گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه ی زیر توسط یکی از کارشناسان در مورد " سرویس مدارس " برای صدای معلم ارسال گردیده است .
این رسانه ضمن دعوت از مسئولان اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران به پاسخ گویی انتظار دارد تا نهادهای نظارتی نقش فعالی در حوزه های مختلف آموزش و پرورش ایفا کنند .

در هفت سالگی، هنگامی که نخستین بار به مدرسه رفتم، با روحی سراسر از شادی، قلبی آکنده از بودن و چشمانی پر از معصومیت به هر چیز که در برابرم قرار می گرفت خیره می شدم. با خود می اندیشیدم: مدرسه امتداد صبح است، تازگی در آن جریان دارد، آفتاب بر نیمکت های کلاس می تابد و باد در هر صفحه ای از کتاب می وزد، و آزادی بِه سان اکسیژن در هوایی است که هر لحظه و بی اراده استنشاق می شود، به درون خون و رگ ها راه می یابد، تا سرود زندگی از گلوگاه هرچِلچِله به نغمه درآید.
برای همین، کودک که باشی، دیگر شادی از تو جدا نیست. همۀ جهان برایت نور است و آویختن به هر چیز، رنگ و بوی سرزمین های ناشناخته را می دهد. بازی های کودکی، همچون فوارۀ چشمه های زلال است که ضمیر درون را به جوشش درمی آورد، تا هر فرصت، آبی روان شود، پای هر سپیدار بپیچد، تَن اطلسی ها را بشُوید و گَلوی قناری ها را تَر کند تا از عشق بخوانند. و چنین است که کودکان به تو می آموزند هُنر زندگی، هُنر بازی کردن است. به تعبیری، هنر حضور کامل داشتن، "در پَس کتاب هایی که در آن باد میآید، واژه هایش همه از جنس بلور است و کتابی که در آن یاخته ها بی بُعدند". بنابراین، چه خوشبختند نگهبانان سرزمین های بازی های کودکان. آنها که هر روز از تازگی و سادگی و بی آلایشی به شِگفت درمی آیند.
آری، معلم ها را می گویم.

اما در راه مدرسه، بزرگتر که شدم، دیری نپایید که وارث پرسش ها و پاسخهای پیشینیان گَشتم. در راه مدرسه و در انتظار مداوم و شیرین آینده، زمان حال، همچون باران، به خاک گذشته فرو می رفت و خوشبختی همچون پرنده ای بود که برشانۀ آنان که به مدرسه می رفتند، نمی نشست. خستگی، ملالت، بی میلی، دل زدگی و فرسودگی، کوله بار مدرسه بود. گویی رشتۀ اسرارآمیز زندگی از هم گسسته بود و طناب دار به گردن هر کودک آویخته می شد. در راه مدرسه، هرآنچه شوق رُستن داشت، ممنوع بود و سال ها گذشت تا من پی ببرم در مدرسه از زندگی امتناع شده ام.
و حالا که بعد از سالیان سال از مدرسه فاصله گرفته ام، از خود می پرسم: چرا چنین است و چرا چنین شد؟ با خود می اندیشم، چه بر سر جهان کودکی من آمد و چرا معلم ها بیشتر از دانش آموزان راغب هستند در مورد انشاء "علم بهتر است یا ثروت"، نه چیزی بگویند و نه چیزی بشنوند؟!
در فرایند دیالوگ با خودم به یک جواب می رسم: «وزیر آموزش و پرورش».
برای همین در این نامه وزیر آموزش و پرورش را مخاطب قرار می دهم تا از ایشان بپرسم: آخرین باری که روی نیمکت های چوبی نشستی،کی بود؟ آخرین باری که از مدرسه ای در یک روستا بازدید کردی، به چه دوره ای بازمی گردد؟ از آنچه در دوران مدرسه آموختی چه چیزهایی را همچنان به یاد داری و کجاها می توانی آنها را به کار ببندی؟ اصلاً در مورد "جهان کودکی"، "جهان مدرسه" و "جهان معلمی" چی میدانی؟
با خودم می گویم آقای حاجی میرزایی، بین تقدیر الهی و وزیر شدن رابطه ای برقرار نیست. اما بین وجدان و چشیدن و فهمیدن دَردهای دانش آموزان و دَردهای معلمان این سرزمین چرا. برای همین ما را به ما واگذار و خودت را به دبیری هیئت دولت.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سرانجام وزير پيشنهادي آموزش و پرورش مشخص شد و بر خلاف تمامي پيشبينيها، «سيدجواد حسيني» سرپرست فعلي آموزش و پرورش به مجلس معرفي نشد تا مشخص گردد انتخاب وزير نه در راستاي حل مشکلات اين حوزه، بلکه متاثر از گرايشهاي جناحي و حزبي دولتمردان بوده و برخلاف تمامي اظهارنظرها و ادعاها، مصالح و منافع اکثريت فرهنگيان قرباني سهمخواهي جناحها و گروههاي سياسي شده است.
شايد به جرات بتوان گفت که بزرگترين دستگاه اجرايي کشور در دولتهاي يازدهم و دوازدهم به کم اهميتترين وزارتخانه تبديل شد. تا اينجاي کار آموزش و پرورش با سه وزير و يک سرپرست بيثباتترين وزارتخانه روحاني بوده است، که اين خود نشان از کمتوجهي آگاهانه روحاني و دولتمردان اعتدال به خانواده بزرگ فرهنگيان دارد.
اگر کمي با تعمق و دقت به نحوه برخورد دولت با مشکلات و کاستيهاي وزارتخانه پر مخاطب آموزش و پرورش نگاهي موشکافانه بيندازيم، ميبينيم که طي سالهاي گذشته و به خصوص ماههاي اخير، نهتنها اقدام عملي در بهبود اوضاع آموزش و پرورش و فرهنگيان و دانشآموزان صورت نگرفته است که چه بسا دولت اهتمامي براي حل مشکلات اين حوزه ندارد.
معرفي «محسن حاجي ميرزايي» به عنوان وزير پيشنهادي آموزش و پرورش نشان داد که دولت دوازدهم عملاً در شناخت مشکلات و معايب بزرگترين نهاد اجرايي کشور ناتوان است و آموزش و پرورش عليرغم تمامي کمبودها و مشکلات، جزو اولويتهاي دولت روحاني نبوده و نيست.
بهزعم کارشناسان و صاحبنظران مسائل آموزش و پرورش، حاجيميرزايي توان مقابله با حجم بالاي چالشهاي پيچيده آموزش و پرورش را نداشته و نميتواند منشا تحولاتي مثبت و سازنده در اين حوزه باشد چراکه بزرگترين و کليديترين وزارتخانه کشور، مديريت خاص و منحصر به فرد خود را ميطلبد و با توجه به پيشينهکاري حاجيميرزايي، او فاقد توانمندي لازم در اين حوزه ميباشد.
با نگاهي گذرا به سابقه و رزومهکاري وزير پيشنهادي وزارت آموزش و پرورش، به سادگي ميتوان فهميد که او مسئلههاي اصلي حوزه آموزش و پرورش را به درستي نميشناسد و عدم آشنايي و تسلط وي به حوزه آموزش و پرورش ميتواند باعث فرصتسوزي و تکرار اشتباهات قبلي شود و در بلندمدت صدمات جبران ناپذيري به اين حوزه وارد خواهد کرد.
به باور نگارنده با توجه به شرايطي که در آموزش و پرورش اکنون حاکم است چنين انتخابي مناسب نيست و عملا گزينه پيشنهادي کمکي به حل مشکلات و معضلات پايان ناپذير آموزش و پرورش نميکند. چراکه نهاد آموزشوپرورش با بيش از 13 ميليون دانشآموز و قريب به 1 ميليون نيروي انساني نيازمند فردي کارآزموده و آگاه به مسائل آموزش و پرورش ميباشد.

به نظر ميرسد در اين شرايط معرفي «محسن حاجيميرزايي» بيشتر در راستاي کسب رضايت طيفهاي مختلف سياسي اتفاق افتاده است تا درک دغدغههاي فرهنگيان!! و مهمتر اينکه با توجه به شرايط سياسي حاکم بر مجلس، بعيد است که او بتواند از سد بهارستان عبور کند که اگر چنين اتفاقي نيز بيفتد، نمي توان انتظار معجزه داشت.
شوربختانه در تمامي اين سالها در برپاشنه قبلي چرخيده و نظرات کارشناسان و منتقدان و فعالان اين عرصه در هيچ کدام از انتخاب هاي روحاني تاثير گذار نبوده که اگر ميبود، مي توانست سرنوشت ديگري براي اين وزارتخانه و فرهنگيان رقم زند.
در شرايط حساس کنوني آموزش و پرورش نيازمند برنامههاي راهبردي و بلند مدت، برنامه ريزيهاي کلان و روشهاي علمي است. آموزش و پرورش نيازمند وزيري است که در قد و قواره مشکلات اين وزارتخانه بوده و با قدرت تعامل و مديريت چند جانبه ابتکار عمل را در دست گرفته و با اتخاذ ديدگاهي نو، اصلاحات ساختاري و نهادي را با صراحت و جديت سرلوحه کار خود قرار دهد.
کلام پاياني:
بدون ترديد عدم آشنايي وزير پيشنهادي با مشکلات زيرساختي و ماهيتي اين حوزه و نداشتن پيشينه در آموزش و پرورش گره کور آموزشوپرورش را کورتر خواهد کرد. حال سوال اساسي اين است که «آيا وزير پيشنهادي که اتفاقا فاقد سابقه مديريتي قابل توجه در حوزه آموزش و پرورش است ميتواند آغازگر تحول در اين وزارتخانه باشد؟
آيا با مشکلات اساسي آموزش و پرورش و مهمتر نگرانيهاي حدود يک ميليون فرهنگي و سيزده ميليون دانشآموز و خانوادهايي که مستقيما تحت تاثير تغيير و تحولات اين حوزه قرار ميگيرند آشناست و قادر است بر مشکلات لاينحل وزارت آموزش و پرورش فايق آيد؟» يا انتخابش آغاز دور تسسلي خواهد بود که در نهايت جز ياس و نااميدي حاصلي ندارد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استان ها و شهرستان ها/
در پی درج مطلبی با عنوان : درددل و شکوائیه یک هنرجوی برونسپاری: در طول سه سال حتی با کپسول آتشنشانی هم کار نکردهایم! به قلم « رضا قاسم پور » ( این جا ) ؛ اداره کل آموزش و پرورش استان البرز جوابیه ای برای صدای معلم ارسال کرد .
ضمن تشکر از پاسخ گویی ؛ عین جوابیه به شرح زیر است .

اين واقعيت كه تعدادي از اعضاي ارجمند خانواده بزرگ آموزش و پرورش به هر دليل احساسي و يا عقلاني، از اقدام رئيسجمهور محترم در معرفي نكردن جناب آقاي حسيني به عنوان وزير پيشنهادي به مجلس شوراي اسلامي ناخرسند باشند، امري عادي و طبيعي تلقي ميشود.
برخي از اين عزيزان به جهت توانمندي در قلم زدن و دسترسي به تريبونهاي رسانهاي، حس و حال و نقطه نظرات خود را در اين زمينه نشر و انعكاس ميدهند. اين تلاش نيز در راستاي قواعد پذيرفتهشده آزاديهاي اجتماعي، صنفي و نيز آزادي بيان، امري عادي و ممدوح به حساب ميآيد.
مشكل زماني رخ نشان ميدهد كه تسليم هيجانات برخاسته و برساخته از كانون احساساتمان شويم و عجولانه در يك پيش قضاوت قطعي، فرد معرفي شده را مورد كم لطفي و حتي بي مهري قرار داده و با زير پا گذاشتن اصول اوليه اخلاقي، در صدد تخطئه صد در صدي وي برآييم و القاي اين معنا را داشته باشيم كه وي از حداقليهاي شايستگيهاي نشستن بر اين مصدر اعتباري برخوردار نيست!
اي كاش بزرگواران صبوري ميكردند تا جناب آقاي حاجي ميرزايي كتبي و يا شفاهي، برنامهها و سياستهاي مديريتي خويش را ارائه ميداد و بر همين اساس در قالب نقد منصفانه و به دور از هر نوع شائبه ترجيح منافع شخصي، گروهي و جناحي و غلبه هيجانات و احساسات بر آگاهيهاي عقلاني، به تحليل او و توانمنديهايش ميپرداختند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در دوره سرپرستی برای حفظ انسجام، آرامش، افزایش امید، پرداخت مطالبات فرهنگیان و پروژه مهر تلاش کردم و این تلاش را با تمام توان ادامه خواهم داد
وی افزود: در دوره سرپرستی تلاش کردم تا انسجام آموزش و پرورش از بین نرود و در این مدت کوچک ترین واگرایی از اعضای شورای معاونان و همکاران ندیدم و با وجود آرامش حاکم، تمام تلاش همکارانم بر حل مسایل آموزش و پرورش در فصل تابستان بوده است تا بازگشایی مدارس باشکوهی در اول مهرماه داشته باشیم .
سرپرست وزارت آموزش و پرورش اذعان کرد: از ویژگی های حاجی میرزایی تدین، شخصیت سالم و استحکام شخصیتی است.
حسینی در ادامه اضافه کرد: نظام تعلیم و تربیت با بسیج همه امکانات کشور قطعا به موفقیت دست پیدا خواهد کرد و برای رسیدن به این هدف نیاز به تقسیم کار ملی است.
سرپرست وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه بیش از ٨٠ درصد ثبت نام دانش آموزان انجام گرفته است، گفت: تمام کتب درسی چاپ شده است و ١٢ هزار مدیر جدید الانتصاب برای آغاز سال تحصیلی آینده آموزش دیده اند، همچنین ٢٠هزار دانشجو معلم اول مهرماه به مدارس خواهند رفت.
وی با اشاره به اینکه باید در سال تحصیلی آینده روی دوکار تمرکز انجام گیرد،گفت: این دو اقدام در حوزه های آسیب های اجتماعی و اجرایی سازی سند تحول بنیادین است لذا در حوزه اجرایی شدن سند تحول بنیادین در مناطق آموزشی میز سند تحول بنیادین با حضور شرکا شکل می گیرد و در حوزه آسیب های اجتماعی میز نماد در مناطق آموزش و پرورش تشکیل خواهد شد.
حسینی افزود: در کنار خیرین مدرسه ساز کارگروه تسهیل خیرین مدرسه ساز شکل گرفته است و در تلاش هستیم تا در سال تحصیلی آینده خیرین آموزشی ، خیرین فنی حرفه ای و خیرین دانش آموزی را داشته باشیم.
سرپرست وزارت آموزش و پرورش با اشاره به اینکه نظام تعلیم و تربیت براساس قوانین عام قابلیت اداره شدن ندارد و نیاز به قانون خاص دارد، اظهار کرد: نظام تعلیم و تربیت باید از زیر بار فشار برنامه درسی آموزش زده نجات پیدا کند، ساختار متمرکز ، عمودی و بروکراسی آموزش و پرورش باید شکسته شود تا فاصله ستاد و مدرسه کاهش پیدا کند، خلق منابع درآمدی قانونی ظرفیت ساز مورد توجه قرار بگیرد و از منابع متعدد ثروت برای تامین اعتبار استفاده کنیم .
حسینی با اعلام این خبر که هفته آینده در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات با ویدیو کنفرانس، هوشمندسازی مدارس را کلید خواهیم زد، تاکید کرد: در شورای عالی آموزش و پرورش، طرح شورای مناطق محروم، عشایری و مناطق مرزی به تصویب رسیده است لذا باید هدفگذاری ویژه بر روی آنان صورت بگیرد تا عدالت آموزشی وجود داشته باشد.
سرپرست وزارت آموزش و پرورش در پایان گفت: از راهنمایی مقام معظم رهبری همیشه استفاده کرده ام و همواره پایبند به اصول و ارزشها بوده ام و از همراهی مدیران، معلمان، کارشناسان، اعضای هئیت دولت و نمایندگان مجلس شورای اسلامی در دوران سرپرستی کمال تشکر را دارم.

حاجی میرزایی: براساس روش خرد جمعی به حل مشکلات آموزش و پرورش خواهیم پرداخت
در ادامه نشست شورای معاونان وزارت آموزش و پرورش محسن حاجی میرزایی؛ وزیر پیشنهادی رییس جمهور به مجلس برای وزارت آموزش و پروش اظهار کرد: مدتی از آموزش و پرورش دور بوده ام اما امروز در این جمع احساس غربت نمی کنم. علاقه مند بودم که استمرار همکاری سید جواد حسینی را در وزارت آموزش و پرورش داشته باشیم و حداکثر مقاومت را برای آمدن به وزارت آموزش و پرورش داشتم اما تقدیر بر این بود که به عنوان گزینه دولت برای نظام تعلیم و تربیت به مجلس معرفی شوم.
وی در ادامه افزود: امروز با عزم جدی و مصمم با تمام توان آمده ام و اگر تقدیر الهی بر این باشد که در مجموعه آموزش و پرورش باشم تمام توان و بضاعت خود را در اختیار این مجموعه قرار خواهم داد.
حاجی میرزایی با بیان اینکه هیچ انگیزه ای به جز برداشتن باری از مجموعه آموزش و پرورش ندارم، گفت: برنامه وزرای سابق آموزش و پرورش دارای موضوعات مشترکی است، ممکن است آرایش مطالب و معماری مباحث تغییر پیدا کند اما مشخصا در تمامی آنها نظام تعلیم و تربیت درگیر چند مشکل است.
وی خاطرنشان کرد: باید تمام توان خود را به کار بگیریم تا زمان تحویل مسیولیت به فرد دیگری مشکلات کمتر شده باشد و روش بنده بر اساس خردجمعی خواهد بود لذا برای دست یابی به اهداف تعلیم و تربیت از گفتگو و تصمیم گیری جمعی استفاده خواهیم کرد.
حاجی میرزایی در پایان با اشاره به نکات موجود در برنامه وزرای سابق، اظهار کرد: در برنامه های تمامی وزرا این نکته وجود داشته است که اگر آموزش و پرورش را به موضوع جامعه تبدیل نکنیم نمی توانیم در برنامه ها و فعالیت ها پیشرفتی داشته باشیم .
معاونت روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت آموزش و پرورش
پایان پیام/

در میان تقویم شلوغ و پر مناسبت رسمی کشور، روز و هفته ای هم زیر عنوان "تکریم بازنشستگان" خودنمایی می کند.در واژه نامه های پارسی، تکریم به گرامی داشتن،گرامی کردن، بزرگوار شمردن و سپاسگزاری شایسته، معنا شده است. به یقین هدف پیشنهاد دهندگان و تصویب کنندگان این نامگذاری،فرهنگ سازی و ترغیب دولتمردان به سپاس شایسته و بایسته از جایگاه و منزلت رفیع بازنشستگان بوده است.
ناگفته پیداست که در فرآیند پاسداشت و جبران زحمات، سهم پیشکسوتان فرهنگی کشور، به دلیل ارتباط موثر با آینده سازان جامعه،نقش آفرینی مستقیم در روند تعلیم و تربیت و مواجهه پرمخاطره با دانش آموزان در اوج حساسیت سنی، باید با سطح تلاش و رنج طاقت فرسای این قشر همخوان باشد.
تغییر ذائقه های فرهنگی، رشد آسیب های اجتماعی، مشغله های ذهنی خانواده، ظهور الگوهای فرهنگی جدید، استفاده مخرب از وسایل ارتباطی و فقدان برنامه های انگیزش تحصیلی،جامعه معلمان کشور را در بزنگاهی تاریخی با کوهی از مرارت از شیوه تدریس جذاب گرفته تا کنترل رفتارهای پرخاشگرانه و کتاب ستیز دانش آموز،کمبود سرانه، فقدان امکانات و تجهیزات آموزشی و ورزشی، کاهش منزلت اجتماعی معلم و ده ها دشواری دیگر مواجه ساخته است. اما همین معلم پس از سه دهه فعالیت در این مسیر پرتلاطم، دور دیگری از سختی و نامرادی را تجربه خواهد کرد.

در بسیاری کشورها،کارمندان در دوره بازنشستگی به دنبال تفریحات سالم، مطالعه، ورزش، مسافرت و در یک جمله لذت از روزگار باقی مانده عمر هستند اما در ایران مهمترین دغدغه یک بازنشسته، یافتن شغل دوم و سوم برای تامین معیشت خانواده،درمان بیماری و ساماندهی آینده فرزندان در زمینه اشتغال، مسکن و ازدواج است.
سال هاست که پیشکسوتان فرهنگی خواستار همترازی حقوق و مزایای بازنشستگان همه نهادهای دولتی، افزایش حمایت های بیمه ای، ترمیم حقوق بر اساس نرخ واقعی تورم، ارتقای سطح حقوق فراتر از خط فقر، اجرای بی کم و کاست قانون مدیریت خدمات کشوری، اعمال افزایش حقوق مطابق با حقوق و مزایای شاغلین،اولویت استخدام فرزندان فرهنگی، برقراری رتبه بندی و پرداخت سریع پاداش معلمان بازنشسته هستند اما به هیچ یک از درخواست های به حق آنان پاسخ مثبت داده نشده است .
اکنون بار دیگر، دولتمردان در برابر این پرسش قرار گرفته اند که سهم بازنشستگان فرهنگی از بودجه سالانه کشور چند درصد است و فارغ از شعار و وعده،چه گام عملی برای رفع دغدغه های روزافزون حقوقی، معیشتی و منزلتی بازنشستگان آموزش و پرورش برداشته اند؟

در این سال ها، بازنشستگان با برگزاری تجمعات آرام در مکان هایی چون: مجلس شورای اسلامی، وزارت کار و صندوق بازنشستگی کشوری،بی اعتنا به جریان سازی های سیاسی، با طرح شعارها و بیان مطالبات صنفی، صدای اعتراض خود را به گوش مسئولان رسانده اند.
آیا وقت آن نیست که صدای دردمندانه بازنشستگان کشور شنیده شود؟
برنامه مسئولان برای افزایش قدرت خرید بازنشستگان در این توفان تورمی چیست؟
آیا دورهمی چند بازنشسته و مسئول،گره ای از کار فرو بسته این قشر باز خواهد کرد؟
بی تردید مشکل بازنشستگان با نام گذاری های صوری و بی پشتوانه، برگزاری مراسم نمایشی و اهدای چند شاخه گل و صدور تقدیرنامه، حل نخواهد شد؛ بلکه تنها و تنها پذیرش مطالبات بازنشستگان، استیفای حقوق و وضع قوانین اصلاحی در این حوزه، نقطه پایان داستان تکراری و ملال آور مصائب و معضلات بازنشستگان آموزش و پرورش خواهد بود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در روزهاي گذشته ارائه آماري جديد از مهاجرت «نخبگان»، يکبار ديگر بحث مهاجرت «تحصيلکردگان ايراني» را مورد توجه قرار داد. براساس آخرين مطالعات انجام شده در بنياد ملي نخبگان، مهاجرت قطعي برترينهاي کنکور و المپيادهاي علمي کشور به طور چشمگيري در حال کاهش است. طبق آمارهاي بنياد ملي نخبگان، خروج نخبگان از کشور در سالهاي 95 تا 97 در مقايسه با سالهاي 90 تا 92 با روند کاهشي روبرو شده است.
بر اساس گزارش سازمان مهاجرت آمريکا (USIS) در مجموع ۲۶۱ ميليون مهاجر در کشورهاي ديگر زندگي ميکنند که ايران با نرخ مهاجرت 1 / 1 درصد در رتبه سي و سوم دنيا قرار گرفته است. طبق آمار منتشره از پايگاه خدماتآموزشجهاني (WES) در سال 201۷ امريکا ميزبان بيش از 6 / 4 ميليون دانشجوي خارجي بوده است که ۵۳ درصد آنها از قاره آسيا بوده و دانشجويان ايراني 7 / 2 درصد از تعداد کل دانشجويان وارد شده به آمريکا را تشکيل ميدهند.
در حال حاضر حدود ۵۳ هزار دانشجوي ايراني در خارج از کشور مشغول تحصيل و کار ميباشند که اين معادل 2 / 1 درصد از کل دانشجويان ايران است. همچنين بر اساس گزارش بينالمللي مهاجرت سازمان ملل (UNIS) در سال 2017 از ميان کشورهايى که به دليل در اختيارگذاشتن امکانات پژوهشى و رفاهى به صاحبان انديشه بيشترين نخبگان ايرانى را به خود جذب کردهاند، آمريکا، آلمان و کانادا به ترتيب رتبههاي اول تا سوم را به خود اختصاص دادهاند. به گفته جامعهشناسان و کارشناسان اجتماعي خروج نخبگان علمي علاوه بر ابعاد اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي ميتواند منجر به از دست دادن خزانه ژني چنين افرادي در جامعه و کاهش هوش ملي در طي نسلها شود .
به نظر کارشناسان مساله مهاجرت نخبگان موضوع پيچيده و چندلايهاي است که نميتوان آن را به يک يا چند عامل قاطع و تعيينکننده محدود کرد و بسياري از تحليلهاي ارائه شده مبتني بر سير نزولي مهاجرت نخبگان، تطابق کافي با واقعيات نداشته و يا از دقت کافي برخوردار نيستند.
به باور صاحب نظران مسائل اجتماعي مهمترين دليل کاهش خروج نخبگان از کشور، بيش از آنکه نتيجه عدم تمايل آنان به مهاجرت باشد، در اثر تغيير برنامه مهاجرت و شيوه مهاجرپذيري اتفاق افتاده است. چراکه آمار و ارقام مربوط به پديده فرار مغزها هنوز قابل تامل و نگران کننده است و تعداد قابل توجهي از دانشآموختگان علمي هنوز تمايل دارند به کشورهاي پيشرفته مهاجرت کنند. در سال 1397 طبق آمار منتشره از سوي سازمان دانشجويي کشور، ۲۳ هزار نفر دانشجو مدرک خود را جهت خارج از کشور تبديل مدرک کردند که اغلب از دانشجويان ممتاز دانشگاه تهران و اميرکبير بودهاند.
مساله مهاجرت نخبگان و فرار مغزها پديده بسيار پيچيده و چند وجهي است و عوامل بسياري در بروز اين آسيب اجتماعي موثرند. از جمله مهمترين دلايل مهاجرت نخبگان ايراني ميتوان به عواملي چون فرصتهاي شغلي محدود و نبود نظام شايستهسالاري، نداشتن امكانات علمي-پژوهشي مناسب و پيشرفته، مسائل اقتصادي و نبودن امكانات رفاهي اشاره کرد.
متاسفانه در تمام اين سالها، پديده «مهاجرت متخصصين و نخبگان» به ديگر كشورها به عنوان يک آسيباجتماعى به طور زيربنايي و جدي مورد بررسي و تجزيه و تحليل دولتها و سياستگذاران کلان نظام قرار نگرفت تا افزايش قابل تامل و نگران کننده خروج دانش آموختگان دانشگاهها از کشور، به يک مسئله سياسي مهم تبديل شود.
اگرچه اين روزها پديده «چرخش مغزها» به سبب انتقال دانش و نوآوري از يک سو و از سوي ديگر توسعه و رشد اقتصادي اهميت جهاني پيدا کرده است اما بايد به اين نکته توجه داشت که مهاجرات از يک کشور به يک کشور ديگر، مخصوصا «مهاجرت نخبگان علمي» ميتواند اثرات منفي بر کشور مهاجر فرست داشته باشد.
به گفته جامعهشناسان و کارشناسان اجتماعي خروج نخبگان علمي علاوه بر ابعاد اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي ميتواند منجر به از دست دادن خزانه ژني چنين افرادي در جامعه و کاهش هوش ملي در طي نسلها شود. از سوي ديگر پديده فرار مغزها منجر به كاهش نيروهاي علمي در نتيجه عقب افتادگي كشور و وابستهتر شدن به جوامع پيشرفته را به دنبال خواهد داشت.
پيشرفت و توسعه يک کشور مرهون پيشرفت و توسعه فناوري و نيز نيروي انساني ماهر، نخبه و کارآزموده است. فرار مغزها در واقع، فرار سرمايههاي انساني است؛ سرمايههايي که با صرف هزينهگزاف به دست ميآيد و فرار اين نيروها به آن معناست که جامعه از علم، تخصص و مهارتهاي فني آنان محروم ميماند. درواقع سرمايه بسيار ارزشمندي به نام نيروي انساني متخصص که هزينههاي بسيار زيادي صرف تربيت آنها شده است دقيقا در زماني که بايد به ثمر بنشيند با بيبرنامگي و ضعفهاي ساختاري تقديم کشورهاي توسعهيافته ميشود.
بيشک خروج تعداد قابل توجهي از متخصصين و نخبگان ايراني نميتواند موضوع کماهميتي باشد و پيامدهاي بسيار ناگوار آن تبعات بسياري براي کشور داشته و خواهد داشت. از آنجاييکه نيروي انساني متخصص و ماهر يكي از اساسيترين شاخصهاي توسعه يافتگي كشورها محسوب ميشود، بنابراين لازم است با برنامهريزي بلند المدت و سياست گذارىهاى جديد و تغيير برخي سازوکارها تلاش شود که دانشگاهها و دانشگاهيان از يک منزلت و جايگاه حقيقى و بسيار بالاترى در کشور برخوردار باشند تا شايد در آينده شاهد وضعيت بهتري در اين مورد باشيم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید


آنچه عیان است از نظر نگارنده این مطلب است کسی که داعیه فرهنگ و فرهنگی بودن دارد نباید و نمیتواند نسبت به اوضاع جامعه علی رغم وجود مشکلات اقتصادی و معیشتی و دیگر عوامل بی تفاوت باشد (هر چند منکر آن نمیتوان شد که خیل عظیمی از مشکلات رمق از پیکر نیمه جان فرهنگیان گرفته است) لااقل ابتدا در پیشگاه الهی و وجدان خود و سپس برای کسانی که در آینده میآیند و در این کسوت قرار میگیرند این پاسخ را داریم که در حد خود برای بهبود شرایط در هر جایگاهی که هستیم تلاش کردهایم.
به عنوان نمونه مبحث اعمال حداقل حقوق برای دانشجومعلمان شاغل در دانشگاه فرهنگیان ذکر میگردد.
زمانی که همین بحث در محافل مختلف و به ویژه فضاهای دانشجویی دانشگاه فرهنگیان مطرح گردید بودند و شاید هنوز هم هستند کسانی که به هیچ وجه از پیگیری حقوق خود استقبال نکرده و حتی گاها موجبات دلسردی سایرین را نیز فراهم میآوردند!
در این نوشتار قصد تحقیر، تخریب و یا دو قطبی کردن فضاهای دانشجویی را نداریم بحث صرفا چرایی و دلیل دلسردی و بی تفاوتی دانشجویان آن هم در این سطح است در حالی که الحمدلله با تلاش و پیگیری های دوستان و البته تک تک حاضرین در پیگیری این مهم چه در فضای مجازی و چه به صورت حضوری دیدیم که با عقلانیت و گفتمان منطقی مستدل مسئولین امر نیز پذیرفتند که این امر صورت پذیرد و ندای به حق دانشجویان را شنیدند.
آیا این مورد نمیتواند شروعی باشد برای اصلاح اموری که نیازمند اصلاح است؟!
با همراهی همگی دانشجویان و به دور از جو زدگی های موجود ثابت شد با فعالیت هدفمند و به دور از توهین و جنجال های پوشالی مطالبهگری میتواند راهی درست،قانونی و سهل الوصول برای رسیدن به هدف و احقاق حقوق و اصلاح امور باشد.
به نظر اینجانب آنچه در منویات مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم انقلاب مورد تاکید و انتظار است به ویژه از جوانان که حقا حلقه گمشده بین مردم و مسئولین است عدالتخواهی و مطالبهگری قانونمدارانه است و کلام آخر :
حقیقت مبرهن غیر قابل انکار این است :
با عدم مطالبه گری و پیگیری برای اصلاح امور به هیچ وجه اتفاق مثبتی نخواهد افتاد و بهبودی حاصل نخواهد شد و طرز تفکر خاموشی و بی تحرکی در برابر شرایط نامساعد و نامناسب محکوم به شکست است.
( اصل اساسی و مهم هر مطالبهگری:عقلانیت،گفتمان منطقی و قانونمندی و قانون مداری است چرا که بی تردید کسی که داد عدالت و مطالبهگری سر میدهد ابتدا خود مقید به حق و رعایت قانون باشد. )
نیک به خاطر دارم در آغاز دور دوم دولت و پس از کنار گذاشتن دانش آشتیانی؛ گزینه های متعددی برای معرفی به مجلس جهت تصدی وزارت مطرح شدند و در نهایت گزینه ای که اصلا کسی فکرش را نمی کرد به مجلس معرفی شد و همگان را در بهت و حیرت فرو برد.
بطحایی که سال ها بر مهم ترین معاونت وزارتخانه تصدی داشت و به عنوان معاونت پشتیبانی و مالی وزارت مسوول حصول نتایج و وضعیت فشل فعلی عریض و طویل ترین ارگان حیاتی کشور بود و بایست در قبال مسایلی همچون تاراج صندوق ذخیره فرهنگیان و بسیار موارد دیگر پاسخگو می بود؛ به عنوان نوشدارویی شفابخش توسط دولت به مجلس و اذهان عمومی فرهنگیان معرفی شد و متاسفانه با رای بالایی به دلیل برخی ملاحظات نمایندگان تثبیت گردید.
امروز بار دیگر تاریخ در اولویت نبودن و تساهل و تسامح برای آموزش و پرورش تکرار شد و کنار گذاشتن سید جواد حسینی توسط دولت تدبیر و امید نشانگر این واقعیت است که عزمی در جهت بهبود وضعیت آموزش و پرورش در حاکمیت وجود ندارد حتی دایره انتخاب آن قدر محدود شده که داعیه داری احقاق مطالبات معلمان نیز جرم محسوب می گردد. جرمی که به حذف و کنار گذاشتن فردی که از جنس معلمان بود و در همین مجموعه رشد و پرورش یافته بود؛ منجر شد.
بایست روزی که سید جواد حسینی دستور تعیین ارزش معاملاتی املاک و دارایی های صندوق ذخیره را داد و به معلمان این آگاهی را داد که حتی سرمایه های خودشان نیز در بی مدیریتی مسوولان به تاراج رفته است و امثال حاجی بابایی رییس فراکسیون آموزش در برابر وعده اجرای رتبه بندی توسط او جبهه گیری کردند؛ متوجه می شدیم که حسینی دچار اشتباه استراتژیک شده و در چشم منفعلان و منفعت طلبان و تنگ نظران همچون خاری قرار گرفته و همچون فعالان و مطالبه گران صنفی معلمان از خطوط قرمز انفعال و تساهل و تسامح در احقاق حق معلمان عبور کرده و مجرم است.
آری؛ جرم بزرگی مرتکب شده و آن دگراندیشی ست. جرم عدم انفعال و پایمردی در اخذ بودجه و اصلاح مدیریت نیروی انسانی. نگرشی که می توانست با مطالبه گری و پیگیری قاطعانه و مدیریت جهادی اوضاع نابه سامان آموزش و پرورش را دگرگون و امید را به اردوگاه معلمان بازگرداند. امیدی که در آغاز دور دوم دولت تدبیر و امید برای فرهنگیان به نومیدی بدل گشته بود.

روزی که فرشیدی وزیر دولت احمدی نژاد فرمود که برخی ارکان نظام نسبت به معرفی حسینی ملاحظاتی دارند و قطعا او به عنوان وزیر به مجلس معرفی نمی گردد بایست متوجه می شدیم که باز هم عده ای از پشت پرده در حال اعمال نفوذ بر حیاتی ترین ارگان انسان ساز کشورند و مثل همیشه با ایدیولوژیک نگریستن به قضایا و تحت فشار قرار دادن دولت ؛ تیشه بر ریشه نهاد تعلیم و تربیت زده و خواهد زد. گرچه این تفاسیر هیچ از قصور دولت در هردو مورد معرفی وزیر آموزش و پرورش نخواهد کاست.
تاریخ برای آموزش و پرورش دوباره تکرار شده و باز هم فردی نالایق جهت تصدی وزارت به مجلس معرفی شده اما این بار معلمان از نمایندگان خود در مجلس شورای اسلامی خواستارند که با عدم رای اعتماد به گزینه معرفی شده توسط دولت از سید جواد حسینی و افکار عمومی معلمان و میلیون ها دانش آموز؛ اعاده حیثیت نمایند.
قطعا اگر حقی به جهت وکالت مردم بر گردن نمایندگان بوده و هست؛ امیدواریم در این فقره به نیکی مصالح کشور و معلمان و دانشآموزان را بر ملاحظات سیاسی و جناحی ارجحیت داده و نگذارند به بهانه نزدیکی مهرماه و شروع سال تحصیلی؛ تساهل و تسامح و بی لیاقتی بر مدیریت آموزش و پرورش منصب دار گردد و بدانند که معلمان قطعا در سال منتهی به انتخابات رای تک تک آنان را رصد خواهند نمود و تایید گزینه پیشنهادی دولت به مثابه مردودی تمام آنان خواهد بود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید