صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه استان ها و شهرستان ها/

نامه ی زیر توسط یکی از فرهنگیان از استان سیستان و بلوچستان برای صدای معلم ارسال گردیده است .

این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

اداره آموزش و پرورش منطقه 5 تهران و شفاف سازی

حدود 2 هفته از انتشار گزارش صدای معلم در مورد اداره آموزش و پرورش مطنقه 5 تهران می گذرد . ( این جا )

تاکنون هیچ مرجعی نسبت به انتشار این گزارش واکنش و یا پاسخی ارائه نکرده است .

مشخص نیست نهادهای نظارتی مانند حراست اداره آموزش و پرورش منطقه 5 تهران و حراست اداره کل آموزش و پرورش تهران در کنار دایره ارزیابی عملکرد و رسیدگی به شکایات به چه کاری مشغول هستند ؟

وظیفه و جایگاه روابط عمومی در این سازمان ها و ادارات چیست ؟ و آیا حضور و یا فقدان آن ها تاثیری بر روند " حل مساله " دارد ؟

اخباری که از این  اداره می رسد حاکی است که حتی از ثبت نامه های معمولی و درخواست های ذی نفعان مانند معلمان نیز خودداری می کنند .

یکی از معلمان این منطقه به صدای معلم می گوید :

" درخواستی را برای ثبت به دفتر مدیر منطقه دادم .

گفتند ثبت نمی کنیم .

وقتی دلیل را پرسیدم پاسخ داد که نامه های داخلی ثبت نمی شوند .

پرسش این است ؛ آیا برای چنین اقدامات و رفتارهایی ، مستند و دستورالعمل وجود دارند و یا تابع سلایق و یا صلاحدید افراد هستند ؟

از سوی دیگر ؛ اداره آموزش و پرورش منطقه 5 تهران مالک مکان هایی مانند بانک ملی ، تالارها ، خانه های معلم ، اماکن ورزشی ، ملک تعاونی و... بوده که از محل اجاره آن ها درآمدهای قابل توجهی را کسب می کند .

« صدای معلم » از نهادهای نظارتی به ویژه مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش می خواهد تا روند مزایده ، اجاره و درآمدهای کسب شده  در این منطقه به طور کامل شفاف سازی شوند .

در گزارش پیشین صدای معلم چنین آمد : ( این جا )

" ادارات کل آموزش و پرورش در سراسر کشور درصدهای قابل توجهی بین 40 تا 60 را از درآمدهای اختصاصی مناطق و نواحی کسر و در حساب خود نگه می دارند .

این رسانه پرسش کرده بود :

آیا این کار قانونی است ؟

پرسش دیگر این است که مشخص شود چه میزان از درآمدهای اختصاصی اداره آموزش و پرورش منطقه 5 در اختیار اداره کل قرار می گیرد ؟

پایان گزارش/


اداره آموزش و پرورش منطقه 5 تهران و شفاف سازی

منتشرشده در گفت و شنود

گروه گزارش/

انتخاب وزیر آموزش و پرورش و چرا آموزش و پرورش مساله عمومی نیست

علی رغم آن که آموزش و پرورش با جمعیت پرسنلی 930 هزار نفر و جمعیت دانش آموزی حدود 14 میلیونی مخاطب بیش از 40 میلیون ایرانی در سراسر کشور و حتی خارج از مرزهای آن است اما موضوعات و چالش های آن از دیوارهای مدرسه و اداراتش فراتر نرفته است .

آری !

" آموزش " علی رغم گستردگی و وسعت آن و تاثیر مستقیم آن بر زندگی ایرانی ها حساسیتی برای ذی نفعان تولید نکرده است .

کمی پیش از آغاز مهر ماه و چند روز پس از آن آموزش و پرورش به موضوع مهم و اولویت خانواده ی ایرانی تبدیل می شود اما پس از آن دیگری کسی کاری به آن و بحران هایش ندارد مگر آن که حادثه ای دل خراش و یا مهم توجه افکار عمومی را به خویش جلب کند .

تا زمانی که آموزش و پرورش اولویت دائمی خانواده ها و مردم نشود اواویت دولت و حاکمیت هم نخواهد بود .

در این راستا و بر اساس این خط مشی صدای معلم از جامعه علمی ، دانشگاهی و آکادمیک کشور دعوت می کند تا به این دستگاه و چالش های ورود کنند .

این رسانه بر اساس دکترین خویش گفت و گوی تفصیلی را با دکتر نعمت الله فاضلی استاد دانشگاه و منتقد مسائل آموزشی انجام داده است که در صدای معلم منتشر خواهد گردید .

از ایشان پیش تر مقالات و مصاحبه هایی در صدای معلم منتشر شده است .

( نعمت‌الله فاضلی انسان‌شناس و نویسنده ایرانی است. فاضلی دانشیار پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات‌ فرهنگی از سال ۱۳۹۱ تاکنون بوده‌ است.

او دکترای خود را در رشته انسان‌شناسی اجتماعی از مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن در سال ۱۳۸۳ اخذ کرده است . )

پایان گزارش/


انتخاب وزیر آموزش و پرورش و چرا آموزش و پرورش مساله عمومی نیست

منتشرشده در گفت و شنود

انتقاد از مدیر کل آموزش و پرورش استان البرز

بدوا لازم به یادآوریست که در سال ۸۹ در یک تصمیم شتابزده تعدادی از شهرستان‌های غرب استان تهران در قالب استان البرز از تهران منفک گردید.

کلانشهر کرج به عنوان مرکز جوان‌ترین استان کشور از اِلمان‌های یک کلانشهر تنها جمعیتش را داراست و فاقد زیرساخت‌های لازم برای مرکزیت استان آن هم از نوع کلانشهرش می‌باشد.در حوزه آموزش و پرورش نیز استان البرز و ایران کوچک با مشکلات عدیده‌ای چون تراکم شدید دانش‌آموزی به نسبت نُرم کشوری دست و پنجه نرم می کند با این که مدیران قبلی از جمله تیم آقای ساکی در طول پنج سال تلاش‌های گسترده‌ای داشتند، ولی مشکلات حاصل از سیل مهاجران به کرج همواره بر توفیقات غلبه داشته است.
حدود ۹ ماهی از حضور دکتر سالار قاسمی در کسوت مدیرکلی آموزش و پرورش استان البرز می‌گذرد. در این مجال اندک نگاهی گذرا به عملکرد این مدیرکل نوگرا و تازه‌نفس می‌اندازیم.

قاسمی به همراه چند اسم از حدود ۶ ماه قبل از رفتن ساکی در کرج مطرح بود. وی در مراسم معارفه با تسلط و تبحر خاص با سخنرانی سنجیده خود توجه جمع حاضر را به خود جلب کرد.
به راحتی از پچ‌پچ همکاران حاضر می‌شد فهمید که حضور وی را به مثابه پمپاژ هوای تازه در کالبد  آموزش و پرورش البرز تلقی می‌کردند.

قاسمی در مراسمات و دیدارهای بعدی نشان داد که بر آموزش و پرورش و نقاط قوت و ضعف آن اشراف کامل دارد.

وی در مدت حضور خود در البرز، طبعا با افت و خیزهایی مواجه بوده است. خصوصا این که اوضاع عمومی آموزش و پرورش در دولت دوم روحانی اصولاً روز خوشی به خود ندیده است. انتخاب ناشیانه بطحایی به عنوان وزیر و سیاست‌های یک بام و دو هوای ایشان، روزمرگی و بی‌برنامه‌گی را در آموزش و پرورش نهادینه نمود.
به هر حال قاسمی در حداقل زمان ممکن توانست آرامش و رضایت نسبی را بر آموزش و پرورش استان مستولی نماید.از تلاش در جهت تدوین برنامه راهبردی بر اساس سند تحول بنیادین و نیازهای بومی به مثابه نقشه راه مدیریتی، تا تقویت شورای آموزش و پرورش و میدان دادن به جوانان و بانوان در انتصابات را می‌توان به عنوان کارهای مثبت وی ذکر نمود.

برقراری ارتباط مؤثر با سایر ارگان‌ها و صدا و سیما در جهت تبیین و تامین منافع آموزش و پرورش، فهم مدرن از جایگاه روابط عمومی و اطلاع‌رسانی و تلاش در جهت اشاعه فرهنگ سازمانی در گفتار و کردار نیز از دیگر رویکردهای مثبت قاسمی در ۹ ماه حضورش در البرز قابل ذکرند.
 رایزنی با معاون رییس جمهور و رییس سازمان نوسازی مدارس کشور و تلاش‌هایی از این دست فرصت مناسبی برای برون‌رفت از آچمز تراکم دانش‌آموزی و همچنین توسعه و پیشرفت سازمان آموزش و پرورش البرز می‌باشد.

انتقاد از مدیر کل آموزش و پرورش استان البرز

از دیگر کار ویژه‌های قاسمی تشکیل شورای نقد درونی در سازمان آموزش و پرورش می‌باشد. بدیهی است که مدیران ریسک‌پذیر و پویا توانایی و جرأت برگزاری جلسه نقد از درون را دارا هستند و این باب میمونی‌ست که در صورت تداوم می‌تواند مشکلاتی که حاصل ناهماهنگی و بعضا ناکارآمدی بخش‌هایی از کلیت سازمان آموزش و پرورش می‌باشند را با نقد از درون روغن‌کاری نماید.
یکی دیگر از کارویژه‌های آقایان قاسمی و مالمیر (معاونت مالی پشتیبانی) تلاش وافر برای احیای ۵ درصد سهم آموزش و پرورش از شهرداری به نفع آ.پ استان می‌باشد.ارتباط حسنه مدیرکل با اهالی رسانه و خبر در مراسم روز خبرنگار سازمان به اوج خود رسید. در این نشست صمیمی قاسمی با تبیین مواضع آموزش و پرورش، حرکت بی‌بدیلی در کارنامه مدیریتی خود رقم زد.
همچنین برگزاری جلسات منظم کمیته جوانان و زنان نیز به نوبه خود شایان توجه و درخور تامل می‌باشند.

بدیهی است که ذکر نقاط قوت نافی قصورات مجموعه نیست. لذا انتظار می‌رود در ماه‌های آتی تلاش‌های جدی‌تری در خصوص موارد زیر رخ دهد:

* قاطعیت در جهت استفاده از نیروهای شایسته، کاردان، باسواد و اعتقاد به نگاه مدرن چرخش در مدیریت و کنار گذاشتن نیروهای_فرسوده از صف و ستاد
* باور عملی به خرد جمعی و استفاده از ظرفیت فکری و اجرایی نیروهای انسانی به صورت فراجناحی
* ارتباط مؤثر با تشکل‌های صنفی فرهنگیان استان و انتقال مطالبات معلمان به مسئولین بالادستی
* ساماندهی شرکت‌های تعاونی مسکن، مصرف، تعاونی اعتبار و صندوق ذخیره فرهنگیان استان
* توجه ویژه به بحث تراکم رو به تزاید کلاس‌ها در نتیجه سیل مهاجران از چهار گوشه کشور به ایران کوچک
* شکستن انحصار مدیریت و تدریس باندهای مافیایی حواشی مدارس خاص استان و...داستان استان شدن البرز بدون فراهم کردن زیرساخت‌های لازم را دوباره یادآور می‌شویم.
تراکم بالا و روزافزون دانش آموزان کرجی با هجوم فزاینده مهاجرین به این کلانشهر خود به تنهایی می‌تواند هر مدیرکلی را با چالش‌های جدی مواجه کرده و موجبات ناکارآمدی وی را فراهم آورد.
لذا در نقد مدیرکل آموزش و پرورش البرز باید تمام قطعات پازل و مجموعه شرایط را در کنار هم دید و سپس به نقد کارشناسی و منصفانه پرداخت.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

انتقاد از مدیر کل آموزش و پرورش استان البرز

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

هفتمین نشست از سلسله نشست های علمی با عنوان : " بازاندیشی در مساله آموزش و پرورش و حاکمیت ؛ نقطه عزیمت تحول در کیفیت " یکشنبه 3 شهریور 1398 در پژوهش سرای خیام واقع خیابان هشت بهشت اصفهان با سخنرانی « محمود مهرمحمدی » سرپرست پیشین دانشگاه فرهنگیان و به میزبانی " موسسه اندیشه یاوران معین اصفهان ( ایما ) و همکاری اداره کل آموزش و پرورش اصفهان برگزار گردید .

مطابق رسم معمول در جامعه ی ایرانی ، این نشست با 35 دقیقه تاخیر آغاز گردید .

مهرمحمدی در این نشست بیش از 65 دقیقه سخنرانی کرد و تنها 20 دقیقه را به پرسش و پاسخ اختصاص داد که پرسش هر 4 نفر هم خارج از بحث بود .

محمود مهرمحمدی به پرسش های صدای معلم پاسخ نداد. در پاسخ به تنها سوال صدای معلم که راجع به روند " تربیت معلم " در دانشگاه فرهنگیان بود ایشان گفت که در حال حاضر دیگر آنجا حضور ندارد و اطلاعی هم ندارد .

مجری مراسم در این نشست عنوان کرد که سوالات را به صورت ایمیل ارسال کنند تا  آقای مهرمحمدی پاسخ دهد.

« صدای معلم » گزارش این نشست را منتشر می کند .

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار/

ورود سازمان بازرسی به پرونده اردوگاه شهید باهنر و وضعیت پرداخت اقساط

منصور اردستانی مدیر کل امور حقوقی، املاک و حمایت قضایی آموزش و پرورش درباره ماجرای ورود سازمان بازرسی به پرونده اردوگاه شهید باهنر تهران اظهار کرد: با توجه به پیگیری که برای پرداخت اقساط اردوگاه شهید باهنر انجام شده، تمام این اقساط تا مرداد ماه امسال به طور کامل پرداخت شده  است و تا پایان سال ۹۹ هم به اتمام می‌رسد.

او ادامه داد: اکنون سازمان بازرسی به دلیل آنکه در فرایند واگذاری اردوگاه شهید باهنر ابهاماتی وجود داشته، وارد عمل شده است و کارگروه اجرایی انتشار صکوک در این مورد باید پاسخگو باشند.

اردستانی با اشاره به اینکه مسئولان وقت آموزش و پرورش در فرآیند معرفی وثیقه برای دریافت اوراق صکوک شفاف سازی لازم را انجام ندادند و در اسناد، عرصه و اعیان لحاظ شده است، به دنبال این موضوع سازمان بازرسی به عنوان نهادی نظارتی وارد عمل شده است تا این فرآیند روشن شود.

مدیر کل امور حقوقی، املاک و حمایت قضایی آموزش و پرورش ادامه داد: بر اساس ارزیابی‌های کارشناسی، واگذاری اردوگاه شهید باهنر در انتقال سند فقط مجوز عرصه دارد، در حالی که باید عرصه و اعیان (زمین و ملک) هر دو لحاظ می‌شد.

او با اشاره به اینکه اکنون مشکلی برای پرداخت اقساط و مالکیت اردوگاه وجود ندارد، اظهار کرد: درباره شفاف سازی در فرآیند واگذاری هم با سازمان بازرسی در حال تعامل هستیم تا علت مشخص شود.

باشگاه خبرنگاران جوان

انتهای پیام/


ورود سازمان بازرسی به پرونده اردوگاه شهید باهنر و وضعیت پرداخت اقساط

شعر  معلم و از جهالت رستن

تا به گلدانِ لبِ باغچه ام آب دَهم
تا که در سر بُوَد از وضعِ اسفناک رَهَم
آ روز هست
امید هست
چرا آه کشم ؟
میخک ام گل داده ست
چه گلِ سرخ و قشنگ !
پرچم اش گرده ی خود را بِنمایَد همه رنگ
به گمانم همه پیغام دَهَد صلح
نه جنگ !
زاهدِ عربده کش را که سرِ باورِ خود
خاک را کِشته خَدَنگ
عقل را کرده به زنجیرِ هیولایِ تفنگ
که مبادا رهِ نو خواهد از این عرصه ی تنگ
باورش نیست هنوز
گرده ی پرچمِ میخک ، همه با رنگِ خداست
نه تحجّر ، نه دعاست
گر همه رنگ همان بود ، خدا رنگ شوَد
هیچ اَبزار نبود
طَیَرانِ بَشَر از خاک به افلاکِ خدا
قدمی ، این همه در کار نبود
راهِ ما تا به خداست
نه تحجّر ، نه دعاست
زان به گلدانِ لبِ باغچه ام آب دَهم
تا قَدَح را به سرا پرده ی گل نقش زَنَد
گل اش از چشمه ی خورشید هوایی بِدَمَد
شوق و شوری به درون مایه ی هستی فکنَد
با میِ معرفت از ساقیِ سیمین بدنی
جهل را از در و دیوارِ زمین ریشه کَنَد
بیرقی نو به درِ خانه ی زاهد بِزَنَد
تا ببینَد هستم
از جهالَت رَستم
پرچمِ میخکِ رنگین بِدارَم دستم
از سیاهی که بُوَد رنگ و لُعابش جَستم
آنقَدَر در پیِ گم گشته نگارم گشتم
به خدا پیوستم


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شعر  معلم و از جهالت رستن

منتشرشده در یادداشت

مقصود فراستخواه :

" در جامعه تعارضاتی زیادی در خصوص باورها به علم وجود دارد. مثلا نتایج پیمایش‌ها مشخص می‌کند 78 درصد مردم در زندگی اجتماعی خود تقدیرگرا هستند؛ در حالی که 20-30 درصد علم گرایی در ایران وجود دارد. 34 درصد دانشجویان و 25 درصد غیردانشجویان به نحو بارزی به نظام معرفتی علم باور دارند. به رقم رشد کمی علم آموزی در ایران، علم هنوز وارد زندگی ما نشده است . " ( 1 )

نقدی بر سرپرستی سیدجواد حسینی در آموزش و پرورش و واکنش معلمان

از زمان معرفی « محسن حاجی میرزایی » به عنوان وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش واکنش های مختلفی را از سوی معلمان شاهد بوده ایم .

کنش گران فعال در بدنه معلمی از این حرکت دولت ناراحت و عصبانی هستند  اما کم تر کسی به بررسی و نقد دوره کوتاه سرپرستی « سیدجواد حسینی " پرداخته است .

کم تر کسی تصور می کرد که کنار زدن فردی که حدود 3 ماه در سمت " سرپرست " بوده چنین موجب واکنش بخشی از جامعه فرهنگیان شود درست بر عکس عزل محترمانه بطحایی که رفتن ایشان موجی از شادی و مسرت را در میان معلمان ایجاد کرد هر چند برخی مانند علی ذوعلم ، حاجی بابایی ، فرشیدی و... نظر دیگری دارند . شاید اگر سرپرست وزارت آموزش و پرورش از همان ابتدا در کنار احیای تمام  عیار روابط عمومی ارتباط خوب و دو سویه ای با رسانه ها برقرار می کرد اکنون وضعیت به گونه ای دیگر رقم خورده بود .

آیا « سیدجواد حسینی » کار خاصی حداقل در حوزه معیشت و مطالبات برای معلمان انجام داده است ؟

در دوره وزارت سیدمحمد بطحایی که بیشتر با شو و نمایش همراه بود و کار وزیر پیشین اکثرا در سخنرانی و ارائه حرف های اکثر تکراری و روزمره خلاصه شده بود اما فضا و فرهنگ امنیتی در آموزش و پرورش غالب بود .

علیه معلمان منتقد و رسانه های مستقل شکایت می شد اما بطحایی و تیمش در ساختمان بتونی وزارت آموزش و پرورش انگار این چیزها را نمی دیدند .

نقدی بر سرپرستی سیدجواد حسینی در آموزش و پرورش و واکنش معلمان

روابط عمومی که حساس ترین و راهبردی ترین بخش در هر سازمان برای پایش افکار عمومی و حساسیت سنجی بدنه است عملا تحت عنوان " چابک سازی "و  یا " کوچک سازی " تعطیل شده بود .

شاید در وزارت آموزش و پرورش نخستین بخشی که باید تعطیل شود و عملا کارایی و کاآمدی خود را از دست داده است همان ادارات ارزیابی عملکرد و رسیدگی به شکایات هستند که نظام آموزشی را از محتوا تهی کرده و روزمرگی را در ارکان سیستم نهادینه کرده اند .

این بخش که نامش ظاهرا " بازرسی " است در اکثر موارد چیزی جز تکرار و پاراف همان حرف های سایر بخش ها و دوایر را در سیستم فشل و ناکارآمد اداری انجام نمی دهد .

محصول دایره ارزیابی عملکرد و رسیدگی به شکایات در آموزش و پرورش توجیه ناکارآمدی سیستم و افزایش نارضایتی است .

بهترین گواه برای این مدعا حجم بالای شکایات معلمان در دیوان عدالت اداری است.

( در این مورد بعدا به تفصیل خواهم نوشت )

صدور بخشنامه ممنوعیت شکایت از رسانه ها توسط آقای حسینی که در تاریخ این وزارتخانه بی سابقه بوده است و نیز پس گرفتن شکایت وزارت آموزش و پرورش از دو معلم یکی در سنندج و دیگری در خراسان جنوبی نشان داد که حسینی مدیر عملگرایی است .

این عملگرایی موجب باز شدن روزنه های امید و  کورسوی اعتماد به ایشان گردید .

حسینی در بدو ورود به وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد که از استقلال این وازرتخانه دفاع خواهد کرد .

این سخنان موجب شد تا معلمان احساس کنند که سرپرست آموزش و پرورش کمی شبیه به آن ها است .

سال ها ست که استقلال این نهاد توسط برخی نهادها موازی و غیرپاسخ گو به بازی و سخره گرفته شده است و وزیران آن جز سکوت ، انفعال و توجیه کنش خاصی نداشته اند .

نقدی بر سرپرستی سیدجواد حسینی در آموزش و پرورش و واکنش معلمان

بده بستان های غیرمعمول و غیرشفافی که تحت عنوان " تعامل " با برخی نهادها به ویژه نمایندگان مجلس و به خصوص در حوزه عزل و نصب ها صورت می گیرد بی اعتمادی و حتی حس تنفر را نسبت به مسئولان وزارت آموزش و پرورش به ویژه " وزیر " دامن زده است .

البته بسیاری از نمایندگان تحت عنوان " مشورت " و یا " هم اندیشی "  آن را حق طبیعی خود دانسته و از آن دفاع هم می کنند .

گویا این قانون نانوشته ای است که وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش قبل از معرفی شدن  باید دل نمایندگان مجلس را به دست بیاورد .

« محمدتقی سبزواری » از اعضای سازمان معلمان ایران در سایت این تشکل می نویسد :

" یکی از انحرافات و شاید اصلی ترین انحراف در میان دولتمردان طی سه دهه گذشته، تعامل وکلا و وزرا بوده است.

 تعامل نشانه فرهیختگی، روشنفکری و ایثارگری است ولی تعریفی که از تعامل بین وکلا و وزرا طی سه دهه گذشته استباط می شود حکایت از نوعی بده و بستان های سیاسی دارد.

وزیر برای کسب رای اعتماد و جلوگیری از استیضاح و نماینده مجلس برای گرفتن امتیاز در حوزه انتخابیه به تعاملاتی می رسند که خیر و برکت جامعه در آن نیست.

هفته گذشته گذرم به پاویون فرودگاه افتاد. تعدادی از نمایندگان مجلس آماده پرواز به تهران بودند. با دو سه نفرشان در مورد سید جواد حسینی گزینه مطرح وزارت صحبت می کردم و احوال می پرسیدم. گرچه می دانستم یکی از آنان تا به حال دو بار به دیدار سرپرست رفته است ولی همگی متفق القول بودند که تاکنون هیج حرکتی از سوی وزیر برای ایجاد ارتباط با نمایندگان صورت نگرفته است.

نقل قول می کردند که حسینی اظهار داشته من در آموزش و پرورش کار سیاسی نمی کنم و به همین علت تلاشی هم برای کسب رای نخواهم داشت.

 اگر نمایندگان پذیرفتند با برنامه به پیش خواهم رفت و برای اهداف مورد نظر نیز به بیش از دو سال زمان نیاز ندارم.

چنین استقلالی طی دو دهه گذشته تنها در وزارت دکتر دانش آشتیانی مشاهده شده است. این استقلال حتی در زمان حاجی بابایی با اما و اگر همراه بود. این صراحت و نداشتن حسی ناخوشایند از بی توجهی سرپرست فعلی توسط نمایندگان و موضع گیری های مکرر بعضی تشکل های معلمی علیه سرپرست و همراهی کجدار و مریز بعضی دیگر از تشکل ها مرا نسبت به پی گیری اخبار مربوط به وزیر پیشنهادی حسن روحانی مصمم کرد.

با یکی از دوستان مطلع صحبت کردم. از قول سرپرست گفت که تا زمان معرفی شدنم هیچ رایزنی در مورد رای اعتماد با نمایندگان نخواهم داشت. صدور بخشنامه ممنوعیت شکایت از رسانه ها توسط آقای حسینی که در تاریخ این وزارتخانه بی سابقه بوده است و نیز پس گرفتن شکایت وزارت آموزش و پرورش از دو معلم یکی در سنندج و دیگری در خراسان جنوبی نشان داد که حسینی مدیر عملگرایی است .

 به نظر می رسد علی رغم از بین رفتن تمامی روزنه های امید بر ثبات هنجارها، فرهنگ ایرانی آماده بازگشت به اصل خویشتن است.     "

حال شما به رفتار محسن حاجی میرزایی بنگرید که ظرف چند روز از معرفی اش با نمایندگان مجلس دیدار می کند و علی عسکری معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش آن را " صمیمانه " و " بسیارنوید بخش " می خواند . ( این جا )

علی عسکری با اشاره به اینکه در مدت حضور و دیدارهای وزیر پیشنهادی همراه ایشان در مجلس بوده است می گوید:

"همان طور که انتظار می رفت حضور ایشان در صحن علنی و دیدارها و تعامل صورت گرفته بسیار نوید بخش بود و اکثر نماینده ها در ارتباط گیری با ایشان ضمن طرح مطالبات ، قول همراهی و همکاری می دادند .                                                                                 

در این مدت چند بار که با آقای حسینی برخورد داشتم به این نتیجه رسیدم که ایشان قدرت بیان خوبی دارد و مفاهیم مورد نظر خود را در بهترین شکل به مخاطب انتقال می دهد .

همه این ها موجب شده است که سیدجواد حسینی در این مدت کوتاه با اقبال بخش قابل توجهی از فرهنگیان رو به رو شود .

اما در کنار این نکات مثبت ، حسینی اشتباهات استراتژیکی هم داشت .

نقدی بر سرپرستی سیدجواد حسینی در آموزش و پرورش و واکنش معلمان

حسینی گفت که می خواهد روابط عمومی را احیا کند اما انتصاب فردی غیرمتخصص و نابلد و ناآشنا به علم " روابط عمومی "  مانند شاپور محمدزاده در راس روابط عمومی غیرقابل توجیه بود .

حسینی تا روز خبرنگار ارتباط منسجم ، تعریف شده و منظمی با رسانه ها و خبرنگاران نداشت .

حسینی در سخنرانی های خویش از همه شرکای آموزش و پرورش نام می برد اما کوچک ترین اشاره ای به جایگاه " رسانه " نمی کرد . شاید در وزارت آموزش و پرورش نخستین بخشی که باید تعطیل شود و عملا کارایی و کاآمدی خود را از دست داده است همان ادارات ارزیابی عملکرد و رسیدگی به شکایات هستند که نظام آموزشی را از محتوا تهی کرده و روزمرگی را در ارکان سیستم نهادینه کرده اند !

این وضعیت و بی اعتنایی به حوزه " رسانه " بدون دلیل مشخص  و یا قانع کننده موجب تولید نوعی " بی تفاوتی " در خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش نسبت به رویکردها و عملکردهای ایشان شد .

شاید اگر سرپرست وزارت آموزش و پرورش از همان ابتدا در کنار احیای تمام  عیار روابط عمومی ارتباط خوب و دو سویه ای با رسانه ها برقرار می کرد اکنون وضعیت به گونه ای دیگر رقم خورده بود .

همان گونه که پیش تر نیز نوشتم ( این جا ) ؛ سیاست های دولت در زمینه آموزش و پرورش مشخص است و افراد به عنوان " وزیر " بیشتر نقش " مجری " را ایفا می کنند اما با این حال مدیریت هنری است که اگر درست ، منطقی و هدف مند صورت گیرد موجب تحول در سازمان خواهد شد .

شناخت چندانی از حاجی میرزایی وزیر پیبشنهادی در دست نیست اما مرور برخی جملات می تواند واقعیات مهمی را آشکار کند .

حاجی میرزایی به همراه حسینی در شورای معاونین وزارت آموزش و پرورش چنین می گوید : ( این جا )

" مدتی از آموزش و پرورش دور بوده ام اما امروز در این جمع احساس غربت نمی کنم. علاقه مند بودم که استمرار همکاری سید جواد حسینی را در وزارت آموزش و پرورش داشته باشیم و حداکثر مقاومت را برای آمدن به وزارت آموزش و پرورش داشتم اما تقدیر بر این بود که به عنوان گزینه دولت برای نظام تعلیم و تربیت به مجلس معرفی شوم.

نقدی بر سرپرستی سیدجواد حسینی در آموزش و پرورش و واکنش معلمان

امروز با عزم جدی و مصمم با تمام توان آمده ام و اگر تقدیر الهی بر این باشد که در مجموعه آموزش و پرورش باشم تمام توان و بضاعت خود را در اختیار این مجموعه قرار خواهم داد. "

از فردی که آمدن خود به این مجموعه بزرگ و مهم را محصول و دستاورد " تقدیر " می داند خیلی نباید انتظار تحول و خلاقیت داشت .

خیلی نمی توان روی استقلال ، صلابت شخصیت ، شهامت و کارآمدی وی حساب باز کرد .

خیلی روی مدیریت علمی و اشاعه آن آن که حلقه مفقوده در نظام روابط فردی و میان فردی جامعه و کلید پویایی و  توسعه آن است حساب نکنید !

( 1 ) این جا

منتشرشده در یادداشت

بحران انتخاب وزیر در آموزش و پرورش و چالش های نظام آموزشی

همکار ارجمند ، جناب آقای عبدالرضا خسروی در بخشی از یادداشت خود با عنوان : " 4 دهه آزمون و خطا در تعیین وزیر آموزش و پرورش کافی است ! " چنین نوشته اند :
" در چهل سال گذشته همواره سیاست های نظام در عرصه تعلیم و تربیت به صورت آزمون و خطا پیش رفته است ، به گونه ای که وزیری در زمان رأی اعتماد با برنامه هایی که بیشتر آنها روی کاغذ مانده اند و یا به دلایل مختلف به صورت ناقص و نیم بند اجرا شده اند از ایستگاه بهارستان عبور کرده و پس از مدتی کنار رفته و فرد بعدی با ناکارآمد خواندن برنامه های وزیر پیشین خود برنامه های جدیدی در دستور کارش قرار داده است که این رویه آسیب های فراوانی به نظام آموزشی وارد کرده است. " (1)

چرا وزرای انتخاب شده ، ناموفق اند؟
در زیر قصد دارم تا عدم صلاحیت افرادی که به عنوان وزیر و یا مدیر ارشد انتخاب شده اند را در لابه لای دوران کودکی و با آنچه که بر او گذشته است پیوند دهم ، تا شاید بدین طریق برخی از دلایل عدم پاسخگویی به انتظارات خود و یا عدم تثبیت صلاحیت و شایستگی آنان ، محرز شود.
باید اذعان داشت که سرآغاز سیر طبیعی و برجستۀ توانایی شخصیتی افراد از طریق آزمون و خطا جهت شکوفایی خلاقیت ، مربوط به دوران کودکی است. ما از ضعفِ نگرشِ حکیمانه در تربیت کودکان خود شدیدا رنج می بریم و به تعبیری از محبت صِرف ما به کودکان ، مرض حاصل می شود. نوعِ محبت و دلبستگی ما ایرانی ها نسبت به نوزاد و کودک و یا فرزند خود ، شدیدا عاطفی و عشق مرضی است ، به طوری که هر نوع احتمال اختیار ، اراده و تجربه را از کودکان سلب و آنان را محکوم به اجرای ریز دستورات خشک تربیتی خود با افعال امر و نهی چون " بکن و نکن " می نمائیم. گاه حتی اگر دقت کنید برخی از مادران ، به نحوۀ قرار گرفتن دست و پای نوزاد خود هنگام خواب نیز دخالت می کنند و به خواست خود آن را تنظیم می نمایند. ما فرآیند اندیشه و انتخاب را در کودکان خود عقیم می سازیم و برای همین خلاقیت و نواندیشی و کسب تجربه از آزمون و خطا را یا اصلا نداریم و یا آن را بسیار نادر مشاهده می کنیم.

شاید تعدادی از افراد بر اساس برخی شایستگی ها و یا بایستگی های تربیتی از سوی والدین و معلمان خود، امکان یادگیری از فرآیند آزمون و خطا را داشته اند ، اما در شرایط کلی ، آزمون و خطا در بطن تعلیم و تربیت و نحوۀ آموزش ما قرار ندارد ؛ به طور مثال برخورد دیرین والدین در جامعه ما چنین است : به بخاری یا آتش دست نزن می سوزی ، به چاقو دست نزن ، دستت را می بری !! پس او کی باید مجالی برای عمل کردن و نتیجه گیری از آن عمل را به دست بیاورد؟ لابد پس از بزرگ شدن و به تدریج ! ترساندن کودک با احتمال شکست در انجام هر کاری اعتماد به نفس او را از بین برده و او را از انجام تجربه های جدید باز می دارد ، لذا کودک فرصت های خاص و سنجیده را برای بروز خلاقیت در برخورد با موقعیت های تازه را از دست می دهد. در ضمن ما با این فرآیند معیوب ، او را از خیلی چیزها و واقعیت های دیگر پیرامون خود به ترس و واهمه ، محکوم می سازیم. او از موش و گربه و سوسک و.... تا ارتفاع و قبول ریسک انجام کار و..... و از خیلی چیزها می ترسد.

یا روش آموزش معلم محور منوط به حفظیات قوی برای اثبات دانش آموز زرنگ بودن از معدود معیارهای نظام آموزشی ماست ، که با سکوت و مؤدب نشستن او در کلاس درس ، این شاخص تکمیل می گردد. او ساکت بنشیند تا من معلم انتظارات تدریس را پاسخ دهم و از بودجه بندی عقب نمانم. نتیجۀ نظم او ، تحقق نظم من است.
چنین افرادی چگونه استقلال عمل و اندیشه داشته باشند؟ در این جامعه از ما انتظار می رود که از اصلی به نام خلاقیت در عمل بپرهیزیم و تابعی از اصول ثبات مدیریت ناپایدار باشیم . یعنی الگویی از قبل تعیین شده ردای وزارت و وکالت و..... رادر این جامعه برای افراد منتخب ، دوخته و آماده کرده است و هر چند بر تن عده ای تنگ یا گشاد است ، اما اصرار بر پوشیدن آن داریم و هیجان و رغبت فرد برگزیده جهت نشستن بر مسند، جای تأمل و تفکر و دوراندیشی را از او سلب می نماید.
پس وزرا و مدیران ارشد نیز که در همین سیستم و قالب انتظارات ، رشد یافته اند با بیگانگی از اصول عقلانیت و خرد جمعی و عدم تعلیم و تربیت در دو مقولۀ اساسی رشد و توسعه یعنی آزمون و خطا و خلاقیت ، کوس رسوایی ناتوانی و عدم موفقیت خود را در زمان تصدی پست وزارت بر افکار عمومی و بر تار و پود نظام آموزشی و بر تاریخ آموزش و پرورش ، به صدا در می آورند. اما متأسفانه تاریخ زشت و زیبا ، تلخ و شیرین ، خوب و بد ، سازنده و مخرب و..... همگی را با هم ثبت می کند. هر چند برخی از آیندگان ، باب میل خود آن را تحریف می کنند اما همیشه اسناد کتبی یا شفاهی در گوشه ای از این خاک ، با ناله های زیر خاکی خود ، فریاد از واقعیت ها را به گوش افراد هوشیار عاقل عاشق وطن برمی آورد .
مفهوم خلاقیت و کاربرد آن در مشاغل گوناگون و در بخش های متعدد هر جامعه ای ، آنقدر اهمیت درون مایه ای و برون مایه ای دارد که باز می خواهم آن را بکاوم . ما باید در مفهوم معانی خیلی دقیق باشیم تا به خودفریبی و جامعه فریبی ، گرفتار نشویم. همکاران لابد خلاقیت های کپی شدۀ برخی از معلمان را جهت دریافت امتیازات پیش برنده را مشاهده نموده و می کنند. پس خلاقیت چیست ؟ و چرا کودکان دیروز و وزرای امروز ما خلاقیت ندارند؟

تعریف خلاقیت (Creativity) :
" خلاقیت نوعی عملکرد دانش ، کنجکاوی ، تخیّل و ارزیابی است. هر چه اساس دانش تان قوی ‌تر باشد یا هر چه کنجکاوتر باشید، ایده‌ها و الگوهای بیشتری خواهید داشت که منجر به ایجاد محصولات و خدمات خلاقانه، جدید و نوآورانه می ‌شود. اما تنها داشتن دانش برای تشکیل الگو‌های جدید کافی نیست. اجزا و بخش‌ها باید به نحوی متفاوت با یکدیگر ترکیب شوند. سپس ایده‌های پراکنده و مختلف باید ارزیابی شوند و به ایده‌هایی کاربردی بدل شوند. به بیان دیگر ، یک فرآیند اتفاق می‌افتد ، اما واقعا این ایده‌ها از کجا می آیند؟ " (2)

برخی از عناصر از بین برندۀ خلاقیت کودکان
امر و نهی کردن ، الگو دادن به کودک ، بی اهمیت جلوه دادن کار کودک ، قوانین خشک و بدون تغییر ، ترساندن کودک از شکست ، ایجاد رقابت ناسالم ، مقیّد کردن کودک صرفا به نتیجۀ عمل ، مقایسه کردن کودکان ، ایراد گرفتن از نتیجۀ کار ، تعجیل در ارائه کار ، تحقیر کودک ، خواستن کاری وَرای توان کودک یا توقع زیاد داشتن از او ، خشونت رفتاری ، توجه بیش از حد به کودک و تهیه هر چه که او می خواهد و یا پول زیاد خرج کردن برای او ، ثبت نام در کلاس های زیاد ، آموزش های تکراری ، طبیعت نرفتن ، کشتن چراهای کودک کتاب نخواندن ، تکالیف زیاد منزل ، تأکید بیش از حد به نمره ، نادیده گرفتن هیجانات ، تک فرزند بودن و شاغل بودن مادران و..... (3)

کودکان ما یا از شدت فقر خانواده های خود اصلا اسباب بازی ندارند تا فرصت استفاده از حواس هشت گانه ( شنوایی ، بویایی ، چشایی ، بینایی ، لامسه ، حس حرارت ، حس موقعیت اندام‌های بدن و حس تعادل ) خود را داشته باشند و یا آنقدر ثروتمندند که کلی اسباب بازی دارند و فرصت و قدرت کشف و تجزیه و تحلیل ساختاری تک تک آنها را هرگز نمی یابند. پس خلاقیت و ایده پردازی برای حرکتی جدید ، مشاهده نمی شود. شاید در این بین کودکان طبقه متوسط با کمترین اسباب بازی خود ، برندۀ جریان زندگی جهت خلق کردن هستند، اما آنان نیز به حال خود رهایند و راهبری آموزش دهنده و هدایتگر ندارند. یعنی افراد ممتاز جامعه ما که دارای خلاقیت و ایده هستند و پرورش یافتۀ جریان آزمون و خطایند، همانند بذری سرگردان در هوایند که شاید احتمال افتاده شدن در بِستری مناسب برای رشد و نمو خود بیابند و نهالی سرسبز و درختی تنومند شوند. یعنی قانون احتمالات برای طبقۀ محدود شایستگان در جامعه ما حاکم است. اما افراد فرصت طلب ناتوان نابخرد در هر فضا و مکانی امکان رشد و بالا رفتن از نردبان ترقی را برای خود ، همانند آن ردای از قبل دوخته شده ، فراهم دارند.

اگر از زوایای مختلف در برنامه های گوناگون رسانه ای و یا فضای مجازی به فرصت های داده شده برای آزمون و خطای کودکان کشورهای پیشرفته نگاه کنید، متوجه می شوید که آنان همانند ما کودک را نمی ترسانند ، او از پله هم بالا می رود ، زمین هم می خورد، گریه هم می کند، اما والدین او فوری کودک را بغل گرفته و بر خود لعنت نمی فرستند که چرا غفلت کردم !! در این کشورها ، کودک از تجربه کردن ترسی ندارد و حتی روش تربیتی والدین متمایل به کسب تجربه های بیشتر برای افزایش مهارت زندگی فرزندشان است. آنها طوری برخورد می کنند که کودک درک می کند که آسیب دیدن حین بازی ، یک رفتار طبیعی است. او با محیط پیرامون خود و موجودات زندۀ موجود در آن ارتباط عینی و عملی برقرار می سازد. مفاهیم اکوسیستم و محیط زیست را با تمامی آنچه که در محل زندگی خود دارد می شناسد و شاید برای همین دانش آموزان این کشورها برای حمایت از محیط زیست و هشدار به بزرگترها ، راهپیمایی جهانی بپا می کنند و ما چون غافل از احوال دل خویشتنیم از نجات کُرۀ زمین بازمی مانیم. ما را از دوران کودکی از تمامی حیوانات ولو سوسک و مورچه و موش و گربه و..... ترسانده اند. آنان حیوانات گوناگون را به راحتی به دست می گیرند و با آن بازی می کنند حتی مار را . آنان با استفاده از تمامی حواس خود در پی شناخت محیط پیرامون خود هستند و ما با استرلیزه کردن تفکر و حواس خود و کودکان ، از زندگی کردن محروم می مانیم و وقتی که بزرگتر می شویم در قالبی از پیش تعیین شده و فتوکپی قالب دیگری ، عمل می کنیم . رفتار اجتماعی ما محدود و بیشتر شرطی است تا برخاسته از ایده و تفکر و خلاقیت و متأثر از تفاوت های فردی .

نتیجۀ نبود این دو عنصر
آزمون و خطا به ایجاد و شکوفایی خلاقیت منجر می شود و خلاقیت ، احتمال خطاپذیری در عمل یک وزیر و مدیر ارشد را به حداقل ممکن می رساند. امروز یک فرد شصت ساله و یا رؤسای دو قوۀ مجریه و مقننه ، دیگر فرصتی برای یادگیری در جریان آزمون و خطا و یا بروز خلاقیت ندارند. امروز زمان عمل دقیق ، حساب شده و کم ضرر است. راستی دلیل تعیین 4 وزیر و یک سرپرست در طول 8 سال برای وزارت آموزش و پرورش ، چیست ؟
مگر غیر از این است که کودک دیروز در همان سیستم محفوظات معلم محور عاری از آزمون و خطا و خلاقیت ، امروز مسندنشین تعیین تکالیف و حقوق مجموع افراد جامعه گردیده است ؟! خیلی از این مدیران همان دانش آموز مؤدب کلاس درس با حافظۀ قوی حفظیات متون کتب درسی اند که اگر امروز از او بپرسید دلتا چیست ؟ یا دلایل جنگ جهانی اول و دوم چی بود ؟ و..... به احتمال قوی نتوانند پاسخ دهند.

و اما شاید بتوان از دو ستون غایب نظام آموزشی خود یعنی آزمون و خطا و خلاقیت ، به عدم ظهور ایده در جامعه برسیم ، سه رأس یک مثلث لازم برای هر نظام آموزشی و کل جامعه که از هم گسیخته و گریزانند.

معنا و تعریف ایده
در فرهنگ معین کلمۀ ایده : اندیشه ، فکر، عقیده ، تصور و رأی معنی شده است .
" ایده یا مثال یا صورت یا انگاره یا طرح ، در حقیقت یک تصور ذهنی است. شاید بتوان ایده دادن را اولین گام برای حل یک مشکل یا برآورده کردن یک نیاز دانست. به عبارت دیگر ایده ساده ترین راه حلی است که انسان در برابر یک مسئله یا نیاز به آن فکر می‌کند. هر چند می‌توان یک ایده را بسط داد و پیچیده کرد. ایده یک نوع تلنگر ذهنی درون افکار شخص می‌باشد که با مطرح نمودن آن موضوعیت خود را پیدا می‌کند. انگاره ای است که تداعی ذهنی را به صورت یک طرح بیان می‌دارد ایده یک نوع اندیشه فکر و عقیده است که رسیدن به آرمان و موفقیت را به همراه دارد .

طرح ایده
" ایده یک نوع نوآوری یا سبک جدیدی از نحوه مصرف یا اجرای یک خدمت یا فعالیت می ‌باشد که موجب سهولت انجام کارهای مربوطه می شود. طرح یک ایده ، با توجه به ماهیت ذهنی آن ، می‌تواند فارغ از هر گونه قید و بندی صورت پذیرد. اما برای عملی کردن آن ، باید به بسیاری از این محدودیت‌ها مثل قوانینی فیزیکی ، حقوقی و ..... توجه کرد. طرح ایده‌های نو ، رابطه مستقیمی با خیال پردازی و خلاقیت دارد..... " (4)


قدرتمند ترین تکنیک های ایده پردازی کدام هستند؟ (معرفی ۴ تکنیک خارق‌العاده)
1 - طوفان فکری
2 - نقشه ذهنی
3 - تفکر انتقادی
4 - تکینک S.C.A.M.P.E.R (تکنیک اسکمپر ) که مخفف واژگان زیر است :

substitution یا جایگزینی
combine یا ادغام کردن
adapt یا تطابق دادن
modify یا تغییر حالت
put to other uses به ‌کارگیری در موارد دیگر
elimination یا چیدن شاخ و برگ اضافه
reverse یا مهندسی معکوس (5)

اما وزرای ما ایده نداده ، طرح های خود را با کمترین و یا هیچ پیش مطالعه ای ، عملی می سازند و شاید برای همین طرح های آنان حلیم نمی اندازد ، چون پیوستگی و ربط موضوعی منطقی و عقلانی مابین اجزا بوجود نمی آورند. دقت کنید در تعریف ایده می گوید : " شاید بتوان ایده دادن را اولین گام برای حل یک مشکل یا برآورده کردن یک نیاز دانست " و یا در تعریف خلاقیت : "هر چه اساس دانش تان قوی ‌تر باشد یا هر چه کنجکاوتر باشید، ایده‌ها و الگوهای بیشتری خواهید داشت که منجر به ایجاد محصولات و خدمات خلاقانه، جدید و نوآورانه می ‌شود."

یعنی ما یا ایده ای قابل دفاع و مستحکمی برای اجرا نمی دهیم و یا آنها را محک نزده ، شتابان اجرا می کنیم . آینده نگری و برنامه ریزی برای آینده از وظایف اصلی یک مدیر آن هم راهبر تعداد بیشتری از افراد یک جامعه است. سهم من معلم شاغل و یا بازنشسته از پردازش ایده تا عمل که اصولا توسط وزرا سریع الاجراست و برای همین نتایج مطلوبی بر جای نمی گذارد ، چقدر است ؟
اگر کودکان خود را امروز از منگنۀ مراقبت و نگهداری عاطفی ، رها نسازیم و به او فرصت رشد و نمو ندهیم ، او نیز همانند من نوعی در قالب های از پیش اندیشیده و تعیین شده ، عاجز و ناتوان بزرگ خواهد شد. همان هایی که امروز ما آنان را زیر نقد و بررسی خود تجزیه و تحلیل می کنیم ، وارث چنین روش تربیتی در دو نهاد اجتماعی مهم یعنی خانواده و مدرسه هستند. کودکان خود را زیراکس نکنیم ، به قابلیت ها و توانمندی های آنان فرصت ظهور بدهیم ، این ممکن نیست مگر در سایۀ آزمون و خطا. هر عملی ولو خراب کردن اسباب بازی از روی کنجکاوی برای کشف اسرار درون آن از دیدگاه کودک و یا انجام برخی رفتارهای مخاطره آمیز طبیعی و یا کشیدن نقاشی و خواندن کتاب و....... برای کودکان زیر پنج سال یعنی شکوفایی استعدادهای درونی او.

در کشور ما هر سال جشنواره خوارزمی برترین ها را معرفی می نماید ، آنانی که اجازۀ رشد و بلوغ ابتکار یافته اند ، کجاست طرح های آنان ؟ کدام مرجع و یا مراجع آن طرح های برتر و یا ایده های ممتاز را به فعلیت درآورده است و ثمرات آن را در پیشبرد اهداف و برنامه ها ، دخالت داده است ؟ به طور طبیعی در هر جامعه ای افراد نخبه وجود دارند ، اما سرمایه گذاری و هدایت استعداد و توان آنها ، شرط برخورداری یک کشور و یک ملت و حتی جهان از آن طرح و ایده هست. اگر هم عملی انجام شده است چرا به من معلم معرفی نشده است ؟ چرا اخبار حوادث در جامعه ما برجسته تر از اخبار ایده ها و خلاقیت هاست ؟ چرا من قاتل معروف و یا سلطان موز و سکه و خودرو و ....را می شناسم اما آن گمنام خلاق را خیر ؟ دانش آموز من ، او را چگونه الگوی خود قرار دهد وقتی که اثری از او در جامعه نیست !! ( که شکر خدا برای هر کالایی در این جامعه یک سلطان هست و این برای ما غریب نیست ؟!! سرزمین سلاطین خلافکار!!)

بحران انتخاب وزیر در آموزش و پرورش و چالش های نظام آموزشی

نبود این سه عنصر حیاتی برای تمامی وزرای دولت ، مشکل زاست اما چون نظام آموزشی نماد و سمبل ایجاد و تعمیم آنهاست ، بیشترین ضعف و خطا در وزارت آموزش و پرورش محسوس است. یعنی آموزش و پرورش ما محکوم به سیرقهقرایی مخرب است چون قادر به ترمیم و احیای خود با این سه عنصر یعنی آزمون و خطا ، خلاقیت و ایده پردازی نیست ، یعنی از کوزه همان برون تراود که در اوست.

ادعا یا واقعیت ؟
برخی از ما معلمان ، انتظار یافتن فرصتی مناسب برای ترسیم ایده ها و نظرات مفید و مؤثر خود را از سوی وزارت آموزش و پرورش داریم ، از سوی دیگر قبول داریم که بدون هر نوع همّت و ارادۀ فردی و یا جمعی ، معجزه ای صورت نخواهد گرفت . من معلم خود چنان که گفته شد تربیت نشده ام و یا در تربیت فرزند خود تا حد کنترل سنسوریک ، عمل می نمایم ، چگونه دانش آموزان کلاسم را آموزش خواهم داد؟ اگر دنبال سرآغاز مشکلات غیرعقلانی در مدیریت بخش های گوناگون جامعۀ خود هستیم و معترضیم که چرا مدیران دارای تفکراتی پویا و دینامیک نیستند و ایستایی در بین آنان ، کشور را فلج ساخته است ، پس امروز من و شمای معلم برای شکستن این ناتوانی و آغازی نیکو چه ایده هایی جهت شکوفایی استعدادها و خلاقیت ها و علایق دانش آموزان خود داریم ؟ چگونه می توانیم روش تربیتی آزمون و خطا را در شیوۀ تربیتی و آموزشی خود بگنجانیم تا بستری مناسب برای تولد ایده های جدید و خلّاق بوجود آوریم؟ آن هم بدون باور و در نظر گرفتن ایجاد هر نوع تغییر مثبتی از سوی نظام آموزشی کشور !!

یعنی آیا ما قادریم تا با جایگزینی و یا ادغام کردن ایده ها و یا تطابق دادن و تغییر دادن آنها و به کارگیری آن در بخش ها و موارد دیگر ، چیدن شاخ و برگ اضافی و یا مهندسی معکوس طرح ها و ایده ها یعنی انجام تکنیک اِسکمپر ، جامعه خود را از نو بسازیم ؟
رفتن مکرّر از مسیری خاص که هرگز نتایج مفید و ارزنده ای بجای نمی گذارد، یعنی سوزاندن تمامی منابع و سرمایه های ملی و قابلیت های بالقوه و مسدود ساختن تمامی طُرق ممکن برای حصول هر نوع پیشرفت در عرصه های گوناگون زندگی اجتماعی . یعنی ایستایی آرزوها و حسرت ها. امروز جامعۀ ما به مهندسی معکوس در تمامی بخش ها خصوصا آموزش و پرورش نیاز حیاتی دارد ، سهم ما در تحقق آن چگونه و چقدر است ؟

قضاوت کردن با شنیده ها و گفته ها در خصوص آقای حسینی سرپرست و آقای میرزایی معرفی شده به مجلس ، تا چه حد قرین به واقعیت می تواند باشد و من معلم چرا محکوم به چنین قضاوتی هستم ؟ تمامی اعضای خانواده و خویشاوندان من راجع به دیروز و امروز آموزش و پرورش نظرات پخته و یا ناپختۀ بسیاری می دهند که عمده دلیل آن همه گیر بودن وزارت آموزش و پرورش است ، اما آیا صِرف معرفی فردی بر اساس مؤدب و زرنگ بودن در شغل برای این وزارت کافی است ؟ چه زمانی بحران اصلی و فراموش شدۀ این کشور حل و فصل خواهد شد ؟

یعنی بحران انتخاب وزیر آموزش و پرورش که همیشه با اما و اگرهای حزبی و سیاسی در هم آمیخته است و کمتر به اصالت ساختار آموزش و پرورش جهت پیدا نمودن فردی شایسته برای ردای وزارت توجه شده است ، چه زمانی از سونامی بی کفایتی و جهل خارج و به سکونت امن در این وزارتخانه خواهیم رسید؟ شاید وزارت آموزش و پرورش به همراهی وزارت علوم از معدود وزارتخانه ها هستند که پوشاندن ردای از پیش قالب گرفته شده بر تن آنان ، هرگز ما را به سرمنزل مقصود و توسعه پایدار نخواهد رساند. یکی از قالب های کهنه و وصله دار مدیریت های کلان کشور ما ، خصوصا در آموزش و پرورش ، دایره بسته و محصور انتخاب هاست. ما اجازۀ چهره شدن افراد گمنام شایسته را نمی دهیم. تا زمانی که معاونان وزارت آموزش و پرورش واقعیتی لایتغیرند ، احتمال هر نوع توفیق کارکردی ، مُحال است . تا زمانی که دنبال کشف افراد جدید به دور از جناح بازی و سیاسی کاری در آموزش و پرورش نباشیم ، احتمال حل و فصل امور بر جای رسوب کرده ، تصوری واهی است.
آموزش و پرورش ما شدیدا با شرایط موجود در تنگی نفس غوطه ور است . این رود و آن آید ، بدون ایجاد اندیشه ای نو و استقلال عمل ،
فقط سیصد چهار تومان بر حقوق اضافه می شود ، اما کوته اندیشی است اگر درد خود را فقط همین بدانیم . خطاب به همۀ آنانی که به اجرای طرح رتبه بندی دل بسته اید، این طرح فقط یک مانور به گِل نشستۀ قدرت نمایی وزرا برای جلب اعتماد فرهنگیان است و بس. سپری فولادین برای ایجاد امیدواری جهت برجا نشستن و دل به فردای دست نیافتنی سپردن . شما چگونه خود را لایق درجه بندی فقط برای افزایش حقوق می بینید؟ نباید دسترسی ما به حق و حقوق برابر با سایر شاغلین ، ما را به معاملاتی این چنینی وادارد. عزت و اعتبار شغلی خود را با درجه بندی برای رسیدن به چندرغاز از دست ندهیم. در این طرح تا چه میزان هدف از اجرا دانش افزایی ، افزایش آگاهی و توانایی من معلم و دانش آموزان ، مورد توجه است . درد بزرگ ما زیر خط فقر بودن است اما کل درد ما فقط این نیست. ارزش من وقتی مترقی است که جایگاه من رفیع باشد و جایگاه من با دانش و مهارت تدریسم رقم می خورد.

بهتر است مسئولین والامقام کشور از جمله رؤسای محترم دو قوۀ مجریه و مقننه که همگی با رأی ملت بر مسند قدرت نشسته اند ، یک بار به معانی و تعریف وزارت در دولت ، دقیق و حساس شوند ، شاید بدین طریق بازنگری ارزشمندی در گزینش های آنان برای مدیریت آموزش و پرورش که مشمولیت عامۀ مردم را دارد ، به وجود آید. این همه اعتماد به دانسته های بسیار دور ، می تواند ما را به خطا بیندازد. گاه باید جسارت بازیابی اطلاعات خود را داشته باشیم و از خود خجالت نکشیم.

و اما شما همکاران بزرگوار ، بیایید شخصیت فردی افراد را بدون شناخت کافی ، نقد و ترور نکنیم ، بلکه گفته ها و کرده های آنان را زیر ذره بین تجربه و مهارت شغلی خود آسیاب کنیم. من و شما همیشه تا زمان مرگ در این سرزمین افتخار معلم بودن را با خود در جای جای وطن و حتی کُره خاکی ، ثبت و ضبط می سازیم پس باید برای همۀ افراد ،حتی برای وزیر و وکیل و.... الگویی مناسب و برازنده باشیم .

1) صدای معلم ، 18 خرداد 1398 ،عبدالرضا خسروی ، 4 دهه آزمون و خطا در تعیین وزیر آموزش و پرورش کافی است !
2) صدای معلم ، 17 شهریور 1397 ، مینو امامی ، بررسی برخی از عوامل مؤثر در کُشتن خلاقیت کودکان ( خانه و مدرسه) بخش اول . 3) صدای معلم ، 20 و 25 شهریور 1397 ، مینو امامی ، بررسی برخی از عوامل مؤثر در کُشتن خلاقیت کودکان ( خانه و مدرسه) بخش دوم و سوم .
4) ویکی پدیا . دانشنامه آزاد.
5) قدرتمند ترین تکنیک های ایده پردازی کدام هستند؟ (معرفی ۴ تکنیک خارق‌العاده) مهدی فرخیان ، 7 اردیبهشت 1398


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

بحران انتخاب وزیر در آموزش و پرورش و چالش های نظام آموزشی

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور