انسانها در دو موقعیت ، واقعیت درونی خود را افشا می کنند ! شاید گفتۀ قدیمی ها را شنیده باشید : خدا هیچ فردی را از طبقۀ اجتماعی پائین به بالا و از طبقۀ اجتماعی بالا به پائین نیاورد. در اولی فرد خویشتن خویش را گم می کند و همانند کلاغی که می خواست راه رفتن کبک را بیاموزد ، راه رفتن خود را هم گم می کند. او رفاقت ، برادری ، بزرگواری ، جوانمردی ، عشق و دوستی و.... همه چیز را فدای موقعیت جدید خود می کند و دیگر هیچ کس ، حتی نزدیک ترین کسان ، نیز قادر به تحمل تغییرات رفتاری او نیستند. او خود را بر برج عاجی می نشاند که دوام زیادی برای ماندن نخواهد داشت و سخت ترین شرایط آزمایش را پشت سر می گذارد. و اما فرد دوم که از عرش به فرش افتاده است ، یا ایمانش او را به صبوری در حکمت خدا فرا می خواند و به ذکر خدا می نشیند و یا از درون فرو می پاشد و در عرض یک سال ، گویی سی چهل سال از عمرش سپری شده است. عده ای در این موقعیت ، تارک دنیا می شوند و ارتباط خود را با افراد و جامعه قیچی می کنند. آنان تصور می کنند همۀ افرادی که از کنارش می گذرند از حال و روز او مطّلع هستند و بر حال و روز او شماتت می کنند و برخی در شرایط فقر و نداری که عادتی بدان ندارند ، تحمل زندگی را از دست می دهند و دست به انتحار می زنند.
پولِ کثیف ، واقعیتی شیرین و لذت بخش است که وجودش هم ، وسیلۀ سنجش رفتار انسان است ، نبودش هم . برخی چیزها فقط با حضورشان روی رفتار انسانها اثر می گذارند مانند ماهواره و فضای مجازی ، اما پول با نداری نیز به محک شخصیت انسانها می پردازد و رفتارهای گوناگون و متضاد و گاه شگفت انگیزی از انسانها به نمایش می گذارد.
حال در دو موقعیت مورد نظر زیر قصد داریم انسان ها را قدری با تأمل بیشتر بشناسیم :
الف - بردباری فرد وقتی هیچ چیز ندارد.
انسان در طول زندگی خود فراز و نشیب بسیاری را طی می کند . در این هنگامه گاه خواسته و یا نخواسته مجبور به همراهی عده ای است
و گاه به اختیار و یا اجبار ، تنها می ماند. از دوران کودکی تا سنین سالخوردگی ، تلاطمی آرام و برخی مواقع شدید ، او را به فعالیت و حرکت
وا می دارد. در این بین " نداری " در جوامعی با فاصلۀ طبقاتی شدید ، اصلی است آزاردهنده ، مشهود ، طبیعی و عادت شده . اما او گاه به قیاس خود با انسان های پیرامون خود که از اصل " دارندگی و برازندگی " برخوردارند ، می نشیند و آرامش زیر خاکسترش به جوش و خروش و غرلند و ناسزا تبدیل می شود چون انسانها در مقام مقایسه خود با دیگری ، متوجه وجود بی عدالتی می شوند. انسان در قبال نداری یا باید به سجدۀ شکر خدایش بنشیند و از بدِ بدتر نشدن اوضاع زندگی اش ! و برای نداری اش سپاس گوید و عبادت بیشتر نماید ، و یا باید طبق فرمایش امام جعفر صادق " ع " ایمان خود را به دلیل فقر از دست بدهد و خروشی ناسپاسانه تمام وجود او را در برگیرد.
سخت است نداشته باشی و بردباری کنی . ایمانی بسیار قوی و شایسته ای برای این تحمل لازم است. هر چند در این بین همۀ ندارها ، شرایطی فراتر را با مقایسۀ خود با ثروتمندان متصور نمی شوند و برخی از افراد به شرایط خود عادت کرده و یا آن را طبیعی قلمداد می کنند. پس اگر به هنگام نداری در زندگی ، بردباری صورت بگیرد ، انسان محک خورده و در برابر شدائد مقاوم می گردد و اگر ناسپاس بوده و یا به جست و جوی دلیل این نکته است که چرا او دارد و من خیر ، روی آرامش را هرگز نمی بیند. پس نداری و فقر ، در ماهیت رفتارهای اکتسابی ما اثر می گذارد . کودکان از والدین خود آرامش و تحمل و یا خشم و کینه نسبت به شرایط نداری را فرا می گیرند. هر چند اگر تعدیل ثروت در جامعه به عدالت صورت بگیرد ، هر فرد می تواند سهمی در خور زندگی انسانی و به طور نسبی ، کمابیش داشته باشد.
مثلا در خصوص برخی مشاغل از جمله فرهنگیان و کارگران ، این عدالت در جامعه ما تاکنون به واقعیت تبدیل نشده است و خروش درونی
آنان نه به دلیل ناشکری و ناسپاسی خالق متعال ، بلکه به دلیل تبعیض و نابرابری اِعمال شده نسبت به شرایط سایر مشاغل در جامعه است. پس واقعیت نداری بیشتر از آن که قضا و قدر باشد، تحمیلی از سوی نظام سیاسی و اقتصادی به برخی طبقات اجتماعی است . این افراد
چون خود را با اقشار برخوردار جامعه مقایسه می کنند ، هرگز بردبار و صبور نیستند و نخواهند بود ، چون بی عدالتی در تعیین کف و سقف حقوق مشاغل گوناگون در جامعه ما ، شاید تنها واقعیت مشهود است.
نکتۀ جالب توجه در خصوص ندارها ، صفای قلب آنان برای بخشش در شرایط بحرانی چون سیل و زلزله و.... در جامعه است. بخشش در موقع نداری ، عظمت معنا و معنویت بیکرانی دارد. ارزشی متعالی که شگفت انگیز است !
بزرگ ترین برچسب و وجه تمایزی که دولت برای تفکیک فقرا از ثروتمندان در جامعه ، زده است ، پرداخت یارانه به دهک های پایین جامعه می باشد. در محافل گوناگون شما با مشخص شدن دریافت و یا عدم دریافت آن ، از هم جدا می شوید. یک حس تحقیرآمیز اجتماعی . برچسب دیگر سکونت در حاشیۀ شهرهاست با کمترین امکانات و گاه بدون آب و برق و بهداشت و آموزش . و بسیار برچسب های دیگری که گویی عامدا شما را دست چین ساخته اند!! تا طبقۀ ثروتمند امنیت داشته باشد و از حقوق مدنی و اجتماعی در حد دارایی اش برخوردار گردد!
ب - نحوۀ رفتار فرد وقتی که همه چیز دارد.
ثروت ، مصیبتی است که هم طعم شیرینی دارد و هم تلخ . ثروت ، لذت هزینه کردن بدون دردسر است. پاسخ به تمنیات و آمال خود و نزدیکان است . ثروت قدرتی است که به جلب اعتماد و احترام دیگران منجر می شود. اما همۀ ثروتمندان لیاقت بهره مندی از مزایای آن را ندارند. ثروت کمتر از راه مشروع و حلال به دست می آید . یا حداقل در جامعه ما نتیجۀ خردمندی ، ثروت نیست هر چند عقل این افراد خود ثروت بزرگی محسوب می شود. همان انشای معروف دوران تحصیل ، علم بهتر است یا ثروت ، که عده ای جو گیر می شدند و علم را ترجیح می دادند ، ولی خودشان نیز آن را قبول نداشتند و باور نمی کردند.
فرد وقتی در سایۀ ثروت ، قدرت و توانایی به دست آوردن هر چیزی را دارد احساس برتری نسبت به سایر انسانها می نماید. راه رفتن او ، سخن گفتن او ، نشست و برخاست او ، نحوۀ خرید کردن و ازدواج و طلاق او ، بچه دار شدن و خانه خریدن و..... همه چیز او عطر و بوی خاصی دارد ، چیزی متمایز از زندگی 70- 80 درصد جامعه ما ! داشتن قدرت خرید دائمی و بدون تأثیر پذیر از فراز و نشیب سیاست های اقتصادی در جامعۀ نامتعادل ما که تا به امروز ثبات اقتصادی را تجربه نکرده است و نوسانات تخریبی بسیاری بر طبقۀ متوسط و فقیر تحمیل نموده است ، از دیگر مزایای لذت بری پولدارهاست. برخورداری از رفاه بی نظیر که هم همه چیز دارند و هم از همه چیز بهترینش را دارند.
بهترین امکانات تحصیلی برای آنها در جامعه ای که آموزش پولی حاکمیت دارد ، فراهم است ، بهترین امکانات شغلی برای داشتن فرصتی بیشتر جهت چاپ اسکناس بیش از حد ، چون پول ، پول می آورد. آنان سرمایه گذاری کلان می کنند و از سود کلانی بهره مند می شوند. چکاپ سالانه برای اطمینان از سلامتی و امکانات بالای بهداشتی جهت تضمین طول عمر بیشتر . امکانات تغذیه و ورزش و.... همه چیز فوق العاده است. پولدارها از مکافات جرم و جنایت نیز با پول خود رها می شوند ، جرم آنان را در جامعه شناسی با اصطلاح " یقه سفیدها" می شناسیم که بیشتر موارد از کیفر و جزای عمل می رهند. آنان خدمت سربازیِ عزیزِ دُردانۀ خود را می خرند و فرزندان کم هوش خود را جهت ادامۀ تحصیل به خارج می فرستند و.....
اما ثروت تلخی هایی هم دارد. آنان هم بیمار می شوند. آنان هم اولاد ناخلف دارند . آنان هم رژیم غذایی دارند و حتی خیلی ها هر چند قادرند یک بوقلمون و یا برۀ کامل برشته شده را به تنهایی برای یک وعدۀ غذایی بخورند اما اجازۀ خوردن ندارند و گر نه می میرند ! آنان هم سرطان می گیرند . آنان هم کودکان اوتیسم و یا اِم اِسی دارند ، یا عقب ماندۀ ذهنی دارند و.... این ها مکافات زندگی است که هم برای همه هست و هم بر اساس نوع زندگی آنان ، نوعی کیفر الهی است در این جهان . تصور نکنیم همۀ ثروتمندان ، خوشبخت هستند و هیچ درد و غمی ندارند . بالاخره آنان هم انسان هستند و بندۀ خالق یکتا ، اما با این تفاوت که آنان زندگی می کنند و فقرا خیر ، فقرا فقط نفس می کِشند.
ثروت و پول می تواند به شما سیمای انسانی دهد و یا از آن بویی نبرید مثلا وقتی کودک فقیری از اتومبیل شما برای پاک کردن شیشه اتومبیل 700 میلیونی تان آویزان می شود تا اندک پولی از شما بگیرد آن هم با عزت کار کردن نه گدایی ، او را همانند یک مگس با دو انگشت خود بشکن می زنید ! و او را با قلبی شکسته و شخصیتی تحقیر شده به جامعه وامی گذارید. شما ثروتمندان هرگز در تفکر جراحات و زخم هایی که بر روح و جسم و اندیشۀ طبقات فقیر و متوسط جامعه ، به وجود می آورید نیستید و حتی به دلایل و یا منابع ایجاد تفاوت مابین خود و آنان نمی اندیشید.
آسمان دهان باز کرده است و شما از آن بر زمین ، افتخار حضور داده اید و زمین دهان باز کرده است و فقرا جاده صاف کن منافع پولی و مالی شما شده اند. شما ثروت خود را از نتیجۀ زحمات همان افراد طبقات متوسط و فقیر ، به دست می آورید. ثروت شما نتیجۀ فعالیت معلمان و کارگران سراسر کشور است که تبدیل به پول و سرمایه می شود. از نظر شما عدالت یعنی همین : دارندگی و برازندگی . یادِ فیلم کمدی رضا عطاران افتادم وقتی که در فیلم ، فرزندش در خانۀ ثروتمندی برای بازی خود ، سرویس دستشویی را انتخاب کرده بود! آخر کل زندگی او ، با ارزش و بهای دستشویی آن ثروتمند ، برابر نبود. او خیره و مبهوت ، زیبایی های آن را جلوه ای برجسته برای تماشا برگزیده بود. البته این که سیمای تضاد طبقاتی را با فیلم کمدی نشان می دهند برای آن است که اصالت درد را پنهان سازند یعنی فقر و فلاکت را و یا اجازۀ طرح مسأله را داشته باشند و از سانسور برهند . چون بیننده به هنگام دیدن فیلم کمدی می خندد لذا درد اجتماعی ، در چنین شرایطی تخفیف می یابد و از خشم فقرا کاسته می شود !
برخی از ثروتمندان با تکبری بی نظیر انتظار دارند وقتی وارد جمعی در محافل مهمانی و یا مساجد ، می شوند ، دیگران که افرادی معمولی هستند برخیزند و به او احترام کنند و او باید در صدر مجلس نشیند و همه دست به سینه حرمت گذارند. کوچک و بزرگ ، پیر و جوان !
انسان وقتی همه چیز را به وفور دارد ، خدا را بندگی نمی کند چه رسد به افراد دون پایه !
البته گاه ثروتمندان نمایش هایی هم برای پولشویی و یا فعالیت های مافیایی خود در بازار اقتصادی ، انجام می دهند و در امور خیریه و بذل
و بخشش برای فقرا شرکت می جویند ! نادر پولداری پیدا می شود که برای رضای خدا احسان کند و گر نه عدالت در جامعه ما موج می زد و نابرابری اقتصادی این چنین با فاصلۀ نجومی وجود نداشت.
باز تأکید می کنم عمده شرایط برای شناخت واقعی انسانها ، زمانی است که فقیرش ، ثروتمند می گردد و ثروتمندش ، فقیر. چون پروردگار متعال در سورۀ بقره آیه 155 ، افراد را به آزمایش با فقر و ثروت وعده داده است.
آنانی که امروز ثروت تان از پارو بالا می رود ، حساب روزی را هم در حافظه و خاطر خود داشته باشید که شاید در عرض فقط دقایقی ، کل زندگی تان کُن فیکون گردد و آنانی که هیچ ندارید با خود بیندیشید که اگر صبحی ثروتمند شدید از حریم انسانیت انسانی خویش چگونه محافظت خواهید کرد که تغییرات مثبت و نیکویی برایتان ممکن گردد؟
فقرا ، فقیر متولد می شوند و همانند رفتارهای غریزی حیوانات ، وجوه مشترک بسیاری با یکدیگر دارند . آنان نسل به نسل جهل و بیسوادی و فقر و نکبت را به فرزندان خود هدیه می بخشند و جامعه خم به ابرو نمی آورد و گر نه این پیوند نامیمون قیچی می شد و جامعه از رفاه نسبی برخوردار می شد. انسان برای اکتساب همۀ بهترین ها ، متولد می شود اما سهم آنان فقط یک ریتم محدود با رفتارهای مشخص از پیش تعیین شدۀ غریزی است. اما ثروتمندان ، پولدار دنیا می آیند و شانس اکتساب همۀ برترین ها و بهترین ها و جدیدترین ها را دارند. مُد برای آنهاست تا با امکاناتی که از آن برخوردارند بعد سه ماه تجدید خرید کنند . تکنولوژی برای آنهاست تا در رفاه زندگی کنند. زیبایی و لطافت برازندۀ دارندگی آنهاست و.....
چند روز دیگر قرار است جشنی بزرگی در کشور من برای حمایت از فقرا برگزار گردد. نمایشی بزرگ از یک دلبستگی به مستضعفان که سالی یک یا دو بار با عناوین جشن نیکوکاری و یا جشن عاطفه ها حق تحقیر شدن به آنها را می دهد. تا نگاه سخاوتمندانۀ فقرا به آنان ، حکم رحمت الهی یابد و شکرگزارش گردند. تا وجدان مسئولین از ناحیۀ فقرا در ایام عید آسوده گردد که آنان هم لبخندی هر چند تلخ تر از زهر بر گوشۀ لب شان نشسته است. چهل سال از انتظار رهایی از فقر گذشت اما این نیز نگذشت همانند همۀ کاستی ها چون بیسوادی ، تبعیض در حقوق شاغلان و.... چون با مُسکن که نمی توان سرطان فقر را نابود ساخت ، تا درمان اساسی برای برقراری عدالت در این جامعه صورت نگیرد ، اول و آخر قصۀ پر غصۀ ما همین است : فقر و نداری و محرومیت و بی نصیبی . و در دیگر طرف انباشت ثروت و متعاقب آن قدرت برای کسب سرمایه ای روز افزون .
درمان درد برون افکنی و یا صُغری کُبری چیدن نیست ، درمان درد نگاهی تازه به نحوۀ توزیع عادلانۀ ثروت در جامعه است تا افراد به قد و اندازۀ تلاش شان برخوردار گردند نه سه رأس زر و زور و تزویر. به نظر شما کمک ما در این جشن های تلخ گونه ، باعث تثبیت اوضاع اسفبار و نابه سامان فقرا در جامعه نمی گردد ؟! آیا چنین کمک هایی ، مسئولان را از اتخاذ برنامه هایی معقول تر و مناسب تر برای فقرزدایی ، نمی رهاند ؟! مبادا در خیال خویش نیکوکاری کنیم اما عین بدکاری باشد.
*********************************************
گفته های برخی از بزرگان در مورد ثروت و پول :
** من راز ثروتمند شدن در والاستریت را به شما میگویم . وقتی همه در ترس هستند شما طماع باشید و زمانی که همه طماع هستند شما بترسید وارن بافت (Warren Buffett)
** پول هرگز افراد را خوشبخت نکرده است و نخواهد کرد. انسان هر چقدر بیشتر داشته باشد، خواستهاش بیشتر میشود. به جای اینکه فضایی خالی را پر کند، فضای خالی ایجاد میکند . بنجامین فرانکلین
** تعلیم رسمی فقط باعث میشود مخارج زندگیتان فراهم شود ، خودآموزی برایتان ثروت میسازد. جیم ران (Jim Rohn)
** زمانی که حقوقتان کم است پسانداز کنید، وقتی شروع به کسب پول بیشتر کنید اینکار غیرممکن است . جک بنی (Jack Benny)
** چند میلیونر میشناسید که با پسانداز کردن در حساب پسانداز میلیونر شده باشند؟ من صحبت دیگری ندارم . رابرت جی آلن (Robert G. Allen)
** وقتی همه در حال فروش هستند شما بخرید و تا زمانی که همه در حال خرید هستند آن را نگه دارید. این فقط یک شعار نیست، این روش و اصول سرمایهگذاری موفق است . جیپاول گتی (J. Paul Getty)
** ثروتمندان تلویزیونهای کوچک و کتابخانههای بزرگ دارند ولی مردم فقیر کتابخانههای کوچک و تلویزیونهای بزرگ دارند . زیگ زیگلار (Zig Ziglar)
** هرگز قبل از این که پول خودتان را داشته باشید، هزینه نکنید . توماس جفرسون (Thomas Jefferson)
** عادت پسانداز کردن به خودی خود یک آموزش است ، هر عمل خوبی را تقویت میکند، خود کنترلی را درس میدهد، حس نظم را ترویج میدهد، دوراندیشی را یاد میدهد و قلمرو ذهن را گسترش میدهد . مانگر (T.T. Munger)
** هر وقت پول قرض میگیرید، در حال دستبرد زدن به آینده خودتان هستید – ناتان دبلیو موریس (Nathan W. Morris
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/
وزیر آموزش و پرورش گفت : در معدودی از مدارس اعتراضات همکاران وجود داشته است که این نوع و روش اعتراض حتی در یک مدرسه از کشور هم اگر انجام شود اقدامی ضد تربیتی است و گلایه و ناراحتی ام نه از اعتراض همکارانم بلکه از روش طرح اعتراض است چرا که بدآموزی برای دانش آموزان دارد که معلم در دفتر مدرسه بنشیند و در کلاس درس حضور پیدا نکند و با این کار در حقیقت ضد عدالت رفتار کرده ایم
گروه اخبار/
گزارش پانزدهمین نشست گروپ «انشا و نویسندگی» انجمن مطالعات برنامهٔ درسی.
مکان: خانهٔ اندیشمندان زمان: یکشنبه، ۱۲اسفند۱۳۹۷
پس از خیرمقدمِ آقای حسین حسینینژاد، مدیرمسئول ماهنامهٔ «انشا و نویسندگی»، آقایان دکتر نعمتالله فاضلی، انسانشناس، و نویسنده و دانشیارِ «پژوهشگاه علوم انسانی» و نیز دکتر یحیی قائدی، پژوهشگر فلسفه برای کودکان و دانشیارِ گروه فلسفهٔ تعلیم و تربیت «دانشگاه خوارزمی»، سخنرانی کردند.
دکتر نعمتالله فاضلی در سخنرانی خود با عنوان «چرا و چگونه انشا در ایران سرکوب میشود»، از دلایل کوتاهی که این سرکوب را تأیید میکند گفت و انشا را بهمثابهٔ واحدی سازمانی در نظام آموزشی تعریف کرد.
وی این سؤال را مطرح کرد که آیا در زنگ انشا، واقعاً انشا را آموزش میدهند و با معانی کنشی به نام نوشتن، آشنا میشویم یا خیر.
دکتر فاضلی اولین علت سرکوب را تلقیکردن انشا بهعنوان درس برشمرد و اضافه کرد که انشا باید آزادانه و بر اساس تجربهٔ زیستهای باشد که به کمک این کنش، خودمان را خلق کنیم. او فلسفهٔ وجودیِ انشا را نوعی تلاش برای نوشتن بهمعنای اصیل و در نظر گرفتن آن برای دستیابی به اصیلترین وجه روایتگری و استدلال خود دانست. نشانویسی استدلالکردن را آموزش میدهد و استاد دانشگاهی را که انشانویسی بلد نیست، بیسوادی برشمرد که فقط تخصص دارد و مهارت و تکنیک بلد است
وی انشا را بهعنوان روایت فردیت و شکل مکتوب خود ما بیان کرد و افزود: «بهاعتقاد من، در نظام آموزشی ما باور به خودشکوفایی وجود ندارد و ما بهنوعی ریاکاری آموزشی مبتلا شدهایم.»
دکتر فاضلی در ادامه اذعان داشت: «در سال، نود هزار کتاب در ایران چاپ میشود که هفتاد درصد آن محصولات «گاج» و «قلمچی» است و من اینها را کتاب و اساساً نوشتن نمیدانم و هیچ عبارت دیگری جز «آتوآشغال» را شایستهٔ آن نمیدانم؛ چرا که اینها را تجارت و سرمایهداری و بازار به ما تحمیل کرده است.
وی در ادامه مقالات علمی و پژوهشی را تولیدشده دانست و گفت: «علم در ایران تولید میشود؛ آفریده نمیشود!»
دکتر فاضلی در ادامهٔ سخنان خود این نکته را یادآور شد که ما بیش از ایالات متحده و چین فضای آموزشی داریم و انتظار بهرهوری این است که عدهٔ کثیری بنویسند و با وجود این، انشا در ایران سرکوب میشود. «علم در ایران تولید میشود؛ آفریده نمیشود!»
وی از به رسمیت شناخته نشدن فردیت و حق ابراز خود در نظام آموزشی گفت و افزود که انشا باید از حداقل آزادی و مشروعیت برخوردار باشد. او گفت در ایران، بچهها تمرین انشانویسی نمیکنند، بلکه تمرین رونویسی و تقلید از ایدئولوژی و روایتهای از پیش آماده شده که قرار است آنها را حفظ و تمرین کنند القا میشود.
وی از دلایل دیگر سرکوب انشا را کنش خلاقانه دانست که فاقد جایگاه در زندگی آموزشی و اجتماعی و شغلی است؛ به این معنا که اگر ما روایتی خلق کنیم و در آن خودمان باشیم و استانداردهای بیرونی را زیر پا بگذاریم، آن را از ما نمیپذیرند! انشا قرار است فضا و مجال آزادی باشد که از استانداردهای رایج عبور کند.
فاضلی در ادامه گفت: «انشا را باید خودت بنویسی، انتخاب و بیان کنی و از خودت و تجربهٔ زیسته و ارزش وجودت، تنهاییها، غم و غصهها، رؤیاها و آرزوهایت بگویی و دیده شوی، و این لزوماً مطابق استانداردهای بیرونی نیست؛ چراکه عواملی نظیر پدر، مادر، رسانه و مدرسه، مراقبانی هستند که انشا ننویسی و استدلال نکنی و خودت نباشی و همهٔ اینها را از عوامل بیمیلی به نوشتن در بزرگسالی برشمرد.
دکتر فاضلی در ادامه، از پایینآمدن کاربرد سواد در ایران گفت که با وجود مدارک عالیِ تحصیلی، نزدیک به صفر است. «در سال، نود هزار کتاب در ایران چاپ میشود که هفتاد درصد آن محصولات «گاج» و «قلمچی» است و من اینها را کتاب و اساساً نوشتن نمیدانم و هیچ عبارت دیگری جز «آتوآشغال» را شایستهٔ آن نمیدانم؛ چرا که اینها را تجارت و سرمایهداری و بازار به ما تحمیل کرده است
او گفت: سوادداشتن بهمعنای خواندن و نوشتن است و امروزه کمتر کسی انشا و تمایل به خواندن و نوشتن را تجربه کرده است.
وی در ادامه بهطور مختصر، مکتبخانه و مدارس و تحصیلات امروزی را باهم مقایسه کرد و از دلایل دیگر سرکوبی انشا گفت: «ما فکر میکنیم انشا تکنیک و فن است که به بچهها آموزش میدهیم؛ چون فکر میکنیم امری شناختی است.»
فاضلی از انشا را نوعی سواد دانست و گفت که انشانویسی استدلالکردن را آموزش میدهد و استاد دانشگاهی را که انشانویسی بلد نیست، بیسوادی برشمرد که فقط تخصص دارد و مهارت و تکنیک بلد است.
او در پایان، سرکوب را مجموعهای از فعالیتهای اجتماعی مانندِ خواندن، نوشتن، اندیشیدن و خوداِبرازی و خودتحققبخشی از راه سواد دانست و خاطرنشان کرد که تولید متن صورت میگیرد؛ اما آفریدن رؤیایی است که هنوز به آن نرسیدهایم. «جامعهای که نمینویسد، اسیر است!» چون راحت میشود اوهام و خرافه تحویلش داد و ادارهاش کرد
پس از سخنرانی دکتر فاضلی، آقای حسینینژاد ضمن تشکر از ایشان و حضور گرم حاضران، گفتند: «حالا که بر قلهٔ صد ایستادهایم و کار را سهل میبینیم، بهعلت سختیهای بسیاری است که پشت سر گذاشتهایم.»
سپس دکتر قائدی، در ابتدا از خاطرات خود با ماهنامهٔ انشا و نویسندگی گفت و افزود که دوستداشتنیترین نوشتههایش در این مجله چاپ شده است.
وی نوشتهٔ خوب را نوشتهای دانست که نویسندهاش جرئت کند و دوباره آن را بخواند و عصارهٔ خود را بر آن چکانده باشد و اظهار کرد که متون چاپشدهٔ خودش در ماهنامه را بارها خوانده است.
دکتر قائدی بحث خود را با سؤال از حضار، با عنوان «انسان چه اسارتهایی دارد که نوشتن میتواند او را از آنها آزاد کند» آغاز کرد و پاسخ حاضران در نشست بهطور مختصر، چنین بود: «اسیر قضاوتها، احساسات، خودسانسوری، خواستههای خود و مجموعهای از فرهنگها و تابوها» او در ادامه، سخنرانی خود را با عنوان «نوشتن، رهایی از اسارت» آغاز کرد و گفت: «انسانی که نمینویسد، اسیر است!» اسیر گفتار و کتابهای دیگران، اسیر فرهنگ و خیالات و هر آنچه دیگران مینویسند و کسی که نمینویسد را بردهٔ کلمات و جملات دیگران دانست.
قائدی گفت: «جامعهای که نمینویسد، اسیر است!» چون راحت میشود اوهام و خرافه تحویلش داد و ادارهاش کرد. ربط نوشتن و اسارت این است که میشود اسیر چیزهای خوب، مثل کتاب شد.وی جامعهای را که قدرت نوشتن ندارد، گرفتار فرهنگ و عاطفه دانست و علت جذابیتِ فیلم و کتاب را متفاوتبودن با فضای اندیشه شرح داد.
دکتر قائدی در ادامه گفت: «هر نوشتنی ما را رها نمیکند و تنها نوشتههای تأملی ارزش دارند که هم گفتار درونی و هم بنیاد گفتوگو داشته باشند. مثال بارز آن را نوشتههای افلاطون که دیالکتیکی و دیالوگی است بیان کرد.سپس افزود: «نوشتهای که بخواهد ما را در وضع موجود نگه دارد، خرافه باشد یا خطابه 'سخنرانی' شود، نوشته نیست و ما را در بند میکند.»
قائدی در پایان از اهمیت نوشتهٔ خوب گفت که باید ما را وادار به کنش و موضعگیری کند، دیالکتیک باشد و به کسی بَر بخورد، نقادانه یا تفسیری باشد و نگاه ما را به جهان بازبتاباند.
در واپسین لحظات نشست، آقای حسینینژاد از برخی حضار خواستند تا صحبتهایشان را دربارهٔ شمارهٔ صد بیان کنند. آقای محقق، خانم برازنده، خانم حسینی، خانم بهزادی و آقای ملکیان بهترتیب دقایقی صحبت کردند.آقای ملکیان، آقای حسینینژاد را پدر انشا خطاب کرد و سپس بهعنوان حسنختام نشست، آقای حسینینژاد مطلبی از پیش آماده شده بهقلم خودشان را خواندند.
کانال انشا و نویسندگی
گروه دانش آموزی/
بند 8 از " مقررات انضباطی دانش آموزان " آیین نامه اجرایی مدارس در ارتباط با وظایف دانش آموزان می گوید :
" استفاده از لباس، کفش، جوراب ساده و مناسب و اصلاح موی سر متناسب با شئوون دانش آموزی برای پسران و رعایت حجاب مناسب برای دختران "
با این حال آیین نامه اجرایی مدارس نیز همچون بسیاری از قوانین و آیین نامه ها تسلیم تفسیر و بیشتر " سلیقه " مدیران و معاونین مدارس می شود و در این زمینه اخبار و گزارش هایی که بعضا از مدارس می رسدد نشانه " افراط " و یا " تفریط " در زمینه پوشش و ظاهر دانش آموزان است .
خبر زیر توسط جواد بابازاده برای صدای معلم ارسال گردیده است .
آیین نامه اجرایی مدارس در فایل زیر قابل دسترسی است :
اشاره کن به تو چون شمع تا سحر سوزم.
میانِ شعله نهم استخوان ، بر افروزم .
درونِ شعله و آ تش ، اگر نسوزد چشم .
به بویِ پیرهنت یوسفی ، نظر دوزم .
کدام واژه توانَد بیان کنَد بی تو ؟
چگونه گریه گذارَد ؟ به شب رسد روزم.
از آ ن به سود ، ز سودا نظر ندارم چون .
غنیمت از تو به بازارِ دل ، غم اندوزم .
حدیثِ عشقِ مرا زان به هر کجا شنوَند .
ز مکتبی ، به تو اُستاد دانش آموزم .
ودود را شبِ این عید سر بزن بنواز .
قبایِ خُدعه ز تن کَنده ، حاجی فیروزم
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
نخستین تحصن و یا اعتصاب معلمان در برخی از شهرهای کشور یکشنبه و دوشنبه 22 و 23 مهر ماه سال جاری به دعوت شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران برگزار گردید .
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران پیش تر در اطلاعیه ای با عنوان اعتراض به گرانی و تورم و کاهش بی سابقه قدرت خرید فرهنگیان اعلام کرده بود :" سال هاست فرهنگیان بازنشسته و شاغل به خاطر پایین بودن حقوق و دستمزد در رنجند و نسبت به کاهش بودجه و سرانه ی ناچیز مدارس و از انداختن سنگینی بار آموزش برخلاف قانون اساسی به دوش مردم معترضند و برای نشان دادن این درد و رنج، مدام در حال کنشگری تعاملی و اعتراضی هستند.
در ادامه چنین آمده بود :" حال که گرانی و تورم افسارگسیخته شده و قدرت خرید معلمان چون اکثریت زحمتکشان جامعه بسیار پایین آمده، آموزش هزینه اش گزاف گشته، و مجلس و دولت نتوانسته اند برای سفره تقریبا تهی فرهنگیان بازنشسته و شاغل و بهبود وضعیت آموزش چاره ای بیندیشند، وقت آن رسیده است که ما نیز اعتراض خویش را نسبت به این اوضاع آشفته آموزش و پرورش نشان دهیم.این را نیز همگان لمس کرده اند که وزارت آموزش و پرورش به عنوان متولی و مسوول این مجموعه بزرگ چند میلیونی، هیچ برنامه و ایده ای عملی جهت بهسازی و اصلاح ساختار نظام آموزشی ندارد و به جای توجه به کیفیت آموزشی و معیشت معلمان هر روز بیشتر از قبل به سمت پولی سازی آموزش و فقیرسازی معلمان گام بر می دارد.قانون مدیریت خدمات کشوری بیش از ده سال است اجرا نمی گردد.
رتبه بندی سه سال است که هر ماه به ماه بعد حواله داده می شود. صندوق ذخیره فرهنگیان به تاراج رفته است و از سهم هر عضو طبق آمار کمیته تحقیق صندوق، حدود 18 میلیون تومن دزدیده اند.نرخ تورم و حقوق فرهنگیان هیچ همخوانی باهم ندارند و عملا اکثریت معلمان زیر خط فقر هستند و مدارس دولتی بی کیفیت گشته اند و با پول مردم اداره می شوند.
این شورا در پایان چنین آورده بود :" دغدغه های ما معلمان، یک زندگی شرافتمندانه برای همه و برخورداری کودکان از آموزش با کیفیت، رایگان و عادلانه است. "
هم زمان با این اعتراضات ؛ محمد مهدی زاهدی عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی درباره انتشار برخی از اخبار در خصوص اعتصاب و تحصن تعدادی از معلمان در شهرهای کشور گفته بود : من بیاطلاع هستم.
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا کمیسیون آموزش و تحقیقات اسلامی دیدار و یا نشستی با معلمان معترض داشته است یا خیر گفت: ما همیشه در بین معلمان حضور داریم. ( این جا )
همچنین حسین نقوی حسینی، نماینده ورامین در مجلس با تائید «خالی بودن سبد معلمان»، گفته است که «باید از مطالبات صنفی معلمها دفاع کنیم و اجازه ندهیم ضد انقلابها تریبون معلمان باشند.»
برخی از نمایندگان مجلس مانند فاطمه سعیدی و فریده اولاد قباد نیز به اظهار نظر در این مورد پرداختند .
« سیدمحمد بطحایی » 24 مهر ماه در در حاشیه افتتاح مدرسه هفت کلاسه روستای حصار قاضی ورامین در جمع خبرنگاران بدون اشاره به جریان اعتراضی معلمان گفت : " حقوق و دریافتی معلمان مشکل مزمنی است که از گذشته وجود داشته به گونه ای که وضعیت معیشتی معلمان در سطحی نیست که بتوانند به صورت کامل همه فکر و ذکر خود را برای تعلیم و تربیت صرف کنند.
شرایط اقتصادی معلمان به نحوی است که حقوق آن ها کفاف زندگی معمولی آن ها را نمی دهد و آنان مجبورند تا برای امورات زندگی ،شغل دوم و سوم اختیار کنند و یقینا به عنوان یک معلم نمی توانند همه انرژی و فکر خود را برای کار خود بگذارند...
"« حمیدرضا حاجی بابایی » که رئیس فراکسیون تقریبا 100 نفره فرهنگیان در مجلس دهم است همانند گذشته سکوت کرد .
یک سایت اصول گرا در تحلیلی نوشت : تجمع و تحصن معلمان سفارشی و دستوری بوده است .
«تدریس زبان مادری در مناطق دو زبانه بر اساس اصل ۱۵ قانون اساسی»، «حضور مددکار اجتماعی و مربی بهداشت در راستای کاهش آسیبهای اجتماعی ازجمله خشونت در مدارس»، اختصاص «بودجه عادلانه برای گسترش و تأمین فضاهای آموزشی استاندارد و ایمن»، برچیده شدن «مدارس غیر استاندارد و کپری» از دیگر خواستههای معترضان بوده است.
«مخالفت با خصوصیسازی، کاهش تراکم دانشآموزان در کلاسها، توجه به وضعیت روانی معلمان، اختصاص بودجه عادلانه برای تحقق یک بیمه درمانی و تکمیلی کارآمد و جامع» هم از سوی معلمان متحصن طرح شده است.
« صدای معلم « در نخستین گزارش خویش نوشت که انتشار عکس های معلمان متحصن در شبکه های اجتماعی تاکنون سابقه نداشته است .
دومین تحصن فرهنگیان در سراسر کشور در روزهای 22 و 23 آبان ماه به دعوت « شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران » برگزار گردید .این دعوت در مخالفت با طرح " معلم تمام وقت " صورت گرفت .
« شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران » در بیانیه ای از طرح " معلم تمام وقت " انتقاد کرده و نوشت : " همان طور که همگان می دانند نظام آموزشی ایران با بحران ها و معضلات جدی روبه رو است و مسئولان در قوای سه گانه اراده و تمایلی به حل مشکلات ندارند و گرنه در قبال خواسته های معلمان خود را به ندیدن و نشنیدن نمی زدند.
بارها دیدار و گفت و گو، نامه نگاری و طومارنویسی، تجمع و اینک تحصن، اما دریغ از یک واکنش مثبت از سوی دولتیان و مجلس نشینان!
دولتیان نه تنها به مطالبات بی توجه هستند بلکه فراتر از آن در حال اجرایی نمودن طرح ضد آموزشی و ضد معلمی موسوم به طرح معلم تمام وقت هستند طرحی که قرار است بیشتر از گذشته معلمان را با دستمزد و حقوق پایین استثمار نماید .
این شورای صنفی به 4 مورد اشاره کرده و نوشت :
" ۱. تامین و تضمین بودجه عادلانه برای اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری و رفع تبعیض علیه فرهنگیان شاغل و بازنشسته و اجرای اصل ۳۰ قانون اساسی،آموزش رایگان۲. اجرای فاز دوم رتبه بندی۳. توقف طرح معلم تمام وقت۴. توقف روند پرونده سازی و سرکوب معلمان و آزادی معلمان دربند.
هنوز مسئولان وزارت آموزش و پرورش در مورد این حرکت معلمان به طور مشخص اظهار نظری نکرده اند .
یک روز قبل از برگزاری تحصن معلمان ، « مجمع فرهنگیان ایران اسلامی » بدون اشاره به طرح " معلم تمام وقت " در بیانیه ای نوشت :" همان طور كه مستحضريد با توجه به شرایط امروزکه بعد از اعمال تحریم های ظالمانه و یک جانبه آمریکا علیه کشورمان به وجودآمده است، دریک موقعیت حساس قرارگرفته ایم به طوری که تمامی دشمنان منطقه ای و جهانی جمهوری اسلامی ایران در صددند تا مسئله امنیت داخلی را با چالش مواجه نمایند.دشمنان ملت ايران در برنامه ریزی های قبلی خود انتظار داشتند که باسوءاستفاده از مشکلات وکاستی های قبل از اعمال دور دوم تحریم ها ، ناآرامی های مردمی را شاهد باشند اما با هوشمندی و درایت مردم ، مسئولين خصوصا مقام معظم رهبري تلاش های ساختارشکنانه انان ناکام ماند به طوری که تحریم های ثانویه امریکا هم اجرایی شد امادشمنان ايران اسلامي به لطف الهي به اهداف خود نرسیدند .
در ادامه چنین آمده بود : مجمع فرهنگيان ايران اسلامي دراین برهه حساس ضمن احترام به خواسته های به حق این قشر شریف و فرهیخته از دولت و مجلس انتظار دارد تا برای رفع تبعیض ها و کمبودهاي اين قشر زحمت كش و موثر اقدام اساسي بنمایند. از فرهنگیان عزیز در سراسر کشورمان درخواست داریم به دلیل حساسیت شرایط موجود و احتمال بهره برداری جریانات و رسانه های معاند نظام از هرگونه اقدام اعتراضی که زمینه سوء استفاده دشمنان را فراهم آورد خودداری نمایند و با حضور شاداب خود در كلاس هاي درس و با ارتقائ هر چه بيشتر جایگاه ویژه خود نزد تمامی اقشار و جامعه بتوانيم مطالبات و خواسته های به حق فرهنگیان عزيز را از مسیرهای قانونی پیگیری نماييم.
امید است تمامی اقشار و گروه های جامعه به ویژه ما فرهنگیان با درک شرایط حساس کنونی بتوانيم همانند گذشته در جهت وحدت و تقویت انسجام ملی حرکت نموده و اقدامات و برنامه ریزی های دشمنان کشور را ناکام بگذاريم. "
با این حال « علی اکبر محسنی نسب » مدیر آموزش و پرورش منطقه 9 تهران در هنرستان شهید باهنر و به دعوت معلمان این مدرسه حضور یافته و به پرسش های همکاران پاسخ داد .
در جریان اعتراضات صنفی معلمان در آبان ماه سال جاری تعدادی از فعالان صنفی معلمان دستگیر شدند .
برای برخی از معلمان شرکت کننده در این اعتراضات پرونده هایی در هیات های تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش به سیاق دولت های نهم و دهم تشکیل گردید .
« صدای معلم » در گزارشی با عنوان :" فصل الخطاب قانون است "وزیر آموزش و پرورش پی گیر وضعیت معلمان بازداشتی باشد " نوشت :
بر اساس اخبار و گزارش ها در پی اعتصاب اخیر معلمان در مدارس که در روزهای 22 و 23 آبان ماه برگزار شد تعدادی از همکاران بازداشت شده اند .
اسامی این 12 معلم به شرح زیر است :
محمدرضا رمضان زاده ، سعید حق پرست، علی فروتن، حمیدرضا رجایی، حسین رمضان پور ، پیروز نامی ، علی کروشات ، محمدعلی زحمتکش ، محمد کرد ، حسن جوهری ، اسکندر لطفی ، امید شاه محمدی ، فاطمه بهمنی و خانم واعظی .اگر چه در مورد شیوه های اعتراض و انتقاد برای پی گیری مطالبات و حقوق قانونی معلمان اختلاف نظر وجود دارد و صدای معلمدر این مورد مواضع خویش را پیش تر بیان کرده است ؛ اما این دلیلی برای نادیده گرفتن حقوق قانونی افراد و شهروندان نمی گردد .
« سیدمحمد بطحایی » بارها اعلام کرده است که حامی حقوق معلمان شاغل و بازنشسته است .
« صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش و نیز کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس انتظار دارد تا پی گیر وضعیت این معلمان بازداشتی و اجرای موازین قانونی در مورد آنان باشند .در حال حاضر اسماعیل عبدی ، محمود بهشتی لنگرودی و محمد حبیبی در زندان به سر می برند .
سومین تحصن معلمان باز به دعوت به دعوت شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران در روزهای 12 و 13 و 14 اسفندماه در برخی مدارس از شهرهای کشور برگزار گردید .
این شورا در توصیف این تحصن می نویسد :
" بنا بر اخبار منتشر شده و بررسی های تشکل ها و اعضای شورا، فراخوان تحصن با استقبال گسترده روبه رو شده است. جمعی از دانش آموزان و والدین از خواسته معلمان حمایت کردند و دانشجویان برای حمایت از معلمان در دانشگاه تجمع نمودند.
در مدارس اکثر استان ها زنان در صف اول تحصن بودند. تحصن در حالی با شکوه برگزار گردید که از روزهای قبل نیروهای امنیتی و حراستی ها با تهدید و ارعاب کوشیدند فعالان صنفی و اعضای شورای هماهنگی را منکوب نمایند. اما معلمان مصمم به ادامه راه خود هستند .
« سیدمحمد بطحایی » امروز سه شنبه 14 اسفند ماه در گفت و گو با ایسنا در مورد اعتراض معلمان گفت :" من نسبت به چالشهای ایجاد شده برای برخی از فرهنگیان مدارس حمایتی احساس مسئولیت کرده و بیتفاوت نیستم."
اما امیرعلی نعمتاللهی قائم مقام بطحایی در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، با اشاره به تحصن برخی معلمان و عدم حضور آنها در کلاسهای درس می گوید: در استفاده از امکانات و ظرفیتهای وزارت آموزش و پرورش برای همکاران فرهنگی و فرهیخته در سراسر کشور کوتاهی نکردهایم، البته در برابر خدمات، تلاشها و کرامت همکارانمان شرمنده هستیم، ولی همکاران فرهیخته ما هم بدانند که تمام خادمانشان در حوزه ستادی، استانی و کشوری وزارت آموزش و پرورش هر آنچه که امکانپذیر بوده را پیگیری کردند.
وی ادامه داد: همکاران ما در حوزه ستادی مضیقهها و توانمندیهای معلمان را میدانند، اما انتظار ما از همکاران این است که همه با هم با یک همدلی و همکاری کارها را جلو ببریم. در سال آینده بحث مهم طرح رتبهبندی معلمان را داریم که اجرایی خواهد شد. علاوه بر آن بر اساس قانون بودجه میتوان از ظرفیتهای دیگر برای بهبود وضعیت معیشتی اقدام کرد که ما برای همکارانمان حتما این کار را خواهیم کرد، البته این تحصن خیلیام گسترده نبوده و بسیار محدود است.
قائم مقام وزیر آموزش و پرورش در پاسخ به این سوال که اتفاقا گفته میشود، تحصنها سراسری است و محدود نیست، چرا آن را محدود قلمداد میکنید؟ گفت: خیر، این طور نیست واقعا تعداد محدود است و فقط در برخی از مدارس و آموزشگاهها در برخی از استانها تحصن بوده است.
نعمتاللهی در پاسخ به این سوال که بر فرض تعداد آنها محدود باشد، آیا خواستههای همین تعداد محدود را مورد اهمیت و توجه قرار میدهید؟ گفت: بله، این را قبول داریم. من صادقانه میگویم که این تحصنها در برخی از مدارس و برخی از استانها بوده و خیلی محدود است. اصلا نمیخواهم در این مورد شعاری صحبت کنم، زیرا ما آمار این تحصنها را داریم و مطمئن باشید که نگرانکننده نیست.
قائم مقام وزیر آموزش و پرورش ادامه داد: اگر وضعیت نگرانکننده بود، حداقل من به عنوان قائم مقام آموزش و پرورش نباید در اتاقم باشم. من شفاف میگویم که در برخی از استانها حتی یک مورد تحصن نداشتهایم، این طبق آماری است که من از ساعت 10 صبح دارم. البته مشخص هم نیست، عکسهایی که منتشر میشود، برای همان استان هست یا نه و شاید شیطنت برخی افراد باشد.
باید دید که آیا صدای اعتراض معلمان توسط مسئولان وزارت آموزش و پرورش شنیده خواهد شد و یا چون به قول قائم مقام وزیر آموزش و پرورش محدود بوده است جای نگرانی نیست و هیات های تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش با چراغ خاموش رویه خویش را همچون قبل در تهدید منتقدان و پر رنگ کردن فرهنگ امنیتی در وزارت سیدمحمد بطحایی ادامه خواهند داد .
پایان گزارش/