صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه گزارش/

یکشنبه  20 مرداد و حدود ساعت 8 صبح فردی به نام " معبودی " که خود را مسئول روابط عمومی آموزش و پرورش می نامید تلفن زد و اطلاع داد که نشست مدیر کل با خبرنگاران برگزار می گردد .

به تصور آن که این نشست تجلیل از خبرنگاران از سوی اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران ترتیب داده شده است مدیر صدای معلم خود را  در ساعت مقرر به این اداره کل رساند .

پس از پرس و جوی بیشتر مشخص شد که نشست مزبور ارتباطی با اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران ندارد و میزبان آن اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران است .هر چند آقای معبودی در این زمینه به سبب اطلاع رسانی ناقص و دیرهنگام هم عذرخواهی کرد .

با توجه به روحیات عبدالرضا فولادوند مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران و نیز تاریخچه این اداره کل و روابط عمومی آن در ارتباط با خبرنگاران و رسانه ها این امر در ابتدا کمی عجیب به نظر می رسید .

نکته قابل تامل آن است که مدیر کل یک استان محروم مانند سیستان و بلوچستان به خبرنگاران و جایگاه آنان اهمیت می دهد اما در پایتخت خبری از این حرف ها نیست .

در ابتدا مدیر کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران خواست که خبرنگاران نقطه نظرات خود را بیان کنند .

« صدای معلم » بخش دوم سخنان محمد صیدلو مدیر کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران را منتشر می کند .

منتشرشده در گفت و شنود
پنج شنبه, 24 مرداد 1398 17:02

مرگ مغزی مدارس دولتی

تبعیض در نظام آموزشی و مدارس دولتی و مدارس خاص

یادش به خیر
در دهه شصت در نیمکت‌های سه نفره می‌نشستیم. سمت راستم یکی از خان‌زاده‌های مشهور زنجان و هم تختی دست چپ پسر استاندار وقت زنجان بود.
در آن سال‌ها نه تبعیض خاصی بود و نه مهم‌تر از آن حس تبعیض!
فقیر و غنی، باهوش و کم هوش، روستایی و شهری ... همه و همه زیر یک سقف در یک کلاس و در یک مدرسه تنفس می‌کردیم. عدالت آموزشی از زمانی زیر رادیکال رفت که مدارس رنگارنگ سمپاد، نمونه دولتی، هیأت امنایی، شاهد، غیر انتفاعی و ... با رشد قارچ‌گونه خود هر روز بر گلوی نحیف عدالت آموزشی فشار آورده و عرصه را بر دانش‌آموزان عادی تنگ و تنگ‌تر نمود.

در سیستم آموزشی فعلی متأسفانه با بیست و چند نوع مدرسه رنگارنگ و به شدت تبعیض‌آمیز مواجه هستیم که یک سر آن مدارس سمپاد و غیرانتفاعی بوده و سر دیگر آن مدارس کاردانش و کپری است.نگاهی به نام‌آوران کنکور امسال خود تأییدی بر ادعای سیستم تبعیض‌آمیز آموزشی ماست.
هر چند اصالت و فلسفه وجودی خود کنکور از منظر برخی از صاحبنظران زیر سوال بوده و بعضا مخرب و ویران کننده دانش مملکت تلقی می گردد لیکن به هر حال در شرایط موجود یکی از شاخص های مهم مقایسه ای به شمار می رود.

از بیست نفر از رتبه‌های یک تا چهار کنکور در رشته‌های ریاضی فیزیک، علوم تجربی، علوم انسانی، زبان‌های خارجی و هنر، ۹ نفر تهرانی بوده و ۶ نفر دیگر از سایر کلانشهرها می‌باشند، یعنی ۱۵ نفر برتر کنکور ۹۸ متعلق به پنج کلانشهر هستند که این خود نشان‌دهنده توزیع ناعادلانه امکانات بین استان‌ها و تجمیع و انباشت دارایی‌های مادی و معنوی کشور در پایتخت می‌باشد.

تبعیض در نظام آموزشی و مدارس دولتی و مدارس خاص

از منظری دیگر ۱۵ نفر از بیست نفر رتبه برتر کنکور ۹۸ متعلق به مدارس سمپاد (استعدادهای درخشان_تیزهوشان) هستند، ۳ نفر غیرانتفاعی، و از مدارس نمونه‌ دولتی و هیأت امنایی هر کدام یک نفر می‌باشد.
به عبارت روشن‌تر سهم مدارس دولتی که در برگیرنده بیش از نود درصد دانش‌آموزان کشور هستند، صفر مطلق می باشد!

امیدواریم با انتخاب جناب دکتر حسینی که عدالت آموزشی را در سرلوحه برنامه‌های خود دارند، این بازی ناعادلانه و تبعیض‌آمیز به نفع اکثریت دانش‌آموزان رقم خورده و ما شاهد روزهای آفتابی‌تر در مدارس دولتی خود باشیم.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تبعیض در نظام آموزشی و مدارس دولتی و مدارس خاص

منتشرشده در یادداشت
پنج شنبه, 24 مرداد 1398 11:10

مرگ مدارس طبیعت ؟!

تعطیلی مدارس طبیعت و انفعال رئیس سازمان محیط زیست و مسئولان وزارت آموزش و پرورش  ژان ژاک روسو، اندیشه تربیتی طبیعت گرایانه داشت. علاوه بر وی، اندیشمندانی چون؛ فروبل، پستالوزی و حتی دیویی تا حدودی نگاه های طبیعت گرایانه داشته اند، اما روسو در این میان از همگان پیشگام تر و مشهورتر است. ایشان تربیت طبیعی کودک را در میان طببعت توصیه می کند. این موضوع نشان می دهد، آموزش طبیعی و مبتنی بر طبیعت از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و  از دیرباز مورد تاکید بوده است.

 دیروز اعلام شد، چند محدود مدرسه طبیعت در ایران به دلیل نداشتن مجوز تعطیل شدند. عمده ترین ویژگی این نوع مدرسه ها "آشنا کردن کودکان برای حفظ طبیعت" بود. طبیعتی که روز به روز به جهت دست اندازی های ما انسانها و عدم آشنایی ما در حال اضمحلال است. در این میان چند مدرسه بدون اتکا به کمک های دولتی و رانت های خاص، مشغول آموزش کودکان بودند.

  از ویژگی های مدارس طبیعت این است که اغلب آنها نیمه وقت هستند، روزهای تعطیل، بعد و یا قبل از ساعات کاری مدارس رسمی فعالیت داشتد، هیچ مداخله ای هم در آموزش های رسمی مدرسه ای نداشته، با این حال تعطیل شدند.  

 موضع گیری های بعد از این خبر از خود خبر تعجب بر انگیز تر بود، گویی چند نهاد برای یک موضوع بی خطر، در عین حال دست به دست هم داده بودند تا از ریشه بر بکنند!

ابتدا رئیس سازمان محیط زیست که قاعدتا باید از این مساله خیلی ناراحت می بود، با ابراز خوشحالی اعلام کرد که این مدارس تعطیل شدند. ای کاش فقط به خاطر شغلی که آن را تصاحب کرده اند و قرار است حافظ محیط زیست باشد، موضع گیری مستقلانه ای می کردند، ای کاش دست کم موضع گیری بی طرفانه  یا منفعلانه ای می کردند. موضعشان این بود، این مدارس غیر قانونی هستند و باید تعطیل شوند!

به نظر نگارنده، اولین کسی که باید از این خبر ناراحت می شد و اعلام موضع می کرد ایشان بود، نه اینکه با خوشحالی پیشتاز اعلام خبر می شد.

 در این میان چوب حراج زدن به حیثیت مراجع و نهادهای امنیتی هم جالب بود. اگر قرار بود این نوع مدارس تعطیل شود، چه نیازی به استفاده از آبروی وزارت اطلاعات و یا مجتهدین بود؟

اگر موسس یا موسسان یکی از آنها مشکل امنیتی داشت، چه لزومی داشت کل مدارس را تعطیل اعلام کنند؟ نهاد امنیتی آن فرد یا آن افراد را مورد تعقیب قرار می داد، بقیه مدارس چه گناهی مرتکب شده بودند؟
همه ما این ضرب المثل را  شنیده ایم که "به خاطر یک دستمال، یک بازارچه را به آتش نمی کشند!" مثال مشابه و  ساده اش این است فرض کنید که امام جماعت یک مسجدی، خطایی بکند، دستور بدهند تمامی مساجد را تعطیل کنند!

تعطیلی مدارس طبیعت و انفعال رئیس سازمان محیط زیست و مسئولان وزارت آموزش و پرورش

 موضع گیری های دیگر از آن مسئولین بالارتبه آموزش و پرورش بود که مشخص بود کاملا سازمان یافته است، از معاونین وزارت گرفته تا دبیرکل شورای آموزش و پرورش. به نظر می رسد، مواردی که در خصوص رئیس سازمان محیط زیست کشور نوشته شد، با اندکی فاصله به این دوستان نیز مرتبط می شد. یعنی این افراد هم تا حد توان باید از وجود این نوع مدارس حمایت می کردند، چون مدارس رسمی که بویی از آموزش طبیعت گرایانه ندارد و به دانش آموزان آموزش مبتنی بر محیط زیست ارایه نمی شود. این شکاف را تا حدود زیادی مدارس طبیعت پر می کردند.  حال ، همنوایی این دوستان با تعطیلی این نوع مدارس هم دور از انتظار بود.

  نکته آخر؛ چون بنده از چند مدرسه طبیعت بازدید کرده و تا حدودی با نحوه آموزش آنها آشنایی دارم، وجود این نوع مدارس را نه تنها بدون ضرر برای کشور قلمداد می کنم، بلکه در این وانفسای نابودی طبیعت، به ویژه طبیعت کشور ایران، وجود این نوع آموزش ها را جز ضروریات کشور می دانم و به نظرم این نوع مدارس و این نوع آموزش ها باید بیش از پیش تقویت گردند.
امید است مسئولین مدارس طبیعت، مسائل اداری خود را با سازمان های ذیربط در میان گذاشته و آنها را با نحوه فعالیت های خود آشنا کرده تا بلکه این سوتفاهم ها، به نحو مقتضی حل و فصل گردد.
از سوی دیگر از مسئولین آموزشی، نظارتی و از شخصیت های دینی هم انتظار می رود، در مواجهه با این گونه مسائل که در راستای کمک به آموزش محیط زیست و حفظ آن است، با بررسی و تساهل و تسامح بیشتری برخورد نمایند‌.

شبکه جامعه‌شناسی علامه


تعطیلی مدارس طبیعت و انفعال رئیس سازمان محیط زیست و مسئولان وزارت آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

سه شنبه 1 مرداد در ادامه سلسله نشست های " بزم اندیشه " سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی میزبان " حسن رحیم پور ازغدی " عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بود .

موضوع نشست ، " نقش دانشمندان اسلامی در پایه گذاری علوم " تعریف شده بود .

در نشست قبلی که با حضور " جمیله علم الهدی " برگزار گردید ایشان با 30 دقیقه تاخیر حاضر گردید و بابت تاخیرش عذرخواهی نکرد اما رحیم پور ازغدی تنها با 10 دقیقه تاخیر در نشست حضور پیدا کرد .

علم الهدی حدود 45 دقیقه سخنرانی کرد و تقریبا به این میزان به پرسش و پاسخ با مخاطبان اختصاص پیدا کرد .

اما حسن رحیم پور ازغدی یک ساعت و 55 دقیقه سخنرانی کرد اما تنها 22 دقیقه به پرسش و پاسخ با حاضران پرداخت .

در این نشست صدای معلم 7 پرسش مطرح کرد و رحیم پور به این پرسش ها پاسخ داد .

« صدای معلم » بخش نخست  سخنان این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی  را به صورت مشروح منتشر می کند .

منتشرشده در گفت و شنود

کدام مدرسه برای ثبت نام دانش آموزان خوب است

با پایان فصل امتحانات، یکی از مهمترین ترین دغدغه های والدین، ثبت نام دانش آموزان در مدارس جدید یا پایه های بالاتر است. برای همین اغلب والدین این سوال را از اطرافیان، معلمان و مسئولین مدرسه می پرسند که الان فرزندمان را در کدام مدرسه ثبت نام کنیم یا شما کدام مدرسه را برای درس خواندن پیشنهاد می دهید؟ به طور متعارف در فرایند این گفت و گو اغلب والدین فقط به دنبال اسم مدرسه می گردند، فارغ از این که با توجه به معیارهای مشخص و اصولی در جست و جوی مدرسه ی مناسب باشند. بر همین اساس در ادامه به برخی از معیارهای مهم در انتخاب مدرسه خواهیم پرداخت.

1- بین تربیت و فرهنگ، ارتباط متقابلی وجود دارد. از این رو دانش آموزانی که در یک منطقه ی خاص سکونت دارند، فرهنگ آن منطقه را با خودشان به مدرسه می آورند. از طرف دیگر، هر مدرسه ای این قابلیت را دارد که فرهنگ منطقه ای که تحت احاطه ی آن قرار گرفته است را بازتولید و تکثیر کند. از این رو والدین باید توجه داشته باشند که انتخاب هر مدرسه، یعنی انتخاب یک فرهنگ مشخص برای زیستن فرزندشان برای یک سال تحصیلی. بنابراین از طریق شناسایی ویژگی های شاخص فرهنگی در هر منطقه ی جغرافیایی، می توان به گزینش مدرسه دست زد (البته باید این نکته را مدنظر داشت که امکان ثبت نام دانش آموزان در هر منطقه و مدرسه، تحت قوانین آموزشی و ضوابط مشخصی است و ثبت نام دانش آموزان همواره با برخی محدودیت ها و شرایط رو به رو است، لذا چنین نیست که انتخاب مدرسه کاملاً بر عهدۀ خود والدین باشد). به نظرات دانش آموزان اعتماد کنید. اصولاً تجارب دانش آموزان نزدیک ترین گزینه برای قضاوت در مورد کارکردها و کیفیت یک مدرسه است.

2- متداول ترین معیار برای انتخاب یک مدرسه، آمار و ارقام مرتبط با دانش آموزانی است که به واسطه ی تحصیل در یک مدرسه، رتبه های برتر را در کنکور به دست آورده اند یا در برخی رشته های تحصیلی و دانشگاه ها پذیرفته شده اند. نکته ای که باید بر آن تامل داشت این است که این دانش آموزان برای دستیابی به این نتایج، چه فرایندهایی طی کرده اند و چه چیزهایی از دست داده اند تا به این نتایج برسند؟

به عبارت دقیق تر، در این جنس از مدارس، دانش آموزان تحت آزمون های پی در پی و فشارهای تحصیلی قرار دارند و ویژگی بارز آنها رقابت شدید میان دانش آموزان است (تمرکز بر مغز و شناخت). چرا که آنها باید به صورت دوره ای حدنصاب نمرات را در هر درس کسب کنند. بنابراین سوال این است که آیا دانش آموزانی که رتبه های بالاتر و معدل های بالاتر را به دست می آورند، سلامت روان بیشتری نیز دارند یا خیر؟ به عبارت دیگر، این مدارس، اگر چه در برخی مولفه های آموزشی در سطوح بالایی قرار می گیرند، اما به دلیل عدم تعادل در برنامه های درسی (تعادل در دست و مغز و قلب)، دانش آموزان اغلب شادی کمتری تجربه می کنند و از زندگی طبیعی که باید با بازی، کارگروهی و همدلی همراه باشد دور می مانند. نهایت امر، بسیاری از این دانش آموزان اغلب دارای طیفی از افسردگی، اضطراب، انزوای اجتماعی، کمال طلبی، رقابت جویی و خودبزرگ بینی می شوند. بنابراین باید از والدین پرسید کدام طیف از بروندادها را مطلوب فرزندان خویش می دانند؟!

3- امکانات و بسترهای تربیتی می تواند از معیارهای انتخاب یک مدرسه ی خوب باشد. شایسته است والدین در زمان ثبت نام دانش آموزان، از مسئولین و مدیر مدرسه بپرسند که منابع مالی مدرسه را چگونه هزینه می کنند و بیشترین هزینه ها صرف چه اموری می شود؟ برای مثال، آیا در مدرسه کارگاه، آزمایشگاه، زمین ورزش، سرویس های بهداشتی و آبخوری مناسب، مرکز زبان آموزی، نمازخانه و تجهیزات سمعی-بصری درخور وجود دارد یا خیر؟ والدین در این فرایند نباید به جواب مسئولین مدرسه اکتفا کنند. بلکه آنها باید بروند و سرویس های بهداشتی مدرسه را از نزدیک بررسی کنند که مثلا آیا آب گرم و مایع دستشویی در سرویس های بهداشتی وجود دارد یا خیر؟ آیا مدرسه به کتابخانه مجهز است یا خیر؟ اگر بله، دقیقا چه کتاب هایی بیشتر در آن وجود دارد؟ زمین ورزش مدرسه آسفالت است یا چمن؟ آیا مدرسه معلم ورزش دارد یا خیر؟ و این که در این مدرسه چه نوع ورزش هایی بیشتر مرسوم است؟ والدین باید دیوارهای مدرسه و کلاس های درس را از نظر رنگ بندی و کیفیت بررسی کنند و حتی ببینند چه عبارات و شعارهایی روی دیوارها نقش بسته است؟

افزون بر این، عالی می شود اگر والدین بتوانند از مسئولین مدرسه اجازه بگیرند و به طور تصادفی وارد چند کلاس شوند تا مثلا نو و قدیمی بودن میز و صندلی ها را بررسی کنند. البته آنها می بایست برای 5 دقیقه هم که شده روی یکی از نیمکت ها یا صندلی ها بنشینند و از خودشان بپرسند که اگر فرزندشان مثلا 9 ماه روی اینها بنشیند چه حسی خواهد داشت و چه بر سر سلامت جسم و روحش خواهد آمد؟

کدام مدرسه برای ثبت نام دانش آموزان خوب است

همچنین والدین باید بررسی کنند آیا در کلاس ها چوب لباسی و کمد شخصی یا عمومی وجود دارد یا خیر؟ آیا کلاس به پروژکتور و رایانه تجهیز است؟ همچنین وضعیت گرمایشی و سرمایشی کلاس ها را نگاه کنند و به فکر سرما و گرمای بچه هایشان در گذر فصول باشند.

4- به نظرات دانش آموزان اعتماد کنید. اصولاً تجارب دانش آموزان نزدیک ترین گزینه برای قضاوت در مورد کارکردها و کیفیت یک مدرسه است. چند دانش آموز که حداقل یک سال در مدرسه ی مورد نظر شما تجربه ی تحصیل داشته اند را پیدا کنید و نظراتشان را جویا شوید. البته با آنها به زبان خودشان صحبت کنید. بپرسید آیا آن مدرسه را دوست داشته اند؟ اگر بله چرا؟ و اگر خیر به چه دلایلی؟ از آنها بپرسید آیا در مدرسه مربی بهداشت وجود داشته است؟ اگر بله، مربی بهداشت در طول سال چه کارهایی برای دانش آموزان انجام میداده است؟ از آنها بپرسید آیا مدرسه مشاورتحصیلی و روانشناس داشته یا خیر؟ از دانش آموزان در مورد رفتارهای ناظم و مدیر مدرسه بپرسید، این که کتک زدن یا تنبیه و جریمه در مدرسه وجود داشته یا خیر؟ اگر بله از تجربیاتشان بپرسید. علاوه براین، از دانش آموزان در مورد شادی های رایج در مدرسه بپرسید، این که چه نوع مسابقات و اردوهایی را در مدرسه تجربه کرده اند؟ آیا در امتداد سال تحصیلی مسئولین مدرسه از آنها پولی به اجبار یا اختیار دریافت کرده اند؟ اگر بله. به چه دلایلی و آیا به قول هایی که قبل از پول گرفتن داده بودند، عمل کرده اند یا خیر؟

5- از مدیر بپرسید آیا مدرسه شعار و خط مشی خاصی دارد یا خیر؟ اگر جواب بله بود، بخواهید تا مسیرها، روش ها و راهبردهای دست یابی به آن شعار را برایتان تشریح کند. اما در صورتی که مدرسه خط مشی خاصی نداشت از او بخواهید تا وجوه تمایز این مدرسه را با مدارس دیگر برایتان تشریح کند.

6- از مسئولین مدرسه در مورد ارتباط مدرسه با منطقه و شهر بپرسید، و کیفیت آنها را بررسی کنید. این که مثلا دانش آموزان به صورت دوره ای یا غیرمنظم امکان حضور در چه مکان ها و فضاهایی بیرون از مدرسه را دارند؟ مثلا آیا دانش آموزان به کتابخانه ی مرکزی یا کتابخانه ی محله می روند؟ آیا آنها به مسجد محله می روند؟ آیا مدرسه با مرکز تولیدی یا صنعتی خاصی ارتباط دارد؟ همچنین بررسی کنید آیا سخنرانی ها و همایش های خاصی در مدرسه برگزار می گردد؟ اگر بله، بیشتر چه قشری امکان حضور در مدرسه را دارند، مثلا پلیس ها، روحانی ها، آتش نشان ها، بازیگران، اساتید دانشگاه و نمونه های مشابه دیگر.

7- قوانین و برنامه های غیردرسی مدرسه را از مدیر بپرسید و کیفیت آنها را بررسی کنید. مواردی مثل لباس فرم، و کم و کیف تهیه ی آن، سرویس مدارس و چگونگی خدمات آن، بوفه ی مدرسه و مواد خوراکی قابل عرضه در آن، جلسات آموزش خانواده و جلسات اولیاء و مربیان و سازو کارهای کسب نظرات والدین. هر مدرسه ای این قابلیت را دارد که فرهنگ منطقه ای که تحت احاطه ی آن قرار گرفته است را بازتولید و تکثیر کند .

8- قوانین کلاس های درس و معلم مورد نظرتان را بررسی کنید. به طور متعارف اکثر معلم ها در ابتدای سال تحصیلی مجموعه ای از رفتارها و محدودیت ها را تحت عنوان قوانین کلاس، تنظیم و به دانش آموزان گوشزد می کنند. این قوانین، سبک تدریس و نوع نگرش معلم نسبت به دانش آموزان و جریان یادگیری را ترسیم می کند. بنابراین به این مهم توجه داشته باشید که قرار است فرزندانتان ذیل چه نگاهی تربیت شوند. مواردی چون: قوانین مرتبط با نحوه ی ورود و خروج دانش آموزان از کلاس، مشق و تکالیف شب، توجه به فعالیتهای گروهی و مشارکتی، امکان خوردن و آشامیدن آب و مواد غذایی در کلاس، توجه به بهداشت فردی و پاکیزکی و مرتب بودن کلاس و راهبردهای بهداشتی معلم، ضوابط مرتبط با ساکت ماندن و حرف زدن دانش آموزان، نحوه ی نوبت گرفتن فراگیران برای طرح سوال یا ارائه ی جواب، تعدد آزمون ها و امتحانات در طول سال و نوع آداب معاشرت دانش آموزان با یکدیگر و با معلم.

9- از وضعیت و شایستگی های عمومی و اختصاصی معلم ها سوال کنید. این که مثلاً کدام طیف از معلم ها با مدرسه همکاری دارند؟ مثلاً نیروهای رسمی، پیمانی، حق التدریس، خرید خدمات، شرکتی، معلمان بازنشسته، نیروهای نهضتی و غیره. هر چند بر اساس نوع استخدام و همکاری معلم ها، نباید و نمی­ توان کیفیت و صلاحیت­های حرفه­ای معلم ها را ارزیابی نمود. اما باید در نظر داشت که مدارسی که سطح حرفه ای بالاتری دارند، به جذب نیروهای آزاد، خرید خدمات و شرکتی کمتر تمایل نشان می دهند. افزون بر این، از میزان تجربیات و دوره های آموزشی که معلمان گذرانده اند نیز می­ توانید پرسش کنید.

10- صبر و تامل مدیر مدرسه و کادر اجرایی را هنگام مواجهه شدن با پرسش های والدین زیر نظر بگیرید. آیا مدیر مدرسه با حوصله و متانت با پرسش ها رو به رو میشود؟ آیا کادر اجرایی مدرسه فضای مناسبی برای جست و جوها و دغدغه های شما فراهم می کند؟ در این راه تامل، صبر، شفقت، برخورد منطقی و استدلال های مسئولین مدرسه، نشانگرهایی است که می توانید از طریق آنها کیفیت مدیریت آموزشی و برنامه ریزی های مدرسه را مورد قضاوت قرار دهید.

نهایت امر، مجموعه ی مسیرهای فوق می تواند راهنمای شما در انتخاب یک مدرسه ی مناسب باشد. با این وجود، در انتخاب مدرسه صبور و شکیبا باشید، چون قرار است حداقل برای یک سال تحصیلی با عوامل انسانی و ابعاد فرهنگی- اجتماعی آن ارتباط و پیوند نزدیک داشته باشید. در عین حال کمال گرا نیز نباشید. چون قرار نیست یک مدرسه و معلم همه ی استانداردهای مورد نظر شما را داشته باشد، یا فرزند شما در طی یک سال تحصیلی متحول گردد و همه ی استعدادهایش شکفته شود. بلکه باید واقع بین بود. چنان که باور داشته باشیم هر منطقه، هر مدرسه و هر معلم، با برخی محدودیت ها و چالش ها رو به روست، اما با توجه به ارزش های روانشناختی، اجتماعی، فرهنگی و تربیتی که ما برای خودمان تعریف می کنیم، امید و اعتماد داریم که مدرسه ی منتخب ما نیز حول همین ارزش ها امور تربیتی فرزندمان را پیش خواهد برد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کدام مدرسه برای ثبت نام دانش آموزان خوب است

منتشرشده در دانش آموز

سخنی با قبول شدگان کنکور و اولیاء دانش آموزان در هفته جاری قطار کنکور ۹۸ در ایستگاه ماقبل آخر توقف کرد. ره آورد این قطار برای دانش آموزان و والدین شان علاوه بر عددهایی که رتبه می نامندشان، یا کوهی از اندوه، سرخوردگی، حسرت است و یا دریایی از شادی، غرور و احساس پیروزی.
به مدت دو دهه در نقش یک معلم و از پنجره تست و درصد و تراز به کنکور نگاه کرده ام. در این دوره تمام سعی ام بر ان بود که دانش آموزانم تعداد گزینه های درست بیشتری را علامت بزنند. با تک تک گزینه های درستی که در پاسخ برگ های شان علامت زده اند شاد شده ام و با هر گزینه نادرستی که انتخاب کرده اند غصه خورده و عمیقا متاسف شده ام.
اما سه سال پیش به واسطه این که فرزندان خودم مسافران این قطار نامبارک بودند.، علاوه بر نگاه معلمانه، زاویه نگاه دیگری در برابر دیدگانم گشوده شد.این بار من به عنوان معلمی که مادر هم بود، با قطار کنکور همراه شده بودم. به جرات اذعان می کنم که یکی از دلهره آورترین لحظات مادری- معلمی ام را در روزهای بعد از اعلام رتبه ها تجربه کردم.
زخمی که اضطراب و هیجان آن ایام بر روانم گذاشته، هر سال با اعلام رتبه های کنکور مجددا سرباز می کند. لذا اکنون که پسرهایم سال سوم دانشگاه را به پایان رسانده اند، باز خودم را با پدران و مادرانی که فرزند کنکوری دارند عمیقا همدل احساس می کنم. این همدلی مرا مجاب می کند که این بار از جایگاه یک فعال مدنی که تجربه معلمی و مادری را هم دارد، به کنکور و رتبه های اعلام شده فرزندانتان نگاه کنم.


والدین عزیز!
 باور کنید که رتبه یک عدد است و دانشگاه رفتن فقط یکی از راه های متعدد پیش روی فرزندتان می باشد.
والدین گرامی!
 پزشک ، داندانپزشک و یا مهندس شدن فرزندتان نمی تواند جای خالی مهارت زندگی فردی و اجتماعی در او را پر کند.
آیا توانایی برقراری ارتباط موثر فرزندتان به اندازه رتبه کنکور او برای شما مهم است؟
آیا میزان مهارت فرزندتان در تفکر انتقادی، قدرت تصمیم گیری، همدلی کردن، کنترل خشم و استرس به اندازه درصد شبمی، فیزیک، جبر و زبست شناسی که در کنکور زده است برای شما مهم است؟
آیا به اندازه رتبه سه رقمی فرزندتان از مهارت او در گفت و گو کردن احساس غرور می کنید؟
آیا آن قدر که نگران تراز کم فرزندتان در کنکور هستید از کم بودن خودآگاهی و عزت نفس دلبندتان نگرانید؟

سخنی با قبول شدگان کنکور و اولیاء دانش آموزان

بزرگواران پدر و مادر!
به زعم من توانمندی، خلاقیت، مسئولیت پذیر ی و تعهد فرزندان ایران عزیز بسیار با اهمیت تر از  مهندس،پزشک یا دبیر و وکیل شدن آنها است.
توسعه پایدار ایران عزیز انسان های توسعه یافته ای می طلبد که با قبول مسئولیت و با اتکا به خلاقیت و مهارت های شان در مسیر توسعه پایدار ایران عزیز گام بگذارند و برای تحقق این هدف دانشگاه رفتن و پزشک یا مهندس صرف شدن کفایت نمی کند.

پس به جای آنکه اسیر فضاسازی های مافیای کنکور و چشم هم چشمی های دوست و آشنا شوید، با توجه به علایق و استعدادهای فرزندتان انتخاب رشته کنید و بقیه اش را کار ساز بنده نواز بسپارید.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سخنی با قبول شدگان کنکور و اولیاء دانش آموزان

منتشرشده در دانش آموز

تغییر نام وزارت آموزش و پرورش

سرپرست محترم وزارت آموزش و پرورش اخیراً در بخشی از سخنان خود گفته است: «️معتقدم باید جهت‌گیری‌ها را از اصلاح نام‌ها شروع کنیم. لذا یکی از نام‌هایی که باید اصلاح شود نام آموزش ‌و پرورش است، زیرا بر اساس آیات قرآن تربیت بر تعلیم مقدم است». اما چه بسیار مؤسساتی که با نامها و عناوین قشنگ، بدترین کارکرد را در کارنامهٔ خود به ثبت رسانده اند؛ ذیل تابلوهای مزین به اسماء حسنی به امانات مردم خیانت کرده اند و اعتماد شان را نسبت به تمام دست آوردهای مثبت بشری از بین برده اند! چه بسیار مدیرانی که با شعارهای زیبا و طرح های فریبا بزرگترین ضربه ها را به زیر مجموعه های خود وارد کرده اند! و چه بسیار زیرکانی که برای جلب نظر فرادستان و فرودستان جامعه، نام خانوادگی خود را با صفات و اسامی خوش آهنگی که بار علمی و معنوی دارند، جایگزین نموده و در نیل به اهداف شخصی کامیاب شده اند!

لطفاً برای این وزارتخانه درمانده و مسکین هزینه تراشی نکنید!
به یاد آورید که وزارت تحت تصدی تان سالهاست که سرانه ای به مدارس نداده است! دهه هاست که توانایی مرمت فضاهای آموزشی فرسوده را ندارد! از پرداخت به موقع حقوق و دستمزد معلمان حق التدریس و پاداش بازنشستگان و ... عاجز مانده است و همواره بدهکار معلمان نجیب و زحمتکش بوده و بدهی بر بدهی انباشته است!

جناب حسینی!

اگر خدای نکرده بر اجرایی شدن این حرف تان پافشاری کنید، هزاران تابلوی مدرسه و اداره پایین کشیده خواهد شد و لابد، هزاران تابلو دیگر به جای آنها نصب خواهد گشت که مسلزم صرف وقت و هزینه های بسیار گزاف خواهد بود. هزاران مهر مدرسه و اداره و سازمان و ... برای پس و پیش شدن دو واژه یا جایگزین کردن آنها با واژه های دیگر باطل و دور ریخته خواهد شد و هزینهٔ دیگری روی دست مدارس خواهد گذاشت و وانگهی این هزینه ها از جیب اولیای دانش آموزان پرداخت خواهد شد!

لطفاً به عنوان سکاندار نهاد تعلیم و تربیت کشور، به جای صرف وقت انرژی خود و تیم همراه تان برای تغییر نامها، قدمی برای اصلاح محتوا بردارید. برنامهٔ درسی را تنُک کنید. از هر پایهٔ تحصیلی حداقل دو مادهٔ درسی غیر ضرور و برنامه پرکن و سرگیجه آور را حذف و وقت و هزینهٔ آنها را به مواد آموزشی مفید و کاربردی اختصاص دهید. گامی برای بهبود فضاهای آموزشی بردارید؛ به فاصلهٔ میان سرانه فضای آموزشی با میانگین جهانی آن بنگرید و به عنوان مسئول و مقام ارشد این دستگاه، بزرگان مملکت را مجاب کنید که به فکر مدرسه سازی باشند. آنها را قانع کنید که به توسعهٔ فضاهای آموزشی بیندیشند و به این مقوله حداقل به اندازهٔ ندامتگاهها و زندانها اهمیت دهند. مشی حاکم بر سیستم آموزشی را تغییر دهید و تدبیری بیندیشید که آنچه به عنوان سبک آموزش و تربیت در عالم واقع در کارگاه ها و کارخانه ها و مزارع و واحدهای صنعتی و تولیدی و خدماتی وجود دارد، وارد نظام آموزشی کشور شود. از فرصتی که در اختیارتان قرار گرفته استفاده کنید و به دست اندرکاران نظام تعلیم و تربیت کشور یادآوری نمایید که اهداف آموزشی و پرورشی را بر مبنای نیازهای واقعی زندگی ببینند نه بر اساس آرمانهای فرازمینی دست نیافتنی. این فرصت را برای فرزندان ایران زمین به وجود بیاورید که وقتی قدم به مدرسه می گذارند، بتوانند فارغ از دعواهای سیاسی و ایدئولوژیکی، به تحصیل علم و تجربه بپردازند و توش هنر بیندوزند و حدیث زندگی بیاموزند.
گامی در جهت از بین بردن تبعیض ها و گسترش عدالت آموزشی بردارید؛ حتما مثل همگان مستحضرید که رتبه های برتر کنکور ۹۸ سر از مدارس خاص تهران و چند شهر برخوردار در آورده اند و سهم مدارس دولتی از این افتخارات صفر مطلق است!

تغییر نام وزارت آموزش و پرورش

جناب سرپرست!

مهمتر از همهٔ اینها، خطای تصور شما از مقولهٔ تربیت است.
چرا تصور می کنید که دو واژهٔ "آموزش" و "پرورش" دو مأموریت جداگانه دارند و دومی بر اولی مقدم تر است؟ چرا فکر می کنید اگر واژه ها پس و پیش شوند کار دستگاه تحت تصدی تان به سامان می شود؟ صرفاً به این دلیل که در قرآن واژهٔ "یزکیهم" قبل از واژهٔ "یعلمهم" آمده است؟


جناب سرپرست!

تربیت، نتیجهٔ تعلیم است. پرورش، حاصل و ثمره و میوهٔ آموزش است. راه پرورش از کوچه باغ آموزش می گذرد. اگر آموزش های ما حاصلی ندارد، اگر تعالیم ما بی ثمر است، اگر تدابیر آموزشی ما منجر به تربیت نیروی کار مطلوب و شهروند خوب نمی شود، به این دلیل نیست که مشخصاً به امر تربیت نپرداخته ایم و یا تعلیم را بر تربیت مقدم داشته ایم بلکه به این دلیل است که زیرساخت های آموزش راستین را فراهم نکرده ایم که ما را به سرمنزل تربیت برساند. "تربیت" حاصل "تعلیم مستمر" است.
"تکرار تعالیم و آموزه ها" ، منجر به "تربیت" می شود.
آنچه کارشناسان عرصهٔ تربیت در آسیب شناسی ها از آن غافل مانده اند این است که برای دو واژهٔ "تعلیم" و "تربیت" دو مأموریت جداگانه تعریف می کنند. البته بخشی از ماجرا به مافیای بازار تربیت و "دکانداری تربیت" مربوط می شود یعنی عده ای با بازی با الفاظ مقدس و واژه های روانشناسی و آیه و حدیث چنین وانمود می کنند که کار تربیتی می کنند و مهم اند و نقش شان در امر تربیت، کلیدی و مهم است. در حالی که؛ 

۱) اگر هر مطلب و موضوع و مقوله ای به قدر کافی تکرار و تمرین شود، بر ذهن می نشیند و تبدیل به ملکه می شود و عادی سازی صورت می گیرد و به مهارت تبدیل می گردد. این یعنی تربیت. 

۲) اگر کار آموزشی در مدارس از بیراههٔ حافظه محوری به راه راستین مهارت محوری برگردد و دانش آموزان از زیر بار حجم عظیم مطالب متعدد و بی مصرف این همه کتاب درسی نجات پیدا کنند و چند هدف محدود اما مفید و مورد علاقه را عملأ دنبال کنند و در همان زمینه ها به تکرار و تمرین و ممارست بپردازند، تربیت، محقق می شود.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تغییر نام وزارت آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور