می رود. فقط فرسودگی برایم معلم می ماند. سودش هم در جیب دیگری ست.
* اهل فسا هستم . بنده دانشجوی دکتری برنامه ریزی درسی ام. مقطع پنجم ابتدایی را تدریس می کنم.
در دانشگاه نگفته ام که شش سال است معلمم چون به اندازه یک معلم ارزش برایمان قائل نیستند. من در یکی از استان های مرزی زندگی می کنم و ماهی پانصد هزار تومان بدون بیمه حقوق من است. اختیارات کلاس هم دست مدیر است. آخر هر نیم سال کارنامه ها را خودشان صادر می کنند. وقتی بازرسین هم می آیند می گویند خوب حرف بزنید. عصرها در یک تعمیرگاه کار می کنم تا بتوانم مخارجم را تامین کنم. من تاکنون ازدواج هم نکردم.
در مدرسه نه عیدی تاکنون به من دادند و نه مزایایی پرداخت کردند . سال گذشته فقط برای روز معلم با مدیر و همکاران با دانش آموزان به اردو رفتیم.
* با مدرک کارشناسی ارشد آموزش ابتدایی در ناحیه سه اصفهان در پایه چهارم تدریس می کنم.
۶۵۰ هزار تومان حقوق می گیرم و فقط فروردین و اردیبهشت را بیمه هستم. مابقی ماه های سال را خودم پرداخت می کنم. هیچ کدام از معلمان مورد مصاحبه و همکاران همراهشان موارد اعتراض خود را به ارزیابی عملکرد اطلاع نداده بودند !
هر سال از ۱۵ تا ۲۷ دانش آموز داشته ام.
در مدارس غیر انتفاعی دانش آموزان با مشکلات زیاد را ثبت نام می کنند. کنترل کلاس برخی مواقع از دسترس خارج می شود. فضای کلاس بسیار کوچک است و اصلا نمی شود تکان خورد. کلاس من امسال زمستان بخاری هم نداشت چون جای گذاشتنش نیست.
هیچ مزایایی نداریم. برای روز معلم همکاران باید پول روی هم بگذارند برای مدیر هدیه بخرند. شما از عیدی و سنوات نگویید که آن ها پیشکش ! معلم های مدارس غیرانتفاعی هر روز باید نگران باشند که مواخذه نشوند. اخراج نشوند. امنیت شغلی ندارند. مثلا مادر سارا امروز بگوید چرا خانم فلانی به دخترم گفت چرا درس دیگر را کار نکردی مدیر از کم کاری من می بیند و مرا سرزنش می کند و مرتب می گوید فکر سال بعدت را بکن. دو ماه یکبار به ما حقوق می دهد آن هم به صورت چک. قبل مهر هم موقع قرارداد ده میلیون سفته می گیرند. بیمه هم نداریم مگر آنکه خودمان پرداخت کنیم. از ۶۰۰ هزار تومان من همه را باید برای بیمه بپردازم. تازه چون دو ماه یکبار حقوق می دهد جریمه بیمه ماه قبل را هم خودم باید بدهم.

* اهل تهرانم . پنج سال است در مدرسه غیرانتفاعی نمونه ای کار می کنم. در کلاسم دو دانش آموز اوتیسم دارم. به خاطر کتک هایی که به من می زدند کلیه راستم دچار مشکل شد و یک هفته نتوانستم به مدرسه بروم. به خاطر اعتراضم که باید این دو دانش آموز به مدارس مخصوص خودشان بروند ، مدیر مدرسه حقوق آن ماه را نپرداخت. گفت شما معلمی و باید از پس کلاس بر بیایی. بیمه هم نیستم. ماهی ۵۰۰ هزار تومان دریافت می کنم. هیچ مزایایی ندارم.
* لیسانس آموزش ابتدایی دارم. همکارانم که خرید خدمات خوزستان شدند وضعشان بهتر از ماست. آن ها حقوق اداره کار و بیمه نه ماه را لااقل می گیرند.
اهل خرمشهرم . مدرسه ای که من در آن کار می کنم دوره اول است. شش کلاس دارد. در هر کلاس ۲۰ تا ۲۵ نفر دانش آموز .حقوقی که امسال به من دادند ۴۵۰ هزار تومان بود با دو سوم بیمه که از خودم کسر کردند. دانش آموزان اختلالات یادگیری را نمی توانیم تکرار پایه کنیم. صدای اولیا در می آید. به اجبار مدیر با نمراتی نسبتا خوب به پایه بالاتر می روند.
اگر بیمار شویم و یا اضطراری مرخصی بخواهیم از حقوقمان کسر می شود. حقوق فروردین را نصفه می پردازند. تا اواسط خرداد مدرسه می رویم ولی حقوقی نمی دهند. برای فرم اجباری مدرسه هر سال باید ۲۹۰ هزار تومان بپردازیم که همه کادر همسان باشند. برای جشن های مدرسه باید لباس تم آن جشن را بپوشیم و هزینه آن را از خودگان می گیرند.
هیچ مزایایی هم نداریم.
عیدی و سنوات هم نداریم.
من چون با سابقه ترین مدرسه هستم برای روز معلم به من یک پتوی مسافرتی دادند.
برای مدیر و معاونین مدرسه هم معلمان باید هدیه بخرند. از اولیا کل هزینه کتاب های کمک آموزشی را می گیرند و با تخفیف از انتشارات می خرند و بعد پای من معلم می نویسند که چون قرار است سر کلاس کار شود به معلم داده می شود . در صورتی که چنین چیزی نیست. لیسانس جامعه شناسی دارم و ۳۴ سنم هست.حدودا چهار سال معلم غیرانتفاعی بودم و پنج سال هم خرید خدماتم. که سه سالش را در استانی محروم کار کردم.
سه سال است از طریق خرید خدمات بیمه شدم. ولی در غیرانتفاعی بیمه نداشتم. بعد از مدرسه و روزهای تعطیل در شرکتی کار می کنم. سه ماه تابستان را راننده ام. دخل و خرج با هم نمی خواند .در مدرسه غیرانتفاعی ماهی ۶۰۰ می گرفتم. خرید خدمات هم شش ماه است هیچ حقوقی نگرفتم. معلمی را دوست دارم وگرنه خانواده ام از اینکه جوانی ام بیهوده رفته است ناراحتند. پول بنزینم ماشینم را هم نمی توانم در بیاورم.
ارشد دانشگاه دولتی قبول شدم ولی نرفتم.
مدارس غیرانتفاعی فقط پول می گیرند ولی امکاناتی بیشتر از دولتی ارائه نمی دهند. مگر مدارسی خاص. من به کسی پیشنهاد نمی کنم غیرانتفاعی ثبت نام کند.
گروه گزارش/

امروز شنبه 23 شهریور مراسم تکریم و معارفه محسن حاجی میرزایی وزیر آموزش و پرورش در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با حضور معاون اول رئیس جمهور ، وزیر آموزش و پرورش ، برخی از وزرای سابق آموزش و پرورش ، مدیران کل آموزش و پرورش استان ها ، اعضای ستادی و شورای معاونین وزارت آموزش و پرورش و خبرنگاران و اصحاب رسانه برگزار گردید .
در ابتدای این نشست کلیپ های ویدئویی – تبلیغاتی از عملکرد سیدمحمد بطحایی و سیدجواد حسینی توسط ویدئو پروژکتور که توسط روابط عمومی این وزارتخانه تهیه شده بود به نمایش درآمد .
این نشست تقریبا در موعد مقرر شروع گردید و این برخی از مدیران ستادی وزارت آموزش و پرورش بودند که مطابق معمول خود را با تاخیر به نشست می رساندند .
از وزرای سابق آموزش و پرورش علی اصغر فانی ، سیدکاظم اکرمی ، سیدمحمد بطحایی ، علیرضا علی احمدی و محمود فرشیدی در نشست حضور داشتند . سیدجواد حسینی سرپرست سابق وزارت آموزش و پرورش نیز حضور داشت اما خبری از دانش آشتیانی نبود .
ابتدا سیدمحمد بطحایی به عنوان نخستین سخنران به بیان عملکرد 22 ماهه وزارت خویش پرداخته و از آن دفاع کرد اما اشاره ای به دلیل و یا دلایل استعفای مبهم و پرسش برانگیز خویش نکرد .

بطحایی به تغییر شیوه انتخاب مدیران مدارس اشاره کرد و مجددا از مافیای کنکور ، کتاب های به اصطلاح کمک آموزشی و... انتقاد کرد .
بطحایی ضمن اشاره به این که در مدت وزارت وی فعالیت های پرورشی خیلی خوب و رو به جلو بوده است تصریح کرد که بیش از 80 درصد وعده هایش یا به سرانجام رسیده و یا در حال انجام است .
وزیر پیشین آموزش و پرورش تاکید کرد که آموزش و پرورش و اداره آن از عهده یک ، 10 نفر ، 100 نفر و... برنمی آید .
زمانی که بطحایی به روی سن آمد با استقبال گرم و روبوسی مجری مراسم رو به رو شد و زمانی که سخنرانی بطحایی که اکثرا محتوای تکراری و کلیشه ای داشت به پایان رسید باز هم با استقبال گرم مجری مراسم مواجه شد اما پس از پایان سخنرانی حسینی سرپرست سابق وزارت آموزش و پرورش مجری آفتابی نشد .
مجری مراسم در حین صحبت به حضور افراد و اشخاص حقیقی و حقوقی اشاره کرد جز خبرنگاران و رسانه ها .
حسینی حدود 10 دقیقه به ایراد سخن و دیدگاه های خویش پرداخت .

حسینی گفت :
ما باید تلاش کنیم از کم پنداری و کوچک انگاری به نظام تعلیم و تربیت در تمام سطوح جلوگیری کنیم .
ما باید تلاش کنیم استقلال آموزش و پرورش حفط شود .
زمانی که حسینی سخنرانی اش را به پایان رساند از محمود فرشیدی که در ابتدا نام او را نبرده بود عذرخواهی کرد .
( مشروح سخنان سیدجواد حسینی در صدای معلم منتشر خواهد گردید . )
پس از حسینی ، اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور به مدت 33 دقیقه سخنرانی کرد .
جهانگیری گفت : آقای بطحایی خودش استعفا داد، من وقتی خبردار شدم که با استعفای وی موافقت شده بود. این اتفاق در ایام تعطیلات عید فطر بود و من خبر را در موبایل دیدم. تعجب کردم که ایشان هوس مجلس به سرش زده است.
معاون اول رئیس جمهور مهم ترین اولویت توسعه در ایران را توسعه علمی و توسعه نیروی انسانی دانست .

جهانگیری در پایان سخنان خویش گفت :
یکی از رویکردهای مهمی که هم در آموزش و پرورش باید با حساسیت دنبال شود و هم در جامعه این است که کودکی و نوجوانی را به رسمیت بشناسیم .
این ممکن است در برنامه جایی نیاید . کودک حق دارد بازی کند . ما نباید تا کودکی بازی کرد فکر کنیم خیلی کار عجیبی است .
کودک حق دارد ورزش کند . کودک حق دارد که از نشاط و شادی برخوردار باشد .
کودک حق دارد که با مهر و محبت با او رفتار شود .
این باید در تمامی رویکردهای ما حاکم باشد و این ها را به رسمیت بشناسیم .
وقتی این ها را به رسمیت نمی شناسیم مجبوریم در مقابل حوادثی قرار بگیریم که برای حل آن حوادث باید از حیثیت همه ی نظام مایه بگذاریم که ببینیم که بدانیم آن را چگونه حل کنیم .
این سخنان جهانگیری اشاره ای ضمنی به مرگ " سحر خدایاری " مشهور به " دختر آبی " بود که انعکاس های بسیار گسترده در داخل و خارج داشت اما معاون اول رئیس جمهور اشاره ی مستقیمی به آن نکرد .
( مشروح سخنان معاون اول رئیس جمهور در صدای معلم منتشر خواهد شد . )
آخرین سخنران این مراسم ، « محسن حاجی میرزایی » وزیر آموزش و پرورش بود .
حاجی میرزایی 22 دقیقه سخنرانی کرد . با آن که زان پایان مراسم ساعت 10 صبح اعلام شده بود اما ایشان تا حدود ساعت 20 / 10 به ایراد سخن پرداخت .
وزیر آموزش و پرورش دسترسی به آموزش باکیفیت را حق همه شهروندان دانست و گفت: ما متعهدیم که این حق را در کل جامعه برقرار کنیم. در سالهای گذشته تلاشهای زیادی شده است تا نابرابریهای آموزشی رفع شود اما هنوز در ابتدای راه هستیم و باید برای رفع کامل این نابرابریها تلاش کنیم.

وی ادامه داد: آموزش و پروش باید بتواند به نیازهای جامعه پاسخ دهد. امروز اندیشمندان معتقدند سرعت تحولات به گونهای است که جریان کسب و کار دچار تغییرات اساسی خواهد شد و بسیاری از مشاغل حذف و مشاغل جدیدی اضافه میشود. این تغییرات چهره جامعه را عوض میکند و ما باید به این سوال پاسخ دهیم که نسل جدید تا چه حد توانایی مواجهه با این دنیای جدید را دارد.
حاجیمیرزایی گفت: مفهوم حقیقی توسعهیافتگی به این معناست که اگر جامعهای وارد عصر جدیدی شد خود را نبازد و بتواند با تکیه بر ارزشهای خود بر روی پای خود بایستد، اگر تغییرات ما را دچار سرگردانی کند یعنی کار خود را به درستی انجام ندادهایم.
وی گفت: آموزش و پروش فروش یک کالا از یک تولیدکننده به یک مصرفکننده نیست، دانشآموزان دریافتکننده نیستند آنها انتخابکننده هستند. آنها ذوق، شوق، نفرت و عشق دارند. آنها خستگی و نشاط دارند و نظام تعلیم و تربیت باید بتواند با توجه به این نکات به نیازهای آنها پاسخ دهد.
وزیر آموزش و پرورش در پایان تاکید کرد: ما باید دانشآموزان را برای پذیرش و ایفای نقش فعال و داوطلبانه تربیت کنیم در این راه معلم رکن اصلی است. ما باید به معلمان خود ارج بگذاریم، معلمان باید از برترین منزلت اجتماعی برخوردار باشند. بنده تلاش خواهم کرد که برنامههایم را حول معلمان سازماندهی کنم .
طولانی شدن مدت مراسم باعث گردید تا برخی از حاضران سالن را ترک کنند .
برخی از مدیران ستادی نیز مانند شاپور محمد زاده که هم زمان دو پست سرپرست مرکز امور هماهنگی، ارتباطات و حوزه وزارتی و نیز ریاست سازمان سوادآموزی را بر عهده دارد در حین سخنرانی وزیر آموزش و پرورش در حالت خواب و بیداری به سر می برد .
با این حال محسن حاجی میرزایی و علی رغم مشاهده جو سالن به سخنرانی خویش ادامه داد .
3 ردیف از صندلی های جلو به مدیران کل ستادی و شورای معاونین و مقامات اختصاص داده شده بود اما خبری از اختصاص جایگاه برای خبرنگاران نبود .


پایان گزارش/
گروه گزارش/

پس از اطلاعیه حسین خنیفر رئیس دانشگاه فرهنگیان در مورد وقایع اخیر این دانشگاه که با واکنش و حتی موج محکومیت در شبکه های اجتماعی رو به رو گردید ؛ هیات رئیسه دانشگاه فرهنگیان در این خصوص اطلاعیه ای صادر کرده است .
در این اطلاعیه آمده است :
" دانشگاه شریف و ارزش مدار فرهنگیان هرگز اجازه شبهه افکنی به آرمان ها و ارزشهای اسلامی را به احدی نخواهد داد به همین منظور ، با قاطعیت برخورد لازم را با خاطی به عمل آورده است. فرد مذکور در هیچ کدام از سلسله مراتب ارشد مدیریتی دانشگاه جایگاهی ندارد و بر خلاف مطلب منتشر شده از سوی برخی منابع خبری از مسئولین دانشگاه محسوب نمی شود. بهتر است مسئولان این دانشگاه که وظیفه ی برنامه ریزی و سیاست گذاری در این دانشگاه را بر عهده دارند تعریف خود را از " معلم شایسته " به صورت دقیق و عملیاتی شفاف کنند .
هیات رئیسه دانشگاه فرهنگیان در ادامه آورده است :
" ما اعضای شورای معاونین به همراه کارکنان دانشگاه فرهنگیان در سراسر کشور همچنین اعلام می داریم جای پرداختن به این مباحث در کرسی های آزاد اندیشی است نه فضای غبار آلود مجازی.
از زمان استقرار مدیریت جدید دانشگاه، فضای نقد و نظر در حوزه های مختلف سیاسی و اجتماعی از رشد قابل قبولی برخوردار و نمونه بارز فضای آزاد سیاسی و نقد، آمار مناظرات دانشجویی با حضور شخصیت های برجسته سیاسی از تمام جریانات مختلف در دانشگاه و نگاه برابر به تشکل های اسلامی با گرایش های مختلف است و دیگر نمونه آن مراسم شانزده آذرسال گذشته در تمام مراکز و پردیس ها بود که در سطح ملی برای اولین بار یازده تشکل دانشجویی در فضای کاملا آزاد به بیان دیدگاه ها و نقد های خود در حضور وزیر آموزش و پرورش پرداختند.
وجود بیش از 140 نشریه دانشجویی، موفقیت های تیم های راه یافته به مناظرات کشوری دانشگاه فرهنگیان در کنار افزایش تشکل های سیاسی در مدیریت جدید نشان می دهد اتهامات وارده مبنی بر تک صدایی در دانشگاه فرهنگیان مردود است.
ما خادمان دانشگاه فرهنگیان در راستای تحقق فرامین رهبر فرزانه انقلاب برای جبران کمبود معلم مورد نیاز برای کلاس های درس، تمام اهتمام خود را به کار بسته ایم و از همه دلسوزان و علاقه مندان به اصلاح نظام تربیتی کشور استدعا داریم به جای حاشیه سازی بر یک اتفاق نامیمون، اهتمام خود را به یاری این دانشگاه برای تامین معلم شایسته نظام جمهوری اسلامی معطوف نمایند.
در پایان ضمن مذمت هرگونه جسارت یا شبه افکنی در احساسات مذهبی ملت شریف ایران، همه همکاران دانشگاه و دانشجوم علمان را در درون و تمام افرادی که با نقد های تند و بعضا غیرواقعی که از فرصت ایجاد شده سعی در سوء استفاده و تسویه حساب شخصی کردند را دعوت به آرامش کرده و از خداوند سبحان در ایام عزاداری حسینی (ع) طلب توفیق خدمت به نظام تعلیم و تربیت کشور را مسئلت می نماییم .
نخستین پرسش « صدای معلم » آن است که وقتی نظرات خدیجه گلین مقدم حتی در صفحه شخصی اش تحمل نشده و دستاویز عده ای برای تسویه حساب و شانتاژ رسانه ای قرار می گیرد قرار است تا در کرسی های آزاد اندیشی با تفسیری که آقایان دارند دیدگاه های خویش را مطرح کند ؟ آیا واقعا از سوی مسئولانی که خود را " مدیریت ارشد " این دانشگاه می خوانند و می دانند چنین باوری وجود دارد ؟
هیات رئیسه این دانشگاه ضمن دفاع از حضور فضای باز و نقد آزاد برای اثبات مدعای خویش به مراسم شانزده آذر سال گذشته اشاره کرده است که در سطح ملی برای اولین بار یازده تشکل دانشجویی در فضای کاملا آزاد به بیان دیدگاه ها و نقدهای خود در حضور وزیر آموزش و پرورش پرداختند.
پرسش این است چند درصد از سخنان نمایندگان این تشکل ها به صورت مشروح در پرتال دانشگاه فرهنگیان و فارغ از کلیشه های غالب و کسل کننده روابط عمومی منتشر گردید ؟
فقط رسانه صدای معلم بود که این دیدگاه ها را به صورت کامل منتشر کرد .

پرسش دیگر صدای معلم آن است که چرا در این گونه نشست ها و سایر مناظرات دانشجویی از رسانه ها و خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش دعوتی به عمل نمی آید تا جامعه و افکار عمومی بدانند در " دانشگاه فرهنگیان چه می گذرد ؟
با این حال ؛ علی رغم درخواست صدای معلم از مسئولان وزارت آموزش و پرورش برای انتشار کامل این نشست ها توجهی به آن نگردید ؟
بهتر است مسئولان این دانشگاه که وظیفه ی برنامه ریزی و سیاست گذاری در این دانشگاه را بر عهده دارند تعریف خود را از " معلم شایسته " به صورت دقیق و عملیاتی شفاف کنند .
آیا "صلاحیت های حرفه ای " مطابق حداقل استانداردهای آموزش پویا و علمی دنیا در برنامه های این دانشگاه تعریف و تبیین شده است ؟

آیا با سازو کاری که در این دانشگاه پیش بینی شده و مهم تر از آن نگرشی که این مقامات نسبت به آموزه های " مدیریت مدرن و علمی " دارند ؛ اساسا از دانشگاه فرهنگیان " معلم حرفه ای " بیرون می آید ؟
اصولا آیا مفهوم تربیت معلم حرفه ای با آموزش ایدئولوژیک سازگار بوده و هم خوانی دارد ؟
در فقدان حضور " سازمان نظام معلمی " چگونه می توان به تربیت و نگهداری معلمان حرفه ای در آموزش و پرورش امیدوار بود ؟
پرسش صریح صدای معلم آن است که چرا هیات رئیسه دانشگاه فرهنگیان تاکنون در برابر گزارش های صدای معلم بی تفاوت بوده است ؟
اگر واقعا " قانون " و اجرای دقیق آن توسط این هیات رئیسه و سایر ارکان دانشگاه پی گیری می شد دیگر چه دلیلی برای ورود نهادهای بازرسی خارج از آموزش و پرورش به دانشگاه فرهنگیان بود ؟ پرسش دیگر صدای معلم آن است که چرا در این گونه نشست ها و سایر مناظرات دانشجویی از رسانه ها و خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش دعوتی به عمل نمی آید تا جامعه و افکار عمومی بدانند در " دانشگاه فرهنگیان چه می گذرد ؟
نظر این هیات رئیسه در مورد ابقای غیرقانونی دو معاون این دانشگاه چیست و چرا تاکنون " سکوت " پیشه ی خود کرده اند ؟
امیدواریم تا الگوی دانشجو معلمان در قانون مداری و احترام به روح قانون عملکرد این مسئولان نباشد .
داود محمدی نماینده مردم تهران پیرامون حواشی دانشگاه فرهنگیان عملکرد خنیفر را دور از اخلاق دانشگاهی و رفتار علمی دانسته و تصر یح می کند :
تحلیل و تفسیر باورها و اعتقادات فرهنگی، ریشه های دینی و تاریخی داشته و این گونه اظهار نظرها بایستی با توجه و تکیه بر مقتضیات زمان و مکان و همچنین شناخت و درک مناسب از باورهای مذهبی جامعه توسط علما، روشنفکران دینی ،واندیشمندان مذهبی با رجوع بر متون تاریخی و دینی صورت پذیرد.
وی در ادامه رفتار رئیس دانشگاه فرهنگیان را به دور از اخلاق دانشگاهی و مدیریت علمی خواند و بر تسامح و تساهل و همچنین نگاه ارشادی و اصلاحی در دانشگاه فرهنگیان به عنوان یک خانواده و پرهیز از تنش و حاشیه تاکید نمود .
به نظر می رسد هیات رئیسه دانشگاه فرهنگیان به جای توصیه دیگران برای دعوت به آرامش ضمن پاسخ گویی و شفاف سازی از رئیس این دانشگاه بخواهد تا در مورد اطلاعیه خویش عذرخواهی کند .هر چند رفتارشناسی مدیران در این سیستم نشان می دهد که در این مورد نباید خیلی خوش بین باشیم .
پایان گزارش/
گروه اخبار/
یکی از اولیاء دانش آموزان دبستان شهید باهنر واقع در حاشیه جنوبی شهر میانه در پیامی به صدای معلم نوشت : " عوض مجتمع آموزشی در تبریز و انباشتن کلاس های درس بلااستفاده در مرکز استان آذربایجان شرقی ؛ آقای پاشایی و مسئولین آموزش و پرورش استان و کشور لطفا به داد مردم و دانش آموزان خردسال مظلوم دبستان لازم التوجه شهید باهنر واقع در حاشیه جنوبی شهر میانه برسند که ده سال است حکم تخریب خورده و در حال ریزش است .
کجاست عدالت آموزشی؟!
آقای استاندار ! چرا به داد ما نمی رسید؟
آقای رییس جمهور ! چرا مساعدت ویژه ای نمی فرمایید؟ "
گروه استان ها و شهرستان ها/
تاکنون اخبار ، گزارش ها و یادداشت های انتقادی قابل توجهی در مورد عملکرد اداره کل آموزش و پرورش هرمزگان در صدای معلم منتشر شده است . اما تاکنون این اداره کل حتی یک پاسخ و یا جوابیه هم برای این رسانه ارسال نکرده است .
« صدای معلم » در 29 اردیبهشت 1398 در گزارشی نوشت : ( این جا )
" شاید یکی از ویژگیهای مشترک مدیران انتشار پیامهای تبریک و مناسبتها است که گاهی حتی بدون اینکه مدیر پیام را خوانده باشد- پیام توسط روابط عمومی تنظیم میشود یا از فضاهای اینترنتی بهصورت تمامقد کپیبرداری میشود- در رسانهها انتشار مییابد.
از این دست پیامها در آموزش و پرورش نیز به فراوانی یافت میشود از پیام بازگشایی مدارس تا جشنها و اعیاد، روز معلم و ..
بستگی به نوع مناسبت حساسیت مدیر در انتشار این متنها نیز قابل توجه است.
امسال به مناسبت روز روابط عمومی اما هیچکدام از مدیران 22 منطقه هرمزگان نه پیامی صادر نمودند و نه خبری مبنی بر تجلیل کارشناس روابط عمومی در وبسایتشان منتشر شد!
تنها یک پیام از مدیرکل در سایت قرار داده شد که اهمیت این پست را یادآور شده است!
حال جای سؤال اینجاست که جدا از مطالب روی کاغذ جایگاه روابط عمومی در مناطق و ادارات آموزش و پرورش استان چگونه است؟
آیا روابط عمومی توان ارزیابی افکار فرهنگیان در مسائل آموزشی و تربیتی را دارد؟ اینکه دیدگاه و نظر وی چقدر در مجموعهاش دارای اهمیت و مهم شمرده میشود؟
شاید کارشناسان روابط عمومی آموزش و پرورش ادارات و مناطق هرمزگان بتوانند درستترین پاسخ را برای این سؤال به ما بگویند. ولی واقعیت امر این است که هرگز ارزش روابط عمومی فراتر از نصاب پارچه و عکاس جلسات فراتر نرفته است و امیدی به بهبود نیز نیست.
بیشترشان از نداشتن دوربین و اینترنت و لوازم ضروری حوزه کار گلایه مندند!
صدها خبر و گزارش کاملاً کپی شده در سایت خبری ادارات آموزش و پرورش هرمزگان گواه این ادعا است که پایینترین اهمیت مربوط به توجه و ارزیابی افکار عمومی است.
اینکه در بین این همه گزارش غیرحرفهای یک دیدگاه و مطالبه فرهنگیان قید نشده است بهروشنی یکطرفه بودن این مسئولیت را و صرفاً خبر مدیر را تنظیم نمودن آشکار میسازد.
از طرف دیگر آمارهای منتشرشده در خبرها توسط عمومیها معمولاً به دلیل عدم اشراف کامل بر موضوع ناقص بوده و قابل استناد نیز نیست.... "
با این حال در بیست و دومین جشنواره شهیدرجایی هرمزگان ، آموزش و پرورش هرمزگان برگزیده جشنواره شهید رجایی استان شده است .
پرتال اداره کل آموزش و پرورش هرمزگان می نویسد :
موسی دادی زاده مدیر کل آموزش و پرورش استان هرمزگان در حاشیه آیین تجلیل از برگزیدگان جشنواره شهید رجایی استان هرمزگان گفته است : " افزایش کارآمدی، پاسخگویی، شفافیت عملکرد دستگاههای اجرایی، همچنین توسعه فرهنگ عدالت گستری، آگاهی مردم از عملکرد سازمانها، ترویج فرهنگ کار گروهی به جای فردی ونیز تقویت وجدان کاری و انضباط اجتماعی را می توان از شاخص های اختصاصی مورد ارزیابی در این جشنواره نام برد."
مدیرکل آموزش و پرورش هرمزگان با بیان اینکه این موفقیت در سایه خرد جمعی، همدلی و پشتکار همه همکاران و معلمان استان هرمزگان به دست آمده است، اظهار داشت: بدون تردید در کسب این عنوان همه فرهنگیان اعم از مدیران، اولیا و مربیان و کارکنان پرتلاش آموزش و پرورش مناطق استان هرمزگان و همچنین نتیجه حمایت و همدلی اعضای شورای آموزش و پرورش استان و در راس آن استاندار محترم هرمزگان، خیرین عزیز، نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی، پیشکسوتان تعلیم و تربیت، ائمه جمعه و جماعات، شوراها و معتمدین، مدیران اجرایی بوده است.
گروه گزارش/
در پی درج گزارشی در صدای معلم با عنوان " انتقاد از عملکرد اداره آموزش و پرورش شهریار " ( این جا ) روابط عمومی این اداره در تماسی با این رسانه دعوت کرد تا گفت و گویی برای تنویر افکار عمومی و نیز طرح پرسش صورت گیرد .
این دعوت با استقبال صدای معلم واقع گردید .
آن چه می خوانید طرح پرسش های صریح این رسانه با مجید پارسا مدیر اداره آموزش و پرورش شهریار است .

پس از استعفای وزیر آموزش و پرورش و سرپرستی جناب دکتر حسینی، نهایتا جناب محسن حاجی میرزایی به عنوان وزیر آموزش و پرورش به مجلس معرفی و با رای قاطع بر مسند این وزارت خانه قرار گرفت. از ابهام فراوان در بیان دلایل استعفای جناب بطحایی از زبان ایشان تا حواشی و دلایل عدم معرفی جناب حسینی به مجلس که بگذریم، نکاتی در خصوص ابهام در برخی از اولویت های ابلاغی رئیس جمهور به وزیر جدید نگارش می شود؛ شاید مورد توجه دولت و وزیر آموزش و پرورش قرار گیرد.
ذیل اولویت های عمومی در بند ۵ چنین نگارش شده است:
"اولویت واگذاری فعالیتها به مردم و فراهم آوردن زمینه مشارکت هر چه بیشتر بخش خصوصی"
همچنین بند۶ اولویت های تخصصی بدین عبارت ابلاغ شده است: "حرکت به سمت جایگزین سازی تدریجی ارائه مستقیم خدمات آموزشی توسط دولت با خرید خدمت"
جهت کنکاش زوایای موضوع ابتدا باید مشخص شود قوانین در مورد آموزش و پرورش چگونه نگارش شده و چه چیزی از دولت ها می خواهد.
قانون اساسی ایران در سه مورد آموزش و پرورش رایگان را حق همه مردم دانسته و دولت را مکلف به مهیا نمودن شرایط لازم جهت استفاده عموم مردم از آموزش رایگان نموده است.
طبق اصل ۳ قانون اساسی دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد:
۱-...
۲-...
۳-آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی
طبق اصل ۳۰ قانون اساسی دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.
طبق اصل ۴۳ قانون اساسی برای تامین استقلال اقتصادی جامعه و ریشه کن کردن فقر و محرومیت و برآوردن نیازهای انسان در جریان رشد با حفظ آزادی او، اقتصاد جمهوری اسلامی ایران بر اساس ضوابط زیر استوار می شود:
۱-تامین نیازهای اساسی، مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت،
درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه جا دارد آموزش و پرورش به جای برنامه ریزی برای خرید خدمات آموزشی در بخشهای اعلام شده از قبیل: پژوهش سراها، مربیان بهداشت، متصدیان آزمایشگاه ها و کارگاه ها، رشته های مرتبط با مهارت آموزی در مقاطع مختلف و بویژه مدارس فنی حرفه ای و کاردانش و سایر رشته ها که با کمبود نیرو در زمان حال یا آینده نزدیک روبه رو است، خود بر اساس سند تحول بنیادین جهت آموزش و تربیت نیروی متخصص از طریق توسعه رشته های مورد نیاز در دانشگاه فرهنگیان اقدام کند.
۲-...
و طبق اصول قانون اساسی هر گونه تصویب قوانین مغایر با احکام اسلامی و قانون اساسی ممنوع و باطل است. همچنین هر گونه بخشنامه و آیین نامه مغایر با متن و روح قانون نیز باطل است و اصولا مجلس و دولت یا هر نهاد و سازمانی نمی تواند مصوبه ای مخالف قانون اساسی و احکام اسلامی داشته باشد اصول ۷۱و ۷۲و ۹۱و ۱۳۸ قانون اساسی به صورت مشخص و روشن بر این موضوع تاکید دارد.
طبق اصل ۱۱۳ قانون اساسی پس از مقام رهبری رئیس جمهور عالی ترین مقام رسمی کشور است و مسئولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه را جز در مواردی که مستقیماً به رهبری مربوط می شود، به عهده دارد.
در مقدمه اولویت های ابلاغی رئیس جمهور، به اصل ۴۴ که به دنبال رشد و توسعه اقتصادی کشور همراه با حفظ حاکمیت دولت، استقلال کشور و پایداری عدالت اجتماعی است اشاره شده است، به نظر می رسد با توجه به قوانین کشور و مخالفت نمایندگان با تبصره ۲۱ لایحه بودجه سال۹۸، اصل ۴۴ در وزارت آموزش و پرورش مورد اجرایی ندارد؛ طبق اصل ۱۱۳ که رئیس جمهور خود مسئول اجرای قانون اساسی است و ایشان باید در بحث واگذاری و خصوصی سازی تجدیدنظر نمایند و به جای پرداختن به این موارد، برای رفع کاستی نیروی انسانی، تجهیزات و... وزارت آموزش و پرورش را یاری نماید.
با وجود قوانین روشن اما دستورالعملهای مغایر صادره، ذهن در چرایی موضوع تنها راه به بن بست می برد.
"مشارکت بخش خصوصی" در آموزش و پرورش نتیجه ای جز کاهش عدالت آموزشی، کاهش کیفیت در بخش زیادی از واگذاری ها به بخش خصوصی و افزایش هزینه های زندگی مردم نخواهد داشت...
البته علاوه بر اصول قانون اساسی مورد اشاره، قانون خاص فعلی و مورد تاکید در آموزش و پرورش، "سند تحول بنیادین" است که بهتر است رئیس جمهور از وزرای مستعفی خود موانع اجرایی این سند و چرایی استعفایشان را مورد سوال قرار دهد، جلوی دخالت نمایندگان در انتصابات با نگاه صرفاً "رای آوری" را در این وزارت خانه بگیرد، در لایحه بودجه سهم آموزش و پرورش را به شکلی در نظر بگیرد که برای یک سال هم که شده حداقل ها در این وزارت خانه تامین شود و پرداخت حق الزحمه ناچیز و پاداش پایان خدمتِ سنوات گذشته فرهنگیان به تیتر اول صدا و سیما و روزنامه ها تبدیل نشود، مسئله معیشتی فرهنگیان را حل نماید و "رتبه بندی" که قرار بود طی ۵ سال به نقطه هدف برسد را با مبلغ پیش بینی شده در سند تحول اجرا نماید، یکبار در جمع منتقدین فرهنگی حاضر شود و چند ساعتی چالش ها را بشنود تا شاید تفاوت بین واقعیت های درون مدارس و خانواده بزرگ فرهنگیان با آنچه برخی از بیرون این وزارت خانه به عرض ایشان می رسانند روشن شود... و نهایتاً از وزیر آموزش و پرورش پشتیبانی و دستورات لازم جهت رفع مشکلات را صادر نماید...
متن رد شده تبصره ۲۱:
"بند ب – ۱ از تبصرۀ ۲۱ لایحه بودجه ۹۸ تقدیمی به مجلس شورای اسلامی: «دولت مکلف است از ابتدای سال تحصیلی ۹۹-۱۳۹۸، سالانه ۱۰ درصد از دانش آموزان تحت پوشش وزارت آموزش و پرورش را بهصورت خرید خدمات از بخش غیردولتی واجد شرایط و ذیصلاح و به صورت آموزش رایگان (علاوه بر تعداد دانش آموزان مشمول فعلی) اداره کند».
همچنین در بند ۳ همین تبصره آمده بود: «وزارت آموزش و پرورش مکلف است با برنامه ریزی مناسب، نیروی انسانی مورد نیاز خود از جمله در پژوهش سراها، راهنمایان آموزشی، مربیان بهداشت، متصدیان آزمایشگاه ها و کارگاه ها را از طریق خرید خدمات تامین کند؛ به نحوی که تا پایان سال ١٣٩٨ حداقل ٣٠درصد و تا پایان سال ١٣٩٩ حداقل ۵۰درصد خدمات فوق از طریق خرید خدمات تامین شود.»
تبصره ۲۱ لایحه بودجه ۹۸ که اشاره به کوچک سازی و واگذاری ها داشت، از طرف نمایندگان با انتقاد مواجه و رد شد و نمایندگان، مدارس دولتی را از این موضوع مستثنی نمودند اما اینکه اشاره مجدد رئیس جمهور در اولویت های تاکیدی به وزیر جدید آموزش و پرورش چه معنایی می تواند داشته باشد، برای جامعه روشن نیست.

فرهنگیان، جامعه و کارشناسان به کلیت اولویت های رئیس دولت حساسیت ندارند و این چنین اولویت هایی در پیوست احکام برخی وزیران مثل وزیر ارتباطات ( شهریور۹۶) یا وزیر جدید بهداشت ( بهمن۹۷) دیده می شود. آنچه مورد اعتراض است اشاره به مشارکت بخش خصوصی و تاکید بر خرید خدمات آموزشی است زیرا این موارد با قانون اساسی، سند تحول بنیادین و قوانین مصوب مجلس مغایرت دارد و این همان جایی است که رئیس جمهور باید اجرای قانون اساسی را بخواهد و حال آنکه چه کسی باید از رئیس جمهور بخواهد موضوع را بررسی کند، خود نیاز به تامل دارد.
همچنین همگان انتظار دارند مدارس دولتی به طریق شایسته تقویت و تجهیز شوند تا امکان استفاده همه دانش آموزان از این مدارس فراهم شود و عدالت آموزشی به طریق مطلوب اجرا شود.
نکته دیگر اینکه معلمان و کارشناسان از اجرای طرح خرید خدمات هر چند که بحث مالی آن به شکل صد در صدی از طرف دولت تامین شود به دلایلی نقد دارند؛ از جمله اینکه موسسین و متولیان ارائه خدمات به دنبال سودآوری هستند پس احتمالا از نیروهای باکیفیت استفاده نخواهند کرد و پرداخت دستمزد ناچیز به معلمان این طرح انگیزه ای برای کیفیت بخشی آموزش در آنان ایجاد نخواهد کرد و در واقع یک میلیون تومان مورد نظر دولت کار کیفی به دنبال نخواهد داشت و این اصلی ثابت شده است که وقتی افراد احساس تعلق به یک سازمان نداشته باشند تلاش لازم را برای رسیدن سازمان به هدف ترسیمی نخواهند داشت. اصولا تدریس فرآیندی است که نیاز به آموختن شیوه نوین، مطالعه مستمر و به روز کردن اطلاعات،... و شرایط خاص خود دارد و این چنین نیست که هر شخصی با داشتن مدرک بتواند تدریس باکیفیتی داشته باشد پس باید وزیر فعلی آموزش و پرورش در این بخش واقعیات را برای رئیس دولت بیان نماید و از قبول هر دستورالعمل کاهش دهنده بودجه خودداری نماید. البته اجرای محدود خرید خدمات در مناطق کم جمعیت و کمتربرخوردار راهکار مناسبی خواهد بود، آن هم با نظارت عملی و کیفی و نه تایید بدون نظارت به معنای واقعی (به طور مثال در مناطق دارای جمعیت دانش آموزی زیر ۳ نفر).
البته آموزش و پرورش می تواند برای مناطق دارای تعداد دانش آموز معدود، از تجمیع دانش آموزان مناطق دور افتاده در مدارس شبانه روزی استفاده نماید یا ایاب و ذهاب به نزدیکترین محل دارای کلاس درس را به عهده بگیرد؛ همچنان که در حال حاضر این طرحها در حال اجراست و هر چند نقاط ضعفی دارند اما به استفاده از نیروی ناکارآمد برتری دارند.
جا دارد آموزش و پرورش به جای برنامه ریزی برای خرید خدمات آموزشی در بخشهای اعلام شده از قبیل: پژوهش سراها، مربیان بهداشت، متصدیان آزمایشگاه ها و کارگاه ها، رشته های مرتبط با مهارت آموزی در مقاطع مختلف و بویژه مدارس فنی حرفه ای و کاردانش و سایر رشته ها که با کمبود نیرو در زمان حال یا آینده نزدیک روبه رو است، خود بر اساس سند تحول بنیادین جهت آموزش و تربیت نیروی متخصص از طریق توسعه رشته های مورد نیاز در دانشگاه فرهنگیان اقدام کند.
در خصوص جایگاه و اهمیت مهارت آموزی در سند تحول بنیادین جناب عبدالرضا عمادی سرپرست وقت معاونت آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش در گفت و گو با ایسکا نیوز چنین بیان نمود: "محوریت اصلی رویکرد و فعالیتهای آموزش متوسطه، اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است که مبنا و تمرکز اصلی آن، توجه به آموزش های مهارتی در دوره متوسطه اول، توسعه آموزشهای فنیوحرفه ای و کارودانش در دوره متوسطه دوم است".
گسترش طرح خرید خدمات آموزشی قطعا کیفیت آموزش را تنزل می دهد و گسترش مدارس غیر دولتی و شهریه محور عدالت آموزشی را کاهش می دهد و هر چه بیشتر این مدارس گسترش یابد خانواده های بیشتری به اجبار و نه از روی میل، هزینه تحصیل فرزندان خود را در این مدارس تقبل می کنند و از لحاظ اقتصادی قشر متوسط و ضعیف جامعه تحت فشار بیشتری قرار خواهد گرفت.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید